فهرست مطالب

زراعت و فناوری زعفران - سال هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/13
  • تعداد عناوین: 9
|
  • انیس رضایی، حسن فیضی *، روح الله مرادی صفحات 3-25
    به منظور بررسی تاثیر زمان قطع آخرین آبیاری و منابع مختلف کودی بر ویژگی های کمی و کیفی گل زعفران (Crocus sativus L.) ، آزمایشی به صورت اسپیلت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه چهار ساله تحقیقاتی جهاد کشاورزی واقع در روستای لاله زار، شهرستان بردسیر، استان کرمان در سال 95-1394 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل زمان قطع آخرین آبیاری (15 روز قبل از زمان عرف منطقه (اول اردیبهشت) ، عرف (15 اردیبهشت) و 15 روز بعد از عرف (2 خرداد) به عنوان عامل اصلی و منابع مختلف کودی (کود گاوی 40 تن در هکتار، کود مرغی 15 تن در هکتار، ورمی کمپوست 10 تن در هکتار، اسید هیومیک 2 کیلوگرم در هکتار و کود شیمیایی شامل 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره و 140 کیلوگرم در هکتار فسفر و پتاسیم) به عنوان عامل فرعی بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تاثیر تیمار قطع آبیاری بر خصوصیات کمی گل معنی دار بود، ولی ویژگی های کیفی تحت تاثیر این تیمار قرار نگرفت. نتایج نشان داد که تاخیر در قطع آبیاری منجر به کاهش معنی دار صفات کمی شد. بطوریکه، بیشترین تعداد گل (10/41 عدد در متر مربع) ، عملکرد تر (6/145 کیلوگرم در هکتار) و خشک (41/19 کیلوگرم در هکتار) گل، وزن تر (12/11 کیلوگرم در هکتار) و خشک (02/2 کیلوگرم در هکتار) کلاله در تیمار قطع زود هنگام آبیاری (قبل از عرف) حاصل شد. تاثیر منابع کودی نیز بر کلیه صفات مورد بررسی به استثنای میزان پیکروکروسین و سافرانال معنی دار بود. کودهای ورمی کمپوست و کود دامی بطور معنی‏داری در کلیه تیمارهای آبیاری، تعداد گل و عملکرد کلاله بیشتری را نسبت به دیگر تیمارها تولید نمودند. عملکرد کلاله خشک در تیمارهای کود شیمیایی (91/1 کیلوگرم در هکتار) ، مرغی (57/1 کیلوگرم در هکتار) و اسید هیومیک (42/1 کیلوگرم در هکتار) نیز بطور معنی داری بیشتر از شاهد (26/1 کیلوگرم در هکتار) بود. بیشترین (7/169 نانومتر) و کمترین (1/163 نانومتر) میزان کروسین به ترتیب در تیمارهای شاهد و ورمی کمپوست حاصل شد. بطورکلی، نتایج نشان داد که قطع آبیاری در اوایل اردیبهشت و استفاده از کود آلی ورمی کمپوست بهترین شرایط را برای زراعت زعفران در منطقه بردسیر کرمان دارا بودند.
    کلیدواژگان: پیکروکروسین، سافرانال، کروسین، کلاله، آبیاری عرف
  • محمدبهزاد امیری، یاسر اسماعیلیان * صفحات 27-40
    به منظور ارزیابی واکنش گیاه زعفران به کودهای مختلف دامی، زیستی و شیمیایی آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح ‏بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی جهاد کشاورزی گناباد طی سال های زراعی 95-1394 و 96-1395 صورت گرفت. ‏عامل اصلی بصورت کاربرد کود گاوی به میزان 60 تن در هکتار و عدم مصرف کود و عامل فرعی متشکل از تیمارهای: شاهد (عدم مصرف ‏کود) ، نیتروکسین (5 لیتر در هکتار) ، بیوفسفر (3 لیتر در هکتار) ، بیوسولفور (5 کیلوگرم در هکتار) ، اسید هیومیک (10 کیلوگرم در هکتار) و ‏کود شیمیایی (به ترتیب 150، 100 و 100 کیلوگرم در هکتار از منابع اوره، سوپر فسفات تریپل و سولفات پتاسیم) بود. نتایج آزمایش ‏مشخص کرد اثر متقابل تیمارهای کود گاوی و کودهای بیولوژیکی و شیمیایی بر صفات عملکرد گل تر، کلاله تر و کلاله خشک معنی دار ‏بود. بیشترین عملکرد گل تر (181 کیلوگرم در هکتار) از اعمال کود بیوفسفر همراه با مصرف 60 تن در هکتار کود گاوی حاصل شد. ‏عملکرد کلاله تر در تیمار کود شیمیایی تحت شرایط مصرف کود گاوی بیشترین افزایش (میانگین عملکرد 10405 گرم در متر مربع) را ‏نشان داد. درحالی که عملکرد کلاله خشک درنتیجه مصرف بیوفسفر حداکثر مقادیر (5351 گرم در هکتار) را حاصل کرد. اثر کود گاوی بر ‏صفات بنه معنی دار شد. تعداد بنه در واحد سطح و عملکرد بنه افزایش 19 درصدی را در اثر مصرف کود گاوی نسبت به تیمار شاهد در سال ‏دوم نشان دادند. در بین تیمارهای کود بیولوژیکی و شیمیایی، بیشترین تعداد بنه (440 بنه در متر مربع) و عملکرد بنه (4401 کیلوگرم در ‏متر مربع) درنتیجه اعمال کود بیوفسفر بدست آمد. بر اساس نتایج بدست آمده، مصرف کود دامی توصیه شده بصورت تلفیقی همراه با ‏کودهای بیولوژیکی بخصوص کود بیوفسفر در شرایط اقلیمی و خاکی مشابه با محل این آزمایش توصیه می گردد. ‏
    کلیدواژگان: اسید هیومیک، بیوسولفور، بیوفسفر، کود دامی، نیتروکسین
  • شیرین انصاریان مهابادی، ایرج الله دادی *، مجید قربانی جاوید، الیاس سلطانی صفحات 41-53
    اسید سالیسیلیک یکی از هورمون های گیاهی است که نقش محوری در تنظیم رشد و فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان ایفا می کند. به منظور مطالعه تاثیر هورمون اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر گل دهی زعفران، آزمایشی در سال 96- 95 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی زعفران پردیس ابوریحان دانشگاه تهران انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل پیش تیمار بنه با هورمون اسید سالیسیلیک (شاهد و کاربرد با غلظت 1 و 2 میلی مولار) و وزن بنه مادری شامل بنه های ریز با وزن (3 تا 5 گرم) و بنه های درشت با وزن (5 تا 8 گرم) بودند. نتایج نشان داد که اثر وزن بنه مادری بر صفات عملکردی شامل وزن تر گل، طول گل، وزن تر کلاله، وزن تر مادگی، طول کلاله، طول مادگی و بر صفات کیفی کلاله شامل میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال معنی دار بود. مقدار این صفات در شرایط استفاده از بنه های مادری درشت نسبت به بنه ریز بیشتر بود. اثر وزن بنه مادری بر صفت وزن خشک کلاله در این پژوهش معنی دار نبود. هرچند اثر متقابل اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر صفات مورد بررسی معنی دار نبود، اما نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 2 میلی مولار اسید سالیسیلیک بیشترین وزن تر گل (99. 5 کیلوگرم در هکتار) ، وزن خشک کلاله (1. 45 کیلوگرم در هکتار) و کمترین زمان تا سبز شدن (47 روز پس از کاشت) را منجر شد. همچنین بیشترین میزان ماده موثره پیکروکروسین، مربوط به تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 1 میلی مولار اسید سالیسیلیک بود. میزان کروسین در تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 2 میلی مولار اسید سالیسیلیک و میزان سافرانال در سطح 1 میلی مولار بیشتر بود. به طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد که کاشت بنه های مادری درشت همراه با کاربرد اسید سالیسیلیک باعث بهبود برخی خصوصیات کمی و کیفی کلاله زعفران گردید.
    کلیدواژگان: بنه، پیکروکروسین، سافرانال، کروسین، گلدهی، هورمون گیاهی
  • فاطمه معلم بنهنگی، پرویز رضوانی مقدم *، قربانعلی اسدی، سرور خرم دل صفحات 55-67
    به منظور مطالعه تاثیر سطوح مختلف عمق کاشت و مقادیر مختلف بنه بر عملکرد گل و بنه زعفران، آزمایشی در سال زراعی 94-1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‏های کامل تصادفی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل مقادیر مختلف بنه برای کاشت در چهار سطح 7، 8، 9 و 10 تن بنه در هکتار و عمق کاشت بنه در سه سطح 15،10 و 20 سانتی‏متر از سطح خاک بود. نتایج آزمایش نشان داد که عملکرد و تعداد بنه های دختری تحت تاثیر اثرات ساده تیمار ها قرار گرفت. اثر متقابل مقادیر مختلف بنه و عمق کاشت تاثیر معنی داری بر سایر صفات مورد بررسی گل و بنه زعفران داشت. افزایش مقدار بنه تا 9 تن در هکتار و کاهش عمق کاشت به 10 سانتی متر سبب افزایش عملکرد گل تر، وزن خشک کلاله، تعداد گل و قطر بنه های دختری در سال اول شد. بیشترین مقدار عملکرد بنه دختری مربوط به تیمار 8 تن بنه در هکتار بود به طوری که عملکرد بنه دختری نسبت به تیمار 7 تن بنه در هکتار و 10 تن بنه در هکتار به ترتیب 2/33 و 9/15 درصد افزایش داشت، همچنین بیشترین و کمترین وزن خشک بنه در عمق کاشت 10 و 20 سانتی متر به دست آمد. تیمار 10 تن بنه در هکتار با تعداد بنه معادل 173 بنه در متر مربع بیشترین تعداد بنه دختری را به خود اختصاص داد به طوری که افزایش مقدار بنه کشت شده از 7 تن به 10 تن باعث افزایش 101 درصدی در تعداد بنه های دختری تولید شده شد. باتوجه به عملکرد پایین زعفران در سال اول، افزایش مقدار بنه مصرفی تا حد مطلوب و کاهش عمق کاشت می‏تواند علاوه بر افزایش عملکرد گل زعفران در سال اول منجر به تولید بنه های دختری درشت تر جهت عملکرد بهتر در سال‏های بعد شود
    کلیدواژگان: بنه دختری، طول خامه، قطر بنه، وزن خشک کلاله
  • مریم واحدی، سید علیرضا سلامی *، مجید شکرپور، حسن رضادوست صفحات 69-80
    زعفران گیاه دارویی و ادویه ای ارزشمند متعلق به خانواده زنبق و به عنوان منبع غنی از آپوکاروتنوئیدها در جهان محسوب می شود. به دلیل سایز بزرگ و پیچیدگی ژنوم زعفران توالی یابی آن به عنوان چالش مطرح است. با ظهور تکنیک های توالی یابی نسل بعد، توالی یابی RNA به عنوان منبع غنی مطالعات بیولوژیکی توسعه یافته است. سرهم بندی ترنسکریپتوم ها از تعداد بی شمار خوانش های کوتاه منبعی غنی برای مطالعه گونه هایی که ژنوم مرجع آن ها در دسترس نیست فراهم می کند. اما سرهم بندی قرائت ها و رسیدن به نتیجه مطلوب به ویژه برای گیاهان پلی پلوئید همواره یک چالش بزرگ محسوب می شود. در این مطالعه کارایی ابزارهای مختلف سرهم بندی با توجه به فاکتورهایی هم چون طول N50، تعداد کل یونی ژن ها و درصد هم ردیفی مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که Bridger به عنوان ابزاری بهتر جهت سرهم بندی قرائت های ترنسکریپتوم زعفران است که می تواند سرهم بندی بر اساس پارامترهای تعداد ترنسکریپت ها، طول N50، اندازه کل سرهم بندی و درصد هم ردیفی قرائت ها به ترنسکریپتوم فراهم آورد. Velvet/Oases بالاترین درصد درهم ریختگی را نشان می دهد که منجر می شود اعضای مختلف یک خانواده ژنی که شباهت بالایی به یکدیگر دارند در یک ترنسکریپت سرهم بندی شوند. نتایج حاصل از این تحقیق می تواند به محققان در جهت انتخاب بهتر ابزار سرهم بندی و توسعه ابزارهای موجود راهکارهایی را ارائه نماید.
    کلیدواژگان: زعفران، سرهم بندی، BinPacker، Bridger، Trinity، Velvet-Oases
  • صدیقه کسعلی *، سعید مینایی، مهدی عیاری صفحات 81-91
    خشک کردن یکی از روش های رایج برای افزایش ماندگاری گیاهان دارویی و محصولات کشاورزی است. در این پژوهش، فرآیند خشک کردن گلبرگ های زعفران با خشک کن هوای داغ لایه نازک در پنج سطح دمای 40، 60، 80، 100 و 120 درجه سلسیوس و سه سرعت هوای 5/0، 1 و 5/1 متر بر ثانیه و تاثیرات آن ها بر پارامتر های رنگی (مقادیر G, R و B) مورد بررسی قرار گرفت. به کمک سامانه ماشین بینایی، تصاویر رنگی از نمونه های خشک شده گلبرگ زعفران، دریافت و با استفاده از الگوریتم های پردازش تصویر، مورد پردازش قرار گرفت. ویژگی-های رنگی (RGB) آن ها نیز استخراج گردید. از سوی دیگر میزان آنتوسیانین به روش pH افتراقی و ویژگی هایL*a*b* نمونه ها به منظور تعیین شرایط مناسب خشک کردن اندازه گیری شدند. داده های حاصل با استفاده از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج بررسی نشان داد بیشترین مقادیرRGB مربوط به محدوده دمای 80 تا 100 درجه سلسیوس است که نشان دهنده ی بیشترین نسبت و شدت رنگ های قرمز، سبز و آبی می باشد. همچنین در این بازه دمایی بیشترین میزان آنتوسیانین (21/482 میلی گرم بر لیتر) و کمترین مقدار تغییرات رنگ (∆E) بدست آمد که مطلوبیت نسبی این بازه برای خشک کردن گلبرگ های زعفران را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: زعفران، تغییرات رنگ، L*a*b*، بینایی ماشین، آنتوسیانین
  • مهدی عباس زاده، امیر سالاری *، حمید روحانی صفحات 93-109
    شناخت منابع سرزمین به منظور استفاده بهینه از آن و متناسب با توان تولید هر زمین، گام مهمی در دستیابی به توسعه پایدار با حفظ نظام اکولوژیکی به شمار می رود. هدف از این مطالعه تعیین تناسب کیفی، کمی و اقتصادی اراضی تربت حیدریه (جلگه رخ) خراسان رضوی برای محصولات گندم (Triticum aestivum) و زعفران (Crocus sativus) می باشد. بدین منظور مشخصات اقلیمی و خصوصیات خاک منطقه با نیازهای هر محصول مقایسه گردیده و با بهره گیری از روش فائو و بر اساس روش پارامتریک (ریشه دوم) کالوگیره و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تناسب کیفی اراضی تعیین گردید. ارزیابی کمی بر اساس میزان عملکرد واقعی در هر واحد اراضی و ارزیابی اقتصادی بر اساس سود ناخالص در واحد سطح انجام گردید. نتایج تناسب کیفی نشان داد علی رغم آن که درمنطقه شاخص اقلیم و پتانسیل تولید محصولات بالاتر بوده ولی به دلیل محدودیت ویژگی های خاکی، تناسب کیفی ارضی متوسط (S2) می باشد. این محدودیت برای زعفران بیشتر است. مقایسه تناسب کیفی و کمی نشان داد که عموما کلاس تناسب کمی برابر یا بالاتر است، خصوصا این تفاوت در محصول زعفران بیشتر مشهود است. نتایج تناسب اقتصادی نیز بیانگر آن است که محصول زعفران در مقایسه با گندم سودآورتر بوده ولی به دلیل محدودیت های خاک امکان توسعه کشت این محصول در منطقه با محدودیت مواجه است. به طوری که در برخی از واحدهای اراضی اساسا کشت این محصول توصیه نمی گردد. با توجه به پتانسیل تولید بالای گندم برابر 12260 کیلو گرم در هکتار کشت این محصول با درجات مختلف تناسب توصیه می گردد. به نظر می رسد با اقدامات اصلاحی و بهبود خواص فیزیکی خاک، امکان افزایش راندمان تولید را در اکثر واحدها مقدور خواهد بود.
    کلیدواژگان: توان تولید، خراسان رضوی، روش پارامتریک کالوگیره
  • مرتضی اشرفی، محمود هوشمند *، محمدرضا لطفعلی پور، کامران داوری صفحات 111-123
    دشت مشهد در استان خراسان رضوی و جزو دشت های ممنوعه و ممنوعه ی بحرانی است. با عنایت به اینکه در اثر بهره برداری های بی رویه و غیرمجاز از منابع آب زیرزمینی، سطح آب زیرزمینی در آن به تدریج پایین رفته و با کسری مخزن مواجه شدهاست ، انتخاب استراتژی های مناسب برای کاهش مصرف آب در این دشت ضروری است. سیاست های متنوعی برای کاهش مصرف آب کشاورزی توسط محققین پیشنهاد گردیده که از جمله آنها سیاست توسعه کشت محصولات با نیاز آبی پایین همچون زعفران است. این سیاست ممکن است راه حل مناسبی برای مقابله با مصرف روزافزون آب باشد اما از آنجا که سیاست های مختلف دارای ابعاد اقتصادی متفاوتی می باشند، لذا بایستی تاثیرگذاری هر سیاست در تحقق اهداف و همچنین پیامدهای هر سیاست با دقت مورد بررسی قرار گیرند. در این راستا پیامدهای سیاست گسترش کشت زعفران در 5 سناریوی تخصیص حداقل 5%، 7. 5%، 10%، 12. 5% و 15 درصد از کل سطح زیرکشت 3 شهرستان واقع شده در دشت مشهد (مشهد، بینالود و چناران) ، با استفاده از مدل برنامه ریزی ریاضی اثباتی بررسی شد. نتایج نشان داد که با اعمال این سیاست، در هر 3 شهرستان درآمد کشاورزان افزایش خواهد یافت اما مصرف آب فقط در شهرستان بینالود به مقدار کمی کاهش می یابد و در دو شهرستان دیگر تغییری نمی کند زیرا با گسترش کشت زعفران، به جای کاهش سطح زیرکشت محصولات با نیاز آبی بالا، سطح زیرکشت گندم و جو که نیاز آبی کمتری نسبت به زعفران دارند کاهش می یابد و بنابراین کاهشی در مصرف آب ایجاد نمی شود. بنابراین سیاست گسترش کشت زعفران توام با عدم کاهش مجموع سطح زیر کشت گندم و جو باشد و اثرات آن مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده گردید که اعمال این سیاست باعث می شود که مصرف آب در هر سه شهرستان کاهش و درآمد کشاورزان به نحو مطلوبی افزایش یابد.
    کلیدواژگان: زعفران، برنامه ریزی ریاضی اثباتی، نیاز آبی، دشت مشهد
  • سید حسین محمدزاده *، علیرضا کرباسی صفحات 125-136
    درآمدهای نفتی نقش مهمی در اقتصاد ایران دارد. درطی سال های گذشته، به طور متوسط 60% درآمد دولت و 80% درآمد صادرات ایران از نفت وگاز بوده است. از دیگرسوی ایران به عنوان بزرگ ترین صادرکننده زعفران بخش قابل توجهی از ارزش صادراتی جهانی این محصول را به خود اختصاص داده است. با توجه به تاثیر گذاری درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران به عنوان مهم ترین منبع درآمدی، بررسی تاثیر شوک حاصل از نوسانات این درآمدها بر اقتصاد ایران ضروری به نظر می رسد. از این رو مطالعه حاضر به بررسی اثر شوک درآمدهای نفتی بر صادرات زعفران ایران پرداخته است. در این راستا از داده های سری زمانی دوره 95-1354 و الگوهای جوهانسون- جوسیلیوس و تصحیح خطا برای برآورد روابط بلندمدت و کوتاه مدت بین متغیرهای الگو استفاده شده است. یافته های پژوهش بیان گر این است که نرخ ارز موثر واقعی در بلندمدت و کوتاه مدت تاثیر معنی دار مثبت بر صادرات زعفران درکشور دارد. شاخص قیمت داخلی زعفران به قیمت جهانی آن و بهره وری زعفران نیز با این که اثرشان از لحاظ آماری معنی دار نیست ولی تاثیر آن از لحاظ علامت به ترتیب منفی و مثبت است. شوک درآمدهای نفتی نیز طبق انتظار درکوتاه مدت و بلندمدت دارای اثر منفی بر صادرات زعفران بوده است.
    کلیدواژگان: درآمدهای نفتی، الگوی تصحیح خطا، شوک، زعفران
|
  • Anis Rezaei, Hassan Feizi *, Rohollah Moradi Pages 3-25
    In order to evaluate the effect of last irrigation cut-off time and various fertilizer resources on quantitative and qualitative characteristics of Saffron (Crocus sativus L.) flower, an experiment was conducted in a split-plot arranged as a randomized complete block design with three replications and 18 treatments in a four year research farm of Jihad ministry located in Lalezar village, Bardsir region, Kerman province, in 2015-2016. The experimental treatments were irrigation cut-off time (conventional time (5 May), 15 days before the conventional time (20 April) and 15 days after conventional time (20 May)) assigned to the main plot, and nutritional resources (cow manure 40 t ha-1, hen manure15 t.ha-1, vermicompost 10 t ha-1, humic acid 2 kg ha-1, and chemical fertilizer containing 200 kg ha-1 urea and 140 kg.ha-1 P and K) as subplot. The analysis of variance results showed that the effect of irrigation cut-off treatment was significant on all the quantitative traits, but the treatment had no significant effect on qualitative traits of flower. The results showed that the delay in irrigation cut-off led to a significant decrease in other traits. As, the highest number of flowers (41.10 in m-2), fresh (145.16 kg.ha-1) and dry (19.41 kg.ha-1) weight of flower, fresh (11.12 kg.ha-1) and dry (2.02 kg.ha-1) weight of stigma were found in the earlier irrigation cut-off treatment (before the conventional time). The effect of fertilizer resources on all the studied traits was significant except for the values of picrocrocin and safranal. In all the irrigation treatments, vermicompost and cow manure significantly produced higher flower number and stigma yield than other fertilizer treatments. Dry stigma yield in chemical fertilizer (1.91 kg.ha-1), hen manure (1. 57 kg.ha-1) and humic acid (1.42 kg.ha-1) was significantly higher than control (1.26 kg.ha-1). The highest (169.7 nm) and lowest (163.1 nm) amount of crocin were obtained in control and vermicompost treatments, respectively. In general, the results showed that irrigation cut-off in April with using vermicompost fertilizer had the best conditions for saffron cultivation in the Bardsir region of Kerman.
    Keywords: Conventional irrigation, Crocin, Picrocrocin, Safranal, Stigma
  • Mohammad Behzad Amiri, Yaser Esmaeilian * Pages 27-40
    In order to evaluation the response of saffron to different manure, biological and chemical fertilizers, an ‎experiment was carried out as split-plot based on randomized complete blocks design with three replications in ‎Research Farm of Gonabad Agriculture Jihad during 2015-2016 and 2016-2017 growing seasons. Main factor ‎was 60 t/ha manure, and no manure application, and sub factor concluded of control (no fertilizer use), nitroxin ‎‎(5 L/ha), biophosphorus (3 L/ha), biosulphur (5 kg/ha), humic acid (10 kg/ha), and chemical fertilizer (150, 100, ‎and 100 kg/ha urea, triple superphosphate, and potassium sulfate). Experiment results indicated that interaction ‎effect of manure and biological and chemical fertilizers on fresh flower yield, fresh and dry stigma yield was ‎significant. The highest fresh flower yield (181 kg/ha) achieved by biophosphorus along with application of 60 ‎t/ha manure. Fresh stigma yield in chemical fertilizer under manure application treatment showed the highest ‎increase (mean yield of 10405 g/ha). While, dry stigma yield due to biophosphorus application obtained the ‎highest value (5351 g/ha). The effect of manure on corm traits was significant. Corm number per unit area and ‎corm yield showed 19% increase in second year due to manure application than control. Among biological and ‎chemical fertilizer treatments, the highest value of corm number (440 corm/m2) and corm yield (4401 kg/m2) ‎was obtained due to biophosphorus application. Based on obtained results, combined application of ‎recommend manure with biological fertilizers especially biophosphorus under climatic and edaphic conditions ‎similar to this experiment area is recommended. ‎
    Keywords: Biophosphorus, Biosulphur, Himic acid, Manure, Nitroxin
  • Shirin Ansaryan Mahabadi, Iraj Allah dadi *, Majid Ghorbani Javid, Elias Soltani Pages 41-53
    Salicylic acid as a plant hormone plays an important role in regulating growth and physiological processes in plant. In order to study the effects of salicylic acid hormone and mother corm weight on saffron flowering properties, an experiment was conducted as factorial based on a randomized complete block design with three replications at the saffron research field of College of Aburaihan, University of Tehran during 2016-2017. The first factor consist of salicylic acid in three levels (Normal, priming with 1 and 2 mM concentrations (and second factor was weight of corm in two level that consist of small corm (3-5 gr) and large corm (8-10 gr). The results showed that the effect of corm weight on fresh weight of flower, Length of flower, fresh weight of stigma, length of stigma, fresh weight of pistil, length of pistil and qualitative characteristics of stigma were significant. The amount of these traits was higher in terms of the use of large mother’s corms. The effect of corm weight on dry weight of stigma was not significant. Interaction between salicylic acid and corm weight on all traits was not significant but the results of mean comparisons showed that the highest amount of fresh weight of flower (99.5 kg/ha), dry weight of stigma (1.45 kg/ha) and lowest days to emergence was 47 days after planting that related to salicylic acid in 2 mM. More amount of picrocrocin as a saffron flavor was related to salicylic acid in 1 mM. Crocin percentage in the priming treatment with 2 mM salicylic acid was higher than the other two levels; amount of safranal was high at 1mM. Totally, results of this experiment indicated that planting large mother’s corms with salicylic acid led to improvement of some quantitative and qualitative characteristics of saffron stigma.
    Keywords: Corm, Crocin, Flowering, Picrocrocin, Plant hormone, Safranal
  • Ffatemeh Moallem Banhangi, Parviz Rezvani Moghaddam *, Ghorban Ali Asadi, Surur Khorramdel Pages 55-67
    In order to study the effect of different amounts of corms and planting depths of corms on flower and corm yield of saffron, an experiment was conducted in a factorial layout based on complete randomized block design with three replications at the Agricultural Research Station, Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad, Iran during 2015- 2016 growing seasons. The experimental treatments were all combination of four quantity of corms (7, 8, 9 and 10 t/ha) and three planting depth (10, 15 and 20 cm). The results showed that different quantity and planting depth of saffron corms had significant effects on the most of the studied criteria. The results revealed that flower yield, stigma dry weight, number of flowers and replacement corms per square meter increased by increasing the amount of corm by 9 t/ha and reduced planting depth by 10 cm. The maximum replacement corms yield was obtained in 8 t/ha corm treatment which was 33.25 percent higher than 7 t/ha and 15.99 percent was higher than 10 t/ha corm treatments. The maximum and minimum replacement corms yield were shown in 10 and 20 cm planting depth, respectively. The higher number of replacement corms (173 corm in m2) were obtained in 10 t/ha corms, Therefore, increasing the amount of corms from 7 to 10 t/ha will increase the number of replacement corms by 101 percent while there were no significant differences between the rests of treatments. According to the low yield of saffron in the first year, it seems increasing the amount of corm till the optimum range and reducing the planting depths of corms will increase saffron flowers yield in the first year and lead to produce bigger replacement corms for next years. Hence, optimum amount of corm and planting depths will increase farmers’ income in the first year.
    Keywords: Corms diameter, diameter of corms, Stigma dry weight, Style length
  • Maryam Vahedi, Seyed Alireza Salami *, Majid Shokrpour, Hassan Rezadoost Pages 69-80
    Saffron (Crocus sativus L.) belonging to Iridaceae family as a source of apocarotenoids is one of the most valuable spices and medicinal plants in the world. Because of the large size and high complexity of saffron genome, its sequencing remains a challenge. The arrival of next-generation sequencing technologies (NGS) has allowed the rapid and efficient development for RNA sequencing. De novo assembly of transcriptome from short-read RNA-Seq data provides a great resource for the study of species without a reference genome. De novo assembly of the transcriptome has some unique challenges, particularly in the case of plants, which possess a large amount of paralogs, orthologs, homoeologs and isoforms. In this research, we attempted to compare the performance of de novo assembly tools including BinPacker, Bridger, Oases-Velvet and Trinity through consideration of a quality metrics such as N50 length, the total number of contigs and alignment scores. The results of these analyses revealed that assembly using Bridger had a superior performance for saffron transcriptome, Oases suffered from relatively high chimera rates and redundancies which causes genes family with high similarity assembled into one transcript, Trinity performs worse than Bridger in the increase of false positives. Our comparison study will assist researchers in selecting a well-suited assembler and offer essential information for the improvement of existing assemblers.
    Keywords: Saffron, Assembly, BinPacker, Bridger, Trinity, Velvet-Oases
  • Sedigheh Kasali *, Saeed Minaei, Mahdi Ayyari Pages 81-91
    Iran is the largest producer of saffron and more than 90 percent of Iran's saffron is produced in Iran.Drying is one of the methods commonly used to increase the shelf life of medicinal plants and agricultural products. In this study, drying process of saffron petals with thin layer hot air dryer at five levels at 40, 60, 80, 100 and 120 ° C and three air flow of 0.5, 1 and 1.5 m/s and their impacts of on colored parameter (amounts R, G and B) have been studied. By using vision machine system, color images of the saffron dried petals were taken, and analyzed using image processing algorithms, Features colored (RGB) were also obtained. In addition, the anthocyanin content, (using differential pH method) and L*a*b* characteristics were measured in order to determine the proper drying conditions of the samples. The data were analyzed using factorial experiment based on randomized complete design. The results showed that maximum RGB values were at the temperature range of 80 to 100°C, representing the greatest ratio and intensity of red, green and blue colors. Also in this temperature range, the highest anthocyanin content (482.21mg/l) and lowest color changes (ΔE) were obtained which was a relative desirability of this range for drying saffron petals.
    Keywords: Saffron, color changes, L * a * b *, vision machine, Anthocyanins
  • Mahdi Abbaszadeh, Amir Salari *, HAMID ROHANI Pages 93-109
    Identifying of optimal use of resources and in line with the production of any land is an important step in achieving sustainable development while preserving the ecological system. The purpose of this study is determination quality, quantity and economic suitability of Torbat Heydaryeh lands (Rokh Plain) in Khorasan Razavi for wheat (Triticum Aestivum) and saffron (Crocus Sativus) cultivation. For this purpose, climate condition and soil properties in the study area compare with requirements of wheat and saffron, so qualitative suitability were determined by using FAO method and GIS according to parametric method of Kalogirou. Quantitative and economic evaluation done according to actual yield in each agricultural unit and gross profit per unit area, respectively. Results showed that in this area despite, climate index and yield potential is high but because of soil properties restriction, qualitative suitability is moderate and this restriction is higher for saffron. The results showed that quantitative suitability class is equal or higher than qualitative suitability especially for saffron. Economics results showed that saffron is higher profitable than wheat but its enlargement restricted because of soil limitation, so that its cultivation isn’t recommended. Perform corrective actions and improvement of soil properties in most units can increase production efficiency.
    Keywords: Production Capacity, Khorasan Razavi, Parametric Method of Kalogirou
  • Morteza Ashrafi, Mahmood Hoshmand *, Mohammad Reza Lotfalipour, Kamran Davary Pages 111-123
    Mashhad plain is one of plains of Khorasan Razavi province, which is one of the prohibited and critical prohibited plains. Due to unlicensed and unauthorized exploitation, the groundwater level has been gradually lowered and with a deficit of reservoir. Therefore, choosing the right strategies to reduce water consumption in this plain is necessary. Various policies have been proposed to reduce agricultural water consumption by researchers, including the policy of expanding crops with low water requirements such as saffron. This policy may be a good solution to tackling the increasing use of water, but since different policies have different dimensions and effects, each policy must be explicitly examined for the impact of each policy, as well as the implications of each policy. In this regard, the consequences of the policy of extending the cultivation of saffron in three scenarios of allocating 5%, 10% and 15% of the total land area of the three counties located in Mashhad Plain was investigated using a positive mathematical programming model. The results showed that with the application of this policy, in all three cities, the income of farmers will increase, but water consumption will decrease only slightly in Binalud, and will not change in other two cities. Because with the expansion of saffron cultivation, instead of reducing the level of products with a high water requirement, the level of wheat and barley that requires less water than saffron is reduced, and therefore no reduction in water consumption. So, In the following, it was examined whether the policy would be to increase the cultivation of saffron, along with the absence of a decrease in total surface area of wheat and barley. It was observed that the application of this policy would reduce the consumption of water in all three cities and increase the income of farmers
    Keywords: Water requirment, Positive Mathematical Programming, Binalood, Chenaran
  • Hossein Mohammadzadeh *, Alireza Karbasi Pages 125-136
    Oil revenues play a major role in Iran's economy. In recent years, an average of about 60% of government revenues and 80% of Iran's export income have been from oil and gas. On the other hand, Iran as largest exporter of saffron has a significant part of the value of global exports of the product. Considering that oil revenues over the past years has been Iran's main source of income, it seems essential to investigate the shock impact of oil revenues on the export of the product. The present study examined the effect of shock of oil revenues on the export of saffron in Iran. In this regard, the data time series for 1974- 2016 and Johansen Juselius and error correction model for Long-term and short-term relationships between the variables model were used. The results show that the real effective exchange rates in the long-term and short-term have a significant positive effect on the export of saffron in the country. Although index of ratio of domestic to world prices of saffron and saffron productivity were not statistically significant, their effect has positive and negative sign, respectively. Shock of oil revenues in the short term and the long term have a negative effect on the export of saffron as expected.
    Keywords: Error Correction Model, oil revenues, Shock, Saffron