فهرست مطالب

  • پیاپی 64 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 16
|
  • محمد رضوایی، مرضیه علی خواه اصل*، افسانه فرخی فرخانی صفحات 1-19
    این تحقیق سعی دارد در چارچوب برنامه ریزی برای اکوتوریسم، توان اکولوژیکی حوضه آبخیز بلغور شهرستان مشهد را جهت استفاده پایدار از منابع طبیعی برای طبیعت گردی بررسی و ظرفیت محیط زیستی آن را مشخص کند. برای انجام ارزیابی توان منطقه برای کاربری های تفرج از پارامترهای: شیب، جهت، ارتفاع، بافت خاک، فرسایش خاک، درصد پوشش گیاهی، سنگ بستر، رطوبت نسبی، دما، تعداد روزهای آفتابی، فاصله از راه های ارتباطی، فاصله از آب های سطحی، فاصله از مناطق مسکونی، چشم انداز و کاربری اراضی استفاده شده است. به منظور تهیه داده های این مطالعه که بین سالهای 1393 تا اردیبهشت 1394 صورت گرفته، از آمار و اطلاعات سرشماری های مرکز آمار ایران در سال 1383 کتاب ها، مجلات، پژوهش های مشابه قبلی، نقشه های توپوگرافی با مقیاس 25000 :1؛ تهیه شده توسط اداره منابع طبیعی استان خراسان رضوی در سال 1383، مشاهده منطقه و نظرسنجی از افراد کارشناس، استفاده گردیده است. در نهایت با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی- فازی به ارزیابی توان منطقه برای کاربری های تفرج گسترده و متمرکز اقدام شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در خصوص کاربری تفرج متمرکز، 6/16 % توان بسیار خوب و6/19 % از منطقه توان خوب و1/28 % (2587 هکتار) توان متوسط و3/24 % (2229 هکتار) توان ضعیف و3/11% (1044 هکتار) توان بسیار ضعیف دارد و نیز درخصوص کاربری تفرج گسترده،1/26% از منطقه توان بسیار خوب و1/18% از منطقه توان خوب همچنین 6/24% (2271 هکتار) از منطقه توان متوسط و نیز3/10 % (945 هکتار) از منطقه توان ضعیف و 8/20% (1923 هکتار) توان بسیار ضعیف دارد. بنابراین، منطقه برای توسعه اکوتوریسم (تفرج گسترده و تفرج متمرکز) از توان خوبی برخوردار است.
    کلیدواژگان: ارزیابی توان اکولوژیک، حوضه آبخیز، فرایند تحلیل سلسله مراتبی- فازی، تفرج گسترده و متمرکز
  • محمدحسین فتحی*، موسی عابدینی، شهرام روستایی صفحات 21-40
    حرکات توده ای و زمین لغزش از مخرب ترین مخاطرات طبیعی محسوب می گردند. لذا شناسایی عوامل موثر در وقوع زمین لغزش های موجود در یک حوضه و پهنه بندی خطر آن یکی از ابزارهای اساس جهت دستیابی به راه کارهای کنترل این پدیده و انتخاب مناسب ترین و کاربردی ترین گزینه موثر می باشد. در این مطالعه پیش بینی مکانی خطر زمین لغزش با استفاده از تئوری احتمالات شرطی (قضیه بیزین)، در کناره های جنوبی اهر چای از روستای نصیر آباد تا سد ستار خان، بر پایه زمین لغزش های رخ داده در گذشته که به وسیله روش شی گراء استخراج و شناسایی گردیده است، صورت گرفته است. با استفاده از احتمالات تئوری بیزین ارتباط بین پارامترها و مناطق لغزشی(دو سوم مناطق لغزشی) تعیین و وزن هر طبقه از پارامترها بدست آمد. با توجه به نقشه بدست آمده و نیز وزن کلاس های هر یک از پارامترها، کلاس تراس های آبرفتی قدیمی ومخروافکنه های مرتفع در لایه سازند،مرتع متوسط در بین کلاس های کاربری زمین، جهات شمالی و شمال غربی، شیب های 25-5 درجه و نیز فاصله 270-125 متر از رودخانه بیشترین وزن و تاثیر را در وقوع زمین لغزش های منطقه دارا هستند. دقت نقشه حساسیت زمین لغزش با استفاده یک سوم(12 نقطه لغزشی) مناطق لغزشی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجه ارزیابی نشان داد که مدل با قابلیت پیش بینی 945/0 درصد و و ضریب کاپای 93/0 زمین لغزش ها در کلاس خطر زیاد و خیلی زیاد دقت قابل قبولی در ارزیابی و تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش دارد.
    کلیدواژگان: زمین لغزش، تئوری احتمالات شرطی، روش شی گراء، وزن شواهد
  • مسعود گودرزی*، برومند صلاحی، اسعد حسینی صفحات 41-60
    دما و بارش از مهم ترین عناصر اقلیمی هستند که در بررسی تغییر اقلیم نقش عمده ای را ایفا می کنند و تغییرات آن ها به دلیل اثرات سوء بر منابع آبی و اکوسیستم های طبیعی و همچنین اثرات زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا در این پژوهش به شبیه سازی تغییرات دما و بارش حوضه آبریز دریاچه ارومیه واقع در شمال غرب ایران که با بحران زیست محیطی و خطر خشک شدن دریاچه رو به رو است در دوره زمانی 2030- 2011 توسط مدل ریزگردانی SDSM پرداخته شد. ایستگاه های هواشناسی موردبررسی شامل چهار ایستگاه سینوپتیک سقز، تبریز، خوی و ارومیه که دارای آمار کامل در دوره پایه (1990-1961) بوده اند می باشد. در این پژوهش ابتدا میزان کار آیی مدل SDSM با استفاده از داده های مشاهداتی ایستگاه ها و داده های بازسازی شده مرکز ملی پیش بینی محیطی (NCEP) و شاخص-های MSE، RMSE، MAE و همچنین ضریب تعیین و همبستگی مورد ارزیابی قرار گرفت و بعد از اطمینان حاصل نمودن از دقت شبیه سازی مدل، با استفاده از مدل گردش عمومیHadCM3 تحت دو سناریوی A2 و B2 پارامترهای اقلیمی (بارش، حداقل و حداکثر دما) تا سال 2030 برای حوضه موردبررسی شبیه سازی شد. نتایج حاصل نشان داد که مدل مذکور توانایی لازم جهت شبیه سازی دما و بارش را دارد. بر اساس نتایج حاصل از داده های مدل HadCM3 میزان دما و بارش در سطح حوضه در دوره (2030-2011) نسبت به دوره پایه (1990-1961) افزایش خواهد یافت که این میزان برای عناصر بارش، دمای حداقل و دمای حداکثر به ترتیب برابر 7/29میلی متر، 3/0 و 4/1 درجه سلسیوس نسبت به دوره ی پایه می باشد.
    کلیدواژگان: ارومیه، بارش، تغییر اقلیم، شبیه سازی، دما، ریزگردانی
  • مهدی نورزاده حداد*، احمد لندی صفحات 61-74
    پتانسیل خاک ها برای فرسایش بادی به عوامل مختلفی مثل توزیع اندازه ذرات بافت سطحی، رطوبت سطحی و سرعت باد بستگی دارد. در این تحقیق دو هدف کلی پیگیری شده: 1) ارتباط غلظت ریزگرد با رطوبت سطحی و توزیع اندازه ذرات خاک سطحی با استفاده از شبیه ساز متحرک فرسایش بادی و 2)کانی شناسی منابع تولید ریزگرد و ریزگردهای ورودی به استان خوزستان. مطالعات صورت گرفته در 10 رطوبت و 11 منطقه مستعد فرسایش بادی انجام شد. نتایج مطالعات صحرایی نشان داد که با افزایش رطوبت در خاک سطحی (0-3 سانتی متر) از صفر تا 3حدود درصد، میزان سرعت آستانه افزایش و غلظت ریزگرد تولیدی کاهش می یابد. به طوری که در رطوبت 8/2 درصد، غلظت ریزگرد تقریبا به صفر می رسد. علاوه بر این در رطوبت های کم، خاک منطقه 6 کمترین افزایش سرعت آستانه و خاک منطقه 2 بیشترین افزایش سرعت آستانه را داشته است. همچنین خاک منطقه 3 در شرایط خشک بیشترین تولید ریزگرد را با غلظت 26/161 میلی گرم بر مترمکعب و خاک منطقه 2 در همین شرایط با تولید 23/101 میلی گرم بر مترمکعب ریزگرد، کمترین میزان غبار انتشار یافته را داشت. بنابراین تغییرات نرخ کاهش غلظت ریزگرد برای خاک مناطق مختلف، متفاوت بوده است ولی در همه مناطق در رطوبت 2/2 درصد به شدت کاهش یافته و به صفر نزدیک شده است. هر چه درصد ذرات کوچکتر از 100 میکرون در بافت سطحی خاک بیشتر باشد، باعث افزایش بیشتری در سرعت اصطکاکی آستانه ضمن افزایش رطوبت سطحی می گردد. همچنین هر چه درصد ذرات کوچکتر از 75 میکرون در خاک سطحی بیشتر باشد پتاسیل خاک ها برای تولید ریزگرد در شرایط خشک بیشتر می شود. بررسی های کانی شناسی هم نشان داد که ترکیب کانی شناسی ریزگردها عمدتا شامل کلسیت و کوارتز می باشد و با توجه به ترکیب کانی شناسی خاک سطحی اراضی مورد مطالعه می توان نتیجه گرفت که منبع تولید این ریزگردها می تواند منشا داخلی داشته باشد.
    کلیدواژگان: ریزگرد، سرعت آستانه، شبیه ساز متحرک، فرسایش بادی
  • افشار کبیری*، محمد ولایی صفحات 75-97
    نظریه پردازان و برنامه ریزان برای تحقق حکمروایی خوب روستایی، به دنبال ارائه راهکارهای و استراتژی های جدید هستند. در این زمینه، گسترش سرمایه اجتماعی یکی از راهبردهایی است که اخیرا توسط برنامه ریزان توسعه، در بسیاری از کشورهای جهان مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، هدف از این پژوهش، تحلیل تاثیر سرمایه اجتماعی بر تحقق حکمروایی خوب روستایی در دهستان های زرینه رود و مرحمت آباد شمالی است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی، روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده ها و اطلاعات بصورت کتابخانه ای و میدانی می باشد. جامعه آماری تحقیق خانواری های روستایی می باشد. که از دهستان مرحمت آباد شمالی تعداد 138 خانوار و از دهستان زرینه رود تعداد 133 خانوار از طریق فرمول اصلاح شده کوکران انتخاب شدند و روش نمونه گیری هم تصادفی ساده می باشد. میزان پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ برای حکمروایی (716/0) و سرمایه اجتماعی (701/0) بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل خوشه ای، همبستگی و رگرسیون چند متغیره) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که، بین سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب روستایی در دهستان های مورد مطالعه رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، اثرات مولفه های سرمایه اجتماعی در تحقق حکمروایی روستایی در دهستان زرینه رود متفاوت از دهستان مرحمت آباد شمالی می باشد. بطوری که، در دهستان زرینه رود، سرمایه های اجتماعی بر همه مولفه های مورد بررسی در تحقق حکمروایی خوب روستایی تاثیر زیادی داشته اند. ولی در دهستان مرحمت آباد شمالی این تاثیر گذاری در سطح پایینی قرار دارد.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، حکم روایی خوب روستایی، زرینه رود، مرحمت آباد شمالی
  • زینب علی آبادی*، محمود محمدی صفحات 99-120
    انزوای فضایی در بافت های شهر زنجان همواره سایر انزواهای اجتماعی - اقتصادی را نیز ترغیب نموده است. تاکنون راهکارهای ارائه شده بدون توجه به "رفتار شهروندان" در فضای شهری، تنها متکی بر ادراکات ذهنی طراحان و معماران بوده است که نتوانسته گره از مشکلات فضایی این شهر بگشاید. بنابراین به نظر می رسد که تاثیر نحوه ساختار و پیکربندی فضایی این گونه بافت ها بر جریان حرکت عابر پیاده یکی از عوامل مهم در تحلیل انزوای فضایی باشد. از این رو این مقاله در[u1] بهمن سال 1394 با هدف تحلیل انزوای فضایی بافت های شهری زنجان اعم از فرسوده و غیرفرسوده در ساختار کلان شهر، براساس رفتار عامل انسانی، به روش چیدمان فضا[1] انجام پذیرفت. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده که اطلاعات نظری آن از طریق مطالعات کتابخانه ای جمع آوری گردید. تحلیل های انجام گرفته شامل دو بخش از تحلیل های چیدمان فضاست که عبارتنداز: الف) تحلیل پارامترهای ترکیبی ساختار فضایی شبکه معابر؛ که داده ها و اطلاعات مربوط به آن از طریق تحلیل نقشه خط محوری به کمک نرم افزارهای Atocad، depth map و محیط Arc GIS بدست آمده و در قالب جدول، نمودار و نقشه استخراج شده است ب) تحلیل Agent، یکی از زیر مجموعه های تحلیل چیدمان فضاست که در نرم افزار depth map انجام پذیرفت. در این تحلیل، انزوای فضایی براساس شبیه سازی الگوی رفتاری حرکت عابر پیاده صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که اولا؛ نحوه برقراری روابط ها و ترتیبات فضایی حاکم بر بافت های شهری عامل اصلی در تحلیل گونه های مختلف انزوای فضایی است. ثانیا؛ با استفاده از تحلیل Agent، بر اساس تئوری حرکت طبیعی، این نتیجه حاصل شد که در بافت های قدیم و جدید شهر زنجان، جریان عامل حرکت عابر پیاده، نقش مهمی در بروز و یا عدم بروز انزوای فضایی داشته است.
    کلیدواژگان: انزوای فضایی، حرکت عابر پیاده، چیدمان فضا، شهر زنجان
  • مجتبی رحیمی شهید، فریبا کارگران*، نیما رحیمی صفحات 123-140
    در ساختگاه سدها تشخیص طرح لرزه ای جهت پیش گویی خطر زمین لرزه و همچنین پیش بینی خسارت وارده از طریق زمین لرزه به منظور جلوگیری از این فاجعه بسیار قابل اهمیت می باشد. برای ایمن سازی سد در برابر زمین لرزه در محاسباتی که برای طراحی سد استفاده می شود بدون توجه به شرایط زمین ساختگاه سد، شدت زمین لرزه از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. با توجه به اهمیت ساختگاه سد مطالعات لرزه نگاری و تعیین گسل های فعال بسیار ضروری می باشد. در مقاله حاضر ارزیابی خطر زمین لرزه و پهنه بندی لرزه ای در ساختگاه سد شهید و نواحی مجاور آن به روش احتمالاتی صورت گرفته است. در این مطالعه نقشه 1:100000 یاسوج جهت بررسی لرزه زمین ساخت و خطر لرزه ای منطقه انتخاب گردید. زمین لرزه های دستگاهی و تاریخی در شعاع 26 کیلومتری سد شهید گردآوری گردید. منطقه موردمطالعه در زون زاگرس مرتفع قرار گرفته است. به کمک تصاویر ماهواره ای، اطلاعات زمین لرزه های تاریخی و دستگاهی، نقشه های زمین شناسی، تکتونیکی و مغناطیس هوایی، نقشه پهنه بندی خطر زمین لرزه برای منطقه مورد مطالعه تهیه شد. بر اساس این نقشه، ساختگاه سد شهید در منطقه ای با خطر خیلی زیاد قرار می گیرد. تحلیل خطر لرزه ای گستره موردمطالعه با استفاده از روش مقدماتی گوتنبرگ - ریشتر احتمال رخداد زمین لرزه های با بزرگی 5، 5/5 و 6 ریشتر را در منطقه در 100 سال آینده 100% و زمین لرزه های با بزرگی 5/7 ریشتر را کم تر از 76/61% پیش بینی کرده است. درنهایت جهت مطالعه روند و سرشت لرزه خیزی در گستره نزدیک به ساختگاه سد، پیشنهاد هایی کاربردی ارائه گردیده است.
    کلیدواژگان: لرزه زمین ساخت، زمین شناسی، یاسوج، پهنه بندی خطر لرزه ای، سد شهید، سنجش از دور
  • غلام حسن جعفری*، شیوا محمدی صفحات 141-157
    سطوح مستوی حاصل عمل‏کرد آب های راکدی مثل مانداب، دریاچه یا آب گیر است که در نقشه های توپوگرافی با نقاط ارتفاعی منفرد مشخص می شوند؛ حد این سطوح نیز با ردیابی شبکه های آبراهه ای که ناگهان منقطع شده و به صورت دوشاخه های کوچک، نمادین می شوند، امکان پذیر است. با توجه به این ویژگی ها حداکثر گسترش دریاچه مهارلو در کواترنری حدود3/1190 کیلومترمربع برآورد گردید که نسبت به شرایط کنونی باید بیش از 5 برابر شده باشد که از نظر منطقی چنین تغییری با توجه به وسعت 4281 کیلومترمربعی حوضه بعید به نظر می رسد. برای آزمون شرایط هیدروژئومورفولوژیکی ، شرایط کلیماتولوژیکی حوضه بازسازی و نوسانات سطح دریاچه با توجه به عوامل محیطی موثر بررسی گردید . بدین منظور داده های مورد نیاز از ایستگاه‏های اقلیمی داخل و مجاور حوضه استخراج شد. بین دما و بارش با ارتفاع، رابطه سنجی و با استفاده از آن‏ها و لایه ارتفاعی حوضه، نقشه‏های هم بارش و هم دمای منطقه ترسیم گردید. با برآورد حجم آب ناشی از بارش در کل حوضه و در نظر گرفتن میانگین بعضی از خصوصیات فیزیکی آب دریاچه مثل وسعت، مقدار تبخیر، حجم و عمق ماهانه، ضریب رواناب حوضه برآورد گردید. از طرفی با محاسبه و اعمال ارتفاع وزنی در روابط برآورد شده در مراحل قبلی، بارش و دمای ماهانه حوضه، برآورد و بین آن ها با داده های مربوط به نوسان ماهانه سطح دریاچه، رابطه سنجی شد. با استفاده از روابط حاصله، می توان وسعت دریاچه را با هر گونه تغییری که در بارش یا دما رخ می‏دهد، محاسبه کرد. سپس عکس العمل وسعت دریاچه در برابر تغییرات اقلیمی کواترنری در سه بازه‏ی دمایی 5، 8 و 12 درجه سانتی گرادی کم تر از امروز، بررسی و ارتفاع خط تعادل آب و خشکی و وسعت دریاچه در شرایط مختلف برآورد گردید. نتایج، حاکی از آن است که با کاهش حداکثری دمای کواترنری دریاچه امکان توسعه بیش از 300 کیلومترمربعی را نداشته است.
    کلیدواژگان: مهارلو، ضریب رواناب، کواترنری، خط تعادل آب و خشکی
  • مهتاب صفری شاد*، محمود حبیب نژاد روشن، کریم سلیمانی، علیرضا ایلدرمی، حسین زینی وند صفحات 159-176
    تشخیص به موقع و دقیق تغییر ویژگی های سطح زمین به منظور درک روابط و تعاملات بین انسان و پدیده های طبیعی و ارتقا تصمیم گیری بهتر بسیار مهم است. داده های سنجش از دور منابع مهمی هستند که در دهه های اخیر برای تشخیص تغییر کاربری اراضی مورداستفاده قرارگرفته است. در این پژوهش جهت تهیه نقشه کاربری اراضی حوزه آبخیز همدان- بهار از داده های رقومی سنجنده های (1992) TM ، (2000)ETM و (2013) OLI مربوط به لندست های 5، 7 و 8 استفاده شد. به کمک نمونه های برداشت شده واقعیت زمینی، برای طبقه بندی تصاویر، روش طبقه بندی نظارت شده حداکثر احتمال مورداستفاده قرار گرفت. با توجه به طبقه بندی میزان مقبولیت ضریب کاپا توسط لاندیس و کوچ، مقبولیت ضریب کاپا برای سال های 1985(11/93%)،2000 (01/90%) و 2013 (06/85%) عالی ارزیابی شد. همچنین با مقایسه نقشه های NDVI با نقشه های طبقه بندی شده حداکثر احتمال مشخص شد که طبقه کاربری کشاورزی آبی با نقشه های NDVI تولید شده مطابقت دارد٬ و گویای دقت روش حداکثر احتمال در طبقه بندی تصاویر می باشد. نتایج نشان داد بطور کلی بین سال های 1992 تا 2013 اراضی مسکونی و کشاورزی آبی به میزان 93/139% و 29/12 % افزایش و اراضی کشاورزی دیم و مراتع به میزان 33/0 % و12/17 % کاهش یافته است. همچنین نتایج حاصل از نقشه های تبدیل کاربری غیر مسکونی به مسکونی نشان داد در طی سال های 1992 تا 2000 ٬ 2000 تا 2013 و 1992 تا 2013 از بین کاربری کشاورزی و مرتع، کاربری کشاورزی به ترتیب با مساحت برابر 6/44 کیلومترمربع٬ 35/73 و84/94 بیشترین مساحت تبدیل یافته از کاربری غیرمسکونی به مسکونی را به خود اختصاص داده است. همچنین، جهت بررسی روند تغییر کاربری ها با توجه به وضعیت گذشته با استفاده از مدل اتومای سلولی، نقشه کاربری اراضی برای سال 2030 پیش بینی شد، سپس نمودار تغییرات کاربری اراضی دوره 1990 تا 2030 ترسیم شد. نتایج بیانگر روند رو رو به رشد سطوح انسان ساخت و اراضی کشاورزی آبی منطقه برای دوره آتی است. در این بازه زمین های تحت کشت دیم و پوشش مرتعی روند رو به کاهش خواهند داشت.
    کلیدواژگان: تغییر کاربری، سنجش از دور، لندست، طبقه بندی نظارت شده، مدل اتومای سلولی، حوزه آبخیز همدان بهار
  • عقیل مددی*، الناز پیروزی، الهام شکرزاده صفحات 177-199
    زمین لغزش، از خطرات اصلی در مناطق کوهستانی می باشد حوضه آبخیز آق لاقان چای با داشتن چهره ی کوهستانی و با توجه به وضعیت زمین شناسی، لیتولوژی و اقلیمی، عمده شرایط لازم جهت شکل گیری حرکات لغزشی را دارد. این پدیده همه ساله موجب خسارات جانی و مالی به مناطق مسکونی، تخریب راه ارتباطی، رسوب زایی گسترده و پر شدن مخزن سد یامچی و بستر رودخانه از رسوب می شود. بنابراین هدف تحقیق حاضر، پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوضه آق لاقان چای می باشد. در این مطالعه ابتدا با بررسی های میدانی و مطالعه منابع، ده عامل به عنوان عوامل موثر برای ایجاد زمین لغزش در منطقه شناسایی شدند. این عوامل شامل شیب، جهت شیب، لیتولوژی، فاصله از راه های ارتباطی، فاصله از آبراهه، فاصله از گسل، فاصله از مناطق مسکونی، بارش، کاربری اراضی و خاک می باشد. سپس لایه ها اطلاعاتی توسط سامانه اطلاعات جغرافیایی تهیه گردید. ارزش گذاری و استاندارد سازی نقشه های معیار، در نرم افزار IDRISI به صورت توام با استفاده از روش فازی انجام گرفت. در مرحله بعد عوامل مورد بررسی به صورت زوجی مقایسه و وزن هر یک از عوامل که مبین میزان تاثیر آنها است، در نرم افزار Expert Choice ارائه شد. تحلیل و مدل سازی نهایی با استفاده از روش ELECTERE به عنوان یکی از روش های تحلیل تصمیم گیری چند معیاره، انجام شد. طبق نتایج بدست آمده، عوامل شیب، بارش و لیتولوژی بیشترین تاثیر را بر ایجاد زمین لغزش در حوضه ی آق لاقان چای دارند و زیر حوضه ی نیر و ایرنجی با شیب های 30- 15 درصد، مقدار بارش 550-250 میلی متر و سازندهایی با زیربنای سنگ سخت به همراه مواد رسوبی و سست سطحی، به ترتیب از پتانسیل بیشتری جهت وقوع زمین لغزش در سطح حوضه ی آق لاقان چای برخوردارند. به طور کلی نتایج مطالعه نشان می دهد که حوضه آق لاقان چای دارای توان بسیار بالا از لحاظ رخداد زمین لغزش می باشد، لذا انجام اقدامات حفاظتی، آبخیزداری و مدیریتی در حوضه ی مطالعات ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: پهنه بندی، زمین لغزش، آق لاقان چای، مدل ELECTERE
  • حسن ترابی، رضا دهقانی* صفحات 201-214
    بررسی روند تغییرات کیفیت آب زیرزمینی در برنامه ریزی و مدیریت پایدار منابع آب هر منطقه از اهمیت فراوانی برخوردار است. در این پژوهش روند تغییرات کیفی آب زیرزمینی دشت مازندران با استفاده از اطلاعات 24 حلقه چاه پیزومتری طی دوره آماری 1373-1389 تحلیل شد. بدین منظور از آزمونهای ناپارامتری مان_کندال و اسپیرمن جهت تحلیل روند استفاده گردید. قبل از انجام آزمون، اثر ضریب خودهمبستگی معنی دار مرتبه اول از سری داده ها حذف گردید. برای هر سری زمانی، شیب خط روند با استفاده از روش تخمین گر Senمحاسبه شد. متغییر های هیدروژئوشیمیایی مورد بررسی شامل مجموع کاتیون ها، مجموع آنیون ها، PH ، TH، EC ، TDS و SAR می باشد. نتایج شیب خط روند نشان داد روند تغییرات غلظت تمام متغیرهای کیفی آب زیرزمینی، در 43 درصد از متغییرها روبه کاهش ودر57 درصداز متغییرها رو به افزایش است. داد همچنین نتایج دو آزمون مان کندال و اسپیرمن بترتیب نشان داد بیشترین روند مثبت مربوط به متغیرEC (معادل56/3= Z) و متغیرکل مواد محلول (TDS) با آماره Z(7.14) می باشد. در مجموع نتایج نشان داد افزایش غلظت مواد شیمیایی و افت کیفی آب چاه های دشت مازندران درتمام ایستگاههای پیزومتری وجوددارد.
    کلیدواژگان: اسپیرمن، تغییرات کیفی، دشت مازندران، مان کندال
  • عبدالرضا واعظی هیر*، مرتضی وفادار، واحده آقایی صفحات 215-234
    روند روبه رشد مناطق صنعتی و جمعیتی اطراف کوه مورو در سال های اخیر از یک طرف و کاهش منابع آب آبرفتی منطقه از طرف دیگر، ضرورت پی جویی منابع آب زیرزمینی در منطقه کوه مورو را دوچندان کرده است. رخنمون طیف وسیعی از سازندهای سخت در کوه مورو و متوسط بارش سالانه 304 میلی متری نشان دهنده احتمال وجود غنی منابع آب زیرزمینی در منطقه می باشد. هدف از این پژوهش پهنه بندی پتانسیل منابع آب زیرزمینی در منطقه کوه مورو با تحلیل عوامل موثر در تغذیه سفره های آب زیرزمینی و با استفاده از مدل تحلیل سلسه مراتبی (AHP) در محیط Arc GIS است. گسترش سازندهای سخت آذرین، ماسه سنگ و سنگ های آهکی در این منطقه، باعث ایجاد سفره های سازند سخت با ذخیره و کیفیت مناسب را به وجود آورده است که بخشی از آب موردنیاز منطقه به ویژه در بخش شرب را تامین می کند؛ بنابراین برای تعیین مناطق با پتانسیل بالای آب زیرزمینی ابتدا بر اساس روش تحلیل سلسه مراتبی (AHP) در نرم افزار IDRISI و همچنین روش رتبه بندی تجمعی ساده (SAW) و روش فازی-تحلیل سلسله مراتبی (F-AHP) برای لایه های مختلف وزن های مناسب اعمال شد و درنهایت با روش میانگین گیری وزنی درجه ای و با استفاده از تابع حسابگر (Raster Calculator) نقشه پهنه بندی پتانسیل آب زیرزمینی در پنج گروه خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد طبقه بندی شد و با موقعیت چشمه ها و قنات ها واسنجی گردید. واسنجی نقشه پهنه بندی به دست آمده با موقعیت چشمه های منطقه نشان داد که مدل F-AHP و SAW نتایج مشابهی را ارائه می دهد. نتیجه این پژوهش نشان داد بخش مرکزی تاقدیس مورو پتانسیل بالایی از آب زیرزمینی را بویژه در یال شمالی دارد. تراکم شکستگی و نوع لیتولوژی منطقه بیشترین تاثیر را بر تشکیل منابع آب زیرزمینی منطقه داشته است.
    کلیدواژگان: پتانسیل یابی، سازند سخت، کوه مورو، آب زیرزمینی وFAHP، AHP و SAW
  • علیرضا حبیبی*، محمدرضا غریب رضا صفحات 235-249
    فرسایش خاک ازچالش های پیش روی مدیران و برنامه ریزان درسطح حوضه های آبخیزاست.استفاده از مدلسازی همواره به عنوان راهکار مناسب اقتصادی،ابزاری توانمند در شناسایی مناطق حساس به فرسایش می باشد. این مطالعه با هدف شبیه سازی و اولویت بندی زیرحوضه های حساس به فرسایش با استفاده از مدل ریاضی سوات[1] در سازندهای حساس البرز مرکزی در شمال گرمسار(حوضه حبله رود) اجرا گردیده است.
    کلیدواژگان: اقلیم نیمه خشک، سازندهای حساس، شبیه سازی، رسوب، مدل سوات
  • فرهاد برندک* صفحات 251-265
    امروزه به منظور ارزیابی کارایی سیستم های مورد نظر (نظیر نظام مدیریت) از مدل های ریاضی تحقیق در عملیات که مجموعه ای از فعالیت ها را به طور همزمان، به عنوان شاخص های ورودی و خروجی در نظر می گیرند، استفاده می شود. با درنظر گرفتن شاخص های درآمد، هزینه های جاری و جمعیت مناطق شهری به عنوان مولفه های دارای ماهیت منبع گونه و استفاده از شاخص هزینه های عمران شهری به عنوان شاخص توسعه و پیشرفت شهری، پژوهش حاضر به ارزیابی کارآیی و تغییرات نسبی آن در محدوده فضایی مناطق شهری تبریز در سال 1391 و 1393، با توجه به اسناد رسمی می پردازد. روش تحقیق حاضر از نوع تحلیلی-کاربردی بوده و جامعه آماری تحقیق حاضر را 10 منطقه شهری تبریز تشکیل می دهد. روش تحلیل داده ها نیز مبتنی بر تکنیک تحلیل پوششی داد ه ها و شاخص مالم کوئیست می باشد. مطابق با نتایج کلی پژوهش، مناطق شهری 2 و 9، با ارزش عددی 1، دارای کارآیی کامل بوده و مابقی مناطق به صورت قابل قبولی، ارزش کارآیی را دارا بوده اند. لذا منطقه ناکارآیی در هر دو محدوده زمانی قابل مشاهده نیست. همچنین، مطابق با شاخص مالم کوئیست، تغییرات کارآیی 5 منطقه شهری، رشد مثبت و رو به جلوتری از خود بروز داده اند.
    کلیدواژگان: تحلیل پوششی داده ها، شاخص مالم کوئیست، کارآیی، تبریز
  • علی اشرفی، فرشاد امیر اصلانی*، علی درویشی بلورانی، علی جعفر موسیوند صفحات 267-286
    شاخص سطح برگ(LAI) به عنوان یک شاخص بوم شناختی از اهمیت زیادی در مطالعه و آگاهی از سلامت درختان و همچنین بررسی تنش در جنگل برخوردار است. در این مطالعه به صورت موردی، تاثیرات گرد و غبار های صنعتی بر روی سلامت گیاهان جنگلی در محدوده ای از جنگل های هیرکانی شمال کشور مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور از روش عکس برداری نیم کروی برای برآورد شاخص سطح برگ استفاده شده است. 8 خط نمونه در دو جهت، اطراف کانون گرد و غبار صنعتی، تا فاصله 600 متری و به تعداد 120 نمونه برداشت شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تجزیه واریانس استفاده شده است. بین میانگین شاخص سطح برگ در سه سطح فاصله از کانون آلودگی اختلاف معناداری وجود داشت(p<0.05). نتایج حاصل از آزمون تعقیبی، به منظور مقایسه زوجی شاخص سطح برگ در سطوح مختلف فاصله از کانون گرد و غبار با استفاده از روش توکی نشان داد که میانگین شاخص سطح برگ در فاصله کمتر از 150 متر و در فاصله بیشتر از 300 متر اختلاف معناداری با هم دارند. به منظور حذف اثر متغیرهای نوع گونه گیاهی و جهت باد غالب بر مقدار شاخص سطح برگ ، از تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی شاخص سطح برگ نشان داد که، متغیرهای زمینه ای نوع گونه گیاهی و جهت باد غالب در پیش بینی مقدار شاخص سطح برگ تاثیرگذار است و رگرسیون آن معنادار است. بررسی رابطه همبستگی بین طبقات فاصله از کانون گرد و غبار صنعتی و مقادیر میاشاخص سطح برگ(LAI) به عنوان یک شاخص بوم شناختی از اهمیت زیادی در مطالعه و آگاهی از سلامت درختان و همچنین بررسی تنش در جنگل برخوردار است. در این مطالعه به صورت موردی، تاثیرات گرد و غبار های صنعتی بر سلامت گیاهان جنگلی در محدوده ای از جنگل های هیرکانی شمال کشور مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور از روش عکس برداری نیم کروی برای برآورد شاخص سطح برگ استفاده شده است. 8 خط نمونه در دو جهت، اطراف کانون گرد و غبار صنعتی، تا فاصله 600 متری و به تعداد 120 نمونه برداشت شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تجزیه واریانس[1] استفاده شده است. بین میانگین شاخص سطح برگ در سه سطح فاصله از کانون آلودگی اختلاف معناداری وجود داشت(p<0.05). نتایج حاصل از آزمون تعقیبی[2]، به منظور مقایسه زوجی شاخص سطح برگ در سطوح مختلف فاصله از کانون گرد و غبار با استفاده از روش توکی[3] نشان داد که میانگین شاخص سطح برگ در فاصله کمتر از 150 متر و در فاصله بیشتر از 300 متر اختلاف معناداری با هم دارند. به منظور حذف اثر متغیرهای نوع گونه گیاهی و جهت باد غالب بر مقدار شاخص سطح برگ ، از تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی شاخص سطح برگ نشان داد که، متغیرهای زمینه ای نوع گونه درختی و جهت باد غالب در پیش بینی مقدار شاخص سطح برگ تاثیرگذار و رگرسیون آن معنادار است. بررسی رابطه همبستگی بین طبقات فاصله از کانون گرد و غبار صنعتی و مقادیر میانگین شاخص سطح برگ در نقاط برداشت زمینی ، نشان داد که بهترین رابطه برازش شده بین میانگین شاخص سطح برگ و طبقات فاصله 50 متری در جهت شرق این کانون و در امتداد باد غالب بر اساس مقدار برابر 0.847 با تابع توانی مثبت به دست آمد.
    کلیدواژگان: شاخص سطح برگ، جنگل های هیرکانی، گرد و غبار های صنعتی، عکسبرداری نیم کروی، تنش گیاهی
  • ملیحه گل زاده*، محمد کمانگر صفحات 287-306
    شناسایی مکان بهینه احداث اماکن و تاسیسات ورزشی در راستای افزایش سلامت جسمانی و روانی می تواند محیطی با فضای آرام تری برای زیستن انسان ها در کنار یکدیگر بدنبال داشته باشد. این موضوع برای سکونتگاها و شهرهایی با جمعیت زیاد و رو به ازدیاد اهمیت بیشتری پیدا می کند. شهرستان تبریز را می توان نمونه ای از چنین سکونتگاها دانست که در سال های اخیر به دلیل رشد جمعیت، نیازمند توجه و برنامه ریزی جامع توزیع اماکن ورزشی و پراکندگی مکانی مناسب آن ها می باشد. از اینرو شناسایی فرایندی برای پهنه بندی فضای این شهرستان به صورت یکپارچه برای احداث این اماکن و تاسیسات ضروری است. برای رسیدن به این هدف، در ابتدای کار، معیارهای موثر با استفاده از مطالعات پیشین، نظرات کارشناسان اداره کل ورزش و جوانان استان آذربایجان شرقی و شناختی که از قلمرو مکانی مطالعه فراهم شده بود، شناسایی شد. در ادامه، معیارهای شیب، ارتفاع، فاصله از گسل، فاصله از مناطق سیل خیز، ژئومورفولوژی، فاصله از مرکز شهر تبریز، زمین شناسی، کاربری اراضی و فاصله از مراکز درمانی، جهت تعیین میزان اهمیت آن ها با استفاده از روش فرایند تحلیل شبکه ای فازی با یکدیگر مقایسه زوجی شدند. نتایج، فاکتورهای ریخت شناسی، فاصله از مرکز شهر و فاصله از جاده را با اهمیت بیشتر برای پهنه بندی فضای جغرافیایی شهرستان تبریز برای احداث اماکن و تاسیسات ورزشی نشان می دهد. در گام پایانی تمامی معیارها با توجه به میزان اهمیت آن ها با روش همپوشانی شاخص با یکدیگر تلفیق شدند. با تقسیم نتایج به چهار کلاس بسیار مناسب، مناسب، نامناسب و بسیار نامناسب، غربالگری مکانی شهرستان تبریز انجام شد. براساس نتایج بدست آمده حدود 27 هکتار از شهرستان تبریز که در محدوده شمال شرقی این شهرستان واقع شده است، دارای وضعیت بسیار مناسبی برای احداث اماکن و تاسیسات ورزشی می باشد.
    کلیدواژگان: اماکن و تاسیسات ورزشی، غربالگری مکانی، فرایند تحلیل شبکه فازی، شهرستان تبریز، GIS
|
  • AFSANE FAROKHI FARKHANI, Mohamad Rezvani*, Marziye Ali Khah Asl Pages 1-19
    Working within ecotourism planning framework, this research is aimed at investigating ecological potential provided by Balghur watershed (Mashhad, Iran) in terms of sustainable utilization of natural resources for the sake of nature travelling, so as to determine its environmental capacities. Used to evaluate the region’s potential in terms of recreational activities were the following parameters: slope, aspect, elevation, soil texture, soil erosion, vegetation coverage (in percent), bed rock, relative humidity, temperature, number of sunny days, distance to communication roads, distance to ground waters, distance to residential areas, SAR, look out and land uses. Collected for the time period 2014 – May 2015, the required data was obtained from statistics and information provided by Iranian national census conducted in 2004, related books and journals, similar researches, topographic maps of 1:25,000 scale surveyed by Natural Resources Administration Office in Khorasan-e-Razavi province, Iran (2004), visiting the area and surveying a set of experts. Once finished with data gathering, fuzzy - analytic hierarchy process was used to evaluate the region’s potential of supporting centralized and extended recreational uses. The results indicated that, when centralized recreational uses were concerned, 19.6% of the region enjoyed a good potential, 16.6% of the region provided very good potentials, and 28.1% (2587 hectares) of the region had moderate potentials while 24.3% (2229 hectares) was of poor potential and, finally, 11.3% (1044 hectares) was very poor in providing such uses with the required provisions. However, when concerned with extended recreational uses, 18.1% of the region enjoyed a good potential, 26.1% of the region provided very good potentials, and 24.6% (2271 hectares) of the region had moderate potentials while 10.3% (945 hectares) was of poor potential and, finally, 20.8% (1923 hectares) was very poor in providing such uses with the required provisions. Accordingly one can suggest that this region possesses good potentials in terms of developing ecotourism industry (either centralized or extended recreations).
    Keywords: ecological capability evaluation, watershed, fuzzy - analytic hierarchy process, extended, centralized recreation.
  • Mohammad Hossein Fathi *, Musa Abedini, Shahram Roostaei Pages 21-40
    Mass movements and landslides are considered the most destructive natural hazards. The study predicts landslide location using conditional probability theory (Bayesian theorem), on the southern edge of the Ahar drainage basin (From Nasirabad to Sattar Khan dam),, on the landslide occurred in the past by the object-oriented approach extracting and identifying been conducted. Using Bayesian probability theory correlation between parameters and landslide areas (two-thirds of landslide areas) to determine the weight of all categories of parameters were obtained. According to the map obtained by any of the parameters weight class, class of high silt old alluvial terraces are in layers, average pasture land in between classes, directions north and northwest, steep grade 5-25 the distance of 270-125 meters from the river greatest impact on weight and landslides in the area. The accuracy of landslide susceptibility maps using a third (12 points slip) landslide areas were evaluated. The result showed that the model with the predictability and kappa coefficient 0/93   and 0/945 percent of high and very high risk of landslides in class acceptable accuracy in evaluating and landslide susceptibility mapping.
    Keywords: Landslide, the theory of conditional probability, object-oriented method, the weight of evidence.
  • Massoud Goodarzi*, Borumand Salahi, Asad Hoseini Pages 41-60
    Temperature and precipitation are among the most important elements playing major roles in the study of climate change. These parameters have particular importance on water resources and natural ecosystems and also environmental, economic and social impacts. So in this research, we are about to simulate changes of temperature and precipitation in the Urmia Lake Basin where is facing environmental crisis and risk of drying is discussed for 2011- 2030 period. It was done by SDSM downscaling model. Meteorological stations evaluated are including four stations Saghez, Tabriz, Khoy and Urmia where have had full datum in the base period (1990 -1961). In the study, first of all, the efficiency of SDSM model was evaluated using observed data and station renovated data of National Center for Environmental Prediction (NCEP). Indices such as MSE, RMSE, MAE and the coefficient of determination and correlation were used. After ensuring the accuracy of the simulation model, climate parameters (rainfall, minimum and maximum temperature) was simulated using general circulation HadCM3 model under two scenarios A2 and B2 within 2030 for the study area. The results showed that the model has relevant ability to simulate temperature and rainfall. Based on the results of HadCM3 temperature and precipitation would be increased during 2020s (2011 -2030), comparing to the base period. In fact, minimum and maximum temperatures would be increased 29.7 mm, 0.3 and 1.4 degrees respectively.
    Keywords: Climate Change, Downscaling, Precipitation, Simulation, Temperature, Urmia
  • Mehdi NourzadeHadad *, Ahmad Landi Pages 61-74
    Potential of soils for wind erosion related to various agents such as particle size distribution of surface texture, surface moisture, and wind velocity. Two objectives investigated in this research: 1) Relation of dust concentration with surface moisture and particle size distribution of soil investigated in this research, using portable wind erosion simulator, and 2) Mineralogy of dust sources and arrival dust of Khuzestan province. These measurements had done at 10 moisture and 11 wind erosion talent’s regions. Field studies have shown increasing the threshold friction velocity and decreasing produced dust concentration with increasing moisture in surface soil (0-3 cm) from zero to 3%. However the dust concentration receives to zero, almost at 2.8% of moisture. Furthermore the soil of No. 6 region had the minimum, and on the opposite side, the soil No. 2 region had the most increase in threshold velocity. Also soil No.3 region in dry condition with 161.26 mg m-3 had the most produced dust and soil No.2 in the same condition had the lowest dust emission with 101.23 mg m-3 produced dust.  So, decrease rate of dust concentration’s changes for soil’s various regions were different, but at 2.2% of moisture decreased intensive and going to zero in all regions. Threshold fiction velocity increased more with surface moisture while more PM 100 was available in soil surface texture. Also, soil potential for erosion increased at dry condition while more PM 75 was available in soil surface texture. Mineralogy studies shows that most of dust consisting of Calcite and Quartz and based on the mineralogy of studied lands soil's could say these dusts have domestic sources.
    Keywords: Dust, threshold velocity, portable simulator, dust concentration, wind erosion, mineralogy.
  • Afshar Kabiri *, Mohamad Valaei Pages 75-97
    Theorists and planners to realize rural good governance, are looking for solutions and new strategies. Social capital is one of the strategies that recentlyis considered by development planners in many countries. In this regard, the aim of this research is Analysis of social capital impacts on rural good governancein Zarineh Rood and Northern Marhamat Abad rural district. Present Research In terms of purpose is applied research, research method is descriptive – analytical and method of gathering data and information is Library and field. Research Statistical population is rural households that 138 households of  Northern Marhamat Abad and 133 households of Zarineh Rood was selected through Modified Cochran formula and Simple random sampling. The Cronbach's alpha reliability coefficient for the rule (0.716) and social capital (0.701), respectively. To analyze the data, used of descriptive statistics (mean and standard deviation) and inferential statistics (cluster analysis, Correlation and multivariate regression). Results show that between social capital and rural good governance in the rural district studied, there is a significant relationship. Also, the effects of social capital components on the realization of rural governance in Zarineh Roodrural district is different from Marhamat Abad. As in the Zarineh Rood rural district, all components of the reviewhad much influence in Realization of rural Good governance. But This Effectivenessis low level in Northern Marhamat Abad rural district.
    Keywords: social capital, rural good governance, Zarrineh rood, Marhamat abad shomali
  • Zeynab Aliabadi *, Mahmoud Mohammadt Pages 99-120
    Spatial isolation in the area of the city always has encouraged other social and economic isolation. So far, the approaches taken without regard to the "Behavior of citizens" of urban space, just based on the subjective perception of designers and architects, who could not open the knot of problems of the city. So it seems that the effects of the structure and spatial configuration of these tissues the pedestrian motion flow is an important factor in the analysis of spatial isolation. Hence this article in February 2016 with with the aim of analyzing the spatial isolation of Zanjan ranging from worn-out tissues and old and worn out tissues in the overall structure of the city, based on the behavior of the human factor, Space Syntax method was performed. The research was descriptive - analytical and theoretical data were collected through library research. Analyzes conducted two analyzes the layout of space that include: A) analysis of structural parameters spatial street network, the data and information through a central axial map analysis software to help Atocad, depth map and Arc GIS environments obtained in the form of tables, graphs and maps have been extracted. B) Analysis Agent, one of the collections in the application of space syntax analysis was performed depth map. In this analysis, spatial isolation was based on the simulation model of pedestrian behavior. The results show that firstly; How to establish relationships and spatial arrangements in urban tissues spatial isolation is a major factor in the analysis of different species. Second, using the analysis Agent, based on the theory of natural movement, it was concluded that the old and new tissues Zanjan, the movement of pedestrians important role in the occurrence or non-occurrence of spatial isolation have.
    Keywords: spatial isolation, the pedestrian, space syntax, Zanjan
  • Fariba Kargaran * Pages 123-140
    To perform seismic design or seismic diagnosis, it is very important to evaluate the earthquake hazard predicted for a dam site in order to predict earthquake damage and propose disaster prevention measures. The researches were conducted for dams, exploited 10-25 years, necessary to reconstruct. To secure seismic resistance, in design calculations of dams the initial seismic intensity, disregarding of local ground conditions under dams, was accepted in the fundamentals. So it was necessary overestimate seismic hazard degree according to a modern scientific-technological level. This paper presents seismic hazard assessment and seismic zoning of Shahid dam site and its vicinity based on the probabilistic approach. Due to the significance of the dam site, seismicity studies and active faults identity is essential in this area.  In this study, seismotectonics framework and earthquake hazard in 1:100,000 scale map of Yasuj were examined. The dam site is located in 51˚ 44' 33'' E and 30 ˚48' 49'' N. The study consists of broadly two parts, the first part basically gives a detail overview of the seismicity of the region and identification of various faults existing within the Dam site with all their details and the second part includes the detemininstic seismic hazard analysis for the same. An attempt was made to compile the occurrence of past and recent seismic activities within 26 km radius, around the Shahid Dam site. The study area is located in the High Zagros zone.  Using satellite images, historical and instrumental earthquake in formation, geological and tectonic maps and aeromagnetic maps, the fundamental faults of the area and active seismic area were evaluated. An updated catalogue, containing both historical and instrumental events, is used. Seismic source regions are modeled and relationships between earthquake magnitude and earthquake frequency is established. An attenuation relation for Zagros is used. Seismic hazard assessment was carried out for the area. Seismic hazard maps of the studied area based on magnitude, intensity and depth of earthquake are shown. Earthquakes with magnitude of 1.96 or more, and earthquakes with epicentral depth interval from 1 up to 15.5 km and then gradually increased up to 35 km. The main benchmark and indicator involved in carrying out the hazard analysis is the correctness and completeness of the data which needs to be attained. Finally the results are furnished which can be used directly by engineers as fundamental considerations, for generating earthquake-resistant design of structures in and around Shahid Dam site. According to the available information, the seismotectonics map of the area was prepared and six seismic zones were rated. The dam site has been built up at the region with high seismicity. Seismic activity of a region, is usually characterized in terms of the Gutenberg–Richter frequency–magnitude recurrence relationship log10 (N) = a – b*Mw, where N stands for the number of earthquakes greater than or equal to a particular magnitude Mw. Parameters (a, b) characterize the seismicity of the region. The simplest way to obtain (a, b) is through least square regression, but due to the incompleteness of the database, such an approach may lead to erroneous results. Earthquake data file is using from 1995 to 2015 August 31. The bounded Gutenberg-Richter recurrence law for M0 is 4.0 and Mmax is 8.0. Seismic risk analysis in the study area using the Gutenberg-Richter law predicted the probability for an earthquake with a magnitude of 5.5 up to 6 on the Richter scale in the area in the next 100 years, 100 percent.  The risk analysis for Earthquakes with a magnitude of 7.5 on the Richter scale was 61.76 percent and the risk analysis for earthquakes with a magnitude of 8 on the Richter scale was 33.94 percent.
    Keywords: Seismotectonics, Geology, Yasuj, Seismic hazard zonation, Shahid Dam, Remote sensing.
  • Hassan Jafari*, Shivv Mohammady Pages 141-157
    The plane surfaces are from stagnant waters like wetlands, lake or pond which are specified with the height points in topographic maps. The extent of these surfaces are suddenly interrupted by tracing of the river networks and are symbolic in the shape of little two-directed rivers. Accordingly the most extend of Maharlu lake was reconstructed in Quaternary (1190.3 km2). The estimated area was 5 times than current condition which is unlikely to this area in accordance with the area of basin (4281). Climatology conditions of the basin was reconstructed and the oscillation of the lake surface was scrutinized and reconstructed to test of hydro geomorphologic conditions. So that the inner and outer climatic stations of the basin and monthly temperature and precipitation were selected. It was correlated between monthly/annual temperature and precipitation as dependent variables, with height as an independent variable then monthly/annual isohyet and isotherm maps draw by the use of evaluated relations and height layer of the basin. Monthly weight temperature and precipitation of basin, was calculated and correlated between monthly oscillations of basin with them by replacing the weight height in current equations. The equilibrium line of water and drought was rebuilt in Quaternary periods which the temperatures were 5, 8 and 12˚C less than current condition. The annual area, volume, depth, evaporation and runoff coefficient of the lake was estimated by evaluation of the volume of precipitation. The results showed that even with the decrease of quaternary temperature (12˚C), the lake didn’t have the permit of extraction more than 300 km. The most extent of the conditions reflected from hydro geomorphology could be related to the limestone effect in positive balance of water or the existence of more ponds than current conditions
    Keywords: Maharlu, Runoff Coefficient, Quaternary, The Equilibrium Line of Water, Drought
  • Mahtab SafariShad * Pages 159-176
    Timely and accurate change detection of Earth’s surface features is extremely important for understanding relationships and interactions between human and natural phenomena in order to promote better decision making. Remote sensing data are primary sources extensively used for change detection in recent decades. In order to provide the land use map of Hamadan- Bahar Watershed, digital data obtained from TM (1985), ETM(2000) and  OLI (2013) sensor of digital data of the Landsat 5 , 7 and 8 were used. To classify images, were used Maximum likelihood method, using samples of  ground truth. According to the acceptance Kappa coefficient classification by Landis and Koch kappa coefficient, acceptance Kappa coefficient in 1985 (93.11 %), 2000 (90.01%) and 2013 (85.06 %) was excellent. Comparing  NDVI maps with those  of maximum likelihood classification, It also was found that the produced NDVI maps match with Irrigation farming category, indicating the accuracy of maximum likelihood method in classifying images. Result showed that between the years 1992 to 2013 settlements and Irrigation farming have increased 139.93% and 12.29% respectively, while Dry farming and Rangeland have decrease 0.33% and 17.12% respectively.In addation, the results of the conversion of non-residential to residential Maps showed that between the years 1992 to 2013, 2000 to 2013 and 1992 to 2013 among agricultural and pastures, agricultural lands with an area 44. 67, 73. 35 and 94. 84 square kilometers the, respectively, will be allocated the greatest area converted from non-residential to residentia. Also, in order to assess land use changes due to its status in the past, land use map for 2030 was predicted using cellular automata model, Then land use changes trend was plotted during 1990 to 2030. The results indicate a growing trend in settlements and Irrigation farming in the future period. In the period Dry farming and Rangeland will decrease.
    Keywords: Remote sensing, land use classification, supervised classification, Cellular Automata model, Hamadan- Bahar Watershed
  • Aghil Madadi*, Elnaz Piroozi, Elham Shokrzadeh Pages 177-199
    Landslide are main risks in mountainous areas. Aghlaghan chay watershed by having mountain face and the geological, lithologic and climate conditions is sustainable for the production of flood hazard. These phenomena every year causing damage to lives and property in residential areas, road destruction and widespread creation and filling of reservoir sediment and riverbed sediment is Yamchi dam. The purpose of this study is generating Landslide hazard zonation. In this study, the first, we investigated ten Landslide risk factors in the region. These factors are: slope, aspect, lithology, distance from roads, distance from drainage, distance from fault, and distance from residential, rainfall, landuse, soil. Then data layers were prepared by GIS. The value of investments and standard benchmark map was combined in Edrisi software with Fuzzy method. Then, using hierarchical analysis method factors examined for paired comparison and weighting factors of each factor that expression of their mount effec tonthe calculated Expert choice software. Analysis and Modeling was performed by Using the ELECTERE as one of the methods multi-criteria decision analysis. According to the results, Slope, rainfall and lithology, highest value allocated to Landslide in Aghlaghan chay watershed. Nir and Bozdaghi sub water shade, with 15-30 percent slopes, precipitation about 350-550 mm, the weathered hard rock as bedrock which is overlain by soft formation materials, have very high potential for the landslide hazard. All to over according to the study results, Aghlaghan chay basin have very high potential for the landslide hazard event. Therefore, conservation measures, watershed and basin management studies are warrented.
    Keywords: Zonation, Landslide, Aghlaghan chay, ELECTRE model.
  • Hassan Torabi, Reza Dehghan * Pages 201-214
    Understanding the changes in groundwater quality has an important role on the planning and sustainable management of water and soil resources in any region. In this study, trends of groundwater quality of mazandaran  plain using the information of the 24  piezometric wells were analyzed during 1994– 2011. For this purpose, the non – parametric Mann – Kendall and Spearman method were used. Before conducting the MK test, the effect of significant lag – 1 serial correlation was removed from the data set. Hydro - geochemical variables that analyzed were the total Anions, total Cations, pH, EC,TDS, SAR,  which were measured once  in a year, wet and dry periods. The magnitudes of trends were computed using the Sen’s estimator method.  The results showed that the line slope of the density changes of groundwater qualitative variables was downward in 43 percent of variables and upward in 57 percent of them. The results of our tests showed that Kendall and Spearman were positive trend related to variable EC (the equivalent of 56/3 = Z) and Mtghyrkl dissolved solids (TDS) with statistic Z (7.14), respectively. The results were also indicative of the increase in chemical density and the decrease in quality of the well water in Mazandaran plain at all piezometric stations.
    Keywords: Spearman Test, Groundwater Quality, Mazndaran Plain, Mann Kendall
  • Abdorreza Vaezihir*, Mortaza Vafadar, Vahedeh Aghaie Pages 215-234
    Due to development of industrial activities and increasing of population around Mount Moro in the recent decades in one hand and reduction of alluvial water resource on the other hand, groundwater exploration in the fractured rocks of the study area is of interest. An extensive outcrop of hard rocks in Mount Moro with a medium annual precipitation of 304 mm, implies that a potential of groundwater at the area is very probable. The purpose of this study is developing a zoning map for the study area according to  the potential of groundwater  using Analytical Hierarchy Process (AHP) by employing a set of GIS software. Distribution of igneous, sandstone and limestone formation has developed hard rock aquifers with high quality and quantity of groundwater which supply a part of drinking water for the region.  So, different layers were weighted based on SAW and F-AHP methods. Finally, the zoning map is classified into five groups (very low, low, medium, high, and very high) using the Raster Calculator Function. The resultant map verified by projecting the locations of springs and qanats on the zoning map. The final verified zoning map shows that the F-AHP and SAW results are more consistent and so it can be more reliable. Middle part of the Moro syncline showed high potential of groundwater, especially at the north flank. Fracture density and lithology have the main impact on the groundwater occurrence in this region.
    Keywords: groundwater potential, hard rocks, Moro Mount, AHP, SAW, FAHP
  • Alireza Habibi*, Majid Hoseini Pages 235-249
    Research on methods of soil and water resources management requires technic that can and cannot be remotsensing prediction, and understanding the complex and dynamic processes and provides. Neitsch et al. (2005), stating that the model swat predicting the effects of  on the creation of management activities and the amount of sediment in the basin scale, with a variety of soils, land use and management conditions in long time interval is developed. Research inducted inside and outside Iran shows that Simulation run off and sediment on the watershed large and small with use of swat model is more efficient
    Keywords: Semi-arid climate, Sensitive formations lithology, Simulation, Runoff – Sediment, swat models
  • Farhad Barandak* Pages 251-265
    Today, used of mathematical models of operations research in order to evaluate the performance of systems (Such as management system) that consider set of activities at the same time, as an indicator of incoming and outgoing. Data envelopment analysis is one of the effective methods for identifying the functions of decision-makers and useful tools for understanding the decision-making environment by first processing information. This study will pay to evaluate the efficiency of Tabriz municipality in 2014 and 2012, according to official documents; by using income, current costs and municipal population as input components and use the index construction costs of urban development as an indicator of the urban development. Applied-analytical method was used and statistical population includes Municipals of Tabriz. Data Envelopment Analysis and Malmquist model is used to determine the efficiency ratio of DMUs. According to the general results of the research, urban areas 2 and 9, with a numerical value of 1, are fully functional. The rest of the regions have proven to be worthwhile. Therefore, the inefficiency region cannot be seen in both time zones. Also, according to the Malmquist index, performance changes in the five urban areas have shown a positive and upward trend.
    Keywords: Data Envelopment Analysis, Efficiency, Malmquist Index, Tabriz
  • Ali Ashrafi, Farshad Amiraslani*, Ali Darvishi Boloorani, Ali Jafar Mousivand Pages 267-286
    The leaf area index (LAI) as an ecological index has a great importance in the study of the health of the trees as well as vegetation stress in the forest. In this case study, we investigate the effects of industrial dust on the health of forest plants in Hyrcanian forests of the north of the country. For this purpose, a hemispherical photography method has been used to estimate leaf area index. A total of 8 sample lines were collected in two directions around the industrial dust area with an attitude up to 600 meters For data analysis, variance1 analysis method was used. There was a significant difference between the mean leaf area index at three levels of distance from the contamination center (p <0.05). The results of the Post Hoc Test, to pair-wise comparison of leaf area index in different distances from dust center using the Tukey index, showed that the average of leaf area index was less than 150 m and a significant difference in a distance of more than 300 meters was revealed . Regression analysis was used to eliminate the effect of varieties of plant species and dominant wind direction on leaf area index. The results of the hierarchical regression of leaf area index showed that the variables of the type of plant species and the dominant wind direction affect the prediction of the leaf area index value. In the following, the correlation between distance classes of industrial dust and the average of leaf area index at Land acquisition points was investigated. The results showed that the best correlation between the two above variables in the east direction of this center and along the dominant winds was observed. The amount of R2 was 0.847 with positive power function
    Keywords: Leaf Area Index, Hyrcanian forest, Industrial dust, Hemispherical photography, Vegetation stress (tension)
  • Malihe Golzadeh* Pages 287-306