فهرست مطالب

  • سال هفتاد و یکم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/21
  • تعداد عناوین: 20
|
  • آزاده بذرمنش *، مصطفی ترکش، حسین بشری صفحات 857-867
    در این مطالعه به منظور مدل سازی رویشگاه بالقوهگونه علف پشمکی Bromus tomentellus Boiss و بررسی اثر تغییر اقلیم بر رویشگاه این گونه در استان اصفهان از مدل حداکثر آنتروپی (MAXENT) استفاده گردید. داده های رخداد گونه به وسیله روش طبقه بندی تصادفی با استفاده از بازدید های میدانی و سیستم اطلاعات جغرافیایی شامل 60 مکان مرتعی به عنوان نقاط آموزشی تعیین گردید. همچنین 20 نقطه رخداد به صورت پیمایش زمینی با استفاده از GPS در منطقه غرب استان اصفهان به عنوان نقاط ارزیابی در نظر گرفته شد. 22 لایه محیطی شامل 3 متغیر فیزیوگرافی و 19 متغیر اقلیمی مشتق شده از درجه حرارت و بارندگی در فرآیند مدل سازی مورد استفاده قرار گرفتند. با استفاده از مدل حداکثر آنتروپی رابطه بین رخداد گونه و عوامل محیطی تعیین گردید و پراکنش جغرافیایی گونه به صورت نقشه نمایش داده شد. سپس اثر سناریوهای تغییر اقلیم شامل سناریوی RCP2/6 (خوشبینانه) و RCP8/5 (بدبینانه) بر پراکنش جغرافیایی گونهBr.tomentellus Boiss مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به منحنی های عکس العمل گونه نسبت به متغیر ها ی محیطی گونه Bromus tomentellus ، در محدوده ارتفاعی 2500 تا 3500 متر، شیب 10 تا 30 درجه، بارش سالیانه240 تا 260 میلی متر و متوسط دمای 8 تا 10 درجه سانتی گراد از احتمال رخداد بیشتری برخوردار است. گستره جغرافیایی گونه در دو دوره زمانی سال های 2050 و 2070 نشان داد که تحت سناریوی خوشبینانه 1/46 کیلومتر مربع به مساحت رویشگاه گونه افزوده و تحت سناریو ی بدبینانه حدود 74/35 کیلومتر مربع ازسطح مناسب رویشگاه این گونه کاسته می شود.
    کلیدواژگان: مدل سازی پراکنش گونه ای، نقاط رخداد، منحنی های عکس العمل گونه ای، سناریوهای تغییر اقلیم
  • زهرا براتی، ابراهیم امیدوار *، عطاالله شیرزادی صفحات 869-884
    تهیه نقشه حساسیت پذیری زمین لغزش به عنوان اولین گام مهم در ارزیابی خطر زمین لغزش محسوب می شود. هدف اصلی این پژوهش مقایسه عملکرد الگوریتم یادگیری ماشین مدل لجستیک درختی (LMT) با مدل آماری رگرسیون لجستیک (LR) به منظور مدل سازی حساسیت پذیری زمین لغزش در حوضه سرخون استان چهارمحال و بختیاری است. بدین منظور ابتدا نقشه پراکنش با تعداد 98 موقعیت زمین لغزش با استفاده از داده های عملیات میدانی و همچنین داده های تاریخی ثبت شده، تهیه شد. علاوه بر این، برای تکمیل پایگاه داده ها، 100 موقعیت غیرزمین لغزشی نیز شناسایی شدند. نقاط زمین لغزشی و غیرزمین لغزشی به صورت تصادفی به دو دسته داده مدل سازی و اعتبارسنجی تقسیم شدند. سپس بیست عامل موثر با توجه به مرور منابع و خصوصیات زمین محیطی حوضه شناسایی شدند. در ادامه، مدل های LMT و LR برای شناسایی تاثیر عوامل موثر روی وقوع زمین لغزش و همچنین ارزیابی حساسیت پذیری زمین لغزش ها، به وسیله داده های مرحله آموزش به کار گرفته شدند. در نهایت، عملکرد این دو مدل از طریق سطح زیر منحنی عامل گیرنده (AUC) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج اعتبارسنجی مدل ها حاکی از آن بود که مدل LR با AUC برابر با 797/0 عملکرد مناسب تری نسبت به مدل LMT (740/0 = AUC) از خود نشان داده، هر چند که هر دو مدل ابزارهای مفیدی برای پیش بینی مکانی حساسیت پذیری زمین لغزش هستند. بنابراین مدل LR می تواند به عنوان یک ابزار جایگزین برای مدیریت بهتر مناطق تحت تاثیر زمین لغزش در منطقه مورد مطالعه پیشنهاد شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی آماری، حوضه سرخون، حساسیت پذیری، زمین لغزش، سامانه اطلاعات جغرافیایی، یادگیری ماشین
  • سیدعرفان خاموشی، فریدون سرمدیان *، علی کشاورزی صفحات 885-899
    خاک یک محیط پویا بوده و با مدیریت و کاربری ناصحیح اراضی، به راحتی مستعد تخریب می گردد. بنابراین افزایش تخریب این منبع محدود، امنیت غذایی جهان را شدیدا در معرض خطر قرار می دهد. لذا استفاده مناسب و پایدار از اراضی به امری مهم و اجتناب ناپذیر مبدل شده است. هدف از مطالعه حاضر تهیه نقشه رقومی خاک با استفاده از مدل درخت تصمیم به منظور ارزیابی تناسب اراضی کشاورزی در منطقه آبیک استان قزوین، جهت اهداف مدیریتی و برنامه ریزی برای استفاده پایدار از اراضی است. بدین منظور، با استفاده از روش مکعب لاتین مشروط اقدام به نمونه برداری از منطقه شد و پس از انجام آنالیزهای آزمایشگاهی، با استفاده از مدل جنگل های تصادفی اقدام به مدل سازی و تهیه نقشه خاک منطقه شد. همچنین از روش پارامتریک، ارزیابی تناسب اراضی برای محصولات غالب در منطقه استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که در ارزیابی تناسب اراضی برای گندم آبی با آبیاری سطحی 27/75 درصد از کل منطقه در کلاس S2 و 73/24 درصد از اراضی در کلاس S3 قرار دارند. در ارزیابی تناسب اراضی برای ذرت با آبیاری سطحی 78/14 درصد از اراضی در کلاس S1، 82/84 درصد در کلاس S2 و 39/0 درصد از اراضی نیز در کلاس S3 قرار گرفت. نتایج ارزیابی تناسب اراضی برای یونجه با آبیاری سطحی نشان داد که 10/11 درصد از اراضی در کلاس S1، 49/88 درصد در کلاس S2 و 4/0 درصد نیز در کلاس S3 قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: روش پارامتریک ریشه دوم، مکعب لاتین مشروط، گندم، ذرت، یونجه، قزوین
  • فرهاد ذوالفقاری، حسین آذرنیوند، حسن خسروی *، غلام رضا زهتابیان، شهرام خلیقی سیگارودی صفحات 901-914
    تغییر در سطح زمین اثراتی بر اقلیم نزدیک به سطح یا میکروکلیما خواهد داشت. تالاب بین المللی هامون در دهه های اخیر خشک و پوشش گیاهی در آن کاهش چشمگیری داشته است. آمارهای ایستگاه سینوپتیک زابل نشان دهنده افزایش درجه حرارت این محل می باشد . برای نشان دادن نقش وضعیت سطح زمین بر میکروکلیمای نزدیک به سطح در سه میکروسایت با درصد پوشش مختلف، درجه حرارت عمق 5 سانتیمتری، سطح زمین و ارتفاع 150 سانتیمتری از سطح زمین و شارهای حرارتی و انرژی ارزیابی و مقایسه شده است. فاصله بین میکرو سایت های مختلف پوشش گیاهی حدود 20 کیلومتر و اختلاف ارتفاع بین آن ها کمتر از 10 متر می باشد. میکروسایت A با 65 درصد پوشش گیاهی در داخل تالاب هامون، میکروسایت B با 20 درصد پوشش گیاهی در اراضی رها شده و ایستگاه سینوپتیک شهرستان زابل با تقریبا 100 درصد خاک لخت به عنوان میکروسایت C انتخاب گردید. برای بررسی نقش و اثر پوشش گیاهی بر میکروکلیمای سطح زمین معادله تعادل انرژی سطحی مورد ارزیابی قرار گرفت. آنالیز داده ها در طول دوره مورد مطالعه نشان داد که درجه حرارت در میکروسایت C بیشتر از سایر مناطق بود. که به تبع آن دمای درجه حرارت ارتفاع نیز در این میکروسایت بیشتر مشاهده کردید. به نظر می رسد که کمبود پوشش گیاهی نقش عمده ای در افزایش درجه حرارت هوا در میکروسایت C داشته باشد. نتایج نشان داد که حداکثر اختلاف دما در سه میکروسایت مورد بررسی در ساعت 30 دقیقه بامداد به وقت محلی و میزان دما حدود 2/3 درجه سانتیگراد گرم تر از میکروسایت های A و B بود. بررسی معادله شار انرژی نشان داد که دمای سطح زمین به دلیل تغییر در درصد پوشش سطح زمین متفاوت است و دمای ارتفاع 150 سانتیمتری وابسته به تغییرات شارهای حرارتی سطح زمین می باشد .
    کلیدواژگان: میکروکلیما، اثر سطح، مناطق خشک، درصد پوشش، سیستان
  • قباد رستمی زاد *، علی سلاجقه، علی اکبر نظری سامانی، جمال قدوسی صفحات 915-924
    یکی از انواع فرسایش های آبی که موجب تخریب اراضی و بر هم خوردن تعادل در پهنه های منابع طبیعی می شود، پدیده فرسایش خندقی است. تخریب اراضی، بر هم خوردن منظر زمین و تعادل اکولوژیک و به مخاطره افتادن منابع زیستی در این مناطق، از جمله موارد دیگری است که پژوهش در مورد فرسایش خندقی به ویژه در شهرستان دره شهر را گریز ناپذیر و الزامی می کند. در همین راستا تعداد 36 خندق در پهنه خندقی دره شهر در استان ایلام انتخاب شدند. سپس عوامل محیطی، خصوصیات فیزیکی-شیمیایی خاک، پوشش و هیدرولوژیکی خندق های مورد آزمون با استفاده از عکس های هوایی، نقشه های رقومی مربوطه و عملیات های میدانی مشخص شدند. برای تعیین میزان اثرگذاری این عوامل بر روی هریک از مشخصات ژئومتری خندق با استفاده از منطق فازی و نظریه اطلاع، تابع عضویت و وزن تابع عضویت هریک از عوامل محاسبه شد. سپس رابطه بین متغیرهای وابسته و مستقل با استفاده از رگرسیون چند متغیره بدست آمد. نتایج بررسی های آماری با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره گام به گام نشان داد که طول خندق با مساحت بالادست خندق، عرض بالا و پایین و سطح مقطع خندق با ضریب گردی حوضه، عمق خندق با ضریب گردی حوضه و انحنای دامنه، ارتفاع پیشانی خندق با شیب محلی سر خندق و شیب جداره خندق با درصد تاج پوشش رابطه معنی داری دارند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مشخصات ژئومتری خندق در منطقه مورد مطالعه تابعی از سطح بالادست، ضریب گردی حوضه، انحنای دامنه، شیب محلی سر خندق و در صد تاج پوشش حوزه آبخیز خندق خواهد بود.
    کلیدواژگان: خصوصیات ژئومتری، رگرسیون چندمتغیره، فرسایش خندقی، منطق فازی، نظریه اطلاع
  • الهام رضایی، سمیه ده داری* صفحات 929-938
    مطالعه حاضر به بررسی تاثیر عملیات اصلاحی مرتع بر عملکرد پوشش گیاهی در مرتع زالو آب در فاصله ده کیلومتری جنوب غربی شهرستان آبدانان از توابع استان ایلام پرداخته است. در این مطالعه سه تیمار اصلاحی شامل قرق، بذر پاشی و کپه کاری انتخاب و در کنار هر تیمار سایت هایی به عنوان شاهد انتخاب گردید که دو به دو مجاور هم بودند. نمونه برداری پوشش گیاهی بصورت تصادفی-سیستماتیک در طول سه ترانسکت صد متری در سی پلات یک متر مربعی انجام گرفت. پارامتر های پوشش گیاهی شامل (تولید، تراکم، درصد تاج پوشش، خاک لخت، سنگ و سنگریزه ولاشبرگ) اندازه گیری شدند. داده های به دست آمده توسط نرم افزار spss با استفاده از آزمون t مستقل و آنالیز واریانس به ترتیب جهت مقایسه هر سایت اصلاحی با شاهد و مقایسه سه سایت اصلاحی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که عملیات اصلاحی انجام شده موجب افزایش درصد تاج پوشش، تولید، تراکم گیاهان کلاس I و II و کاهش گیاهان کلاس III، خاک لخت و سنگریزه نسبت به سایت شاهد شده است و بین سایت های اصلاحی و شاهد از نظر خصوصیات ذکر شده تفاوت معنی دار در سطح یک درصد وجود دارد. همچنین نتایج تجزیه واریانس یکطرفه و مقایسه میانگین های خصوصیات مورد اندازه گیری پوشش گیاهی در سه سایت تیمار تفاوت معنی داری در سطح 1% نشان می دهد.
    کلیدواژگان: اصلاح مراتع، بذر پاشی، قرق، کپه کاری
  • سلمان زارع *، محمد جعفری، حسن احمدی، حسن روحی پور، رضا خلیل ارجمندی صفحات 939-948
    برای بیش از پنجاه سال، استفاده از مالچ نفتی یکی از راهکارهای تثبیت تپه های ماسه ای در ایران بوده است. اگرچه مالچ نفتی از موادی است که در تثبیت ماسه های روان موفق عمل کرده است، اما با توجه به مشکلات موجود در اجرای مالچ پاشی با مواد نفتی، استفاده از ترکیبات و روش های کارآمدتر و ارزان تر، ضرورت می یابد. در این راستا، تحقیق حاضر با هدف بررسی کارایی برخی از مالچ های غیرنفتی شامل مالچ های رزینی، پلیمری، بیوپلیمری، معدنی و بیولوژیک جهت تثبیت ماسه های روان در بیابان های ریگ بلند کاشان انجام شده است. در عرصه طبیعی با نصب شاخص های مدرج بر روی قسمت های مختلف تپه، مالچ ها با مقدار مناسب در سه تکرار (سه تپه)، برروی ماسه های بادی روان پاشیده شدند. برای ارزیابی اثر مالچ ها در تثبیت تپه های ماسه ای، از شاخص ضریب اثر تثبیت کنندگی استفاده شد. آزمون مقایسه میانگین نشان داد که بالاترین ضریب اثر تثبیت کنندگی با اختلاف معنی دار مربوط به مالچ بیولوژیک است. پس از آن، به ترتیب سه مالچ رزین، معدنی و پلیمری با ضریب اثر تثبیت کنندگی 45/0، 41/0 و 39/0 قرار دارند. هرچند که این سه نوع مالچ اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند. مالچ بیوپلیمری با کمترین ضریب اثر تثبیت کنندگی (21/0) اختلاف معنی داری با سایر مالچ ها از خود نشان داد. در تپه مالچ پاشی شده با مالچ بیولوژیک، به دلیل تشکیل سله محکم در مقابل فرسایش، برداشت ماسه تقریبا متوقف شده و تپه کاملا تثبیت شده است. از بین مالچ های مورد بررسی، تنها مالچ بیولوژیک کارایی مناسب تری داشت.
    کلیدواژگان: بیابان زایی، فرسایش بادی، تپه های ماسه ای، تثبیت کننده خاک
  • صلاح الدین زاهدی* صفحات 949-962
    کاشت اکوتیپ های گونه مرتعی Elymus hispidus var. hispidus در ایستگاه پژوهشی بهارستان سنندج به منظور بررسی قدرت استقرار و سازگاری انجام شد. این بررسی از سال 1389 شروع و تا سال 1394 ادامه یافت. برای هر اکوتیپ به مقدار کافی بذر از پایه های مختلف سراسر استان جمع آوری و در پائیز سال 1389 در فاز تکثیر بذر برای هر اکوتیپ کشت شدند. در پائیز سال های 90 و 91 اکوتیپ های هر گونه در قالب طرح های آماری بلوک های کامل تصادفی در عرصه های مرتعی به صورت دیم کشت شدند. ابعاد کرت های آزمایشی 2*4 مترمربع که به صورت 4 خط 4 متری با فاصله 50 سانتی متر اجرا گردید و برای حذف اثرات حاشیه ای فاصله بین کرت ها 5/0 متر و فاصله بین بلوک ها 2 متر در نظر گرفته شد. متغیرهای اندازه گیری شده برای انتخاب و ارزیابی اکوتیپ ها شامل: 1) درصد سبز شدن بذرها در عرصه 2) گلدهی 3) تشکیل بذر 4) ارتفاع گیاه 5) تولید 6) سطح پوشش تاجی و 7) توان رویش مجدد که نتایج نشان داد بین متغیرهای اندازه گیری شده و اکوتیپ ها در سطح احتمال (P< 0.05) اختلاف معنی دار وجود دارد. آزمون دانکن برای پارامترهای مورد اندازه گیری اکوتیپ های مختلف نشان داد که اکوتیپ دولاب، دارای بهترین عملکرد است. به نظر می رسد که فاکتورهای ارتفاع از سطح دریا، عمق خاک و جهت جغرافیایی بیشترین تاثیر را بر عملکرد اکوتیپ های مختلف داشته اند.
    کلیدواژگان: استقرار، اکوتیپ، ایستگاه پژوهشی بهارستان، سازگاری
  • مهدیه سنجری * صفحات 963-971
    با توجه به روند روز افزون استفاده از ابزار سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) در مطالعات منابع طبیعی از یک سو و پیچیدگی ساز و کارهای زیستی، زمین شناختی، ژئومورفولوژیکی، هیدرولوژیکی و بوم شناختی از سوی دیگر، مقیاس به عنوان مبحثی تاثیر گذاردر حال شکوفایی است. از آنجا که در مطالعات منابع طبیعی بر اساس فاز مطالعه، از نقشه های با مقیاس گوناگون استفاده می شود، لذا به منظور استفاده از نتایج بدست آمده از مطالعه در سیاستگزاری و مدیریت عرصه های منابع طبیعی، تعیین دقت (مقیاس) مطالعه و دامنه کاربرد نتایج آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از آنجا که متخصصین علم هیدرولوژی برای حوضه های فاقد آمار استفاده از مدل هیدروگراف واحد لحظه ای ژئومورفولوژی (GIUH) را پیشنهاد نموده اند و این مدل بر اساس ارتباط عوامل ژئومورفولوژی و اثر آن بر پاسخ های هیدرولوژیک شبیه سازی گردیده است، لذا لازم است در ابتدا مقیاس بهینه به منظور اجرای این مدل شناسایی شده و مورد استفاده قرار گیرد. این مقاله سعی دارد با استفاده از تحلیل چند مقیاسه، از میان نقشه های 1:25000 و 1:50000 (نقشه های توپوگرافی موجود در کشور)، مقیاس بهینه (مناسب ترین مقیاس از نظر دقت نتایج و صرف هزینه و وقت کمتر) را تعیین نماید. رسالت اصلی این مقاله مقایسه مدل GIUH با داده های مشاهده ای و چگونگی کارایی آن در این حوضه مشخص نیست، بلکه هدف آن است که با تحلیل چند مقیاسه این مدل در دو مقیاس 1:25000 و 1:50000 مقیاس بهینه در اجرای این مدل تعیین گشته و به منظور تحقیقات آتی مد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مقیاس، شبکه هیدروگرافی، هیدروگراف واحد لحظه ای ژئومورفولوژی (GIUH)، حوزه آبخیز جاجرود
  • طیبه سادات سهرابی*، عباس علی ولی، ابوالفضل رنجبر فردویی، سید حجت موسوی صفحات 973-985
    پدیده گرد وغبار یکی از عوارض ثانویه اکوسیستم های مناطق خشک و نیمه خشک است. این پدیده ناشی از بازخورد سیستم در مقابل عوامل متعدد فشار و تخریب می باشد. یکی از مهم ترین ارکان اکوسیتم ها پوشش گیاهی آن است. از آنجا که عامل پوشش گیاهی منعکس کننده عوامل متعدد در اکوسیستم است، لذا می توان با مطالعه رابطه تغییرات آن با سایر عوامل نظیر پدیده گرد و غبار به اثر متقابل عوامل پی برد. در این تحقیق به بررسی تاثیر پوشش گیاهی بر وقوع پدیده گرد و غبار در استان اصفهان طی دوره مطالعه 2016-2000 با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و شاخص پوشش گیاهی نرمال شده پرداخته شده است. برای انجام تحقیق، داده های تعداد وقوع گرد و غبار در ایستگاه های سینوپتیک استان برای دوره مورد مطالعه از سازمان هواشناسی دریافت و فراوانی روزهای گرد وغبار هر ایستگاه در هر سال استخراج گردید. با استفاده از روش کریجینگ، روزهای گرد وغبار استان پهنه بندی گردید. نقشه پوشش گیاهی استان نیز برای هرسال و بر اساس شاخصNDVI تیرماه هرسال از تصاویر سنجنده MODIS تهیه گردید. تحلیل رگرسیونی داده های گرد وغبار سالانه و شاخص پوشش گیاهی نیز به منظور تحلیل کمی تاثیر پوشش گیاهی بر وقوع گرد و غبار انجام شد. نتایج پهنه بندی نشان داد که تعداد وقوع گرد و غبار در سال های اخیر نسبت به گذشته افزایش و سال های 2011 و 2007 به ترتیب با مقادیر 496 و 67 روز، بیشترین و کمترین تعداد گرد وغبار در طول دوره می باشند. همچنین ایستگاه نایین و اصفهان (فرودگاه) به ترتیب با 914 و805 روز بیشترین و گلپایگان و داران با 91 و111 روز کمترین میزان وقوع گرد و غبار را داشته اند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد وقوع گرد و غبار مربوط به شرق و مرکز استان و کمترین مربوط به بخش های دیگر استان است. پوشش گیاهی نیز در طی دوره مورد مطالعه در شرق و مرکز استان کمترین مقدار بوده است. مقدار NDVI نیز در سال های 2011،2013 و2015 کمترین مقدار بوده و بین 69/0تا 19/0- تغییر داشته است. نتایج تحلیل رگرسیونی نیز نشان داد که فراوانی وقوع گرد وغبار با پراکنش پوشش گیاهی ارتباط نزدیکی دارد و با کاهش پوشش گیاهی، بر تعداد وقوع گرد و غبار افزوده می شود. به طورکلی عامل پوشش گیاهی با همبستگی معنی دار در سطح خطای کمتر از 5 درصد، 78 درصد از تغییرات پدیده گرد و غبار را تبیین می کند. بنابراین مدیریت اکوسیستم ها و بالاخص پوشش گیاهی در پدیده گرد وغبار موثر است.
    کلیدواژگان: تخریب، مدیریت، سیستم اطلاعات جغرافیایی، شاخص پوشش گیاهی نرمال شده، استان اصفهان
  • مرتضی صابری *، وحید کریمیان صفحات 987-996
    مطالعات ویژگی های عملکردی لکه های گیاهی مرتع در شناسایی معرف های گیاهی موثر در سلامت مراتع مناطق خشک و نیمه خشک با بهبود بخشیدن شرایط سطح خاک و همچنین شناخت تاثیر عملیات های اصلاحی مدیریتی و تغییرات شرایط طبیعی در سطح مرتع موثر است. بدین منظور در منطقه نیاتک سیستان نمونه برداری در سطح چشم انداز که دارای شرایط یکسان بوده و در آن برخی گونه های بومی مانند Alhagi camelorum و Salsola rigida و 2 گونه Tamarix ramosissima و Haloxylon persicum از طریق بوته کاری مستقر شده است، انتخاب گردید و اثر این قطعات گیاهی بر ویژگی های عملکردی اکوسیستم مورد بررسی قرار گرفت. جهت نمونه برداری 4 ترانسکت 150 متری مستقر شد و با استفاده از مدل LFA سه ویژگی پایداری، نفوذپذیری و چرخه عناصر با استفاده از 11 شاخص سطح خاک تعیین گردید. با توجه به نتایج ملاحظه گردید که 2 گونه کشت شده دارای عملکرد بالاتری نسبت به گونه های بومی هستند و کلیه قطعات با میان قطعات از نظر آماری تفاوت معنی داری دارند. در بین گونه های بومی و مستقر شده گونه Tamarix ramosissima دارای ویژگی های عملکردی بالاتری نسبت به سایر گونه ها است. به طور کلی با توجه به ویژگی های عملکردی بالاتر در قطعات اکولوژیک کاشته شده، این قطعات به منظور انجام عملیات اصلاحی مراتع مشابه پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: عملکرد، پایداری، مرتع، بیولوژیک، سیستان
  • اعظم طبرزدی، مقداد جورغلامی *، علیرضا مقدم نیا، باریس مجنونیان قراقز، پدرام عطارد صفحات 997-1011
    در چشم انداز شهری، بسیاری از چالش های محیط زیستی نظیر رواناب ناشی از آب رگبار و ریسک سیلاب، آلودگی شیمیایی و ذرات معلق هوا، خاک و آب شهری، جزیره گرمایی شهری و امواج حرارتی تابستانه تشدید می شوند. رواناب های ناشی از بارش های شدید در بسیاری از مناطق جهان منجر به سیل، فرسایش، رسوب و حمل عناصر می شوند که پوشش گیاهی جنگلی یکی از مهم ترین عوامل تعدیل سیلاب و کنترل فرسایش و رسوب است. دراین پژوهش وضعیت کیفی رواناب در پارک جنگلی چیتگر با هدف تعیین الگوی کیفی رواناب پارک جنگلی و اثر پوشش جنگلی برآن، مورد بررسی قرار گرفت و دبی رواناب، پارامترهای فیزیکی و شیمیایی در طی 3 رویداد رگبار (5 دی و 25 بهمن 95 و 15 اردیبهشت 96) مورد اندازه گیری و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که مقادیر میانگین پارامترهای دبی 3/1988 لیتر بر ساعت، کل مواد جامد محلول (TDS) 64/40 میلی گرم در لیتر،کل مواد جامد معلق (TSS) 8/ 2064 میلی گرم در لیتر ، pH 75/7، کلسیم 95/2 میلی گرم در لیتر ،منیزیم 23/2 میلی گرم در لیتر، سدیم 4/584 میلی گرم در لیتر ، پتاسیم 71/5 میلی گرم در لیتر، نیترات 36/1 میلی گرم در لیتر و فسفات 71/ 0 میلی گرم در لیتر بود. همچنین ارزیابی همبستگی بین پارامترها حاکی از وجود همبستگی زیاد بین پارامترها بود که قوی ترین آنها شامل همبستگی بین کلسیم با دبی رواناب (66/0) و کل مواد جامد محلول (69/0)؛ سدیم با pH (71/0) و کل مواد جامد محلول (65/0) بود. بررسی خصوصیات رواناب سه زیر حوضه A (29% پوشش)، B (31% پوشش)و C (24%پوشش) نشان داد که افزایش درصد پوشش موجب کاهش میزان رواناب در بارش های سالانه شد. همچنین در اثر بالاتر بودن پوشش گیاهی در زیرحوضه های A و B، میزان املاح معلق، املاح کل، سدیم، پتاسیم و کلسیم رواناب کمتر بود. اما در مورد یون های نیترات و فسفات احتمالا به دلیل افزایش فعالیت های بیولوژیکی در پوشش های جنگلی بالاتر، میزان آن در زیرحوضه های دارای پوشش 29 و 31 درصد بیشتر از زیرحوضه دارای پوشش 24 درصد بود.
    کلیدواژگان: دبی، رواناب شهری، کیفیت آب، کل مواد جامد محلول، کل مواد جامد معلق، پارک جنگلی چیتگر
  • امیر علم بیگی* محسن ملک لی صفحات 1013-1027
    پدیده خشکسالی طی دهه گذشته در ایران همواره رو به افزایش بوده است. این در حالی است که مدیریت خشکسالی به عنوان رویکردی کاربردی می تواند به تخفیف اثرات این پدیده کمک کند. در امر مدیریت خشکسالی، نهادها و کارآفرینی نهادی می توانند نقشی اساسی در مناطق دچار خشکسالی ایفا نموده و به عنوان راه حلی مناسب جهت افزایش تاب آوری نسبت به خشکسالی باشند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نهادی مدیریت خشکسالی و با رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را کشاورزان خرده مالک شهرستان ساوه تشکیل می دهند. روش آماری غالب در پژوهش حاضر جامعه سنجی و استخراج شاخص‏های کل شبکه از طریق تکنیک تحلیل شبکه می باشد. بر اساس اطلاعات به دست آمده از رتبه بندی نهادی مشخص شد که بیشترین جریان اطلاعاتی در شبکه دو وجهی اطلاعات آموزشی با جهاد کشاورزی و دامپزشکی است. در مورد جریان اطلاعات حمایت مالی بانک ها و موسسات اعتباری از نظر مرکزیت درجه در صدر قرار دارند. از نظر جریان اطلاعات تخصصی دامپزشکی نیز بیشترین نقش مرتبط با جریان دهی به اطلاعات فنی و تخصصی در راستای سازگاری با تغییر اقلیم می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ابعاد مختلف شبکه اجتماعی بر روی بسیج منابع اثر می گذارد و از سوی دیگر، کارآفرینی نهادی می تواند آسیب ناشی از تغییر اقلیم را کاهش دهد. در پایان پیشنهادهایی بر پایه یافته های پژوهش ارائه شده است.
    کلیدواژگان: تئوری نهادی، کارآفرینی نهادی، تحلیل شبکه اجتماعی، سازگاری نهادی، خشکسالی
  • محمد عموزاد مهدی رجی، غلام علی جلالی، عباس علی پور، محمدحسین پاپلی یزدی، مهدی قربانی * صفحات 1029-1041
    جنگل‏های شمال کشور در طی سنوات گذشته به دلیل دسترسی آسان، افزایش جمعیت و غیره توسط دخالت‏های انسانی مورد تعرض قرار گرفته است. بررسی تغییرات کاربری یکی از روش‏های اساسی در مدیریت و ارزیابی منابع طبیعی می‏باشد. تحقیق حاضر، در زیر حوزه بابلکرود به مساحت 14896 هکتار اجرا شد. جمعیت منطقه شامل روستاها، آبادی‏های کوچک و برزگ به‏میزان 1521 خانوار می‏باشند. در این تحقیق نقشه‏های 3 دوره سال‏های 1345 – 1373 و 1383، بدوا توسط نرم افزار Micro station تبدیلات لازم و نیز موزائیک‏سازی نقشه‏های مذکور تهیه و بعد از برش مرز حوزه، پردازش آن ها در محیط نرم افزار AutoCAD انجام شد. تصاویر ماهواره‏ای land sat مربوط به 2013 پس از اصلاح انجام مراحل ژئورفرنس کردن در نرم‏افزار Erdas به محیط نرم‏افزار Arc GIS و Auto CAD وارد و لایه‏های مربوطه از آن استخراج گردید. سپس روند تغییرات کاربری اراضی و مصادیق زمین‏خواری اراضی ملی از طریق تغییر مساحت اراضی زراعی، اماکن مسکونی و گاوسراهای جدید، احداث جاده دسترسی، در هر دوره مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. نتایج به دست آمده تحقیق نشان می‏دهد در دوره اول سال 1345 الی 73 بیشترین تغییر کاربری شامل تبدیل عرصه جنگل و مرتع به اراضی زراعی است. با توجه به نتایج حاصل تغییرات کاربری در طول دوره 47 ساله 1345 الی 1392 سطحی به‏میزان 413 هکتار، حدودا معادل 3 درصد، از اراضی جنگلی و مرتعی به دیگر کاربری‏ها تبدیل شدند، در نتیجه نرخ تغییر کاربری طی این دوره 8/8 هکتار در سال بدست آمد. نرخ تغییرات تعداد واحد دامداری و دیگر اماکن در جنگل 9 واحد در سال بود.
    کلیدواژگان: تصاویر ماهواره‏ای، جنگل و مرتع، حوزه بابلکرود، زمین‏خواری، نرخ تغییرات کاربری اراضی، نقشه پوششی
  • حمید غلامی *، محمدرضا مهردادی، مهدی نجفی، مهدی بی نیاز صفحات 1043-1054
    کمی نمودن سهم منابع رسوبات بادی به منظور اولویت بندی آن ها و کاهش یا کنترل فرسایش بادی ضروری می باشد. هدف از این تحقیق، کمی نمودن عدم قطعیت سهم منابع رسوبات بادی با استفاده از تکنیک انگشت نگاری و روش شبیه سازی مونت کارلو در دشت سیرجان می باشد. بدین منظور، 46 نمونه سطحی شامل 6 نمونه پهنه های ماسه ای به عنوان منطقه رسوب بادی و 40 نمونه از منابع بالقوه رسوبات بادی شامل Qt (13=n)، Qc (17=n)، Qsg (5=n) و Dc (5=n) جمع آوری گردید. پس از آماده سازی نمونه ها، غلظت هشت عنصر ژئوشیمیایی به عنوان ردیاب در آزمایشگاه اندازه گیری شد و سپس منابع رسوبات بادی با استفاده از یک فرآیند آماری دو مرحله ای شامل آزمون های آماری کروسکال والیس و آنالیز تحلیل تشخیص گام به گام تفکیک شدند. در نهایت، ردیاب های بهینه به عنوان پارامتر ورودی به مدل ترکیبی در نظر گرفته شد و عدم قطعیت مربوط به سهم های ارائه شده، توسط روش شبیه سازی مونت کارلو محاسبه گردید. نتایج نشان داد که چهار ردیاب Fe، K، Mg و Cu به عنوان ردیاب بهینه انتخاب شدند و کمی سازی سهم منابع با استفاده از این چهار ردیاب انجام گردید. منابع اصلی تامین کننده رسوب برای رسوبات بادی در منطقه مورد مطالعه، Qc و Dc شناخته شدند و همچنین عدم قطعیت کامل (100٪-0) در سهم برخی منابع محاسبه گردید. بنابراین فعالیت های مدیریتی به منظور کنترل و تثبیت فرسایش بادی باید در این دو منبع به منظور جلوگیری از برداشت ذرات متمرکز گردد. با توجه به کارایی بالای این روش، استفاده از آن به منظور کمی نمودن سهم منابع رسوبات بادی در سایر مناطق با فرسایش بادی فعال پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: انگشت نگاری، ردیاب، رسوب بادی، شبیه سازی مونت کارلو، سیرجان
  • اردوان قربانی *، فرید دادجو، مهدی معمری، محمود بیدار لرد صفحات 1055-1071
    هدف این تحقیق بررسی ارتباط بین تولید اولیه سطح زمین (تولید اندام های هوایی تمام گیاهان مرتعی بدون توجه به خوشخوراکی) و عوامل محیطی (ارتفاع از سطح دریا، شیب دامنه، جهات دامنه، شاخص توپوگرافی، بارندگی فصلی و سالیانه و دمای فصلی و سالیانه) در مراتع هیر- نئور استان اردبیل بود. ابتدا با در نظر گرفتن تیپ های گیاهی و عوامل محیطی، تولید اولیه سطح زمین در مرحله اوج رویش گیاهان با استفاده از پلات های یک متر مربعی (330 پلات) به روش تصادفی-سیستماتیک و قطع و توزین برداشت شد. با استفاده از نقشه های با مقیاس 1:25000، مدل رقومی ارتفاع، نقشه های شیب، جهت، طبقات ارتفاعی و شاخص توپوگرافی استخراج شد. نقشه های دما و بارندگی فصلی و سالیانه نیز با استفاده از معادله های گرادیان استخراج شده با استفاده از ایستگاه های هم جوار (اردبیل، سرعین، خلخال و کوثر) منطقه تهیه شد. برای بررسی معنی داری تولید اولیه سطح زمین در طبقات مختلف عوامل محیطی از تجزیه واریانس یک طرفه استفاده شد. سپس برای تعیین مهم ترین عوامل محیطی موثر از تجزیه به مولفه های اصلی استفاده شد. نقشه تولید اولیه سطح زمین نیز با استفاده از معادله رگرسیون درجه دو استخراج شده، در GIS تهیه شد. نتایج نشان داد که تولید اولیه سطح زمین با عوامل ارتفاع و بارندگی رابطه مستقیم و با دما رابطه عکس دارد. همچنین بیشترین تولید اولیه سطح زمین در جهت غربی ثبت شد. نتایج تجزیه به مولفه های اصلی نشان داد مولفه های اول (شامل بارندگی و دمای سالیانه، ارتفاع از سطح دریا) و مولفه دوم (شامل شیب) با 10/76 درصد بیشترین تاثیر را بر روی تولید اولیه سطح زمین دارند. همچنین نقشه تولید اولیه سطح زمین تهیه و صحت نقشه برابر با 54/0 به دست آمد که نشانگر اعتبار مدل است. از یافته های این تحقیق می توان در مدیریت مراتع برای ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای تولید اولیه سطح زمین و توازن کربن استفاده کرد.
    کلیدواژگان: مراتع، تولید اولیه سطح زمین، عوامل پستی و بلندی، عوامل اقلیمی، هیر- نئور
  • اصغر کوه پیما *، سادات فیض نیا صفحات 1073-1083
    زمین لغزش هر ساله در نقاط مختلف جهان سبب زیان های اقتصادی و اجتماعی بسیاری می شود. این زیان ها می تواند با استفاده از اقدامات مدیریتی مناسب مانند تهیه نقشه های پهنه بندی حساسیت زمین لغزش در حوضه تا حد زیادی کاهش یابد. هدف از تحقیق حاضر پهنهبندی حساسیت زمین لغزش با استفاده از روش فاصله ماهالانوبیس در حوزه لتیان است. ابتدا بر اساس تفسیر عکس های هوایی و بازدید های میدانی گسترده تعداد 208 مورد زمین لغزش شناسایی و با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی زمین مرجع شده و نقشه پراکنش زمین لغزش های حوضه به دست آمد. سپس نقشه 12 عامل موثر که شامل بارش، کاربری اراضی، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده، سنگ شناسی، ارتفاع، درصد شیب، جهت شیب، شاخص انحنای عرضی دامنه، حداکثر شتاب افقی زلزله و شاخص رطوبت توپوگرافیکی به عنوان مهم ترین عوامل موثر در وقوع زمین لغزش تهیه شد و ارتباط هریک از عوامل و نقاط لغزشی مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت نقشه پهنه بندی حساسیت زمین لغزش حوزه آبخیز لتیان بر اساس مدل فاصله ماهالانوبیس به دست آمد. برای ارزیابی نتایج نیز از آزمون های ROC و کای اسکوئر استفاده شد. نتایج نشان داد بیش از 80 درصد حوضه در محدوده کلاس خطر زیاد و خیلی زیاد حساسیت قرار گرفته است. شاخص AUC (مساحت زیر منحنی ROC) برای این مدل برابر 896/0 یا 6/89 % به دست آمده که نشان دهنده قابلیت و دقت بالای مدل است. همچنین نتایج آزمون کای اسکوئر بیانگر تفکیک مناسب کلاس های حساسیت زمین لغزش توسط مدل می باشد.
    کلیدواژگان: پهنه بندی، زمین لغزش، فاصله ماهالانوبیس، شاخص Roc، لتیان
  • جواد معتمدی (ترکان) *، حسین ارزانی، مرتضی مفیدی ، اسماعیل شیدای کرکج ، سحر بابایی صفحات 1085-1098
    نقش چوپان در نگهداری، مدیریت و پراکنش دام در مراتع، بسیار با اهمیت است. هدایت گله، نقش اساسی در پراکنش چرا و عملکرد مطلوب دام در مرتع دارد. از این رو ضرورت دارد سیستم شبانی موجود، مورد ارزیابی قرار گیرد و مشخص گردد که دام ها تا چه حد مطابق معیارها و شاخص های اکولوژیک، در مکان های شایسته، چرا داده می شوند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش چوپان در هدایت گله و پراکنش دام (گوسفند) و تطابق آن با نقشه شایستگی مرتع انجام شد. ثبت حرکت دام ها در ماه های مختلف فصل چرا توسط GPS و انطباق آن با نقشه شایستگی مرتع، نشان داد که هدایت دام توسط چوپان، در مساحت هایی صورت گرفته که به واسطه محدودیت تولید علوفه و بعضا حساسیت خاک به فرسایش، از شایستگی کمی برای چرا برخوردار است. از این رو فرضیه پژوهش مبنی بر اینکه چوپان نقش موثری در پراکنش دام بر اساس شایستگی مرتع ندارد، تایید می شود و با توجه به اینکه چوپان، دام ها را در مکان هایی چرا داده است که شایستگی کمی برای چرا دارند، نتیجه گرفته می شود که سیستم شبانی موجود در مراتع منطقه، کارآمد نمی باشد. از این رو استفاده از تکنولوژی های جدید نظیر GPS و حصارهای الکتریکی در کنار دانش بومی به منظور هدایت مناسب گله و کاهش فشار چرای دام در محدوده هایی که بر مبنای معیارها و شاخص های اکولوژیک، شایستگی لازم برای چرا را ندارند، پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: شایستگی مرتع، پراکنش دام، مراتع کوهستانی ارومیه
  • حمیدرضا ناصری *، ناطق لشکری صنمی، سیدعلی صادقی سنگ دهی صفحات 1099-1109
    به منظور تامین احتیاجات غذایی حیوانات و تولید پروتئین حیوانی، نیاز به تنظیم جیره متعادل و برنامه غذایی صحیحی می باشد که این موضوع خود بر پایه شناخت درستی از مواد غذایی علوفه استوار بوده و از طریق تجزیه و تعیین مواد مغذی امکان پذیر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه کیفیت علوفه 7 گونه گیاهی مورد چرای شتر شامل Nitraria schoberi، Smirnovia iranica، Seidlitzia rosmarinous، Stipagrostis plumosa، Astragalus squarrosus، Alhaji persarum و Zygophyllum eichwaldii، در مراتع کویر مرنجاب در دو مرحله رشد رویشی و بذردهی انجام شد. به این منظور شاخص های پروتئین خام، انرژی متابولیسمی، ماده خشک، ماده خشک قابل هضم، دیواره سلولی عاری از همی سلولز، فسفر، پتاسیم، نیتروژن و سدیم تحت تجزیه شیمیایی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر شاخص های کیفیت علوفه در بین هر کدام از 7 گونه و همچنین مراحل فنولوژیکی از نظر آماری اختلاف معنی دار در سطح 1 درصد داشتند. در همه گونه ها با پیشرفت مراحل رشد و بلوغ گیاه، از میزان پروتئین خام، انرژی متابولیسمی و فسفر کاسته و بر میزان ماده خشک و دیواره سلولی عاری از همی سلولز افزوده شد. گونه قره داغ (N. schoberi) بیشترین میزان پروتئین خام (51/26) را در مرحله رشد رویشی و گونه اشنان (S. rosmarinous) کمترین پروتئین (91/3) را در مرحله بذردهی داشتند. همچنین در هر دو مرحله فنولوژیکی، بیشترین میزان هضم پذیری ماده خشک، انرژی متابولیسمی، پتاسیم و سدیم در گونه اشنان وجود داشت و بیشترین میزان پروتئین خام، نیتروژن و فسفر در گونه دم گاوی (S. iranica) مشاهده شد.
    کلیدواژگان: تنظیم جیره غذایی، شاخص های کیفی علوفه، کویر مرنجاب، کیفیت علوفه، مراحل فنولوژیکی
  • رضا یاری، اسفندیار جهان تاب *، غلام علی حشمتی صفحات 1111-1121
    با توجه به اهمیت داشتن اطلاعات پوشش گیاهی و خاک در جهات مختلف شیب، هدف از تحقیق حاضر ارزیابی تاثیر جهت شیب بر پتانسیل های عملکردی و شاخص های سطحی خاک در مراتع ییلاقی چهارباغ استان گلستان می باشد. جهت این بررسی از روش تحلیل عملکرد چشم انداز (LFA[1]) و در جهات اصلی شیب استفاده شد. بدین منظور در چهار جهت اصلی سه ترانسکت 100 متری با فواصل مشخص مستقر و در طول ترانسکت ها نوع، طول و عرض لکه ها و فاصله بین لکه ای اندازه گیری شد. جهت محاسبه پتانسیل های عملکردی (پایداری، نفوذپذیری، چرخه مواد غذایی و شاخص نظام یافتگی پوشش گیاهی) در جهات مختلف شیب با استفاده از 11 شاخص سطح خاک از دستورالعمل Excel, LFA استفاده شد. جهت بررسی معناداری پتانسیل های عملکردی از نرم افزار SAS و آزمون تجزیه واریانس و برای طبقه بندی میانگین پتانسیل های عملکردی از آزمون گروه بندی دانکن استفاده شد. برای بررسی شاخص های سطحی خاک در امتداد هر ترانسکت (100متر)، 5 پلات مستقر و 11 شاخص به صورت کیفی و با استفاده از جداول مربوطه امتیازدهی و برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف استفاده شد. جهت بررسی معناداری خصوصیات سطحی خاک از آزمون غیرپارامتری کروسکال والیس و طبقه بندی شاخص ها از آزمون گروه بندی دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد پتانسیل های عملکردی در جهات مختلف دارای اختلاف معنادار است (05/0>P)، به طوری که بیشترین درصد پتانسیل های عملکردی در جهت شمال و کمترین مقدار آن در جهت شرق برآورد شد. شاخص نظام یافتگی پوشش گیاهی برای جهات شمال، جنوب، شرق و غرب به ترتیب 53/0، 43/0، 38/0 و 51/0 برآورد شد. همچنین نتایج نشان داد به جز شاخص های پوشش کریپتوگام و میکروتوپوگرافی، تمامی شاخص های مورد بررسی در جهات مختلف دارای اختلاف معنادار می باشند (05/0>P). نتایج تحقیق حاضر حاکی از تاثیر جهت بر خصوصیات پوشش گیاهی و خاک جهت اعمال مدیریت صحیح و بهینه می باشد. همچنین جهت دامنه ها می تواند تاثیر مهمی بر پتانسیل های عملکردی اکوسیستم مرتعی داشته باشد.
    کلیدواژگان: پایداری، نفوذپذیری، خصوصیات خاک، روش LFA
|
  • Zahra Barati, Ebrahim Omidvar *, Ataollah Shirzadi Pages 869-884
    Landslide susceptibility mapping is considered as the first important step in landslide risk assessment. The main purpose of this study is to compare the performance of a machine learning algorithm (a logistic model tree), and a statistical model (a logistic regression), for landslide susceptibility modeling in the Sarkhoon watershed, Chaharmahal and Bakhtiari province. For this purpose, at first, a landslide inventory map including a total of 98 landslide locations was constructed using historical landslides, and extensive field surveys. In addition, a total of 100 non-landslide locations were also identified to construct a database. The landslide and non-landslide locations were randomly selected and divided into two groups with a 70/30 ratio for modelling and validation processes. Twenty conditioning factors were selected based on literature review and geo-environmental properties in the study area. Subsequently, the logistic model tree (LMT) and the logistic regression (LR) models were applied to identify the influence of conditioning factors on landslide occurrence. Finally, the performance of the models in landslide susceptibility mapping was investigated using the area under the receiver operating characteristics curve (AUC). The results concluded that the LR model (AUC = 0.797) outperformed and outclassed the LMT (AUC = 0.740) model in the study area. Although both models were reliable tools for spatial prediction of landslide susceptibility; however, the LR model was more accurate that it can be proposed as an alternative tool for better management of areas prone to landslide in the study area.
    Keywords: Statistical assessment, Sarkhoon watershed, Susceptibility, landslide, GIS, Machine learning
  • Seyyed Erfan Khamoshi, Fereydoon Sarmadian *, Ali Keshavarzi Pages 885-899
    Soil is known as a dynamic media so it easily degrade with inapplicable usage so with increasing in degradation of this limited source, the world’s food safety would be in danger. Thus, applicable and sustainable usage of agricultural lands are become an essential and inevitable agenda. Therefore, the aim of this study is to Digital soil mapping using decision tree for agricultural land suitability, In order to constitute management programs for sustainable use of agricultural lands. For this aim, samples were collected based on cLHS and after some laboratory experiments, modeling and digital soil mapping were created by Random Forest Model. Also, agricultural land suitability for dominant crops were investigated by parametric method. The results showed that the land evaluation for irrigated wheat with surface irrigation 75.27% of the total area S2 class and 24.73% of the land in the class S3, respectively. In assessing the suitability of land for Maize irrigation, 14.78% of the land in classes S1, S2 84.82 of class and 0.39% of the land in the class S3, respectively. Results for alfalfa irrigation land evaluation showed that 11.10 percent of the land in classes S1, 88.49% in the S2 class and 0.4% of the class S3, respectively
    Keywords: Parametric square root method, conditioned Latin hypercube sampling, Wheat, Maize, Alfalfa, Qazvin
  • Farhad Zolfaghari, Hossein Azarnivand, Hassan Khosravi *, Gholamreza Zehtabian, Shahram Khalighi Sigaroodi Pages 901-914
    Any Changes in a dry land surface ecosystem will be affected by the climate near the ground or microclimate in the vertical plane. In recent decades' wetland drying cause to reduced vegetation significantly. Assessing Zabol synoptic station statistics shown an increased temperature of this place. It seems that there has a direct relationship between the changes in land surface vegetation and increases the ambient temperature. The situation ground roll on microclimate has been investigated to illustrate this relationship. In this study we compare and assessment temperatures at depth of 5cm and surface and height about 150 cm and heat fluxes and energy in three microsites with different vegetation cover. The distance between the experiment microsites is about 20 km, and the elevation difference is less than 10 meters. Microsite A with the total vegetation average about 65%, B microsites 20% and microsites C with 100% bare soil. It evaluated the equation ρc_p z_a (dT_air)/dt to investigate the role and effects of vegetation on the ground surface. Data analyzes showed temperatures in the period of study at the C microsites were higher than other microsites. It seems the lack of vegetation in microsites C has a major role in the higher air temperature. In micro site C At 00:30 Am (local time) the air temperature was 3.2ºC higher than microsite A and B. The results showed there is a direct relationship between the vegetation cover percentage and air temperature because of different soil heat fluxes and surface temperature.
    Keywords: Microclimate, Surface Effect, Dryland, Vegetation Percentage, Sistan Delta
  • ghobad rostamizad *, ali salageghe, ali akbar nazari samani, jamal ghodoosi Pages 915-924
    One of the types of water erosion and land degradation which causes imbalance, is the gully erosion phenomenon. Land degradation, a broken ecological balance of the land and landscape and risk of falling at biological resources in these areas, the study of the gully, is inevitable and necessary especially in the Darrehshahr Township. In this regard, Gully 36 number were selected in Darrehshahr area in the ilam province. To this end, were identified environmental factors, Physical - Chemical Soil properties, cover and hydrological properties of gullies tested using aerial photography, the digital maps and field operations. To determine the extent effect these factors on each of the gully geometry characteristics using fuzzy logic and information theory, the membership function and the weights of the membership function of each of the factors was calculated. Then relationship between the independent and dependent variables was obtained by using multivariate regression. Results of statistical analysis using multiple regression (stepwise method) revealed that length of gully with upstream area of the gully, top and bottom width and cross section of the Gully with basin elongation, deep gully with basin elongation and slope curvature, high of head Gully with local slope of the gully and steep walls of gully with percentage cover have a significant relationship. So could be concluded that characteristics of geometry gully in the study area would be a function of the upstream, basin elongation, curvature slope, Local slope of the gully head and the percentage of canopy cover catchment area of gully.
    Keywords: geometric characteristics, multiple regression, gully erosion, fuzzy logic, information theory
  • elham rezaei, somayeh dehdari * Pages 929-938
    Current study is investigate the effects of range improvement treatments on vegetation performance in Zaloo-Ab rangeland that is 10 Kilometers far from west south of Abdanan County in Ilam Province. Vegetation sampling was done randomly in every control and corrective operation sites in length of three transects of 100 meters in 30 plots of one square meter. Vegetation specifications including production, density, percentage of cover crown, bare soil, stone and pebbles, litters and different classes of palatability. Obtained data were analyzed by version 16 of SPSS software using t-independent test and variance analysis to compare each corrective and control sites and three corrective sites together. The obtained results showed that provided corrective operations have caused increase in cover crown, production, density of class I and II plants and decrease in class III plants, bare soil and pebbles respected to control site (in one percent level). Results of one-way variance analysis and comparison of averages of measured vegetation specifications in three treatment sites also showed a significant difference in one percent level.
    Keywords: Exclosure, Range improvement, Seeding, Sowing
  • Salman Zare *, Mohammad Jafari, Hassan Ahmadi, Hasan Rouhipour, Reza Khalil Arjomandi Pages 939-948
    In this regard, the present study aimed to evaluate the performance of some of the non-oil mulch to stabilize sand dunes in the Kashan's Rig-boland desert. monthly surveys are conducted in the desert areas. To evaluate the effect of mulch on stabilizing the sand dunes, the effect stabilization index was used. The results indicate there is a significant difference between different mulch. The comparison test showed that the highest coefficient effect of stabilization with significant effect done on the biological mulch. After that, however, three other mulches including resins, inorganic and polymer are, respectively had the most significant effectiveness. Although there was not significant difference between these three types of mulches. Biopolymer Mulch with the lowest coefficient of stabilization effect showed significantly different from other mulches. Mulching in the hills with biological mulch, due to tightly crust formation against erosion, removal of sand and dunes almost stopped and hill completely has been stabilized. In this study, used mulches were initially very resistant and feasting the sands dune surface such as resistance crusts which were loss against any tensile and compressive force before mulching practices. . Therefore, different mulches treatments according to their durability and nature of structural have different effectiveness in reducing wind erosion effect. Among the studied mulches, just biological mulch and has usability and is capable for executive pilots.
    Keywords: Desertification, wind erosion, sand dunes, Soil Amendment
  • Salahudin Zahedi * Pages 949-962
    The evaluation of Elymus hispidus var. hispidus ecotypes in different ecological zones of Kurdistan province was carried out at Baharestan Agricultural Research Station in order to nomination of the best ecotypes in terms of adaptability and establishment. The experiment started in 2010 and continued to 2015. For each Ecotype adequate seed of different stocks in whole of the province was reaped. In reproduction phase (2010 autumn) and after soil preparation, all ecotypes were planted on plots with 5*6 m2. In 2011 and 2012autumn, the Ecotype of each Species based on complete randomized block design with 3 replications and 2 meter intervals on 2*4 m2 plots and 4 lines with 4-meter length and 50 cm intervals (In order to elimination of marginal effects) planted. The measured traits for plant selection were 1) growing 2) flowering 3) seeding 4) Yield 5) canopy cover 6) height and 7) regrowing, all data were statistically compound analyzed by SPSS and averages were compared using Duncan method. Results showed that there were significant differences among the measured traits and ecotypes (P≤0.05) in all studied years (2012-2015). In terms of measured parameters for all ecotypes of Elymus hispidus var. hispidus, Dolab Ecotype, showed superiority in the Baharestan research station conditions. it seems that altitude, soil properties and aspect factors have had most efficacy on different ecotypes operation of this specie in this study.
    Keywords: Ecotype, Baharestan Station, Establishment, Adaptability
  • Mahdieh Sanjari * Pages 963-971

    Given the increasing trend of application of Geographic Information System (GIS) for natural resources study in one hand and complication of biological, geomorphological, hydrological and ecosystem mechanisms on the other hand, scale is an overlooked but very impressive and flourishing concept. As for any natural resources study consistent with its phase, various maps are used and produced so in order to make the achieved results usable for planning as well as management of resources, determination of scale of the study and application domain for the results is very significant.
    Since using GIUH model in the basins without hydrological data have been widely recommended by hydrologist and this model developed in accordance to the relationship between geomorphological properties of basins and their effects on hydrological responses, so before using that it is essential to determine the optimal scale (in view points of accuracy, time and cost) which in this paper will be selected from 1:50000 and 1:25000 scales ,inclusively used in topographic maps in Iran, using multi-scale analysis. Of course, it should be mentioned that giving a comparison between the results of GIUH and the recorded data as well as the model’s effectiveness in our research basin has not been the purpose
    Keywords: Scale, Hydrographic network, Geomorphologic Instantaneous Unit Hydrograph, Jajroud watershed
  • tayebeh sohrabi *, Abbas Ali Vali, Abolfazl Ranjbar Fordoei, sayed Hojat Mousavi Pages 973-985
    Dust event is one of the secondary complications of ecosystem in arid and semi-arid areas. This phenomenon results from system feedback against multiple factors of pressure and destruction. One of the most important foundations of ecosystems is vegetation. Because the vegetation factor reflects many factors in the ecosystem, therefore, the interaction of factors can be understood by studying the relationship between its changes and other factors such as dust phenomena. The aim of this study was to investigate the effect of vegetation and relationship with dust events in Esfahan province during 2000-2016 using Geographic information system and Normalized difference vegetation index. The data of dusty days in the region synoptic stations were provided from Meteorological Organization and the frequency of dusty days in different years were determined. Using the method of Normal Kriging in GIS; dusty days were zoned. Vegetation map was prepared based on NDVI in July for each year using MODIS image. The regression analysis of annual dust and vegetation index were also performed to quantitatively analyze the effect of vegetation cover on the occurrence of dust.The results showed. Vegetation cover has been the lowest during the study period in the east and center of the province. The NDVI was also the lowest in 2011-2012 and 2015, with a change from 0.69 to -0.19. The results showed significant correlation between the number of dust event and vegetation distribution
    Keywords: Degradation, Management, Geographic information system, Normalized difference vegetation index, Esfahan Province
  • Morteza Saberi *, vahid karimian Pages 987-996
    The studies of functional features of patches of rangelands will help effectively in the detection the healthiness of arid and semi-arid rangelands, the improvement of soil conditions as well as the recognition of the effects of managerial and natural changes of rangelands. In order to investigate the function of landscape, sampling from Niatak region of Sistan was conducted in the same condition that had some native plant species such as Alhagi camelorum and Salsola rigida and two planted species namely Tamarix ramosissima and Haloxylon persicum. Effect of these plant pots was investigated on characteristics of ecosystem function. 4 transect with 150 meters long was established and 11 soil surface indices was determined by using of three characteristics of stability, infiltration and cycling of nutrient from LFA method. The results indicated that two planted plant species had higher function rather than native plant species and differences were significant. Tamarix ramosissima had the highest function among the native and established plant species. In general, high function in planted patches ecological could be suggested to select suitable species in restorations of similar rangeland.
    Keywords: function, stability, range, biological, sistan
  • Azam Tabarzadi, Meghdad Jourgholami *, Alireza Moghaddam Nia, Baris Majnounian Garagiz, Pedram Attarod Pages 997-1011
    Many environmental challenges such as stormwater runoff and flood risk, chemical and particulate pollution of urban air, soil and water, the urban heat island, and summer heat waves are exacerbated in urban environments. Runoff from heavy rainfall in many parts of the world lead to erosion, sedimentation and transportation of elements that forest covers is the most important factor in controlling it. In this research, the qualitative and quantitative characteristics of runoff in Chitgar forest park have been investigated. For this purpose, runoff discharge, physicochemical parameters including total suspended solids, total dissolved solids, pH, and chemical parameters including calcium, magnesium, sodium, potassium, nitrate and phosphate were measured and analyzed during three storm events. The results of the present study indicated that the average values of the measured parameters were 1988.3 l / h, 40.64 mg/l, 2064.8 mg/l, 7.75, 2.95 mg/l, 2.23 mg/l, 584.4 mg/l, 5.71 mg/l, 1.36 mg/l, and 0.71 mg / l. Also, the correlation between parameters showed that there was a strong relationship between measured parameters, with the highest correlations between calcium with discharge (0.66) and total dissolved solids (0.69) and sodium with pH (0.7) and total dissolved solids (0.65). Comparison of the results obtained from this study and with those of other studies on water quality status of different rivers indicates that the qualitative pattern of urban runoff and also the relationships among the qualitative parameters of urban runoff are very different from surface runoff of rivers.
    Keywords: Urban runoff, Water Quality, TDS, TSS, Chitgar forest park
  • Amir Alambeigi *, Mohsen Malekli Pages 1013-1027
    The phenomenon of climate change, especially the drought in Iran during the past decades are increasingly on the rise. In this respect the role of institutions and institutional entrepreneurship in areas that suffer from drought are can be used as the perfect solution for the management of drought. The aim of this study was to analyze the institutional management of drought with approach of social network analysis. The statistical research community is smallholder farmers of Saveh town. The dominant statistical method in this study is to measure and extract the total network indexes through the network analysis technique. Based on information obtained from the institutional rankings were determined that the most current information on educational information network two-sided with ministry of agriculture and veterinary. In the context of the flow of information, banks and credit institutions support the centrality of the ranking. In terms of information flow as well as the largest specialized veterinary related role information to current technical and specialized in order to catch up with climate change. The research results show that the different dimensions of social networks effect on the mobilization of resources and on the other hand, the lack of institutional entrepreneurship can damage caused by climate change will intensify. At the end, suggestions are made to improve the management of droughts.
    Keywords: Institutional Theory, Institutional Entrepreneurship, Social Network Analysis, Climate Change, Drought
  • Mohammad Amozad mahdiraji, gholamali jalali, abbas Alipour, mohammad hossein Papeli Yazdi, Mehdi Ghorbani* Pages 1029-1041
    Iranian northern forests have been damaged due to easy accessible, population increase and ets. with human-made in recent decades. Evaluating land-use changes is one of the main method to monitor and manage natural resources. The present study was conducted in Babolakrood sub-basin, Mazandaran province, northern Iran that has estimated to be 14896 hectares, with population to amount to 1521 families containing small villages.We studied land-use change and land grabbing in four periods 1966, 1994, 2003 . 2013 by cover images and LANDSAT imagery. After preparing sub-basin boundary, the process of digital and aerial images was conducted by Microstation, Erdas, ArcGIS and Autocad. Then, area alteration of arable lands, residential places and roads were compared during the four periods. The results have shown that the most area alterations raised in the first period from 1966 to 1994 as conversion of ranges and forests to arable lands. During 1966 to 2013 period, the area of 413 hectares equal to 3 percents (8.8 hectares per year) of ranges and forests reduced to other uses.
    Keywords: land-use change, land grabbing, ranges, forests, LANDSAT imagery, Babol kenar sub-basin
  • Hamid Gholami*, Mohammad Reza Mehrdadi, Mehdi Najafi, Mehdi Biniaz Pages 1043-1054
    Quantifying source contribution of aeolian sediments is essential to prioritize sources and mitigate wind erosion. The objective of this research is quantifying uncertainty associated with results of sediment fingerprinting method using Monte-Carlo simulation technique in the Sirjan plain. Six sediment samples were collected from the sand sheets and forty source samples consisting Qt (n=13); Qc (n=17); Qsg (n=5); and Dc (n=5) were collected from geological spatial sources in the surrounding area. Concentration of eight geochemical elements were measured in both sample group. A two-stage statistical method including Kruskal Wallis H test and a stepwise discriminant function analysis applied for discriminating of aeolian sediment sources. Based on two-stage statistical method, four geochemical properties consisting Fe, K, Mg and Cu were selected as optimum fingerprints. The Qc and Dc were recognized as dominant sources for aeolian sediments in the study area and also, full uncertainty or full range (0-100%) calculated for some source contributions. Therefore, management activities for mitigation of wind erosion should establish at the Qc and Dc source regions. This technique has great potential for quantifying source contribution of aeolian sediments at other area with active wind erosion.
    Keywords: Fingerprinting, Tracer, Aeolian Sediment, Monte-Carlo simulation, Sirjan
  • ardavan ghorbani *, Farid Dadjoo, Mahmood Bidar lord Pages 1055-1071
    The purpose of this study is to investigate the relationships between aboveground net primary production (ANPP) and environmental factors (such as elevation above sea level, slope, aspect, compound topographic index, seasonal and annual precipitation, seasonal and annual temperature) which was carried out in the rangelands of Hir and Neur in Ardebil province. Initially, considering the vegetation types and different classes of environmental factors, at the maximum vegetative growth stage, using one square meter plot with clipping and weighing (harvesting) method ANPP was estimated. Using digital elevation model (DEM) map, the maps of slope, aspect, elevation classes and topographic index were extracted. In addition, using gradient equations (calculated from the study areas stations) the seasonal and annual precipitation and temperature maps were extracted. One-way analysis of variance (ANOVA) was used to evaluate the factors between different sites. Then, to determine the most important environmental factors affecting on the ANPP changes, the principal component analysis (PCA) was used. Also, the ANPP map prepared using regression equation in GIS. The results showed that the variables are significantly different in sampling sites (P<0.01). The results of PCA indicated that the components of one (include annual precipitation, annual temperature, elevation) and two (include slope) with 76.10% had the most effect on ANPP. Also, ANPP map prepared using the extracted regression equation and the accuracy of the map was 0.71, which indicates the validity of the model.
    Keywords: rangelands, aboveground net primary production, topographic factors, climatic factors, Hir, Neur
  • Asghar Kouhpeima*, Sadat Feiznia Pages 1073-1083
    Landslide causes many social and economic losses in many parts of the world every year. These losses can be greatly reduced by using appropriate management measures such as mapping landslide susceptibility mapping in the basin. The aim of this study is landslide susceptibility mapping using Mahalanobis distance in the Latyan catchment. First, a total of 208 cases of landslides identificated and geo-referenced using geographic information systems based on an interpretation of aerial photographs and extensive field surveys and provided a landslide inventory map. The map of 12 factors, including rainfall, land use, distance to fault, distance from river, distance from road, lithology, altitude, slope, aspect, plan curvature, Peak Ground Acceleration and topographic wetness index as the most important factors in landslides was prepared. Then the correlating each factor and the landslide was examined. Finally landslide susceptibility zoning map was provided based on the Mahalanobis distance in Latyan catchment. To evaluate the results, the ROC and chi-square tests were used. The results show more than 80 % of the catchment located in range of high and very high susceptibility classes and need to suitable management operations. AUC index (area under the curve ROC) for this model is achieved to 0.896 or 89.6% which represent capability and high accuracy. Chi-square test results also reflect the proper separation of landslide susceptibility classes by model.
    Keywords: Zoning, landslide, Mahalanobis distance, ROC index, Latyan
  • javad Motamedi(torkan) *, Hossein Arzani, morteza mofidi, esmaeil sheidaye karkaj, sahar babayi Pages 1085-1098
    The role of shepherds in maintaining, managing and distributing livestock in rangelands is very important. Flock guidance plays a major role in the distribution of grazing and livestock performance in rangelands. Therefore, it is necessary to evaluate the existing spatial system and it is clear to what extent livestock are given in appropriate places according to ecological criteria and indices. The present study was conducted to evaluate the role of shepherds in herding and distribution of livestock (sheep) and its adaptation to rangeland suitability map. Record of movement of livestock in different months of the grazing season by GPS and its adaptation to rangeland suitability map which is led by shepherds in areas where the limitations of forage production and sometimes, the sensitivity of soil to erosion, have little value for why. Therefore, the hypothesis of the study that shepherd does not play an effective role in the distribution of livestock on the basis of rangeland merit is confirmed and given that shepherds have given the animals in places where they have little merit for why, it is concluded that the spatial system in the rangelands of the region is not efficient. Therefore, the use of new technologies such as GPS and electrical fences along with native knowledge in order to properly control the herd and reduce the burden of livestock grazing in the areas that are not based on ecological criteria and indicators, do not have the necessary merit, is suggested.
    Keywords: Rangeland suitability, livestock distribution, mountainous rangelands, Urmia
  • Hamidreza Naseri *, Nateq Lashkari sanami, Seyed Ali Sadeghi Sangdehi Pages 1099-1109
    In order to provide animal’s nutritional requirements and production of animal protein, it is necessary to adjust the balanced diet and the correct nutrition plan., which is based on proper understanding of food and this is possible through the analysis of nutrients. This research aimed to study and compare of forage quality in seven species that are grazing by camel including: Nitraria schoberi , Smirnovia iranica , Seidlitzia rosmarinous , Stipagrostis plumosa, Astragalus squarrosus, Alhaji persarum and Zygophyllum eichwaldii conducted in two stages of vegetative growth at Maranjab desert rangelands. For this purpose, the indices of dry matter (DM), Crude Protein (CP), Dry Matter Digestibility (DMD), Acid Detergent Fiber (ADF), Metabolic Energy (ME), Nitrogen (N), Phosphorus (P), Potassium (K) and Sodium (Na) were subjected to chemical analysis. The results showed that the forage quality indices between the species and phonological stages were significantly different (P<0.01). In all species, as the growth stages and plant maturity progressed, the amount of crude protein, metabolic energy and phosphorus were decreased and the amount of dry matter and ADF were increased. While N. shoberi had the highest amount of crude protein (26.51) in vegetative growth stage, S. rosmarinous showed the lowest protein (3.91) at seeding stage. In addition to, with regard to both phonological stages, while the highest dry matter digestibility, metabolic energy, potassium and sodium were found in S. rosmarinous species, the highest amount of crude protein, nitrogen and phosphorus was observed in S. iranica species.
    Keywords: Diet adjustment, Forage quality indices, Maranjab desert, Forage quality, Phenological stages
  • Reza Yari, Esfandiar Jahantab *, Gholam Ali Heshmati Pages 1111-1121
    Given the importance of having data on vegetation and soil in different geographical aspect, the aim of this study is the assessment the geographical aspect's impact on Functional Potential and soil surface indicators in Chhar-Bagh Summer Rangeland, Golestan province. For the study used the method Landscape Function Analysis (LFA) and main Geographical aspect. For this purpose, in the four main geographical aspect, three transects 100,m were established and along the transects type, length and width patches and interpatches were measured. To calculate the Functional Potential (Soil Stability, Infiltration and Nutrient Cycling and and Vegetation Organization Index). To investigate the functional significance potential of SAS Software and ANOVA, for mean potential functional classification of Duncan Test used. To investigate the soil surface along each transect, 5 plots and 11 indicators way quality and using the scoring tables and to check the normality of the data, the Kolmogorov-Smirnov test was used. To investigate the significance Kruskal-Wallis nonparametric test and classification of soil surface indicators grouped Duncan test was used. The results showed a significant difference between the functional potential in different geographical aspects (P> 0.05), So that the highest percentage of functional potential to the north and lowest in the East was estimated. Vegetation organization index for geographical aspects North, South, East and west were respectively 0.53, 0.43, 0.38 and 0.51. The results showed that except cryptogam cover and Micro-topography indexes, all indicators were significant in different geographical aspects (P> 0.05).
    Keywords: Geographical aspect, Chhar-Bagh Golestan province, Soil properties, Landscape Function Analysis (LFA)