فهرست مطالب

سلامت جامعه - سال دوازدهم شماره 3 (پاییز 1397)
  • سال دوازدهم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سیدعلی مرعشی *، خالد جنادله، کیومرث بشلیده صفحات 1-9
    مقدمه
    عوامل روان شناختی از قبیل باورهای وسواسی، افسردگی و اضطراب نه تنها بر سلامت روانی و جسمانی افراد، بلکه بر روند درمان، بهبودی و عود بیماری نیز تاثیر عمده ای دارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه باورهای وسواسی، افسردگی و اضطراب در بیماران مبتلا به بیماری التهابی روده، بیماران مبتلا به ریفلاکس مری و افراد سالم در شهرستان اهواز انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی است. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 150 نفر شامل 50 نفر از افراد سالم، 50 نفر بیمار مبتلا به بیماری التهابی روده و 50 نفر بیمار مبتلا به ریفلاکس مری به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه های باورهای وسواسی، افسردگی و اضطراب جمع آوری و داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین بیماران مبتلا به بیماری التهابی روده، بیماران مبتلا به ریفلاکس مری و افراد سالم از لحاظ باورهای وسواسی، افسردگی و اضطراب تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0p<). میانگین باورهای وسواسی در بیماران مبتلا به التهاب روده (42/19 ± 74/119) نسبت به دو گروه دیگر بالاتر بود (001/0p<). افسردگی (94/2 ± 49/12) و اضطراب (73/5 ±88/16) نیز در بیماران مبتلا به بیماری التهابی روده از دو گروه دیگر بالاتر بود (001/0p<).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، بین بیماران مبتلا به التهاب روده و افراد سالم در مولفه های باورهای وسواسی، افسردگی و اضطراب تفاوت معنی داری وجود دارد، بنابراین ممکن است بین باورهای وسواسی با واسطه افسردگی و اضطراب و بیماری های التهابی روده رابطه از نوع سایکونورو ایمونولوژیک وجود داشته باشد.
    کلیدواژگان: بیماری التهابی روده، بیماری ریفلاکس مری، باور های وسواسی، افسردگی، اضطراب، اهواز
  • مهدی اشهاریان دخت، احمد یارمحمدیان*، طیبیه شریفی، احمد غضنفری صفحات 10-19
    مقدمه

    میگرن شایع ترین نوع سردرد مزمن است که عوامل روان شناختی در ایجاد و تشدید آن نقش اساسی دارند. درمان های متمرکز بر شفقت و فراتشخیصی در طیف گسترده ای از اختلالات هیجانی موثر بوده اند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت با درمان فراتشخیصی بر علائم میگرن بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی آموزشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش افراد مبتلا به میگرن مراجعه کننده به کلینیک مغز و اعصاب صنعت نفت شاهین شهر در سال 1396 بودند. تعداد 45 بیمار در دو گروه آزمایش درمان متمرکز بر شفقت (15نفر)، درمان فراتشخیصی (15نفر) و گروه گواه (15نفر) گمارده شدند. گروه های آزمایش علاوه بر دارودرمانی، درمان های روان شناختی متمرکز بر شفقت و فراتشخیصی را در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای در دو ماه دریافت کردند و گروه گواه فقط دارودرمانی دریافت می کرد. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه سردرد میگرن اهواز Najarian در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس دوطرفه با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل گردیدند.

    یافته ها

    بین میانگین نمره های پیش آزمون _ پس آزمون و پیگیری گروه های آزمایش و گروه گواه تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0>p). مقایسه گروه های درمانی نشان داد تفاوت معنی داری بین اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت با درمان فراتشخیصی بر علائم میگرن وجود ندارد.

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاکی از اثربخشی درمان های متمرکز بر شفقت و درمان فراتشخیصی بر کاهش علائم میگرن بود، به نظر می رسد می توان از این دو روش درمان روان شناختی در کنار دارودرمانی برای اثربخشی بیشتر در تسکین علائم میگرن بهره برد.

    کلیدواژگان: درمان متمرکز بر شفقت، درمان فراتشخیصی، میگرن
  • ماهرخ کشوری ، فریبا طالقانی، محسن شهریاری* ، زهرا باقرصاد صفحات 20-27
    مقدمه
    افزایش فشارخون یکی از مهم ترین مسائل بهداشت عمومی در کشورهای مختلف جهان است. این بیماری شایع، بدون علامت و اغلب غیرقابل تشخیص بوده و در صورت عدم کنترل عوامل خطرساز منجر به عوارض کشنده می شود. مطالعه حاضر به منظور تعیین ارتباط بین پرفشاری خون و عوامل خطر مرتبط با آن در افراد بالای 30 سال ساکن شهر اصفهان در سال 1394 انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی با شرکت 4900 نفر از مردان و زنان ساکن اصفهان که به روش خوشه ایو ساده انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامه دو قسمتی مشخصات دموگرافیک و اطلاعات مربوط به عوامل خطرساز پرفشاری خون بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (شاخص میانگین، انحراف معیار و توزیع فراوانی) و استنباطی (مجذور کای، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون لجستیک و آزمون تی مستقل) تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار سن نمونه های مطالعه 28/11 ± 57/48 سال و شاخص توده بدنی 1/4 ± 71/26 کیلوگرم بر متر مربع بود. میانگین فشارخون سیستولی و دیاستولی واحدهای پژوهش، به ترتیب 69/16 ± 54/121 و 42/10 ± 47/78 میلی متر جیوهبود. ضریب همبستگی پیرسون بین فشارخون سیستولی و دیاستولی با متغیرهای سن، شاخص توده بدنی و دور کمر رابطه مستقیم نشان داد (001/0>p). بین جنس با پرفشاری خون نیز رابطه معنی داری وجود داشت (001/0>p).
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر یک تصویر واقعی از عوامل زمینه ساز ابتلا به پرفشاری خون در ساکنین شهر اصفهان فراهم نمود. استفاده از این نتایج در طراحی و اجرای برنامه های مداخله ای برای کنترل و پیشگیری از بیماری پرفشاری خون در این منطقه می تواند موثر باشد.
    کلیدواژگان: شیوع، پرفشاری خون، عوامل خطر
  • مریم فراهانی فر ، حسن حیدری *، حسین داودی ، سیدعلی آل یاسین صفحات 28-38
    مقدمه
    مشاوره انگیزشی نظام مند و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، با تاکید بر اصلاح ساختار انگیزشی و پذیرش مشکلات و واقعیت های زندگی می تواند ساختار خانواده را بهبود بخشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین تاثیر مشاوره انگیزشی نظام مند با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انطباق و انسجام خانواده زنان ناسازگار زناشویی می باشد.
    مواد و روش ها
    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود که از طریق، گمارش تصادفی و پیگیری سه ماه انجام گرفت. نمونه گیری به صورت داوطلبانه انجام شد. 36 زن ناسازگار در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس ارزیابی انطباق و انسجام خانوادگی (FACES-III) Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scale بود. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس دو طرفه با اندازه گیری های مکرر تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0>p). مقایسه گروه های درمانی حاکی از آن بود که بین تاثیر روش های مشاوره انگیزشی نظام مند و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انطباق و انسجام خانواده تفاوت معنی داری وجود ندارد.
    نتیجه گیری
    مشاوره انگیزشی نظام مند و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توانند موجب بهبود انطباق و انسجام خانواده شوند. از این رو، نتیجه پژوهش حمایتی تجربی برای هر دو درمان در جهت بهبود ساختار خانواده فراهم می کند.
    کلیدواژگان: مشاوره انگیزشی نظام مند، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، انطباق و انسجام خانواده، زنان ناسازگار زناشویی
  • نیما اسدزاه، بهنام مکوندی *، پرویز عسکری ، رضا پاشا ، فرح نادری صفحات 39-47
    مقدمه
    با توجه به شیوع بالای اضطراب و نیاز به بررسی اثربخشی مداخلات روان شناختی در کمک به افراد مبتلا به اضطراب؛ پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سازگاری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و خودانتقادی در افراد مبتلا به اضطراب در شهر اهواز صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع کارآزمایی آموزشی می باشد که اعضای جامعه آن را افراد مبتلا به اضطراب مراجعه کننده به کلینیک های شهر اهواز تشکیل می دادند که از میان آنها 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش گمارش تصادفی ساده در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. طرح پژوهش از نوع تجربی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سازگاری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و خودانتقادی استفاده شد. در گروه آزمایش، مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 هفته یک جلسه ای و هر جلسه به مدت 120 دقیقه اجرا گردید. پس از پایان مداخله، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد و پس از دو ماه، مرحله پیگیری انجام شد. داده ها با آزمون تحلیل واریانس دو طرفه تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که مداخله انجام شده در گروه آزمایش، بر روی هر سه متغیر سازگاری اجتماعی (74/8 =F و 001/0>p)، بهزیستی روان شناختی (15/39=F و 001/0>p) و خودانتقادی موثر بوده است (34/92=F و 001/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دهنده تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود وضعیت روان شناختی افراد مبتلا به اضطراب بود. لذا استفاده از این روش درمانی به درمانگران بالینی در درمان افراد مبتلا به اضطراب توصیه می شود.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اضطراب، سازگاری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، خودانتقادی
  • یزدان موحدی *، لیلا موزه کش، بهناز فولادپنجه صفحات 48-57
    مقدمه
    درج پیام های هشداری تصویری بر روی جلد پاکت ها و بسته بندی های سیگار راهبرد کاهش مصرف سیگار می باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر طراحی تصاویر (خنثی و منزجرکننده) بسته بندی محصولات دخانی بر الگوی امواج مغزی افراد سیگاری انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر تجربی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان پسر دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1397-1396 بودند. برای ثبت امواج مغزی الکترود در ناحیه FP1 نصب شد. آزمودنی ها از فاصله 90 سانتیمتری صفحه سفید رایانه را به مدت دو دقیقه نگاه می کردند (موقعیت استراحت)، سپس تصاویر با حالت خنثی و تصاویر با حالت منزجرکننده نیز هر یک به مدت دو دقیقه به اجرا درآمدند و از این افراد هم زمان در باندهای فرکانسی آلفا پیک، تتا، آلفا، ریتم حسی حرکتی و بتا ثبت الکتروانسفالوگرافی کمی به عمل آمد. داده ها با روش تحلیل اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که اثر اصلی موقعیت ثبت (001/0, p<12/46F=)، اثر اصلی باند فرکانسی (001/0, p<58/88F=) و اثر تعاملی موقعیت ثبت و باند فرکانسی (001/0, p<96/5F=) معنی دار شده است. به این معنا که پاکت های منزجرکننده واکنش مغزی متفاوتی نسبت به پاکت های خنثی در پی دارند.
    نتیجه گیری
    پیشنهاد می گردد بر روی جلد پاکت های سیگار تصاویر منزجرکننده درج شود تا واکنش های مغزی شدیدی به وجود آورده و دافعه بیشتری در افراد سیگاری ایجاد شود.
    کلیدواژگان: خنثی، منزجرکننده، امواج مغزی، سیگار
  • محمد باقدم، خالید محمد زاده سلامت *، کمال عزیزبیگی، کاظم باعثی صفحات 58-64
    مقدمه
    با توجه به نقش PGC1α در متابولیسم گلوکز، آیرزین نیز یک مایوکاین القا شده با فعالیت ورزشی می باشد که با دیابت نوع 2 کاهش می یابد. بیان ژن PGC1α در افراد دیابتی تا 50% کاهش می یابد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی بر بیان ژن PGC1α، آیرزین، انسولین، گلوکز و مقاومت به انسولین در رت های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، 16 سر رت نر نژاد ویستار با میانگین وزن20 ± 200 گرم به صورت تصادفی به دو گروه دیابتی کنترل (8 n=) و دیابتی مقاومتی (8 n=) تقسیم و در شرایط آزمایشگاهی نگهداری شدند. گروه تمرینی 8 هفته تمرین مقاومتی را اجرا کردند. 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسه تمرینی، رت ها بی هوش و قربانی شدند. ابتدا خون گیری انجام شد سپس قلب آن ها خارج و با استفاده از روش Real time – PCR میزان بیان ژن GC1α بطن چپ قلب اندازه گیری شد. برای مقایسه مقادیر متغیرها از آزمون t مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد در میزان آیرزین (002/0p=)، بیان ژن PGC1α (001/0p=)، گلوکز (001/0p=) و انسولین (004/0p=) در گروه دیابتی مقاومتی نسبت به گروه دیابتی کنترل تفاوت معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج تحقیق حاضر، به نظر می رسد می توان تمرین مقاومتی را به عنوان یک استراتژی مهم جهت بهبود بیان ژن PGC1α در متابولیسم گلوکز در دیابتی ها توصیه کرد و به عنوان یک روش مداخله ای تاثیرگذار مورد توجه قرار داد.
    کلیدواژگان: رت، تمرین مقاومتی، آیرزین، ژن PGC1?
  • اصغر شهراسفنگره، الهه عرب عامری*، افخم دانشفر، عبدالله قاسمی، علی کاشی صفحات 65-74
    مقدمه

    مهارت های حسی- حرکتی و ترکیب بدنی در کودکان اوتیستیک در سطح پایینی است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر برنامه تمرینی منتخب یکپارچگی حسی بر مهارت های حرکتی و ترکیب بدنی کودکان اوتیسم شهر تبریز بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه از نوع کارآزمایی آموزشی می باشد. در این پژوهش، از بین پسران مبتلا به اوتیسم شهر تبریز در سال 1397، تعداد 40  نفر بعد از تشخیص قطعی اختلال توسط روانپزشک و معیارهای تشخیصی، به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون تبحر حرکتی بروینینکس- اورزتسکی، دستگاه ترکیب بدنی و پروتکل آموزش برنامه تمرینی منتخب یکپارچگی حسی بود. گروه آزمایش 12 جلسه 90 دقیقه ای به مدت 3 ماه آموزش یکپارچگی حسی دریافت کردند اما گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. داده ها به کمک آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج تفاوت معنی داری در نمرات پس آزمون بین گروه های آزمایش و کنترل در مهارت های حرکتی درشت و ظریف و ترکیب بدنی نشان داد (001/0>p). به نحوی که برنامه یکپارچگی حسی باعث ارتقای سطح مهارت های حرکتی درشت و ظریف و همچنین بهبود ترکیب بدنی در کودکان مبتلا به اوتیسم گردید (001/0>p).

    نتیجه گیری

    بر طبق نتایج، به نظر می رسد بتوان از برنامه تمرینی منتخب یکپارچگی حسی برای بهبود مهارت های حرکتی و ترکیب بدنی افراد اوتیسم استفاده نمود.

    کلیدواژگان: یکپارچگی، حرکات درش، ظری، ترکیب بدنی، اوتیس
|
  • S A Marashi*, Kh Jenadeleh, K Beshlideh Pages 1-9
    Introduction
    Psychological factors such as obsessive beliefs, depression and anxiety have a major impact not only on the mental and physical health of individuals but also on the treatment, recovery and relapse of the disease. The aim of this research was to compare obsessive beliefs, depression and anxiety among inflammatory bowel disease (IBD) patients, gastro esophageal reflux disease (GERD) patients and healthy people.
    Materials and Methods
    This research is a descriptive and causal-comparative study. Using purposeful sampling, 150 people, including 50 healthy subjects, 50 patients with inflammatory bowel disease and 50 patients with GERD were selected as the sample. Data were collected using the Obsessive Belief Questionnaire, the Depression Questionnaire and the Anxiety Inventory and was analyzed using multivariate analysis of variance.
    Results
    The results showed that there are significant differences (p<0/001) between IBD and GERD and healthy people in obsessive beliefs, depression and anxiety. The mean of obsessive beliefs in IBD patients (119/744±15/423) was higher than the other two groups (p<0/001). Also, depression (12/489±2/941) and Anxiety (16/881±5/735) in IBD patients were higher than the other two groups.
    Conclusion
    According to the results, there is a significant difference between the inflammatory bowel disease and healthy people in the components of obsessive beliefs, depression and anxiety. So, there may be psycho-neuro-immunologic relationship between obsessive beliefs with inflammatory bowel disease, mediated by depression and anxiety.
    Keywords: Inflammatory Bowel Disease, Esophageal Reflux Disease, Obsessive Beliefs, Depression, Anxiety, Ahvaz
  • M Ashharian dokht, A yarmohammadian *, T Sharifi, A Ghazanfari Pages 10-19
    Introduction

    Psychological factors play a large role in the formation and intensification of Migraine, which is the most common type of chronic headache. Compassion-focused therapy and transdiagnostic treatment have found to be effective in a wide range of emotional disorders. The purpose of the present study was to compare the effectiveness of compassion-focused therapy with transdiagnostic treatment on migraine symptoms.

    Materials and Methods

    The present study was of educational clinical trial type, with pre-test, post-test, follow up and control groups. Population was comprised of people with migraine referring to Shahin Shahr Oil Industry Clinic in 2017. A total of 45 migraine patients participated in this study, divided into the two experimental groups compassion-focused therapy (15 patients) and transdiagnostic (15 patients), and the control group (15 patients). Experimental groups received 8 weekly 90-minute sessions of psychotherapeutic treatments of compassion-focused and transdiagnostic in addition to drug therapy for two months, while control group only received drug therapy. Subjects were evaluated using Najarian migraine headache questionnaire in pre-test, post-test and follow-up. Data were analyzed using two-way repeated measures analysis of variance.

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the mean scores of pretest and post-test in the experimental and control groups (p<0.01). Comparing therapeutic groups showed that there was no significant difference between the efficacy of compassion-focused and transdiagnostic treatment on migraine symptoms (p<0.05).

    Conclusion

    The results of this study indicated that compassion-focused and transdiagnostic treatments were effective on the reduction of migraine symptoms. It seems that the two methods can be used along with drug therapy to gain more efficiency in providing relief from migraine symptoms.

    Keywords: Compassion-Focused Therapy, Transdiagnostic Treatment, Migraine
  • M Keshvari, F Taleghani, M Shahriari *, Z Baghersad Pages 20-27
    Introduction
    Hypertension is one of the most important public health issues in different countries around the world. The disease is common, asymptomatic and often indistinguishable. If the risk factors of the disease which include an inappropriate diet, obesity, low activity and exercise, smoking, consumption of alcohol and stress are not controlled, the disease can lead to fatal complications in the absence of treatment. This study was conducted to determine the relationship between hypertension and its related risk factors in people over 30 years of age living in Isfahan.
    Materials and Methods
    This descriptive-correlational research was conducted in 2013-2014. This study was conducted with a sample of 4900 men and women selected by using a simple and cluster sampling method in the city of Isfahan.
    The research instrument was a researcher-developed questionnaire containing demographic characteristics and information about risk factors for hypertension. Data were analyzed using descriptive and analytical tests in the SPSS software version 18.
    Results
    The results showed that the mean age of the units was 48.57 ± 11.28 years and the mean BMI was 26.71 ± 4.1 kg/m2. The mean of systolic and diastolic blood pressure in the studied units were 12.45 ± 16.6 mmHg and 78.47 ± 10.42 mmHg, respectively. Also, there was a direct correlation between systolic blood pressure and diastolic blood pressure with age, BMI and waist circumference (p<0.001). The results of the study showed that there was a significant relationship between sex and hypertension. In males (13.9%) it was higher than females ( 98.9%) (p<0.001).
    Conclusion
    The results of this study provide a real picture of the underlying causes of people's attitude toward hypertension in the population of Isfahan residents. It is recommended to take these results into consideration in the design and implementation of any interventional program for the control and prevention of hypertension in this area.
    Keywords: Prevalence, Hypertension, Risk factors
  • M Farahanifar, H Heidari *, H Davodi, SA Aleyasin Pages 28-38
    Introduction
    Systematic motivational counseling and acceptance and commitment therapy can improve the family structure by putting emphasis on the motivational structure amendment and the acceptance of life problems and facts. The purpose of this study is to compare the effect of systematic motivational counseling and acceptance and commitment therapy on family adaptation and cohesion of incompatible marital women.
    Materials and Methods
    The research design was a quasi-experimental, pre-test and post-test type with a control group which was done through random assignment and a three-month follow-up. Sampling was carried out voluntarily. Thirty-six incompatible women were assigned to one of the experimental and control groups. The research tool included family adaptability and cohesion evaluation scale (FACES-III). Data were analyzed through mutual variance analysis method by the repeated measurements.
    Results
    the results showed that there was a significant difference between the average pre-test and post-test scores in the control group (p<0.05). Also, the comparison of therapeutic groups indicated that there is no significant difference between the effect of systematic motivational counseling methods and acceptance and commitment therapy and family cohesion.
    Conclusion
    the results showed that systematic motivational counseling and acceptance and commitment therapy could improve family adaptation and cohesion. Therefore, the results of the research provides empirical evidence for both therapies to improve the family structure.
    Keywords: Systematic Motivational Counseling, Acceptance, Commitment Therapy, Family Adaptability, Cohesion, Incompatible Married Women
  • N Asadzadeh, B Makvandi *, P Askary, R Pasha, F Naderi Pages 39-47
    Introduction
    Considering the high prevalence of anxiety and the need to investigate the effectiveness of psychological interventions in helping people with anxiety, this study aimed to explore the effectiveness of acceptance- and commitment-based therapy on social adjustment, psychological well-being and self-criticism in people with anxiety in the city of Ahvaz.
    Materials and Methods
    This study was of an educational trial type in which the research population consisted of all the people with anxiety referring to clinics in the city of Ahvaz. From this population, 40 persons were selected using the convenience sampling method as the sample and were then assigned to each of the experimental and control groups using the simple random sampling method. The research design was experimental with a pretest-posttest and a control group. Data were collected using the social adjustment questionnaire, psychological well-being questionnaire and self-confidence questionnaire. In the experimental group, an intervention-based treatment, based on admission and commitment, was performed one session a week for eight weeks, each session lasting 120 minutes. Both groups took a post-test at the end of the intervention and after a two-month follow up. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance analysis using version 18 of the SPSS software.
    Results
    The results showed that the intervention in the experimental group was based on all the three variables of social adjustment (F = 8.74, p= 0.000), psychological well-being (F = 39.31, p= 0.000) and self-criticism (F = 34/92 and p=000/0).
    Conclusion
    The results of data analysis indicate the effect of acceptance- and commitment-based therapy on improving the psychological status of people with anxiety. Therefore, the use of this therapeutic approach by clinical therapists is recommended in treating people with anxiety.
    Keywords: Acceptance-, Commitment-Based Therapy, Anxiety, Social Adjustment, Psychological Well-Being, Self-Conceiving
  • y movahedi *, l Mozekesh, B Foladpanche Pages 48-57
    Introduction
    Inserting visual warning messages on packets and cigarette packets is a strategy for reducing smoking. The purpose of this study was to explore the effect of drawing images (neutral and disgusting) on ​​the pattern of brain waves in smoking people.
    Materials and Methods
    The present study was a clinical trial. The statistical population of this study included all the male students of Tabriz University during the period of 2017-18. To record brain waves, electrodes were placed in the FP1 area. The participants watched a white screen for 2 minutes from a distance of 90 centimeters from the computer (the resting state). Neutralizing and disgusting images were then displayed each for 2 minutes. As the images were being displayed, the frequency bands alpha, theta, alpha, beta rhythm a little sensory and electroencephalographic waste were simultaneously recorded. Data were analyzed using repeated measures analysis.
    Results
    The results indicated that there was a significant main effect of recording (p<0.001), a significant main effect of frequency band (p<0.001) and a significant interaction between recording mode and frequency band (p<0.001). In other words, explosive packages lead to a different magnetic reaction than the neutral packages.
    Conclusion
    It is suggested that disgusting images be inserted on the cover of cigarette packs to cause severe brain reactions and more repulsion in smokers.
    Keywords: Neutral, Disgust, Brain Waves, Cigarette
  • M Baghadam, Kh Mohammadzadeh salamat *, K Azizbeigi, Kazem baesi Pages 58-64
    Introduction
    Due to the significant role of PGC1α in glucose metabolism, insulin has also been induced by the Myokines with sports activities, which is reduced with type 2 diabetes. The gene expression of PGC1α in diabetic people is reduced up to 50%. The purpose of this study was to explore the Effect of 8 weeks of resistance training on IRISIN plasma serum and the gene expression of PGC1α cardiac muscle in (streptozetosin) induced diabetic rats.
    Materials and Methods
    Sixteen male Wistar rats with an average weight of 200 ± 20 g were randomly assigned to one of the two groups of the diabetic control (n = 8) and the diabetic resistance (n = 8) and were kept in vitro. The experimental group received resistance training for 8 weeks. The following factors were measured: Blood samples were taken and then their heart was abroad and using the Real Time-PCR method, the gene expression of PGC1α of the left ventricle were measured. Independent sample t-test was used.
    Results
    The results showed that there was a significant difference between the average Irisin (p=0/002), gene expression of PGC1α (p=0/001), glucose level (p=0/001) and insulin (p=0/004) between the resistance diabetic group and the control diabetic group.
    Conclusion
    Based on the results of the present study, it seems that resistance training is recommended as an important strategy for improving the gene expression of PGC1α and glucose metabolism in diabetics. Therefore, it can be considered as an effective interference method.
    Keywords: Rats, Resistance Training, PGC1? Gene, Irisin
  • Shahrasfenghar A, Arabameri E*, Daneshfar A, Ghasemi A, Kashi A Pages 65-74
    Introduction

    Sensory and motor skills in autistic children are at a low level. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of a selected sensory integrity training program on motor skills and body composition of children with autism in the city of Tabriz.

    Materials and Methods

     This is an educational study. In this study, from among the autistic boys in the city of Tabriz in 2018, 40 people were randomly selected after the definite diagnosis of psychiatric disorders by a psychiatrist and based on diagnostic criteria and were then assigned to one of the two experimental and control groups. The research instruments included the Brininx-Oresetsky Expedition Test, the Physical Fitness Machine, and the training protocol for selected sensory integrity. The experimental group received 12 sessions of 90 minutes for sensory integrity training for 3 months, but the control group did not receive any training. The collected data were analyzed by multivariate analysis of covariance analysis.

    Results

    The results of the analysis of the collected data showed a significant difference in the post-test scores between the experimental and control groups in their coarse and delicate motor skills (p<0.001). Therefore, it can be claimed that the sensory integrity program improves the level of coarse and delicate motor skills and also improves the body composition in children with autism (p<0.001)

    Conclusion

    Based on the results obtained in the present study, a sensory integrity training program can be used to improve the performance of individuals with autism. Therefore, parents of autistic children can use these methods to improve mental health in their children.

    Keywords: Integrity, Coarse, Delicate movements, Body Composition, Autism