فهرست مطالب

  • سال چهلم شماره 2 (پیاپی 102، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله اصیل
  • محمد موذنی بیستگانی، بابک علوی فرزانه *، جواد امیرفخریان، غلامرضا شبانیان، محمود اخلاقی، علی احمدی صفحات 2-10
    زمینه و هدف
    کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک یک پروسیجر انتخابی برای درمان کوله سیستیت مزمن می باشد . شدت دردی که به دنبال این پروسیجرجراحی ایجاد می گردد در 24 ساعت اول پس از عمل بسیار زیاد و برای بسیاری از بیماران غیرقابل تحمل می باشد. هدف این مطالعه، بررسی مقایسه اثر القاء موضعی بوپیواکائین و هیدروکورتیزون در بستر کیسه صفرا در کاهش درد بعد از عمل کوله سیستکتومی لاپاراسکوپی بود.
    روش بررسی
    این مطالعه کارآزمایی بالینی به صورت یک سوکور درسال 1395 بر روی بیماران بیمارستان آیت الله کاشانی شهرکرد که به علت کوله سیستیت مزمن تحت عمل کوله سیستکتومی لاپاراسکوپی قرار گرفتند انجام شد. نمونه گیری بیماران به روش آسان صورت گرفت. بیماران مورد مطالعه به سه گروه : A 100میلی گرم هیدروکورتیزون، گروه :B 20سی سی از محلول بوپیواکائین 5/0% و گروه:C 20سی سی از نرمال سالین بدون دارو تقسیم شدند. شدت درد با استفاده از مقیاس عددیVas درریکاوری و ساعات 6 و 18 پس از عمل اندازه گیری شد و درصورت نمره VAS بیشتر از 5، بیمار 30 میلی گرم پتیدین Stat دریافت می کرد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج این مطالعه میانگین VASدرد در ریکاوری و 6 ساعت بعد از عمل در سه گروه تفاوت معناداری نداشت. اما VAS درد 18 ساعت بعد از عمل در سه گروه اختلاف معناداری داشت به طوری که میزان VAS درد در گروه هیدروکورتیزون کمتر از گروه شاهد و گروه بوپیواکائین 5/0% بود (009/0p=). به طور کلی در هر سه گروه شدت درد طی مطالعه به طور معناداری کاهش یافته بود. در این مطالعه میزان رضایتمندی از عمل در هر سه گروه یکسان بود (969/0p=). در خصوص میزان تهوع بعد از عمل، 7/26% بیماران گروه هیدروکورتیزون، 20% گروه بوپیواکائین 5/0% و 3/23% گروه شاهد تهوع بعد از عمل داشتند(830/0p=). همچنین در هر سه گروه هیچ موردی از سردرد گزارش نشد.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه شدت درد بعد از عمل در هر سه گروه طی 3 مرحله مطالعه کاهش یافته بود، و استفاده از هیدروکورتیزون درجراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپی توانست شدت درد 18 ساعت بعد از عمل را به طور معناداری در مقایسه با گروه شاهد و بوپیواکائین 5/0% کاهش دهد.
    کلیدواژگان: کوله سیستکتومی لاپاراسکوپی، بوپیواکائین، هیدروکورتیزون
  • حسام الدین حسینجانی، اتابک نجفی، حمیدرضا شریف نیا، آرزو احمدی، مجتبی مجتهدزاده* صفحات 11-22
    مقدمه
    سپسیس یک پاسخ التهابی شدید با واسطه عفونت است که بوسیله استرس اکسیداتیو، آزادسازی سایتوکاین ها و اختلال عملکرد میتوکندریایی مشخص می گردد. انسفالوپاتی مرتبط با سپسیس یک اختلال عملکرد مغزی موقتی و برگشت پذیر بوده که تقریبا 30 درصد بیماران سپتیک را متاثر می کند. ملاتونین نقش فیزیولوژیک مهمی در خواب و تنظیم ریتم سیرکادین، تنظیم سیستم ایمنی، عملکرد آنتی اکسیدانی و محافظت کنندگی میتوکندری، کنترل تولید مثل و تنظیم خلق ایفا می کند. ما یک کارآزمایی بالینی دوسویه کور تصادفی را به منظور ارزیابی اثر مکمل ملاتونین بر شاخص های آسیب در 28 بیمار مبتلا به سپسیس بستری در بخش مراقبت های ویژه، انجام دادیم.
    مواد و روش ها
    بیماران در گروه دریافت کننده مکمل ملاتونین، در کوتاهترین زمان ممکن بعد از تایید تشخیص سپسیس، قرص ملاتونین را با دوز 51 میلیگرم هر شب 2 ساعت بعد از تجویز نوبت شبانه گاواژ رژیم غذایی، به مدت 5 شب همراه با رژیم آنتی بیوتیکی توسط پرستار دریافت کردند. بیماران در گروه کنترل، صرفا رژیم آنتی بیوتیکی را دریافت نمودند. پروتکل آنتی بیوتیکی استاندارد در نظر گرفته شده برای بیماران وارد شده به مطالعه یکسان بوده و شامل وانکومایسین، ایمی پنم یا مروپنم و آمیکاسین بود. نمونه خون از تمام بیماران وارد شده به مطالعه به منظور اندازه گیری شاخص های آزمایشگاهی مرتبط با سپسیس از جمله لاکتات سرمی، پروکلسیتونین سرمی و CRP و نیز غلظت سرمی S100B و NSE یکبار در بدو ورود به مطالعه و بار دیگر بعد از دریافت آخرین دوز ملاتونین، گرفته شد. همچنین سیستم های نمره دهی SOFA و TISS 28 قبل و بعد از انجام مداخله با ملاتونین، ارزیابی شدند.
    نتایج
    در این مطالعه میانگین ± انحراف معیار نمره SOFA در گروه دریافت کننده ملاتونین پس از پایان مداخله به صورت معنادار نسبت به گروه کنترل کمتر بود (3.7 ± 7.14 در برابر 3.56 ±5.71، P= 0.011). سایر یافته های آزمایشگاهی و بالینی، اختلاف معناداری را بین دو گروه پس از پایان مطالعه نشان ندادند.
    بحث
    با توجه به تحقیقاتی بودن تجویز ملاتونین در بهبود شاخص های مرتبط با سپسیس و فقدان راهنمای بالینی جامع جهت تعیین دوز بهینه، روش مصرف و طول دوره مناسب تجویز ملاتونین به این منظور، لازم است تحقیقات بیشتری در این حوزه جهت شناسایی دقیق تر موارد مذکور صورت گیرد.
    در مجموع لازم به ذکر است که با در نظر گرفتن نتایج حاصل از این مطالعه و موارد محدود مطالعات دیگر انجام شده در این رابطه با حجم نمونه کوچک، تصمیم گیری در مورد اثربخشی یا عدم اثربخشی مکمل ملاتونین به عنوان درمان کمکی در بیماران مبتلا به سپسیس نیازمند انجام کارآزمایی های بالینی بیشتر و با جمعیت مطالعه بزرگتر است.
    کلیدواژگان: سپسیس، ملاتونین، مراقبت های ویژه
  • علیرضا صادق پور، حجت پورفتحی، لیلی عدل هریس، مسعود پریش* صفحات 23-30
    مقدمه
    شکستگی لگن یکی از مسائل نسبتا شایع در جراحی ارتوپدی و نیز یکی از مشکلات اساسی در سیستم بهداشتی محسوب می شود. بروز شکستگی لگن در افراد مسن ، مشکلات و آسیب های غیر قابل برگشت جدی را می تواند ایجاد کند و نیازمند توجه ویژه و اقدامات حمایتی مهم است. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی بروز و علل شکستگی هیپ در بیماران 65 سال مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی شهدا دانشگاه علوم پزشکی تبریز می باشد.
    مواد و روش ها
    در یک مطالعه توصیفی-مقطعی، تمامی بیماران بالای 65 سال همراه با شکستگی لگن مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی درمانی شهدا دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1394، به صورت تمام شماری انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. سن، جنس، سابقه شکستگی قبلی ، و علت بروز شکستگی، بررسی شد.
    نتایج
    در طول سال 1394، 504 بیمار بالای 65 سال سن با شکستگی هیپ در مرکز آموزشی درمانی شهدا بستری شدند. میانگین سنی بیماران مورد مطالعه 44/7± 25/79 سال در بازه سنی 65 سال تا 95 سال بود. از میان 504 بیار مورد مطالعه ، 244 نفر (%4/48) مرد و 260 نفر (%6/51) زن بودند. همچنین 118 نفر (%4/23) از بیماران سابقه شکستگی قبلی داشتند. در ارتباط با علت بروز حادثه، 422 بیمار (%7/83) به دلیل افتادن و 82 نفر (%3/16) به دلیل تصادف دچار شکستگی هیپ شده بودند.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر، شکستگی هیپ یک موضوع نسبتا شایع در میان بیماران بالای 65 سال می باشد، و شایع ترین علت آن افتادن می باشد. انجام اقدامات حمایتی و حفاظتی مناسب می تواند میزان افتادن و بروز شکستگی های هیپ در افراد مسن را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: شکستگی، هیپ، افراد مسن
  • محمد امین ولی زادحسنلویی *، محمدرضا انوشه، صنم انوشه صفحات 31-41
    مقدمه
    دلیریوم از جمله اختلالاتی است که به طور شایع در بخش مراقبت های ویژه اتفاق می افتد. و به معنی تغییرات حاد و شدید در وضعیت شعوری همراه با عدم توجه و اختلال هوشیاری است و با نتایج منفی بسیاری همراهی دارد. مطالعات مختلفی در این راستا انجام شده است. ما در این تحقیق به بررسی فراوانی و تاثیر دلیریوم بر پیامدهای کوتاه مدت بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امام ارومیه پرداخته ایم.
    روش کار
    پس از تصویب طرح در شورای بازنگری پروپوزال بیمارستان و کمیته اخلاق دانشگاه ، این مطالعه مقعطی در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امام ارومیه طی سال1395 انجام شد و در طی آن پرونده بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه وارد مطالعه شدند و بیماران با GCS مساوی 3 و مرگ مغزی و طول مدت بستری کمتر از 48 ساعت از مطالعه خارج شدند. مشخصات دموگرافیک (سن، جنس)، بیماری زمینه ای عامل بستری، طول مدت تهویه مکانیکی، طول مدت بستری در بخش مراقبت های ویژه و بیمارستان ، مرگ و میر و دلیریوم بیماران وارد چک لیست شد و پس از اتمام مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. از نرم افزار SPSS نسخه 20جهت این کار استفاده شد.P<0.05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    نتایج
    322 بیمار در طی این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند، بین سن، جنس، مرگ و میر بیماران دو گروه تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت (P>0.05) . در حالی که بین بیماری زمینه ای ، طول مدت تهویه مکانیکی ، طول مدت بستری در بخش
    مراقبت های ویژه و بیمارستان ما بین دو گروه ( بیماران دارای دلیریوم و بدون آن) تفاوت معنی داری آماری وجود داشت (P<0.05). 18.94% بیماران مورد بررسی دچار دلیریوم شدند و مابقی بیماران دلیریوم نداشتند.
    بحث و نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که دلیریوم اختلال نسبتا شایعی در بخش مراقبت های ویژه می باشد. هر چند از نظر شیوع با مطالعات قبلی تفاوت دارد ولی مانند مطالعات دیگر بر روی طول مدت تهویه مکانیکی ، طول مدت بستری در بخش مراقبت های ویژه و بیمارستان تاثیر گذار است.
    کلیدواژگان: دلیریوم، پیامد، بخش مراقبت های ویژه
  • علیرضا جعفری، همایون آقامحمدی *، محمدرضا کامران منش، نفیسه شعبانی مفرد صفحات 42-48
    مقدمه
    استفاده طولانی مدت از مواد مخدر میتواند به کنترل ضعیف درد و افزایش نیاز به داروهای آنالژزیک در دوره بعد از عمل منجر گردد.بر اساس مطالعات صورت گرفته مدت زمان بی حسی اسپینال در بیماران با سوء مصرف مواد مخدر کوتاهتر بوده که میتواند سبب افزایش درخواست مسکن، افزایش موربیدیتی و اقامت در بیمارستان گردد.
    دکسمدتومیدین و منیزیوم سولفات ساختارهای دارویی هستند که در کنترل درد بکار رفته اند.
    در این مطالعه بر آن شدیم تا اثرات تجویز وریدی این دو دارو را بر میزان مصرف مخدر حین و بعد از عمل در بیماران با سوء مصرف مواد تحت بی حسی اسپینال مورد بررسی قرار دهیم.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کارآزمائی بالینی 150 بیمار مذکر ASA class 1,2 با سوء مصرف مواد مخدر ،پس از همسان سازی بصورت تصادفی در 3 گروه) Aدکسمدتومیدین)، B (منیزیوم سولفات)، C(کنترل) قرار گرفتند و از نظر درصد بیماران نیازمند فنتانیل حین عمل، اولین زمان درخواست مخدر در ریکاوری و بروز عوارض با یکدیگر مقایسه شدند.
    نتایج
    درصد بیماران نیازمند فنتانیل حین عمل با p=0/005 در گروه 6/13%A ، در گروه7/22% B و در گروه 6/63%C بود.
    مقایسه اولین زمان درخواست مسکن از دقیقه 0 تا 180 بعد از عمل با p=0/001 اختلاف معنی داری بین دو گروه A و B با C نشان داد.
    نتیجه گیری
    تجویز وریدی دکسمدتومیدین و منیزیوم سولفات در بیماران تحت بی حسی اسپینال سبب کاهش نیاز به مخدر حین عمل و تاخیر در اولین زمان درخواست مخدر در ریکاوری و کاهش قابل توجه میانگین VNRS در طول زمان در مقایسه با گروه کنترل شد.
    کلیدواژگان: دکسمدتومیدین، منیزیوم سولفات، بی حسی اسپینال، سوء مصرف مواد مخدر
  • حمیده سادات عصاریان، مهوش آگاه *، حسین اسکندری، احمد برجعلی صفحات 49-62
    زمینه و هدف
    اخیرا به تصاویر ذهنی مرتبط با درد، در اختلال درد مزمن توجه شده است مطالعات انجام گرفته از نظر تعداد محدود اما از نظر روش شناسی، تعداد نمونه، نوع درد و مفروضات در مورد تاثیرات تصویر ذهنی تنوع قابل توجهی دارد و گزارش های متفاوتی بدست داده اند هدف از مطالعه حاضر بررسی دقیق این مطالعات به منظور تلفیق گزارش های موجود در مورد شیوع و کیفیت تصاویر ذهنی خود آیند درد و رابطه آن با درد و خلق می باشد
    مواد و روش ها
    مطالعه مروری با جستجو در 4 پایگاه داده الکترونیک ،EBSCOhost Web-PsycARTICLES،ProQuest ،Scopus و ScienceDirect انجام شد. در مجموع 9 مطالعه که واجد معیارهای ورود بودند شناسایی شدند. بررسی نتایج مطالعات، بر محور چند مفروضه اصلی و رابطه تصاویر ذهنی و ابعاد درد انجامگرفت.
    یافته ها
    فراوانی تصاویر ذهنی مرتبط با درد، از 24 درصد تا 100 درصد گزارش شده است. فراخوانی تصاویر ذهنی مرتبط با درد، باعث تحریک سطوح بالاتری از درد و تغییر جهت به سمت خلق منفی میشود، همچنین با سوگیری شناختی مرتبط است. بازسازی تصویر ذهنی، در کاهش فوری درد و پریشانی موثر بوده، اما اثربخشی بالینی آن که فراتر از تاثیر آنی است تاکنون موردبررسی قرار نگرفته است.
    نتیجه گیری
    مطالعات انجام گرفته، اطلاعات گستردهای در مورد تصویر ذهنی درد و تاثیر آن بر تجربه درد در اختیار ما قرار دادهاند و مسیری نوین برای تسکین درد و پریشانی مرتبط با درد مزمن معرفی مینماید.
    کلیدواژگان: تصویر ذهنی خودآیند، تصویر درد، بازسازی تصویر ذهنی، درد مزمن
  • ولیاللهحسنی، رضا فرهمند راد*، هادی عالی انوری صفحات 63-72
    مقدمه و هدف
    درد بعد از عمل جراحی برای بسیاری از بیماران آزار دهنده است و می تواند باعث بروز مشکلات متعددی گردد. اثر ضد دردی بسیاری از مخدرها در حین و پس از عمل به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. در این مطالعه بی دردی پس از عمل با مورفین و متادون عضلانی در بیماران دچار شکستگی تیبیا بررسی و مقایسه شد.
    مواد و روش کار
    این مطالعه ی مورد- شاهدی بر روی 60 بیمار کاندید دچار شکستگی تیبیا در سال 1392 در شهر زاهدان انجام شد. نمونه گیری با استفاده از بلوکهای تصادفی انجام شد و بیماران در دو گروه دریافت کننده متادون عضلانی و مرفین قرار گرفتند. در هر دو گروه میزان درد در زمان های مختلف و میزان نیاز به مسکن مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون های chi-squre و T-test و آنالیز شد.
    نتایج
    میانگین سن بیماران 2/2±9/32 سال بود. 39 نفر (65%) از بیماران مرد و 21 نفر (35%) زن بودند. (05/0P) میانگین تعداد مصرف scuere در گروه دریافت کننده متادون 89/0±1/2 عدد برای هر بیمار و در گروه دریافت کننده مورفین 88/0±6/2 عدد برای هر نفر بود. (024/0=P)
    بحث و نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که تجویز متادون بعد از عمل در بیماران دچار شکستگی تیبیا قادر به کاهش بیشتر درد بعد از عمل نسبت به مرفین است، بنابراین توصیه می شود در این بیماران از متادون به عنوان مسکن بعد از عمل استفاده شود.
    کلیدواژگان: مورفین، متادون، بی دردی پس از عمل
  • گزارش مورد
  • ناهید منوچهریان، سید محمد ذوالحواریه *، علیرضا سلیمی، ندا علیزاده صفحات 73-75
    عمل جراحی هیستروسکوپی می تواند به دنبال جذب مایع اتساع دهنده عارضه دار شود. این عارضه بر اساس نوع مایع، شدت و سرعت جذب آن متفاوت می باشد.
    بیمار خانم 45 ساله ای بود که با تشخیص میوم myoma بستری و در طی هیستروسکوپی به دنبال جذب گلیسین 5/1 درصد دچار عوارض هایپوناترمی، هایپوکلسمی، هایپوکالمی و تاکی کاردی بطنی شد. الکترولیت ها و گازهای خون شریانی مرتب مورد ارزیابی قرار گرفت. سدیم، پتاسیم و کلسیم بیمار به ترتیب به 118،9/2 و 5/5 میلی مول برلیتر رسید. در نهایت تجویز داروهای فوروزماید، آمیودارون، کلرید کلسیم و احیای قلبی-ریوی برای بیمار انجام شد.
    نتیجه گیری
    بهترین رویکرد برای پیشگیری از وقوع این عوارض وجود ابزار و روش هایی جهت سنجش حجم میزان ورود و خروج مایع اتساع دهنده می باشد. تشخیص و درمان به موقع این عوارض در مورد معرفی شده ، موجب بهبودی بیمار گردید.
    کلیدواژگان: هیستروسکوپی، اختلال الکترولیتی، عوارض
|
  • Mohammad Moazzeni Bistagani, Babak Alavi Farzaneh *, Javad Amir, Fakhrian, Ghilamreza Shabanian, Mahmood Akhlaghi, Ali Ahmadi Pages 2-10
    Background and Aim
    Laparoscopic cholecystectomy is a procedure of choice for treatment of chronic cholecystitis. Intensity of pain following this procedure in the first 24 hours after surgery is very high and is intolerable for many patients. The aim of this study was comparison of bupivacaine and hydrocortisone topical instillation in gallbladder bed for pain relief after laparoscopic cholecystectomy in patient with chronic cholecystitis.
    Materials and methods
    This single blind clinical trial was done in patients who underwent laparoscopic cholecystectomy due to chronic cholecystitis in Ayatollah Kashani hospital of Shahre- Kord in 2017. Sampling of patients was convenient method. Patients were divided into three groups: A group: 100 mg hydrocortisone group: 20 mL of bupivacaine solution 0.5% and C group: 20 ml of normal saline without medication. Pain was measured using VAS scale in the recovery room and 6 and 18 hours after surgery and if VAS score was more than 5, patients received 30 mg pethidine Stat.
    Results
    In this study the mean VAS scale in the recovery room and 6 hours after surgery had not significant difference between the groups. But VAS scale of 18 hours after surgery had a significant difference among the three groups. So that the VAS scale in the hydrocortisone group lesser than the control group and bupivacaine 0.5% group (p =0.009). In general, during this study, all three groups, pain intensity was significantly reduced. The satisfaction of patients in the three groups were similar (p =0.969). Regarding amount of nausea after surgery, 26.7% of hydrocortisone group, 20% of bupivacaine group 0.5%, and 23.3% of control group had postoperative nausea (p =0.830). In all three groups no headaches were reported.
    Conclusion
    In this study, postoperative pain intensity in all three groups during the third phase of the study was reduced. And the use of hydrocortisone in laparoscopic cholecystectomy reduced the pain intensity in 18 hours after surgery significantly compared with the control group and bupivacaine 0.5%.
    Keywords: Laparoscopic cholecystectomy, Hydrocortisone, Bupivacaine
  • Hesamoddin Hosseinjani, Atabak Najafi, hamidreza sharifnia, Arezoo Ahmadi, Mojtaba Mojtahedzadeh * Pages 11-22
    Introduction and scope
     sepsis is a severe inflammatory response mediated by infection witch is characterized by oxidative stress, cytokines release and impairment of mitochondrial function. Sepsis associated encephalopathy is a transient and reversible impairment of brain function witch is affect approximately 30 percent of septic patients. Melatonin has an important physiologic role in sleep and circadian rhythm regulation, immunity system regulation, antioxidant and mitochondria protective functions, reproduction control and mood regulation. We done a double blind randomized clinical trial in order to evaluate effect of melatonin supplement on damage indicators in 28 patients with sepsis admitted to general intensive care unit.
    Materials and methods
    patients in melatonin receiving group, as soon as possible after the confirmation of the diagnosis of sepsis, was taken melatonin tablets with the dose of 51 milligrams 2 hours after the administration of night dietary gavage each night for the duration of 5 nights in addition to antibiotic regimen by the nurse. Patients in control group received antibiotic regimen without melatonin. Standard antibiotic protocol considered for the patients included in the study is similar and contains imipenem or meropenem plus vancomycin plus amikacin. Blood sample obtain from all patients included in the study in order to measure laboratory indicators associate with sepsis such as serum lactate, serum procalcitonin, CRP and also serum levels of S100B and NSE one time on arrival to the study and other time after receipt of the last dose of melatonin. Moreover, SOFA score and TISS 28 score were evaluated before and after intervention with melatonin.
    Results
    in this study the mean ± S.D. of SOFA score in melatonin receiving group after the end of intervention was significantly lower than the control group (5.71 ± 3.56 vs 7.14 ± 3.70, P=0.011). Other clinically and laboratory findings did not show any significant difference between two groups after the end of study.
    Conclusion
    according to investigational aspect of melatonin administration for improvement of sepsis associated indicators and lack of comprehensive clinical guideline in order to determine optimal dose, route of administration and appropriate duration of treatment with melatonin in this indication, further investigations is necessary in this field to exactly determine the above mentioned points. Altogether it is necessary to note that with consideration of the results of this study and few other studies in this field with small sample sizes, decision about melatonin supplement efficacy or not as additive therapy in patients with sepsis, require performance of more clinical trials with greater study populations.
    Keywords: sepsis, melatonin, intensive care
  • Alireza Sadeghipour, Hojjat Poorfathi, Layli Adl Haris, Masoud Parish * Pages 23-30
    Background
    Hip fracture is one of fairly common issue in orthopedic surgeries and also is one of the most common problems in health system. Incidence of hip fracture in elderly individuals may cause irreversible serious problems and needs special attention and important care procedures. The aim of present study is to evaluate incidence and causes of hip fracture in patients above 65 years old who referred Shohada educational center of Tabriz University of medical Sciences.
    Materials and methods
    In a cross-sectional study, all patients above 65 years old that referred whit hip fracture to Shohada educational center of Tabriz University of medical Sciences during 2015, were selected and studied. Age, sex, history of previous fracture, and cause of the hip fracture were evaluated in patients.
    Results
    During 2015, 504 patients above 65 years old were admitted to Shohada educational center. Mean age of patients was 79.25±7.44 years old in range of 65 to 95 years old. Among 504 patients, 244 patients (48.4%) were male and 260 patients (51.6%) were female. Also 118 patients had history of previous fracture. In relation to case of fracture, in 422 patients (83.7%) falling and in 82 patients (16.3%) accident caused hip fracture.
    Conclusion
    based on finding of present study, hip fracture is a fairly common problem among patients whom above 65 years old and falling is the most common cause of that. Doing supportive and protective actions can reduce the rate of falling and incidence of hip fracture among elderly individuals.
    Keywords: Hip fracture, incidence, cause, above 65 years old
  • Mohammd, Reza Anousheh, Mohammad, Amin Valizad Hasanloee *, Sanam Anousheh Pages 31-41
    Introduction
    Delirium is one of the most commonly occurring disorders in the intensive care unit. Various studies have been done in this regard. In this study, we investigate the frequency and effect of Delirium on the short-term outcome of patients admitted to Imam Hospital in Urmia province.
    Materials and methods
    This cross-sectional study was conducted to determine the frequency and effect of delirium on short-term outcomes (duration of mechanical ventilation, duration of hospitalization in ICU, duration of hospitalization, mortality) in patients admitted to the General Intensive Care Unit (GICU) of Imam Hospital in Urmia province during 2015. Demographic characteristics, underlying illness, duration of mechanical ventilation, length of hospitalization in intensive care unit, duration of hospitalization, mortality and delirium of patients entered the check Listed. Independent T test and Fisher exact test was used to analyze data.
    Results
    This study was included 322 patients. There was no significant difference between patients in term of age, sex and mortality (P> 0.05). Although, there were significant difference between two groups of patients in term of underlying disease, duration of mechanical ventilation and the length of hospitalization and duration of hospitalization in intensive care unit(P<0.5). Moreover, 18.94% of the patients suffered from delirium and the rest did not have delirium.
    Conclusion
    The present study showed that delirium is a relatively common disorder in ICU. Moreover, its prevalence is different in compared to other studies. Furthermore, delirium can affect duration of mechanical ventilation, duration of hospitalization in intensive care unit and length of hospitalization.
    Keywords: Delirium, intensive care unit, outcome
  • Alireza Jafari, Houmayoon Aghamohammadi *, Mohammad, Reza Kamran, Manesh, Nafise Shabani Mofrad Pages 42-48
    Introduction
    chronic opioid abuse might be led to poor pain control and need of high dose of analgesic drug in postop surgery. The research has been demonestrated that duration of spinal anesthesia is lower in opium abusers than other patiants therefore it might result in more demand for pain killers, morbidity and hospital stay. As we know Dexmedetomidine and Magnesium Sulphate have been the medicines used to control pain; in this study the propable effect of IV injection of these 2 medicines on opium consumers who had been under spinal anesthesia has been assessed intraop and postop surgery.
    Materials and methods
    In clinical trial, 150 male opium abusers (ASA class 1, 2) after matching features were randomly allocated in three groups (A: Dexmedetomidine, B: Magnesium Sulphate, C: Control). The percentage of first time pain killer requests of the patients in need of Intraop fentanyl, in the recovery room and complication were compared within three groups.
    Findings
    Results show that percentage of the Patients in need of Intraop fentanyl in group A was 13/6%, B22/7% , and C was 63/6% (P=0/005). The first time request of opioid from 0-180 min postop displayed a statistically significant difference between three groups. (P=0/001)
    Conclusion
    IV injection of Dexmedetomidine and Magnesium Sulphate Reduced Intraop and postop opioid consumption and delayed the first time request of opioid in recovery room and significantly reduced VNRS in group A, B compared with control group.
    Keywords: Dexmedetomidine, Magnesium Sulphate, spinal anesthesia, opium abuse
  • Hamideh, al, Sadat Assarian, Mahvash Agaah *, Hossain Eskandari, Ahmad Borjali Pages 49-62
    Background and Objectives
    Recently, the issue of pain-related mental images in chronic pain disorder has received much attention. The conducted studies are few in terms of number, but have considerable variety in terms of methodology, sample number, pain type, and assumptions about the impacts of mental image; and different reports have been obtained. The present study aims to examine these studies precisely, in order to integrate the existing reports about prevalence and quality of pain-related automatic mental images and its relation to pain and mood.
    Materials and methods
    A review study was conducted by searching in 4 electronic databases including EBSCOhost Web-PsycARTICLES, Scopus, ProQuest, and ScienceDirect. A total of 9 studies which met the entry criteria were identified. The results of these studies were examined on the basis of some main hypotheses and the relationship between mental images and pain dimensions.
    Results
    Prevalence of pain-related mental images has been reported from 24% to 100%. Calling pain-related mental images leads to stimulation of higher levels of pain and changing of direction toward negative mood. It is also related to cognitive bias. Reconstruction of mental image affects immediate reduction of pain and distress, but its clinical effectiveness which is beyond its immediate effect, has not yet been investigated.
    Conclusion
    The conducted studies have provided us extensive information about pain mental image and its impact on pain experience, and introduce a new path for relieving the pain and distress associated with chronic pain.
    Keywords: Automatic mental image, pain image, mental image reconstruction, chronic pain
  • Valiollah Hasani, Reza Farahmand Raad *, Hadi AAli Anvari Pages 63-72
    Background
    Post-operative pain is cause of suffering in most patients and can cause a lot of problems. Analgesic effects of many narcotics have been widely studied. In this study, the effects of intramuscular morphine and methadone on postoperative analgesia in patients with tibial fracture were assessed.
    Materials and methods
    This case-control study was conducted on 60 patients who fractured tibia in Zahedan in1392. Sampling was performed using a randomized block design in two groups of patients were receiving intravenous intramuscular methadone and morphine. In both groups were evaluated different levels of pain and analgesic requirement. Data were analyzed by chi-square and T-test.
    Results
    Mean age of patients was 32.9±2.2 years. 39 patients (65%) were male and 21 patients (35%) were female. (P>0.05) the mean use of diclofenac suppository in groups receiving methadone was 1.9±0.9 and in the group with receiving morphine was 2.7±1.2. (P=0.011) the level of pain in the methadone group was lower than the morphine group at all times. (P<0.05) the mean use of scuere in the methadone group was 2.1±0.89 and in the morphine group was 2.6±0.88. (P=0.024)
    Conclusions
    The study showed that administration of methadone as premedication for tibial fractures patients reduces the postoperative pain more than morphine. Therefore, premedication with methadone for opium addict patients undergoing orthopedic surgery is recommended.
    Keywords: Morphine, methadone, postoperative analgesia
  • Nahid Manucheriann, Seyedmohammad Zolhavarieh *, Alireza Salimi, Neda Alizadeh Pages 73-75
    Introduction
    Complications may occur in operative hysteroscopy after using distention solution. These complications are different according to type of solution, severity and velocity of absorption. We report a 45-year-old female with fluid overload complication after absorption of Glycine 1.5% during hysteroscopy. The patient underwent operative hysteroscopy for myomectomy. She developed hyponatremia, hypocalcemia and hypokalemia as well as ventricular tachycardia. Serial laboratory tests for serum electrolytes and assessment of atrial blood gases (ABG) were performed. Serum sodium, potassium and calcium levels were 118, 2.9 and 5.5 mmol/L, respectively. Finally, furosemide, amiodarone and calcium chloride were administered and cardio-pulmonary resuscitation (CPR) was done.
    Conclusion
    Successful management of this complication depends on early diagnosis and prompt treatment. The best protocol for preventing this complication is arrangement of equipment for accurate fluid monitoring of intake/output volume of distension solution.
    Keywords: Hysteroscopy, Electrolyte disturbance, complication