فهرست مطالب

  • پیاپی 53 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/31
  • تعداد عناوین: 17
|
  • ناصر فکوهی*، مریم حسین یزدی صفحات 281-298
    پژوهش حاضر با توجه بر یافته های میدانی درصدد مطالعه علائق زیبایی شناختی در مسکن شهری با توجه به دیدگاه انسان شناسی است. رویکرد پژوهشی مورداستفاده، کیفی است و از طریق داده های مردم نگاری و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. دو مجتمع مسکونی واقع در مناطق یک و پانزده تهران -به ترتیب با اسامی قیطریه و پروانه- جامعه موردمطالعه این پژوهش را تشکیل می دهند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گاهی سلیقه ساکنین خانه، تحت سیطره معماری و طراحی داخل خانه قرار می گیرد و گاهی ساکنین از طریق روابط انسانی بر آن غلبه می یابند. عواملی همچون اقتصاد، مذهب، پایبندی به سنت های پیشین، معماری و طراحی داخل خانه، در علایق زیبایی شناختی ساکنین تاثیرگذار بوده است. زیبایی شناختی ساکنین مجتمع مسکونی در منطقه پانزده بیشتر تحت تاثیر عوامل مذهبی و پایبندی به سنت ها و ارزش های پیشین است و عوامل اقتصادی و طراحی داخلی خانه، زیبایی شناسی ساکنین مجتمع مسکونی درمنطقه یک را تحت الشعاع قرار داده است. همچنین ساکنین در منطقه پانزده برخلاف ساکنین منطقه یک، کمتر تحت تاثیر معماری خانه بوده اند.
    کلیدواژگان: زیبایی شناسی، انسان شناسی، سلیقه، اشیاء، مجتمع مسکونی
  • فریده خلج ابادی فراهانی*، علی رحیمی صفحات 299-336
    این مطالعه با هدف بررسی تعیین کننده های سن اولین ازدواج در 10 کشورهای منتخب آسیا و اقیانوسیه (آذربایجان، ایران، تاجیکستان، ژاپن، تایلند، چین، استرالیا ، نیوزلند، هند و مالزی ) و به روش مرور منظم انجام شده است. مطالعات بر اساس معیارهای مشخص و با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با سن ازدواج و عوامل تعیین کننده آن، انتخاب شدند. از بین 193 مطالعه، 45 مورد انتخاب شده و بر اساس اشتراکات مفهومی، تجزیه و تحلیل محتوایی گردیدند. نتایج نشان داد که مطالعات فوق، تعیین کنندهای سن ازدواج را در دو سطح خرد و کلان شناسایی کرده اند. عوامل تعیین کننده سن ازدواج در سطح کلان عبارت بودند از " توسعه اقتصادی"، "سیاست جمعیتی"، "بازار و مضیقه ازدواج"، " پذیرش و گسترش روابط جنسی قبل از ازدواج و همباشی"و "عوامل محیطی مانند بی ثباتی اجتماعی، نزاع و جنگ ها". درحالیکه عوامل تعیین کننده سطح خرد عبارت بودند از : " وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد "، " نگرش ها و باورها، مذهب و پایبندی به مذهب، قومیت و طبقه اجتماعی"، "توانمندسازی زنان به علت تحصیلات و اشتغال"، "عوامل ارزشی و هنجاری" ، "نقش های جنسیتی" و "عوامل خانوادگی، زندگی با والدین و تعداد فرزندان" . با توجه به تنوع و تفاوت های اجتماعی و فرهنگی در سطح منطقه، بسیاری از تفاوت های دیده شده در شاخص های ازدواج و روند تغییرات آن، تنها به میزان توسعه یافتگی کشورها بستگی نداشته باشد؛ بلکه عوامل ارزشی و فرهنگی در زمینه ازدواج و خانواده در برخی جوامع آسیایی همچنان از تاثیر بالایی برخوردارند و جوامعی که ارزشهای فوق دستخوش تغییرات مهمی شده اند، شاهد افزایش قابل توجه سن ازدواج بوده اند.
    کلیدواژگان: تعیین کننده ها، سن ازدواج، ایران، کشورهای آسیا و اقیانوسیه
  • معصومه قاراخانی *، سیدآیت الله میرزایی، سیدمحمدامین قانعی راد صفحات 337-382
    یکی از وظایف حرفه ای انجمن های علمی، انتقال ارزش های مبتنی بر رشته علمی به عنوان اصلی ترین وظیفه و همچنین انتقال ارزش های تاریخی و سنتی جامعه به اعضای شان است. در این مقاله برای پرداختن به وظیفه نقش انجمن های علمی در ارتباط با اخلاق حرفه ای علم از تکنیک مصاحبه نیمه ساخت مند با کنشگران و اعضای انجمن های علمی استفاده شد. سپس دستاوردهای پژوهش در قالب چند مقوله اصلی شامل «تعریف اخلاق حرفه ای علم»، «فضای هنجاری علم»، «نقش انجمن های علمی در ارتقای اخلاق حرفه ای علم» و «راه کارهای ارتقای اخلاق حرفه ای علم» از رویکرد انجمنی صورتبندی و ارائه شده است. تحلیل یافته ها و برآیند نتایج این پژوهش نشان می دهد به رغم حساسیت بسیار زیاد انجمن های علمی در ایران نسبت به مساله اخلاق علم فعالیت چندانی در زمینه ترویج اخلاق حرفه ای علم در میان آنها وجود ندارد. از یک سو موقعیت ساختاری انجمن های علمی، رهاشدگی و استفاده ابزاری از آنها به همراه کاستی های ساختار درونی انجمن ها و پایین بودن مشارکت انجمنی کارکرد آنها را در زمینه اخلاق حرفه ای علم تحلیل برده است و از سوی دیگر سیاست های تسهیل کننده ناراستی های علمی و سکوت سیاست گذار در برابر رواج این ناراستی ها، شکل گیری یک ماراتون سراسری علم سازی به جای علم ورزی و در نتیجه رهاشدگی اخلاق حرفه ای علم را در پی داشته است. در پایان دو دسته راه کارهای فرایندی و ساختاری برای بهبود وضعیت اخلاق حرفه ای علم از رویکرد انجمنی ارائه شده است.
    کلیدواژگان: اخلاق حرفه ای، اخلاق علم، انجمن های علمی، اجتماع علمی، جامعه شناسی علم
  • علیرضا صادقی *، فاطمه هواس بیگی، حسن ملکی، مصطفی قادری صفحات 383-429
    هدف پژوهش حاضر واکاوی مقوله های آموزش چندفرهنگی در محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره آموزش ابتدایی ایران است. این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد عرفی (استقرایی) استفاده شده است. روش نمونه گیری هدفمند و نمونه موردنظر مشتمل بر کتاب های درسی مطالعات اجتماعی پایه سوم تا ششم بوده است. این کتاب ها ازاین جهت انتخاب شدند چون که بیشترین قابلیت برای حمل مفاهیم چندفرهنگی رادارند. واحد تحلیل (ثبت) در اینجا مضمون، تصویر و واحد زمینه کتاب درسی است. برای تعیین پایایی روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی، بازبینی مطالب در دو مرحله، یکی پس ازاینکه بین 10-50 درصد مقوله بندی ها تکمیل شد و دیگری در پایان کار صورت گرفت. تحلیل محتوای کیفی کتاب ها نشان داد که محتوا بیشتر در راستای تبلیغ ویژگی ها و مولفه های فرهنگی، فرهنگ مسلط عمل کرده و منابع هویتی فرهنگ اقوام مختلف نادیده گرفته شده و بر فرهنگ ملی نیز به شیوه ای پررنگ تاکید شده است. در این کتاب ها آموزش چند فرهنگی بسیار ضعیف صورت گرفته به این معنا مولفه های فرهنگی اقوام مختلف یا موردتوجه قرار نگرفته یا در مواردی در قالب تصویر بدون شرح و به شیوه ای غریبانه مورد اشاره قرارگرفته است. محتوای کتاب ها به دنبال اشاعه یکسان سازی فرهنگی بوده و در تمامی مقوله های استخراج شده توجه و مرکزیت دادن به فرهنگ مسلط به چشم می خورد.
    کلیدواژگان: کتاب های درسی، مطالعات اجتماعی، دوره ابتدایی، آموزش چند فرهنگی
  • نافع باباصفری *، ابراهیم فیاض، امیلیا نرسیسیانس، احمد نادری صفحات 431-456
    این مقاله به بررسی کیفی دگرگونی و پایداری منابع هویت در بین مردمان منطقه اورامان می پردازد. منطقه اورامان محل تلاقی منابع هویت های متفاوتی بوده است این تلاقی، کنشگران اورامی را ناگزیر به دگرگونی و پایداری نموده است و این شرایط، آنان را با فرصت ها و چالش های متعددی روبرو نموده است. این پژوهش در تلاش است که زمینه ها، دلالت ها، راهبردها و پیامدهای دگرگونی و پایداری منابع هویت مردمان اورامی را بررسی نماید روش شناسی این پژوهش کیفی می باشد و در آن از روش نظریه پردازی داده بنیاد برای گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است ابزار تحلیل داده ها نیز نرم افزار اطلس تی بوده است. نمونه گیری با روش هدفمند و حداکثر تنوع انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «گسستگی در امکان ترکیب منابع هویت» به عنوان مقوله هسته شناسایی شده است. هم چنین مفاهیم و مقولات شناسایی شده ذیل شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردی و پیامدی به عنوان مدل پارادایمی و خروجی پژوهش ارائه گردیده است.
    کلیدواژگان: منابع هویت، دگرگونی هویت، پایداری هویت، نظریه داده بنیاد، اورامان
  • جمال محمدی، جهان گیر محمدی صفحات 457-479
    تاریخ به مثابه تخاصم روایی معرفت شناسی اصلی در مطالعات فرودستان است. این پروژه تاریخ نگارانه، ملهم از میراث سیاسی اندیشه و سیاست پسااستعمارگری، از سویی به دنبال نقد روایت های تاریخی مسلط استعمار، امپریالیسم و ملی گرایی است و از سوی دیگر، با به چالش کشیدن گفتمان های تاریخ نگارانه مذکور، تعهد سیاسی خود را در بازنویسی تاریخ فرودستان در لابه لای سطور و سکوت آرشیوها تعریف می کند. هدف مقاله حاضر، مروری بر وجوه نظری این مطالعات و نشان دادن شیوه ها، رویه ها، استراتژی ها و به طور کلی سیاست نوشتار این جریان انتقادی تاریخ نگارانه در پیوند با فضای مفهومی فرودستان است. در این راستا، پس از اشاراتی به گرامشی، به ایده ها و استدلالات گروه مطالعات فرودستان پرداخته می شود. این جریان تاریخ نگارانه، با الهام از گرامشی و تجربه روابط ستم در جنوب آسیا مفهومی از فرودست را ساخت داد که فراسوی تعریف طبقاتی گرامشی، دیگر موقعیت های مورد ستم را نیز دربر می گرفت. آن ها مدعی سهم تاریخی مشارکت مردم عادی و سیاست های آن ها در راستای ساخت ملت پسااستعماری گردیدند. همچنین، اسپیواک با نقد بر صورت بندی و تلاش های گروه تاریخ نگارانه مذکور و خوانشی پسامارکسیستی از مفهوم فرودست، مدعی ناتوانی سخن گفتن فرودستان گردید، هرچند که بعدها به بیان موقعیت مند آن ها در روایت های ادبیات روی آورد. خلاصه اینکه، روایت تاریخ در مطالعات فرودستان مبتنی بر سیاست نوشتار ویژه ای است که مشخصه های آن عبارت است از: آگاهی واساختی، تاریخ-از-پایین، ضدنخبه گرایی، ضداستعماری، تاریخ اپیزودیک و بیان موقعیت مند. برآیند این سیاست نوشتار در مطالعات پسااستعماری پاد-مدرنیته آلترناتیو خوانده می شود.
    کلیدواژگان: روایت تاریخی، مطالعات فرودستان، پسااستعمارگری، فرودست، سیاست نوشتار
  • علی یوسفی، فردین محمدی * صفحات 481-504
    انسان در تمام عرصه های حیات زندگی از جمله در شهر به دنبال معناست و اگر معانی اصیل مورد نظر خود را در شهر نیابد، دچار انواع بیگانگی می شود. نتایج مرور نظام مند آرای بیگانگی در میان جامعه شناسان شهر نشان می دهد بیگانگی شهری پنج نمود عمده دارد: دلزدگی که دلالت بر ناتوانی سیستم عصبی انسان در واکنش به محرکات شهری و یکنواخت دیدن آن ها دارد؛ بی سازمانی که مبین سست شدن پیوندها، هرج و مرج اخلاقی، منفعل شدن افراد و غوطه ور شدن آن ها در جامعه توده وار است؛ پرسه زنی که به معنای شهرنشین تماشاگر سرگردانی است که کاری جز پرسه زنی در فضاهای شهری و دید زدن ویترین های مغازه ها بدون آن که قصد یا توان خرید داشته باشد، را ندارد؛ بیگانگی فضایی حاکی از سلطه فضاهای جدید شهری بر انسان است، به طوری که انسان ها نمی دانند چگونه باید با فضای خلق شده مواجه شوند. در نهایت بیگانگی جمعی که بر شکل گیری فضای جدیدی تحت تاثیر فضای جریان ها در جامعه اطلاعاتی دارد که جدایی کامل مردم از تاریخ، فرهنگ، محصولات تولیدی، از اطرافیان و از خود را در بردارد. بعلاوه بیگانگی شهری و اشکال آن اساسا تحت تاثیر ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهرهای سرمایه داری است.
    کلیدواژگان: دلزدگی، بی سازمانی، بیگانگی فضایی، بیگانگی جمعی، پرسه زنی
  • یوسف اباذری، صابر جعفری* صفحات 505-537

    ماکس وبر و مباحث روش‌شناختی‌ای مطرح می‌کند دستمایه تفاسیر و خوانش‌های بسیار متعددی بوده است. این تفاسیر بیشتر به قرابت‌های فکری و تاثیرپذیری‌های وبر از سایر متفکران پیشین یا معاصر وبر تاکید کرده‌اند. این شیوه از خوانش، در هر مسیری که برای شرح و تفسیر انتخاب می‌شود، دچار یک‌جانبه‌گرایی‌هایی می‌شود که دست‌آخر نمی‌توان به مبنایی واحد برای انتخاب از میان آنها رسید. بازسازی فضای فکری و صورت‌بندی مجدد پرسش‌هایی که وبر در مباحث روش‌شناسی خود آنها را دنبال می‌کند می‌توان در تعیین سهم هر یک از تاثیرات فکری‌ای که در شکل‌گیری پاسخ‌های وبر نقش داشته‌اند می‌تواند راه‌گشا باشد. این مقاله به‌دنبال معرفی یکی از مناقشات اصلی‌ای است که بحث‌های روش‌شناسی وبر با تاثیر از آن شکل گرفته و درصدد پاسخ‌گویی به مسایل آن است.

    کلیدواژگان: ماکس وبر، مناقشه روشی، ایده آل تایپ، فرد تاریخی، تاریخ، علوم واقعیت انضمامی
  • حمید عبداللهیان* صفحات 539-583

    این مقاله ادعا می‌کند که با وجود تغییراتی که در قرن بیست و یکم رخ داده، هنوز هم دهقانان باید مورد توجه صاحب نظران علوم اجتماعی قرار بگیرند. این مقاله در این راستا به تحولات پایگاه اجتماعی دهقانان ایرانی در یک گستره تاریخی می‌پردازد. صاحب نظران ایرانی مدت‌های طولانی مزیت‌های نظری دهقانان ایرانی به عنوان عنصری که به فهم سازوکارهای بازتولید شیوه‌های تولید کشاورزی سنتی حتی در دهه‌های اول قرن بیست و یکم کمک می‌کند را نادیده گرفته‌اند. این مقاله با تمرکز بر مالکیت خصوصی[1] و تاثیر آن بر بازتولید جامعه دهقانی ایرانی به این مساله می‌پردازد. استدلال من این است که از آنجا که صاحب نظران توسعه، وزن نظری کافی به مالکیت خصوصی نداده اند، تبیین سازوکارهای بازتولید جامعه دهقانی ایران و شیوه تولید همراه آن به یک ضرورت تبدیل شده است. من رویکرد تیلور[2] به شیوه‌های تولیدی را برای تبیین این نکته به کار می‌برم که شکل گیریهای اقتصادی-اجتماعی بومی و الزامات محلی، تعیین کننده‌ی جایگاه نظری دهقانان ایرانی هستند. این مقاله همچنین استدلال می‌کند که چنین شرایطی به نوبه‌ی خود منجر به ساخت طبقاتی ماندگار در جامعه دهقانی ایران شده بطوریکه این جامعه توانسته خود را به قرن بیست و یکم برساند. قابل ذکر است که این مقاله خیلی خلاصه به دوره‌ی بعد از 1360 نیز می‌پردازد زیرا ادبیات و مطالب موجود در مورد تاریخ جامعه دهقانی ایران تا آن زمان از نظر نظری و روش شناسی کافی نیست. درنتیجه، لازم است مطالبی برای فهم شکل‌گیریهای اجتماعی در روستاهای ایران بر اساس توضیحاتی فراهم آید که در این مقاله ارایه می‌شود.

    کلیدواژگان: دهقانان ایرانی، طبقه روستایی، تغییر روستایی، شکل گیری طبقه روستایی، قرن بیست و یکم
  • الهام اکبری*، شاهین شکوهی، مهدی اکبری گلزار صفحات 585-609

    هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر میزان اعتیاد به شبکه های اجتماعی موبایلی بر عملکرد تحصیلی و میزان مطالعه دانشجویان (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه شیراز) می باشد. این پژوهش از لحاظ روش جز تحقیقات توصیفی- پیمایشی  است و از پرسشنامه در جهت گرد آوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه شیراز می باشند که نزدیک به20000 نفر را تشکیل می دهند که از میان آن ها  تعداد 445 نفر به روش نمونه گیری تصادفی با استفاده از فرمول کوکران با سطح اطمینان 95 درصد انتخاب شدند که نیمی از آن ها خانم ها  و نیم دیگر آقایان تشکیل داده برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده ابتدا در سطح توصیفی با استفاده از شاخص های آماری به توصیف و تلخیص ویژگی های جمعیت شناختی افراد نمونه و در آمار تحلیلی به منظور بررسی اثرات میان متغیرهای تحقیق و بررسی فرضیه های تحقیق، مدل معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار spss مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که بین میزان اعتیاد به شبکه های اجتماعی موبایلی بر عملکرد تحصیلی و میزان مطالعه دانشجویان دانشگاه شیراز رابطه معناداری وجود دارد.  

    کلیدواژگان: اعتیاد، اینترنت، شبکه اجتماعی موبایلی، تحصیلات، مطالعه موردی، دانشجویان دانشگاه شیراز
  • لادن احمدیان هروی*، سارا شریعتی صفحات 611-633

    در زمینه ی مطالعات بنیادگرایی، دو گونه تحلیل رایج است. دسته ی نخست، که عمدتا متاثر از روش شناسی مطالعات ژیوپلتیک و روابط بین الملل است، تمایل دارد علت تفوق گروه های جهادی را در تلاش های ضدانقلاب برای مهندسی خیزش مردمی بجوید. دسته ی دوم که بیشتر در فضای آکادمی اروپا غالب است عموما بنیادگرایی را به مثابه ی یک فرم تحلیل می کند و کمتر به تحولات محتوایی این عرصه توجه دارد. در هر دو شکل تحلیل، داعش همچون صورت تشدیدشده ای از القاعده دیده می شود که تمایزش با سنت سلفی- جهادی ازپیش موجود صرفا راهبردی است. در مقابل این دو گونه روایت، مقاله ی حاضر می کوشد تا شکل گیری ایدیولوژی داعش را در بطن مباحثات درونی جریان سلفی-جهادی واکاوی کند. به بیان دیگر، می کوشیم به جای آنکه منشا ضدانقلابی به نام داعش را در جایی بیرون از تحولات منطقه بجوییم و با توسل به نیروهای بیرونی (از جمله اقدامات دستگاه های امنیتی) توضیح دهیم، نطفه ی شکل گیری داعش را در بطن منازعات ایدیولوژیک جریان جهادی بررسی کنیم. بدین منظور، به این پرسش می پردازیم که بین المتونیت داعش چگونه ساخته می شود؟ داعش چگونه متن های جریان ساز میدان سلفی-جهادی را انتخاب، بازتولید و مصرف می کند؟ در این راستا، مقاله با بررسی کتاب بنیان گذار نشانه های راه آغاز می شود و سپس برای شناسایی نقاط گسست از سنت سیدقطبی، نسبت کتاب های «مدیریت توحش» ابوبکر ناجی و «دعوت به مقاومت اسلامی جهانی» ابومصعب السوری را با ایده ی گروه پیشتاز می سنجد. این مقاله نشان می دهد که چگونه پروژه ی گذار از نخبه گرایی القاعده که توسط منتقدین درونی جریان جهادی صورت بندی شد در گسست از سنت سیدقطب و شکل گیری گروه داعش موثر بود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که داعش با اقتباس از پیش فرض های معرفت شناختی سوری و ناجی نهایتا به شکلی از جهاد عینیت می بخشد که سویه هایی فردگرایانه دارد، برآمده از ایده ی تقدم جهاد بر ایمان است و مخاطب خود را نه گروه برگزیده ای از پیشتازان بلکه عموم مردم قرار می دهد. این مقاله تاکید می کند که بررسی تحولات گفتمانی زمانی معنای راستین خود را بر ما آشکار خواهد کرد که در نسبت با سایر عوامل غیرگفتمانی بررسی شود؛ ازاین رو، مقاله ی حاضر نه فرجامین مرحله ی تحلیل بلکه صرفا نخستین گام در تحلیل پدیده ی داعش خواهد بود. </span>

    کلیدواژگان: داعشو القاعده، سنت سلفی-جهادی، تحولات گفتمانی، گروه پیشتاز، نخبه گرایی، توده
  • روناک رستم پور، محمد فرهادی * صفحات 635-651

    این مطالعه با موضوع "برساخت گفتمانی هویت" و با هدف ارایه ی توصیفی جامع و کامل از منابع گفتمانی شکل‌گیری هویت زنان و مردان بالای 20 سال شهر کرمانشاه انجام شده است. داده های تحقیق از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته جمع آوری و با روش لاکلایو و موف تحلیل گفتمانی شده اند. نمونه گیری به شیوه ی کیفی بوده و تا سطح اشباع نظری ادامه داشته است. چارچوب نظری با تکیه بر آراء هایدگر، ویتگنشتاین، گیدنز، برگر و لاکمن، فوکو، لاکلایو و موفه، ساخت یافته است. نتایج تحقیق حاکی از وجود سه گفتمان جمع گرایانه، فردگرایانه و بازاندیشانه در منظومه های گفتمانی افراد مورد مصاحبه است. دو گفتمان جمع گرایانه و فردگرایانه، ب مرزهایی مشخص قابل تفکیک اند، در حالیکه گفتمان بازاندیشانه گفتمانی در حال شکل گیری و پیدایش است و نشانه ها در این گفتمان تاکنون تثبیت نشده و شناورند. گستردگی این گفتمان نوظهور و جایگاه ویژه ی آن در صورتبندی گفتمانی حاصل از تحقیق، حاکی از وجود ستیزش در نشانه ها بر سر جذب معنی و دال بر فرایند تغییر است. ازین رو، گفتمان بازاندیشانه در تحقیق، خبر از شکل گیری صورتبندی گفتمانی نوینی در آینده دارد که یکی از خصیصه های آن هژمونی یافتن گفتمان فردگرایی و قدرت رو به زوال گفتمان جمع گرایانه است.

    کلیدواژگان: گفتمان، بازی‌های زبانی، کردارهای گفتمانی، زندگی ‌روزمره، هویت
  • خلیل میرزایی * صفحات 653-690

    این پژوهش به بررسی مصرف رسانه‌ای و بیگانگی فرهنگی- اجتماعی در میان جوانان تهرانی می‌پردازد و تلاش می‌کند به این پرسش‌ها پاسخ دهد: رسانه‌ها چه تاثیری بر از خودبیگانگی اجتماعی- فرهنگی جوانان تهرانی دارند؟ چه ارتباطی بین نوع رسانه‌ی گزینشی، نوع برنامه و میزان در معرض بودگی و ازخودبیگانگی اجتماعی- فرهنگی آنها وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، با بررسی ادبیات موجود در حوزه‌های ازخودبیگانگی و رسانه‌ها‌، پنج فرضیه با متغیرهای مستقل «مصرف رسانه‌ای، رسانه‌های داخلی و خارجی، نوع رسانه، نوع برنامه‌ی ماهواره‌ای، هدف از استفاده از اینترنت تدوین شد. این پژوهش با روش توصیفی (ازنوع پیمایشی، و بدون دستکاری آزمایشی) انجام شده و جامعه‌ی آماری آن کلیه‌ی افراد 15 تا 29 ساله‌ای که در شهر تهران زندگی می‌کرده‌اند اعم از زن و مرد و کلیه‌ی سطوح تحصیلی بوده و حجم نمونه طبق فرمول کوکران 800 نفر بود که نمونه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای متناسب با حجم گرفته شد و داده‌ها با پرسشنامه‌ی پژوهشگر ساخته‌ی متشکل از 18 گویه برای متغیرهای مستقل و 126 گویه برای ازخودبیگانگی اجتماعی- فرهنگی که پایایی بازآزمایی آن 82/0 و پایایی همسانی درونی آن 935/0 بود و با رعایت اعتبار سازه و صوری که ضریب تاییدی کینزر- میر – اوکلین تحلیل عاملی از خود بیگانگی کل برابر با 841/0 ، از خود بیگانگی اجتماعی برابر با 860/0و از خودبیگانگی فرهنگی برابر با 852/0 بود‌ جمع‌آوری شد و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری تحلیل واریانس یک سویه‌، آزمون تی مستقل‌، و تحلیل مسیراستفاده شد که عمده‌ترین نتایج آن به این قرار است: ‌‌ تفاوت‌های معنی داری بین استفاده کنندگان از رسانه‌های داخلی و خارجی، میان گروه‌هایی که رسانه‌های خاصی (تلویزیون، ماهواره، اینترنت، مطبوعات، رادیو داخلی و خارجی) را ترجیح می‌دهند، میان گروه‌هایی که برنامه‌های ماهواره‌ای خاصی را ترجیح می‌دادند، میان گروه‌هایی که از اینترنت برای مقاصد گوناگون استفاده می‌کردند وجود داشت و مشخص شد که استفاده کنندگان از رسانه‌های خارجی، ماهواره، برنامه‌های سکسی، جویندگان تصاویر جنسی از اینترنت نسبت به سایر گروه‌ها کمتر دچار از خودبیگانگی بودند. در ضمن‌، از نظر ترتیب متغیر‌های موثر بر از خودبیگانگی بر اساس وزن بتا‌، به ترتیب متغیر‌های نوع رسانه‌ی داخلی و خارجی‌، خواندن مطالب مطبوعاتی ، نوع رسانه‌ی ترجیحی، استفاده از اینترنت‌، نوع برنامه‌ی ماهواره‌ای ، جنسیت‌، نوع برنامه‌ی تلویزیونی‌، سن‌، منطقه‌ی محل سکونت‌، درآمد و تحصیلات قرار داشتند‌.

    کلیدواژگان: از خودبیگانگی فرهنگی-اجتماعی، مصرف رسانه ای
  • آرمین امیر*، خدیجه سفیری صفحات 691-718

    مشکلات عملی زیادی در کاربست عمومی اصطلاح مسیولیت اجتماعی وجود دارد و این مسیله از سطح مفهومی نشات می گیرد که دچار تناقض های زیادی است. هدف این مطالعه واکاوی و مفهوم پردازی مسیولیت پذیری اجتماعی به منظور سنجش دقیق تر است. بدین منظور تحقیقات و مطالعاتی که در ایران در این حیطه انجام شده است با روش تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این مطالعات که اساسا با روش پیمایش صورت گرفته است نشان از تناقض هایی دارد. استدلال محکمی که می توان برای این مسیله اشاره کرد عدم تطابق نتایج پیمایش های مسیولیت پذیری و واقعیتهای انضمامی در حوزه مسیولیت پذیری اجتماعی است. مصداق های فراوانی در این خصوص وجود دارد رشد خصوصیات اخلاقی منفی، عدم کنشگری در مشکلات و مسایل، وضعیت نابسامان و ناامیدکننده محیط زیست در ایران و... نمونه هایی از این موضوع هستند. اخلاق، نقطه اتصال مسیولیت پذیری به جامعه مدرن است. جامعه ای که به شدت در ورطه مصرفگرایی و سرمایه داری فروغلطیده است و این فرآیند در طی مسیر خود، انسانهایی بی تفاوت، غیرمسیول و خودمدار تربیت کرده است. اگر مسیله اخلاق را در موضوع مسیولیت پذیری اجتماعی نقطه کانونی در نظر بگیریم به زعم لویناس و باومن خواهیم توانست تا محرکهای جامعه مدرن را درک و برای آن چاره جویی کنیم. اخلاق از طریق سیستم های اقتصادی، سیاسی و نهادهای اجتماعی و مدنی در جامعه عمل می کند به طوریکه وضعیت اقتصادی در جامعه در کنش اخلاقی افراد تاثیر می گذارد و از طریق همین کنش ها به پیرامون خود حساس شده و متعهدانه به پیگیری و حل آن دست می زنند. شکل گیری اخلاق و مولفه های آن نزد افراد، از ارتباط چندوجهی بین الزامات زندگی مدرن، بازنمایی مسایل اجتماعی و اخلاقی از طریق رسانه ها و... و نیز عملکرد باثبات و صحیح نهادهای جامعه برخوردار است. انقطاع تجربه در دنیای جدید با پیچیدگی های خاص خود، اجازه شکل گیری تفکر درباره وضعیتهای ناگوار و کنشگری علیه شرایط تاریخی جاگیرشده در جامعه مدرن را نمی دهد. حال، اگر این فرد دارای این ظرفیت باشد امکان اقدام های درمان بخش فراهم خواهد شد.  

    کلیدواژگان: مسئولیت پذیری اجتماعی، اخلاق، کنشگری، جامعه مدرن
  • یحیی بوذری نژاد*، الهه مرندی صفحات 719-750

    دوران صفویه یکی از دوران‏های درخشان ایران است .  این دوران از چند جهت اهمیت دارد اول اینکه بعد از قرن ها مجددا یک دولت واحدی بر سرزمین های ایران زمان ساسانی تشکیل شد و به تعبیر دیگر ملیت ایرانی شکل گرفت و دوم اینکه از جهت مذهبی ، شیعه در این سرزمین رسمیت یافت که این رسمیت تاکنون ادامه دارد . اما از جهت دیگر رشد و آبادانی اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و علمی در این دوره را شاهد هستیم . اما همین حکومت در برابر عده ای شورشی افغان سر تسلیم فرود آورد و سقوط نمود . در اواخر دوره صفویه آسیب‏های مختلف اجتماعی و سیاسی در قلمرو صفویه وجود داشت که زمینه‏های شکست و اضمحلال حکومت صفویه را فراهم نمود . برخی از دانشمندان و متفکران در آن روزگار با توجه به تحولات اجتماعی و سیاسی صفویه آثاری را در  آسیب‏های اجتماعی آن دوران به رشته تحریر در آوردند و برای  حل آن آسیب‏ها راه حل‏هایی ارایه داده بودند . قطب الدین نیریزی(1100-1173) از جمله این افراد است که رساله‏های مختلفی را در نقد اوضاع صفویه نگارش نموده است و راه حل هایی را نیز برای اصلاح جامعه پیشنهاد کرده است . قطب الدین نیریزی علت اصلی آسیب های اجتماعی را در ساختار حاکمیت صفویه می داند .و حل مسایل اجتماعی و آسیب های اجتماعی را در اصلاح ساختار حکومت می داند .

    کلیدواژگان: آسیب های اجتماعی، ساختار اجتماعی، صفویه، قطب الدین نیریزی، کنش اجتماعی
  • سراج الدین محمودیانی، علی یاراحمدی، افشان جوادی * صفحات 751-778

    باروری ایده آل از مهمترین تعیین کننده های رفتار واقعی باروری زنان است. در مطالعه حاضر به بررسی رفتار باروری ایده آل زنان روستایی پرداخته شده است. برای این منظور با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه محقق ساخته تعداد 1247 نفر زنان روستایی دارای همسر در استان فارس مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که زنان روستایی مورد مطالعه از وضعیت سواد نسبتا بالایی برخوردارند. تحصیلات از مهمترین متغیرهای تاثیرگذار بر باروری ایده آل زنان روستایی است. یافته ها همچنین نشان می دهد که باروری ایده آل زنان روستایی بالاتر از باروری سطح جایگزینی است. مشکلات اقتصادی خانوارها و نیز مسایل مرتبط با سلامتی زنان، مهمترین علل عدم تحقق باروری ایده آل زنان روستایی است. تلاش در راستای رفع مشکلات اقتصادی خانوارها و نیز توجه به بهبود وضعیت سلامت زنان روستایی می تواند به تحقق باروری ایده آل و رسیدن به باروری بالاتر از سطح جایگزینی کمک کند.

    کلیدواژگان: ‏مناطق‏ روستایی، ‏باروری ‏ایده آل، ‏زنان، ‏استان‏ فارس، ‏ایران
  • علی اصغر فیروزجاییان*، سامره علیزاده خانقاهی صفحات 779-805

    فناوری‏های دیجیتال تغییرات زیادی را در تجربه و عمل فراغت ایجاد نموده‏اند و مهم ترین آن شکل‏گیری فراغت دیجیتال می‏باشد. هدف از این پژوهش مطالعه کیفی هتروتوپیک شدن فضای فراغت تحت تاثیر دیجیتالی شدن فراغت است. فراغت دیجیتال نوعی فراغت است که کاربر بیشترین زمان فراغتی خود را صرف استفاده از اینترنت، انواع شبکه‏های اجتماعی مجازی و بازی‏های رایانه‏ای می‏کند.برای بررسی موضوع تحقیق از مفهوم هتروتوپای فوکو استفاده شده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع کیفی مبتنی بر پارادایم تفسیرگرایی- برساخت گرایی اجتماعی و اطلاعات از طریق مصاحبه با 24 نفر از شهروندان شهر تالش گردآوری شده است. یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد که هتروتوپیک شدن فراغت خود نقش تسهیل کننده در دیجیتال شدن فراغت دارد. علاوه بر آن هتروتوپیک شدن موجب سیالیت مکانی و زمانی فراغت نیز می‏شود. یافته‏های دیگر این پژوهش نشان می‏دهد که در اثر هتروتوپیک شدن مرز بین فضای فراغت با کار،فضای عمومی، فضای آموزشی و فضای خانه از بین رفته است. به طوری که فراغت دیگر مختص به یک زمان یا یک مکان خاص نبوده و در هر زمان و مکانی قابلیت انجام دارد. در عین حال باید توجه داشت که نفوذ فراغت مجازی در شهری کوچک بیانگر تسری آن در جامعه ایرانی است.

    کلیدواژگان: فراغت، هتروتوپیا، فوکو، فراغت مجازی، جامعه ایرانی