فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 1 (پیاپی 6، بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • قواعد عمومی حاکم بر عقود اذنی در فقه امامیه و حقوق ایران
    جواد سرخوش، محمدجواد بصیرتی صفحات 5-28

    ماده 954 قانون مدنی در مقام بیان برخی از علل انفساخ عقود جایز یعنی موت یا عروض جنون یا زوال رشد یکی از متعاملین است، اما به نظر می رسد عقود جایز از این حیث دارای خصوصیت نباشند؛ چه، برخی از این عقود مشمول ماده نمی شوند و برخی دیگر اصولا برخلاف جهت این ماده حرکت می کنند و با فوت یکی از طرفین، تبدیل به عقدی غیر قابل رجوع و لازم می شوند مانند عقد هبه؛ فلذا باید علت را در امر دیگری جستجو نمود. ما در این نوشتار به این نتیجه رسیده ایم که منظور ماده 954 که برگرفته از قاعده ای فقهی به نام «قاعده انفساخ» است، منفسخ شدن عقود جایزی است که در آن ها اذن و اعطای نیابت وجود دارد نه کلیه عقود جایز. راهنمای ما برای رسیدن به این نتیجه آن بود که تمامی مصادیق صحیح ماده مذکور در این دسته از عقود جایز که اصطلاحا به آنان «عقود جایز اذنی» گفته می شود، قرار دارند. به نظر می رسد باید علت انفساخ عقود اذنی جایز با موت یا عروض جنون یا رشد یکی از متعاملین را در استمراری بودن اذن جستجو کرد؛ این باعث می شود که علاوه بر لحظه انعقاد که حدوث اذن و اهلیت صدور آن لازم است، در طول جریان اجرای عقد هم، برقراری آن لازم باشد و انقطاع آن در هر لحظه، عقد را برهم زند. برای اثبات این مدعا، از کلام فحول فقها و اعاظم دانشمندان حقوق بهره برده ایم و سعی کردیم نظرات مختلف و ادعاهای متفاوت را از فقه امامیه و حقوق ایران، در کنار هم جمع نموده وبه بررسی و تحلیل آن ها بپردازیم.

     

    کلیدواژگان: عقد جایز، قاعده انفساخ، استمرار اذن، اعطای نیابت، عقد اذنی
  • جعفر عسکری، علی اکبر جعفری صفحات 29-54

    اندک درنگ در مندرجات قراردادها بیانگر آن است که امروزه شروط فسخ و فاسخ یکی از متداول ترین شروط قراردادها به حساب می آید؛ فلذا نیاز به وجود پژوهشی که به ماهیت، مبانی و آثار متمایز این دو گونه از شروط علی رغم وجود شباهت های موجود میان آن دو بپردازد، احساس می گردد. اسباب انحلال قرارداد به اعتبار سهمی که اراده متعاقدین در آن دارد، به دو گروه عمده انحلال ارادی و انحلال غیر ارادی (قهری) تقسیم می شود. انحلال ارادی به وسیله اراده یکی از طرفین یا شخص ثالث در مدت معین صورت می پذیرد که به آن شرط فسخ گفته می شود. منظور از انحلال قهری نیز این است که عقد خود به خود و بدون دخالت اراده طرفین منحل می گردد. با این که در دسته دوم منظور از انحلال قهری این است که اراده طرفین یا یکی از آن ها در وقوع فسخ دخالت ندارد و این انحلال قهرا صورت می پذیرد ولی سبب این انحلال قهری، می تواند اراده اشخاص باشد و آن در صورتی است که متعاقدین با اراده خود درباره انفساخ احتمالی عقد در آینده تراضی کنند که به این تراضی، شرط فاسخ گفته می شود. در این نوشتار سعی شده است که به شرط فاسخ به عنوان یکی از اسباب انحلال قهری و شرط فسخ به عنوان یکی از طرق انحلال ارادی پرداخته شود و علاوه بر مقایسه این دو گونه از شرط از حیث مفهوم، شرایط، قلمرو و آثار، بر شرط فاسخ تاکید نموده و به بررسی ابعاد مختلف آن از جمله پذیرش آن در نظام حقوقی ایران و فقه امامیه با عنایت به سکوت قانون و فقه پرداخته شود.

    کلیدواژگان: شرط فسخ، شرط فاسخ، اسباب انحلال
  • علی غلامی صفحات 55-72

    قتل در فراش که موضوع ماده 630 قانون مجازات اسلامی 1370 و بند ث ماده 302 قانون مجازات اسلامی 1392 است، در ماده 179 قانون مجازات عمومی 1304 منعکس شده بود و دال بر معافیت شوهر از مجازات قتل، ضرب و جرح زانی و زانیه می باشد.

    در مورد شروط لازم جهت تحقق این معافیت، برخی فقها اصل اجرای این حکم را محل اشکال و بلکه ممنوع می شمرند، قریب به اتفاق فقهای شیعه و سنی قائل به جواز قتل زانی و زانیه توسط شوهر هستند و معدودی نیز احصان زانی یا زانیه را لازم می دانند.

    در تبیین شروط لازم جهت تحقق این معافیت باید به مساله 28 کتاب تحریرالوسیله دقت نمود که شرایط ضروری حکم از آن قابل کشف است. شروطی همچون وجود علقه زوجیت میان مرتکب جرم و زانیه، مشاهده زن با مرد اجنبی توسط شوهر، وقوع مواقعه، علم به تمکین زن توسط شوهر و ارتکاب جرم توسط شوهر در حین مشاهده زنا که دلالت بر ارتکاب قتل، ضرب و جرح صرفا در زمان مشاهده دارد.

    کلیدواژگان: قتل در فراش، زوجیت، مشاهده، مواقعه، تمکین
  • سلمان عمرانی، حسین حاجی قربانی صفحات 73-94

    در حقوق کیفری اسلام و ایران، یکی از شرایط ثبوت قصاص بر جانی، فقدان رابطه ابوت میان جانی و مجنی علیه می باشد. به موجب این شرط، چنانچه پدری مرتکب جنایت عمدی بر فرزند خود شود، محکوم به قصاص نخواهد شد. در این میان، امکان یا عدم امکان تسری این حکم به سایر افراد نظیر جد پدری و مادر مقتول و همچنین امکان یا عدم امکان تقاضای قصاص پدر از جانب فرزندش، به عنوان ولی دم مقتول از جمله مسائل و ابهامات مطروحه است. به عبارت دیگر آیا ادله مربوط به عدم قصاص پدر در قبال فرزند شامل جد پدری یا مادر مقتول نیز می گردد یا خیر؟ و آیا این ادله، مواردی را که فرزند به عنوان ولی دم مقتول تقاضای قصاص پدر خود را می نماید در بر می گیرد یا خیر؟ در این مقاله تلاش بر آن است تا ضمن بررسی دقیق مبانی فقهی و حقوقی تحولات قانونی در این زمینه، به تشریح نقاط قوت و ضعف قانون جدید پرداخته شود تا زمینه برای شناخت هر چه بهتر این قانون و مرتفع ساختن موارد نقص آن در اصلاحات بعدی قانون فراهم گردد. همچنین در موارد سکوت قانون با مشخص کردن نظر مشهور فقهی به ارائه راهکار عملی برای محاکم پرداخته شود.

     

     

    کلیدواژگان: قصاص، پدر، قانون مجازات اسلامی، فقه امامیه، انتفاء ابوت
  • علیرضا عالی پناه ، حمیدرضا حبیبی صفحات 95-120

    اسناد برواتی در اقتصاد امروزی کاربرد فراوانی دارند. صدور این اسناد یک عمل حقوقی است که اثر مستقیم آن ایجاد مسئولیت به پرداخت برای متعهد آن می باشد. این مسئولیت دارای اوصافی است که آن را نسبت به تعهدات مدنی متمایز نموده است. از میان این اوصاف بارزترین آن ها، استقلال مسئولیت ناشی از صدور سند تجاری از تعهد مبنایی و در نتیجه اصل غیر قابل استناد بودن ایرادات می باشد. اثر این مسئولیت نیز «تعهد به پرداخت» است که خود دارای شرایط اعتبار و نقض آن واجد ضمانت اجراست. از جمله شرایط اعتبار پرداخت وجه توسط متعهد سند تجاری می توان به «مطالبه وجه از طرف دارنده در موعد قانونی» و «پرداخت وجه در موعد و به میزان و نوع پولی که در سند قید شده است» ، اشاره نمود. الزام به پرداخت، امکان حبس و اخذ خسارت در صورت امتناع از پرداخت نیز ضمانت اجراهای نقض این تعهد به شمار می روند.

     

    کلیدواژگان: سند تجاری، صدور سند تجاری، اصل غیر قابل استناد بودن ایرادات، تعهد به پرداخت
  • محمد روشن ، مجتبی جهان تیغی صفحات 121-140

    با شناخت ماهیت و ذات عقد نکاح باید معلوم نمود که مقتضا، هدف و حقیقت آن چیست؟ سپس با بررسی حق یا حکم بودن امر مباح توالد و تناسل، می توان در شمول، و یا عدم شمول شرط عدم توالد و تناسل، تحت قاعده «المومنون عند شروطهم» بحث نمود. نکاح، حقیقت در عقد و مجاز در وطی است و هدف از آن آرامش و سکون زوجین می باشد و توالد و تناسل تنها یکی از آثار آن است نه هدف آن. آنچه از حدیث «المومنون عند شروطهم» استثنا و مورد نهی واقع شده است، شرط عدم اباحه و یا عدم استحباب توالد می باشد که این شرط مخالف کتاب و سنت است. چنین شرطی از باب «الشرط لیس بمشرع» نیز شرط صحیحی نمی باشد. بنابراین نکاح اعم از دائم و موقت را می توان مشروط به شرط عدم توالد و تناسل کرد و این شرط مغایرتی با شرع و حقوق موضوعه ندارد.

     

     

    کلیدواژگان: توالد و تناسل، شرط ضمن عقد نکاح ، حق، حکم
|
  • General Rules on Contracts of Mandate in Imamiah Jurisprudence and Law of Iran
    Javad SarKhosh, MohammadJavad Basirati Pages 5-28

    Article 954 of the civil code said: "all of voidable contracts are voided with the death of one of the parties, also, with the insanity (and psychosis), in valid cases''. The article describes one of reasons of termination of voidable contracts, namely death and disability. But, it seems that voidable contracts are not specified in this respect, since some of contracts are not included in the article, For example, mortgage contracts which is not dissolved and voided with the death of mortgagee and others basically move against the article and with the death of one of the parties turn to non-recourse and required contracts, e.g. donation contract in article 805: "after death of donor or recipient, the reference is not possible''. Therefore, it should be searched another reason.

    We conclude in this article that the meaning of article 954, which is emanated from a jurisprudence principle namely "termination principle", is the termination of some voidable contracts that are contained permission and delegating, not all voidable contracts. Our guideline to reach to conclusion was that all correct instances of the article are in this group of voidable contracts, which so-called "voidable permission contracts". We believe that the continuous of permission is the reason of termination of voidable permission contracts by death or disability of one of the parties. So, in addition to the instance of ratification, which the permission and its competency are necessary in it, they are necessary in the duration of implementing contract and whenever they terminate, the contract is dissolved.

    To prove this claim, we use the statements of famous jurists and great juristic and try to collect different claims of Shiite jurisprudence and Iran law and study and analyze them. It should be mentioned that in the way of better explanation of the claim, the definition of voidable contract, the criterions of classification of contracts to voidable and non-voidable, and explanation of different voidable contracts are studied at first and after that we study voidable contracts according to general rules and basic requirements about the validity of transactions contained in article 190 of the civil code. And finally, according to the research claim we study some cases of voidable permission contracts.

    Keywords: voidable contract, termination principle, Grant award, Extension of permission, permission contracts
  • Jafar Askari, AliAkbar Jafari Pages 29-54

    As contract construction has significant effects, its dissolution has important impression in right of parties. Dissolution causations -because of parties intention in it- divided to intentional dissolution and unintentional dissolution. Intentional dissolution occurs by one of the parties or third party intention in specific time which is called termination clause. The notion of unintentional dissolution is that a contract will be dissolved spontaneously and without interference of two parties intention. Whereas intention of one party or two parties does not have any effect on rescission in second group and consequently the dissolution happens unintentionally, causation of this coercive dissolution can be people's intention. This can happen when parties agree with probable dissolution of contract in future by their intention which is called dissolving condition. In this essay we try to pay attention to dissolving condition as one of unintentional dissolution causations and termination clause as one of intentional dissolution methods and in addition to comparison of these two terms in notion, circumstances, realms and effects, we want to emphasize on dissolving condition and to verify various facets of these terms; for instant  the acceptability of dissolving condition in jurisprudence and Iran law can be verified, due to jurisprudence and law silence in this field.

    Keywords: termination clause, dissolving condition
  • Ali Gholami Pages 55-72

    Wife murder is the matter in the article 630 of Islamic penal code and paragraph 4 of the article 302 of Islamic punishment new bill. It was discussed before Islamic revolution in article 179 of penal code and had exempted the husband from the murder, assault of the battery of the adulterer and adulteress.

    About the necessary conditions for the realization of this exemption, some jurists prohibited the execution of the sentence and discussed about some problematic points. On the other side most of the Shiite and Sunni jurists believe in the adulterer and adulteress to death by the husband and a few permit the adulterer or adulteress death if they are married.

    For explanation of the exemption provisions in the Article 630 of Islamic penal code we should refer to 28th point of Tahrirolvasileh book, where the specifically necessary conditions are detectable.

    Amony these conditions are: the marriage between the criminal and the adulteress, the husbands observes that his wife has a sexual intercourse with a foreign man, a complete sexual intercourse, knowledge about the deference by the husband and wifes crime of adultery by her husband, if the husband's commitment of murder and battery are synchronic with the observation of adultery.

    Keywords: murder of wife, marriage, observation, sexual intercourse, deference
  • Salman Emrani, Hosein HajiGhorbani Pages 73-94

    In the legal system of Iran, following the Islamic jurisprudence, father and paternal ancestors, will not be sentenced to death penalty (Qisas) due to intentional murder on their children and grandchildren. Extending this rule to mother and maternal grandfathers and grandmothers is impossible. In this case, The Iranian penal code, adopted in2013, has made some progress compared with the previous law such as non-monopoly article 301 in cases of murder and extend it to all theintentional crimes, clarify the rule of not having paternal relationship and the need to proveo therwise by criminalin Article 309, and also clarify the rule of not Inheriting nemesis by criminal in Article 357 of the law. On the other hand there are defects in the current law such asthe silence of the lawabout Permissibility or impermissibility demand retribution from the father of his childas the heir of the victimthatcomments jurists in this case is Impermissibility. Generally the current lawcompared with the former lawis in a better position and resolvedefects of the law inthe next reformwill add strength and certaintyof law.

    Keywords: Qisas, Nemesis, Blood money, Punishment, Paternal relationship, paternal ancestors, Mother
  • AliReza 'AliPanah, HamidReza Habibi Pages 95-120

    The Promissory noteis one of the most commonly usedCommercial documents in Today's economythat make Liability to payment for its issuer. This Liability has some characteristics that distinguished it from civilengagement.

    Of these characteristics, most notably, the independence of the liability arising from the issuance of promissory notes of commitment basis andsubsequently Unpredictable principle of Objections. So the direct effect of the issuance of promissory notesis the obligation to payment of the sum in its due date.This obligation to payment has Conditions and civiland criminalsanctions. Demand of sum by owner in the legal date and payment of sum in due date, and the amount and type of money that Stipulated in the note are some important conditions for payment of sum by issuer. Sanctions of this commitme ntinclude: enforcement for payment, the possibility of imprisonment as well as compensation in case of refusal of non-payment.

    Keywords: The Promissory note, Commercial documents, issuance of promissory notes, Unpredictable principle of Objections, obligation to payment
  • Mohammad Roshan, Mojtaba JahanTighi Pages 121-140

    With introduce the nature of marriage contract should determine that what requirement, purpose and substance of marriage are. Thereafter, with verifying that sexual reproduction is right or obligation, we can discuss about encompassing or not encompassing of lack of sexual reproduction condition under “The believersin their own terms” Legis. Marriage has direct nation in contract and indirect nation in coition and marriage’s purpose is tranquility of spouses. And sexual reproduction is just one of its results not its target. What is excluded and forbidden in “The believersin their own terms” cabbala is condition ofthe legalization or not mustahabb. this condition is contrary to quran and Tradition.Suchlegislationis not conditional on there quirement that the conditionis notcorrect. Accordingly, we can provide the marriage including temporary or permanent marriage to lack of sexual reproduction condition. And this condition hasn’t any contradiction with law-islamic and local-law.

    Keywords: sexual reproduction, condition of within marriage contract, right, obligation