فهرست مطالب

  • سال پنجاه و یکم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/02/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی رضا حیدری نسب *، مهدی بیات مختاری، محبعلیl آب سالان، عبدالاحد رییسی صفحات 9-26

    نماز، مورد سفارش خاص اسلام و معیار پذیرش اعمال است. فرقه باطنی گرای «ذکریه» که از حدود پنج قرن قبل در بلوچستان شکل گرفته مدعی است در اساس آنچه مورد سفارش می باشد، «ذکر» است و ترجمه «صلوه» به نماز، که آغازش تکبیر و فرجامش سلام و متنش حاوی انجام پاره ای اعمال و اذکار مخصوص می باشد، اشتباهی رخداده از سوی عجم هاست. بنابراین از منظر «ذکریه» نماز با شاکله معهود و روش عملی آن، منسوخ و اهتمام به آن کفر است. این رویکرد با تصریح آیات «فإذا قضیتم الصلاه فاذکروا الله قیاما و قعودا و عل جنوبکم» و «اقم الصلاه لذکری» که بین ذکر و نماز تفاوت قائل شده و همچنین با روایات متواتری مانند «من ترک الصلوه متعمدا فقد کفر» واگرایی دارد. تحلیل سوابق و مشاهده رفتار ذکریان، نشان می دهد باورها و رفتارهای این فرقه دور از قرآن و روایات و آیینی عامیانه است که به نظر می رسد از روش های باطنی هندی نشات گرفته است.

    کلیدواژگان: بلوچستان، ذکر، ذکریان، نماز، محمد اتکی، محمد جونپوری
  • سجاد دهقان زاده *، معصومه آقانژاد، حسن نامیان صفحات 27-43

    شمایل نگاری دینی، فصلی از هنر قدسی است و برای سنت های دینی از ارزش های تعلیمی، تبلیغی، آیینی و تجربی بالایی برخوردار است. این شاخه هنری در بودیسم مهایانه جایگاه و اهمیت ارجمندی داشته و مخصوصا در نگارگری بودی ستوه ها به خوبی متجلی است. پژوهش حاضر به روش اسنادی و اساسا با هدف نشان دادن شمه ای از تبلور قداست در هنر بودایی انجام گرفته است و یافته های آن نشان می دهد که گرچه بودیسم سنتی به دلیل فقدان رمزپردازی های اساطیری و متافیزیکی عاری از هرگونه تمثال پرستی بود، لکن بودیسم متاخر تحت تاثیر هنر یونانی گندهاره و ماتورا، دیانت ایرانی و تحولات الهیاتی درونی از جمله خلق آموزه تری کایه و با ضرورت تسکین روح تشنه سالکان بودایی، به شمایل نگاری روی آورد. در این جستار برای نمونه، رمزپردازی، نمادگرایی و شمایل شناسی بودی ستوه اولوکیتشوره مورد واکاوی اجمالی قرار گرفته است و بنابر یافته ها ظاهرا در شمایل نگاری اولوکیتشوره، تسبیح، نیزه سه شاخه، شمشیر، ورد مودره، عصای الماس شاهی و نیلوفر آبی کاربرد غالبی دارند و هر یک وجهی از وجوه خویشکاری او را برمی تابد.

    کلیدواژگان: اولوکیتشوره، بودی ستوه، بودیسم مهایانه، شمایل نگاری، هنر قدسی
  • مجتبی زروانی* صفحات 45-64

    کارل بارت متاله نوارتدوکسی مسیحی، یکی از تاثیرگذارترین الهی دانان مسیحی سده بیستم میلادی است. رهیافت الهیاتی بارت یکی از سه سنت حوزه الهیات جدید مسیحی و معیاری برای آن به شمار می آید. وی را در مسیحیت انحصارگرا دانسته اند و الهیات او را میانه سنت پلورالیستی جان هیک و شمول گرایی کارل رانر قرار داده اند. از مباحث الهیات مسیحی، در بحث نجات شناسی بر انحصارگرایی بارت تاکید شده است. مقاله حاضر با روش تحلیل محتوا به بررسی دیدگاه بارت در باب نجات شناسی پرداخته و نشان داده است که وی گرچه به دلیل تاکید بر مسیح به مثابه راه نجات و تاکید آشکار به نجات باورمندان مسیحی انحصارگرا شمرده شده است، اما او در بخش هایی از آثارش به طور قاطع نجات را از آن تمامی نوع بشر دانسته و در نجات شناسی دیدگاهی شمول گرا را به نمایش می گذارد. او معتقد است که تمامی انسان ها بنا بر امکان وجودی شان و بر مبنای وجود عیسی مسیح مشمول رحمت و نجات الهی اند.

    کلیدواژگان: الهیات، انحصارگرایی، بارت، شمول گرایی، عیسی مسیح، غیرمسیحیان، نجات
  • روزبه زرین کوب *، جمشید قهرمانی صفحات 65-87

    یهودیان به عنوان اقلیتی دینی از دیرباز در خاور نزدیک سکونت داشتند و در روزگار ساسانیان، برخی از آن ها در قلمرو ایران و برخی دیگر در قلمرو بیزانس زندگی می کردند. روزگار خسروپرویز یکی از مقاطع مهم تاریخ ساسانیان است که در آن شاهد شورش بهرام چوبین و جنگ های بیست و پنج ساله ایران و بیزانس هستیم و گزارش هایی از وضعیت یهودیان در طی این رویدادها داریم. در آن زمان، یهودیان ساکن در قلمرو بیزانس تحت فشار دینی شدید امپراتوری مسیحی زمان خویش قرار داشتند و برای رها ساختن خود از آن وضعیت شورش کردند، به سپاهیان ایران پیوستند و به ویژه در فتح بیت المقدس نقش مهمی ایفا کردند. خسروپرویز نیز آن ها را در اداره برخی از مناطق فلسطین سهیم کرد. بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که خسروپرویز، پس از چند سال، به دلیل اهمیت بیشتر مسیحیان منطقه سیاست خود را در قبال یهودیان تغییر داد و آن ها را سرکوب کرد. ما در این مقاله منابع آن دوران را دوباره بررسی کرده ایم و به نتیجه متفاوتی رسیده ایم، مبنی بر اینکه یهودیان تا پایان روزگار خسروپرویز اقتدار خود را حفظ کرده و در شرایط مناسبی به سر می بردند.

    کلیدواژگان: یهودیان، خسروپرویز، امپراتوری بیزانس، بیت المقدس
  • الهام سیدان * صفحات 89-108

    در پژوهش حاضر آرای نجم الدین رازی و عزیز نسفی در باب مراتب ارواح و وجوه اشتراک و افتراق آن ها بررسی می شود. نتایج نشان می دهد آرای آن ها در باب هستی و آفرینش ضمن تاثیرپذیری از دیدگاه حکما با نوآوری های بسیاری همراه است و زمینه های مشترکی در دیدگاه های آن ها مشاهده می شود. صرف نظر از تشابهات صوری و بهره گیری از یک تشبیه مشترک، از نظر محتوایی نیز شباهت هایی بین دیدگاه های آن ها وجود دارد؛ از جمله: 1 مراتب ارواح عطایی هستند و در آن ها تبدیلی صورت نمی گیرد؛ 2 کمال انسان در تعلق روح به قالب است، زیرا جسم معدن کدورت و ظلمت است و زمینه طلب کمال را در انسان فراهم می کند؛ 3 هر دو عارف با طرح مراتب ارواح به تبیین قوس نزول در دایره هستی می پردازند. توجه به سیر استکمالی و بازگشت به مبدا نیز قوس صعود را در دایره هستی ترسیم می کند. شباهت های مذکور می تواند دلیلی بر اثرپذیری عزیز نسفی از نجم الدین رازی تلقی شود.

    کلیدواژگان: ارواح، عزیز نسفی، مراتب ارواح، نجم الدین رازی
  • حسین شهبازی *، محمدرضا عابدی صفحات 109-127

    خیر و شر و نسبت آن ها با مبدا هستی، و صدورشان از اصل واحد یا اصول دوگانه یا چندگانه مهم ترین بحث در آموزه های مکاتب عرفانی است. تصوف و قبالا نیز متاثر از آبشخورهای فکری خود درباره وجود خیر و شر و نسبت آن دو با یکدیگر و نیز منشا صدور آن ها و اصالت یا نسبیت شان در عالم دیدگاه های ویژه ای دارند که نوشتار حاضر در صدد تبیین تطبیقی این دیدگاه ها است. صوفیه و قبالا خداوند را خیر محض می دانند و در عین حال نمی توانند وجود شر را در این عالم انکار کنند. در این میان، صوفیه با تمسک به مفهوم نسبیت، تناقضی را که از نسبت دادن شر به خیر محض پدید می آمد، حل کرده اند؛ اما بیشتر قبالائیان این تناقض را نادیده گرفته و شر را مستقیما به خدا نسبت داده اند. بزرگان صوفیه خیر را امری ذاتی و شر را عرضی می دانند اما قبالائیان، برخی شر را نیز ذاتی می دانند و برخی دیگر، مانند صوفیه، شر را ناشی از محدود بودن موجودات می پندارند.

    کلیدواژگان: تصوف، خیر، شر، قبالا
  • جعفر فلاحی * صفحات 129-151

    الهیات روایی با تاکید بر روایت و نقد سیطره معیارهای کلی و عام برخاسته از روشنگری در الهیات مسیحی، هویتی متمایز یافت. تاکید بر روایت های سنتی و درون فرهنگی هر گروه و اجتماع، در این الهیات منجر به دوری این نحله از پراکسیس، و علاوه بر این، منجر به انزوای فرهنگی و دوری از جهان معاصر چندفرهنگی شده است. از سوی دیگر الهیات سیاسی متاله آلمانی یوهان باپتیست متس با تکیه بر مفاهیم روایت، خاطره و همبستگی، که مولفه روایت در آن ها نقش اساسی دارد، هم متوجه پراکسیس است و هم دغدغه گفتگوی بینا فرهنگی دارد. بنابراین شاهد آن هستیم که الهیات سیاسی یوهان باپتیست متس، اگر چه در زمره الهیات روایی به معنای اخص به حساب نمی آید، با این حال با تکیه بر مفاهیم خاطره، روایت و همبستگی، امکاناتی را در اختیار الهیات روایی می گذارد که این الهیات با تکیه بر آن ها می تواند از تنگنای انزوای فرهنگی و انفعال اجتماعی بیرون آید.

    کلیدواژگان: الهیات روایی، الهیات سیاسی، الهیات مسیحی، پراکسیس، روایت، گفتگوی بینا دینی، یوهان باپتیست متس
|
  • alireza heydarynasab *, mahdi bayatmokhtari, moheb Ali Absalan, abdolahad raeesisi Pages 9-26

    Prayer is a special order of Islam and a measure of acceptance of deeds. The esoteric cult, "Dhikriya", which has been formed in Balochistan since about five centuries ago, claims that what is order in Islam is "Dhik", and the translation of the "Salat" to prayer, which begins with Takbir and finishes with Salam, and contains some special actions and recitation, is a corruption has been committed by Iranians. Therefore, the prayer with its agreed shape and practical method, is abrogated and atheistic. This view is against Qur'anic verses: "When you have established the prayer, remember Allah standing, sitting, and on your sides" and "establish the prayer of My remembrance", which differentiate between Dhikr and prayer; and also with the repeated narrations like "one, who leaves the prayer intentionally, is disbeliever". The study of history and behaviors of the "Dhikriya" shows that their beliefs and behaviors are far from the Qura'n and narrations, and has been originated from Indian esotericism.

    Keywords: The Dhikriya, prayer, invocation, Mohammad Ataky, Mohammad Jaunpouri
  • Sajad dehghanzadeh *, masume aghnejad, hasan namian Pages 27-43

    Religious iconography is a branch of the sacred art and has a high instructional, propagandist, ritualistic and empirical value to religious traditions. This artistic tendency has a high place and impotence in Buddhism and has been manifested perfectly in Bodhisattvas’ miniatures. The present article, using the documentary method wants to show a short account of Holiness’ manifestation in Buddhist art. The results show that the traditional Buddhism, because the lack of mythological and metaphysical codification, was devoid of iconolatry, but later Buddhism, under effects of Greek art of Qandahara and Matura, Iranian religiosity, and inner theological developments, such as, the formulation of Tri-kaya doctrine and by the necessity of appeasing the thirst spirit of Buddhist disciples, approached to iconography. In the present essay, as an example, codification, symbolism and iconography of the Bodhisattva, called Avaloktishvara, has briefly been studied. its findings show that, apparently in Avaloktishvara’s iconography, beads, triple spear, sword, varada-mudra, monarchy diamond stick, and lotus have been prevalent and each of them shows a dimension of his responsibilities.

    Keywords: Avaloktishvara, Bodhisattvas, Mahayana Buddhism, Iconography, Sacred Art
  • Mojtaba Zarvani* Pages 45-64

    Karl Barth, the Christian New Orthodox theologian, is one of the most influential Christian scholars of the twentieth century. Barth's theological approach is one of the three theological traditions of the new Christian theology and is a criterion for Christian theology. His theology lies between John Hick's pluralist tradition and Karl Runner's inclusivism, and is considered exclusivist in Christianity. In the discussion of salvation, of course, Barth can be regarded as exclusivist. The present article, using a content analysis methodology, examines Barthes's view of salvation, and has shown that he, although emphasizing Christ as a way of salvation, can be exclusivist, but he decisively believes in the salvation of all human beings; and, in the soteriology, has an inclusive view. He believes that all human beings, based on their possibility of being and based on the existence of Jesus Christ, are subject to divine mercy and salvation.

    Keywords: Exclusivism, Barth, Inclusivism, Jesus Christ, Salvation, non-Christian, Theology
  • Roozbeh Zarrinkoob *, Jamshid ghahremani Pages 65-87

    As a religious minority, Jews used to live in the Middle East for a long time. During the Sassanid era, some of them lived in the territory of Iran and some others in the Byzantine territory. The reign of Khosrow Parvīz is one of the most important parts of the Sasanid history during which the rebellion of Bahrām-i Chūbīn took place. This period also observed twenty five years of war between Iran and The Byzantine Empire; and there are reports of the situation of the Jews during these events. At that time, Jews in the Byzantine territory were under the great religious pressure of the Christian Empire of their time, and they rebelled to liberate themselves from that situation and joined the Iranian armies. They played an important role in conquering Jerusalem. Khosrow Parvīz also contributed them in the administration of some parts of Palestine. Many scholars believe that after several years and seeing the importance of the Christians in the region, Khosrow Parvīz changed his policy towards the Jews and suppressed them. This article re-examines the sources of that era, and has come to a different conclusion; that is, the Jews kept their authority until the end of Khosrow's era, and were in good shape.

    Keywords: Jews, Khosrow Parv?z, the Byzantine Empire, Jerusalem
  • Elham Sayyedan * Pages 89-108

    This paper attempts to study the degrees of spirits in the viewpoint of Nasafi and Najm al-Din Razi. Nasafi and Najm al-Din Razi. The results of the study show that although both of this mystics wre influenced by the view of philosophers, but had some innovations about it. There is common ground in their views. Regardless of formal similarities, there are also similarities in terms of content between their views, including: 1. The degrees of spirits are conferred and there is no change in them; 2. The perfection of man is in the attachment of the spirit to the body, because the body is the place of dimness and darkness, and the background of seeking the perfection; 3- By planning the degrees of spirits, both mystics explain the arc of descent in the universe. Paying attention to the steady flow and return to the origin also, they depicts the arc of ascension in the circle of the universe. These similarities can be considered as a reason for the Nasafi's influence of Najmuddin Razi.

    Keywords: spirits, degrees of spirits, Najm al-Din, Aziz Nasafi
  • Hossein shahbazi*, mohammad reza abedi Pages 109-127

    “Good and Evil”, and their relation to the origin of being, as well as their being issued from the single principle, or dual and multiple principles, are the most critical topics in the teachings of mystical schools. Sufism and Kabbalah also have particular views about Good and Evil, their relationship with each other, the source of their authenticity, or their relativity in the world. This paper attempts to explain these views using a comparative study. Sufism and Kabbalah consider God as an absolute Good, but at the same time, they can not deny the existence of evil in this world. Meanwhile, Sufism has solved the paradox of attributing evil to absolute Goodness by grabbing the concept of relativity. But most of the Kabbalists ignored this contradiction and attributed the evil directly to God. The great figures in Sufism consider the good as innate and the evil as accidental. But some Kabbalists regard certain evil as intrinsic, and others, like Sufis, regard evil as accidental.

    Keywords: evil, Good, Sufism, Kabbalah
  • Jaafar Fallahi * Pages 129-151

    Emphasizing on narrative mode and criticizing global standards of enlightenment, narrative theology made its identity in 1970s Christian thought of United States. However, the emphasis on narratives of a group or community’s culture or tradition, led to a seclusion in our multicultural world, and furthermore, being far from praxis. On the other hand, Johann Baptist Metz’s political theology, by stressing on notions that narrative is their pivot, introduces some facilities to narrative theology. Metz’s theology aims to praxis as well as interest in multicultural dialogue. So, Metz’s political theology can endow some facilities to narrative theology for solving their problems, although it is not counted as a narrative theology in proper word.

    Keywords: interreligious dialogue, Johann Baptist Metz, narrative, narrative theology, political theology, Christian theology