فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 2 (پیاپی 32، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • رضا اخوان، علی مهدوی *، موسی کیان فر صفحات 129-145
    حدود یک دهه است که پدیده خشکیدگی در جنگل های بلوط زاگرس مشاهده شده است. یکی از کانون های اصلی و ابتدایی این پدیده جنگل های استان ایلام هستند. در این پژوهش جنگلی به مساحت 83 هکتار در منطقه زرآب ایلام که مبتلا به خشکیدگی بود انتخاب و نوع گونه، قطر برابرسینه، فرم پرورشی، ارتفاع کل، درصد خشکیدگی و سطح تاج کلیه درختان خشکیده بررسی و مختصات جغرافیایی آنها تعیین شد. ساختار، الگو و همبستگی مکانی این متغیر ها به ترتیب با استفاده از تحلیل واریوگرام، آماره او-رینگ و تابع همبستگی نشان دار (MCF) بررسی شد. نتایج نشان داد که تراکم درختان دچار خشکیدگی 27 پایه در هکتار است که بیشتر شامل جست گروه های شاخه زاد با بیشترین فراوانی در پایه های کم قطر و میان قطر بوده است. الگوی پراکنش درختان دچار خشکیدگی تا شعاع 35 متری خوشه ای و پس از آن یکنواخت بود. تحلیل واریوگرم نشان داد که درصد خشکیدگی و قطر برابرسینه دارای ساختار مکانی قوی قابل مدل سازی و سطح تاج و ارتفاع کل دارای ساختار مکانی ضعیف هستند. نمودار MCF نشان داد که قطر برابرسینه درختان خشکیده مجاور مشابه نیستند، اما درصد خشکیدگی آنها به هم شباهت دارند. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که خشکیدگی در تمام درختان منطقه پژوهش با متغیرهای زیست سنجی مختلف و در جهات مختلف جغرافیایی اتفاق افتاده است. نتایج به دست آمده می تواند راهنمایی برای مدیریت پایدار این توده ها و جنگل شناسیکاربردی آنها بوده و به هنگام برش های بهداشتی مدنظر قرار گیرد تا براساس نوع الگوی پراکنش و ابعاد لکه ها و خوشه ها و فواصل موجود دخالت صورت گیرد.
    کلیدواژگان: الگوی مکانی، زمین آمار، همبستگی مکانی، زوال جنگل، ایلام
  • مصطفی درویش نیا *، سید حسین وفایی صفحات 146-156
    به منظور بررسی و شناسایی سفیدک های سطحی استان لرستان اقدام به جمع آوری قارچ های مولد سفیدک سطحی (Erysiphales) از پارک‏ها، مزارع و رویشگاه‎های طبیعی شد. پس از شناسایی گیاهان و میکرومتری اندام‎های قارچی و ثبت مشخصات مورفولوژیک در نهایت با استفاده از کلیدهای شناسایی و مقالات معتبر قارچ‎های عامل سفیدک پودری شناسایی شدند. در این بررسی گونه‎های Erysiphe pisi var. pisi (روی Lathyrus annus L.، Astragalus alpinus L.، Medicago hispida L.)، E. rayssiae، (روی Spartium junceum L.)، E. ligusteri (روی Ligastrum vulgare L.)، G. ambrosiae (روی Zinnia elegans L.، Verbascum sp.)، Leviellulacylindrospora(روی Spinaciao leracea L.) شناسایی شدند. گونه E. ligusteriبرای اولین بار از ایران گزارش می‎شود و برای فلور ایران جدید است. همچنین میزبان‎هایبرگ نو (Ligastrum vulgare L.)، اسفناج.(Spinacia oleracea L.)، گل ماهور (Verbascum thapsus L.)، طاووسی (Spartium junceum L.)، خلر (Lathyrus annus L.)، گون سمی (Astragalus alpinus L.) و یونجه سیاه (Medicago hispida L.) به عنوان میزبان‎های جدیدی برای راسته Erysiphales در ایران گزارش می‏شوند.
    کلیدواژگان: سفیدک سطحی، شناسایی، Ascomycota، لرستان
  • فاطمه درگاهیان *، سکینه لطفی نسب اصل، محمد خسروشاهی صفحات 157-170
    خوزستان بزرگترین کانون گردوغبار داخلی کشور است. گردوغبار اهواز، پدیده ای تازه نیست؛ آنچه آن را به معضل محیط زیستی تبدیل کرده، افزایش رخداد شرایط بحرانی از منابع گردوغبار داخلی است. به منظور شناسایی نقش کانون ریزگرد داخلی بر ایجاد شرایط بحرانی، داده های مربوط به سمت و سرعت باد و کمترین میزان دید افقی روزانه ایستگاه سینوپتیک اهواز در دوره آماری 1987-2016 استخراج و برای شناسایی توزیع مکانی و زمانی سهم سمت و سرعت باد، از هشت جهت اصلی و فرعی، گلباد و گلغبار سالانه بلندمدت و فصلی ترسیم شد. برای شناسایی نقش کانون های گردوغبار داخلی و خارجی رخدادهای با منشاء داخلی یعنی کانون های اطراف ایستگاه ؛ کد 07 و خارجی یعنی خارج از ایستگاه کد 06، استخراج و گلغبار فصلی آنها ترسیم شد. رخدادهای گردوغبار با منشاء داخلی بر روی لایه مربوط به کانون های گردوغبار داخلی و ماسه های روان قرار گرفت؛ نتایج نشان داد جهت باد غالب غربی و سپس شمال غرب بوده و گلغبار کلی از آن تبعیت می کند. گلغبار فصلی با منابع خارجی از گلغبار کلی تبعیت می کند؛ اما گلغبار با منابع داخلی در فصول مختلف تغییر کرده و جهت جنوب و جنوب شرق در فصل سرد سال غالب می شود. توزیع ماهانه و سالانه دیدهای بحرانی از سمت جنوب و جنوب شرق استخراج و نتایج نشان داد؛ در فصل سرد فراوانی آنها بیشتر است. شاخص خشکسالیSPI فصل سرد محاسبه و ارتباط آن با دیدهای بحرانی نشان داد که رخداد آنها از خشکسالی فصل زمستان تبعیت می کند. که باید اقدامات حفاظتی مناسب در بخش های مختلف کانون، هورها، دیمزارها، مراتع فقیر و... انجام شود.
    کلیدواژگان: منابع داخلی و خارجی گردو غبار، گلغبار، خشکسالی فصل زمستان، اهواز
  • آسو حاجی زاده، جهان شیر امینی *، جعفر عبدالله زاده صفحات 171-189
    قارچ های اندوفیت بخشی از اجزای مهم تنوع زیستی مرتبط با گیاهان هستند و قادر بوده تمام بافت های داخلی گیاهان را کلنه کرده و سبب بهبود سلامت گیاه شوند. آنها می توانند با بیمارگرهای گیاهان برای فضا و غذا از نظر اکولوژیکی رقابت کرده و موجب کاهش بیماری در گیاهان شوند. به‏منظور شناسایی قارچ های اندوفیت از برگ، تنه و پوست شاخه های سالم درختان بلوط گونه های Quercus brantii Lindlو Quercus infectoria Olivدر استان کردستان از مناطق بانه، کامیاران و مریوان نمونه برداری به صورت تصادفی انجام شد. نمونه ها در آزمایشگاه به قطعات نیم تا یک سانتی‏متری تقسیم و پس از ضدعفونی با هیپوکلرید سدیم 5% و اتانول 70% با آب مقطر سترون شستشو داده و پس از خشک کردن روی کاغذ صافی سترون روی محیط سیب‏زمینی- دکستروز – آگار حاوی آنتی بیوتیک داکسی‏سایکلین (150 میلی‏گرم در لیتر) در دمای 25 درجه سانتی گراد کشت شد. شناسایی گونه ها براساس خصوصیات ریخت‏‏‏‏شناختی و توالی ناحیه ITS-rDNA انجام گردید. بر این اساس از 75 جدایه، گونه های Peyronellaea glomerata (Corda)، Truncatella angustata (Pers.) Hughes، Ulocladium botrytis (Preuss)، Microsphaeropsis olivacea (Bonord.)، Chaetomium subaffine (Sergeeva)، Trichoderma citrinoviride (Bissett) و Trichoderma atroviride (P. Karst)` شناسایی شدند. دو گونه Chaetomium subaffine و Ulocladium botrytisبیشترین فراوانی را در بین قارچ های جدا شده از بافت‏های مورد مطالعه به خود اختصاص دادند. علاوه بر این، بیشترین جدایه های اندوفیت به ترتیب از بافت ساقه و تنه درختان بلوط گونه Q. brantiiجدا شد.
    کلیدواژگان: بلوط، مطالعات فیلوژنتیکی، ITS، Truncatella، Peyronellaea
  • بهنام حمزه ای * صفحات 190-206
    ذخیره گاه زیست کره ارسباران، نهمین ذخیره گاه زیست کره در ایران با مساحت 78759 هکتار در شمال غرب ایران است که بخش اعظم اراضی آن شامل جنگل، مرتع و زمین های کشاورزی است. اختلاف ارتفاع 265 متر تا 2865 متر از سطح دریا، وجود عوامل فیزیوگرافیکی، خاکی و خرد اقلیم ها باعث ایجاد رویشگاه های مختلفی شده است که غنای فلوری منحصر بفرد آن را رقم زده است. مطالعه پوشش گیاهی اراضی پایین دست این منطقه با روش براون-بلانکه انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها (قطعه های نمونه و گونه های گیاهی) با رسته بندی (Ordination) آنها بر اساس روش تحلیل ارتباط های عاملی (Analyse Factorielle des Correspondance) (AFC) در برنامه آنافیتو (Anaphyto) انجام شد. در اراضی پایین دست ذخیره گاه زیست کره ارسباران پنج جامعه و چهار زیرجامعه شامل 176 تاکسون شناسایی شده است که از این تعداد تاکسون 9/7 درصد را شکل زیستی فانروفیت، 5/8 درصد را شکل زیستی کامفیت، 25 درصد را شکل زیستی همی کریپتوفیت، 5/4 درصد را شکل زیستی ژئوفیت و 54 درصد را شکل زیستی تروفیت تشکیل می دهند. با توجه به اهمیت جهانی این ذخیره گاه از نظر فلور، پوشش گیاهی و فون، حفاظت هر چه بیشتر آن به عنوان میراث طبیعی برای آیندگان توصیه می‏ شود.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی گیاهی، اکورژیون، حفاظت، ارسباران، ایران
  • مجید توکلی، اسداله حسینی چگنی *، صمد خاقانی نیا صفحات 207-218
    شب پره ابریشم باف ناجور یا کولیLymantria dispar Linnaeus, 1758 (Lepidoptera: Lymantriidae) یکی از خسارت زاترین آفات برگخوار درختان جنگلی در دنیا است. پژوهش حاضر اولین گزارش شیوع و خسارت این آفت در جنگل های زاگرس شمالی بر اساس مشاهدات میدانی، نمونه‏برداری صحرایی و بررسی های آزمایشگاهی برای تایید تشخیص است. نمونه های لارو در بهار از روی درختان بلوط (Quercus brantii, Q. infectoria, Q. libani) و سایر درختان و درختچه های جنگلی جمع آوری شدند. به‏منظور شناسایی دقیق و سریع آفت و تشخیص افتراقی لارو از گونه های مشابه، استخراج DNA و PCR قسمتی از ژن COI برای 10 نمونه تخم و لارو و توالی یابی قسمتی از ژن COI برای دو نمونه لارو انجام گرفت. نتیجه بلاست توالی ها در بانک ژن نشان داد که هر دو توالی مطالعه حاضر متعلق به گونه L. disparبا شباهت 99 تا 100 درصد می باشد. هر چند این پروانه هنوز در بسیاری از مناطق جنگلی غرب مستقر نشده است اما با توجه به تهدید بالقوه این آفت برای بوم سازه جنگل و عرصه وسیع فعالیت آن، باید اقدام بلافاصله و تلاش برای مدیریت کنترل جمعیت آن انجام شود.
    کلیدواژگان: شب پره کولی، لارو، مریوان کردستان، درخت تبارشناسی، ژن COI
  • سیدجعفر سیداخلاقی *، سید زیدالله میرکاظمی، حسن جهانبازی، بهروز فانی صفحات 219-232
    آتش سوزی جنگل ها در ایران بیشتر در نتیجه فعالیت های انسان و مداخلات ناآگاهانه و عمدی او انجام می گیرد. هدف از این پژوهش بررسی و شناخت مسائل اجتماعی اقتصادی روستاهای جنگل نشین در استان‏های گلستان، کردستان و چهارمحال بختیاری، با بیشترین فراوانی و گستره آتش سوزی در فاصله سال های 92-1388 است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بوده و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسش‏نامه جمعآوری شده است. جامعه آماری مشتمل بر ساکنان روستایی مناطق الگویی متاثر از خطر آتش سوزی کم و زیاد می باشد. بر اساس فرمول کوکران، تعداد 364 نفر از بهره برداران ساکن درمناطق مورد بررسی به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. روایی پرسش‏نامه توسط پانل متخصصان مورد تایید و سطح پایایی پرسش‏نامه با استفاده از آلفای کرونباخ 0.817 به دست آمد. تحلیل های آماری داده ها با استفاده از آزمون t و رگرسیون لجستیک در محیط نرمافزار آماری SPSS انجام شد. نتایج نشان داد تراکم جمعیت انسانی و تعداد دام در روستاهای مناطق الگویی با خطر آتش سوزی زیاد، به‏ترتیب سه و دو برابر منطقه با خطر آتش سوزی کم، نرخ اشتغال، سطح درآمد و تحصیلات ساکنین در منطقه الگویی با خطر آتش سوزی کم به طرز محسوسی بیشتر از منطقه با خطر آتش سوزی زیاد است. بررسی روش ها و شیوه های مشارکت مردم نشان داد؛ برگزاری کلاس های آموزش و ترویج و توان افزایی مهارتی بهره برداران، برخورد با عوامل تخریب و تجاوز به جنگل، انتخاب قرقبان افتخاری، تقویت اقدامات دولت در حفاظت از جنگل، از راهکارهای جلوگیری وقوع آتش سوزی در جنگل است.
    کلیدواژگان: آتش سوزی جنگل، پرسش‏نامه، توصیفی همبستگی، آلفای کرونباخ
  • ماشاالله ابراهیمی پور شریف آباد، زهرا شیبانی تذرجی*، محمد رضا حسنی صفحات 233-243
    سوسک برگ خوار نارون، Xanthogaleruca luteola Mull. (Col.: Chrysomelidae)، یکی از مهم ترین آفات درختان نارون در جنگل ها و فضای سبز شهری است. با توجه به مضرات متعدد حشره کش های شیمیایی و اهمیت فضای سبز شهری، در این پژوهش، اثر حشره کش های گیاهی عصاره فلفل قرمز (تنداکسیر®)، عصاره سیر (سیرینول®) و نقش هم افزاییصابون محلول پاشی (برتر®) روی این حشره کش ها به همراه تیمار شاهد روی کاهش انبوهی جمعیت لاروهای سوسک برگ خوار نارون، طی دو مرحله محلول پاشی در قالب طرح بلوک هایکامل تصادفی در پنجتکرار ارزیابی شد. برای انجام آزمایش ها از غلظت توصیه شده هر یک از این ترکیب ها استفاده گردید. نمونه برداری یک روز قبل از محلول پاشی و 2، 7، 14 و 21 روز بعد از محلول پاشی انجام شد. بیشترین و کمترین درصد کاهش جمعیت لاروهای سوسک برگ خوار نارون به ترتیب در تیمار تنداکسیر + سیرینول (56/78 و 99/64 درصد) و تیمار تنداکسیر (4/41 و 06/23 درصد) به ترتیب در 2 و 21 روز پس از محلول پاشی ثبت شد. کارایی حشره کش گیاهی سیرینول در کنترل سوسک برگ خوار نارون، 17-15 درصد بیشتر از تنداکسیر بود. صابون محلول پاشی برتر روی حشره کش های گیاهی تنداکسیر و سیرینول اثر هم‏افزایی نشان داد و به ترتیب باعث افزایش 6 الی 18 و 4 الی 28 درصد تاثیر، در تاریخ های مختلف نمونه برداری شد. بنابراین با توجه به یافته های این پزوهش می توان حشره کش های گیاهی را به عنوان یک ترکیب مناسب و ایمن برای مدیریت تلفیقی سوسک برگ خوار نارون در محیط شهری به کار برد.
    کلیدواژگان: سوسک برگ خوار نارون، حشره کش گیاهی، فلفل، سیر، صابون محلول پاشی
  • حمید قبادی، حمید قاجاریه *، جاماسب نوذری، سعید آزادبخش صفحات 244-249

    در طی سال های 1394 و 1395 فون سوسک های خانواده Carabidae از جنوب شرقی استان تهران (پاکدشت و قرچک) مطالعه شد. جمع آوری این حشرات با مشاهده و یا با استفاده از تله گودالی از اکوسیستم های مختلفی چون زراعی، باغی، فضای سبز و مرتع انجام شد. در این تحقیق در مجموع 485 نمونه متعلق به 23 گونه، 17 جنس، 12 قبیله و 9 زیرخانواده شناسایی شد، که در میان آنها 14 گونه برای استان تهران گزارش جدید بوده و با علامت * مشخص شدند. بیشترین فراوانی مربوط به گونه Distichus planus بود.
    Brachinus (Brachinus) ejaculans (Fischer von Waldheim, 1828)*, Brachinus sp., Calosoma (Campalita) maderae dsungaricum (Gebler, 1833)*, Calosoma (Calosoma) sycophanta (Linne, 1758)*, Cylindera (Cylindera) germanica (Linnaeus, 1758)*, Harpalus (Harpalus) distinguendus (Duftschmid, 1812)*, Harpalus (Harpalus) rubripes (Dufischmid, 1812)*, Harpalus (Pseudoophonus) griseus (Panzer, 1796), Harpalus (Pseudoophonus) rufipes (Degeer, 1774)*, Ophonus sp, Acinopus (Acinopus) picipes (Olivier, 1795)*, Cymindis (Cymindis) andreae (Ménétriés, 1832), Calathus (Neocalathus) melanocephalus (Linnaeus, 1758)*, Calathus (Calathus) fuscipes fuscipes (Goeze, 1777)*, Poecilus (Ancholeus) wollastoni (Wollaston, 1854), Amara (Amara) ovata (Fabricius, 1792)*, Zabrus (Zabrus) tenebrioides (Goeze, 1777)*, Distichus (Distichus) planus (Bonelli, 1813), Scarites (Scarites) procerus eurytus (Fischer von Waldheim, 1828)*, Siagona europaea europaea (Dejean, 1826)*, Trechus sp. Microlestes sp., Elaphropus (Tachyura) diabrachys(Kolenati, 1845).

    کلیدواژگان: سوسک های زمینی، مرتع، پاکدشت، قرچک
  • نورعلی رجبی مظهر *، همایون خیری صفحات 250-257
    ویژگی‏ های جدول زندگی در رشد و نمو شته Brachycaudus cardui L. روی گیاه کنگرفرنگی Cynara scolymus L. در شرایط دوره نوری14:10 روشنایی: تاریکی، رطوبت نسبی 5± 65 درصد و دمای 2± 22 درجه سانتی‏گراد بررسی شد. برای این منظور تعداد 20 پوره هم سن تازه متولد شده تا زمان مرگ در قفس های برگی روی برگ کنگرفرنگی پرورش داده شدند. میانگین طول دوره پورگی تا تبدیل شدن به شته بالغ 26/0± 75/12 روز به دست آمد. همین طور طول مدت یک نسل آفت به طور متوسط 92/18 روز و طول عمر شته به طور متوسط 01/1 ± 70/33 روز به دست آمد. امید زندگی شته کنگرفرنگی در ابتدای سن اول پورگی 03/33 روز بود و به‏تدریج به صورت یکنواخت کاهش یافت. نرخ ذاتی افزایش جمعیت(rm) و نرخ خالص تولیدمثل (R0) برای این شته به ترتیب برابر با 175/0 پوره به ازای هر فرد ماده در هر روز و 15/27 پوره به ازای هر فرد ماده بود. نرخ متناهی افزایش جمعیت این گونه (λ) 19/1 روز بود و همچنین قادر بود در مدت 97/3 روز جمعیت خود را دو برابر کند. نتایج این تحقیق نشان از طول عمر به‏نسبت زیاد و توان بالای تولیدمثل شته روی گیاه دارویی کنگرفرنگی دارد.
    کلیدواژگان: گیاه دارویی، Brachycaudus، آرتیشو، نرخ ذاتی افزایش جمعیت
|
  • R. Akhavan, Ali Mahdavi*, M. Kianfar Pages 129-145
    Recently, forest decline has outburst in Zagros forests region in the west of Iran, especially in Ilam province. In this research, we selected an 83 ha infected forest area in Zarab, Ilam and the dried trees were fully investigated for variables including dbh, height, drought intensity, crown cover, origin and Cartesian coordinates. Their spatial structure, spatial patterns and spatial correlation were analyzed using variogram analysis, O-ring statistic and Mark correlation function (MCF), respectively. Results showed that the density of dried trees was 27 N/ha which is more comprised of coppice trees in small and medium diameter classes. A cluster spatial pattern of dried trees was determined up to 35 m and after that it was uniform, implying dried trees created patches with 3850 m2 surface area. Variogram analysis showed that only dbh and drought intensity of dried trees had strong spatial structure which was mapped using Kriging interpolation method of Geostatistics. Mark correlation function graph showed that adjacent dried trees were similar according to drought intensity while were not similar based on their dbh. In general, the results illustrated that all of the trees in the studied area were infected by drought with different biometric characteristics as well as at different geographical aspects. These results can be used as an instruction for sustainable management of the stands based on their spatial characteristics.
    Keywords: Forest decline, Geostatistics, Spatial patterns, Spatial correlation, Zagros forests
  • Mostafa Darvishnia*, S. H. Vafaei Pages 146-156
    In order to study and identify powdery mildew in Lorestan province, Erysiphales were collected from parks and natural habitats. After identification of the plants and micrometerics of the fungal organs and recording the morphological characteristics, they were identified using the identification valid key and articles of powdery mildew. In this study, the following species were identified:Erysiphe pisi var. pisi (on Lathyrus annus L., Astragalus alpinus L., Medicago hispida L.), E. rayssiae (on Spartium junceum L.), E. ligusteri (on Ligasterum vulgare L.), Golovinomyces ambrosiae (on Zinnia elegans L., Verbascum thapsus L.), Leviellula cylindrospora (on Spinacia oleracea L.). The species E. ligosteri was reported for the first time in mycoflora of Iran. Also the hosts of Ligastrum vulgare L., Spinacia oleracea L., Verbascum thapsus L., Spartium junceum L., Lathyrus annus L., Astragalus alpinus L., and Medicago hispida L. were reported as the new hosts for Erysiphales in Iran.
    Keywords: Powdery mildew, identification, Ascomycota, Lorestan
  • F. Dargahian*, S. Lotfinasabasl, M. Khosroshahi Pages 157-170
    Khuzestan is the largest source of internal dust in the country. Ahvaz dust is not a new phenomenon, and what made it to a major environmental problem, is the increase in occurrence of critical conditions due to internal sources of dust. In order to identify the role of the internal recoil center on the creation of critical conditions, daily data on wind direction and wind speed and the minimum horizontal visibility of Ahwaz synoptic station during the 1987-2016 statistical period were extracted, and for the identification of spatial and temporal distribution of the relative contribution of wind speed and wind direction, long-term annual and seasonal wind rose and Golghobar was drawn from the eight primary and secondary directions.. To identify the role of internal and external dust sources, events associated with internal origins, i.e. the sources around the station (Code 07) and outside of the station (Code 06) were maped and their seasonal Golghobar were drawn. Dust events with internal origin overlaid on the layer of internal dust sources and flowing sands. The results showed that the dominant wind direction is west and then North West and general Golghobar follows it. Seasonal Golghobar with external sources comply with general Golghobar but Golghobars with domestic resources change which prevails to South and South East direction in the cold season. Monthly and annual distribution of critical views of the South and South-East were extracted and the results revealed their higher frequency in the cold season. SPI drought index was calculated for the cold season and its relationship with critical views showed demonstrated that their occurrence follows the winter drought. Suitable protective measures should be taken in different parts of the recoil centers, marshes, drylands, grasslands, poor rangelands, etc.
    Keywords: internal, external sources of dust, golghobar, winter drought, Ahwaz
  • A. Hajizadeh, Jahanshir Amini*, J. Abdollahzadeh Pages 171-189
    Fungal endophytes are a known part of biodiversity associated with plants. They can colonize all parts of the host plant tissues and play an important role in enhancing plant health. Also, they can compete with the pathogens for the same niches and thereby reduce disease severity in plant. In order to identify endophytic fungi of oak trees, healthy plant samples including twigs, stems and leaves were collected from forest regions of Kurdistan province. Samples were cut into 2-cm-long segments. Then, pieces of samples were surface sterilized in 5% sodium hypochlorite and 70% ethanol and rinsed with sterile water three times. Then, samples blotted dry on sterilized filter paper and were cultured on Potato Dextrose Agar (PDA) medium amended with Doxycycline antibiotic 25 oC. A total number of 75 isolates were obtained. Based on morphological characteristics and ITS- rDNA regions sequence data, seven different fungal species including Peyronellaea glomerata, Truncatella angustata, Ulocladium botrytis, Microsphaeropsis olivacea, Chaetomium subaffine, Trichoderma citrinoviride and Trichoderma atroviride were identified as endophytic fungi of oak trees in Kurdistan Province. Chaetomium subaffine and Ulocladium botrytis were among the fungi showing the highest colonization frequency (CF%) in all the tissues analysed. The number of isolated taxa was greater in the stem and trunk of oak trees respectively than those in the other organs analyzed.
    Keywords: Oak, fungal endophytes, Truncatella, Peyronellaea
  • B. Hamzeh’ee* Pages 190-206
    Arasbaran Biosphere Reserve is the ninth Biosphere Reserve in Iran with a total area of 78759 hectares in northwest of Iran. Most of it is forest, pasture and agricultural lands. The difference between the height of 265 m and 2868 m above sea level, the presence of physiographic, soil and microclimates have created different habitats that have made its unique flora richness. Vegetation of lowlands of this area was carried out using Braun-Blanqet method. Data analysis (releves and plant species) was performed based on the Corrospondence factorial analysis (AFC) method in anaphyto software. In the lowlands of the Arasbaran Biosphere Reserve, Five associations and four subassociations including 176 taxa have been identified, of which 7.9% are phanerophytes, 8.5% chamaephytes, 25% hemicryptophytes, 4.5% geophytes and 54% terophytes. Considering the global importance of this Biosphere Reserve for flora, vegetation and fauna, its further conservation is recommended as a natural heritage for the future.
    Keywords: Phytosociology, Ecoregion, Conservation, Arasbaran, Iran
  • M. Tavakoli, A. Hosseini, Chegeni*, S. Khaghaninia Pages 207-218
    The Gypsy moth, Lymantria dispar (Lepidoptera: Lymantriidae) is one the most destructive defoliator pest of forests across world. The present study is the first report of outbreak and damage of this pest in Northern Zagros forests based on the field observations, sampling and laboratory assays to confirm the identification. In spring the larvae specimens were collected on the Oak (Quercus brantii, Q. infectoria, Q. libani) and other forest trees and shrubs. In order to rapid and accurate identification of the pest, DNA extraction and PCR amplification of the COI gene fragment was performed for ten specimens including eggs, larvae and adults, followed by sequencing of two larvae specimens. The Blast results revealed that two sequences belong to L. dispar species with 99-100% similarity to other GenBank sequences. However, this species is not established yet in many western forests of Iran. But, due to the potential threats of the pest for the forest ecosystems and its widely flying activity, immediate action and efforts must be taken to control the pest population.
    Keywords: Gypsy moth, Larvae, Marivan Kurdistan, Phylogenetic tree, COI gene
  • s.jafar s.akhlaghi*, S.Z. Mirkazemi, H. Jahannbazi, B. Fani Pages 219-232
    In Iran, forest fires often occur as a result of human activities and unknowing and intentional intrusions. There are hidden and hidden issues behind these human activities and communities that have played a significant role in forest fire. The purpose of this research is to investigate the socio-economic issues of forest villages in three provinces of Golestan, Kurdistan and Chaharmahal Bakhtiari, with the highest frequency of firefighting between 2010 and 2014. The present study was a descriptive-correlational study and the required information was collected using a questionnaire. The statistical population consists of rural inhabitants of model regions affected by low and high fire risk in three provinces of Golestan, Chaharmahal, Bakhtiari and Kurdistan. Based on the Cochran formula, 364 residents of the studied areas were selected as sample size. The validity of the questionnaire was confirmed by a panel of experts and the reliability level of the questionnaire was obtained using Cronbach's alpha (0.817). Statistical analysis of data was performed using t-test and logistic regression in SPSS software. The results showed that the density of human population in the villages of patterned areas with a high fire risk of approximately 3 times the area with low fire risk, the number of livestock in the area with high fire risk is twice as low as the risk area, employment rate, level The income and education of inhabitants in the region with a low fire risk pattern is noticeably higher than the area with a high fire risk. It seems that these factors cause the forest fire, more in the area with a high fire risk, than the low risk area. A survey of the methods and methods of participation of the people showed; holding training and promotion classes The ability to increase the skill of the exploiters, dealing with the factors of destruction and rape of the forest, the selection of honorary soldiers, and strengthening the government's actions in protecting the forest are among the strategies to prevent the occurrence of fire in the forest.
    Keywords: forest fires, descriptive-correlational, questionnaire, Cronbach's alpha
  • M. Ebrahimipour Sharifabad, Zahra Sheibani Tezerji*, M.R. Hassani Pages 233-243
    The elm leaf beetle, Xanthogaleruca luteola Mull. (Col.: Chrysomelidae) is one of the most important pests of elm trees in the green urban landscape. According to multiple hazards of chemical insecticides and environmental importance of urban green space, in this study, the effect of botanical insecticides of pepper extract (Tondexir®)andgarlic extract (Sirinol®) in combination with soap spray (Bartar®) at two spray stages were investigated against X. luteola larvae. A randomized complete blocks design with 5 replications was performed as experimental design. The trials were carried out with recommended concentration of each compound. The sampling was carried out on the day before treatment and 2, 7, 14 and 21 days after treatment. The results showed the highest and lowest population reduction percentage of larvae as recorded at tondexir + sirinol (78/56 and 64/99%) and tondexir (41/4 and 23.06%) treatments, at 2 and 21 days after treatment, respectively. The results indicated that sirinol was more effective (15-17%) than tondexir to control X. luteola. Bartar spray soap increased the efficiency of the botanical insecticides of tondexir and sirinol, to 6-18 and 4-28%, respectively, at different post-treatment days. As a result, bartar spray soap showed synergistic effect on these botanical insecticides. Therefore, with respect to the results of this study, these botanical insecticides can be used as safe and suitable compounds in integrated control management of X. luteola in the urban greenlandscape.
    Keywords: Xanthogaleruca luteola, Botanical Insecticide, Pepper, Garlic, Spray Soap
  • H. Ghobadi, Hamid Ghajarieh*, J. Nozari, S. Azadbakhsh Pages 244-249

    The fauna of ground beetles (Carabidae) in south east of Tehran province (Pakdasht and Qarchak) were studied during 2015-2016. The beetles were collected by pitfall traps and directly by hand from different ecosystems such as farms, orchards, landscapes and rangelands. In this study, 485 specimens belonging to 9 subfamilies, 12 tribes, 17 genera, and 23 species were collected. Among them 14 species are reported for the first time from Tehran province which were marked by asterisk. Based on the collected samples, Distichus planus was recorded as dominant species in the region. The identified species are as follows:Brachinus (Brachinus) ejaculans (Fischer von Waldheim, 1828)*, Brachinus sp, Calosoma (Campalita) maderae dsungaricum (Gebler, 1833)*, Calosoma (Calosoma) sycophanta (Linne, 1758)*, Cylindera (Cylindera) germanica (Linnaeus, 1758)*, Cicindela (Cicindela) asiatica asiatica Audouin and Brullé, 1839*, Harpalus (Harpalus) distinguendus (Duftschmid, 1812)*, Harpalus (Harpalus) rubripes (Dufischmid, 1812)*, Harpalus (Pseudoophonus) griseus (Panzer, 1796), Harpalus (Pseudoophonus) rufipes (Degeer, 1774)*, Ophonus sp., Acinopus (Acinopus) picipes (Olivier, 1795)*, Cymindis (Cymindis) andreae (Ménétriés, 1832), Calathus (Neocalathus) melanocephalus (Linnaeus, 1758)*, Calathus (Calathus) fuscipes fuscipes (Goeze, 1777)*, Poecilus (Ancholeus)wollastoni. (Wollaston, 1854), Amara (Amara) ovata (Fabricius, 1792)*, Zabrus (Zabrus) tenebrioides (Goeze, 1777)*, Distichus (Distichus) planus (Bonelli, 1813), Scarites (Scarites) procerus eurytus (Fischer von Waldheim, 1828)*, Siagona europaea europaea (Dejean, 1826)*, Trechus sp., Microlestes sp., Elaphropus (Tachyura) diabrachys. Paussus turcicus I. Frivaldszky von Frivald, 1835*, Tschitscherinellus oxygonus radjabii (Morvan, 1974)*.
    Keywords: Ground beetle, Fauna, rangelands, Tehran province
  • Noorali Rajabi Mazhar*, H. Kheiri Pages 250-257
    Life table parameters of Brachycaudus cardui L. (Hom.: Aphididae) on Cynara scolymus L. (Asteraceae) was investigated in laboratory condition at 22±2°C, 65±5% RH, and a photoperiod of LD 14:10. To this end, 20 aphid nymphs were reared in leaf cages and mortality and reproduction rate were recorded daily. The result indicated mean reproduction period and mean generation time as 12.75± 0.26 and 18.92 days, respectively. Mean longevity of the aphid was 33.70± 1.01 days. Life expectancy of the aphid was estimated at 33.03 days in 1st instar nymph stage and decreased gradually in a constant rate. Intrinsic rate of increase (rm), Net reproductive rate (R0) and Doubling time (DT) as 0.175 (per days), 27.15 (offspring), 3.97 (day) and Finite rate of increase (λ) 1.19 (day), respectively. The results of this study revealed high longevity and slow mortality trend in this aphid population on C. scolymus.
    Keywords: medicinal plant, Brachycaudus cardui, Artichoke, Intrinsic rate of increase