فهرست مطالب

Veterinary Research - Volume:20 Issue:1, 2019
  • Volume:20 Issue:1, 2019
  • تاریخ انتشار: 1397/12/26
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله کامل
  • محمد سلطانی، سید مصطفی پیغمبری*، سید علی پوربخش، عباس اشتری، آریا رضائی فر، محمد عبدالشاه صفحات 1-8
    سویه های بیماری زای ویروس بیماری نیوکاسل (vNDV) در سراسر دنیا عامل بروز خسارات چشمگیر اقتصادی در صنعت پرورش طیور محسوب می شوند. با وجود بومی بودن بیماری نیوکاسل (ND) و وقوع واگیری های راجعه، ماهیت و ویژگی های ژنتیکی سویه های در حال چرخش NDV در ایران به شکل گسترده ناشناخته است.
    هدف
    در مطالعه حاضر 13 جدایه NDV که از موارد رخدادهای بیماری در مناطق مختلف ایران طی سال های 1377 تا 1378 جداسازی شده بودند، به وسیله تعیین توالی کامل و آنالیز فیلوژنیک ناحیه کد شونده ژن هماگلوتینین-نوروآمینیداز (HN) تعیین هویت شدند.
    روش کار
    همه جدایه ها بر اساس شاخص های بیماری زایی درون تن و توالی آمینو اسیدی (aa) پروتئین همجوشی (F) در محل شکاف (FPCS) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    آنالیز فیلوژنیک بر اساس توالی کد شونده ژن HN، ارتباط بسیار نزدیک این ویروس ها با ویروس های متعلق به ژنوتیپ XIII و تحت ژنوتیپ XIIIa را نشان داد. آنالیز توالی نوکلئوتیدی (nt) ژن HN نشان داد که در تمامی جدایه ها پروتئینی به طول 571 اسید آمینه کد می شود و طویل شدن کربوکسیل پایانی در هیچکدام از توالی های اسید آمینه های پروتئین HN وجود ندارد. آنالیز توالی، جابه جایی های متعدد اسیدهای آمینه را در جایگاه های پادگنی یا اپیتوپ های خنثی کننده پروتئین بر روی گلیگوپروتئین HN جدایه های مورد مطالعه در مقایسه با سویه های متداول واکسینال نمایان ساخت.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه، خصوصیات مولکولی جدایه های بیماری زای vNDV مزارع طیور تجاری در ایران به وسیله تعیین توالی کامل و آنالیز ژن HN صورت گرفت. جداسازی و مطالعه خصوصیات مولکولی تعداد بیشتری جدایه NDV از دیگر نواحی کشور و کشورهای همسایه در راستای تعیین ماهیت و منشاء ویروس های بومی می تواند مفید باشد.
    کلیدواژگان: ژن هماگلوتینین-نوروآمینیداز، ایران، ویروس بیماری نیوکاسل، آنالیز فیلوژنیک، طیور
  • دونگبین لی، کوین می، بابک فرامرزی * صفحات 9-12
    پیشینه
    لامینایتیس یک بیماری رایج ولی جدی در اسب است که موجب درد و ناتوانی شدید در اسب ها می گردد. علت اصلی و فرایند بیماری زایی لامینایتیس به درستی شناخته نشده است. به همین علت معمولا رهیافت های درمانی چند جانبه به کار گرفته شده اند. طب سوزنی به عنوان یک گزینه درمانی استفاده شده است اما تعداد مورد نیاز درمان ها به دلیل تعداد کم شواهد عینی علمی همچنان مورد بحث است.
    هدف
    هدف از این مطالعه، مشخص کردن این مساله است که آیا پاسخ نسبت به درمان ثانوی طب سوزنی نسبت به پاسخ به درمان اول در اسب های دچار لامینایتیس مزمن متفاوت است.
    روش کار
    چهارده راس اسب مبتلا به لامینایتیس مزمن شناسایی شدند. بر اساس نتایج به دست آمده از معاینه لمس تشخیصی، نقاط مورد استفاده برای طب سوزنی معین گردیدند. یک هفته بعد از انجام درمان اول، درمان دوم طب سوزنی و معاینه لنگش انجام گردید. ده دقیقه بعد از انجام هر درمان، میزان لنگش اسب ها ارزیابی شد. تشخیص میزان لنگش یکی با روش معمول بر اساس معیار توصیه شده توسط انجمن دامپزشکان اسب آمریکا (AAEP) و همچنین به صورت عینی با استفاده از دستگاه لنگش یاب (با نصب دریافت کننده های بی سیم نصب شده روی بدن اسب) انجام گردید. میزان لنگش با استفاده از روش های آماری تی-تست و ویل کاکسن، مقایسه و سطح آماری P<0.05 برای تمام مقایسه ها در نظر گرفته شد.
    نتایج
    میزان لنگش اسب ها، چه بر اساس نتایج ارزیابی بالینی (P=0.027) و چه بر اساس دستگاه لنگش یاب ‍‍(P=0.042) نشان داد که میزان لنگش بعد از درمان دوم طب سوزنی نسبت به درمان اول، به میزان قابل ملاحظه ای کاهش پیدا کرد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که ادامه درمان با طب سوزنی منجر به افزایش سطح تسکین درد شده و بیانگر موثر بودن انجام بیش از یک بار درمان با طب سوزنی در اسب های مبتلا به لامینایتیس مزمن می باشد.
    کلیدواژگان: طب سوزنی، اسب، لامینایتیس، ارزیابی عینی لنگش
  • محمت کایا*، هاتیس اوزلم نیسبت، متین سنسیز صفحات 13-18
    پیشینه
    برای القای بیهوشی عمومی در گونه های مختلف پرندگان از آرام بخش ها و بیهوشی های تزریقی متعددی استفاده می شود. پرندگان حیوانات بسیار حساسی هستند و هر گونه سوء مدیریت در شرایط بحرانی می تواند سبب بروز شوک و مرگ سریع آن ها شود. بنابراین انتخاب دقیق ایمن ترین ترکیب بیهوشی ممکن و دوز مناسب بسیار مهم می باشد.
    هدف
    هدف این مطالعه ارزیابی کارآمدی بالینی ترکیب دیازپام-کتامین (DK)، مدتومیدین-کتامین (MK) و زایلازین-کتامین (XK) در بیهوشی قرقاول ها بود.
    روش کار
    تعداد 24 قطعه قرقاول به 3 گروه مساوی تقسیم شدند و هر کدام از گروه ها یکی از 3 ترکیب داروهای بیهوشی (mg/kg 0/9 دیازپام و mg/kg 0/150 کتامین، mg/kg 20/0 مدتومیدین و mg/kg 0/80 کتامین، mg/kg 0/3 زایلازین و mg/kg 0/80 کتامین) را به صورت تزریق عضلانی دریافت کردند. پیش بیهوشی در قرقاول ها با داروهای آرام بخش انجام شد و بعد از 5 دقیقه‏، بیهوشی با تزریق کتامین القا گردید.
    نتایج
    زمان مشاهده عدم تعادل (07/1 ± 50/2 دقیقه؛ میانگین ± انحراف معیار) و زمان بر زمین افتادن (25/1 ± 13/6 دقیقه؛ میانگین ± انحراف معیار) در گروه XK از همه کمتر بود. در گروه MK، زمان باقی ماندن در حالت خوابیده (24/20 ± 73 دقیقه) از سایر گروه ها طولانی تر، در حالی که زمان بازگشت از بیهوشی (61/13 ± 157 دقیقه) در این گروه از همه کوتاه تر بود. شل شدن عضلانی در طول بیهوشی در همه گروه ها عالی بود. مرحله بازگشت از بیهوشی پرندگان، فاقد رخداد قابل توجهی بود. ضربان قلب (HR) به طور معنی داری در گروه DK نسبت به گروه های XK و MK بالاتر بود. درجه حرارت بدن (BT) در همه گروه ها نسبت به مقادیر پایه کاهش یافت در حالی که در گروه MK نسبت به گروه DK و XK کمتر بود. تعداد تنفس (RR) در گروه XK به طور معنی داری کمتر از گروه های DK و MK بود.
    نتیجه گیری
    به طور کلی، ترکیب MK نتایج بهتری را در مقایسه با ترکیب DK یا XK در بیهوشی قرقاول نشان می دهد.
    کلیدواژگان: دیازپام، کتامین، مدتومیدین، قرقاول، زایلازین
  • سکینه مشجور، مرتضی یوسف زادی * صفحات 19-26
    پیشینه
    در سراسر جهان صنایع دارویی با اتخاذ رویکردهای نوین برای مقابله با بیماری سرطان و نیز مشارکت بسیاری از محققین در این فرآیند، می کوشند تا داروهای جدیدی را شناسایی نمایند.
    هدف
    هدف از تحقیق حاضر، شناسایی ترکیبات طبیعی دریایی جدید با پتانسیل ضد سرطان از سه گونه از خیارهای دریای خلیج فارس بوده است.
    روش کار
    فعالیت سمیت سلولی عصاره های آلی (OE) ان-هگزان (nH)، اتیل استات (E)، و متانول (M) تهیه شده از اندام های مختلف سه گونه از خیارهای دریایی از جنس هولوتوریا (هولوتوریا اسکبرا، هولوتوریا پروا، و هولوتوریا لوکوسپیلوتا)بررسی شد. پتانسیل سمیت سلولی این سه فراکسیون توسط دو آزمون سمیت سنجی شامل آزمون کشندگی میگوی آب شور (آرتمیا سالینا) (BSA) و نیز آزمون رنگ سنجی مبتنی بر تترازولیوم (MTT) در رده های سلولی سرطانی (MCF-7) و سلول های سالم HeLa ارزیابی شدند.
    نتایج
    داده ها نشان داد که سمیت وابسته به غلظت است. در آزمون BSA بالاترین سمیت مربوط به عصاره متانولی لوله های کوارین (CT) هولوتوریا لوکوسپیلوتا (تا 95% کشندگی در غلظت μg/ml 1000، μg/ml 4/616 LC50 =) و عصاره متانولی درخت تنفسی (RT) هولوتوریا پروا (تا 86% کشندگی در غلظت μg/ml 1000، μg/ml 2/607 LC50 =) بود. بر پایه رده های سلولی، موثرترین عصاره ها شامل عصاره اتانولی اندام CT در هولوتوریا لوکوسپیلوتا (تا 85% کشندگی در غلظت μg/ml 250، μg/ml 25/37 LC50 =) بر روی رده سلولی سرطانی MCF-7 و عصاره اتانولی ضمائم روده ای (IT) هولوتوریا پروا (تا 80% کشندگی در غلظت μg/ml 250، μg/ml 25/46 LC50 =) بر روی سلول های سالم HeLa بودند. این تفاوت ها نشانگر این است که ترکیبات با اثرات سمیت سلولی در فراکسیون ها نسبت به رده های سلولی مختلف سمیت انتخابی دارند.
    نتیجه گیری
    داده ها بیان داشتند که گونه های هولوتوریا منابع شایان توجهی برای کشف دارو محسوب می شوند.
    کلیدواژگان: فعالیت زیستی، رده سلولی، خلیج فارس، خیار دریایی، متابولیت های ثانویه
  • ناول زعتوت، عمار آیاچی، مولود کچا * صفحات 27-32
    پیشینه
    استافیلوکوک ها به دلیل توانایی در نفوذ به درون سلول های اپی تلیال و تشکیل بایوفیلم به عنوان یکی از مهمترین عوامل سبب ساز ورم پستان گاو در جهان شناخته شده اند.
    هدف
    هدف از انجام این مطالعه تولید یک مدل سلول های اپی تلیال اولیه پستانی منشا گرفته از بافت های ترشحی پستان جهت ارزیابی توانایی تهاجم 42 استافیلوکوک جدا شده از موارد ورم پستان تحت بالینی گاو بود.
    روش کار
    دو روش اکسپلنت و هضم آنزیمی برای ایجاد یک مدل از سلول های اپی تلیال اولیه پستان استفاده شد. تشکیل بایوفیلم با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری کمی مشخص شد. در مقایسه با روش هضم آنزیمی، سلول های اپی تلیال به دست آمده از روش اکسپلنت سریع تر رشد کرده و به سرعت متراکم و انبوه شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که 60% (12n=) از استافیلوکوکوس اورئوس های جدا شده قادر به حمله به سلول های اپی تلیال بوده و همچنین 7/72% از استافیلوکوک های کواگولاز منفی (CNS) نیز مهاجم هستند (16n=). استافیلوکوکوس زایلوسوس های جدا شده در مقایسه با استافیلوکوکوس اورئوس ها از قدرت تهاجم بالاتری برخوردار بودند و علاوه بر این استافیلوکوک هایی که بایوفیلم تولید نمی کردند نیز قادر به حمله به سلول های اپی تلیال اولیه بودند، اما هیچگونه تفاوت معنی داری بین توانایی اینترنالیزاسیون جدایه های بایوفیلم مثبت و بایوفیلم منفی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که روش اکسپلنت یک روش ارزشمند برای تولید سلول های اپی تلیال اولیه بدون آسیب به سلول ها است و بینش جدیدی را در مورد توانایی استافیلوکوک ها برای نفوذ در سلول های اپی تلیال اولیه پستان ارائه می کند.
    کلیدواژگان: بایوفیلم، ورم پستان گاو، سلول های اپی تلیال، قدرت تهاجم، استافیلوکوک
  • یعرب جعفر موسی *، منی حازم ابراهیم الزبیدی صفحات 33-38
    پیشینه
    بیهوشی القا شده توسط کتامین با خواب (hypnosis) خفیف و بی دردی شناخته می شود و در نهایت سبب بروز یک سری عوارض در حین عمل جراحی می شود.
    هدف
    هدف این مطالعه، ارزیابی اثر ترکیب کتورولاک یا ترامادول با کتامین بر بهبود بیهوشی حاصل از کتامین در جوجه های 7 تا 20 روزه و نیز امکان کاربرد این ترکیب ها در القای بیهوشی عمومی در دامپزشکی بود.
    روش کار
    دوز موثر میانه (ED50) کتامین برای ایجاد خواب و بی دردی، به تنهایی و یا در ترکیب با ترامادول یا کتورولاک با استفاده از روش بالا و پایین بردن دوزاژ محاسبه شد. سپس مقادیر محاسبه شده ED50 برای ترکیب های تهیه شده، به منظور اندازه گیری میزان اثرات خواب آوری (hypnotic) و شاخص های بی دردی و نیز ارزیابی اثر این ترکیب ها بر آسپارتات آمینوترنسفراز (AST) و آلانین آمینوترنسفراز (ALT) سرم استفاده شد.
    نتایج
    ترکیب کتامین با ترامادول یا کتورولاک سبب افزایش اثرات خواب آوری (به ترتیب 26 و 39%) و بی دردی (به ترتیب 27 و 40%) حاصل از کتامین شد. ترکیب کتامین-کتورولاک، منجر به القای بیهوشی سریع تر، بازگشت از بیهوشی کوتاه تر، مدت اثر طولانی تر و همچنین بی دردی مناسب در مقایسه با کتامین به تنهایی یا ترکیب آن با ترامادول گردید و بنابراین این ترکیب برای القای بیهوشی ارجح بود. در بررسی فعالیت آنزیم های کبدی AST و ALT، هیچ گونه تغییر معنی داری بین گروه های مورد مطالعه، مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان دهنده برتری استفاده از کتورولاک (به جای ترامادول) در ترکیب با کتامین برای القای بیهوشی عمومی در جوجه ها است.
    کلیدواژگان: بی دردی‏، بیهوشی، کتامین، کتورولاک، ترامادول
  • سوال ترک، کنان چنار، مصطفی اوزتوپ * صفحات 39-45
    پیشینه
    سلول های درون ریز دستگاه گوارش (GI)، بسیاری از هورمون های دخیل در اعمال فیزیولوژیک این دستگاه را تولید می کنند.
    هدف
    هدف بررسی حضور و توزیع سلول های درون ریزی است که نسبت به گلوکاگون، سوماتوستاتین، کله سیستوکینین-8 (CCK-8)، سروتونین، سکرتین و هیستامین در معده خرگوش های نر سفید نیوزلندی بالغ از نظر ایمنی، واکنشگر بودند.
    روش کار
    به منظور رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمی از روش پروکسیداز آنتی-پروکسیداز (PAP) برای نمونه های معده استفاده شد.
    نتایج
    سلول های واکنشگر به گلوکاگون از نوع باز و بسته، در تمام بخش های معده یافت شدند. سلول های واکنشگر به سوماتوستاتین از نوع باز و بسته در غدد کاردیا و اکسینتیک در نواحی عمقی فووئولا گاستریکا مشاهده شدند. سلول های واکنشگر به CCK-8 که در نواحی کاردیا و فوندوس دیده نشدند، عمدتا در غدد و لامینا اپیتیالیس ناحیه پیلور در مجاور دوازدهه متمرکز بودند. سلول های بیضی شکل واکنشگر به سروتونین از نوع باز و بسته عمدتا در غدد پیلور و فوندوس پراکنده بودند. سلول های واکنشگر به سکرتین به ندرت در نواحی کاردیا و پیلور مشاهده شدند هر چند در غدد فوندوس نیز حضور نداشتند. سلول های واکنشگر به هیستامین نیز در نواحی کاردیا، فوندوس و پیلور به ندرت مشاهده شدند.
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان می دهد که گلوکاگون، هیستامین، سوماتوستاتین، سکرتین و سروتونین ممکن است توسط تمام قسمت های معده تولید شوند، در حالی که در ناحیه پیلور تنها سلول های واکنشگر به CCK-8 مشاهده شدند. این الگوهای توزیع شواهد بیشتری از تفاوت های گونه ای را فراهم می آورد که می تواند از جنبه تکاملی دستگاه گوارش در ارتباط با جایگاه تکاملی و منابع تغذیه ای مهم باشد.
    کلیدواژگان: سلول های درون ریز، هیستامین، واکنشگر ایمنی، خرگوش سفید نیوزلندی، سروتونین
  • مقداد صالح احمد * صفحات 46-50
    پیشینه
    لیستریا یک باکتری گرم مثبت، غیر اسپورزا و بی هوازی اختیاری داخل سلولی است. مهمترین سویه های پاتوژن آن در پستانداران، لیستریا مونوسیتوژنز و لیستریا ایوانووی هستند. لیستریا مونوسیتوژنز به طور کلی سبب بیماری و مرگ در انسان و حیوان می شود در حالی که لیستریا ایوانووی سبب بیماری انفرادی و اولیه در نشخوار کنندگان می شود.
    هدف
    هدف از انجام مطالعه حاضر استفاده از روش های مولکولی جهت شناسایی لیستریا مونوسیتوژنز در نمونه های جمع آوری شده و ارزیابی تفاوت یا شباهت ژنتیکی آن ها بود.
    روش کار
    جدایه های احتمالی لیستریای جدا شده از غذاهای فراوری شده صنعتی به طور معمول لیستریا مونوسیتوژنز در نظر گرفته می شدند. تمام نمونه ها ابتدا در محیط کشت آگار و آبگوشت عصاره قلب و مغز و بعد آگار خون دار کشت داده شدند. سپس تکثیر ژن hly انجام شد.
    نتایج
    اگرچه نمونه های کشت داده شده به علت ایجاد همولیز در پلیت های آگار خون دار از نظر فنوتیپ به نظر لیستریا مونوسیتوژنز می آمدند ولی عدم حضور ژن hly نشان داد که این جدایه ها از نظر ژنوتیپ متفاوت می باشند. بررسی 16S rRNA حضور 3 گونه از لیستریا شامل گونه های لیستریا گرایی، لیستریا ولشیمری و لیستریا ایوانووی را در نمونه ها تایید کرد. نتایج حاصل از تعیین توالی 16S rRNA، نتایج به دست آمده از تکثیر ژن hly را تایید کرد.
    نتیجه گیری
    واکنش زنجیره ای پلیمرازی مناطق بین ژنی تکراری توافقی انتروباکتریایی (ERIC PCR) تایید کرد که بر اساس تفاوت در پروفایل های ERIC PCR، تمامی کشت های باکتری از منابع مختلف و متفاوتی جدا شده اند.
    کلیدواژگان: جداسازي، ليستريا مونوسيتوژنز، ويژگي هاي مولکولي
  • مقاله کوتاه
  • علیرضا بهنامی فر، شعبان رحیمی*، سید محمدمهدی کیایی، هومن فیاضی صفحات 51-54
    پیشینه
    کوکسیدیوز شایع ترین بیماری انگلی در طیور است و آنتی بیوتیک های یونوفور داروی ترجیحی جهت کنترل این بیماری می باشند. با این حال استفاده طولانی مدت از یونوفرها منجر به تغییر شکل ایمریا و مقاومت آن ها در برابر این داروها خواهد شد.
    هدف
    هدف از این مطالعه مقایسه اثر پروبیوتیک و پری بیوتیک که برای افزایش سلامتی دستگاه گوارش استفاده می شوند، با سالینومایسین و واکسن در کنترل کوکسیدیوز است.
    روش کار
    بدین منظور از یک طرح کاملا تصادفی شامل 6 تیمار با 4 تکرار و تعداد 20 قطعه پرنده در هر تکرار استفاده شد. تمام گروه های آزمایشی به غیر از شاهد منفی با سوسپانسیونی حاوی مخلوطی از سه گونه ایمریای شایع در ایران، در سن 28 روزگی در چینه دان و از طریق دهان چالش داده شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که کاهش میزان دفع اووسسیست در تیمارهای کوکسیدیواستات (سالینومایسین)، واکسن (Livacox® T) و پروبیوتیک (پریمالاک®) نسبت به شاهد مثبت معنی دار بوده است (P<0.05). همچنین از نظر جراحت های روده ای، کاهش معنی داری بین گروه های واکسن و سالینومایسین در مقایسه با شاهد مثبت در ناحیه سکوم مشاهده شد (P<0.05). اثر تیمارها بر شاخص عملکردی (PI) در بین گروه های آزمایشی مورد بررسی قرار گرفت و بهترین عملکرد در بین گروه های آلوده مربوط به گروه های سالینومایسین و واکسن بود (P<0.05).
    نتیجه گیری
    در نهایت می توان نتیجه گرفت که پروبیوتیک و پری بیوتیک نتوانستند مانند سالینومایسین و واکسن در کنترل بیماری کوکسیدیوز و عوارض ناشی از آن موثر واقع شوند.
    کلیدواژگان: پری بیوتیک، پروبیوتیک، سالینومایسین، واکسن، کوکسیدیوز
  • مهدی محبی فانی، آرش امیدی *، عبدالله میرزایی، سعید نظیفی، خیرالنسا نوروزی صفحات 55-59
    پیشینه
    فرض بر این است که در شرایط مدیریتی به ظاهر خوب در گاوداری های شیری، ممکن است برخی گاوها در بازه زمانی تلقیح شرایط متابولیکی مناسبی نداشته باشند و عملکرد آن ها نیز تحت تاثیر قرار گیرد.
    هدف
    این مطالعه به منظور بررسی اختلالات احتمالی متابولیک موثر بر عملکرد در گاوهای شیرده در اواسط شیردهی انجام شد.
    روش کار
    سی و هفت گاو هولشتاین سالم از لحاظ بالینی از نظر غلظت پلاسمایی گلوکز، اسیدهای چرب غیر استریفیه (NEFA)، بتا-هیدروکسی بوتیرات (BHB)، تیروکسین (T4) و تری- یدو تیرونین (T3) در روزهای 60، 90 و 120 شیردهی بررسی شدند. ارتباط بین آنالیت های اندازه گیری شده با تعدادی از شاخص های عملکردی گاوها نیز مورد مطالعه قرار گرفت.
    نتایج
    کاهش مداومی در سطح گلوکز پلاسما (در محدوده مقادیر مرجع، P<0.006)، T4 (P<0.001) و T3 (0.003) در طول مطالعه دیده شد. مقادیر NEFA در طول مطالعه نسبتا بالا بود و در روز 90 افزایش نشان داد (P<0.041). غلظت BHB تغییر معنی داری نداشت (P>0.05) اما از سطوح گزارش شده در گاوهای مرحله میانی شیردهی بالاتر بود. با افزایش روزهای شیردهی غلظت گلوکز در 27% گاوها کمتر از mmol/L 5/2، غلظت NEFA در 62% گاوها بیشتر از mmol/L 40/0 و سطح BHB در 5/13% از گاوها بیشتر از μmol/L 1200 بود، که سطوح آستانه مرتبط با مشکلات قبل و بعد از زایمان هستند. تولید شیر با گلوکز و T4 همبستگی منفی و با NEFA همبستگی مثبت داشت. فاصله زایش تا اولین فحلی با BHB همبستگی مثبت داشت. فاصله بین زایمان تا اولین تلقیح با گلوکز همبستگی منفی و با سطح NEFA همبستگی مثبت داشت.
    نتیجه گیری
    تغییرات پارامتر های مورد مطالعه در گاوهای مرحله میانی شیردهی شبیه به آنچه بود که در موازنه منفی انرژی در ابتدای دوره شیردهی و محدودیت غذایی در مرحله میانی شیردهی رخ می دهد و ممکن است بر سلامت عمومی و عملکرد گاوها موثر باشد.
    کلیدواژگان: بازه زمانی تلقیح، گاوهای شیری، گلوکز، NEFA، هورمون های تیروئیدی
  • ناصر صدری، آرش قلیان چی لنگرودی*، محمد حسین فلاح مهر آبادی، حسین حسینی، ارژنگ شایگان مهر، محمد سعید صدیقیان، معصومه جباری فخر، امیر مدیری همدان، فاطمه سادات موسوی صفحات 60-63
    پیشینه
    برونشیت عفونی (IB) پرندگان یک بیماری ویروسی بسیار واگیردار است که دارای اثرات اقتصادی بر صنعت طیور می باشد. این ویروس دارای ژنوتیپ های متفاوتی می باشد و برای طبقه بندی سویه های ویروس برونشیت عفونی (IBV) از تجزیه و تحلیل فیلوژنتیک استفاده شده است.
    هدف
    تعیین ژنوتیپ های ویروس برونشیت عفونی پرندگان در حال چرخش در افغانستان برای اولین بار بوده است.
    روش کار
    نمونه های نای از 100 گله مختلف گوشتی تجاری با علایم تنفسی در افغانستان در طی سال های 2016 تا 2017 جمع آوری شد. بعد از انجام نسخه برداری معکوس-واکنش زنجیره ای پلیمراز زمان حقیقی RRT-PCR))، نمونه های مثبت مشخص شد. یک بخش ژن گلیکوپروتئین اسپایک bp 390 با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمراز آشیانه ای، توالی یابی گردید و مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج RRT-PCR نشان داد که 45 گله از 100 گله ذکر شده مثبت بودند. تجزیه و تحلیل فیلوژنتیک تمام نمونه های مثبت نشان داد که سویه های ویروس برونشیت عفونی به دو گروه ژنوتیپ متمایز تقسیم می شوند: LX4 (GI-19) (9/45) و شبه IS-1494 (34/45) (GI-23). همچنین 2 نمونه از 45 نمونه قابل شناسایی نبودند.
    نتیجه گیری
    این اولین مطالعه ای است که بر روی اپیدمیولوژی مولکولی ویروس برونشیت عفونی در افغانستان تمرکز دارد و بینش ما از برونشیت عفونی در منطقه را گسترش داده است. این نتایج نشان دهنده میزان بالای عفونت برونشیت عفونی در مزارع طیور گوشتی افغانستان می باشد و بر ادامه پایش روی ویروس برونشیت عفونی جهت اصلاح برنامه های واکسیناسیون تایید می نماید.
    کلیدواژگان: افغانستان، برونشیت عفونی پرندگان، ژنوتایپینگ، GI-19، GI-23
  • گزارش علمی
  • رحیم پیغان *، آناهیتا رضایی، زهرا طولابی دزفولی، مصطفی حلیمی صفحات 64-67
    پیشینه
    در سال های اخیر، مرگ و میر گسترده ماهیان کپور معمولی (سیپرینوس کارپیو) در مزارع پرورش ماهی استان خوزستان گزارش شده است. در تابستان سال 1396 دو مورد از شکوفایی ناخواسته جلبکی مشاهده گردید که منجر به مرگ و میر فراوان در کپور معمولی در خوزستان، ایران گردید.
    هدف
    هدف از این بررسی شناسایی عامل تلفات ماهیان مورد نظر که ضایعات مشخص آبششی ناشی از این جلبک ها را داشتند، بوده است.
    روش کار
    از آب نمونه برداری انجام شد و 5 نمونه ماهی بیمار در حال مرگ نیز جهت بررسی علل تلفات، با روش هیستوپاتولوژیک، میکروسکوپ الکترونی و واکنش زنجیره ای پلیمراز بررسی گردیدند.
    نتایج
    در گسترش مرطوب، تعداد زیادی سلول های جلبکی به همراه سلول های اپی تلیال جدا و نکروز شده در بین لاملاها مشاهده شد. در بررسی هیستوپاتولوژیک آبشش ها، هیپرپلازی، نکروز و سلول های جلبکی احاطه شده توسط سلول های هیپرپلازی شده در بخش های مختلف بافت دیده شد. هیچگونه تجمعی از سلول های التهابی مشاهده نگردید. در بررسی توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره، جلبک های متصل شده به سطح آبشش با دو تاژک برایر (قطر سلول: 2/4 ± 5/8 میکرومتر) یافت شد.
    نتیجه گیری
    با آنالیز پلانکتونی نمونه ها با استفاده از میکروسکوپ نوری و الکترونی، جلبک هتروسیگما تشخیص داده شد اما با توجه به منفی شدن آزمایش های واکنش زنجیره ای پلیمراز، جلبک مورد نظر به عنوان“شبه-هتروسیگما” معرفی می شود.
    کلیدواژگان: کپور معمولی، ضایعات آبششی، هتروسیگما، استان خوزستان، مرگ و میر
|
  • M. Soltani, S. M. Peighambari *, S. A. Pourbakhsh, A. Ashtari, A. Rezaei Far, M. Abdoshah Pages 1-8
    Background
    Virulent Newcastle disease virus (vNDV) causes great economic losses to the poultry industry throughout the world. Despite the endemicity of Newcastle disease (ND) and occurrence of recurrent outbreaks, the nature and genetic features of circulating NDV strains in Iran are largely unknown.
    Aims
    This study was conducted to characterize 13 NDV isolates obtained from different outbreaks in various regions of Iran during 1999-2000 by sequencing and phylogenetic analysis of complete coding sequences of haemagglutinin-neuraminidase (HN) gene.
    Methods
    All isolates were analyzed based on the previously determined in vivo pathogenicity indices and amino acid (aa) sequences of fusion (F) protein cleavage site (FPCS).
    Results
    Phylogenetic analysis based on the HN gene coding region revealed a very close relationship of these viruses with the recently defined genotype XIII, and more specifically, subgenotype XIIIa viruses. Analysis of HN gene nucleotide (nt) sequences revealed that all studied isolates encode for a protein length of 571 aa and there is no C-terminal extension on HN aa sequences. Sequence analysis revealed multiple aa residue substitutions at antigenic sites or neutralizing epitopes on the HN glycoprotein of studied viruses compared with commonly used vaccinal strains.
    Conclusion
    In this study, molecular characterization of vNDV isolates, obtained from commercial poultry farms in Iran, were conducted through complete sequencing and analysis of HN gene. Isolation and molecular characterization of further NDV isolates from other parts of Iran and from neighboring countries in the region will be helpful to identify the nature and origin of indigenous viruses.
    Keywords: Hemagglutinin-Neuraminidase gene, Iran, Newcastle disease virus, Phylogenetic analysis, Poultry
  • D. Lee, K. May, B. Faramarzi * Pages 9-12
    Background
    Laminitis is a common but critical disease that causes severe pain and disability in horses. The etiology and pathogenesis of laminitis remain inconclusive and a multimodal therapeutic approach is generally indicated. Acupuncture has been used as a treatment option; however, the required number of treatments is still controversial due to the lack of objective scientific evidence.
    Aims
    The objective of this study was to determine if the response to a second acupuncture treatment differed from the response to the first acupuncture treatment in horses with chronic laminitis.
    Methods
    Fourteen horses with chronic laminitis were identified. Acupuncture points were determined based on the results of a diagnostic acupuncture palpation examination. The second acupuncture treatment and lameness examination were conducted one week after the first treatment. Ten minutes after each acupuncture treatment, a lameness examination was performed and included an objective examination using a body-mounted inertial sensor system called “Lameness Locator” and a routine lameness examination following the “American Association of Equine Practitioners” (AAEP) lameness scale. The level of lameness was statistically analyzed using paired t-test and Wilcoxon signed rank test with p-values <0.05 considered significant.
    Results
    Both objective (P=0.042) and routine lameness examinations (P=0.027) showed that the level of lameness significantly decreased after the second acupuncture treatment compared to the response to the first treatment.
    Conclusion
    The results of this study suggest that continued acupuncture treatments will result in increasing levels of pain relief, showing the advantage of performing more than one acupuncture treatment in horses with chronic laminitis.
    Keywords: Acupuncture, Horse, Laminitis, Objective lameness examination
  • M. Kaya *, H. O. Nisbet, M. Cenesiz Pages 13-18
    Background
    Several injectable anaesthetics and sedatives are used in various avian species for general anaesthesia. Birds are very sensitive animals and any mismanagement in a crisis can lead to immediate shock and death. Therefore, careful selection of the safest possible anaesthetic agent and dose is very important.
    Aims
    The aim of this study was to examine the clinical efficiency of diazepam-ketamine (DK), medetomidine-ketamine (MK), and xylazine-ketamine (XK) combinations anaesthetic regimens in pheasants.
    Methods
    Twenty-four pheasants were divided into three equal groups and received one of three anaesthetic combinations by intramuscular injections: 9.0 mg/kg diazepam and 150.0 mg/kg ketamine, 0.20 mg/kg medetomidine and 80.0 mg/kg ketamine, and 3.0 mg/kg xylazine and 80.0 mg/kg ketamine. Each pheasant was pre-medicated with sedative drugs and 5 min later, anaesthesia was induced with ketamine injection.
    Results
    The weak time (2.50 ± 1.07 min; mean±SD) and down time (6.13 ± 1.25 min) were shortest in group XK. The sleep time was longest (73 ± 20.24 min) while the recovery time (157 ± 13.61 min) was shortest in group MK. Muscle relaxation was excellent during the anaesthesia in all groups. The recovery phase of the birds was uneventful. Heart rate (HR) in DK group was statistically higher than MK and XK groups. Body temperature (BT) decreased in all groups compared to baseline values and those of MK group were lower than DK and XK groups. Respiratory rate (RR) in XK group was significantly lower than DK and MK groups.
    Conclusion
    In conclusion, the MK combination shows better anaesthetic outcome compared to DK or XK combinations in pheasants.
    Keywords: Diazepam, Ketamine, Medetomidine, Pheasant, Xylazine
  • S. Mashjoor, M. Yousefzadi * Pages 19-26
    Background
    Pharmaceutical industries around the world are struggling for finding new approaches to fight cancer and many researchers are involved in this process to find new drug candidates.
    Aims
    The current study aimed at investigating the new marine natural products with anticancer potential from the three Persian Gulf Holothuria sea cucumbers.
    Methods
    We evaluated the cytotox activity of different organs of three Holothuria sea cucumbers species (H. scabra, H. parva, and H. leucospilota) using organic extract (OE): n-Hexane (nH), ethyl acetate (E), and methanol (M). Cytotoxicity potential of three fractions was estimated using two toxicity models: brine shrimp (Artemia salina) lethality assay (BSA) and tetrazolium-based colorimetric assay (MTT) assay in human cancer cell lines (MCF-7( and normal cell lines (HeLa).
    Results
    The data illustrated that toxicity depends on concentration but BSA was highest for the M extracts of cuvierian tubules (CT) organs of H. leucospilota (up to 95% at 1000 µg/ml, LC50 = 616.4 μg/ml) and respiratory tree (RT) organs of H. parva (up to 86% at 1000 µg/ml, LC50 = 607.2 μg/ml). Based on cell lines, the more effective extracts were noticed for E fractions of CT organs of H. leucospilota (up to 85% at 250 µg/ml, LC50 = 37.25 μg/ml) against MCF-7 and for E extracts of intestine tract (IT) organs of H. parva (up to 80% at 250 µg/ml, LC50 = 46.25 μg/ml) against HeLa cells. This variation indicates that the possible cytotoxic compounds in fractions are selective toxicity toward cell lines.
    Conclusion
    The data demonstrated that Holothuria species are an interesting source for discovery of drugs.
    Keywords: Biological activity, Cell line, Persian Gulf, Sea cucumber, Secondary metabolites
  • N. Zaatout, A. Ayachi, M. Kecha * Pages 27-32
    Background
    Staphylococci are recognized worldwide as one of the most important etiological agents of bovine mastitis due to their virulence factors such as their ability to penetrate inside mammary epithelial cells and their ability to form biofilm.
    Aims
    The objectives of this study were to establish a model of primary mammary epithelial cells originating from the secretory tissue of the bovine udder in order to evaluate the invasion ability of 42 staphylococci isolated from subclinical bovine mastitis cases.
    Methods
    Two techniques were used to establish a model of primary mammary epithelial cells, the explant technique and the enzymatic method. Biofilm formation was detected using a quantitative spectrophotometric assay. When compared with the enzymatic digestion method, the epithelial cells obtained by the explant technique grew faster and reached quickly to confluence.
    Results
    The results showed that 60% of Staphylococcus aureus isolates (n=12) were able to invade the epithelial cells and 72.7% of coagulase negative staphylococci (CNS) isolates were invasive (n=16). Staphylococcus xylosus isolates showed higher invasion values compared to S. aureus isolates and non-biofilm forming staphylococci were able to invade primary epithelial cells, but no significant difference was found between the internalization capabilities of biofilm positive and negative isolates.
    Conclusion
    The results show that the explant technique is a valuable method for developing primary epithelial cells without damaging the cells, and provides new insights regarding the ability of staphylococci to penetrate inside primary mammary epithelial cells.
    Keywords: Biofilm, Bovine mastitis, Epithelial cells, Invasiveness, Staphylococci
  • Y. J. Mousa *, M. H. I. Al, Zubaidy Pages 33-38
    Background
    Ketamine produces ordinary general anesthesia characterized by weak hypnosis and analgesia leading to complications during surgical operations.
    Aims
    The aim of this study was to evaluate the combination of ketorolac or tramadol to enhance ketamine anesthesia in 7 to 20-day-old chicks and its feasibility and practical application for induction of general anesthesia in veterinary medicine.
    Methods
    Hypnotic and analgesic Median Effective Doses (ED50s) of ketamine alone and combination with tramadol or ketorolac were determined by the up-and-down method, then the ED50 values of these combinations were used for measurement of hypnotic and analgesic criteria moreover, their effect on serum Aspartate Aminotransferase (AST) and Alanine Aminotransferase (ALT) was assayed.
    Results
    Ketamine hypnosis and analgesia were increased when mixed with tramadol (26 and 39%) or ketorolac (27 and 40%), respectively. Ketamine-ketorolac mixture was better combination of inducing the faster onset of anesthesia and short recovery with the longest duration of action and enhancing analgesia when compared to ketamine alone or in combination with tramadol and is preferred for induction of anesthesia. The liver function enzymes, including AST and ALT, showed no significant difference among all above mentioned groups.
    Conclusion
    The data of this experimental study reveal the superiority of using ketorolac (instead of tramadol) in combination with ketamine for induction of general anesthesia in the chicks.
    Keywords: Analgesia, Anesthesia, Ketamine, Ketorolac, Tramadol
  • S. Türk, K. C?nar, M. ?ztop * Pages 39-45
    Background
    Gastrointestinal (GI) endocrine cells produce many GI hormones that perform various physiological functions of the digestive system.
    Aims
    We aimed to investigate the presence and distribution of immunoreactive (IR) endocrine cells to glucagon, somatostatin, cholecystokinin-8 (CCK-8), serotonin, secretin and histamine in the stomach of adult male New Zealand White rabbit (Oryctolagus cuniculus).
    Methods
    For immunohistochemical staining, peroxidase anti-peroxidase (PAP) method was applied to stomach samples.
    Results
    Glucagon-IR cells of closed- and open type were found throughout all the stomach parts examined. Somatostatin-IR cells of closed- and open type in the cardiac and oxyntic glands were localized to deep portions of foveola gastrica. CCK-8 IR cells that were not observed in the cardia and fundus were mostly localized to the glands and lamina epithelialis in the pyloric part near the duodenum. Oval-shaped open and closed type serotonin-IR cells were mostly dispersed throughout the fundic and pyloric glands. Secretin-IR cells were rare in the pyloric and cardiac region although they were not observed in the fundic glands. Histamine-IR cells were rarely found in the cardia, fundus and pylorus.
    Conclusion
    Our findings show that glucagon, histamine, somatostatin, secretin and serotonin might be produced by all the stomach regions while pyloric region had only CCK-8 IR. These distribution patterns also provide further evidence of species-specific differences, which might be important from the evolutionary aspect of the digestive tract in relation to evolutional niches and nutrient resources.
    Keywords: Endocrine cells, Histamine, Immunoreactivity, New Zealand White rabbit, Serotonin
  • M. S. Ahmed * Pages 46-50
    Background
    Listeria is a Gram-positive, non-spore forming, facultative anaerobic intracellular bacterium. The most important pathogens in mammals include Listeria monocytogenes and Listeria ivanovii. The former generally causes disease and death in both humans and animals while the latter performs sporadically and primarily causes illness in ruminants.
    Aims
    The aim of this project was to use conventional and molecular techniques to determine whether the provided samples were L. monocytogenes, and whether they were genetically similar or different.
    Methods
    The provided presumptive Listeria cultures isolated from industrial processed food are conventionally assumed to be L. monocytogenes. All samples were cultured on brain heart infusion agar and broth first and then on blood agar. Later, hly gene amplification was applied.
    Results
    The provided culture phenotypically resembled L. monocytogenes as it caused haemolysis on blood agar plates; however, the absence of the hly gene revealed that they were genotypically different. 16S rRNA confirmed three species of Listeria species including L. grayi, L. welshimeri and L. ivanovii. The results from 16S rRNA sequencing confirmed the results obtained from hly gene amplification.
    Conclusion
    Enterobacterial repetitive intergenic consensus polymerase chain reaction (ERIC PCR) confirmed that all bacterial cultures were isolated from different sources depending on their ERIC PCR profile variation.
    Keywords: Isolation, Listeria monocytogenes, Molecular characterisation
  • A. R. Behnamifar, Sh. Rahimi *, M. M. Kiaei, H. Fayazi Pages 51-54
    Background
    Coccidiosis is the most common parasitic disease in poultry, ionophore antibiotics are preferred drugs for controlling this disease. However, prolonged use of ionophores will result in Eimeria deformation and resistance to these drugs.
    Aims
    The aim of this study was to compare the effects of probiotic and prebiotic, that is used to boost digestive system health, with salinomycin and vaccine in controlling coccidiosis.
    Methods
    A completely randomized design, including 6 treatments, 4 replications and 20 birds in each experimental unit was applied. All experimental groups except negative control were challenged with suspension containing a mixture of three common species in Iran by oral inoculation in the crop at 28 days of age.
    Results
    The results showed that the reduction of oocyst excretion was significant in coccidiostat (salinomycin), vaccine (Livacox® T), and probiotic (Primalac®) compared to the positive control group (P<0.05). Also, in the intestinal tract injuries, there was a significant reduction between the vaccine and salinomycin compared to the positive control group only in the cecum section (P<0.05). The effect of treatments on performance index (PI) was investigated and it was found that the best performance between infected groups was for salinomycin and vaccine groups (P<0.05).
    Conclusion
    Finally, it can be concluded that probiotic and prebiotic are not effective in controlling coccidiosis and its complications like vaccine and salinomycin.
    Keywords: Prebiotic, Probiotic, Salinomycin, Vaccine, Coccidiosis
  • M. Mohebbi, Fani, A. Omidi *, A. Mirzaei, S. Nazifi, Kh. Nowroozi Pages 55-59
    Background
    It was hypothesized that under apparently good management practices in dairy farms, some cows may not be metabolically perfect during the breeding period and this may affect their performance.
    Aims
    This study was conducted to assess probable metabolic drawbacks in mid-lactation dairy cows affecting their performance.
    Methods
    Thirty-seven clinically healthy Holstein cows were assessed for plasma concentrations of glucose, non-esterified fatty acids (NEFA), beta-hydroxybutyrate (BHB), thyroxin (T4), and tri-iodothyronine (T3) on days 60, 90 and 120 of lactation. The relationships of the measured analytes with some performance indices were also studied.
    Results
    Continuous declines in plasma glucose (within reference values; P<0.006), T4 (P<0.001) and T3 (0.003) were found during the study. Non-esterified fatty acids showed relatively high levels through the study with a rise at day 90 (P<0.041). Beta-hydroxybutyrate concentrations did not change significantly (P>0.05) but were higher than those reported by others in mid-lactation cows. By progress in lactation 27% of cows had glucose concentrations <2.5 mmol/L, 62% had NEFA concentrations >0.40 mmol/L and 13.5% had BHB levels above 1200 µmol/L, which are the threshold levels of peri- and post-parturient problems. Milk production had negative correlations with glucose and T4 while the correlation was positive with NEFA. The interval between calving to the 1st heat had positive correlations with BHB concentrations. The interval between calving and the 1st insemination was inversely correlated with glucose and positively correlated with NEFA levels.
    Conclusion
    The changes of the studied analytes in mid-lactation cows resembled those that would happen during negative energy balance in early lactation cows and feed restriction in mid-lactation cows and may affect the general health and the performance of the cows.
    Keywords: Breeding period, Dairy cows, Glucose, NEFA, Thyroid hormones
  • N. Sadri, A. Ghalyanchilangeroudi *, M. H. Fallah Mehrabadi, H. Hosseini, A. Shayeganmehr, M. S. Sediqian, M. Jabbarifakhr, A. M. Hamdan, F. S. Mousavi Pages 60-63
    Background
    Avian infectious bronchitis (IB) is a highly contagious viral disease which affects the poultry industry. The virus exists in a wide variety of genotypes, and phylogenetic analysis has been used to classify infectious bronchitis virus (IBV) strains.
    Aims
    The object of the study is a molecular characterization of circulating IBV in Afghanistan as a first study.
    Methods
    The tracheal tissue specimens from 100 different commercial broiler flocks with respiratory distress in Afghanistan were collected during 2016-2017. After real-time reverse transcriptase-polymerase chain reaction (RRT-PCR), IBV-positive samples were further characterized. A 390 bp hypervariable spike glycoprotein gene segment was amplified using Nested PCR, sequenced, and analyzed.
    Results
    The results of real-time RT-PCR showed that 45/100 of the mentioned flocks were IBV positive. Phylogenetic analysis of all positive samples revealed that IBV strains were clustered into two distinct genotypes: LX4 (GI-19) (9/45) and IS-1494 like (GI-23) (34/45). Also, 2 of the 45 samples remained uncharacterized.
    Conclusion
    It is the first study focusing on the molecular epidemiology of IBV in Afghanistan, extending our understanding of IB in the region. These results showed the high rate of IB infection in Afghanistan broiler farms and confirm the continuing monitoring of IBVs to modify the vaccination program.
    Keywords: Afghanistan, Avian infectious bronchitis, Genotyping, GI-19, GI-23
  • R. Peyghan*, A. Rezaei, Z. Tulaby Dezfuly, M. Halimi Pages 64-67
    Background
    Widespread common carp (Cyprinus carpio) mortalities have been recorded in Khuzestan province fish farms in recent years. In summer of 2017 two cases of harmful algal bloom were encountered that led to massive mortality in common carp in Khuzestan, Iran.
    Aims
    The aim of this study was to identify the possible etiologic agent of two mortalities with characteristic symptoms of gill lesions due to harmful algae.
    Methods
    Water samples were collected and 5 moribund fishes were examined by histophatologic, scanning electron microscopic and PCR examination.
    Results
    In wet smear preparations, a lot of algal cells and fragments, and sloughed, necrotic epithelial cells were observed between the lamellae. In histopathologic examination of gills, hyperplasia, necrosis and algal cells surrounded by hyperplastic cells were seen in tissue sections. No inflammatory cell aggregation was noticed. In scanning electron microscopic examination the algae was found attached to the gill surface (cell diameter: 8.5 ± 4.2 µm) with 2 equal flagella.
    Conclusion
    Phytoplankton analysis using direct microscopy and electron microscopy, morphologically resembling Heterosigma was identified, however, in PCR tests, Heterosigma analysis showed negative results, therefore the causative agent was called “Heterosigma-like” algae.
    Keywords: Common carp, Gill lesions, Heterosigma sp, Khuzestan province, Mortality