فهرست مطالب

پرستاری دیابت - سال ششم شماره 4 (پاییز 1397)
  • سال ششم شماره 4 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/02
  • تعداد عناوین: 7
|
  • زهرا مدنی، علی منصوری* ، فروغ زردشت، پرستو نظرنیا، افسانه سرابندی نو صفحات 596-606
    مقدمه و هدف
    یکی از بزرگترین چالش هایی که بیماران دیابتی با آن مواجهند یادگیری نحوه کنترل قند خون می باشد. از این رو توانمندسازی بیماران در این زمینه و در نهایت بهبود کیفیت زندگی، به عنوان یکی از شاخص های مهم سلامتی در بیماری دیابت به شمار می رود. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کنترل گلیسمی و پیروی دارویی در بیماران مبتلا به دیابتی نوع دو انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه تجربی بود و طی آن 70 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک دیابت شهرستان زابل بر اساس معیارهای ورود انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. ابتدا دو پرسشنامه شرح حال و پیروی دارویی 8 سوالی (Morisky Medication Adherence) تکمیل و نمونه آزمایش HbA1C گرفته شد. سپس برای گروه مداخله طی 8 جلسه 60 تا 90 دقیقه ای بر طبق الگو آموزش های لازم داده شد. در پایان مجددا پرسشنامه پیروی دارویی تکمیل و نمونه HbA1C اندازه گیری شد. داده های به دست آمده در نرم افزار SPSS نسخه 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    بر اساس یافته ها بین میانگین نمره پیروی دارویی دو گروه، قبل از مداخله تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت (0/21=p) اما پس از انجام مداخله این تفاوت معنی دار بود (0/0001>p). همچنین نتایج نشان داد بین میانگین HbA1C دو گروه، قبل از مداخله اختلاف معنی دار آماری وجود ندارد (0/32=p) اما پس از انجام مداخله این اختلاف معنی دار بود (0/0001>p).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاکی از اثرات مثبت اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور بر افزایش پیروی دارویی و بهبود کنترل گلیسمی در بیماران بود. لذا می توان از این روش آموزشی در برنامه های آموزش به بیمار استفاده نمود.
    کلیدواژگان: توانمندسازی خانواده محور، کنترل گلیسمی، پیروی دارویی، دیابت نوع 2
  • محمدحسن دوازده امامی، حمید خراط زاده* ، مریم بختیاری، بهزاد مهکی صفحات 607-617
    مقدمه و هدف
    دیابت بیماری مزمنی است که علاوه بر عوارض جسمی، عوارض روانشناختی را برای فرد مبتلا به همراه دارد؛ که این مهم کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از این مطالعه تعیین اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و همراه با گروه شاهد بود. جمعیت مورد مطالعه 30 بیمار (40 درصد مرد) مبتلا به دیابت نوع 2 بود که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15=N) و شاهد (15=N) قرار گرفتند. پرسشنامه ی کیفیت زندگی وارن-شربورن (36SF-) به عنوان ابزار در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. 8 جلسه آموزش گروهی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی برای گروه آزمایش انجام شد؛ در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه پرسشنامه (36SF-) را قبل و بعد از مداخله تکمیل نمودند.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد که در مقایسه با گروه شاهد، برخی از مقیاس های کیفیت زندگی افراد گروه آزمایش، به طور معنی داری در مرحله ی پس آزمون بهبود یافته بود. (0/05> p).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر، آموزش گروهی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، می تواند در بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 موثر باشد.
    کلیدواژگان: استرس، ذهن آگاهی، کیفیت زندگی، دیابت نوع 2
  • معصومه یارمحمدی ، لاله بهبودی* ، مجتبی ایزدی صفحات 618-630
    مقدمه و هدف
    افزایش رهاسازی گلوکز کبدی از مشخصه های اصلی دیابت نوع 2 است؛ که به نوعی اختلال در فعالیت آنزیم های موثر در فرآیند گلوکونئوژنز کبدی نسبت داده شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر تمرینات هوازی بر بیان گلوکز 6 فسفاتاز (G6Pase) در هپاتوسیت های کبدی رت های دیابتی نوع 2 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، 16 سر نر ویستار (20 ± 220 گرم) توسط تزریق درون صفاقی نیکوتین آمید – STX دیابت نوع 2 شدند و به شیوه تصادفی به گروه های ورزش (8 = n) و کنترل (8 = n) تقسیم شدند. گروه ورزش در یک دوره تمرینات هوازی 12 هفته ای به تعداد 5 روز هفته شرکت نمودند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، سطوح ناشتایی گلوکز و بیان G6Pase در سلول های کبدی هر دو گروه اندازه گیری و توسط آزمون تی مستقل با یکدیگر مقایسه شدند.
    یافته ها
    در مقایسه با گروه کنترل، تمرینات هوازی به کاهش معنی دار گلوکزناشتا (0/0001 > p) و بیان G6Pase (p<0/0001) در سلول های کبدی رت ها در گروه ورزش منجر شد.
    بحث و نتیجه گیری
    بر پایه یافته های موجود، به نظر می رسد تمرینات هوازی به واسطه مهار فرآیند گلوکونئوژنز کبدی ناشی از کاهش بیان G6Pase در سلول های کبدی به کاهش سطوح گلوکز در بیماران دیابتی منجر می شود.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، گلوکز-6-فسفاتاز، گلوکز ناشتا، دیابت نوع 2
  • سمیه باقری ، خدیجه رضایی کیخایی ، محمدرضا شادان ، فهیمه مقدم ، فهیمه خوشابی* صفحات 631-641
    مقدمه و هدف
    دیابت نوع 2 به همراه عوارض متعدد خود به عنوان یک مشکل عمده ی بهداشتی به شمار می آید. تغییرات در رفتار و رژیم غذایی بیماران می تواند سبب پیشگیری و یا به تاخیر انداختن عوارض آن شود. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی نظریه رفتار برنامه ریزی شده در تبیین رفتار غذایی سالم در بین بیماران دیابتیک نوع 2 بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت مقطعی در کلینیک دیابت شهر زابل انجام گرفت. 300 بیمار دیابتیک نوع 2 و بدون عوارض بطور تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه ی براساس نظریه ی رفتار برنامه ریزی شده متغیرهایی از قبیل نگرش، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری، قصد رعایت رژیم غذایی سالم سبک تغذیه ای افراد را مورد ارزیابی قرار داد. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 و از طریق تحلیل عاملی آنالیز شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که نظریه رفتار برنامه ریزی شده از برازش کافی با داده ها برخوردار بوده است. سازه های کنترل رفتاری درک شده، هنجارهای ذهنی و نگرش دارای ارتباط معناداری با قصد رعایت رژیم غذایی سالم بودند.
    بحث و نتیجه گیری
    نظریه ی رفتار برنامه ریزی شده برای بیان قصد و پیرو آن رفتار رعایت رژیم غذایی سالم می تواند سبب ترغیب بیماران به رعایت رژیم غذایی سالم گردد.
    کلیدواژگان: نظریه رفتار برنامه ریزی شده، دیابت نوع 2، رژیم غذایی سالم
  • آمنه مرزبان* صفحات 642-652
    مقدمه و هدف
    سلامت معنوی به عنوان فاکتوری بنیادین که به زندگی بشر معنا و مفهوم می بخشد باعث ارتقاء کیفیت زندگی و پیشگیری از بیماری ها می شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی در مبتلایان به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به درمانگاه دیابت یزد در سال 1397 اجرا گردید.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی-مقطعی در سال 1397 اجرا شد. نمونه مطالعه 600 بیمار 74-40 ساله مراجعه کننده به درمانگاه دیابت بودند. داده ها از طریق پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، سلامت معنوی و کیفیت زندگی بیمارن دیابتی جمع آوری شد. داده ها پس از ورود به نرم افزار SPSS24 با استفاده روش های آمار توصیفی، رگرسیون و همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمره سلامت معنوی و کیفیت زندگی افراد مطالعه به ترتیب (14/39) 81/34 و (11/02) 79/34بود. بین نمره سلامت معنوی و کیفیت زندگی همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت (0/69=R و 0/02=P). بین متغیر تحصیلات با سلامت معنوی (0/02=P) و کیفیت زندگی (00/0=P) اختلاف آماری معناداری وجود داشت.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج مطالعه توجه به بعد معنوی سلامت در جهت ارتقاء کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع 2 شهر یزد را نشان می دهد. با توجه به پتانسیل مذهبی شهر یزد برنامه ریزان بخش دیابت باید توجه به این امر را در طرحهای مراقبتی خود بگنجانند.
    کلیدواژگان: سلامت معنوي، کيفيت زندگي، ديابت نوع 2
  • افتخار کیهانی، محمدرضا فلسفی نژاد، آناهیتا خدابخشی کولایی* صفحات 653-663
    مقدمه و هدف
    به دیابت می بایست به عنوان یک مشکل خانوادگی نگریست که همچون سایر بیماری های مزمن، بر تمام اعضای خانواده تاثیر می گذارد. بنابراین سازگاری و رضایت زناشویی می توانند تحت تاثیر این بیماری قرار گیرند. هدف از انجام پژوهش مقایسه رضایت و سازگاری زناشویی زنان مبتلا به دیابت و عادی بود.
    مواد و روش ها
    این تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بود و جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش را کلیه زنان مبتلا به دیابت و عادی شهر تهران در سال 1396 تشکیل دادند. 70 نفر زنان دیابتی و 70 نفر زنان عادی به روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه های رضایت زناشویی توسط انریچ و پرسشنامه سازگاری زناشویی لاک- والاس استفاده شد. داده ها با تحلیل واریانس چند متغیره ، آزمون تی برای گروه های مستقل و نرم افزار SPSS نسخه 24 تجزیه و تحلیل شده است.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین سازگاری زناشویی زنان مبتلا به دیابت و عادی تفاوت معنی داری وجود دارد در حالیکه میان رضایت زناشویی زنان مبتلا به دیابت و عادی تفاوت معنی داری وجود نداشت. بین مولفه های رضایت زناشویی زنان مبتلا به دیابت و عادی تنها بین موضوعات شخصیتی تفاوت معنی دار وجود داشت. در مجموع می‏توان گفت موضوعات شخصیتی و سازگاری زناشویی در زنان عادی بالاتر از زنان مبتلا به دیابت است.
    بحث و نتیجه گیری
    در زنان مبتلا به دیابت، بیماری آن ها نمی تواند موجب شود که رضایت زناشویی کمتری را نسبت به افراد سالم تجربه کنند، همچنین در تبیین تفاوت سازگاری زناشویی زنان مبتلا به دیابت و عادی می توان گفت بیماری های مزمن به عنوان یک واقعه ناگوار در زندگی نگریسته می شود که می تواند نحوه واکنش و تعامل های خانواده را تغییر می دهد.
    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، سازگاری زناشویی، دیابت
  • ایرج شهرامیان، محمدحسن محمدی، غلامرضا کلوندی، علیرضا سرگزی* صفحات 664-671
    هپاتیت اتوایمیون یک بیماری خودایمن کبدی است که دوره ای از التهاب مزمن و پیشرفته ی کبد را به دنیال دارد. با اینکه هنوز مکانیسم پاتولوژیک بیماری های اتوایمیون در بافت های مختلف بدن به خوبی حل نشده است اما تجمع بیماری های اتوایمیون در افراد خاصی مشاهده می شود. گسترش بیماری های اتوایمیون مستلزم استعداد ژنتیکی و عوامل محیطی است که مسیرهای ایمنی خاصی را فعال می کند و ثانویه به آن بافت های بدن از بین می رود. تا کنون همپوشانی و همراهی هپاتیت خودایمن با بیماری هایی نظیر سیروز صفراوی اولیه به اثبات رسیده است اما همراهی هپاتیت اتوایمیون با سایر بیماری های ژنتیکی نظیر دیابت به خوبی بررسی نشده است.
|
  • Zahra Mansouri , Ali Mansouri*, Forough Zardosht , Parastoo Nazarnia , Afsanh Sarabandi noe Pages 596-606
    Introduction
    One of the biggest challenges for diabetic patients is learning how to control blood glucose; therefore, empowering patients in this regard and ultimately improving the quality of life is considered as one of the health indicators in diabetes. Consequently, the aim of this study was to investigate the effect of family-centered empowerment model on glycemic control and drug compliance in patients with type II diabetes.
    Materials and Methods
    This experimental study was conducted on a total of 70 patients with type II diabetes that referred to diabetes clinic in Zabol, Iran. The subjects were selected based on inclusion criteria and randomly assigned to intervention and control groups. At first, eight questionnaires were completed for the history taking and drug compliance, including eight questions (Morisky Medication Adherence Scale -8), and the hemoglobin A1C (HbA1C) test was performed. Then, for the intervention group, eight training sessions of 60 to 90 min were held according to the model. Finally, the drug compliance questionnaire was completed and the HbA1C samples were measured. In addition, the data were analyzed by SPSS software (version 21).
    Results
    According to the results, there was no statistically significant difference between the mean scores of drug adherence in the two groups pre-intervention (P=0.21); however, the difference was statistically significant post-intervention (P<0.001). Furthermore, based on the findings, no statistically significant difference was observed between the mean scores of HbA1C in the two groups pre-intervention (P=0.32); nonetheless, this difference was significant post-intervention (P<0.001).
    Conclusion
    The obtained results of this study indicated the positive effects of the family-centered empowerment model on increasing drug compliance and improving glycemic control in patients. Therefore, this training method can be utilized in patient education programs.
    Keywords: Family-centered empowerment, Glycemic control, Drug compliance, Type II diabetes
  • Mohammad Hasan Davazdah Emamy Dr, Hamid Kharatzadeh*, Maryam Bakhtiari Dr, Behzad Mahaki Dr Pages 607-617
    Introduction
    Diabetes is a chronic and lifelong disease, which has many physical and psychological complications that may affect the quality of life. This study aimed to determine the effectiveness of mindfulness-based stress reduction on the quality of life in patients with type II diabetes.
    Materials and Methods
    This quasi-experimental study had a pretest-posttest design with a control group. The study population included 30 diabetic patients (%40 male), randomly divided into two groups of the experimental and control groups. This study benefited from Waren and Sherbourne quality of life questionnaire (SF-36). Eight sessions of Mindfulness-based stress reduction group training were conducted in eight weeks for the experimental group while the control group received no intervention. Both groups completed the SF-36 questionnaire before and after the intervention.
    Results
    Data analysis showed that some scales of quality of life in the experimental group significantly were improved in the posttest compared to the control group.
    Conclusion
    Based on the obtained results of this study, mindfulness-based stress reduction group training can be effective in improving the patients’ quality of life with type II diabetes mellitus.
    Keywords: Stress, Mindfulness, Quality of life, Type II diabetes
  • Masoomeh Yarmohammadi , Laleh Behboudi Dr*, Mojtaba Eizadi Dr Pages 618-630
    Introduction
    Increased release of glucose from the liver is one of the main characteristics of type II diabetes mellitus, which is attributed to the impaired functioning of the enzymes affecting the hepatic gluconeogenesis. Regarding this, the present study was conducted to determine the effect of aerobic training on glucose-6-phosphatase (G6Pase) expression in the liver hepatocytes among type II diabetic rats.
    Materials and Methods
    This experimental study was conducted on 16 male Wistar rats (220±20 g). The rats were subjected to type II diabetes induction by the intraperitoneal injection of streptozotocin and nicotinamide. Subsequently, they were randomly divided into exercise (n=8) and control (n=8) groups. The exercise group received an aerobic training program for 12 weeks (5 days a week). Fasting glucose and G6Pase expression in the liver hepatocytes were measured in both groups. The data were analyzed using independent t-test.
    Results
    The exercise group had significantly lower fasting glucose (P<0.01) and G6Pase expression (P<0.01) levels in the liver hepatocytes, compared to the control group.
    Conclusion
    Based on the findings, it seems that aerobic training resulted in the decline of fasting glucose by inhibiting the hepatic gluconeogenesis caused by the reduction of the expression of G6Pase in the liver cells in diabetic patients.
    Keywords: Aerobic training, Glucose-6-phosphatase, Fasting glucose, Type II diabetes
  • Somayeh Bagheri , Khadijeh Rezaie Keikhaie Dr , Mohammad Reza Shadan Dr , Fahimeh Moghadam , Fahimeh Khoushabi Dr * Pages 631-641
    Introduction
    Type II diabetes mellitus is considered a major health problem due to its complications. The complications could be prevented or delayed with alterations in the patients’ behavior and diet. The aim of the current research was to evaluate the theory of planned behavior (TPB) in the prediction of healthy diet behavior among type II diabetic patients.
    Materials and Methods
    This cross-sectional study was conducted in a Diabetes Clinic in Zabol, Iran. A total number of 300 diabetic patients (type II) with no complication were selected as participants via random sampling technique. A self –administered questionnaire based on TPB was used to evaluate variables, such as patient’s attitude, subjective norm, perceived behavioral control, intention to eat a healthy diet, and nutritional style. Data were analyzed using SPSS (version 20) through factor analyze.
    Results
    The results revealed that the TPB fitted the data obtained from the patients with type II diabetes and within dietary behavior. Perceived behavioral control, subjective norm, attitude and intention to maintain a healthy diet were significantly related to healthy diet behavior.
    Conclusion
    The TPB is a useful theory in determining the intentions of patients with diabetes and their obedience to a healthy diet.
    Keywords: Theory of planned behavior, Type II diabetes, Healthy diet behavior
  • Ameneh Marzban * Pages 642-652
    Background
    Spiritual health as a fundamental element makes human life meaningful. In fact, it improves the quality of life and diseases prevention. The aim of this study was to investigate the relationship between spiritual well-being and quality of life in type II diabetic patients referring to Yazd Diabetes Clinic, Yazd, Iran, during 2017.
    Materials and Methods
    This descriptive cross-sectional study was conducted in 2017. The study population was composed of 600 patients aged 40-74 years referring to diabetes clinic. Data were collected through demographic information, spiritual well-being, and quality of life questionnaire for diabetic patients. Data were analyzed using SPSS (version 24) software through descriptive statistics, regression, and Pearson correlation.
    Results
    The mean score of spiritual health and quality of life among the investigated subjects were 81.34 ± 14.39 and 79.34 ± 11.02, respectively. There was a positive and significant correlation between spiritual wellbeing score and quality of life (r=0.69, P=0.02). There was a significant difference between educational variables with spiritual health (P=0.02) and quality of life (P=0.00).
    Conclusion
    The obtained results of the study were indicative of the beneficial role of the spiritual aspect of health on the quality of life of type 2 diabetic patients in Yazd. Considering the religious potential of Yazd, planners of the health sector should pay attention to this issue in their care plans.
    Keywords: Spiritual health, Quality of life, Type II diabetes
  • Eftekhar Keyhani , Mohammad Reza Falsafinejad , Anahita Khodabakhshi, koolaee * Pages 653-663
    Introduction
    Diabetes should be considered as a family problem that affects all the members similar to other chronic diseases. Therefore, adjustment and marital satisfaction can be influenced by the disease. The aim of this study was to compare marital satisfaction and adjustment in diabetic and healthy women.
    Materials and Methods
    This causal-comparative study was conducted on diabetic (n=70) and healthy (n=70) women selected based on convenience sampling method in Tehran in 2017. For data collection, Enrich Marital Satisfaction Scale (1989) and Locke-Wallace Marital Adjustment test (1959) were used in this study. The data were analyzed using multivariate analysis of variance and independent t-test in SPSS software (version 24).
    Result
    The obtained results of this study indicated that there was a significant difference between marital adjustment in diabetic and healthy women. Moreover, no significant difference was observed between marital satisfaction in diabetic and healthy women. Among the components of marital satisfaction, there was a significant difference only between personality issues in diabetic and healthy women. The healthy women had higher levels of personality issues and marital adjustment, compared to their diabetic counterparts.
    Conclusion
    In women with diabetes, the illness cannot cause less marital satisfaction than in healthy women. Furthermore, the difference in marital adjustment between diabetic and healthy women can be ascribed to the fact that chronic diseases are considered as disastrous events in life that can affect the family interaction patterns
    Keywords: Marital satisfaction, Marital adjustment, Diabetes
  • Iraj Shahramian , Mohammad Hasan Mohammadi , Gholam Reza Kalvandi , Ali Reza Sargazi * Pages 664-671
    Autoimmune hepatitis is an autoimmune liver condition followed by chronic advanced liver inflammation. Although the pathological mechanism of autoimmune diseases in various tissues of the body is still not well resolved, the autoimmune disorders occur among particular individuals. Genetic competence and environmental factors have an influence on the development of this complication by activating certain immune pathways leading to the destruction of body tissues. The coexistence of autoimmune hepatitis with diseases, such as primary biliary cirrhosis has been proven so far. However, the association of autoimmune hepatitis with other genetic diseases, including diabetes, has not been well documented.