فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 43 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/23
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی شبانی، محمدهادی فتاحی* صفحات 1-14

    هدف از اجرای این تحقیق، بررسی تاثیرات میزان بارندگی بر کیفیت شیمیایی منابع آب شرب واقع در شهرهای آباده، اقلید، صفاشهر، بوانات، پاسارگاد، مرودشت و زرقان بر روی متغیرهای EC، PH، TDS، F و NO3 در سازندهای آبرفتی و آهکی در فاصله سال های 90 تا 95 بوده است بدین منظور متغیرهای کیفی منابع آب شرب EC، PH، TDS، F و NO3 در سازندهای آبرفتی و آهکی در سال های 90 تا 95 در شهرهای آباده، اقلید، بوانات، صفاشهر، پاسارگاد، مرودشت و زرقان بررسی گردید. منابع تامین کننده آب شرب در شهرهای آباده، اقلید، بوانات، صفاشهر، پاسارگاد و زرقان به طور کامل از منابع آب زیرزمینی تامین می گردد و در شهر مرودشت بخش عمده تامین آب شرب از آب زیرزمینی و بخش دیگر از سد درود زن تامین می گردد. در این مطالعه 208 حلقه چاه در شهرهای ذکرشده که 96 حلقه آبرفتی و 112 حلقه چاه با سازند آهکی به عنوان نمونه انتخاب گردید و با استفاده از SPSS و بررسی ضریب همبستگی پیرسون و p-value نتایج نشان داد که بارندگی بر تغییر میزان متغیرهای EC، PH، TDS، F و NO3 اثرگذار می باشد و در تجزیه وتحلیل آماری با تعیینضریب همبستگی پیرسون و p-value نشان داده شد که تاثیر بارندگی بر تغییرات میزانTDS، NO3 وEC معنادار و رابطه آن مستقیم است و بر تغییرات میزان PH معنادار ولی رابطه آن معکوس می باشد. همین طور رابطه اثر میزان بارندگی بر تغییرات میزان F معنادار نمی باشد . این تغییرات در سازندهای کارست و آهک معنادارتر می باشد، به این مفهوم که چاه های با سازند کارست با تغییر میزان بارش، بیشتر دستخوش تغییر میزان EC، PH، TDS، F و NO3می باشند.

    کلیدواژگان: آب شرب، کیفیت فیزیکی، کیفیت شیمیایی، استان فارس
  • فایزه فرج اله یی *، امیرحسام حسنی صفحات 15-24

    توسعه انسانی و رشد فزاینده صنعت و کشاورزی و به تبع آن افزایش روز افزون نیاز به آب و از طرفی برداشت مضاعف و بی رویه از منابع آب و عدم اجرای اقدامات کنترلی وحفاظتی کافی در خصوص اینگونه منابع، موجب تاثیرات متفاوت و زیادی بر روی کیفیت و کمیت منابع آبی به ویژه منابع آب زیر زمینی و دسترسی به آنها شده است. باتوجهبهاهمیتاینمنابعواقلیمکشور و از جمله استان تهران و شهرستانهای توابع آنکه در زمره مناطقخشکونیمه خشک محسوب می شوند،بررسی و تحقیق بر روی کیفیت منابع آب و آلودگیهای آنها و نیز مدلسازی در محیطهای نرم افزاری مانند GIS بستر مناسبی را برای تامین آب شرب سالم و بهداشتی از دیدگاه کیفی و پیشگیری از آلودگیهای احتمالی آنها فراهم خواهد آورد و از سویی نیز موجب صرفه جویی در هزینه های اجرایی حفر چاههای جدید قبل از هر گونه عملیات و شناسایی مناطق مستعد برای احداث چاههای آب شرب می شود.

    کلیدواژگان: منابع آب زیرزمینی، آب آشامیدنی، چاه های آب، مدل سازی کیفی، GIS
  • جهان گیر اسماعیلی *، احمد خاک زاد، مهرداد بهزادی، منصور وثوقی عابدی صفحات 25-46

    یکی از مناطق مستعد جهت پی جویی و اکتشاف اندیس های فلزی از جمله آهن ، در شمال شرق بخش کامو (میمه اصفهان) و با طول جغرافیائی E51,16,58 و عرض جغرافیائی N33,40,16 واقع شده است . از نظر تقسیم بندی زون های ساختاری، منطقه مورد مطالعه در ایران مرکزی ودرزون ماکمایی ارومیه-دخترقرار دارد این محدوده در یک سین ETM به شماره164_37 و تصویر ماهواره ترا سنجنده استر به شماره AST_L1A:002:ASTL1A 0108220733380109011021 قرار گرفته است. از تصاویر سنجنده مذکور در ترکیب های باندی مختلف برای استخراج ساختارهای زمین شناسی و انواع آلتراسیون ها (اکسید آهن،آرژیلیتی، کربناتی) استفاده خواهد شد. برای شناسایی سنگ ها و کانی های مختلف سطح زمین، محدوده طیفی 5/1 تا 5/2 میکرون بسیار مهم می باشد. این محدوده طیفی شامل محدوده مادون قرمز کوتاه تا متوسط می شود که شش باند سنجنده استر (باندهای SWIR) را می پوشاند باتوجه به نتایج آنالیزXRD کانی های آلبیت، آندرادیت، کلریت، گیبسیت و مسکویت و آلتراسیون سیلیسی نیز تفکیک شد. از سوی دیگر جهت استفاده از منحنی بازتاب طیفی کانی های مزبور در کتابخانه طیفیUSGSENVI جهت انجام آنالیز طیفی لازم است منحنی ها به دامنه طیفی باندهای ASTER، Resample گردند. روش های LS-Fit (Linear Band Prediction)، Matched Filteringو BandRATIOاز تصاویر استر برای تمام کانی ها و آلتراسیون های آهن و نیزبرای اکسیدهای آهن از تفسیر بصری و از تصاویر ETM در ترکیب باندی RGB:531 استفاده شد. آلتراسیون های که در بررسی های سنجش از دوردر منطقه مورد مطالعه (کامو) شناسایی شده اند عبارتند از: آلتراسیونآهن (گوتیت، هماتیت و جاروسیت و لیمونیت)،آلتراسیون آرژیلیک (کائولینیت، مونتموریلونیت، ایلیت و هالوزیت) آلتراسیون کربناتی (کلسیت و دولومیت)

    کلیدواژگان: آرژیلیک، استر، کانسار، سنجش ازدور، هماتیت
  • رامین خیابانی، حمید شهین فر*، رباب آذرمی عرب شاه صفحات 47-56

    مواد زاید جامد جز جدایی ناپذیر زندگی انسان‎ها هستند و تولید انواع این زایدات در کمیت‎ها و کیفیت‎های مختلف از بزرگترین معضلات محیط زیستی عصر حاضر است. برای کاهش پیامدهای منفی پسماند، استفاده از ابزارها و فناوری جدید برای یافتن مکان مناسب دفن ضروری به نظر می‏رسد. امروزه، سیستم‏های اطلاعات جغرافیایی، به طور گسترده در برنامه‎ریزی‎های محیط زیستی مورد استفاده قرار می‎گیرند. بخش مرکزی شهرستان اسکو، با تولید روزانه 10 تن زباله در روز، به علت عدم وجود تجهیزات و مکانیابی نامناسب دفن آن با معضلات زیست محیطی، اجتماعی و بهداشتی متعددی رو‎برو است. در این تحقیق در راستای تعیین محل مناسب برای دفن پسماندهای جامد شهرستان اسکو، شاخص‎های مختلف از قبیل سنگ‎شناسی، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، مشخصات خاک، توپوگرافی، فاصله از مناطق شهری و فاصله از جاده اصلی، آبراهه های اصلی و فرعی، مناطق مسکونی، چاه و قنات، گسل در مکانیابی دفن زباله مورد توجه قرار گرفته است. جهت تهیه نقشه قابلیت استعدادداری ابتدا مناطق ممنوعه حذف شده و با استفاده از 9 لایه اطلاعاتی به وزن دهی روش AHP نقشه نهایی استعدادداری تهیه شده است. در نهایت پهنه های مناسب دفن زباله های شهرستان اسکو در قالب 4 طبقه کاملا مناسب تا نامناسب شناسایی شده است. براساس نتایج این تحقیق 3 پهنه مناسب انتخاب شده که بعد از انجام بازدیدهای صحرایی از پهنه های منتخب با استفاده از روش ارزیابی شباهت به گزینه ایده آل (TOPSIS) با یکدیگر مقایسه شده و پهنه شماره 1 واقع در شمال شرق اسکو براساس امتیازات حاصل، کمترین اثرات زیست محیطی به عنوان گزینه برتر تعیین شده است.

    کلیدواژگان: پسماندهای شهری، مکان‎یابی، تحلیل سلسله مراتبی، Topsis، اسکو
  • احسان موسوی*، رضا شیرین آبادی صفحات 57-66

    هدف اساسی برنامه ریزی تولید بلند مدت، اتخاذ تدابیری جهت اجرای عیارهای حد استخراجی و برنامه ریزی تولید کوتاه مدت است. روش های ارائه شده حاکی از عدم توجه به تنظیم دقیق عیار استخراجی در بازه های زمانی مختلف است. لزوم بهینه سازی عیارهای حد استخراجی در برنامه ریزی تولید بلند مدت، مدیریت صحیح کانسنگ ارسالی به کارخانه فرآوری بلحاظ کیفیت مطلوب است. از سویی دیگر، انتخاب مطلوب و بهینه عیارهای حد در معادن روباز، موجبات کنترل انباشتگاه مواد معدنی و نیز جلوگیری از عواقب ناشی از پساب های مواد معدنی را بسبب مسائل محیط زیست، منتج خواهد شد. در این مقاله، مدل برنامه ریزی خطی جهت تعیین توالی استخراج بلوک ها با توجه به کنترل عیارهای حد استخراجی ارائه شده است. هدف از مدل ارائه شده، کمینه سازی انحراف عیارهای استخراجی در دوره های برنامه ریزی است. این مهم سبب می شود که عیارهای استخراجی در هر دوره زمانی بر اساس عیار مورد پذیرش کارخانه مورد تنظیم دقیق قرار گیرند. به منظور اعتبارسنجی از مدل پیشنهادی، معدن آهن چادرملو به عنوان مورد مطالعاتی انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد عیارهای حد استخراجی بدست آمده از مدل پیشنهادی، متوسط عیار مورد پذیرش کارخانه فرآوری را در هر دوره برنامه ریزی با دقت بالایی مورد لحاظ قرار داده است.

    کلیدواژگان: عیارهای حد، کمینه سازی، معادن روباز، برنامه ریزی تولید بلند مدت، محیط زیست
  • علی افشاری* صفحات 67-78

    مطالعه حاضر با هدف ارزیابی غلظت روی و توزیع شکل های شیمیایی آن در خاک های کشاورزی زیر کشت دیم و آبی استان زنجان انجام شد. برای این منظور ابتدا تعداد 120 نمونه از خاک سطحی (عمق 0 تا 10 سانتی متر) برداشت گردید که به ترتیب شامل 24 و 96 نمونه اراضی کشاورزی آبی و دیم بود. پس از تعیین غلظت روی کل در این نمونه ها، تعداد 36 نمونه خاک برای تجزیه های فیزیکی و شیمیایی و عصاره گیری متوالی انتخاب گردید. با توجه به نتایج، غلظت روی کل و قابل استخراج با DTPA برای خاک های زیر کشت دیم و آبی به ترتیب 8/142، 66/1 و 1/230، 30/15 میلی گرم بر کیلوگرم به دست آمد. ترتیب شکل های شیمیایی روی در دو خاک (کشاورزی آبی و دیم) تفاوتی نشان نداد و به ترتیب نزولی عبارت بودند از: محلول+تبادلی<متصل به کربنات ها<متصل به مواد آلی<متصل به اکسیدهای آهن و منگنز<باقیمانده. هر چند سهم هر یک از جزءها در دو خاک متفاوت بود. از بین ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک، بیشترین تاثیرگذاری بر توزیع شکل های شیمیایی روی را ماده آلی نشان داد. روی قابل استخراج با DTPA بیشتر متاثر از درصد ماده آلی و pH بود. چون بین فازهای مختلف روی تعادل دینامیکی برقرار است، بنابراین بین شکل های مختلف روی، همبستگی هایی دیده می شود. برای تعیین میزان خطر روی در دو خاک (کشاورزی آبی و دیم) از عدد ارزیابی خطر (RAC) استفاده گردید که برای کشت دیم و آبی به ترتیب 1/4 و 5/5 درصد به دست آمد که در محدود خطر پایین قرار می گیرد

    کلیدواژگان: روی، عصاره گیری متوالی، کشت دیم، کشت آبی، ویژگیهای خاک
  • ابراهیم صفرلو، آرش ابراهیم ابادی*، افشین اکبری صفحات 79-93

    از آنجاکه صنایع سیمان در زمره صنایع آلاینده به شمار می رود باید سعی شود تا با برنامه ریزی و تنظیم بهینه مواد اولیه آن، درجهت کاهش آلایندگی زیست محیطی این صنعت گام برداشت. با این رویکرد، با عنایت به نزدیکی کارخانه سیمان تهران به پایتخت تصمیم بر آن شد که با بهینه سازی برنامه ریزی تولید معادن تامین کننده مواد خام این کارخانه با هدف کاهش میزان باطله برداری و مواد آلاینده در جهت بهبود فعالیت های این کارخانه گام برداشت که در این راستا جهت بهینه سازی استخراج و تنظیم مواد اولیه از روش های تحقیق در عملیات به خصوص برنامه ریزی خطی بهره گرفته شد. مهم ترین منابع تامین کننده ی مواد اولیه ی این کارخانه معادن بی بی شهربانو، مسگرآباد، لپه زنک و چهلقز (به عنوان جبران کننده کسری عیار CaO، Fe2O3 و Al2O3 در قالب سنگ آهن و سنگ بوکسیت) می باشند. تولید سیمان بر اساس تنظیم مدول اشباع آهکی، مدول سیلیس و مدول آلومین صورت می پذیرد که در این میان، مدول اشباع آهکی مهم ترین عامل در تنظیم ترکیب مواد خام محسوب می شود. در این طرح، موضوع برنامه ریزی تولید کوتاه مدت، تنظیم مدول ها و تعیین سهم هر یک از منابع در تامین خوراک کارخانه به مسئله ی مهندسی بسیار جذابی تبدیل می گردد که حل این مسئله از نظر شاخص های زیست محیطی و مهندسی ضرورت دارد. بر اساس جمع آوری اطلاعات حاصل از نقشه های زمین شناسی و گمانه های اکتشافی و هم چنین تجزیه و تحلیل نمونه های سطحی مربوط به مناطق مورد مطالعه، مجموعه معادن فوق به 31 بلوک قابل بهره برداری تقسیم گردید. سپس با کدنویسی در محیط نرم افزار لینگو استخراج بلوک ها بر اساس مدول های سیمان سازی اولویت بندی شد. نتایج تحلیل ها در برنامه ریزی تولید نشان داد که میزان مدول اشباع آهکی دراختلاط بهینه 12/82 درصد و کمترین میزان عنصرمزاحم (MgO) 69/2 درصد به دست می آید که موردقبول مجتمع سیمان تهران بوده و کمترین میزان آلایندگی زیست محیطی را باعث می شود.

    کلیدواژگان: آلایندگی زیست محیطی، برنامه ریزی تولید، بهینه سازی استخراج، معادن کارخانه ی سیمان تهران
|
  • Ali Shabani, Mohammad Hadi Fattahi** Pages 1-14

    The purpose of this study was to investigate the effects of rainfall on the chemical quality of drinking water sources in northern Fars Province cities and on the factors EC, PH, TDS, F, NO3 in alluvial and limestone formations and in the period from 2011 to 2016 years. Finding an answer to the question of whether rainfall can significantly affect the chemical quality of drinking water sources in the cities of Abadeh, Bavanat, Eqlid, Safashahr, Pasargad, Marvdasht and Zarghan and on the factors EC, PH, TDS, F, NO3 in formations And alluvial and limestone formation in the years 90 to 95? In this study, 208 wells were mentioned in cities with 96 alluvial loops and 112 wells with calcareous formations. According to Pearson correlation coefficient and p-pain results, the results showed that precipitation on changes in EC, PH, TDS NO3 is effective. In general and cumulative analysis of this factor, it has been shown that the effect of rainfall on changes in TDS, NO3 EC is significant and its relation is direct, and it is reversible on changes in pH. Also, the effect of rainfall on changes in F level is not significant, and these changes are more significant in karst and lime formations, meaning that the wells with Karst Formation with changing precipitation rates are more likely to change EC, PH, TDS NO3 Are.

    Keywords: Drinking Water, Physical Quality, Chemical Quality, Fars Province
  • faezeh farajolahi *, Amir Hessam Hassani Pages 15-24

    Surely, knowledge of the status of drinking water quality along with its changes in different seasons (wet and drought) as well as trends from one source to another can be used to optimize providing the proper conduct of the areas of drinking water on the one hand and the prevention of the unsafe and unsanitary resources on the other hand, along with planning for engineering projects to reduce the pollutant load implied to the water sources (collection and disposal and wastewater treatment plant) and sanitary limits & qualitative privacy legal far groundwater is important. Although source identification of pollutions and investigating of feasibility to determine quality limits and pollution concentration reduction strategies without understanding its possible standard deviations (who -1053) is not possible and the associated high costs and sometimes waste time, money and even non-transactional tasks in industrial aspects. Considering the limitations of water supply (quantity and quality) due to recurrent drought in recent years requires the efficient and proper management of water resources in a comprehensive map of the area were provided quality in GIS geographic system that can provide a solid base for decision-making on sustainable development based on quality and quantity of water supply and environmental principles. Therefore, with respect to the total pollution affecting groundwater resources of the Ray area, such as domestic sewage and industrial wastewater and conditions of recreational of the region, particularly the location of some small areas of water wells in the establishment of some wells of Rivers or in areas of lower topography and effectiveness of contaminant transport in the direction of the gradient Hydraulic and surface water caused the measuring and monitoring of chemical and physical parameters of resources and quality map as a must be manifested. Investigations on obtained results showed that the physico-chemical qualityof underground water in this region from east north toward west south accompanying with increasing the amounts of Cations and Anions as a results of coming up the bed rock, decreasing the height of water column and geologic range of wells of this region. Meanwhile the amounts of Nitrate concentration in wells of west north range caused by increasing human factors which was near to permitted level of standard.

    Keywords: Underground water resources, potable water, well, water wells, Quality modeling, GIS
  • jahangir esmaeili *, Ahmad Khakzad, Mehrdad Behzadi, Mansour Vothoughi Abedi Pages 25-46

    Dividing the structural ones, the studied area has been located in the central Iran and in Makmaei Uromieh- Dokhtar zone. This range has been located in a scene ETM No. 164 - 37 and ASTER linear bad prediction satellite image No. AST_L1A:002:ASTL1A 0108220733380109011021. Such measured images in different band combinations will be used for extracting the geological structures and types of alterations (iron oxide, Argillite and Carbonate) and for detecting different stones and minerals of the ground, a spectrum range of 1.5 to 2.5 μ is very important. This range includes short to average IR range covering six linear band predictions (SWTR bands). According to results of XRD analysis, Albite, andradite, chlorite, gibbsite and Moscuit minerals and silica alterations were also dissociated. On the other side, to use spectral reflectance curves of such minerals in USGSENVI spectral library for spectral analysis, it is necessary to resample the curves to the spectral range of ASTER. Linear Band Prediction methods, LS-Fit, Matched Filtering and BandRATIO used of ASTER images for all minerals and iron alterations and for iron oxides there were also used visual interpretations and ETM images were used in band combination of RGB:531. The resalts identified in the remote sensing study in the aera (Kamoo) identide as follows : Alteration of iron (Gotit, Hematit and jarosit and limotit), alteration of argilic (maolinite, mottmoriolotit, ilite and halozite), carbonate (calcite and dolomite)

    Keywords: Argilite, Aster, Ore depasite, Remout sensing, Hematite
  • Ramin Khiyabani, hamid shahinfar *, Robab Azarmi Arabshah Pages 47-56

    Solid wastes are an integral part of human life, and the production of these wastes in different quantities and qualities is one of the greatest environmental problems of the present age. To reduce the negative consequences of the waste, the use of new tools and technology to find a suitable landfill location is necessary. Today, geographic information systems are widely used in environmental planning. The central part of the city of Shahindezh, with daily production of 10 ton of waste per day, due to the lack of equipment and inappropriate location of landfill, has caused environmental, social and many health problems. In this research, in order to determine the proper location for solid landfills in the city of Osco, various indices such as Lithology, land use, vegetation cover, soil profile, topography, distance from urban areas and distance from main road, main waterways and Subsurface, residential areas, wells and faults in landfill location have been considered. For mapping capability, firstly, forbidden areas is deleted and 9 layers of weighing information, the process of analyzing of final map is prepared. Finally, proper areas of landfill in Osku city have been identified based on the location of the site in the form of four suitable and not suitable classifications. Based on the results of this study, 3 suitable zone were selected which were compared with each other after field visits from zone using TOPSIS method. Area having number 0 , in northeastern of Osku, based on the scores and having characteristics such as appropriate distance to population centers and access roads, proper slope, proper lithology, lack of vegetation and etc, with the least environmental impacts is determined as the preferred option.

    Keywords: municipal waste, Locating, Analytical Hierarchy Process, Topsis, Osku
  • Ehsan Mosavi*, Reza Shirinabadi Pages 57-66

    The basic objective of long-term production planning to takes measures for implementing to extractive cut-off grades and short-term production planning. Proposed methods show from not mentioning to exact regulation the extractive cut-off grade at various periods. In long-term production planning optimization, the extractive cut-off grades necessity is the correct management of the ore sending to plant processing. On the other hand, the optimal choice of cut-off grades in open pit mines will lead to the control of mineral stockpiles and to prevent the consequences of mineral wastewater due to environmental issues. In this paper, exhibit linear programming model in order to sequence of mining blocks estimation from mentioning to control the extractive cut-off grades. The purpose of the proposed model, minimization the deviation extractive grades in planning terms. Which this major be careful the case setting the extractive grades in each time period based on an accepted grade of plant. In order to the validity of result modeling, Chadormalou Iron Mine was chosen as the case study. The result shows the obtained extractive cut-off grades from proposed model generates the high accuracy of the average grade of the processing plant in each planning period. Also, all available operational constraints have been satisfied.

    Keywords: Cut-off grades, minimization, open pit mines, long-term production scheduling, environment
  • Ali Afshari* Pages 67-78

    The present research aims at evaluate the concentration and distribution chemicals (fractions) in dry farm and irrigated soil in Zanjan province. For this purpose, 120 samples of surface soil (0 to 10 cm depth) were taken at 24 and 96 dry farm and irrigated soils respectively. After determining the total concentration of the sample, 36 soil samples for chemical and physical analysis and sequential extraction were selected. According to the results, total Zn and DTPA-extractable for dry farm and irrigated soils were 142.8, 1.66 and 230.1, 15.30 mg/kg respectively. Not significantly different were found between the two soils and the chemical fractions in descending order were: soluble + exchangeable fraction < bound to carbonate > bound to organic matter > bound to iron and manganese oxides < residual. Although the contribution of each fraction in the two soils was different. The physical and chemical properties of soils, the greatest influence on the distribution of chemical organic matter fraction was found. The DTPA-extractable Zn was affected mostly by organic matter and pH. Because of the dynamic equilibrium is established between the different phases, so different fractions are correlated strongly. To determine risk assessment in Zn risk assessment code (RAC) was used for dry farm and irrigated soils with 4.1 and 5.5 percent respectively which fall into low risk limit.

    Keywords: zinc, Sequential extraction, Dry farming, Irrigated farming, Soil properties
  • Ebrahim Safarlo, arash ebrahimabadi *, Afshin Akbari Pages 79-93

    Since cement industries are among the polluting industries, efforts should be made to reduce the environmental pollution of this industry by planning and optimizing its raw materials. With this approach, considering the close proximity of Tehran's cement plant to the capital, it was decided that with the optimization of the planning of production of mines, the supplier of raw materials of this plant with the aim of reducing the amount of waste and pollutants to improve the activities of the factory stepped up in this direction Optimization of extraction and adjustment of raw materials was used in research methods in operations, especially linear programming. The most important sources of raw material supplies to the Bibishahrbanoo, Mesgarabad, Lapehzanak and Chehelghez mines (as CaO, Fe2O3 and Al2O3 fractionation compensators in the form of iron ore and bauxite stones). Cement production is based on the setting of calcium saturation modulus, silica modulus and alumina modulus, among which the calcium saturation modulus is the most important factor in the composition of raw materials. In this plan, the issue of short-term production planning, the modulus adjustment, and the determination of the contribution of each resource in the supply of feed to the factory becomes a very attractive engineering problem, which requires the solution of this issue in terms of environmental and engineering indicators. Based on data gathered from geological maps and exploratory boreholes, as well as the analysis of surface samples of the studied areas, the set of mines was divided into 31 utilizable blocks. Then, by coding in the Lingo software environment, the extraction of blocks based on cement modulus was prioritized. The results of analyzes in production planning showed that the amount of calcium saturation modulus in the optimum setting is 82.12% and the minimum amount of elemental (MgO) is 2.69%, which is the result of the Tehran cement complex and causes the least amount of environmental pollution.

    Keywords: Environmental Pollution, Production Planning, Extraction Optimization, Tehran Cement Factory Mines