فهرست مطالب

پژوهش های ادب عرفانی (گوهر گویا) - سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 37، تابستان 1397)
  • سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 37، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/06
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محبوبه مباشری، شیرین پور ابراهیم ، لیلا ولی زاده پاشا * صفحات 1-35
    زبان دین کانون شکل گیری بسیاری از استعاره ها و راهیابی آن به ادبیات است. ادبیات به ویژه ادبیات عرفانی، از مفاهیم دین و مفهوم سازی های قرآنی تاثیر پذیرفته است. این مقاله باتوجه به استعاره های مفهومی، مفهوم سازی عشق را در شعر مولانا و تاثیر آن را از قرآن بررسی می کند. استعاره مفهومی یکی ازمهم ترین مباحث زبان شناسی شناختی است. با نظریه استعاره مفهومی می توان جنبه های بینامتنیت شعر مولانا با قرآن را از زاویه ای شناختی بررسی کرد. هدف این پژوهش، بررسی میزان تاثیرپذیری مولانا از قرآن در مفهوم سازی عشق است که با تطبیق مفهوم انتزاعی عشق در غزلیات شمس و قرآن به شیوه تحلیلی توصیفی به انجام می رسد. به همین سبب همه استعاره های عشق در سی غزل از غزلیات شمس و نیز بسیاری از آیات قرآنی با مفهوم محبت استخراج شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که مولانا در غزلیات از چه استعاره هایی برای مفهوم سازی عشق استفاده کرده و تا چه حد از استعاره های قرآنی بهره برده است. نتیجه بررسی نشان می دهد که در هر دو اثر، استعاره کلان «خداوند معشوق است» وجود دارد. در گفتمان ادبی شعری شمس، چهار استعاره «عشق کلید است» ، «عشق سفر است» ، «عشق گیاه است» و «عشق سلطنت است» شناخته شد. حوزه های مبدا نامبرده و نوع نگاشت ها بیانگر تاثیر عمیق قرآن بر زبان غزلیات شمس است.
    کلیدواژگان: قرآن، غزلیات شمس، استعاره مفهومی، عشق، کوچش
  • نعمت الله پناهی، محمود فتوحی رودمعجنی ، محمد تقوی * صفحات 37-58
    درد و رنج در جایگاه موضوعی فلسفی و دینی و روان شناختی، همزاد انسان است. این موضوع در مبحث خیر و شر به اسطوره ها و افسانه ها راه یافت و تاکنون نیز در مرکز توجه و چالش فلسفی و الهیاتی بوده است. در حوزه ادبیات و متون ادبی عرفانی نگاه به درد و رنج فراتر از استدلال صرف فلسفی و بیشتر شهودی است؛ به طوری که عارف در قالب تمثیل، مفاهیم معقول را محسوس جلوه می دهد؛ با این شیوه افزون بر نزدیک کردن آن مفاهیم به ذهن، می کوشد موجب اقناع عاطفی مخاطب شود. نگارندگان این مقاله با مبنا قراردادن یکی از حکایت های چالش برانگیز مثنوی (مناظره صوفی و قاضی) می کوشند رویکرد ادبی عرفانی مولوی به موضوع پیچیده درد و رنج را بررسی کنند. نگرش تمثیلی مولوی در صورت بندی مسئله درد و رنج نشان می دهد میان درد و رنج با لذت و پیروی از هوای نفس از یک سو و معرفت و کمال روح و عاقبت بینی ازسوی دیگر ارتباط وجود دارد. مولوی در ضمن حکایت ها به ماهیت پیچیده درد و رنج، خاستگاه و راه های رهایی از رنج نظر دارد و آن را با تمثیل های متناسبی باورپذیر کرده است.
    کلیدواژگان: درد و رنج، مسئله شر، مثنوی مولوی، عرفان اسلامی، تمثیل
  • علی محمد محمودی، حامد گلستان اصیل ، هومان شاکری * صفحات 59-86
    مثنوی مولوی دربردارنده اندیشه های متعالی و داستان های حکمت آمیز و اندیشمندانه است. اندیشمندان از دیرباز به این اثر توجه داشته و درباره آن پژوهش کرده اند؛. درنتیجه این اثر از چشم اندازهای مختلف شرح و بررسی شده است. بحث جنسیت و سنخیت یکی از مباحثی است که در اندیشه مولانا جایگاه خاصی دارد و در آثار او به ویژه در مثنوی بسیار نمود یافته است. جنسیت یا جاذبه جنسیت موضوعی است که مولانا همه هستی را جلوگاه آن می داند و از دیدگاه او در همه مظاهر آفرینش اعم از روابط انسانی، گرایش بشر به پیامبران و ادیان الهی و همچنین تمایل انسان ها به کفر، ایمان، بدی، خوبی، دوستی، دشمنی، عشق، نفرت ها جاری است. گفتنی است بحث جنسیت در آثار شاعران و نویسندگان دیگر، از متقدمان و متاخران مولانا، نیز مهم بوده است؛ اما کاربرد و جلوه های مختلف آن در مثنوی معنوی و دیگر آثار مولانا متنوع تر و بسیار است. ابتدا دیدگاه متصوفه در این زمینه بازنمایی و تبیین خواهد شد و سپس اندیشه های مولوی در این باره شناخته و دسته بندی می شود. بنابراین نگارندگان مثال هایی از بحث جنسیت در آثار برخی از نویسندگان پیش از مولانا را ذکر می کنند و سپس جنبه ها و جلوه های گوناگون این موضوع در مثنوی معنوی بررسی و تحلیل می شود.
    کلیدواژگان: جنسیت، جاذبه جنسیت، سنخیت، مثنوی، مولانا
  • عباسعلی وفایی ، فرشته میلادی * صفحات 87-116
    پژوهش حاضر با روشی توصیفی – تحلیلی و تکیه بر رویکرد نقشگرایی هلیدی در زمینه ارتباط بافت موقعیتی و بافت متن، به مطالعه گفتمان مکاشفه عیانی در مراحل مختلف تجربیات عرفانی روزبهان بقلی پرداخته است. «کشف الاسرار و مکاشفات الانوار» زندگی نامه خودنوشت روزبهان بقلی است که محتوای آن براساس «شیوه بازگویی، بدون دغدغه انتقال ذهنیت به مخاطب» ، شکل گرفته است. روزبهانی بقلی در جایگاه تجربه گر، با ترجیح مشاهده بر سایر مراتب کشف، سعی در بازگویی تجربیات و رویاهای شهودی خود دارد که اغلب آن ها براساس «تجلی ذات و صفات خداوند» از طریق «التباس» مطرح شده اند. وی در هر یک از تجربیات عرفانی خود که در حالات مختلفی اعم از «بیداری، حالتی بین خواب و بیداری و خواب» شکل گرفته اند، با توجه به استعداد روحی خود و دیدگاه و رابطه ای که نسبت به هر یک از مشارکان دارد، حالات عاطفی خاصی از قبیل قبض، سرگشتگی، حیرت، بسط، وجد و سکر را تجربه کرده است. در ساختار متنی گفتمان مکاشفه این اثر که بر بازگویی سه تجربه عرفانی «خطاب، تجلی و معراج» تمرکز دارد، مشخصه اصلی تجربیات «توصیف ناپذیری» ، «حالت انفعالی» و «زودگذری» است. سیر مشخص فرآیندهای زبانی در مراحل مختلف مکاشفه از «مادی» به «ذهنی» در جهت تببین سیر صعودی سالک از مقام «طلب» به مقام «فنا» بکار رفته است. در تمام تجربیات افزوده موقعیت «مکان» بیشترین بسامد را دارد و در هر تجربه مخاطب با فضای متفاوتی روبرو می شود. هنگامی که هر یک از مکان ها تغییر می کند، شرایط و ویژگی های حاکم بر تجربه نیز متفاوت می شود. نویسنده در توصیف مکان هایی که مربوط به حالات ابتدایی مکاشفه هستند، دقت بیشتری دارد؛ اما مکان های وقوع مراحل پایانی مکاشفه را تحت غلبه حالات عرفانی نمی تواند با دقت چندانی توصیف کند. روزبهان از طریق کاربرد پیاپی عناصر پیرامونی، ابهام را در کلام خود از بین می برد و باعث خاص کردن و محدود کردن اطلاعات مورد نظر خود می شود. وی از این طریق، فضای حاکم بر تجربیات خود را به وضوح برای مخاطب ترسیم می کند.
    کلیدواژگان: تجارب عرفانی، کشف الاسرار و مکاشفات الانوار، التباس، فرآیندهای زبانی، عناصر پیرامونی، احوال عرفانی.‏
  • زهرا عباسی* صفحات 117-145
    استعاره پیش از پیدایش زبان شناسی شناختی، بیشتر رویکردی برای زیبایی آفرینی و روشی برای ابداع های هنری بود؛ اما با طرح نظریه استعاره مفهومی، استعاره ابزاری برای تفکر و اندیشه به شمار رفت که در سراسر زندگی بشر جریان دارد و بسیاری از مفاهیم انتزاعی به کمک آن مفهوم سازی می شود. استعاره های مربوط به احساسات، به ویژه استعاره عشق، در متون ادبی از فراوانی بسیاری برخوردار است. این مقاله به بررسی استعاره مفهومی عشق و خوشه های معنایی مرتبط با آن در تذکره الاولیاء می پردازد. مبنای نظری این مقاله دستور زبان شناختی و نظریه لیکاف و جانسون درباره استعاره، همچنین معیار طبقه بندی استعاره مفهومی عشق، دسته بندی افراشی و حسامی (1392) بوده است. با بررسی توصیفی همه انواع استعاره ها و استخراج نگاشت های مرتبط با آن این نتیجه به دست آمد که عطار در تذکره الاولیاء برای مفهوم سازی عشق از حوزه های ملموس مکان ها، مفاهیم عینی، جانداران و برخی مفاهیم ذهنی برای حوزه مبدا بهره برده است. تحلیل آماری استعاره مفهومی عشق نشان می دهد از 166 استعاره یافت شده بیشترین فراوانی به ترتیب مربوط به استعاره های شیءبنیاد و استعاره ساختاربنیاد است. این دو نوع استعاره درمجموع 45/43 درصد از کل استعاره های به کاررفته را در بر می گیرد. استعاره جهتی ازنظر کاربرد در رتبه سوم و استعاره جانداربنیاد و ذهنی به ذهنی در رتبه های بعدی قرار دارد. در تذکره الاولیاء به ترتیب کمترین استفاده به استعاره تصویری (1 عدد) و استعاره حس بنیاد (2 عدد) اختصاص دارد. همچنین استعاره عینی به عینی در زمینه مفهوم تحقیق شده به کار نرفته است.
    کلیدواژگان: زبان شناسی شناختی، استعاره مفهومی، عطار، تذکره الاولیاء، عشق
  • مختار کمیلی* صفحات 147-177
    حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه از سنایی غزنوی، یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین منظومه های صوفیانه در ادب فارسی است که تا امروز چند بار تصحیح و شرح شده است؛ اما هیچ کدام از شرح ها و تصحیحات این اثر جامع و به دور از لغزش نیست. مسئله تحقیق در این جستار آن است که چه ابیاتی در حدیقه به آیات و احادیث اشاره دارد و شارحان در شرح های نوشته شده توجهی به آن نداشته اند؛ همچنین کدام ابیات به تصحیح نیاز دارد. در این پژوهش، نسخه تصحیح شده محمدتقی مدرس رضوی اساس قرار گرفت. سپس با توجه به محور افقی و عمودی ابیات و دقت در ابیات همگون یا تحریرهای متفاوت از یک بیت و نسخه بدل ها، برای بعضی واژه ها که نادرست می نماید، صورت های مرجحی پیشنهاد شد؛ همچنین برخی از ابیاتی شرح شد که به آیه یا حدیثی اشاره دارد.
|
  • mahboobeh mobasheri, shirin purebrahim , leila valizadeh pasha* Pages 1-35
    Religious language is the source of many metaphors and their penetration into literature. Literature, especially mystical literature, has been influenced by religion and Quran's conceptualization. The current paper aims to explore the conceptualization of love in the poems of Rumi and how they are inspired by Quran, using conceptual metaphor. The application of the conceptual metaphor theory could clarify the inter-textual dimensions of Rumi’s poems from a cognitive viewpoint. We aim at assessing the extent of influence of Quran on Rumi with an analytic-descriptive method. To do so, all love metaphors from thirty sonnets was derived in an attempt to find an answer to the question that which metaphors or other cognitive schemes are used in Quran and Rumi’s poems to conceptualize love. Our comparison and analysis shows that in both texts, there is a universal metaphor of the beloved for God. In Shams’ literary-poetical discourse, four metaphors of love as a key, as a journey, as a plant, and as a reign could be derived. The origins of the concepts show a deep Quran influence on Shams’ sonnets.
    Keywords: Quran, Shams’ Sonnets, Conceptual Metaphor, Love, K?vecses
  • nemat panahi, Mahmood Fotoohi Rudmajani , mohammad taghavi* Pages 37-58
    Pain and suffering as a philosophical, religious and psychological subject is man’s twin. This topic has found its way to mythologies and legends under the title of good and evil and has been the focus of attention and a philosophical and theological challenge. In the literature and mystical texts, the concept of pain and suffering is beyond mere argument and explanation and is more intuitive. Hence, the mystic presents intellectual concepts as tangible entities. In this way, he eases the understanding of those concepts for the ordinary mind while trying to emotionally persuade the audience. Building upon one of the challenging anecdotes of Masnavi (The Dialogue of the Sufi and the Judge), the present paper seeks to investigate Mowlavi’s mystical approach to the concept of pain and suffering. Mowlavi’s allegorical viewpoint about the presentation of pain and suffering shows that pain and suffering have been connected to joy and pleasure on the one hand, and cognition, spiritual perfection and providence on the other hand. Through these stories, Mowlavi has had an eye on the nature of pain and suffering, their sources and the ways to dispense with grief and has made it believable by means of proper allegories.
    Keywords: pain & suffering, the evil, Mowlavi’s Masnavi, Islamic mysticism, allegory
  • Alimohammad Mahmoudi, hamed golestan , Human shakeri* Pages 59-86
    Molavi's Masnavi contains transcendental thoughts and wise and thoughtful stories. This work has long been considered by scholars and has been explored from different perspectives. One of the issues that has a special position in Mowlana's thought is the issue of gender and homogeneity in his works, especially in Masnavi. ‘Gender’ or ‘attractiveness of gender’ is a category in which Rumi manifests the whole being and, from his point of view, in all manifestations of creation, including human relations, the tendency of mankind to the prophets and divine religions, as well as the tendency of human beings to faith, evil, goodness, friendship, hostility, love, hatred that are ongoing. It is worth mentioning that the discussion of gender in the works of poets and writers, of the followers and the late Mowlana has also been considered to be important, but its various uses and effects have been abundant and diverse in the spiritual and other works of Mowlavi. First, the viewpoint of the mystics must be presented and explained, then, Molavi's ideas should be recognized and categorized. Therefore, examples of gender issue are mentioned in the writings of some of the writers before Rumi, and then the various dimensions and effects of this category are examined and analyzed in Masnavi.
    Keywords: Gender, Attractiveness of Gender, Homogeneity, Masnavi, Mowlana
  • fereshteh miladi, Abbasi, Ali Vafae Pages 87-116
    "Kshf Alasrar and Mkashfat Alanvar" containing Roozbahan intuitive experiences and dreams Baqli during 40 years according to their content Angsht Shmar one of Sofia's revelation in the context of Islamic mysticism and ideology It results. The paper attempts to approach and rely on the votes Holliday on communication Nqsh Grayanh three elements situational context "scope, character and way of speaking" with the context, the study of discourse in this Zndgy Namh Khvdnvsht's view. through the "confusion" have been concentrated. such as the bill "sorrow", perplexity and amazement and development of "ecstasy and Sakar" screw experience the evolution of language processes in line with the syntactic structure of descriptive phrases and questions, express their original works. Key Words: Dreams intuitive, Kshf Alasrar and Mkashfat Alanvar, confusion, linguistic and syntactic structure of sentences processes, emotional states of expansion and contraction. Analyzing Mystical Experiences in the Intuitive dreams Kshf Alasrar and Mkashfat Alanvar Based on Functional Approach
    Keywords: Dreams intuitive, Kshf‌Alasrar, Mkashfat‌Alanvar, confusion, linguistic, syntactic structure of sentences processes, emotional states of expansion, contraction
  • Zahraa Abbasi* Pages 117-145
    Before the advent of cognitive linguistics, metaphor was considered as an approach to embellish texts, and a method for artistic innovations. However, when the conceptual metaphor theory was put forward, instrumental metaphor was used for thinking and thought which are pervasive in everyday life and conceptualize many of abstract concepts. Emotion-related metaphors especially love metaphor, are frequently used in literary texts. The present article studies the conceptual metaphor of love and related semantic clusters in Tazkirat al-Awliyā by Attar. Theoretical bases of this article include linguistics and Lakoff and Johnson’s theory about metaphor, criterion for classification of conceptual metaphor of love, and Afrashi and Hesami’s classification (1392). Descriptive analysis of all types of metaphors and extraction of related mappings showed that, to conceptualize love, Attar in Tazkirat al-Awliyā took advantage of tangible domains of place, objective concepts, living beings and some mental concepts as the source domain. Statistical analysis of conceptual metaphor of love shows that, out of the 166 metaphors found, object-based metaphors and structure-based metaphors had the highest frequencies respectively. These two types of metaphors, in sum, comprise 43.45 percent of all metaphors used in this area. In terms of usage, orientational metaphor ranked third and living beings metaphor and mental metaphor were placed in the following ranks. On the other hand, visual metaphor (1 case) and emotion-based metaphor (2 cases) had the minimum number of usage in Tazkirat al-Awliyā, respectively. Furthermore, objective metaphor wasn’t used in the concept under study.
    Keywords: Cognitive Linguistics, Conceptual Metaphor, Attar, Tazkirat al-Awliy?, Love
  • mokhtar komaily* Pages 147-177
    Hadiqat al-Hagiqa and Shariat al-Tariqa from Sanaī Qaznavi, is one of the most important and influential poems in the Persian Sufi literature, which have been repeatedly corrected, interpreted, and described to this day. Nevertheless, it should be said that none of the Hadiqa’s interpretations are comprehensive, and none its corrections has been free from errors. The research questions in this study are as follows: which of the Hadiqa’s verses refer to the Quranic verses and hadiths? This issue is neglected in the interpretations written for this poetic collection by the commentators. And, which verses need to be corrected? In the present research, the version of Hediqa corrected and interpreted by Mohammad Taghi Modarres Razavi has been selected for investigating. According to the vertical and horizontal axis of the verses, the accuracy of the homogeneous verses and the alternative version is incorrect for some of the terms, the preferred phases are proposed. Also, some verses referring to the Quranic verses or hadiths are interpreted.
    Keywords: Hadiqa, Sanai, Correction, Interpretation, Quranic verse, hadith