فهرست مطالب

تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران - سال سی و چهارم شماره 6 (بهمن و اسفند 1397)
  • سال سی و چهارم شماره 6 (بهمن و اسفند 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/18
  • تعداد عناوین: 13
|
  • نوشین قیومی محمدی، حسینعلی اسدی قارنه * صفحات 881-887
    چای ترش (Hibiscus sabdariffaL.) از گیاهان دارویی مهم است که در ساخت فرآورده های داروسازی، غذایی و صنعتی کاربرد دارد. به منظور بررسی تاثیر کود ورمی کمپوست و محلول پاشی جلبک دریایی بر ویژگی های کمی و کیفی گیاه دارویی چای ترش، این تحقیق در مزرعه پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) در بهار، تابستان و پاییز سال 1395 انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای ورمی کمپوست در چهار سطح: صفر (شاهد)، 5، 10 و 15 تن در هکتار و محلول پاشی جلبک دریایی در سه سطح: صفر (شاهد)، 1 و 1.5 گرم بر لیتر در فواصل زمانی یک ماه روی گیاه اعمال شدند. در پایان آزمایش ارتفاع بوته، تعداد گل در بوته، وزن تر و خشک بوته، وزن تر و خشک کاسبرگ، شاخص سبزینگی برگ، میزان کلروفیل a، b و کلروفیل کل برگ، میزان آنتوسیانین کاسبرگ، میزان ویتامین C، اسیدیته قابل تیتراسیون و فلاونوئید کاسبرگ، اندازه گیری شدند. نتایج این تحقیق نشان داد که کاربرد کود ورمی کمپوست و محلول پاشی جلبک دریایی، عملکرد کمی و کیفی چای ترش را بهبود بخشید، به طوری که بیشترین میزان ارتفاع بوته، تعداد گل در بوته، وزن تر و خشک بوته، وزن تر و خشک کاسبرگ، بیشترین میزان کلروفیل a، b و کل برگ، میزان آنتوسیانین کاسبرگ، اسیدیته قابل تیتراسیون و ویتامین C کاسبرگ مربوط به تیمار ورمی کمپوست 15 تن در هکتار بود و بیشترین تعداد گل در بوته، وزن تر بوته، میزان کلروفیل a، اسیدیته قابل تیتراسیون، آنتوسیانین، فلاونوئید و ویتامین C کاسبرگ، در تیمار1.5 گرم بر لیتر جلبک دریایی مشاهده شد. بیشترین میزان ویتامین C (68.74 میلی گرم در 100 گرم)، اسیدیته قابل تیتراسیون (4.97%)، آنتوسیانین کاسبرگ (1.400 میلی مول بر گرم)، بیشترین تعداد گل در بوته (73.33 عدد) و وزن تر بوته (828.33 گرم) در تیمار ورمی کمپوست 15 تن در هکتار همراه با جلبک دریایی 1.5 گرم بر لیتر مشاهده شد.
    کلیدواژگان: چای ترش (Hibiscus sabdariffa L.)، ویتامین C، آنتوسیانین، کود آلی، صفات مورفولوژیک، صفات بیوشیمیایی
  • پویا آروین *، رعنا فیروزه صفحات 888-908
    به منظور مطالعه تراکم گیاهی در چهار سطح (20، 30، 40 و 50 بوته در متر مربع) و تاثیر محلول پاشی جیبرلین در دو سطح (صفر و 100 میکرو گرم در لیتر) بر روی تعدادی از صفات فیزیولوژیک و مرفولوژیک گیاه دارویی گشنیز (Coriandrum sativum L.) آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه پیام نور بجنورد به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1395 انجام شد. برهم کنش تراکم 20 بوته و جیبرلین بالاترین مقدار عددی درصد ماده خشک گیاه، تعداد شاخه جانبی و تعداد برگ را نشان داد. تراکم 20 بوته با 220.79 (mg g-1 F.W) بیشترین مقدار قند را کسب کرد و کاربرد جیبرلین باعث افزایش 12.7 درصدی محتوای قند نسبت به نمونه شاهد شد. با افزایش تراکم، محتوای کلروفیل a، b و کاروتنوئید کاهش یافت. اثر متقابل تراکم 20 بوته به همراه جیبرلین با 72.11 (mg g-1 F.W) بیشترین و تراکم 50 بوته در عدم کاربرد جیبرلین با 60.7 (mg g-1 F.W) کمترین مقدار کلروفیل a را نشان داد. عملکرد دانه با 686.22 کیلوگرم در هکتار و درصد اسانس با 0.327% در کاربرد جیبرلین بیشترین مقدار را نسبت به نمونه شاهد کسب کردند. در تراکم 20 بوته بیشترین تعداد چتر مرکب و در تراکم 30 بوته بیشترین مقدار دانه در چتر مرکب بدست آمد، ولی وزن هزار دانه، عملکرد نهایی، عملکرد اسانس و درصد اسانس در تراکم 50 بوته بیشترین مقدار بود. به طور کلی در تراکم های بیشتر، به نظر می رسد عملکرد نهایی به دلیل افزایش تعداد بوته در واحد سطح افزایش یابد ولی اجزای عملکردی کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: رنگیزه های فتوسنتزی، محتوی قند، هورمون گیاهی، اجزاء عملکرد، عملکرد
  • رضوان رمضان نژاد، مهناز اقدسی *، محمد فاطمی صفحات 909-923
    پلی فنل ها و فلاونوئیدها به عنوان آنتی اکسیدان های طبیعی در بسیاری از گونه های دارویی تیره کاسنی وجود دارند. شیکوریک اسید و کلروژنیک اسید نوعی پلی فنل و از مشتقات کافئیک اسید می باشند. این دو ترکیب به ویژه شیکوریک اسید در گیاه Echinacea purpurea L. به فراوانی یافت می شوند. این پژوهش با هدف شناسایی منابع بومی ایران برای تولید شیکوریک اسید و کلروژنیک اسید و همچنین کافئیک اسید به عنوان پیش ساز این دو ترکیب انجام شده است. به این منظور برگ، ساقه و ریشه پنج گونه بومی ایران از تیره کاسنی به نام های Lactuca undulata، Lactuca serriola، Leontodon asperrimus، Cichorium intybus و Sonchus oleraceus در طی دو مرحله رویشی و زایشی از شمال شرق ایران جمع آوری و خشک شدند. بذرهای E. purpurea نیز خریداری و در شرایط گلخانه کشت داده شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان شیکوریک اسید (3.6 میلی گرم بر گرم ماده خشک) و کافئیک اسید (28.8 میلی گرم بر گرم ماده خشک) در ریشه گیاه E. purpurea به ترتیب در طی مرحله زایشی و رویشی وجود دارد. مقایسه عصاره های مختلف گونه های بومی با یکدیگر نشان داد که ساقه گیاه L. undulata در مرحله زایشی و ریشه گیاه L. asperrimus در مرحله رویشی به ترتیب بیشترین میزان شیکوریک اسید و کلروژنیک اسید (2.3 و 8.1 میلی گرم بر گرم ماده خشک) را داشت. کمترین IC50 مربوط به ریشه های گیاه E. purpurea در مرحله زایشی بود. از میان گونه های بومی مورد بررسی، به نظر می رسد که گیاهان L. undulata و L. asperrimus منابع بومی مناسب برای استخراج شیکوریک اسید، کلروژنیک اسید و کافئیک اسید می باشند.
    کلیدواژگان: شیکوریک اسید، کلروژنیک اسید، مشتقات کافئیک اسید، گونه های بومی، پلی فنل، مرحله نمو
  • مصطفی کوزه گر کالجی *، محمدرضا اردکانی صفحات 924-935
    زولنگ (Eryngium caeruleum M. Bieb.) یکی از مهمترین گونه های جنس بوقناق در شمال ایران است که از آن به عنوان سبزی صحرایی استفاده می شود. به منظور بررسی اثر کودهای آلی و همزیستی میکوریزایی بر اجزای عملکرد و درصد اسانس زولنگ آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی با 8 تیمار و 4 تکرار در سال 1393 در ساری اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل میکوریزا گونه Glomus mosseae در دو سطح (صفر و 200 اسپور در گلدان)، ورمی کمپوست در دو سطح (صفر و 200 گرم در گلدان) و چای کمپوست (ورمی واش) در دو سطح (صفر و 1.5 لیتر در گلدان های مشخص شده) بود. صفات اندازه گیری شده شامل ارتفاع بوته، وزن هزار دانه و وزن خشک ریشه، درصد و عملکرد اسانس بودند. نتایج بدست آمده نشان داد که تیمارهای کاربرد چای کمپوست، ورمی کمپوست و همزیستی میکوریزایی تاثیر معنی داری بر اغلب صفات مورد اندازه گیری داشتند و کلیه صفات مورد بررسی را در مقایسه با شاهد افزایش دادند. به طوری که بیشترین ارتفاع بوته، درصد اسانس، عملکرد اسانس و تعداد گل از تیمار کاربرد همزمان چای کمپوست× ورمی کمپوست× میکوریزا بدست آمد اثرهای متقابل دوگانه نشان داد که بیشترین وزن خشک بوته 1.23 گرم از تیمار کاربرد ورمی کمپوست و عدم کاربرد چای کمپوست حاصل شد. نتایج حکایت از آن داشت که کاربرد ورمی کمپوست، چای کمپوست و میکوریزا از طریق در دسترس قرار دادن عناصر غذایی باعث افزایش اجزای عملکرد و بهبود صفات کمی و کیفی گیاه زولنگ گردید.
    کلیدواژگان: سبزی اندمیک، کود زیستی، گیاه خوراکی خودرو، ورمی واش
  • رضا آزادبخت، محسن جعفریان دهکردی، سکینه خنامانی فلاحتی پور *، عبداله قاسمی پیربلوطی، سوده خنامانی فلاحتی پور صفحات 936-948
    بنه (Pistacia atlantica Desf.) از زیرگونه های پسته و از گیاهان دارویی بومی ایران است. بنه به دلیل داشتن خواص متنوع در طب سنتی کاربرد دارد. این مطالعه به منظور بررسی اثرهای عصاره هیدروالکلی بنه بر پارامترهای خونی موش صحرایی طراحی و انجام شد. تعداد 18 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن تقریبی 170 تا 240 گرم، به 3 گروه 6 تایی تقسیم شدند. تجویز خوراکی در گروه اول تا سوم به ترتیب با عصاره بنه mg/kg bw200، بنه mg/kg bw400 و آب مقطر (گروه شاهد) به مدت 30 روز از طریق گاواژ انجام شد. سپس نمونه های خون از قلب موش ها گرفته و آزمایش های هماتولوژی روی نمونه ها انجام شد. داده های حاصل با نرم افزار SPSS نسخه 21، آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و توکی آنالیز شدند. تجویز غلظت های مختلف عصاره هیدروالکلی بنه، تعداد گلبول های قرمز (RBC)، تعداد گلبول های سفید (WBC) و غلظت هموگلوبین (Hb) موش های صحرایی را در گروه های آزمایش در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری بالا برد. به علاوه حجم متوسط گلبول های قرمز خون (MCV) در گروه آزمایش دریافت کننده بنه با غلظت mg/kg bw200 در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری کاهش یافت؛ اما تاثیری بر سایر پارامترهای خونی نگذاشت (0.05>P). عصاره بنه تعداد گلبول های قرمز و غلظت هموگلوبین را افزایش داد که می تواند احتمالا به دلیل افزایش در فرایند خون سازی باشد. همچنین افزایش جمعیت گلبول های سفید خون بعد از تیمار با عصاره بنه، می تواند توانایی بدن را در برابر عوامل پاتوژن افزایش دهد.
    کلیدواژگان: بنه (Pistacia atlantica Desf.)، طب سنتی، تجویز خوراکی، آزمایش های هماتولوژی
  • عنایت الله توحیدی نژاد *، فرامرز رستگاری صفحات 949-962
    به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف تنش خشکی و نوع کود بر عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی بابونه آلمانی (Matricaria chamomilla L.) آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی سازمان جهاد کشاورزی جیرفت در سال 1389 با سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل تنش خشکی در سه سطح 40، 80 و 120 میلی متر تبخیر از طشتک تبخیر کلاسA به عنوان فاکتور اصلی و پنج تیمار کودی شامل شاهد، کود زیستی نیتروکسین، کود زیستی فسفات بارور-2، کود زیستی بیوسولفور و کود گاوی به عنوان کرت های فرعی بودند. صفات اندازه گیری شده شامل (تعداد ساقه اصلی، تعداد شاخه فرعی، ارتفاع بوته، تعداد کاپیتول در بوته، قطر کاپیتول، وزن خشک بوته، وزن گل تر، وزن گل خشک، درصد اسانس و عملکرد کامازولن) بود. نتایج نشان داد که تنش خشکی بر تمام صفات کمی و کیفی در سطح 1% معنی دار بود. مقایسه میانگین ها نشان داد که آبیاری پس از 120 میلی متر تبخیر، عملکرد را در مقایسه با شاهد 25.1% کاهش داد. بیشترین میانگین عملکرد و اجزاء عملکرد از تیمار آبیاری پس از 40 میلی متر تبخیر و کاربرد کود گاوی بدست آمد. بیشترین درصد اسانس (0.685%) و عملکرد اسانس (6.32 کیلوگرم در هکتار) در تیمار بیوسولفور و تنش متوسط مشاهده شد. بیشترین درصد کامازولن (6.45%) و عملکرد کامازولن (396.8 گرم در هکتار) در تنش متوسط و به ترتیب از تیمار کودی نیتروکسین و بیوسولفور حاصل گردید. به طور کلی نتایج نشان داد که در شرایط تنش شدید کود دامی و در شرایط تنش ملایم کود زیستی بیوسولفور مناسب ترین تیمار کودی در تولید بابونه بود.
    کلیدواژگان: بابونه (Matricaria chamomilla L.)، تنش خشکی، اسانس، کامازولن، کود زیستی
  • نسرین دانشور راد، نورعلی ساجدی *، محمدرضا نائینی صفحات 963-975
    اسید سالیسیلیک و سلنیوم ترکیب هایی با خواص آنتی اکسیدانی هستند و باعث بهبود رشد گیاهان در شرایط تنش می شوند. به منظور بررسی تاثیر کاربرد اسید سالیسیلیک و سلنیوم بر برخی خصوصیات رویشی و زایشی، عملکرد اسانس و نسبت پتاسیم به سدیم در گیاه دارویی بادرشبویه (Dracocephalum moldavica L.) در شرایط تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در 3 تکرار در شرایط گلخانه در سال 1394 انجام شد. عوامل مورد بررسی شامل کاربرد سلنیوم در سه سطح (عدم مصرف، محلول پاشی با غلظت 20 و 40 میلی گرم در لیتر)، کاربرد اسید سالیسیلیک در دو سطح (عدم مصرف و محلول پاشی با غلظت 0.5 میلی مولار) و شوری ناشی از کلرید سدیم در دو سطح (عدم شوری و شوری با غلظت 100 میلی مولار) بودند. نتایج نشان داد که تنش شوری صفات تعداد برگ فعال در بوته و ارتفاع بوته را کاهش و تعداد گل و عملکرد اسانس را افزایش داد. نتایج نشان داد که در شرایط تنش شوری، مصرف سلنیوم و اسید سالیسیلیک به تنهایی و به صورت توام علاوه بر اینکه باعث کاهش اثرهای منفی ناشی از تنش شوری بر صفات ارتفاع بوته و تعداد برگ فعال شد، افزایش عملکرد اسانس را نیز در پی داشت. افزون بر آن، مصرف توام این دو ماده در شرایط شوری باعث افزایش نسبت پتاسیم به سدیم در برگ نسبت به ریشه شد. نتایج کلی بیانگر این است که محلول پاشی توام سلنیوم و اسید سالیسیلیک می تواند علائم تنش شوری را در گیاه بادرشبویه تعدیل نماید.
    کلیدواژگان: بادرشبویه (Dracocephalum moldavica L.)، برگ فعال، گیاه دارویی، نسبت پتاسیم- سدیم
  • حسین مستعان زاده *، ابراهیم هنرمند، صدیقه رییس میرزایی، علیرضا مرادزاده، مطهر حسین زاده صفحات 976-985
    سنگ های ادراری یک بیماری شایع دستگاه ادراری است که بسیاری از افراد جامعه به آن مبتلا می شوند. اگرچه در سال های اخیر داروهای گیاهی و شیمیایی بسیاری به منظور پیشگیری و درمان سنگ های کلیوی عرضه شده است، ولی تاکنون درمان دارویی موثر و بی خطر که با روش های غیرتهاجمی منجر به درمان کامل و یا پیشگیری از تشکیل سنگ شود بوجود نیامده است. امروزه به دلیل عوارض جانبی و آثار زیان بخش داروهای شیمیایی، استفاده از فرآورده های گیاهی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف از انجام این تحقیق، تعیین اثرگذاری عصاره آبی برگ های کرفس کوهی (Kelussia odoratissima Mozaff.) و کرفس معمولی (Apium graveolens L.) و همچنین آب ساقه کرفس معمولی بر تشکیل و یا انحلال کلسیم اگزالات می باشد. به منظور مطالعه میزان انحلال و رسوب گذاری نمک کلسیم اگزالات روش های تجزیه ای الکتروشیمیایی و کلاسیک مورد استفاده قرار گرفت. بررسی داده های بدست آمده از آزمایش های تیتراسیون کمپلکس سنجی و هدایت سنجی نشان داد که این عصاره ها علاوه بر تاثیر بر انحلال سنگ کلسیم اگزالات، به میزان قابل توجهی از تشکیل این نوع سنگ نیز ممانعت بعمل می آورند (P<0.05). نتایج حاصل از مطالعات انجام شده در این پژوهش نشان می دهد که عصاره های آبی برگ های کرفس کوهی و معمولی و همچنین آب ساقه کرفس معمولی می توانند گزینه مناسبی برای پیشگیری از تشکیل سنگ در افراد مستعد و همچنین درمان مبتلایان به سنگ کلیه باشند.
    کلیدواژگان: کلسیم اگزالات، کرفس کوهی (Kelussia odoratissima Mozaff.)، کرفس معمولی (Apium graveolens L.)، سنگ کلیه، تیتراسیون کمپلکس سنجی، هدایت سنجی
  • فریده ملائی نژاد، فرشته عزتی قادی *، عبدالله رمضانی قرا، سعید رضایی زارچی صفحات 986-997
    در این مطالعه سعی شد تا به خواص ضد دیابتی شیره خشک گیاه استبرق (Calotropis procera (Willd.) R. Br.) به همراه ویتامین C در موش های دیابتی شده توسط STZ پرداخته شود. دیابت در موش های بزرگ آزمایشگاهی توسط تک دوز STZ (50 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن) به صورت تزریق درون صفاقی ایجاد گردید. 30 سر موش نر بالغ نژاد ویستار به طور تصادفی به شش گروه به شرح زیر تقسیم شدند. گروه اول) کنترل، گروه دوم) دیابتی، گروه سوم) موش های دیابتی که با شیره استبرق200 میلی گرم به ازای کیلوگرم وزن بدن تیمار شدند، گروه چهارم) گروهی که توسط شیره استبرق (mg/kg200) و ویتامین C (mg/kg100) تیمار شدند، گروه پنجم) تیمار روزانه توسط شیره استبرق (mg/kg200)، گروه ششم) حیوانات این گروه روزانه با ویتامین C (mg/kg200) تیمار شدند. در پایان دوره 15 روزه فاکتورهای بیوشیمیایی قند خون، کلسترول تام، تری گلیسیرید و هموگلوبین گلیکه (HbA1c) بررسی شد. نتایج نشان داد که میزان قند خون، کلسترول تام، تری گلیسیرید و همگلوبین گلیکه (HbA1c) در گروه دیابتی به طور معنی داری افزایش داشته است. تیمار گروه های دیابتی توسط شیره خشک استبرق و همچنین ترکیب شیره استبرق و ویتامین C باعث کاهش معنی دار میزان فاکتورهای بیوشیمیایی بالا گردید. نتایج نشان داد که شیره استبرق به تنهایی نسبت به گروه چهارم تاثیر بهتری بر فاکتورهای بیوشیمیایی سرم داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که شیره خشک گیاه استبرق به تنهایی قادر به کاهش قند خون و همچنین عوارض ناشی از دیابت در افراد دیابتی نوع 1 می باشد.
    کلیدواژگان: هیپرگلیسمی، هیپرلیپیدمی، گیاه استبرق (Calotropis procera (Willd.) R. Br.)، ویتامین C
  • صادق عنبرستانی، علیرضا رضازاده *، آیت اله رضایی صفحات 997-1006
    سیاه دانه (Nigella sativa L.) گیاهی دارویی و متعلق به خانواده آلاله می باشد. دانه های این گیاه در طب سنتی برای درمان بیماری های آسم، التهاب، دیابت و فشار خون بالا استفاده می شود. کشت سلولی این گیاه به دلیل ترکیب های فعال و کاربرد در پزشکی دارای اهمیت است. در این تحقیق، به منظور بررسی اثر عصاره مخمر و ساکارز بر ویژگی های رشد سلول و صفات بیوشیمیایی کشت سلولی سیاه دانه آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتور اول سه غلظت عصاره مخمر (صفر، 0.5 و 1 میلی گرم در لیتر) و فاکتور دوم سه غلظت ساکارز (30، 45 و60 گرم در لیتر) انتخاب گردید. پس از گذشت چهار روز از اعمال تیمارها، میزان رشد، آنتوسیانین، مقدار پروتئین محلول، فعالیت آنزیم پراکسیداز، محتوی فنول، غلظت پراکسید هیدروژن و پراکسیداسیون لیپیدهای غشایی ارزیابی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد عصاره مخمر به تنهایی بر رشد سلول ها موثر بود و عصاره مخمر و ساکارز باعث افزایش معنی دار مقدار آنتوسیانین، مقدار پروتئین محلول، محتوی فنول، غلظت پراکسید هیدروژن و پراکسیداسیون لیپیدهای غشایی شد. این در حالیست که فعالیت آنزیم پراکسیداز به صورت معنی داری نسبت به نمونه شاهد کاهش یافت. نتایج نشان داد احتمالا ساکارز و عصاره مخمر از طریق تامین منابع غذایی و القاء تنش اکسیداتیو، آثار خود را بر روی سلول های سیاه دانه نشان دادند
    کلیدواژگان: سیاه دانه (Nigella sativa L.)، الیسیتور قارچی، ساکارز، سوسپانسیون سلولی، زیست توده، تنش اکسیداتیو
  • امید میرزایی چشمه گچی، یوسف نصیری *، عزت اله اسفندیاری، مجتبی نورآئین صفحات 1007-1022
    ویتامین ها بسیاری از فرایندهای متابولیکی و بیولوژیکی گیاه را تحت تاثیر قرار می دهند و در سنتز آنزیم ها، اسیدهای نوکلئیک و پروتئین ها به عنوان کوآنزیم در مسیرهای متابولیک آنها شرکت می کنند. به منظور بررسی اثر محلول پاشی تیامین بر رشد، عملکرد، اجزای عملکرد و اسانس گیاه دارویی رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.)، آزمایشی در سال 1394 به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی کشاورزی دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه اجرا شد. تیمارها شامل محلول پاشی با تیامین در سه سطح صفر (آب مقطر)، 50 و 100 میکرومول بر لیتر و مراحل محلول پاشی در چهار سطح ساقه دهی، گلدهی، دانه بندی و هر سه مرحله بودند. نتایج نشان داد که اثر تیامین بر تمام صفات مورد ارزیابی معنی دار شد. به طوری که غلظت 50 میکرومول بر لیتر تیامین بیشترین اثر افزایشی را بر تعداد ساقه های فرعی، تعداد چتر در بوته، تعداد چترک در چتر، تعداد دانه در چترک، عملکرد دانه و عملکرد اسانس داشت و غلظت 100 میکرومول بر لیتر بیشترین اثر افزایشی را بر ارتفاع بوته، وزن هزاردانه، عملکرد بیولوژیک و درصد اسانس نسبت به شاهد داشت. اثر مراحل محلول پاشی بر تعداد چترک در چتر، تعداد دانه در چترک و وزن هزاردانه معنی دار شد و بیشترین مقادیر آنها با محلول پاشی تیامین در هر سه مرحله (ساقه دهی، گلدهی، دانه بندی) بدست آمد. اثرهای متقابل تیمارهای مورد ارزیابی بر هیچ یک از صفات معنی دار نشد. به طور کلی، نتایج این آزمایش نشان داد که محلول پاشی گیاه رازیانه با غلظت های 50 و 100 میکرومول در لیتر تیامین در مراحل ساقه دهی، گلدهی و دانه بندی می تواند باعث بهبود عملکرد دانه و عملکرد اسانس گیاه رازیانه شود.
    کلیدواژگان: اسانس، رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.)، پرشدن دانه، ساقه روی، گلدهی، عملکرد بذر، ویتامین B1
  • عطیه نصرالهی، ایرج اله دادی، مجید قربانی جاوید *، مرجان سادات حسینی فرد صفحات 1023-1034
    به منظور بررسی تاثیر کاربرد متانول و تاریخ کاشت بر عملکرد دانه و میوه، درصد عملکرد روغن و ترکیب اسیدهای چرب گیاه دارویی کدو پوست کاغذی، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 93-1392 اجرا شد. سه تاریخ کاشت شامل اول اردیبهشت، اول خرداد و اول تیر به عنوان عامل اصلی و کاربرد متانول با غلظت 30% حجمی در چهار زمان محلول پاشی شامل شاهد (عدم مصرف)، قبل از مرحله زایشی، بعد از مرحله زایشی و مرحله دانه بندی به عنوان عامل فرعی مطالعه گردید. نتایج پژوهش نشان داد اثر متقابل تاریخ کاشت و کاربرد متانول بر صفات عملکرد دانه در میوه، وزن خشک دانه، عملکرد میوه، وزن هزاردانه، درصد روغن و ترکیب اسیدهای چرب در سطح احتمال 1% معنی دار بود. بیشترین عملکرد دانه، وزن خشک دانه، عملکرد میوه و درصد روغن در محلول پاشی متانول قبل از مرحله زایشی در تاریخ کشت اول تیرماه حاصل شد. بیشترین وزن هزاردانه (1155.6 گرم) متعلق به تیمار محلول پاشی متانول بعد از مرحله زایشی در تیرماه بود. تیمارهای محلول پاشی در مرحله دانه بندی در تاریخ کشت سوم و نیز عدم مصرف متانول در تاریخ کشت دوم بیشترین میزان اسید اولئیک را نشان دادند. بیشترین میزان اسیدهای چرب لینولئیک (43.36%)، لینولنیک (1.86%) و پالمتیک (21.20%) به ترتیب در تاریخ های کشت خرداد، تیر و اردیبهشت و تحت محلول پاشی متانول بعد از مرحله زایشی بدست آمد. تیمار شاهد نیز در تاریخ کشت اول بیشترین میزان اسید استئاریک (11.50%) را نشان داد. به طور کلی کاشت کدو پوست کاغذی در تیرماه همراه با محلول پاشی متانول قبل از مرحله زایشی به منظور افزایش عملکرد و محلول پاشی بعد از مرحله زایشی با هدف بهبود کیفی برخی ترکیب های روغن آن توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: اسید لینولئیک، اسید اولئیک، تاریخ کاشت، دانه بندی، عملکرد روغن
  • صبا قاسمی *، زهره حبیبی، فاطمه رضا علیزاده روشن صفحات 1035-1047
    در این تحقیق برای اولین بار عصاره کلروفرمی قسمت های هوایی گیاه Eryngium noeanum Boiss. متعلق به خانواده چتریان بررسی گردید. اندام های هوایی این گونه گیاهی در فصل گلدهی از فارس- استهبان جمع آوری شد. خالص سازی عصاره خام به وسیله کروماتوگرافی ستونی بر روی سیلیکاژل با گرادیان حلال n-هگزان -اتیل استات انجام شد. در پایان کروماتوگرافی ستون با متانول شسته شد. اجزا مشابه مطابق آنالیز TLC به هم اضافه شدند تا در نهایت 8 جزء بدست آمد. دو ترکیب شناخته شده بتا-استیگماسترول و زانتوتوکسین جداسازی گردید. ترکیب بتا-استیگماسترول از خالص سازی جزء 3 با نسبت حلال n-هگزان: اتیل استات (1:6) به مقدار mg30 جداسازی شد که 7/0% از عصاره را تشکیل می دهد. در نتیجه خالص سازی جزء 6 عصاره با استفاده از کروماتوگرافی ستونی و لایه نازک در نسبت حلال n- هگزان: اتیل استات (1:4) ترکیب زانتوتوکسین به مقدار mg8 بدست آمد که تنها 0.2% از عصاره را تشکیل می دهد. ساختار ترکیب ها توسط روش های اسپکتروسکوپی شامل 1H NMR، 13C NMR، COSY، DEPT، HMQC و طیف جرمی تعیین شد و در نهایت از طریق مقایسه داده های طیفی آنها با داده های گزارش شده در منابع معتبر علمی تایید گردید.
    کلیدواژگان: Umbelliferae، Eryngium noeanum Boiss، بتا-استیگماسترول، زانتوتوکسین
|
  • N. Ghayoumi, Mohammadi, H.A. Asadi, Gharneh * Pages 881-887
    Roselle (Hibiscus sabdariffa L.) is a valuable medicinal plant widely used in the pharmaceutical, food, and industrial products. In order to investigate the effects of vermicompost and seaweed foliar application on quantitative and qualitative traits of roselle, this research was carried out in Islamic Azad University, Isfahan Branch in spring, summer and autumn of 2016. The experiment was conducted as factorial in the form of a randomized complete block design with three replications. Vermicompost treatments were applied on four levels: zero (control), 5, 10 and 15 ton/ha, and seaweed spraying at three levels: 0 (control), 1 and 1.5g/L at intervals of one month. At the end of experiment, plant height, number of flowers, fresh and dry weights of the plant, fresh and dry weights of calyx, chlorophyll a, b and total, anthocyanin content, vitamin C, flavonoids and titratable acidityof calyx were measured. The results indicated that the use of seaweed and vermicompost improved the quantitative and qualitative characteristics of roselle. The highest plant height, number of flowers per plant, fresh and dry weights of plant and calyx, chlorophyll a, b and total, anthocyanin content, titratable acid, and vitamin C in calyx, were measured in vermicompost 15 ton/ha. Also the highest amount of chlorophyll a, anthocyanin, flavonoids, titratable acid, and vitamin C of calyx, number of flowers per plant and fresh weight of plant were measured in 1.5 g/l seaweed. The highest amount of vitamin C (68.74 mg/100g), titratable acid (4.97%), anthocyanin (1.400mg/g) in calyx, number of flowers per plant (73.33) and plant fresh weight (828.33 g) were observed in vermicompost 15 ton /ha with the foliar application of seaweed 1.5 g/l.
    Keywords: Roselle (Hibiscus sabdariffa L.), vitamin C, anthocyanin, Organic fertilizer, morphological traits, biochemical traits
  • P. Arvin *, R. Firouzeh Pages 888-908
    An experiment was conducted to evaluate the effects of plant densities (20, 30, 40, and 50 plants per square meter) and foliar application of gibberellin in two levels (0 and 100 Μg L-1) on some of the physiological and morphological traits of coriander (Coriandrum sativum L.). The experiment, carried out in the research farm of Bojnourd Payame Noor University in 2016, was based on a Randomized Complete Blocks (RCB) with three replications. The effects of 20-plant density with gibberellin spray showed the highest plant dry matter percentage as well as the highest number of lateral branches and leaves. The application of gibberellin increased the sugar content by 12.7% in comparison to the control sample; additionally, the highest sugar content (220.79 mg.g-1 F.W) was obtained in the 20-plant density. By increasing the plant density, the content of chlorophyll a, b, and carotenoids decreased. The interaction effect of the 20-plant density ×gibberellin with 72.11 mg.g-1 F.W caused the highest content of chlorophyll a, while the lowest content was recorded for the 50-plant density ×control with 60.7 mg.g-1F.W. The application of gibberellin caused superiority in both seed yield (686.22 Kg.ha-1) and essential oil (0.327%) compared to the control sample. The highest number of compound umbrella and the highest number of seeds per compound umbrella were obtained in the 20 and 30- plant densities, respectively. However, the 1000-seed weight, ultimate yield, oil yield, and essential oil percentage were the highest in the 50-plant density. In general, in higher densities, the ultimate yield seems to increase due to the increased number of plant per unit area, but the yield components are reduced.
    Keywords: Photosynthetic pigments, soluble sugar content, plant hormone, yield component, yield
  • R. Ramezannezhad, M. Aghdasi*, M. Fatemi Pages 909-923
    Polyphenol and flavonoid compounds, belonging to the medicinal species of Asteraceae family, have been found as natural antioxidants. Cichoric and chlorogenic acid are two caffeic acid derivatives. These polyphenol components, especially cichoric acid, are the dominant components of Echinacea purpurea L. The general goal of this research was to identify Iranian native sources of cichoric acid, chlorogenicacid and also caffeic acid as their precursor. For this purpose, the roots, stems and leaves of five Iranian native species (Lactuca undulata, Lactuca serriola, Leontodon asperrimus, Cichorium intybus and Sonchus oleraceus) were collected during vegetative and reproductive stages from north eastern of Iran. The seeds of E. purpurea were purchased and cultured in greenhouse conditions. The results revealed that the highest amount of cichoric (3.6 mg/g DW) and caffeic acid (28.8 mg/g DW) was observed in E. purpurea roots during vegetative and reproductive stages, respectively. Among Iranian native species, L.undulata stems and L.asperrimus roots had the highest content of cichoric (2.3 mg/g DW) and chlorogenic acid (8.08 mg/g DW) in reproductive and vegetative stages, respectively. The highest antioxidant activity was found in E. purpurea roots during reproductive stage. The lowest level of IC50 was found in E.purpurea roots at reproductive stage. It seems that L. undulata and L. asperrimus could be suitable sources for cichoric, chlorogenic and caffeic acid, compared to other Iranian native species.
    Keywords: Cichoric acid, chlorogenic acid, caffeic acid derivates, native species, phenols, developmental stages
  • M. Koozehgar Kaleji *, M.R. Ardakani Pages 924-935
    Eryngium caeruleum M. Bieb. is one of the most important species of Eryngium family in northern Iran, used as a field vegetable. To evaluate the effects of organic fertilizers and mycorrhizal symbiosis on the yield components and the essential oil percentage of Eryngium caeruleum, a factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with eight treatments and four replications in Sari, in 2014. The experimental treatments included mycorrhizal fungi (Glomus mosseae) at two levels of (0 and 200 spores in a pot), vermicompost at two levels of (0 and 200 g in a pot) and compost tea (vermiwash) at two levels of (0 and 1.5 liters in the specified pots). The traits measured were plant height, number of seeds per plant, 1000-seed weight, plant dry weight, and essential oil content. The results showed that the use of organic fertilizer and mycorrhizal symbiosis significantly improved the quantity and quality of Eryngium caeruleum traits. The treatments of organic fertilizer and biological fertilizers had a significant effect on most of the measured traits and increased all of the traits as compared to those of control group. Accordingly, the highest plant height, essential oil percentage, essential oil yield, and flower number were obtained from the simultaneous use of both mycorrhizal, compost tea, and vermicomposting treatment. The dual interaction effects showed that the highest plant dry weight was 23.1g from the application of vermicompost in the absence of compost tea treatment. Our results clearly showed that the simultaneous use of vermicomposting, compost tea, and mycorrhiza through the availability of nutrients increased the yield and improved the quantity and quality of Eryngium caeruleum components.
    Keywords: Endemic vegetable, biofertilizers, volunteer edible plants, vermiwash
  • R. Azadbakht, M. Jafarian Dehkordi, S. Khanamani Falahatipour*, A. Ghasemi Piirbalouti, S. Khanamai Falahati, Pour Pages 936-948
    Baneh (Pistacia atlantica Desf.) is a subspecies of pistachio and a native medicinal plant to Iran. Due to its diverse properties, Baneh is being applied in traditional medicine. The present experimental study was designed to evaluate the effects of the hydroalcoholic extract of Baneh on the hematological parameters of rats. Eighteen male Wistar rats weighing 170-240 gr were divided into three six-member groups. Oral administration in groups 1 to 3 was performed by gavage with 200 mg/kg bw of the extract, 400 mg/kg bw of the extract and distilled water (control group) for 30 days, respectively. Then, blood samples were taken from the heart of rats and hematological tests were done on the samples. The obtained data were analyzed using SPSS software version 21, one-way ANOVA, and Tukey tests. Administration of different concentrations of hydroalcoholic extract significantly increased the number of red blood cells (RBC), white blood cells (WBC), and hemoglobin (Hb) concentration in test groups compared with the control group. In addition, the average volume of red blood cells (MCV) decreased in the test group receiving 200mg/kg bw compared with the control group. However, it has no effect on other blood parameters (P<0.05). The Baneh extract increased the number of RBCs and Hb concentration that can be due to the increase in the hematopoiesis process. Moreover, increased WBC after treatment with Baneh extract can enhance the body resistance against pathogenic agents.
    Keywords: Baneh (Pistacia atlantica Desf.), traditional medicine, oral administration, hematological tests
  • E. Tohidi Nejad *, F. Rastegari Pages 949-962
    In order to evaluate the effects of water stress and fertilizer on yield and quality of chamomile (Marticaia chamomilla L.), a field experiment was conducted based on split plots design with three replications in the research farm of Jiroft Jahad-e Agriculture Organization, in 2010. The experimental treatments included water stress as main plot in three levels: 40, 80 and 120 mm evaporation from the class A evaporation pan, and fertilizer as sub plot in five levels: control, nitroxyn, bio-phosphate, biosulfore, and cow fertilizer. The traits measured included the number of main stem, number of lateral branches, plant height, number of capitol per plant, capitol diameter, plant dry matter, flower fresh and dry weight, essential oil content, and chamazulene yield. The results showed that the effects of drought stress on all qualitative and quantitative traits were significant (P≤0.01). Means comparison showed that the yield was reduced by 25.1 % in irrigation after 120 mm evaporation, compared to the control. The highest yield and yield componentswas obtained from irrigation after 40 mm evaporation with application of cow fertilizer. The highest values of essential oil percentage (0.85%) and essential oil yield (6.32 kg ha-1) were observed in the treatment of moderate stress and biosulfore. In addition, the highest chamazulene percentage (6.45%) and chamazulene yield (396.8 kg ha-1) were obtained from the nitroxyn and biosulfore fertilizer treatments in the moderate stress condition. Generally, the results showed that cow fertilizer in the severe stress and biosulfore in mild stress conditions were the best treatments in chamomile production.
    Keywords: Chamomile (Marticaia chamomilla L.), drought stress, essential oils, chamazulene, biofertilizer
  • N. Daneshvar Rad, N. Sajedi*, M.R. Naieni Pages 963-975
    Salicylic acid (SA) and selenium (Se) are compounds with antioxidant properties that cause improved plant growth under stress condition. In order to investigate the effects of salicylic acid and selenium application on some vegetative and reproductive traits, essential oil yield, and potassium to sodium ratio in roots and shoots of moldavian balm (Dracocephalum moldavica L.) under salinity stress conditions, an experiment was carried out as a factorial based on a completely randomized design with three replications in the green house of Agricultural and Natural Resources Research Center of Qom, Iran, 2015. The experimental treatments comprised three Se levels including 0, 20 and 40 mg/L, two SA levels including 0 and 0.5 mM and two salinity levels including 0 and 100mM NaCl. Results showed that salinity stress decreased the number of active leaves per plant and plant height. Salinity stress increased the number of flower per plant and essential oil yield. Results showed that, under salinity stress conditions, the application of Se and SA both alone or combined decreased the negative effect of salinity stress on the number of active leaves per plant and plant height, while increased the essential oil yield. Moreover, the foliar application of Se combined with SA increased the potassium to sodium ratio of leaves under salinity stress. In general, it could be stated that the foliar application of Se combined with SA could be used to relieve the effect of salinity stress in Moldavian balm.
    Keywords: Dracocephalum moldavica L, active leaf, Medicinal plant, K-Na ratio
  • H. Mostaanzadeh*, E. Honarmand, S. Reis Mirzaei, A.R. Moradzadeh, M. Hoseinzadeh Pages 976-985
    Renal stones is a common disease of the urinary tract that many people suffer from it. Although there are many herbal and chemical drugs for the prevention and treatment of kidney stones in recent years, there is no effective and safe drug treatment that can lead to complete treatment and prevention of these diseases. Today, the use of herbal products is considered by researchers because of the harmful and side effects of chemical drugs. This research was carried out with the purpose of determining the herbal tea effect of leaf and stem of Apium graveolens L. and Kelussia odoratissima odoratissima Mozaff. on the formation and dissolution of calcium oxalate. In order to study the dissolution and precipitation of calcium oxalate salt, electrochemical and classic analytical methods were used. The experimental results of complexometery and conductometery techniques reveal that these herbal teas have a good effect on the dissolution and prevention of formation of calcium oxalate stone (P<0.05). According to the findings of this study, these herbal teas could be a good choice for treatment diseases and to prevent calcium oxalate formation in people disposed to kidney stones.
    Keywords: Calcium oxalate, Kelussia odoratissima Mozaff, Apium graveolens L, kidney stone, compelexometric titration, conductometry
  • F. Molahinejad, F. Ezzati Ghadi *, A. Ramezani Ghara, Rezaei Zarchi Pages 986-997
    Calotropis procera (Willd.) R. Br.with vitamin C in diabetic rats. Thirty adult male Wistar rats were randomly and equally divided into six groups as follow: first group) control, second group) diabetes was induced by a single dose of streptozotocin (50 mg/kg b.w by IP) , third group) diabetic rats were treated by 200 mg dried latex per kilogram of body weight, fourth group) the diabetic rats were treated by combined treatments of dried latex (200mg/kg) and vitamin C (100mg/kg) by gavage, fifth group) animals in this group were treated by (200mg/kg) dried latex daily and the sixth group) rats were treated by vitamin C (100mg/kg). After 15 days, the biochemical factors of blood sugar, triglyceride, total cholesterol, and glycated hemoglobin (HbAlc) were evaluated. Results showed that the amount of biochemical factors was increased significantly in the diabetic group.Dried latex and also the combined treatment of dried latex and vitamin C reduced the elevated levels of abovementioned biochemical factors. Moreover, the aqueous extract of dried latex compared to the group four, was more effective. In conclusion, the dried latex of Calotropis procera has anti-diabetic activity.
    Keywords: Hyperglycemy, hyperlipidemy, Calotropis procera (Willd.) R. Br, vitamin C
  • S. Anbarestani, A.R. Rezazadeh *, A. Rezaei Pages 997-1006
    Black cumin (Nigella sativa L.) is a medicinal plant belonging to the Ranunculaceae family. The seeds of Nigella sativa, also known as black seed, are used in traditional medicine as a natural remedy for several illnesses including asthma, inflammation, diabetes, and hypertension. The cell culture of this plant is important because of its active ingredients and significance in medicine. In this research, the effects of fungal elicitor (zero, 0.5 and 1 mg/L), and sucrose (30, 45 and 60 g/L) on the cell culture of black cumin was investigated as a factorial experiment in a completely randomized design with three replications. The cell growth characteristics and biochemical traits were assayed. The results showed that fungal elicitor and sucrose increased the membrane lipid peroxidation, protein concentration, phenol contents, hydrogen peroxide, and anthocyanin whereas peroxidase activity was significantly decreased compared to control. Generally, sucrose and fungal elicitor increased the growth and activity of the cell and increased the protein production by increasing oxidative stress in cells and increasing the entry of substances into the cell and stimulating metabolism.
    Keywords: Nigella sativa L, fungal elicitor, sucrose, suspension cultures, biomass, oxidative stress
  • O. Mirzaee Cheshmehgachi, Y. Nasiri *, E. Esfandyari, M. Nouraein Pages 1007-1022
    Vitamins affect many metabolic and biological processes in plants and participate in the synthesis of enzymes, nucleic acids, and proteins as coenzyme in their metabolic pathways. In order to evaluate the effect of foliar application of thiamine on growth, yield, yield components and essential oil of fennel (Foeniculum vulgare Mill.), a field experiment was conducted as factorial on the basis of a randomized complete block design with three replications at the Faculty of Agriculture, University of Maragheh, Iran in 2015. The treatments were included three levels of thiamine foliar application (zero; distilled water), 50 and 100 μm/l) and foliar application stages in four levels of stem elongation, flowering, grain filing, and all three stages. The results showed that the effect of thiamine on all traits was significant. The concentration of 50 μm/l thiamine had the maximum increasing effect on the number of sub stems, number of umbels per plant, number of umbelets per umbel, number of grains per umbelet, grain yield, and essential oil yield and the concentration of 100 μm/l thiamine had the maximum increasing effect on the plant height, 1000-grain weight, biological yield, and essential oil percentage,compared to control. The effect of foliar application stages on the number of umbelets per umbel, number of grains per umbelt, and 1000-grain weight were significant and their highest values were obtained by thiamine foliar application in all three stages (stemming, flowering, grain filing). The interaction effects of the treatments were not significant on any of the traits. In general, results of this experiment showed that the foliar application of 50 and 100 μm/l thiamine at stemming, flowering, and grain filing stages can improve the seed yield and essential oil yield of fennel.
    Keywords: Essential oil, fennel (Foeniculum vulgare Mill.), grain filing, stem elongation, flowering, seed yield, vitamin B1
  • A. Nasrollahi, I. Alahdadi, M. Ghorbani Javid*, M.S. Hoseinifard Pages 1023-1034
    fatty acid composition of pumpkin (Cucurbita pepo convar. pepo var. styriaca), a split plot experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications during 2013-2014. Three planting dates (21 April, 22 May, 22 June) as the main factor and application of methanol (30% V/V) in four levels (control, pre-production phase, post-production phase, seed filling stage) were studied as the sub factor. Results showed that the interaction effect of planting date and application of methanol on seed yield in fruit, seed dry weight, 1000-seed weight, fruit yield, oil percentage and fatty acids compositions were significant at 1% probability level. The highest seed yield, seed dry weight, fruit yield, and oil content were obtained in the methanol foliar application in the pre-production phase in June 22. The highest 1000-seed weight (1155.6 g) was belonged to the methanol foliar application in the post-production phase in June 22. The foliar application treatments in seed filling stage in June 22 and control treatment also in May 22 showed the highest amount of oleic acid. The highest amount of linoleic (43.36%), linolenic (1.86%), and palmitic (21.20%) acids was obtained under methanol foliar application in the post-production phase in May 22, June 22 and April 21, respectively. The control treatment showed the highest amount of stearic acid (11.5٪) in the first planting date (April 21). Finally, the planting date of medicinal pumpkin in June 22 with foliar application of methanol in the pre-production phase in order to increasing of yield, and foliar application in the post-production phase to improve the qualitative traits of oil are recommended.
    Keywords: Linoleic acid, Oleic acid, Oil yield, Planting date, Seed filling stage
  • S. Ghasemi*, Z. Habibi, F. Rezaalizadeh Rooshan Pages 1035-1047
    In this study, the chloroform extract of the aerial parts of Eryngium noeanum Boiss.fromUmbelliferae family was investigated for the first time. The aerial parts of this plantwere collected at the flowering stage from Estahban, Fars Province, Iran. The extract was fractionated by the gravity column chromatography on silica gel with a gradient n-hexane, n-hexane-ethyl acetate, ethyl acetate, ethyl acetate–methanol, and methanol as eluent. The similar fractions were combined according to TLC analysis and eight fractions were collected. Two known compounds namely β-stigmasterol (1) and Xanthotoxin (2) were isolated. β-Stigmasterol was extracted from fraction 3 by thin layer chromatography in n-hexane: ethyl acetate (6:1, 30 mg). The sixth fraction was purified using repeated column chromatography and thin layer chromatography in n-hexane: ethyl acetate as the eluent (4:1) to obtain the known coumarin 2 (8 mg). The structure of compounds was determined by their comprehensive spectroscopic analysis including EI-MS, 1H NMR, 13C NMR, H-H COSY, DEPT, HMQC, and comparison with the literature data.
    Keywords: Umbelliferae, Eryngium noeanum Boiss, ?-stigmasterol, xanthotoxin