فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/13
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید امیرمحسن ضیایی، شاهین شادنیا* صفحات 1-6
    «یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما إثم کبیر و منافع للناس و إثمهما اکبر من نفعهما»؛ ای پیغمبر درباره ی شراب و قمار از تو می پرسند بگو در آنها گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است و گناهانشان از سودشان فراتر است (1). قرن ها است که درباره ی رابطه ی سلامت و مصرف الکل و میزان بی ضرر آن برای سلامت بحث شده است. اگرچه تمام ادیان آسمانی به ویژه دین مبین اسلام مصرف آن را نهی کرده اند، آمار جهانی از افزایش مصرف الکل در تمام جوامع به ویژه در بین زنان و جوانان حکایت دارد.
    کلیدواژگان: دین، سلامت، الکل
  • مریم صف آرا*، مجتبی سلم آبادی صفحات 7-18
    سابقه و هدف
    با وجود تحقیقات مختلف همچنان تصویر ناهماهنگ و مبهمی از آثار تک فرزندی یا تعدد فرزندی بر والدین به ویژه مادران وجود دارد و هنوز مشکل ساز بودن تک فرزندی در تولید اضطراب مادران در مقایسه با مادرانی که بیش از یک فرزند دارند کاملا ثابت نشده است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف اثر تعدیل کننده ی دین داری بر رابطه ی تعداد فرزند با اضطراب مادران تک فرزند و مادران دارای دو فرزند و بیشتر انجام شده است.
    روش کار
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی است که به روش همبستگی صورت گرفته است. جامعه ی مورد مطالعه مادران استان البرز و تهران در سال تحصیلی 1393-1394 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس 384 نفر بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. در پاسخ به پرسش ها دو گروه از مادران (جامعه ی مورد مطالعه) بررسی شدند. گروه اول مادران تک فرزند (192 نفر) و گروه دوم مادران دارای دو فرزند و بیشتر (192 نفر) را تشکیل می دادند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ی دین داری خدایاری فرد و همکاران و پرسش نامه ی اضطراب حالت-صفت اسپیلبرگر بود. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که دین داری نمی تواند متغیر تعدیل کننده در رابطه ی بین تعداد فرزند و اضطراب مادر باشد. علاوه براین، بین تعداد فرزند و اضطراب مادران رابطه ی معناداری وجود داشت (118/0=R)، اما بین تعداد فرزند و دین داری مادران رابطه ی معناداری وجودنداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان دهنده ی توجه بیشتر مسئولان و متصدیان عرصه ی تعلیم و تربیت و سلامت کشور در زمینه ی دین داری و تعداد فرزندان و همچنین نقش دین داری در کاهش اضطراب خانواده های ایرانی است.
    کلیدواژگان: استرس، اضطراب، افسردگی، زنان باردار، نگرش مذهبی
  • منصور بیرامی، دل آرام محمدی* صفحات 19-28
    سابقه و هدف
    بخشودگی از مفاهیمی است که در مذهب و روان شناسی مثبت نگر به آن توجه شده است و بر نقش سازنده ی آن در سلامت روانی افراد و ایجاد روابط سالم تاکید شده است. عوامل مختلفی می تواند بخشودگی را تسهیل نماید که احتمالا هوش معنوی یکی از آنها است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر پیش بینی بخشودگی بین فردی بر اساس مولفه های هوش معنوی در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ی دوم شهر تبریز بود.
    روش کار
    این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. از جامعه ی آماری دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ی ناحیه ی دو نمونه یی به تعداد 250 نفر به صورت نمونه گیری خوشه یی چندمرحله یی و بر اساس جدول مورگان انتخاب شد. آزمودنی ها پرسش نامه های هوش معنوی عبدالله زاده و مقیاس بخشودگی بین فردی احتشام زاده و همکاران را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد بین درک و ارتباط سرچشمه ی هستی با بخشودگی (01/0P< و 229/0r=) و همچنین بین زندگی معنوی با بخشودگی (001/0 P<و 324/0r=) رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت. علاوه براین، نتایج رگرسیون نشان داد که زندگی معنوی می تواند 5/10 درصد واریانس بخشودگی بین فردی را به طور معنی داری پیش بینی کند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج می توان گفت معنویت جستجوبرای یافتن عناصر مقدس، معنایابی، هشیاری بالا و تعالی است و هوش معنوی توانایی برای استفاده از این موضوعات است که می تواند کارکرد و سازگاری فرد را پیش بینی کند و بخشودگی بین فردی را بالا برد.
    کلیدواژگان: بخشودگی، دانش آموزان، معنویت، هوش
  • محمد فرهوش*، رضا مهکام، نجیب الله نوری صفحات 29-46
    سابقه و هدف
    پژوهش ها نشان داده است که عزت نفس درسلامت روان نقش بسزایی دارد. از آنجایی که مقیاس های عزت نفس موجود فاقد بعد معنوی است، پژوهش حاضر با هدف ساخت پرسش نامه ی عزت نفس معنوی با رویکرد اسلامی و اعتباریابی آن انجام شد.
    روش کار
    روش این پژوهش ترکیبی از کیفی (توصیفی-تحلیلی) و کمی (میدانی) بود. ابتدا آیات و روایات مرتبط با احساس ارزشمندی و توانمندی معنوی، جمع آوری، دسته بندی و تحلیل شد و سپس سازه ی عزت نفس معنوی به معنای احساس ارزشمندی و توانمندی در بعد معنوی شامل ده مولفه طراحی شد. مولفه ها عبارت بود از: باور به توانمندی و جایگاه آدمی از سوی خدا، باور به ارزشمندی خویش به واسطه ی ایمان و عمل صالح، توکل و امداد الهی، احساس نزدیکی به خدا، ارتباط کریمانه با مردم، احساس بی نیازی از مردم، خویشتن پذیری، هدفمندی معنوی، یکپارچگی معنوی و احساس کنترل. سپس کارشناسان روایی محتوایی مولفه ها را تایید کردند. در ادامه شاخصه های هر مولفه تعیین؛ و متناسب با هر شاخصه، گویه هایی طراحی شد. پرسش نامه ی اولیه به همراه پرسش نامه ی عزت نفس روزنبرگ و سلامت معنوی پولوتزین و الیسون در بین 204 شرکت کننده که به صورت نمونه گیری خوشه یی تصادفی از شش دانشگاه دردسترس قم و تهران انتخاب شده بودند، اجرا شد. در تحلیل یافته ها نیز از ضریب تشخیص، دشواری، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی؛ و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد پرسش نامه ی نهایی عزت نفس معنوی شامل 7 مولفه ی باور به توانمندی معنوی، توکل و امداد الهی، احساس نزدیکی به خدا، احساس کنترل، یکپارچگی معنوی، ارتباط کریمانه با مردم و خویشتن پذیری؛ و 25 گویه در طیف لیکرت چهارتایی است. روایی سازه به روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی بررسی شد که مطلوب بود (97/0=CFI)، همچنین پایایی پرسش نامه با روش آلفای کرونباخ 897/0؛ با استفاده از روش دونیمه سازی و اسپیرمن 831/0 و به روش گاتمن 825/0 به دست آمد. علاوه براین، رابطه ی عزت نفس معنوی با عزت نفس (477/0) و سلامت معنوی (677/0) مثبت و معنادار بود (001/0P<)؛ بنابراین روایی هم زمان پرسش نامه نیز نسبتا مطلوب بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست ‎آمده، پرسش نامه ی عزت نفس معنوی با رویکرد اسلامی شامل هفت مولفه است و از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است.
    کلیدواژگان: احساس ارزشمندی و توانمندی، حرمت خود، رویکرد اسلامی، عزت نفس معنوی، معنویت
  • نعمتاللهیارالهی، محمدرضا شعیری، زینب حسن زاده دستجردی صفحات 47-63
    سابقه و هدف
    بر اساس مدل توانش، خودکنترلی بر پایه ی منبع انرژی محدودی استواراست که در صورت تخلیه ی آن در اثر یک عمل خودکنترلی طاقت فرسا، برای فعالیت های خودکنترلی و خودتنظیمی بعدی فرد انرژی/منبعی باقی نمی ماند و در نتیجه، احتمال شکست او افزایش می یابد. این حالت توانش کاهش یافته ی خودکنترلی، «تهی شدن من» نام دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین تاثیر دوره ی کوتاه مدت دعاکردن در موقعیت سرکوب هیجان بر میزان خلق و تهی شدن من در نمونه ی غیربالینی بود.
    روش کار
    به منظور دستیابی به هدف فوق، پژوهشی نیمه آزمایشی طراحی؛ و از طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل استفاده شد. تعداد 32 دانشجو به صورت تصادفی انتخاب ؛ و در دو گروه سرکوب هیجان/دعاکردن (آزمایش) و کنترل جایگزین شدند. فرایند پژوهش به صورت انفرادی بود. پس از تکمیل پرسش نامه های سلامت عمومی، نگرش سنج دینی و تنظیم هیجانی؛ میزان خلق و عملکرد خودکنترلی فرد در آزمون استروپ اندازه گیری شد (پیش آزمون ها). سپس، برای آزمودنی نماهنگ های هیجانی منفی پخش شد و افراد گروه آزمایش (کنترل) می بایست طی آن هیجاناتشان را سرکوب کنند (آن را طبق روال عادی تماشا کنند). در مرحله ی بعد، گروه آزمایش به دعاکردن می پرداخت، درحالی که افراد گروه کنترل کار خاصی انجام نمی دادند. در آخر، خلق و عملکرد استروپ مجددا ارزیابی شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    پس از پایان آزمایش ها، یافته ها تفاوت معناداری در عملکرد خودکنترلی دو گروه نشان نداد. همچنین، دو گروه در خلق منفی تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند؛ اما میزان خلق مثبت در گروه سرکوب/دعا نسبت به گروه کنترل بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد کسانی که در مواجهه با هیجانات منفی، تلفیقی از راهبرد سرکوب هیجان و دعا کردن را به کار گرفتند، در مقایسه با افرادی که طبق روال عادی با هیجانات روبه رو شدند، میزان خلق مثبت بالاتری گزارش دادند، سرزنده تر بودند و همچنین آرامش و شادکامی بیشتری داشتند.
    کلیدواژگان: خلق، خودکنترلی، دعاکردن، سرکوب، هیجان
  • محمدهادی یدالله پور، حکیمه مهدوی فر، رمضان حسن زاده صفحات 64-75
    سابقه و هدف
    امروزه افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی و معضل عمومی زندگی بشر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش قرآن و مفاهیم والای آن بر افسردگی زنان متاهل انجام یافته است.
    روش کار
    این پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی زنان متاهل 25-45 سال ساکن شهر بابل بود. نمونه ی پژوهش 50 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز فرهنگی بودند که به صورت تصادفی انتخاب؛ و در دو گروه آزمایش و شاهد جایگزین شدند. زنان متاهل به مدت 10 جلسه تحت آموزش قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه ی افسردگی بک با 13 سوال چهار گزینه یی بود که ضریب پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 87/0 محاسبه شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    تاثیرآموزش مداخله ی مبتنی بر مذهب در گروه آزمایش در نشانگان افسردگی زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز فرهنگی شهرستان بابل از نظر آماری در سطح 05/0>p معنادار بود. به عبارت دیگر، با خارج کردن تاثیر پیش آزمون، اختلاف معناداری بین میانگین نمره های دو گروه در پس آزمون افسردگی وجود داشت. بنابراین، آموزش مداخله ی مبتنی بر مذهب بر نشانگان افسردگی زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز فرهنگی شهرستان بابل تاثیر مثبت و معناداری داشت.
    نتیجه گیری
    استفاده از قرآن و آموزه های آن و انس و ملازمت با این کتاب آسمانی در سایه ی عمل به آیات الهی موجب کاهش افسردگی و سلامت روان زنان متاهل می شود. قرآن شناسی، تقید به قرآن درمانی و توجه به راهبردها و راهکارهای درمانگر قرآن در نهاد خانه، خانواده و جامعه باید از طرف جامعه ی اسلامی به طور جدی باور شود.
    کلیدواژگان: آموزش، افسردگی، روانی، زنان، سلامت شخصی، قرآن، متاهل
  • جمشید باقری، نسیم شایان*، محمدمهدی باقری، متینه حیدری صفحات 76-86
    سابقه و هدف
    بیماری عروق کرونرقلب سردسته ی علل مرگ و میر در بیشتر کشورها محسوب می شود. گرچه رابطه ی بین معنویت و سلامت در مطالعات مختلفی تایید شده، رابطه ی آن با این بیماری خاص هنوز بررسی نشده است. از این رو، تحقیق حاضر با هدف بررسی ارتباط بین معنویت با عوارض و مرگ و میر بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونری که تحت جراحی بای پس کرونر قرار گرفته اند، انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه ی مقطعی بر روی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر که در فاصله ی زمانی بین آذر 1391 تا آذر 1392 در بیمارستان دکتر شریعتی تهران تحت عمل بای پس کرونر قرار گرفته بودند، انجام شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل چک لیست جمع آوری اطلاعات بر اساس پرونده ی بیماران و تایید پزشک مربوط و همچنین پرسش نامه ی معنویت هال و ادواردز بود. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از آزمون های من-ویتنی، کروسکال والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    یافته های حاصل از بررسی ارتباط شش زیرمقیاس معنویت با عوارض ناشی از جراحی و مرگ و میر نشان داد که با افزایش میانه ی نمره ی زیرمقیاس ناامیدی امکان بروز عفونت، تامپوناد، انقباض زودرس بطنی و فیبریلاسیون دهلیزی بیشتر شد و با افزایش میانه ی نمره ی زیرمقیاس آگاهی میزان بروز آنها کاهش یافت (05/0P<). علاوه براین، بین مدت زمان بستری و زیرمقیاس ناامیدی همبستگی خطی مستقیم و معناداری وجود داشت (003/0P= و 291/0r=). مرگ و میر نیز در بیمارانی که آگاهی بیشتری داشتند، کمتر اتفاق افتاد (05/0P<).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده، معنویت با میزان بروز عوارض و مرگ و میر پس از عمل بای پس کرونر رابطه دارد. ازاین رو، باید راهکارهایی موثر همچون مدنظر قرار دادن مسائل معنوی در فرایند درمان بیماران و آموزش روش های روان شناختی مناسب برای بهبود سریع تر آنها به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: اعتقاد، بای پس عروق کرونر، بیماری عروق کرونر، معنویت
  • علی شریفی ریگی*، مهناز مهرابی زاده هنرمند، کیومرث بشلیده، علی سرپرست، سارا خانعلی نژاد ماکلوانی، زینب امینی صفحات 87-100
    سابقه و هدف
    سازگاری با دانشگاه از عوامل مهم در ابعاد مختلف زندگی دانشجویان مانند بهداشت جسمی-روانی و سازگاری اجتماعی در حوزه های خارج از دانشگاه است. هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه یی تحمل پریشانی در رابطه ی بلوغ عاطفی و هوش معنوی با سازگاری بادانشگاه است.
    روش کار
    در یک طرح همبستگی و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه یی از بین دانشجویان پسر مجتمع خوابگاهی وابسته به دانشگاه شهید چمران اهواز، با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، تعداد 273 دانشجوی پسر در سال تحصیلی 95-96 انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از پرسش نامه های بلوغ عاطفی، هوش معنوی، تحمل پریشانی و سازگاری با دانشگاه برای جمع آوری داده ها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و الگویابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    بر اساس یافته های به دست آمده، بلوغ عاطفی و هوش معنوی با سازگاری با دانشگاه ارتباط مثبت معنادار داشت. همچنین بین تحمل پریشانی و سازگاری با دانشگاه؛ و بین بلوغ عاطفی و هوش معنوی با تحمل پریشانی نیز ارتباط مثبت معنادار وجود داشت. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی با یک اصلاح و حذف مسیر مستقیم هوش معنوی به سازگاری با دانشگاه دارای برازش پذیرفتنی بود. علاوه براین، مسیر مستقیم بلوغ عاطفی به سازگاری با دانشگاه نیز معنی دار بود. همچنین، نتایج ضرایب غیرمستقیم با استفاده از بوت استراپ نشان داد که همه ی مسیرهای غیرمستقیم نیز معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که هوش معنوی و بلوغ عاطفی از طریق تحمل پریشانی موجب افزایش سازگاری با دانشگاه می شود. بنابراین، پیشنهاد می شود به منظور افزایش سازگاری با دانشگاه در دانشجویان، برنامه های آموزشی هوش معنوی و بلوغ عاطفی با تاکید بر افزایش تحمل پریشانی آنان تدوین شود.
  • محمد ضیاالدینی*، حیدر ده مرده صفحات 101-111
    سابقه و هدف
    پرخاشگری به طور عمده به پیامدهای مهم نهادی وفردی مرتبط است. هدف از این مطالعه بررسی نقش میانجی گری عزت نفس سازمانی در رابطه ی بین نگرش مذهبی و پرخاشگری کارکنان دستگاه های اجرایی شهرستان خاش است.
    روش کار
    مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی با روش تحلیل مسیر است. جامعه ی آماری شامل تمام کارکنان (5000 نفر) ادارات شهرستان خاش در سال 1396 بود. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 355 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از سه پرسش نامه ی پرخاشگری، عزت نفس سازمانی و نگرش مذهبی استفاده شد. همچنین، برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مربعات جزئی؛ و برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد ضریب معنی داری مسیر بین نگرش مذهبی و پرخاشگری 449/12؛ و ضریب معنی داری مسیر بین نگرش مذهبی و عزت نفس سازمانی 498/3 بود که بزرگ تر از 96/1 برآورد شدند. ضریب معنی داری مسیر بین عزت نفس سازمانی و پرخاشگری نیز 544/1 بود که کوچک تر از 96/1 برآورد شد. بنابراین می توان گفت نگرش مذهبی بر پرخاشگری از طریق متغیر میانجی عزت نفس سازمانی تاثیر نمی گذارد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده، نگرش مذهبی از راه افزایش عزت نفس سازمانی موجب کاهش پرخاشگری می شود. بنابراین، پیشنهاد می شود با آموزش های مناسب و مستمر در زمینه ی افزایش آگاهی های مذهبی کارکنان اجرایی، تلاش شود تا از این رهگذر بتوان آینده یی موفق و سالم برای افراد و در نهایت جامعه ترسیم کرد.
    کلیدواژگان: پرخاشگری، عزت نفس سازمانی، نگرش مذهبی
  • مصطفی اسماعیلی، نرجس اردستانی، مرضیه کرمخانی صفحات 112-122
    سابقه و هدف
    دردزایمان از جمله ی شدیدترین دردها ارزیابی می شود که تسکین نیافتن آن می تواند به کند شدن سیر زایمان و سزارین های بی مورد منجر شود. با توجه به پژوهش های انجام شده مبنی بر تاثیر آوای قرآن بر کاهش درد و اضطراب، مطالعه ی حاضر با هدف بررسی تاثیر شنیداری و دیداری آیات قرآن بر شدت درد مرحله ی فعال زایمان در زنان نخست زا صورت گرفته است.
    روش کار
    این مطالعه ی نیمه تجربی از نوع کارآزمایی بالینی است که در آن 102 زن نخست زای واجد شرایط به طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله تا پایان گام فعال مرحله ی اول زایمان هر ساعت حدود 20 دقیقه آیات سوره ی مریم از طریق صفحه ی نمایش همراه با شنیدن آوای قرآن از طریق هدفون، نمایش داده می شد. علاوه براین، در دو گروه هر یک ساعت شدت درد و علائم حیاتی اندازه گیری؛ و ضربان قلب جنین شنیده می شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    بین دو گروه کنترل و مداخله از نظر طول مدت مرحله ی اول زایمان با استفاده از آزمون t مستقل تفاوت معنی دار بود (05/0>p)؛ همچنین میانگین زمان مرحله ی اول زایمان در گروه مداخله بیش از 100 دقیقه کوتاه تر بود. آزمون من-ویتنی نیز اتساع سریع تر دهانه ی رحم را در گام فعال مرحله ی اول زایمان نشان داد (05/0>p)، به طوری که همه ی افراد گروه مداخله حداکثر طی هفت ساعت این مرحله را پشت سر گذاشتند. علاوه براین، شدت درد ثبت شده در ساعات چهارم و پنجم گام فعال مرحله ی اول زایمان مادران گروه مداخله به طور معنی داری کمتر بود (05/0>p) و به طور کلی نیز میانگین شدت درد اظهارشده در گروه مداخله پایین تر بود (05/0>p).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده، استفاده از صوت و تصویر آیات قرآن کریم به طور معنی داری طول مدت و شدت دردهای زایمان را کمتر می کند و بهره گیری از آن می تواند کاهش درد و افزایش آرامش مادران را حین زایمان در پی داشته باشد.
    کلیدواژگان: شدت درد زایمان، طول مدت زایمان، قرآن
  • سلمان محمدی ولدانی، علی محمدی ولدانی* صفحات 123-135
    سابقه و هدف
    بهداشت درلغت به معنای نگاه داشتن و تندرستی؛ و در اصطلاح علمی به معنی پیشگیری از بیماری ها، زندگی برتر، راه و رسم نگهداری و همچنین صیانت از سلامت انسان است. به نظر می رسد در این تعاریف به بهداشت روح که یکی از حوزه های دارای اهمیت است، کمتر توجه شده است. ازاین رو، هدف این پژوهش شناخت چیستی و حقیقت روح انسان؛ و همچنین نحوه ی رسیدن به عوامل سعادت بخش و چگونگی پرهیز و پیشگیری از عوامل مخرب روح است.
    روش کار
    مطالعه ی حاضر به صورت تحلیلی و کتابخانه یی؛ و با مراجعه به منابع دینی و بررسی آیات و روایات معصومان (س) در متون اسلامی و با استفاده از تحقیقات دانشمندان صورت گرفته است. بر این اساس، ابتدا وجود حقیقت روح با ادله ی عقلی و نقلی اثبات؛ و در ادامه با شهود و تجربه تایید شد و سپس به چیستی آن پرداخته شد تا بتوان ضرورت توجه به این حقیقت و بهداشت آن را واکاوی کرد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    بر اساس یافته های به دست آمده، رعایت نکردن بهداشت روح علاوه بر آلوده کردن سلامت روح، به طور یقین، حقیقت روح را نیز در معرض مرگ معنوی قرار می دهد. پیوند انسان با اعمالش اعم از اعمال جسمانی، مثل تغذیه و اعمال روحی مثل باورها و عقاید، ارتباط تکوینی دارد. بر اساس دیدگاه امیر مومنان (ع) جسم انسان دارای شش حالت است: گاهی زنده است و گاهی مرده، زمانی سالم است و زمانی دیگر مریض و گاهی خواب است و گاهی بیدار؛ روح انسان نیز دارای همین شش حالت است.
    نتیجه گیری
    رعایت نکردن بهداشت روح، پیامدهای منفی همچون بیماری های روحی و معنوی برای فرد و جامعه؛ و همچنین از بین رفتن سعادت ابدی و شیوع جنایت و خیانت در جامعه ی بشری به دنبال دارد.
    کلیدواژگان: بهداشت روح، حقیقت روح، سعادت ابدی، ضرورت بهداشت روح
  • محمدحسین یکتای کوشالی، حسن مولادوست*، عاصمه پوررجبی صفحات 136-147
    سابقه و هدف
    صداهایا آواها بر روح و روان و جسم همه ی مخلوقات از انسان ها گرفته تا حیوانات و گیاهان تاثیر می گذارند. آهنگ موزون قرآن کریم و آوای دل نشین آن نوعی موسیقی عرفانی دلپذیر است. باشکوه ترین بعد اعجاز بیانی قرآن، همسازی با نغمه های دل نشین و آهنگ های وزین صوتی است. به عبارت دیگر، یکی از جنبه های اعجاز قرآن که کمتر به آن توجه شده، در آوای آن نهفته است. در مطالعه ی حاضر، با هدف مرور نظام مند به بررسی پژوهش های انجام شده با مضمون آوای قرآنی و تاثیر آن بر بهداشت، سلامت روان و عملکرد فیزیولوژیک بدن پرداخته شده است.
    روش کار
    پایگاه های اطلاعاتی مورد جستجو شامل پایگاه های اس.آی.دی، مگیران، ایران داک، نورمگز، ایران مدکس، کاکرین، گوگل اسکولار و اسکوپوس بود. برای اجرای پژوهش از کلیدواژه های فارسی آوا، صوت، قرآن، فیزیولوژیک، سلامت روان و بهداشت؛ و کلیدواژه های انگلیسیSound ,Voice ,Quran ,Holy book ,Physiologic ,Health ,Hygiene و همچنین ترکیبی از آنها با درجه ی حساسیت بالا استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.
    یافته ها
    با جستجو در پایگاه های یادشده، 471 عنوان مقاله حاصل شد که بر اساس معیارهای ورود و خروج 40 مقاله ی نهایی برای ورود به چک لیست طراحی شده، پذیرفته شد. بیشتر مقالات به دلیل نداشتن اطلاعات مربوط به اعجاز آوای قرآنی و همچنین نداشتن همپوشانی دو مقوله ی آوای قرآن و بهداشت روان و عملکرد فیزیولوژیک بدن حذف شدند.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از بررسی حاضر نشان داد که آوای قرآن در کاهش میزان اضطراب، بهداشت روان، شدت درد، بهبود سلامت بیماران، علائم و عملکرد فیزیولوژی بافت های مختلف بدن، سیستم ایمنی و سطح رضایتمندی بیماران به طور محسوسی موثر بود.
    کلیدواژگان: آوا، بهداشت روان، عملکرد فیزیولوژیک، قرآن، مرور نظام مند
|
  • Seyed Amir Mohsen Ziaee, Shahin Shadnia* Pages 1-6
  • Maryam Safara*, Mojtaba Salmabadi Pages 7-18
    Background and Objective
    Although a number of studies have been done on the effects of the number of children on anxiety of their mothers, the whole picture is still far from clear; therefore, the present study aimed at examining moderating role of religiosity on the relationship of number of children and anxiety of parents with one child and more children.
    Method
    This study was a descriptive one through a correlational method. The population consisted of all women in Alborz and Tehran provinces in the academic year of 2014-2015. Through available convenience sampling, 384 were selected based on Morgan table. To respond the questionnaires, two groups of mothers were studied as the study population. The first group included mothers with one child and the second group included mothers with two or more children. Instruments of research included Khodayarifard et al (2009), Religiosity Questionnaire and Spielberger’s (1970) Trait-State Anxiety Inventory. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.
    Results
    The results showed that religiosity is not capable of acting as a moderating variable in the relationship between the number of children and maternal anxiety. There was a significant relationship between the number of children and mothers' anxiety (R=0.118), but there was no significant relationship between the number of children and mothers' religiosity.
    Conclusion
    The results suggest that authorities of health sector as well as educators should pay more attention to religiosity and number of children and also the role of religiosity in decreasing anxiety in Iranian families.
    Keywords: Anxiety, Mothers, Religion
  • Mansur Bayrami, Delaram Mohammadi* Pages 19-28
    Background and Objective

    Forgiveness is a concept taken into consideration in religion and positive psychology, and its constructive role has been emphasized in mental health as well as creating healthy relationships. Different factors can influence forgiveness one of which seems to be spiritual intelligence. Given that, this study aims at prediction of interpersonal forgiveness based on spiritual intelligence components among high school male students of Tabriz.
    Method
    This study had a descriptive correlational approach. A sample of 250 students were selected according to the Morgan table using multistage cluster sampling among second-grade high schools of Tabriz city; they filled Spiritual intelligence scale of Abdullahzadeh and interpersonal forgiveness of Ehteshamzadeh & et al. The data were analyzed using statistical methods of Pearson Correlation and Multivariate linear regression. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.
    Results
    The results indicated a significant and positive relation of "understanding and communication with the origin of the universe", "Spiritual life with the inner core" and "intrinsic orientation" with interpersonal forgiveness (P<0.05), Furthermore, spiritual life could significantly predict interpersonal forgiveness.
    Conclusion
    According to the results it can be said spirituality is the search for the sacred elements, meaning, high awareness and excellence, and spiritual intelligence is the ability to use these subjects that can predict the function and adaptability of individuals so that they have greater forgiveness.
    Keywords: Forgiveness, Intelligence, Spirituality, Students
  • Mohammad Farhoush*, Reza Mahkam, Najibullah Noori Pages 29-46
    Background and Objective

    Research has shown that self-esteem plays a significant role in mental health. Since the existing self-esteem scales lack spirituality dimension, the purpose of this study was to construct a spiritual self-esteem questionnaire with Islamic approach and to validate.
    Method
    This study was a combination of qualitative (descriptiveanalytical) and quantitative research. Firstly, verses and narrations related to the sense of spiritual value and ability were collected, categorized and analyzed. The structure of spiritual self-esteem, including ten components, was designed. The components included belief in the ability and position of man by God, belief in one's value through righteousness, divine reliance, feeling close to God, serious relationship with people, lack of feeling of need to people, self-acceptance, spiritual purposefulness, spiritual integrity, sense of control. Experts then confirmed the content validity of the components. Subsequently, the characteristics of each component were determined and fitted to each characteristic. The first questionnaire, along with a self-esteem questionnaire (Rosenberg) and spiritual health (Polotzin and Ellison), was administered among 204 participants selected through random cluster sampling from 6 available universities in Qom and Tehran. In analyzing the findings, the coefficient of detection, difficulty, Pearson correlation, exploratory and confirmatory factor analysis, Cronbach's alpha coefficient were used. All ethical issues were observed in this study and the authors of the article have not reported any conflicts of interest.
    Results
    The results showed that the final questionnaire of spiritual selfesteem consists of 7 components: belief in spiritual empathy, trust and divine help, feeling close to God, feeling of control, spiritual integrity, serious relationship with the people, self-acceptance and 25 items in the Fourth Likert scale. Structural validity was assessed through exploratory and confirmatory factor analysis, which was desirable (CFI=0.77), as well as reliability of the questionnaire by Cronbach's alpha (0.897) using semistructured method, Spearman (0.831) and Gutman (0.825). The relationship between spiritual self-esteem with self-esteem (0.447) and spiritual well-being (0.7677) was positive and significant (P<0.001); therefore, the validity of the questionnaire is also relatively favorable.
    Conclusion
    The spiritual self-esteem questionnaire with Islamic approach consists of seven components and has a desirable validity and reliability.
    Keywords: Islamic Approach, Self-esteem, Spiritual Self-esteem, Spirituality
  • Nemat Allah Yarollahi*, Mohammad Reza Shairi, Zeynab Hasanzadeh Dastjerdi Pages 47-63
    Background and Objective

    According to the strength model, selfcontrol is a finite resource that determines the capacity for effortful control over dominant responses and, once expended, leads to impaired self-control task performance, known as "ego depletion " . The aim of the present study was to investigate the influence of a brief period of praying in situation of emotional suppression on ego depletion and mood in nonclinical samples.
    Method
    To achieve this goal, an experimental study was conducted. A total number of 32 students were selected to participate in the experiments via multi-stage cluster sampling, and were randomly assigned to two emotional suppression/ prayer (experiment) and control/control (control) groups. Participants took part in individual sessions. First, they completed several questionnaires such the General Health (GHQ-12), Religious Attitude Scale-Revised (RAS-R), emotion regulation, Brunel Mood Scale (BRUMS-32) and stroop task (pre-tests). Then, each individual watched three negative clips while he/she was asked to suppress the emotions that might be elicited from clips (experimental group) or just watch them naturally (control group). Next, the experiment group was engaged in personal prayer manipulation, whereas the control group didn’t do anything. Finally, the mood (BRUMS-32) and self-control performance (stroop task) of all participants were measured again. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.
    Results
    After the end of the experiments, the results didn’t show any significant difference between the two groups in self-control performance. In addition, both groups reported similar levels of negative mood, but those who first suppressed their emotions and then prayed had greater positive mood compared to the control group.
    Conclusion
    The results showed that individuals who used a combination of emotional suppression and prayer while being exposed to negative emotions showed higher positive mood, and had more vigor, calmness and happiness compared to those who behaved naturally.
    Keywords: Emotion Inhibition, Mood, Prayer, Self-Control
  • Mohammad Hadi Yadollahpour*, Hakimeh Mahdavifar, Ramezan Hasanzadeh Pages 64-75
    Background and Objective
    Today depression is one of the most prevalent psychological disorders and a widespread issue in human life. This study aims to evaluate the effect of teaching Quran and its prominent concepts on depression among married women.
    Method
    The study is experimental including a control group and a pre-test/post-test design. Research population includes all married women between 25 and 45, living in Babol. The randomized sample includes 50 women attending cultural centers divided into experimental and control groups. Married women were trained in ten sessions. The main instrument was a depression questionnaire which had 13 multiple-choice items with a Chronbach’s alpha of 0.87. All ethical issues were observed in the study and the researchers declared no conflict of interests.
    Results
    The effect of Quran therapy on depression syndrome among married women of Babol in the experimental group is statistically significant (p<0/05). In other words, by removing the effect of pretest, there is a meaningful difference between the mean of the two groups in pro-test scores. This shows that Quran therapy has a positive and meaningful effect on depression in married women.
    Conclusion
    Reading Quran, using its divine teachings, and being accustomed to this heavenly book, if accompanied by honest practice, can lower depression and increase mental health of married women. Knowing Quran and commitment to Quran therapy and attention to its solutions and teachings need to be taken seriously both in families and throughout our Islamic society.
    Keywords: Depression, Married women, Quran, Religion-based education
  • Jamshid Bagheri, Nasim Shayan*, Mohammad Mahdi Bageri, Matineh Heidari Pages 76-86
    Background and Objective

    Coronary artery disease is the leading cause of death in most countries. Although the relationship between spirituality and health has been confirmed in various studies, the relation in this specific case has not been investigated. Therefore, the present study was conducted to investigate the relationship of spirituality with morbidity and mortality in patients with coronary artery disease who underwent CABG surgery.
    Method
    This cross-sectional study was performed on patients with coronary artery disease who had undergone CABG at Dr. Shariati Hospital in Tehran over the time period from December 2012 to December 2013. The data collection tools were a data gathering checklist based on patients' records and respective physician's confirmation and the Spirituality questionnaire (Hall and Edwards, 1996). Data were analyzed using Mann-Whitney, Kruskal-Wallis, and Spearman correlation coefficient. All ethical issues were observed in this study and the authors of the article have not reported any conflicts of interest.
    Results
    The findings of the relationship between the six subscales of spirituality with morbidity and mortality showed that with an increase in the median score of disappointment subscale, the incidence of infection, tamponade, PVC and AF increased and by increasing the median score of awareness subscale, the incidence rate decreased (P<0.05). There was a significant positive correlation between the hospital stay and disappointment subscale (P=0.003, r=0.291). Mortality also decreased in patients who were more knowledgeable (p<0.05).
    Conclusion
    The results of the research indicate that spirituality correlates with the incidence of morbidity and mortality after CABG surgery. Therefore, effective solutions such as considering the spiritual issues in the patients' treatment process and training appropriate psychological techniques should be used to expedite their recovery.
  • Ali Sharifi Rigi*, Mahnaz Mehrabizade Honarmand, Kiumars Beshlideh, Ali Sarparast, Sara Khanali Nejad, Zeynab Amini Pages 87-100
    Background and Objective

    Adjustment to university is an important factor in different dimensions of students’ life such as mental- physical health and social adjustment in the fields outside the university. The aim of this study was to determine mediating role of distress tolerance in the relationship of spiritual intelligence and emotional maturity with adjustment to university.
    Method
    In this correlation study, based on Krejsi and Murgan table, 273 students of Shahid Chamran University in Ahvaz city were selected via multistage cluster sampling method during the fall semester of the academic year of 2016-2017. The participants completed the items of Emotional Maturity Scale, Distress Tolerence Scale, Spiritual Intelligence Inventory and Adjustment to College Scale. The data were then analyzed using Pearson correlation coefficient, structural equation modeling. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.
    Results
    The findings showed that emotional maturity, spiritual intelligence, and distress tolerance had positive significant correlation with adjustment to college. There was also a positive significant correlation between emotional maturity as well as spiritual intelligence and distress tolerance. The proposed model for relationship between these variables has acceptable fit with a correction and removal of direct path of spiritual intelligence with adjustment to college. Direct path of emotional maturity to adjustment to college was significant. The analysis based on Bootstrapping indicated that all indirect paths were significant.
    Conclusion
    It is proposed that to raise adjustment to university, educational programs for emotional maturity and spiritual intelligence with an emphasis on enhancing distress tolerance should be developed.
    Keywords: Adjustment, Intelligence, Distress, Students
  • Mohammad Ziaaddini*, Heider Dahmardeh Pages 101-111
    Background and Objective

    Aggression is mainly related to important institutional and individual consequences. The aim of this study was to investigate the mediating role of organizational self-esteem in the relationship between religious attitude and aggression among executive staff.
    Method
    This research is descriptive, utilizing path analysis. The statistical population included all executive staff (N=5000) employed in governmental organizations of khash city (Iran) in 2016. Using the krejcie and Morgan Tables, 355 subjects were selected as the sample through random class method. In order to collect the data, three sets of questionnaires were employed, namely organizational self-esteem, religious attitude, and aggression. To analyze the data, Partial Least Square, and to test the research hypotheses, Structural Equation Modeling was used. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.
    Results
    The results show that significant coefficient of route between religious attitude and aggression is 12.449, significant coefficient of route between religious attitude and organizational self-esteem is 3.498, significant coefficient of route between organizational self-esteem and aggression is 1.544 that was estimated less than 1.96. Therefore, it can be said that religious attitude does not affect aggression through organizational self-esteem as a mediator variable.
    Conclusion
    Based on the findings, religious attitude raises organizational self-esteem and lowers aggression. Therefore, it is recommended that proper and continuous training in the field of religious awareness should be carried out for administrative staff so that individuals and the society have successful and healthy future.
    Keywords: Aggression, Organizational self-esteem, Religious attitude
  • Mostafa Esmaeili, Narjes Ardestani*, Marzieh Karamkhani Pages 112-122
    Background and Objective
    The pain of travail is categorized among the most severe pains, so that relieving it can lead to simplicity of the process and avoiding unseasonable cesareans. Given the research into the effect of Quran's sound on pain and anxiety reduction, this study aimed at investigating the auditory and visual effects of Quran verses on the pain intensity of step of travail among prim-parous women.
    Method
    In this semi-experimental clinical trial study, 102 eligible prim-parous women were randomly divided into intervention and control groups. In the intervention group, until the end of the active phase of the first stage of travail, about 20 minutes of the verses of Maryam were displayed each hour through the screen by hearing the Quran's audio via the headphones. In both groups, pain intensity and vital signs were measured every hour and the heart rate of the fetus was recorded. All ethical issues were observed in this study and the authors did not report any conflicts of interest.
    Results
    There was a significant difference between the control and intervention groups as for the duration of the first step of travail using independent t-test (p<0/05). The mean of the first step of travail in the intervention group was shorter than 100 minutes. The Mann-Whitney test showed a faster opening of the uterine cavity during the active phase of the first stage of travail (p<0/05), so that all intervention group members passed this step for a maximum of seven hours. The intensity of pain recorded at the fourth and fifth hours of the active phase of the first step of travail in the mothers of the intervention group was significantly lower (p<0/05) and in general, the average severity of pain was lower in the intervention group (p<0/05).
    Conclusion
    Using sound and image of Quranic verses significantly reduces the duration and severity of labor pain in a way that it can calm mothers down during childbirth.
    Keywords: Duration of childbirth, Intensity of travail pain, Quran
  • Salman Mohammadi Veldani, Ali Mohammadi Veldani* Pages 123-135
    Background and Objective

    Health literally means keeping and being healthy; in scientific terms, it means preventing diseases, promoting life, preserving and protecting human health. In these definitions, it seems that the health of the soul, which is one of the most important areas, has been neglected. Therefore, the purpose of this study was to determine the nature of the human soul, and how to achieve prosperous factors as well as how to avoid and prevent the destructive factors of the soul.
    Method
    This analytical study was carried out as library research, using religious sources and reviewing the verses and quotations of the Imams in Islamic texts and studies by the scientists. Accordingly, the existence of the truth of the soul was first proved by rational and evidentiary arguments. Then, utilizing intuition and logic, its significance was confirmed so that it would be necessary to pay attention to this fact and its health. All ethical issues were considered in this study and the researchers declared no conflict of interests.
    Results
    Neglecting the health of soul beside contaminating it certainly causes the soul's truth to be subjected to spiritual death. Human’s connections with his actions including physical acts such as nutrition play a transcendent role like that of spiritual acts such as beliefs and credos. According to the viewpoint of the Amir al-Mu'menān (AS), the human body has six states: sometimes it is alive and sometimes dead, it is healthy and sometimes sick, and sometimes sleeping and sometimes awake. The human soul also has the same six modes.
    Conclusion
    Not observing the health of soul will have negative consequences such as mental and spiritual illnesses for the individual and society. Moreover, it results in the loss of eternal prosperity and the prevalence of crime and betrayal in human society.
    Keywords: Eternal prosperity, Health of soul, Necessity for health of soul, Truth of soul
  • Mohammad Hossein YektaKooshali, Hassan Moladoust*, Asemeh Pourrajabi Pages 136-147
    Background and Objective

    Sounds or voices influence the soul and the body of all creatures from humans to flora and fauna. The harmonious song of the Holy Quran and its agreeable sound is a pleasant mystical music. Basically, the most magnificent miraculous dimension of the Quran is its harmony with sweet melodies and great songs. Furthermore, one of the aspects of the miracle of the Quran, which has been neglected, is hidden in the sound of the Quran. In this systematic review, we investigated the Quranic sound and its effects on hygiene, mental health and physiological functions.
    Method
    Information databases that we searched included: SID, Magiran, Irandoc, Noormags, Iran Medex, Cochrane, Google scholar, Scopus. Keywords (English/Persian) used for search were: Sound, Voice, Quran, Holy book, Physiologic, Mental health, Hygiene and a combination of these were used with high degree of sensitivity. All ethical issues were observed in this study and the authors of the article have not reported any conflicts of interest.
    Results
    In our quest, we found 471 articles. Following our inclusion and exclusion criteria, 40 articles made it to the final analysis of the study. Most of the articles were omitted due to lack of information about the miracle of sound of the Quran and the lack of overlap between the two categories of the sound of Quran and mental health and physiological functions.
    Conclusion
    The results showed that the sound of the Quran can significantly play a role in reducing the amount of anxiety, mental health, pain intensity, improvement of patients' health, signs and physiological function of different tissues of the body, immune system, and patients' levels of satisfaction.
    Keywords: Hygiene, Mental health, Physiological function, Quran, Sound, Systematic review