فهرست مطالب

پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران - سال هفتم شماره 13 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال هفتم شماره 13 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • اعظم رحیمی جابری* صفحات 11-26

    شیخ ابواسحاق کازرونی در نیمه دوم قرن چهارم هجری در خانواده زرتشتی نومسلمانی در کازرون متولد شد. این دوره مقارن با حکومت آل بویه بود که با سیاست تسامح مذهبی از اقلیت های دینی حمایت می کرد و کازرون از اصلی ترین مراکز زرتشتی نشین فارس محسوب می شد. شیخ ابواسحاق بعد از تحصیل نزد مشایخ فارس، وارد طریقت ابن خفیف (از عارفان بزرگ شیراز) شد؛ چرا که کاربرد عملی این طریقت را در حوزه مذهبی بیشتر منطبق با اعتقادات خود می دید. از این رو، مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع اصلی، درصدد پاسخ به این پرسش است که شیخ ابواسحاق چه نقشی در ترویج دین اسلام در کازرون داشتند؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که شیخ ابواسحاق در اواخر قرن چهارم هجری طریقت خاص خود، موسوم به طریقت مرشدیه، را تاسیس کرد و موعظه خود را در راستای نشر اسلام در مساجد کازرون آغاز نمود که با مخالفت حاکمان زرتشتی روبه رو شد. شیخ ابواسحاق نیز با ساخت مسجد و خانقاه مرشدیه و همچنین تشکیل دسته مطوعه در کازرون، نسبت به تضعیف موقعیت زرتشتیان اقدام نمود که این عوامل، در غایت موجب گسترش دین اسلام در کازرون شد.

    کلیدواژگان: گسترش اسلام، شیخ ابواسحاق کازرونی، کازرون، زرتشتیان، آل بویه
  • جعفر آقازاده* صفحات 27-40

    آذربایجان پس از جنگ نهاوند فتح شد، اما شورش های پیاپی مردمان آن و مجاورت این منطقه با قفقاز و گیلان، اهمیت آذربایجان و لزوم حضور نظامی در آن را برای اعراب نشان داد. اشعث بن قیس هم از جمله فرماندهانی بود که در فتوحات آذربایجان حضور داشت و از جانب عثمان به حکمرانی آذربایجان منصوب شد و تا اوایل خلافت حضرت علی در این منصب باقی ماند. هدف پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر متون کتابخانه ای، ارزیابی انتخاب اشعث به حکمرانی آذربایجان و اقدامات او در این منطقه است. این پژوهش درصدد پاسخ دادن به این پرسش هاست که چرا اشعث به حکمرانی آذربایجان منصوب شد؟ زمینه های مهاجرت اعراب به آذربایجان و نتایج آن در دوره حکمرانی اشعث چه بود؟ حضرت علی چرا و چگونه اشعث را از امارت این منطقه عزل کرد و واکنش او چه بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد؛ اشعث به علت پیوند نزدیک با عثمان به حکمرانی آذربایجان منصوب و زمینه ساز مهاجرت اعراب به این منطقه و گرایش مردم آن به اسلام شد. با رسیدن حضرت علی به خلافت، چون اشعث با او بیعت نکرد و در بیت المال آذربایجان دست اندازی کرده بود، از امارت عزل شد.

    کلیدواژگان: آذربایجان، فتوحات، حکمرانی اشعث بن قیس، عثمان بن عفان، حضرت علی (ع)
  • محمد رضائی*، فاطمه اروجی صفحات 41-52

    در پی انتخاب شیراز به مرکزیت سلسله آل بویه این شهر برای مدت حدود پنجاه سال دوره ای از رشد و شکوفایی را شاهد بود، اما در پی بروز مشکل جانشینی و درگیری بر سر تصاحب تاج وتخت، پس از مرگ عضدالدوله، زمینه آشفتگی و انحطاط شهر فراهم شد. به علت نبود قاعده و قانون مورد اتفاق جهت انتخاب جانشین، هرکدام از امیران در ابتدای حکومت خود با مدعی و یا مدعیانی روبه رو شدند. در نتیجه دوره ای طولانی از ناامنی و بی ثباتی در قلمرو آل بویه به ویژه در فارس و شیراز به وجود آمد و در پی نبردهای مداوم نه تنها امکان پرداختن به فعالیت های عمرانی میسر نشد بلکه از رهگذر این حملات علاوه بر غارت شهر، بسیاری از بناها و محلات آن توسط نیروهای متخاصم تخریب گردید. علاوه بر آن، شبکه شهری تامین کننده نیازهای اولیه در اثر عدم رسیدگی و جنگ ها دچار آسیب شد، تجارت نیز از ناامنی متاثر شده با تغییر مسیرهای تجاری و کاهش عواید تجارت دچار رکود گردید و جریان زوال شهر را شتاب بیشتری داد. در نهایت بر اثر آسیب های واردشده در جریان حملات سلاجقه اهمیت سابق را از دست داد و برای مدت ها فرو مرد. در جستار حاضر تلاش بر آن است تا نقش ناامنی به عنوان متغیری مستقل بر فرایند رکود و افول شهر شیراز در دوره دوم حکومت آل بویه با روش توصیفی تحلیلی با رویکردی تاریخی و تکیه بر مطالعات کتابخانه ای تبیین شود

    کلیدواژگان: آل بویه، افول شیراز، مشکل جانشینی، رکود تجارت، حیات شهری
  • اسماعیل حسن زاده* صفحات 53-72

    کیائیان در طول 231 سال حاکمیت خود در گیلان، فراز و نشیب های زیادی در روابط با حکومت های محلی و منطقه ای پشت سرگذاشتند. در هر مقطع، به تناسب ضرورت های سیاسی و اجتماعی داخلی و خارجی، سیاست هایی اتخاذ می کردند. یکی از این مقاطع دوره حاکمیت کارکیا میرزاعلی (883-909ق) بود که با بحران زوال در حاکمیت آق قویونلوها هم زمان شد. این هم زمانی موجب عدول میرزاعلی از سیاست خارجی سنتی خاندان مبتنی بر تابعیت در قبال حکومت مرکزی ایران و اتخاذ سیاست تقابل تهاجمی گردید. این مقاله، با بهره گیری از منابع اصلی این دوره و تحلیل مضمونی روایت های تاریخی، به دنبال تبیین تاثیر اصلاحات بر بی ثباتی داخلی و علل شکست سیاست تقابل تهاجمی در قبال آق قویونلوهاست. هم زمانی اجرای اصلاحات داخلی با اتخاذ سیاست خارجی جدید به تشدید رقابت های درون خاندان کیائی انجامید. شکست های متعدد میرزاعلی در سیاست خارجی از جمله درقبال مرعشیان مازندران، آق قویونلوها و سایر حکومت های محلی به ازدست رفتن بخشی از قلمرو سنتی شان منجر شد. در نتیجه این شکست ها و تشدید نارضایتی داخلی، میرزاعلی به قتل رسید و حکومت کیائیان مجبور به تابعیت از حکومت مرکزی ایران شد.

    کلیدواژگان: گیلان، مازندران، کیائیان، آق قویونلوها، صفویان، کارکیا میرزاعلی، یعقوب پادشاه، رستم پادشاه
  • سیامند خلیلی*، عثمان یوسفی صفحات 73-92

    منطقه موکریان با داشتن آثار باستانی و تاریخی، از دوران پیش از تاریخ، در بستر حوادث تاریخی غرب ایران، نقشی اثرگذار ایفا کرده است. امارت موکری، در دوره آق قویونلوها، توسط سیف الدین نامی، در شمال غرب ایران پی ریزی شد. با ظهور دولت صفوی، سیاست واگرایی امارت موکری، در تعامل با آن دولت، از زمان صارم بیگ به عنوان دومین حاکم این امارت، آغاز گردید که معاصر شاه اسماعیل اول صفوی بود. این مقاله، درصدد بررسی چرایی و چگونگی مناسبات سیاسی امارت موکری و دولت صفوی، در دوران شاه اسماعیل اول است که تا کنون در مورد شخصیت صارم بیگ موکری و مناسباتش با حکومت صفوی، پژوهش مستقلی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر در چهارچوب یک پژوهش توصیفی تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای بررسی می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در جریان حملات شاه اسماعیل اول به موکریان، که در درجه اول، ناشی از توسعه قلمرو سیاسی شاه اسماعیل در منطقه آذربایجان و در درجه دوم، معلول سیاست مذهبی وی بود که این موضوع نیز به نوعی توجیه کننده همان سیاست یکپارچه کردن و از بین بردن حکومت های محلی در ایران بود، مناسبات سیاسی امارت موکری با دولت صفوی شکل گرفت. صارم بیگ برای حفاظت و صیانت از قلمرو سیاسی و حکومتی خویش، در مقابل شاه صفوی قد علم و در نهایت، به سوی دولت عثمانی گرایش پیدا کرد.

    کلیدواژگان: صارم بیگ، شاه اسماعیل، مذهب، موکریان، سیاست
  • میرصمد موسوی* صفحات 93-112

    بعد از قتل نادرشاه افشار و ایجاد خلاء قدرت مرکزی در ایران هریک از سرداران وی و سرکردگان محلی در گوشه کناری به فکر تشکیل حکومت افتادند. در این دوران شرایط مطلوبی برای تشکیل خاانات مقتدر محلی فراهم شد که خان نشین قراباغ یکی از مهم ترین این خان نشین ها بود و از بدو تاسیس همواره با تهدیدات داخلی و خارجی گوناگونی مواجه بود. این خان نشین برای رفع این مخاطرات در بعد داخلی و خارجی سیاست ها و برنامه های مختلفی را اجرا کرد. هدف این بررسی شناسایی عوامل و محورهای موجود در مواضع و مناسبات خان نشین قراباغ با دولت عثمانی با اتکا به اسناد آرشیوی عثمانی و گزارش های تاریخی است. دستاوردهای این بررسی نشان می دهد که عثمانی ها با از دست دادن خانات کریمه والحاق گرجستان به روسیه طبق پیمان «گیورگیوسک» 1193ق/1784م (بین ارایکلی دوم و کاترین) ، تلاش داشتند به منظور جلوگیری از توسعه طلبی روس ها، با خوانین آذربایجان و داغستان یک اتفاق نظامی،علیه روس ها ایجاد کنند. منطقه قراباغ، از لحاظ جغرافیایی دروازه ایران و قفقاز تلقی می شد، از این رو سیاستمداران عثمانی، خانات قراباغ را برای پیشبرد مقاصد سیاسی خویش مناسب تشخیص داده و به فکر برقراری روابط با خان نشین قراباغ برآمدند. خوانین قراباغ نیز در فکر حفظ حاکمیت محلی خود به هر قیمت ممکن و خنثی ساختن تهدیدات دشمنان داخلی و خارجی بودند و این امر همواره مهم ترین اصل در موضع گیری خان های قراباغ بود. بر این اساس،اصل «تهدید مشترک»، موجب نزدیکی خانات قراباغ و امپراتوری عثمانی به یکدیگر شد.

    کلیدواژگان: ایران، خان نشین قراباغ، روسیه، عثمانی
  • سیداحمد عقیلی*، علی اکبر جعفری، کریم نجفی برزگر صفحات 113-128

    از مباحث مهم تاریخ زندیه بررسی و تحلیل اقدامات کریم خان در ابعاد مختلف حکومتی به ویژه در بعد اقدامات اجتماعی و اقتصادی وی می باشد. اکثر منابع تاریخی زندیه دوره استقرار کریم خان در شیراز را دوران آرامش اجتماعی و امنیت اقتصادی معرفی کرده اند. اینکه تا چه میزان این نگرش منابع قابل تایید است هدف اصلی از انجام این پژوهش است. مقاله به روش توصیفی تحلیلی با استناد به منابع دست اول تاریخی تلاش دارد به این رهیافت پژوهشی منجر شود که امنیت اجتماعی و آرامش اقتصادی دوره کریم خان زند که منابع تاریخی از آن یاد نموده اند با واقعیت های تاریخی آن دوره چندان تطابقی ندارد و با در نظر گرفتن برخی مولفه ها، این گفته منابع مورد تردید واقع می گردد. اقدامات و عملکرد کریم خان فقط در پایتختش بروز و نمود داشته و چنین دیدگاهی را درباره سایر مناطق تحت نفوذ کریم خان نمی توان پذیرفت . حتی عملکرد وی در شهر شیراز نیز بنا به عوامل و مولفه هایی که در مقاله مطرح شده است می بایست به صورت نسبی و موقتی در نظر گرفت تا بیشتر با واقعیت تاریخی منطبق گردد.

    کلیدواژگان: شیراز، کریم خان، امنیت اجتماعی، آرامش اقتصادی
  • سید صاحب برزین*، علی رضا علی صوفی صفحات 129-144

    اصلاحات ارضی نخستین لایحه از لوایح شش گانه انقلاب سفید (انقلاب شاه و ملت) بود که توسط محمدرضا شاه پهلوی در سال 1340 با اهداف مختلف به اجرا گذاشته شد. برانداختن ملوک الطوایفی و از بین بردن نظام ارباب و رعیتی از جمله اهداف اصلاحات ارضی بود. استان فارس که در این برهه از آن به عنوان استان هفتم یاد می شد و به عنوان یکی از مهم ترین و وسیع ترین استان های زراعی ایران به حساب می آمد، در جریان قانون اصلاحات ارضی مورد توجه حکومت پهلوی دوم قرار گرفت. با آغاز اجرای قانون اصلاحات ارضی، مالکین که با اجرای این قانون املاک خویش را به نفع زارعین از دست می دادند، مخالفت های خویش را با تحقق آن آغاز نمودند. در این تحقیق با رویکردی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از اسناد، به دنبال پاسخ برای این پرسش اساسی هستیم که با تصویب قانون اصلاحات ارضی رویکرد مالکین و زارعین روستای قلات و همچنین نحوه نگرش ماموران حکومت دوم نسبت به اجرای این قانون چگونه بود. فرض غالب بر این است که با تصویب قانون اصلاحات ارضی، مالکین قلات نسبت به واگذاری زمین به رعایا خودداری می نمودند و ماموران حکومتی نیز با وجود تلاش در جهت تثبیت اوضاع نتوانستند اصلاحات ارضی را در قلات عملی کنند.

    کلیدواژگان: اصلاحات ارضی، محمدرضا شاه، فارس، قلات، مالکین، زارعین
  • معصومه گودرزی بروجردی*، اصغر منتظر القائم صفحات 145-156

    مزار نویسی به عنوان شاخه ای از تاریخ نگاری محلی از قرن هشتم هجری مورد توجه مورخان قرار گرفت و تا قرن دوازدهم هجری چندین اثر در این حوزه به زبان های عربی و فارسی نگارش یافت. در واقع مزارنویسی در زمره فرهنگ نامه های محلی به شمار می آید که آشکارا از مسائل سیاسی و نظامی دوری گزیده و بیشتر به اوضاع مذهبی و فرهنگی و اجتماعی می پردازد. این فرهنگ نامه های محلی به معرفی افراد و شخصیت های علمی و مذهبی اختصاص داشت، زیرا از دیدگاه مسلمانان ایرانی قبور علما و اولیاء، عاملی برای حفاظت شهر از آفات و بلایای طبیعی و انسانی به شمار می آمد. علاوه بر آن قبور علمای بزرگ در هر شهری، شان و منزلت ویژه ای برای آن شهر به ارمغان آورده و در رشد فرهنگی، اجتماعی آن شهر نیز موثر بوده است. پژوهش حاضر برآن است، با روش توصیفی - تحلیلی با تکیه بر منابع دست اول، تاثیر مزارنویسی بر رشد فرهنگ زیارت را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

    کلیدواژگان: مزارنویسی، زیارت، تاریخ نگاری محلی، مزارات شیراز
  • پرستو مظفری*، کورش هادیان صفحات 157-170

    یکی از مهم ترین وقایع کردستان در اواخر حکومت اردلان، ناآرامی های منطقه اورامان است. حفظ امنیت این منطقه، با توجه به هم جواری با مرزهای عثمانی، از دغدغه های حکمرانان محلی کردستان و دولت مرکزی در دوره قاجار بود؛ با اینحال، در فاصله سال های 1268تا 1287ق مواردی از ناآرامی در منطقه اورامان، در منابع تاریخی بازتاب یافته است. این پژوهش، به روش اسنادی و با رویکرد توصیفی تحلیلی، بر پایه منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ گویی به این دو پرسش است: مهم ترین عوامل بحران اورامان کدام است؟ دولت مرکزی برای مدیریت این بحران، چه سیاستی در پیش گرفت؟ یافته این پژوهش، نشان می دهد که بحران اورامان در مجموع متاثر از مولفه های چندگانه قدرت طلبی های محلی برخی حکام اورامان، سیاست های نادرست و ضعف حکومت محلی اردلان و تمرکزگرایی دولت مرکزی در دوره ناصری بوده است و برخلاف برخی تحلیل ها، نمی توان انگیزه های براندازانه یا ابعاد قوم مدارانه برای آن متصور شد. انتصاب فرهادمیرزا معتمدالدوله به عنوان حاکم کردستان نیز با هدف مهار بحران در اورامان بوده است. معتمدالدوله با همراهی نیروهای اعزامی از سوی دولت مرکزی، توانست در کوتاه مدت و به روش قهرآمیز، بر این بحران غلبه کند. این امر به معنای برطرف شدن زمینه ها و پیامدهای بحران و موفقیت دولت مرکزی در مهار بحران در بلندمدت نیست.

    کلیدواژگان: اورامان، کردستان، ناصرالدین شاه، فرهادمیرزا معتمدالدوله، والی اردلان
  • حشمت الله عزیزی*، داریوش رحمانیان، هوشنگ خسروبیگی، محمد رستمی صفحات 171-190

    بنادر و جزایر خلیج فارس از آغاز حکومت قاجاریه تا اوایل سده چهاردهم هجری اغلب تحت نظارت والی فارس و به صورت غیرمتمرکز اداره می شدند. اما در عصر ناصری با تاسیس نهاد جدیدی تحت عنوان «حکمرانی بنادر و جزایر خلیج فارس» به مرکزیت بوشهر، اداره تمامی این مناطق به صورت متمرکز زیر نظر شخص حکمران بنادر قرار گرفت. در این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از اسناد جدید به بررسی روند شکل گیری این نهاد تازه تاسیس در عصر ناصری خواهیم پرداخت. یافته های تحقیق نشان می دهد، که هرچند وقوع مساله هرات و لشکرکشی انگلیسی ها به خارک و بوشهر در عصر محمدشاه را می توان سرآغاز توجه حکام قاجار نسبت به اهمیت بنادر جنوب دانست. اما در عصر ناصری با ظهور رجال آگاه و کاردانی همچون امیرکبیر و اعمال سیاست های واقع بینانه وی در قبال خلیج فارس، گماشتن والیان باکفایت در فارس و حمایت های تجار و بازرگانان جنوب، کم کم زمینه های لازم برای تجدیدنظر در نحوه اداره بنادر جنوب فراهم شد، که نتایج اصلی آن پس از دوره ای کوتاه، ضمن لغو نظام اجاره داری بنادر، منجر به تاسیس حکمرانی بنادر و جزایر خلیج فارس در سال 1305ق توسط امین السلطان شد. البته تاسیس این نهاد جدید به منظور اداره متمرکز بنادر جنوب، در عمل نتوانست به نتایج مطلوب و شایسته‏ای دست یابد.

    کلیدواژگان: قاجاریه، بنادر جنوب، ناصرالدین شاه، امین السلطان، بندر بوشهر، حکمرانی بنادر و جزایر خلیج فارس
  • روح الله بهرامی*، شهاب شهیدانی صفحات 191-212

    در عصر ناصرالدین شاه قاجار، بهره برداری از الگوهای فنی و تکنولوژیک نوین غرب مورد توجه شخص شاه و کارگزاران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران واقع گردید. یکی از این ابزارهای نوین، تلگرف و تاسیس تلگراف خانه ها بود که به شکل گیری نوع جدیدی از اسناد تاریخی یعنی اسناد تلگرافی منجر شد که شامل ثبت و ضبط گزارش های محلی با اشکال جدید و شیوه ارتباطات نوین بود و فصل جدیدی را در روند مطالعات تاریخ معاصر، به ویژه تاریخ محلی گشود. پژوهش حاضر با تکیه بر متون، اسناد تاریخی و نسخ خطی با روش توصیفی- تحلیلی، به دنبال پاسخ به این مسائل است که فرآیند تاسیس و توسعه تلگراف خانه ها در لرستان عهد ناصری چگونه بوده است؟ و تاسیس و توسعه خطوط تلگراف چه تاثیر در روند سیاست تمرکز گرایی عهد ناصری گذاشت؟ یافته های پژوهش نشان داده است که لرستان با طبیعتی کوهستانی و ساکنانی ایلیاتی از ناآرام ترین ولایات ایران تا عهد ناصری بوده است که نفوذ قدرت مرکزی در آن بسیار ناپایدار بود. در عین حال لرستان، از مناطق استراتژیک در مسیر خوزستان به تهران و حلقه ارتباط مهمی، میان مناطق و نواحی غرب ایران به شمار می آمد. با این شرایط، توسعه خطوط تلگراف تحولی مهم در دسترسی قدرت مرکزی به منطقه و تامین امنیت آن در عهد ناصری ایجاد نمود. همچنین تلگراف در شکل گیری و تولید آگاهی و اسناد تاریخی در جامعه شفاهی و عشایری لرستان منابع و اسناد مهمی را پدید آورد که بسیار حائز اهمیت می باشد.

    کلیدواژگان: عصر ناصری، لرستان، تلگراف، میرزا علی اصغرخان تلگرافچی، عبدالله میرزا حشمت الدوله
  • منصور رهنورد*، محمدامیر شیخ نوری، نظام علی دهنوی صفحات 213-232

    والیان لرستان و طوایف تحت تابعیت آنها رابطه ای عمدتا ستیزه جویانه با فرمانروایان زندیه داشتند. اسماعیل خان فیلی، قدرتمندترین والی لرستان در دوره مذکور، به شدت با قدرت گیری کریم خان زند مخالف بود و در تمام دوره حکومت خود جنگ های زیادی را با خان زند انجام داد. در دوره پیش و پس از به قدرت رسیدن کریم خان، بسیاری از ایلات لرستان از حکمران خود، اسماعیل خان، تبعیت کردند و در حمایت از وی، با کریم خان وارد جنگ شدند. پس از کناره گیری اسماعیل خان از قدرت و در دوره جانشینی پسرانش، محمدخان و اسدخان، روابط این حکام و ایلات تحت تابعیت آنها با جانشینان کریم خان تا حدودی بهبود یافت و دوره کشمکش آنان به دوره ای از روابط حسنه و آشتی جویانه تبدیل شد. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی رابطه حکام فیلی لرستان با فرمانروایان زندیه است که به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داده است که وجه غالب رابطه والیان فیلی لرستان با کریم خان زند رابطه ای نظامی و توام با کشمکش و درگیری بود و منازعه بر سر کسب قدرت در خلا ناشی از مرگ نادرشاه در شکل یابی این رابطه موثر بوده است. هرچند ناکامی اسماعیل خان فیلی در برابر کریم خان موجب شد که این رابطه به دوره ای مسالمت آمیز در اواخر زندیه، اما کوتاه، تغییر یابد.

    کلیدواژگان: زندیه، کریم خان زند، لرستان، والیان، اسماعیل خان فیلی
|
  • Azam Rahimi Jaberi * Pages 11-26

    Sheikh Abu Eshaq Kazerooni was born in the second half of the fourth century in a new Muslim Zoroastrian family in Kazeroon. This period coincided with the rule of Al-e Buye, which supported the religious tolerance policy of religious minorities, and Kazeroon was one of the main centers of Zoroastrians of Fars. Sheikh Abu Eshaq entered the tradition of Ibn Khafif (from the great mystics of Shiraz) after studying at the Mashayekh of Persia, because the practical application of this tradition in the religious sphere is more in line with his beliefs. Therefore, the present paper uses a descriptive- analytical method and based on the main sources, seeks to answer the question of what role Sheikh Abu Eshaq played in the promotion of Islam in Kazeroon? The result of the research suggests that Sheikh Abu Eshaq established his own specialty called Morshediyeh Tariqat in the late fourth century AH and began his preaching in the direction of the publication of Islam in the Kazeroon mosques, which was faced with the opposition of the Zoroastrian rulers. Sheikh Abu Eshaq, by constructing a mosque and a monastery of Morshediyeh, as well as the formation of a Military soldier in Kazeroon, sought to weaken the position of Zoroastrian, which ultimately led to the spread of Islam in Kazeroon.

    Keywords: Islam expansion, Sheikh Abu Eshaq Kazerooni, Kazeroon, Zoroastrian, Al-e Buye
  • Jafar Aghazadeh * Pages 27-40

    Azerbaijan was conquered after the Battle of Nahāvand, but the successive rebels of its people and its proximity to the Caucasus and Gilan showed the significance of Azerbaijan and the need for military presence in it for the Arabs. Al-Ash'ath ibn Qays was one of the commanders who was present in the conquests of Azerbaijan and was appointed by Uthman as the ruler of Azerbaijan and remained in the position until the beginning of Ali's caliphate. The aim of the present study was to evaluate Al-Ash'ath’s appointment as the ruler of Azerbaijan and its measures in this region using a descriptive-analytical method and library texts. The present research attempts to answer the following questions: why was Al-Ash'ath appointed to rule Azerbaijan? What were the areas of Arab migration to Azerbaijan and its consequences during the rule of Al-Ash'ath’s? And why and how Imam Ali dismissed Al-Ash’ath from the emirate of this region and what was his reaction? Findings of the research show that Al-Ash'ath was appointed as the governor of Azerbaijan due to the close connection with Uthman and created the basis for the migration of Arabs to this region and its tendency towards Islam. As Imam Ali came to the Caliphate, because did not swear allegiance to him, and had fled in Azerbaijan, he was dismissed from the Emirate

    Keywords: : Azerbaijan, conquests, Al-Ash'ath ibn Qays's Rule, Uthman ibn Affan, Imam Ali (AS)
  • Mohammad Rezaei *, Fatemeh Oroji Pages 41-52

    Shiraz for a period of fifty years were a period of development and prosperity by selecting the center of dynasty Buwayhids. After the death of Azad aldvlh and there is also Conflict over the the succession problem ownership of Kingdom, fields degeneration and distress and decline of Shiraz was prepared. The law lack of acceptance of for electing a replacement led to to each of rulers at the beginning of his reign with the claims or encounter pretenders. A long period of insecurity and instabilityparticularly in Fars and Shiraz came into existence.Not only the possibility to engage in construction activities due to the insecurity and continuing conflicts was not possiblebut also the city was looted and was destroyed many buildings and neighborhoods by hostile forces. Besides the basic needs of the urban network supplier was damaged as well as the slump acceleration the decline in the trading due to the insecurity and changing trading routes and natural disasters, which reduces the income became trade. Ultimately Seljuks attacks the urban of life for a long time to decline. In the present research effort is to effective factors in the process of stagnation and decline of of Shiraz during Buyid relying on library studies and with the descriptive method analytical and the historical approach to explain

    Keywords: buyid, Shiraz decline, difficulty of succession, trade stagnation, urban life
  • Esmaeil Hasanzadeh * Pages 53-72

    During the 231 years of its rule in the city of Gilan, the karkian passed many ups and down in relation with local and regional government. Policies were adopted at each stage in accordance with the political and social needs of both internal and external. One of these periods was the period of Karkia Mirza Ali ruling, which coincided with the collapse of the rule of Aq quyunlu. This simultaneously led to Karkia Mirza Ali’s departure from the traditional foreign policy of the family of citizenship toward the central government of Iran and the adoption of an aggressive opposition policy. Using this sources main and analyzing the historical narratives, this paper seeks to explain the impact of reform on internal instability and the causes of the failure of an aggressive antipolitic policy towards Aq quyunlu. The coincidence of the implementation of internal reforms with the adoption of a new foreign policy led to intensification or the rivalry within the kyaean  dynasty. Several to Karkia Mirza Ali defeats in foreign policy, including the marashisean of Mazandaran, Aq quynlu and other local government, led the loss of part of their traditional  territory. These failures stagnated internal dissenters to exacerbate their opposition. Eventually   Karkia Mirza Ali was defeated and killed by a riot inside the house. His killing led the kayaian government into traditional politics of nationality form the central government of Iran. This 26 years old is a chaotic interlude in the kyaean rule in Gilan.

    Keywords: : gilan, mazandaran, kyean, Aq quynlu, Safavian, Karkia Mirza Ali, Jacob king, Rustam king
  • Siamand Khalili *, Osman Yoosefi Pages 73-92

    Mokrian area has played an important role in the history of the West of Iran, with its ancient and historic works, from prehistoric times. Mokri Emirate was established in the Aq Qoyonglu period by Saifuddin Mokri in the northwest of Iran. With the advent of the Safavid government, the policy of divergence of the Emirate Mokri in its interaction with that state began from the time of Sarem Big as the second ruler of this emirate, which was the contemporary of Shah Isma'il I Safavi. This article seeks to investigate the reasons and political relationships between the Emirate Mokri and the Safavid government during the time of Shah Isma'il I, which has so far not done an independent study on the character of Sarem Beg Mokri and his relations with the Safavid regime. The findings of the research show that during the attacks of Shah Isma'il I, Mokrian was primarily due to the development of the political realm of Shah Isma'il in the Azerbaijani region and, secondly, to the effect of his religious policy, which also somehow justifies the same policy integrating and eliminating local governments in Iran, the political relations of Emirate Mokri with the Safavid government were formed. Sarem Beg, to protect his political and governing realms, grew up against the Safavid Shah, and ultimately turned towards the Ottoman state.

    Keywords: Sarem Beg, Shah Ismail, religion, Mokrian, war
  • Mir Samad Mousavi * Pages 93-112

    After the assassination of Nadir Shah Afshar, each of his commanders and local leaders planned to form a government in different areas. At this time, favorable conditions were prepared for the establishment of khanates with local authority. At this time in Azerbaijan and in Caucasus region, a number of khanates and sultanates were established. Gharabagh khanate was one the most important ones that always been faced with a variety of internal and external threats from the beginning of its establishment. This khanate implemented various policies and programs to eliminate these dangers on domestic and foreign dimensions. In this period, the most important foreign presence in the region was the presence of Russia and Ottoman Empire. The purpose of this study is to identify the factors that were dominant in the lodgment and relations of Gharabagh khanate with Ottomans based on historical documents and reports. The results of this study show that the Ottomans, after the loss of Crimean Khanate and after joinder of Georgia to Russia according to Giyorgiyosk Treaty of 1193 AH / 1784 AD (between Ariquel II and Catherine), tried to initiate a military battle with khans of Azerbaijan and Dagestan to prevent the development of Russians. Gharabagh region was geographically considered as gateway of Iran and the Caucasus, therefore, the Ottoman politicians recognized Gharabagh khanate suitable for their political purposes and sought to establish relations with Gharabagh khanate. Khans of Gharabagh also intended to preserve their local sovereignty and to neutralize the threats of internal and external enemies at all costs, and this was always the most important principle in the lodgment of Gharabagh khans. Accordingly, the principle of "common threat" led to the close proximity of Gharabagh khans and Ottoman Empire.

    Keywords: Iran, Gharabagh khanate, Russia, Ottoman
  • Seyedahmad Aghili *, Aliakbar Jafari, Karim Najafi Barzegar Pages 113-128

    The most important issues of the Zand, Review and analysis of the performance of Karim Khan In various spheres of government Especially in the field of social and economic. More sources of Zandieh, The establishment of Karim Khan in Shiraz Social and economic peace have introduced safety courses .The analysis of this issue, Research in this paper is the question. The extent to which this is the most important question of the research was confirmed. Article descriptive analysis based on historical primary sources attempts Argue that Historical sources have spoken of peace and security that is not consistent with historical facts And with regard to some components, the sources said the suspect is. Karim Khan's actions only in the capital have an impact on other areas of influence and such a view can not be accepted Karim Khan. His performance in the city of Shiraz in article discusses the factors that must be considered relatively to be associated with historical reality.

    Keywords: shiraz, Karim Khan, social security, peace economic
  • Seyyed Saheb Barzin *, Ali Reza I Ali Suf Pages 129-144

    The land reform was the first bill of the sixth bills of the White Revolution (Revolution of the Shah and the Nation), which was implemented by Mohammad Reza Shah Pahlavi in ​​1340 for various purposes. One of the goals of the land reform was the abolition of the Mauluk-al-Tuvaifi and the elimination of the lord's regime. Fars province, which was considered as the seventh province at that time and considered one of the most important and widespread agricultural provinces in Iran, was considered by the Pahlavi II government during the land reform process. With the commencement of the implementation of the land reform law, the owners, who, by implementing this law, lost their properties in favor of the farmers, began their opposition to its realization. In this research, with an analytical descriptive approach and using the documents, we seek to answer the fundamental question: how was the adoption of the Land Reform Act, the owners 'and farmers' attitude of the Qalat village, and how the attitudes of the second government officials towards the implementation of this law were. The premise is prevalent that with the passage of the land reform law, the owners of Qalat refused to give land to the landowners, and government officials, despite trying to stabilize the situation, failed to implement land reform in Qalat.

    Keywords: Land reform, Mohammad Reza Shah, Fars, Qalat, Owners, Farmers
  • Masoume Goodarzi Boroujerdi *, Asghar Montazerolghaem Pages 145-156

    Mazarat histography was considered by historians  as a branch of  local historiography from the eighth century (AH)  and  in the twelfth century (AH), several works were written in Arabic and Persian . In fact, Mazarat histography  is a local encyclopedias, which obviously diverts from political and military issues, and more deals to religious, cultural, and social conditions. These local  encyclopedias was intended to introduce scientific and religious people, because some of Iranian Muslims believed, the great scholars and divine peoples graves is protecting the city from natural and human pests and disasters. In addition, the graves of great scholars in each city have brought a special status and has also contributed to the cultural and social growth of that city. The aim of present study was to investigate the effect of  Mazar-e-writings, based on the first- hand resources on growth of the pilgrimage culture by using a descriptive-analytical method.

    Keywords: Mazarat histography, pilgrimage, local historiography, Shiraz graveyard
  • Parastoo Mozafari *, Kourosh Hadian Pages 157-170

    At the end of Bani Ardalan's government, one of the most important events of Kurdistan was Uraman regional unrests.Due to the importance of this region in the neighborhood of the Ottoman borders, the security of the region in the Qajars era was one of the concerns of Kurdistan rulers and the central government. However, between1268 to 1287 AH some cases of unrest in Uraman region have been reflected in historical sources.These insecurities occurred coincidently with the late years of the Ardalans' local government and the appointment of Farhad Mirza Motamedaddoleh as the governor of Kurdistan.It seems Uraman crisis and its management and its restraining has been totally affected by multiple factors such as Uraman governors' local authoritarianism, misguided policies and infirmity of the Ardalans' local government, and finally exerting centralization by central government in the Naseris era.And unlike some analysis, it couldn't be true to expect there were Subversive motives or ethnocentric dimensions or even a link between the crisis and the Constitutional Movement. Motamedaddoleh was appointed as the governor of Kurdistan to manage and control the crisis in Uraman and to accomplish security based policies of central government in the Naseris era.Motamedaddoleh accompanied by expeditionary forces from the central government could overcome and control the crisis by a violent manner over a short period of time.This didn't necessarily mean fading potentials and consequences of the crisis, and it couldn't even mean the central government woul

    Keywords: Uraman, crisis, Ardalan, Nasereddin Shah Qajar, Farhad Mirza Motamedaddoleh
  • Heshmatollah Azizi *, Dariush Rahmanian, Houshagi Khosro Beig, Mohammad Rostami Pages 171-190

    From the start of the Qajar government to the early 14th century, Persian Gulf ports and islands were often governed by the Fars governor and decentralized. But in Naseri era, since the foundation of a new institution, "Governing the Persian Gulf ports and Islands", in the year 1305 higri, the running of all the regions was centrally governed  by ports governor  that was elected from the center. In this article, we will pay to the view on the formation method of this new founded institution with descriptive and analytical approach in Nasser’s Era The findings of this research show that In Nasseri’s Era with the appearance of aware men and experts like Amir Kabir and his actual performance in Persian Gulf and appointment of efficient governors in Fars and the support of southern traders, gradually made a revision in running in method of south ports. After a short period, the main result was the cancelling of port rental system which resulted in the foundation of ports governance and Persian Gulf islands with Bushehr in centre by Amin-al-soltan in 1305hegira. The foundation of the new institution as the center running of ports and south island countered a lot of the problems actually and desirable results were not obtained.

    Keywords: Qajar, southern ports, Nasser-al-din Shah, Amin-al-Soltan, Bushehr port, the governing, Persian Gulf Islands
  • Rohollah Bahrami *, Shahab Shahidani Pages 191-212

    The time of Nasser al-din shah using western technical and technological methods were of importance to Shah himself, his political, cultural and economic servants. One of these tools was the telegraph and their specific buildings telegraph office this led to the creation of a new kind of historical evidence, that of telegraphic evidence. This kind of evidence opened a new possibility to historical investigations that includes documenting and recording local reports with new ways of communication. The present research has been based on a reliance on historical evidence andtextual documents with a definitional- analytical approach which seeks to answer the process of establishing and expansion of telegraph in Lorestan of Nasserid era. And also to shed light on its expansion and influence on Nasserid political focus. The finding show that Lorestan with its mountainous features and with its tribal residence remained one of the most unstable regions in the Nasserid era and the reach of control from the central power remained rather limited and proved to be unstable. This region remained however an important link between Tehran and Khuzestan and a more important circle of influence for creating relationships and influencing the western regions of Iran. Under these circumstances, the expansion and the development of these telegraph lines,Could play an important role in helping the central power to improve its reach for safety and also for controlling remote regions. In addition the telegraph has helped shaped the tripand the oral culture of Lorestan and has provided us with an important source for crucial historic evidence that should not be underestimated.

    Keywords: Nasser al-din Shah, Lorestan, Telegraph, Mirza Ali Asghar Telegraphchi, Abdollah Mirza Heshmatod al-dolleh
  • Mansuor Rahnavard *, Mohammadamir Sheikhnoori, Nezamali Dehnavi Pages 213-232

    Governors lorestan and tribesmen They had a largely militant relationship with Zandieh rulers. Ismail Khan Fili, the most powerful governor of Lorestan during this period, was strongly opposed to the power of Karim Khan Zand And during his entire period of rule, he carried out many wars with Khan Zand. In the period before and after the arrival of Karim-khan, many of Lorestan elites obeyed their ruler, Ismail Khan And in support of him, they entered the war with Karim Khan. After Ismail Khan's withdrawal from power and in the succession of his sons, Mohammad Khan and Assad Khan, the relations between these rulers and elites under their citizenship with the successors of Karim Khan were somewhat improved and their period of struggle for a period of good relations and reconciliation Become a fancier. The main purpose of this research is to investigate the relationship between the rulers of the Philistines of Lorestan and the Zandyah rulers, which has been done descriptively-analytically. Findings of the research show that the dominant aspect of the relationship between the governorates of Fieli Lorestan and Karim Khan Zand was a military and controversial conflict, and the struggle for power in the vacuum caused by Nadir Shah's death was effective in shaping this relationship. Is. Although the failure of Ismail Khan Fili against Karim Khan led to a change in the relationship to a peaceful period late in Zandieh, but shortly.

    Keywords: : Zandieh, Karim Khan Zand, Lorestan, Valians, Ismail Khan Fili