فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/23
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدرضا عباسی مژدهی *، علی حسینی قرالری، علی اکبر کیهانیان، نازنین کوپی صفحات 1-13
    مگس میوه زیتون، (Rossi) Bactrocera oleae، از آفات کلیدی زیتون در مناطق زیتون کاری جهان و ایران است. این آفت تک میزبانه و مونوفاژ بوده که در سال 1383 به مناطق زیتون کاری شمال کشور وارد شده و خسارت وارد می کند. فعالیت آفت باعث کاهش کمی و کیفی محصول می شود. استفاده از ارقام مقاوم و شناسایی سازوکار های مقاومت در درختان مقاوم نسبت به این آفت می تواند در کنترل بهتر این مشکل موثر باشد. از آنجا که سال های متمادی است باغ داران سنتی زیتون عملیات خاص زراعی و یا سم پاشی برای کنترل آفت انجام نمی دهند، لذا در اختیار قرار دادن اطلاعات مربوط به مزایای ارقام مقاوم یا متحمل به مگس میوه زیتون، می تواند به عنوان یکی از روش های کنترلی از سوی باغداران، مد نظر قرار گیرد. در تحقیق حاضر 10 رقم امید بخش زیتون (‘Arbequina’، ‘Manzanilla’، ‘Leccino’، ‘Zard’، ‘Konservalia’، ‘Kalamata’، ‘Mari’، ‘Amigdalifolia’، ‘Roghani’ و ‘Fishomi’) در ایستگاه تحقیقات زیتون رودبار استان گیلان از نظر تفاوت در میزان خسارت و ویژگی های مورفولوژیکی میوه زیتون و همچنین ترکیبات شیمیایی موجود مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده ارقام‘Arbequina’ و ‘Kalamata’، به عنوان ارقام دارای خسارت نسبی کم مگس زیتون (میانگین درصد سالیانه خسارت 8 الی 11 درصد)، می تواند در برنامه های توسعه ارقام زیتون مورد استفاده قرار گیرد. بین ویژگی های مرفولوژیکی و همچنین ترکیبات شیمیایی موجود در روغن زیتون با خسارت مگس زیتون همبستگی مشاهده نشد. در ضمن، ترکیب Oleuropein می تواند به عنوان یکی از ترکیباتی که به احتمال زیاد در ایجاد مقاومت به مگس میوه زیتون نقش داشته باشد، در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: زیتون، مقاومت، ارقام، مواد شیمیایی گیاهی، ترجیح میزبانی
  • صفورا سالارزهی، جلیل حاجی زاده *، حسن پوربابایی، مسعود حکیمی تبار صفحات 15-27
    فون کنه های خانواده Cheyletidae در بخش مرکزی استان گیلان در سال های 1396-1394 بررسی شد. فراوانی و گونه های غالب کنه های جمع آوری شده از پنج زیستگاه شامل فرآورده های انباری برنج، بقایای گیاهی پوسیده، برگ گیاه، خاک و کود دام و طیور نیز مشخص شد. در این پژوهش در مجموع 19 گونه متعلق به هشت جنس و پنج قبیله جمع آوری و شناسایی شد. یک کلید برای شناسایی جنس و گونه های کنه های خانواده Cheyletidae استان گیلان تهیه شده است. فرآورده های انباری برنج با 02/73 درصد بیشترین فراوانی نسبی کنه های جمع آوری شده را در بین زیستگاه ها داشتند، بعد از آن بقایای گیاهی پوسیده با 82/12 درصد، کود دام و طیور با 1/6 درصد، برگ با 41/4 درصد در رتبه های دوم تا چهارم قرار داشتند. کمترین فراوانی نسبی در خاک به میزان 64/3 درصد مشاهده شد. در مقایسه فراوانی گونه در زیستگاه های مختلف بیشترین درصد فراوانی در کود دام و طیور و مربوط به گونه Cheyletus malaccensis(7/59 درصد) به دست آمد. گونه های C. malaccensis،Cheyletus carnifex وCheyletus eruditus به ترتیب با 77/41 درصد، 59/23 درصد و 72/19 درصد بیشترین فراوانی های نسبی در میان کل گونه های جمع آوری شده را داشتند. بر اساس شاخص غالبیت سیمپسون بیشترین میزان غالبیت گونه ها مربوط به خاک (کمترین تنوع) و کمترین میزان غالبیت مربوط به کود دام و طیور (بیشترین تنوع) بود. در روش غالبیت برگر-پارکر بر اساس فراوانی گونه، گونه C. malaccensis دارای بیشترین غالبیت در کود دام و طیور و کمترین غالبیت در خاک بود.
    کلیدواژگان: گونه های غالب، فون، پیش استیگمایان، Cheyletidae، گیلان
  • پیمان نامور *، بابک قرایی صفحات 29-42
    بید گوجه فرنگی آفت جدیدی است که در سال های اخیر با ورود به کشور در مدت کوتاه و پراکنش وسیع و سریع در مناطق مختلف گوجه کاری، به یکی از مهم ترین عوامل خسارتزای این محصول به ویژه در مزارع فضای آزاد تبدیل شد. شناخت دوره فعالیت و خسارت بید گوجه فرنگی در مزارع و نیز مطلوب ترین نوع و شیوه کاربرد تله های فرومونی به عنوان ابزار پایش و ردیابی آن به منظور اخذ تصمیمات مدیریتی بسیار ضروری بوده و هدف این مطالعه است. بر این اساس در این تحقیق ابتدا موثرترین نوع و ارتفاع نصب تله های فرومونی به صورت آزمایش فاکتوریل تعیین و سپس بهترین مکان نصب تله مشخص شد. فاکتور اول نوع تله شامل تله فرومونی دلتا، تله فرومونی تشتی و تله نوری – فرومونی و فاکتور دوم ارتفاع نصب تله ها، شامل ارتفاع سطح زمین، 50 سانتی متر و 2 متر بالاتر از سطح زمین بودند. هر دو آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار که در شهرستان جیرفت انجام شد. در بخش دیگر، در یک مزرعه گوجه فرنگی در شهرستان قزوین تعداد نسل های حشره و دوره فعالیت آن بر اساس روش محاسبه روز درجه با نصب دستگاه ثبت کننده اطلاعات هواشناسی و نیز یک تله فرومونی دلتا، تعیین شد. نتایج نشان داد که تله فرومونی دلتا در ارتفاع 50 سانتی متر از سطح زمین و 20 متر دورتر از حاشیه مزرعه بالاترین کارایی را داشته است. همچنین مشخص شد این حشره از اواسط فصل زراعی در مزرعه ظاهر شده و جمعیت آن به تدریج افزایش یافته و در سال 4 نسل ایجاد نمود.
    کلیدواژگان: بید گوجه فرنگی، تله دلتا، تله فرومونی تشت آب، تله نوری فرومونی، تعداد نسل ها
  • محبوبه مرادی، مهدی حسن پور*، علی گلی زاده، سیدعلی اصغر فتحی صفحات 43-54
    بالتوری سبزChrysoperla carnea یکی از دشمنان طبیعی است که به آفات مختلف گیاهان زراعی و باغی حمله می کند. ترجیح غذایی دشمنان طبیعی یکی از مهم ترین معیارهایی است که در بررسی کارایی آن ها مورد استفاده قرار می گیرد. در این بررسی، ترجیح غذایی و سوئیچینگ لاروهای سن دوم و سوم بالتوری سبز روی شته ی سبز مرکبات، Aphis spiraecola و شته ی جالیز، Aphis gossypii مورد مطالعه قرار گرفت. آزمایش روی برگ پرتقال، رقم تامسون ناول، در اتاقک رشد در دمای 2±27 درجه ی سلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره ی نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی انجام شد. نتایج نشان داد که وقتی شته ی سبز مرکبات یا شته ی جالیز به تنهایی در اختیار لاروهای سن دوم و سوم شکارگر قرار گرفت، نرخ شکارگری لاروها روی شته ی جالیز در مقایسه با شته ی سبز مرکبات بیشتر بود. در آزمایش سوئیچینگ، ارائه ی ترکیب های مختلفی از شته ی جالیز: شته ی سبز مرکبات تفاوت معنی داری در میزان تغذیه ی لاروهای بالتوری سبز ایجاد کرد. در ترکیب های مختلف طعمه، تغذیه ی لاروهای سن دوم و سوم شکارگر از شته ی سبز مرکبات به ترتیب بین 90/7 تا 10/21 و 70/15 تا 00/31 و از شته ی جالیز به ترتیب بین 60/14 تا 60/29 و 50/24 تا 20/38 عدد متغیر بود. مقدار شاخص ترجیح منلی در نسبت مساوی شته ی جالیز:شته ی سبز مرکبات برای لارو سن دوم و سوم شکارگر به ترتیب 632/0: 368/0 و 647/0: 353/0 محاسبه شد که نشان دهنده ی ترجیح لاروها به شته ی جالیز بود. این تحقیق نشان داد که نوع طعمه و تراکم آن روی ویژگی های رفتاری لاروهای بالتوری سبز موثر است.
    کلیدواژگان: کنترل بیولوژیک، برهمکنش شکارگر- شکار، آزمون های انتخابی و غیر انتخابی، شاخص ترجیح
  • علی افشازی*، الهام نظری فندخت صفحات 55-69
    ذخیره ‏سازی در سرما یک روش رایج برای نگهداری طولانی‏ مدت زنبور پارازیتویید Bracon hebetor در انسکتاریوم‏ ها است. این پژوهش با هدف ارزیابی اثرات غلظت آب‏ عسل (در سه سطح 5، 20 و 40 درصد) و مدت زمان تغذیه (در سه سطح 24، 48 و 72 ساعت) بر مقاومت حشرات کامل این زنبور به سرما انجام شد. حشرات کامل زنبور بلافاصله پس از خروج از شفیره ‏ها جمع ‏آوری و پس از تغذیه با تیمار مورد نظر، به مدت 7 روز درون یخچال (دمای 1±5 درجه ‏ی سلسیوس) ذخیره‏‏سازی شدند و سپس، کیفیت آن‏ها با جمعیت شاهد (نگهداری شده در دمای 1±25 درجه‏ ی سلسیوس، رطوبت نسبی 5±60 درصد و دوره ‏ی نوری 16 ساعت روشنایی به 8 ساعت تاریکی) مقایسه شد. با افزایش غلظت آب‏ عسل، طول عمر، زادآوری و قدرت پارازیتیسم زنبورهای ماده در جمعیت‏ شاهد، افزایش یافتند و در غلظت 40 درصد به بیش‏ترین مقدار خود رسیدند (به ترتیب، 4/1±8/17 روز، 1/12±3/230 عدد تخم/ زنبور ماده و6/8±3/140 عدد لارو میزبان/ زنبور ماده). غلظت ماده‏ ی قندی و مدت زمان تغذیه، کیفیت زنبورهای ذخیره ‏سازی شده در یخچال را نیز تحت تاثیر قرار دادند. تغذیه‏ی حشرات کامل زنبور از آب‏ عسل 40 درصد، باعث افزایش تحمل آن به سرما و بیش‏تر شدن طول عمر و زادآوری پس از سپری شدن دوران ذخیره‏ سازی شد. طول عمر، زادآوری و قدرت پارازیتیسم زنبورهای ماده ‏ای که پیش از ذخیره ‏سازی در یخچال به مدت 24 ساعت با آب عسل 40 درصد تغذیه شده بودند به ترتیب، 1/2±9/22 روز، 4/46±9/330 عدد تخم/ زنبور ماده و1/18±3/173 عدد لارو میزبان/ زنبور ماده اندازه‏ گیری شد که به طور معنی‏ داری از سایر تیمارها بیش‏تر بود. بنابراین، برای حفظ کیفیت حشرات کامل این زنبور، تغذیه ‏ی آن‏ها از این تیمار پیش از ذخیره‏سازی در یخچال توصیه می ‏شود.
    کلیدواژگان: کنترل بیولوژیک، پرورش انبوه، پارازیتویید، ذخیره ‏سازی در سرما
  • علی محمدی پور *، میررضا جمشیدی، علیرضا حق شناس، شهلا شهلا باقری متین صفحات 71-81
    سن گندم Eurygaster integriceps Puton همواره یک آفت کلیدی مزارع گندم و جو بوده و در اغلب اوقات کنترل شیمیایی علیه سن زمستان گذران در مزارع گندم انجام می شود. از این رو، برای کنترل این آفت از دو حشره کش تجاری، دلتامترین EC 2.5% و فنیتروتیون EC 50% به مدت نسبتا طولانی استفاده شده است. در این پژوهش، کارایی حشره کش جدید لامبدا سای هالوترین SC 5% (هف لامبدا®) به عنوان حشره کش جدید در مقایسه با دو حشره کش ذکر شده بر علیه سن زمستان گذران در مزرعه های گندم سه استان اصفهان، لرستان و کرمانشاه، مورد بررسی قرار گرفت.مقایسه ها با سه غلظت از حشره کش هف لامبدا (200، 150 و 100 میلی لیتر در هکتار)، غلظت های معمول مورد استفاده برای فنیتروتیون و دلتامترین (به ترتیب1000 و 300 میلی لیتر در هکتار) و شاهد با چهار تکرار در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی انجام گرفت. نتایج نشان داد که به لحاظ آماری کارایی حشره کش های هف لامبدا (در دو غلظت 200 و 150 میلی لیتر در هکتار) و فنیتروتیون و دلتامترین در روز دهم بعد از سمپاشی بالاتر از 90 درصد بوده و با هم اختلاف معنی دار نداشتند، به طوری که میانگین تلفات سن زمستان گذران برای این تیمارها به ترتیب 79/91، 64/97، 72/96، 75/91 درصد به ثبت رسید. در مقابل، غلظت100 میلی لیتر در هکتار هف لامبدا با کارایی 07/74 درصد در گروه بعدی قرار گرفت. با توجه به نتایج به دست آمده، حشره کش هف لامبدا کارایی مناسبی برای کنترل این آفت در شرایط مزرعه داشته و می تواند به عنوان یک حشره کش مناسب دیگر در کنار دو حشره کش مذکور مورد استفاده قرار گیرد، بدین منظور که از احتمال بروز مقاومت در سن گندم به سموم کاسته شود. به عنوان نتیجه نهایی، غلظت قابل توصیه حشره کش هف لامبدا برای کنترل سن گندم 150 میلی لیتر در هکتار می باشد تا ضمن کارایی مناسب، برای محیط زیست آلودگی کمتری در پی داشته باشد.
    کلیدواژگان: سن گندم، دلتامترین، فنیتروتیون، غلظت، کنترل شیمیایی
  • فاطمه مومنی شهرکی، کامبیز مینایی* صفحات 83-86

    فون شته های (Hemiptera: Aphididea) شهر سامان (استان چهار محال و بختیاری) طی سال های 1396 -1395 بررسی شد. نمونه ها به صورت مستقیم توسط یک قلم موی ظریف و یا با ضربه زدن گیاهان روی یک سینی سفید جمع آوری شدند و در میکروتیوب های 2 میلی لیتری در الکل 75 % نگه داری شدند. نمونه های جمع آوری شده به صورت اسلاید میکروسکوپی درآمدند و بر اساس ویژگی های ریختی شناسایی انجام شد. در مجموع 38 گونه و 22 جنس از خانواده Aphididae به شرح زیر شناسایی شد. گزارش های جدید برای فون چهار محال و بختیاری با یک ستاره در بالای نام گونه ها مشخص شده اند.
    Acyrthosiphon loti (Theobald, 1913 *(, Acyrthosiphon pisum (Harris, 1776), Acyrthosiphon sp., Aphis (Toxoptera) aurantii (Boyer de Fonscolombe, 1841) *, Aphis craccivora (Koch, 1856), Aphis pomi (De Geer, 1773), Aphis gossypii (Glover, 1977), Brachycaudus (Brachycaudus) helichrysi (Kaltenbach, 1843), Brachycaudus (Prunaphis) cardui (Linnaeus, 1758), Brachycaudus (Thuleaphis) amygdalinus (Schouteden, 1905), Brachyunguis (Brachyunguis) harmalae (Das, 1918) *, Chaitophorus populeti (Panzer, 1804), Chaitophorus sp., Chromaphis juglandicola (Kaltenbach, 1843), Diuraphis (Diuraphis) noxia (Mordvilko, 1913), Dysaphis (Dysaphis) affinis (Mordvilko, 1928), Dysaphis (Pomaphis) plantaginea (Passerini, 1860), Forda hirsuta (Mordvilko,1928), Hyalopterus amygdali (Blanchard, 1840), Hyalopterus pruni (Geoffroy, 1762), Macrosiphoniella (Macrosiphoniella) aktashica (Nevsky, 1928) *, Macrosiphoniella (Papillomyzus) sp., Macrosiphum euphorbiae (Thomas, 1878), Metopolophium (Metopolophium) dirhodum (Walker, 1849), Myzus (Nectarosiphon) persicae (Sulzer, 1776), Panaphis juglandis (Goeze, 1778), Panaphis sp., Pterochloroides persicae (Cholodkovsky, 1899), Rhopalosiphum nymphaeae (Linnaeus, 1761) *, Rhopalosiphum padi (Linnaeus, 1758), Rhopalosiphum sp., Sipha (Rungsia) elegans (Del Guercio, 1905), Sipha sp., Sitobion avenae (Fabricius, 1775), Smynthurodes betae (Westwood, 1849) *, Tinocallis (Sappocallis) saltans (Nevsky, 1929), Tinocallis sp., Therioaphis (Pterocallidium) trifolii (Monell, 1882).
    کلیدواژگان: آفت، ایران، شته، چهار محال و بختیاری
|
  • M. R. Abbasi Mojdehi*, A. Hosseini Gharalari, A. A. Keyhanian, N. Koopi Pages 1-13
    Olive fruit fly, Bactrocera oleae Rossi, is a key pest of olive on olive-growing areas in the world including, Iran. This monophagous pest was reported in 2004 in olive-growing areas of North of Iran, causing serious damage. Its damage results in reduction of yield quality and quantity. Deployment of resistant varieties and detecting resistance mechanisms can be useful in management programms of this pest. As treditional farmers do not apply cultural or chemical methods to control this pest, deploying resistant varieties will be more acceptable by farmers. In this research, 10 promising olive varieties in Roudbar Olive Research Station (Guilan province) were studied in order to determine the infestation rate of olive fruit fly and chemical compounds of olive drupes (‘Arbequina’, ‘Manzanilla’, ‘Leccino’, ‘Zard’, ‘ Konservalia’, ‘Amigdalifolia’, ‘Kalamata’, ‘Roghani’, ‘ Mari’ and ‘Fishomi’). ‘Arbequina’ and ‘Kalamata’ varieties can be considered in developing olive varieties, due to low rate of yearly infestation (8 to 11%). There was no correlation between infestation rate and either morphological traits and chemical compounds in olive oil. However, oleuropein can be considered as one of the resistance factors to olive fruit fly.
    Keywords: Olive, resistance, varieties, phytochemical, host-plant preference
  • S. Salarzehi, J. Hajizadeh, H. Pourbabaei, M. Hakimitabar Pages 15-27
    Fauna of cheyletid mites (Cheyletidae) in central part of Guilan Province, northern Iran, was studied during 2016-2017. The abundance and dominant indices of collected species were also evaluated in five habitats including stored rice products, decayed plant material, plant leaf, soil and livestock and poultry manure. In this research, totally 19 species belong to 8 genera and 5 tribes were collected and identified. An identification key to genera and species of cheyletid mites in Guilan Province is provided. Stored rice products with 73.02% has the highest abundance of mites among habitats, subsequently, decayed plant material (12.82%), livestock and poultry manure (6.1%), and leaf (4.41%) were in second to fourth ranks. The lowest relative abundance was observed in soil (3.64%). In comparison the frequency of species in different habitats, the highest percentage of abundance in livestock and poultry manure was due to Cheyletus malaccensis Oudemans (59.7%). Cheyletus malaccensis, Cheyletus carnifex Zachvatkin and Cheyletus eruditus (Schrank) with 41.77%, 23.59% and 19.72%, abundance respectively, have the most relative abundance among the total collected species. Based on the Simpson dominance index, the highest species dominance was due to soil (lowest diversity) and the lowest dominance was in livestock and poultry manure (the most diversity). In the Burger-Parker dominance method based on species abundance, Cheyletus malaccensis had the highest dominance in livestock and poultry manure and the lowest dominance in the soil.
    Keywords: Dominant species, Fauna, Prostigmata, Cheyletidae, Guilan
  • P. Namvar*, B. Gharaei Pages 29-42
    Tuta absoluta is a new pest which after its entry to the country and fast and wide distribution became one of the most damaging agents of tomato especially in open fields. Finding its activity period in the field and the most suitable types and ways for the use of pheromone traps as a monitoring tool, are necessary to make management decisions. So, in this study, at first the most effective type and height of pheromone trap in a factorial experiment and then the best location in the field, were determined. First factor was the trap types which were delta, water pan and ferolite. Second factor was trap height and included ground, 50 cm and 2m up the ground. Both experiments were done in randomized block designs with 4 replicates in a tomato field in Jiroft. In another experiment and in a tomato field in Qazvin, the leaf miner´s generations and its activity period were determined by the method of degree day using a Testo set and a delta pheromone trap. Results showed that the delta pheromone trap on 50 cm up to the ground and 20m far from the field margin had the highest effectiveness. Also it was revealed that T. absoluta emerged in the middle of growing season and its population density increased gradually and it had 4 generations in a year.
    Keywords: Tuta absoluta, Delta trap, Water pan Pheromone baited trap, Ferolite trap, Generation numbers
  • M. Moradi, M. Hassanpour*, A. Golizadeh, S. A. A. Fathi Pages 43-54
    The green lacewing Chrysoperla carnea is one of the natural enemies, which attacks various pests on crops and orchards. Feeding preference of natural enemies is one of the most important criteria used in evaluation of their efficiency. In this research, feeding preferences and switching of the second and third instar larvae of C. carnea were studied on the citrus aphid, Aphis spiraecola and the melon aphid, Aphis gossypii. The experiments were carried out on orange leaves in a growth chamber at 27±2°C, 65±5% RH and a photoperiod of 16L: 8D h. The results showed that when A. spiraecola or A. gossypii were separately offered to the second and third instar larvae of predator, the predation rate was higher on A. gossypii compared to A. spiraecola. Providing different combinations of A. gossypii: A. spiraecola significantly affected the consumption of C. carnea larvae in switching experiment. In different combinations, the consumption of the second and third instar larvae of the predator varied from 7.90 to 21.10 and from 15.70 to 31.00 on A. spiraecola, and from 14.60 to 29.60 and from 24.50 to 38.20 on A. gossypii, respectively. The values of Manly’s preference index in equal ratios of A. gossypii: A. spiraecola were calculated 0.632:0.368 and 0.647:0.353 for second and third larval instars, respectively, showing the preference of the larvae to A. gossypii. The results of the present study showed that the types
    Keywords: Biological control, predator-prey interaction, choice, no-choice tests, preference index
  • A. Afshari*, E. Nazari Fandokht Pages 55-69
    Cold storage is a general technique to long-term preservation of wasp parasitoid, Bracon hebetor in insectaries. The aim of this study was to investigate effects of honey solution concentration (5, 20 and 40%) and feeding duration (24, 48 and 72 hours) on the biological and reproductive characteristics of this parasitoidin both cold-stored and not-stored conditions. Adult parasitoids collected immediately after emergence and stored inside a refrigerator (5±1˚C) for 7 days, and mortality, longevity, fecundity and parasitism ability were subsequently assessed. In unstored populations, parasitoid longevity, fecundity and parasitism ability increased by sugar concentration and reached to their peaks in 40% honey solution (17.8±1.4 days, 230.3±12.1 eggs/female and 140.3±8.6 host larvae/ female, respectively). Moreover, sugar concentration and feeding duration significantly affected cold stored parasitoids quality. Adults feeding on high concentration of honey solution (40%), increased significantly their cold tolerance and longevity and fecundity after cold storage. 24-hour feeding on 40% honey solution before cold storage was the best treatment to keep parasitoid quality during cold storage. In this case, female longevity, fecundity and parasitism ability were estimated 22.9±2.1 days, 330.9±46.4 eggs/female and 173.3±18.1 host larvae/female, respectively. In conclusion, it seems that feeding wasps with a 40% honey solution for 24 hours before cold storage could be recommended to increase cold tolerance of adult B. hebetor.
    Keywords: Biological control, Mass rearing, Parasitoid, Cold-storage
  • A. Mohammadipour*, M. Jamshidi, A. Haghashenas, S. Bagheri Matin Pages 71-81

    Sunn pest, Eurygaster integriceps Puton is a key pest of wheat and barley fields that lead to use chemical control against the overwintered adults in wheat fields. Hence, to control this pest, two commercial insecticides, Deltamethrin EC 2.5% and Fenitrothion EC 50%, were used relatively for a long time. In this research, the efficiencies of lambda cyhalothrin SC 5% (Hef-Lambda ®), as a new insecticide, were compared with two mentioned insecticides against overwintered adults in wheat fields of three provinces, Isfahan, Lorestan and Kermanshah. Comparison were done in a randomized complete block design with threeconcentration ofHef-Lambda (200, 150 and 100 ml/ha), along with concentrations commonly used for Fenitrothion,Deltamethrin (1000 ml/ha and 300 ml/ha respectively) and control with four replications. The results showed that the efficiencies of Hef-Lambda (in two concentrations 200 and 150 ml/ha) and Fenitrothion and Deltamethrin on the 10th day after treatment were higher than 90% and there was no significant difference between them. So that average mortality for those treatments in overwintered adults were 91.79, 97.64, 96.72 and 91.75% respectively. In contrast, Hef-Lambda 100 ml /ha, with the 74.07% efficiency, was in the next group. According to the results, Hef-Lambda has a good efficiency against this pest in field conditions and can be used as an alternative insecticide compare with the two mentioned insecticides, in order to reduce the possibility of resistance in Sun pest against insecticides. As the final result recommended concentration of Hef-Lambda for control of Sun pest is 150 ml/ha, in order to getting an acceptable efficiency and a low risk of contamination for environment.
    Keywords: Sunn pest, Deltamethrin, Fenitrothion, Concentration, Chemical control
  • F. Momeni Shahraki, * K. Minaei Pages 83-86

    Fauna of aphids (Hemiptera: Aphididea) of Saman Region in Chaharmahal and Bakhtiari Province has been investigated during 2016-2017. The specimens were collected directly from plants by a fine brush or by beating the plants on a white tray and then preserved in Eppendorf tubes (2 ml) containing 75% alcohol. The collected specimens were mounted on slides and identified based on morphological characters. Totally 38 species in 22 genera of family, Aphididae, were identified as follows. New records for Chaharmahal and Bakhtiari Province are marked by an asterisk.
    Acyrthosiphon loti (Theobald, 1913 *(, Acyrthosiphon pisum (Harris, 1776), Acyrthosiphon sp., Aphis (Toxoptera) aurantii (Boyer de Fonscolombe, 1841) *, Aphis craccivora (Koch, 1856), Aphis pomi (De Geer, 1773), Aphis gossypii (Glover, 1977), Brachycaudus (Brachycaudus) helichrysi (Kaltenbach, 1843), Brachycaudus (Prunaphis) cardui (Linnaeus, 1758), Brachycaudus (Thuleaphis) amygdalinus (Schouteden, 1905), Brachyunguis (Brachyunguis) harmalae (Das, 1918) *, Chaitophorus populeti (Panzer, 1804), Chaitophorus sp., Chromaphis juglandicola (Kaltenbach, 1843), Diuraphis (Diuraphis) noxia (Mordvilko, 1913), Dysaphis (Dysaphis) affinis (Mordvilko, 1928), Dysaphis (Pomaphis) plantaginea (Passerini, 1860), Forda hirsuta (Mordvilko,1928), Hyalopterus amygdali (Blanchard, 1840), Hyalopterus pruni (Geoffroy, 1762), Macrosiphoniella (Macrosiphoniella) aktashica (Nevsky, 1928) *, Macrosiphoniella (Papillomyzus) sp., Macrosiphum euphorbiae (Thomas, 1878), Metopolophium (Metopolophium) dirhodum (Walker, 1849), Myzus (Nectarosiphon) persicae (Sulzer, 1776), Panaphis juglandis (Goeze, 1778), Panaphis sp., Pterochloroides persicae (Cholodkovsky, 1899), Rhopalosiphum nymphaeae (Linnaeus, 1761) *, Rhopalosiphum padi (Linnaeus, 1758), Rhopalosiphum sp., Sipha (Rungsia) elegans (Del Guercio, 1905), Sipha sp., Sitobion avenae (Fabricius, 1775), Smynthurodes betae (Westwood, 1849) *, Tinocallis (Sappocallis) saltans (Nevsky, 1929), Tinocallis sp., Therioaphis (Pterocallidium) trifolii (Monell, 1882).

    Keywords: Pest, Iran, Aphid, Chaharmahal, Bakhtiari