فهرست مطالب

تحقیقات علوم رفتاری - سال شانزدهم شماره 3 (1397)
  • سال شانزدهم شماره 3 (1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/06
  • تعداد عناوین: 16
|
  • علی محمدزاده ابراهیمی *، طیبه رحیمی پردنجانی صفحات 241-254
    زمینه و هدف
    نظریه حساسیت به تقویت در حیطه های مختلفی نظیر شخصیت، هیجان و آسیب شناسی روانی اهمیت و کاربرد دارد. پرسشنامه تجدیدنظر و تصریح شده حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش به منظور سنجش این نظریه و مرتفع ساختن مشکلات ابزارهای قبلی، ساخته شد. پژوهش حاضر باهدف بررسی ویژگی های روان سنجی SPSRQ-RC در جامعه ایرانی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه بجنورد در نیم سال اول تحصیلی 96-1395 بودند که از بین آن ها 485 نفر، به عنوان نمونه پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های تجدیدنظر و تصریح شده حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش (Sensitivity to Punishment and Sensitivity to Reward Questionnaire-Revised and Clarified یا SPSRQ-RC)، مقیاس سیستم بازداری رفتاری/ فعال سازی رفتاری (Behavioral Inhibition System/Behavioral Activation scale یا BIS/BAS Scale)، مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه (Positive Affect and Negative Affect Schedule یا PANAS) منفی جمع آوری شد. داده ها با استفاده از ضریب Cronbach,s alpha و ضریب همبستگی Pearson، ضریب باز آزمایی، تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تاییدی، تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    تحلیل مولفه های اصلی با روش چرخش واریماکس، منجر به استخراج دو عامل زیر بنایی حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش برای SPSRQ-RC شد. مدل دو عاملی شناسایی شده 51/38 درصد از واریانس داده ها را تبیین کرد. ده ماده از SPSRQ-RC بر روی عامل اول یعنی حساسیت به تنبیه و ده ماده بر روی عامل دوم یعنی حساسیت به پاداش دارای بار معنی دار بودند. شاخص های مدل تحلیل عامل تاییدی نشان داد مدل دو عاملی از برازش مطلوبی برخودار است. کلیه ماده های مربوط به هر یک از عوامل حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش دارای بار عاملی بالایی بودند و ساختار عاملی SPSRQ-RC را تائید کردند. نتایج بررسی اعتبار SPSRQ-RC با استفاده از روش های همسانی درونی و بازآزمایی نشان داد این ابزار از اعتبار مطلوبی برخوردار است. همچنین، نتایج نشان داد SPSRQ-RC از روایی همگرا و افتراقی مطلوبی برخوردار است.
    نتیجه گیری
    SPSRQ-RC از ویژگی های روان سنجی مطلوبی در جامعه ایرانی برخوردار است و ارزیابی مناسب تری برای سنجش نظریه حساسیت به تقویت فراهم می کند.
    کلیدواژگان: حساسیت به تنبیه، حساسیت به پاداش، روان سنجی
  • فهیمه نامدارپور *، مصطفی بلقان آبادی صفحات 255-263
    زمینه و هدف
    الگوهای ارتباطی زوجین به معنای پویایی های رابطه زوجین است. این الگوها مشخص می کنند که زوجین چطور با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و در بستر رابطه ی زناشویی آن ها چه می گذرد. الگوهای مخرب به نظر می رسد اثر مخربی نیز بر رابطه زناشویی داشته باشد. ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش پرخاشگری، الگوهای ارتباطی و رضایت جنسی در پیش بینی سازگاری زوجی بود.
    مواد و روش ها
    برای دستیابی به این هدف نمونه ای با حجم 300 نفر از کارمندان ادارات دولتی اصفهان به شیوه در دسترس انتخاب شدند. روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جمع آوری داده ها به شیوه میدانی و با استفاده از پرسشنامه های الگوهای ارتباطی (Communication Patterns Questionnaire یا CPQ)، پرخاشگری باس و پری (Buss and Perry’s Aggression Questionnaire یا AQ)، رضایت جنسی (Sexual Satisfaction Questionnaire یا SSQ) و سازگاری زوجی (Revised Dyadic Adjustment Scale یا RDAS) انجام شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندگانه به انجام رسید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که پرخاشگری، الگوهای ارتباطی و رضایت جنسی سازگاری زوجی را پیش بینی می کند.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های به دست آمده، می توان گفت که رضایت جنسی محصول روابط حسنه بین زوجین است و این روابط حسنه از طریق رضایت در رابطه جنسی می تواند سازگاری زوجی را به همراه داشته باشد.
    کلیدواژگان: ارتباط، رضایت جنسی، پرخاشگری، سازگاری
  • فاطمه سلطان زاده جزی، پریسا نیلفروشان *، محمدرضا عابدی، احمد صادقی صفحات 264-271
    مقدمه و هدف
    اختلال وسواس-اجبار (Obsessive Compulsive Disorder یا OCD) یک اختلال اضطرابی مزمن است و ازجمله اختلالاتی است که توجه به آن در محیط کار دارای اهمیت است، زیرا محیط کار ممکن است در تشدید یا آغاز اضطراب نقش مهمی داشته باشد. بنابراین، هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) بر رشد مسیر شغلی دانشجویان مبتلا به OCD بود.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. از میان دانشجویان مبتلا به OCD در دانشگاه اصفهان، 30 مورد به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش ACT را دریافت کردند و گروه کنترل نیز در لیست انتظار قرار داشتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی رشد مسیر شغلی (Career Development Inventory یا CDI) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (Repeated Measure ANOVA) انجام شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که بین دو گروه هم در مرحله ی پس آزمون و هم پیگیری تفاوت معناداری در میزان رشد مسیر شغلی شان وجود داشت (05/0>p).
    نتیجه گیری
    به دلیل اینکه افراد مبتلا به OCD ساعات زیادی را صرف اشتغالات ذهنی خود می کنند، چنین اشتغالات ذهنی با تحقق وظایف در تقابل است و ممکن است باعث کاهش بهره وری افراد شاغل شود تا جایی که شغل خود را از دست بدهند. ACT با پذیرش هیجانات منفی و تعهد بر ارزش های شغلی می تواند بر رشد مسیر شغلی دانشجویان مبتلا به OCD اثربخش باشد.
    کلیدواژگان: درمان تعهد و پذیرش، اختلال وسواسی- اجباری، رشد مسیرشغلی
  • ماندانا سپنتا، احمد عابدی *، احمد یارمحمدیان، امیر قمرانی، سالار فرامرزی صفحات 272-284
    زمینه و هدف
    مشکل در تنظیم هیجان ازجمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی (Dyslexia) با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی روان نمایشگری (Psychodrama) بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر مقطع تحصیلی ابتدایی مبتلابه نارساخوانی شهر اصفهان انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم تا ششم ابتدایی بودند که در سال تحصیلی 95-1394 در مدارس عادی مناطق پنج گانه شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. نمونه موردمطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. آزمون خواندن و نارساخوانی (Reading & Dyslexia Test یا RDT) جهت تشخیص ناتوانی یادگیری روی دانش آموزان اجرا شد و 30 دانش آموز مبتلابه نارساخوانی انتخاب و برحسب تصادف در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، قرار گرفتند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، ویرایش چهارم آزمون هوش وکسلر (Wechsler Intelligence Scale for Children-Fourth Edition یا WISC-IV) به منظور کسب اطمینان از عادی بودن هوش گروه نمونه، که یکی از معیارهای لازم در تشخیص ناتوانی یادگیری است و آزمون خواندن و نارساخوانی استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 و روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های حاصل نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی تاثیر معنادار دارد (0001/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری در تنظیم موثر هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی موثر است. به طوری که دانش آموزان بعد از دریافت این رویکرد علاوه بر کاهش هیجانات منفی و بهبود تنظیم هیجانات مثبت، در زمینه های دیگری مانند رفتارهای بین فردی و اجتماعی نیز بهبود نشان دادند. بنابراین تمرکز بر مهارت های تنظیم هیجان به عنوان عامل مهمی در تداوم اختلالات یادگیری، می تواند در طراحی مداخلات پیشگیرانه و کاهش بروز اختلالات روان شناختی ناشی از آن مفید باشد.
    کلیدواژگان: هیجان، روان نمایشگری، نارساخوانی
  • فاطمه سادات طباطبایی نژاد، محسن گل پرور *، اصغر آقایی صفحات 285-298
    زمینه و هدف
    پرخاشگری (Aggression) و حالات خلقی (Mood states) سطح پایین از زمره مشکلاتی است که دختران دانش آموز افسرده از آن رنج می برند. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف مقایسه تاثیر درمان ذهن آگاهی مثبت محور (Positive Mindfulness Therapy یا PMT)، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfulness Based Cognitive Therapy یا MBCT) و درمان شناختی-رفتاری (Cognitive Behavioral Therapy یا CBT) بر پرخاشگری و حالات خلقی دانش آموزان دختر افسرده اجرا شد.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. از 300 دانش آموز دختر مقطع متوسطه اول شهر نائین در سال 1396، 60 نفر به صورت هدفمند مبتنی بر ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه (شاهد، PMT، MBCT و CBT) گمارده شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش پرسشنامه پرخاشگری (Aggression Questionnaire یا AQ) و مقیاس حالات خلقی (Brunel Mood Scale یا BRUMS) استفاده شد. گروه های PMT، MBCT و CBT هر یک به مدت 12 جلسه، تحت درمان قرارگرفته و گروه شاهد هیچ گونه درمانی دریافت ننمود. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج ANCOVA هر سه نوع درمان نسبت به گروه شاهد تاثیر معناداری بر کاهش پرخاشگری و افزایش حالات خلقی نشان دادند (01/0>p). همچنین اثر PMT در مقایسه با MBCT و CBT بر کاهش پرخاشگری بیشتر بود (01/0>p)، ولی تاثیر سه نوع درمان بر حالات خلقی یکسان بود (05/0<p).
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر نیرومند تر PMT در مقایسه با دو درمان دیگر در کاهش پرخاشگری و با توجه به تاثیرات برابر سه نوع درمان بر حالات خلقی، استفاده از این درمان ها برای دانش آموزان دختر افسرده پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: پرخاشگری، حالات خلقی، درمان ذهن آگاهی مثبت محور، درمان ذهن آگاهی، درمان شناختی-رفتاری، دانش آموزان دختر افسرده
  • مجید صفاری نیا، زهرا مردانی ولندانی *، احمد علیپور، علیرضا آقایوسفی صفحات 299-310
    زمینه و هدف
    پرداختن به هیجان نقش محوری در روان درمانی دارد هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش خود- دلسوزی شناختی بر کاهش تعارضات زناشویی زوجین بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه نیمه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره دادگستری، بهزیستی و خصوصی شهرضا در هفت ماهه اول سال 1396 بودند (زوج 300 =(N . از بین آن ها 30 زوج داوطلب به صورت نمونه گیری در دسترس با در نظر گرفتن شاخص های ورود و اعمال معیار های خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه با حجم 15 زوج قرار گرفتند. سپس برنامه آموزش خود- دلسوزی شناختی در 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای دو بار در مورد گروه ازمایش اجرا شد. . هر دو گروه قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری به پرسشنامه تعارضات زناشویی تجدید نظر شده ثنائی 1387 پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش واریانس آمیخته ساده استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاکی از کاهش تعارضات زوجین گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه (108/110=F و 001/0=P) و نیز پایداری نتایج در مرحله پیگیری (40/39=F و 001/0=P) بود.
    نتیجه گیری
    ازاین رو می توان بیان کرد که کار بست این مداخله همچون راهکاری موثر برای کاهش تعارضات زناشویی زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره قابل آزمودن است.
    کلیدواژگان: تعارض زناشویی، خود- دلسوزی شناختی، زوجین، طلاق
  • فاطمه ایزدی، عماد اشرفی *، علی فتحی آشتیانی صفحات 311-323
    زمینه و هدف
    نشانه های بدنی و شکایات جسمانی سهم قابل توجهی از مراجعه کنندگان به مراکز درمانی را به خود اختصاص می دهد. به همین منظور شناسایی مکانیسم های آسیب زا و علت شناسی آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ازآنجاکه مشاهدات بالینی طی دو قرن اخیر این نشانه ها را با هیجان ها در ارتباط دانسته اند، پژوهش حاضر باهدف بررسی سبب شناسی نشانه های بدنی بر مبنای طرح واره های هیجانی منفی و میانجیگری ناگویی هیجانی و ابراز گری هیجانی انجام شد.
    مواد و روش ها
    روش مورداستفاده در این پژوهش همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 440 نفر از دانشجویان زن کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد خمینی شهر بودند که به شیوه در دسترس انتخاب شدند. افراد نمونه پرسشنامه های ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20)، ابراز هیجانی (EEQ)، اختلال نشانه های بدنی- سنجش ملاکB (SSD-12) و طرح واره های هیجانی لیهی (LESS) را تکمیل کردند. داده های پژوهش با استفاده از روش معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بر اساس نتایج، مدل مفروض برازش مناسبی با داده ها دارد. مسیر طرح واره های هیجانی منفی، ابراز گری هیجانی و مسیر ابراز گری هیجانی، نشانه های بدنی منفی و معنادار است. همین طور مسیر طرح واره های هیجانی منفی، ناگویی هیجانی و مسیر ناگویی هیجانی، نشانه های بدنی مثبت و معنادار بود. مسیر طرح واره های هیجانی منفی، نشانه های بدنی نیز معنادار و مثبت بود. و طبق نتایج معادلات ساختاری، طرح واره های هیجانی منفی از طریق ناگویی هیجانی و ابراز گری هیجانی بر نشانه های بدنی اثر معنادار داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق نشان داد که طرح واره های هیجانی علاوه بر نقش مستقیمی که در نشانه های بدنی دارند می توانند از طریق مکانیسم های ناگویی هیجانی و ابراز گری هیجانی نیز اثرگذار باشند. بنابراین از نتایج این پژوهش می توان در راستای پیشگیری، فهم علل زیربنایی و مکانیسم های آسیب شناسی و درمان نشانه های بدنی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: ابراز گری هیجانی، طرح واره های هیجانی منفی، ناگویی هیجانی، نشانه های بدنی
  • آیتاللهفتحی *، حسین رستمی، صمد پیشرو، رقیه کیانی، شهناز یعقوبی زاده صفحات 324-332
    زمینه و هدف
    با توجه به عواقب خطرناکی که اعتیاد به اینترنت برای افراد بخصوص نوجوانان دارد پرداختن به مسئله اعتیاد به اینترنت و پیامدهای آن بر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی نوجوان حائز اهمیت است. ازاین رو، هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش اعتیاد به اینترنت (Internet addiction) در سلامت اجتماعی (Social health) نوجوانان بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی و از نوع پیمایشی است. بدین منظور از بین کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اهر که به تعداد 3767 نفر بود، بر اساس جدول مورگان نمونه ای به تعداد 348 دانش آموز در دوطبقه پسر (177) نفر و دختر (171) نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه نسبتی انتخاب شد. شرکت کنندگان پرسشنامه اعتیاد به اینترنت Internet Addiction Test) یا IAT) و سلامت اجتماعی (Social Health Questionnaire یا SHQ) را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان در مطالعه (47/0)3/16 سال بوده و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی در بین شرکت کنندگان با میانگین (انحراف معیار) (76/0)38/3 است. میانگین (انحراف معیار) شکوفایی اجتماعی (03/1)74/18 (545/0- =r)، همبستگی اجتماعی (78/0)74/13 (129/0- =r)، انسجام اجتماعی (52/1)30/13 (417/0- =r)، پذیرش اجتماعی (95/1)47/22 (378/0-= r) و مشارکت اجتماعی (76/1)41/22 (396/0- =r) با اعتیاد به اینترنت (92/7)16/41 همبستگی منفی و معنادار داشت (05/0>p) و مولفه های سلامت اجتماعی می توانند اعتیاد به اینترنت را به طور معناداری پیش بینی کنند.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که میزان بالاتر اعتیاد به اینترنت می تواند در کاهش سلامت اجتماعی افراد موثر باشد. بنابراین، برای کاهش مشکلات و پیشگیری از بروز مشکلات آسیب های نوپدیدی مانند اعتیاد اینترنتی، باید برنامه های ارتقای سلامت و سایر راه های پیشگیری را در اولویت قرارداد.
    کلیدواژگان: اعتیاد به اینترنت، نوجوان، سلامت اجتماعی
  • سیما نبی پور گیسی، امین رفیعی پور *، کبری حاجی علیزاده صفحات 333-343
    زمینه و هدف
    سرطان یکی از شایع ترین بیماری های مزمن بوده که بیماران مبتلابه آن با مشکلات مختلف روانی روبرو هستند؛ بنابراین باید به دنبال روش هایی بود تا بتوان از شدت مشکلات روانی این بیماران کم کرد. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfulness-Based Cognitive Therapy یا MBCT) بر علائم روان شناختی بیماران مبتلابه سرطان انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی نیمه تجربی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلابه سرطان مراجعه کننده به بیمارستان شهید محمدی شهر بندرعباس بود. نمونه پژوهش حاضر را تعداد 30 بیمار سرطانی تشکیل می داد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین گردیدند (هر گروه 15 نفر). اعضای هردو گروه مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (Depression Anxiety Stress Scales یا DASS) را قبل و بعد از جلسات (طی سه ماه) تکمیل نمودند. یافته های پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بر اساس نتایج به دست آمده بین دو گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون افسردگی (11/84 F= و 001/0 p<)، اضطراب (52/47 F= و 001/0 p<) و استرس (51/59 F= و 001/0 p<) تفاوت معناداری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که بیماران مبتلابه سرطان علاوه بر مشکلات جسمانی از مشکلات روانی ناشی از بیماری رنج می برند، ازاین رو ضروری است مراکز درمانی و انجمن های حمایتی مرتبط با بیماران مبتلابه سرطان در برنامه ریزی های خود جهت کاهش علائم روان شناختی بیماران، از روش MBCT به صورت گروهی بهره گیرند.
    کلیدواژگان: استرس، اضطراب، افسردگی، ذهن آگاهی، سرطان
  • سعید حبیب اللهی، احمد عابدی *، فرح نادری، محمدمهدی مظاهری صفحات 344-352
    زمینه و هدف
    اضطراب امتحان (Test anxiety) یکی از شایع ترین اضطراب ها در محیط های آموزشی است که علاوه بر تاثیرات منفی در عملکرد تحصیلی، می تواند منجر به کاهش بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان شود. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) بر اضطراب امتحان و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان بود.
    مواد و روش ها
    این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دبیرستانی پسر شهر نجف آباد در سال تحصیلی 93-1392 بود. حجم نمونه شامل 60 نفر (هر گروه 30 نفر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. هر دو گروه پرسشنامه های اضطراب امتحان (Test Anxiety Scale یا TAS) و بهزیستی روان شناختی (Psychological Well-Being Scale یا PWBS) را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد میان نمرات پس آزمون گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (80/44F=، 001/0>p). به عبارت دیگر، ACT باعث کاهش معنادار اضطراب امتحان (17/33F=) و افزایش معنادار بهزیستی روان شناختی (26/27F=) شده است (001/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد روش ACT در کاهش اضطراب امتحان و بهبود بهزیستی روان شناختی دانش آموزان موثر است.
    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، اضطراب امتحان، بهزیستی، روان شناختی
  • حورا مطیعی *، محمود حیدری، فاطمه باقریان، فریبا زرانی صفحات 353-364
    زمینه و هدف
    اهمال کاری تحصیلی تمایلی غیرمنطقی در به تاخیر انداختن انجام تکالیف تحصیلی است و شیوع آن بسیار گسترده است. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف آزمون مدل شناختی-هیجانی اهمال کاری تحصیلی با توجه به نقش ذهن آگاهی و ادراک زمان و میانجیگری خودکارآمدی، اضطراب امتحان و کمال گرایی انجام شده است.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع همبستگی است و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بود که ازاین بین 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس اهمال کاری تحصیلی دانشجویان (Procrastination Assessment Scale for Students یا PASS)، مقیاس اضطراب امتحان (Test Anxiety Scale یا TAS)، مقیاس خودکارآمدی (Self-Efficacy Scale یا SES)، مقیاس چندبعدی کمال گرایی (Multidimensional Perfectionism Scale یا MPS) و پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی (Five Facet Mindfulness Questionnaire یا FFMQ) استفاده شد. به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض، از روش مدل یابی معادلات ساختاری (Structural Equation Modeling یا SEM) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده با 90/0CFI= و 058/0RMSE= مورد تائید است. رابطه بین اهمال کاری تحصیلی و ذهن آگاهی منفی و معنادار است (001/0p<). تفاوت مدل اصلاح شده با مدل مفهومی به طور کلی در تاثیر غیرمستقیم اضطراب امتحان از طریق کاهش خودکارآمدی بر اهمال کاری تحصیلی و همچنین اثر تخمین زمان بر ذهن آگاهی است.
    نتیجه گیری
    ذهن آگاهی می تواند به واسطه خودکارآمدی و اضطراب امتحان موجب کاهش اهمال کاری تحصیلی شود. درمجموع، نتایج مطالعه حاضر همسو با مجموعه تلاش های مفهومی در قلمرو مطالعاتی اهمال کاری تحصیلی است.
    کلیدواژگان: ادراک زمان، اضطراب امتحان، اهمال کاری، خودکارآمدی، ذهن آگاهی، کمال گرایی
  • هادی پرهون *، علیرضا مرادی، حمیدرضا حسن آبادی، محمد اسماعیل اکبری صفحات 365-378
    زمینه و هدف
    آسیب های شناختی ناشی از سرطان پستان می تواند تاثیرات مخربی بر کیفیت زندگی، عملکرد شغلی و اجتماعی این بیماران داشته باشد. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف برسی اثربخشی برنامه طراحی شده توان بخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی و رفتارهای خود مراقبتی بیماران مبتلابه سرطان پستان انجام شد.
    مواد و روش ها
    در یک طرح آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون توام با گروه کنترل و پیگیری، با روش نمونه گیری در دسترس، 41 بیمار مبتلابه سرطان پستان انتخاب و به صورت تصادفی به گروه آزمایش و گروه کنترل انتساب شدند. گروه آزمایش طی دو ماه تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه رفتارهای خود مراقبتی(Self-Care Behaviors Questionnaire)، آزمون برج لندن (Tower of London Test)، آزمون استروپ (Stroop Test)، قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری یک ماهه در هر دو گروه گردآوری و با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای حل مسئله (05/0p<)، برنامه ریزی (05/0p<)، انعطاف پذیری شناختی (05/0p<) و رفتارهای خود مراقبتی (05/0p<) در مرحله ی پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد. بدین معنی که گروه آزمایشی که برنامه مداخله ای را دریافت کرده بودند در مرحله پس آزمون در متغیرهای مذکور بهبودی معناداری داشته اند و تغییرات ایجادشده در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی برنامه طراحی شده توان بخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی و رفتارهای خود مراقبتی بیماران مبتلابه سرطان پستان است؛ ازاین رو، توجه به این یافته ها و سازوکار اثربخشی این روش درمانی می تواند اثرات درمانی مناسبی بر کاهش مشکلات شناختی، روان شناختی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلابه سرطان پستان در پی داشته باشد.
    کلیدواژگان: توان بخشی شناختی، رفتار خود مراقبتی، سرطان پستان، کارکرد اجرایی
  • ویکتوریا عمرانی فرد، ابراهیم حقیقی زاده *، شهلا آکوچکیان صفحات 379-388
    زمینه و هدف
    مراقبت از یک فرد مبتلا به اختلالات شناختی می تواند منابع احساسی هر فردی را از بین ببرد؛ مراقب به دلیل اینکه احتمال بالایی برای رشد اختلال روانی و فیزیکی دارد، بیمار پنهان لقب گرفته است. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی وضعیت افسردگی، اضطراب و بار تحمیلی مراقبین اصلی بیماران دمانس بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی بر روی 96 مراقب اصلی بیماران دمانس که به روش نمونه گیری در دسترس در مطالعه شرکت کرده بودند، انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تجدیدنظر شده افسردگی بک (Beck Depression Inventory-II)، مقیاس خود گزارشی اضطراب زونگ (Zung Self-rating Anxiety Scale) و نسخه ایرانی بار تحمیلی مراقبان (Iranian Version of Caregivers Burden) جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که 8/69 درصد افراد دارای نمره در محدوده افسردگی، 1/28 درصد نمره در محدوده اضطراب و 3/33 درصد افراد نمره در محدوده متوسط تا بالای بار تحمیلی داشتند. سن مراقب با بار تحمیلی رابطه معنی دار داشت (026/0=p). بین جنس بیمار و اضطراب رابطه معنی داری وجود داشت (039/0=p). بین طول مدت بیماری و نمره اضطراب و بار تحمیلی رابطه معنی داری یافت شد. در هر سه حوزه رابطه معنی داری بین حمایت سایر اعضای خانواده و شدت بیماری با نمرات حاصله وجود داشت. همچنین بین نمرات اضطراب و بار تحمیلی با تحصیلات مراقب رابطه معنی دار وجود داشت.
    نتیجه گیری
    مقدار بالای اضطراب، افسردگی و بار تحمیلی در مراقبان بیماران دمانس توجه ویژه به مراقبان را می طلبد. این توجه باید توسط کادر درمانی و مدیران مربوطه صورت گیرد. همچنین خانواده بیماران دمانس باید تشویق شوند که به صورت گروهی از بیمار مراقبت کنند، چون طبق این مطالعه حمایت سایر اعضای خانواده کمک زیادی به کاهش اضطراب، افسردگی و بار تحمیلی آن ها می کند.
    کلیدواژگان: مراقب، دمانس، افسردگی، اضطراب، بار تحمیلی
  • هدی ناظمی، محمود نجفی *، شاهرخ مکوند حسینی، علی مالکی، اسحق رحیمیان بوگر صفحات 389-399
    زمینه و هدف
    هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محیط مواجهه درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 97-1396 بود و از میان آن ها تعداد 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به روش تصادفی 10 نفر به گروه آزمایش و 10 نفر به گروه کنترل اختصاص یافت. برای غربالگری دانشجویان ازلحاظ اختلال اضطراب اجتماعی و تشخیص سایر اختلالات مصاحبه بالینی ساختاریافته (Structured Clinical Interview for DSM-4) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی (Social Phobia Inventory) استفاده شد. گروه آزمایش در طی 12 جلسه، هفته ای دو جلسه 30 دقیقه ای، به صورت فردی تحت VRET قرار گرفتند. پرسشنامه اجتناب و آشفتگی اجتماعی (Social Avoidance and Distress Scale) به عنوان پیش آزمون اجرا و سپس مداخله VRET در گروه آزمایش انجام شد. در پایان پرسشنامه فوق به عنوان پس آزمون اجرا گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که VRET بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل موثر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از اثربخشی این مدل درمانی بر کاهش علائم اضطراب اجتماعی بود. از این روش می توان به عنوان یک روش درمانی نوین در جهت درمان اختلال اضطراب اجتماعی و سایر اختلالات مشابه استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اختلال اضطراب اجتماعی، اجتناب، آشفتگی اجتماعی، مواجهه درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی
  • مینا شیرانی، غلامرضا منشئی * صفحات 400-407
    زمینه و هدف
    امروزه سرطان (Cancer) به عنوان مهم ترین عامل مرگ ومیر انسان ها موردتوجه بسیاری در دنیا قرارگرفته است، به طوری که حجم زیادی از مطالعات روانشناسی را به خود اختصاص داده است. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی مداخلات مثبت نگر بر فاجعه پنداری درد (Pain catastrophizing) و امید به زندگی (Life expectancy) زنان مبتلا به سرطان پستان (Breast cancer) انجام شد.
    مواد و روش ها
    طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش‏ آزمون و پس‏ آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان میلاد اصفهان در سال 1394 بود. از بین آنان، 30 نفر به شیوه نمونه‏ گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). مداخلات مثبت نگر به صورت گروهی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه‏ ای، بر روی گروه آزمایش انجام داده شد، اما به گروه کنترل آموزشی داده نشد. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش، پرسشنامه فاجعه پنداری درد (Pain Catastrophizing Scale یا PCS) و پرسشنامه امیدواری (Hope Questionnaire یا HQ) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (one-way ANOVA with repeated measures) و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 انجام شد.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده در دوره آموزش و پیگیری نشان داد که آموزش مثبت نگر بر امید به زندگی زنان مبتلابه سرطان پستان موثر بوده است (05/0p<)، ولی بر فاجعه پنداری درد تاثیر نداشته است (05/0p>).
    نتیجه ‏گیری
    بر اساس یافته‏ های این مطالعه، این مداخلات می‏تواند سبب افزایش امید به زندگی زنان مبتلابه سرطان پستان شود و نمایانگر افق‏ های تازه ‏ای در مداخلات بالینی است و می‏توان از آن به عنوان یک روش مداخله‏ ای موثر سود جست.
    کلیدواژگان: امید به زندگی، روان‏شناسی مثبت نگر، درد، سرطان پستان، فاجعه پنداری
  • مریم فراهینی، احمد منصوری * صفحات 408-417
    زمینه و هدف
    رویدادهای آسیب زا پیامدهای منفی مختلفی را به دنبال دارند، اما در پاره ای از موارد تغییرات روان شناختی مثبتی به دنبال این حوادث اتفاق می افتد. باوجوداین، دانش کمی در مورد چگونگی این تغییرات مثبت وجود دارد. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و رشد پس از سانحه مردان خیانت دیده انجام گردید.
    مواد و روش ها
    پژوهش ازلحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه موردپژوهش شامل کلیه مردان خیانت دیده شهر نیشابور در سال 1396 بود. نمونه موردبررسی شامل 100 نفر از مردان خیانت دیده مراجعه کننده به بهزیستی شهر نیشابور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مقیاس سیستم بازداری/ فعال ساز رفتاری (Behavioral Inhibition System/Behavioral Activation System)، مقیاس پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire) و پرسشنامه رشد پس از سانحه (Posttraumatic Growth Inventory) توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. داده های پژوهش با استفاده از روش همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سیستم فعال ساز رفتاری پیش بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگار است که به سهم خود پیش بین رشد پس از سانحه بود (05/0>p). همچنین، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگار میانجی رابطه بین سیستم فعال ساز رفتاری و رشد پس از سانحه هستند (05/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت سیستم های مغزی رفتاری و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگار در رشد پس از سانحه مردان خیانت دیده تاکید دارد. بعلاوه، سیستم فعال ساز رفتاری رشد پس از سانحه بیشتری را به واسطه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگار به دنبال دارد.
    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، رشد پس از سانحه، خیانت، سیستم فعال ساز و بازداری رفتاری
|
  • Ali Mohammadzadeh, Ebrahimi *, Tayebe Rahimi, Pordanjani Pages 241-254
    Aim and Background
    The reinforcement sensitivity theory (RST) is important and useful in various areas such as personality, emotion and psychopathology. Sensitivity to Punishment and Sensitivity to Reward Questionnaire-Revised and Clarified (SPSRQ-RC) was developed to measure this theory and address the problem of Sensitivity to Punishment and Sensitivity to Reward Questionnaire (SPSRQ). The purpose of this study was to investigate the psychometric properties of the Persian version of SPSRQ-RC.
    Methods and Materials
     This was a descriptive-correlative study. The statistical population was University of Bojnord students that 485 of whom were selected as the research sample using stratified random sampling method. Data were collected using SPSRQ-RC, Behavioral Inhibition System/Behavioral Activation Scales (BIS/BAS Scales), Positive and Negative Affect Schedule (PANAS). The collected data were analyzed through Cronbach’s alpha, Pearson correlation coefficient, test-retest method, exploratory factor analysis and confirmatory factor analysis.
    Findings
    The principal components method by Varimax rotation led to the extraction of two factors; the sensitivity to Punishment (SP) and sensitivity to Reward (SR) for SPSRQ-RC. The two-factor model explained 38.51 percent of the data variance. 10 items of SPSRQ-RC on the first factor (sensitivity to Punishment) and 10 items on the second factor (sensitivity to Reward) have the significant factor load. All items belonging to each of the sensitivity to punishment and sensitivity to reward factors had a high factor load and confirmed the SPSRQ-RC factor structure. The results of the SPSRQ-RC reliability using internal consistency and test re-test showed that this tool is reliable. Also, the results showed that SPSRQ-RC has a convergent and divergent validity.
    Conclusions
    SPSRQ-RC has good psychometric properties in Iranian society and provides a more appropriate assessment for RST.
    Keywords: Sensitivity, Punishment, Reward, Psychometrics
  • Fahimeh Namdarpour *, Mustafa Bolghan, Abadi Pages 255-263
    Aim and Backgrounds
    Communication patterns of couples are meant the dynamics of the couples’ relationships. The communication patterns determine that couples how to communicate together and what happen in their marital relationships. It seems that disruptive patterns to have a devastating effect on marital relationship. The aim of the research was to study of the role of communication patterns, aggression, and sexual satisfaction in predicting dyadic adjustment.
    Methods and Material
    To gain of this aim a sample with 300 of employees of government departments of Isfahan through accessible method. The research method was descriptive from type of correlation. Data gathering was conduct in field method and using Communication Patterns Questionnaire (CPQ), Buss and Perry’s Aggression Questionnaire (AQ), Sexual Satisfaction Scale (SSQ), and Revised Dyadic Adjustment Questionnaire (RDAS). Analyzing the data was carrying out by multiple Regression.
    Results
    Findings showed that aggression, communication patterns, and sexual satisfaction have significant role in predicting the dyadic adjustment.
    Discussion & Conclusion
    Therefore, it can be concluded that good relationships and high sexual satisfaction among couples can lead to dyadic adjustment.
    Keywords: Adjustment, Aggression, Communication, Sexual satisfaction
  • Fatemeh Soltanzadeh, Jazi, Parisa Nilforooshan *, Mohammad Reza Abedi, Ahmad Sadeghi Pages 264-271
    Aim and Backgrounds
    The aim of the current study was investigation the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on career development of students with obsessive compulsive disorder.
    Materials & Methods
    This is a quasi-experimental study with pretest-posttest-follow up design with control group. Thirty students were selected using convenience sampling and randomly divided to two experiment and control groups. Data was gathered by Career Development Questionnaire (CDI) and was analyzed using Repeated Measure ANOVA. Students in one experimental group received ACT in eight weekly sessions and the control group were in wait list.
    Findings
    The results showed that there was significant difference between two groups in path career development (p<0.05).
    Conclusion
    ACT can improve path career development of students with obsessive compulsive disorder.
    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Obsessive compulsive disorder, Career Development
  • msndana sepanta, Ahmad Abedi *, Ahmad Yarmohammadian, Amira Qamarani, Salar Faramarzi Pages 272-284
    Background and aim
    The problem of emotional regulation is one of the problems faced by students with dyslexia. The aim of this study was to investigate the effectiveness of psychodrama on emotion regulation of students with dyslexia.
    Method
    This study was quasi-experimental with pre-test, post-test and control group design. The statistical population included all students with dyslexia who were studying in public schools of the five educational regions of Isfahan city during 2015-2016. Multistage random sampling was used for the selection of the sample. The Reading & Dyslexia Test (RDT) were administered to identify learning disabilities in the students and 30 students with dyslexia were selected and randomly assigned to experimental (n=15) and control (n=15) groups. The intervention for the experimental group included 12 sessions each lasted 25 minutes. In this study, the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ), Wechsler Intelligence Scale for Children- Fourth Edition (WISC-IV) and Reading & Dyslexic Test (RDT) were used. The data were analyzed using Multivariate Analysis of Covariance (MANCOVA).
    Findings
    The findings indicated that the psychodrama training program significantly influenced emotion regulation of students with dyslexia (p<0.0001).
    Conclusion
    The results showed that psychodrama training program is effective in emotion regulation of students with dyslexia. So, students after receiving this approach, in addition to reducing negative emotions and improving the regulation of positive emotions also improved in other areas such as interpersonal and social behaviors. Therefore, focusing on emotional regulation skills as an important factor in the continuity of learning disorders can be useful in designing preventive interventions and reducing the incidence of psychological disorders.
    Keywords: Dyslexia, Emotion, Psychodrama
  • fatemesadat tabatabaeinejad, mohsen golparvar *, Asghar aghaei Pages 285-298
    Aim and Background
    Aggression and low level of mood states are the problems which female students with depression suffer from them. Therefore, the aim of this study was to compare the effect of Positive Mindfulness Therapy (PMT), Mindfulness Based Cognitive Therapy (MBCT) and Cognitive Behavioral Therapy (CBT) on aggression and mood states in female students with depression.
    Methods and Materials
     The research method was semi-experimental with pretest-posttest and control group. Out of 300 female high school students in Nain City in 2017, 60 participants were selected using purposeful method based on entry and exit criteria and randomly assigned into four groups (control, PMT, MBCT and CBT). To measure the dependent variables, the Aggression Questionnaire (AQ) and Brunel Mood Scale (BRUMS) were used. The group of PMT, MBCT and CBT received 12 sessions of treatment and the control group did not receive any treatment. The data were analyzed with the use of analysis of covariance (ANCOVA).
    Findings
    Based on the results of ANCOVA, all three treatments had a significant effect on decrease of aggression and increase of mood states (p<0.01). Also, the effect of PMT was more than MBCT and CBT on reducing aggression (p<0.01), but the effect of three types of treatment on mood states was similar (p>0.05).
    Conclusions
    Considering the more powerful effect of PMT compared to other two treatments in decreasing aggression and with the equal effects of three types of treatment on mood states, the use of these treatments is suggested for girl students with depression.
    Keywords: Aggression, Mood states, Positive mindfulness therapy, Mindfulness therapy, Cognitive-behavioral therapy, Female students with depression
  • Majid Saffarinia, Zahra Mardani Valandani *, Ahmad Alipour, Alireza Agha Yosefi Pages 299-310
    Aim and Backgrounds
    This study aimed to determine the effectiveness of Cognitive Self-Compassion Training on Reduction of Marital Conflicts among couples who were seeking divorce.
    Material and Methods
    Research method was semi-experimental using pretest, posttest and quarterly follow up with control group .Statistical population consisted of all the couples seeking divorce who were referred to the counseling centers of “ Welfare Organization” “Family Court” and private centers in Shahreza city since April to October 2017 (N=300 couples). Of these, 30 couples were selected using available sampling. Selection was based on couple’s voluntary agreement to participate in the study, considering the entry indicators and exit criteria. Participants were then randomly assigned to experimental and control groups (n=15). Then Cognitive Self-Compassion Training Program was performed for 10 sessions of 90 minutes twice a week on experimental group. Research instrument was Sanai Martial Conflict Questionnaire Revise (2009). Data were analyzed by mixed analysis variance.
    Findings
    Results indicated that Cognitive Self-Compassion Training significantly decreased marital conflicts of couples in experimental group in comparison of the control group (F=110.108, P=0.001) and this effectiveness has remained stable over the course of the quarterly follow-up (F= 39.40, P= 0.001).
    Conclusion
    Therefore, it can be suggested that applying this intervention can be verified as an effective strategy to reduce the marital conflicts of couples seeking divorce in other counseling centers.
    Keywords: Divorce, Hetrosexual couple, Marital conflict
  • fatemeh izadi, Emad Ashrafi *, Ali Fathi Ashtiani Pages 311-323
    Aim and Background
    Somatic symptoms and physical complaints (palpitations, dizziness, etc.) make a significant part of admittances to health centers. Therefore, identifying the mechanisms and their etiology is of very high importance. Clinical observations over the past two centuries have linked these symptoms with emotions. The purpose of this study was to investigate the etiology of somatic symptoms based on negative emotional schemas by mediating alexithymia and emotional expressiveness
    Methods and Materials
     The method used in this research was correlation. The research sample consisted of 440 female undergraduate and postgraduate students at Khomeini Shahr Azad University who were selected using the convenience sampling method. The members completed the Toronto Alexithymia Scale (TAS-20), Emotional Expressiveness Questionnaire (EEQ), Somatic Symptom Disorder-B Criteria Scale (SSD-12) and Leahy Emotional Schemas Scale (LESS). The data was analyzed using structural equation modeling with SPSS and LISREL softwers.
    Findings
    Based on the results, the hypothesized model has an appropriate fit with the data. The path of negative emotional schemas,emotional expressiveness (total effect: -0.269.P<0.001) and the path of emotional expressiveness, somatic symptoms (total effect: -0.346.P<0.001) is negative and significant. Also, the path of negative emotional schemas ,alexithymia (total effect: 0.358.P<0.001) and the path of alexithymia , somatic symptoms (total effect: 0.356.P<0.001) is positive and significant. the path of negative emotional schemas ,somatic symptoms (direct effect: 0.266. P<0.001) is positive and significant. According to the results of structural equations, negative emotional schemas had a significant effect on somatic symptoms through alexithymia and emotional expressiveness. (Indirect effect: 0.221. P<0.001)
    Conclusions
    Research shows that emotional schemas, in addition to the direct effect on somatic symptoms, can also be influenced by alexithymia and emotional expressiveness. Therefore, the results of this study can be used in preventing, understanding the underlying causes and mechanisms for pathology, and treatment of somatic symptoms.
    Keywords: Emotional Expressiveness, Negative Emotional Schemas, Alexithymia, Somatic Symptoms
  • Ayatollah Fathi *, Hosein Rostami, Samad Pishro, Rogayeh Kiani, Shahnaz Yagobizade Pages 324-332
    Aim and Background
    Given the dangerous consequences that addiction to the internet has for adolescent individuals, the issue of internet addiction and its implications for the individual, family and social life of a teenager is important. Therefore, the purpose of this study was to determine the role of internet addiction in social health of adolescents.
    Methods and Materials
     This is a descriptive and survey-based study. For this purpose, among all secondary school students in Ahar city (3767), based on the Morgan table, a sample of 348 students in two boys (177) and girl (171) were randomly selected using random sampling method The relative class was chosen. Participants completed Internet Addiction Test (IAT) and Social Health Questionnaire (SHQ). The obtained data were analyzed using Pearson correlation and standard regression.
    Findings
    The mean (SD) of age participants was 16.3 (0.47), and the rate of social network use among the participants with a mean (SD) 3.38 (3.76). The mean (SD) of social flourishing 18.74(1.03) (r = -0.545), social correlation 13.74(0.78), (r = -0.129), social solidarity13.30 (1.52) (r = -0.417), social acceptance 22.47(1.95) (r = -0.378) and social participation 22.41(1.76) (r = -0.396) were internet addiction 41.16(7.92) was (p<0.05) and social health components could significantly predict addiction to the internet.
    Conclusion
    The study showed that higher levels of internet addiction could be effective in reducing social health. Therefore, in order to reduce the problems and prevent the emergence of new birth defects, such as internet addiction, health promotion and other prevention methods should be prioritized.
    Keywords: Addictive behavior, Adolescent, Health
  • Sima Nabipoor Gisi, Amin Rafieepoor *, Kobra Haji Alizadeh Pages 333-343
    Aim and Background
    Cancer is one of the most common chronic diseases that its patients face with various psychological problems; therefore, methods should be sought to reduce the severity of the psychological problems among these patients. Therefore this study was done aimed to evaluate of effectiveness of Mindfulness Based Cognitive Therapy (MBCT) on psychological symptoms of patients with cancer.
    Methods and Materials
     It was a semi-experimental research and has been executed by pre-test and post-test with control group. The research population included all patients with cancer who referred to Shahid Mohammadi Hospital in Bandar Abbas. It contained 30 cancer patients who were selected through purposive sampling method and randomly placed in two experimental and control groups (15 individuals per group).The members of both groups completed the Depression Anxiety Stress Scales (DASS) before and after the sessions of group therapy (within three months). Findings have been analyzed by SPSS software and covariance analysis (ANCOVA).
    Findings
    The results showed that the difference between experimental group and control group were significant respectively in psychological symptoms of depression (F= 84.11, p<0.001), anxiety (F= 47.52, p<0.001) and stress (F= 59.51, p<0.001).
    Conclusions
    According to the results, it can be said that it is necessary for therapeutic centers and support forums related with cancer patients to use MBCT in their plans to reduce psychological symptoms of patients.
    Keywords: Anxiety, Cancer, Depression, Mindfulness, Stress
  • Saeed habibollahi, Ahmad Abedi *, Farah Naderi, Mohammad Mehdi Mazaheri Pages 344-352
    Aim and Background
    Test anxiety is one of the most common anxieties in educational environments, which, in addition to negative effects on academic performance, can lead to a reduction in psychological well-being among students. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of acceptance and commitment Therapy (ACT) on test anxiety and psychological well-being of high school students.
    Methods and Materials
    This study was a semi experimental with a pre-test and post-test design and control group. The statistical population included all boy students in high school of Najaf Abad city in the school year 2013-2014. Sample size includes 60 students (each group 30 person) that were selected by multistep cluster sampling method. Both groups completed the Sarason's Test Anxiety Scale (TAS) and Reef's Psychological Well-Being Scale (PWBS) as pre-test and post-test. Data was analyzed by multivariate analysis of covariance (MONCOVA) method and using the SPSS software.
    Findings
    The results of MONCOVA showed that there is a significant difference between post-test scores of experimental and control groups (p<0.001, F= 44.80). In the other hand, ACT led to significant decrease test anxiety (F= 33.17, p<0.001) and significant increase psychological well-being (F= 27.26, p<0.001).
    Conclusions
    The results showed ACT method is effective in decrease test anxiety and increase psychological well-being of students.
    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy, Psychological, Test Anxiety, Well-being
  • Hoora Motie *, Mahmood Heidari, fatemeh Bagherian, Fariba Zarani Pages 353-364
    Aim and Background
    Academic procrastination is an irrational desire to delay educational homework, and it is a widespread phenomenon. Therefore, the aim of present study was to investigate the cognitive-emotional model of academic procrastination with regard to the role of mindfulness, time perception, and mediating role of self-efficacy, exam anxiety and perfectionism.
    Method and Materials
     The present study is a correlational study. The statistical population of this study consisted of all students of Shahid Beheshti University. The study sample consisted of 200 students were selected by convenience sampling method. The data were collected using Procrastination Assessment Scale for Students (PASS), Test Anxiety Scale (TAS), Multidimensional Perfectionism Scale (MPS), Self-efficacy Scale (SES) and Five Facet Mindfulness Questionnaire (FFMQ). In order to test structural relations in the proposed model, the method of Structural Equations Model (SEM) was used.
    Findings
    The results showed that the modified conceptual model was confirmed with CFI=0.90 and RMSE=0.058. The relationship between the academic procrastination and mindfulness is negative and significant (P<0.001). Generally, there is a difference between the modified model with the conceptual model in the indirect effect of the test anxiety through reduction of self-efficacy on academic performance and the effect of time estimates on mindfulness.
    Conclusions
    Based on the results, mindfulness-based methods are proposed to reduce academic procrastination due to the role of self-efficacy and test anxiety. In general, the results of the present study are in line with the set of conceptual efforts in the area of academic procrastination studies.
    Keywords: Mindfulness, Perfectionism, Procrastination, Self-efficacy, Test anxiety, Time Perception
  • hadi parhoon *, Alireza Moradi, Hamid Reza Hasanabadi, Mohammad Esmaeil Akbari Pages 365-378
    Aim and Background
    The cognitive damage caused by breast cancer can have detrimental effects on the quality of life, occupational and social performance of these patients. Therefore, the present study was conducted with the aim of evaluating the effectiveness of a cognitive rehabilitation on executive functions and self-care behaviors in patients with breast cancer.
    Materials and Methods
    In an experimental study with pre-test, post-test and control group, 41 patients with breast cancer were selected by convenient sampling method and randomly assigned to the experimental and control groups. The experimental group underwent two months treatment and the scores of the Self-care behaviors questionnaire, Tower of London test (TOL) and Stroop Test (ST). were gathered in both groups before and after the intervention and in one month follow up period. The data were analyzed by the statistical test of mixed analysis of variance.
    Results
    The results in the post-test and follow-up stages showed that there is a significant difference between the two experimental and control groups, in terms executive function (P <0.05 and self-care behaviors (P <0.05). This means that the experimental group who underwent the intervention program had a significant improvement in the post-test phase in the variables mentioned above, and the changes made during the follow-up phase were also stable.
    Conclusions
    The results of this study indicate the effectiveness of a designed cognitive rehabilitation program on executive functions and self-care behaviors of patients with breast cancer; therefore, considering these findings and the mechanism, the effectiveness of this treatment method can have appropriate therapeutic effects on reducing cognitive and psychological problems and improving the quality of life of patients with brest cancer.
    Keywords: Breast cancer, Executive functions, Rehabilitation, Self-care
  • Victoria Omranifard, Ebrahim Haghighizadeh *, Shahla Akoochakian Pages 379-388
    Aim and Background
    Assisting a cognitive disorder patient can drain the emotional resources of any individual extensively. Since the caregiver can be confronted by developing mental and physical symptoms with strong possibility, she/he can be defined as hidden patient. The aim of the present study is to investigate the prevalence of depression, anxiety and burden in caregivers of patients with dementia.
    Methods and Materials
     This cross sectional study was conducted on 96 caregivers of patients with dementia by using convenient sampling method. After obtaining informed consent, demographic data was recorded and the severity of depression was measured by Beck Depression Inventory (BDI-II), the severity of anxiety was measured by Zung Self-rating Anxiety Scale (SAS) and the severity of burden was measured by Iranian Version of Caregiver Burden (IVCB). To analysis the data, we use descriptive inferential statistics by using SPSS 22.
    Findings
    The results illustrate that 69.8% of the caregivers were in the range of depression. Moreover, 28.1% of the caregivers were in the range of anxiety and 33.3% of the caregivers scores were in the range of moderate to high level of burden. In Pearson correlation test, we found that the age of caregivers have a significant relationship with the burden test scores. (p=0.026). In t test, we found a significant relationship between the gender of the patient and the anxiety scores. The mean of anxiety scores of the caregivers of the men and women patients were 37.7 and 32.9 respectively (p=0.039). In our research, we also found significant relationships between the illness duration and the scores of anxiety and burden. In addition, the scores of all of three tests showed having relationships with the support of other family member and severity of dementia illness. Furthermore, in one-way analysis of variance (ANOVA), we found a relationship between educational level of the caregivers and the scores of anxiety and burden tests.
    Conclusions
    In the presence of high level of depression, anxiety and burden in the caregivers of dementia patients, more attention to the caregivers is necessary; especially from the healthcare managers and clinicians. In addition, the family of dementia patients should be encouraged to care as a group or help main caregivers as much as possible since our research showed support of other family members reduces anxiety, depression and burden of caregivers.
    Keywords: Anxiety, Caregivers, Depression, Dementia
  • hoda nazemi, mahmood najafi *, shahrokh makvand hoseini, ali maleki, Isaac Rahimian Boger Pages 389-399
    Aim and Background
    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of Virtual Reality Exposure Therapy (VRET) on reducing the symptoms of social avoidance and distress in people with Social Anxiety Disorder (SAD).
    Materials and Methods
    This was semi-experimental study was a pre-test-post-test design with control group. The statistical population of the study consisted of all students of Semnan University in the academic year of 2017-2018. Among them, 20 Students were selected by purposeful sampling and randomly assigned 10 subjects to the experimental group and 10 subjects to the control group. Students were screened for social anxiety disorder and diagnosis of other disorders from Structured Clinical Interview for DSM-4 (SCID-4) and Social Phobia Inventory (SPIN). The experimental group received individual VRET for 12 sessions, 30 minutes each week. Social Avoidance and Distress Scale (SADS) was administered among the selected sample as pretest. VRET was performed in experimental group, and again, the questionnaires were administered among the participants as posttest.
    Findings
    The results showed that VRET is effective in reducing social avoidance and distress symptoms in in people with SAD.
    Conclusion
    The results showed the effectiveness of this therapeutic model on reducing the symptoms of social anxiety. This method can be used as a new therapeutic approach for the treatment of SAD and other same disorders.
    Keywords: Social anxiety disorder, Avoidance, Social distress, Virtual reality exposure therapy
  • Mina Shirani, Gholamreza Manshaei * Pages 400-407
    Aim and Background
    In recent decades, cancer has been considered by many as the most important cause of mortality in the world, with a large amount of studies in psychology. Theerfore, present study seeks out the effectiveness of positive psychology on pain catastrophizing and life expectancy of women with breast cancer.
    Methods and Materials
     The present study was a quasi-experimental with pre-test and post-test design with control group and one-month follow-up period. The statistical population of this study included all women with breast cancer who referring to Isfahan Milad Hospital in spring 2015. Thirty of them were selected through available and targeted sampling method and randomly assigned to experimental and control groups (each group was 15). Positive psychology interventions were performed on a test group for 8 sessions of 90 minutes, but not given to the control group. The tools used in this study were Pain Catastrophizing Scale (PCS) and Hope Questionnaire (HQ). Data analysis was done using one-way ANOVA with repeated measures and using SPSS software version 20.
    Finding
    The results of the training and follow up showed that positive psychology interventions had an effect on the life expectancy of women with breast cancer (p<0.05), but did not affect the pain catastrophizing (p>0.05).
    Conclusions
    Based on the findings of this study, these interventions can increase the life expectancy of women with breast cancer and reflect new horizons in clinical interventions and can be used as effective interventions.
    Keywords: Breast cancer, Catastrophization, Life expectancy, Pain, Positive psychology
  • Maryam Farahini, Ahmad Mansouri * Pages 408-417
    Aim and Background
    Traumatic events have several negative consequences, but in a number of cases, positive psychological changes occur following these events. However, little is known about how this positive psychological changes. Therefore, the aim of present study was to investigate the mediating role of cognitive emotion regulation in the relationship between brain behavioral systems and posttraumatic growth in betrayed men.

    Methods and Materials
    In a descriptive-correlational study, 100 betrayed men in the city of Neyshabur were in 2017-2018 years selected by available sampling method. The participants completed Inhibition System/Behavioral Activation System (BIS/BAS) scales, Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) and Posttraumatic Growth Inventory (PTGI). Data were analyzed by Pearson correlation and regression analysis.
    Findings
    The result showed that behavioral activation system predicted cognitive emotion regulation, which, in turn, predicted more posttraumatic growth in betrayed men (p<0.05). Also, adaptive cognitive emotion regulations mediated the relationship between behavioral activation system and posttraumatic growth in betrayed men.
    Conclusions
    The results of this study emphasize the importance of behavioral activation system and cognitive emotion regulation in posttraumatic growth.
    Keywords: Behavioral activation, inhibition systems, Emotion regulation, Infidelity, Posttraumatic growth