فهرست مطالب

  • پیاپی 14 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فریدون یزدانی* صفحات 8-23
    هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع پیش روی برنامه ریزی برای هوشمندسازی مدارس غیرانتفاعی از دیدگاه معلمان ابتدایی شهر همدان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان مدارس غیرانتفاعی مقطع ابتدایی شهر همدان، شامل 460 نفر بود. حجم نمونه توسط فرمول حجم نمونه کرجسی و مورگان، 210 نفر تعیین و افراد به روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب گردیدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه پایا و معتبرشده موانع هوشمندسازی مدارس بود که شامل بررسی موانع و محدودیت‏های «انسانی»، «زیرساختی» و «برنامه ریزی» می شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری t تک نمونه ای و آزمون فریدمن مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که از دیدگاه معلمان مدارس غیر انتفاعی مقطع ابتدایی، هوشمند سازی مدارس با موانع زیرساختاری و برنامه ریزی مواجه است. همچنین نتایج نشان داد که موانع پیش روی هوشمندسازی مدارس به ترتیب اولویت به صورت: برنامه ریزی، زیرساختاری و انسانی، رتبه بندی می شوند.
    کلیدواژگان: مدارس غیرانتفاعی، هوشمندسازی مدارس، موانع
  • زینب کرمخانی*، ابراهیم صالحی عمران، سهیلا هاشمی، یدا.. مهرعلی زاده صفحات 28-47
    هدف پژوهش حاضر واکاوی موانع رویکرد مشاوره حرفه ایی در دانشگاه های ایران با تاکید بر برنامه ریز آموزشی است . طرح پژوهش حاضر کیفی و بر اساس روش پژوهش کیفی گراندد تئوری انجام گردید. جامعه اماری در این پژوهش مطلعان کلیدی و خبرگان در پنج دسته سیاستی ، مدیریتی ، جامعه شناسی ، اقتصادی و کارشناسان متخصص در نظر گرفته شده اند . از انجاییکه این پژوهش از نوع اکتشافی است مناسبترین نوع نمونه گیری، نمونه گیری هدفمند است که در این پژوهش از نوع روش گلوله برفی استفاده گردیده است . تعداد نمونه ها با توجه به اشباع نظری به 32 نفر رسید. ابزار گرد آوری داده ها در این پژوهش به دلیل جدید بودن موضوع و فقدان نظریه کافی در خصوص موضوع پژوهش مصاحبه های اکتشافی است بعد از جمع اوری داده ها به تجزیه و تحلیل انان به صورت کد گذاری باز و محوری پرداخته شد . پس از تحلیل داده ها موانع تاثیر گذار بر روی رشد رویکرد مشاوره حرفه ایی در دانشگاه ها مشخص گردید. در این خصوص موانع تاثیر گذار به صورت موانع کلان و خرد در زیست بوم اقتصادی زیست بوم سیاسی ،زیست بوم اجتماعی ، زیست بوم جغرافیایی و موانع در سطح زیست بوم آموزش عالی شناسایی شد و در نهایت مانعی که در همه سطوح خود را نشان داد ضعف در عملی کردن طرحها و سیاست ها است که این مسئله را میتوان به طور کلی در چارچوب فعالیت های برنامه ریزی در زیست بوم آموزش عالی تحلیل و تبیین نمود .
    کلیدواژگان: آموزش عالی، رویکرد مشاوره حرفه ایی در دانشگاه، برنامه ریزی آموزش عالی
  • سعید عباس زاده، سکینه شاهی*، یداله مهر علیزاده صفحات 46-70
    هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی میزان انطباق آموزش های هنرستان های فنی و حرفه ای با نیازهای آموزشی بخش صنایع کوچک در شهرستان اهواز بود. روش پژوهش، روش آمیخته (کمی- کیفی) از نوع اکتشافی بود، که از روش تحلیل محتوا و تحلیل اسناد در بخش کیفی و از روش پیمایشی در بخش کمی استفاده شد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، 10 نفر از مدیران و کارشناسان شهرک های صنعتی شهرستان اهواز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با شیوه ی انتخاب موارد مطلوب، انتخاب گردیدند و با آنان مصاحبه ی نیمه ساختمند صورت گرفت. مصاحبه ها با روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و نتایج آن ، در قالب نیازهای آموزشی صنایع کوچک، استخراج شدند. در بخش کمی، 75 نفر از مدیران و هنرآموزان هنرستان های فنی و حرفه ای اهواز با روش سرشماری، و 120 نفر از مدیران و کارشناسان شهرک های صنعتی با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. یک پرسشنامه محقق ساخته با ضریب آلفای کرونباخ 91/0 که روایی آن به تایید اعضای هیئت علمی دانشکده علوم تربیتی رسیده بود، در اختیار هنرستان های فنی و حرفه ای قرار گرفت. همچنین 10 پرسشنامه در قالب نیازهای آموزشی 10 مورد از صنایع کوچک در اختیار مدیران و کارشناسان شهرک های صنعتی شهر اهواز قرار گرفت. نتایج یافته های تحقیق نشان داد که بین آموزش های هنرستان های فنی و حرفه ای با نیازهای آموزشی صنایع کوچک شهرستان اهواز انطباقی وجود ندارد. در نهایت نیازهای آموزشی ده صنعت کوچک شناسایی شد.
    کلیدواژگان: هنرستان فنی و حرفه ای، صنایع کوچک، نیازهای آموزشی
  • مهدی نجاری*، محمد حسنی صفحات 76-96
    برنامه ریزی آموزشی یکی از مهمترین راه های بهبود عدالت آموزشی است و عدالت آموزشی زمانی محقق می شود که دانش آموزان دسترسی برابر به فرصت های آموزشی داشته باشند. پژوهش حاضر، نابرابری فرصت های دسترسی به آموزش عالی را مورد مطالعه قرار داده است. این پژوهش نوعی مطالعه توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه پژوهش داوطلبان متقاضی ورود به آموزش عالی در شهرستانهای استان آذربایجان غربی طی سالهای 1395- 1392 می باشد که به روش تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفته اند. اطلاعات جمعیتی این پژوهش با استفاده از داده های سرشماری نفوس و مسکن(1395)، داده های آموزش و پرورش (1395) و گزیده آمارهای کنکور سراسری (1395-1392) شهرستان های مورد مطالعه کسب شده است. به منظور مقایسه و رتبه بندی میزان بهره مندی مناطق مختلف از آموزش عالی، از شاخص ها و فرمول های برنامه ریزی آموزشی، نظیر شاخص انتخاب منطقه، ضریب جینی، منحنی لورنز، شاخص نابرابری جنسیتی، تحلیل خوشه ایو رتبه بندی تاپسیس استفاده گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که با مقدار ضریب جینی 0.08 و ضریب پراکندگی 0.18در بین شهرستان ها از حیث برابری فرصتهای دسترسی به آموزش عالی نابرابری وجود دارد، علاوه بر این بین شهرستان ها نابرابری جنسیتی دسترسی به آموزش عالی وجود دارد و بیشترین نابرابری دختران 0.68= GPI مربوط به شهرستان پیرانشهر و بیشترین نابرابری پسران 1.35= GPI مربوط به شهرستان سلماس می باشد. همچنین نتایج رتبه بندی شهرستانها به لحاظ شاخص های دسترسی به آموزش عالی نشان داد که شهرستان خوی با میزان تاپسیس 0.999 در رتبه اول و شهرستان چالدران با میزان تاپسیس 0.143 در رتبه آخر قرار دارند. نتایج مبین نیاز مناطق کمتر برخوردار از دسترسی به آموزش عالی، به برنامه ریزی و توجه ویژه سیاست گذاران این حوزه به این نابرابری ها می باشد
    کلیدواژگان: برنامه ریزی آموزشی، نابرابری فرصت های آموزشی، دسترسی به آموزش عالی
  • زینب حسینی، صمد ایزدی*، محسن علیزاده ثانی صفحات 97-114
    هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت شاخص های کلیدی حوزه آموزش دانشگاه مازندران، از طریق ارزیابی محیط خارجی و داخلی به منظور پیشنهاد استراتژی های مناسب است. در این پژوهش از روش ترکیبی طرح متوالی اکتشافی استفاده شده است. در بخش کیفی برای به دست آوردن مولفه های پرسشنامه، با ده نفر از افراد صاحب نظر در زمینه برنامه ریزی راهبردی و کسانی که بر وضعیت دانشگاه، اشراف داشته اند مصاحبه شده است. جامعه آماری بخش کمی این پژوهش، شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه مازندران است که 356 نفر می باشند، حجم نمونه پژوهش 120 نفر می باشد و از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی استفاده شده است که نهایتا 102 نفر مشارکت داشته اند. ابزار مورد استفاده دریخش کیفی پژوهش، مصاحبه و بررسی اسناد و مطالعه کتابخانه ای و در بخش کمی، پرسشنامه ی محقق ساخته ای است که با پایایی بالای 0.9 مورد تایید قرار گرفت. برای تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، ماتریس ارزیابی عوامل خارجی، ماتریس SWOT و ماتریس IE، استفاده شده است. در بخش کیفی مولفه های پرسشنامه یا به عبارتی، نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدید های دانشگاه مازندران استخراج شد و در بخش کمی هم یافته ها نشان داد که با توجه به ماتریس چهار خانه ای داخلی و خارجی (IE)، حوزه آموزش دانشگاه مازندران در ناحیه استراتژی رقابتی ST قرار دارد، بنابراین با توجه به نمره نهایی ماتریس داخلی(882/3)، نقاط قوت حوزه آموزش دانشگاه مازندران بیشتر از نقاط ضعف آن بوده است، ولیکن با توجه به نمره نهایی ماتریس خارجی (312/2)، تهدید ها بر فرصت های آن غلبه کرده است. در واقع دانشگاه در شرایطی است که می تواند با استفاده از قوت ها به بهره برداری از فرصت ها و کاهش ضعف و تهدید ها بپردازد.
    کلیدواژگان: استراتژی، تحلیل درونی، تحلیل بیرونی، قوت، ضعف، فرصت، تهدید
  • رضا میرعرب*، محسن حاجی تبار فیروزجایی، سمیه آریانفر صفحات 121-132
    هدف پژوهش حاضر ، تحلیل مولفه‏های سواد اقتصادی کتاب‏های درسی دوره دوم متوسطه بوده که به روش پیمایشی و آنتروپی شانون انجام گرفت. جامعه آماری، دربرگیرنده 120 معلم و 360 دانش آموز دوره دبیرستان شهرستان آمل بوده است. حجم نمونه آماری شامل 60 نفر از معلمان و 184 نفر از دانش‏آموزان بوده که با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای نسبی انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گرداوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان احراز شد و پایایی آن (91/0) به دست آمد. نتایج نشان داد وضع موجود مولفه‏های سواد اقتصادی (حفظ و توسعه ثروت، اقتصاد و معیشت، کسب و کار، بطالت و بیکاری، توجه به کار آفرینی، اسراف و تبذیر، کسب حلال و تحول شغل و حرفه) در اهداف برنامه و اجرا نسبتا مطلوب بوده و همچنین نتایج تی مستقل در این مورد نشان داد بین دانش‏آموزان و معلمان تفاوت معنادار نیست. نتایج آنتروپی شانون نشان داد در کتاب جامعه شناسی، بیشترین ضریب اهمیت مولفه تحول شغل و حرفه (05/3) و اقتصاد و معیشت (67/2) و کمترین مولفه بطالت و بیکاری (0) و کارآفرینی (38/0) بود. در درس اقتصاد نیز ضریب اهمیت مولفه حفظ و توسعه ثروت با (12/14) بیشترین و مولفه اسراف و تبذیر (14/1)، کسب وکار (52/1) و کارآفرینی(90/1 درصد) کمترین بودند. با توجه به نقش روش و اهداف کتاب های درسی در سواد اقتصادی دانش‏آموزان، ضروری است معلمان و مولفان کتاب‏های درسی، به مولفه‏های سواد اقتصادی خصوصا مولفه توجه به کسب و کار، کسب حلال، حفظ و توسعه ثروت و کارآفرینی، توجه لازم را داشته باشند.
    کلیدواژگان: شادکامی، موفقیت تحصیلی، فضای آموزشی، برنامه ریزی آموزشی
  • رضا کلائی دارابی، مریم تقوایی یزدی* صفحات 146-171
    هدف این پژوهش تبیین تاثیر دو بعد آموزشی و پژوهشی مراکز رشد بر توسعه پایدار دانشگاه ها به منظور ارایه مدل می باشد. این تحقیق با هدف کاربردی و رویکرد آمیخته (روش کمی و کیفی) و طرح اکتشافی انجام شد. جهت شناسایی شاخص های مراکز رشد و توسعه پایدار از روش کیفی استفاده گردید که جامعه آماری کیفی 14 نفر از خبرگان در حوزه مراکز رشد در دانشگاهای آزاد اسلامی مازندران بودند که با نمونه گیری هدفمند برای مصاحبه انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمی شامل 750 نفر از روسای واحدها، معاونین، روسای دانشکده ها، مدیران گروه ها، مدیران معاونت ها و مسئولین امورات دانشکده ها (مسئول امور اداری، آموزشی، دانشجویی و پژوهشی) بودند که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 254 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختار یافته بود که برای حصول اطمینان از روایی بخش کیفی و به منظور اطمینان خاطر از دقیق بودن یافته ها از دیدگاه پژوهشگر، از نظرات ارزشمند اساتید و خبرگان آشنا با این حوزه و متخصصان دانشگاهی استفاده شد. در بخش کمی نیز به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته که بعد از تایید روایی، پایایی آن 82/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده های بخش کیفی از تحلیل محتوا استفاده شد، جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی از جداول فراوانی و درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار استفاده شد، در بخش آمار استنباطی، از آزمون هایt تک نمونه ای و مستقل، تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون معادلات ساختاری استفاده شد با استفاده از نرم افزار spss و لیزرل تحلیل شد. داده های کیفی جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد تحلیل قرار گرفتند. پرسشنامه محقق ساخته با آلفای کرونباخ 82/0 بین اعضای نمونه توزیع شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ابعاد آموزشی و پژوهشی مراکز رشد بر توسعه پایدار دانشگاه ها اثرگذار بود و میزان ضریب عاملی استاندارد بعد آموزشی 64% و پژوهشی 61% برآورد شده است. بنابراین بعد آموزشی بیشترین تاثیر و بعد پژوهشی مراکز رشد کمترین تاثیر را بر توسعه پایدار در دانشگاه های آزاد اسلامی مازندران به خود اختصاص دادند
    کلیدواژگان: مراکز رشد، توسعه پایدار، بعد آموزشی، بعد پژوهشی، برنامه ریزی آموزشی
|
  • Fereiddon Yazdani * Pages 8-23
    The main aim of this study was to recognize the obstacles in front of the planning for making private schools of Hamadan smart by new technologies from the perspective of elementary schools teachers. The methodology of this research was descriptive (survey research) and the statistical population of it consisted of 460 Hamedan elementary school teachers in private schools. The sample size determined by using from Krejcie and Morgan's formula. So, 210 individuals were randomly selected by using the several-step clusters sampling method. The instrument was a valid and reliable questionnaire:  “obstacles in front of the making schools smart”. This questionnaire assesses three components: “human limitation”, “planning”, and “infrastructure” obstacles. The data was analyzed using one-sample t-test and Friedman test. The results showed that in views of private primary school teachers, the smart schools obstacles were "infrastructure" and "planning". Also, the results showed that the obstacles are ranked respectively as: planning, infrastructure and finally human limitation
    Keywords: private schools, making schools smart, obstacles
  • Zeynab Karamkhani *, Ebrahim Salehi Omran, Soheila Hashemi, Yadollah Mehralizadeh Pages 28-47
  • Saeid Abbaszadeh, Sakineh Shahi* *, Yadollah Mehralizadeh Pages 46-70
    The main purpose of this research was a survey on the consistency of technical and vocational training institutes with the needs of small industries of Ahwaz city. The resaearch method was mixed in type of exploratory.  Interview was used to collect qualitative data and survey method was used to collect quantitative data. Participants in qualitative part included specialists and managers of small industries that selected 10 from by purposive sampling with select desired items; then, semi-structured interviews were conducted. The results, which were small industry training needs, were extracted. In the quantitative part, using 75 census managers and teachers of technical and vocational schools and 120  managers and experts of the small industries of town  that were selected by simple random sampling, distributed questionnaire with Cronbach's alpha coefficient 0/91 and validity that was confirmed by faculties of Educational Sciences department, between them. Also, 10 questionnaires in the form of training needs given to the managers and experts in industrial estates. The results showed that, there is no adaptation between technical and vocational training institutes and needs of small businesses. So, to solve this problem, proposed small-scale industry at the micro level are being educated and evaluated policies in the field of technical institutes and vocational training tailored to small business needs change and professional disciplines of technical institutes and industrial estates are consistent and coordinated with industrial activities.
    Keywords: Vocational school, Small Industries, Training Needs
  • Mahdi Najjari *, Mohammad Hassani Pages 76-96
    Educational planning is one of the most important ways to improve educational justice and educational justice is achieved when students have equal opportunities to access education. The present research studies the inequality of higher education access opportunities. This study is a descriptive-analytical study. The research community is volunteers applying for admission to higher education in the townships of West Azarbayejan province during the years 2013-2016 which are studied by census method. The demographic data of this study has been acquired by statistical data from the recent census of population and housing (2016), information regarding education (2016) as well as selected statistics from the national university entrance exam (2013-2016). In order to compare and rank the different regions benefit from higher education, indicators and formulas of educational planning such as the index of region selection, Gini coefficient, Lorenz curve, Gender Inequality Index, Cluster Analysis and Topsis ranking were used. The results of this study indicate that with Gini coefficient of 0.08 and Dispersion coefficient of 0.18 there is inequality among the townships in terms of equal access to higher education, In addition, there are gender inequalities between townships in access to higher education and the highest girls inequality GPI=0.68 is in the city of Piranshahr and the highest boys inequality GPI=0.135 is in the city of Salmas. Also, the results of ranking the townships of West Azerbaijan province in terms of access to higher education indicators showed that Khoy city with the 0.999 topsis is ranked first, and Chalderan city with the 0.143 topsis is ranked the last. The results indicate the need of areas that have less access to higher education, the planning and special attention of policy makers in this area to these inequalities.
    Keywords: educational planning, Inequality of Educational Opportunities, Access to Higher Education
  • Zainab Hosseini, Samad Izadi *, Mohsaen Alizadehsani Pages 97-114
    The purpose of this study was to investigate the status of key indicators of the education field in University of Mazandaran by assessing the external and internal environment in order to propose suitable strategies. In this research, the combined method of exploratory sequence design has been used. The statistical population in the qualitative section was composed of ten people with theoretical knowledge about strategic planning and those who were proficient in the university's situation. Through structured interview with them, the components of the questionnaire used in the quantitative research, compilation it turned out. Statistical population the quantitative part of this research consists of faculty members of University of Mazandaran, which is 356 people. The sample size of the study is 120 people and a relative stratified sampling method has been used, which ultimately contributed 102 people. A qualitative research tool was used for research, interview and review of documents and library study, and in the quantitative section, a researcher-made questionnaire was approved with a reliability of above 0.9. For data analysis, descriptive statistics and internal factor evaluation matrix, external factors evaluation matrix, SWOT matrix and IE matrix were used. In the qualitative section of the components of the questionnaire, in other words, the strengths, weaknesses, opportunities and threats of University of Mazandaran were extracted. The findings of the quantitative section showed that according to the four internal and external house (IE) matrices, education area in University of Mazandaran  is located in the competitive strategy area of ST. Therefore, considering the final score of the internal matrix (3.882), it can be concluded that despite the higher strengths of the field of education in University of Mazandaran, the weaknesses in the final score of the external matrix (2.312) indicate that the threat has overcome its opportunities. In fact, the university is in a position to use opportunities to exploit opportunities and reduce weaknesses and threats.
    Keywords: Strategy, Internal Analysis, External Analysis, Strength-Weakness, Opportunity, Threat
  • Reza Mirarab *, Mohsen Hajitabar, S Arianfar Pages 121-132
    purpose of this research was analysis of the components of economic literacy of textbooks in the second grade of high school which was conducted by survey and Shannon entropy. The statistical population consisted of 120 teachers and 360 high school students in Amol city. The sample consisted of 60 teachers and 184 secondary school students which were selected using stratified random sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire, content validity was obtained and test reliability was (0.91). Results showed the present status of the components of economic literacy in the goals of the program and the implementation is relatively favorable. Such as (the preservation and development of wealth, economy and livelihoods, business, idleness and unemployment, attention to entrepreneurship, lavishness and attachment, legalization and the transformation of occupation and profession). As well as independent T-results showed no significant difference between students and teachers. The results of Shannon entropy showed in Sociology textbook, the highest factor was the importance of the component of job and career transformation (3.05) and economy and livelihood (2.67) and the least component of idleness and unemployment (0) and entrepreneurship (0.38). In the economics textbook, the coefficient of importance of the component of wealth preservation and development with (12.12) was the highest and the components of extravagance (1.14), business (1.52) and entrepreneurship (1.90) were the least. Considering the role of method and goals of textbooks in student economic literacy, teachers and authors of textbooks must have the necessary attention to the components of economic literacy, Particularly to business, solvent acquisition, the maintenance and development of wealth and entrepreneurship.
  • Reza Kolaei Darabi, Maryam Taghvaeeyazdi * Pages 146-171
    One of the most important requirements for achieving sustainable development in terms of science and technology is the creation of wealth creation centers, including Incubators in universities. The purpose of this study is to explain the impact of the educational and research dimensions of the Incubators on the sustainable development of universities. This research was conducted with the purpose of applied and mixed approach (quantitative and qualitative research method) and exploratory design. The qualitative method was used to identify the indicators of sustainable growth and development centers. The statistical population of this study was 14 experts in the field of Incubators at Islamic Azad University of Mazandaran. They were selected by targeted sampling for interviewing. Qualitative data collected was analyzed using the data-based data theory and content analysis. A quantitative method was used to measure the conceptual model. The statistical population was 750 people. The researcher-made questionnaire with Cronbach's alpha was 0.82 distributed among 254 sample members. The results of the questionnaire were analyzed by exploratory factor analysis and structural equation test using SPSS and lisrel software. The results of the research indicate that the educational and research dimensions of the Incubators affect the sustainable development of the universities, which is the factor of 64% and research 61%. Therefore, educational dimension had the least impact on the sustainable development of Mazandaran Islamic Azad universities.
    Keywords: Incubators, sustainable development, educational dimension, research dimension, educational planning