فهرست مطالب

سلامت روان کودک - سال پنجم شماره 4 (پیاپی 17، زمستان 1397)
  • سال پنجم شماره 4 (پیاپی 17، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/21
  • تعداد عناوین: 19
|
  • سولماز پاسیار، سید ولی الله موسوی، سجاد رضایی* صفحات 1-12
    زمینه و هدف
    کودکان کار در معرض مخاطرات متعددی قرار دارند و تاب آوری در شرایط پرخطر از اهمیت بسیاری برخوردار است. این پژوهش با هدف پیش بینی تاب آوری کودکان کار براساس راهبرد های کنارآمدن با تنیدگی و سبک های دلبستگی انجام شد.
    روش
    در یک طرح همبستگی،100 نفر ازکودکان کار مراجعه کننده به موسسات حامی کودکان کار تهران، اداره امور اجتماعی رفاهی منطقه 15، مرکز کودکان کار مولوی، و بازار بزرگ تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های راهبردهای کنارآمدن با تنیدگی اندلر و پارکر (1990)، سبک های دلبستگی بازنگری شده بزرگسال کولینز و رید (1996) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی پس از حذف اثر مخدوش کننده جنسیت، تحلیل شدند.
    یافته ها
    ضرایب همبستگی نشان داد که تاب آوری با سبک دلبستگی ایمن، دوسوگرا، راهبردهای کنارآمدن مسئله مدار و اجتنابی همبستگی مثبت معنادار دارد (01/0P<). سطوح تاب آوری با سن، سطح تحصیلات، و مدت زمان اشتغال به کار کودکان، همبسته نبود (05/0P>). تحلیل رگرسیون نیز نشان داد پس از حذف اثر جنسیت، زیرمقیاس های دلبستگی نقش تعیین کننده خود را از دست داده و تنها راهبرد کنارآمدن مسئله مدار (001/0P=، 331/0=β) به طورمعنی داری 27% از واریانس مشترک تاب آوری را پیش بینی می کند (0001/0P=، 134/6=F).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که سبک کنارآمدن مسئله مدار با تمرکز بر حل مسئله، به ایجاد انسجام فکری در فرد کمک می کند و باعث می شود فرد منبع تنیدگی را شناسایی و قابل مهار، ارزیابی کند که این پیامد به پیش بینی و افزایش تاب آوری فرد منجر می شود.
    کلیدواژگان: تاب آوری، راهبردهای کنارآمدن با تنیدگی، سبک های دلبستگی، کودکان کار
  • محمد عاشوری*، نسیبه نخستین، طاهره قزاقی صفحات 13-26
    زمینه و هدف
    بیشتر دانش آموزان کم توان ذهنی، قابلیت اجتماعی مطلوبی ندارند و قابلیت اجتماعی نامناسب این افراد منجر به مشکلات روان شناختی در زندگی آنها می شود، در حالی که آموزش ایمن سازی روانی با نتایج مطلوبی همراه است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش ایمن سازی روانی بر واکنش های هیجانی و قابلیت اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی بود.
    روش
    پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری را دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 15 تا 18 ساله شهرستان های تهران در سال تحصیلی 1396-1395 تشکیل دادند. شرکت کنندگان شامل 32 دانش آموز کم توان ذهنی بود که از مدارس نوراسلام ورامین و طاهر شهر ری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند (16 نفر در هر گروه). گروه آزمایش، برنامه ایمن سازی روانی را در 10 جلسه 50 دقیقه ای دریافت کردند در حالی که گروه گواه این مداخله را دریافت نکرد. ابزارهای استفاده شده، مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (لاویباند، 1995) و پرسشنامه قابلیت اجتماعی (فلنر، لیس و فیلیپس، 1990) بود. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در پس از مداخله، میانگین نمرات افسردگی، اضطراب، و تنیدگی گروه آزمایش به طور معناداری کمتر از گروه گواه بود (0/001P<). همچنین میانگین نمرات قابلیت اجتماعی گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود (0/001P<).
    نتیجه گیری
    برنامه ایمن سازی روانی به بهزیستی فردی و تجربه های عاطفی شخصی وابسته است و بر فرایندهای شناختی و همچنین روابط اجتماعی تاثیر می گذارد؛ بنابراین به نظر می رسد که آموزش این برنامه نقش مهمی در بهبود واکنش های هیجانی و قابلیت اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی داشته باشد.
    کلیدواژگان: ایمن سازی روانی، قابلیت اجتماعی، کم توانی ذهنی، واکنش های هیجانی
  • ذوالفقار آبیار، بهنام مکوندی*، سعید بختیارپور، فرح نادری، فریبا حافظی صفحات 27-38
    زمینه و هدف
    تا سال 2020 افسردگی دومین بیماری پس از بیماری های قلبی عروقی خواهد بود که سلامتی و حیات انسان را در سراسر جهان تهدید خواهدکرد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی، تعهد و پذیرش، و ترکیبی بر افسردگی انجام شد.
    روش
    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش شامل همه بیماران مبتلا به افسردگی با دامنه سنی 14سال بود که در سال 96-1395 به مراکز مشاوره شهر یاسوج مراجعه کردند. از میان مراجعه کنندگان به این مراکز، 60 بیمار مبتلا به افسردگی که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه جای دهی شدند. گروه های آزمایش در هشت جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرده است. برای جمع آوری داده ها از مقیاس افسردگی بک (1997) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد بین چهار گروه در نمرات پس آزمون افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد (3= df، 43/26=F، 0/05>P). یافته های این مطالعه نشان داد که مداخله مبتنی بر درمان ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش، و ترکیبی بر افسردگی اثر معنی دار داشته است، اما درمان ترکیبی به طور معناداری موثرتر از ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش (3= df، 0/05>P) بوده است. نتایج همچنین نشان داد که تفاوت بین دو گروه تعهد و پذیرش و ذهن آگاهی، غیرمعنادار است (3= df، 0/05<P)، بنابراین تاثیر این روش ها بر آزمودنی ها، یکسان بوده است.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که ترکیب دو شیوه ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش، موثرتر از به کارگیری هر یک از این شیوه ها به تنهایی است.
    کلیدواژگان: درمان تعهد و پذیرش، ذهن آگاهی، افسردگی
  • اعظم بیانلو، سیده منور یزدی*، شکوه سادات بنی جمالی، سید ابوالقاسم مهری نژاد صفحات 39-51
    زمینه و هدف
    کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی دارای نارسایی معنادار در برنامه ریزی، مهار کردن تکلیف در حال انجام، و تکمیل تکالیف مربوط به زمان آینده، هستند. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر آموزش راهبرد حافظه آینده نگر زمان محور و رویداد محور در بهبود عملکرد حافظه آینده نگرکودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بود.
    روش
    پژوهش حاضر با روش آزمایشی از طریق طرح ت ک آزمودنی با مدل ABAB انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 3 نفر از کودکان پسر 7 تا 10 ساله مبتلا به نارسایی توجه/فزون کنشی در مقطع ابتدایی شهر قم بود که در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. هر 3 کودک، 12 جلسه انفرادی آموزش راهبرد حافظه آینده نگر دریافت کردند. ابزار مورد استفاده، شامل تکلیف حافظه آینده نگر (کرنز،2000)، مقیاس درجه بندی مشکلات رفتاری کودکان -فرم معلم (کانرز، 1998)، ویراست چهارم آزمون هوشی وکسلر (وکسلر، 2003) بود. برای آموزش راهبردها، برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم، دفالت و مک دنیل ( 2014) متناسب سازی و مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل بصری و اندازه اثر کوهن استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد در تکلیف زمان محور، تعداد چک کردن سوخت و در تکلیف رویدادمحور، تشخیص درست نشانه ها در جلسات درمان، و پیگیری افزایش پیدا کرد. اندازه اثر آموزش راهبرد در بهبود عملکرد حافظه آینده نگر زمان محور و رویدادمحور بین 15/1 تا 7/2 به دست آمد که اندازه اثر بالایی است.
    نتیجه گیری
    آموزش راهبردهای حافظه آینده نگر موجب بهبود رفتارهای نظارت کردن و تشخیص به موقع نشانه های تکالیف آینده نگر می شود، در نتیجه عملکرد حافظه آینده نگر و انجام تکالیف روزانه در این کودکان بهبود می یابد.
    کلیدواژگان: حافظه آینده نگر رویدادمحور، حافظه آینده نگر زمان محور، راهبرد، نارسایی توجه- فزون کنشی
  • جواد عینی پور*، نیلوفر شباهنگ صفحات 52-66
    زمینه و هدف
    موضوع ارتباط والدین و فرزندان، سال ها نظر صاحب نظران تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود می آورد. این پژوهش با هدف استنباط درک مادران از والدگری موفق در تحصیل انجام شده است تا زوایا و ابعاد آن را مشخص کند. اگرچه پژوهش های کمی زیادی به بررسی رابطه سبک های والدگری با موفقیت تحصیلی پرداخته اند اما تنها شیوه ای که می تواند برداشت ذهنی مادران از موفقیت تحصیلی را ترسیم کند تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناختی است.
    روش
    از بین مادران دارای فرزند موفق در تحصیل در شهرستان رشت استان گیلان، تا رسیدن به حد اشباع اطلاعات، 31 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند. گفتگوها با کسب اجازه از افراد، ضبط و بر روی کاغذ یادداشت شد و با استفاده از روش کلاییزی، جملات و عبارات آم مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    با تلحلیل داده های به دست آمده، 12 مفهوم اصلی از والدگری موفق در تحصیل استخراج شد که عبارت اند از: انضباط، تحریک کنجکاوی، خود تحصیلی، مشاوره، نقش معلم، ویژگی های فردی، اطلاعات، مطالعه، هدف گزینی، انتظارات، محیط، و استقلال.
    نتیجه گیری
    در این پژوهش نقش سه عامل، اساسی و محوری به نظر می رسد: تعامل ویژگی های فردی با مادر، تعامل دانش آموز - معلم، خود تحصیلی. بر اساس نتایج به دست آمده می توان استنباط کرد که خود تحصیلی به منزله خزانه ای است که جمع کننده تمامی اقدامات مادران، معلمان، و ویژگی های فردی دانش آموزان است.
    کلیدواژگان: تجربه مادران، پدیدارشناسی، موفقیت تحصیلی، والدگری
  • ندا مسعودی، آتوسا کلانتر هرمزی*، کیومرث فرحبخش صفحات 67-79
    زمینه و هدف
    محرومیت از پدر یا مادر یکی از شرایط خاص خانوادگی است که به عنوان یک متغیر مهم محیطی به طور مستقیم و غیرمستقیم می تواند اثرات ویژه ای بر تحول و ابعاد مختلف رفتار کودک به خصوص در زمینه سلامت روانی، جسمانی، و عملکرد تحصیلی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی کودک محور بر خودمهارگری و بهبود رفتارهای تکانشی در کودکان تک والد است.
    روش
    در این پژوهش از طرح تجربی تک بررسی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را کودکان پسر تک والد 12 – 6 ساله خانه ایرانی مولوی مربوط به جمعیت مردمی امداد دانشجویی امام علی (ع) شهر تهران در سال 1395 تشکیل داده بود. نمونه مورد مطالعه شامل 3 کودک پسر تک والد بود که از جامعه مذکور به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودمهارگری کندال و ویلکاکس(1979) استفاده شد. مداخله آموزشی بازی درمانی در 12 جلسه 45 دقیقه ای با فاصله 1 هفته بین جلسات انجام شد. روش تحلیل داده ها به صورت تحلیل نگاره ای بود و برای به دست آوردن اثربخشی بازی درمانی از فرمول درصد بهبودی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد هرچند که بازی درمانی کودک محور بر خودمهارگری و بهبود رفتارهای تکانشی کودکان تک والد موثر بوده اما تاثیر آن معنادار نبوده است.
    نتیجه گیری
    بازی درمانی به عنوان ارتباط بین فردی پویا بین کودک و درمانگر است که به واسطه ایجاد فضای ارتباطی امن در اتاق بازی به کودک کمک می کند تا مهارت های خودمهارگری خود را افزایش دهند.
    کلیدواژگان: بازی درمانی کودک محور، خودمهارگری، تکانشگری، کودکان تک والد
  • کامیار عظیمی*، حمیدرضا حسن آبادی، مهدی عرب زاده صفحات 80-93
    زمینه و هدف
    در دنیای امروزی، استیصال و سبک های اسنادی به سبب اثرشان بر بهزیستی روان شناختی و سلامت جسمانی از اهمیت زیادی برخوردار هستند. زمانی که به دنبال بهترین روش تدریس برای دانش آموزان هستیم، مدنظر قرار دادن نقشی که عامل فکری در فرایند یادگیری ایفا می کند، مهم است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه بازآموزی اسنادی بر استیصال اکتسابی و سبک های اسنادی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین صورت گرفت.
    روش
    برای انجام این پژوهش طرح شبه آزمایشی از نوع پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. 32 دانش آموز دارای پیشرفت تحصیلی پایین پسر متوسطه دوره اول شهر کرج با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برنامه بازآموزی اسنادی برای گروه آزمایشی در 9 جلسه 60 دقیقه ای به مدت پنج هفته و هفته ای دو بار آموزش داده شد. پس از اجرا، هر دو گروه به مقیاس های استیصال اکتسابی (کوینلس و نلسون، 1988) و سبک های اسنادی (پترسون و همکاران، 1982) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که آموزش برنامه بازآموزی اسنادی باعث کاهش معنا دار استیصال اکتسابی و سبک اسنادی بدبینانه و افزایش معنا دار سبک اسنادی خوش بینانه در دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه را به همراه داشت (0.0005>p).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد برنامه بازآموزی اسنادی باعث به حداکثر رساندن منافع تدریس موثر از طریق بهبود استیصال اکتسابی و سبک های اسنادی برای دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین در آزمون های کلاسی و امتحانات نهایی می شود.
    کلیدواژگان: بازآموزی اسنادی، استیصال اکتسابی، سبک اسنادی، پیشرفت تحصیلی
  • ماندانا سپنتا، احمد عابدی*، احمد یارمحمدیان، امیر قمرانی، سالار فرامرزی صفحات 94-109
    زمینه و هدف
    مشکل در تنظیم هیجان از جمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر با هدف تاثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام شد.
    روش
    این مطالعه به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال از مدارس آموزش عمومی شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-1394 بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و بر حسب تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، جایدهی شده اند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و همکاران، 2002)، آزمون هوش وکسلر ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، و آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که برنامه آموزش هیجانات مثبت بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تاثیر معنادار دارد (0/0001>P).
    نتیجه گیری
    برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون می تواند بر تنظیم و مهار هیجانات دانش آموزان نارساخوان تاثیر گذارد و درمان گران می توانند از آن در کنار سایر روش های آموزشی-درمانی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: برنامه آموزش هیجانات مثبت، تنظیم هیجانات، نارساخوانی
  • ایمان پارسایی، اسماعیل سعدی پور*، فریبرز درتاج، حسن اسدزاده صفحات 110-121
    زمینه و هدف
    انگیزش، انرژی و جهت رفتار را تعیین می کند و هدف تمام نظام های تعلیم و تربیت، افزایش انگیزش پیشرفت در دانش آموزان است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر ارزیابی مدل ساختاری انگیزش پیشرفت بر اساس جو مدرسه و ارزش های وابسته به تحصیل با واسطه گری فراهیجان در دانش آموزان بود.
    روش
    روش پژوهش حاضر همبستگی و نمونه مورد مطالعه 380 نفر (190 دختر و 190 پسر) از دانش آموزان مقطع متوسطه اول در دامنه سنی 15-13 ساله شهر شیراز در سال تحصیلی 1396-1395 بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های جو مدرسه (زولیگ و همکاران، 2009)، پرسشنامه محقق ساخته ارزش های وابسته به تحصیل (1396)، دیدگاه فراهیجانی (میتمنسگربر و همکاران، 2009)، و انگیزش پیشرفت (هرمنس، 1970) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات رگرسیونی در قالب تحلیل مسیر، تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که جو مدرسه، ارزش های وابسته به تحصیل، و فراهیجان بر انگیزش تاثیر مستقیم دارد. همچنین مشخص شد که جو مدرسه و ارزش های وابسته به تحصیل از طریق فراهیجان بر انگیزش، تاثیر غیرمستقیم دارد (0/01P=).
    نتیجه گیری
    مثبت بودن ارزش های وابسته به تحصیل، داشتن جوی مدرس های حمایت کننده و تشویق گر، و دیدگاه فراهیجانی مناسب که شامل پذیرش هیجان های منفی و مثبت است، می تواند باعث بهبود انگیزش پیشرفت در دانش آموزان شود.
    کلیدواژگان: انگیزش پیشرفت، جو مدرسه، ارزش های وابسته به تحصیل، فراهیجان
  • حمیده سادات خادمی، حمید علیزاده*، نورعلی فرخی، فرنگیس کاظمی صفحات 122-134
    زمینه و هدف
    اوتیسم نوعی اختلال عصب شناختی تحولی است که جبنه های مختلف تحول کودک را تحت تاثیر قرار می دهد. نارسایی در توجه مشترک یکی از نخستین نشانه های تشخیص اختلال اوتیسم به حساب می آید. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش توجه مشترک بر کنش های اجرایی و تعامل اجتماعی در کودکان با اختلال اوتیسم با کنشوری بالا انجام گرفت.
    روش
    طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از کودکان مبتلا به اوتیسم در دامنه سنی پیش دبستانی شهر تهران در سال 1396 بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند.آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 13 جلسه یک ساعته، تحت مداخله برنامه آموزش توجه مشترک قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش مقیاس نمره گذاری اختلال اوتیسم گیلیام (گارس، 1994)، پرسشنامه عصب شناختی کولیج (کولیج، 2002)، ونیمرخ مهارت های اجتماعی اسکات بلینی (2007) بودند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که بین گروه ها در کنش های اجرایی تفاوت معنی دار وجود دارد ولی در تعامل اجتماعی تفاوت معنا دار نیست. نتایج همچنین نشان داد که میانگین گروه آزمایش در کنش های اجرایی (06/41) بیشتر از میانگین گروه گواه (93/48) است و در سطح 001/0 معنی دار است. تفاوت بین میانگین گروه آزمایش در تعامل اجتماعی (89/100) با گروه گواه (97/100)، معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که نارسایی در توجه مشترک یکی از ویژگی های اصلی کودکان مبتلا به اوتیسم است و بهبود این مهارت، سبب تسهیل تحول کوردک در سایر کنش ها می شود.
    کلیدواژگان: توجه مشترک، کودکان اوتیسم با کنش وری بالا، کنش های اجرایی، تعامل اجتماعی
  • امیر یکانی زاد*، غلامرضا گل محمد نژاد بهرامی، اکبر سلیمان نژاد صفحات 135-147
    زمینه و هدف
    ازآن جایی که یکی از عوامل موثر در تامین آرامش و امنیت روانی، داشتن افکاری مثبت است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر سرمایه روان شناختی و شادزیستی دانش آموزان ابتدایی انجام شده است.
    روش
    روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره ششم ابتدایی شهر خوی در سال تحصیلی 1396- 1395 بود. نمونه آماری، تعداد 40 نفر از جامعه مذکور بودند که به شیوه تصادفی خوشه ایچندمرحله ای انتخاب، و در دو گروه آزمایش و گواه (20 نفر در هر گروه) جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه سرمایه روان شناختی (لوتاتز، یوسف و اولیوا، 2007) و پرسشنامه شادزیستی آکسفورد (آرجیل و لو، 1989) استفاده شد. برنامه مداخله ای مثبت اندیشی به صورت 10 جلسه 90 دقیقه ای به گروه آزمایش، آموزش داده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس، بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل داده های این پژوهش نشان داد که آموزش مثبت اندیشی توانسته است سرمایه روان شناختی و شادزیستی کودکان را افزایش دهد و افراد موردمطالعه در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون به طور معناداری، سرمایه روان شناختی و شاد زیستی بیشتری داشتند (0/005P <).
    نتیجه گیری
    درمجموع، نتایج به دست آمده از این پژوهش، سودمندی و تاثیر آموزش مثبت اندیشی در افزایش سرمایه روان شناختی و شادزیستی کودکان را تایید می کند.
    کلیدواژگان: مهارت های مثبت اندیشی، سرمایه روان شناختی، شادزیستی
  • نواب کاظمی*، وحید رسول زاده، سید تقی محمدی صفحات 148-158
    زمینه و هدف
    حضور یک کودک دارای ناتوانی یا بیماری، برای والدین و به خصوص مادران بسیار تنش آور است زیرا که آنها تنیدگی، احساس گناه، و خستگی بیشتری را تجربه می کنند. هدف از اجرای این پژوهش بررسی تاثیر آموزش مهارت مثبت اندیشی بر اضطراب اجتماعی و اجتناب شناختی مادران کودکان با ناتوانی های یادگیری خاص بود.
    روش
    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح تک گروهی با پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان با ناتوانی یادگیری خاص شهر طارم در سال 1396 بود که از بین آنها 20 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2004) بود. مثبت اندیشی به صورت 7 جلسه 120 دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب d کوهن و ضریب g هدگس بررسی شد.
    یافته ها
    تحلیل داده ها با استفاده از ضریب کوهن و ضریب g نشان داد نمرات گروه آزمایش در مقایسه با نمرات گروه گواه، در متغیر اضطراب اجتماعی و اجتناب شناختی به طور معناداری کاهش یافته است (0/01< p).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر مهارت مثبت اندیشی با ایجاد تفکرات و روان بنه های ذهنی مثبت توانسته است اضطراب اجتماعی و اجتناب شناختی مادران کودکان با ناتوانی یادگیری خاص را بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: اجتناب شناختی، اضطراب اجتماعی، مادران کودکان با ناتوانی یادگیری، مثبت اندیشی
  • خالد بادپا، محمود شیرازی*، علی عرب صفحات 159-168
    زمینه و هدف
    خشم در کودکان و نوجوانان یکی از هیجانات شایع و مخرب است که باعث بروز مشکلات شناختی و رفتاری گوناگونی در آنان می شود و تهدیدی برای سلامت روان کودکان و نوجوانان است. هدف پژوهش حاضر تاثیر درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی با محوریت مدیریت خشم بر مهار خشم دانش آموزان پسر بود.
    روش
    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان پسر10 تا 14 ساله شهر چابهار در سال تحصیلی 96-97 بود که در پرسشنامه بیان حالت – صفت خشم اسپیلبرگر (1999)، نمرات بالاتری کسب کرده بودند. این افراد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی با محوریت مدیریت خشم قرار گرفتند و گروه گواه در این فاصله، هیچ گونه آموزشی را دریافت نکرد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی با محوریت مدیریت خشم بر مولفه های مهار خشم، اثربخشی معناداری دارد؛ بدین معنا که میانگین نمرات گروه آزمایش در پس آزمون نسبت به گروه گواه به طور معناداری کاهش پیدا کرده است (0/01p<).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به خاطر تاکید ویژه ای که بر تجربه و برون ریزی مستقیم هیجان ها دارد، می تواند باعث مهار و کاهش مولفه های خشم شود.
    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، ذهن آگاهی، مهار خشم
  • امیرحمزه سبزی* صفحات 169-181
    زمینه و هدف
    چاقی و اضافه وزن نه تنها به عنوان عامل اصلی بیماری های غیرواگیر فشارخون، چربی خون، دیابت، و بیماری های سکته قلبی و مغزی شناخته شده است، که سبب تاثیرگذاری بر سایر جنبه های زندگی انسان نیز شده است؛ بدین ترتیب هدف از انجام این پژوهش، مقایسه مولفه های آمادگی جسمانی، آمادگی ادارک شده، و مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان چاق و غیرچاق بود.
    روش
    روش تحقیق توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. بدین منظور 160 دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی شهر کرج در سال 1396 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و بر اساس شاخص توده بدنی در دو گروه چاق و غیر چاق، جایدهی شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه آمادگی ادراک شده (آبادی، 1988)، آزمون مهارت های حرکتی درشت نسخه دوم (اولریخ، 2000) و آزمون مولفه های آمادگی جسمانی استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس دوراهه و چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    تحلیل واریانس دوراهه نشان داد که در مولفه های آمادگی جسمانی و مهارت های حرکتی بنیادی بین دختران و پسران، تفاوت معنی داری وجود دارد (0/05 > p). در این متغیرها، پسران نسبت به دختران و کودکان غیرچاق نسبت به چاق، عملکرد بهتری داشتند. همچنین تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین خرده مقیاس چابکی، سرعت، انعطاف پذیری، و قدرت در دو گروه چاق و غیر چاق، تفاوت ها معنی دار بود (0/05> p).
    نتیجه گیری
    بر طبق نتایج پژوهش حاضر، چاقی سبب کاهش آمادگی جسمانی و سطح مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان می شود.
    کلیدواژگان: آمادگی جسمانی، مهارت های حرکتی، آمادگی ادراک شده، کودکان چاق، کودکان غیرچاق
  • زهرا صبوری، فلور خیاطان*، مجید قنوات صفحات 182-193
    زمینه و هدف
    فرد مبتلا به سرطان خون حالاتی از یاس، ناامیدی به آینده، و احساس ناراحتی از ابتلا به این بیماری را تجربه می کند. یکی از روی آوردهای درمانی موثر، خنده درمانی کاتاریا است که مستلزم تحریک از طریق خنده و آرام بخشی از طریق یوگا است. بدین ترتیب هدف از پژوهش حاضر، تعیین تاثیر آموزش یوگای خنده کاتاریا برکاهش احساس ناامیدی و تنهایی کودکان مبتلا به سرطان خون بود.
    روش
    پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و دوره پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی کودکان مبتلا به سرطان خون مراجعه کننده به مرکز پژوهشی - درمانی بیمارستان امید اصفهان در سال 96- 1395تشکیل دادند که به این مرکز مراجعه کرده بودند. نمونه ای به حجم 28 نفر با روش نمونه گیری در دسترس از جامعه مذکور انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (13 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس ناامیدی کودکان (کازدین، روگرز و و کالبوس، 1986) و مقیاس احساس تنهایی کودکان (آشر، هیمل و رنشاو، 1984) بود. داده های به دست آمده با روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تمرینات یوگای خنده موجب کاهش معنادار نمرات احساس ناامیدی و احساس تنهایی گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است (0/05>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که استفاده از تمرینات یوگای خنده بر کاهش احساس ناامیدی و تنهایی موثر است، در نتیجه این درمان می تواند به عنوان یک شیوه تکمیلی در کنار درمان های اصلی سرطان خون به کار رود.
    کلیدواژگان: احساس تنهایی، کودکان مبتلا به سرطان خون، ناامیدی، خنده درمانی کاتاریا
  • فرشته یاقوتی، سعید حسن زاده*، مسعود غلامعلی لواسانی، سوگند قاسم زاده صفحات 194-205
    زمینه و هدف
    والدین کودکان مبتلا به اوتیسم به طور معمول سطوح بالایی از اضطراب و افسردگی را تجربه می کنند و تعامل والد- کودک در آنها رو به وخامت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ساخت برنامه پویانمایی اجتماعی برای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم و بررسی تاثیر آن بر ارتقای تعامل والدین با این کودکان انجام شد.
    روش
    روش پژوهش شبه آزمایشی و در چهارچوب طرح های پیش آزمون- پس آزمون بود. نمونه مورد مطالعه شامل 16 پسر از کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در بازه سنی 5 تا 10 ساله شهر تهران در سال 1396 بودند که به صورت در دسترس انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. سپس کودکان گروه آزمایش در 30 جلسه یک ساعته، برنامه پویانمایی اجتماعی را دریافت کردند. والدین در هر دو گروه، قبل و پس از مداخله به مقیاس والد- کودک پیانتا (1994) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها در سطح استنباطی از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین دو گروه در تمام خرده مقیاس های آزمون (تعارض، نزدیکی، و وابستگی) تفاوت معنی دار وجود دارد (0/001 > p). این یافته ها نشان دهنده افزایش میانگین خرده مقیاس های تعامل والد- کودک در گرو ه آزمایشی، پس از مداخله است.
    نتیجه گیری
    به طور کلی نتایج نشان داد برنامه پویانمایی اجتماعی باعث بهبود و ارتقای تعامل والد- کودک شده و می تواند با لذت بخش کردن فرایند آموزش و یادگیری، امکان استفاده از مهارت های آموخته شده را در زندگی واقعی فراهم آورد.
    کلیدواژگان: اختلال طیف اوتیسم، برنامه پویانمایی اجتماعی، تعامل والد- کودک
  • مرتضی ابراهیمی، سید عباس حقایق* صفحات 206-217
    زمینه و هدف
    اختلال های نارسایی توجه- فزون کنشی و نافرمانی مقابله ای، وجوه تشابه و تمایز زیادی دارند که شناخت آنها در تشخیص و مداخلات درمانی، حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه دو کنش اجرایی توجه گزینشی و حل مسئله بین دانش آموزان پسر واجد مبتلا به این دو اختلال انجام شد.
    روش
    طرح پژوهش از دسته پژوهش های مقایسه ای بوده و جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی واجد تشخیص اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی و نافرمانی مقابله ای شهرستان شهرکرد در سال تحصیلی96-1395 تشکیل می دادند. نمونه مورد مطالعه شامل، 32 دانش آموز واجد اختلال نافرمانی مقابله ای و 47 دانش آموز واجد اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون استروپ ساده (استروپ،1935) و آزمون برج لندن (شایس،1982) بود که به صورت انفرادی اجرا شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون یومن ویتنی تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی در آزمون توجه گزینشی استروپ به طور معناداری نمرات بیشتری در شاخص های خطای ناهمخوان، بدون پاسخ همخوان، تعداد صحیح همخوان، و تعداد صحیح ناهمخوان در مقایسه با دانش آموزان اختلال نافرمانی مقابله ای دارند (0/05>p)، اما در شاخص های حل مسئله، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نمرات پایین تر توجه گزینشی دانش آموزان واجد تشخیص اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی در مقایسه با دانش آموزان با اختلال نافرمانی مقابله ای، می تواند یک ویژگی مهم تشخیصی بین این دو اختلال و ناشی از نارسایی عصب شناختی این کودکان باشد.
    کلیدواژگان: کنش های اجرایی، اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی، اختلال نافرمانی مقابله ای
  • آذین آدمیت*، علیرضا وارسته، علیرضا نظام دوست صفحات 218-227
    زمینه و هدف
    اختلالات هیجانی- رفتاری در کودکان مبتلا به نشانگان داون منجر به بروز مشکلات اجتماعی و کاهش توانایی در کنش های اجرایی و شناختی کودک می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی در کاهش اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون انجام شد.
    روش
    روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان 6 الی 16 ساله مبتلا به نشانگان داون شهر رشت در سال 96-1395 بود که 20 نفر از آنها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش به صورت تصادفی جایدهی شدند (هر گروه 10 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر بود. برای گروه آزمایش، آموزش بازی درمانی در 10 جلسه30 الی 45 دقیقه ای برگزار شد، در حالی که گروه گواه در این مدت هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج این پژوهش نشان داد آموزش بازی درمانی در کاهش اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون موثر بوده است (0/01 > P).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش حاضر علاوه بر معناداری آماری، می توان بر اهمیت بازی درمانی با شیوه مناسب برای کودکان مبتلا به نشانگان داون در کاهش اختلالات رفتاری تاکید کرد و از آن به عنوان یک روش موثر، بهره گرفت.
    کلیدواژگان: اختلالات رفتاری، بازی درمانی، نشانگان داون
|
  • Abbasali HosseinKhanzadeh * Page 0
  • Solmaz Pasyar, Seyyed Valiollah Mousavi, Sajjad Rezaei * Pages 1-12
    Background and Purpose
    Labour children are exposed to various risks and resiliency in high-risk situations is very important. This study aimed to predict the resilience of labour children based on coping strategies with stress and attachment styles.
    Method
    In a correlational study, 100 labour children who have referred to Tehran labour children Support organizations, the Department of Social Welfare of District 15, Molavi child labor center, and the Tehran's Great Market were selected using convenient sampling method and responded to coping inventory for stressful situations (Endler and Parker, 1990), revised adult's attachment styles (Collins & Reid,1996), and resilience scale(Connor and Davidson , 2003). Data were analyzed using Pearson correlation coefficient and hierarchical regression analysis after eliminating the confounding effect of gender
    Results
    Correlation coefficients demonstrated that there is a significant positive correlation between resilience with secure and ambivalent attachment styles, and problem-oriented and avoidant coping strategies (P<0.01). Resilience levels were not correlated with age, education level, and duration of employment in children (P>0.05). Regression analysis also showed that after eliminating the gender effect, the subscales of attachment will not explain the resiliency and only the problem-oriented coping strategy (β=0.331, P=0.001) predicts 27% of the joint variance of the resilience (F=6.134, P<0.0001).
    Conclusion
    Based on the findings of this study, it can be concluded that the problem-solving coping strategy by focusing on solving the problem helps to create intellectual coherence in the individual and enables the person to identify and control the source of stress which results in prediction and increased resilience of the individual.
    Keywords: Resilience, stress coping strategies, attachment styles, working children
  • Mohammad Ashori *, Nasibeh Nakhostin, Tahereh Ghazaghi Pages 13-26
    Background and Purpose
    The most of students with intellectual disability have not appropriate social competency. Inappropriate social competency leads to psychological problem in their life, while mental immunization training has been associated with desirable outcomes. The purpose of this research was to investigation of the effectiveness of mental immunization training on psychological reactions and social competency of students with intellectual disability.
    Method
    The present research was a quasi-experimental study by pre-test, post-test design with control group. The study population included of boy students with intellectual disability aged 15-18 years old in Tehran during the academic year 2017-2018. The participants were 32 students with intellectual disability that selected by convenient sampling method from Nour eslam in Varamin and Taher in Rey city. Subjects were divided into two groups and assigned into two experimental and control groups randomly and each group consisting of 16 students. Experimental group received psychological immunization program in 10 sessions for 50 minutes while the control group did not receive this intervention. The instruments of present research were depression anxiety stress scales (Lawibund and Lawibund, 1995) and social competencies scale (Felner, Lease and Philips, 1990). Data were analyzed by using multivariate analysis of covariance (MANCOVA).
    Results
    The results showed that mean scores of depression, anxiety, and stress in experimental group was significantly decreased in the post intervention in comparison with control group (P<0.001). Also, the mean social performance scores of the experimental group were significantly higher than the control group (P <0.001).
    Conclusion
    The mental immunization program is related to subjective well-being and individual’s affective experiences, and that it influences cognitive processes as well as social relationships. Therefore, it seems that the training of this program plays an important role in improving the emotional reactions and social capability of students with intellectual disability.
    Keywords: Mental immunization, psychological reactions, social competency, intellectual disability
  • Zolfaghar Abyar, Behnam Makvandi *, Saeed Bakhtyarpour, Farah Naderi, Fariba Hafezi Pages 27-38
    Background and Purpose
    By 2020, depression will have been the second disease after cardiovascular diseases that will threaten humans’ health and life throughout the world. The study was conducted to compare the effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT), mindfulness-based therapy (MBT), and a combination of ACT and MBT on depression.
    Method
    The study was quasi-experimental with pretest and posttest and control group. The population was all patients with depression, average age of 14, admitted to Yasouj Counseling Centers in 2016-2017. A sample of 60 patients with depression was selected using convenient sampling method and was randomly assigned into three experimental and one control groups. The experimental groups received 8 sessions of therapy and the control group received no intervention. Beck Depression Inventory (1997) was used to collect data.
    Results
    The results of multivariate analysis of covariance showed a significant difference in the posttest scores of depression among the four group (P<0.05, F=26.43, df=3). The results also showed that MBT, ACT, and combined therapy had significant effects on depression, but the combined therapy was significantly more effective than MBT and ACT (P<0.05, df=3). However, the difference between MBT and ACT groups was not significant (P>0.05, df=3). Hence, the effect of these methods on the subjects was similar.
    Conclusion
    Based on the results of this study, it can be concluded that combining the MBT and ACT is more effective than using each of these methods alone.
    Keywords: Acceptance, commitment therapy, mindfulness-based cognitive therapy, depression
  • Azam Bayanlou, Seyedeh Monavar Yazdi *, Shokooh Sadat BaniJamali, Seyed Abolghasem Mehrinejad Pages 39-51
    Background and Purpose
    Children with attention deficits hyperactivity disorder (ADHD) have a serious deficiency to planning, control of ongoing task and finish their future tasks. So, the purpose of this study was to investigate the effectiveness of training time-based and event-based prospective memory strategies on prospective memory performance among ADHD.
    Method
    This experimental research method was ABAB’s single-subject design. The sample of the study consisted of 3 children aged 7-10 years old with ADHD in the primary school of Qom who were studying in the academic year of 2017-2018. They were selected through purposeful sampling. Each 3 children received 12 individually prospective memory training sessions. The instruments that used in the present study included prospective memory tasks (Kerns,2000), the Conners comprehensive behavior rating scale–teacher (Conners CBRS–T, 1998) and the Wechsler intelligence scale for children – fourth edition (WISC IV, 2003). For prospective memory training, the intervention program of Waldum, Dufault, Mcdaniel (2014) was adapted and used. To analyze the data visual analysis and cohen's d effect size were used.
    Results
    The results showed that in the time-based tasks, the number of fuel checks and in the event-based tasks, correct recognition number of cues in the treatment and follow-up sessions increased. In event-based tasks, the number of success was high in treatment and follow-up sessions. Th effect size of training prospective memory strategies were between 1.15- 2.7 which was a high effect size.
    Conclusion
    Training of prospective memory strategies lead to improve monitoring behaviors and correct detection of prospective tasks cues. As a result, prospevtive memory and future tasks performance improve in this children.
    Keywords: Attention deficit hyperactivity disorder, event-based prospective memory, strategy, time-based prospective memory
  • Javad Einipour *, Niloofar Shabahang Pages 52-66
    Background and Purpose
    The topic of the relationship between parents and children has attracted the attention of educators over the years. The family is the first base to create a connection between the child and his surroundings. This study aimed to infer mothers' understanding of successful parenting in education to determine the angles and dimensions. Although few studies have examined the relationship between parenting styles and academic achievement, the only way that can capture the mental perception of mothers of academic achievement is a phenomenological qualitative research.
    Method
    Among mothers with successful children in education in Rasht city, Guilan province, 31 people were selected through purposeful sampling until they reached the saturation level, and interviewed. The conversations were recorded by permission of the mothers, recorded on paper, and analyzed using Colaizzi method.
    Results
    Based on the data obtained, 12 main concepts of successful parenting were extracted: discipline, stimulate curiosity, self-education, counseling, teacher role, individual characteristics, information, study, targeting, expectations, environment, and independence.
    Conclusion
    In this study, the role of three factors is fundamental and pivotal: interaction of individual characteristics with mother, student-teacher interaction, self-achievement. Based on the results, it can be concluded that self-achievement is a collection of all the actions of mothers, teachers, and individual characteristics of the students.
    Keywords: Academic achievement, experience of mothers, parenting, phenomenology
  • Neda Masoudi, Atoosa Kalantar Hormozi *, Kiumars Farahbakhsh Pages 67-79
    Background and Purpose
    Deprivation from a parent is one of the special family circumstances that can have a direct and indirect impact on the development and various dimensions of the child's behavior, especially in the field of mental health, physical activity, and academic performance. The purpose of the present study was to investigate the effect of child-centered play therapy on the self-control and impulsive behavior of single-parent children.
    Method
    In this research, a single-subject experimental design was used. The statistical population of this study was the children of a 6-8-year-old boy from the Iranian House of Molavi, who was a member of the popular population of Imam Ali center in Tehran in 1395. The sample consisted of 3 single-parent boys were selected through convenient sampling method. The Kendall and Wilcox self-control questionnaire (1979) was used to collect data. The intervention training was conducted in 12 sessions of 45 minutes with intervals of 1 week between sessions. The data analysis method was analytic, and the rate of recovery was used to obtain the effectiveness of play therapy.
    Results
    The results of data analysis showed that although child-focused therapy had an effective effect on self- control and impulsive behavior of single-parent children, its effect was not clinically meaningful.
    Conclusion
    Play therapy is a dynamic interpersonal relationship between the child and the therapist, helping the child increase his self- control skills by creating a secure communication space in the play room.
    Keywords: Child-centered play therapy, self-control, impulsivity, single-parent children
  • Kamyar Azemi *, HamidReza Hassanabadi, Mehdi Arabzadeh Pages 80-93
    Background and Purpose
    In today's world helplessness and attributional styles because of their effects on psychological well-being and physical health, are very important. When looking for the best teaching method for students, it is important to consider the role that the intellectual factor plays in the learning process. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of the attributional retraining program on learned helplessness and attributional styles in students with low academic achievement.
    Method
    In this quasi-experimental study, posttest-only design with nonequivalent comparison groups, was used. 32 junior high school students with low academic achievement in the Karaj city were selected by convenience sampling method and randomly replaced in two experimental and control groups. The attributional retraining program was taught for experiment group in 9 sessions of 60 minutes for about five times weeks and times a week. After this program, both groups answered to the learned helplessness scale (Quinless & Nelson, 1988) and attributional styles questionnaire (Peterson et al, 1982). Data were analyzed by using multivariate analysis of variance.
    Results
    finding revealed that attributional retraining teaching program cause to significant decrease learned helplessness and pessimistic attributional style. Also, the experimental group had a significant increase in optimistic attribution style compared with the control group.
    Conclusion
    it seems that cause to maximize the benefits of effective teaching by reducing learned helplessness and improving attributional styles for students with low academic achievement in classroom tests and final exams.
    Keywords: Attributional retraining program, learned helplessness, attributional styles, academic achievement
  • Mandana Sepanta, Ahmad Abedi *, Ahmad Yarmohammadian, Amir Ghomrani, Salar Faramarzi Pages 94-109
    Background and Purpose
    The difficulty in emotion regulation is one of the problems faced by students with dyslexia. The purpose of this study was to investigate the effect of the Fredrickson's positive emotion training program on emotion regulation of students with dyslexia.
    Method
    The sample consisted of 30 dyslexic female students aged 12-9 years old from the general schools of Isfahan in the academic year of 2012-2013 selected by multi-stage random sampling method and randomly assigned to the experimental (n = 15) and control (n = 15) groups. The intervention consisted of 12 45-minute sessions that were conducted in the experimental group. The cognitive emotion regulation questionnaire (Garnefski et al, 2002), Wechsler intelligence scale for children- fourth edition (WISC-IV) (2003) and the reading and dyslexia test (Karami Noori and Moradi, 2008) were used in this study. To analyze the data, multivariate analysis of covariance was used.
    Results
    The results of multivariate analysis of covariance indicated that positive emotion training program had a significant effect on emotion regulation of students with dyslexia (P < 0.0001).
    Conclusion
    Fredrickson's positive emotion training program can influence the regulation and control of the emotions of dyslexic students, and therapists can use it along with other teaching methods.
    Keywords: Positive emotion training program, Emotion regulation, Dyslexia
  • Iman Parsaei, Esmaeil Sadipour *, Faraiborz Dortaj, Hasan Asadzaeh Pages 110-121
    Background and Purpose
    The motivation determines the energy and behavior, and the aim of all educational systems is to increase the achievement motivation in the students. Therefore, the purpose of the present study was to evaluation of the structural model of achievement motivation based on the school climate and values related to study with the mediation of meta-emotion in students.
    Method
    The research method was correlation and the sample consisted of 380 students (190 girls and 190 boys) from first grade high school students in the age range of 15-13 years old in Shiraz during the academic year 2016-2017. The sample was selected by multi-stage cluster sampling method and the school climate (Zullig et al., 2009), Values Related to the Study (2017), meta-emotion (Mitmansgruber et al., 2009), and achievement motivation (Hermans, 1970). Data were analyzed using Pearson correlation coefficient and regression equations in the form of path analysis.
    Results
    Findings showed that the school climate, values related to the study, and meta-emotion have a direct impact on motivation. It was also found that school climate and values related to the study through meta-emotion had an indirect effect on motivation (P = 0.01).
    Conclusion
    The positive values related to the study, the presence of encouraging supportive school climate, and a suitable meta-emotion perspective that including the acceptance of negative as well as positive emotion, can improve the achievement motivation among students.
    Keywords: Achievement motivation, school climate, values related to study, meta-emotion
  • Hamideh Sadat Khademi, Hamid Alizadeh *, Noorali Farohki, Farangis Kazemi Pages 122-134
    Background and Purpose
    Autism Spectrum Disorder is a neurodevelopmental disorder that affects different types of childhood development. Joint Attention deficit is one of the first diagnostic symptoms of ASD. The purpose of this study was to investigate the effect of joint attention training on improving executive functions and social interaction in children with high functioning Autism.
    Methods
    The present research was a quasi -experimental by pre-test-post-test design with control group. The sample included 30 children with autism in the pre-school age range of Tehran in 2017 who were selected through convenience sampling method and randomly assigned into two groups of experimental and control (15 children in each group). Experimental group received joint attention training program in 13 sessions for 60 minutes while the control group did not receive this intervention. The instruments used in this study were rating scale for Asperger’s syndrome and high-functioning pervasive developmental disorder (Garss, 1994), Coolidge neurobiology inventory (Coolidge, 2002), and autism social Skills profile (Scott Bellini, 2007).
    Results
    The results of covariance analysis showed that there is a significant difference between the groups in executive functions, but there is no significant difference in social interaction. The results also showed that the average of the experimental group in the executive actions (46.06) was higher than the mean of the control group (48.93) which is significant at the level of 0.001. The difference between the mean of the experimental group in social interaction (100.89) and the control group (100.97) was not significant
    Conclusion
    Based on the results of this study, it can be concluded that joint failure is one of the main characteristics of children with autism, and improving this skill will facilitate the development of other functions.
    Keywords: Joint attention, high-functioning autism, executive functions, social interaction
  • Amir Yekanizad *, Gollamreza Gol Mohammadnejhad Bahrami, Akbar Soleimannezhad Pages 135-147
    Background and Purpose
    Since one of the most important factors influencing mental peace and security is having positive thoughts, the present study aimed to investigate the effect of teaching positive thinking skills on the psychological capital and happiness of elementary students.
    Method
    The research method was experimental with pre-test and post-test design with control group. The statistical population consisted of all male students of the sixth elementary school in Khoy city in the academic year 2016-2017. The sample consisted of 40 people who were selected by multistage random cluster sampling and assigned in experimental and control groups (20 in each group). In order to collect data in this study, psychological capital questionnaires (Luthans, Youssef, & Avolio, 2007) and Oxford happiness questionnaire (Argyle & Lu, 1989) were used. Positive thinking skills was trained in 10 sessions of 90 minutes to the sample group. Data analysis was performed using multivariate analysis of covariance.
    Results
    The results of the data analysis showed that positive thinking can increase the psychological and happiness of children, and the subjects in the experimental group in the post test stage had significantly higher psychological and happiness (P <0.005)
    Conclusion
    In sum, the results of this study confirm the usefulness and impact of positive-thinking education on increasing the psychological capital and happiness of children.
    Keywords: Positive thinking, psychological capital, happiness
  • Navab Kazemi *, Vahid Rasoulzadeh, Seyyed Taghi Mohammadi Pages 148-158
    Background and Purpose
    The presence of a child with a disability or illness is very stressful for parents, and especially for mothers, because they experience tension, feelings of guilt, and fatigue. The purpose of this study was to investigate the effect of positive thinking skills training on social anxiety and cognitive avoidance of mothers of children with specific learning disabilities.
    Method
    The research method was semi-experimental and one-sample design with pre-test-post-test. The statistical population consisted of all mothers of children with special learning disabilities in Tarom city in 1396, among them 20 children were selected using convenient sampling method. The research instrument was social anxiety Inventory (Connor and et al, 2000) and cognitive avoidance questionnaire (Sexton and Dugas, 2004). Positive thinking was taught in 7 sessions of 120 minutes to experimental group. Data analysis was performed using Cohen's coefficient and Hedges coefficient.
    Results
    Data analysis using Cohen coefficient and g coefficient showed that the scores of the experimental group significantly decreased in the social anxiety and cognitive avoidance compared to the control group scores (p <0.01).
    Conclusion
    Based on the results of this study, positive thinking skills have been effective to improve social anxiety and cognitive avoidance of mothers of children with special learning disabilities by creating mental and positive schema.
    Keywords: Cognitive avoidance, social anxiety, mothers of children with learning disabilities, positive thinking
  • Khaled Badpa, Mahmoud Shirazi *, Ali Arab Pages 159-168
    Background
    Anger in children and adolescents is one of the most common and destructive excitement that causes various cognitive and behavioral problems in them and is a threat to the mental health of children and adolescents. This study aimed to investigate the effectiveness of cognitive behavioral therapy based on mindfulness on anger control of male students.
    Method
    This semi-experimental study was conducted with pre-test, post-test and control group design. The sample consisted of 30 students aged 10-14 years old in Charbahar city in the academic year of 2017-2018, who had higher scores in the Spielberger state-trait anger expression inventory (1999). They were selected by convenient sampling method and randomly assigned into two experimental and control groups (15 students in each group). The experimental group received 90 minutes of instructional cognitive-behavioral therapy based on anger management, and the control group did not receive any training at that time. Covariance analysis was used to analyze the data.
    Results
    The results of this study showed that cognitive-behavioral therapy based on anger management has a significant effect on the components of anger control; that is, the mean scores of the experimental group in the post-test were significantly reduced compared to the control group (P<0.001).
    Conclusion
    Based on the results obtained, it can be concluded that cognitive-behavioral therapy based on mind-fullness due to the special emphasis on experiencing and direct discharge of excitements can inhibit the components of anger.
    Keywords: Cognitive-behavioral therapy, mindfulness, anger control
  • Amir Hamzeh Sabzi * Pages 169-181
    Background and Purpose
    Obesity and overweight are not only known as the main cause of non-transmissible diseases such as blood pressure, blood lipids, diabetes, and myocardial infarction, but also have an impact on other aspects of human life. Thus, the purpose of this study is to compare the components Physical fitness, perceived physical fitness, and fundamental motor skills in obese and non-obese children.
    Method
    The research method was causal-comparative. To this purpose, 160 primary school students in Karaj in 2012 were selected by convenient sampling and assigned to the body mass index in two obese and non-obese groups. To collect data, the perceived physical fitness questionnaire (Abadie, 1988), test of gross motor development-2 (Ulrich, 2000), and test of physical fitness components were used. Data were analyzed using two way and multivariate variance analysis.
    Results
    Two-way variance analysis of data showed that there is a significant difference between the components of physical fitness and fundamental motor skills between girls and boys (p< 0.05). In these variables, boys had better performance than than non-obese girls and children. Also, multivariate analysis of variance showed that there was a significant difference between the agility, speed, flexibility and power subscale in obese and non-obese groups (p< 0.05).
    Conclusion
    According to the results of this study, obesity causes decrease in physical fitness and level of motor skills in children.
    Keywords: Physical fitness, motor skills, perceived physical fitness, obese children, non-obese children
  • Zahra Sabori, Felor Khayatan *, Majid Ghanavat Pages 182-193
    Background and Purpose
    A person with leukemia experiences despair, frustration of the future, and a feeling of discomfort from the disease. One of the most effective therapeutic approaches is Kataria laughter therapy, which requires stimulation through laughter and relaxation through yoga. Thus, the purpose of this study was to determine the effect of laughter yoga training on hopelessness and loneliness in children with leukemia.
    Method
    The research was a semi-experimental design with pre-test, post-test and follow-up with the control group. The statistical population of this study was all children with leukemia who referred to the Omid Hospital of Isfahan in 2015-2016. A sample of 28 these children were selected by convenient sampling method and randomly assigned to experimental (13 subjects) and control (15 persons) groups. The instruments used in this study included the hopelessness scale for children (Kazdin, Rodgers, and Colbus, 1986) and children’s loneliness scale (Asher, Hymel, and Renshaw,1984). The data were analyzed using repeated measure ANOVA.
    Results
    The results showed that yoga exercises significantly reduced the sense of hopelessness and loneliness in the experimental group at post-test and follow-up stages (p <0.05).
    Conclusion
    According to the results, it can be said that the use of Laughter Yoga exercises is effective in reducing feelings of frustration and loneliness. As a result, this treatment can be used as a complement to the main treatments for leukemia.
    Keywords: Loneliness, children with leukemia, hopelessness Kataria laughter therapy
  • Fereshteh Yaghooti, Saied Hassanzadeh *, Masoud Gholamali Lavasani, Soghand Ghasemzadeh Pages 194-205
    Background and Purpose
    Parents of children with autism usually experience high levels of anxiety and depression, and the parent-child interaction is worsening. The purpose of this study was to design and construct a social animation program for children with autism disorder and to investigate its effect on promoting parents' interaction with these children.
    Method
    The research method was quasi-experimental and in the framework of pre-test-post-test design. The sample consisted of 16 boys of children with autism spectrum disorder in the age range of 5-10 years old in Tehran in 2017 who were selected by convenient sampling method and then randomly assigned into two experimental and control groups. Then the children of the experimental group received a social animation program in 30 sessions per 1 hour. Parents responded in both groups before and after intervention to the parent child relationship scale (1994). To analyze the data at inferential level, multivariate covariance analysis was used.
    Results
    The results showed that there was a significant difference between the two groups in all the subscales of the test (conflict, closeness, dependency) (p <0.001). These findings indicate an increase in the parent-child interaction in the experimental group after intervention.
    Conclusion
    Overall, the results show that the social animation program can improve and enhance the parent-child interaction, and can provide the opportunity to use the learned skills in real life by enjoying the learning and learning process.
    Keywords: Autism spectrum disorder, social animation program, child-parent interaction
  • Morteza Ebrahimi, Sayed Abbas Haghayegh * Pages 206-217
    Background and Purpose
    The Attention Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD) and Oppositional Defiant Disorder (ODD) have common and different aspects that is important to diagnosis and treatment of these disorders. The purpose of this study was to compare selective attention and problem solving among male students with these two disorders.
    Methods
    The research design was a comparative study and the statistical population of this study was all students of the elementary school who were diagnosed with ADHD and ODD in Shahrekord city in the academic year of 2017-2018. The study sample consisted of 32 students with ODD and 47 students with ADHD who were selected by convenient sampling method. The research tools included simple Stroop test (Stroup, 1935) and London Tower test (Shays, 1982), which were performed individually. The data were analyzed using multivariate analysis of variance and Mann-Whitney U test.
    Results
    The results showed that students with ADHD in the Stroop selective attention test had significantly higher scores in the i indexes of incongruent reaction, without congruent reaction, correct number of consonant and correct number of disparate of selective attention test compared to students with ODD (p <0.05), but there was no significant difference in problem solving indices (P< 0.05).
    Conclusion
    Lower scores of selective attention of students with ADHD in comparison with students with ODD can be an important diagnostic feature of these two disorder and due to neurological failure these children.
    Keywords: Executive functions, attention deficit, hyperactivity disorder, oppositional defiant disorder
  • Azin Adamiat *, Alireza Varasteh, Alireza Nezamdoust Pages 218-227
    Background and Purpose
    Emotional and behavioral disorders in children with Down syndrome, lead to social problems and reduced ability in cognitive and behavioral functions. The aim of this study was to determine the effectiveness of play therapy in reducing behavioral disorders in children with Down syndrome.
    Method
    The research method was a pre-test-post-test with control group. The statistical population of this study was all children aged 6 to 16 years old with Down syndrome in Rasht in 2016-2017. Twenty of them were selected by convenience sampling method and were randomly assigned to control and experimental groups (10 children in each group). The research tool was Rutter behavioral disorders questionnaire. Experimental group received play therapy in 10 sessions of 30 to 45 minutes, while the control group did not receive any interventions during this period. Data were analyzed using covariance analysis method.
    Results
    The results of this study showed that play therapy was effective in reducing behavioral disorders in children with Down syndrome (P <0.01).
    Conclusion
    Based on the findings of this study, in addition to the statistical significance, the importance of play therapy as a suitable method for children with Down syndrome in reducing behavioral disorders can be emphasized and used as an effective method.
    Keywords: Behavioral disorders, play therapy, Down syndrome