فهرست مطالب

  • پیاپی 14 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا اشرف زاده *، زهرا عباسی صفحات 9-48
    آبراهام مزلو از پایه گذاران روانشناسی انسان گرا، برای انسان کامل مورد نظر خود که از آن به فرد خود شکوفا تعبیر می کند، ویژگی هایی را عرضه می کند که طبق دیدگاه وی، در مورد بیشتر افراد موفق مصداق دارد. در آثار حماسی به علت نفس حماسه با شمار بالایی از افراد موفق روبه رو هستیم مخصوصا در بهمن نامه، کوش نامه، فرامرز نامه وگرشاسب نامه که عناصر اصلی ویژه ی افراد خودشکوفای مزلو در اندیشه ها، رفتار و گفتار آن ها قابل ارزیابی است. در این پژوهش به توصیف و تحلیل شخصیت های بارز در آثار حماسی ذکر شده می پردازیم. در واقع در این پژوهش از شخصیت های داستان های حماسی به عنوان الگوی ایرانی برای نظریه ی مزلو و راجرز نام برده می شود. به نظر می رسد که نظریات اشاره شده فقط متعلق به سده ی بیستم میلادی نیست و حتی در قرن های دور هم کارایی و کاربرد داشته اند. خالق آثار مورد بررسی در ترسیم شخصیت های داستانی، به امورات و نیاز های آن ها همواره توجه داشته و شخصیت های اصلی داستان که به نوعی دارای نیروهای خارق العاده هم هستند؛ به آن اصل خود شکوفایی دست یافته اند.
    کلیدواژگان: آبراهام مزلو، کارل راجرز، بهمن نامه، کوش نامه، فرامرز نامه، گرشاسب نامه
  • مریم باقی* صفحات 49-70
    اقتباس و استفاده از آیات وحی و احادیث نبوی در متون نثر فارسی و عربی بعد از اسلام امری رایج بود که به اقتضای معنی یا برای آرایش و زینت کلام به روش های مختلف به کار می رفت. این کاربرد در انواع متون نثر فارسی اعم از عرفانی، مکاتیب، قصص و تواریخ و… کم و بیش رایج بود. مکاتیب سنایی از جمله متون نثر فنی در قرن ششم است که در آن، آیات و احادیث، به وفور و برای اغراض مختلف و به شیوه های متعدد با رعایت پیوستگی لفظی و معنایی با متن فارسی آن به کار رفته است. در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا جنبه های مختلف ارتباط لفظی و معنوی عبارات قرآنی و حدیثی با متن فارسی آن بررسی شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در «مکاتیب» سنایی از جهت لفظی، آیات و روایات به عنوان جزئی از نثر فارسی دارای نقش های مختلف دستوری هستند و از نظر بلاغت هم در بعضی عناصر بلاغی به کار می روند. اقتباس های قرآنی و حدیثی از نظر معنوی نیز با متن فارسی پیوستگی دارند و برای تتمیم و تکمیل کلام و تایید و تاکید آن استعمال شده اند.
    کلیدواژگان: آیات، احادیث، مکاتیب، سنایی، اقتباس
  • زهرا بشیری *، حسن قمی صفحات 71-95
    طاهره صفارزاده یکی از برجسته ترین شاعران معاصر است که در دهه پنجاه به اوج شکوفایی هنری رسید. وی با انتشار مجموعه شعرهای «طنین در دلتا» ، «سد و بازوان» و «سفر پنجم» به سبک ویژه خود دست یافت. از صفارزاده در حوزه شعر 238 عنوان شعر باقی مانده است که بررسی و تحلیل آن ها به منظور جریان شناسی دقیق شعر معاصر امری لازم می نماید. این مقاله با توجه به عنوان های شعری صفارزاده در یازده مجموعه، به سبک شناسی عناوین شعری صفارزاده در سه بعد: «ساختاری» ، «هنری» و «فکری» می پردازد. فرضیه ابتدایی پژوهش این است که بدون توجه به خواندن اشعار یک شاعر در مرحله اول می توان مجموعه دستگاه فکری شاعر را کشف و بررسی کرد. در این مقاله بر اساس عنوان شناسی اشعار صفارزاده، مشخص شد که میان عنوان و اندیشه حاکم بر اشعار ایشان، انسجام و پیوستگی قابل توجهی وجود دارد.
    کلیدواژگان: صفارزاده، سبک شناسی، عنوان اشعار، صورت و محتوا
  • میثم زارع* صفحات 97-118
    بزرگ علوی یکی از پیشگامان داستان نویس ایران است که مانند همه نویسندگان در نوشته های خود از علم بیان به ویژه رکن مهم آن تشبیه سود جسته است. در این نوشتار تلاش بر این است تا از طریق روش توصیفی تحلیلی، تشبی هاتی که علوی در دو مجموعه داستان «چمدان» و «ورق پاره های زندان» به کار برده است، مورد بررسی قرار گیرد. علوی در داستان «چمدان» که دید چپ گرایانه آشکاری ندارد، تشبی هاتش بیشتر معطوف به توصیف زنان و طبیعت است؛ اما در «ورق پاره های زندان» ، تشبی هاتش بیشتر با زمینه اندیشه چپی همراه است و می توان ردپای اندیشه مارکسیستی را در آن دید. علوی در تشبی هات بیشتر به توصیف اشخاص، زندان، اشیا و… پرداخته است. «تشبیه مرکب» نیز بیشتر تشبی هات آثار بزرگ علوی را شامل می شوند.
    کلیدواژگان: بزرگ علوی، چمدان، ورق پاره های زندان، تشبیه
  • امیرحسین صادقی* صفحات 119-138
    دو مفهوم «دیگری» و «دیگری سازی» از مفاهیم پر بسامد در پژوهش های جدید در ادبیات پسا استعماری است. درونمایه اصلی رمان «همه چیز فرو می پاشد» ، نوشته چینوا آچبه، آسیب شناسی علل عدم موفقیت مقاومت فرهنگ بومی آفریقایی در برابر فرهنگ غربی است. هر چند بسیاری از منتقدین، در پرتو نظریه نقد پسا استعماری تلاش کرده اند جنبه ضد استعماری رمان و نقش غربی ها را در اضمحلال جامعه بومی آفریقایی برجسته کنند اما مقاله پیش رو بر آن است تا نشان دهد که آچبه با پر رنگ کردن نقش مخرب «دیگری سازی» در درون خود جامعه سنتی آفریقایی، آن را از جمله علل مهم مقهور شدن فرهنگ آفریقایی در برابر فرهنگ استعماری غرب معرفی کند. اصلی ترین پایه نظری نوشته حاضر، نظریات گایاتری اسپیوک (Spivak) ، منتقد هندی تبار است. اسپیوک با نقد نظریات خودمحورانه نظریه پردازان پسااستعماری و فمینیسم غربی و همینطور با برجسته کردن مفهوم «به حاشیه رانده شدگان یا نیروهای جزء» (subaltern) ، کمک می کند که بتوان آثار ادبی نویسندگان غیر غربی را با نگاه متناسب با این آثار بررسی کرد، نه صرفا با رویکرد خودمحورانه غربی. مقاله حاضر با تکیه بر این نظریات تلاش خواهد کرد تا نشان دهد چگونه فرآیند دیگری سازی در درون یک جامعه آفریقایی با ایجاد تفرقه و شکاف در درون این جامعه فرصت مناسبی را در اختیار استعمارگران بیگانه قرار می دهد تا با نفوذ و تاثیرگذاری بر به حاشیه رانده شدگان ارکان فرهنگی و ساختار قدرت تا به طور کامل در اختیار بگیرند.
    کلیدواژگان: دیگری، دیگری سازی، آچبه، اسپیوک، فرهنگ بومی، مقاومت
  • نسرین کریم پور *، فاطمه اختران فر صفحات 139-171
    خداشناسی از بنیادی ترین دغدغه های فکری کودکان است. این شناخت، به زندگی کودک جهت داده و درک معنای حیات را برای وی آسان می سازد. آشناسازی کودکان با قرآن و معارف قرآنی، از راه های سنجیده و مناسب معرفت آموزی کودکان است. در این راه تعامل معنوی با کودک از طریق ادبیات و هنر کودکان و توجه به عنصر زیبایی شناسی به عنوان یک عنصر اساسی در تربیت دینی آنان می تواند بر میزان درک و شناخت کودکان و انتقال بهتر مفاهیم دینی و قرآنی تاثیرگذارتر عمل نماید. به همین منظور در تحقیق حاضر ده سوره کوتاه و منظوم قرآن برای کودکان از دو جنبه «ساخت شعر کودک» و «ترجمه درست آیات» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. هدف آن است که میزان درستی و کیفیت این اشعار به لحاظ روساخت و محتوای معرفتی آنها نشان داده شود و محاسن و معایب کار آشکار گردد. نتایج پژوهش نشان می دهد که تا رسیدن به نمونه های بی نقص، کامل و دقیق تر این نوع از اشعار کودکانه، فاصله فراوانی وجود دارد.
    کلیدواژگان: قرآن، ترجمه منظوم، شعر کودک، سوره های کوتاه
  • پدرام میرزایی، فریده ستار زاده * صفحات 173-189
    سبک نحوه و نوع بیان است؛ وحدت منبعث از تکرار عوامل یا مختصاتی است که در آثار کسی هست؛ این مختصات هم مساله زبان است، هم مساله فکر و هم گزینش خاصی از واژه ها، تعابیر و عبارات که توجه خواننده را به خود جلب می کند. در این مقاله غزلی از حافظ شیرازی و غزلی از خواجو کرمانی، دو شاعر هم عصر که دارای وزن، قافیه و ردیف همسانی هستند، برگزیده شده است. از این رو در این پژوهش قصد داریم به بررسی مختصات عمده سبکی این دو غزل در سطوح ادبی، زبانی و فکری بپردازیم تا افتراقات و اشتراکات و مختصات عمده سبکی غزلیات این دو شاعر مشخص شود. با شناخت سبک هر دو شاعر می توان به بسیاری از خصلت های روانی، اخلاقی و اندیشه آنها پی برد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که هر دو شاعر در سطح زبانی نزدیک به هم عمل کرده اند و تشخص سبکی دوره در لغات هر دو شاعر بارز است. در سطح فکری، شیخ صنعان هسته مرکزی هر دو غزل را تشکیل می دهد، ولی لحن طنز حافظ گویاتر است. شاخص ترین فرق دو غزل حافظ شیرازی و خواجوی کرمانی در سطح ادبی است.
    کلیدواژگان: خواجوی کرمانی، حافظ شیرازی، سبک شناسی، غزل
|
  • reza ashrafzade*, zahra abbasi Pages 9-48
    Abraham Maslow is the founder of humanistic psychology For the perfect human being, from which he interprets his own personality Offers features Which, according to him, is most successful In epic works, we are faced with a large number of successful people due to the epic soul Especially in Bahman name, Koush name, Faramarz name and Gharshasb name The main elements of Maslow self-actualization In their thoughts, their behavior and speech can be evaluated. In this research, we describe and analyze the prominent characters in the epic works mentioned. In fact, in this research, the characters of epic tales are referred to as the Iranian model for the theory of Maslow and Rogers. It seems that the aforementioned theories do not belong to the twentieth century, and they have been effective even for centuries. The creator of the works examined in drawing narrative characters, their affairs and their needs have always been noted. And the main characters of the story, which somehow have extraordinary forces They have achieved that very principle.
    Keywords: Abraham Maslow, Karl Rogers, Bahman name, Koush name, Faramarz name, Garshasb name
  • Maryam Baghi* Pages 49-70
    Adaptation and using the divine verses and Ahadith from Prophet Muhammad (PBUH) in Persian and Arabic prose has been common after Islam and it has been applied in different methods for semantic or word embellishment purposes. This application has been more or less common in various Persian prose including mystical texts, letters, stories, historical books, and so on. Makatib-e Sanaii is a technical prose in the sixth century in which abundant Quranic verses and Ahadith have been used with different purposes and in various methods with adherence to verbal and semantic coherence with the Persian text. The present study aims to explore different aspects of verbal and semantic coherence between the Quranic phrases/Ahadith and the Persian text. The results of the study show that from verbal point of view, the verses and narrations in Makatib-e Sanaii are as a part of the Persian prose and they have different grammatical functions. They are also used in some rhetorical elements. The Quranic and Hadith adaptations have semantic coherence with the Persian Text as well and they are applied to complete, confirm, and emphasize the text.
    Keywords: Verses, Ahadith (Traditions), Makatib, Sanaii, Adaptation
  • Zahra Bashiri*, Hasan Ghomi Pages 71-95
    Tahereh Saffarzadeh is one of the most prominent contemporary poets who achieved the highest artistic accomplishment in her 50s. By publishing the poetry books “Resonance in the Bay”, “The Dam and Arms”, and “The Fifth Journey”, she achieved her own special style. There are 238 poems remained from saffarzadeh, the analysis of which seems necessary to study the precise current of contemporary poetry. With regard to the poetic titles of Saffarzadeh in her 11 books, this study aims to analyze their stylistics in terms of “structural”, “artistic”, and “intellectual” aspects. The initial hypothesis of this research is that it is possible to delve into and analyze the intellectual framework of a poet without reading his/her poems in the first place. Based on the poetic titles of Saffarzadeh, it was revealed that there is unity and integrity between the titles and intellectual framework of her poetry.
    Keywords: Saffarzadeh, Stylistics, Poetic Titles, Form, Content
  • Pages 97-118
    Bozorg Alavi is one of the pioneer Iranian novelists who has applied figures of speech -especially simile- in his stories like all other writers. Using descriptive analysis, this study attempts to survey the similes used by Alavi in his two novels “Chamedan” and “Varagh Pareha-ye Zendan”. In the novel “Chamedan” which does not have an explicit left-wing perspective, Alavi uses simile mostly to describe women and nature; while in the novel “Varagh Pareha-ye Zendan”, his similes contain left-wing thoughts and they can be traced back to Marxist views. In his similes, Alavi has mostly described people, prison, things, and so on. Most of his metaphors include “compound simile”.
    Keywords: Bozorg Alavi, Chamedan (The Suitcase), Varagh Parehaye Zendan (Scrap Papers from Prison), Simile
  • Amirhossein Sadeghi* Pages 119-138
    The present article attempts to show how Chinua Achebe in Things Fall Apart has made use of the notion of "Othering" from a new perspective. Many critics have focused on postcolonial criticism to suggest that Achebe's novel is a sharp criticism of the Western colonialism in Africa. However،the present article tries to suggest that Things Fall Apart is more concerned with the internal than external "Othering". Achebe has succinctly focused on the internal dynamics of the African local culture to reveal its weak points through which the Western culture infiltrated the traditional tribal structure. The Most important aspects of this internal Othering is portrayed in the African communities' of making special parts of the society as strangers and subaltern. The Western colonizers appropriate this particular quality of societal making of strangers to bypass the structure of local power and dominate the community.
    Keywords: Internal Othering, Local Culture, Things Fall Apart, Achebe, Resistance
  • Nasrin Karimpour*, Fatemeh Akhtaranfar Pages 139-171
    Theism is one of the most fundamental intellectual concerns for children. This cognition gives direction to the child’s life and facilitates the way by which he/she understands the meaning of life. Making children familiar with the Quran and Quranic studies is a deliberate and appropriate way to teach insight to the them. Spiritual interaction with the children through literature and art and paying attention to the aesthetic elements as a basic rule in their religious training can affect their understanding and lead to a better conveyance of religious and Quranic concepts to them. For this aim, the present study analyses ten short and poetic chapters in the Quran for children in terms of “children’s poetry structure” and “appropriate translation of the verses”. The purpose of this article is to show the level of appropriateness and quality of these poems in terms of from and content and to reveal their pros and cons. The results of the research show that there is still a long way to reach flawless, perfect, and accurate samples of such Children’s Poems.
    Keywords: The Quran, Poetic Translation, Children’s Poetry, Short Surah (Chapter)
  • pedram mirzayi, farideh sattarzadeh* Pages 173-189
    Style is defined as the particular way by which the message is expressed. Unity is derived from recurrence of features that exist in the writer’s works in terms of linguistic and intellectual issues as well as special choice of words and expressions to attract the readers’ attention. In this study, two Ghazals are selected, one from Hafez Shirazi and another from Khaju Kermani as two contemporaneous poets who apply similar rhythm, rhyme, and Radif in their poetry. It is attempted in this article to explore major stylistic features of these two Ghazals in terms of literary, linguistic, and intellectual aspects to shed light on their commonalities, differences, and prominent stylistic features. By the stylistic identification of these two aforementioned poets we can discern their mental, behavioral, and intellectual characteristics. The results of this research show that two poets had similar linguistic performance and the stylistic personification of that period is evident in the vocabularies used by them. Considering intellectual aspects, Sheikh San’an is the central core of two Ghazals; however, satire is more noticeable in the tone of Hafez. The most outstanding difference between these two Ghazals is related to literary aspects.
    Keywords: Khaju Kermani, Hafez Shirazi, Stylistics, Ghazal