فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 6 (بهمن و اسفند 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/13
  • تعداد عناوین: 11
|
  • نعیمه سیدفاطمی، مسعود احمدزاد اصل، راحله بهرامی*، حمید حقانی صفحات 1-8
    مقدمه
    آموزش روانشناحتی ممکن است بر مراقبین خانوادگی مددجویان با اختلال های روانی تاثیر مثبتی داشته و وضعیت های مثبت روانی مانند تاب آوری را در آنها ارتقا دهد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر آموزش روانشناختی مبتنی بر شبکه اجتماعی مجازی بر تاب آوری مراقبین خانوادگی مددجویان با اختلال های روانی شدید است.
    روش کار
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی به شکل پیش آزمون و دو پس آزمون با دو گروه کنترل و آزمایش است که در مرکز آموزشی درمانی روانپزشکی ایران در سال 1396 در شهر تهران انجام شد. در مطالعه حاضر تعداد 72 نفر از مراقبین خانوادگی مددجویان با اختلال های روانی شدید با دامنه سنی 65-18 شرکت نمودند. به منظور جلوگیری از انتشار اطلاعات، ابتدا گروه کنترل و سپس گروه آزمایش مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه گیری بصورت مستمر و غیر احتمالی صورت گرفت. به منظور جلوگیری از آلودگی اطلاعات نمونه گیری ابتدا برای گروه کنترل و سپس برای گروه آزمایش انجام شد. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه جمعیت شناختی و ابزار تاب آوری کانر-دیویدسون (CD-RISC-2003) قبل از مطالعه، بلافاصله بعد از اتمام آموزش و 4 هفته بعد از آن انجام گرفت. آموزش مجازی برای گروه آزمایش از طریق تلگرام و به مدت چهار هفته انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-24 و آزمونهای T مستقل، T زوجی و آنالیز واریانس با اندازه های تکراری تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از بررسی مشخصات جمعیت شناختی نمونه ها، نشان داد که هر دو گروه همگن بودند. نتایج حاصل بر اساس آزمون تی مستقل نشان داد که میانگین تغییرات نمره تاب آوری در دو گروه آزمایش و کنترل، از نظر آماری تفاوت معنی دار داشته و در گروه آزمایش افزایش یافته است (001/0 > P). همچنین نتایج آزمون تی زوجی نشان داد که تغییرات نمره تاب آوری در گروه آزمایش از نظر آماری تفاوت معنی داری داشته و در مرحله پس آزمون اول بیشتر از مرحله پیش آزمون، در مرحله پس آزمون دوم بیشتر از مراحل پس آزمون اول و پیش آزمون بوده است (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش روانشناختی مبتنی بر شبکه اجتماعی مجازی موجب ارتقای تاب آوری مراقبین خانوادگی مددجویان با اختلال های روانی شدید می شود. با توجه به کم هزینه بودن و دسترسی سریع افراد به شبکه های مجازی، می توان از محتوای این برنامه آموزشی بصورت گسترده برای مراقبین خانوادگی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آموزش روانشناختی، مراقب، خانواده، تاب آوری، شبکه مجازی
  • آزیتا امیرفخرایی، سنا رضایی، زهرا دشت بزرگی* صفحات 9-17
    مقدمه
    در سال های اخیر اختلال خوردن یه عنوان یک اختلال روانی-اجتماعی افزایش چشمگیری داشته و این اختلال نقش مهمی در افت سلامت جسمی و روانی دارد. این پژوهش با هدف پیش بینی اختلال خوردن دانشجویان پرستاری بر اساس ناگویی هیجانی، سبک های مقابله ای و تنظیم شناختی هیجان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از میان آنان 210 دانشجو (29 مرد و 181 زن) با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. همه آنها پرسشنامه های اختلال خوردن، ناگویی هیجانی، سبک های مقابله ای و تنظیم شناختی هیجان را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-21 و با روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که ناگویی هیجانی (173/0=r)، سبک مقابله اجتناب مدار (198/0=r) و راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان (465/0=r) با اختلال خوردن دانشجویان پرستاری رابطه معنادار مثبت و سبک مقابله مساله مدار (376/0-=r) و راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان (541/0-=r) با اختلال خوردن دانشجویان پرستاری رابطه معنادار منفی داشتند. همچنین متغیرهای راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان، راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و سبک مقابله مساله مدار به طورمعناداری توانستند 5/45 درصد از تغییرات اختلال خوردن دانشجویان پرستاری را پیش بینی کنند که در این پیش بینی سهم راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان بیشتر از سایر متغیرها بود (05/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از نقش و اهمیت متغیرهای راهبردهای مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان و سبک مقابله مساله مدار در پیش بینی اختلال خوردن دانشجویان پرستاری بود. بنابراین مشاوران و درمانگران باید به نشانه های متغیرهای مذکور توجه کرده و بر اساس آنها برنامه های مناسبی برای کاهش اختلال خوردن دانشجویان پرستاری طراحی و اجرا کنند.
    کلیدواژگان: اختلال خوردن، دانشجویان پرستاری، ناگویی هیجانی، سبک های مقابله ای، تنظیم شناختی هیجان
  • شهرزاد راکی*، فرح نادری صفحات 18-26
    مقدمه
    ذهن آگاهی، مهارتی است که به افراد اجازه می دهد در زمان حال، حوادث را کمتر از آن میزان که ناراحت کننده است، دریافت کنند. هدف این پژوهش تعیین میزان اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری کنشی و اضطراب رقابتی ورزشکاران زن بود.
    روش کار
    این پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه ی آماری کلیه زنان ورزشکار شهر اهواز بودند که در سال 1395 مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل). آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد در مرحله پیگیری به مقیاس های پژوهش شامل انعطاف پذیری کنشی، اضطراب رقابتی و تنظیم شناختی هیجان پاسخ دادند. آزمودنی های گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. اما بر گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری کنشی و اضطراب رقابتی تفاوت معناداری وجود داشت (0001/0 ≥p). و این نتیجه در مرحله پیگیری نیز پایدار بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، می توان برای بهبود تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری کنشی و اضطراب رقابتی ورزشکاران زن از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سود جست.
    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری کنشی، اضطراب رقابتی، ورزشکاران زن
  • احمد منصوری*، نسیبه منصوری، هادی باقری صفحات 27-34
    مقدمه
    بی خوابی یکی از اختلال های شایع در بین دانشجویان می باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی افکار تکرارشونده منفی در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و بی خوابی دانشجویان انجام شد.
    روش کار
    در این پژوهش توصیفی-همبستگی، 210 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود به روش نمونه گیری خوشه ایمرحله ای انتخاب شدند. مقیاس سیستم فعال ساز/بازداری رفتاری کارور و وایت (1994)، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا مه یر و همکاران (1990)، مقیاس کوتاه نشخوار فکری تری نور و همکاران (2001) و پرسشنامه شدت بی خوابی باستین و همکاران (2003) در مورد شرکت کنندگان اجرا گردید. داده های پژوهش به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و لیزرل، و با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سیستم بازداری رفتاری افکار تکرارشونده منفی را پیش بینی می کند که به سهم خود پیش بین شدت بی خوابی دانشجویان است (05/0>p). همچنین، افکار تکرارشونده منفی میانجی رابطه بین سیستم بازداری رفتاری و شدت بی خوابی دانشجویان می باشند (05/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده اهمیت سیستم بازداری رفتاری و افکار تکرارشونده منفی در بی خوابی دانشجویان می باشد. به عبارت دیگر، دانشجویان دارای سیستم بازداری رفتاری حساس تر بی خوابی شدیدتری را بواسطه افکار تکرارشونده منفی تجربه می کنند.
    کلیدواژگان: بی خوابی، سیستم های مغزی رفتاری، دانشجویان، نشخوارفکری، نگرانی
  • علی ایمان زاده*، فاطمه شریفی گلزردی صفحات 35-47
    مقدمه
    هرکدام از مکتبهای فکری، فلسفی و دینی دیدگاه های متفاوتی نسبت به مرگ و درمان آن دارند. اضطراب از مرگ یکی از متداول ترین مشکلات بیماران و بخصوص بیماران سرطانی حتی بعد از دوره درمان است. هدف از این پژوهش، بررسی تجربیات بیماران سرطانی بستری شده در بیمارستان بقیه الله تهران است.
    روش کار
    این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است و نمونه این پژوهش 20 نفر از بیماران سرطانی بستری شده در بیمارستان بقیه الله بود که به صورتی هدفمند انتخاب شده بودند. روش گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و مصاحبه ها هم تا رسیدن به اشباع ادامه یافت. مصاحبه ها پس از پیاده سازی روی کاغذ براساس روش دیکلمن و تانر و تانر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    از تحلیل اطلاعات مصاحبه ها 4 مضمون اصلی مفهوم مرگ از دیدگاه بیماران، پیامدهای بیماری، علل اضطراب از مرگ و عوامل کاهنده اضطراب از مرگ و 23 مضمون فرعی بدست آمد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش، برای کاهش اضطراب از مرگ در بیماران سرطانی به عنوان بیماران مرزی، یک برنامه مراقبتی همه جانبه و کامل مورد نیاز است.
    کلیدواژگان: تجربه زیسته، سرطان، اضطراب مرگ
  • عفت صادقیان، مینا نظافت دوست، لیلی تاپاک، فرشید شمسایی* صفحات 48-56
    مقدمه
    یکی از اهداف مهم درمان در بیماران مبتلا به اختلالات روانی تبعیت درمان دارویی است زیرا عدم تبعیت دارو موجب عود بیماری می شود و فرایند درمان را مختل می نماید. این پژوهش با هدف تاثیر آموزش دارو درمانی برتبعیت دارویی در بیماران مبتلا به اختلالات روانی بستری انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی 80 بیمار با تشخیص اختلال روانی بستری در بیمارستان روانپزشکی فرشچیان شهر همدان واقع در غرب کشور ایران از مهرماه تا بهمن ماه 1396 شرکت کردند. شرکت کنندگان در مطالعه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تقسیم شدند. مداخله آموزش دارودرمانی در چهار جلسه یک ساعتی به صورت گروهی (هر گروه 10 نفر) اجرا شد. گروه کنترل مراقبت های روتین پرستاری را دریافت کردند. میزان تبعیت بیماران با استفاده از چک لیست مشاهده تبعیت دارویی قبل و بعد از مداخله بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام گرفت.
    یافته ها
    دو گروه از نظر مشخصات فردی تفاوت معنی داری با هم نداشتند (05/0 < P). میانگین و انحراف معیار نمره تبعیت دارویی قبل از مداخله در گروه آزمایش 03/4 ± 55/0 و گروه کنترل 43/4 ± 5/1 بود که آزمون آماری تفاوت معنی داری نشان نداد (306/0 = P). بعد از مداخله تفاوت میانگین و انحراف معیار نمره تبعیت دارویی در گروه آزمایش (27/3 ± 02/5) و کنترل (53/3 ± 17/1) از لحاظ آماری معنادار بود (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    مداخلات آموزش دارودرمانی روی تبعیت دارودرمانی در بیماران با اختلال روانی تاثیر مثبتی داشته است بنابراین پیشنهاد می شود در برنامه مراقبت پرستاری از بیماران آموزش درباره داروهای مصرفی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آموزش، دارودرمانی، بیماران روانی، تبعیت دارویی
  • فرامرز سهرابی، پیمان مام شریفی*، زهره رافضی، یوسف اعظمی صفحات 57-66
    مقدمه
    عوامل متعددی در آمادگی به اعتیاد تاثیر دارند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شوند. از بین این عوامل می توان به عوامل فردی، روانی و اجتماعی اشاره کرد. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی آمادگی به اعتیاد از طریق متغیرهای سلامت روان، حمایت اجتماعی و ابعاد شخصیتی روان رنجورخویی و توافق پذیری بود.
    روش کار
    روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هلال احمر هفت استان (آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان، گیلان، کرمان و هرمزگان) بودند که از میان آنها 218 نفر (107 پسر و 111 دختر) با روش تمام شماری به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه آمادگی به اعتیاد زرگر، پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس، پرسشنامه نئو (NEO) و پرسشنامه سلامت روانی (SCL-25) بودند. سپس داده های حاصل با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سلامت روان ضعیف با آمادگی به اعتیاد رابطه مثبت معناداری دارد (01/0 ≤ P). بین حمایت اجتماعی و آمادگی به اعتیاد رابطه منفی معناداری به دست آمد (01/0 ≤ P). رابطه مثبت معناداری بین روان رنجورخویی و آمادگی به اعتیاد وجود دارد (01/0 ≤ P). همچنین بین توافق پذیری و آمادگی به اعتیاد رابطه منفی معناداری وجود دارد (01/0 ≤ P). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام هم نشان داد که سلامت روان با ضریب بتای مثبت (31/0 = B)، روان رنجورخویی با ضریب بتای مثبت (27/0 = B) و حمایت اجتماعی با ضریب بتای منفی (14/0- = B) به ترتیب قادر به پیش بینی آمادگی به اعتیاد است. همچنین این متغیرها در مجموع 31 درصد از واریانس آمادگی به اعتیاد را پیش بینی کردند (31/0 = R2).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت که متغیرهای سلامت روان، حمایت اجتماعی و ویژگی های شخصیتی می توانند نقش زیادی در آمادگی به اعتیاد در افراد داشته باشند و لزوم توجه به آنها در برنامه های پیشگیری از اعتیاد باید مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آمادگی به اعتیاد، حمایت اجتماعی، سلامت روان، ویژگی های شخصیتی
  • رقیه اقبالی زیارت*، معصومه نجفی، طاهره سربوزی حسین آبادی صفحات 67-74
    مقدمه
    حرفه پرستاری، همواره از جمله مشاغلی است که ضمن داشتن حساسیت، فشار روانی و استرس، می تواند تحت تاثیر ویژگی های فردی و شخصیتی پرستاران قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط ویژگی های شخصیتی و ابعاد آن با شیوه های ابراز هیجان (شدت تکانه، بیانگری) پرستاران بخش اورژانس بیمارستان های شهر تهران انجام شد.
    روش کار
    پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران بخش اورژانس بیمارستان های شهر تهران در سال 1396 بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 300 پرستار که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.
    یافته ها
    پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران بخش اورژانس بیمارستان های شهر تهران در سال 1396 بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 300 پرستار که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.
    نتیجه گیری
    ابعاد شخصیتی، ابرازگری هیجانات و سیر نزولی/ سعودی فرآیند شغلی در پرستاران، به طور زنجیره ای پیوسته و مرتبط به هم عمل می کنند که در حرفه پرستاری تاثیرگذار باشد.
    کلیدواژگان: ویژگی های شخصیتی، هیجان، پرستاران، اورژانس
  • حمیدرضا صمدی فرد*، نیلوفر میکاییلی، سیفاللهآقاجانی صفحات 75-81
    مقدمه
    اعتیاد جنسی یک نگرانی رو به رشد است که به عنوان یک بیماری جدی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه شادکامی، حمایت اجتماعی ادراک شده و عزت نفس با اعتیاد جنسی در بین زوجین شهر اردبیل صورت پذیرفت.
    روش کار
    روش پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زوجین شهر اردبیل در سال 1395 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 110 نفر (55 زن و شوهر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس شادکامی آکسفورد، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده، مقیاس عزت نفس و مقیاس اعتیاد جنسی استفاده شد. داده های پژوهش با آزمون t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که بین اعتیاد جنسی زنان و مردان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 < P). همچنین بین شادکامی، حمایت اجتماعی ادراک شده و عزت نفس با اعتیاد جنسی در بین زوجین رابطه معناداری وجود داشت (05/0 > P). نتایج نشان داد که شادکامی، حمایت اجتماعی ادراک شده و عزت نفس در مجموع قادرند 61 درصد از واریانس اعتیاد جنسی را در زوجین تبیین کنند (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت که شادکامی، حمایت اجتماعی ادراک شده و عزت نفس باعث کاهش اعتیاد جنسی در بین زوجین می شود.
    کلیدواژگان: شادکامی، حمایت اجتماعی ادراک شده، عزت نفس، اعتیاد جنسی، زوجین
  • فاطمه سمیعی راد، مهری کلهر* صفحات 82-88
    مقدمه
    معنویت یکی از قسمت های پیچیده و چند بعدی تجربه انسانی ودارای ابعاد شناختی تجربی و رفتاری است. دیسترس ها و بحران های معنوی می تواند دارای یک اثر نامطلوب در سلامت جسمی و روحی باشند. از سوی دیگر ،بیماری ها نیز باعث ایجاد دیسترس معنوی برای بیمار و خانواده او می شود. این مسئله در بیماران دارای بیماری مزمن از جمله سرطانی ها، مهمتر است. هدف این بررسی فراهم نمودن یک نمای کلی از سلامت معنوی در بیماران سرطانی است.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی - آینده نگر است ،که بر روی 1442 بیمار مبتلا به سرطان تشخیص داده شده در بخش پاتولوژی بیمارستان شهید رجایی، کوثر و ولایت در دوره زمانی آبان ماه 1390 لغایت آذر ماه 94 و به روش سرشماری ، انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ی سلامت معنوی پالوتزین الیسون بود. با سوالاتی در مورد اهمیت و نیاز به معنویت و بررسی سلامت معنوی توسط پزشک ما به بررسی معنویت در بین بیماران سرطانی پرداختیم. از روش های آماری توصیفی و تحلیلی برای آنالیز داده ها ، استفاده شد.p<0.05
    یافته ها
    میانگین سنی 1465 بیمار 66/74 ±56 ( رنج سنی 26 تا 81) سال بود.850 (58 %)بیمار مرد بودند. نتایج نشان داد که سطح سلامت معنوی 21 درصد بیماران در سطح متوسط، 55 درصد در سطح متوسط و 23 درصد در سطح بالا قرار داشتند. میانگین نمرات سلامت مذهبی در بیماران بالاتر از میانگین نمرات سلامت وجودی بود. بین متغیرهای دموگرافی با سلامت معنوی(65/0p=) ارتباط آماری معنی داری یافت نشد. اما بین درجه بندی پیشرفت سرطان و سلامت معنوی ارتباط آماری معنی داری یافت شد (04/0p=).
    نتیجه گیری
    توجه به معنویت در بیماران دارای بیماری های مزمن، شاخص مهمی است. پزشکان لازم است با همه جوانب عوامل دخیل در بیماری ،جسمی،روحی و معنوی آشنا باشند.مداخلات درمانی باید شامل توصیه های معنوی در خصوص پیشگیری،درمان طبی و مراقبت های تکمیلی باشد.بعلاوه ،اجزاء عمومی توصیه های معنوی باید در غربالگری های روتین پزشکی ،لحاظ گردد.
    کلیدواژگان: معنویت، سرطان، سلامت روانی
  • منیژه فیروزی*، حامد شکوری صفحات 89-95
    مقدمه
    بازیگری احساسی به مدیریت و نحوه بیان احساسات و هیجانها در محیط کار اشاره دارد. هدف اصلی این مطالعه نقش بازیگری احساسی و تاب آوری در سلامت روان پرستاران بود.
    روش کار
    این مطالعه از نوع توصیفی بود. بر اساس جدول مورگان، 312 نفر از پرستاران بیمارستان قمر بنی هاشم و بیمارستان شهید مدنی در شهرستان خوی به روش در دسترس در این پژوهش شرکت کردند. پرستاران سه پرسشنامه شامل آزمون بازیگری احساسی زاف، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسشنامه مقیاس تاب آوری کونر و دیویدسون را تکمیل نمودند. در نهایت، داده ها از طریق تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند.
    یافته ها
    بازیگری احساسی سطحی رابطه مثبت و معناداری با نشانه های بدنی، اضطراب و بی خوابی، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی داشت (001/0 > P)، در حالیکه رابطه آن با تاب آوری و تجربه کاری منفی و معنادار شد (001/0 > P). این در حالی است که به طور منفی 24 درصد سلامت روان را در پرستاران را تبیین کرد. بازیگری احساسی عمیق، رابطه معنادار و مثبتی با اجزاء سلامت روان، تاب آوری و تجربه کاری داشت. به عبارتی هر چه تجربه کاری افزایش می یافت، بازیگری احساسی در محیط کار عمیق تر و با افزایش بازیگری عمیق، تاب آوری و سلامت روان هم بیشتر می شد.
    نتیجه گیری
    بازیگری احساسی سطحی که اغلب در پرستاران با سابقه کم دیده شد، موجب ناهماهنگی شناختی و تناقض بین رفتار و عقاید می شود. در نتیجه می تواند سلامت روان شناختی را کاهش دهد. مکانیسم های دفاعی که این اضطرابها را مهار می کنند، اگر طولانی مدت مورد استفاده قرار گیرند، موجب فرسودگی شغلی خواهند شد.
    کلیدواژگان: بیان هیجانی، تاب آوری روان شناختی، سلامت ذهنی، پرستار، سلامت شغلی
|
  • Naeemeh Seyedfatemi, Masoud Ahmadzad Asl, Raheleh Bahrami *, Hamid Haghani Pages 1-8
    Introduction
    Psycho-education may positively impact the family caregivers of clients with severe mental disorders and promote in them such positive psychological states as resilience. The purpose of the present study is to examine the effect of virtual social network based psycho-education on resilience of the family caregivers of clients with severe mental disorders.
    Methods
    The present research is a semi-experimental study in the form of a pre-test and two post-test with two control and test groups conducted in Iran Psychiatric Center in Tehran in 2017. 72 family caregivers of clients with severe mental disorders, with the age of 18 to 65, participated in the present study. To avoid the spread of the information, the control group was first studied and the test group was studied later. Sampling was conducted in a continuous and non-probable form. Data collection was conducted through demographic questionnaire and Conner-Davidson Resilience Scale (CD-RISC-2003) before the study, immediately after the training, and 4 weeks after that. The virtual training (Psycho-education) was conducted through a telegram channel for four weeks. The data were analyzed by means of SPSS-24 software, and the independent T tests, couple T, and variances were analyzed by repetitive values.
    Results
    The results of the study of the demographic features of samples showed that both groups were homogeneous. Based on the independent T test, the results showed that the change average of resilience score in both test and control groups had meaningful difference statistically, and that the average increased in the test group (P<0.001). Also, the results of the couple T test showed that the changes in resilience score in the test group had a meaningful difference statistically, and that the changes in post-test stage were greater than the pre-test stage; they were greater in the second post-test compared to the first post-test and pre-test stages (P < 0.001).
    Conclusions
    The results of this research showed that the virtual social network based psycho-education promotes the resilience of family caregivers of clients with severe mental disorders. Given the low cost of, and fast access to, social networks, the contents of this training plan can be widely utilized for family caregivers.
    Keywords: Psycho-education, Caregiver, Family, Resilience, Virtual Network
  • Azita Amirfakhraei, Sana Rezaei, Zahra DashtBozorgi * Pages 9-17
    Introduction
    In recent years, the eating disorder as a psychosocial disorder has increased dramatically and this disorder has an important role in reduction of physical and mental health. This research aimed to predicting of nursing students’ eating disorder based on alexithymia, coping styles and cognitive emotion regulation.
    Methods
    This study was a descriptive from correlational type. The research population was the nursing students’ of Islamaic Azad University of Ahvaz branch in 2017-18 years which from them 210 student (29 man and 181 woman) were selected by stratified randomly sampling method. All of them completed the questionnaires of eating disorder, alexithymia, coping styles and cognitive emotion regulation. Data was analyzed with using SPSS-21 and by Pearson correlation and multiple regression with enter model methods.
    Results
    The findings showed that alexithymia (r=0/173), avoid-focused coping style (r=0/198) and negative cognitive emotion regulation strategies (r=0/465) had a significantly positive relationship with nursing students’ eating disorder and problem-focused coping style (r=-0/376) and positive cognitive emotion regulation strategies (r=-0/541) had a significantly negative relationship with nursing students’ eating disorder. Also, the variables of positive cognitive emotion regulation strategies, negative cognitive emotion regulation strategies and problem-focused coping style significantly could predict 45/5 percent of variance of nursing students’ eating disorder that in this prediction the share of positive cognitive emotion regulation strategies was higher than other variables (p<0/05).
    Conclusions
    The results indicate the role and importance of the variables of positive and negative cognitive emotion regulation strategies and problem-focused coping style in predicting nursing students’ eating disorder. Therefore counselors and therapists should pay attention to the signs of mentioned variables and based on design and implement appropriate programs to decrease the nursing students’ eating disorder.
    Keywords: Eating Disorder, Nursing Students, Alexithymia, Coping Styles, Cognitive Emotion Regulation
  • Shahrzad Raki *, Farah Naderi Pages 18-26
    Introduction
    Mindfulness is a skill that allows people to take incidents at a disadvantage in the present. The aim of this study was to determine the effectiveness of mind-fullness based cognitive therapy on emotional cognitive regulation, resiliency and competitive anxiety in female athletes.
    Methods
    This experimental study was a pre-test and post-test type with control group. The statistical population was all women athletes in Ahwaz who were studied in 2017. The sample consisted of 30 people who were selected by simple random sampling (15 in the experimental group and 15 in the control group). Before and after intervention and one month later in follow-up process, the subjects responded to research scales including Resiliency, competitive anxiety and cognitive emotion regulation. The experimental group received cognitive therapy based on mind-awareness in 8 sessions of 90 minutes. But there was no intervention on the control group. To analyze the data, Multivariate Covariance Analysis and One Way Covariance Analysis was used.
    Results
    Findings showed that there was a significant difference between the experimental and control groups in the cognitive-emotional regulation, resiliency and competitive anxiety (P<0.0001). And this result was sustained at the follow-up stage.
    Conclusion
    According to the results, cognitive therapy based on mind-awareness can be used to improve cognitive-emotional regulation resiliency and competitive anxiety of female athletes.
    Keywords: mindfulness based cognitive therapy, emotional cognitive regulation, resiliency, competitive anxiety, female athletes
  • Ahmad Mansouri *, Nasibe Mansouri, Hadi Bagheri Pages 27-34
    Introduction
    Insomnia is a prevalent mental disorder in student. Therefore, the aim of present study was to investigate the mediating role of negative repetitive thoughts in the relationship between brain behavioral systems and insomnia severity in students.
    Methods
    In this descriptive-correlational study, 210 students of Shahrood University of Technology were selected by stage cluster sampling method. The participants completed BIS/BAS scales (Carver & White, 1994), Penn state worry questionnaire (Meyer et al., 1990), ruminative response scale (Treynor et al., 2003) and insomnia severity index (Bastien et al. 2001). Data were analyzed by SPSS and LISREL software, using Pearson correlation and path analysis.
    Results
    The result showed that behavioral inhibition system predicted higher negative repetitive thoughts, which, in turn, predicted higher insomnia in students (p<0.05). Also, negative repetitive thoughts mediated the relationship between brain behavioral systems and insomnia severity in students (p<0.05).
    Conclusions
    The results of this study emphasize the importance of behavioral inhibition system and negative repetitive thoughts in insomnia severity in students. In other words, students with a more sensitive behavioral inhibition system experience more severe insomnia through negative repetitive thoughts.
    Keywords: Brain Behavioral Systems, Insomnia, Rumination, Students, Worry
  • Ali Imanzadeh *, Fatemeh Sharifi golzardi Pages 35-47
    Introduction
    Each of the schools of thought, philosophy and religion has different views on death and its treatment. One of the most common problems of cancer patients challenging with even after the end of the treatment is the anxiety of death. The purpose of this study is investigating lived experiences of patients challenging with cancer, who were hospitalized in Baqiyatollah hospital in Tehran.
    Methods
    This research is qualitative approach and interpretative phenomenological method. The sample of study was 20 volunteer patients of Cancer department of Baqiatollah hospital, who were selected by the purposive sampling. Data were collected through in-depth semi-structured interviews. The interviews continued until saturation of the data. After recording and writing the content of interviews, interviews were analyzed based on Dickelman, Tanner and Ellen (1989) method.
    Results
    From the analysis of the patients' lived experiences of cancer, 4 main themes appeared: the concept of death in patients attitude, the disease outcomes, the causes of death anxiety and factors reducing death anxiety and also 23 sub-themes were found.
    Conclusions
    Based on the findings, it can be concluded that a Comprehensive care plan should be developed to reduce the death anxiety of life of cancer patients at the borderline position.
    Keywords: Lived Experience, Cancer, Death Anxiety
  • Efat Sadeghian, Mina Nezafat dost, Lily Tapak, Farshid Shamsaei * Pages 48-56
    Introduction
    One of the main goals of treatment in patients with mental disorders is compliance with drug therapy because non-compliance of the drug causes relapse of the disease and disrupts the treatment process. The purpose of this study was to investigate the effect of pharmacotherapy training on drug availability in patients with mental disorders.
    Methods
    In this clinical trial study, 80 patients with Mental Disorders diagnosed in Farshchian Hospital in Hamadan, Iran, from October to February 2017 participated. Participants in the study were randomly divided into two experimental (40) and control (40) groups. In the intervention group, medication education was administered in four sessions of an hour in group (each group of 10). The control group received routine nursing care. Patients' adherence with drug therapies was checked by using the checklist for observing drug compliance before and after the intervention. Data analysis was performed using descriptive and inferential statistics in SPSS software version 24.
    Results
    The two groups did not differ significantly in terms of personal characteristics (P > 0.05). Mean and standard deviation of drug compliance score before and after intervention in experimental group was 0.55 ± 4.03 and control group was1.50 ± 4.34, which did not show significant difference (P = 0.306). After the intervention, the difference in mean and standard deviation of drug adherence score was statistically significant in the experimental group (5.02 ± 3.27) and control (1.17 ± 3.53) (P < 0.001).
    Conclusions
    Medication education interventions have had a positive effect on drug dependence in patients with psychiatric disorders. Therefore, it is suggested that more attention be paid to educating patients about nursing care in nursing care programs.
    Keywords: Education, Medication Therapy, Mental Patients, Medication Adherence
  • Faramarz Sohrabi, Peyman Mamsharifi *, Zohreh Rafezi, Yousef A'azami Pages 57-66
    Introduction
    There are several factors that affect the addiction potential, which in turn interact with each other, triggers consumption and then addiction. The purpose of this study was to predict addiction potential based on mental health, social support and two personality traits; neuroticism and agreeableness.
    Methods
    The method of this research is descriptive-correlational. The statistical population was all members of Red Crescent Society of seven provinces of Iran (East Azerbaijan, West Azerbaijan, Ardabil, Zanjan, Gilan, Kerman and Hormozgan) that 218 of them (107 boys and 111 girls) were selected the census method as the research sample. Measurement tools include Zargar Iranian Addiction Potential Scale, Phillips & et al Social Support Appraisal Scale, Symptom Check List-25 and Neo Five Factor Inventory. Then data was analyzed by Pearson correlation and stepwise regression.
    Results
    The findings showed that there is a significant positive correlation between poor mental health and addiction potential (P ≤ 0.01) and social support has a significant negative correlation with the addiction potential (P ≤ 0.01). Also there was significant positive correlation between neuroticism and addiction potential and negative correlation between agreeableness and addiction potential (P ≤ 0.01). The results of stepwise regression analysis showed that mental health was with positive beta coefficient (B = 0.31), neuroticism with positive beta coefficient (B = 0.27) and social support with negative beta coefficient (B -0.14) is able to predict the readiness of addiction, respectively. Finally, these variables were able to explain 31 percent of variance of addiction potential (R2 = 0.32).
    Conclusions
    According to the results of the research it can be said that, mental health, social support and personality traits can play a significant role in the addiction potential in individuals, and the need to pay attention to them in addiction prevention programs should be considered.
    Keywords: Addiction Potential, Social Support, Mental Health, Personality Traits
  • Hasan Sadeghi *, Masoumeh Najafi, Tahereh Sarboozi Hosseinabadi Pages 67-74
    Introduction
    The purpose of present study was the study of relationship between personality traits and its dimensions with emotion expression (impulse intensity, expressiveness) of emergency nurses in Tehran hospitals.
    Methods
    This research is descriptive and correlational. The statistical population of the study consisted of all nurses of the emergency nurses of Tehran hospitals in 2017. The sample consisted of 300 nurses who were randomly selected.
    Results
    The results of this study showed that there is a significant relationship between the components of personality traits (psychoanalytic, extraversion, accountability, agreeableness and passion for new experiences) and emotional expression (impulse intensity and expressiveness). Also, the findings of the canonical loading test showed that the agreeableness is most effective in the expression component, and the extraversion has the most effect on intensity of impulse than the other components.
    Conclusions
    Personality Dimensions, emotion expression and descending / increasing of job process trend of nurses operate in a continuous and consistent manner that predicts the job future.
    Keywords: Personality Traits, Emotion, Nurses, Emergency
  • Hamidreza Samadifard *, Niloufar Mikaeili, Seyfollah Aghajani Pages 75-81
    Introduction
    Sexual addiction is a growing concern known as a serious disorder. The present study was conducted to determine the relationship between happiness, perceived social support and self-esteem with sexual addiction among couples in Ardabil city.
    Methods
    The study was based on a descriptive correlational method. Its statistical population consisted of all couples in Ardabil city in 2016. A total of 110 people (55 married spouses) were selected as the statistical sample using the convenience sampling. To collect data, the Oxford happiness scale, perceived social support scale, self-esteem scale and sexual addiction scale were used. Research data were analyzed using Independent t test, Pearson correlation coefficient and multiple regression.
    Results
    The study results indicated no significant difference in sexual addiction of men and women
    (P > 0.05). Additionally, there was a significant relationship between happiness, perceived social support, self-esteem and sexual addiction in couples (p<0.05). The results showed that happiness, perceived social support and self-esteem could predict the sexual addiction of couples by 0.61 (P < 0.05).
    Conclusions
    It can be concluded that happiness, perceived social support and self-esteem could decrease the sexual addiction in couples.
    Keywords: Happiness, Social Support, Self-Concept, Sexual Addiction, Family Characteristics
  • Fatemeh Samiee Rad, Mehri Kalhor * Pages 82-88
    Introduction
    Spirituality is one of the complex and multi-dimensional aspects of human experience and has empirical knowledge and behavior. Spiritual distress and crises can have an adverse effect on their physical and mental health. On the other hand, diseases caused spiritual distress for the patient and her family. The problem in patients with chronic diseases such as cancer is more important. This review aims to provide an overview of spiritual health in cancer patients.
    Methods
    The study is a descriptive - prospective, which conducted on 1442 cancer patients diagnosed in the Department of Pathology of Rajai, Kosar and Velayat Hospitals in the period from November 2011 to December 2015 by census method. Data were collected by using Palutzian Ellison spiritual health questionnaire. Both descriptive and statistical analysis methods were applied. P <0.05
    Results
    The average age of 1465 patients was 56± 66/74 (age range 26 to 81). 850 (58%) patients were male. The results showed that spiritual health level of 21% of patients were at intermediate level, 55 percent on average, and 23 percent were at a high level. Religious health scores of the patients were higher than that of health existence. Between demographic variables and spiritual health (P=0.65) no significant association was not found. But between the rate of cancer progression and spiritual health, statistically significant correlation was found (P=0.04).
    Conclusions
    Pay attention to spirituality in patients with chronic diseases, is an important index. Doctors need were familiar with all aspects of the involved factors in disease include psychological, physical and spiritual. Therapeutic interventions should be including spiritual advice on prevention, medical treatment and complementary care. In addition, basic elements of spiritual advices should be considered in routine medical screening.
    Keywords: Spirituality, Cancer, Mental health
  • Manijeh Firoozi *, Hamed Shakouri Pages 89-95
    Introduction
    Emotional labour tend to consider manage and expression feeling at workplace. The main purpose of this study was investigate role of emotional labour and resiliency in mental health of nurses.
    Method
    this study used a descriptive disign. According to the Morgan table, 312 nurses from Qamar Bani Hashem Hospital and Shaheed Madani Hospital in Khoy were participated in this study. They completed three questionnaires including Zapf’ Emotional Labour scale, General Health Questionnaire (GHQ) and Connor and Davidson Resilience Scale. Finally, the data were analyzed through stepwise regression analysis.
    Results
    Surface emotional acting had a positive and significant relationship with physical symptoms, anxiety and insomnia, social dysfunction and depression, while its relationship with resilience and work experience was negatively significant. Meanwhile, Surface emotional acting explain to 24% of mental health in nurses (negatively). Deep emotional acting had a meaningful and positive relationship with the components of mental health, resilience and work experience. In other words, with growth work experience, tend to increase deep emotional acting. In the result, resilience and mental health improve gradually.
    Conclusion
    Surface emotional acting, often seen in little background nurses, could lead to cognitive dissonance and inconsistency between behavior and beliefs. In the result, it can reduce psychological health. If use consistently defensive mechanisms to control these emotional disruptions, the nurses will be experince burnout in long time.
    Keywords: Expressed Emotion, Psychological Resilience, Mental Health, Nurse, Occupational health.