فهرست مطالب

آیین حکمت - پیاپی 38 (زمستان 1397)
  • پیاپی 38 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ابراهیم بازرگانی صفحات 7-32
    می مسیس (محاکات) یکی از دیرینه ترین نظریه های هنری است که پیشینه اش به پیش از افلاطون هم می رسد. در عین حال از جمله نظریاتی است که قرائت های گوناگونی از آن مطرح شده است. در این مقاله، نظریه سه تن از فیلسوفان که در سه قلمرو متفاوت فکری اثرگذار بوده اند، بررسی می شود: افلاطون، ابن سینا و آکویناس. افلاطون در یونان، ابن سینا در قلمرو اسلام و آکویناس در قرون وسطای مسیحی، جزء مهم ترین شخصیت های فلسفی بوده اند و هر کدام از ایشان مکتبی را به خود اختصاص داده است. در این جستار بر آنیم تا قرائت هر کدام از آنان را با تحلیل نگرش ایشان در رویکرد تطبیقی، بررسی کنیم و تمایز آن را با قرائت های متناظر دریابیم. ازآنجاکه زیست فکری آنان یکسان نیست، قرائت آنان از می مسیس نیز مشابهت ندارد. افلاطون بر پایه معرفت شناسی مثل محور، ابن سینا بر پایه معرفت ناظر بر ارسطو و آکویناس به جهت دیدگاه ویژه اش درباره می مسیس قرائت های خاصی ارائه داده اند.
    کلیدواژگان: آکویناس، ابن سینا، افلاطون، محاکات، می مسیس
  • محمدرضا بهتاش، علی کرباسی زاده، یوسف شاقول صفحات 33-56
    یکی از روش های ارتباط میان فلسفه اسلامی با فلسفه غرب، عرضه کردن پرسش های هر کدام به دیگری و تلاش برای پاسخ دادن به آنها بر اساس امکانات موجود در آن فلسفه هاست. بر این اساس، در این نوشته بر آنیم تا با مواجه کردن فلسفه ملاصدرا با پرسش و اشکال هیوم در مورد اصل و منشا مفهوم علیت تجربی، به تبیین مفهوم علیت تجربی بپردازیم. هیوم بر اساس مبنای تجربه گرایی خود، با انکار ادراک و شناخت علیت توسط عقل، عینیت مفهوم علیت را انکار کرد. در پاسخ به پرسش هیوم، می توان گفت بر اساس امکانات موجود در متون ملاصدرا در بحث ادراک و نیز ارتباط نفس و بدن، عقل انسان در همان موطن حس، علیت را به نحو مستقیم ادراک کرده و در مرحله دیگر با تحلیل عقلی، مفهوم آن را انتزاع می کند. به عبارت دیگر بر خلاف هیوم که شهود عقلی در مورد علیت را انکار می کرد، بر اساس امکانات فلسفه صدرا، شهود عقلی نسبت به علیت قابل تبیین است. بنابراین در پاسخ به اشکال هیوم در مورد تبیین عینیت علیت، در کنار تبیین های ایده آلیستی همچون ایده آلیسم استعلائی کانت، می توان تبیینی کاملا رئالیستی از مفهوم علیت عرضه کرد.
    کلیدواژگان: علیت تجربی، شهود حسی، شهود عقلی علیت، هیوم، صدرا
  • سید مرتضی حسینی شاهرودی، جهانگیر مسعودی، کوکب دارابی صفحات 57-80
    مسئله شر از چالش بر انگیزترین مباحث فلسفه و کلام به شمار می رود. عده ای از متفکران در طول تاریخ با این اشکال در صدد نفی وجود و صفات کمالیه خداوند بر آمدند. در مقابل اندیشمندان بسیاری نیز برای پاسخ به اشکال شرور کوشیدند. در این مقاله به مهم ترین پاسخ کلامی به مسئله شرور، یعنی شرور لازمه اختیار، از دیدگاه ملاصدرا و آگوستین پرداخته ایم. این دو فیلسوف در این مسئله اشتراکات و اختلافاتی دارند، البته به خاطر اعتقاد به توحید و توجه آنان به آثار افلاطون، نقاط مشترک آراء آنان بسیار بیشتر از اختلافاتشان است. آنان انسان را موجودی مختار می دانند و بالطبع از این موجود مختار، گاهی خیر و گاهی شر صادر می شود. هرچند پاسخ اختیار لازمه وجود شرور، تنها پاسخ مسئله شرور نیست، اما قسمت قابل توجهی از شرور یعنی شرور اخلاقی با آن توجیه می شود.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، آگوستین، مسئله شر، خیر، اخلاقی، اختیار
  • محمد امین خوانساری صفحات 81-102
    هرچند دین پژوهی عنوانی جدید در حوزه مطالعات دینی است، اما می توان مسائل آن را از دیدگاه سنتی مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش مسائلی درباره دین با رویکرد دین پژوهانه غزالی مورد بررسی قرار گرفته است. غزالی هرچند با پیش فرض هایی درباره دین رویکردی سنتی به دین داشت، اما به هرحال درصدد بازسازی و احیای دین در روزگار خود بود. در منظرغزالی، دین هم به ساحت نظر و هم به ساحت عمل دیندار توجه می کند. دین تنها، مناسک ظاهری و بیرونی نیست، بلکه مجالی برای تزکیه آدمی به شمار می رود. گوهر دین در علوم مکاشفه است، اما راه رسیدن آن از مسیر علوم معامله می گذرد. هرچند سعادت اخروی غایت قلمروی دین شمرده می شود، اما این سعادت در گروی سعادت دنیوی به دست می آید. در این اندیشه، خداوند منشاء و خاستگاه نهایی دین است و رهبران دینی مرجعیت دارند
    کلیدواژگان: غزالی، احیاء علوم الدین، چیستی دین، گوهردین، قلمرو دین، خاستگاه دین
  • عسکری سلیمانی امیری صفحات 103-126
    تصدیقات و قضایای معتبر در علم محصورات اربعه از حملی و شرطی هستند. پایه و بن مایه این قضایا، موجبه کلیه است؛ زیرا بر اساس روش اشراقی، قضایا به موجبه کلیه تحویل می روند و نیز بر اساس اثبات عام غیر مقابل تمام قضایا حتی قضایای سالبه با حفظ سلب، اثباتی اند. همانطورکه تمام قضایا، حتی قضایای سلبی به لحاظ ضرورت صدق ایجابی اند. علاوه بر اساس اصل تقصی علم، همه قضایا باید به بدیهیاتی ختم شوند که پرسش علمی قطع شود. ازاین رو در تقصی، علم همه نظریات به بدیهیات ختم می شوند و همه جزئیات، هرچند بدیهی باشند به کلیات ختم می شوند، زیرا حکم در جزئی ازآن رو که جزئی است ابهام دارد و پرسش از کدامین روست. از سوی دیگر سالبه ها هم باید به موجبه ها برگردند؛ زیرا هرچند حکم برخی سالبه ها بدیهی هم باشند، باز این پرسش مطرح است که از چه رو موضوع قضیه مقتضی سلب محمول است. این پرسش آنگاه پاسخ درخور می یابد که در بن حکم سلبی، حکم ایجابی وجود داشته باشد و حکم سلبی لازمه عقلی آن باشد. بدین سان از منطق و معرفت شناسی، بن مایه همه تصدیقات و قضایا به تصدیق و قضیه موجبه کلیه باز می گردد
    کلیدواژگان: منطق، معرفت شناسی، ضرورت صدق، اثبات عام، روش اشراقی، موجبه کلیه
  • مهدی شجریان صفحات 127-152
    مسئله اصلی این تحقیق، شناختی اجمالی از روش شناسی کتاب «معرفه الله ب الله لا بالاوهام الفلسفیه و العرفانیه» است. مدعای این کتاب «انحراف تام افکار فلسفی و عرفانی» است؛ به همین جهت بررسی روش آن برای قضاوت این ادعا، هدف مهمی است که در این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی پی جویی شده است. به نظر می رسد بزرگ ترین معضل این کتاب «فقدان روش تحقیق مقبول»، است؛ نویسنده کتاب، اولا در مقام نقد دیدگاه های فلسفی، متدولوژی صحیحی ندارد و به چالش هایی مانند «برداشت های غیر روشمند و واضح البطلان از عبارات فلاسفه و عرفا»، «عدم توجه به اصطلاحات این دو علم» و «تحریف در عبارات صاحب نظران این دو علم» مبتلاست؛ ثانیا نویسنده در مقام بناسازی نظام فکری جایگزین نیز توفیقی ندارد و معضل روش شناختی او «ارائه استدلال های ضعیف و عقیم» است
    کلیدواژگان: متدولوژی، عبارات رهزن، تحریف، استحاله نامتناهی، صاحب معجزه
  • محمدعلی محیطی اردکان صفحات 153-186
    آموزه دینی شعور همگانی موجودات می تواند سهم به سزایی در مسیر هدایت انسان به سوی کمال داشته باشد. بحث از ادراک همه موجودات به عنوان عامل جهت دهنده افعال انسانی، نقشی اثرگذار در سبک زندگی دارد. بیشتر فیلسوفان در طول تاریخ نتوانسته اند شعور همگانی موجودات را به لحاظ فلسفی اثبات کنند و حتی بر اساس برخی ادله، شعور مادیات را انکار کرده اند. حکمت متعالیه در مقام ارائه تبیینی فلسفی از این آموزه دینی گام های ارزنده ای برداشته است و پیروان حکمت متعالیه درصدد تبیین عقلی این مسئله بر آمده اند. نویسنده با به کارگیری روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی تطبیقی و انتقادی به بررسی دلیل مساوقت به عنوان مهم ترین دلیل بر شعور همگانی موجودات در حکمت متعالیه پرداخته است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد دلیل مساوقت برای اثبات این مدعا کارآمد نیست. البته به اعتقاد نویسنده، می توان با استناد به آیات و روایاتی که به دلالت مطابقی یا التزامی بر سریان ادراک در موجودات دلالت دارند، به این نتیجه دست یافت که هر موجودی بهره ای از علم دارد
    کلیدواژگان: شعور، مساوقت، تشکیک، ملاصدرا، حکمت متعالیه
  • عیسی موسی زاده، محمدعلی مبینی صفحات 187-212
    با توجه به اینکه هر ذهنی در درجه اول و به طور مستقیم فقط با دنیای فردی خود روبه رو است، ذهن بشر چگونه به این باور می رسد که جهان خارج، مستقل از آگاهی ما وجود دارد؟ و چگونه با آغاز از این ورودی های اندک، برون‎دادها و دیدگاه های فراوانی حاصل شده است؟ والتر ترنس استیس در پی پاسخ به سوال اول بود و به این نتیجه رسید که باور به وجود جهان خارج، مستقل از آگاهی اذهان، باید ساختی ذهنی و تعبیری از تمثلات حسی باشد که اذهان مختلف با همکاری یکدیگر دست به ابداع آن زده اند. اما دغدغه کواین پاسخ به پرسش دوم است و با گذر از پوزیتیویسم منطقی معرفت را ماهیتا زبانی می داند و در نهایت با رسیدن به ساختارگرایی، در هستی شناسی به نسبیت می رسد؛ اما خواهیم دید که هر دو فیلسوف به بهای پاینبدی به روش فلسفی خود از فهم متعارف فاصله گرفته اند، درحالی که امروزه فهم متعارف نزد فیلسوفان، اهمیت خاص معرفتی و فلسفی دارد
    کلیدواژگان: رشد منطقی ذهن، باورهای ساختی، کل گرایی، وحدت روش شناختی، علم تعیین نظریه، نسبیت وجودشناختی
  • جواد نظری، هادی ملک زاده صفحات 213-238
    تحلیل رایج کلامی توبه، آن را مسئله ای استحقاقی(ارزشی) عنوان می کند و در نهایت، آن را چشم پوشی مولا از تعذیب عبد می داند. حقیقت آن است که این تحلیل، حتی اگر صحیح باشد، نارسا و ناقص است و تنها بخشی از حقیقت توبه را نشان می دهد. آیا می توان، به جای تحلیل کلامی و رایج، تحلیلی وجودی و فلسفی از این مسئله ارائه داد؟ تحلیلی که توبه را طلب وجودی جدید و قبول آن را افاضه آن از موجود برتر بداند؟ چنین تحلیلی علاوه بر اینکه با متون دینی همخوانی بیشتری دارد، عقلانی تر و دلنشین تر است. در این تحلیل، پیش از اینکه قبول توبه مسئله ای لازم و اخلاقی باشد، نظام وجودی و علی معلولی جهان معد آن است. قبول توبه از این منظر، رسیدن عبد است به مرحله ای که در آن مستعد جوهر پسین است و در حقیقت، قبول توبه از همین تبدل وجودی و جوهری انتزاع می شود. به نظر می رسد مسئله توبه جز با حرکت جوهری نفس قابل تبیین نیست و یا حداقل، حرکت جوهری اشتدادی نفس، بهترین تبیین فلسفی موجود به شمار می رود . این نوشتار درصدد است جوهر توبه را به مدد حرکت جوهری و غنای فلسفه صدرایی در مقوله انسان شناسی تحلیل و تبیین کند و به نارسایی تحلیل کلامی و فلسفه غیرصدرایی اشاره داشته باشد.
    کلیدواژگان: توبه، حرکت جوهری، حرکت جوهری انسان، اختیار، ملاصدرا
  • محمدتقی یوسفی، محمد کبیری ارانی صفحات 239-264
    امام هادی(ع) با تشکیل براهین عقلی و با استناد به حجیت قرآن و حجیت اخباری که مورد تایید قرآن است، مانند حدیث ثقلین، به بیان ضرورت امامت پرداخته است. حضرت با استناد به اجماع امت بر حقانیت قرآن و با ذکر آیه ولایت به عنوان نمونه ای از شواهد قرآنی و شان نزول آن از کلام اهل سنت، به اثبات حقانیت حدیث ثقلین می پردازد. در ادامه، امام(ع) شواهد روایی معروف و مورد اتفاقی چون حدیث غدیر، حدیث منزلت و حدیث وفای به عهد، که دال بر انتصاب علی(ع) به خلافت از سوی نبی مکرم اسلام(ص) است را برگرفته از حدیث ثقلین می داند و بدین وسیله، حقانیت آنها را اثبات می کند؛ به دنبال این مطلب، حضرت با استناد به اینکه فرمایشات اهل بیت:، بیان مصدقاتی به نقل از رسول خدا(ص) است، وجوب اطاعت از فرامین آن بزرگواران را شرط ایمان می شمارد و متعدیان از آن را با استناد به آیه دیگری از قرآن کریم، اهل عناد و گرفتار لعن و عذاب الهی معرفی می کند. در نهایت، امام (ع) برای تاکید بر این مدعا، به ذکر نظایری دیگر از کلمات رسول خدا(ص) درباره حقیقت و جایگاه علی(ع)می پردازد. برخی براهین عقلی بر اثبات ضرورت امامت، که از دیدگاه امام هادی(ع) می توان از حدیث ثقلین استنباط کرد، عبارتنداز:1.برهان واسطه فیض؛2. برهان لطف؛3. برهان نیاز جامعه به امام؛4. برهان نیاز شرع به حافظ؛5. برهان هدایت عمومی؛6. برهان اتمام حجت؛7. برهان حب ولایت.
    کلیدواژگان: امام هادی(ع)، امامت، ضرورت امامت، براهین عقلی امامت، حدیث ثقلین
|
  • Ebrahim Bazargani Pages 7-32
    Mimesis is one of the longest artistic theories preceding Plato. At the same time, it is of those theories taking various readings. In this paper, the views of three influential philosophers, Plato, Ibn Sina and Aquinas, of three different intellectual domains are studied. Plato in Greece, Ibn Sina in the Islamic tradition and Aquinas in the Christian Middle Ages, each being of his own school of thought. In this essay, we will examine the reading of each of them by analyzing their attitude in a comparative approach and distinguish each from corresponding readings. Since they do not belong to one and the same time, their readings of Mimesis are not similar. Plato has based it on an idea-based epistemology, Ibn Sina on an Aristotlian knowledge and Aquinas on Christian specific readings
    Keywords: Aquinas, Ibn Sina, Plato, Represetation, Mimesis
  • Mohammadreza Behtash, Ali Karbasizadeh, Yusof Shaqul Pages 33-56
    One way for Islamic philosophy and Western philosophy to form connection with one another lies in presenting their questions to one other demanding their answers. Accordingly, in this paper, it is intended to find a solution for Hume's difficulty on the origin of the concept of empirical causality in Sadra`s philosophy. Hume, denying the possibility for perceiving causality, disagreed the objectivity of the concept of empiricist causality. In response to Hume's question, it can be said that, based on the possibilities contained in the texts of Mulla Sadra on knowledge, the relation between soul and body, the human mind in the same level of sensation perceives causality directly and, in another step, with mental analysis arrives at the concept. In other words, contrary to Hume, who denied the rational intuition of causality, based on the possibilities of Sadra's philosophy, rational intuition of causality may be explained. Therefore, in response to Hume's difficulty and along with idealistic explanations such as Kant's transcendental idealism, a completely realistic explanation of the concept of causality may be presented
    Keywords: Empirical Causality, Sensory Intuition, Rational causality, Hume, Sadra
  • Seyyed Morteza Hoseini Shahrudi, Jahangir Masoodi, Koukab Darabi Pages 57-80
    The issue of evil is one of the most challenging issues of philosophy and theology. Some thinkers in the history of theology have sought to deny the existence and attributes of God on the basis of the problem. Many scholars, however, have tried to give a solution for the problem of evil. In this article, the most important theological solutions of the optional evils, as viewed by Mulla Sadra and Augustine, have been studied. The philosophers` similarities and dissimilarities in this problem, but because of their belief in monotheism and their attention to the works of Plato, their similarities are far more than their differences. They consider man as a creature of free will and, therefore, human actions are sometimes good and sometimes evil. Though the solutions of optional evil may not be used for all evils, a significant portion of the evils, namely moral ones, may be justified
    Keywords: Mulla Sadra, Augustine, the Issue of Evil, Good, Moral, Free Will
  • Mohammadamin Khansar Pages 81-102
    Although religion studying is a new subject in the field of religious studies, it can be seen from the traditional point of view. In this research, some problems on religion have been studied by Ghazali's approach of studying religion. Although Ghazzali being of some presuppositions had a religious approach to religious beliefs, he sought to rebuild and restore religion in his day. As viewed by him, religion focuses on human thought and action both. Religion is not only external and appear rituals, but it is an important agent for cultivating human beings. The essence of religion is in sciences lies in intuition, but its path passes from the science of transaction. Although final prosperity is the ultimate goal of religion, this prosperity is based on worldly prosperity. In this view, God is the ultimate source of religion, and religious leaders have authority
    Keywords: Religion, Ghazali, Ihya` Ulum al-Din, the What of Religion, the Essence of Religion, the Origin of Religion
  • Askar Solaimani Amiri Pages 103-126
    All valid confirmations and propositions are the four types including affirmative universal proposition, affirmative particular proposition, negative universal proposition and negative particular proposition of which the most fundamental is universal affirmative proposition. Since on the illuminative method all propositions ultimately turned to the universal affirmative and on the basis of comprehensive and non-corresponding affirmation, even negative proposition, though being negative, are affirmative. As all propositions, even the negatives, for the sake of necessity are affirmative. In addition to the necessity of an ultimate base for knowledge, all propositions should end to those of self-evidence by which the question of knowledge would necessarily ended. In this necessary end of knowledge, all theoretical would end to self-evident one and all particulars, though being self-evident, to universal one. Since the judgment in particular as such is ambiguous. Also the negatives should be ended to the affirmatives; since though some negatives may be self-evident, one may ask the reason why the subject of the proposition demand the predicate to be negative. The question would be responded only when the negative judgment be based upon an affirmative judgment and the negative one be its logical necessity. And again, negatives should turn into affirmatives. In this way, all types of proposition should end to affirmative universal self-evident proposition
    Keywords: : Logic, Epistemology, Universal Affirmative, The Necessity of Truth, Comprehensive Affirmation, Illuminative Method
  • Mahdi Shajarian Pages 127-152
    The main issue of this research is a brief knowledge of the methodology of the book Ma`rifat Ullahi billah la bi al-Owham il-Falsafiyyati wa al-Irfaniyyah. In this book philosophical teachings and mystical teachings all have been claimed to be full distortion; therefore, the study of its method for assessing this claim is the goal of this paper followed by a descriptive-analytical method. Lack of a correct and logical method of study may be regarded as the most considerable failure of the book. As explained in the paper, the author of the work, when criticizing philosophical teachings has not used a reasonable method and, therefore, misunderstood philosophers and mystics` words, ideas and technical terms and distorted. In addition, when intending to propose a new system for the two fields, the author has not any success and his teachings and arguments may not be agreed with
    Keywords: Methodology, Misleading Expressions, Distortion, Infinite Impossibility, of Miracle
  • Mohammadali Mohiti Ardakan Pages 153-186
    The religious teaching signifying a degree of awareness in all beings and creatures may have a considerable part in guiding human being to happiness. Belief in the teaching as an influential agent for human deeds has an important effect in lifestyle. Most philosophers have not succeeded in proving the comprehensive consciousness of all creatures in history. On the contrary, they have refuted such a claim by some arguments. Transcendental philosophy and its follower have taken great steps as a philosophical explanation of this religious teachings. Using the descriptive-analytical method and the comparative and critical approach, the author has studied the proof of musaviqat as their most important proof in the field. The findings show that the proof has failed to support the claim. However, as described in the paper, with reliance on the verses and traditions of the field, the claim may be proved
    Keywords: Intelligence, Musaviqat, Gradation, Mulla Sadra, Transcendental Philosophy
  • Isa Musazadeh, Mohammadali Mobini Pages 187-212
    Regarding the fact that every mind meets firstly and directly only its own individual world, how may the mind perceive the existence of outside world as an independent reality? And how the mind may produce such many and various outcomes and views of these little inputs? Walter Turner Stace sought to answer the first question and concluded that believing in the existence of an outside world, independent of the consciousness of the minds, must be a mental and interpretative construct of sensory representations that different minds have invented in collaboration with each other. Quinn's concern, however, is the answer to the second question, and by putting logical positivism away, has viewed human knowledge as essentially being linguistic and, ultimately, agreeing with structuralism, has concluded relativity in ontology; but we will see that the both philosophers` faithfulness have caused them to go far from common sense, while today common sense is of a special epistemic and philosophical significance for philosophers
    Keywords: Logical Growth of Mind, Structural Beliefs, Holism, Methodological Unity, Science of Determining Theory, Ontological Relati
  • Javad Nazari, Hadi Malekzadeh Pages 213-238
    The common theological analysis of repentance refers to it as a problem of value, and ultimately, as the Lord`s forgiveness toward a servant. The truth is that this analysis, given its correctness, may not be considered as satisfactory and complete; it shows only a part of the truth of repentance. Is it possible to provide an existential and philosophical analysis of this issue instead of its common theological analysis? An analysis that considers repentance as a new existential demand of a servant and Lord`s satisfying it? Such an analysis, in addition to being more consistent with religious texts, is more rational and more enjoyable. In this analysis, acceptance of repentance before being regarded as a necessary and ethical issue, the existential and causal system of the world seems to be a cause and ground for it. Accepting repentance from this perspective is the arrival of the servant in a higher grade of existence. Such being the case, acceptance of repentance is abstracted from this existential transformation. It seems that the problem of repentance may only be explained by the departure motion of the soul, or at least, this may be regarded as the best explanation in the field. This article seeks to analyze and explain the essence of repentance through the substantial movement and richness of Sadra's philosophy in the field of anthropology, and refers to the failure of other theological and philosophical explanations
    Keywords: Substantial Motion, Substantial Motion of Man, Free Will, Mulla Sadra
  • Mohammadtaqi Yusefi, Mohammad Kabiri Arani Pages 239-264
    Imam Hadi (as), using rational arguments and documenting the authenticity of the Qur'an and the authenticity of the Quranicly confirmed traditions like Hadith Thaqalain, has emphasized the necessity of Imamate. Referring to the consensus of the Ummah on validity of the Qur'an and mentioning the verse of vilayat as an example of the Qur'anic evidence and its status of revelation from Sunni words, the Prophet insists on the validity of the Hadith of Thaqalain. In the following, Imam (as) has mentioned the well-known narratives such as the Hadith of Ghadir, the hadith of manzelat, and the hadith of faithfulness to treaty, which indicates the appointment of Ali (as) to the caliphate by the Prophet of Islam, and takes them to be derived from Hadith Thaqalin and thus proved their legitimacy; following this, the Prophet (s), relying on Ahl albayt and the Prophet`s sayings, says that the obedience of them is necessary ground for belief and opposing their commands, therefore, would be hostility to them and involvement in Divine punishment. Finally, Imam (as) emphasizes this claim by mentioning more words of the Prophet (s) about the truth and place of Ali (as). Some rational reasons for proving the necessity of Imamate, which from Imam Hadi's point of view can be deduced from the Hadith of Thaqalain, are as follows: 1. intermediary of grace; 2. sending grace; 3. the need of community to Imam; 4. the need for sharia to protector; 5. the general guidance; 6. completing authority; 7. Love of vilayat
    Keywords: Imam Hadi (as), Imamate, Necessity of Imamate, Rational Arguments of Imamate, Hadith Thaqalain