فهرست مطالب

  • سال بیست و پنجم شماره 4 (پیاپی 73، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/28
  • تعداد عناوین: 19
|
  • رضا باقری *، علی آریاپور صفحات 713-722
    با توجه به حساس بودن قوه نامیه گونه های جنس درمنه به زمان جمع آوری بذرها از پایه های مادری به دلیل ریز بودن بذر آنها، این تحقیق با هدف تعیین مناسب ترین زمان جمع آوری بذرهای توده های بومی درمنه دشتی و کوهی در رویشگاه های منطقه صالح آباد شهرستان بافت انجام شد. پس از انتخاب یک منطقه معرف از هر تیپ گیاهی، زمان مراجعه نمونه برداری طی بازه مختلف زمانی هر 15 روز یکبار (نیمه اول آبان ماه تا نیمه اول دی ماه برای درمنه کوهی و نیمه دوم مهرماه تا نیمه دوم آذرماه برای درمنه دشتی) برای جمع آوری بذرهای مربوط به دو گونه تنظیم شد. صفات مرتبط با جوانه زنی بذر شامل درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه، طول ساقه چه و شاخص بنیه بذر هر مرحله زمانی اندازه گیری گردید. داده های جمع آوری شده تجزیه واریانس شدند و مقایسه میانگین تیمارها با استفاده از آزمون دانکن انجام شد. نتایج نشان داد که تاخیر دادن زمان جمع آوری بذرهای درمنه دشتی از نیمه اول ماه آبان به نیمه دوم آذر باعث روند افزایشی در صفات درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، شاخص بنیه بذر و طول گیاه چه با نرخی به ترتیب برابر 115، 119، 222 و 49 درصد شد. طبق یافته ها جمع آوری بذر درمنه کوهی در نیمه اول دی ماه در مقایسه با نیمه اول آبان ماه باعث افزایش در صفات شاخص بنیه بذر، درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی و طول گیاهچه به ترتیب با نرخی برابر 588، 336، 736 و61 درصد شد. طبق نتایج، تاخیر در زمان جمع آوری بذر در این دو گونه باعث بهبود شاخص های جوانه زنی و رشد گیاه چه گردید.
    کلیدواژگان: زمان جمع آوری بذر، درمنه، جوانه زنی، رشد گیاه چه
  • علی خنامانی *، حسن فتحی زاد، محمدعلی حکیم زاده صفحات 723-734
    به دلیل افزایش جمعیت و در نتیجه افزایش نیاز به غذا، طی دهه های گذشته شاهد تغییرات گسترده در کاربری اراضی و به ویژه افزایش اراضی کشاورزی هستیم. هدف از این تحقیق، بررسی تغییرات کاربری اراضی دشت برتش در شهرستان دهلران استان ایلام طی دوره 26 ساله (1367 تا 1393) با استفاده از روش شیءگرا می باشد. برای انجام این تحقیق، پس از تهیه تصاویر ماهواره لندست سنجنده TM (1988)، ETM+ (2001) و لندست 8 (2014)، تصحیحات مورد نیاز انجام شد و بعد با استفاده از روش شیءگرا، نقشه کاربری اراضی مربوط به سه دوره زمانی تهیه گردید. نتایج حاصل از ارزیابی دقت نقشه های تولید شده نشان می دهد که بیشترین میزان دقت کل و ضریب کاپا با مقدار 90 و 95 درصد مربوط به تصویر سال 2001 و کمترین آن با مقدار 80 و 90 درصد مربوط به تصویر سال 1988 می باشد. دقت کل و ضریب کاپا در تصویر سال 2014 نیز با مقدار 90 و 92 درصد، دقت خوبی را به نمایش می گذارد. نتایج روند تغییرات کاربری اراضی نشان داد که کاربری مرتع متوسط با کاهش بیش از 21 هزار هکتاری، بیشترین تغییرات را داشته است. در رتبه بعدی، اراضی کشاورزی قرار دارد که افزایش بیش از 15 هزار هکتاری (دو برابری) را نشان می دهد، که دلیل آن افزایش جمعیت و وجود منابع آبی کافی در این ناحیه می باشد. کاربری مرتع فقیر نیز روند افزایشی حدود 5/1 برابری را نشان می دهد که نشان دهنده تخریب مراتع متوسط می باشد. اراضی شوره زار نیز در ابتدا روند افزایشی، اما در ادامه به دلیل تبدیل شدن به اراضی کشاورزی، روند کاهشی را نشان می دهد. میزان دقت کل (90-900) و ضریب کاپا (95-90) نشان دهنده دقت بسیار بالای این روش در تعیین کاربری اراضی می باشد.
    کلیدواژگان: کاربری اراضی، دقت کل، ضریب کاپا، قطعه سازی، دشت برتش
  • پیروز شاکری*، حسن فضائلی، احمد پورمیرزایی، سید حمید مصطفوی صفحات 735-747

    تعیین کیفیت علوفه مراتع عامل مهمی در ارزیابی وضعیت تغذیه دام های وابسته به مرتع، تعیین زمان مناسب چرا، افزایش عملکرد دام ها و آسیب کمتر به مراتع است. این مطالعه به منظور تعیین ارزش غذایی و قابلیت هضم چهار گونه غالب از خانواده کاسنی در مراتع بافت در استان کرمان انجام شد. گونه ها شامل درمنه کوهی (aucheriArtemisia)، درمنه دنائی(Artemisiapersica)، شنگ اسبی بیابانی(Scorzoneratortusissima)وهزار خار خنجری (Cousinasicigera)بودند که در مراحل رشد شامل رویشی، گلدهی و بذردهی نمونه برداری شدند. نتایج نشان داد که میانگین ترکیبات شیمیایی گونه های مذکور در مراحل مختلف رشد به ترتیب حاوی 94/9، 95/8، 21/6 و 40/10 درصد پروتئین خام 62/45، 77/45، 07/61 و 83/42 درصد NDF و 77/32، 05/33، 61/46 و 73/31 درصد ADF بودند. در همه گونه ها با افزایش سن گیاه غلظت پروتئین خام کاهش (01/0>p) و به جز گونه شنگ اسبی بیابانی در سایر گونه ها میزان NDF و ADF افزایش (01/0>p) یافت. میانگین قابلیت هضم ماده خشک در گونه های مذکور در مراحل مختلف رشد به ترتیب 41/57، 054/53، 34/45 و 67/39 درصد تعیین شد و میانگین انرژی قابل متابولیسم در مراحل مختلف رشد نیز به ترتیب در گونه های مذکور 24/2، 24/2، 86/1 و 26/2 کالری در گرم ماده خشک برآورد گردید. میانگین غلظت عناصر معدنی کلسیم، سدیم، پتاسیم، منیزیم، آهن و منگنز در این چهار گونه مرتعی بیش از حد بحرانی نیازهای گوسفند و بز بود، در حالی که غلظت عناصر فسفر، مس و روی در این گیاهان کمتر از حد بحرانی آن برای گوسفند و بز بود. به طور کلی چهار گونه مورد مطالعه از نظر پروتئین خام و انرژی قابل متابولیسم به ویژه در مراحل اولیه رشد تامین کننده نیازهای گوسفند و بزهای منطقه می باشند.
    کلیدواژگان: ارزش غذایی، بافت، کاسنی، کرمان، کیفیت علوفه، مرتع
  • کامبیز کامرانی، حسین ارزانی *، سید اکبر جوادی، رضا عزیزی نژاد صفحات 748-760
    مهمترین سیاست اجرایی دستگاه متولی مراتع، تهیه و اجرای طرح های مرتع داری است. اصلاح، توسعه و بهره برداری از مراتع، منوط به شناخت وضعیت موجود مرتع و انتخاب یکی از روش های مرتع داری بر اساس وضعیت مرتع (تعادلی، طبیعی و مصنوعی) و اجرای آن در قالب طرح مرتع داری است. مطالعه پیش رو با هدف بررسی اثربخشی روش های مرتع داری بکار گرفته شده در 16 سامان عرفی اطراف منطقه گزنک از توابع شهرستان آمل در حوزه آبخیز هراز انجام شده است. بر این اساس، ابتدا آمار و اطلاعات مراتع، شامل درصد پوشش تاجی کل و نیز هریک از گونه های مهم خوشخوراک و زیادشونده، وضعیت، گرایش و تولید مرتع در زمان تهیه طرح استخراج و بعد هریک از خصوصیات مذکور در سال 1395 بررسی و ارزیابی شد. برای تجزیه وتحلیل و مقایسه تیمار ها (روش مرتع داری)، تعیین اختلافات و انتخاب بهترین شیوه مرتع داری از آنالیز واریانس داده ها، در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تیمار (روش مرتع داری تعادلی، طبیعی و مصنوعی) استفاده گردید. برای مقایسه اثر هریک از روش ها در زمان اجرای طرح و در شرایط فعلی بر وضعیت مراتع، گرایش و تولید مراتع، از آزمون مقایسه میانگین دانکن و برای مقایسه ویژگی های کمی که قبل و بعد از اجرای طرح های مرتع داری اندازه گیری شده اند، از آزمون t مستقل دو نمونه ای و برای مقایسه ویژگی های کیفی از آزمون ناپارامتری Mann-Whitney Uاستفاده شد. محاسبه های آماری و مقایسه میانگین تیمارها با نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج این تحقیق، نشان داد که انتخاب روش های مرتع داری تعادلی و طبیعی برای مراتع با وضعیت خوب و متوسط، تاثیر معنی داری بر پوشش تاجی کل مراتع داشته اما موجب ارتقا درجه وضعیت مراتع و یا افزایش معنی دار درصد پوشش و درصد ترکیب گونه های مهم خوشخوراک مراتع نشده است. بی شک علت آن، اجرای ناموفق برنامه های پیش بینی شده در طرح های مرتع داری است. از سوی دیگر هر چند انتخاب روش مرتع داری مصنوعی در طرح های دارای تیپ های گیاهی ضعیف به درستی انجام نشده، اما در عمل اجرای این طرح ها تاثیر معنی داری بر وضعیت و گرایش مراتع منطقه نداشته است؛ اگرچه درصد پوشش تاجی گونه های نامرغوب مرتعی در آنها با افزایش روبه رو بوده، اما در طول 25 سال اخیر، در کل درصد پوشش تاجی و تولید این مراتع کاهش یافته است. ازاین رو بنظر می رسد اثربخشی طرح های مرتع داری زمانی بیشتر خواهد شد، که طرح ها در حالت تعادل دام در مرتع اجرا شوند.
    کلیدواژگان: روش های مرتع داری، مدیریت بهینه، گزنگ، طرح های مرتع داری و وضعیت مرتع
  • داریوش قربانیان *، حیدر شریفه، محمد امیرجان، رسول میراخورلی صفحات 761-769


    استفاده از اراضی شور و کم بازده برای تولید علوفه گام مهمی در راستای بهره وری بهینه از منابع آب و خاک با کیفیت پایین از دیدگاه کشاورزی به حساب می آید. گونه های Atriplex canescensو Atriplex verrocifera به عنوان گونه های مقاوم به خشکی و شوری، قادر به تولید علوفه از اراضی شور و کم بازده هستند. برای بررسی امکان استقرار و سنجش میزان تولید علوفه در اراضی شور و کم بازده و تعیین شیوه مناسب کاشت، ابتدا دو منطقه با شوری متفاوت (شوری تا 20ds/m و شوری تا 40 ds/m) از طریق آزمایش خاک انتخاب شد. سپس در هر منطقه، از هر یک از گونه های مذکور به تعداد 45 اصله نهال در سه تکرار کاشته شد. نتایج این تحقیق نشان داد در مناطق با شوری زیاد (تا40 ds/m) استفاده از گونه هایAtriplex canescens و Atriplex verrocifera برای استقرار و تولید علوفه امکان پذیر است. تحلیل نتایج حاصل از تجزیه واریانس رشد تاج پوشش و تولید سالانه گونه های مذکور نشان داد که در اراضی شور با حداکثر 40 ds/m رشد سال اول At.verrosifera بیشتر از At.canescensاست، اما در منطقه با شوری کم رشد At.canescens بیشتر است. میزان تولید گونه های مستقر شده نشان می دهد که تولید گونه At.canescens بیشتر از گونه At. verrusiferaاست. اما این اختلاف در منطقه شور به حداقل می رسد. بنابراین اثر شوری بر تولید At.canescensمحسوس و موثر بوده اما میزان تولید At. verrusiferaنسبت به منطقه با شوری کم بیشتر شده، ازاین رو این گونه از مقاومت و تحمل بیشتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: خاک های شور، آتریپلکس، تولید علوفه، مناطق خشک، استان سمنان
  • طاهره انصافی مقدم *، فرامرز خوش اخلاق، علی اکبر شمسی پور، رضا اخوان، طاهر صفرراد، فرشاد امیر اصلانی صفحات 770-788
    تجزیه و تحلیل سری های زمانی پارامترهای اقلیمی، راهکارهای جدیدی را در تحلیل فراوانی منطقه ای و برآورد روابط متغیرهای اقلیمی فراهم کرده است. در این مقاله، پردازش ویژگی های رقومی برای تعیین طول دوره چرخه روزانه گردوغبار و بارش در 12 ماه سال به کار برده شد تا با استفاده از پریودوگرام های همبستگی و تحلیل سری زمانی روزانه دو متغیر یادشده استفاده شود. برای تحقق این هدف سری زمانی دو متغیر فراوانی گردوغبار و میزان بارش براساس دوره مشترک آماری بلندمدت (2016-1986) در مورد 45 ایستگاه سینوپتیک واقع در جنوب غربی ایران بررسی شد. به منظور درک رابطه همبستگی، ابتدا نمودار تغییرات روزانه چرخه های گردوغبار و بارش در هر ماه از سال به طور جداگانه نمایش داده شد. سپس برای اطمینان از نرمال بودن آمار، داده ها با استفاده از آزمون آماری کولموگراف- اسمیرنوف بوسیله نرم افزار SPSS آزمایش گردید. نتایج آزمون نشان داد که کلیه داده های پارامترهای مورد نظر نرمال بودند. نتایج حاصل از محاسبه ضرایب همبستگی در 12 ماه سال پیرسون بیانگر معنی دار بودن همبستگی داده ها در سطح یک درصد است. نتایج بدست آمده مبتنی بر این یافته است که در منطقه مورد بررسی عمدتا در ماه های سرد سال (ژانویه، فوریه، مارس، آوریل، می، نوامبر و دسامبر) رابطه همبستگی معنی دار در سطح اعتماد 95% و 99% وجود دارد و در پنج ماه دوره گرم (ژوئن، ژوئیه، اوت، سپتامبر و اکتبر) همبستگی معنی دار مشاهده نمی شود. همچنین این تحقیق نشان داد که رابطه مقدار فراوانی رخدادهای گردوغبار با مقادیر بارندگی روزانه در منطقه مورد بررسی رابطه ای منفی است و این امر نشان می دهد که گردوغبار می تواند به طور قابل توجهی به عنوان عامل کاهنده یا سرکوب کننده میزان بارندگی در منطقه عمل کند.
    کلیدواژگان: تحلیل روند، جنوب غربی ایران، فراوانی گردوغبار و بارش روزانه، روابط همبستگی، سری زمانی
  • سیدمهرداد کاظمی، حمیدرضا کریم زاده، حسین بشری، مصطفی ترکش اصفهانی صفحات 789-804
    با توجه به نقش و اهمیت چرای دام بر تغییرات پوشش گیاهی، این تحقیق برای مطالعه تاثیر شدت های مختلف چرای دام بر پارامترهای پوشش گیاهی مراتع شهرستان علویجه در استان اصفهان انجام شد بدین منظور سه مکان مرتعی با شدت های مختلف چرایی سبک، متوسط و سنگین و با شرایط اکولوژیک مشابه انتخاب شد. چهار ترانسکت (دو ترانسکت موازی و دو ترانسکت عمود بر شیب عمومی منطقه) به طول 100 متر در هر منطقه مستقر و در راستای هر ترانسکت، 10 پلات به روش تصادفی- سیستماتیک مستقر و در هر پلات نام علمی گونه ها، کلاس خوشخوراکی، تراکم و درصد پوشش تاجی گیاهان ثبت گردید. شاخص های غنای مارگالف، تنوع و یکنواختی شانون-واینر و نیز منحنی فراوانی رتبه ای محاسبه شد. به منظور مقایسه شاخص های پوشش گیاهی، از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (5% = α) استفاده گردید. شاخص های تراکم و پوشش تاجی در شرایط چرای سبک و متوسط بیشتر از چرای سنگین می باشد و بین هر سه مکان مرتعی اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0 > P). ترکیب گونه ای دو مکان چرای سبک و متوسط به طور عمده شامل گیاهان کلاس ІІ و به ترتیب برابر با 72 و 54 درصد می باشد. در شرایط چرای سنگین، غالب بودن با گونه های کلاس ІІІ می باشد که برابر با 69 درصد محاسبه گردید. بین مناطق چرای سبک و سنگین، از لحاظ شاخص های تنوع، غنا و یکنواختی اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0 > P). دو منطقه چرای سبک و متوسط، از مدل لوگ نرمال که نشان دهنده جوامعی پایدار می باشند تبعیت می کند، در حالی که منطقه چرای سنگین از مدل سری لوگ که بیانگر جوامعی شکننده است، تبعیت می کند. نتایج تحلیل فزونگی (RDA) نشان داد که سه تیپ گیاهی با ترکیب گیاهی متفاوت، منطبق با سطوح مختلف چرای دام وجود دارد. به طور کلی، چرای سبک و متوسط از نظر پوشش گیاهی در شرایط ایده آلی قرار دارند، بنابراین با توجه به اینکه مناطق خشک و نیمه خشک، اکوسیستم های حساس و شکننده ای هستند باید در مدیریت چرا این مناطق ملاحظات بیولوژیکی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تنوع گونه ای، تحلیل فزونگی، شدت چرا، علویجه
  • لیلا خاکی پور *، حسین بارانی، احمد عابدی سروستانی، سعید غلام رضایی صفحات 805-816
    این تحقیق با هدف بررسی الگوی تقسیم کار حاکم بر فعالیت های مدیریتی مراتع نزد خانواده های عشایری و نیز بررسی نقش زنان در مدیریت مراتع در سامان های عرفی عشایری در منطقه شول آباد شهرستان الیگودرز واقع در استان لرستان انجام گردید. این تحقیق به شیوه پیمایشی انجام شد. به طوری که در بخش اول تحقیق با استفاده از شیوه مشاهده و مصاحبه نامنظم (آزاد) داده هایی حاصل گردید و بعد داده های حاصل در طرح پرسش نامه استفاده شد. در تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد. در بخش کمی تعداد 44 پرسش نامه با سئوالات باز در بین زنان عشایر تکمیل شد. مدیریت مراتع در سه بخش بهره برداری، حفاظت و احیاء و توسعه بررسی گردید. یافته های این تحقیق نشان داد الگوی تقسیم کار حاکم بر فعالیت های این خانواده ها به گونه ای است که زنان بیشترین نقش خود را در بهره برداری مراتع ایفاء می کنند و در بخش های حفاظت و احیاء مراتع نقش کمتری دارند. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد زنان عشایر همانند گذشته در زمینه تولید محصولات دامی و فراورده های لبنی و نیز برداشت گیاهان دارویی و خوراکی نقش قابل توجهی داشته و سهم عمده ای در تولید و عرضه این محصولات دارند.
    کلیدواژگان: تقسیم کار، نقش زنان، مراتع عشایری، شول آباد
  • حسین بهزادی، سعید محتشم نیا*، حسین قره داغی صفحات 817-828
    پارک ملی بمو در استان فارس شاهد بروز سالانه حریق و تکرار آن در سال های متمادی است. با توجه به اهمیت حفظ پارک و مجاورت آن با پالایشگاه شیراز، اقدام به پهنه بندی خطر حریق با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی و فرایند تحلیل سلسه مراتبی گردید. با در نظر گرفتن عوامل چهارگانه فیزیوگرافی (ارتفاع، شیب، جهت)، اقلیم (دما و باران)، عوامل انسانی (گردشگری، نواحی صنعتی، مناطق نظامی، مناطق مسکونی و جاده ها) و مواد سوختی (نوع تیپ و تراکم پوشش گیاهی) و وزن دهی بر اساس لایه های رقومی، نظرات کارشناسی و تکمیل پرسشنامه ها و تلفیق لایه های تولیدی، نقشه نهایی پهنه بندی حریق بر مبنای طبقه بندی از 0 تا 100 به صورت بدون خطر (20-0)، کم خطر (40-20)، خطر متوسط (60-40)، خطرناک (80-60) و بسیار خطرناک (100-80) تهیه گردید. نتایج نشان داد 3/23% (14263 هکتار) از محدوده در پهنه خطرناک و 25/20% در بسیار خطرناک (84/2) قرار دارد. ارزیابی دقت و صحت مدل تهیه شده نشان می دهد که 60/76% از سطح محدوده ای که قبلا دچار حریق شده در پهنه های خطرناک و بسیار خطرناک واقع شده و این موضوع بیانگر تطبیق واقعیت زمینی با نقشه های تهیه شده است. با توجه به ایجاد ارتباط منطقی بین نواحی خطر با مکان های واقعی می توان موفقیت این روش را اثبات کرد. ازاین رو پیشنهاد می گردد نسبت به تدوین برنامه مدیریت بحران به طور ویژه و افزایش تجهیزات و نیروی انسانی در جهت جلوگیری از بروز حریق و گسترش آن در پهنه های خطرناک و بسیار خطرناک منطقه اقدام نمود
    کلیدواژگان: GIS، آتش سوزی، مراتع و جنگلها، AHP، پارک ملی بمو
  • جابر شریفی*، فرهنگ قصریانی، یونس رستمی کیا صفحات 829-838
    گونهL. Festuca sulcata ازگندمیان چند ساله ویژه مراتع نیمه استپی مناطق آلپی است. به منظور ارزیابی کیفیت رشد، عملکرد تولید علوفه و تولید بذر، پنج اکسشن از این گونه در قالب طرح بلوک کاملا تصادفی در شرایط دیم با سه تکرار در ایستگاه سامیان اردبیل کاشته شد. پس از استقرار نهال ها، در پایان فصل رویش، صفاتی از قبیل درصد زنده مانی، پوشش تاجی، ارتفاع بوته، قدرت نهال و عملکرد علوفه و بذر از سال 1389 تا 1393 اندازه گیری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SAS مورد تجزیه واریانس قرار گرفت و مقایسه میانگین صفات مورد ارزیابی به روش دانکن در سطح 5% خطا انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین درصد پوشش تاجی (77/997 سانتی متر مربع)، ارتفاع بوته (88/45 سانتی متر) و قوه نامیه بذر (100%) به اکسشن سرعین-کوه آلوارس تعلق داشت. میانگین تولید علوفه آن 58/528 کیلوگرم علوفه خشک در هکتار بود. در عملکرد تولید بذر بین اکسشن ها اختلاف معنی داری مشاهده نشد ولی بین سال ها اختلاف معنی داری در سطح 1% وجود داشت. میانگین تولید بذر آن در اکوتیپ های مورد مطالعه 33/95 کیلوگرم در هکتار بود. در نتیجه اکسشن های برتر از این گونه که دارای توان بالایی از نظر تولید علوفه هستند، می توانند در فرایند احیاء و توسعه مراتع نیمه استپی در منطقه آلپی مورد استفاده قرار گیرند.
    کلیدواژگان: L. Festuca sulcata، اکسشن های برتر، تولید علوفه، تولید بذر، اردبیل
  • حسین احمدی گتاب، شفق رستگار *، قدرتاللهحیدری، سیدمجتبی مجاوریان صفحات 839-852
    دامداری سنتی متکی به مراتع بیشترین سهم را در بهره برداری از مراتع کشور دارد. با وجود آنکه بیش از نیمی از علوفه مورد نیاز دام ها از منابعی غیر از چرا در مراتع تامین می گردد، بیشتر دامداران در ایران بر این عقیده هستند که دامداری سنتی دارای توجیه اقتصادی نمی باشد. ازاین رو، این تحقیق را می توان گامی در جهت تحلیل اقتصادی فعالیت دامداری دانست که فصلی از سال را متکی به علوفه مراتع ییلاقی حوزه آبخیز سجادرود بابل می باشند. اطلاعات مربوط به ارزیابی اقتصادی به روش پیمایشی و از طریق پرسش نامه تکمیل گردید. جامعه آماری شامل 3 سامان عرفی دارای طرح و 3 سامان عرفی فاقد طرح مرتع داری بود. با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه لازم برای انجام این پژوهش (82 دامدار) انتخاب گردید. در این بررسی سود خالص بهره برداران از فعالیت های دامداری و سایر عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر درآمد دامداران مطالعه شد. نتایج حکایت از آن داشت که نسبت منفعت به هزینه فعالیت دامداری سنتی در منطقه 41/1 و دارای توجیه بوده است ولی اختلاف سودآوری بین مراتع دارای طرح و فاقد طرح و همچنین بین دامداران مورد بررسی با تعداد دام کم، متوسط و زیاد معنی دار نشد. میانگین سود خالص به ازای هر راس دام برای هر دامدار در مراتع دارای طرح و فاقد طرح به ترتیب 63/29477 و 22130 ریال در سال پایه 1395 محاسبه شد که این اختلاف از نظر آماری معنی دار نشد. با توجه به نتایج پیشنهاد شد، بهترین راهکار برای تقویت توان اقتصادی دامداران، تامین علوفه یارانه ای، اعطای تسهیلات بانکی کم بهره، تغییر نژاد دام و تشکیل شرکت های تعاونی مرتع داری می باشد.
    کلیدواژگان: تحلیل اقتصادی، دامداری سنتی، تولیدات دامی، مراتع ییلاقی
  • رضا سیاه منصور *، محمد فیاض صفحات 853-862
    متاسفانه به دلیل استفاده های غیر اصولی از منابع طبیعی تغییرات شگرفی در کره زمین بوجود آمده که همه به ضرر انسان است. ماهیت چند بعدی توسعه پایدار سبب توجه بیشتر به استفاده از گونه های سازگار، مقاوم، پرتولید، مرغوب و باخوشخوراکی مناسب شده است. یکی از این گونه ها، گونه دائمی Astragalus curvirostris است که یکی از رویشگاه های آن در مراتع بلومان با ارتفاع متوسط 1960 متر از سطح دریا و بارش متوسط سالانه 3/593 میلی متر می باشد. در 2 زمان و 2 روش کاشت بصورت کرت های خرد شده (اسپلیت پلات) در قالب بلوک کاملا تصادفی در سه تکرار و طی چهار سال (از سال 1393 تا 1396) اجرا گردید. کرت اصلی دو تیمار فصل کاشت شامل پاییز و بهار و کرت فرعی شامل دو روش کشت بذرکاری و بذرپاشی بود. برای مقایسه اینکه بین تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری وجود دارد از تجزیه واریانس و برای گروه بندی میانگین تیمارها از آزمون دانکن استفاد شد. نتایج نهایی نشان داد که بین میانگین تعداد پایه های موجود تیمارهای مختلف شامل بذرکاری پاییزه، بذر پاشی پائیزه، بذر کاری بهاره و بذر پاشی بهاره در سطح 1% اختلاف معنی دار وجود دارد (P≤ 0.01). یعنی نوع کشت و فصل آن در ایجاد پوشش، کارایی متفاوت دارند. همچنین بین کرت ها نیز در سطح 1% اختلاف معنی دار مشاهده می شود که در واقع می تواند به اجرای تیمارها در هر کرت وابسته باشد. در نهایت مشخص گردید که گونه Astragalus Curvirostrisدر فصل پائیز و روش کشت بذرکاری بهترین سطح موفقیت را حاصل نمود.
    کلیدواژگان: Astragalus curvirostris، بذرکاری، بذرپاشی، مرتع، فصل کشت، لرستان
  • مهدی جعفری*، غلام رضا زهتابیان، طیبه مصباح زاده صفحات 863-876
    یکی از انواع بلایای طبیعی که هرساله موجب وارد آمدن آسیب های زیست محیطی و اجتماعی بسیاری در برخی کشورها می شود، طوفان های گرد و خاک و ریزگرد هاست. در این پژوهش، پدیده گرد و غبار ایستگاه اصفهان از نظر زمانی و فضایی مطالعه شد. بدین منظور داده ها شامل: زمان و تاریخ دیده بانی، سمت و سرعت باد و وضعیت هوای حاضر پس از استخراج کدهای مربوط به پدیده گرد و غبار (06 و 07) و تحلیل آماری داده های مرتبط با این پدیده با استفاده از نرم افزار متلب، گلبادها و گل توفان های سالانه و فصلی ایستگاه با استفاده از نرم افزارهای WRplot & WDconvert طی دوره آماری 1392-1362 ترسیم شد. نتایج حکایت از آن داشت که 525 روز گرد و غبار گزارش شده که سال 2012 با 62 روز بیشترین فراوانی تعداد گرد و غبار را طی دوره آماری داشت. همچنین ماه اردیبهشت و فصل بهار بیشترین تعداد وقوع گرد و غبار را نسبت به ماه ها و فصل های دیگر سال دارا بود. بررسی گلباد و گل توفان سالانه نیز تشکیل کانال باد را در مسیر غربی–شرقی تایید می کند. گل غبار های سالانه که به تفکیک دو کد هواشناسی 06 و 07 ترسیم شدند، مشخص می کند که بادهای همراه با گرد و غبار از نیمه غربی در انتقال ذرات معلق و ایجاد گرد و خاک های محلی نقش دارند. گل توفان های فصلی، تاثیر سیستم های جوی مختلف را در طی سال در شکل گیری پدیده گرد و خاک در منطقه بهتر و دقیق تر نشان می دهد. با آغاز دوره سرد سال، وزش بادهای همراه با گرد و خاک از نیمه غربی به سمت اصفهان شدت گرفته و در زمستان به بیشترین حد می رسد اما با شروع فصل گرما و به ویژه فصل تابستان وزش آنها از سمت غرب تقریبا به صفر رسیده و از جهت شرق می باشد.
    کلیدواژگان: گرد و خاک، گلباد، گل توفان، اصفهان، WRplot
  • رضا دهقانی بیدگلی*، حمیدرضا کوه بنانی، محمدرضا یزدانی، جمال دشتی آمیرآباد صفحات 877-887
    پدیده مخرب بیابان زایی یکی از بحران های جدی اکولوژیکی در این عصر محسوب می شود. به منظور بهبود کارایی پروژه های بیابان زدایی و خنثی سازی تخریب منابع طبیعی، ایجاد روش ارزیابی و پایش جامع و سامانمند که از انواع معیارها و شاخص ها برای حصول به نتایج واقعی بهره می برد، ضروری به نظر می رسد. راهکارها و راهبردهای ارزیابی شدت خطر بیابان زایی در ایران عموما به صورت بخشی نگر و بر مبنای نظرات کارشناسی بوده و معمولا مدل های ارزیابی بر مبنای مدل های تصمیم گیری چند معیاره چندان موردتوجه نبوده است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد منطق فازی به عنوان یکی از روش های آزموده شده و کارآمد در ارزیابی برخی معیارهای مهم در زمینه تخریب و بیابان زایی استفاده شده است. بدین منظور پس از تهیه واحدهای کاری، نمونه های میدانی در هر واحد کاری برداشت شده و بعد با استفاده از روش های زمین آمار و کریجینگ اقدام به تهیه نقشه های رستری پیوسته اولیه در محیط GIS گردید؛ در گام بعدی با استفاده از توابع خطی عضویت لایه ها به لایه های فازی تبدیل مشخص شد. در نهایت با استفاده از عملگرهای فازی و اپراتور گاما نقشه نهایی شدت بیابان زایی در مقیاس صفر تا یک ارائه گردید. به منظور تسهیل و تفهیم بهتر نتایج، نقشه نهایی در 4 کلاس شدت کم تا شدت خیلی زیاد طبقه بندی شد. نتایج حاصل نشان می دهد تقریبا 40 درصد از عرصه مورد مطالعه در شدت بالای تخریب و 17 درصد در شدت خیلی زیاد قرار دارد. خاطرنشان می سازد طبقه بندی فوق در سناریوهای مختلف مدیریتی می تواند مورد بازبینی دوباره قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تخریب اکوسیستم، منطق فازی، تابع عضویت خطی، میان دهی
  • سمیرا حسین جعفری *، عادل سپهری، حسین سلطان لو، علی اکبر کریمیان صفحات 888-897
    گونه های گیاهی دارای اکوتیپ های مختلفی می باشند. شناسایی اکوتیپ هایی که فراورده بیشتری تولید می کنند، می تواند بسیار مفید و از لحاظ تجاری سودآور باشد. این پژوهش اولین مطالعه در مورد میزان شیره دهی گیاه آنغوزه تلخ Ferula pseudalliacea و شرایط ادافیکی رویشگاه های آن در مراتع بیابانی استان یزد است. بدین منظور، در هر منطقه 20 پایه گیاهی که هم سن بودند (5-6 سال) به طور کاملا تصادفی انتخاب و بهره برداری از آنها طبق روش مرسوم انجام شد. نمونه برداری از خاک نیز از عمق cm30-0 انجام شد. تمام داده ها با نرم افزارهای SPSS16 و Excel مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که پایه های آنغوزه تلخ در رویشگاه چنارناز در دفعات تیغ زنی 7، 8، 11 (05/0>P)، 9 و 10 (01/0>P) به طور معنی داری میزان شیرابه بیشتر و در دفعات 3 و 13 شیرابه کمتری داشتند (05/0>P). میزان شیرابه کل با مقدار 63/63 گرم در منطقه چنارناز افزایش معنی داری نسبت به منطقه بوروئیه (14/60 گرم) نشان داد (01/0>P). در هر دو رویشگاه بیشترین میزان شیرابه تولیدی در برش 9 و 10 مشاهده شد. در کل برداشت آنغوزه تلخ طی 10 مرحله برش در مراتع استان یزد برای بهره برداری پایدار پیشنهاد می شود. مقایسه پارامترهای خاک نشان داد که درصد شن در منطقه بوروئیه و درصد رطوبت، سیلت، مواد آلی، نیتروژن، فسفر و پتاسیم در منطقه چنارناز به طور معنی داری بیشتر بود (01/0>P). افزایش ذخیره رطوبتی خاک، مواد آلی و عناصر مورد نیاز گیاه در منطقه چنارناز باعث افزایش عملکرد شیرابه آنغوزه شده است. در این تحقیق اسیدیته در رویشگاه چنارناز افزایش معنی داری داشت که عامل موثری در رشد و میزان تولید آنغوزه است. از نظر عددی منطقه چنارناز آهک بیشتر و عملکرد بهتری از لحاظ تولید شیرابه دارد. با توجه به نتایج، گیاه آنغوزه تلخ منطقه چنارناز عملکرد بهتری از لحاظ تولید شیرابه داشت.
    کلیدواژگان: آنغوزه تلخ، Ferula pseudalliacea، شیرابه، شرایط ادافیکی، استان یزد
  • مهدی زهدی، حسین ارزانی *، سید اکبر جوادی، عادل جلیلی، غلام حسین خورشیدی صفحات 898-910
    قوانین و مقررات وضع شده در چند دهه اخیر، تاثیر فراوانی بر مراتع و نحوه بهره برداری از آن داشته و از سوی دیگر این قوانین پایه و اساس سیاست های حاکم بر نوع مدیریت و تشکیلات دولتی مربوطه بوده است. هدف از این تحقیق، بررسی میزان اثربخشی قوانین و مقررات وضع شده در رابطه با مرتع و مرتع داری می باشد که برای این منظور از طریق دیدگاه سنجی متخصصان و کارشناسان مرتع اقدام شده است. در این ارتباط، جامعه متخصصان مرتع داری و یا کارشناسان منابع طبیعی که به نوعی از لحاظ تجربی و حرفه ای با موضوع مرتع و مرتع داری مرتبط هستند، شناسایی و از طریق پرسشنامه نظرات آنان جمع آوری گردید. مخاطبان در سه گروه اصلی کارشناسان و شاغلان در بخش اجرا، تحقیقات و دانشگاهیان تقسیم بندی شدند. در مجموع 268 پرسشنامه تکمیل و پاسخ های ارائه شده با روش های آماری متداول تجزیه وتحلیل گردید. نتایج نشان داد، در مجموع قوانین و مقررات موجود نتوانسته مانع تخریب مراتع، حفاظت و ارتقاء وضعیت آن شود و این قوانین تا حد زیادی موجب بر هم خوردن نظام های مدیریت مراتع در گذشته شده و سیستم مدیریتی مناسبی نیز جایگزین آن نشده است. بعلاوه اینکه بخش زیادی از پاسخگویان معتقد بودند که قوانین و مقررات فوق نیاز به بازنگری و به روزرسانی دارند.
    کلیدواژگان: اثربخشی، قوانین، مقررات، مرتع داری، ایران، دیدگاه سنجی
  • مهشید سوری *، محمد فیاض، نادیا کمالی، سعیده ناطقی صفحات 911-922
    برنامه ارزیابی مراتع با تامین اطلاعات لازم و درازمدت زمینه برنامه ریزی اصولی و در نتیجه جلوگیری از تخریب مراتع و حفظ آب و خاک را فراهم می نماید. هدف اصلی از این تحقیق، ارزیابی تغییرات پوشش گیاهی و شاخص های خاک مراتع قشلاقی منطقه کلات سادات سبزوار تحت عملیات مدیریت مرتع می باشد. فاکتورهای گیاهی شامل میزان تولید گونه های گیاهی، درصد پوشش تاجی گونه های گیاهی، درصد لاشبرگ، تراکم گونه های گیاهی، وضعیت مرتع و گرایش مرتع در مکان قرق و مکان شاهد اندازه گیری شد. ارزیابی با استفاده از روش تصادفی-سیستماتیک و با تعداد تعداد 60 پلات چهارگوش یک متر مربعی و پراکنش مناسب نمونه ها در زمان آمادگی مرتع در اواخر اردیبهشت ماه انجام شد. گرایش به دو روش ترازو و قیاسی و وضعیت براساس روش چهار فاکتوری تعدیل یافته تعیین شدند. نمونه برداری از خاک از عمق 20-0 سانتی متری خاک انجام گرفت. تعداد 12 نمونه خاک از ترانسکت های اول، دوم و سوم (مکان قرق)، چهارم، پنجم و ششم (مکان شاهد) برداشت شد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل در محیط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج اندازه گیری درصد پوشش تاجی مرتع چرا شده مکان کلات سادات آباد سبزوار نشان داد که بیشترین سهم درصد پوشش تاجی از نظر خوشخوراکی متعلق به گیاهان کلاس п (37/19) و از نظر فرم رویشی مربوط به گیاهان علفی چند ساله (2/16) می باشد. همچنین از بین فرم های رویشی مختلف، بیشترین سهم تولید در مکان قرق مربوط به گیاهان بوته ای و در مکان چراشده مربوط به گیاهان علفی چند ساله می باشد. نتایج نشان داد که شاخصه های میزان رس، سیلت، آهک، کربن آلی، ازت و هدایت الکتریکی بین دو ناحیه مکان قرق و مکان چراشده دارای اختلاف معنی دار در سطح 5 درصد می باشند، ولیکن در مورد فاکتورهای اسیدیته و فسفر اختلاف معنی دار نبود. بنابراین پیشنهاد می شود عملیات اصلاحی قرق در مساحت های بیشتر در منطقه اجرا شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی، مدیریت مرتع، پوشش گیاهی، خصوصیات خاک، سبزوار
  • سکینه لطفی نسب اصل *، محمد خسروشاهی، زهرا سعیدی فر، فاطمه درگاهیان صفحات 923-943
    تحلیل روند تغییرات زمانی بارش و خشکسالی به دلیل توجه روزافزون به پدیده تغییر اقلیم یکی از موضوعات مورد بحث قرن اخیر در جوامع علمی است. ازاین رو، این تحقیق به بررسی و تحلیل روند تغییرات بارندگی و وضعیت خشکسالی متاثر از آن در حوضه آبخیز جازموریان به کمک روش ناپارامتریک من-کندال و مقایسه شاخص های خشکسالی هواشناسی بارش استاندارد شده(SPI) ، دهک ها(DI) ، درصد نرمال (PNI)، Z چینیCZI) ) و عدد Z ZSI)) با استفاده از آمار بارندگی 24 ایستگاه بارانسنجی با پایه مشترک آماری 30 ساله طی سالهای آبی 63 -1362 تا 92 -1391 می پردازد. بدین منظور پس از محاسبه شاخص های خشکسالی، بر اساس معیارهای شباهت و همبستگی آماری دسته بندی آنها به کمک تحلیل خوشه ایانجام شد. نتایج تحقیق وجود جهش مثبت و معنی دار در میزان بارندگی در سال های 71 و 74 را به اثبات رساند و تحلیل آماری داده ها نشان داد که در سال های 71، 74 و 83 بیشترین میزان بارندگی و در سال های 62، 79، 82 و 84 نیز کمترین میزان بارندگی در سطح حوضه رخ داده است. تحلیل خوشه اینشان داد که شاخص های PN و ZSI با 100 درصد شباهت در تشخیص دوره های خشک و تر، شدت، مدت و تداوم آنها کاملا مشابه عمل نموده و حداکثر مشابهت را در میان تمامی گروه ها دارند. نتایج همچنین نشان داد که شاخص های CZI و SPI با 5/99 درصد شباهت در رتبه دوم از لحاظ بیشترین همانندی قرار داشتند. اعتبارسنجی نتایج از طریق مقایسه عددی دو شاخص CZI و SPI حکایت از روند تقریبا یکسان این دو شاخص و اختلاف کم آنها در ارائه وضعیت خشکسالی در حوضه آبریز جازموریان با یکدیگر داشت اما از سویی نشان داد در ارزیابی شدت خشکسالی ها شاخص CZI خشکسالی ها را شدیدتر نشان می دهد. به طور کلی نتایج بیانگر تمرکز بیشتر خشکسالی در نواحی جنوب شرقی و جنوبی حوضه بوده و گویای وجود استعداد تمامی مناطق حوضه در رویارویی با این پدیده می باشد. ازاین رو شناخت پدیده خشکسالی در حوضه آبخیز جازموریان از طریق مطالعه شاخص های CZI و SPI به منظور اتخاذ سیاست های درست و بهینه در مدیریت و حفظ منابع آبی و افزایش بهره وری آب در بخش های مختلف با توجه به محدودیت های آبی در منطقه مورد بررسی و مدیریت خطرهای ناشی از آن از جنبه های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: حوضه آبخیز جازموریان، تغییرات بارندگی، شاخص های خشکسالی، تحلیل خوشه ای، آزمون روندیابی من کندال
  • اسد صادق پور، جواد معتمدی*، اسماعیل شیدای کرکج، مصطفی غنمی جابر صفحات 944-955
    شناخت گیاهان دارویی، اندازه گیری ویژگی های ساختاری و شاخص های تنوع گونه ای آنها یکی از ملزومات اساسی به منظور تعیین شایستگی مراتع برای بهره برداری از گیاهان دارویی است. در این راستا، این پژوهش در مراتع کوهستانی عنبران انجام شد. برای این منظور، با کاربرد 320 پلات یک مترمربعی که با فاصله 10 متر از همدیگر در امتداد ترانسکت های 100 متری در 16 توده معرف مرتبط با تیپ های گیاهی مستقر شده بودند، از پوشش گیاهی آماربرداری شد و مقادیر شاخص های تنوع گونه ای در طبقات مختلف ارتفاعی و جهات جغرافیایی محاسبه گردید. بر مبنای نتایج، 16 گونه دارویی در ترکیب گیاهی پراکنش دارد که مقدار اهمیت نسبی آنها از 9/0 تا 59 درصد متغیر می باشد. بیشترین اهمیت نسبی مربوط به گونه های Verbascum erianthum، Cynodon dactylon و Acroptilon repens و کمترین اهمیت نسبی مربوط به گونه هایPapaver acrochaetum، Hyoscyamus arachnoideus، Iris falcifolia، Allium scabriscapum وMatricaria chamomilla می باشد. نتایج نشان داد مقادیر شاخص های تنوع گونه ای شانون- واینر گیاهان دارویی در طبقه ارتفاعی 1750-1500 متر و 2000-1750 متر به ترتیب 569/0 و 651/0 است که اختلاف معنی داری با همدیگر ندارند. مقدار شاخص مذکور در جهت های شمالی و جنوبی نیز برابر 691/0 و 511/0 است که جهت شمالی از مطلوبیت تنوع گونه ای بیشتری نسبت به جهت جنوبی برخوردار است. ازاین رو با توجه به دامنه تغییر مقادیر شاخص تنوع گونه ای شانون- واینر (5/4 – 0)، به نظر می رسد مراتع مورد بررسی از نظر تنوع گونه ای گیاهان دارویی، مطلوبیت خوبی نداشته باشند که ضرورت دارد با اعمال مدیریت مستقیم، نسبت به افزایش تنوع گونه ای اقدام نمود. یافته های این پژوهش می تواند به منظور مکان یابی رویشگاه های گیاهان دارویی برای حفاظت، بهره برداری، بذرگیری و تامین بخشی از درآمد دامدارن مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اهمیت نسبی، تنوع گونه ای، جهت جغرافیایی، طبقه ارتفاعی، گیاهان دارویی
|
  • Reza Bagheri*, Ali Ariapour Pages 713-722
        This study aimed to determine the best time of seed collection for Artemisia sieberi and Artemisia aucheri in Saleh abad rangelands of Baft County, Kerman province. After selecting a key area, the time of seed collection started from mid-November to end of January for Artemisia aucheri and from mid-October to mid-December for Artemisia sieberi.  The seeds were evaluated for germination traits including germination percentage, germination rate, root length, shoot length, and vigor index. The data were analyzed, and the Duncan test was used to compare the mean values of treatments. The results showed that the delay in the time of seed collection of Artemisia sieberi from mid November to mid December caused an increased germination percentage, germination rate, seed vigor, and seedling length as 115, 119, 222, and 49%, respectively. The seeds of Artemisia aucheri collected in the first half of December compared to the first half of November increased seed vigor index, germination percentage, germination rate, and seedling length as 588, 336, 736, and 61%, respectively.  Our finding showed that the delay in the time of seed collection in both of these species improved seed germination traits and seedling growth.
    Keywords: Time of collecting, seed, Artemisia, Germination, seedling Growth
  • Ali Khenamani*, Hasan Fathizad, Mohammad Ali Hakimzadeh Pages 723-734
    Over the past decades, due to increased population and consequent increase in the need for food, we have seen extensive changes in land use, and in particular, the increase of agricultural lands. The aim of this study was to evaluate the changes in land use in the Bartash plain in Dehloran city of Ilam province during 26 years from 1988 to 2014 using the object-oriented approach. To accomplish this research, the necessary corrections were made after the acquisition of Landsat TM (1988), ETM + (2001) and Landsat 8 (2014) satellite images, and then, using the object-oriented method, the land use map was prepared for the three time periods. The results of the evaluation of the accuracy of the produced maps show that the highest accuracy and Kappa coefficient with the values of 90 and 95% correspond to the image of 2001, and the lowest them with the value of 80 and 90% was related to the image of 1988. Total accuracy and Kappa coefficient in the image of 2014 with 90% and 92%, respectively show a good accuracy. The results of land use change trend showed that the land use of the fair rangeland had the most changes with a decrease of more than 21 thousand hectares. Agricultural lands are in the next place, showing an increase of over 15,000 hectares (twofold) that could be due to the increase in population and the availability of adequate water resources in this area. The land use of poor rangelands also shows an increasing trend of 1.5 fold, indicating the degradation of fair rangelands. The saline lands initially show an increasing trend but then show a decreasing trend due to converting to agricultural lands. The overall accuracy (900-90) and kappa coefficient (95-90) indicate the high accuracy of this method in determining the land use.
    Keywords: Land use, total accuracy, Kappa coefficient, Segmentation, Bartash plain
  • Pirooz Shakeri*, Hasan Fazaeli, Ahmad Pourmirzaee, Seyed Hamid Mostafavi Pages 735-747
        Determination of rangeland forage quality is an important factor in assessing the nutrition status of livestock dependent on rangeland, determining suitable grazing time, increasing livestock efficacy and less damaging to rangelands. This study was conducted to determine the nutritional value and digestibility of four dominant species of Compositae family in Baft rangelands located in Kerman province. The species including: Artemisia aucheri, Artemisia persica, Scorzonera tortusissimaand Cousina sicigera, which weresampled in phonological stages of vegetative growth, flowering and seeding. The results showed that the mean values of chemical composition of the mentioned species at different growth stages were 9.94, 8.9, 6.21 and 10.40% of crude protein (CP), 45.62, 45.77, 61.07 and 42.83% of NDF and 32.77, 33.05, 46.61 and 31.73% of ADF, respectively. By increasing age of all plant species, CP was decreased (P<0.01) but except for Scorzonera tortusissima, the values of NDF and ADF were increased in other species (P<0.01). The average digestibility of the mentioned species dry matter at vegetative, flowering and seeding stages were 57.41, 53.54, 45.34 and 39.67%, respectively. The average of metabolizable energy (ME) of the mentioned species at vegetative, flowering and seeding stages were estimated to be 2.24, 2.24, 1.86 and 2.26 Cal/g, respectively. The average concentrations of mineral elements such as calcium, sodium, potassium, magnesium, iron and manganese of these four rangeland species were more than the critical requirements of sheep and goat, while the concentrations of phosphorus, copper and zinc in these plants were less than the critical level for sheep and goat requirements. Generally, the four species studied in terms of CP and ME, especially in the early stages of growth, provide the needs of sheep and goats in the region.
    Keywords: Baft, chicory, Kerman, forage quality, nutritional value, rangeland
  • Kambiz Kamrani, Hossein Arzani*, Seyed Akbar Javadi, Reza Azizinejad Pages 748-760
    The most important executive policy of the government is optimizing range management plans in the rangelands. Improvement, development and proper exploitation of rangelands depend on understanding the current rangeland condition and selecting a range management method (balanced, natural and artificial) to be implemented in the form of a range management plan (RMP). Data were collected from 16 ranch units of Haraz River watershed to investigate differences in methods. At first, the statistics and information of the rangelands including the total percentage of vegetation and each of the important desirable and increasing species, rangeland condition and trend, and rangeland production were extracted and studied in 2016. To determine the best range management method based on rangeland condition, the analysis of variance was used in a completely randomized design with three treatments. To compare the effect of each method during the implementation of the plan and in the current situation on the rangeland condition, trend and production of rangelands, the Duncan's test and to compare the quantitative characteristics measured before and after the implementation of the rangeland management plans, a two-sample independent t-test were used. Moreover, the non-parametric Mann-Whitney U test was used to compare qualitative characteristics using SPSS. In this research, rangeland management methods were considered as a treatment and time intervals were considered as a replicate. The results showed that although the vegetation percentage of palatable species composition did not increase, the balanced and natural methods were the best rangeland management methods in the good and fair rangeland condition, respectively. The reason for not increasing the palatable species was the unsuccessful implementation of planned programs in Range Management Plans (RMPs). On the other hand, although the artificial range management method was correctly performed in the RMPs with poor vegetation types, the implementation of these plans had no significant effect on the rangeland condition and trend of the study rangelands due to the high livestock population. It has also caused the cost of implementing reclamation and improvement projects on the beneficiaries. Although the percentage of vegetation cover of undesirable species of rangelands has increased, over the past 25 years, the total percentage of canopy cover and production has decreased. It seems that rangeland plans will be more effective when there is a balance between grazing capacity and livestock population.
    Keywords: Gazanak, rangeland management methods, optimal rangeland management range management plans, range condition
  • Daryoush Ghorbanian*, Heydar Sharifeh, Mohammad Amirjan, Rasoul Mirakhorli Pages 761-769
         Use of saline and low yield soils for forage production is an important step towards optimal efficacy of low-quality water and soil resources from agricultural point of view. Atriplexcanescens and Atriplexverrocifera as drought and salinity tolerent species, are able to produce forage in saline and low yield soils. To investigate the possibility of establishing and measuring the amount of forage production in saline and low yield soils, and determining the appropriate planting method, two salinity areas (salinity up to 20 ds / m and salinity up to 40 ds/m) were first selected through soil testing. Then in each region, 45 seedlings of each mentioned species were planted in three replications. The results of the present study showed that the use of Atriplex canescens and Atriplex verrocifera for establishment and forage production is possible in in areas with high salinity (up to 40 ds/m). Analysis of variance of canopy growth and annual production of the mentioned species showed that in saline lands with a maximum of 40 ds/m, the growth rate of the first year of At. verrosifera was more than At. canescens. But in the region with low salinity, At. canescens growth was more than the other species. The production amount of established species shows that the production of At. canescens is more than At.verrusifera. But this difference in salt area is minimized. Therefore, the effect of salinity on the production of At. canescens is tangible and effective. But the production rate of At. verrucifera is more in areas with low salinity. So, this species has more resistance and tolerance.
    Keywords: Atriplex, forage production, drylands, saline soils, Semnan province
  • Tahereh Ensafi Moghaddam*, Faramarz Khoshakhlagh, Aliakbar Shamsipour, Reza Akhavan, Taher Safarrad, Farshad Amiraslani Pages 770-788
    This paper was carried out to determine the cycle of dust storm in relation with precipitation in 12 months of the year, using processing of digital time series and their correlation with two variables mentioned above. Hence to accomplish the aim of the paper, the frequency of time series for dust storm and rainfall have been analyzed for the long time statistical data collected from 45 synoptic stations(1986-2016), located in the south east of  Iran. In order to understand whether or not any correlation with these two variables, firstly a diagram of the daily changes in dust storm and rainfall cycles was drawn for each month separately. Then, to make sure that the statistics data are normal, the data were analyzed using Kolmogorov-Smirnov test in SPSS software. The results of data normality showed that all statistical data of the parameters used in this research were normal. The results of calculating the correlation coefficients of each month during the course of thirty years, indicated that the correlation of data are significant at (P<0.01 & P<0.05) only in the cold months of the year (January, February, March, April, May, November and December). Also, this study showed that the relationship between the amounts of daily precipitation with an abundance of dust events in the area was negative, and this indicates that the dust could be significantly as reducer or repressive downpours in the region.
    Keywords: Daily rain, dust frequency, temporal variability, trend analysis, southwestern of Iran, time series
  • Seyed Mehrdad Kazemi, Hamidreza karimzadeh, Hosein Bashari, Mostafa Tarkesh Esfahani Pages 789-804
    Considering the role and importance of grazing on vegetation structural changes, thisstudy aimed to assess the effects of various grazing intensities on vegetation parameters in semi-steppe rangelands of Alavigeh, Isfahan. Three rangeland locations with relatively homogeneous ecological conditions and various long-term grazing intensities (light, moderate and heavy) were selected. Four perpendicular transects with 100 meters length (two parallel transects and tow transects perpendicular to the general slope of the area) were established in each site and vegetation parameters including vegetation cover, density and palatability class of the species were recorded in 10 plots. The Margalef richness index and Shannon-Vainer diversity and evenness indices of the plots were calculated. A one way ANOVA was used to compare the vegetation parameters in sites with various long term grazing intensities. According to the results, the sites with low and moderate grazing intensities had higher plant density and vegetation cover compared with site grazed heavily and these vegetation indices varied significantly between the sites (P< 0.05). The species composition of the light and moderate grazing areas mainly included class II species with 72% and 54%, respectively. The heavily grazed site was dominated by the species with low grazing palatability (69%). The plant diversity, richness and evenness indices of the sites with low and moderate grazing intensities varied significantly (p < 0.05). The log normal was the best fitted parametric model among species abundance models for the low and moderate grazed sites, indicating a stable vegetation community. Log series were fitted to diversity data in the heavy grazed site, indicating an unstable vegetation community. RDA analysis revealed that there was a distinct grazing gradient and three vegetation zones could be clearly separated with various vegetation compositions. Although vegetation condition is appropriate in the sites with low grazing intensity, also the vegetation regeneration can benefit from moderate grazing intensity. Biological considerations are required in the management of rangeland ecosystems in arid and semi-arid ecosystems due to the fragile nature of these ecosystems. 
    Keywords: Alavigeh, diversity, grazing intensities, redundancy analysis
  • leila khakipour*, Hosein Barani, Ahmad Abedi Sarvestani, Saeed Gholamrezai Pages 805-816
    This study was aimed to investigate the effect of labour division pattern on rangeland management activities in nomadic families as well as women’s role in management of rangelands in two allotments in Shoul Abad region, Aligudarz Township, in Lorestan province. This research was conducted by using survey method. In the first section, some data were collected using irregular interview and observation, and then obtained data was used in a questionnaire design. To determine sample size, Krejcie-Morgan-sample-size-table was used. In quantitative section, a total number of 44 questionnaires with open-ended questions were completed by nomadic women. Rangeland management was studied in three sections of exploitation, conservation, restoration and development. The findings of the present study showed that the effect of labor division pattern on the activities of these families is such that women play their most roles in rangeland exploitation and have a smaller role in the conservation and restoration of rangelands. The results also showed that nomadic women as in the past have played a significant role in the production of livestock and dairy products as well as harvesting of medicinal and edible plants, and they have an important role in the production and supply of these products.
    Keywords: Labor division, women’s role, nomadic rangelands, Shoul Abad
  • Hosein Behzadi, Saeed Mohtashamnia*, Hosein Gharedaghi Pages 817-828
    Bamu National Park, has witnessed an annual fire and its repetition for many years. Considering the importance of preserving the park and its proximity to Shiraz refinery, fire hazard zoning was conducted using geographical information system (GIS) and Analytic hierarchy process (AHP). With regards to the four factors of physiography (elevation, slope, direction), climate (temperature and precipitation), human factors (tourism, industrial areas, military regions, residential areas and roads) and fuels (vegetation type and density) and weighting according to digital layers, expert opinions, questionnaire filling and integration of manufacturing layers, the final mapping of fire zoning classified into 0-20 (no risk), 20-40 (low risk), 40-60 (medium risk), 60-80 (risky) and 80-100 (high risk). The results showed that 23.3% (14263 hectares) and 20.25% (2.84) of the area were located in the dangerous and very dangerous zones, respectively. Evaluating the provided model accuracy showed that 76.60% of the previously fired areas located in dangerous and very dangerous zones, and this subject shows the adaptation of the reality with the prepared maps. With a logical connection between the risk areas and the real places, the success of this method can be proved. So, it is suggested to develop a particular crisis management plan and increase the equipments and human resources for preventing fire and its spread in dangerous and very dangerous zones.
    Keywords: AHP, Bamu National Park, GIS, fire, rangelands, forests
  • Jaber Sharifi*, Farhang Ghasriani, Younes Rostamikia Pages 829-838
         Festuca sulcata L. as a perennial grass is special to semi- steppe rangelands in alpine regions. In order to evaluate the growth quality, forage and seed yields, five extensions of this species were planted under rainfed conditions in a completely randomized block design with three replications at Samian station in Ardebil. After establishment of the seedlings, traits, such as viability percentage, crown cover, shrub height, seedling vigor, and forage and seed yields were measured from 2010 to 2014, at the end of the growing season. The data were analyzed using SAS software and comparison of the means of the evaluated traits was performed by Duncan's multiple range tests at P ≤ 0.05. The results showed that the greatest percentages of crown cover (997.77 cm2), shrub height (45.88 cm) and seed viability (100%) were belonged to Sarein-Alvaris accession. Average values of forage and seed yields were 528.58 and 93.33 kg ha-1 y-1, respectively. There was no significant difference between accessions in term of seed yield but there was a significant difference (P ≤ 0.01) between years. The average seed production in the studied ecotypes was 95.33 kg ha-1. Consequently, superior accessions of this species with great potential for foliage production can be used in the process of restoration and development of semi- steppe rangelands in alpine region.
    Keywords: Ardabil, Festuca sulcata L, forage production, superior accessions, seed production
  • Hosein Ahmadi Gotab, Shafagh Rastegar*, ghodratollah heydari, Seyed Mojtaba Mojaverian Pages 839-852
    Traditional animal husbandry has the highest share in the exploitation of the country rangelands. Although more than half of the forage required for livestock is supplied from sources other than grazing in rangelands, most pastoralists believe that traditional livestock husbandry is not economically justified in Iran. Therefore, the current study is a step towards economic analysis of animal husbandry activity, which is dependent on the forage of summer rangelands of Sajjadroodwatershed in Babol during a season of the year. Data related to economic analysis was completed based on a survey method and a questionnaire. The statistical population consisted of three allotments with range management plans and three allotments without any range plans. Using the Cochran formula, 82 ranchers were selected as needed samples for this research. In this study, the net profits of ranchers from livestock activities and other socio-economic factors affecting ranchers' income were investigated. The results showed that the profit/cost ratio of traditional husbandry activity was 1.41 and had economic justification. However, there were no significant differences between the profitability of the rangelands with and without plans and between the ranchers with small, medium and large numbers of livestock. In 2016, average net profits per head of each livestock in rangelands with and without plans were 29477.63 and 22130 Rials, respectively that were not statistically significant. According to the results, it was suggested that the best way to improve pastoralists' economic power was providing subsidized forage, low-interest banking facilities, changing in livestock breeding, and establishing pastoral cooperative companies.
    Keywords: Economic analysis, traditional animal husbandry, livestock products, summer rangelands
  • Reza Siahmansour*, Mohammad fayaz Pages 853-862
    Unfortunately, due to the improper use of natural resources, tremendous changes on the Earth happened which are harmful to human beings. The multidimensional nature of sustainable development has caused to pay more attention to the use of compatible, resistant, productive, high quality and palatable species. One of these species is Astragalus curvirostris as a permanent species, which one of its habitats is in Beluman rangelands with an average height of 1960 meters above sea level and an average annual rainfall of 593.3 mm. In two times and two methods of planting, split plots were arranged in a randomized complete block design with three replications during four years (from 2013 to 2016). The main plot included two treatments of planting season consisted of autumn and spring, and the subplots included two methods of seed cultivation and seeding. Analysis of variance was used to compare significant differences between treatments, and distribution of mean treatments was analyzed by Duncan test. The results showed that there was a significant difference between the average number of available plant stands in different treatments including autumn seed sowing, autumn seed spreading, spring seed sowing and spring seed spreading at 1% level (P≤0.01). It means that its cultivation type and season have different performance on plant coverage. In addition, there was a significant difference between the plots at 1% level, which in fact can depend on the implementation of the treatments in each plot. Finally, it was found that Astragalus curvirostris achieved the best level of success in autumn and the seed sowing method.
    Keywords: Astragalus curvirostris, seed sowing, seed spreading, rangeland, season of cultivation, Lorestan
  • Mehdi Jafari*, Gholamreza Zehtabian, Tayebeh Mesbahzadeh Pages 863-876
    In this study, the dust phenomenon was studied at the station of Isfahan temporally and spatially. For this purpose, the data, the time and date of the observation, the direction and wind speed, and the current weather condition were prepared. After extraction of dust codes (06 and 07) and statistical analysis of the data related to this phenomenon, the annual and seasonal wind rose and storm rose of the station were mapped using WRplot & WDconvert software during the statistical period of 2013-2002. The results showed that there were 525 days of dust in the region, which was the most frequent in 2012 with 62 days. Also, in May and spring, the highest frequency of dust occurred. The study of wind rose and storm rose annually confirms the formation of wind tunnel on the western-eastern route. The annual dust rose, divided into two meteorological codes 06 and 07, indicates that winds with dust from the Midwest are involved in the transport of suspended particles and formation of local dusts. Seasonal storm rose show the impact of different atmospheric systems throughout the year on the formation of dust phenomena in the region better and more accurately. With the onset of the cold season, the winds with dust are increasing from the northern half to Isfahan and reach the maximum in the winter, but with the start of the hot season, and especially the summer season, it is more intense than east to Isfahan, and from the west almost reaches zero.
    Keywords: Dust Strom, wind rose, dust rose, Isfahan, WRplot
  • Reza Dehghani Bidgoli*, Hamidreza Koubanani, Mohammadreza Yazdani, Jamal Dashti Amirabad Pages 877-887
    The destructive phenomenon of desertification is one of the serious ecological crises in the present day. To improve the efficiency of combating desertification projects and inhibit natural resources destruction, it is necessary to establish a comprehensive and systematic assessment method that uses a variety of criteria and indicators to achieve actual results. Land degradation assessment strategies are generally based on expert opinions and usually evaluation models based on multi-criteria decision-making models are not very noticeable in Iran. In this study, fuzzy logic approach as one of the effective ways to assess some important criteria in the field of destruction and desertification was used. For this purpose, after the preparation of units, field samples were taken in each unit and then, using groundbreaking and kriging methods, the initial continuous lattice maps in the GIS environment were prepared. In the next step, the layers were assigned to the fuzzy layers using the linear functions. Finally, with the use of fuzzy operators and gamma operators, the final map of desertification severity was presented on a scale of zero to one. In order to facilitate better understanding of the results, the final map was classified into four classes of very low to very high severity. The obtained results show that approximately 40% of the studied area is in high severity and 17% is in very high severity. It should be noted that the above classification can be reconsidered in various managerial scenarios.
    Keywords: Ecosystem degradation, fuzzy logic, linear membership function, Miyandehi
  • Samira Hosein Jafari*, Adel Sepehri, Hosein Soltanlou, Aliakbar Karimian Pages 888-897
          Plant species have different ecotypes. Identification of ecotypes with more yield operation can be useful and commercially profitable. This is the first study to investigate resin yield amount of Ferula pseudalliacea and edaphic conditions of its habitats in desert rangelands of Yazd province. For this purpose, in each region, 20 plants of the same age (5-6 years) were completely randomly selected and used according to the conventional method. Soil sampling was carried out at a depth of 0-30 cm. All data were analyzed using SPSS16 and Excel software. The results showed that bitter asafetida plants had significantly more resin yield in 7, 8, 11 (P<0.05), 9 and 10 cutting times (P<0.01) but less yield in 3 and 13 times in Chenarnaz habitat (P<0.05). The total amount of resin with 63.63 g showed a significant increase in Chenarnaz compared to Borooieh region (60.14) (P<0.01). The most amount of resin yield was observed in 9 and 10 incisions in both habitats. Totally, it is recommended to harvest bitter asafetida during ten cutting times in Yazd province rangelands for sustainable exploitation. Comparison of soil parameters showed that the sand percentage in Borooieh region and the percentages of moisture, silt, organic matter, nitrogen, phosphorus and potassium in Chenarnaz region were significantly higher (P<0.01). Increasing soil moisture storage, organic matter and essential elements of the plant caused resin yield improvement of asafetida in Chenarnaz region. In this study, acidity had a significant increase in Chenarnaz habitat, which is an effective factor in the growth and production rate of asafetida. Chenarnaz region had numerically more lime and better operation of resin yield. According to the results, bitter asafetida plants of Chenarnaz region had better resin yield operation.
    Keywords: Bitter asafetida, Ferula pseudalliacea, resin yield, edaphic conditions, Yazd province
  • Mehdi Zohdi, *Hosein Arzani, Seyed Akbar Javadi, Adel Jalili, Gholamhosein Khorshidi Pages 898-910
    Rules and regulations in the last few decades have had a great impact on rangelands and its exploitation; on the other hand, these rules are the foundation of the policies governing the type of management and relevant government agencies. The aim of this research was to examine the effectiveness of the laws and regulations related to the rangeland and range management, with the help of a survey of experts and rangeland specialist. In this regard, the community of rangeland specialists or natural resources experts, who were empirically and professionally related to rangeland and range management issues, was identified and their opinion was collected through questionnaires. The audience was divided into three main groups of executive and research experts and academics. A total of 268 questionnaires were completed and the responses were analyzed using descriptive statistical methods. The results showed that, in general, the existing rules and regulations could not prevent the degradation of rangelands and result in rangeland conservation and improvement, and these rules have greatly contributed to the collapse of the range management systems in the past, while an appropriate management system has not been replaced. Moreover, a large part of respondents believed that the laws and regulations need to be reviewed and updated.
    Keywords: Effectiveness, laws, regulations, experts, rangeland management, questionnaire
  • Mahshid Souri*, Mohammad Fayaz, Nadia Kamali, Saeedeh Nateghi Pages 911-922
    The main objective of this research was to evaluate vegetation changes and soil indicators in the Kalat Sadat Sabzevar area under rangeland management practices. Vegetation factors including plant species production, vegetation cover, cover percentage, litter percentage, plant species density, and rangeland condition and trend were measured at the exclosure site and adjacent control site. The assessment was conducted using a random-systematic method with a sufficient number of samples and appropriate distribution of samples at the time of rangeland readiness. The rangeland trend was determined on the basis of two methods, and rangeland condition was determined based on the four-factor method. Soil sampling was carried out at a depth of 20 cm. A total of 12 soil samples were taken from the first, second and third transects (exclosure site), as well as fourth, fifth and sixth (control site). Data were analyzed by the independent t-test using SPSS software. According to the obtained results, the highest canopy cover percentage in terms of palatability belonged to class II plants (19.37), and in terms of vegetative form belonged to the perennial plants (16.2). Also, the largest share of production in the exclosure site and grazing site was related to shrubs and perennial grasses, respectively. The results showed that clay, silt, lime, organic carbon, nitrogen and electrical conductivity were significantly different at 5% level between the exclosure and grazing sites, but there was no significant difference between acidity and phosphorous. Therefore, exclosure could be recommended as an improvement practice to be carried out in more areas of the region.
    Keywords: Evaluation, rangeland management, vegetation, soil properties, Sabzevar
  • Sakineh Lotfinasabasl*, Mohammad Khosroshahi, Zahra Saeedifar, Fatemeh Dargahian Pages 923-943
    Precipitation temporal trend analysis and study of the drought condition have been of great concern during the past century because of the attention given to global climate change by the scientific community. The aim of present study was to investigate and analyze the rainfall trends and its affected drought conditions in Jazmurian basin using non-parametric mann-kendall method and multidimensional comparison of drought indices including Standardized Precipitation (SPI), deciles (DI), the percentage of normal (PNI), Chinese Z (CZI) and the Z score (ZSI) with rainfall data from 24 gauged stations for the period of 1983 to 2013. For this, the drought indices were calculated, and then categorization was performed on the basis of similarity and correlation using cluster analysis method. The results proved a positive and significant increase in the rainfall amount of 1992-1993 and 1995-1996 years. Statistical analysis showed that the highest amount of rainfall occurred in the years of 1992-93, 1995-96 and 2004-2005 and the lowest in the years of 1983, 2000, 2003 and 2005 in the basin. Cluster analysis showed that the ZSI and PN indices with similarity of hundred percent in the diagnosis of wet and dry periods, intensity, duration and continuity were completely similar and had the highest similarity among all the groups. The CZI and SPI with 99.5 percent similarity were in the second level of similarity as well. Validation of the results through the numerical comparison of SPI and CZI indicates the same trend of two indicators and little differences in presenting the drought conditions of Jazmorian basin. However, in assessing the severity of droughts, CZI showed more severe drought condition. Overall, the results showed a greater focus of the drought in the southern east and southern parts of the basin indicating the high probability of drought occurrence potential of the basin. Therefore, the study of drought through CZI and SPI indices in the basin of Jazmorian is suggested for the proper policy making and management of water resources regarding conservation and increasing of the productivity from environmental, economic and social point of views.
    Keywords: Jazmorian Basin, trend of precipitation, drought indices, cluster analysis, Mann-Kendall Trend Test
  • Asad Sadeghpour, Javad Motamedi*, Esmaeil Sheidai Karkaj, Mostafa ghanamijaber Pages 944-955
    Knowing medicinal plants, measuring structural features and their species diversity indices are of the essential requirements to determine the suitability of rangelands for the use of medicinal plants. In this regard, the research was carried out in the mountain rangelands of Anbaran. For this purpose, vegetation cover was measured using 320 plots of one square meter, with a distance of 10 meters from each other along 100-meter transects in 16 vegetation types, and the values of species diversity indices in different elevation classes and aspects were calculated. Based on the results, 16 medicinal species are distributed in the plant composition, with a relative importance varying from 0.9 to 59. The highest relative importance is related to Verbascum erianthum, Cynodon dactylon and Acroptilon repens, and the least belongs to Papaver acrochaetum, Hyoscyamus arachnoideus, Iris falcifolia, Allium scabriscapum and Matricaria chamomilla.The results showed that the values of the Shannon–Winear  in the altitudes of 1750-1500 meters and 1750-200 meters were 0.569 and 0.651, respectively, showing no significant difference with each other. The value of the index in the northern and southern directions is equal to 0.691 and 0.511, and the northern aspects are more favorable than the southern ones. Therefore, with regard to the range of Shannon–Winear index (0-4.5), it seems that the rangelands are not desirable for the species diversity of medicinal plants, which is necessary to increase species diversity with direct management. The findings of this study can be used to locate medicinal plants in order to protect, exploit, seed production and provide part of the livestock holder’s income.
    Keywords: Altitude, aspect, medicinal plants, relative importance, species diversity