فهرست مطالب

  • سال بیستم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/06
  • تعداد عناوین: 11
|
  • عبداله رضاقلی وند لاهرود، محمد مرادی شهربابک *، حسین مرادی شهربابک، مرتضی ستائی مختاری صفحات 499-511
    هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی ژنتیکی صفات جفت ماندگی، متریت، تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی و روزهای باز با مدل های استاندارد و یک طرفه براساس داده های زایش اول 50230 راس گاو هلشتاین جمع آوری شده در سال های 1387 تا 1396 در 17 گله بزرگ گاو شیری، بود. داده ها با مدل دام گوسی - آستانه ای چهارصفتی با دو مدل استاندارد و یک طرفه واکاوی شدند. در مدل یکطرفه، آثار علی بروز جفت ماندگی بر متریت، تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی و روزهای باز، متریت بر تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی و روزهای باز و تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی بر روزهای باز در نظر گرفته شدند. اثرات علی جفت ماندگی و متریت بر تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی به ترتیب 0. 19 و 0. 09 سرویس، بر روزهای باز به ترتیب 4. 74 و 5. 38 روز و اثر علی تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی بر روزهای باز 33 روز به دست آمدند. روابط علی بین صفات به جز جفت ماندگی بر متریت و همبستگی های فنوتیپی و باقیمانده بین ناهنجاری ها و باروری تحت دو مدل از لحاظ آماری معنی دار بودند. میانگین های پسین وراثت پذیری جفت-ماندگی، متریت، تعداد تلقیح به ازای آبستنی و روزهای باز در مدل استاندارد به ترتیب 0. 15، 0. 17، 0. 07 و 0. 09 و در مدل یک طرفه به ترتیب 0. 16، 0. 17 ، 0. 07 و 0. 1 برآورد گردیدند که همه آنها از لحاظ آماری معنی دار بودند؛ ولی با یکدیگر اختلاف آماری معنی داری نداشتند. بنابراین، این مدل می تواند به عنوان جایگزین برای مدل استاندارد در ارزیابی ژنتیکی صفات تولیدمثلی زایش نخست گاوهای هلشتاین به کار رود.
    کلیدواژگان: اثر علی، باروری، صفات سلامت، گاو هلشتاین، مدل معادلات ساختاری
  • مهدی وفای واله *، ناهید کریمی زندی، فرزانه بازماندگان شمیلی صفحات 513-525
    در این پژوهش، اثرات تزریق زرده تخم مرغ خزک به تخم مرغ سویه تجاری راس 308 بر برخی شاخص های التهابی و ایمنی، و نیز بیان نسبی ژن های TNF-α و یا Zo-1 در بافت روده و کبد نتاج بررسی شد. بدین منظور تعداد 250 تخم مرغ بارور سویه راس 308 بطور تصادفی به دو گروه آزمایشی یکسان شامل گروه آزمون (تزریق زرده خزک) و گروه شاهد (تزریق زرده راس) تخصیص داده شدند. پس از تفریخ، جوجه ها در شرایط یکسان استاندارد تحت برخی چالش های التهابی در سنین 28-21 روزگی برای مدت شش هفته پرورش یافتند. نمونه های خون و یا بافت پرندگان در روزهای 10 و 42 جمع آوری و برای صفات مورد نظر بررسی شدند. نتایج نشان داد که ترکیبات زرده خزک سبب کاهش بیان سیتوکین التهابی TNF-α در بافت های کبد و روده نتاج شد )05/0> (P. در مقایسه با گروه شاهد، تزریق زرده خزک سبب افزایش میزان تیتر آنتی بادی طبیعی IGA و تیتر آنتی بادی های اولیه و ثانویه بر ضد گلبول قرمز گوسفندی (SRBC) و کاهش غلظت سرمی پروتئینCRP و آنزیم کبدی ALT در نتاج شد )05/0>(P. بر اساس نتایج این پژوهش تزریق زرده تخم مرغ های بومی خزک به زرده تخم مرغ های سویه تجاری راس 308 می تواند به طور موثری سبب کاهش میزان بیان سیتوکین التهابی TNF-α در بافتهای کبد و روده نتاج شود.
    کلیدواژگان: آنتی بادی های طبیعی، التهاب دستگاه گوارش، ایمنی، زرده تخم مرغ، مرغ خزک
  • سیده فروغ حسینی وردنجانی، جواد رضائی *، سعید کریمی ده کردی، یوسف روزبهان صفحات 539-551
    در این پژوهش، تاثیر سطوح مختلف اکسید روی، نانواکسید روی و متیونین روی در جیره های پیش و پس از زایش، بر مصرف خوراک، جذب روی، پروتئین میکروبی، و متابولیت ها و ایمونوگلوبولین های G، M و A در خون و آغوز میش و بره های شیرخوار بررسی شد. آزمایش از 50 روز پیش تا 30 روز پس از زایش اجرا شد. تعداد 60 راس میش آبستن کردی خراسان در شش گروه آزمایشی (10 تکرار) در قالب طرح بلوک کامل تصادفی تقسیم شدند. جیره های آزمایشی حاوی اکسید روی، نانواکسید روی و متیونین روی معادل با میزان پیشنهادی NRC، و همچنین بیش از نیاز NRC بودند. جایگزینی اکسید روی با نانواکسید روی یا متیونین روی تاثیری بر صفات مختلف در میش نداشت، اما افزایش سطح روی در جیره میش موجب افزایش مصرف روزانه روی، کاهش ضریب جذب روی، و افزایش دفع روی از مدفوع شد (05/0>P). تغذیه میش های مادر با منابع مختلف روی تاثیری بر متابولیت ها و ایمونوگلوبولین های خون بره های شیرخوار نداشت. در مجموع، نانواکسید روی تاثیر منفی یا مثبت بر میش و بره های شیرخوار نداشت و مصرف متیونین روی به جای اکسید روی نیز موجب بهبود وضعیت متابولیکی دام نشد. از سوی دیگر، افزایش غلظت روی در جیره میزان دفع روی به محیط را افزایش داد. در عمل، استفاده از شکل مرسوم اکسید روی در سطح توصیه NRC برای تامین نیاز و حفظ ایمنی میش ها در دوره پیش و پس از زایش کافی است و نیازی به روی اضافی از منابع دیگر نمی باشد.
    کلیدواژگان: ایمونوگلوبولین، پروتئین میکروبی، متیونین روی، میش، نانو اکسید روی
  • اعظم میرحیدری *، نورمحمد تربتی نژاد، سعید حسنی، پیروز شاکری صفحات 553-564
    به منظوربررسیتاثیر افزودن بیوچار محصول فرعی پسته به جیره میش های شیرده، دو آزمایش انجام شد. در آزمایش اول، تاثیر افزودن سطوح صفر، 5/0، یک و 5/1 درصد از بیوچار محصول فرعی پسته به جیره پایه در قالب یک طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و سه تکرار بر فراسنجه های تخمیر شکمبه پس از 24 ساعت انکوباسیون بررسی شد. در آزمایش دوم با افزودن سطح مطلوب بیوچار تعیین شده در آزمایش اول به جیره میش های شیرده، تاثیر آن بر عملکرد شیردهی و قابلیت هضم خوراک بررسی شد. در این آزمایش از هشت راس میش شیرده نژاد کرمانی زایش دوم در اوایل شیردهی در قالب یک طرحمربع لاتین چرخشی طی دو دوره 21 روزه استفاده شد. با افزایش سطح بیوچار در جیره ها تولید متان و غلظت نیتروژن آمونیاکی کاهش خطی نشان دادند (01/0P<) و pH به صورت خطی افزایش (01/0P<) یافت. هم چنین با افزودن یک درصد بیوچار به جیره میش های شیرده تولید شیر، غلظت گلوکز خون و قابلیت هضم ماده خشک نسبت به جیره شاهد افزایش (05/0P<) و غلظت نیتروژن اوره ای خون کاهش (05/0P<) یافت. به طورکلی افزودن سطح یک درصد بیوچار محصول فرعی پسته به جیره میش های شیرده می تواند سبب بهبود تولید شیر و قابلیت هضم ماده خشک شود.
    کلیدواژگان: بیوچار، تخمیر، متان، محصول فرعی پسته، میش
  • راضیه ولی پوریان، فرید شریعتمداری *، محمد امیر کریمی ترشیزی صفحات 565-576
    این مطالعه به سرعت، منظور بررسی اثر مخلوط اسانس گیاهان دارویی سیر و آویشن بعد از اعمال محدودیت غذایی بر عملکرد رشد و جمعیت میکروبی ایلئوم جوجه قطعه جوجه 336 های گوشتی با استفاده از تعداد گوشتی یک در 308 روزه سویه راس قالب طرح کاملا تصادفی به. قطعه پرنده در هر تکرار انجام گرفت 14 ) با شش تیمار، چهار تکرار و 2×3 (روش فاکتوریل درصد محدودیت) و سه نوع افزودنی محرک رشد (بدون 10 فاکتورها شامل دو سطح محدودیت غذایی (بدون محدودیت و افزودنی، آنتی روزگی به 18 بیوتیک و مخلوط اسانسهای سیر و آویشن) بودند. نتایج نشان داد وزن بدن طور معنی داری تحت P 0/05 (تاثیر محدودیت غذایی کاهش یافت <.) محدودیت غذایی، افزودنی های خوراکی و اثر متقابل آن ها تاثیری بر شاخصهای عملکردی نداشت. افزودن مخلوط اسانسها باعث کاهش معنا P 0/05 (دار تلفات گردید <.) سرعت رشد نسبی تحت تاثیر محدودیت غذایی وآثار متقابل محدودیت غذایی و افزودنیها به P 0/05 (طور معنیداری بالاتر بود <.) تیمار های آزمایشی نتوانستند هزینه خوراک برای تولید یک کیلوگرم وزن زنده را تحت تاثیر قرار دهند. جمعیت اشریشیا کلای و کل باکتری های P 0/05 (روزگی تحت تاثیر محدودیت غذایی کاهش یافت 18 هوازی ایلئوم در <.) افزودن مخلوط اسانسها اثر معناداری بر کاهش جمعیت اشریشیاکلای و کل باکتری P 0/05 (های هوازی و افزایش جمعیت باکتریهای اسیدلاکتیک داشت <.) با توجه به استفاده از مخلوط اسانس گیاهان دارویی سیر و آویشن در تغذیه جوجه ، نتایج حاصل های مواجه با محدودیت غذایی می تواند سرعت رشد جبرانی را افزایش دهد. استفاده از مخلوط اسانسهای سیر و آویشن در این پرندگان، تلفات را به طور چشم گیری کاهش، و جمعیت میکروبی ایلئوم را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: آویشن، جمعیت میکروبی ایلئوم، جوجه گوشتی، سیر، عملکرد، محدودیت غذایی
  • حیدر زرقی *، ابوالقاسم گلیان، احمد حسن آبادی، فرهاد خلیق صفحات 577-587
    به منظور تعیین نیاز روی جوجه های گوشتی در شرایط تغذیه با جیره های بر پایه گندم آزمایشی با استفاده از 250 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار، پنج تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار در دوره سنی یک تا 42 روزگی انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل تامین پنج سطح غلظت روی جیره (30، 70، 110، 150 و 190 میلیگرم در کیلوگرم) با افزودن مکمل روی به فرم "ZnSO4. 7H2O" بودند. با افزایش سطح روی جیره به 70 میلیگرم در کیلوگرم شاخصهای عملکردی شامل میانگین وزن در سنین، 10، 24 و 42 روزگی، مصرف خوراک و رشد روزانه در دوره های سنی یک تا 10، 42-25 و یک تا 42 روزگی و بازده غذایی در دوره سنی یک تا 10 روزگی به طور معنی دار افزایش یافتند. میزان احتیاجات روی به منظور بهینه سازی شاخصهای میانگین وزن پایان دوره پرورش، مصرف خوراک، افزایش وزن روزانه و بازده غذایی با استفاده از مدل رگرسیونی خط شکسته خطی به ترتیب 68. 77، 83. 12، 66. 99 و 62. 75 میلیگرم در کیلوگرم جیره و با استفاده از مدل رگرسیونی خط شکسته درجه دو به ترتیب 70. 00، 79. 93، 69. 63 و 58. 01 میلیگرم در کیلوگرم جیره برآورد شد. با توجه به نتایج این تحقیق احتیاجات روی جوجه های گوشتی در شرایط تغذیه با جیره های بر پایه گندم به منظور بروز بهینه شاخصهای عملکرد رشد در دامنه 83-58 میلیگرم در کیلوگرم جیره، بیشتر از توصیه انجمن ملی تحقیقات و کمتر از توصیه سویه های تجاری است.
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، روی، عملکرد، گندم، معادلات رگرسیون
  • سیدمحمدرضا ایجادی، حسین مروج *، محمود شیوازاد، محمد حسین محمدی قاسم آبادی صفحات 589-599
    این تحقیق به منظور تعیین معادلات رگرسیونی براساس آنالیز شیمیایی برای پیش بینی انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری تصحیح شده برای ازت AMEn)) نه نمونه کنجاله سویای موجود در بازار ایران انجام شد. انرژی قابل سوخت وساز کنجاله های سویا به روش جایگزینی در دوره آغازین (هفت تا 10 روزگی) ، رشد (21 تا 24 روزگی) و پایانی (31 تا 34 روزگی) در جوجه های گوشتی و با استفاده از نشانگر خاکستر نامحلول در اسید اندازه گیری شد. نتایج این تحقیق نشان داد که تفاوت معنی دار بین داده های آنالیز شیمیایی و AMEn اندازه گیری شده به روش بیولوژیکی نمونه‎های کنجاله های سویا موجود در بازار ایران وجود دارد (05/0P˂). میانگین AMEn اندازه گیری شده نمونه های کنجاله سویا در سن آغازین، رشد و پایانی برابر1463، 1871 و 2025 کیلوکالری در کیلوگرم ماده خشک بود. همچنین، بین میانگین AMEn برآورد شده با معادله انجمن ملی تحقیقات آمریکا و میانگین AMEn اندازه گیری شده به روش بیولوژیکی به ترتیب برای دوره آغازین، رشد، پایانی و کل دوره برابر با 2/34، 8/15، 9/8 و 7/19 درصد اختلاف مشاهده شد. در نهایت، باتوجه به دو شاخص ضریب تبیین و آماره انحراف استاندارد پیش بینی در دوره آغازین استفاده از معادله رگرسیونی AMEn = 47. 873×NFE، در دوره رشد معادله AMEn = 60. 203×NFE، در دوره پایانی معادله AMEn = 65. 612×NFE و در کل دوره پرورش معادله AMEn = 57. 923×NFE پیشنهاد می شود. درنتیجه به نظر می رسد با استفاده از این معادلات می توان تامین دقیق تری از AMEn کنجاله سویا و در نتیجه عملکرد تولیدی بهتری از پرنده انتظار داشت.
    کلیدواژگان: انرژی قابل سوخت وساز، آنالیز شیمیایی، جوجه گوشتی، کنجاله سویا، معادلات رگرسیونی
  • شریفه قوی دل حیدری، فرزاد باقرزاده کاسمانی*، مهران مهری صفحات 601-611

    این آزمایش به منظور بررسی اثر کنجاله گلرنگ حاوی مکمل های میکروبی و آنزیمی بر عملکرد، کیفیت گوشت و ایمنی همورال بلدرچین ژاپنی انجام شد. تعداد 300 قطعه بلدرچین ژاپنی هفت روزه در قالب طرح کاملا تصادفی به پنج تیمار،چهار تکرار و 15 قطعه جوجه در هر تکرار اختصاص داده شدند. تیمارهای آزمایشی شامل 1) جیره بر پایه ذرت و کنجاله سویا (شاهد) ،
    2) جیره حاوی 20 درصد کنجاله گلرنگ، 3) جیره حاوی 20 درصد کنجاله گلرنگ تخمیرشده، 4) جیره حاوی 20 درصد کنجاله گلرنگ+ پروبیوتیک کلسپورین® به میزان 50 میلی گرم در کیلوگرم خوراک و 5) جیره حاوی 20 درصد کنجاله گلرنگ+ آنزیم اندوپاور® به مقدار 125 میلی گرم در کیلوگرم خوراک بودند. نتایج این مطالعه نشان دادند که استفاده از تیمارهای حاوی کنجاله گلرنگ تخمیر شده، پروبیوتیک کلسپورین و آنزیم در مقایسه با تیمار شاهد سبب بهبود افزایش وزن و مصرف خوراک جوجه ها شدند (05/0P<). ضریب تبدیل خوراک گروه شاهد و بلدرچین های دریافت کننده جیره های حاوی کنجاله گلرنگ تخمیرشده و کنجاله گلرنگ+ آنزیم اندوپاور® از سایر گروه های آزمایشی کمتر بود (05/0P<). پرندگان تغذیه شده با کنجاله گلرنگ افت ناشی از پخت گوشت کمتری داشتند (05/0P<). ظرفیت نگهداری آب گوشت و نیز عیار پادتن تولیدشده علیه گلبول قرمز گوسفندی در تیمار دریافت کننده کنجاله گلرنگ تخمیرشده نسبت به گروه شاهد بالاتر بود (05/0P<). با توجه به اثرات مثبت تغذیه با کنجاله گلرنگ تخمیر شده و حاوی مکمل های پروبیوتیک و آنزیم بر عملکرد، کیفیت گوشت و سیستم ایمنی بلدرچین ژاپنی می توان از این منبع پروتئینی قابل دسترس و ارزان در جیره بلدرچین استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آنزیم، باسیلوس سابتیلیس، بلدرچین ژاپنی، تخمیر، ساکارومایسیس سرویسیه
  • حسن شیرزادی *، حسین ناصرمنش، علی خطیب جو، کامران طاهرپور، محمد اکبری قرایی صفحات 613-623
    هدف از این آزمایش بررسی تاثیر اسانس گیاه آرتمیزیا آنوا و پروبیوتیک لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بر کیفیت تخم و لاشه بلدرچین های تخمگذار ژاپنی بود. به همین منظور از تعداد 180 قطعه بلدرچین تخمگذار 46 روزه در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار (نه قطعه جوجه در هر تکرار) استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) جیره پایه به عنوان گروه شاهد (فاقد افزودنی) ، 2) جیره پایه + اکسی تتراسایکلین (200 میلی گرم در کیلوگرم) ، 3) جیره پایه + اسانس گیاه آرتمیزیا آنوا (250 میلی گرم در کیلوگرم) و 4) جیره پایه + پروبیوتیک (CFU1011× 02/4 لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس در کیلوگرم جیره) بودند. نتایج نشان داد که استفاده از پروبیوتیک در مقایسه با تیمارهای شاهد و آرتمیزیا سبب افزایش معنی دار مجموع وزن تخم و گرم تخم تولیدی روزانه شد (05/0P<). هم چنین در مقایسه با گروه شاهد، مکمل کردن جیره پایه با اسانس گیاه آرتمیزیا سبب کاهش میزان مالون دی آلدئید زرده تخم (05/0P<) و وزن کبد (06/0P=) شد. افزون بر این استفاده از تمامی افزودنی ها سبب افزایش وزن فولیکول های F3 و F2 شد (05/0P<). براساس نتایج این آزمایش، می توان از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس به عنوان یک جایگزین برای آنتی بیوتیک برای افزایش تولید و از اسانس آرتمیزیا برای تولید محصولات سالم در تغذیه بلدرچین استفاده نمود.
    کلیدواژگان: آرتمیزیا آنوا، بلدرچین، پروبیوتیک، کیفیت تخم، مالون دی آلدئید
  • امیر سالاری نیا، نظر افضلی، سیدجواد حسینی واشان*، مسلم باشتنی صفحات 625-639
    هدف از این تحقیق، بررسی سطح، اندازه ذرات و منبع پلی ساکاریدهای نامحلول (پوسته برنج و پوسته یولاف) بر عملکرد، خصوصیات لاشه و ریخت شناسی روده جوجه گوشتی نر یک روزه به مدت 42 روز بود. در این آزمایش از 360 قطعه جوجه گوشتی نرسویه راس (308) در قالب طرح کاملا تصادفی با نه تیمار، چهار تکرار و 10 جوجه در هر تکرار استفاده شد. تیمارها شامل شاهد، دو نوع منبع فیبر (پوسته برنج و پوسته یولاف) نامحلول با دو سطح مصرف (سه و شش درصد جیره) و با دو اندازه ذرات (نیم و دو میلی متر) بود. نتایج نشان داد سطح شش درصد و اندازه ذرات نیم میلی متر پوسته برنج در 42-29 روزگی باعث افزایش مصرف خوراک و افزایش وزن بدن و کاهش ضریب تبدیل در مقایسه با شاهد گردید (05/0>P). سطح شش درصد و اندازه ذرات نیم میلی متر پوسته یولاف در مقایسه با گروه شاهد باعث کاهش چربی محوطه بطنی و راندمان لاشه شد. وزن نسبی سنگدان و کیسه صفرا در تیمارهای دارای پوسته یولاف و پوسته برنج درمقایسه با شاهد افزایش یافت (05/0>P). استفاده از پوسته برنج سبب افزایش ارتفاع پرز در ژژنوم در 21 و42 روزگی و در ایلئوم در 21 روزگی نسبت به سایر تیمارها شد (01/0>P). در 21 روزگی بیشترین ضخامت اپیتلیوم در بخش دوازدهه روده باریک جوجه های مصرف کننده جیره حاوی سه درصد پوسته برنج با اندازه ذرات دو میلی متر در مقایسه با گروه شاهد بود (01/0>P). بنابراین افزودن پوسته برنج در سطح سه درصد و اندازه ذرات نیم میلی متر سبب بهبود فراسنجه های بافت شناسی روده و در نتیجه عملکرد جوجه های گوشتی می شود.
    کلیدواژگان: اندازه ذرات، پوسته برنج، پوسته یولاف، خصوصیات لاشه، ریخت شناسی روده باریک، عملکرد
  • محمد امین برادر، کاظم کریمی*، سید حسین طباطبایی صفحات 641-648
    مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط شاخصهای مختلف تولیدی و تولیدمثلی با جنسیت گوسالههای نوزاد در شهرستان شهریار انجام شد. برنامههای همزمانسازی فحلی و تشخیص آبستنی در گله توسط یک متخصص مامایی دام، 1396 تا 1395از سال برنامهریزی و اجرا شد. گاوهای فحل بر اساس پیشینه تولیدمثلی با یکی از روش های تلقیح مصنوعی و یا جفتگیری با گاو نر بارور شدند. لانه گزینی جنین در شاخ چپ یا راست رحم با استفاده از سونوگرافی تعیین شد. جنسیت گوسالهها بعد از زایش جهت آنالیز ثبت شد. نتایج نشان داد فاکتورهای فاصله زایش تا اولین تلقیح و فاصله گوسالهزایی هیچگونه اثر معنی داری بر P 0/05 (جنسیت گوساله نداشتند >). بین سن مادر و نوع تلقیح با جنسیت گوساله ارتباط معنیداری مشاهده نشد. لانهگزینی جنین در شاخ سمت راست رحم نسبت به شاخ سمت چپ منجر به افزایش معنیدار تولد گوسالههای ماده نسبت به نر شد درصد )به 45 ). میزان تولد گوسالههای ماده در گاوهای پر تولید (P<0/05( 25 طور معنیداری بیشتر از گاوهای کم تولید ( درصد) به 60 ). در گاوهای شکم اول میزان تولد گوسالههای ماده (P<0/05( درصد) بود طور معنیداری بیشتر از گاوهای شکم. )بنابراین میتوان نتیجه گرفت برخی شاخصها نظیر سمت شاخ رحمی P<0/05 (درصد) بود 47 و 46 ،47( سوم و چهارم ،دوم آبستن، سطح تولید شیر و شکم زایش ارتباط معنیداری با جنسیت گوسالهها دارند. بنابراین این امکان وجود دارد که بتوان قبل از تولد، مدیریت گله را به گونهای هدایت کرد که درصد جنسیتی گوسالههای نوزاد را به سوی درصد جنسیتی مورد نظر افزایش داد.
    کلیدواژگان: جنسیت گوساله، سطح تولید شیر، سمت شاخ رحمی، شکم زایش، فاصله گوساله زایی
|
  • Abdollah Rezagholivand Lahrud, Mohammad Moradi Shahre* Babak, Hossein Moradi Shahrbabak, Morteza Sattaei Mokhtari Pages 499-511
    The objective of the present study was the genetic evaluation of retained placenta (RP), metritis (MET), number of inseminations to conception (INS), and days open (DO) in Holstein cows using standard (SMMs) and recursive (RMMs) mixed models. Data on 50230 first-lactation Holstein dairy cattle, collected during 2008 to 2017 in 17 large dairy herds were used. The data was analyzed using four-variate animal Threshold-Gaussian models under SMMs and RMMs. The existence of causal effects from RP on MET, INS and DO, from MET on INS and DO and from INS to DO were considered in RMMs. The causal effects of RP and MET on INS were 0.19 and 0.09 services, respectively; and those on DO were 4.74 and 5.38 days, respectively. Also, causal effect of INS on DO was obtained as 33 days. The considered causal relationships except that of RP on MET, phenotypic and residual correlations among the disorders and fertility traits were statistically significant and different under two models. Posterior means of heritability for RP, MET, INS and DO were 0.15, 0.17, 0.07 and 0.09 under SMMs, respectively; and 0.16, 0.17, 0.07 and 0.1 under RMMs, respectively. The difference between the corresponding heritability estimates under SMMs and RMMs were not statistically significant. Therefore; RMMs may be an alternative for SMMs in genetic evaluation of studied traits in first -lactation Holstein cows.
    Keywords: causal effect, fertility, Holstein cattle, health traits, structural equation model
  • mehdi Vafaye valleh*, nahid Karimi zandi, Farzaneh Bazmandegan Shomeyli Pages 513-525
    In this study, effects of the in ovo injection of Khazak egg yolk into the yolk of the Ross 308 eggs on some of offspring's inflammatory and immune indices as well as on the relative expression of intestinal and hepatic TNF-α and/or Zo-1 genes, were investigated. For this purpose, 250 fertile Ross 308 eggs were randomly assigned into two equal experimental groups including test (In ovo injection of Khazak yolk) and control (In ovo injection of Ross yolk) group. After hatching, chickens were reared for six weeks under the same standard environmental conditions with exposure to some certain inflammatory stimuli between 21-28 days of age. Chicken’s blood and/or tissues samples were collected on days 10 and 42, and the samples were analyzed for the target traits. Results showed that Khazak yolk component caused a reduction in the levels of pro-inflammatory TNF-α cytokine in both offspring's liver and intestinal tissue (P<0.05). Compared to the control group, khazak yolk injection was found to enhance the titer of IgA natural antibodyas well as primary and secondary antibody titer response against sheep red blood cells (SRBC) and reduces both serum levels of offspring's CRP protein and liver ALT enzyme (P<0.05). According to the results of the present study, injection of Khazak native hen egg-yolk into the yolk of eggs from Ross 308 commercial broiler breeder can effectively suppress the expression of TNF-α inflammatory cytokine in the offspring's liver and intestinal tissue.
    Keywords: egg yolk, Immunity, Intestinal inflammation, Khazak chicken, Natural antibody
  • Sayedeh Forough Hosseini Vardanjani, Javad Rezaei*, said dehkordi, Yousef Rouzbehan Pages 539-551
    In this study, the effect of different levels of ZnO, nano-ZnO and Zn-methionine, in pre- and post-partum diets, on feed intake, Zn absorption, microbial protein, as well as metabolites and IgG, IgM and IgA in the blood and colostrum of ewes and suckling lambs were investigated. Experiment was conducted from 50 days before to 30 days after lambing. Sixty pregnant Khorasan-Kurdish ewes were divided into six experimental groups (10 replicates) in a randomized complete block design. Experimental diets contained ZnO, nano-ZnO and Zn-methionine to meet NRC recommendation, or higher than NRC-recommended level. Replacing ZnO with nano-ZnO or Zn-methionine had no effect on different variables in ewes, but increasing Zn level in the diet of ewes resulted in an increment of daily Zn intake, a decline of Zn absorption coefficient and an increase of fecal Zn excretion (P<0.05). Feeding mother ewes with different Zn sources had no effect on blood metabolites and immunoglobulins of the suckling lambs. Overall, nano-ZnO had no positive or negative effects on ewes and suckling lambs and using Zn-methionine instead of ZnO did not improve the metabolic condition of the animals. On the other hand, the increasing dietary Zn concentration increased zinc excretion in the environment. In practice, using the conventional ZnO at the NRC recommendation level is sufficient to provide the requirement, and to maintain the immunity of pre- and post-partum ewes and there is no need for additional Zn from other sources.
    Keywords: Colostrum, Ewe, Immunoglobulin, Microbial protein, Nano-ZnO, performance, Sheep, Zn-methionine
  • Aazam Mirheidari*, Noor Mohamad Torbatinejad, Saeed Hassani, Pirouz Shakeri Pages 553-564
    Two experiments were conducted to assess the addition of pistachio by-product biochar (PBB) to lactatingewes’ diet. In first experiment, the effects of the addition of different levels (0, 0.5, 1 and 1.5% diet on dry matter basis, DM) of PBB on rumen fermentation parameters after 24h of incubation were investigated in a completely randomized design with four treatments and three replications. Second experiment was designed to evaluate effect of feeding selected level ofPBB on performance and nutrient digestibility of 8 lactatingKermanian ewes in a Latin square change-over designwith two 21-day periods. Methane production and ammonia-N concentrations decreased linearly (P<0.01), and pH increased linearly (P<0.01) as the dietary level of PBB raised. With the addition of 1% PBB to the lactating ewes’ diet, milk yield, blood glucose, digestibility of DM increased(P<0.05) and blood urea nitrogen (BUN) decreased (P<0.05)compared to control group.In general, adding 1% of PBB to lactatingewes’ diet can improve milk yield and digestibility of DM.
    Keywords: Biochar, Ewe, Fermentation, methane, Pistachio by- product
  • Razieh Valipourian, farid shariatmadari *, Mihammad Amir Karimi Torshizi Pages 565-576
    This study was conducted to evaluate the effects of garlic and thyme’s medicinal plants essential oils blend as a feed additive following feed restriction on growth performance, relative growth rate and ileal microbial population of broiler chickens. This study was conducted using 336 one-day old chickens (Ross 308) as a factorial experiment (2×3) in a completely randomized design in six treatments with four replications and 14 birds per each replicate . The factors included two levels of feed restriction (without feed restriction and %10 feed restrictions) and three types of growth promoter additives (none-additive, blend of essential oils and antibiotic). The results showed that the body weight in 18 days of age was significantly affected by feed restriction (P <0.05). Feed restriction, feed additive and interaction between them did not affect the performance parameters. The addition of EO resulted in significant reduction in mortality rate (P <0.05). Feed costs for one kg of body weight were not affected by experimental treatments. Under the feed restriction, the population of E. coli and the total aerobic bacteria in ileum significantly reduced at 18 days of age (P <0.05). At 42 days of age, the addition of EO resulted in a significant reduction in E.coli, total aerobic bacteria count and increasing Lactobacillus counts (P <0.05). As a general conclusion, use of EO in feeding chicks faced with feed restriction could significantly increase the compensatory growth and might reduce the mortality and improve the ileal microbial population as well.
    Keywords: Broilers Chicken, Feed restriction, Garlic, Ileum Microflora, Performance, Thyme
  • Heydar Zarghi*, Abolghasem Golian, Ahmad Hassanabadi, Farhad Khaligh Pages 577-587
    The present study was conducted to determine the zinc (Zn) requirement in broiler chickens fed wheat-soy based diet. Two hundred fifty day-old broiler chicks (Ross 308), were randomly assigned to a completely randomised design (CRD) experiment with 5 treatments, and 5 replicates of 10b each. The experimental treatments included five dietary Zn levels (30, 70, 110, 150, and 190 mg/kg) provided by the addition of reagent grade “ZnSO4.7H2O”. The experiment lasted from 1-42d of age. Increasing dietary Zn level to 70mg/kg significantly increased 10, 24 and 42d live body weight (LBW), feed intake (FI) and weight gain (WG) during 1-10, 25-42 and 1-42d of age and feed efficiency (FE) during 1-10d of age. The linear broken-line (LBL), quadratic-broken line (QBL) and the quadratic polynomial (QP) regression models were used to estimate the Zn requirement. The Zn requirement for optimal final LBW and FI, WG, and FE during 1-42d of ages by LBL model were 68.77, 83.12, 66.99 and 62.75 mg/kg of diet, and by QBL model 70.00, 79.93, 69.63 and 58.01 mg/kg of diet, respectively. In conclusion, Zn requirement varied between 58-83 mg/kg, which is higher than NRC and is lower than strain recommendation in the broiler chickens fed wheat-based diet.
    Keywords: Broiler chickens, Performance, regression models, Wheat, zinc
  • Seid Mohammad Reza Ijadi, hossein Moravej*, Mahmood shivazad, Mohammad Hossein Mohammadi Ghasem Abadi Pages 589-599
    This study was conducted to determine the regression equations based on chemical analyses for predicting apparent metabolizable energy corrected for nitrogen retention (AMEn) with nine soybean oil samples available in Iran’s market. Soybean meal AMEn was measured by replacement method with broilers in starter (seven to d 10), grower (21 to d 24) and finisher (31 to d 34) periods through acid insoluble ash marker. The results of current study demonstrated that there are significant difference between chemical analyses data and also biologically determined AMEn of soybean samples available in Iran’s market. The mean of soybean meal AMEn measured in the starter, grower and finisher periods was 1463, 1871 and 2025 kcal/Kg based on dry matter, respectively. Moreover, the difference between estimated value with NRC equation and biologically determined AMEn, in the starter, grower, finisher and whole periods was 34.2, 15.8, 8.9 and 19.7 percent, respectively. Finally, these equations based on coefficient of determination and standard error of prediction criteria are suggested for the starter: AMEn= 47.873×NFE, grower: AMEn= 60.203×NFE, finisher: AMEn= 65.612×NFE and the whole of periods: AMEn=57.923×NFE. As a result, it seems that the equations of current study with accurate AMEn estimation of soybean meals will cause optimum broiler performance.
    Keywords: apparent metabolisable energy, Broiler, chemical analysis, regression equations, soybean meal
  • Sharifeh Ghavidel Heydari, Farzad Bagherzadeh Kasmani*, Mehran Mehri Pages 601-611
    This experiment was conducted to assess the effect of safflower meal (SFM) containing microbial and enzyme supplementations on performance, meat quality and humoral immunity of Japanese quail. A total of 300 seven-days-old Japanese quails were assigned in a completely randomized design to five treatments, four replications and 15 chicks in each replication. The experimental treatments included 1) a corn and soybean meal based diet (control) 2) diet containing 20% SFM 3) diet containing 20% Fermented SFM 4) diet containing 20% SFM + Calsporin® probiotic at a rate of 50 mg/kg feed and 5) diet containing 20% SFM+ Endo-Power® enzyme to the amount of 125 mg/kg feed. The results of this study showed that the use of fermented SFM, Calsporin® probiotic and enzyme treatments improved weight gain and feed intake of chicks when compared to control group (P<0.05). The feed conversion ratio for the chicks in control group and quails receiving diets containing fermented SFM and SFM+ Endo-Power® enzyme was lower than that of other experimental groups (P<0.05). Birds fed with SFM had lower meat cooking loss (P<0.05). The meat water holding capacity and also antibody titer against sheep red blood cell (SRBC) were higher in treatment receiving fermented SFM when compared to control group (P<0.05). According to the positive effects of nutrition with fermented SFM and containing probiotic and enzyme supplements on performance, meat quality and immunity system of Japanese quail, this accessible and inexpensive source of protein could be used in quail diet.
    Keywords: Bacillus subtilis, Enzyme, Fermentation, Japanese quail, Saccharomyces cerevisiae
  • Hassan Shirzadi*, Hossein Nasermanesh, Ali Khatibjoo, Kamran Taherpour, Mohammadi Akbari Gharaei Pages 613-623
    The aim of this study was to examine the effects of Artemisia annua L. essential oil (AAEO) and probiotic (Lactobacillus acidophilus) on egg and carcass quality of laying Japanese quails. A total of 180 46-d-old female Japanese quail were randomly allocated to 4 dietary treatments in a completely randomized design with five replicates and nine birds per each. The experimental diets were: 1) basal diet as control group (without additive), 2) basal diet plus oxytetracycline (200 mg/kg), 3) basal diet plus AAEO (250 mg/kg) and 4) basal diet plus probiotic (4 CFU Lactobacillus acidophilus per kg diet). Results showed that the use of probiotic caused to an increase in the cumulative egg weight and daily egg mass, when compared with control and AAEO treatments (P<0.05). In comparison to control group, supplementing the basal diet with AAEO resulted in decreases on MDA level of egg yolk (P<0.05) and liver weight (P=0.06). In addition, the F3 and F2 follicles weights were increased when the basal diet supplemented with each of the feed additives (P <0.05). It can be concluded that, Lactobacillus acidophilus can be used as an alternative to antibiotics for increasing the egg production, and AAEO can be used to produce healthy products in feeding laying Japanese quails.
    Keywords: Artemisia annua, egg quality, malondialdehyde, Probiotic, Quail
  • Amir Salarinia, Nazar Afzali, Seyyed Javad Hosseini, Vashan*, Moslem Bashtani Pages 625-639
    To evaluate the effect of type (Rice Hull (RH) and Oat Hull (OH)), level (3 and 6 percent) and particle size (0.5 and 2 mm) of insoluble fiber on performance, carcass characteristics and intestinal morphology of chickens, 360 day-old male broilers (Ross 308), were use in a completely randomized design with 9 treatment and 4 replicate with 10 birds each, for 42 days. In the 29-42 days, broilers fed 6 percent with 0.5 mm RH had higher (P≤0.05) average daily gain, daily feed intake and lower feed: gain than control group. In fact, the 6 percent with 0.5 mm OH inclusion reduced (P≤0.01) abdominal fat and carcass performance as compared to control (P≤0.0`5). Results showed that broilers fed OH and RH had higher relative weight of gizzard and gallbladder than broilers fed the control diet (P≤0.05). Broilers fed RH had higher villus length than other treatment in the jejnum at 21 and 42 days of age and duodenum at 21 days of age (P≤0.01). In this experiment, the broiler fed 3 percent RH with 2 mm particle size had the highest epithelium width (P≤0.01) in the ileum section at 21 day of age. Therefore the results showed inclusion of 3 percent RH with 0.5 mm particle size to broiler diets may improve the growth performance and intestine morphology.
    Keywords: carcass characteristics, Intestinal morphology, Oat hull, Particle size, Performance, Rice hull
  • MOHAMMAD AMIN BARADAR, Kazem Karimi*, Seyed Hosein Tabatabaie Pages 641-648
    This study was carried out in order to evaluate the relationship between some productive and reproductive factors with calf sex (CS), in Shahryar city from 2017 to 2018. Synchronization and pregnancy detection were performed by a veterinarian. Heat detected cows were inseminated by artificial insemination (AI) or mated by bull cow based on their reproductive history. Implantation of fetus in left-side or right-side of uterine horn was determined by sonography. The CS of newborn calves was also registered immediately after calving in order to analyze the sex ratio. Results showed that the intervals between calving and first insemination service had no significant effect on CS. In addition, CS was not affected by age of cow and type of insemination. However, implantation of fetus in the rightside compared to the left-side uterine horn resulted in a greater ratio of female than the male calves(P>0.05). The ratio of female calves in the dairy cows with high milk production (45%) was higher than those with low milk production (25%, P<0.05). The primiparous cows significantly produced (P<0.05) higher ratios of female calves (60%) rather than multiparous cows (47%, 46% and 47% in the second, third and fourth parturition, respectively). It can be concluded that, the uterine horn side implantation, level of milk production and primiparous or multiparous cows’ statement are effective factors on CS. Therefore, it is possible to convey the sex ratio of new born calves to a desired ratio by manipulating some parameters in dairy cows before the birth.
    Keywords: calf sex, calving interval, level of milk production, parturition time, uterine horn side