فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/15
  • تعداد عناوین: 9
|
  • صفحات 1-2
  • مقاله پژوهشی
  • حاکم قاسمی* صفحات 3-21

    رقابت های تمدنی بین تمدن های بزرگ در عرصه جهانی، در شرایطی که جامعه بشری با بحران های سترگ و بنیادی روبه روست، جهان اسلام را در مرحله گذار قرار داده است؛ مرحله ای که در آن، صاحبان هر تمدنی با فائق آمدن بر این بحران ها و ارائه طریق برای جامعه بشری، می توانند از آن به سلامت گذر کنند و تمدن نوینی را سامان دهند و به جامعه بشری عرضه نمایند. از این نظر، جهان اسلام در وضع کنونی در مرحله پیشاتمدن نوین اسلامی قرار دارد و درصورتی که با سلامت از این مرحله گذر کند، می تواند تمدن نوینی را به جامعه بشری ارائه نماید. ازاین رو، شناسایی دقیق وضعیت کنونی جهان اسلام و توصیف دقیق عوامل موثر بر رقابت های تمدنی بین جهان اسلام و تمدن های رقیب، می تواند زمینه را برای تسهیل گذر از وضع کنونی به مرحله تمدن نوین اسلامی هموار سازد.
    در این مقاله با کار بست روش سوات[1] سعی می شود تا ازیک سو نقاط قوت و ضعف جهان اسلام، و ازسوی دیگر فرصت ها و تهدیدهای پیش روی آن در مواجهه با رقبا، برای شکل دادن تمدن نوین اسلامی توصیف گردد. پس از توصیف دقیق وضع موجود، با تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر رقابت های تمدنی، وضعیت تمدن اسلامی در مرحله پیشاتمدن نوین اسلامی تبیین و راهبردهای گذر از مرحله کنونی به مرحله تمدن نوین اسلامی ارائه می گردد.
    [1]- SWOT
    کلیدواژگان: جهان اسلام، تمدن نوین اسلامی، رقابت های تمدنی، آینده تمدن اسلامی
  • داوود معماری* صفحات 23-42
    تمدن هر ملت و امتی، بیش و پیش از هرچیز در فرهنگ مردمان و پیروانش ریشه دارد. تمدن اصیل اسلامی نیز تمدنی انسان محور و البته با رویکرد دینی و معنوی است؛ و عامل انسانی، یعنی آحاد مومنان به شریعت اسلام و مبانی آن، در مقایسه با عوامل مادی و طبیعی، مهم ترین نقش را در پیدایی، بقا و ارتقای این تمدن دارد. پس شناخت مهم ترین ویژگی های شخصیتی شهروندان مدینه فاضله اسلامی، که قرآن و حدیث برای ایشان تعریف می کنند، به گونه ای ما را با اضلاع و ساختار جامعه و تمدن اسلامی و تفاوت های ماهوی آن با تمدن انسان محور سکولار و متکی بر سازه های اندیشه لیبرالیسم غرب نیز آشنا خواهد ساخت. ارزش های چهارگانه بینش (جهان بینی و باورهای الهی)، دانش (فرزانگی)، کنش (فرهنگ جهاد و تلاش) و منش (پایبندی به اخلاقیات و ارزش ها) اصلی ترین شاخصه های فرهنگی مسلمانان متمدن، و درنتیجه مهم ترین اضلاع تمدن اسلامی به شمار می رود. ارزش هایی که زمانی بودنشان مدینه النبی، جامعه علوی و پنج قرن اقتدار سیاسی و علمی را به مسلمین ارزانی داشت؛ و زمانی نیز فقدان یا تضعیفشان آن شکوه و اقتدار را به ورطه اضمحلال و نابودی کشاند؛ اما اکنون احیا و تقویتشان در نهاد آحاد شهروندان جهان اسلام، پایداری، استواری و ارتقای تمدن نوین اسلامی را به ارمغان خواهد آورد.
    کلیدواژگان: اسلام، تمدن اسلامی، تمدن نوین اسلامی، جهان اسلام
  • رضا نجف زاده* صفحات 43-66

    مطالعه وضعیت جوامع اسلامی حاکیست، برخی از جوامع مسلمان دچار «بحران های حاد»ی همچون افراط گرایی مذهبی و تروریسم دین پایه اند؛ و جوامع اسلامی باثبات نیز یا دارای پتانسیل ظهور افراط گرایی اند یا با زوال قلمرو معنویت مواجه اند و مسائل اجتماعی ناشی از تجربه سرمایه داری بومی خود را دارند. پرسش این است که علت بروز این وضعیت بحرانی چیست؟ و راه برون رفت از آنها کدام است؟ در پاسخ باید گفت بروز چنین بحرانهایی در گستره تمدن اسلامی ناشی از فاصله گرفتن از سنت های عقلانی اند؛ چیزی که برخی مفهوم «انحطاط تمدن» یا «زوال عقلانیت» را برای تبیین آن به کار برده اند. و راه برون رفت از این بحرانها نیز بازگشت به سنت های عقلانی است.
    در سنت اسلامی، به طورکلی با سه گونه عقلانیت مواجهیم که در اینجا از آنها با عنوان عقلانیت های سه گانه یاد می کنیم. این سه گونه عقلانیت عبارت اند از: الف) جاویدان خرد؛ ب) عقلانیت اجتهاد؛ ج) عقل تدبیر یا عقل استراتژیک. جاویدان خرد در سطحی متافیزیکی قرار دارد و نوعی عقلانیت هستی شناختی است؛ اما عقلانیت اجتهادی نوعی عقلانیت روش شناختی واسط است که به منزله ابزار فهم عمل می کند؛ عقلانیت تدبیر هم نوعی عقلانیت ابزاری در حوزه عمل برای حل وفصل مسائل در میدان نیروهای واقعا موجود است.
    در این مقاله تلاش می شود باتوجه به نقش سازنده و دفاعی عقلانیت سه گانه و کارکردهای تکوینی، برسازنده و شالوده بخش آن، برخی از امکان های نظری ساخته شدن حوزه عمومی مسالمت آمیز در تمدن نوین اسلامی بررسی و تبیین گردد. مقاله پیش رو برپایه روش شناسی تلفیقی تاریخی، انتقادی و گفتمانی تالیف شده است. تحلیل متون و رخدادهای تاریخی فکری بر روش شناسی های تفسیری انتقادی تکیه خواهد داشت؛ و الگوی خروج از بحران، از نوعی آینده پژوهی چشم اندازباورانه و احتمالی پیروی خواهد کرد.
    کلیدواژگان: تمدن اسلامی، عقلانیت، اجتهاد، آینده پژوهی، تمدن نوین اسلامی
  • فرهاد دانش نیا* صفحات 67-90
    وقوع بحران 1970 و افول نظم «برتون وودز» در اقتصاد سیاسی بین الملل، نقطه عطفی در گذار از مفصل بندی قدرت و هژمونی برآمده از تمدن غرب شمرده می شود. درواقع بحران در نظم هژمونیک موجود، محدود به عدم تعادل در بنیان های مادی و معنوی قدرت ایالات متحده به عنوان مهم ترین بازیگر سیستم یادشده نیست؛ بلکه بن بست تمدن غرب به عنوان بستر فکری و ایدئولوژیک نظم موجود نیز می باشد. دراین راستا، مفهوم سازی منطق تطور قدرت و نظم در سیستم بین المللی «پسابرتون وودز» ازیک سو، و سرشت محتمل هندسه نوین قدرت جهانی متاثر از ظرفیت دیگر تمدن ها و فرهنگ ها ازدیگرسو، در کانون نظریه پردازی اقتصاد سیاسی و روابط بین الملل طی چند دهه اخیر قرار دارد. پرسش راهبردی ای که در پژوهش حاضر واکاوی می شود، این است که شکل گیری و زوال نظم هژمونیک بین المللی از چه منطقی پیروی می کند و در نظام بین الملل کنونی چه امکاناتی از حیث مفصل بندی قدرت و نظم، ورای ظرفیت تمدن غربی، پیش رو قرار دارد؟ در این نوشتار، با اتکا به مبانی فکری فلسفی ابن خلدون، به عنوان یکی از اندیشمندانی اسلامی، برداشتی از مفاهیم قدرت، نظم و هژمونی ارائه می شود که ضمن تبیین چگونگی ایجاد بحران در نظم هژمونیک غرب محور، ظرفیت های تمدن نوین اسلامی برای شکل دادن به نظمی فراگیر در هندسه نوین قدرت جهانی را به بحث می گذارد. فرضیه پژوهش این است که منطق شکل گیری و زوال نظم و هژمونی در نظام اقتصاد سیاسی جهانی، برآیند تعادل و عدم تعادل بین سازه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قدرت است و از این حیث، مبانی فکری فلسفی تمدن نوین اسلامی مهم ترین بستر زمینه ساز ارائه الگویی متعادل از قدرت و نظم در وضعیت پساهژمونی است.
    کلیدواژگان: آینده تمدن اسلامی، تمدن نوین اسلامی، اقتصاد سیاسی جهانی، قدرت هژمون
  • محمد بابایی* صفحات 91-124
    مطالعات تاریخ رسانه نشان داده است که رسانه ها صرف نظر از نوع و شکل آنها و مدرن یا سنتی بودن، این قابلیت را دارند که در هرگونه حرکت و تحول اجتماعی، از جمله پیشران ها باشند. این مقاله به بررسی الزامات ساختاری و محتوایی رسانه، هم در زمینه سازی و هم در چشم انداز تمدن نوین اسلامی می پردازد. مقاله می کوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که اگر قرار است رسانه ها در زمینه سازی تحقق تمدن نوین اسلامی پیشران و یاریگر باشند، از نظر ساختاری و محتوایی از کدام ویژگی ها باید برخوردار باشند؟ ازآنجاکه نوع و عملکرد رسانه در مقیاس محلی با نوع و عملکرد آن در مقیاس ملی و در اینجا تمدنی متفاوت است، انتظار می رود نوع و عملکرد رسانه در مقیاس تمدن نوین اسلامی نیز در تراز چنین تمدنی عمل کند. طرح مفهوم «رسانه های تمدنی» ازیک سو، و تبیین ویژگی های آن، نظیر برخوردار بودن از رویکرد تمدنی، حرکت در مسیر وحدت آفرینی در عین کثرت، توحیدگرایی، عدالت محوری، پیشرفت گرایی، نفی سلطه و... به لحاظ محتوایی ازسوی دیگر، و نیز طرح مفهوم «عصبیت رسانه ای»[1] برمبنای خصلت هایی همچون هم گرایی، یاریگری، و نیز تعلق خاطر رسانه ای فراگیر و... برپایه اصول و مبانی اعتقادی، به جای منافع رسانه ای، گروهی، ملی، منطقه ای، نسبی، طایفه ای و قومیتی ازسوی سوم، مهم ترین یافته های این مقاله است. مقاله برای گردآوری داده های پژوهش از روش اسنادی، و نیز برای تحلیل داده از رویکرد توصیفی تحلیلی بهره گرفته است.
    کلیدواژگان: عصبیت رسانه ای، آینده تمدنی، آینده تمدن اسلامی، رسانه های تمدنی، تمدن نوین اسلامی
  • علی مرشد زاد* صفحات 125-140
    حکمرانی خوب ایده ای است که به دنبال ناکارآمدی سازوکارهای پیشین توسعه مطرح شد. درواقع، این ایده به دنبال آن است که دولت ها و به طورکلی ساختار اداری و سیاسی را به سمتی هدایت کند که کمترین فساد و آسیب های درونی که معمولا باعث تضعیف دستگاه های مدیریتی و سیاسی می شود بروز کند. این ایده با سازوکارهایی همچون پاسخگویی بیشتر در بدنه دولت، قانون محوری، عدالت جویی، مشارکت جویی و کارایی و اثربخشی و...، گرچه دیرزمانی نمی گذرد که به عنوان یک نگرش جدید مدیریتی مطرح شده است، تا کنون مباحث زیادی را پیرامون خود برانگیخته و اندیشمندان بسیاری را به تحقیق و اظهارنظر دراین باره واداشته و به یکی از مهم ترین و جذاب ترین مفاهیم در علوم اجتماعی، به ویژه مدیریت دولتی، مبدل شده است. در این پژوهش هدف این است که ابتدائا میزان سازگاری این ایده با شیوه حکمرانی موجود در نظام جمهوری اسلامی و اندیشه ولایت فقیه بررسی شود و سپس کمک ها و ارزش های تکمیل کننده این ایده در انسجام بخشیدن به نظریه ولایت فقیه و تحقق تمدن نوین اسلامی لحاظ گردد. درواقع، پرسش اصلی در این پژوهش این است که نظریه و ایده حکمرانی خوب، چگونه می تواند در خدمت تحقق تمدن نوین اسلامی قرار گیرد. در نگاه نخست، به نظر می رسد مفاهیم و اجزای مندرج در نظریه حکمرانی خوب، تضاد و تعارضی با ارزش های نظام جمهوری اسلامی ندارد و می توان از آن برای ایجاد نظامی کارآمدتر و سالم تر بهره گرفت. در پایان، توان بالقوه قانونی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی در جهت پذیرش و اجرایی کردن ایده حکمرانی خوب، بررسی می شود. روش تحقیق این پژوهش، بخشی به صورت قیاسی و با استفاده از الگوی حکمرانی خوب، و بخشی نیز به صورت استقرایی و با بهره گیری از توانایی های بالقوه نهفته در نظام جمهوری اسلامی است.
    کلیدواژگان: تمدن اسلامی، آینده تمدن اسلامی، تمدن نوین اسلامی، حکمرانی خوب
  • محمد مولوی* صفحات 141-160
    یکی از گرایش های جدید در تفسیر که در یک صدساله اخیر مورد توجه مفسران قرآن قرار گرفته، رویکرد اجتماعی به قرآن است. در این رویکرد، مفسر قرآن درصدد تلاش برای حل مشکلات اجتماعی، پاسخگویی به شبهات و نیازهای عصر جدید، توجه به جهت گیری های عصری درباره مسائل اجتماعی برای ساختن تمدنی مبتنی بر قرآن و آموزه های وحیانی است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی درصدد است تا نشان دهد که رویکرد اجتماعی به قرآن، از جهات گوناگونی بر شکل گیری و شکوفایی تمدن نوین اسلامی تاثیر زیادی دارد. برخی از مهم ترین این موارد عبارت اند از: هویت بخشی به جامعه اسلامی؛ عینی کردن ارزش ها و به صحنه آوردن تعالیم قرآن؛ تطابق دادن آموزه ها با ظرفیت اجتماعی در قلمرو حیات انسان ها؛ وحدت بخشیدن به امت اسلامی برای مقابله با دشمنان؛ تبیین سنت های الهی درباره حیات و زوال تمدن ها؛ معرفی نظام های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی مبتنی بر آموزه های قرآنی؛ و توجه به تعلیم و تربیت نسلی نو مبتنی بر آموزه های قرآنی برای ساختن تمدنی نوین، مطابق با معارف حقیقی اسلام.
    کلیدواژگان: تمدن، تمدن اسلامی، آینده تمدن اسلامی، تمدن نوین اسلامی، تفسیر قرآن، گرایش اجتماعی
  • غلام رضا کریمی* صفحات 161-197
    آینده پژوهی و واکاوی پیشران های جهانی و ترسیم فضای حاکم بر آینده روابط فرهنگی بین المللی، چهارچوب مناسبی را برای ارائه تفسیری معقول از آینده درخشان و درعین حال تحول پذیر تمدن نوین اسلامی فراهم می آورد؛ به گونه ای که با بررسی زمینه ها و روندهای تاثیرگذار بر نقش آفرینی تمدن نوین اسلامی در حوزه خارج از جهان اسلام، می توان به نیروهای در حال شکل گیری در آینده نظام فرهنگی بین المللی اشاره کرد و به این نتیجه رسید که باتوجه به آینده روندهای فرهنگی جهانی، تمدن نوین اسلامی توانایی ایفای نقش بالنده در نظام بین الملل در حال تغییر و همچنین قابلیت شکل دهی به هندسه قدرت جهانی را داراست؛ چراکه باتوجه به شرایط متحول، پویا و انتقالی نظام بین الملل که با روندهای پیچیدگی، شفافیت و آسیب پذیری همراه است تمدن نوین اسلامی قابلیت آن را دارد که به نقش آفرینی فزاینده در آینده روندهای فرهنگی تمدنی جهانی در خارج از جهان اسلام مبادرت ورزد و به بازیگری تاثیرگذار بر نظام تصمیم گیری جهانی تبدیل شود. این مقاله با طرح این پرسش که مهم ترین پیشران های خارجی تمدن نوین اسلامی چیستند و چگونه پیشبرد این ایده را عملیاتی و تثبیت می کنند، به شناخت دقیق تمدن نوین اسلامی و واکاوی پیشران های ظهور و پیشبرد آن در خارج از جهان اسلام در سطوح دولت ها، ملت ها و سازمان های بین المللی می پردازد.
    کلیدواژگان: پیشران ها، آینده تمدن اسلامی، تمدن نوین اسلامی، خارج از جهان اسلام
|
  • Hakem Ghasemi* Pages 3-21

    While the global community is facing fundamental and significant crises, the competition between great world civilizations has placed the Islamic world in a transition phase, where the owners of each civilization can overcome such crises and introduce a solution to the human community in order to survive the transition and form a new civilization. The Islamic world is at the pre-new-Islamic-civilization phase and may offer a new civilization to humanity should it survive the transition. Thus, accurate identification of the current state of the Islamic world and elaborate description of factors influencing the civilization competition between the Islamic world and rival civilizations can pave the way of transition to new Islamic civilization.
    This paper used the SWOT method to identify the weaknesses and strengths of the Islamic world in addition to the threats and opportunities against its rivals for shaping the new Islamic civilization. Following an accurate description of the status quo, we discussed the state of Islamic civilization in the pre-new-Islamic-civilization phase and proposed strategies for the transition from the existing phase to the new Islamic civilization
    Keywords: Islamic world, New Islamic Civilization, Civilization Competition, the Future of Islamic Civilization
  • davod memari* Pages 23-42
    Thecivilization of each nation is rooted, first and foremost, in the culture of its people and followers. The original Islamic civilization is a human-oriented civilization based on religion and spirituality. Compared to material and natural factors, the human factor (i.e. the believers in Islam and its principles) have the most important role in the emergence, survival, and promotion of this civilization. Therefore, identifying the most important characteristics of the citizens of the Islamic utopia, as described by Quran and Hadith, can help us understand dimensions and the structure of the Islamic civilization and society and its principal differences from the secular, human-oriented, and liberalist western civilization. The four values of vision (worldview and divine beliefs), knowledge (wisdom), practice (strive and effort), and attitude (adherence to values and ethics) are the chief cultural characteristics of civilized Muslims, and consequently, the primary principles of the Islamic civilization. The strength of these values once bestowed the Madina-al-Nabi, Alavi community, and five centuries of political and social sovereignty to Muslims while their weakness led to the downfall of the said glory and power. However, their revival and enhancement in every citizen of the Islamic world is about to bring stability, strength, and exaltation to the new Islamic civilization.
    Keywords: Islam, Islamic civilization, New Islamic Civilization, Islamic world
  • Reza Najafzadeh* Pages 43-66

    Examination of the circumstances of Islamic communities shows that some of them suffer from “acute crises” such as religious extremism and religion-based terrorism. Even stable Islamic communities either have the potential for the emergence of extremism or face a decline of spirituality and issues caused by their own native experience of capitalism. The question is what is the root and solution of this crisis. Such crises in the Islamic civilization are caused by becoming distant from rational traditions, which is described by some as decline of civilization or decline of rationality. Therefore, the solution is to return to rational traditions.
    In general, there are three rationalities in Islamic tradition referred to as the three rationalities: a) eternal wisdom, b) Ijtihad rationality, and c) strategic reason. Eternal wisdom is a metaphysical concept and a type of existential rationality; however, ijtihad rationality is an intermediary methodological rationality acting as a comprehension tool. Strategic rationality, on the other hand, is an instrumental rationality in practical situations for resolving issues in the face of actual forces.
    This paper attempted to study and explain some of the theoretic possibilities for creating a peaceful general area in the new Islamic civilization based on the constructive and defendant role of the three rationalities and their developmental, constructive, and underlying functions. This paper was formulated based on a combination of historical, critical, and discursive methods. Critical interpretation methods was used to analyze historical texts and events while the model of crisis resolution was based on a form of perspective-based future study
    Keywords: Islamic civilization, Rationality, Ejtehad, Futures Studies, New Islamic Civilization
  • farhad daneshnia* Pages 67-90
    The 1970’s crisis and decline of Bretton Woods order in the international political economy marks a turning point in the articulation of power and hegemony of the Western Civilization. The crisis in the current hegemonic order is not limited to the imbalance of material and spiritual foundations of the US power as the chief player of the system, but a dead end for the western civilization as the intellectual-ideological context of the existing order. Accordingly, conceptualizing the reformation of power and order in the post-Bretton Woods system on the one hand, and the possible nature of the new formation of global power influenced by other cultures and civilizations on the other, has been the focal point of political economy and international relationship theories in recent decades. The strategic question of this paper is the logic behind the formation and decline of international hegemonic order and the possibilities, in terms of articulation of power and order, beyond the potentials of western civilization. This paper uses the philosophical-ideological views of an Islamic theorist, Ibn Khaldun, to propose an interpretation of the concepts of power, order, and hegemony, which explains the process of crisis-creation in the western-oriented hegemonic order as well as the potentials of the new Islamic civilization for shaping a global order in the new formation of global power. The study assumes the logic behind the formation and decline of the global political economy order and hegemony to be a result of balance and imbalance between political, economic, and cultural structures of power and therefore, the philosophical-ideological principles of the new Islamic civilization are the prime context for a balanced model of post-hegemonic power and order.
    Keywords: the Future of Islamic Civilization, New Islamic Civilization, Global Political Economy, Hegemonic Power
  • mohammeh babaei* Pages 91-124
    Studies on history of media show that, regardless of their type or being modern or traditional, media can be a driving force in any social movement and reform. This paper investigated the structural and content requirements of media, both in making the grounds for and from the perspective of the new Islamic civilization. The main question was the structure and content required for media if they are to act as drivers of and contributors to realization of the new Islamic civilization. As the type and behavior of media in local, national, and civilization levels are different, it is expected that, in the new Islamic civilization, the media act in accordance to the level and scale of this civilization. The concept of civilization-oriented media on the one hand, and its characteristics (e.g. a civilization-oriented approach, aiming towards solidarity in spite of plurality, monotheism[1], justice-orientation, progressivism, rejection of dominance, etc.) in terms of content on the other, and the concept of media asabiyyah, based on characteristics such as convergence and cooperation, as well as comprehensive media connectivity based on ideological principles rather than media, group, national, regional, tribal, ethnical, or racial interests are the primary findings of this study. The data were collected using documentary method and analyzed via a descriptive-analytical process.
    Keywords: Media Asabiyyah, The Future of Civilizations, the Future of Islamic Civilization, Civilization-Oriented Media, New Islamic Civilization
  • ail Morshedzad* Pages 125-140
    Good governance is a theory developed as a result of dysfunctionality of previous development systems. The idea is to reform governments, and in general, bureaucratic and political structures, so that they contain the least possible corruption and internal defects that usually weaken management and political bodies. Being introduced recently as a new managerial approach with concepts such as more responsiveness in the governmental system, rule of law, justice seeking, partnership, effectiveness, and efficiency, this theory has raised significant debates and motivated many thinkers to conduct research and comment about it, and therefore, has become one of the most important and attractive concepts in social sciences, especially government management. This study aimed to examine the compatibility of this idea and the current governance system in the Islamic Republic and Velayat-e-Faqih ideology before investigating the complementary contributions and values of the idea in solidifying the Velayat-e-Faqih theory and realization of the new Islamic civilization. The main question is how the good governance theory can serve the realization of the new Islamic civilization. In the first glance, concepts and components of the good governance theory appear to be compatible with the values of the Islamic Republic system, and thus, they can be used to create a more efficient and healthier system. Finally, the paper investigated the legal potentials of the Islamic Republic for accepting and implementing the good governance idea. The research method consisted of a deductive study based on the good governance model and an inductive study based on the covert potentials of the Islamic Republic System.
    Keywords: Islamic civilization, the Future of Islamic Civilization, New Islamic Civilization, Good governance
  • mohammed molavi* Pages 141-160
    One of the newer approaches to interpretation of Quran, which has attracted the attention of its exegetes in the past century, is the social approach. In this approach, the commentator seeks to respond to social problems, doubts, and demands of the new era and employ era orientations in regards to social issues in order to build a civilization based on teachings of Quran and revelation. This study used a descriptive-analytical method in order to show that social approach to Quran highly influences shaping and prosperity of the new Islamic civilization from various aspects, some of the most important of which include identity-building for the Islamic community, manifesting values and actualizing teachings of Quran, matching Quranic teachings with social capacities of human life, unifying the Islamic community against enemies, explaining divine traditions about the life and decline of civilizations, introducing political, social, and ethical systems based on Quranic teachings, and educating the new generation based on these teachings in order to build a new civilization according to original Islamic wisdom.
    Keywords: Civilization, Islamic civilization, the Future of Islamic Civilization, New Islamic Civilization, Quran Interpretation, Social Approach
  • Gholamreza Karimi* Pages 161-197
    Future studies and analysis of global drives, as well as characterizing future atmosphere of international cultural relationships, provide proper ground to develop a reasonable interpretation for the promising, yet evolving, future of the new Islamic civilization. Investigating contexts and processes influencing the role of the new Islamic civilization outside the Islamic world can reveal emerging forces of the future international cultural system and show that, considering the future of global cultural trends, the new Islamic civilization can play a progressive role in the changing international system and shaping the global formation of power. In the evolving, dynamic, and transitioning state of world order with its complexities, transparency, and vulnerabilities, the new Islamic civilization can increasingly play a part in the future of global cultural-civilizational trends outside the Islamic world and therefore become an influential player in the global decision-making system. This paper attempted to identify the key external drives of the new Islamic civilization and the way they establish and operationalize the idea, providing an accurate understanding of the new Islamic civilization and analyzing the driving factors of its emergence and progress outside the Islamic world at governmental, national, and international organizations levels.
    Keywords: Drivers, the Future of Islamic Civilization, New Islamic Civilization, Outside the Islamic World