فهرست مطالب

- سال هفتم شماره 24 (تابستان 1397)
- تاریخ انتشار: 1397/05/08
- تعداد عناوین: 6
-
-
صفحات 5-6سابقه جامعه شناسی بسیار طولانی تر از مددکاری اجتماعی است. در اواخر قرن هجده رویکردهای انتقادی در خصوص عدم کاربردی بودن جامعه شناسی زمینه را برای شکل گیری و توسعه حرفه مددکاری اجتماعی فراهم نمود. مددکاری اجتماعی در مراحل آغازین بیش از هر چیز بر مداخلاتی که به مشکل گشایی منتهی می شدند، متمرکز بود و ضعف پایه های نظری برای مداخلات آن ها بارها از جانب جامعه شناسان مورد انتقاد قرار می گرفت. (1)
نکته قابل توجه این بود که مددکاران اجتماعی با اولویت تلاش می کردند برای مشکلات اجتماعی راه حل های عملی بیابند و آن ها را به اجرا درآورند. جامعه شناسان معتقد بودند مددکاران اجتماعی به طور اجتناب ناپذیری باید از روش های ابداع شده در جامعه شناسی بهره بگیرند. آنچه در واقعیت روی داد این بود که مددکاری اجتماعی تلاش کرد از دانش تولید شده در رشته های دیگر به منظور ارائه پاسخ عملی و به اجرا در آوردن مداخلات موثر برای مواجهه با مشکلات اجتماعی بهره گیرد. به این ترتیب می توان ردپای دانش تولید شده در رشته هایی مانند جامعه شناسی، روانشناسی و مردم شناسی را در مددکاران اجتماعی جستجو کرد.
اگرچه در آموزش مددکاران اجتماعی از جامعه شناسی بهره گرفته می شود، جامعه شناسی در آموزش آکادمیک از دانش و تجربه مددکاری اجتماعی استفاده نکرده است. گویا جامعه شناسی خود را بی نیاز از دانش و تجربه های عملیاتی می داند. این در حالی است که جامعه شناسی کاربردی یکی از شاخه های جامعه شناسی است که تلاش هایی برای نزدیک کردن نظریه های این رشته به عمل صورت داده است اما دامنه عملکرد جامعه شناسی کاربردی به هیچ وجه قابل مقایسه با مددکاری اجتماعی نبوده است. با وجود ظهور جامعه شناسی کاربردی به نظر می رسد همچنان جامعه شناسی بر ابعاد نظری تاکید دارد و از ورود به عرصه های عملیاتی اجتناب می ورزد. شرایط زمانی وقتی پیچیده می شود که جامعه شناسان در جامعه ای مانند ایران همچنان بر نظریه هایی که در کشورهای توسعه یافته مطرح شده اند، متمرکز می شوند و از ارائه نظریه های جامعه شناسی بومی باز می مانند. در چنین وضعیتی عملیاتی کردن نظریه هایی که شرایط بومی جامعه در آن ها لحاظ نشده است، دشوار و گاه نشدنی خواهد بود.
مددکاری اجتماعی در مقایسه با جامعه شناسی برای بومی سازی مدل ها و مداخلات خود در ایران به طور چشمگیری فعالتر عمل کرده است. به طور مشخص در دهه اخیر تعداد زیادی از پژوهش ها و دانش تولید شده در رشته مددکاری اجتماعی بر طراحی مدل های بومی و کارآزمایی بالینی و اجتماعی آن ها متمرکز بوده است. (10،9،8،7،6،5،4،3،2و11)
تبدیل نظریه به عمل در مددکاری اجتماعی به عنوان یک رکن اساسی مورد توجه قرار دارد. از این رو مددکاران اجتماعی حتی هنگام ارائه نظریه و طراحی مدل، به جنبه های عملیاتی آن ها توجه می کنند. اگرچه مداخلات مددکاران اجتماعی در سطوح خرد بیشتر جلب توجه می کنند، آن ها تغییرات در سطوح میانه و کلان را با مشارکت فعال در زمینه هایی مانند طراحی سیاست های اجرایی دنبال کرده اند. در همین راستا مددکاران اجتماعی با تعامل با سازمان های ارائه دهنده خدمات اجتماعی و راهنماهای بومی مداخلات در سطوح فردی، گروهی، خانوادگی و اجتماعی را طراحی کرده اند. (12و13) بسیاری از این راهنماها توسط سازمان های مذکور در دستور کار قرار داده شده اند و پس از آموزش مددکاران اجتماعی برای ارائه خدمت به جامعه هدف مورد بهره برداری قرار می گیرند. در واقع مددکاران اجتماعی سعی کرده اند نقشی پیشرو در حوزه اجتماعی ایفا نمایند و برای این منظور تلاش کرده اند با تولید دانش کاربردی، بومی و به روز نیازهای حرفه ای در حوزه مددکاری اجتماعی را پاسخ دهند.
نظریه های متقدم در مددکاری اجتماعی عموما ریشه در نظریه های جامعه شناسی یا روانشناسی داشتند. متاسفانه نمی توان ادعا کرد جامعه شناسی و روانشناسی در ایران بومی شده اند اما به نظر می رسد مددکاری اجتماعی در ایران از قابلیت های لازم برای ارائه نظریه ها و مدل های علمی بومی و کاربردی نمودن آن ها برخوردار است و می توان پیش بینی کرد که مددکاری اجتماعی از جمله اولین رشته هایی خواهد بود که در حوزه اجتماعی با ارائه نظریه های بومی ابتکار عمل را برای ارتقای وضعیت اجتماعی در ایران به دست گیرد.کلیدواژگان: مددکاری اجتماعی، جامعه شناسی، نظریه های بومی -
صفحات 7-14مقدمه
در هر جامعه سلامت اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنیان جامعه سالم و پیشرفت آن نیازمند جامعه ای برخوردار از سلامت در تمامی ابعاد آن، از جمله جسمی، روانی و اجتماعی است. از این رو، هدف مقاله حاضر بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با سلامت اجتماعی بوده است.
روشمطالعه حاضر توصیفی و روش آن همبستگی بود، جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان متوسطه دوم بین سنین پانزده تا هجده سال، که در سال 1396 در شهرستان بابلسر مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داده اند. از بین آنان چهارصد دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد سلامت اجتماعی کییز و سرمایه اجتماعی ناهاپیت وگوشال استفاده شده است. داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه و معادلات ساختاری (نرم افزار لیزرل) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایجیافته ها نشان دادند که همبستگی بین سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی هفتاد و چهار صدم می باشد،که بیانگر رابطه مستقیم و بالای این دو متغیر بود. همچنین بیشترین بعد اثرگذار سرمایه اجتماعی بر سلامت، بعد ارتباطی بود. متغیر زمینه ای پایه تحصیلی با سلامت اجتماعی دارای رابطه معنادار بود و جنسیت دانش آموزان با سلامت اجتماعی آنان رابطه معناداری نشان نداد. همچنین میانگین سرمایه اجتماعی02/4 و سلامت اجتماعی82/3 اندکی بالاتر از سطح متوسط (که برابر با عدد سه بود) برآورد گردید.
بحث و نتیجه گیریبا توجه به تاثیر مستقیم سرمایه اجتماعی بر سلامت اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی جامعه به ویژه برای دانش آموزان پیشنهاد می شود.
کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، سلامت اجتماعی، توسعه، دانش آموزان، روابط اجتماعی -
صفحات 15-22مقدمهسرطان یکی از حوادث تنشزای زندگی است که اثرات منفی روی کیفیت زندگی به جا می گذارد و نیاز به حمایت اجتماعی را افزایش می دهد. حمایت اجتماعی ابزاری است که ممکن است کیفیت زندگی و نحوه برخورد با سرطان را در بیمار تغییر دهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی انجام شده است.روشاین پژوهش از نوع مطالعات مقطعی تحلیلی بوده و با رویکرد کمی به روش پیمایشی و از طریق پرسشنامه محقق ساخته حمایت اجتماعی (ترکیبی از پرسشنامه حمایت اجتماعی MOS و سعیده گروسی) و پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت SF-36 اجرا شد. جامعه مورد مطالعه، بیماران مبتلا به سرطان شهر کرمان بودند که در مدت شش ماه (زمان نمونه گیری) هزار و چهارصد نفر برآورد گردید. حجم نمونه پژوهش نیز براساس فرمول کوکران سیصد نفر تخمین زده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS21 و آزمون های پیرسون به همراه تحلیل رگرسیون چندگانه انجام گرفت.نتایجنتایج این تحقیق حاکی از این بود که بین حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی رابطه معنادار وجود دارد. (01/0>P) تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که بعد عاطفی (مهربانی و همدلی) حمایت اجتماعی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی کیفیت زندگی بیماران می باشد.بحث و نتیجه گیریبه طور کلی مطالعه حاضر نشان داد که یکی از ابزارهایی که بیماران سرطانی می توانند جهت ارتقای کیفیت زندگی و غلبه کردن بر بیماری شان از آن بهره گیرند، حمایت اجتماعی است. با توجه به نتایج، تدوین یک برنامه جامع مراقبتی در بیماران مبتلا به سرطان به همراه افزایش حمایت اجتماعی برای ارتقای کیفیت زندگی شان پیشنهاد می گردد.کلیدواژگان: سرطان، حمایت اجتماعی، کیفیت زندگی، شهر کرمان
-
صفحات 23-31مقدمهاعتیاد به مواد مخدر، طی دهه اخیر یکی از مهمترین بحران های بهداشتی و اجتماعی بوده است. یکی از انواع اعتیاد که این روزها در بین جوانان رواج یافته، اعتیاد به ناس است. با توجه به افزایش گرایش جوانان به ناس، هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه های زیستی جوانان از مصرف ناس بود.روشاین مطالعه به شیوه کیفی انجام گرفت و در آن از روش پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه پژوهش را جوانان شهر کرمان تشکیل داده اند. بیست شرکت کننده با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود که با رضایت مشارکت کنندگان ضبط و بازنویسی شد وبه روش کلیزی تجزیه و تحلیل گردید.نتایجدر طی فرایند بررسی تجربه های زیسته جوانان از مصرف ناس مضمون اصلی عوامل فردی با سه درون مایه “جذابیت های حسی، باور غلط و ریسک و هیجان خواهی” و مضمون اصلی عوامل اجتماعی با درون مایه های “مشکلات خانوادگی، در دسترس بودن و تاثیر پذیری از همسالان” استخراج گردید.بحث و نتیجه گیریاین پژوهش با توصیف عوامل تعیین کننده مصرف ناس، ریشه های چنین مصرفی را علاوه بر عوامل فردی به عوامل اجتماعی نیز مرتبط می داند. بنابراین پیشنهاد می گردد مسئولین کشوری به این مشکل به صورت یک فوریت و اولویت بهداشتی توجه نمایند و ضمن استفاده از روش های موثر جهت آموزش و آگاه نمودن مردم و خانواده ها از عوارض مصرف ناس و برنامه ریزی جهت فراهم نمودن سرگرمی های مطلوب و در دسترس برای جوانان، با برگزاری کلاس مهارت های زندگی، نه گفتن را به جوانان آموزش دهند تا مصرف این ماده مخدر کاهش یابد.کلیدواژگان: ناس، جذابیت های حسی، باور غلط، ریسک و هیجان خواهی
-
صفحات 32-39مقدمهاختلالات طیف اتیسم یکی از اختلالات دوران کودکی است که تاثیرات شدیدی بر زندگی و سلامت روانی اجتماعی خانواده بر جا می گذارد. از جمله آن ها می توان به سطوح بالای اضطراب، استرس، انزوا و بلاتکلیفی والدین و دیگر اعضای خانواده اشاره نمود. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و سبک های مقابله ای مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام گردید.روشدر این مطالعه شبه آزمایشی تعداد سی نفر از مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم که در مرکز توانبخشی کودکان آفتاب شهر قدس دارای پرونده بوده و تحت آموزش و حمایت قرار داشتند، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. بعد از انجام پیش آزمون و شرکت گروه آزمایش در هشت جلسه ذهن آگاهی از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. در این پژوهش، پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36 و سبک های مقابله ای لازاروس مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روش های آماری توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کواریانس چند متغیره) و به کمک نرم افزار تحلیل آماری SPSS23 انجام گردید.نتایجنتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نشان از تاثیر مثبت و معنی دار ذهن آگاهی بر روی کیفیت زندگی و سبک های مقابله ای مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم داشت. (05/0>P)بحث و نتیجه گیریاین مطالعه نشان داد ذهن آگاهی موجب ارتقای کیفیت زندگی و بهبود سبک های مقابله ای مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم می شود، لذا با تکیه بر این یافته ها اجرای این سبک از مداخله در مراکز مشاوره وکلینیک های مددکاری اجتماعی و بهزیستی توصیه می گردد.کلیدواژگان: ذهن آگاهی، کیفیت زندگی، سبک های مقابله ای، مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم
-
صفحات 40-45مقدمهبی خانمانی تجربه ای ناخوشایند است که برخی افراد خصوصا در شهرهای بزرگ به آن دچار می شوند. عوامل زیادی در پایداری بی خانمانی و تکرار آن تاثیرگذار است و شامل مجموعه زیادی از فاکتورهای فردی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی در زندگی فرد بی خانمان می شود. در این تحقیق رابطه برخی فاکتورهای فردی با دفعات و مدت بی خانمانی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.روشپژوهش حاضر یک تحقیق غیرآزمایشی و مقطعیست که با روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه انجام گردیده است، نمونه آماری شامل صد بی خانمان (هشتاد مرد و بیست زن) که به تناسب جمعیت زنان و مردان بی خانمان مستقر در دو گرمخانه خاوران و لویزان وابسته به شهرداری تهران انتخاب شده اند. از پرسشنامه های موجود در زمینه بی خانمانی پرسشنامه محقق ساخته ای تولید گردید، سپس اعتبار صوری و روایی محتوا مورد سنجش قرار گرفت و تایید شد. همچنین به منظور اعتماد بیشتر این پرسشنامه به شیوه مصاحبه تکمیل گردید.نتایجبین ویژگی های فردی و دفعات بی خانمان شدن رابطه معنادار قوی مشاهده نشد که نشان از تکرار بی خانمانی صرف نظر سن، جنسیت، تاهل، میزان ارتباط با خانواده، وضعیت اشتغال و ونحوه تامین هزینه زندگی است. برخی شرایط و ویژگی های این افراد با مدت بی خانمانی رابطه معنادار نشان داد، از جمله با افزایش ارتباط و حمایت عاطفی و مالی خانواده مدت بی خانمانی کم شده است. همچنین اشتغال عامل مهمی در کوتاه شدن دوره بی خانمانی است.بحث و نتیجه گیرییافته های این تحقیق، نتایج مطالعات پیشین را تایید می کند و مجددا بر نقش مهم ارتباط و حمایت خانواده، ترک اعتیاد و اشتغال تاکید می ورزد. مسلما برنامه های توانمندسازی و بسترسازی برای رفع بیکاری به همراه ترک اعتیاد و ایجاد تعلق عاطفی و خانوادگی برای افراد بی خانمان می توانند کمک شایانی برای این گروه طرد شده از جامعه باشد که دوباره برای سلامت خود و جامعه تلاش کنند.کلیدواژگان: بي خانماني، مدت بي خانماني، دفعات بي خانماني، فاکتورهاي فردي
-
Pages 7-14Introduction
Social health is a major issue in any society; because the foundation of a healthy society and its progress require a society with all types of physical, mental and social health. The present study investigated social capital and its dimensions, including structural, cognitive and relational dimensions as well as its underlying variables.
MethodsMethod of this study was correlational descriptive. The study population consisted of all the students between fifteen and eighteen years old living in Babolsar, Iran; in 2017. Using multistage cluster sampling four hundred individuals were selected as sample. T-test, F-test and structural equation modeling (LISREL) were used to test the hypotheses.
ResultsThe findings showed that there was a significant direct correlation between social capital and social health.(r=0.74) The "relational" dimension was the most influential dimension of social capital on social health. The Studying with demographic variables, education variable, was correlated to the dependent variable, but variable gender wasn’t correlated. Also, the mean scores of social capital and social health were slightly higher than average. (4.02, 3.82>3)
ConclusionsGiven the direct impact of social capital on health, we must work towards strengthening the social capital of society, especially for young people.
Keywords: Social Capital, Social Health, Students, Social Relationships -
Pages 15-22IntroductionCancer is one of the most stressful events in life that has negative effects on the quality of life; and increases the need for social support. Social protection is a tool that may alter the patient's quality of life and their encounter with cancer. This study aimed to investigate the relationship between social support and quality of life.MethodsThis was an analytical cross-sectional study with a quantitative approach, which conducted in a geodesic way through the social support self-made questionnaire (a combination of MOS and Saeedeh Garoosi social support questionnaires) and health-related quality of life SF-36 questionnaire. Validity and reliability of the questionnaires were measured through face validity and internal consistency. The study population consists of all cancer patients in Kerman; during the six-month of the sampling period, an estimated one thousand four hundred people had formed and according to population, the sample size of this study based on the Cochran formula was three hundred people. Data analysis were carried out using the SPSS21 and Pearson test with regression.ResultsThe results showed that there was a statistically significant association(p<0/01) between social support and quality of life. Regression analysis also showed that emotional aspect (kindness and empathy) of social support are able to directly predict the quality of life.ConclusionsIn general, this study showed that social support could be used to improve the quality of life of cancer patients to overcome their disease. According to the results, it is suggested to formulate a comprehensive care program alongside increasing social support in order to improve the quality of cancer patients.Keywords: Cancer, Social Support, Quality of Life, Kerman
-
Pages 23-31IntroductionDrug addiction has been one of the most important health and social crises in recent decades. One of the types of addiction that is prevalent among adolescents today is the addiction to Naswār, with the increasing youth tendency towards Naswār, the purpose of the present study was to investigate the lived experiences Naswār abuser adolescents.MethodsThis study was carried out in a qualitative way and the phenomenological method was used. Participants were selected among the youth of Kerman. Twenty participants were selected through purposeful sampling. Data collection method was a semi-structured interview that was rewritten with the consent of the participants and analyzed by Colaizzi method.ResultsDuring the process of reviewing the lived experiences of Naswār abuser adolescents, two main themes with three contexts each were extracted; the main theme of personal factors with three contexts "sensual seduction, misassumption, risk taking and looking for excitement" and the main theme of social factors, with three contexts "family problems, availability of drug, and influenceability by peers".ConclusionsBy describing the determinants of Naswār consumption, in addition to individual factors; this study found social factors as an important factor to such behaviors. Therefore, it is suggested to the national authorities to address this problem as an urgent and health priority; by using effective methods to educate and inform adolescents and their families about the side effects of Naswār; by facilitating suitable and accessible pastime; and by using life skill classes to teach them how to say no to drugs.Keywords: Nasw?r, Sensual Seduction, Misassumption, Risk Taking, Looking for Excitement
-
Pages 32-39IntroductionAutism spectrum disorders, as one of childhood disorders, have severe effects on life and family's social and physiological health. Including high levels of anxiety, stress, isolation and uncertainty in parents and other family members. The aim of this study was to investigate the effect of mindfulness-based therapy on quality of life and coping styles of mothers of children with autism spectrum disorder.MethodsIn this quasi-experimental study, thirty mothers of children with autistic spectrum disorder in Qods city were selected and randomly assigned to two experimental and control groups. After performing the pretest, the experimental group participated in the eight sessions of mindfulness awareness and afterward a posttest was performed. Data were collected using SF-36 quality of life and Lazarus coping styles questionnaires, and were analyzed by SPSS23 using descriptive statistics (mean, standard deviation and inferential statistics), multivariate covariance analysis.ResultsThe results of the data analysis indicated that mindfulness-based therapy had a positive and significant effect on the quality of life and coping strategies of mothers of children with autistic spectrum disorder. (P< 0.05)ConclusionsThis study showed that mindfulness can improve the quality of life and the coping strategies of mothers of children with autism spectrum disorders, so, based on these findings, it is recommended to implement this kind of intervention in consulting, social welfare centers and social work clinic.Keywords: Mindfulness, Quality of Life, Coping Strategies, Mothers of Children with Autism Spectrum Disorder
-
Pages 40-45IntroductionHomelessness is an unpleasant condition especially in big cities that some people are experiencing it. Many factors affect the frequency and permanency of homelessness, such as individual, familial, economic, social and environmental factors. In this research, the relationship between individual factors with the frequency and duration of homelessness were studied.MethodsThis study is a non-experimental study, which was conducted with survey method by a questionnaire, the sample included hundred homeless (eighty male and twenty female), which is proportional to the whole populations of homeless men and women deployed in two shelters (Khavaran and Lavizan) of Tehran municipality. From the existed questionaries around homelessness area of study, the researcher produced a questionnaire, then tested and approved its reliability and formal validity. To ensure about answers; the assessment tool (questionnaire) carried out by face to face interview.ResultsThere was no strong significant correlation between individual characteristics and frequency of homelessness; which shows the replications of homelessness occurs regardless of age, sex, marital status, relationship with family, employment status and type of providing cost of living; so it implies the strength of other social and family factors. Some conditions and characteristics of these people show a significant correlation with the duration of homelessness, such as increasing communication, emotional and financial support from the family; and also employment is important.ConclusionsThe findings confirmed the results of previous studies about the important role of the family, addictions, and employment. Certainly empowerment programs, such as treating addiction and developing family and emotional belonging with paving the way for the elimination of unemployment, can help homeless people to return to the community.Keywords: Homelessness, Duration of Homelessness, Frequency of Homelessness, Individual Factors