فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 37، بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/29
  • تعداد عناوین: 8
|
  • دکتر مسعود تقوایی، علی جوزی خمسلویی* صفحات 1-20
    مقدمه
    برنامه ریزی و ساماندهی بلایا و مخاطرات ناشی از حوادث انسانی و طبیعی در مدیریت بحران کاربری های شهری اهمیت ویژه ای دارد. از سوی دیگر، در بین کاربری های شهری، بخش آموزش از حساسیت بیشتری برخوردارست. دانش آموزان و کارکنان مدارس و مراکز آموزشی به عنوان اصلی ترین سرمایه های انسانی یک منطقه یا کشور مسلما باید در برنامه های مدیریت بحران و تخلیه اضطراری جمعیت در اولویت اول امدادرسانی باشند.
    روش
    روش مطالعه در این پژوهش، اسنادی و تحلیلی- پیمایشی است. داده های پژوهش به دو بخش بنیادین و مدیریتی تقسیم شده و در یک دوره زمانی پنج ماهه با مطالعه کل جامعه تحقیق (142 مدرسه ناحیه دو آموزشی اصفهان) جمع آوری شدند که پس از طبقه بندی، محاسبه و ترسیم نمودار در نرم افزار SPSS با استفاده از مدل های کاربردی مانند فرمول سطح بندی تحلیل و نتایج ارائه شد. نقشه ها در محیط نرم افزار ArcGIS ترسیم شده اند.
    یافته ها
    مدارس ناحیه دو آموزشی اصفهان در بخش شاخص های بنیادین دارای وضعیت مناسبی نبوده و آسیب پذیری آنها در بحران های احتمالی زیاد است؛ به عبارت دیگر، در این مراکز فقط وضعیت توزیع جمعیت و سیستم گرمایشی مناسب بوده و سایر معیارهای بنیادی وضعیت مطلوب ندارند. در بخش شاخص های مدیریتی، صرفا 33 مدرسه تا حدودی استانداردهای مدیریتی دارند و 109 مدرسه باقیمانده، فاقد هر گونه استاندارد می باشند.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاکی از این است که میزان تاب آوری مدارس ناحیه دو آموزشی اصفهان از لحاظ ساختارهای بنیادین و پایه ای ضعیف است از سوی دیگر، مراکز مذکور استانداردهای مدیریتی کافی نداشته و از این رو آسیب پذیری بالایی دارند. در نهایت، وضعیت مدارس مورد مطالعه در حوادث احتمالی با درنظرگرفتن جمیع معیارها (شاخص های بنیادین و مدیریتی) نامناسب، آسیب پذیر و بحرانی است.
    کلیدواژگان: مدیریت بحران، تخلیه اضطراری، شاخص های بنیادین، شاخص های مدیریتی، ناحیه دو آموزشی اصفهان
  • محمود آروین، کرامتاللهزیاری* صفحات 21-44
    مقدمه
    امروزه با تغییر رویکردهای مدیریت بحران، جوامع به دنبال شرایطی هستند تا در صورت وقوع بحران، بازگشت سریع آنها به وضعیت قبل بحران فراهم آید. اگرچه نمی توان به طور کامل از وقوع مخاطرات جلوگیری کرد، اما می توان با تمهیداتی از آسیب های ناشی از آن کاست. شرایط متفاوت، سبب تفاوت در آسیب پذیری جوامع در برابر مخاطره می شود. از مهم ترین ویژگی هایی که میزان خسارات را تغییر می دهد، ویژگی اجتماعی ساکنان متاثر از مخاطره است. از این رو، برای برنامه ریزی صحیح و کاهش خسارت نخست باید محدوده ها و افراد آسیب پذیر شناسایی شوند. لذا هدف این پژوهش بررسی آسیب پذیری اجتماعی و تاب آوری اجتماعی در منطقه 2 شهر تهران است.
    روش
    تحقیق ازنظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است و در دو بخش آسیب پذیری اجتماعی و تاب آوری اجتماعی بررسی شد. در بخش آسیب پذیری با استفاده از 15 شاخص و وزن دهی با تکنیک دیمتل و هم پوشانی با استفاده از تکنیک ویکور در ArcGIS محدوده های آسیب پذیر شناسایی شدند. در بخش تاب آوری با استفاده از پرسشنامه، دیدگاه 384 ساکن منطقه 2 در رابطه با شاخص های سرمایه اجتماعی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی مرتبه دوم در نرم افزار لیزرل بهره گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج حاکی از آن است که پهنه با آسیب پذیری اجتماعی بسیار بالا، 151 هکتار و پهنه با آسیب پذیری بسیار کم، 314 هکتار از مساحت منطقه را شامل می شوند. نتایج بخش تاب آوری نشان داد که حمایت اجتماعی با ضریب یک بالاترین ضریب و بعد از آن شاخص همبستگی و انسجام اجتماعی با ضریب 95/0، شاخص احساس اثرگذاری و کارایی با ضریب 87/0، شاخص مشارکت با ضریب 84/0، شاخص اعتماد با ضریب 81/0 و آگاهی با ضریب 47/0 پایین ترین ضریب را به دست آورده اند.
    نتیجه گیری
    از نتایج به دست آمده می توان در برنامه های کاهش خطر و تاب آوری بهره گرفت. مدیران و مسئولان شهری در منطقه 2 شهر تهران باید تدابیری اتخاذ کنند تا وضعیت گروه های آسیب پذیر را بهبود داده و با آگاهی بخشی و آموزش، ویژگی هایی مانند مشارکت، همکاری و مسئولیت پذیری را در میان شهروندان افزایش دهند و به طورکلی رویکرد توانمندسازی و تاب آوری در اولویت برنامه های کاهش خطر قرار دهند.
    کلیدواژگان: آسیب پذیری اجتماعی، تاب آوری اجتماعی، سرمایه اجتماعی، زلزله، منطقه 2
  • محمد مرادی، کیوان فاتحی منش، سید محمد حسین نوری رحیم آبادی* صفحات 45-59
    مقدمه
    توجه به فرایندهای عملیاتی مدیریت شرایط اضطراری یا بحران کشور ابعاد وسیع یافته که می توان به الزامات قانونی ذکرشده در سند چشم انداز در افق 1404 و سیاست های نظام مرتبط با ایجاد سازمان های مسئول در مدیریت بحران اشاره کرد. سیستم های مدیریت تداوم حیات سازمانی (BCMS) با الزامات استاندارد ایزو22301برای فعالیت های کلیدی شهرداری تهران از عوامل کاهش مخاطرات احتمالی است. این پژوهش، چالش های استاندارد مذکور در شهرداری منطقه یک تهران را تشریح می کند.
    روش
    این پژوهش از نوع توصیفی-کاربردی و به لحاظ هدف، کاربردی است که با به کارگیری روش دلفی، نخست موارد بحران ز ا با پرسشنامه، مصاحبه و سمینار گروهی شناسایی شد، سپس با نرم افزار SPSS به صحت سنجی و بررسی نتایج پرداخته شد. درادامه، با تحلیل پیامدهای توقف فعالیت ها(BIA) [1] در چهار زمینه ماموریت های اصلی، ایمنی و بهداشت، اعتبار سازمان و نارضایتی شهروندان و با استفاده از شاخص اهمیت نسبی وزن دار، رویدادهای مهم بحران زا مشخص شد. در آخرین مرحله دلفی در اهداف نهایی به اجماع رسیده با ارزش گذاری بر احتمال وقوع و شدت رویدادها، ریسک غیرقابل قبول معین شد.
    یافته ها
    طبق یافته ها، میانگین گویه ها بیشتر از میانه است و اگر نمره آزمودنی در مقیاس لیکرت از میانه بالاتر باشد، نگرش نسبت به موضوع مثبت تلقی می شود. در سطح اطمینان 99درصد آزمون کولموگروف-اسمیرنوف معنی دار بود (05/0p-value˂) لذا باید از آزمون ناپارامتریک استفاده می شد. در جدول ضرایب همبستگی اسپیرمن بین متغیرهای تحقیق، بزرگترین عدد 569/0 به دست آمد و در بخش تحلیل ریسک، عدد ریسک رویدادهای مختل کننده فعالیت های حیاتی براساس رابطه احتمال و شدت رویداد از یک تا 16به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با تحلیل پیامد توقف فعالیت ها شش عامل خدمات اصلی سازمان یعنی نقض قوانین، خسارات مالی، محیط زیست، تبعات اجتماعی و امنیتی، اعتبار سازمان، ریسک محتمل هر پیامد در توقف فعالیت موردنظر محاسبه شد. با روش دلفی طی چند گام، اولویت ها از 208 فعالیت حیاتی به ترتیب به 56 و 38 کاهش یافت و در انتها در 10 فعالیت اصلی، اجماع نهایی صورت گرفت. رویدادهای مهم تر برای برنامه ریزی سال اول شامل جمع آوری زباله، برف روبی، خدمات پشتیبانی فناوری اطلاعات، مدیریت عملیات مقابله با شرایط اضطراری، فوریت ها و خدمات اضطراری است. بیشترین عدد ریسک برای رویداد وضعیت اضطراری برای نبود هماهنگی بین سازمان ها، مشکلات ترافیکی و مسدودشدن معابر، غافل گیری و نبود آمادگی و وقوع زلزله بالای 6 ریشتر به دست آمد.
    کلیدواژگان: تداوم حیات سازمانی، سیستم مدیریت، استاندارد ایزو 22301، مدیریت بحران، ریسک
  • حسن عبدالله زاده*، سهیل متکی صفحات 60-70
    مقدمه
    مساله آموزش یکی از موثرترین عوامل انطباق و سازگاری امدادگران با شرایط متحول دنیای کنونی است. ایجاد دگرگونی در نگرش امدادگران و ایجاد آمادگی در ایشان به منظور افزایش شایستگی های کاری برای پذیرش مسئولیت های مهم و سنگین در زمان حوادث برای بالابردن سطح کارایی با مساله آموزش ارتباطی تنگاتنگ دارد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش های امدادی مبتنی بر روش های فراحافظه و فراشناخت بر یادگیری امدادگران جمعیت هلال احمر شهرستان بندرگز است.
    روش
    این پژوهش نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون است که جامعه آماری آن شامل 100 امدادگر جمعیت هلال احمر شهرستان بندرگز در بازه زمانی ثبت نام در سال 1396 است که با روش نمونه گیری غیراحتمالی، 40 نفر (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه کنترل) به عنوان حجم نمونه از نوع هدفمند انتخاب شدند. امدادگران گروه کنترل، امداد و کمک های اولیه را طبق روال گذشته طی 5 جلسه آموزش دیدند، اما گروه آزمایش، این دوره را طبق روش های مبتنی بر فراشناخت و فراحافظه آموزش دیدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته با استفاده از کتاب اصول کمک های اولیه و احیای دکترایوبیان و دکترپورحیدری (1389) استفاده و سپس داده ها در دو بخش آمار توصیفی همچون فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد و نیز آمار استنباطی همچون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بر حسب عضویت گروهی (آزمایش و کنترل) در مرحله پس آزمون در سطح آلفای 5/0 (05/0>p) بین میانگین ها تفاوت معنادار وجود دارد. میزان تاثیر این مداخله در پس آزمون 23 درصد است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش های امدادی مبتنی بر راهبردهای فراشناخت و فراحافظه (آزمایش و کنترل) بر یادگیری امدادگران تاثیر معناداری داشته است. توان آماری 603/0 حاکی از دقت آماری است.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از آن است که آموزش های امدادی مبتنی بر راهبردهای فراشناخت و فراحافظه باعث افزایش یادگیری در گروه آزمایش است. بنابراین می توان گفت آموزش های امدادی مبتنی بر راهبردهای فراشناخت و فراحافظه بر یادگیری موثر است.
    کلیدواژگان: آموزش های امدادی، روش های فراحافظه، روش های فراشناخت و یادگیری
  • حامد نبی زاده، احمد سلطان زاده*، حمیدرضا حیدری، علی فردی صفحات 71-81
    مقدمه
    یکی از مهم ترین عوارض استرس گرمایی در آتش نشانان، اشتباه در عملکرد به لحاظ ایمنی است که حوادث جبران ناپذیری را سبب می گردد. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر تجهیزات حفاظت فردی (PPE)[1] بر استرس گرمایی آتش نشانان در سال 1396 طراحی و انجام شد.
    روش
    این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی است که روی 30 نفر از کارکنان عملیاتی آتش نشانی شهرستان لارستان استان فارس صورت گرفت و نمونه مطالعاتی به صورت سرشماری انتخاب شدند. این مطالعه در اتاقک استاندارد محیطی با تجهیزات آتش نشانی یکسان و ارزیابی تاثیر دما و متابولیسم حاصل از تجهیزات حفاظت فردی بر اندازه شاخص های میانگین و درصد پیش بینی شده نارضایتی (PPD)[2] انجام شد.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد که وزن ناشی از تجهیزات حفاظت فردی می تواند به طور غیرمستقیم و با تاثیر بر ضربان قلب و متابولیسم منجر به تغییرات میانگین رای پیش بینی شده و درصد پیش بینی شده نارضایتی گردد. ارزیابی تاثیر وزن تجهیزات حفاظت فردی و ضریب مقاومت لباس یا ضریب کلو (Clo) بر شاخص های رای پیش بینی شده و درصد پیش بینی شده نارضایتی نشان داد که ضریب مقاومت لباس آتش نشانی دارای تاثیر بیشتری بر این شاخص ها می باشد. (001>p)
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه بیانگر این بود که استفاده از تجهیزات حفاظت فردی و همچنین ضریب مقاومت لباس آتش نشانی بر شاخص های رای پیش بینی شده و درصد پیش بینی شده نارضایتی تاثیرگذار بوده، بنابراین برای جلوگیری از بروز تنش گرمایی در آتش نشانان می توان از جلیقه های خنک کننده استفاده کرد تا ضمن کاهش تنش حرارتی حاصل از دما، متابولیسم و وزن تجهیزات حفاظت فردی منجر به خنک شدن دمای درونی بدن تا حد قابل قبول رای پیش بینی شده و درصد پیش بینی شده نارضایتی گردد.
    کلیدواژگان: آتش نشان، استرس حرارتی، تجهیزات حفاظت فردی، میانگین رای پیش بینی شده، درصد پیش بینی شده نارضایتی
  • عباسعلی رستگار، محسن فرهادی نژاد، محمد کشاورز* صفحات 82-97
    مقدمه
    خستگی عاطفی نیروهای امدادی یکی از موضوعات مهم در حوزه جمعیت هلال احمر است. لذا در این پژوهش هدف آن است که رابطه صداقت رهبری بر خستگی عاطفی نیروهای امدادی با نقش میانجی رهبری اخلاقی را بررسی شود.
    روش
    این مطالعه از لحاظ هدف، کاربردی از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری آن نیز 120 نفر از کارکنان جمعیت هلال احمر شهر سمنان است که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه 25 گویه ای مبتنی بر طیف لیکرت استفاده شد. به منظور برازش پایایی، آلفای کرونباخ استفاده شد که در تمام سازه های این پژوهش بیشتر از 7/0 است. برای تجزیه وتحلیل داده های تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاکی از آن است که صداقت رهبری بر رهبری اخلاقی تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین نتایج پژوهش اثر منفی و معنادار رهبری اخلاقی و صداقت رهبری را بر خستگی عاطفی نیروی های امدادی تایید می کند و اینکه رهبری اخلاقی رابطه میان صداقت رهبری و خستگی عاطفی نیروهای امدادی را میانجی گری می کند.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه نیروهای امدادی در جمعیت هلال احمر با ماهیت شغلی دشوار مواجه هستند، صداقت داشتن در رهبری می تواند عامل موثری در کاهش میزان خستگی عاطفی آنها تلقی شود. در صورتی که مدیران جمعیت هلال احمر رفتاری صادقانه از خود نشان دهند و از سبک رهبری اخلاقی استفاده کنند، از میزان خستگی عاطفی نیروهای امدادی نیز کاسته می شود. این پژوهش برای اولین بار تلاش کرد صداقت رهبری و تاثیر آن بر رهبری اخلاقی و خستگی عاطفی نیروهای امدادی را مورد سنجش قرار دهد.
    کلیدواژگان: صداقت رهبری، خستگی عاطفی نیروهای امدادی، رهبری اخلاقی، جمعیت هلال احمر
  • سمیرا انصاری، محدثه چوبدار، تینا بختیاری، زینب جمالی زاده، پیام حیدری، سکینه ورمزیار* صفحات 97-110
    مقدمه
    از آنجا که در فوریت های پزشکی تصمیم های زیادی در یک نوبت کاری گرفته می شود، مطالعه خطای انسانی بسیار اهمیت دارد. در کار با بیمار، خطای درمانی تهدیدی جدی و اجتناب ناپذیر برای ایمنی بیمار محسوب می گردد. لذا هدف این مطالعه شناسایی و ارزیابی خطاهای انسانی در کارکنان فوریت های پزشکی استان قزوین با استفاده از روش تجزیه و تحلیل خطا با تاکید بر قابلیت اطمینان شناختی (CREAM)[1] است.
    روش
    این مطالعه به صورت توصیفی و مقطعی در سال 1396 با استفاده از تکنیک CREAM انجام گرفت. در این مطالعه پس از آنالیز وظایف فوریت های پزشکی، برگه کار تکنیک CREAM از طریق مشاهده و مصاحبه با کارکنان فوریت پزشکی تکمیل گردید. اطلاعات به دست آمده در نرم افزار 20-SPSS تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    در این مطالعه 4 وظیفه و 24 زیروظیفه تجزیه وتحلیل شد. بالاترین احتمال رخداد خطای کلی در وظیفه تکنسین (01771/0) پیش بینی شد. همچنین از کل خطاهای شناسایی شده، کارکرد شناختی اجرا با 69/39 درصد و خطای تفسیر با 33/33 درصد نسبت به سایر کارکردهای شناختی بالاترین مقادیر را به خود اختصاص دادند. تشخیص نادرست در معاینه بالینی و گرفتن شرح حال و ارائه آن به پزشک از طریق بی سیم با احتمال خطای شناختی 03169/0 بالاترین مقدار را به خود اختصاص داد.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج، زمان انجام کار، توانمندسازی، شرایط کار و انجام دو یا چند کار به طور هم زمان از عوامل موثر بر کاهش عملکرد می باشند. بهبود شرایط کاری، افزایش توانمندی، انجام دو یا چند کار به طور هم زمان توسط افراد با توانایی بالا، تنظیم شیفت های کاری منظم برای کارکنان، تنظیم برنامه های آموزشی مدون بر اساس نیازسنجی کارکنان، برگزاری جلسات مشترک برای افزایش عملکرد، ازجمله راهکارهای پیشنهادی در بهبود شرایط و بهره وری بیشتر کارکنان فوریت های پزشکی و کاهش خطاهای انسانی در این گروه می باشد.
    کلیدواژگان: خطای انسانی، فوریت پزشکی، قزوین، تکنیک CREAM
  • وحید آگاه*، حسین عبدالحمید صفحات 110-124
    مقدمه
    جمعیت هلال احمر از سال 73 در زمره موسسات عمومی غیردولتی قرارگرفت. امری مطابق با «قانون فهرست نهادها و موسسات عمومی غیردولتی» که ظاهرا قرار بود شامل همه نهادها باشد اما برخی از موسسات نظیر سازمان بورس و اوراق بهادار و سازمان های دهیاری در این قانون ذکر نشده اند. پرسش این است که آیا نهادهای عمومی غیردولتی خارج از این قانون، مشمول نظام حقوقی نهادها می شوند. چراکه نهادهای عمومی غیردولتی، سازمان هایی در ساختار حکومت هستند که مطابق قانون اساسی، نظارت قضایی بر آنها در صلاحیت دیوان عدالت اداری است. قوانین سه گانه دیوان از سال 60 تا 92، رویه قضایی دیوان، رویه شورای نگهبان و دکترین رویکردهای متفاوتی داشته اند به طوری که صلاحیت دیوان در این خصوص، روند متناقضی داشت. در حال حاضر، مطابق قسمت الف بند یک ماده 10 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان با درج عبارت «تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی اعم از وزارتخانه ها، سازمان ها، موسسات، شرکت های دولتی، شهرداری ها، سازمان تامین اجتماعی، تشکیلات و نهادهای انقلابی و موسسات وابسته به آنها»، رسیدگی به دعاوی علیه هلال احمر مورد تردید قرار گرفته است. ازاین رو در پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی- تحلیلی و با بررسی قوانین دیوان، آرای هیات عمومی و شعب دیوان؛ این نتیجه به دست آمد که از میان دو تفسیر «لفظی» و «غایی» ماده 10 قانون موصوف (توصیف شده)، اولی منجر به عدم صلاحیت و دومی منتهی به صلاحیت دیوان می شود. تفسیر غایی با فلسفه تعبیه دیوان، قانون اساسنامه هلال احمر و ظرفیت ماده 10 مذکور از جمله اصطلاح نهادهای انقلابی همخوانی دارد و بدین لحاظ، شعب دیوان، همچنان صلاحیت رسیدگی به دعوی علیه هلال احمر را دارند. هرچند که رویه جاری برخی شعب دیوان، خلاف این مهم نظر دارد.
    کلیدواژگان: جمعیت هلال احمر، دیوان عدالت اداری، صلاحیت، موسسات عمومی غیردولتی، اساسنامه جمعیت هلال احمر
|
  • Masoud Taghvaei Dr, Ali Jovzi Khameslouei * Pages 1-20
    Background
    Natural and manmade disasters planning and organizing are especially important in crisis management of urban land use. In addition, educational section is more sensitive among urban land use. However, students and staff in school and educational centers are the main human capital of a county or region that should be in the top priority of relief efforts in crisis management and emergency evacuation programs.
    Methods
    In this documentary and analytical survey, data are categorized in both fundamental and management indicators. About 142 schools in Isfahan educational secondary districts have been surveyed during a five-month period. The information has been analyzed after classifying, computing, plotting the chart in SPSS by using the leveling formula. In addition, maps are drawing in ArcGIS.
    Findings
    The findings showed that the schools reviewed are not well positioned due to fundamental indicators; their vulnerability to potential crises is high. In other words, in ten fundamental indicators, only population distribution and heating systems are appropriate and the eight indicators are not appropriate in these centers. Among the 142 schools, just 33 schools have enough management standards and 109 remaining schools have no standards.
    Conclusion
    The results indicated that that resilience of school in Isfahan educational secondary districts is low due to fundamental indicators. On the other hand, these centers did not have enough management standards therefore have high vulnerability. Eventually, due to all criteria (both fundamental and management indicators) the situation of schools studied is inappropriate, vulnerable, and critical.
    Keywords: crisis management, emergency evacuation, fundamental indicators, management indicators, Isfahan educational secondary districts
  • Mahmoud Arvin, Karmatalleh Ziyari* Pages 21-44
    Background
    Today, communities are looking for conditions to provide a quick return to the pre-crisis situation by changing crisis management approaches. Although it cannot be completely prevented from hazards occurring, it can be reduced the damages and improved by taking actions. The most important features that change the amount of damage is the social characteristics of residents who affected by hazard. Different situations make communities vulnerable against hazards. The social characteristics of affected residents are the most important features that change the amount of damage. Hence, areas and vulnerable individuals must be identified for proper planning and mitigation. Therefore, the aim of this study was to investigate the social vulnerability and social resilience in district two of Tehran province.
    Method
    This applied and descriptive-analytical research has been investigated in two parts: social vulnerability and social resilience. In the vulnerability section, the vulnerability limits were identified using 15 indicators and weighing with overlay and DEMATEL techniques and Vikor technique in ArcGIS. Using vulnerability techniques, ArcGIS vulnerabilities were identified. In social resilience section, the viewpoints of 384 inhabitants of region two were collected in relation to social capital indicators using questionnaire. Data were analyzed based on second order confirmatory factor analysis in Lisrel software.
    Findings
    The results indicated that 151 hectares are in a very high social vulnerability zone and 314 hectares of the area are included in a very low vulnerability. The results in resilience part showed that social protection with coefficient 1 has the highest coefficient among the indices after that the correlation index and social cohesion, the sense of effectiveness and efficiency index, participation index, trust index, knowledge with coefficient of 0.95,0.87, 0.84, 0.81 and 0.47 were obtained the lowest coefficient respectively.
    Conclusion
    The results can be used in risk reduction and resilience programs. Urban managers and authorities in Tehran district two should take measures to improve the situation of vulnerable groups and to enhance features such as partnership, cooperation, and accountability among citizens with awareness and training. In general, the empowerment and resilience approach should be placed at the top priority of risk reduction programs.
    Keywords: social vulnerability, social resilience, social capital, earthquake, district two
  • Mohammad Moradi, Keivan Fatehimanesh, Seyed Mohammad Hossain Nouri Rahimabadi * Pages 45-59
    Background
    Paying attention to the operational processes of emergency or crisis management has widened in the country that can be cited the legal requirements of the prospectus document at 1404 horizons and the policies of the system related to establishing responsible organizations for crisis management. Business Continuity Management Systems (BCMS) with the requirements of ISO 22301 are factors reducing potential hazards for key activities of the municipality of Tehran. This research describes the standard challenges in the municipality of Tehran's district.
    Method
    This descriptive-applied research, crisis cases are identified by using questionnaires, interviews, and group seminars through Delphi method. In the following, by analyzing the consequences Business Impact Analysis (BIA) in four major missions such as safety, health, credibility of the organization and citizens' dissatisfaction, important events of crisis were identified using the relative weighting indicator. At the final stage of Delphi, the consensus reached its ultimate goal by assessing the probability of occurrence and severity of events, the unacceptable risk determines
    Findings
    The findings showed that the average score is more than mean, if the subject's score on the Likert scale is higher than the median, the attitude toward the subject is considered positive. At 99% confidence level, Kolmogorov-Smirnov test was significant (p-value=0.05). Therefore, a nonparametric test should be used. Spearman correlation coefficients were the largest among the research variables (0.559). In the risk analysis section, the risk number of disruptive events of vital activity was derived from the probability and severity of the event between 1 to 16.
    Conclusion
    By analyzing the outcomes of Business Impact Analysis ((BIA) from six main operating factors of organization services such as violation of laws, financial damages, environment, social and security consequences, organizational credibility, possible risk of any outcome at stopping the activity is calculated by considering the probability of occurrence and velocity of the event. In order to achieve the first priority of municipality activities, with the Delphi method, in several steps, priorities out of 208 critical activities fell to 56 and 38 respectively. Finally, a final agreement was reached on the 10 main activities. More important events for the first year include waste collection, snow removal, IT support services, emergency management, management of emergency response, and emergency services.The maximum number of risks obtained for the emergency event is related to lack of coordination between organizations, traffic problems, and blocking the roads, lack of preparation and earthquake above six Richter.
    Keywords: business continuity management, ISO 22301, crisis management, risk
  • Hasan Abdollahzadeh Dr *, Soheil Motaki Pages 60-70
    Background
    Education is one of the most effective factors in adopting of relief workers to the changing conditions of the present world. Creating a change in relief workers’ attitudes and prepare them to increase work competencies for accepting critical responsibilities in disasters has a close relationship with education in order to improve the level of efficiency. Accordingly, the present study aims to investigate the effect of relief education based on meta-memory and meta-cognition methods in learning of relief workers of Red Crescent Society in Bandar-e Gaz.
    Method
    In this semi-experimental study, pretest and posttest were designed. About 100 relief workers of Red Crescent Society in Bandar-e Gaz were selected and studied in 2017. By using nonprobability sampling, 40 persons (20 experimental and 20 control groups) were selected as the target group. The relief workers of control group received first aid and relief education during five sessions while the experimental group received these training based on meta-memory and meta-cognition methods. Data were collected based on a researcher-made questionnaire by using book of “Principles of First Aid & Resuscitation” by Dr. Ayoubian and Pourheidari (2010). Moreover, data were analyzed in two parts, descriptive statistics such as frequency, mean, and standard deviation, as well as inferential statistics such as covariance analysis.
    Findings
    The results showed that there is a significant difference between means in terms of group membership (experimental and control) in the post-test stage (p<0.05). The impact of this intervention is 23% in the posttest. Therefore, it can be concluded that relief education based on meta-memory and meta-cognition methods (experimental and control) had a significant effect on the learning of the relief workers. The statistical power of 0/603 indicated the statistical accuracy.
    Conclusion
    The results indicated that the relief education based on meta-memory and meta-cognition methods increases learning in the experimental group. Therefore, it can be said that these relief education are effective in learning.
    Keywords: relief education, meta-memory methods, meta-cognition methods, learning
  • Hamed Nabizadeh, Ahmad Soltanzadeh *, Hamidreza Heidari, Ali Fardi Pages 71-81
    Background
    One of the most important complications of heat stress in firefighters is the error of operating in safety that causes irreparable occurrence. Therefore, this study was carried out to evaluate the effect of personal protective equipment (PPE) on the heat stress of the firefighters in 2018.
    Method
    This cross-sectional descriptive-analytic study was done on 30 operational firefighters in Larestan, Fars province. The study was conducted in a standard environmental chamber with the same firefighting equipment and an evaluation the effect of temperature and metabolism derived from personal protective equipment on average indices and predicted percentage of dissatisfaction (PPD).
    Findings
    The findings showed that the weight of personal protective equipment affects the heart rate and metabolism indirectly and leads to changes in the predicted average score and the predicted percentage of dissatisfaction. The impact assessment of the weight of personal protective equipment and coefficient of clothing resistance (Clo coefficient) on the predicted ratings and predicted percentage of dissatisfaction showed that the fire resistance coefficient of firefighting clothing has a greater effect on these indices. (p˂001)
    Conclusion
    The results indicated that the use of personal protective equipment as well as the fire resistance coefficient of fire was effective in the predicted ratings and predicted percentage of dissatisfaction. Therefore, cooling vests can be used for firefighters in order to prevent heat stress and to reduce the thermal stresses caused by temperature, metabolism, and the weight of personal protective equipment. It also cools the body's internal temperature to a reasonable level of predicted rating and a predicted percentage of dissatisfaction.
    Keywords: firefighters, thermal stress, personal protective equipment, predicted average, predicted percent of dissatisfaction
  • Abbasali Rastgar, Mohsen Farhadi nejad, Mohammad Keshavarz * Pages 82-97
    Background
    The emotional exhaustion of relief workers is one of the important issues in Red Crescent society. Therefore, this study aims to examine the relationship between leadership integrity on emotional exhaustion of relief workers with mediating role of ethical leadership in Semnan Red Crescent Society.
    Method
    In this descriptive-survey, about 120 employees of Semnan Red Crescent Society were selected using Cochran formula. A 25-item questionnaire using Likert scale was used to collect information. The reliability was evaluated using cronbach's alpha (˃0.7). Data analyzed based on structural equation modeling.
    Findings
    The findings indicated that leadership integrity has a positive and significant effect on ethical leadership. In addition, the results of the research confirm the negative and significant effect of ethical leadership and leadership integrity on the emotional exhaustion of the relief workers and ethical leadership mediates the relationship between leadership integrity and emotional exhaustion of the relief workers.
    Conclusion
    The results showed that regarding the relief workers in Red Crescent Society has a difficult job; honesty in leadership is an effective factor in reducing their emotional exhaustion. However, if directors Red Crescent Society show honest behaviors and use ethical leadership style, the emotional exhaustion of relief workers will be reduced as well. This research tried to measure leadership integrity and its impact on the ethical leadership and emotional exhaustion of relief workers.
    Keywords: leadership integrity, relief workers emotional exhaustion, ethical leadership, Red Crescent Society
  • Samira Ansari, Mohadese Choobdar, Tina Bakhtiyari, Zeinab Jamalizadeh, Payam Heydari, Sakineh Varmazyar * Pages 97-110
    Background
    The study of human error is very important because many decisions in medical emergencies are taken in a shift. In work with patient, medical error is a serious and inevitable threat for patient safety. Therefore, the aim of this study is identification and evaluation of human errors among Qazvin emergency medical personnel by using Cognitive Reliability & Error Analysis Method (CREAM) technique.
    Method
    This descriptive and cross-sectional study was conducted using CREAM technique in 2017. In this study, after hierarchical task analysis of medical emergency duties, the work sheet of CREAM technique was completed through observation and interviews with the medical emergencies. Data were analyzed using SPSS-20.
    Findings
    In this study, 4 main tasks and 24 sub-tasks were analyzed. However, the highest probability of general error was predicted in technician task (0.01771). Also from the errors detected, execution cognitive function with 39.69% and interpretation error with 33.33% had the highest values relative to other cognitive functions. False recognition in physical examination and taking and presenting history to doctor via wireless with 0.03169 had the highest cognitive error probability.
    Conclusion
    According to the results, time to do work, empowerment, work condition and perform two or more task simultaneously factors affecting performance reduction. Therefore, solutions for improving conditions and more productivity of emergency medical staff and reducing human error in this group is suggested: improvement of work conditions, increase empowerment, perform two or more work simultaneously by high-ability people, set up regular shifts and work schedule for personnel, educational programs based on personnel needs and joint meeting to increase efficiency.
    Keywords: human error, emergency medical, Qazvin, CREAM technique
  • Vahid Agah*, Hossein Abdolhamid Pages 110-124
    Background
    Since 1994, Iranian Red Crescent Society was placed among the non-governmental public institutions according to the “Act of public NGOs and institutions list.” Some organizations such as Stock Exchange are not mentioned in this law; nevertheless, non-governmental public institutions outside of this law are included in this legal system. The organizations such as IRCS are under jurisdiction of administrative justice court. According to the constitution, the claims of people against these organizations and judicial supervision over them are within the jurisdiction of the Administrative Justice Court. In this regard, the triple court rules from 1982 to 2013, judgmental procedures, Guardian Council procedures, and doctrine had different approaches and jurisdiction of court have been contradicted. Now, in accordance with Section A, Clause 1 of Article 10 of the Organization Act and Procedure Law of Court, the lawsuit against IRCS has been questioned due to the statement of “decisions and activities of governmental units including ministries, organizations, governmental companies and institutes, municipalities, Social Security Organization, revolutionary organizations and affiliated institutes.”
    Method
    Accordingly, in this descriptive-analytical research the laws of Administrative Justice Court, and its branches and General Assembly votes were reviewed.
    Conclusion
    The results showed that regarding the "verbal" and "ultimate" interpretations of Article 10 of the aforementioned law, the former interpretation leads to incompetence and the next leads to jurisdiction of the court. However, the ultimate commentary is in line with philosophy of administrative justice courts, the articles of statute of Red Crescent Society and article 10 of the mentioned law. The administrative justice courts still have enough jurisdictions in lawsuit against Red Crescent Society, although the current procedure is contrary to this issue.
    Keywords: Red Crescent Society, Administrative Justice Court, non-governmental public institutions, statute of Red Crescent Society