فهرست مطالب

  • پیاپی 57 (بهمن و اسفند 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/22
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مینا قدیمی آغبلاغ، ناهید رژه*، مجیده هروی کریموی، سید داوود تدریسی صفحات 1-7
     
    مقدمه
    سالمندانی که تحت همودیالیز قرار می گیرند اضطراب ناشی از درد سوزن دیالیز را تجربه می کنند که ممکن است در بلند مدت موجب عوارض در آنها شود. بنابراین، ضروری است که درد از طریق یک روش ساده و ایمن تسکین یابد. این مطالعه با هدف تاثیر انحراف فکر شنیداری بر شدت درد ناشی از کانولاسیون فیستول سالمندان تحت همودیالیز است.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی می باشد. در این کارآزمایی بالینی تصادفی 80 سالمند تحت همودیالیز دارای فیستول شریانی-وریدی به طور تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمون در سه جلسه انحراف فکر شنیداری دریافت کردند. گروه کنترل مراقبت های روتین بخش را دریافت کردند. شدت درد بعد از کانولاسیون فیستول در هر سه جلسه اندازه گیری و ثبت گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره تی مستقل، کای اسکوئر و یومن ویتنی داده ها با استفاده از21 spss-انجام گردید.
    یافته ها
    در جلسه اول بعد از انجام مداخله، مقایسه میانگین نمره شدت درد در گروه کنترل 56/70±0/6 و درگروه آزمون 50/50±0/5 بودکه تفاوت معنا داری داشت (001/0>P). در جلسه دوم بعد از انجام مداخله، مقایسه میانگین نمره شدت درد در گروه کنترل 54/42±0/6 و درگروه آزمون 50/45±0/5 بودکه تفاوت معنا داری داشت (001/0>P). در جلسه سوم بعد از انجام مداخله، مقایسه میانگین نمره شدت درد در گروه کنترل 54/37±0/6 و درگروه آزمون 50/45±0/5 بودکه تفاوت معنا داری داشت (001/0>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به اثرات مثبت انحراف فکر شنیداری بر کاهش شدت درد ناشی از کانولاسیون فیستول سالمندان تحت همودیالیز ، احتمالا این روش غیر دارویی بر کاهش شدت شدت دراین بیماران سالمند تاثیرگذار بوده است. لذا پیشنهاد می شود که پرستاران این روش را به عنوان یک مداخله غیردارویی بهره گیرند.
    کلیدواژگان: درد، همودیالیز، انحراف فکر، سالمندی
  • علیرضا نیک بخت نصرآبادی، آرپی مانوکیان، محبوبه شالی*، مرضیه سبحانی، منصوره سپهری نیا، عاطفه واعظی صفحات 8-15
     
    مقدمه
    بی نزاکتی یک مشکل فراگیر در مراقبت های بهداشتی امروز است. بی نزاکتی و رفتارهای خشونت آمیز از مشکلات پیچیده در حرفه پرستاری است که باعث بروز مشکلات قابل توجه برای پرستاران، بیماران و سازمان های بهداشتی می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تجربیات پرستاران از بی نزاکتی در مراقبت از بیمار صورت گرفت.
    روش
    . مطالعه ی حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 14 پرستار شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، تجربیات خود از بی نزاکتی در محیط کار را از طریق مصاحبه های عمیق، فردی و نیمه ساختاریافته به اشتراک گذاشتند. متن مصاحبه های ضبط شده پس از مکتوب سازی، بر اساس رویکرد کلایزی تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    تجارب زیسته پرستاران از بی نزاکتی در محیط کار در قالب مضمون اصلی " تاب آوردن در مسیر تخریب و تحقیر" استخراج گردید. مضامین حاصل از مطالعه حاضر شامل "سختی های آشکار و پنهان پرستار بودن" (برخورد توهین آمیز بیمار و همراه، تعاملات غیر حرفه ای، چالش های سازمانی و مدیریتی و چالش های اجتماعی مرتبط با حرفه) و از هم گسیختگی چند وجهی (تزلزل شخصیتی- روانی، واکنش های جسمانی منفی، تهدیدها و آسیب های حرفه ای پیش رو) بودند.
    نتیجه گیری
    بی نزاکتی در محیط کار پرستاران، می تواند بر کیفیت خدمات ارائه شده توسط پرستاران موثر باشد. لذا توجه به عواملی که منجر به بی نزاکتی می شود ضروری است.
    کلیدواژگان: بی نزاکتی، پرستار، مراقبت، تجربیات زیسته، پدیدارشناسی
  • معصومه ذاکری مقدم، فاطمه اسماعیل زاده*، شهرزاد غیاث وندیان صفحات 16-22
     
    مقدمه
    یکی از ضرورت های قبل از پیوند مغز استخوان تعیین سطح و شدت اضطراب و علت آن در این بیماران می باشد تا در صورت شدید بودن اضطراب اقدام های لازم اعم از روان درمانی، آموزش روش های کنترل اضطراب و برطرف کردن علت ریشه ای اضطراب از طریق افزایش آگاهی در برنامه مراقبت پرستاری گنجانده شود. هدف مطالعه حاضر بررسی و تعیین اضطراب قبل از پیوند در بیماران تحت پیوند سلول های بنیادی می باشد.
    روش
    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی است که بر روی 104 بیمار کاندید پیوند مغز استخوان در مرکز پیوند مغز استخوان در مرکز پیوند مغز استخوان بیمارستان شریعتی تهران در سال 1396 انجام گرفت. انتخاب نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. ابزار پژوهش شامل 3 پرسشنامه بود: 1- پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک 2- پرسشنامه سنجش اضطراب اشپیل برگر 3- فرم سنجش اضطراب VAS. که در روز بستری در بخش پیوند، در اختیار تمام واحد های پژوهش قرار گرفت و تکمیل شدند.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که اضطراب قبل از پیوند در این بیماران با استفاده از ابزار VAS به طور میانگین 1/6 بود که این میانگین در زن ها 7/7 و در مرد ها 9/4 بود و همچنین اضطراب قبل پیوند با استفاده از ابزار اشپیل برگر به طور متوسط برای اضطراب آشکار 8/52 و اضطراب پنهان 49/50 بود که به تفکیک جنسیت اضطراب آشکار و پنهان برای زن ها به ترتیب 7/57 و 1/56 بود و برای مردها به ترتیب 34/49 و 52/46 بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر، اضطراب قبل از پیوند در این بیماران متوسط تا شدید گزارش شده است. آگاهی پرستاران از این موضوع و در نظر گرفتن آن در برنامه های مراقبتی خود موجب می شود که مراقبت همه جانبه ای را از این بیماران به عمل آورند و توجه به ابعاد روحی قبل از پیوند در کنار سایر درمان ها دارای اهمیت می باشد
    کلیدواژگان: اضطراب، پیوند، سلول های بنیادی
  • نسیم پاک یار، شهزاد پاشایی پور، سریه پورتقی*، انوشیروان کاظم نژاد صفحات 23-30
     
    مقدمه
    امروزه با بالا رفتن امید به زندگی و افزایش جمعیت میانسالی و سالمندی ، شاهدگسترش قابل توجه بیماری های مزمن در تمامی کشورها بخصوص کشورهای درحال توسعه هستیم که یکی از این بیماری های مزمن بسیار تاثیرگذار بر زندگی افراد یک جامعه پوکی استخوان است. که تنها با انجام رفتارهای پیشگیری و تشخیص زود رس می توان از عوارض آن جلوگیری کرد.این پژوهش با هدف سنجش وضعیت آگاهی و رفتارهای پیشگیری از پوکی استخوان در میانسالان مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهر کرمانشاه با استفاده از الگوی رفتار برنامه ریزی شده صورت پذیرفت.
    روش
    مطالعه حاضر توصیفی و به عنوان پیش زمینه یک مطالعه مداخله ای بوده است که به روش نمونه گیری در دسترس بر روی 100 نفر از میانسالان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمانشاه در سال 1396 انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه پژوهشگر ساخته است که از چهار بخش اصلی (سوالات دموگرافیک،آگاهی،رفتارهای پیشگیری از پوکی استخوان و سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده )تشکیل شده است. داده ها با استفاده از این ابزار جمع آوری شده و با استفاده از آزمون های آماری و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در این مطالعه 100 نفر از میانسالان در گروه سنی 30 تا 59 سال با میانگین سنی 11/8 ± 4/39 مورد بررسی قرار گرفتند. بطور کلی 54% افراد شرکت کننده مرد و 46% زن بودند و بین رفتارهای پیشگیری از پوکی استخوان با سازه های،هنجارهای ذهنی(22/0,r=02/0 P=)، کنترل رفتاری درک شده (4/0,r=001/0> P)، قصد رفتاری(27/0,r=006/0 P=) ارتباط آماری معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه که نشان داد افراد علی رغم داشتن آگاهی ونگرش مناسب رفتار و عملکرد مناسبی نسبت به رفتارهای پیشگیری از پوکی استخوان نداشتند که این مساله نیاز به بررسی عوامل موثر دارد.
    کلیدواژگان: پوکی استخوان، مدل رفتار برنامه ریزی شده، رفتارهای پیشگیری
  • لیلا حاجی اقراری، فاطمه اسدی، ثمینا جوازی*، طناز عاطف وحید صفحات 31-38

    مقدمه
    بسیاری از افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دارای طرحواره های هیجانی هستند که به صورت افکار خودآیند منفی همچون نشخوار فکری، بازداری، اجتناب شناختی از هیجانات و تداوم نگرانی تجربه می شود. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بازداری رفتاری و اجتناب شناختی رفتاری زنان دارای اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت.
    روش کار
    مطالعه حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناسی منطقه 4 شهر تهران در بازه زمانی آذرماه 1396 تا اردیبهشت 1397 تشکیل دادند که تعداد 32 نفر از افراد دارای تشخیص اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز فوق به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شده و در دو گروه 16 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های سنجش بازداری رفتاری و اجتناب شناختی رفتاری گردآوری شده و به وسیله روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) و به کمک نرم افزار تحلیل داده Spss v.22 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تاثیر معناداری را بر بازداری رفتاری و مولفه های اجتناب شناختی رفتاری زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل داشته است (001/0>(P.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه به روشنی بیانگر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش بازداری رفتاری و اجتناب شناختی رفتاری زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. با توجه به این یافته ها، استفاده از این درمان ارزان قیمت، ساده و کاربردی می تواند زمینه ارتقا بهزیستی روان شناختی، تنظیم هیجان و عملکرد مناسب در روابط بین فردی را فراهم سازد.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بازداری رفتاری، اجتناب شناختی رفتاری، اختلال اضطراب فراگیر
  • عاطفه باریکانی، شهزاد پاشایی پور* صفحات 39-47
     
    مقدمه
    هم اکنون دنیا در گذر از سلامتی به سمت بیماری های غیرواگیر و مزمن مانند کبد چرب غیر الکلی می باشد که علت اصلی آنها تغییر در سبک زندگی مردم می باشد. کبد چرب غیرالکلی یکی از معضلات سلامتی جامعه کنونی محسوب می شود. هدف از این مطالعه تعیین سبک زندگی مرتبط با ابتلا به کبد چرب غیر الکلی است.
    روش
    در این مطالعه مروری، متون مربوط با استفاده از جستجوی مقالات در پایگاه های انگلیسی زبان PubMed، Scopus, Proquest و در پایگاه های فارسی زبان Sid و Magiran در فاصله زمانی 2008 تا 2018 انجام شده است. کلیدواژه های جست و جو شامل کبدچرب غیرالکلی، سبک زندگی، سندرم متابولیک به دو زبان فارسی و انگلیسی بوده است. از 262 مقاله بدست آمده 14مقاله با توجه به معیارهای انتخاب وارد مطالعه شدند.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که عوامل مرتبط با سبک زندگی از جمله شاخص توده بدنی، سطح فعالیت بدنی، کاهش تعداد وعده های غذایی، کاهش ساعت خواب و مصرف سیگار بر میزان بروز کبد چرب غیر الکلی تاثیرگذار است.
    نتیجه گیری
    سبک زندگی افراد به ویژه توجه به تغذیه سالم میتواند ریشه اصلی پیشگیری و درمان کبد چرب غیر الکلی باشد. طراحی و اجرای برنامه های آموزشی در زمینه توانمندسازی افراد برای اتخاذ سبک زندگی سالم می تواند در پیشگیری از بروز کبد چرب و حتی درمان آن موثر باشد. لذا امید آن می رود که نتایج حاصل از پژوهش حاضر بتواند گامی موثر در جهت پیشگیری از این معضل بهداشتی باشد.
    کلیدواژگان: کبد چرب غیر الکلی، سبک زندگی، مرور نظام مند
  • ابوذر نگهداری، مریم جدید میلانی*، سیده نفیسه آل محمد، سید امیرحسین پیشگویی صفحات 48-53
     
    مقدمه
    پرسنل اورژانس پیش بیمارستانی با محیط های استرس زایی همچون اماکن پراز مجروح، بیماران بد حال و غیره روبرو هستند که کار کردن در آن بسیار دشوار است و برروی کیفیت زندگی کاری آنها تاثیر می گذارد. مقوله کیفیت زندگی کاری از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا با کلیدی ترین عامل در تحقق اهداف سازمان، یعنی نیروی انسانی در ارتباط است. بدین منظور پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی استرس شغلی با کیفیت زندگی کاری پرسنل پیش بیمارستانی اورژانس شهر شیراز، انجام شد.
    روش
    این مطالعه یک پژوهش توصیفی -همبستگی است که بر روی پرسنل اورژانس پیش بیمارستانی شاغل در پایگاه جاده ای و شهری شیراز به صورت سرشماری انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از سه ابزار استاندارد مشخصات دموگرافیک فردی، پرسشنامه استرس شغلی (Health and Safety Executive (HSE) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری (Walton QWL) استفاده شد. از نرم افزار SPSS16 و از روش های آمار توصیفی جهت توصیف متغیرهای زمینه ای، کیفیت زندگی کاری و استرس شغلی و به منظور تعیین همبستگی بین کیفیت زندگی کاری با استرس شغلی، از ضریب همبستگی پیرسون، جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    در این مطالعه تمام 260 پرسنلی که وارد مطالعه شدند، طرح را تا پایان همراهی کردند و مطالعه با 260 نمونه به پایان رسید. بر اساس یافته های این پژوهش میانگین کیفیت زندگی کاری 8/13±94/89 بود و میانگین استرس شغلی 4/14±93/105 بود. همچنین، بین شاخص کیفیت زندگی کاری با استرس شغلی (001/0>P) ارتباط معکوس و معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از پژوهش حاضر حاکی از آن است پرستاران اورژانس 115 شیراز دارای استرس شغلی متوسط رو به بالا و کیفیت زندگی کاری متوسط هستند که هرچه استرس شغلی کاهش یابد کیفیت زندگی کاری متعاقب آن افزایش می یابد.
    مقدمه
    پرسنل اورژانس پیش بیمارستانی با محیط های استرس زایی همچون اماکن پراز مجروح، بیماران بد حال و غیره روبرو هستند که کار کردن در آن بسیار دشوار است و برروی کیفیت زندگی کاری آنها تاثیر می گذارد. مقوله کیفیت زندگی کاری از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا با کلیدی ترین عامل در تحقق اهداف سازمان، یعنی نیروی انسانی در ارتباط است. بدین منظور پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی استرس شغلی با کیفیت زندگی کاری پرسنل پیش بیمارستانی اورژانس شهر شیراز، انجام شد.
    روش
    این مطالعه یک پژوهش توصیفی -همبستگی است که بر روی پرسنل اورژانس پیش بیمارستانی شاغل در پایگاه جاده ای و شهری شیراز به صورت سرشماری انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از سه ابزار استاندارد مشخصات دموگرافیک فردی، پرسشنامه استرس شغلی (Health and Safety Executive (HSE) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری (Walton QWL) استفاده شد. از نرم افزار SPSS16 و از روش های آمار توصیفی جهت توصیف متغیرهای زمینه ای، کیفیت زندگی کاری و استرس شغلی و به منظور تعیین همبستگی بین کیفیت زندگی کاری با استرس شغلی، از ضریب همبستگی پیرسون، جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    در این مطالعه تمام 260 پرسنلی که وارد مطالعه شدند، طرح را تا پایان همراهی کردند و مطالعه با 260 نمونه به پایان رسید. بر اساس یافته های این پژوهش میانگین کیفیت زندگی کاری 8/13±94/89 بود و میانگین استرس شغلی 4/14±93/105 بود. همچنین، بین شاخص کیفیت زندگی کاری با استرس شغلی (001/0>P) ارتباط معکوس و معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از پژوهش حاضر حاکی از آن است پرستاران اورژانس 115 شیراز دارای استرس شغلی متوسط رو به بالا و کیفیت زندگی کاری متوسط هستند که هرچه استرس شغلی کاهش یابد کیفیت زندگی کاری متعاقب آن افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: اورژانس پیش بیمارستانی، استرس شغلی، کیفیت زندگی کاری
  • سمانه نجفی، آرزو داوری نیا مطلق قوچان، حسین شبان، رضا زروندی* صفحات 54-62
     
    مقدمه
    امروزه کشورها بر اساس توانایی در تولید و کاربرد دانش طبقه بندی می شوند. در دنیای پیشرفت دانش و اطلاعات امروز، برای پیشرفت رشته هایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در مراقبت از بیمار نقش دارند مانند سایر رشته های دانشگاهی به پژوهش نیاز است و گسترش دانش حرفه ای؛ برای پیشرفت مداوم در مراقبت از بیماران ضروری است.
    هدف
    هدف این مطالعه مقایسه دیدگاه های دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گناباد در رابطه با موانع و تسهیل کننده های فعالیت های پژوهشی دانشجویی در سال 1395 می باشد.
    روش
    این مطالعه مقطعی با شرکت 70 نفر از اعضای هیئت علمی و 253 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1395 انجام شد. داده ها از طریق فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه پژوهشگر ساخته فعالیت های پژوهشی دانشجویی به روش تصادفی طبقه ای برای دانشجویان و روش سرشماری برای اعضای هیئت علمی جمع آوری شد. روایی صوری و محتوای ابزارها توسط 10 تن از اعضای هیات علمی خبره تایید شد. برای بررسی پایایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که ضریب بدست آمده برابر با 98/0 بود. داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون های آماری همچون تی مستقل، ANOVA و کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از آزمون ها در سطح کمتر از 05/0 معنی دار لحاظ گردید.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که بیشتر موانع فعالیت های پژوهشی دانشجویی مربوط به موانع آموزشی با فراوانی نسبی 4/90 درصد می باشد. طبق نتایج آزمون تی مستقل، مقایسه دیدگاه اعضای هیات علمی و دانشجویان در حوزه های اقتصادی و سازمانی مربوط به فعالیت های پژوهشی دانشجویی به ترتیب با 009/0P= و 001/0P< تفاوت آماری معناداری داشت.
    نتیجه گیری
    باتوجه به اینکه تاثیرگذارترین مانع در ترغیب دانشجویان به پژوهش، موانع آموزشی می باشد، لذا این مهم، توجه مدیران و برنامه ریزان آموزشی را در جهت ارتقای فعالیت های پژوهشی و پیشبرد اهداف مدنظر می طلبد.
    کلیدواژگان: پژوهش، دانشجو، هیات علمی
  • شیوا غریب پور، حمید حجتی* صفحات 63-67
     
    مقدمه
    سندرم داون، شایع ترین اختلال غیر طبیعی کروموزومی انسانی و شناخته ترین عامل ژنتیکی عقب ماندگی ذهنی، زمینه ساز بروز نقایص و ناهنجاری های فیزیکی و مادرزادی است ، به دلیل رفتارهای غیرعادی این کودکان خودکارآمدی مادران دچار اختلال می شود. این مطالعه با هدف تاثیر واقعیت درمانی بر خودکارامدی عمومی مادران کودکان سندرم داون انجام شده است.
    روش
    در این مطالعه ی کارآزمایی بالینی در سال 1396 در مرکز بهزیستی شهرستان بندرعباس 40 مادر کودکان سندرم داون به روش نمونه گیری تصادفی ساده به دو گروه کنترل و آزمون تقسیم شدند. جهت انجام مداخله در گروه آزمون نه جلسه ی آموزشی، هر جلسه ی به مدت 60 دقیقه انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات بیماران از پرسشنامه های دموگرافیک و خودکار آمدی عمومی شرر و همکاران (1982)استفاده شد. بعد از جمع آوری داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجریه و تحلیل داده ها انجام شد.
    یافته ها
    نمره خودکارآمدی در گروه آزمون و کنترل قبل از مداخله به ترتیب9/6 +1/55 و9/8 +2/56 و بعد از مداخله به ترتیب 4/6 +4/60 و 5/9 +2/57 بود. آزمون تی مستقل بین دو گروه قبل از مداخله اختلاف معنی داری را نشان نداد(62/0= p)، بعد از مداخله بین این دو گروه اختلاف معنی داری را نشان نداد(22/0= P) و آزمون تی زوج بین قبل و بعد از مداخله در گروه کنترل اختلاف معنی داری را نشان نداد(51/0= p)ولی آزمون تی زوج در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله اختلاف معنی داری را نشان داد(01/0> p).آزمون کواریانس رابطه ی معنی بین قبل و بعد از مداخله در گروه آزمون و کنترل اختلاف معنی داری(034/0=P) را با 16/0Eta = نشان داد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد واقعیت درمانی بر خودکارامدی مادران کودکان سندرم داون تاثیر مثبتی داشته است.می توان از واقعیت درمانی به عنوان روشی مناسب و موثر در افزایش خودکارامدی مادران کودکان سندرم داون در مداخلات درمانی و بالینی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: واقعیت درمانی، خودکارامدی، کودکان سندرم داون
  • سروش شاه بیک، فاطمه تقوی جوراب چی، فرزانه آب روشن*، مریم ناصری صفحات 68-75
     
    مقدمه
    به دنبال ابتلا به دیابت مشکلات جسمانی و روان شناختی بسیاری برای افراد مبتلا به وجود می آید که از جمله آنها ایجاد مشکلاتی در عملکرد خانواده و کاهش سازگاری زناشویی می باشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد خانواده و سازگاری زناشویی زوجین مبتلا به دیابت نوع دو انجام گرفت.
    روش کار
    طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زوجین مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز خدمات بهداشتی درمانی شهر تهران تشکیل داده و نمونه پژوهش نیز در برگیرنده 32 نفر از زوجینی بودند که یکی از آنها تشخیص دیابت نوع دو دریافت کرده و در روند درمان قرار داشتند. آزمودنی های پژوهش در بازه زمانی مهر تا اسفند سال 1396 به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (16نفر) و کنترل (16نفر) انتخاب تصادفی شدند. گروه آزمایش تحت مداخله با استفاده از درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به مدت 8 جلسه قرار گرفته و داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های عملکرد خانواده و سازگاری زناشویی اسپاینر گردآوری شد. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شده و داده ها به کمک نرم افزار تحلیل آماری Spss v.22 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمره مولفه های عملکرد خانواده و سازگاری زناشویی دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشته و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب افزایش نمره کل عملکرد خانواده (05/0>P، 078/3=F) و سازگاری زناشویی (05/0>P، 520/4=F) در گروه آزمایش و در مرحله پس آزمون شده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های حاصل از پژوهش می توان اینطور بیان نمود که مداخلات روان شناختی همچون شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد خانواده و سازگاری زناشویی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اثرات سودمندی را برجای می گذارد.
    کلیدواژگان: شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، عملکرد خانواده، سازگاری زناشویی، دیابت نوع دو
  • منصوره ساده تبریان، شهرزاد غیاثوندیان*، شیما حقانی صفحات 76-82
     
    مقدمه
    درک از بیماری در نحوه رفتار فرد، تطابق وی با بیماری، کنترل بیماری توسط خود فرد و درنتیجه بیماری تاثیرگذار است. مداخلات بهداشتی بر اساس فهم و ادراک از بیماری می تواند در ارتقاء سلامتی و بهبودی بیمار، مفید واقع گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر مدل لونتال بر درک از بیماری، بیماران مبتلا به دیابت انجام شد.
    روش
    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی و دو گروهی است که بر روی بیماران مبتلا به دیابت مراجعهکننده بهدرمانگاه دیابت شهرستان قوچان انجام گردید. تعداد 80 بیمار بهصورت تصادفی و با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج انتخاب و سپس با روش تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. برای گردآوری دادهها این مطالعه از چک لیست اطلاعات دموگرافیک و مشخصات بیماری و پرسشنامه درک از بیماری (IPQ-R) قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه استفاده گردید. گروه مداخله در طی 2 جلسه, تحت آموزش مبتنی بر حیطه های مدل لونتال قرار گرفتند. سنجش افراد سه ماه بعد از انجام مداخله صورت گرفت و نتایج توسط نرم افزار SPSS 22 و آزمون T test و کای دو مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین کل درک از بیماری در گروه مداخله، قبل از مداخله برابر 971/12 ± 53/94 بود که بعد از انجام مداخله آموزشی به 772/9 ± 47/121رسید. در گروه کنترل نیز این میزان قبل از مداخله برابر785/14 ± 65/93 بود و بعد از انجام مطالعه به 191/14 ± 05/93رسید و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (0.05>p).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر، بیماران مبتلا به دیابت پس از مداخله آموزشی درک بهتری نسبت به بیماری خود پیدا کردند و این ممکن است موجب تبعیت بهتر از درمان و کاهش عوارض دیابت در بیماران گردد.
    کلیدواژگان: مدل خود تنظیمی لونتال، درک از بیماری، دیابت
  • خورشید وسکویی اشکوری، کامران حاجی نبی*، لیلا ریاحی، محمدرضا ملکی صفحات 83-93
     
    مقدمه
    با گسترش بیماری های مزمن، رویکردها پزشکی و سیاست های حوزه سلامت در درمان بیماران تغییر کرده است. علیرغم اهمیت فراوان مشارکت بیماران در تصمیم گیری درمان که موجب ارتقای شاخص ها و پیامدهای سلامتی می گردد، این مفهوم و راهکارهای عملیاتی پیاده سازی آن در اکثر کشورها از نظر فرهنگی شناخته شده نیست. هدف از این مطالعه بررسی مقایسه ای مدل های مشارکت بیمار در تصمیم گیری درمان است تا با استفاده از نتایج آن، مولفه های موثر در مشارکت بیمار در تصمیم گیری درمان استخراج گردد.
    روش کار
    این مطالعه به شیوه توصیفی و مقایسه ای بر اساس روش بردی انجام شده است. بر مبنای این مدل چهار مرحله توصیف اطلاعات، تفسیر اطلاعات، همجواری اطلاعات و مقایسه اطلاعات صورت گرفته است. نمونه های این پژوهش شامل چهارده مدل منتخب در زمینه مشارکت بیمار در تصمیم گیری درمان می باشدکه از جنبه های مختلف مورد مقایسه قرار گرفته است. در مرحله بعد در پانل خبرگان مولفه های موثر بر مشارکت بیمار در تصمیم گیری درمان استخراج شده است.
    یافته ها
    در بررسی چهارده مدل مطرح در زمینه مشارکت بیماران در تصمیم گیری درمان، نتایج بدست آمده حاکی از آن است که مدل های مذکور درمورد زمینه[1]، ارتباط بین پزشک و بیمار ، ترجیحات بیمار 100% ، رفتار عملی پزشک، توانمندسازی بیمار 64%، عقاید و ارزشهای بیمار، وجود گزینه های مختلف درمان 57 %، کنترل بر تصمیم گیری50%، پیامدهای تصمیم گیری بیمار43%، ویژگیهای بیمار36% نقش پزشک در جامعه و حمایت از تصمیم گیری بیمار در جامعه 21 % با هم همخوانی داشتند.
    نتیجه گیری
    بر اساس مطالعه فوق، مولفه های موثربر مشارکت بیماران در تصمیم گیری درمان استخراج شده است از نتایج این تحقیق در طراحی الگوی مشارکت بیمار در تصمیم گیری درمان استفاده خواهد شد.
    کلیدواژگان: مشارکت، تصمیم گیری، تصمیم گیری مشارکتی، بیمار، مدل
|
  • Mina Ghadimi Aghbolagh, Nahid Rejeh *, Majideh Heravi Karimooi, Seyed Davood Tadrisi Pages 1-7
     
    Introduction
    Elderly patients undergoing hemodialysis experience anxiety due to the pain of the insertion of dialysis needles, which might lead to complications for them in the long term. It is therefore essential to control their pain through a simple, safe method. The present study was conducted to determine the effect of audio distraction technique on pain during arteriovenous fistula cannulation in hemodialysis elderly patients.
    Method
    The present study was a quasi-experimental one, carried out on 70 elderly patients undergoing hemodialysis with arteriovenous fistula at Ghiasi Hospital, during 2017. The elderly patients were selected by convenience sampling method and were randomly divided into two control (n = 35) and experimental (n = 35) groups. The audio distraction technique was designed to reduce pain, and was carried out during three sessions. The control group received routine care. Additionally, the data collection tools were the questionnaire, the demographics, and the Numeric Rating Scale Brief. The intensity of pain was measured in all the elderly patients in three different states during the insertion of arterial needles for hemodialysis. For analyzing the data, U MannWhitney, chi-squared and independent t-tests were performed using SPSS version 21
    Results
    The findings showed that a significant difference between the patients’ intensity of pain in the three different states. In first session the mean ± SD of pain intensity was 5.50 ± 0.50 in the experimental group, 6.70±0.0256 in the control group (P < 0.001), in second session the mean ± SD of pain intensity was 545 ± 0.50 in the experimental group, 6.42±0.054 in the control group (P < 0.001), in third session the mean ± SD of pain intensity was 5. 45 ± 0.50 in the experimental group, 6. 37±0.50 in the control group (P < 0.001).
    Conclusion
    Considering the result of this study, positive effects of audio distraction technique on pain of the insertion of arteriovenous fistula in elderly patients undergoing hemodialysis were observed; it can be suggested that audio distraction technique is probably effective on reduction of pain during the insertion of dialysis needles in hemodialysis elderly patients and is recommended as a non-pharmacological intervention. Therefore, this method, as a no pharmacological intervention, is recommended to be applied by clinical nurses
    Keywords: Distraction, Elderly, Hemodialysis, Pain
  • Alireza Nikbakht nasrabadi, Arpi Manookian, Mahboobeh Shali *, Marzieh Sobhani, Mansoureh Sepehrinia, Atefeh Vaezi Pages 8-15
     
    Introduction
    Indecivility is a widespread problem in today's health care. Indecisiveness and violent behavior are complicated problems in the nursing profession, which causes significant problems for nurses, patients and health organizations. The aim of this study was to explore the lived experiences of incivility among a group of Nurses.
    Methods
    This study was conducted based on the qualitative approach, using an interpretive phenomenological method. Using purposeful sampling method, 14 participants were selected and shared their experiences regarding incivility at the workplace through individual, in-depth and semi-structured interviews. The transcribed interviews were analyzed based on the Colaizzi approach.
    Results
    . The lived experiences of nurses regarding incivility in workplace emerged as “Indurance in the way of destruction and humiliation”as the main theme. The extracted themes were “Obvious and latent difficulties of being a nurse” including four subthemes (insulting encounter of the patient and accompanies; non-professional interactions; organizational and professional challenges; social challenges regarding profession). The second theme was extracted as “multi-dimentional breakdown” including three subthemes (psychosocial and personal instability; negative physical responses, forthcoming professional threats and damages).
    Conclusion
    Incivility behaviors among nurses can affect the quality of services provided by them. Therefore, considering factors that lead to incivility in nursing workplace is necessary.
    Keywords: Incivility, Nurse, Nursing care, lived experiences, phenomenology
  • Shahrzad Ghiasvandian, Masoumeh Zakerimoghadam, Fatemeh Esmaielzadeh * Pages 16-22

    Introduction One of the necessities before bone marrow transplantation is determining the level and severity of anxiety and its cause in these patients. In case of severe anxiety, the necessary measures including psychotherapy, training of anxiety control methods and root cause elimination you should include anxiety through awareness raising in the nursing care program. The aim of this study was to determine the pre-transplant anxiety in patients undergoing stem cell transplantation.
    Method
    This descriptive study was performed on 104 patients undergoing bone marrow transplantation at the center of bone marrow transplantation in Shariati Hospital, Tehran, Iran in 1396. Sampling was done using available sampling method. The research instrument consisted of 3 questionnaires: 1- Demographic information questionnaire 2- The State-Trait Anxiety Inventory (STAI) 3- Anxiety Assessment (VAS). Which were available to all research units on the day of hospitalization in the transplantation section.
    Results
    The results of this study showed that pre-transplantation anxiety in these patients was 1.6 in average using mean VAS tool. This mean was 7.7 in women and 4.9 in men and also in the anxiety before transplantation Using The State-Trait Anxiety Inventory (STAI) tool, the mean for anxiety was 52.8 and the hidden anxiety was 49.50, which was 57.7 and 56.1, respectively, for gender, respectively, for anxiety disguised and hidden, respectively, 49 and 52/46.
    Conclusion
    According to the results of this study, pre-transplant anxiety was reported in moderate to severe patients. Nurses' awareness of this issue and their consideration in their care plans will make them more comprehensive in their care and attention to mental dimensions before transplantation is important along with other treatments.
    Keywords: Anxiety, Transplantation, Stem Cells
  • Nasim Pakyar, Shahzad Pashaeypoor, Sarieh Poortaghi *, Anooshiravan KazemNezhad Pages 23-30
     
    Background
    Today, with an increase in life expectancy and an increase in middle aged and aging populations, a significant spread of chronic diseases is observed in all countries, and in particular in developing countries, which is one of the chronic diseases that is very effective in people's lives. In one The Osteoporosis Society. Which can only be prevented by early detection and diagnosis of its complications. The aim of this study was to measure the knowledge and preventive behaviors of osteoporosis among middle-aged patients referring to Kermanshah health centers: using a planned behavior pattern.
    method
    The present study was descriptive and as a precondition for an interventional study that was done by sampling method on 100 middle-aged patients referred to health centers in Kermanshah in 1396. The data gathering tool in this research is a researcher-made questionnaire that consists of four main sections (demographic questions, awareness, osteoporosis prevention behaviors and planned pattern of behavior). The data were collected using this tool and analyzed using Pearson correlation coefficient and statistical tests.
    Results
    In this study, 100 middle-aged people in the age group of 30 to 59 years old with a mean age of 39.4 ± 8.11 were examined. In general, 54% of participants were male and 46% were female. Between behavioral prevention of osteoporosis with structures, subjective norms (P = 0.02, r = 0.22), perceived behavioral control (r= 0.4, P > 0.001), behavioral intention (P = 0.006, r = 0.27) was statistically significant.
    Conclusion
    According to the results of this study, that individuals did not have proper behavior and function in comparison with the prevention of osteoporosis prevention in spite of having proper knowledge and attitude. This issue needs to be investigated.
    Keywords: Osteoporosis, Planned Behavior Model, Prevention
  • Leila Haji eghrari, Fatemeh Asadi, Samina Javazi *, Tannaz Atef vahid Pages 31-38
     
    Introduction
    Many people with generalized anxiety disorder have emotional schemas that are experiencing negative thoughts such as rumination, inhibition, cognitive avoidance of excitement and persistence of anxiety. The aim of this study was to evaluate the efficacy of acceptance and commitment therapy on behavioral inhibition and cognitive behavioral avoidance in women with generalized anxiety disorder.

    Methods
    This study was a quasi-experimental design with pretest design of post-test and control group. The statistical population of this study was all women with generalized anxiety disorder referring to counseling and psychology services centers in district 4 in Tehran during the period of December 2017 to May 2018, which included 32 people with generalized anxiety disorder who referred to the above centers The goal-based sampling method was selected and tested in two groups of 16 people. Data were collected by using behavioral inhibition and cognitive-behavioral avoidance measures questionnaire and analyzed by SPSS v.22 analysis using multivariate covariance analysis (MANCOVA).
    Results
    The results of data analysis showed that acceptance and commitment therapy had a significant effect on behavioral inhibition and cognitive-behavioral avoidance components of women with general anxiety disorder in the experimental group compared to the control group (P <0.001).
    Conclusion
    The results of this study clearly demonstrated the effectiveness of acceptance and commitment therapy on reducing behavioral inhibition and cognitive behavioral avoidance in women with generalized anxiety disorder. According to these findings, the use of this inexpensive, simple and practical treatment can provide a basis for promoting psychological well-being, adjustment of excitement and proper function in interpersonal relationships.
    Keywords: Acceptance, commitment therapy, behavioral inhibition, cognitive-behavioral avoidance, general anxiety disorder
  • Atefeh Barikani, Shahzad Pashaeypoor * Pages 39-47
     
    Background
    The world is now in the process of passing on health to non-diseases chronic, like non-alcoholic fatty liver (NAFLD) is a major cause of changes in the lifestyle of people. This study aims to evaluate the effects of lifestyle on fatty liver disease (NAFLD).
    Methods
    For this critical review, we identified articles by searching original studies and review articles published in peer reviewed journals indexed in PubMed, Scopus, Proquest, Magiran and Sid between 2008 and 2018 were eligible for this study. The comprehensive electronic literature search included the use of key words: Non-alcoholic fatty liver, Lifestyle, Metabolic syndrome. Of more than 262 articles found14 were considered to be relevant to the scope of this critical review.
    Discussion
    Onset and continuation of fatty liver in NAFLD, beyond food and exercise quantity and feature, is seemingly associated also with other aspects of lifestyle. Among them sleep shortage, lower daily frequency of meals and cigarette smoking are associated with fatty liver.
    Conclusion
    Targeting lifestyle modification in people with NAFLD is vitally important, not only due to the high disease prevalence but also since excess liver fat is an independent risk factor for the development of cardiovascular disease and T2DM. Reducing liver fat and its mediators should be beneficial for delaying or preventing the onset of these life-threatening conditions which in turn reduces the burden placed on health services
    Keywords: Non-alcoholic fatty liver, Lifestyle, Review
  • Abozar Negahdari, Maryam Jadid, Milani *, Seyede Nafise Alemohammad, Seyed Amir Hosein Pishgooei Pages 48-53
     
    Background
    Pre-hospital emergency personnel are faced with stressful environments such as injured places, unwell patients, etc, which are hard to work with and it effects on their quality of work life. The quality of work life is more important because it is related to the key factor in achieving the goals of the organization, that is, human resources. This research conducted to determine correlation between job stress and quality of work life of emergency pre-hospital personnel in Shiraz.
    Method
    This study was a descriptive-co-relational study that was performed on pre-hospital emergency department personnel in the road and township of Shiraz city. Data were collected using three standard demographic characteristics, a Health and Safety Executive (HSE) questionnaire and a Walton Quality of Work Life (QWL) questionnaire. Data was analyzed with SPSS16 software by using descriptive statistics for explain quality of work life and job stress variables and Pearson correlation for determining Correlation between variables.
    Results
    In this study, all 260 personnel who participated in the study completed the project until the end. According to the findings of this study, the median of quality of work life
    Was 89.94± 13.8 and the median of job stress was 105.14± 93.4. Also there was a significant and inverse relationship between the quality of work life index and job stress (P <0.001).
    Conclusion
    The results of this study indicate that the emergency nurse of Shiraz has a moderate upward job stress and a moderate quality of working life. The lower the job stress, the higher the quality of work life increases.
    Keywords: Pre-hospital emergency, Job stress, Quality of working life
  • Samane Najafi, Arezoo Davarinia, Hosein Shaban, Reza Zarvandi * Pages 54-62
     
    Introduction
    Today, countries are classified according to their ability to produce and apply knowledge. In today's world of advanced knowledge and information, research is needed to develop disciplines that directly or indirectly engage in patient care, as in other academic disciplines, and the development of professional knowledge is essential for the continuous advancement of patient care.
    Method
    This cross-sectional study on 70 faculty members and 253 students in Gonabad University of Medical Sciences in 2017. Data were collected through demographic form and the researcher-made questionnaire of research activities among student by stratified randomized sampling for students and census method for faculty members. The face and content validity of the Instruments were confirmed by 10 expert faculty members. Cronbach's alpha coefficient was used to evaluate the reliability of which was obtained coefficient equal to 0.98. Data analyzed using descriptive statistics and statistical tests such as t-test, ANOVA and Chi-Square using SPSS software version 20. The results of the tests were considered to be less than 0.05.
    Results
    Findings showed that most barriers of student research activities related to educational barriers with relative frequency of 90.4%. According to the results of independent t-test, comparing the viewpoint of faculty members and students in the economic and organizational areas related to student research activities had a significant difference with P= 0.009 and P <0.001 respectively.
    Conclusion
    Considering that the most influential factor in encouraging students to research is the educational barriers, it is important that the attention of managers and educational planners should be promoted in order to improve research activities and advance the goals.
    Keywords: Research activities, barriers, facilitators, student, faculty member
  • Shiva Gharibpour, Hamid Hojati * Pages 63-67
     
    Introduction
    Down syndrome is the most prevalent abnormal chromosomal disorder in human and the best known genetic cause of mental retardation which lays the foundations for physical and congenital defects and abnormalities. Abnormal behaviors of children with Down syndrome impair their mother's self-efficacy. The present study was conducted to investigate the effect of reality therapy on general self-efficacy in mothers of children with Down syndrome.
    Method
    In the present clinical trial, which was conducted in the welfare center of Bandar Abbas, Iran in 2016, 40 mothers of children with Down syndrome were randomly assigned to a control and experimental group. The intervention involved holding nine 60-minute training sessions in the experimental group. The patients’ data were collected using demographic questionnaires and the General Self-efficacy Scale (Sherer et al., 1982), and analyzed using descriptive and inferential statistics.
    Results
    The mean pre-intervention self-efficacy score was found to be 55.1±6.9 in the experimental group and 56.2±8.9 in the controls, while the corresponding post-intervention scores were 60.4±6.4 and 57.2±9.5. The independent t-test showed no significant differences between the two groups either before (P=0.62) or after (P=0.22) the intervention. The paired t-test also showed no significant differences in the control group after compared to before the intervention (P=0.51), although this difference was significant in the experimental group (P<0.01). ANCOVA revealed significant differences in the experimental and control groups after compared to before the intervention (P=0.034, Eta=0.16).
    Conclusion
    Reality therapy was found to positively affect self-efficacy in mothers of children with Down syndrome. Reality therapy can be used as a proper and effective method in therapeutic and clinical interventions to improve self-efficacy in these women.
    Keywords: Reality therapy, self-efficacy, children with Down syndrome
  • Soroush Shahbeik, Fatemeh Taghavi Jourachi, Farzaneh Abroshan *, Maryam Naseri Pages 68-75
     
    Introduction
    Following diabetes, there are many physical and psychological problems for people with problems such as family functioning and reduced marital adjustment. The aim of this study was to determine the effectiveness of group-based cognitive therapy based on mind-awareness on family function and marital adjustment of couples with type 2 diabetes.
    Method
    The present study was a semi experimental, pretest-posttest with control group. The statistical population of the study consisted of all couples with type 2 diabetes who referred to health centers in Tehran and the sample included 32 couples who had one of them diagnosis of type 2 diabetes and were in the process of treatment. The subjects were selected during the period from October to March 2017 and assigned to two experimental groups (16 patients) and control (n = 16). The experimental group was subjected to intervention using mind-cognitive-based cognitive therapy for 8 sessions and the data were collected using Family Performance and Marital Compliance Questionnaire. To analyze the data, multivariate covariance analysis was used and data were analyzed using SPSS v.22 statistical software.
    Results
    The results of data analysis showed that there was a significant difference between the mean score of family function components and marital adjustment in the experimental and control groups in the post-test, and cognitive therapy based on mind-awareness increased the total score of family function (P <0.05; F = 078/3) and marital adjustment (P <0.05, F = 520/4) in the experimental group and in the post-test phase.
    Conclusion
    According to the findings of this study, psychological interventions such as cognitive therapy based on mind-awareness on family function and marital adjustment of patients with type 2 diabetes have beneficial effects.
    Keywords: Group Cognitive Therapy Based on Mindfulness, Family Function, Marital Adjustment, Type II Diabetes
  • Mansoureh Sadeh tabarian, Shahrzad Ghiyasvandian *, Shima Haghani Pages 76-82
     
    Background
    perception of disease is effective on behaves, Coping with the disease, Self-regulatory and generally on result of the disease. Health interventions based perception of the disease can be useful in improving the health and well-being of the patient. The aim of this study was to determine the effect of education based on the Leventhal model on on perception of disease in diabetic patients.
    Methods
    This is a clinical trial study performed on diabetic patients referred to diabetes mellitus clinic in Quchan. A total of 80 patients were selected randomly, taking into account entry and exit criteria, and then randomly assigned to two groups of control and intervention. Data were collected from a checklist of demographic data and disease characteristics and the perception of the disease (IPQ-R) questionnaire before and after intervention in both groups. The intervention group during the two sessions was trained based on the Leventhal model. The subjects were evaluated three months after the intervention and the results were analyzed by SPSS 22, T test and chi-square test.
    Results
    The mean of the total perception of the disease in the intervention group before the intervention was 94.33 ± 12.91, which was 121.47 ± 9.72 after the intervention. In the control group, this level was 93.65 ± 14.78 before intervention and after intervention the mean was 93.05 ± 14.19 and this difference was statistically significant (p <0.05).
    Conclusion
    According to the results of this study, diabetic patients find better understanding of their disease after intervention, and this may lead to better treatment and reduce the complications of diabetes in patients.
    Keywords: Leventhal model, perception of disease, diabetes
  • Khorshid Vaskouei Eshkevarei, Kamran Hajinab *, Leila Riahi, Mohammadreza Maleki Pages 83-93
     
    Introduction
    Health policies and medical approaches have been changed with respect to the spread of chronic diseases. Patient participation in clinical decision-making promotes health indicators and results. Despite, this concept and its operational implementation strategies are unfamiliar in most countries. The aim of this study was to compare the models of patient participation in clinical decision-making, to present executive strategies to improve this process in the country.
    Methodology
    A comparative descriptive design was adopted based on the Beredy, method. So, four stages were presented: description, interpretation, juxtaposition, and comparison. This study has compared 14 models for patient participation in clinical decision-making in different aspects. Eight clinical experts who participated in the qualitative research have determined the evaluation indicators.
    Results
    In examining the fourteen models in the field of patient shared decision-making, the results indicate that these models are based on the context, the relationship between physician and patient, patient preferences 100%, practitioner's behavior, patient empowerment 64%, beliefs and The patient's values, the existence of different treatment options of 57%, control over decision-making 50%, patient outcome implications 43%, patient characteristics 36% The role of physician in the community and supporting patient decision-making in the society were 21%
    Conclusion
    Based on this study, effective components of patient participation in decision-making have been extracted. The results of this study will be used to design sheared decision-making model.
    Keywords: participation, decision-making, treatment, patient, model