فهرست مطالب

محیط زیست جانوری - سال دهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • سال دهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 69
|
  • الهام ابراهیمی، فراهم احمدزاده*، بابک نعیمی صفحات 1-12
    در دهه های اخیر مقدار قابل توجهی از پژوهش ها بر روی پیش بینی پتانسیل های توزیع جغرافیایی گونه ها با هدف تعیین محدوده های داغ زیستگاهی متمرکز شده اند. با توجه به موقعیت خاص ایران و برخورداری از زیستگاه های متنوع و هم چنین محدودیت های موجود در کشور به نظر می رسد حفاظت از محدوده های داغ زیستگاهی موثرترین راه برای حفاظت از بسیاری از گونه ها درچشم اندازهای بزرگ باشد. هدف این مطالعه نشان دادن مناطق داغ زیستگاهی هشت گونه از خانواده گربه سانان ایران است که می تواند نقشی کلیدی در حفاظت تنوع زیستی کشور داشته باشد. این پژوهش با استخراج 19 متغیر اقلیمی از پایگاه داده Worldclimو داده های حضور خانواده گربه سانان آغاز شد. مدل سازی توزیع گونه ای با استفاده از چهار مدل RF، SVM، MAXENT و BRT در نرم افزار R انجام شد. پس از روی هم گذاری نقشه های توزیع گونه ها نقشه پیش بینی مناطق داغ زیستگاهی گربه سانان به تفکیک هر مدل تهیه شد. در نهایت برای ایجاد یک مدل با درجه اطمینان بالا، نقشه جامع مناطق داغ زیستگاهی با روش روی هم گذاری (ضرب لایه ها) برای گربه سانان ایران تهیه  شد. این پژوهش بخش مرکزی ایران، لکه هایی در شمال شرق ایران و بخش هایی از رشته کوه زاگرس را به عنوان مناطق داغ زیستگاهی برای گربه سانان معرفی می کند. روی هم گذاری نقشه پیش بینی مناطق داغ زیستگاهی گربه سانان با مناطق حفاظت شده نشان داد الگوی پتانسیل زیستگاهی گربه سانان هم پوشانی نسبتا کمی با مناطق حفاظت شده دارد و مجموعا با 39 منطقه تحت حفاظت هم پوشانی نسبی دارد. نتایج حاصل از اعتبارسنجی نشان داد در بین مدل های مورد استفاده، مدل RF قابلیت اعتماد در سطح بسیار عالی را دارد.
    کلیدواژگان: مناطق داغ زیستگاهی، گربه سانان، مدل سازی توزیع گونه ای، حفاظت تنوع زیستی
  • حیدر روحی، هادی تحسینی*، عبدالرسول سلمان ماهینی، حمیدرضا رضایی صفحات 13-22
    پلنگ ایرانی (Pantera pardus saxicolor) یکی از 37 گونه گربه سان دنیا به شمار می آید، که در اکثر زیست گاه های طبیعی کشور به صورت انفرادی زیست می کند و برای خود قلمرو مشخصی دارد. آگاهی از نیازهای زیستی گونه ها نقشی اساسی در برنامه ریزی حفاظت از گونه ها دارد. ارزیابی زیستگاه حیات وحش یکی از ملزومات اساسی جهت شناخت نیازهای زیستی و فیزیکی گونه برای حفاظت می باشد. شناسایی مکان هایی که صرفا در یک زیستگاه مورد استفاده حیات وحش قرار می گیرند ما را به شناخت پارامترهای خرد زیستگاهی مطلوب جانور رهنمون می کنند. این مطالعه با هدف تعیین مطلوبیت زیستگاه پلنگ ایرانی با روش ENFA در این منطقه در پاییز سال 1393 انجام شده است، مهم ترین متغیرهایی در انجام این تحقیق پراکنش طعمه، پوشش گیاهی، نزدیکی به مناطق مسکونی، خطوط حمل و نقل، شیب، ارتفاع و منابع آب هستند. نتایج نشان می دهد، به طور کلی نزدیک به 20 درصد از کل پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق زیستگاهی مطلوب برای پلنگ می باشد. مهم ترین عامل موثر بر حضور یا عدم حضور پلنگ در این منطقه تحت تاثیر طعمه هایش، به ویژه کل و بز و قوچ و میش قرار دارد، به علاوه مطلوب ترین زیستگاه پلنگ در این منطقه در ارتفاعات بالا بین 1700 تا 2000 متر از سطح دریا و در شیب های 30 تا 60 درصد یعنی مناطق صخره ای و صعب العبور کوهستانی واقع شده است. در حقیقت قلب زیستگاه حفاظت شده خوش ییلاق به سبب وجود کوه های مرتفع و صخره ای و هم چنین تمرکز بالای حضور طعمه، مطلوب ترین و امن ترین نقاط برای حضور این گونه می باشد.
    کلیدواژگان: ارزیابی زیستگاه، حیات وحش، خوش ییلاق، پارامترهای خرد، پلنگ ایرانی
  • فاطمه حق وردی، علی جهانی، لعبت زبردست، مجید مخدوم فرخنده، حمید گشتاسب* صفحات 23-34
    مدیریت مناطق با رویکرد اکولوژی سیمای سرزمین مدیریت جامع تری را سبب می شود و با استفاده از آن می توان بسیاری از ارزش های مناطق را حفظ نمود. یکپارچگی و ارتباط داشتن زیستگاه ها در مناطق حفاظت شده برای دوام جمعیت های گیاهی و جانوری مهم است، بررسی یکپارچگی مناطق حفاظت شده می تواند برای ارتباط دادن لکه های محدود شده و کمک برای مقابله با تاثیرات از هم گسیختگی مفید واقع شود. بدین منظور این تحقیق با هدف کمی نمودن از هم گسیختگی زیستگاه حیات وحش در پارک ملی لار و منطقه حفاظت شده ورجین و مقایسه وضعیت یکپارچگی زیستگاه گونه های پلنگ، قوچ و میش و کل و بز انجام گرفت. در این راستا نقشه کاربری اراضی مناطق با استفاده از تکنیک RS و GIS استخراج گردید و نقشه های زیستگاه حیات وحش نیز از سازمان حفاظت محیط زیست تهیه گردید  و به منظور شناسایی عوامل انسان ساخت تاثیرگذار بر روی  پراکندگی حیات وحش از روش هندسه ی از هم گسیختگی  استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد با تحلیل سنجه های سیمای سرزمین و هندسه های از هم گسیختگی می توان به شناسایی مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روی یکپارچگی زیستگاه گونه های مختلف در راستای حفاظت از آن ها و حفظ تنوع زیستی پرداخت. نتایج نشان داد در پارک ملی لار عوامل راه های خاکی، کشاورزی و سد به ترتیب بر روی از هم گسیختگی زیستگاه پلنگ، کل و بز و قوچ و در منطقه حفاظت شده ورجین کاربری کشاورزی مهم ترین عامل موثر بر روی زیستگاه حیات وحش است.
    کلیدواژگان: ازهم گسیختگی زیستگاه، پارک ملی لار، منطقه حفاظت شده ورجین، زیستگاه حیات وحش
  • مکرمه بهمنش، منصوره ملکیان*، سیما فاخران اصفهانی، محمود رضا همامی، محسن احمدی صفحات 35-44
    شناسایی آسیب ها و خسارات ناشی از حمله حیوانات وحشی به دام اهلی، طیور و انسان از مباحث مهم در مدیریت حیات وحش است. حمله حیوانات وحشی، خسارات و هزینه های مالی و حتی آسیب های روحی به افراد خسارت دیده وارد می کند. اولین قدم در پیشگیری از بروز این خسارات یا مدیریت آن، ارزیابی میزان و شدت خسارت و شناسایی عواملی است که نقش مهمی در ایجاد تعارض بین انسان و حیات وحش دارد. تاکنون در ایران، پژوهش های به نسبت محدودی درباره شدت خسارت حیات وحش به انسان در مقایسه با سایر عوامل طبیعی انتشار یافته است. برای شناخت بهتر رابطه انسان و گوشت خواران در ایران، این پژوهش در منطقه شرق استان اصفهان شامل شهرستان های نایین و اردستان و از طریق مصاحبه با 367 نفر از ساکنان 18 روستا انجام شد. در این مطالعه براساس نظر مصاحبه شوندگان، گونه های آسیب رسان و میزان آسیب پذیری دام و طیور ناشی از بیماری و حملات گوشت خواران در بازه زمانی زمستان 1395 تا  بهار 1396 بررسی شد. نتایج نشان داد که بر اساس اعتقاد دامداران مصاحبه شده، بیش ترین تلفات دام مربوط به گرگ خاکستری (92/7% موارد گزارش شده خسارت حیات وحش) بوده و گونه های دیگر شامل شغال، روباه معمولی،کفتار راه راه، گربه وحشی،کاراکال و پلنگ با سهم اندک در ادعای تعارض در رتبه های بعدی قرار گرفتند. بررسی سایر عوامل موثر بر تلفات دام در این منطقه نشان داد که خسارت تلفات دام اهلی ناشی از بیماری ها 2/5 برابر تلفات گزارش شده از حمله گرگ بوده است. به نظر می رسد که مشاهده به نسبت فراوان گرگ در منطقه توسط روستاییان و ذهنیت آنان از رفتار تهاجمی گرگ باعث شده که در نظر مردم محلی، گرگ به عنوان مهم ترین عامل تلفات دام شناخته شود. نتایج حاصل از مقایسه عوامل موثر بر آسیب پذیری دام نشان داد که نگه داری گوسفندان در آغل های مسقف که توسط سگ های نگهبان مراقبت می شوند و هم چنین دوری کردن از محل های فعالیت گرگ مخصوصا در زمان پرورش توله های گرگ، کارآمدترین شیوه محلی در کاهش خسارت گرگ به روستاییان (حمله به دام) است.
    کلیدواژگان: تعارض، حمله به دام اهلی، گرگ، گوشت خواران، برنامه ریزی حفاظتی
  • هوشمند مالکپور، مریم مروتی*، مهدی تازه، روح ا... تقی زاده صفحات 45-54
    حفظ زیستگاه یکی از مهم ترین فاکتورها در جهت حفاظت از گونه ها می باشد. از آن جاکه مطالعه پراکنش گونه های حیات وحش، مستلزم صرف هزینه و زمان قابل توجهی می باشد، روش های مدل سازی به عنوان ابزاری در جهت تسهیل و تسریع در این زمینه مطرح می باشند. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر پراکنش قوچ و میش در منطقه حفاظت شده تنگ صیاد واقع در استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از مدل MaxEnt  طی سال های 1395 لغایت 1396برای فصول بحرانی (بهار، تابستان و زمستان) صورت پذیرفت. در این پژوهش از متغیرهای محیطی مختلفی شامل، فاصله از منابع آب، پوشش گیاهی، فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از جاده، شیب، جهت و ارتفاع برای ورود به نرم افزار و تهیه نقشه مطلوبیت استفاده شد نتایج مدل سازی نشان داد متغیر فاصله از منابع آب بیش ترین تاثیر در انتخاب زیستگاه مطلوب برای گونه در سه فصل را دارد. هم چنین بررسی ها نشان داد که قوچ و میش های منطقه تنگ صیاد تمایل زیادی به حضور در شیب های 20 تا 40 درجه و ارتفاع بین 2000 تا 2400 متر دارند. با توجه به نقشه مطلوبیت زیستگاه به دست آمده برای قوچ و میش در منطقه حفاظت شده تنگ صیاد مناطق مطلوب به صورت پراکنده هستند و مطلوبیت زیستگاه برای قوچ و میش در فصل بهار از دو فصل دیگر بیش تر است (15260 هکتار). از نتایج این مطالعه می توان در اجرای اقدامات حفاظتی و مدیریتی جهت افزایش زیستگاه های مطلوب استان چهارمحال و بختیاری استفاده نمود.
    کلیدواژگان: مطلوبیت زیستگاه، قوچ و میش، مدل حداکثر آنتروپی، منطقه حفاظت شده تنگ صیاد
  • ریحانه میرانزاده، جلیل سرهنگ زاده*، محمدحسین ایران نژاد پاریزی، حسن اکبری صفحات 55-64
    امروزه جدایی و تکه تکه شدن زیستگاه اثرات بسیار مهمی بر روی جمعیت های حیات وحش دارد.گسترش مناطق حفاظت شده و ایجاد ارتباط بین این مناطق از مهم ترین راهکارهای مقابله با این معضل است.کریدورها نقش مهمی روی توزیع جمعیت حیات وحش و جلوگیری از کاهش بقای جمعیت دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارزش حفاظتی منطقه دامگاهان به عنوان کریدور زیستگاهی بین منطقه حفاظت شده کالمند-بهادران و منطقه شکار ممنوع شیرکوه با وسعت 106000 هکتار انجام گرفته است. با استفاده از نقاط حضور گونه و متغیرهای محیط زیستی مدل سازی مطلوبیت زیستگاه بز وحشی با روش تحلیل آشیان بوم شناختی انجام شد. سپس با بهره گیری از نقشه مطلوبیت زیستگاه و با استفاده از روش کم هزینه ترین مسیر، کریدورها مشخص شدند. مهم ترین متغیرهای موثر بر حضور کل و بز مناطق صخره ای، درصد شیب، ارتفاع از سطح دریا، دامنه ها و پوشش گیاهی می باشند. میزان حاشیه گرایی و تخصص گرایی به ترتیب 0/838 و 3 برآورد گردید که نشان می دهد بز وحشی مجموعه شرایط محیط زیستی بالاتر از شرایط میانگین منطقه را ترجیح می دهد و به دامنه محدودی از شرایط محیط زیستی منطقه وابسته است و در استفاده از منابع زیستگاه تخصصی عمل می کند. بیش از 60 درصد وسعت کریدورهای پیشنهادی را زیستگاه های مطلوب تشکیل می دهند. با محاسبات صورت گرفته هفت کریدور جهت اتصال مناطق شناسایی گردید. نتایح نشان داد که محدوده دامگاهان دارای مطلوبیت زیستگاهی بالا وکم ترین هزینه تجمعی و کم ترین تعارضات انسانی در بین کریدورها برای بز وحشی می باشد.
    کلیدواژگان: کریدور زیستگاهی، کل و بز، دامگاهان، مهریز
  • پیمان کرمی، کامران شایسته* صفحات 65-74
    این مطالعه به منظور بررسی آشیان اکولوژیک بالقوه قوچ و میش (Ovis oriantalis) مناطق حفاظت شده لشگردر-گلپرآباد، پلنگاب و الوند-چال خاتون- راسوند انجام گرفته است. متغیرهای زیستگاهی مشابه در تمام زیستگاه شناسایی و رقومی سازی شدند. سپس با استفاده مدل آنتروپی بیشینه (MaxEnt) آشیان اکولوژیک بالفعل گونه در محدوده مناطق مورد مطالعه بررسی شد. به منظور دستیابی به آشیان اکولوژیک بالقوه محدوده که تمام مناطق نامبرده را در برگیرد انتخاب و مدل سازی آشیان اکولوژیک بالقوه نیز با استفاده از مدل آنتروپی بیشینه انجام گرفت. مقادیر متغیرهای زیستگاهی نقشه ها به ازا نقاط حضور استخراج و سپس از آنالیز خوشه ایK-Means به منظور خوشه بندی نقاط حضور براساس شباهت استفاده شد. درنهایت با استفاده از شاخص های هم پوشانی (Schoener’s D، Hellinger’s I) و پهنا (Levin’s B1،B2 (uncertainty))، میزان هم پوشانی و پهنای آشیان اکولوژیک گونه مذکور اندازه گیری شد. نتایج تحلیل خوشه نشان داد که براساس متغیرهای زیستگاهی نقاط حضور، مناطق لشگردر-گلپرآباد و الوند-چال خاتون- راسوند بیش ترین شباهت را دارند، اما براساس نتایج مدل آنتروپی بیشینه بیش ترین هم پوشانی آشیان اکولوژیک بالقوه و بالفعل بین منطقه شکارممنوع پلنگاب و لشگردر-گلپرآباد بوده و از طرفی میزان تخصص گرایی قوچ و میش در آشیان بالقوه و بالفعل در مناطق الوند-چال خاتون-راسوند بیش از سایر مناطق بوده است.
    کلیدواژگان: قوچ و میش، پهنای آشیان اکولوژیک، تخصص گرایی، مطلوبیت زیستگاه
  • عباس نقیب زاده*، ندا رضایی، جلیل سرهنگ زاده، نادر سیدی صفحات 75-82
    گوسفند وحشی (Ovis orientalis) از پستانداران شاخص مناطق تپه ماهوری است و از نظر حفاظتی در فهرست سرخ اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت، در طبقه آسیب پذیر (VU) قرار دارد. پناهگاه حیات وحش بوروئیه به عنوان یکی از زیستگاه های این گونه در جنوب استان یزد به منظور مطالعه زیستگاه گوسفند وحشی  و مدل سازی مطلوبیت براساس داده های حضور با استفاده از روش حداکثر آنتروپی (MaxEnt) مورد بررسی قرار گرفت. برای مدل سازی و مدیریت گونه به عنوان گونه شاخص مناطق تپه ماهوری و دامنه های کوهستانی، در ابتدا باید عوامل موثر بر پراکنش گونه شناسایی و سپس مدل مطلوبیت زیستگاه برای حفاظت و مدیریت این زیستگاه ها طراحی شود، تا گونه هدف حفاظت شود. از متغیرهای زیست محیطی به عنوان متغیر مستقل و نقاط حضور گونه به عنوان متغیر وابسته در مدل سازی مطلوبیت زیستگاه استفاده شد. هدف از این تحقیق تعیین زیستگاه مطلوب برای گوسفند وحشی با استفاده از نقاط حضور و متغیرهای محیط زیستی با روش حداکثر آنتروپی می باشد. نقشه مطلوبیت به دست آمده نشان می دهد که متغیرهایی هم چون شیب 50-30 درصد، اراضی مرتعی  و مناطق تپه ماهوری در تعیین زیستگاه مطلوب حائز اهمیت می باشند. باتوجه به این که 0/939 =AUC می باشد، بنابراین مدل به دست آمده دارای کارایی پیش بینی بسیار خوبی است و نمودار جک نایف نشان داد که مدل در پیش بینی نقاط حضور به عنوان زیستگاه مطلوب موفق بوده است. براساس مدل سازی انجام شده 28/24 درصد از وسعت پناهگاه حیات وحش بوروئیه، زیستگاه مطلوبی برای گوسفند وحشی می باشد.
    کلیدواژگان: گوسفند وحشی، مطلوبیت زیستگاه، حداکثر آنتروپی، پناهگاه حیات وحش بوروئیه
  • امیر کریمی*، مقصود بشارتی، ذبیحاللهنعمتی صفحات 83-90
    با کمک انجماد منی می توان اسپرم را برای مدت طولانی ذخیره کرد، اما تغییرات به وجود آمده در طی انجماد منی می تواند باعث تنش اکسیداتیو شده و باعث کاهش قدرت باروری آن گردد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر عصاره آبی گیاه رازیانه بر پارامترهای کیفی اسپرم قوچ بعد از فرآیند انجماد-یخ گشایی می باشد. برای این منظور از 5 راس قوچ قزل با سن 4-3 ساله هفته ای 2بار برای مدت 4هفته اسپرم گیری شد. نمونه های منی در هر بار پس از اطمینان از کیفیت لازم باهم مخلوط شدند. تیمارهای آزمایشی شامل 7 سطح عصاره رازیانه (شامل 0، 2، 4، 6، 8، 10 و 12 میلی لیتر بر دسی لیتر رقیق کننده) بودند که بر نمونه های منی رقیق شده افزوده شدند. نمونه ها برای مدت3 هفته در ازت مایع انجماد و نگه داری شدند. پس از یخ گشایی فراسنجه های حرکتی اسپرم، یک پارچگی غشای پلاسمایی و پراکسیداسیون لیپیدهای غشایی اسپرم مورد ارزیابی قرار گرفتند. آنالیزآماری نشان داد که عصاره رازیانه با اثرات آنتی اکسیدانی باعث کاهش اکسیداسیون لیپیدی غشای اسپرم در تیمارهای آزمایشی شد که در این ارتباط در گروه 12میلی لیتر کم ترین غلظت مالون دی آلدهید مشاهده شد که نسبت به گروه شاهد تفاوت معنی دار داشت (0/05>P). بررسی فراسنجه های زنده مانی، یک پارچگی غشایی و پارامترهای حرکتی حاکی از آن بود که تیمار 6 میلی لیتر نسبت به سایر گروه های آزمایشی به طور معنی داری باعث بهبودی شده است (0/05>P). به نظر می رسد که به طورکلی می توان از خاصیت آنتی اکسیدانی رازیانه جهت کاهش استرس اکسیداتیو پس از انجماد در اسپرم قوچ استفاده کرد و برای این منظور غلظت 6 میلی لیتر عصاره در دسی لیتر رقیق کننده مناسب است.
    کلیدواژگان: استرس اکسیداتیو، انجماد اسپرم، قوچ
  • حکیم حاجی قربانی، سید حسین طباطبایی، ناصر کریمی* صفحات 91-98
    کارایی سیدرگذاری در هم زمان سازی فحلی میش توام با سایر هورمون ها ازجمله eCG و PGF2α رضایت بخش توصیه شده است. به این منظور اثرات تزریق PGF2α وeCG پس از دو زمان سیدربرداری بر عملکرد تولیدمثلی میش در خارج از فصل تولیدمثل با استفاده از تعداد 48 راس میش آتابای در قالب طرح کاملا تصادفی و 4 گروه آزمایشی 12 راسی ارزیابی شدند. تیمارهای آزمایش شامل (1) 12 روز سیدر گذاری و سپس تزریق PGF2α، (2) 12 روز سیدر گذاری و سپس تزریق هورمون eCG (3) 7 روز سیدر گذاری و سپس تزریق PGF2α، (4) 7 روز سیدر گذاری و سپس تزریق هورمون eCG بودند. تفاوت معنی داری بین تیمارها از نظرنسبت بره نر به ماده، وزن تولد بره و وزن از شیر گیری مشاهده نشد (0/05<P). بروز فحلی در تیمارها به ترتیب 100، 75، 58/33 و 50 درصد بود. بالاترین آن متعلق به تیمار اول با تفاوت معنی دار نسبت به سایر تیمارها بود (0/05>P). نرخ زایش به ترتیب 88/33، 88/88، 100 و 100 درصد بود که مقدار آن در تیمارهای سوم و چهارم به طور معنی داری بالاتر از تیمار اول بود. نرخ بره زایی در بین تیمارها به ترتیب 130، 100، 128 و 120 درصد برآورد شد. نرخ دو قلو زایی نیز در بین تیمارهای اول تا چهارم به ترتیب 30، صفر، 28 و 20 درصد بود. کم ترین میزان نرخ بره زایی و نرخ دو قلو زایی مربوط به تیمار دوم بود که اختلاف معنی داری با سایرین داشت (0/05>P). نتایج نشان داد که در سیدر گذاری 12 روزه، استفاده از PGF2α در مقایسه با  eCG از عملکرد بهتری داشت و در سیدرگذاری 7 روزه، تفاوت معنی داری در استفاده از PGF2α و eCG مشاهده نشد، هم چنین استفاده از eCG پس از سیدر گذاری کوتاه مدت (7 روز) در مقایسه با 12 روز تاثیر بیش تری در بهبود نرخ زایش، نرخ بره زایی و نرخ دو قلو زایی میش های نژاد آتابای داشت.
    کلیدواژگان: هم زمان سازی فحلی، سیدر، PGF2α، ECG، میش آتابای
  • رضا سید شریفی*، هاجر طاهر سولا، نعمت هدایت ایوریق، جمال سیف دواتی، حسین عبدی بنمار، آزاده بوستان صفحات 99-106
    در این تحقیق خصوصیات تولیدی، تولیدمثلی، مدیریتی و اقتصادی حاصل از رکودگیری گله گوسفند مغانی در طول یک چرخه تولید سالانه برای شناسایی عملکرد صفات و تجزیه و تحلیل اقتصادی دو سیستم  پرورشی روستایی و عشایری در استان اردبیل مورد استفاده قرار گرفت. به منظور برآورد ارزش اقتصادی صفات، مدل هایی که توصیف کننده شرایط تولیدی و تولیدمثلی در سطح پرورش گوسفند نژاد مغانی در سیستم روستایی و عشایری باشد تشکیل و ارزش های اقتصادی صفات با استفاده از نرم افزار MATLAB محاسبه گردید. اثر افزایش یک واحد تغییر در میانگین صفات بر درآمدها و هزینه های سیستم های تولید و در نتیجه ارزش اقتصادی نشان داد که در هر دو سیستم در صورت افزایش میانگین صفات نرخ زنده مانی میش، میزان آبستنی، تعداد دفعات زایش در سال، وزن پشم و وزن شیر باعث افزایش درآمد و درصورت افزایش میانگین وزن جایگزین باعث افزایش هزینه و درنهایت کاهش درآمد می گردد. در روش پرورش عشایری و روستایی  ضرایب اقتصادی نسبی همه صفات به جز صفت وزن جایگزین مشابه با اکثر تحقیقات صورت گرفته مثبت برآورد گردید. آنالیز اقتصادی سیستم نشان داد که در شرایط روستایی درآمدها، هزینه ها و سود حاصل به ازای هر راس میش در سال به ترتیب 3864702/32، 3293308/57 ،571393/75 ریال در شرایط عشایری درآمدها، هزینه ها و سود سیستم به ترتیب 8134659/38 ، 11072563/71 و 2937904/33 ریال برآورد گردید. به منظور بررسی اثرات متغیرهای اقتصادی و زیستی بر ارزش اقتصادی، آنالیز حساسیت انجام گردید. تحلیل هزینه و فایده به ازای هر راس میش مولد تحت سیستم روستایی انجام شد و بیش ترین سهم هزینه مربوط به هزینه کارگری و بیش ترین سهم درآمد مربوط به فروش وزن زنده بره ها بود. درحالی که در گوسفندان تحت سیستم عشایری، بیش ترین هزینه مربوط به هزینه تغذیه و بیش ترین درآمد مربوط به وزن زنده هنگام فروش بود. هم چنین برای بررسی تغییرات عوامل موثر بر بهره وری اقتصادی به عنوان شاخص عملکرد گله برخی از پارامترهای مدل به میزان 50 درصد در جهت مثبت و منفی تغییر داده شد  نتایج  نشان داد که  در صورت تغییر صفات نرخ زنده مانی میش، میزان آبستنی و وزن شیر در جهت مثبت شاخص بهره وری افزایش و درصورت افزایش وزن جایگزین در جهت مثبت شاخص بهره وری کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: گوسفند مغانی، ارزیابی اقتصادی، سیستم عشایری، سیستم روستایی
  • اکبر ابرغانی، محمود صحرایی* صفحات 107-112
    یکی از مسایل و مشکلات گله های عشایری استان اردبیل افت وزن گوسفندان بالاخص بره های مغانی در حین کوچ می باشد، با عنایت به جمعیت قابل توجه نژاد مغانی، طرحی در قالب کاملا تصادفی با تکرار نا مساوی در هر تیمار انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل کوچ پیاده بدون تغذیه کمکی (شاهد)، کوچ پیاده با تغذیه کمکی، کوچ ماشینی بدون تغذیه کمکی، کوچ ماشینی با تغذیه کمکی و کوچ ماشینی در ساعات خنک شبانه بودند. این پژوهش به منظور مشخص کردن مقدار افت وزن و تعیین اثر روش کوچ بر تغییرات وزن بره ها اجرا گردید. تیمارهای مختلف اثر معنی داری بر روی افت وزن بره ها داشت  (0/05>P)، روش کوچ پیاده بدون تغذیه کمکی با داشتن بیش ترین مقدار افت وزن به ازای هر راس بره  (2/65  کیلوگرم) نسبت به سایر روش ها اختلاف معنی  داری را نشان داد (0/05>P). کم ترین مقدار افت وزن در روش کوچ ماشینی با تغذیه کمکی مشاهده گردید (65گرم). مقایسه اقتصادی روش های مختلف کوچ با روش حداقل هزینه نشان می دهد که کوچ ماشینی توام با تغذیه کمکی نسبت به روش های دیگر سود بیش تری دارد.
    کلیدواژگان: تغذیه کمکی، بره مغانی، کاهش وزن، کوچ
  • پرستو پورغفور لنگرودی* صفحات 113-118
    بیماری لپتوسپیروز یکی از شایع ترین بیماری های مشترک بین انسان و حیوان در سراسر دنیا محسوب می‏ شود که از طریق تماس مستقیم یا غیرمستقیم با ادرار حیوانات آلوده بروز می کند. از آن جایی که در استان گلستان اطلاعات پایه ای در مورد وضعیت بیماری مذکور وجود ندارد، در مطالعه حاضر به بررسی و پایش بیماری لپتوسپیروز پرداخته شد. در همین راستا، از 910 راس گاو در سنین مختلف در سطح استان گلستان نمونه خون تهیه و نمونه ها به روش میکروآگلوتیناسیون مورد بررسی سرولوژی قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS 18 و آزمون کای اسکویر مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. در نهایت نتایج نشان دادند که از کل نمونه ها تعداد 170 نمونه دارای پاسخ سرمی سرولوژی مثبت بوده که از این تعداد 86 نمونه تنها با یک سرووار واکنش نشان دادند. در تمام نمونه های دارای پاسخ سرمی سرولوژی مثبت، 41/15 درصد با گریپوتیفوزا، 35/89 درصد با سرجروهاردجو، 22/49 درصد با کانیکولا و 0/48 درصد با پومونا واکنش مثبت نشان دادند. هم چنین بیش ترین فراوانی (33/49 درصد) در تیتر 1/400 مشاهده گردید. شایان ذکر است که هیچ یک از نمونه ها علیه سرووار ایکتروهموراژیه تیتر قابل تشخیص نداشت. هم چنین نتایج بررسی آماری اختلاف معنی داری بین فصل و سن و میزان آلودگی نشان نداد.
    کلیدواژگان: لپتوسپیروز، میکروآگلوتیناسیون، گاو، استان گلستان
  • علیرضا خان احمدی*، قدرت الله رحیمی میانجی، محمدحسین مرادی شهر بابک، سید حسن حافظیان، محمدباقر زندی باغچه مریم صفحات 119-128
    انتخاب جهش های مفید در برخی جمعیت ها سبب به جا گذاشتن نشانه هایی در سطح ژنوم می شود. به دلیل ارتباط این مناطق با صفات مهم اقتصادی شناسایی این مناطق از ژنوم از موضوعات مهم در پژوهش های ژنتیک حیوانی است. این پژوهش با هدف شناسایی مناطق ژنومی حامل نشانه های انتخاب در اسب نژاد کرد با استفاده از ریزآرایه نانویی اسب 70K انجام شد. تعداد 28 راس اسب نژاد کرد از مناطق مختلف کردستان و کرمانشاه انتخاب، بعد از خونگیری و استخراج DNA، تعیین ژنوتیپ شدند. جهت جستجوی نشانه های انتخاب از دو آزمونEHH  و iHS در محیط R و با استفاده از بسته نرم افزاری rehh استفاده شد. به منظور بررسی ژن ها و QTLهای احتمالی در مناطق کاندیدای انتخاب، از پایگاه داده های نشانگر تک نکلئوتیدی اسب و پایگاه QTL حیوانات استفاده شد. با استفاده از آماره iHS، 9 منطقه ژنومی روی کروموزوم های 11، 7، 5 و 15  به عنوان مناطق کاندیدای نشانه انتخاب، شناسایی شد. جهت ارزیابی اثر انتخاب در این مناطق از آماره EHH به همراه بررسی دیاگرام های شاخه بندی هاپلوتیپی و بررسی طول LD استفاده شد. روی کروموزوم های 7 و 11 مناطقی به عنوان مناطق حامل نشانه های انتخاب مثبت شناسایی شده و مناطق ژنومی روی کروموزوم های 5 و15 علی رغم فراوانی بالای آللی اثری از انتخاب مثبت اخیر در این نواحی ژنومی مشاهده نشد و آلل ها به عنوان آلل های رایج و قدیمی مشاهده شد. در این مناطق تعدادی ژن و QTL شناسایی شد که در زمینه فعالیت عضلانی، سیستم ایمنی و فعالیت های درون سلولی فعالیت دارند. بنابراین، این مناطق از ژنوم اسب کرد احتمالا هدف انتخاب مثبت بوده است.
    کلیدواژگان: پویش ژنومی، نشانه های انتخاب، اسب کرد
  • امید قدیریان، محمود رضا همامی*، علیرضا سفیانیان صفحات 129-136
    طبق برآوردهای IUCN حدود 30 درصد انقراض های موجودات تا سال 1980 به دلیل نابودی زیستگاه بوده است. تغییرات اقلیمی یکی از مهم ترین عوامل نابودی زیستگاه در سال های اخیر بوده اند. جنگل ها از حساس ترین اکوسیستم ها به تغییرات اقلیمی هستند، در نتیجه گونه های جنگلی مانند سنجاب ها در معرض آسیب هایی زیادی از طرف تغییرات اقلیمی قرار دارند. پیش بینی نحوه اثرگذاری تغییرات اقلیمی بر زیستگاه گونه ها می تواند به برنامه ریزی حفاظت از گونه ها کمک شایانی کند. مدل سازی زیستگاه یکی از پرکاربردترین روش ها برای بررسی اثرات تغییرات اقلیمی بر گونه ها و زیستگاه های آن ها در آینده دور و نزدیک است و مدل حداکثر آنتروپی یکی از کارآمدترین مدل ها در این زمینه به حساب می آید. به همین منظور در این مطالعه از مدل حداکثر آنتروپی به همراه 13 عامل محیطی برای شناسایی زیستگاه های مطلوب سنجاب ایرانی در جنگل های استان لرستان در زمان حال و چگونگی تاثیرگذاری تغییرات اقلیمی بر این زیستگاه ها تا سال 2050 بر اساس مدل اقلیمی CCSM4 استفاده شد. شاخص سطح زیر نمودار برابر با 0/92 نشان دهنده کارایی خوب این مدل در این مطالعه بود. نتایج نشان داد که در زمان حال حدود 57 درصد جنگل های استان لرستان دارای مطلوبیت زیستگاهی برای گونه سنجاب ایرانی هستند که از این میزان 17/78 درصد مطلوبیت زیاد، 25/59 درصد مطلوبیت متوسط و 13/63 درصد مطلوبیت کم را دارا هستند. هم چنین نتایج نشان داد که براساس مدل اقلیمی CCSM4 مناطق جنگلی دارای مطلوبیت زیستگاهی برای سنجاب ایرانی، از 57 درصد کل مساحت جنگل های استان لرستان در زمان حال به 22/58 درصد در سال 2050 کاهش خواهد یافت که از این میزان 5/36 درصد مطلوبیت زیاد، 8/2 درصد مطلوبیت متوسط و 8/99 درصد مطلوبیت کم را دارا خواهند بود.
    کلیدواژگان: نابودی زیستگاه، مدل سازی مطلوبیت زیستگاه، سنجاب ایرانی، تغییر اقلیم
  • حسین اقطاری، فرنگیس سخنگو* صفحات 137-146
    تهدیدات و تعارض های انسانی موجود در منطقه حفاظت شده دنا، وجود روستاهای بسیار، تخریب جنگل های بلوط وگسترش زمین های کشاورزی زیستگاه گونه سنجاب ایرانی را در این منطقه محدود کرده است. مدل های ارزیابی زیستگاه، محدوده توزیع گونه ها و زیستگاه هایشان را پیش بینی می کنند، بنابراین می توانند به عنوان ابزار مناسبی برای اهداف حفاظتی و مدیریتی به کار روند. با هدف مدل سازی زیستگاه سنجاب ایرانی در دو فصل بهار و تابستان از روش تجزیه وتحلیل عاملی آشیان بوم شناختی (ENFA) در محیط نرم افزار Biomapper استفاده شده است. در این مطالعه از نقاط حضور گونه به عنوان متغیر وابسته و از 8 متغیر محیطی به عنوان متغیر مستقل استفاده شد. این لایه ها تهیه و وارد تجزیه و تحلیل شدند. نقشه مطلوبیت زیستگاه تهیه شده برای گونه سنجاب ایرانی، بیانگر این است که زیستگاه مطلوب در غرب و جنوب غرب کوه دنا و در مناطقی که دارای پوشش جنگلی بلوط با تراکم نسبت کم با شیب کم تر از 14% در فصل بهار و 11% در فصل تابستان است. براساس مقادیر تخصص گرایی، مهم ترین عامل موثر در آشیان بوم شناختی گونه مورد مطالعه در فصل بهار و تابستان به ترتیب پاسگاه محیط بانی، درصد شیب، شاخص پوشش گیاهی و فاصله از جاده است. بذر بلوط، نقش اساسی در وسعت گستره خانگی سنجاب  ایرانی دارد به طوری که در فصل بهار به دلیل کمبود مواد غذایی به خصوص بذر بلوط نسبت به فصل تابستان بیش تر است.
    کلیدواژگان: سنجاب ایرانی، مدل سازی مطلوبیت زیستگاه، منطقه حفاظت شده دنا، تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی
  • بهمن شمس اسفند آباد، محمد کابلی* صفحات 147-162
    با توجه به اهمیت حفاظت از تنوع زیستی کشور، انتخاب مناطق حفاظتی صحیح کهمعرف خوبی از تنوع زیستگاه ها و گونه های حیات وحش کشور باشند، امری ضروری است. لذا این مطالعه با هدف بررسی میزان کارایی شبکه فعلی مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست در حفاظت از تنوع زیستی کشور و معرفی مناطق جدید جهت افزایش کارآیی این شبکه با استفاده از رویکرد برنامه ریزی سیستماتیک به انجام رسیده است. بدین منظور 126 جانشین تنوع زیستی متشکل از 20 گونه پستاندار،20 گونه پرنده،  53 گونه خزنده، 10 گونه دوزیست، 19 اکورژیون و 4 منطقه با غنای بالای گونه های تک لپه ای اندمیک مورد استفاده قرار گرفته و میزان حفاظت از آن ها بررسی شد. نتایج نشان می دهد که برای 43 گونه از مهره داران، 11 اکورژیون و نیمی از مناطق با غنای گونه ای بالای گیاهان تک لپه ای اندمیک کم تر از 10 درصد از مناطق واجد حفاظت، در درون شبکه مناطق حفاظتی موجود جای دارند. هم چنین استفاده از نرم افزار برنامه ریزی سیستماتیک حفاظت Marxan به منظور معرفی مناطق تکمیلی جدید به شبکه فعلی مناطق تحت حفاظت کشور نشان می دهد که باید حدود 20 الی 30 درصد از سطح کشور تحت حفاظت قرار گیرد. به علاوه، حدود 15 درصد از سطح کشور در حفاظت از تنوع زیستی آن غیرقابل جایگزین هستند. لذا نتایج این مطالعه با معرفی مناطق تکمیلی برای شبکه مناطق حفاظتی کشور با رعایت موارد مهمی ازجمله حداقل وسعت (کم ترین هزینه ممکن)، حداقل تعارض با جوامع انسانی و بیش ترین کارآیی در حفاظت از تنوع زیستی می تواند مورد استفاده سازمان حفاظت محیط زیست ایران قرار گیرد.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی سیستماتیک حفاظت، جانشین تنوع زیستی، Marxan، شبکه مناطق حفاظت شده ایران
  • سیاوش رضازاده، علی جهانی*، حمید گشتاسب، مجید مخدوم فرخنده صفحات 163-172
    ارزیابی توان بوم شناختی سرزمین به عنوان هسته مطالعات محیط زیستی، قبل از توسعه برای کاربری های مختلف ضروری است. مناطق حفاظت شده برای دستیابی به اهداف پیش بینی شده براساس معیارهای IUCN، لازم است طی فرآیند ارزیابی توان محیط زیستی، زون بندی شوند. این پژوهش با هدف تعیین توان بوم شناختی و زون بندی منطقه حفاظت شده باشگل با روش تجزیه و تحلیل سیستمی جهت طبقه بندی مجدد حفاظتی آن صورت گرفت. برای نیل به آن، با تهیه نقشه منابع اکولوژیکی پایدار و ناپایدار و اقتصادی اجتماعی محدوده در مقیاس 1:25000 و تجزیه و تحلیل و جمع بندی آن با سامانه اطلاعات جغرافیایی، 1012 یگان محیط زیستی در منطقه حاصل شد. از مقایسه واحدهای همگن با مدل اکولوژیکی ویژه منطقه، نقشه های توان اکولوژیکی تهیه و سپس با تلفیق و ادغام واحدهای دارای کاربری یکسان، در ابتدا نقشه پایه زون بندی و در نهایت، با اولویت بندی و ساماندهی زون های اولیه، نقشه زون بندی نهایی به عنوان واحد های برنامه ریزی تهیه گردید. نتایج نشان داد از کل منطقه (24399هکتار)، 24/14% (6133/14 هکتار) در زون طبیعت محدود شده، 58/41% (14250/99هکتار) در زون حفاظت شده، 0/32% (77/4 هکتار) در زون تفرج گسترده، 13/63% (3324/65 هکتار) در زون سایر استفاده ها، 1/87% (456/87 هکتار) در زون بازسازی و احیاء، 0/6% (145/26 هکتار) در زون سپر بازدارنده، 0/04% (9/12 هکتار) در زون تاریخی و فرهنگی و 0/005% (1/32 هکتار) در زون اداری قرار دارد. با توجه به وسعت زیاد زون حفاظت، منطقه باشگل از ارزش حفاظتی بالا برخوردار است اما یکی از زون های لازم (زون تفرج متمرکز) برای ارتقا به پارک ملی را ندارد.
    کلیدواژگان: ارزیابی، توان اکولوژیکی، تجزیه و تحلیل سیستمی، زون بندی، منطقه حفاظت شده باشگل
  • نواب قبادی*، راضیه زندی پاک صفحات 173-178
    منطقه حفاظت شده لشگردر به وسعت 160/82 کیلومترمربع درشرق و جنوب شرقی ملایر قرار دارد. این منطقه به سبب ویژگی های طبیعی دارای تنوع گیاهی و جانوری مناسبی است. بلندترین ارتفاع منطقه 2758 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و به لحاظ موقعیت طبیعی و توپوگرافی دارای سه وضعیت کوهستانی، تپه ماهوری و نسبتا دشتی می باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اقتصادی منطقه حفاظت شده لشگردر به منظور برآورد ارزش کالا و خدمات در این مکان طبیعی است که این ارزش گذاری اقتصادی براساس دستورالعمل سیستم تلفیقی حساب های اقتصادی و زیست محیطی تدوین شده است. براساس نتایج نهایی، ارزش منابع بیولوژیک گیاهی غیرچوبی دست کاشت با یک بار بازدهی 9891000052 ریال، منابع بیولوژیک گیاهی غیرچوبی دست کاشت با بازدهی مکرر 39453812500 ریال و منابع دامی پرورشی 74955700000 و منابع حیات وحش 6272000000 ریال و تولیدات سالانه دام های پرورشی در منطقه 1395000000 ریال می باشد که در نهایت جمع دارایی های زیست محیطی در منطقه 131967512554 ریال می باشد.
    کلیدواژگان: لشگردر، ارزش گذاری اقتصادی، محیط زیست، دام های پرورشی
  • مریم رشیدی، عاطفه چمنی*، مینو مشتاقی صفحات 179-186
    توسعه شبکه حمل و نقل و تعداد رو به افزایش وسایل نقلیه در جاده ها، تهدیدی برای زیستگاه حیات وحش و پرندگان در سراسر جهان است. این پژوهش به بررسی تاثیر جاده بر تنوع و فراوانی پرندگان در پارک حاشیه زاینده رود در مجاورت یک بزرگراه اصلی پرترافیک در شهر اصفهان می پردازد. بدین منظور، سه ترانسکت با فاصله 65، 335 و 605 متر از جاده و با فاصله عرضی 270 و طولی 150 متر از یکدیگر تعیین شدند. شمارش پرندگان با استفاده از روش شمارش نقطه ای در طول هر ترانسکت تا فاصله 50 متری هر 5 دقیقه یک بار هنگام طلوع آفتاب شروع و تا ساعت 14 بعد از ظهر و با شش مرتبه تکرار در طول فصل انجام شد. با استفاده از دوربین چشمی و همین طور ردیابی صدا، پرندگان موجود در هر ترانسکت ثبت و با استفاده از منابع موجود شناسایی شد. جهت تهیه عکس از دوربین50 Canon SX استفاده گردید. در مجموع 39 گونه متعلق به 20 خانواده و 9 راسته شناسایی گردید. براساس آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون دانکن، میانگین حضور گونه ها بین ترانسکت ها دارای تفاوت معنی دار است. شاخص جک نایف در ترانسکت سه، 73/8 درصد از غنای گونه ای را دربر دارد. شاخص های یکنواختی و ناهمگنی، بیش ترین میزان را در ترانسکت سوم نشان می دهند. میزان تنوع و تراکم پرندگان در ترانسکت سوم به دلیل دوری از جاده، وجود امنیت و پوشش گیاهی بیش تر هم چنین مجاورت با مزارع کشاورزی و زاینده رود، نسبت به ترانسکت اول که در مجاورت جاده قرار دارد، افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: غنا گونه ای، یکنواختی گونه ای، ناهمگنی
  • دعا موسوی پارسا، بهناز بازرگانی گیلانی*، محمدرضا پژوهی الموتی صفحات 187-194
    رویکرد جدید صنایع غذایی استفاده از نگه دارنده های طبیعی به جای مصنوعی است. مطالعه ای به منظور معرفی یک محصول کام پذیر و پایدار که درنتیجه غوطه وری گوشت سینه مرغ در عصاره زرشک  و زئین ذرت غنی شده با اسانس پیاز، در شرایط یخچال صورت گرفت. تیمارهای مورد بررسی شامل نمونه های غوطه وری شده در آب مقطر استریل، نمونه های غوطه وری شده در عصاره زرشک 1/5%، نمونه های غوطه وری شده در عصاره زرشک 3%، نمونه های غوطه وری شده در عصاره زرشک 1/5% و زئین ذرت، نمونه های غوطه وری شده در عصاره زرشک 3% و زئین ذرت،نمونه های غوطه وری شده در عصاره زرشک 1/5% و زئین ذرت غنی شده با اسانس پیاز 2% و نمونه های غوطه وری شده در عصاره زرشک 3% و زئین ذرت غنی شده با اسانس پیاز 2% بودند. نمونه ها در دمای 1±4 درجه ساتنی گراد به مدت 15 روز نگه داری شده و در فواصل 3 روز مورد آزمایش قرار گرفتند، تمامی تیمارها به طور معنی داری جمعیت باکتری های مزوفیل هوازی، گونه های سودوموناس، باکتری های اسیدلاکتیک، انتروباکتریاسه، باکتری های سایکروتروف و کپک-مخمر را در مقایسه با گروه شاهد کاهش دادند. هم چنین پوشش دهی توسط زئین ذرت غنی شده با اسانس پیاز به طور معنی داری این اثرات را بهبود بخشید. براساس یافته های به دست آمده، نتیجه گیری می شود که عصاره زرشک می تواند در ترکیب با پوشش خوراکی زئین ذرت حاوی اسانس پیاز موجب کاهش رشد باکتری های عامل فساد گوشت سینه مرغ در شرایط یخچال شود.
    کلیدواژگان: عصاره زرشک، پوشش خوراکی زئین ذرت، اسانس پیاز، نگه دارنده طبیعی، گوشت سینه مرغ
  • حمیدرضا سیدآبادی، سیما ساور سفلی*، علی نوری امامزاده، حسین صفری صفحات 195-202
    گیاهان دارویی به دلیل خواص چندگانه در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری های دام و طیور به جای آنتی بیوتیک ها استفاده زیادی دارد. در این مطالعه تغییرات بیان ژن اینترفرون گاما (IFNg) با افزودن اسانس گیاهان دارویی سنبل کوهی و مرزن جوش در جیره جوجه های گوشتی آرین مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با 7 تیمار و 4 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد، آنتی بیوتیک، پروبیوتیک و اسانس گیاهان دارویی سنبل کوهی و مرزن جوش در سطوح 200 و 400 میلی گرم در کیلوگرم بود. صفات میانگین وزن بدن در 6 هفتگی، میزان خوراک مصرفی، ضریب تبدیل غذایی و میزان بیان ژن IFNg اندازه گیری شد. برای بررسی بیان ژن، پس از استخراج RNA از بافت کبد جوجه ها، cDNA ساخته شد و روش Semi-Quantitative RT-PCR به کار رفت. برای بررسی تاثیر تیمارهای آزمایشی بر صفات و مقایسه میانگین تیمارها از رویه GLM و آزمون دانکن (0/05>p) در نرم افزار 9 SAS استفاده شد. نتایج نشان داد که بیان ژن IFNg در سطوح مختلف تیمارها تفاوت معنی داری دارد به طوری که در تیمار مرزنجوش(400میلی گرم در کیلوگرم)بیش ترین و در تیمارسنبلکوهی (200میلی گرم در کیلوگرم) کم ترین میزان بیان مشاهده شد. به طورکلی نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از مرزن جوش در جیره جوجه های گوشتی باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی و کاهش میزان تلفات می شود.
    کلیدواژگان: بیان ژن، جوجه گوشتی، عملکرد، گیاهان دارویی
  • مونا ابراهیمی رهنما، ویدا حجتی*، هومن شجیعی صفحات 203-210
    منطقه حفاظت شده اساس با مساحت 2997 هکتار در جنوب شهرستان سوادکوه واقع در شرق جاده ارتباطی قائم شهر- تهران در استان مازندران قرار دارد. از آن جا که اطلاعات دقیقی از خزندگان این منطقه در دست نبود این مطالعه با هدف بررسی فون سوسمارهای منطقه حفاظت شده اساس از فروردین ماه 1393 تا اواخر آبان ماه 1393 انجام گرفته است. در طی مدت تحقیق، 49 نمونه سوسمار از قسمت های مختلف منطقه جمع آوری گردید و در مجموع، هفت گونه از هفت جنس و پنج خانواده شناسایی شدند که عبارت بودند از: گونه Paralaudakia caucasia از خانواده Agamidae، گونه ها ی Anguis colchica orientalis  و Pseudopus apodus apodus از خانواده Anguidae، گونه Tenuidactylus caspius caspiusاز خانواده Gekkonidae، گونه های Darevskia caspica و Lacerta strigata  از خانواده Lacertidae و گونه  Ablepharus pannonicus از خانواده Sincidae. از زیرراسته سوسمارها بیش ترین تعداد مشاهده شده مربوط به Darevskia caspica با 12 نمونه و فراوانی 27 درصد و کم ترین تعداد مربوط به Tenuidactylus caspius caspiusبا 4 نمونه و فراوانی 9 درصد می باشد.
    کلیدواژگان: فون، منطقه حفاظت شده اساس، خزندگان، سوسمارها، مازندران
  • شیرین آقا نجفی*، اشرفعلی حسینی صفحات 211-218
    لاک پشت سبز (Chelonia mydas) یکی از گونه های  در معرض خطر می باشد که در سواحل چابهار در جنوب ایران لانه گذاری می کند. کار شناسایی و ارزیابی نقاط لانه گذاری این گونه در سال 1393 و با استفاده از یک گروه کاری 4 نفره در محدوده ای به وسعت 40 هکتار در چهار نقطه ساحلی با نام لیپار، رمین، کچو و تنگ با متوسط فاصله 40 کیلومتر انجام گرفت. در مجموع 26 لانه لاک پشت سبز شناسایی و زیست سنجی  لاک پشت ها و تخم ها انجام گرفت. برای مشخص کردن مکان های مناسب لانه گذاری این گونه، از روش ترکیب خطی وزن دار به روش AHP و با کمک نرم افزار GIS استفاده گردید. نتایج نشان داد بالاترین موفقیت لانه گذاری در ساحل لیپار (80%) در مقایسه با سواحل رمین (60%)، کچو (50%) و تنگ (42/8%) بوده است. متوسط تعداد تخم در مجموع 26 لانه این گونه، برابر 47/8±99/42 به دست آمد. نتایج نشان داد که نقاط تخم گذاری لاک پشت سبز در بافت درشت خاک با عرض زیادتر ساحل که از نقاط گردشگری، جاده و مصب دور و به محل تجمع پرندگان نزدیک است انجام می شود که انطباق زیادی بین زیستگاه های حضور گونه و زیستگاه مطلوب مدل سازی شده برای لاک پشت های سبز در منطقه چابهار وجود دارد.
    کلیدواژگان: لاک پشت سبز، مدل سازی، مناطق لانه گذاری، AHP
  • مسرور ذاکری نسب، سیامک یوسفی سیاه کلرودی، زهرا خشنود* صفحات 219-228
    دوزیستان جانورانی هستند که بخشی از زندگی خود را در آب و بخشی را در خشکی می گذرانند. نمونه برداری از دوزیستان منطقه لواسانات به صورت تصادفی با استفاده از تور دستی از 8 منطقه مهم آن در سال 1393 در فصول بهار و تابستان انجام شد. با بررسی نمونه های تهیه شده مشخص شد که یک گونه قورباغه ridibunda ridibundaPelophylax و یک گونه وزغ Pseudepidalea viridis viridisدر این منطقه زیست می کنند. نتایج حاصل از اثر ایستگاه بر میانگین پراکندگی جمعیتی هر گونه نشان داد اختلاف معنی دار در میانگین جمعیتی گونه ridibunda ridibundaPelophylax دیده می شود (0/05>P). پراکندگی جمعیتی گونه Pseudepidalea viridis viridis  تحت تاثیر ایستگاه ها قرار نگرفته است (0/05<P). نتایج اثر ماه های مورد بررسی بر میانگین پراکندگی جمعیتی گونه های ridibunda ridibundaPelophylax و Pseudepidalea viridis viridisنشان داد که تاثیری بر میانگین پراکندگی گونه ها نداشته است (0/05<P). شاخص های اندازه گیری شده بدن نشان داد که آن ها تحت تاثیر معنی دار (0/01>P) ایستگاه ها قرار گرفته اند و این مورد درخصوص اثر ماه بر شاخص اندازه گیری دارای اثر معنی داری می باشد (0/01>P). هم چنین در بررسی اثر جنس بر شاخص های اندازه ای بدن، انداره ها در جنس ماده بیش تر از نر بوده و در بیش تر پارامترها این اختلاف معنی دار بوده است (0/05>P)هم چنین اثر نوع گونه بر این شاخص ها موثر بوده و اختلاف معنی دار (0/05>P) است.
    کلیدواژگان: دوزیستان، لواسانات، پراکندگی، مورفومتریک
  • سیدصمد هاشمی، محمدرضا قمی*، مهدی سهراب نژاد صفحات 229-234
    در مطالعه حاضر، اثر دما بر رشد و بازماندگی لارو فیل ماهی از مرحله تفریخ تا مرحله جذب کیسه زرده مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش تعداد 450 قطعه لارو تازه تفریخ شده فیل ماهی با وزن اولیه 0/97±20 میلی گرم در قالب 5 تیمار دمایی 10، 15، 18، 21 و 24 درجه سانتی گراد با 3 تکرار آزمایشی برای هر تیمار، به مدت ده روز در تشت های پلاستیکی استوانه ای، با حجم 20 لیتر و دبی ورودی آب دو لیتردر دقیقه انجام شد. نتایج نشان داد هرچه دمای آب بالاتر رود، میزان تلفات نوزادان بیش تر و بازماندگی کم تر می شود. دمای10 درجه سانتی گراد با استفاده از دستگاه سردکننده چیلر برای همه لاروها در همان دقایق اولیه قابل تحمل نبوده و میزان تلفات آن به 100% رسید. درمیان دیگر گروه های دمایی، بیش ترین تلفات در دمای24 درجه سانتی گراد (1/15±7/33%) و کم ترین تلفات در دمای 15 درجه سانتی گراد (0/32±1%) اتفاق افتاده است. با بالا رفتن دمای آب تا 24 درجه سانتی گراد، زمان جذب کیسه زرده در لاروهای فیل ماهی به طور مشخصی کاهش می یابد. کم ترین میزان رشد لاروها در دمای21 درجه سانتی گراد دیده شد. دمای 18 درجه سانتی گراد به علت تلفات پایین لاروها و حصول وزن بیش تر (0/8±84/00 میلی گرم) نسبت به سایر تیمارها، به عنوان دمای مناسب پرورش لارو فیل ماهی، درنظر گرفته می شود.
    کلیدواژگان: لارو فیل ماهی، دما، رشد، بقاء، کیسه زرده
  • سکینه ابراهیمی، مجیدرضا خوش خلق*، بهرام فلاحتکار صفحات 235-242
    این مطالعه با هدف بررسی پاسخ های اولیه و ثانویه تاس ماهی سیبری (Acipenser baerii) به استرس دستکاری در دو اندازه مختلف انجام گرفت. در این مطالعه ماهیان در دو گروه شامل اندازه کوچک با میانگین وزنی 2/54±627/27 گرم و اندازه بزرگ با میانگین وزنی 5/30±1078/5 گرم در شش تکرار با بیوماس یکسان توزیع شدند. برای بررسی تغییرات فیزیولوژیک خون، شش نمونه خون قبل از استرس و سه نمونه خون در 1، 3، 6، 12 و24 ساعت پس از استرس حاد (ماهیان دو دقیقه در معرض هوا قرار گرفتند) از هر گروه به طور تصادفی گرفته شد. میزان کورتیزول در هردو اندازه افزایش یافت اما بین ساعت ها اختلاف معنی داری دیده نشد (0/05˃p ). با توجه به نتایج به دست آمده، گلوکز خون در اندازه بزرگ  پس از استرس افزایش یافت و اختلاف معنی دار دیده شد (0/05˂p)، درحالی که اختلاف معنی داری در میزان گلوکز پس از استرس در تیمار اندازه کوچک دیده نشد (0/05˃p). میزان لاکتات در هر دو اندازه پس از استرس افزایش یافت و اختلاف معنی دار نشان داد (0/05˂p). نتایج نشان داد که ماهیان اندازه بزرگ پاسخ های استرسی بیش تری نسبت به اندازه کوچک نشان می دهند بنابراین نسبت به استرس حساس تر حستند.
    کلیدواژگان: استرس حاد، اندازه ماهی، کورتیزول، تاس ماهی سیبری
  • امیرعلی مرادی نسب، آرش اکبرزاده*، محمود بهمنی، احسان کامرانی، سارا حق پرست صفحات 243-250
    برای حفاظت از اکوسیستم های آبی و ماهیان، وجود دانش کافی درباره نیازهای زیستگاهی گونه های آبزی اهمیت زیادی دارد. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی مطلوبیت زیستگاه تاس ماهی ایرانی (Acipenser persicus Borodin, 1897) درآب های حوضه جنوبی دریای خزر انجام شد. برای این منظور، ارتباط بین مهم ترین فاکتورهای موثر در پراکنش این گونه (بنتوز، دمای آب، شوری، اکسیژن، کل مواد آلی (%TOM)، %Silt-clay و عمق) با میزان صید آن از فروردین 1389 تا اسفند 1394 مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه روی آمار تعداد 3158 عدد تاس ماهی ایرانی به وسیله تور گوشگیر ثابت و تور پره صید شده، متمرکز گردید. فراوانی و تراکم ماکروبنتوزها از طریق نتایج تحقیقات پیشین و نمونه برداری میدانی مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین فاکتورهای محیطی نیز از داده های تصاویر ماهواره ای، نمونه برداری میدانی و مطالعات گذشته استخراج شدند. برای بررسی این ارتباط، روش رج بندی آنالیز افزونگی (RDA) با استفاده از نرم افزار CANOCO مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که فاکتورهای دمای آب، جنس بستر، بنتوز، شوری و %TOM مهم ترین عوامل موثر در پراکنش تاس ماهی ایرانی بودند. ولی فاکتورهای اکسیژن و عمق تاثیر تعیین کننده ای در پراکنش تاس ماهی ایرانی ندارند. دمای مناسب این گونه 25-12 درجه سانتی گراد است. بستر مورد علاقه آن شنی، ماسه ای و گلی بوده و دامنه مناسب شوری ppt 14-11 و کل مواد آلی  TOM) 3/3-2/2 %) می باشد. نتایج این مطالعه نشان داد که همبستگی بالایی بین داده های صید تاس ماهی ایرانی و عوامل محیطی و بنتوز وجود دارد. بنابراین، آگاهی از روابط بین فاکتورهای محیطی با داده های صید تاس ماهی ایرانی کمک خواهد کرد تا این یافته ها در مدیریت، برنامه های حفاظتی و جلوگیری از انقراض نسل این گونه به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: مطلوبیت زیستگاه، Acipenser persicus، فاکتورهای محیطی، بنتوز، دریای خزر
  • علی نکوئی فرد*، شهرام دادگر، محمود حافظیه، رضا نهاوندی صفحات 251-256
    این پژوهش به بررسی تاثیر جایگزینی سیست دکپسوله آرتمیا ارومیانا (Artemia urmiana) در خوراک مرحله لارو ماهی آزاد دریای خزر (Salmo trutta caspius) بر شاخص زنده مانی آن پرداخته است. تحقیق حاضر در قالب طرح کامل تصادفی (CRD) با 4 گروه آزمون غذایی شامل : تیمار 1 ( جیره شاهد غذای فرموله تجاری)، تیمار 2 (جیره با 25درصد سیست پوسته زدایی شده آرتمیا و75 درصد خوراک کنسانتره)، تیمار 3 (جیره با 50 درصد سیست پوسته زدایی شده آرتمیا و50 درصد خوراک کنسانتره)، تیمار 4 (جیره با 75 درصد سیست پوسته زدایی شده آرتمیا و 25 درصد خوراک کنسانتره) تا وزن 1 گرمی انجام گرفت. این آزمایش در تراف های 4 گانه که با توری فلزی چشمه ریز به 3 قسمت مساوی تقسیم شده و تعداد 300 قطعه لارو در هر قسمت با 2 تکرار و کل تراف  900 لارو انجام گرفت. لاروهای تهیه شده از مرکز تکثیر کلاردشت در ابتدا به دقت توزین و میانگین وزنی و زی توده در هر تیمار مشخص گردید. وزن اولیه لاروها به ترتیب 25±120 میلی گرم بود. در طول دوره آزمایش درصد زنده مانی (SR) محاسبه شد. مقایسه میانگین (انحراف از معیار±) درصد زنده مانی گروه های آزمون نشان داد که تیمار 2 با 0/19±98/41 درصد بالاترین و تیمار 1 با 1/21±86/83 درصد پایین ترین زنده مانی را داشت. مقایسه این شاخص در تیمارهای 2 تا 4  اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند (0/05<p) ولی در مقایسه  با تیمار 1 اختلاف معنی داری مشاهده گردید (0/05>p). با توجه به اطلاعات به دست آمده از این تحقیق می توان نتیجه گرفت که تغذیه با سیست کپسول زدایی شده آرتمیا اورمیانا به طور معنی داری در کاهش تلفات مرحله  لارو ماهی آزاد خزر موثر است.
    کلیدواژگان: بقاء، تخم، تلفات، دریای خزر، دکپسوله، آلوین، آرتمیا
  • نوشین زمان نژاد، محمدرضا بیگدلی*، عباسعلی مطلبی، حمید کهرام، عادل حقیقی خیابانیان اصل صفحات 257-262
    در میان بیماری های مختلف ویروسی در ماهی، ویروس (VHSV) به عنوان مهم ترین عفونت ویروسی در ماهی قزل آلا شناخته شده است. در بررسی حاضر، تاثیر miR-731 بر روی آسیب دیدگی چشم یا اگزوفتالمی در ماهی قزل آلای رنگین کمان (Onchorhynchus mykiss) بررسی شده است. در این آزمایش ، ماهی های (1 ± 20) گرم برای تعیین احتمال پیشگیری بیماری VHS با miRNA در چهار گروه اصلی و سه تکرار، شاهد منفی بدون تزریق، فیزیولوژی با تزریق سالین، شاهد مثبت با تزریق VHSV و گروه آزمایشی  با تزریق miRNA و سپس تزریق ویروس تقسیم بندی شدند. فعالیت کربنیک آنهیدراز (CA) نقش مهمی در کنترل و تنظیم فشار داخل چشم دارد که مقدار آن در گروه ها بررسی شد. نتایج نشان داد که تمام حیوانات در کنترل مثبت دچار اگزوفتالمی شدند، در گروه شاهد منفی، گروه فیزیولوژی و گروه آزمایشی اثری از اگزوفتالمی مشاهده نشد و تفاوت معنی داری بین میزان آنزیم کربنیک آنهیدراز در گروه شاهد مثبت با سایر گروه ها وجود داشت ( P<0.05). مطالعات بیش تری برای تایید مکانیسم دقیق مهار ویروس توسط miRNA مورد نیاز است، اما نتایج حاضر تا حدی نشان دهنده کاهش علائم بیماری در چشم توسط miRNA در ماهی قزل آلای رنگین کمان در مقابل عفونت VHSV است.
    کلیدواژگان: سپتی سمی هموراژیک ویروسی، اگزوفتالمی، کربنیک آنهیدراز، miRNA
  • کیومرث علی رمجی، سیما برزگر، مهدی محمد علیخانی، سلطنت نجار لشگری*، رقیه محمودی صفحات 263-268
    اثر روغن های دریایی به دلیل دارا بودن اسیدهای چرب n-3 روی بسیاری از بیماری ها به اثبات رسیده است. اکثر اثرات بالینی اسیدهای چرب n-3 به دلیل وجود دوکوزاهگزانوئیک اسید و ایکوزاپنتانوئیک اسید می باشد که تاکنون جزء در ماهی در هیچ ماده غذایی دیگری یافت نشده است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر سطوح مختلف روغن ماهی و روغن کانولا در جیره غذایی بر رشد، بازماندگی و ترکیب شیمیایی بدن ماهی قزل آلای رنگین کمان پرواری می باشد که در نهایت می تواند موجب جبران کمبود اسیدهای چرب n-3 در سبد غذایی خانوار شده و گامی مهم در راستای سلامت جامعه باشد. برای این منظور سه جیره آزمایشی با سطح پروتئین یکسان (40%) و سطوح چربی مختلف (جیره اول با 10% روغن ماهی، جیره دوم با 10% روغن کانولا و جیره سوم با 5% روغن ماهی و 5% روغن کانولا) و هر یک با سه تکرار تهیه شد و 270 عدد ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزن 10±100 گرم با تراکم 30 عدد در هر قفس به مدت 56 روز پرورش یافتند. براساس نتایج به دست آمده شاخص های میانگین وزن نهایی، افزایش وزن بدن، ضریب تبدیل غذایی، نرخ رشد ویژه و فاکتور وضعیت در هر سه تیمار دارای اختلاف معنی داری بود (0/05>P) اما  اختلاف معنی داری از نظر نرخ بقا و ترکیب شیمیایی بدن بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد (0/05<P). به طورکلی نتایج نشان داد تیمار سوم یعنی ترکیب 5% روغن ماهی و 5% روغن کانولا در جیره سبب بهبود شاخص های رشد، درصد بازماندگی و فاکتور وضعیت گردید (0/05>P).
    کلیدواژگان: روغن ماهی، روغن کانولا، رشد، بازماندگی، ترکیب شیمیایی بدن، قزل آلای رنگین کمان
  • کیا امانی دنجی، هومن رجبی اسلامی*، مهدی سلطانی، ابولقاسم کمالی صفحات 269-276
    هدف از این تحقیق، بررسی عصاره سیر به عنوان ماده ضدقارچ در طی دوره انکوباسیون تخم و لارو ماهی قزل آلا رنگین کمان و مقایسه اثرات آن با مالاشیت سبز است. بدین منظور 24 ساعت پس از لقاح، جهت ضدعفونی تخم   ها، عصاره سیر در سه گروه با غلظت 50، 100 و 200 میلی گرم در لیتر و سه تکرار به ازای هر غلظت یک روز در میان و گروه مالاشیت سبز با غلظت 2 میلی گرم در لیتر هر یک به صورت حمام 30 دقیقه ای یک روز در میان استفاده شد. گروه شاهد فاقد هرگونه مواد ضدقارچی درنظر گرفته شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیش ترین میزان تلفات تخم تا مرحله چشم زدگی برای گروه شاهد برابر 6/94±1477 عدد تخم (35/14±33/0 درصد) بود (0/05>P). هم چنین میزان تلفات تخم تا مرحله چشم زدگی در تیمار عصاره سیر با غلظت 200 میلی گرم در لیتر برابر 5/60±576 عدد تخم (11/09±13/0 درصد) بود که نسبت به سایر تیمارهای عصاره سیر به طور معنی داری کم تر بود (0/05>P). میزان تلفات تخم در فاصله چشم زدگی تا تخم گشایی برای تیمار سیر با غلظت 200 میلی گرم در لیتر برابر 9/88±335/6 عدد بوده است. درحالی که تلفات گروه شاهد برابر 7/00±666 عدد تخم برآورد شد (0/05>P). تیمارهای سبز مالاشیت (74/18±5/0 درصد، 4/2±207 عدد) و عصاره سیر با غلظت 200 میلی گرم در لیتر برابر (0/06±6/9 درصد، 3/8±241) کم ترین میزان تلفات را در مرحله تخم گشایی تا وزن 1 گرم داشتند (0/05>P). درحالی که میزان تلفات در گروه شاهد بالاتر از سایر تیمارها بود. از آن جاکه هیچ گونه بدشکلی و ناهنجاری ظاهری در لاروهای تفریخ شده مشاهده نشد لذا عصاره سیر با غلظت 200 میلی گرم در لیتر می تواند به عنوان ماده ای ضدقارچ و بی خطر برای انسان و محیط زیست جهت ضدعفونی تخم های ماهی قزل آلا طی دوره انکوباسیون و لاروی به کار رود.
    کلیدواژگان: مالاشیت سبز، تخم، عصاره سیر، قزل آلای رنگین کمان
  • علیرضا ولی پور*، حمیده کردی، محمود حافظیه، علیرضا شناور ماسوله صفحات 277-284
    در این تحقیق، تاثیرنانو ذره آهن بر آنزیم های آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) و آلانین آمینوترانسفراز (ALT) سرم و فلور باکتریایی روده قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور ماهیان پس از زیست سنجی با میانگین وزن 0/35±12/94 گرم (میانگین± انحراف معیار) به صورت تصادفی در 12 مخزن 500 لیتری (30 عدد در هر مخزن) رهاسازی و با رژیم های غذایی مختلف، دو بار در روز، به مدت هشت هفته تغذیه گردیدند. برای هر تیمار سه تکرار درنظر گرفته شد. جیره غذایی تیمار شاهد با اضافه کردن 60 میلی گرم بر کیلوگرم پودر FeSO4.7H2O به سایر مواد خشک جیره و جیره سایر تیمارهای حاوی نانو ذرات آهن با اضافه کردن 30، 60 و 90 میلی گرم بر کیلوگرم نانو ذرات Fe3O4 به عنوان منبع آهن (جایگزین سولفات آهن) به جیره پایه،  آماده گردید. زیست سنجی برای بررسی وزن بدن هر 14 روز یک بار صورت گرفت. جهت اندازه گیری آنزیم های آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) و آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و فلور باکتریایی روده در پایان دوره آزمایشی از ماهیان به صورت تصادفی (3 عدد از هر تکرار) نمونه گیری صورت گرفت. باتوجه به نتایج بالاترین میزان  ASTو ALT در تیمار شاهد و تیمار حاوی60  میلی گرم برکیلوگرم نانو ذره آهنبه دست آمد  و هم چنین بین تیمار شاهد و تیمار حاوی90 میلی گرم برکیلوگرم نانو ذره آهن نیز اختلاف معنی دار بود (0/05>P).کم ترین میزان این آنزیم ها در تیمار حاوی 30 میلی گرم برکیلوگرم نانو ذره آهن مشاهده گردید که اختلاف معنی داری با تیمار حاوی 90 میلی گرم برکیلوگرم نانو ذره آهن نداشت (0/05<P). هم چنین دوزهای مختلف نانو ذره آهن تاثیر معنی داری بر میزان باکتری های اسیدلاکتیک روده ماهی قزل آلای رنگین کمان نداشت، اما تعداد کل باکتری های روده (توتال کانت) در تیمار حاوی 30 میلی گرم نانوذره آهن در کیلوگرم غذا به طور معنی داری نسبت به سایر تیمارها کم تر بود (0/05>P).
    کلیدواژگان: نانو ذره، آهن، آنزیم های متابولیک، باکتری، قزل آلای رنگین کمان
  • الهه توکلی، بهناز بازرگانی گیلانی*، محمدرضا پژوهی الموتی صفحات 285-290
    رویکرد جدید صنایع غذایی استفاده از نگه دارنده های طبیعی به جای مصنوعی است. تفاله گوجه فرنگی پسماند کارخانجات فرآوری گوجه فرنگی است که با اثرات مفید بر سلامتی، می تواند جایگزین مناسبی برای نگه دارنده های شیمیایی معرفی شود. این مطالعه با هدف افزایش ماندگاری ماهی قزل آلای رنگین کمان توسط عصاره تفاله گوجه فرنگی و پوشش صمغ عربی حاوی اسانس شوید انجام شد. تیمارها شامل: گروه های شاهد، عصاره 3 درصد، عصاره 6 درصد، عصاره 3 درصد و صمغ عربی،  عصاره 6 درصد و صمغ عربی، عصاره 3 درصد و صمغ عربی حاوی اسانس شوید 2 درصد و عصاره 6 درصد و صمغ عربی حاوی اسانس شوید 2 درصد بودند. نمونه ها در دمای 1±4 درجه سانتی گراد به مدت 12 روز نگه داری شده و در فواصل 3 روز مورد ارزیابی قرار گرفتند. تمامی تیمارها به طور معنی داری (0/05>p) جمعیت کلی باکتری ها، گونه های سودوموناس، باکتری های اسیدلاکتیک، انتروباکتریاسه، باکتری های سایکروتروف و کپک-مخمر را در مقایسه با گروه شاهد کاهش دادند. هم چنین پوشش دهی توسط صمغ عربی غنی شده با اسانس شوید به طور معنی داری (0/05>p) این اثرات را بهبود بخشید. براساس یافته های به دست آمده، نتیجه گیری می شود که عصاره تفاله گوجه فرنگی می تواند در ترکیب با پوشش خوراکی صمغ عربی حاوی اسانس شوید موجب کاهش رشد باکتری های عامل فساد فیله ماهی قزل آلای رنگین کمان در شرایط یخچال شود.
    کلیدواژگان: عصاره تفاله گوجه فرنگی، پوشش صمغ عربی، اسانس شوید، فیله ماهی قزل آلای رنگین کمان، افزایش ماندگاری
  • پریا رئوفی*، حجت الله جعفریان، رحمان پاتیمار، رسول قربانی، محمد هرسیج صفحات 291-300
    پرورشماهیدرقفسازسیستم هایجدیدپرورشآبزیاندرمحیطمحصوراست، هرچند ممکن است به واسطه پسماند غذای خورده نشده و مدفوع ماهیان، با ایجاد تغییرات فیزیکوشیمیایی در ستون آب جمعیت زئوپلانکتونی دستخوش تغییر گردد. بدین منظور، این مطالعه به پایش اثرات فعالیت پرورش ماهی کپورمعمولی در قفس بر ساختار جمعیت زئوپلانکتونی سد گلستانپرداخت. نمونه برداری در دو فصل بهار و تابستان در فواصل 5، 100، 200، 400، 1000 و 2000 متری از قفس صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که پرورش ماهی کپور در قفس روی خصوصیات فیزیکوشیمیایی و نیز فراوانی زئوپلانکتون ها اثر معنی دار نداشت (0/05<p) و عوامل ذکر شده بیش تر تحت تاثیر فصل قرار داشتند. در این مطالعه 10 جنس از زئوپلانکتون ها شناسایی شد. یک گونه متعلق به راسته Cyrtophoridae، 2 گونه متعلق به راسته Hymenostomatida، یک گونه متعلق به راسته Oligotrichida، دو گونه متعلق به راسته Diplostraca و راسته های Cyclopoida، Calanoida، Arcellinida و Ploima هرکدام دارای یک گونه شناسایی شدند. در هر دو فصل بهار و تابستان بیش ترین درصد فراوانی متعلق به Cyclops به ترتیب با 64% و 21% بود. شاخص های تنوع زیستی برای زئوپلانکتون ها در فصل بهار کم تر از فصل تابستان بود. نتایج آزمون CCA نشان داد که در فصل بهار، فاکتور DO و در تابستان NH3 ارتباط منفی با فراوانی زئوپلانکتون ها داشت. به نظر می رسد این حجماز قفس های پرورش ماهی کپورمعمولی مستقر در سد گلستان تاثیر معنی داری بر عوامل کیفی آب و هم چنین روی جوامع زئوپلانکتونی شناسایی شده در محیط اطراف قفس ندارد به طوری که تغییرات مشاهده شده در ساختار زئوپلانکتونی بیش تر با تغییرات فصلی مرتبط بود.
    کلیدواژگان: پرورش در قفس، تنوع زیستی، زئوپلانکتون، سدگلستان
  • مهدی عادلی*، شهرام ملکی، افشین قلیچی، سعید امیری، زینب عادلی صفحات 301-308
    این تحقیق در تابستان 1391 در کارگاه آموزشی پژوهشی آبزی پروری دانشگاه آزاد آزادشهر به مدت 12 هفته انجام شد. تعداد 162 عدد بچه ماهی کپور با وزن متوسط 3±25 گرم با تراکم  18عدد در مخازن 1000 لیتری توزیع و تغذیه شدند. آزمایشات در 3 تیمار و 3 تکرار به صورت زیر انجام گرفت: تیمار شاهد: دو بار در روز غذادهی، تیمار 1: دو هفته تغذیه + یک هفته گرسنگی، تیمار 2: یک  هفته تغذیه + دو هفته گرسنگی. نرخ غذادهی براساس 8 درصد وزن بدن کل بچه ماهیان یک تکرار، در روز صورت گرفت. در طول دوره پرورش فاکتور رشد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین تیمارهای مورد بررسی از نظر وزن بدن بچه ماهی اختلاف معنی دار آماری مشاهده می گردد (0/05>P).بیش ترین افزایش وزن را  بچه ماهیان در تیمار شاهد که روزانه تغذیه می شدند داشتند.اختلاف معنی داری بین تیمار ها در میزان افزایش وزن بدن، وزن نهایی، ضریب تبدیل غذایی، ضریب رشد ویژه و فاکتور وضعیت مشاهده شد. ولی بهترین ضریب تبدیل غذایی مربوط به تیمار 3 که یک هفته تغذیه و 2 هفته گرسنگی داشتند بود. در آنالیز ترکیب لاشه بیش ترین پروتئین و کم ترین مقدار چربی مربوط به تیمار 3 بود. در مجموع گرسنگی روی وزن بدن بچه ماهی کپورمعمولی تاثیر معنی داری خواهد گذاشت ولی تحت شرایط آزمایش انجام شده شامل تعویض آب از طریق سیفون کردن، هوادهی توسط پمپ هوا و در شرایط سرپوشیده سالن، غذادهی کامل بچه ماهیان برای رسیدن به بهترین میزان رشد توصیه می شود.
    کلیدواژگان: رشد جبرانی، گرسنگی، شاخص های رشد، بازماندگی، کپورمعمولی
  • محمد محیسنی*، محمد امینی چرمهینی، مریم کریمی، دارا باقری صفحات 309-316
    این مطالعه به بررسی اثر حفاظتی پکتین بر تغییرات برخی فاکتورهای بیوشیمیایی خون ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) در مواجهه با کادمیم پرداخته است. برای این منظور غلظت های مختلف زیرکشنده کادمیم (125 و 250 میلی گرم در کیلوگرم جیره خشک) به تنهایی و هم چنین به صورت ترکیبی با  0/5 درصد پکتین به جیره غذایی افزوده شد. بچه ماهیان کپورمعمولی (میانگین وزنی 7±37/5 گرم) به مدت 21 روز با شش جیره غذایی مختلف تغذیه شدند. ماهیانی گروه اول (شاهد) تنها با خوراک پایه بدون هیچ گونه افزودنی، گروه دوم و سوم به ترتیب با 150 و 250 میلی گرم کادمیم در کیلوگرم غذا، گروه چهارم و پنجم با 150 و 250 میلی گرم کادمیم به همراه 0/5 درصد پکتین و گروه ششم تنها با 0/5 درصد پکتین تغذیه شدند. نمونه گیری از خون ماهیان پس از 21 روز تغذیه با جیره های غذایی اختصاصی هر گروه صورت گرفت و متعاقبا برخی از پارامترهای بیوشیمیایی خون مورد سنجش قرارگرفتند. مطابق با نتایج، درهر دو گروه دریافت کننده کادمیم و پکتین میزان آنزیم های AST، ALT و ALP، پروتئین کل، آلبومین، گلبولین، تری گلیسرید، کراتینین و گلوکز تغییرات معنی داری نسبت به گروه شاهد نشان ندادند. در گروه های دریافت کننده کادمیم به تنهایی سطح آنزیم های AST و ALT تغییرات معنی داری نسبت به گروه شاهد نشان داد. بر مبنای نتایج به دست آمده به نظر می رسد که پکتین به شکل بالقوه ای می تواند اثرات مضر ناشی از فلزات سنگین را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، جاذب زیستی، کپور معمولی، بیوشیمی خون، پکتین
  • مهسا تکش، عاطفه چمنی*، ثمر مرتضوی صفحات 317-324
    آلودگی اکوسیستم های طبیعی با طیف گسترده ای از آلاینده های زیست محیطی به خصوص فلزات سنگین، در دهه های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. کپورمعمولی به دلیل بزرگی اندازه بدن و میانگین سنی بالاتر می تواند میزان بالایی از فلزات سنگین را در خود جذب نماید. هم چنین رژیم همه چیزخواری و استفاده از جانوران کفزی و نرم تنان توسط این ماهی، امکان تجمع مقادیر بالایی از فلزات سنگین را در اندام های مختلف این ماهی به خصوص کبد، کلیه و عضله فراهم آورده است. درپژوهشحاضر، میزان تجمع سرب در عضله ماهی کپور معمولی(Cyprinus carpio) و آب تالاب چغاخور مورد بررسیقرارگرفت. بدین منظور، تعداد45 نمونه کپورمعمولی توسط تور صیادی به همراه 45 نمونه آب در سه ایستگاه در تابستان و بهار 1395هر 15 روز یک بار، نمونه برداری گردید. پساز تعیین سن، جنس و وزن هر نمونه ماهی و اندازه گیری پارامترهای فیزیکی شیمیایی آب، میزان فلز سرب در هر نمونه آب و ماهی بعد از عصاره گیری، با استفادهازدستگاه اسپکترومتریجذباتمی کورهگرافیتی مورد اندازه گیری قرار گرفت.نتایج نشان داد باقی مانده سرب در عضله ماهی کپور 0/2 میلی گرم بر کیلوگرم است که از میزان استاندارد سازمان بهداشت جهانی (0/5 میلی گرم بر کیلوگرم) پایین تر است ولی با افزایش میزان مصرف کودها و سموم شیمیایی احتمال دارد به تدریج میزان آلودگی افزایش یافته و به درجه خطر برسد. وجود فعالیت های کشاورزی گسترده درحاشیه تالاب، از عوامل ورود پساب ناشی از کودها و سموم کشاورزی است که حیات آبزیان را تحت تاثیر قرار داده است.
    کلیدواژگان: تالاب چغاخور، چهارمحال بختیاری، ماهی کپورمعمولی، پارامترهای زیست شناختی
  • مهنا محمدی*، مسعود ستاری، اریا باباخانی، سیدعلی جوهری، حسین غفوری صفحات 325-330
    نانوذرات آهن با تولید رادیکال های فعال اکسیژن منجر به استرس اکسیداتیو شده و در نتیجه فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی را تحت تاثیر قرار می دهند. هدف از این پژوهش بررسی میزان سمیت، در غلظت های مختلف نانوذرات آهن در کبد ماهی کپور بود. بررسی تغییرات در میزان آنزیم های آنتی اکسیدانی ناشی از نانوذرات می تواند به عنوان شاخص استرس اکسیداتیو باشد. بدین منظور بچه ماهیان کپور با طول کل 0/8±11 سانتی متر و وزن 0/6±17 گرم در معرض غلظت های (ppm 50،30،10،0) نانوذره آهن قرار گرفتند. نمونه برداری در روزهای 0، 1، 7 و 14 انجام شد. در این تحقیق آنزیم های آنتی اکسیدانی سوپراکسیددیسموتاز، کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز در بافت کبد و میزان پراکسیداسیون چربی (MDA) به عنوان شاخص استرس اکسیداتیو مورد سنجش قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که قرار گیری در معرض نانوذرات آهن منجر به افزایش معنی دار در میزان پراکسیداسیون چربی و تغییر درفعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی با گذشت زمان می شود(0/5>p). تغییرات مشاهده شده در سیستم دفاع آنتی اکسیدانی در واقع، پاسخی بیولوژیک در هنگام قرار گرفتن در معرض نانوذرات اکسید آهن است. بنابراین، پایش شاخص های زیستی مانند آنزیم های آنتی اکسیدانی و سطح مالون دی آلدهید می تواند به عنوان شاخص مناسب برای سنجش استرس اکسیداتیو وارد شده به ماهی کپورمعمولی باشد.
    کلیدواژگان: نانو ذرات اکسیدآهن، پراکسیداسیون، دفاع آنتی اکسیدانی، استرس اکسیداتیو، Cyprinus carpio
  • کامران عقیلی*، عباسعلی آقایی مقدم صفحات 331-338
    این تحقیق به منظور بررسی فلزات سنگین در آب و رسوب منطقه شرق کانال خوزینی قبل و بعد از پرورش ماهی در حصار توری در خلیج گرگان درسال 1391 الی 1392 انجام گردید. بدین منظور سه ایستگاه منطقه فعال پرور ش ماهی در حصار توری، ایستگاه فعالیت پرورش ماهی خاویاری و ایستگاه شرقی به فاصله 500 متری قسمت شرقی از محل حصار توری انتخاب گردید. نمونه برداری از آب و رسوب یک بار قبل از ماهی دار نمودن حصار توری درمردادماه 1391 و یک بار در انتهای دوره پرورش درخردادماه 1392 انجام گردید. اندازه گیری فلزات سنگین در آب و رسوب شامل نیکل، سرب، آهن، کادمیوم، کروم، جیوه، روی، ارسنیک بروش اسپکتروفتو متری جذب اتمی انجام پذیرفت. نتایج نشان داد دامنه مقادیرسرب، روی و کروم در ابتدای دوره پرورش درمردادماه 1391در رسوبات به ترتیب 7/780-6/652 و 1/430-1/282 و8/180-4/554 و بیش ترین میزان فلزات سنگین مربوط به فلزآهن درمحل اجرای پروژه به مقدارppb)130) بود. درپایان دوره پرورش درخردادماه 1392دامنه مقادیرسرب، روی و کروم به ترتیب 0/00462-0/00403 و 0/0038-0/0121 و 0/00546-0/00465 میلی گرم بر کیلوگرم و مقدار آهن به میزان ppb) 204) در محل اجرای پروژه بیش ترین مقدار را نشان داد. کم ترین مقدار مربوط به جیوه به میزان کم تر از ppb) 1) در هر سه ایستگاه نمونه برداری در هر دو دوره نمونه برداری بود. مقادیر به دست آمده در تحقیق با مقادیر استاندارد سازمان بهداشت  جهانی مقایسه شد و نشان داد که درخصوص آلودگی آب میزان آلودگی فلزات روی، کروم و سرب کم تر و در رسوب خلیج، غیر از آهن، سطح آلودگی فلزات سنگین اندازه گیری شده کم تر از میزان استانداردهای جهانی رسوب در پوسته زمین و رسوبات جهانی بود.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، آب و رسوب، روش اسپکتروفتومتری، ماهی خاویاری
  • خیراله خسروی کتولی، علی شعبانی*، حامد کلنگی میاندره، محمدرضا ایمانپور صفحات 339-350
    در این مطالعه به منظور بررسی اثرات نقره بر ماهی کپورمعمولی، ماهیان در معرض غلظت های تحت حاد نانوذرات نقره و نیترات نقره قرار گرفتند. برای این منظور ابتدا غلظت حاد 50% و 96 ساعته برای نانوذرات نقره و نیترات نقره به دست آمد و سپس ماهیان به مدت 21 روز در معرض غلظت های تحت حاد قرار (04/0 و 08/0 میلی گرم در لیتر نانوذرات نقره و 025/0 و 045/0 میلی گرم در لیتر نیترات نقره) گرفتند و شاخص های مورد نظر اندازه گیری قرار گرفت. پس از درمعرض قرارگیری با دو شکل نقره، عوارض مختلفی در بافت ها مشاهده گردید از مهم ترین آن ها می شود به برخواستگی اپی تلیالی، کوتاهی و ریختگی لاملاهای ثانویه آبشش، تخریب و نکروز شدن هسته و هایپرتروف شدن هپاتوسیت های کبد و هم چنین تخریب ساختار پرزهای روده و تورم آن ها اشاره کرد. نتایج این مطالعه نشان داد که در معرض گذاری بلندمدت با نانوذرات نقره باعث افزایش معنی دار بیان ژن Hsp70 شد و پس از در معرض قرارگیری ماهیان کپورمعمولی با نیترات نقره نیز، ژن Hsp70 به شدت افزایش پیدا کرد اما اختلافی بین دو ژن از نظر بیان ژن مشاهده نگردید. هم چنین بیش ترین تاثیرات مشاهده شده در بین بافت های بررسی شده در این مطالعه، در کبد ماهیان در معرض قرار گرفته با دو شکل نقره و در بالاترین غلظت مشاهده گردید و اختلافی از نظر سم شناسی بین دو شکل نقره مشاهده نگردید.
    کلیدواژگان: ماهی، نانوذرات و نیترات نقره، بافت شناسی، بیان ژن
  • سعید اسدالله نصرآبادی، پریتا کوچنین*، نصرالله محبوبی صوفیانی، وحید یاوری، امیر حسین جلالی صفحات 351-360
    در این تحقیق، تاثیر منابع مختلف کربن (ملاس چغندر و پودر تفاله هویج) بر تعداد کل باکتری ها و تغییرات بافتی روده ماهی کپورمعمولی (Cyprinus carpio) در سیستم بیوفلاک مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 243 قطعه ماهی با میانگین وزنی (8/1±16/2)گرم تهیه و با تراکم 9 عدد در هر آکواریوم50 لیتری به مدت 8 هفته تیمار شدند. در مجموع 9 تیمار آزمایشی شامل تیمار1 (بدون سیستم بیوفلاک با 100% جیره روزانه) و 8 تیمار در سیستم بیوفلاک شامل تیمار 2 (100%)، تیمار 3 (75%)، تیمار 4 (50%) و تیمار 5 (25%) جیره روزانه + منبع کربنی پودر تفاله هویج و تیمار 6 (100%)، تیمار 7 (75%)، تیمار 8 (50%)، تیمار 9 (25%) جیره روزانه + منبع کربنی ملاس چغندر قند مورد ارزیابی قرار گرفتند.در پایان آزمایش  جمعیت باکتریایی روده و محیط پرورشی و نیز مشخصات بافت سنجی بررسی شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که تفاوت معنی داری (0/05>p) در تعداد باکتری های روده و هم چنین آب محیط پرورش بین تیمار های بیوفلاک و تیمار شاهد وجود دارد به طوری که بیش ترین تعداد باکتری های روده در تیمار 5 (LogCFU/g 7/7±0/008) و کم ترین آن (LogCFU/g 6/08±0/018) در تیمار شاهد است و بیش ترین تعداد باکتری های محیط پرورش در تیمار 6(LogCFU/ml 6/18±0/023)و کم ترین در تیمار شاهد(LogCFU/ ml 4/18±0/03) به دست آمد. افزایش معنی دار (0/05>p) طول پرز های روده در تیمار 3 مشاهده شد. استفاده از سیستم بیوفلاک و افزودن منبع کربنی سبب تغییر در جمعیت کل باکتری های آب محیط پرورش،روده و تغییراتی از جمله افزایش طول پرز، سلول هایجامی وسلول های لوکوسیت دربافت روده گردید.
    کلیدواژگان: شمارش باکتریایی، بافت سنجی روده، کپورمعمولی، بیوفلاک
  • عطا مولودی صالح، یزدان کیوانی*، سید امیر حسین جلالی، مظاهر زمانی صفحات 361-366
    به منظور بررسی تفاوت های شکل بدنی در بین جمعیت های ماهی سفید رودخانه ای De Filippi, 1865Squalius turcicus  در رودخانه های تجن، هراز، نکارود، بابل رود و نور از بخش شرقی حوضه خزر تعداد  264 قطعه نمونه به وسیله تور گوشگیر و ساچوک در طی سال های 1388-1389 صید گردید. نمونه ها پس از بی هوشی در محلول گل میخک و تثبیت در فرمالین 10 درصد خنثی برای ادامه مطالعه به آزمایشگاه ماهی شناسی دانشگاه صنعتی اصفهان منتقل شدند. جهت مطالعه تنوع شکل بدنی براساس روش ریخت سنجی هندسی، تعداد 13 نقطه لندمارک با استفاده از نرم افزار TpsDig2 بر روی تصاویر دوبعدی تهیه شده از سمت چپ نمونه ها، تعریف و رقومی گردید. داده های رقومی پس از آنالیز پروکراست (GPA)، برای بررسی تنوع شکل بدنی با استفاده از آنالیزهایی چندمتغیره از قیبل تجزیه به مولفه های اصلی (PCA)، تحلیل همبستگی کانونی(CVA) و تحلیل خوشه ایمورد تحلیل قرار گرفتند و نیز الگوهای تغییر شکل هر جمعیت نسبت به شکل اجماع (Consensus) در شبکه تغییر شکل مصورسازی گردید. نتایج حاصل از این مطالعه جمعیت های بابل رود و هراز را جدا از بقیه جمعیت ها نشان داد. هم چنین عمده تفاوت های شکل بدنی در جمعیت های مورد مطالعه مربوط به موقعیت دهان، ارتفاع بدن، موقعیت باله های سینه ای و مخرجی می باشد.
    کلیدواژگان: PCA، لندمارک، آنالیز پروکراست، consensus
  • جواد قاسم زاده*، ظهیر شکوه سلجوقی، پریا اکبری، مهدی حسنی صفحات 367-374
    تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر پروبیوتیک لاکتوکوکوسلاکتیس(1403PTCC) در جیرهغذایی، بر عملکرد رشد و درصد بازماندگی ماهی کفال خاکستری (Mugil cephalus L) در برابر باکتری لاکتوکوکوس گارویه آبه مدت 30 روز انجام گرفت. در این مطالعه، تعداد 450 قطعه ماهی کفال خاکستری با میانگین وزنی 1/4±8/44 گرم در یک طرح کاملا تصادفی به 5 تیمار آزمایشی و 3 تکرار (با تعداد 30 عدد در هر تکرار) دسته بندی شدند. تیمار ها عبارت بودند از دو تیمار آزمایشی شاهد (بدون استفاده پروبیوتیک) و تیمار های آزمایشی 1,D2D و3D که به ترتیب حاوی 108×1/5، 108× 3 و 108 × 6 واحد تشکیل کلنی پروبیوتیک بر گرم غذا بود. بعد از 30 روز، 10 عدد بچه ماهی از هر تکرار با باکتری لاکتوکوکوس گارویه آ(تراکم107 × 1 واحد تشکیل کلنی بر میلی لیتر به روش غوطه وری) چالش داده شدند و تلفات به صورت روزانه تا 10 روز پس از چالش ماهیان ثبت شد. نتایج  نشان داد که تمامی شاخص های رشد و هم چنین درصد بازماندگی  در تیمارهای دریافت کننده پروبیوتیک بهبود یافت اما  اختلاف معنی داری با گروه شاهد نشان ندادند (0/05<P)، ولی فاکتور وضعیت(CF)  در تیمارهای 2D و 3D نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری داشت (0/05>P). درصد بازماندگی از 40 درصد در گروه شاهد به 64درصد در تیمار 3D و68درصد در تیمار2D افزایش یافت (0/05>P). به طورکلی می توان نتیجه گرفت که استفاده از سویه (1403PTCC) لاکتوکوکوس لاکتیس در جیره غذایی می تواند منجر به افزایش ماندگاری بچه ماهی کفال خاکستری در چالش با باکتری لاکتوکوکوس گارویه آشود.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، لاکتوکوکوس لاکتیس، شاخص های رشد، کفال خاکستری، لاکتوکوکوس گارویه آ
  • محمدرضا عدالت سروستانی* صفحات 375-380
    هدف از این تحقیق بررسی و مقایسه میزان تجمع فلزات سنگین جیوه، سرب و کادمیوم در بافت های عضله، کبد ومغز گاوماهی Neogobius melanostomusدر استان مازندران بود که در ساری، بابلسر، فریدون کنار، رویان و رامسر در سواحل جنوبی دریای خزر نمونه برداری انجام گرفت. در این تحقیق 15 نمونه در سال های 95-1394 از این سواحل تهیه شد. آماده سازی نمونه ها براساس روش هضم مرطوب و اندازه گیری میزان تجمع عناصر غیرضروری با استفاده از دستگاه جذب اتمی Atomic absorption (A.A.S و دستگاه  تجزیه گر جیوه مستقیم DMA-80 انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد، میانگین غلظت فلز کادمیوم در بافت کبد، عضله و مغز 0/15±0/33، 0/10±0/28 و 0/05±0/19 و میانگین غلظت سرب در بافت کبد، عضله و مغز 0/01±9/41، 1/89±10/5 و 2/18±7 میلی گرم در کیلوگرم (وزن مرطوب)، میانگین غلظت جیوه دربافت کبد، عضله و مغز 10/30±43/10، 33/10±85/05 و 3/07±8/24 میکروگرم  در کیلوگرم (وزن مرطوب) بوده است. آنالیز واریانس یک طرفه (One way ANOVA) نشان داد که بین ایستگاه های مورد بررسی از نظر میانگین غلظت جیوه در اندام مغز و از نظر میانگین غلظت سرب در اندام عضله اختلاف معنی دار آماری مشاهده نگردید (0/05>p). بر طبق آنالیز آماری همبستگی پیرسون، ارتباط معکوس بین طول استاندارد و تجمع کادمیوم در عضله و کبد مشاهده شد. بالاترین میزان تجمع جیوه در بافت عضله بود و کم ترین میزان تجمع در بافت مغز بود و میزان انباشت فلزات سرب و کادمیوم در بافت های هدف گاوماهی بیش تر از حد مجاز استاندارد و فلز جیوه پایین تر از حد مجاز استانداردهای(WHO/FAO/NHMRC/MAFF (UK بوده است.
    کلیدواژگان: کادمیوم، سرب، مغز، گاوماهی Neogobius melanostomus، دریای خزر
  • سعید حسن زاده، رحیم عبدی*، محمد علی سالاری علی آبادی، عبدالعلی موحدی نیا، زهرا بصیر صفحات 381-388
    ماهی بیاح (Liza abu) و شبه شوریده (Johnius belangerii) به علت بازار پسندی دارای ارزش اقتصادی بالا در ناحیه خلیج فارس می باشند. در مطالعه حاضر تفاوت های هیستومورفولوژیکی مری و روده بین ماهی بیاح با رژیم فیتوپلانکتون خواری و شبه شوریده با رژیم گوشت خواری مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور 20 قطعه ماهی از هر گونه با ویژگی های زیست سنجی مشابه از خور موسی صید شدند. پس از تشریح نمونه های بافتی از قسمت های ابتدا و انتهایی مری هم چنین قطعاتی از قسمت های ابتدایی، میانی و انتهای روده برداشت گردید. نمونه های بافتی پس از طی مراحل معمول آماده سازی شامل فیکس کردن در فرمالین بافر ده درصد، آبگیری با سری افزایشی الکل، شفاف سازی با گزیلول، بلوک گیری با پارافین، برش با ضخامت 5 میکرون با میکروتوم، انتقال نمونه ها بر روی لام، رنگ آمیزی و در نهایت با میکروسکوپ نوری مجهز به لنز داینولیت بررسی شدند. نتایج حاصل از مطالعات میکرومتری نشان داد که مری در هر دو گونه در ناحیه مخاطی دارای چین خوردگی های متعدد و اپیتلیوم آن از نوع سنگفرشی مطبق همراه با سلول های ترشحی بوده است. تعداد این سلول ها در ناحیه انتهای نسبت به ناحیه ابتدایی با اختلاف معنی دار بیش تر بوده (0/05≥P)  اما در ماهی بیاح در قسمت ابتدایی و در ماهی شبه شوریده در قسمت انتهایی تعداد این سلول ها بیش تر بوده است. هم چنین از ابتدا به سمت انتهای روده بر تعداد سلول های موکوسی افزوده شده و طول پرزهای روده در قسمت میانی از سایر بخش های روده بیش تر بود.هم چنین طول پرزها در ماهی بیاح در سه قسمت ابتدایی، میانی و انتهایی روده نسبت به شبهشوریده بزرگ ترمشاهدهشد (0/05≥P). به طورکلی در هیستومورفولوژی مری و روده دو گونه مورد مطالعه تفاوت ها و شباهت هایی از نظر ساختار مشاهده گردید که می تواند متاثر زندگی و چگونگی تغذیه موجود باشد.
    کلیدواژگان: هیستومورفولوژی، مری، روده، بیاح، شبه شوریده
  • علی صادقی*، محمدرضا ایمانپور، علی شعبانی، محمد مازندرانی، طاهره باقری صفحات 389-394
    داروی لیورگل از عصاره گیاهی خارمریم تهیه می گردد. خارمریم محتوی فلاونولیگنان است و دارای اثرات محافظت کننده کبدی است. هدف این آزمایش بررسی اثرات مقادیر مختلف داروی لیورگل حاوی سطوح مختلف چربی بر پیشگیری از عارضه های کبدی شامل تورم آبی، تورم ابری، دژنره شدن، چرب شدگی، خونریزی و نکروز در ماهی قرمز بود. برای این آزمایش 540 بچه ماهیان قرمز با میانگین وزن 1±3/5 گرمی استفاده شد که به مدت 180 روز با 9 جیره غذایی مختلف با 3 تیمار 0، 0/2 و 0/5 درصد داروی لیورگل و سه سطح 9، 12 و 15 درصد چربی تغذیه شدند. در انتهای دوره آزمایش از بافت کبد ماهیان نمونه برداری شد و از هر تیمار 4 نمونه جهت آنالیز هیستوپاتولوژی استحصال شد. نتایج آزمایش نشان داد که در بین تمام تیمار های آزمایش بیش ترین عارضه کبدی شامل تورم آبی، تورم ابری، دژنره شدن، چرب شدگی و نکروز در تیمار 6 که حاوی جیره غذایی 15 درصد چربی و بدون داروی لیورگل بود مشاهده شد. در تیمار 2 که حاوی جیره غذایی 9 درصد چربی+داروی لیورگل 0/5 درصد بود هیچ گونه عارضه کبدی مشاهده نشد. نتیجه نهایی تحقیق نشان داد که از سطوح مختلف چربی استفاده شده در آزمایش، ماهی هایی که از سطوح چربی 12 و 15 درصد استفاده کرده بودند بیش ترین ضایعات کبدی را داشتند. هم چنین در تمام تیمار های چربی جیره غذایی (9، 12 و 15 درصد) اضافه کردن داروی لیورگل به جیره غذایی احتمالا به علت وجود سیلی مارین باعث کاهش ضایعات کبدی در ماهی قرمز گردید.
    کلیدواژگان: هیستولوژی کبد، لیورگل، چربی، ماهی کاراس طلایی
  • مریم محجوبیان، اکرم سادات نعیمی* صفحات 395-406
    هدف این پژوهش مقایسه اثرات نانوذرات تیتانیوم دی اکسید و درشت ذرات آن بر بافت های آبشش، کبد و روده گورخرماهی (Danio rerio) است. در مطالعه حاضر تعداد 150 قطعه گورخرماهی به مدت 30 روزتحت شرایط ساکن-تجدید در معرض تیمار نانوذرات و درشت ذرات تیتانیوم دی اکسید در غلظت های 1 و 10 میلی گرم بر لیتر و 3 تکرار در هر تیمار به همراه گروه شاهد قرار گرفتند. پس از اتمام دوره (30 روز) ماهی ها در فرمالین تثبیت شده و برای انجام مطالعات بافت شناسی کلاسیک رنگ آمیزی شدند.نتایج این پژوهش نشان داد که نانوذرات تیتانیوم دی اکسید و درشت ذرات آن منجر به ناهنجاری هایی در لاملا و فیلامنت ازقبیل جدا شدن اپتلیوم، ادم، انحنا، به هم چسبیدگی، هایپرپلاژی در لاملا و پرخونی، هایپرتروفی در فیلامنت بافت آبشش گورخرماهی گردید. هم چنین ناهنجاری هایی نظیر واکوئله شدن سیتوپلاسم، افزایش مراکز ملانوماکروفاژ، تخریب  هپاتوسیت ها، پرخونی و افزایش قطرسینوزوئید ها در بافت کبد گورخرماهی و آسیب هایی ازقبیل جداشدن اپیتلیوم، افزایش و تورم سلول های جامی، نکروز و پرخونی در روده گورخرماهی مشاهده شد. براساس یافته های این پژوهش میزان ناهنجاری ها درتیمارهای نانو از درشت ذرات بیش تر بود. هم چنین، بیش تر عارضه های ایجاد شده وابسته به غلظت مواد بود، به طوری که شدت ناهنجاری ها در غلظت 10 میلی گرم برلیتر از نانوذره تیتانیوم دی اکسید در مقایسه با سایر تیمارهای مورد بررسی بیش تر بود.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی بافتی، فیلامنت آبششی، نانومواد، تیتانیوم دی اکسید، هپاتوسیت، بافت روده
  • امین مخلص ابادی، سالار درافشان*، فاطمه پیکان حیرتی صفحات 407-414
    هدف از این مطالعه بهبود شاخص های خون شناسی ماهی پرت در مواجه با دوره محرومیت غذایی بود. برای انجام این مطالعه، 200 قطعه ماهی پرت (میانگین وزنی6/2±25/5 گرم و میانگین طولی0/43±6/34 سانتی متر) در سه تیمار با دو تکرار و هر تکرار شامل 33 قطعه ماهی که شامل تیمار شاهد(جیره پایه)،تیمار آستاگزانتین (جیره حاوی 4 گرم بر کیلوگرم آستاگزانتین) و تیمار آستاگزانتین- نمک صفراوی (جیره حاوی4 گرم بر کیلوگرم آستاگزانتین و 1200 میلی گرم بر کیلوگرم نمک صفراوی) به مدت 90 روز تغذیه شدند و سپس دوره محرومیت غذایی به مدت یک هفته اعمال شد. در پایان دوره تغذیه، نتایج نشان داد به جز تعداد گلبول های سفید که در اثر تغذیه با جیره های حاوی آستاگزانتین به تنهایی یا در تلفیق با نمک صفراوی، به طور معنی داری افزایش یافته بود (0/05>P)، سایر شاخص های خون شناسی تحت تاثیر تیمارهای تغذیه ای قرار نگرفت (0/05<P). افت تعداد گلبول های قرمز خون ماهیان تغذیه شده با آستاگزانتین  به تنهایی یا در تلفیق با نمک صفراوی پس از محرومیت غذایی مشاهده شد (0/05>P). کاهش معنی داری در تعداد گلبول های سفید در ماهیان تغذیه شده با جیره شاهد، پس از اعمال دوره محرومیت غذایی مشاهده شد (0/05>P) ولی این کاهش در تیمارهای آستاگزانتین و آستاگزانتین- نمک صفراوی مشاهده نشد (0/05<P). به طورکلی می توان بیان داشت که استفاده از آستاگزانتین به تنهایی یا در تلفیق با نمک صفراوی تاثیر چندانی بر شاخص های خون شناسی ماهی پرت به جز ممانعت در کاهش تعداد گلبول های سفید در مواجه با تنش محرومیت غذایی نداشت.
    کلیدواژگان: ماهی پرت، آستاگزانتین، نمک صفراوی، محرومیت غذایی
  • راضیه نظری، میر مسعود سجادی*، بهرام فلاحتکار صفحات 415-422
    به منظور مطالعه تاثیر سطوح مختلف کورکومین موجود در گیاه زردچوبه بر عملکرد رشد و رنگ پذیری ماهی اسکار،150 قطعه ماهی با میانگین وزن اولیه 0/25±5/1 گرم و طول متوسط 0/36±6/25 سانتی متر به طور تصادفی به 5 گروه تقسیم شده و به مدت 56 روز نگه داری وبا جیره های مختلف تغذیه شدند. گروه شاهد غذای تجاری فاقد کورکومین (C0) و سایرگروه ها به ترتیب با 5 ( C15) 15 ,(C10) 10 ,(C5) و 20 (20 C) گرم کورکومین در هر کیلوگرم جیره تجاری تغذیه شدند. شاخص های رشد تیمارهای آزمایشی هر دو هفته یک بار اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد بین تیمارهای  C0 و C5 از لحاظ وزن نهایی و نرخ رشد ویژه تفاوت معنی دار آماری وجود دارد (0/05>P). بیش ترین وزن نهایی و هم چنین کم ترین ضریب تبدیل غذایی در تیمار C5 مشاهده شد. تفاوت معنی داری در بازده پروتئین و چربی بین تیمارهای C5 و C20 مشاهده شد (0/05>P) به طوری که بیش ترین مقدار آن ها در تیمار C20 مشاهده شد. نتایج حاصل از اندازه گیری میزان کورکومین ذخیره شده در پوست نشان داد میزان کورکومین تیمار C20 به طور معنی داری نسبت به تیمار C0 بیش تر بود (0/05>P). نتایج تحقیق کنونی نشان داد که استفاده از 5 گرم کورکومین در جیره غذایی باعث بهبود عملکرد رشد در ماهی اسکار می شود و هم چنین استفاده از 15 گرم کورکومین در جیره غذایی آن ها باعث رنگ پذیری بهینه در این ماهیان می شود.
    کلیدواژگان: کورکومین، رنگ پذیری، رشد، ماهی اسکار، Astronotus ocellatus
  • محمد جواد ایمنی، سعید محمد زاده نمین*، معصومه مهدوی اورتاکند صفحات 423-428
    مگس های Lauxaniidae با داشتن حدود 1800 گونه توصیف شده یکی از بزرگ ترین و متنوع ترین خانواده های دوبالان به حساب می آیند. اغلب گونه های این خانواده در مناطق جنگلی، روی درختچه ها، درختان و برگ ها فعالیت می کنند و اغلب در مرحله لاروی پوسیده خوار هستند و در زیر برگ های افتاده، علف های در حال پوسیدن، زیر پوست تنه درختان در حال تجزیه و در لانه پرندگان یافت می شوند. تا قبل از این تحقیق 32 گونه از این مگس ها از ایران گزارش شده بود. طی این تحقیق در سال های 1395 و 1396 روی فون مگس خانواده Lauxaniidae در منطقه طالقان (استان های البرز و قزوین)، 10 گونه از پنج جنس (Homoneura sp.، Minettia fasciata، Minettia hyrcanica، Minettia bulgarica، Calliopum caucasicum، Sapromyza afghanica، Sapromyza biordinata، Sapromyza hermonensis، Eusapromyza martinekiوEusapromyza multipunctata) از این خانواده از مکان های مختلف منطقه جمع آوری و شناسایی گردید. از میان گونه های مذکور، گونه Sapromyza hermonensisبرای اولین بار از ایران گزارش می گردد.
    کلیدواژگان: فونستیک، دوبالان، Lauxaniidae، طالقان
  • محمد عباسی، جواد میرزایی*، مجید میراب بالو صفحات 429-434
    پژوهش حاضر، به مدت یک سال (1394-1395) در جنگل های شهرستان ایلام به منظور بررسی تغییرات تراکم جمعیت و تنوع زیستی موجودات خاکزی شامل صدپایان و هزارپایان (Arthropoda: Myriapoda) انجام گرفت. بدین منظور نمونه برداری از خاک سه منطقه گچان، مانشت و قلارنگ، در طی فصول مختلف سال صورت پذیرفت. نمونه های خاک پس از ثبت مشخصات محل، به آزمایشگاه منتقل شدند و با استفاده از قیف برلیز نسبت به جداسازی صدپایان و هزارپایان اقدام گردید. در این بررسی در مجموع، تعداد 730 نمونه از صدپایان و هزارپایان از منطقه حفاظت شده مانشت و قلارنگ جمع آوری و شمارش گردید که نمونه های جمع آوری شده متعلق به سه خانواده Dignathodontidae (گونه Henia sp.)، Scolopendridae (گونه Scolopendra cingulata) و Julidae (گونه های Cylindroiulus sp. و Amblyiulus sp.) بودند. حداکثر تراکم جمعیت صدپایان و هزارپایان در هر سه منطقه مورد نمونه برداری در فصل بهار دیده شد و تراکم جمعیت صدپایان و هزارپایان (تعداد در مترمربع) در کوه گچان (147 و 136) نسبت به کوه های مانشت (111 و 128) و قلارنگ (92 و 131) بالاتر بود. در اواخر پاییز، تراکم جمعیت به طور معنی داری در هر سه منطقه کاهش یافت. براساس نتایج حاصل از تجزیه واریانس، تاثیر فصول مختلف سال بر جمعیت صدپایان و هزارپایان در هر سه منطقه در سطح یک درصد معنی دار می باشد. با توجه به پوشش گیاهی متنوع در منطقه، مقدار شاخص های شانون- وینر و سیمپسون در هر سه منطقه نمونه برداری شده، بالا و در حد مطلوب بود. هم چنین نتایج مربوط به شاخص یکنواختی شانون نشان داد که مقدار این شاخص برای هزارپایان در هر سه منطقه نمونه برداری شده بیش تر از صدپایان می باشد. با توجه به نتایج این تحقیق و نظر به این که هزارپایان اهمیت زیادی در زنجیره های غذایی خاک و حفظ تعادل طبیعی در جنگل ها را دارند توصیه می شود برنامه های حفاظت از تنوع زیستی اکوسیستم های جنگلی مورد توجه و نظر بیش تری قرار گیرند.
    کلیدواژگان: تراکم جمعیت، صدپایان، هزارپایان، جنگل های زاگرس، ایلام
  • سمیه اسمعیلی رینه* صفحات 435-442
    اعضای جنس زیرزمینی 1849Schiödte,  Niphargus در آب های زیرزمینی و یا آب های مرتبط با محیط های زیرزمینی نظیر چشمه ها زندگی می کنند. اعضای این گروه یکی از غنی ترین جنس های دوجورپایان آب شیرین از نظر تعداد گونه (بیش از 300 گونه و زیر گونه) در جهان هستند که در غرب پاله آرکتیک پراکنش دارند. ایران به عنوان محدوده شرقی جنس Niphargus مشخص می شود و تاکنون 17 گونه از این جنس در ایران یافت شده است که به جز گونه N. valachicus، سایر گونه ها بومی ایران می باشند. در این مطالعه، تنوع و پراکنش اعضای این جنس در ایران و صفات تشخیصی مهم هر گونه بررسی و ثبت جدیدی از گونه N. hosseiniei در اطراف روستای بیلوار شهر کرمانشاه گزارش می شود. نقشه توزیع جغرافیایی گونه ها با نرم افزار Arc GIs  ترسیم گردید. اکثر گونه های این جنس از ایران در 5 سال گذشته معرفی شده اند و انتظار می رود در آینده ای نزدیک گونه های بیش تری به فون زیرزمینی ایران اضافه گردد.
    کلیدواژگان: تنوع زیستی، Niphargus، آب زیرزمینی، ثبت جدید، ایران
  • رضا اسعدی*، عبدالصمد کرامت امیری، حسین اورجی، سید ولی حسینی صفحات 443-450
    در این تحقیق تاثیر استفاده از روغن های ریزپوشانی شده در جیره غذایی میگوی آب شیرین بر پارامترهای رشد و آنالیز تقریبی فیله مورد ارزیابی قرار گرفت. 6 جیره غذایی با میزان پروتئین یکسان (33 درصد) و سه سطح چربی  6، 9 و 12 درصد  تهیه شد که در هر سطح چربی دو جیره ساخته شد که در یکی از جیره ها (تیمارهای 1، 3 و 5) از روغن بدون ریزپوشانی استفاده شد و در جیره دیگر (تیمارهای 2، 4 و 6) از روغن ریزپوشانی شده استفاده شد. اضافه وزن و ضریب تبدیل غذایی در سطح چربی 12 درصد بین تیماری که روغن آن ریزپوشانی نشده بود (تیمار 5) با تیمار 6 که روغن آن ریزپوشانی شده بود تفاوت معنی دار (0/05 >P)  نشان دادند. هم چنین تیمار 6 بیش ترین نرخ رشد ویژه و شاخص کارایی پروتئین را دارا بود و به طور معنی داری (0/05>P) با تیمارهای 1 و 2 تفاوت داشت. اثر سطوح چربی تاثیر معنی داری در فاکتورهای رشد نشان داد اما  اثر ریزپوشانی و اثر متقابل (اثر سطوح چربی و اثر ریزپوشانی) معنی داری نبودند (0/05<P). ریزپوشانی کردن در سطح چربی 12 درصد سبب افزایش معنی دار (0/05>P) در چربی فیله شد و اثر سطوح چربی و اثر ریزپوشانی نیز معنی دار بود (0/05>P). فاکتورهای فیزیکی پلت تحت تاثیر معنی دار ریزپوشانی روغن قرار گرفتند (0/05>P). که این تاثیر خصوصا در سطح چربی 9 و 12 درصد بارزتر بود. درکل ریزپوشانی کردن روغن ها در سطح چربی جیره 6 درصد هیچ تاثیر معنی داری بر فاکتورهای رشد، چربی فیله و شاخص های فیزیکی پلت نداشت.
    کلیدواژگان: چربی فیله، سطوح چربی جیره، فاکتورهای رشد، استحکام پلت، شسته شدن پلت
  • هادی رییسی*، امین دانایی، رحمان پاتیمار صفحات 451-460
    میگوی آب شیرین شرقی (Macrobrachium nipponense) یک گونه غیربومی بوده که به طور وسیع در حوضه خزر جنوبی پراکنش دارد. این تحقیق جهت مطالعه ویژگی های رشد و مرگ و میر در منطقه سد بوستان در جنوب شرق دریای خزر بر روی مجموع 860 میگو در طی بهمن 1394 الی مهر 1395 صورت گرفت. نسبت جنسی نر به ماده 1/11: 1 برآورد گردید. دامنه طول کل و وزن در این میگو در منطقه مورد مطالعه به ترتیب 74/94-11/70 میلی متر و 4/51-0/04 گرم به دست آمد. فراوانی میگو و وزن در ماه های مختلف، متفاوت و اختلاف معنی دار بود (0/05>p). میانگین طول و وزن در میگوهای نر (میانگین طول کل 40/24 میلی متر و وزن 0/81 گرم،0/05>p) کم تر از ماده ها (میانگین طول کل 41/70 میلی متر و وزن 1/01 گرم، 0/05>p) بود. ارتباط طول و وزن بین نرها و ماده ها در سد بوستان معنی دار و هر دو جنس دارای رشد ایزومتریک به دست آمد. پیراسنجه های رشد در نرها (میلی متر) 86/63=∞K= 0/79 ,L و در ماده ها (میلی متر) 76=∞K =1,L به دست آمد. مرگ و میر طبیعی نرها 1/08 و در ماده ها 1/17 محاسبه شد. با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد سد بوستان محیط مناسبی برای زندگی و رشد این میگو فراهم می کند.
    کلیدواژگان: M. nipponense، رشد، مرگ و میر، سد بوستان، دریای خزر
  • میترا غفوریان، محسن صفایی*، فرشته سراجی صفحات 461-466
    این مطالعه با هدف بررسی رفتار تغذیه ای میگو خنجریParapenaeopsis stylifera  در آب های ساحلی هرمزگان (مناطق بین بندرعباس، هرمز و قشم) انجام شد. نمونه برداری به مدت 12 ماه از تیر ماه 1395 تا خرداد ماه 1396 و با تور ترال کف ویژه میگو انجام شد. محتویات 363 میگو با دامنه طول کاراپاس 12 تا 33 میلی متر مورد بررسی قرار گرفت. موادغذایی شناسایی شده در روده میگو شامل سخت پوست (84%)، الیاف گیاهی (7%)، دیاتومه (6%)، فورمینیفورا (روزنه داران)(1%)،کرم نماتد (0/57%) و مژه داران (0/28%) و شکم پا (0/28%) بود. میزان شاخصcvدر هر دوجنس متفاوت و به طور معنی داری در جنس نر بیش تر از ماده بود، درحالی که این شاخص در کلاس های طولی مختلف اختلاف معنی داری نداشت.هم چنین نتایج این تحقیق نشان داد که در بین غذاهای ترجیحی میگو خنجری بیش ترین فراوانی حضور مربوط به گروه غذایی سخت پوستان بود درحالی که میزان شاخصFp  در کلاس های طولی مختلف اختلاف معنی داری نداشتند. نتایج نشان داد سخت پوستان بیش ترین فراوانی حضور را در محتویات روده میگوها درهمه مراحل رسیدگی تخمدان را به خود اختصاص داده بودند.
    کلیدواژگان: میگو خنجری، ترکیب غذایی، شاخص های تغذیه ای، خلیج فارس
  • اکبر عباس زاده*، وحید یاوری، سیدجواد حسینی، محمود نفیسی بهابادی صفحات 467-476
    کاتاپسین ها جزء اصلی سیستم پروتئولیتیک لیزوزومی و مسئول تجزیه پروتئین های داخل سلولی هستند. هدف این تحقیق ارزیابی تغییرات میزان بیان ژن کاتاپسین ال (CTSL) و فاکتورهای رشد در میگوی سفید غربی (Litopenaeus vannamei) تحت تاثیر بایوفلاک های متفاوت با استفاده از سطوح مختلف پروتئینی بود. چهار تیمار بایوفلاک مشتمل بر بایوفلاک خرما +جیره با پروتئین 25% (P25)، بایوفلاک ملاس+جیره با پروتئین 25% (M25)، بایوفلاک خرما+جیره با پروتئین 15% (P15) و بایوفلاک ملاس+جیره با پروتئین 15% (M15) و یک تیمار شاهد بدون بایوفلاک (38% پروتئین) با 3 تکرار بود. در یک دوره 35 روزه 35 قطعه میگوی جوان (0/33±5/37 گرم) به طور تصادفی در 15 مخزن 300 لیتری (تراکم 175 قطعه در متر مکعب) ذخیره سازی گردید. به منظور برآورد تاثیر بایوفلاک بر میزان بیان ژن کاتاپسین (L (CTSL  در هپاتوپانکراس میگو از تکنیک Real time PCR و از ژن Beta actin به عنوان ژن کنترل داخلی استفاده شد. در تمام تیمارهای بایوفلاک نسبت به شاهد افزایش معنی داری در میزان بیان ژن CTSL مشاهده گردید (0/05>P)، هرچندکه تیمار 25P بالاترین میزان بیان را نشان داد (0/05>P). هم چنین بالاترین میزان پارامترهای رشد (وزن به دست آمده، ضریب تبدیل غذایی مطلوب، نرخ رشد و بازماندگی) در میگوهای تیمار P25 و کم ترین آن ها در تیمار شاهد دیده شد (0/05>P). نتایج نشان داد میزان بیان ژن CTSL با تغییر منابع کربنی یا میزان پروتئین جیره در بین تیمارهای بایوفلاک، اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند (0/05<P). به نظر می رسد فناوری بایوفلاک با اثرات مثبت خود بر گوارش و ایمنی، سبب افزایش بیان ژن CTSL در این گونه شده است.
    کلیدواژگان: میگوی وانامی، ژنتیک، بایوفلاک، شیره خرما، ملاس، رشد
  • پریسا تابان، اصغر عبدلی*، نعمت الله خراسانی، جابر اعظمی صفحات 477-488
    در مطالعات حاضر شناسایی و وضعیت تنوع زیستی کفزیان رودخانه های حفاظت شده جاجرود و کرج، که تامین کننده بخش زیادی از آب شرب شهر تهران می باشند، در طول سه سال متوالی به طور هم زمان بررسی گردیده است. نمونه های فیزیکوشیمیایی وکفزیان با سه تکرار از 19 ایستگاه با سوربرجمع آوری شدند. آنالیزهای آماری توسط نرم افزارهایSPSS ، Rو  Past صورت گرفت. در رودخانه جاجرود تعداد  6667 ماکروبنتوز در 22 خانواده و در رودخانه کرج تعداد 13246ماکروبنتوز در 24 خانواده شناسایی شد. بیش ترین فراوانی و تنوع ماکروبنتوز درفصل تابستان ومناسب ترین زمان برای نمونه برداری از کفزیان در محدوده مطالعاتی می باشد. نتایج آزمون آماری CCA نشان داد، پارامترهای کل جامدات معلق، هدایت اکتریکی، اکسیژن محلول و pH بیش ترین سهم را در توزیع کفزیان داشتند. در رودخانه جاجرود باتیده و در رودخانه کرج سیمولیده بیش ترین میزان فراوانی را به خود اختصاص دادند. شاخصغالبیت سیمپسون در تمامی ایستگاه هایمطالعاتی بیش تر به سمت یک میل می کند که بیانگر فراوانی بالای یک یا چند خانواده نسبت به سایرین است. مقادیر متوسط شاخص تنوع شانون در طول چهار دوره نمونه برداری در رودخانه کرج بین 0/11±2/04 تا  0/06±2/5 متغیر و در رودخانه جاجرود بین 0/22±1/4 تا  0/42±2/4 نوسان داشت. هر دو رودخانه به لحاظ تنوع زیستی وفون کفزیان به یکدیگر شباهت دارد. براساس نتایج شاخص های تنوع زیستی فعالیت های انسانی بر جوامع کفزیان تاثیرگذار بوده وبیش ترین تاثیر منفی بر اکوسیستم دو رودخانه ناشی از توسعه تفرجگاه ها و تغییرات کاربری اراضی می باشد.
    کلیدواژگان: جاجرود و کرج، شاخص تنوع زیستی، کفزیان، عوامل محیطی
  • نیلوفر نوروزی*، رسول قربانی، سید عباس حسینی، سید علی اکبر هدایتی، رحمت ندافی صفحات 489-498
    مطالعه مستمر اکولوژیک دریای خزر، به خصوص پراکنش، شناسایی گونه ها و نوسانات منطقه ای قبل از هر مطالعه، ضروری به نظر می رسد، بر این اساس در پژوهش حاضر روند جایگزینی گروه های کفزی در خلیج گرگان و حوضه جنوب شرقی دریای خزر (منطقه استان گلستان)، مورد مطالعه قرار گرفت و با نتایج به دست آمده در پژوهش های مشابه پیشین مقایسه شد. نتایج حاصل از بررسی کفزیان نشان داد که به ترتیب کرم های پرتار، کرم های کم تار، نماتدها، کرم های شیرونومیده، صدف های دوکفه ای و سخت پوستان آمفی پودا اصلی ترین فون کفزی اکوسیستم را تشکیل داده اند. این نتایج نشان دهنده وجود وضعیت بسیار نامناسب کیفی در مناطق مورد بررسی می باشد. نتایج حاصل از مقایسه با سایر پژوهش های پیشین نیز نشان داد که عواملی نظیر ورود آلاینده های آلی و معدنی، دفع نامناسب زباله ها، بسته شدن کانال های اصلی دریای خزر و عدم تهویه اکوسیستم، ساخت تاسیسات نامناسب صیادی و غیره موجب ایجاد شرایط هایپرتروفی و کاهش بسیار زیاد تراکم و تنوع کفزیان در این مناطق گردیده است.
    کلیدواژگان: دریای خزر، خلیج گرگان، وضعیت تروفی، جایگزینی کفزیان
  • فخریه شیرود میرزایی*، رسول قربانی، سید عباس حسینی، فرخ پرافکنده حقیقی، حسن نصرالله زاده ساروی صفحات 499-510
    آبزی پروری از جمله فعالیت های انسانی است که توسعه کنترل نشده آن بر محیط  زیست اطراف، اثرات منفی دارد و پایش زیستی یکی از راه های بررسی آن است. در این مطالعه، اثرات محیط زیستی پساب مزارع پرورش میگو بر اجتماع کفزیان تالاب گمیشان بررسی شد. جهت نمونه برداری از جوامع کفزی، 6 ایستگاه تعیین و نمونه ها به صورت ماهانه و به مدت یک سال جمع آوری شدند و از پنج شاخص جهت بررسی وضعیت کیفی تالاب گمیشان استفاده گردید. نتایج نشان داد که میانگین کفزیان برابر با 31934 تعداد در مترمربع و بیش ترین فراوانی مربوط به خانواده Pyrgulidae بود. مصب رودخانه گرگان رود بیش ترین فراوانی را در بین ایستگاه های نمونه برداری نشان داد. مقایسه تراکم در ماه های مختلف نیز بیش ترین فراوانی را در سه ماه نخست سال نشان داد و با آغاز فصل تابستان، تراکم کاهش یافت. با شروع خروج پساب مزارع پرورش میگو از شهریور، میانگین فراوانی روند صعودی در پیش گرفت، ولی در چهار ماه پایان سال، از فراوانی آن ها مجددا کاسته شد. بررسی مقادیر شاخص مارگالف و شانون-وینر در ماه ها و ایستگاه های مختلف نشان دهنده آلودگی در این تالاب بود. با محاسبه شاخص سیمپسون مشخص شد با افزایش آلودگی در تالاب در کنار کاهش حجم آب، توزیع کفزیان رو به یکنواخت تر شدن است. شاخص پیلو با میانگین 0/4، تفاوت معنی داری در بین ایستگاه ها و ماه های مختلف نمونه برداری نشان نداد. بررسی شاخص پراکنش نیز لکه ای بودن پراکنش کفزیان را تایید نمود. در مجموع، کیفیت آب در تالاب گمیشان نامطلوب ارزیابی شد و ضرورت اعمال سیاست های مدیریتی کارآمد به منظور بهبود کیفیت آب در این تالاب بین المللی مشخص گردید.
    کلیدواژگان: اثرات محیط زیستی، پساب، آبزی پروری، بزرگ بی مهرگان کفزی، تالاب گمیشان
  • شادی خاتمی*، تورج ولی نسب، فرهاد کیمرام صفحات 511-518
    در این تحقیق، جهت مقایسه و بررسی تفاوت های بین گروهی اسکوئید هندی (Uroteuthis (Photololigo) duvaucelii) گونه غالب از سرپایان در آب های خلیج فارس و دریای عمان از ویژگی های ریخت شناسی با روش آنالیز تشخیص استفاده شد. هم چنین تعیین مهم ترین متغیرهای موثر با روش تحلیل عاملی با تجزیه مولفه های اصلی یا PCA صورت پذیرفت. برای این منظور اسکوئید هندی از دو منطقه در آب های خلیج فارس (آب های بوشهر و غرب تنگه هرمز) و دریای عمان (آب های سیستان و بلوچستان و شرق تنگه هرمز) به وسیله تور ترال کف با چشمه 75 میلی متر صید شدند و 21 ویژگی ریخت شناسی آن ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که در آنالیز مولفه های اصلی برای متغیرهای مورد بررسی، دو مولفه تشکیل شد که مولفه اول شامل طول و عرض مانتل، وزن بدن، طول و عرض باله، طول و عرض سر، قطر چشم، طول غضروف گردنی، طول قیف، طول و عرض گلادیوس، وزن گلادیوس، عرض ساقه گلادیوس، محیط مانتل و طول آبشش 54/24 درصد و مولفه دوم شامل طول بازوهای اول تا چهارم 81/5 درصد از کل واریانس را به خود اختصاص داده است. بررسی تفاوت بین گروهی با روش آنالیز تشخیص سه تابع را نشان داد که در 0/05>P معنی دار است که نشان دهنده اختلاف و تمایز بین گروه ها است. بنابراین یک گروه در دریای عمان و دو گروه در خلیج فارس تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: اسکوئید هندی، آنالیز تشخیص، PCA، دریای عمان، خلیج فارس
  • الهه علی عسگری، علی ماشینچیان مرادی*، فریبرز احتشامی، شهلا جمیلی، محمد ربانی صفحات 519-530
    تحقیق حاضر جهت اندازه گیری میزان غلظت آنزیم گلوتاتیون اس ترانسفراز کاتالاز و استیل کولین استراز به عنوان نشانگرهای آلاینده فلزات سنگین در صدف دوکفه ای مروارید ساز محار (Pinctada radiata) انجام گرفته است. نمونه برداری از بهار تا زمستان سال 1392 به روش غواصی در ایستگاه های لاوان، هندورابی و نخیلو انجام شد که در طی نمونه برداری صدف های با اندازه کوچک (4-1سانتی متر) و بزرگ (6-4 سانتی متر) جمع آوری گردیدند. برای اندازه گیری میزان غلظت فلزات سنگین از روش استاندارد Moopam، برای اندازه گیری آنزیم گلوتاتیون اس ترانسفراز از روش Habig، برای اندازه گیری آنزیم استیل کولین استراز از روش Ellman و برای اندازه گیری غلظت آنزیم کاتالاز از روش Abei استفاده گردید. میزان غظت آنالیز فلزات سنگین نیکل، کادمیوم و سرب در بافت نرم صدف محار (Pinctada radiata) در هر سه ایستگاه به ترتیب 0/12±0/58 و 0/04±1/86 و 0/30±1/94 قسمت در میلیون می باشد، که نتایج نشان داد غلظت فلز سرب در رسوبات ایستگاه دارای اختلاف معنی دار می باشد. غلظت آنزیم استیل کولین استراز در ایستگاه های مختلف و در بین اندازه های بزرگ و کوچک و در بین دو فصل اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند. تغییرات دو آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون اس ترانسفراز تقریبا مشابه یکدیگر بوده و ایستگاه و فصل هر دو پارامتر اختلاف معنی داری بر میزان غلظت این آنزیم ها داشتند. تغییرات فصلی آنزیم های آنتی اکسیدان (با فرض ثابت بودن شوری و اکسیژن) به سن، چرخه تولیدمثل، در دسترس بودن میزان غذا و دمای آب مرتبط است. با افزایش دما در فصل گرم میزان آنزیم های آنتی اکسیدان افزایش یافته، با افزایش دما و فراوانی غذا در محیط ممکن است میزان آنزیم های آنتی اکسیدان افزایش یابد. با توجه به میزان کم آلاینده های فلزات سنگین در مناطق مورد مطالعه، سطح پایین تری از آلاینده ها در بافت صدف محار (Pinctada radiata) از نظر استاندارهای جهانی مشاهده گردید و ارتباط قوی نیز بین میزان این آلاینده فلزات سنگین در بافت صدف محار (Pinctada radiata) و میزان آنزیم های مورد مطالعه مشاهده نشد، لذا میزان آلاینده های گونه مورد مطالعه در حد طبیعی می باشد و گونه در وضعیت سالمی به سر می برد.
    کلیدواژگان: Pinctada radiata، خلیج فارس، آنزیم گلوتاتیون اس ترانسفراز، استیل کولین استراز، کاتالاز، فلزات سنگین
  • امید روشن*، نسرین سخایی، حسین ذوالقرنین، حامد پاک نژاد، مهرشاد طاهری صفحات 531-536
    تجمعات پرتاران در آب های کم عمق جنوب دریای خزر مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه های رسوب از مناطق ساحلی  گمیشان، خلیج گرگان، کیاشهر، آستارا و تنکابن (عمق های 1، 3 و5 متر) با گرب ون-وین (0/0625 مترمربع)، در زمستان 1395 و تابستان 1396 جمع آوری شد. سپس، نمونه های کرمی با استفاده از الک روزنه 0/5، 1 و 2 میلیمتر، غربال و در گلوتارالدهید 4% ریخته شدند. در نتیجه بررسی مورفولوژیک مشخص شد که کرم پرتار Capitella sp. از خانواده Capitellidae در مناطق گمیشان، خلیج گرگان و تنکابن حضور دارد. نمونه های مورد مطالعه، بدون ضمایم آبششی و چشم، و دارای  پروستومیوم کوتاه و مخروطی شکل بودند و قطعه سینه ای در آن ها متشکل از یک حلقه پریستومیوم بدون کیتا و کتیگرهای دارای تارهای مویین بود. هر یک از کتیگرهای 7-1، 8-1 یا تمام آن ها چندین تار مویین داشتند. اما کتیگرهای شکمی، به جای تارهای مویین، دارای قلاب های روپوش دار بودند. خارهای تناسلی نرها و حفره تناسلی ماده ها بین کتیگرهای 9-8 قرارداشتند. قطعه دمی نیز فاقد ضمایم بود. جنس Capitella و خانواده Capitellidae، برای نخستین بار از دریای خزر گزارش می شوند.
    کلیدواژگان: پرتاران، گونه مهاجم، گونه بیگانه
  • میثم طاول کتری، سید محمدرضا فاطمی، رضوان موسوی ندوشن*، محمد خدابخشی صفحات 537-548
    کرم کم تار Nais variabilisدر زیستگاه های آب شیرین و لب شور بسیار متداول و دارای پراکنش جهانی می باشد. این گونه که قبلا از فون آب شیرین ایران و سواحل جنوبی دریای خزرگزارش نشده بود، در هنگام بررسی لیمنولوژیکی رودخانه و مصب چشمه کیله و سردآبرود در امتداد سواحل ایرانی دریای خزر یافت گردید. نمونه برداری به مدت یک سال به صورت دو ماه یک بار، از آبان ماه 1393 تا شهریور ماه 1394 در سه ایستگاه در هر مصب (S1 در اکوسیستم رودخانه، S2 در اکوسیستم مصب و S3 در اکوسیستم دریا) با استفاده از نمونه بردارهای گرب مدل ون وین (با سطح مقطع 0/03 مترمربع) و سوربر (با سطح مقطع 0/1 مترمربع با چشمه های به ابعاد 0/2 میلی متر) در سه تکرار انجام شد. نتایج حاصل از پراکنش زمانی نشان می دهد که بیش ترین و کم ترین تراکم و توده زنده این گونه به ترتیب در آبان ماه (79/8±118/8 تعداد در مترمربع و 0/034±0/075 گرم در مترمربع) و شهریور ماه (9/8±26/5 تعداد در مترمربع و 0/005±0/015 گرم در مترمربع) بود و دارای اختلاف معنی داری می باشند (0/05<P). پراکنش مکانی این گونه در بین ایستگاه های مورد بررسی اختلاف معنی داری را نشان داد (0/05>P) به طوری که ایستگاه های رودخانه ای تراکم و توده زنده (83/3±139/4 تعداد در مترمربع و 0/029±0/08 گرم در مترمربع) بیش تری نسبت به ایستگاه های مصبی (10/6±21 تعداد در مترمربع و 0/006±10/05 گرم در مترمربع) و ایستگاه های دریایی (0±0 تعداد در مترمربع و 0±0 گرم در مترمربع) داشته اند. تراکم و توده زنده این گونه در رودخانه و مصب چشمه کیله بیش تر از سردآبرود بود. همبستگی معنی داری(0/05>P) بین تراکم و توده زنده N. variabilis با عوامل محیطی در آب (دما و شوری) و رسوب (دانه بندی و مواد آلی کل) مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: اولین گزارش، Nais variabilis، چشمه کیله، سردآبرود، دریای خزر
  • محمود سینایی*، مهدی بلوکی صفحات 549-558
    تغییرات آب و هوایی و فعالیت های انسانی در طول سالیان اخیر سبب از بین رفتن و کاهش سطح پوشش اکوسیستم های مرجانی و کاهش کارآیی پروژه های حفاظت و بازسازی این اکوسیستم ها گردیده است. از این رو استفاده از تکنولوژی هایی نظیر زیست سازه های الکتریکی (بیوراک) جهت افزایش میزان رشد و بقاء مرجان ها دارای اهمیت به سزایی می باشد. در این راستا، کارآیی استفاده از روش بیوراک بر میزان رشد و بازماندگی قلمه های مرجان Acropora calthrataدر خلیج چابهار مورد بررسی قرار گرفته است. قلمه های مرجانی بر روی سازه های فلزی و در میدان الکتریکی به میزان 6 ولت در پروسه بیوراک قرار گرفته و میزان و کارآیی رشد و نرخ بازماندگی قلمه های مرجانی در طول دوره چهار ماهه مورد بررسی قرار گرفت. میانگین رشد مرجان ها در سازه شاهد (غیربیوراک) ±0/23 5/25 سانتی متر و در سازه بیوراک 0/29±12 سانتی متر ثبت گردید. نتایج وجود اختلاف معنی دار بین میزان رشد قلمه های مرجانی در سازه بیوراک با سازه غیربیوراک را نشان می دهد (0/05<p). نتایج این تحقیق افزایش حدود دو برابری در میزان  و هم چنین نرخ رشد قلمه های مرجان A. calthrata در زمان حضور در میدان الکتریکی نسبت به نمونه های شاهد نشان می دهد. نتایج این تحقیق نشان دهنده تحریک رشد بالاتر مرجان A. calthrata توسط روش بیوراک است که می تواند استفاده از روش بیوراک را در طرح های حفاظت و بازسازی مناطق مرجانی در خلیج فارس و دریای عمان توسعه دهد.
    کلیدواژگان: بیوراک، خلیج چابهار، مرجان، Acropora calthrata
  • ماندانا زارعی*، مرضیه جاهدی صفحات 559-566
    حضور تعداد زیادی از میکروارگانیسم ها، درون مزوهیل بسیاری از گونه های اسفنج به اثبات رسیده است. هدف از این تحقیق تعیین خواص ضدقارچی باکتری های همراه با اسفنج بومی خلیج فارس می باشد که تاکنون در ایران گزارشی در این مورد ارائه نشده است. برای این منظور بافت مزوهیل اسفنج Haliclonia simulanse به دست آمده از آب های ساحلی استان بوشهر در رقت های مختلف در محیط کشت های مناسب تلقیح گردید. در غربال گری اولیه 8 سویه به دست آمد که برای تعیین خواص ضدقارچی باکتری های جداشده، دو روش انتشار از دیسک و دیسک آگار علیه 3 سویه قارچی Rhizoctonia solani، Penicillium italicumو Fusarium oxysporum مورد استفاده قرار گرفت. هم چنین تعیین ترکیبات عصاره متانولی با استفاده از GC-MS انجام شد. شناسایی مولکولی سویه های شماره 4 و 7 که بالاترین خواص ضدقارچی را داشتند مشخص نمود که سویه شماره 4 بیش ترین شباهت را در حد 98% با سویه Bacillus sp. (با فاصله ژنتیکی 0/004) و سویه شماره 7 بیش ترین شباهت را در حد 95% با سویه Staphylococcus haemolyticus(با فاصله ژنتیکی 0/02) دارا می باشند. سویه های شماره 4 و 7 به ترتیب با شماره های دسترسی KY31376 و KY71394 در NCBI ثبت شدند. در روش دیسک آگار Bacillus sp. با ایجاد هاله عدم رشد به قطر 28/33 میلی متر بیش ترین تاثیر ضدقارچی را بر گونه R.solani و  Staphylococcus haemolyticus با ایجاد هاله عدم رشد به قطر 27/41 میلی متر بیش ترین تاثیر ضدقارچی را بر گونه F. oxysporum نشان دادند. در روش انتشار از دیسک نیز به ترتیب عصاره های متانولی سویه های Bacillus sp. و Staphylococcus haemolyticus بیش ترین تاثیر ضدقارچی را داشتند.
    کلیدواژگان: شناسایی مولکولی، عصاره متانولی، مزوهیل، بوشهر
  • مهیا شهرابی، سحر هنرمند*، روزبه یلفانی صفحات 567-574
    از مشکلات مهم عفونت های بیمارستانی مرتبط با سودوموناس ائروجینوزا مقاومت چند دارویی است. پمپ های تراوشی باکتری قادر هستند طیف وسیعی از آنتی بیوتیک ها و دترجنت ها را به خارج از سلول تراوش کنند. هدف از مطالعه حاضر بررسی فعالیت پمپ افلاکس در سویه های مقاوم چندگانه دارویی سودوموناس آئروجینوزا مقاوم به فلوروکینولون ها است. مطالعه بر روی50 ایزوله سودوموناس آئروجینوزا جدا شده از نمونه های بالینی بیماران مراجعه کننده به بیمارستان میلاد تهران انجام گرفت. پس از شناسایی جدایه ها با انجام آزمون های بیوشیمایی، حساسیت آنتی بیوتیکی با روش انتشار در دیسک و طبق استاندارد  CLSI2017تعیین شد. پس از تعیین سویه های مقاوم چند دارو، کم ترین غلضت مهارکنندگی رشد آنتی بیوتیک های سیپروفلوکساسین و لووفلوکساسین تعیین شد و با استفاده از کربونیل سیانید m-کلروفیل هیدرازون (CCCP) فعالیت پمپ افلاکس جدایه ها مورد بررسی قرار گرفت.34% سویه MDR سودوموناس آئروجینوزا که به بیش از دو کلاس آنتی بیوتیکی مقاوم بودند، شناسایی شدند. با روش ممانعت گر CCCP برای سویه های MDR، 2سویه برای آنتی بیوتیک سیپروفلوکساسین و 3سویه برای آنتی بیوتیک لووفلوکساسین کاهش 4 برابری و یا بیش از 4برابر MIC پس از تاثیر ممانعت گر CCCP داشته اند. فراوانی سویه های  MDRسودوموناس آئروجینوزا مورد مطالعه پایین است. تنها 4 ایزوله از بین سویه های MDR فعالیت پمپ افلاکس داشتند. بنابراین پمپ افلاکس مکانیسم اصلی برای مقاومت به سیپروفلوکساسین ولووفلوکساسین در بین این ایزوله ها نیست و برای مطالعات بعدی بررسی سایر مکانیسم های مقاومت فلورو کینولونی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: پمپ افلاکس، سودوموناس آئروجینوزا، مقاوم چندگانه دارویی، CCCP
  • شاهین زایری، فاطمه نوربخش*، فهیمه باغبانی آرانی صفحات 575-580
    اسینتوباکتر بومانی به دلیل پتانسیل بالا در کسب عوامل مقاومت به دامنه وسیعی از آنتی بیوتیک ها، یکی از اصلی ترین باکتری های با مقاومت چندگانه دارویی است.مکانیسم های مختلفی برای بروز مقاومت چندگانه دارویی در اسینتوباکتر بومانی وجود دارد که شامل پمپ های تراوشی یا افلاکس، بتالاکتاماز، اینتگرون ها، عناصر افزایشی و پروتئین های ساختاری می باشند. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی ژن های پمپ افلاکس در ایزوله های بالینی اسینتوباکتر بومانی با مقاومت چندگانه دارویی می باشد. 79 سویه اسینتوباکتر بومانی از نمونه های بالینی بیماران مراجعه کننده به بیمارستان قلب تهران جدا شده و با آزمون های بیوشیمیایی تشخیص داده شدند. حساسیت آنتی بیوتیکی ایزوله ها با روش انتشار دیسک براساس استاندارد 2015CLSI تعیین شد. سپس استخراجDNA  انجام شد و حضور ژن های adeA، adeB وadeC با استفاده از PCR بررسی شد. میزان مقاومت نسبت به آنتی بیوتیک های آمی کاسین، سفتازیدیم، سیپروفلوکسازین، مروپنم، ایمی پنم، تتراسایکین و تری متوپریم به ترتیب 83/75، 86/25، 82/5، 56/25، 91/25، 58/75، 93/75 درصد بود. فراوانی ژن های adeA، adeB  96/2% و فراوانی adeC 91/1% گزارش شد. ارتباط معنی داری بین مقاومت به ایمی پنم، مروپنم با فراوانی ژن ها وجود داشت. با توجه به شیوع بالای ژن های پمپ افلاکس AdeABC ممکن است این امر یک نقش مهم در مقاومت ایزوله های بالینی اسینتوباکتر بومانی به ویژه مقاومت به ایمی پنم، مروپنم و تری متوپریم ایفا کند. اگرچه باید به نقش بیان ژن های پمپ افلاکس در بروز مقاومت آنتی بیوتیکی توجه کرد.
    کلیدواژگان: اسینتوباکتر بامانی، پمپ افلاکس، ژن های adeABC، مقاومت آنتی بیوتیک
  • بهرنگ اکرامی* صفحات 581-584
    گوزن قرمز خزری یا مارال (Cervus elaphus maral) نشخوارکننده ای از خانواده گوزن سانان است. نگه داری و حفاظت از مارال نیازمند شناخت خصوصیات رفتاری، فیزیولوژی، محیط و عوامل آسیب رسان به این گونه می باشد. در این مقاله صفات و رفتارشناسی تولیدمثلی این گونه در هر دو جنس نر و ماده بر اساس مشاهدات و ثبت اطلاعات گوزن های نگه داری شده در پناهگاه حیات وحش سمسکنده ساری در بازه زمانی 1385 تا 1390 ارائه شده است. خصوصیات گوزن نر شامل رفتار جنسی، تغییرات ظاهری در فصل تولیدمثل و فیزیولوژی تولیدمثل و خصوصیات گوزن ماده شامل تخمک گذاری، چرخه تولیدمثلی، جفت گیری، آبستنی و زایمان مورد بررسی قرار گرفته است. شناخت خصوصیات تولیدمثلی مارال در پناهگاه حیات وحش سمسکنده ساری یکی از نیازهای اطلاعاتی مهم برای حفظ و تزاید نسل این گونه می باشد و مسیرهای جدیدی برای انجام روش های جدید در تولیدمثل این گونه در پارک های حیات وحش ایران و یا مناطق حفاظت شده دیگر را خواهد گشود.
    کلیدواژگان: گوزن قرمز خزری، تولیدمثل، رفتارشناسی، فیزیولوژی، ایران
|
  • Elham Ebrahimi, Faraham Ahmadzadeh *, Babak Naimi Pages 1-12
    In the recent decades, a lot of Researches which are focused on Predicting the geographical distribution potential of species with goal Identifying hot habitat areas. Iran has a specific situation and varied habitats. As well as, there is a limitation in management and conservation in Iran, so conserving of Hot habitat areas is the best way to conserve a lot of species in the large landscapes. CARNIVORA has eight families in Iran, which the most of species are in IUCN Red List. The main goal of the project was making hotspot map of FELIDAE, which has a key role in biodiversity conservation of the country. In this study, we used 19 climate variables from worldclim database and presence data felid species; and used RF, SVM, MaxEnt and BRT models in Software R for species distribution modeling. After the overlay of species distribution maps using the collecting layer technique in ArcGIS10.5, to create a model with a high degree of reliability, a comprehensive map for Iranian felids hotspots was prepared using layer multiplication method. As a result, felids hotspots occurred in central deserts of Iran, parts in the north and northeast of Iran and parts of the Zagros Mountain Range in west. According to matching of prediction map of felids hotspot with map of Iranian protected areas, the pattern of habitat potential has a relatively small overlap with protected areas and have overlap with 39 protected areas. The results showed that, the RF model was the best model with excellent reliability.
    Keywords: Habitat hotspot, FELIDAE, Species distribution model, Biodiversity conservation
  • Haydar Rouhi, Hadi Tahsini *, Abdolrasoul Salman Mahini, Hamidreza Rezaei Pages 13-22
    Persian leopard (Pantera pardus saxicolor) is one of 37 species of cats in the world, which lives individual in most natural habitats of the country, and has a specific territory for itself. Awareness of the biological needs of species has a fundamental role in the conservation of species. To identify places merely exploited as wildlife habitat leads us to recognize optimal animal’s microhabitat parameters. Khoshyeilagh Wildlife Refuge is one of the best and most secure habitat for Persian Leopard in Shahroud city located at the north of Semnan province. The present study aimed to determine the habitat suitability of the Persian leopard with ENFA method in this area has fall 2013. The main variables considered here are the prey distribution, land cover, proximity to residential areas, transportation line, slope elevation and water resources. The results show that, in general, nearly 20% of the total wildlife refuges is a desirable habitat for the Leopard. The most important factor affecting the presence or absence of leopards in this area is under the influence of its prey, especially the wild goat and wild sheep. The most favorable habitat for leopard in this region is at high altitudes between 1700 to 2000 meters above sea level and 30 to 60 percent slopes, In fact, the center of Khoshyeilagh Wildlife refuge is the most desirable and secure place for the presence of this species due to the presence of high and rocky mountains, as well as the high concentration of prey presence.
    Keywords: Habitat assessment, Wildlife, Khoshyeilagh, Micro parameters, Persian leopard
  • Fatemeh Haghverdi, Ali Jahani, Lobat Zebardast, Majid Makhdoum Farkhondeh, Hamid Gashtasb * Pages 23-34
    The management of areas with landscape ecological approach helps us to have more integrated of considering completely management and also keep the area’s values.Integrity and connectivity of habitats in protected areas is important for the survival of plants and animals populations.Investigating on the integrity of these areas could help to interconnect islanded patches and preventing the negative impacts of fragmentations .This study aimed to quantify the fragmentations of the wildlife habitat in Lar national park and Varjin protected area to compare the status of the integrity of the habitat of leopard, wild sheep and wild goat species. To achieve this goal, land use maps of the areas were prepared using RS and GIS techniques and Wildlife habitat maps were also provided from Department of enviroment. In order to identify human factors influencing wildlife dispersion, the geometry of the fragmentation method was used. The results of this study indicated that by analyzing landscape metrics and geometries of fragmentation, we can identify the most important factors affecting the integrity of different species habitats, in order to protect them and preserve biodiversity. Results showed In Lar national park, soil paths, agriculture and dam factors, respectively, were identified in the creation of the fragmentation of the leopard, wild goat, wild sheep habitat. In the protected area of Varjin, agricultural use was identified as the most important factor affecting the habitat of wildlife.
    Keywords: Habitat Fragmentation, Lar national park, Varjin protected area, Wildlife habitat
  • Mokarameh Behmanesh, Mansoureh Malekian *, Sima Fakheran, Mahmoud Reza Hemami, Mohsen Ahmadi Pages 35-44
    Investigating damages caused by wild species to the livestock, poultry, farms and humans are important issues in wildlife management. The first step in preventing damages, is to identify factors that play important roles in conflict between humans and wildlife. In this study, 367 local inhabitants from 18 villages across Ardestan and Naeen counties of Esfahan Province were interviewed about their experiences of livestock losses due to carnivore predation, diseases and other causes from January 2016 to June 2017. Results showed that about 92.7 percent of the livestock owned by respondents were attacks by grey wolves. Respondents reported negligible livestock loss to other carnivore species including jackal, common fox, striped hyena, wildcat, caracal and leopard. Yet, livestock loss to disease and other natural causes was about 2.5 times greater than the losses due to the wolf attacks. We argue that the local people’s perceptions about the wolf as main threat to their livestock has shaped through long exposure to the species and the wolf behavior. Locally-affordable preventative methods such as keeping the livestock at predator-proof corrals and use of trained sheepdogs, as well as grazing pastures in avoiding places where wolfs are abundant, especially during the wolf breeding and nursing seasons, can be considered as strategies to decrease human wolf conflicts.
    Keywords: conflict, livestock depredation, Gray wolf, Carnivores, Conservation planning
  • Hoshmand Malekpoor, Maryam Morovati *, Mahdi Tazeh, Ruhollah Taghizadeh Pages 45-54
    Habitat conservation is one of The most important factors for species conservation. The study of The wildlife species distribotion is both costly and time _consuming. Modeling methods are considered as a means for faalitating and expediting on this field. The porpose of this study is determining The factors affeccting The distribution of ovis orientalis using The maxent model for critical seasons (spring, summer and winter) in The tang-e sayyad protected area in chaharmahal and Bakhtiari province, from 2017 to 2018 in this method, for enter to The software, and preparation of desirable maps was usied variovs environmental variables including distance to winter source, regetation, residential areas distance, distance to road, slop, direction and altitude. The modeling results showed distance to water source variable has most affected in favorable habitat selection for species in The Three seasons, studies have also shown That ovis orientalis in tange sayyad region have a lat of interest to present on slopes 20 to 40 degrees and elevations between 2000 and 2400 meters. According to The desirable map, the habitat obtained for ovis orientalis in spring is more than two other seasons (15260 hectares). The result of this study can be used to protective and management measures to increase The desirable habitat Chaharmahal and bakhtiari province.
    Keywords: Habitat Desirability, Ovis orientalis, Maximum entropy model, Tang Sayyad protected area
  • Reyhane Miranzadeh, Jalil Sarhangzadeh *, Mohammed Hossein Iran Nejad Parizi, Hasan Akbari Pages 55-64
    Today, habitat separation and fragmentation have serious effects on wildlife populations. Developing of protected areas and creating connection between them is one of the most important ways of dealing with this problem. Corridors play an important role in the distribution and survival of wildlife populations. This study aimed to evaluate the Damgahan region as a corridor between Kalmand- Bahaduran protected area and Shirkouh hunting prohibited area. Area of the studying region was 106 hectares. We used the present points of the species and environmental variables to asses the habitat suitability of Wild Goat by using Analysis Ecological Niche Factor. Then, corridors were defined by using habitat suitability maps and the least costly path in GIS. The most important variables influencing present of wild goats are rocky areas, slope, elevation and vegetation type. The marginality, and specialization were estimated 0.838, 3, respectively, that indicate the Wild Goat prefers the environmental conditions above than the regional average and, this species is dependent on the limited range of environmental conditions. More than 60% of the proposed corridors constitute the suitable habitat. By using these calculations, seven corridors were identified for connecting of the areas. Results showed Damgahan area has high suitable, lowest cumulative cost and the lowest human conflicts, among other corridors for Wild Goat.
    Keywords: Habitat corridor, Wild goat, Damgahan, Mehriz
  • Peyman Karami, Kamran Shayesteh * Pages 65-74
    This study has been carried out in order to investigate the Fundamental niche of Wild sheep (Ovis oriantalis) in the protected areas of Lashgar Dar-Golaparabad, Palangab and Alvand-Chalkhatoon-Rasvand. Similar habitat variables in the entire habitat were identified and digitized. Then, by using the maximum entropy (MaxEnt) model, the realized niche was investigated in the studied areas. In order to achieve the Fundamental niche, the range which contains all selected areas was selected and the modeling of Fundamental niche using MaxEnt model was conducted. The values of the habitat variables of the maps were extracted according to the presence points and then the K-Means cluster analysis was used to cluster the presence points according to similarity. Finally, by using overlap indexes (Schoener's D, Hellinger's I) and breadth (Levin's B1, B2 (uncertainty)), the amount of niche overlap and niche breadth of the species was measured. The results of cluster analysis showed that according to the habitat variables of the presence points, the regions of Lashgdar-Golaparabad and Alvand-Chalkhatoon-Rasvand have the most similarity. However, based on the results of maximum entropy model, the most overlap of the Fundamental and the realized niche was between the no hunting areas of Palangab and Lashgardar-Golparabad, and on the other hand, the specialization of the Wild sheep in the Fundamental and the realized niche in Alvand-Chalkhatoon-Rasvand areas was more than other regions.
    Keywords: Wild sheep, Ecological niche breadth, specialization, Habitat suitability
  • Abbas Naqibzadeh *, Neda Razaei, Jalil Sarhangzadeh, Nader Sayedi Pages 75-82
    Wild sheep (Ovis orientalis) is of prominent mammals in hilly regions and in terms of conservation is among vulnerable class of the red list of the International Union for Conservation of Nature. In this study, the wildlife refuge of Boroueieh area located in south of Yazd province was investigated as one of habitats of wild sheep. In this regard, desirability modeling based on the presence data was conducted using the maximum entropy (MaxEnt). For modeling and managing wild sheep as the prominent species of hills and mountain ranges, firstly the factors influencing the distribution of the species should be identified and then the habitat desirability model should be designed to protect and manage these habitats in order to protect the target species. For modeling habitat desirability, presence points were dependent variable and environmental factors were considered as independent variable. The purpose of this research was to determine the suitable habitat for wild sheep using the presence points and environmental variables by maximum entropy model. The desirability map shows that variables such as 30-50 percent slope, rangeland and hill areas are the important determinants of the desirable habitat for wild sheep. Considering the amount of AUC (that is 0.939), the model has a very good predicting power and jacknife graph showed that the model has been successful in prediction of the presence points as desirable habitat. According to the results of modeling, 28.24% of the Boroueieh area is desirable habitat for wild sheep.
    Keywords: Wild sheep, Habitat Desirability, Maximum Entropy, Wildlife sanctuary of Boroueieh
  • Amir Karimi *, Maghsoud Besharati, Zabihh Nemati Pages 83-90
    Long term sperm storage is major factor of artificial insemination in animal improvement. Nevertheless recovered fertility of frozen–thawed sperm is very important. This experiment was carried out in order to study of antioxidant effects of fennel (Foeniculum vulgare) aqueous extract on the quality of frozen–thawed Ghezel ram semen. After extraction procedure, different levels of fennel extract (0, 2, 4, 6, 8, 10 and 12 ml as experimental groups) were added per deciliter (dl) of extender. After chilling, diluted semen were packaged in 0.5 ml straws and stored in liquid nitrogen for 3 weeks. This experiment was performed with 5 replications (with 10 straws in each replicates) per experimental groups. Evaluation of live sperm using of eosin-nigrosin staining showed addition of 6 ml Fennel extract had higher live sperm than other experimental groups (P<0.05). Plasma membrane integrity was carried out by Hypo Osmotic Test (HOST) that declared the healthiest membrane was observed in 6 ml extract group (P<0.05). There were significant differences among experimental groups in plasma membrane integrity and lowest value was observed in 12 ml extract group (P<0.05). Sperm motility evaluation by CASA declared significantly higher motility in 6 ml extract group versus other groups (P<0.05). Study of oxidative damage showed lower amount of Malondialdehyde (MDA) in 12ml extract group than other groups (P<0.05). Although the results declare the substantial differences among experimental groups but base on this experiment, It seems, use of 6 ml fennel aqueous extract per dl extender, lead to positive effects on frozen-thawed sperm quality.
    Keywords: oxidative stress, Semen Cryopreservation, Ghezel Ram
  • Hakim Haji Ghorbani, Seyyed Hosein Tabatabaei, Naser Karimi * Pages 91-98
    Fourthy eaight Atabay ewes were randomly allocated as CRD in 4 treatment groups. Treatments were as (1) pretreatment with CIDR for 12 days and then receiving PGF2α at the time of withdrawal of the CIDR (2) pretreatment with CIDR for 12 days and then receiving eCG (3) pretreatment with CIDR for 7 days and then receiving PGF2α and (4) pretreatment with CIDR for 7 days and then receiving eCG. No significant differences were observed in term of male to female lambs ratio, lamb birth weight and weight after weaning (p>0.05). percentage of estrus were 100, 75, 58.33 and 50 respectively. The highest percentage of estrus were observed in treatment 1 with a significant difference with others (p<0.05). parturition rate was 88.33, 88.88, 100 and 100 percentages respectively and this term in treatment 3 and 4 were higher than treatment 1 significantly (p<0.05). lambing rate were 130, 100, 128 and 120 percentages respectively. Twining rate were 30, 0.0, 28 and 20 percentages respectively. The lowest Lambing and twining rates refer to treatment 2 with a significant differ with other treatments (p<0.05). In conclusion, long time CIDR (12 days) and injection of PGF2α had better results in comparison to eCG hormone and pretreatment with CIDR for 7 days had no significant difference between PGF2α or eCG injection. Also injection of eCG after CIDR removal (7 days) compare to (12 days) caused an increase in efficiency of parturition rate, lambing rate and twining rate in Atabay ewes.
    Keywords: Estrus synchronization, CIDR, PGF2?, ECG, Atabay ewe
  • Reza Seyedsharifi *, Hajar Taher Soula, Nemat Hedayat Evrigh, Jamal Seifdavati, Hossein Abdi Benamar, Azadeh Boustan Pages 99-106
    In this research, production, reproductive, managerial and economic characteristics of Moghani sheep breeding during the annual production cycle in nomadic and rural systems were used to identify the traits' performance and economic analysis of both rural and nomadic systems in Ardebil province. In order to estimate the economic value of the traits, the models that describe the production and reproductive conditions at the breeding ground of the sheep breed in the rural and nomadic system and the economic values of the traits were calculated using MATLAB software. The effect of increasing the unit of variation in average of attributes on the revenues and costs of production systems and the resulting economic value showed that in both systems, in the case of an increase in the average traits, the survival rate of the ewe, the pregnancy rate, the number of births per year, the weight of the wool and The weight of milk increases the income, and if the average weight of the alternative increases, it will increase the cost and eventually reduce the income. In nomadic and rural methods, the relative economic coefficients of all traits except the alternative weight trait were similar to those of most of the research carried out. Economic analysis of the system showed that in rural conditions, the income, expenses and profits per head of the ewe per year were 3864702.32, 3293308.57, 571393.75 Rials, in nomadic conditions of income, expenses and profit of the system, respectively, 8134659.38, 11072563.71 and 2937904.33 Rials. In order to investigate the effects of economic and biological variables on economic value, sensitivity analysis was performed. The cost-benefit analysis for each ewe's head was done in the Moghani sheep under the rural system, with the largest share of labor costs and the largest share of income related to the sales of live weight of lambs. While sheep in the nomadic system, the most was the cost of nutrition and the highest income associated with live weight during sales. Also, to study the changes in the factors affecting economic efficiency as a performance index, some of the parameters of the model were changed by 50 percent in the positive and negative directions. It was shown that if the traits change, the survival rate of the ewe, pregnancy rate and milk weight in the direction Positive increases the productivity index, but in the case of weight gain in the positive direction, it decreases productivity.
    Keywords: Economic Assessment, Moghani Sheep, Nomadic System, Rural System
  • Akbar Abarghani, Mahmoud Sahraei * Pages 107-112
    One of the most problems in herds of tribels is lossing weight of sheep spicially in lambs of Moghani breeds during the migration.This study carried out in  five herds of moghani sheep tribes in Ardabil province. The objective of study was calculation of weight loss and investigation of weight changes in moghani lambs in different migrationsystems.This experimentused an unbalanced compelet randomized design  at five migration system.The treatments were by foot migration without complementary feeding (control group), by foot migration with complementary feeding, on car migration without complementary feeding, on car migration with complementary feeding and on car migration at night (without feeding). Results showed that the effect treatments on lambs weight loss is significant(P<0.05). Control group with the highest weight loss (2.65 kg) had significant difference with other treatments (P<0.05). However lowest lambs weight loss belonging to the on car migration with complementary feeding system (65gr). Comparison of treatments from economic point was showed that migration on foot with complementary feeding was better than others systems.
    Keywords: Supplementry feeding, Moghani lamb, Weight losses, migration
  • Parastoo Poorghafoor Langroodi * Pages 113-118
    Leptospirosis is one of the most commonly diagnosed diseases of humans and animals around the world, which is caused by direct or indirect contact with the urine of infected animals. Since there is no basic information about the condition of Golestan province in this survey, Leptospirosis was studied and monitored in this survey. In this regard, from 910 cows of different age, blood samples were collected and the samples were examined by microagglutination method. Data were analyzed using SPSS software and Chi-square test. Finally, the results showed that 170(%19) samples had a positive serological response of total samples, of which 86 responded with only one serovar. In all samples with serum positive serum response, 41.15% showed gripotyphosis, 35.89% with Sirjrohardjoo, 22.49% with canicola and 0.48% with Pomona. Also, the highest frequency (33.49%) was observed in the 1,400 headline. It is worth noting that none of the samples were detectable against the serum hemorrhagia of the head. Also, the results of statistical analysis did not show a significant difference between season and age and infection rate.
    Keywords: Leptospirosis, Microagglutination, Cow, Golestan province
  • Ali Reza Khanahmadi *, Ghodrat Rahimimianji, Mohammad Hossein Moradi Shahr Babak, Seyyed Hassan Hafezian, Mohammad Bagher Zandi Pages 119-128
    The selection of useful mutations in some populations will leave footprints at the genome level. Because of the link between these regions and important economic traits, genomics is one of the important issues in animal genetic research. The aim of this research is to identify regions of the genome which carrier signature of selection in Kurd horse using 70kb SNP markers. 28 horses selected from the different area of Kurdistan and Kermanshah, after collected sample, DNA extracted, they were genotyping. To detect footprint of signal selection, extended haplotype homozygosity (EHH) and integrated Haplotype Score (iHS) was used. The using of iHS statistics, 9 genomic regions on chromosomes 5,7,11 and 15 as regions candidate of footprint selection, identified. For the detect effect of selection on this region, used of EHH as well as investigate of bifurcation diagram of haplotype and LD. In order to evaluate the possible genes and QTLs in selected candidate regions, used of the horse SNP databases (HSDB) and the QTL of the animals. The regions on 7 and 11 chromosomes were observed as candidate positive selection while in other regions (chromosomes 5 and 15), notwithstanding allele frequency, it wasn’t affected positive selection so these alleles were the common and old alleles. In these regions, a number of genes and QTLs were identified that are active in the muscle, immune system and intracellular activity. Therefore, these genomic regions of Kurd horse, probability were targeted positive selection.
    Keywords: Genomic scan, Signal of selection, Kurd horse
  • Omid Ghadirian, Mahmoud Reza Hemami *, Alireza Soffianian Pages 129-136
    According to IUCN estimates, about 30% of the extinction of species until 1980 was due to habitat destruction. Climate change has been recognized as the most important factors of habitat destruction in recent years. Forest are one of the most sensitive ecosystems to climate change, hence forest species such as squirrels are very vulnerable to climate change. Predicting the effects of climate change on species habitats can assist in species conservation planning. Habitat modelling is one of the most widely used methods to study the effects of climate change on species and their habitats in the near and far future and the maximum entropy model is one of the most efficient models in this field. For this purpose, in this study the maximum entropy model was used to identify suitable habitats for Persian squirrel in Lorestan province’s forests both in the present time and in the future depend on the CCSM4 climatic model by 2050. The AUC of 0.92 represents the satisfactory performance of this model in this study. Results indicated that about 57% of forests in Lorestan province are suitable for Persian squirrel, of which 17.78% has high suitability, 25.59% moderate suitability and 13.63% low suitability. In addition, the results indicated suitable forested areas for Persian squirrel will decrease from 57% to 22.58% by 2050 based on CCSM4 climatic model, of which 5.36 will have high suitability, 8.2% moderate suitability and 8.99% low suitability.
    Keywords: Habitat destruction, Habitat suitability modelling, Persian squirrel, Climate change
  • Hossein Aghtare, Farangis Sokhango * Pages 137-146
    The threats and human conflicts in the Dena protected area, the existence of many villages, the destruction of oak forests and the expansion of agricultural lands have limited the habitat of Iraniansquirrel species in this area. Habitat assessment models predict the distribution of species and their habitats, and therefore can be used as a suitable tool for conservation and management purposes.With the aim of modeling Iranian squirrel habitat in the spring and summer of the year, the ecological Nich factor analysis (ENFA) method has been used in the Biomapper software environment. In this study, the presence of species as dependent variable and eight environmental variables were used as independent variables. These layers were prepared and analyzed. The desirability map of thehabitat for Iranian squirrel species indicates that the desirable habitat in the west and southwest of the Dena Mountain and in areas with oak forest cover with a low density with a slope of less than 14% in the spring and 11% in summer Is. Based on the amount of specialization, the most important factor affecting the ecological niches of the species studied in the spring and summer is the environmental checkpoint, gradient, vegetation index and distance from the road.Oak seed plays a major role in the range of domestic squirrels in Iran, In the spring, due to ashortage of food, especially oak seed, it is higher than in summer.
    Keywords: Persian squirrel, Habitat suitability modeling, Dena protected area, Ecological nich factor Analysis
  • Bahman Shams Esfand Abad, Mohammad Kaboli * Pages 147-162
    Considering the importance of conservation of biodiversity in the country, the proper selection of conservation areas representing wildlife and habitat diversity of the country is essential. Therefore, we conducted this study to evaluate the performance of current conservation area network in conservation of biodiversity throughout the country and to introduce new conservation areas to improve biodiversity coverage inside the network by applying systematic conservation planning. To do so, a number of 126 biodiversity surrogates including 20 mammals, 20 birds, 53 reptiles, 10 amphibians, 19 ecoregion classes and 4 high species richness classes of monocotyledon endemic plants were chosen and their current conservation level were investigated. The results indicated that for 43 vertebrates, 11 ecoregion classes and 2 class of endemic monocotyledons less than 10% of available geographical ranges are under conservation inside the present conservation area network. Moreover, the application of the conservation planning software Marxan to introduce new complementary conservation areas to current network indicated that about 20% to 30% of the country area should be conserved. Moreover, 15% of the country area is completely irreplaceable in conservation of its biodiversity. The result of this research suggests new areas to the department of environment of Iran to be introduce to the current conservation area network. While, it considers important factors such as the least possible area and anthropogenic conflicts and the highest efficiency in conservation of biodiversity.
    Keywords: Systematic conservation planning, Biodiversity surrogates, Marxan, Iran conservation area network
  • Siavash Rezazadeh, Ali Jahani *, Hamid Goshtasb, Majid Makhdoum Farkhondeh Pages 163-172
    Assessment of land ecological capability as the core of environmental studies, is necessary before development for different uses. To achieve the planned objectives according to the IUCN, it is necessary for protected areas to be zoned in the process of evaluation of environmental capabilities. This study was done to determine the ecological capability and zoning of Bashgol protected area by systemic analysis method for the conservational reclassification of the Protected area. To achieve it, 1012 environment units in the area was achieved with preparing the map of stable and unstable ecological resources, and socioeconomic resources of area and its analysis and concluding by GIS (scale 1:25,000). The maps of ecological potential were prepared by comparing the homogeneous units with special ecological model of the area, and then with integration of units with the same usage, first base map of zoning and eventually the final zoning map with prioritizing and organizing the primary zones as the units of planning was prepared. The results showed that the percentages of the restricted nature zones, the protected zone, the extensive recreation zone, the other uses zone, the recovery and restoration zone, the buffer zone, the historic and cultural zone and the special use zone, are 25.14%(6133.14 hectares),58.41% (14250.99 hectares),0.32 %(77.4 hectares),13.63%(3324.65 hectares), 1.87%(456.87 hectares),0.6%(145.26 hectares),0.04%(9.12 hectares) and 0.005%(1.32 hectares), respectively. Due to the large extent of the protection zone, Bashgol area has high conservation value, but does not have one of the necessary zones (Intensive recreation zone) to be upgraded to national park level.
    Keywords: Assessment, Ecological potential, Systemic analysis, Zoning, Bashgol protected area
  • Navab Ghobadi *, Razieh Zandipak Pages 173-178
    Lashgardrar protected area is located in the eastern and southeast of Malayer with an area of 160.82 square kilometers. This area is suitable for plant and animal diversity due to natural features. The highest elevation is 2758 meters above sea level, and in terms of its natural position and topography, it has three mountainous, hilly and relatively plains.For this purpose it is necessary to accurately identify the full extent of the problem of monetary valuation of goods and services for the environmental defining. This paper presents the main findings of the protected area Lashgardar to estimate the value of goods and services provided by the natural site as a protected area is known, is determined based on the market price. Valuation of environmental assets to homogeneity with national accounts in other countries should be given instructions that the consolidated accounts of the economic system and the environmental guidelines have been developed on this basis. According to final results, the value of non-woody plants cultivated biological resources once 9891000052 rials efficiency, non-woody plants cultivated biological resources and resource efficiency Rails frequent 39453812500 74955700000 animal husbandry and wildlife resources 6272000000 dollars and an annual production of farmed animals 1395000000 rials, which is the ultimate collection of environmental assets in Rails is 131967512554.
    Keywords: Lashgardar, Economic valuation, Environmental, livestock
  • Maryam Rashidi, Atefeh Chamani *, Minoo Moshtaghie Pages 179-186
    Development of transportation network and the increasing number of vehicles have become worldwide threat to wildlife habitats and birds. This study investigates the effect of road on the diversity and abundance of birds in an urban park located between Zayandeh-rood River and one of the main heavy traffic highways in Isfahan city. To do so, three transect were designed with 65, 335 and 605 m distance from the highway, 270 m distance from width and 150 m distance from length of each other. The number and distribution pattern of birds were recorded using point-counting method, every 5 minutes from sunrise to 2 PM o’clock and repeated 6 times during seasons. Birds were recorded, in each transect using binoculars and audio tracking and were identified filed guides. The Canon SX50 was used to take photos. In total, 39 species belonging to 20 families and 9 orders were identified. Based on the results of one-way ANOVA and Duncan's test, there was a significant difference in mean of species presence between transects. In transect 3, Jack-knife index comprises 73.8 percent of the species richness. Richness and evenness indices were higher in transect 3. Higher diversity and density of birds in transect 3 could be due to the longer distance of this transect to the highway, its safety, intense vegetation cover and adjacency to agricultural fields and Zayandeh-rood River.
    Keywords: Species Richness, Species evenness, heterogeneity
  • Doua Mousavi Parsa, Behnaz Bazargani, Gilani *, Mohammadreza Pajohi, Alamoti Pages 187-194
    The new approach of food industries is natural preservatives usage instead of synthetic ones. This study was investigated to introduce a palatable and stable new product resulting from dipping of chicken breast meat in barberry extract  (BE) and Corn Zein coating enriched with Allium cepa essential oil (A) during refrigerated storage. Treatments examined in the present study were the following: C (control samples were dipped in sterile distilled water), BE1.5% (samples were dipped in 1.5% barberry extract), BE3% (samples were dipped in 3% barberry extract), BE1.5%-CZ( samples were dipped in 1.5% barberry extract and Corn Zein), BE3%-CZ  (samples were dipped in 3% barberry extract and Corn Zein), BE1.5%-CZ-A2%(samples were dipped in in 1.5% barberry extract,  Corn Zein and onion essential oil ) and BE3%-CZ-A2%( samples were dipped in 3% barberry extract,  Corn Zein and onion essential oil).  The samples were stored at 4 °C for 15 days and analyzed at 3-day intervals. All of treatments significantly (P < 0.05) decreased mesophilic total plate counts (TPC), Pseudomonas spp., lactic acid bacteria (LAB), Enterobacteriaceae, Psychrotrophic bacteria and yeasts-molds as compared control during refrigerated storage. The enriched Corn Zein coating to onion essential oil significantly (p<0.05) improved above effects. It was concluded that barberry extract with Corn Zein coating containing onion essential oil is able to decrease microbial spoilage in chicken breast meat during refrigerated conditions.
    Keywords: Barberry extract, Corn Zein edible coating, Onion essential oil, Natural preservative, Chicken breast meat
  • Hamidreza Seyedabadi, Sima Savar Sofla *, Ali Nouri Emamzadeh, Hossein Safari Pages 195-202
    The use of medicinal plants instead of antibiotics is highly effective in preventing and treating many diseases of livestock and poultry due to their multiple properties. In this study, gene expression changes of IFNγ were evaluated with the addition of Valerian and oregano oil in Arian broilers. The experiment was conducted in a completely randomized design with 7 treatments and 4 replications. Experimental treatments included control, antibiotic, probiotic, Valerian oil and oregano oil at levels of 200 and 400 mg/kg. Body weight traits at 6 weeks, feed rate, feed conversion ratio and IFNγ gene expression were measured. To determine the expression of IFNγ gene, the total RNA was extracted from four hepatocyte repeat lymphocytes of different treatments and, after generating the cDNAs of the samples, the expression of the genes was investigated by Semi-Quantitative RT-PCR. To investigate the effect of experimental treatments on traits and compare the mean of treatments with GLM and Duncan test (p <0.05), SAS software (9) was used. The results were analyzed using GLM software (SAS 9) and the mean of the treatments were compared using Duncan test. The results showed that expression of IFNγ gene was significantly different at different levels of treatment, so that it was the highest at 400 mg/kg and the lowest amount of expression was observed in treatment of oregano oil (200 mg/kg). In general, the results of this study showed that the use of oregano oil in broiler chicken diet improves immune function and decreases mortality rate.
    Keywords: broilers, Gene expression, medicinal plants, performance
  • Mona Ebrahimi Rahnama, Vida Hojati *, Hooman Shajiee Pages 203-210
    Esas Protected Area with an area of 2997 hectares in the south of Savadkouh City along the easthern side of the Ghaemshahr-Tehran road is located in Mazandaran Province of Iran. Since, exact information about reptiles of this area wasn't available, this study was performed to identify the lizards fauna of this region from early April to late November 2013. During this research, 49 specimens were collected from different parts of this region and a total of 7 species of 7 genera and 5 families were identified. These include: Paralaudakia caucasia belonging to Agamidae Family, Anguis colchica orientalis and Pseudopus apodus apodus belonging to Anguidae Family, Tenuidactylus caspius caspius belonging to Gekkonidae Family, Darevskia caspica and Lacerta strigata belonging to Lacertidae Family, Ablepharus pannonicus belonging to Sincidae Family. The highest number of Sauria suborder belongs to the species Darevskia caspica with 12 samples and 27% frequency, and the lowest belongs to the Tenuidactylus caspius caspius with 4 sample and 9% frequency.
    Keywords: Fauna, Esas Protected Area, Reptiles, lizards, Mazandaran
  • Shirin Aghanajafi *, Ashrafali Hosseinii Pages 211-218
    Green Turtle (Chelonia mydas ) is a endangered species that it nesting in Chahbahar coast  in south of Iran. Detection and estimation of nesting points of this species in 2015 and use of 4 team worker in area wide 40 hectar in4 coast point in lipar, Ramin, Kacho and Tang with mean distance 40 km was performed. Overall 26 nest of Green Turtle detection and biometry of turtles and eggs done. For specify suitable nsting site of this species use of Weighted Linear Combination AHP method and with GIS software used. Results showed the highest Succeeding nesting in Lipar( 80%) compare Ramin coast (60%), Kacho( 50%) and Tang( 28%)have been. Mean egg number in 26 nests of this species equals 99.42± 47.8 Was obtained. Results showed that Laying points of Green Turtle in Coarse texture coast that tourism, road and Eat away and Bird gathering place done Overlapped .Between Presence habitat and Optimal habitat Modelized for Green Turtles in Chabahar area there is.
    Keywords: Green Turtle, Modeling, Nesting site, AHP
  • Masrour Zakeri Nasab, Siamak Yousefi Siahkalroodi, Zahra Khoshnood * Pages 219-228
    Amphibians are animals which spend a part of their life in aquatic and the other parts in terrestrial ecosystems. Sampling was performed at 8 major sites of Lavasanat district during spring and summer of 2014 using handle fishing net in a randomly method. Results showed that one species of frog Pelophylax ridibunda ridibunda and one species of toad, Pseudepidalea viridis viridis were living in the district. Results of the effects of sampling site on population dispersion showed that there was a significant differences for the population of (p<0.05), but the population dispersion of Pseudepidalea viridis viridiswas not affected by the sampling site (p>0.05). Results of the effects of sampling timeon population dispersion showed that there were no significant differences in the both detected species (p>0.05). Different morphometric characteristics were significantly affected by the site and time of sampling (P<0.01). Results also showed that the morphometric amounts characteristics of females were higher than males and differences were significant (p<0.05), the species was significantly affected the differences between different morphometric characteristics (p<0.05).
    Keywords: Amphibians, Lavasanat, Dispersion, Morphometric
  • Seyed Samad Hashemi, Mohammadreza Ghomi *, Mehdi Sohrabnezhad Pages 229-234
    In the present study, the effect of temperature on growth and survival of Huso huso larvae in the stage of larvae to yolk sac absorption was investigated. In this experiment 450 freshly hatched larvae of great sturgeon with initial weight of 20±0.97 mg were used in five thermal treatments at 10, 15, 18, 21 and 24 °C and three replicates for each in 10 days, raised in 20 l plastic container with the inflow rate of 2 l/min. The results of this study showed that the higher temperature of the water caused the more infant mortality and less survival. The temperature of 10°C created by a cooling machine for larvae exposed to this thermal group was fatal in their first minutes of arrival and their mortality rate reached to 100%. Among other thermal groups, the highest mortalities occurred at 24°C, (7.33±1.15) and the lowest losses happened at 15°C (1.00±0.32). As water temperature rises to 24°C, the time of absorption of yolk sac in great sturgeon larvae obviously decreases. The minimum growth rate of larvae was seen in 21°C. Therefore, lower mortality and higher weight gain of larvae (84.00 ±0.8 mg) at 18°C could be considered the appropriate temperature for culture in this period.
    Keywords: Huso huso larvae, Temperature, growth, survival, yolk sac
  • Sakineh Ebrahimi, Majidreza Khoshkholgh *, Bahram Falahatkar Pages 235-242
    The aim of this study was to investigate the primary and secondary responses of Siberian sturgeon (Acipenser baerii) to handling stress on at two different sizes. In this study, the fish were distributed in small and large sizes with mean weights of 672.27 ± 2.54 g and 1078.5 ± 5.30 g, respectively, in six replicates with equal biomasses. Six blood samples were randomly taken before the stress thereafter three blood samples were taken at 1, 3, 6, 12 and 24 hours after acute stress (the fish were exposed to air for two minutes) to examine the physiological changes of blood. Cortisol levels increased in both sizes, although there was no significant difference in experimental treatments. According to the results, blood glucose increased in large size after stress and a significant difference was observed (p 0.05), but no significant was observed in small size (p 0.05). Lactate levels significantly increased in both sizes after stress (p 0.05). The results showed that large-sized fish show larger stress response than small size, and therefore they tend to be more susceptible to stress.
    Keywords: Acute stress, Fish Size, cortisol, Siberian sturgeon (Acipenser baerii)
  • Amirali Moradinasab, Arash Akbarzadeh *, Mahmoud Bahmani, Ehsan Kamrani, Sarah Haghparast Pages 243-250
    For protection of aquatic ecosystems and fish, enough knowledge on habitat requirements of aquatic species plays an important role. Therefore, the purpose of this study was investigating Habitat Suitability of Persian sturgeon (Acipenser persicus Borodin, 1897) in the southern of Caspian Sea. Relationships among important factors of effective at distribution this species (benthos, temperature, salinity, O2, %TOM, %Silt-clay and depth) with its catch were evaluated during April 2010 to December 2016. This study focuses on the number of 3138 specimens were caught by fixed gill net and beach seine. Also for calculate environmental factors used from data of satellite images, sampling and past studies. For survey this relationship, used Redundancy Analysis (RDA) method using CANOCO software. Results showed that temperature, %Silt-clay, benthos, salinity and %TOM were important factors at distribution this species. But O2 and depth factors don’t have a significant effect on the distribution of Acipenser persicus. The mostly-selected environmental factors of this species were Optimum temperature ranging from 12 to 25˚C, its favoritesubstrate gravel, sand and silt, salinity ranging from 11 to 14 ppt, %TOM ranging from 2.2 to 3.3. Result this study showed that is high correlation among the catch data of Acipenser persicus,environmental factors and benthos. Therefore, awareness of the relationship between environmental factors and the catch data of Acipenser persicus will help these findings to be used in management, conservation programs and the prevention of the extinction of this species.
    Keywords: Habitat suitability, Acipenser persicus, Environment Factors, Benthos, Caspian Sea
  • Ali Nekoiefard *, Shahram Dadgar, Mahmoud Hafezieh, Reza Nahavandi Pages 251-256
    This research investigates the effect of Artemia urmiana replacement in Salmo trutta caspius larvae feeding on its survival index. The present study was carried out in a complete randomized design with four dietary groups including: treatment1 (control diet with commercial formulation), treatment 2 (diet with 25% decapsulated Artemia cyst and 75% concentrate), treatment 3 (diet with 50% decapsulated Artemia cyst and 50% concentrate), treatment 4 (75% decapsulated Artemia cyst and 25% concentrate) to final weight of1 gram. This experiment was performed in 4 sectioned trays, each divided into three equal parts with a fine metal mesh net and 300 larvae per part with 2 replicates and a total of 900 larvae. The larvae were prepared from the propagation center of Kelardasht .They were firstly weighed accurately and their average weight and biomass in each treatment was determined. The mean initial weight of larvae was 25 ± 120 mg, respectively. During the experiment, the survival rate (SR) was calculated. Comparison of mean (± SD) of survival percentage of the experimental groups showed that treatment 2 with 98.71 ± 19.19% and treatment 1 with 86.83 ± 1.21% had the highest and lowest survival rates, respectively. Comparison of this index in treatments 2 to 4 showed no significant difference (p> 0.05), but there was a significant difference compared to treatment 1 (p <0.05). According to the results of this study, it can be concluded that feeding with decapsulated A.urmiana cyst significantly reduces the mortality rate of S.trutta caspius larvae.
    Keywords: brine shrimp, survive, Caspian Sea, Decapsulated cyst, Alvin
  • Noshin Zamannejad, Mohammadreza Bigdeli *, Abbasali Motalebi, Hamid Kahram, Adel Haghigi Khiabanian Asl Pages 257-262
    Among the various viral diseases in fish, viral hemorrhagic septicemia virus (VHSV) could be mentioned as the most significant viral infection which has now been identified for its worldwide devastating effects on trout. In the present investigation, the influence of the miR-731 on eye damage with exophthalmos (pop-eye) of VHSV in rainbow trout (O. mykiss) was examined. In current clinical trials, fishes (20± 1) g were examined to determine the possibility of pretreatment VHS disease by miR-731 in four main groups, including negative control without any injection, vehicle that received saline, positive control that were infected by VHSV (IP), and experimental group that were received miR-731 48 hour pre viral injection. Each main group subdivided into three subgroups. Carbonic anhydrase (CA) activity plays an important role in controlling aqueous production in the eye and in regulating intraocular pressure. The rate of carbonic anhydrase on trout eye was assessed in each group. Our results revealed that all animals in the positive control showed pop-eye, whereas in the negative control, the vehicle and the experimental groups were not observed any exophthalmos and there is significant difference between the rate of carbonic anhydrase in the positive control group and other groups. Although more studies are needed to verify the exact mechanisms of miR-731 viral inhibition pathway, present results partly proved that miR-731 pretreatment could decrease the sign of VHS disease eye damage.
    Keywords: Viral Hemorrhagic Septicemia, miRNA, exophtalmos, Carbonic anhydrase
  • Keyomars Ali Ramaji, Sima Barzegar, Mehdi Mohammad Alikhani, Saltanat Najjar Lashgari *, Roghaye Mahmodi Pages 263-268
    The effect of marine oils has been proven in many diseases due to the presence of n-3 fatty acids. Most of the clinical effects of n-3 fatty acids are due to the presence of Docosahexaenoic acid (DHA( and Eicosapentaenoic acid (EPA), which has so far not been found in any other food, except in fish. The purpose of this study was to investigate the effects of different levels of fish oil and canola oil on diet, on growth, survival and body chemical composition of Fattening rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) Which ultimately can compensate for the deficiency of n-3 fatty acids in the household food basket and it is an important step towards the health of the community. For this purpose, three experimental diets were prepared with the same protein level (40%) and different fat levels (the first diet with 10% fish oil, the second diet with 10% canola oil and the third diet with 5% fish oil and 5% canola oil) and each one with three repetitions and 270 rainbow trout with an average weight of 100±10 g were cultured with a density of 30 in per cage for 56 days. Based on the results, there were significant differences between mean weight, body weight gain, feed conversion ratio, specific growth rate and condition factor in all three treatments (P<0.05). However, there was no significant difference in terms of survival rate and body chemical composition between treatments (P>0.05). In general, the results showed that the third treatment (5% fish oil and 5% canola oil) in the diet improved the growth indices, survival rate and condition factor (P<0.05).
    Keywords: Fish oil, Canola oil, growth, survival, body composition, rainbow trout
  • Kia Amani Denji, Houman Rajabi Islami *, Mehdi Soltani, Abolghasem Kamali Pages 269-276
    The use of chemical materials such as malachite green to disinfect fish eggs is banned in many countries due to its reversed environmentaleffects. The purpose of this study was to investigate the effect of garlic extract as antifungal agent on eggs of oncorhynchus mykiss during the incubation period and to compare its effects with malachite green.24 hours after fertilization, eggs were treated with three concentrations of garlic extract (50, 100, 200 mg/L) and three replicates per concentration using static bath method every other day for 30 min and 2 mg/L malachite green using the same method every other day for 30 min. The control group didn’t have any antifungal agent. The results of study showed that the highest eye egg mortality rate of control group was 1477±6.94 (33.35±0.14%) (P<0.05). Also, the mortality rate of eye egg 200 ppm of  garlic extract treatment was (576±5.60 egg, 13.11±0.09%) which was significantly lower than the other treatments (P<0.05). the mortality rate of eggs between eye egg stage and hatching stage in the 200 ppm of garlic extract treatment was 335/6±9.88 egg (7.62±0.21%); however, it was 666±7% egg in the control group . malachite green (with 207±4.2 dead eggs, 5.74±18%),  and 200 mg/l garlic extract (11.82±.25%, 270.3±7.3) treatments had lowest mortality rate between hatching stage up to 1 gr weight (P<0.05) . However, in this stage, the control group showed the highest rate of egg mortality among all treatments. Since no apparent deformities and abnormalities were observed in hatched larvae, suggested garlic extract with 200 mg/l concentration, as an environmental friendly matter, can be used for disinfection of O. mykiss eggs during incubation period.
    Keywords: Malachite Green, egg, garlic extract, rainbow trout
  • Alireza Valipour *, Hamideh Kordi, Mahmoud Hafezieh, Alireza Shenavar Masouleh Pages 277-284
    In this study, the effects of iron nanoparticles on serum aspartate aminotransferase (AST) and alanine aminotransferase (ALT)enzymes and gut bacterial flora of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) were investigated. For this purpose, after biometrics of fish with mean weights 12.94 ± 0.35 g (Mean ± SD), the fish were randomly released in 12 tanks, containing 500 liters water (30/ tank) and fed with different diets twice a day for eight weeks. For each treatment, three replicates were considered. Control treatment diet was prepared by adding 60 mg/kg FeSO4.7H2O powder to other dry matters and diets of other treatments containing iron nanoparticles were prepared by adding 30, 60 and 90 mg/kg of Fe3O4 nanoparticles as iron resource (replace iron sulfate) to the base diet. Biometrics was used to check body weight every 14 days. For determination of aspartate aminotransferase (AST) and alanine aminotransferase (ALT) enzymes and gut bacterial flora at the end of the experimental period, the fish were randomly sampled (3/ replicates). According to the results the highest amount of AST and ALT was obtain at control treatment and treatment contained 60 mg/kg iron nanoparticles and also there was a significant difference between control treatment and treatment with 90 mg / kg iron nanoparticles (P<0.05). The lowest levels of these enzymes were observed in the treatment containing 30 mg/kg iron nanoparticles, which did not have a significant difference with treatment containing 90 mg/kg iron nanoparticles (P>0.05). In addition, different doses of iron nanoparticles had not significant effect on gut lactic acid bacteria of rainbow trout, but the total number of gut bacteria (total count) in treatment fed with 30 mg/kg iron nanoparticles was significantly lower than other treatments (P<0.05).
    Keywords: Nanoparticle, Iron, metabolic enzymes, Bacteria, rainbow trout
  • Paria Raoufi *, Hojatillah Jafaryan, Rahman Patimar, Rasul Ghorbani, Mohammad Harsij Pages 291-300
  • Mehdi Adeli *, Shahram Maleki, Afshin Ghelichi, Saeed Amiri, Zainab Adeli Pages 301-308
    This test was done in summer 2012 in research work lab of Azadshahr Azad University to long 12 week. 162 small fish C. Carpio by average weight 25 ± 3g, density of 18 in the 1000 liter tank were distributed and have feed. In whole duration nurture small fishes nourished duration test carried by food constant Testes were done in 3 treatment and 3 repeat to the following: control: twice in day nourish, treatment 1: two week nourishment+ one week starve, treatment 2: one week nourishment+ two week starve, rate nourish on the basis of 8% weight of total body of small fishes one repeat on. In growth period, growth parameters were studied. Results showed that between body weights of studied fish statistical difference of (p< 0.05). Small fishes in control that nourished have more increase of weight. Statistical differences were observed between treatments in body rate increase, final weight, coefficient of of food, coefficient of special growth. But best coefficient food change relevance to treatment that one week nourish and 2 week starved, in carcass analysis more protein and lest fat were relevance to treatment 3. Finally, starvation will have a significant effect on the body weight of the Cyprinus carpio, but under the test conditions, including changing water through siphoning, aerating by air pump and indoor saloon, feeding to achieve the best growth rate will be recommended.
    Keywords: Compensation Growth, starvation, Growth indices, survival, Common carp
  • Mohammad Mohiseni *, Mohammad Amini Chermahini, Maryam Karimi, Dara Bagheri Pages 309-316
    This study was investigated the protective effects of pectin on changes in some blood biochemical parameters against cadmium exposure in common carp. Fish juveniles (37.5±7 g) were fed by 6 different diets during 21 days. The first group (control) was only fed by commercial diet. The diets for second and third group were prepared by addition sublethal dosage of 150 and 250 mg cadmium (per kg diet), respectively. For the fourth and fifth groups, the commercial diet was supplemented by 150 or 250 mg cadmium/kg diet plus 0.5 percent of pectin. Similar level of pectin has been used as a unique feed additive for the last group. Following 21 days feeding trial, blood sampling was withdrawn separately for all six mentioned groups and some plasma biochemical parameters were analyzed, subsequently. Plasma levels of AST, ALT, ALP, total protein, albumin, globulin, triglyceride and creatinine were remained undisturbed in pectin plus cadmium groups compared to control (P>0.05). On the other hands, the most above factors were changed in only cadmium administrated groups compared to the control. Based on obtained results, it seems that pectin potentially can ameliorate the harmful effects of heavy metals.
    Keywords: Heavy metal, Biosorption, Common carp, blood biochemistry, Pectin
  • Mahsa Takesh, Atefeh Chamani *, Samar Mortazavi Pages 317-324
    The contamination of natural ecosystems with a wide range of environmental pollutants, especially heavy metals, has attracted much attention in recent decades. Common carp, due to its large body size and higher average age, can absorb high levels of heavy metals. Also, the omnivorous regime and the use of benthos have allowed the accumulation of high amounts of heavy metals in various organs of this fish, especially the liver, kidney and muscle. In this study, the amount of lead in muscle of common carp (Cyprinus carpio) and water of Choghakhor wetland was investigated. Accordingly, 45 specimens of common carp were sampled by a fishing trip with 45 water samples at three stations in the summer and spring of 2017. After determining the age, sex and weight and measuring the physiochemical parameters of water, the amount of lead in water and fish tissue after extraction was measured using a graphite furnace atomic absorption spectrophotometer. The results showed that the mean lead concentration in carp (0.2 mg/l) is lower than the maximum acceptable level in the WHO (0.5 mg /l). But with increasing the fertilizer and chemical pesticides, it is likely that the level of contamination will increase gradually to a degree of risk. The presence of extensive agricultural activities on the wetland is one of the sources of wastewater coming from fertilizers and pesticides that has affected aquatic life.
    Keywords: Choghakhor wetland, Common carp, Morphological parameters
  • Mohana Mohammadi *, Masoud Sattari, Arya Babakhani, Seyed Ali Johari, Hossein Ghafoori Pages 325-330
    The aim of this study was to evaluate the toxicity of nanoparticles in different concentrations. Iron nanoparticles are widely used as a contrasting element in nuclear magnetic resonance (MRI), as well as for thermotherapy of cancer cells. A batch of juvenile carp (Cyprinus carpio) averaged of 11 ± 0.8 cm in length and 17 ± 0. 6 g in weight were acclimatized to laboratory conditions for 2 weeks prior to the experiments. After exposure to different concentrations (10, 30 and 50.0 mg.L-1) of waterborne nano-iron for 0, 1, 7 and 14 days, the variation in antioxidant enzymes activities including superoxide dismutase (SOD), catalase (CAT), glutathione peroxidase (GPx) and levels of malondialdehyde (MDA) in liver of the fish were evaluated. The results showed that exposure to nanoparticles led to a significant time-related change in antioxidant enzymes activity and increase in MDA level (p<0.05). Alteration found in the antioxidant defense systems is considered as a biological response to exposure to sub-lethal concentrations of nano-iron by exhibiting an obvious adaptive threshold. Therefore, that the biomarkers such as antioxidant enzymes and MDA level can be used for monitoring oxidative stress in carp.
    Keywords: Antioxidant enzymes, oxidative stress, Iron-nanoparticles
  • Kamran Aghili *, Abbasali Aghaei Moghaddam Pages 331-338
    This research was carried out to investigate heavy metals in water and sediment in the east of Khuzini Channel before and after fish breeding in pen culture in Gorgan Gulf in 2013-2014 .For this purpose, three active fish farm stations in the pens, the sturgeon farming station and the eastern station were selected at a distance of 500 meters from the eastern part of the pens. Water and sediment sampling was carried out in March 2013 and once at the end of the breeding period in June 2014.The measured metals in the viscose included Ni, Pb, Fe, Cd, Cr, Hg, Zn, As. using atomic absorption spectrophotometric method. The results showed that the range of Pb, Zn and Cr at the beginning of the breeding season in the month of March was 6.72-7.78 and 1.282-1.430 and 4.554-8.18 respectively, and the highest amount of heavy metals was related to Fe include 130 ppb in pen culture site. in June 2014, the range of Pb, Zn and Cr was 0.00403-0.0 0462 and 0.0121- 0.0028 and 0.00465 - 0-00546 mg / kg respectively. The maximum range was belong to Fe (20 ppb) at the pen. The lowest amount was belong to Hg less than 1 (ppb) at each stations. The values obtained in the study comparing with the WHO standard values showed, about the water, The level of pollution of Zn, Cr and Pb was less than global standard and related to pollution of sediment except Fe, was less then global standard too.
    Keywords: heavy metals, Water, sediment, Spectrophotometric method, Sturgeon Fish
  • Kheyrollah Khosravi Katuli, Ali Shabani *, Hamed Kolangi Miyandareh, Mohammad Reza Imanpour Pages 339-350
    In this study, to investigate the effects of silver on juvenile common carp (Cyprinus carpio), the fish were exposed to sub-lethal concentrations of silver-nanoparticles and silver nitrate. For this purpose, at first, Lethal Concentration (LC50-96 h) for two silver forms was obtained and then fish were exposed to sub-lethal concentrations (0.04 and 0.08 mg/L for silver NPs and 0.025 and 0.025 mg/L for silver nitrate) for 21 days and desired indicators were measured. After exposure to silver, various lesions have been observed in the tissues, that most important of these are the following: epithelial lifting, shorting and collapse of secondary lamellae in gills, nucleus degradation and necrosis and hypertrophy of hepatocytes in the liver and also destruction of the structure of intestinal villi. Results of this study showed that long exposure with silver NPs, caused significantly increase Hsp70 gene expression and after exposure of common carp with silver nitrate, Hsp70 greatly increased however, in term of gene expression, there was no difference between two genes. Also, the most effects observed among the tissues studied in this study were observed in the liver of fish exposed to two forms of silver and at the highest concentration and there was no difference between the two forms of silver in term of toxicology.
    Keywords: fish, Silver Nanoparticles, Nitrate, histology, Gene expression
  • Saeed Asadollah Nasrabadi, Preeta Kochanian *, Nasorllah Mahboobi Soofiani, Vahid Yavari, Amir Hossein Jallali Pages 351-360
    In this study, effect of different carbon sources (carrot pomace and molasses) on total bacterial count and histology of intestine in Cyprinus carpio, reared in a biofloc system was investigated. 243 fish (16.8±2.1g BW) were purchased and randomly distributed in 50-liter aquarium (9/aquarium) for 8 weeks. Nine different treatments, including a treatment with 100 % daily feeding rate (3% BW) with water exchange as a control, the other 8 treatments were assigned to biofloc systems, including treatment 2 (100%), 3 (75%), 4 (50%) and 5 (25%) daily feeding rate in addition to carbon source carrot pomace and 4 other treatments, including treatment 6 (100 %), 7 (75%), 8 (50%) and 9 (25%) daily feeding rate in addition to carbon source molasses. At the end of experiment, total number of bacteria in the aquaria water and intestine of each fish was counted. Additionally, intestine histology was investigated using H&E. The results showed that there are significant differences in bactria counts of intestine and water between biofloc treatments and control. The highest number of intestinal bacteria (7.7±0.008 logCFU/g) was related to treatment 5 and the least of that was observed in control (6.08±0.018 logCFU/g). The highest number of bacteria in water media (6.18±0.023 logCFU /ml) was obtained in treatment6 and the least of that was related to the control (4.18±0.03 logCFU/ml). Significant (p<0.05) increase in villi length was observed in treatment 3. The biofloc system and the addition of carbon source caused changes in bacterial count of intestine and water culture media besides alterations in villi length, club shaped cells and leukocytes of carp intestinal.
    Keywords: Intestinal histometry, bacterial count, Cyprinus carpio, Biofloc Technology
  • Atta Mouludi Saleh, Yazdan Keivany *, Seyed Amir Hossein Jalali, Mazaher Zamani Pages 361-366
    In 2010-2011 in order to evaluate differences in body shape among populations of chub, Squalius turcicus, De Filippi, 1865 from Tajan, Haraz, Nekarud, Babolrud and Noor rivers of south-eastern Caspian Sea basin 264 specimens were captured by a seine nets. After anesthetizing the samples in 1% clove oil solution and fixing in 10% neutralized formalin, they were transferred to the Isfahan University of Technology Ichthyology Museum (IUT-IM) for further studies. To study the variation of body shape based on geometric morphometric methods, 13 landmarks were defined on the two-dimensional images taken from the left side of samples using the TpsDig2 software. After Procrustes analysis (GPA), digitized data were analyzed using multivariate analyses such as principal component analysis (PCA), canonical variation analysis (CVA) and cluster analysis, also, network deformation changing configuration patterns of population compared to form of the consensus by visualization. The results of this study showed that Babolrud and Haraz populations grouped apart from other populations. Also that the major differences in body shape of the studied populations were related to the head and body depth, and position of the pectoral and anal fins.
    Keywords: PCA, Landmark, Procrustes analysis, consensus
  • Javad Ghasemzadeh *, Zahir Shekooh Saljughi, Paria Akbary, Mehdi Hasani Pages 367-374
    The present study was conducted to investigate the effects of diet supplementation  with probiotic Lactococcus lactis “subspecies PTCC 1403” on the growth performance and survival rate of grey mullet (Mugil cephalus) for 30 days. The experiment was conducted in a completely randomized design with 450 grey mullet juveniles with average weight of 8.44±1.40g in 5 treatments and 3 replicates (n=30 in each replicate), consisting of two control treatments using non-supplemented food, and three experimental treatments (D1, D2 and D3) which were supplemented with this probiotic with concentrations of 1.5× 108, 3×108, 6×108  CFU /g feed respectively. After 30 days feeding with experimental diets, 10 fish per replication of experimental treatments and one control treatment were challenged by immersion method withlive pathogenic bacteria Lactococcus garvieae (1×107 CFUml-1) for 1 minute and their mortality were recorded for 10 days. The results showed that all of the measured growth parameters and survival rate in treatments containing  probiotic improved, but there were not significant differences compared to control group (P>0.05), and only the Condition Factor (CF) parameter in D2 and D3 treatments was significantly different with the control group (P<0.05). Survival percent increased to 64% in D3 and 68% in D2 compared with 40% in the control group (P <0.05). Overall we concluded that the using of this probiotic in the diet of grey mullet could increase survival rates against Lactococcus garvieae bacteria.
    Keywords: Lactococcus lactis, Growth parameter, Grey mullet, Lactococcus gravieae
  • Mohammad Reza Edalat Sarvestani * Pages 375-380
    The aim of investigation is about the accumulation of heavy metals (Mercury, Lead and Cadmium) in muscle, liver and brain tissues in Neogobius melanostomus from the coast of the Caspian Sea. This research was carried out in 15 samplesduring the year 2015- 2016.Sampling stations were in Sari, Babolsar, Fereydoon kenar, Royan and Ramsar. In order to determine the concentration of heavy metals, Atomic Absorption (A.A.S) and mercury analyzer DMA-80 were used. Cd concentration results in liver 0.33± 0.15and in muscle0.28±0.10 and in brain 0/19±0/05 mg/kg wet weight, Average Pb concentration in the liver was 9.41±1.01 and in muscle10.5±1.89 and in the brain was about 2.18±7 mg/kg wet weight, Average Hg concentration in the liver at various stations was43.10±10.30 and in muscle85.05 ±33.10 and in brain8.24 ±3.07 ug / kg wet net weight.One way ANOVA showed that there was no significant difference between the concentration of mercury in brain tissue and lead in muscle tissue in different stations (p>0.05 ). Pearson correlation coefficient showed that there was a reverse correlation between Cd concentration in liver and muscle tissues and the standard length. The highest accumulation of mercury was observed in muscle tissue and the lowest was in brain tissue. The concentration of lead and cadmium in the target tissues were lower than the standard levels and the concentration of mercury was higher than the WHO1/FAO2 / NHMRC3 / MAFF (UK) 4 standard limits.Person analysis showed, heavy metal (lead, cadmium) in the muscle of "Neogobius melanostomus" was higher and mercury metal was lower than standard WHO1/FAO2 / NHMRC3 / MAFF (UK) 4.
    Keywords: Neogobius melanostomus, Cadmium, Mercury lead, Metal lead, Caspian Sea
  • Saeed Hasanzadeh, Rahim Abdi *, Mohammad Ali Salari Aliabadi, Abdulali Movahedinia, Zahra Basir Pages 381-388
    liza abu and Johnius belangerii are high economic value for marketplace in Persian Gulf region. In this study, the histomorphologic differences of the esophagus and intestine between Liza abu as a phytoplankton feeder and Johnius belangerii as a carnivorous was studied.For this purpose, 20 pieces of fish were harvested from any species with the same biometric characteristics from musa creeck. After describtion, tissue samples eere picked up of beginning and end of esophagus, also parts of the primary, middle and end of the intestine. Tissue samples after the usual stages of preparation including fixation in 10% formalin buffer, dehydration with alcohol series, clarification with xylol, paraffin blocking, cutting with 5µ, transfer of specimens on a lam, and coloring, finally examined with a light microscope equipped with a dinolite lens. Results of micrometric studies showed that the esophagus in both species in mucous membranes had multiple folds and its epithelium was squamous with secreted cells. The number of these cells was significantly higher in the end region than to the primary (p≤0.05). Although it was true in primary part for liza abu and end part for Johnius belangerii. From beginning to the end of the intestine it was also increased the number of mucosal cells also the length of intestine villi  in the middle part was higher than to the other sections. The length of intestine villi in liza abu in primary, secondry and end was higher than to the Johnius belangerii (p≤0.05). Generally, in histomorphology of the esophagus and intestine of the two studied species, there were differences and similarities in structural that could be affected by how to live and feed.
    Keywords: histomorphology, esophagus, Intestine, Liza abu, Johnius belangerii
  • Ali Sadeghi *, Mohammad Reza Imanpour, Ali Shabani, Mohammad Mazandarani, Tahere Bagheri Pages 389-394
    Livergol drug is made from the herbal extracts of Milk thistle. Milk thistle contains Flavonolignan and has hepato-protective effects. The aim of this study was to investigate the effects of different levels of livergol containing different levels of fat on prevention of liver lesions including water swelling, cloudy swellings, degeneration, fattiness, bleeding and necrosis in Goldfish. For this experiment, 540 Goldfish were used with a mean weight of 3.5±1 gr, which were fed for 90 days with 9 different diets in three treatments 0, 0.2 and 0.5% of Livergol drug and three levels of 9, 12 and 15% fat. At the end of the experiment, samples were collected from the liver tissue and from each treatment four samples were collected for histopathological analysis. The results of the experiment showed that among all the treatments, the most hepatic injuries including water swelling, cloudy swellings, degeneration, fattiness and necrosis were observed in treatment 6 containing 15% fat and without Livergol. In treatment 2 containing 9% fat + 0.5% Livergol, no liver toxicity was observed. The final result of the study showed that the different levels of fat used in this study, the highest hepatic lesions were observed in fish that had 12 and 15% fat levels. Also, in all dietary fat treatments (9, 12% and 15%), the use of Livergol in diet probably due to the presence of Silymarin, reduced liver lesions in Goldfish.
    Keywords: Liver Histology, Livergol, Fatty, goldfish
  • Maryam Mahjoubiyan, Akram Sadat Naeemi * Pages 395-406
    The aim of the present study is to compare the effects of titanium dioxide in nano scale and bulk form in gill, liver and intestine tissues of zebrafish (Danio rerio). In this study About 150 zebrafish exposed to static-renewal condition of TiO2 particles treatment. These nanoparticles and bulk titanium dioxide in concentrations of 1 and 10 mg.l-1 and a blank group in three replicate for 30 days. After the period of treatment (30 days) the fishes were stabilized in formalin and stained for further classic Histological studies. The results indicated that TiO2 in nanoscale and bulk forms can result in   epithelium separation, edema, hyperplasia, adhesion in lamella and Hyperemia, hypertrophy in filament of zebrafish (Danio rerio).  Also  abnormalities as cytoplasmic vacuolization, increase of melanomacrophage centers,  congestion and hepatocyte degeneration were observed in liver and injuries such as epithelium separation, increased and inflammation of goblet cells, necrosis and hyperemia in intestine tissue of zebrafish. The findings also suggested that nanoparticles induced more severe abnormalities in comparison with their bulk counterparts. Also, most of the mentioned abnormalities are dependent to the materials concentration. So, the severity of abnormalities was highest at 10 mg.l-1 concentration of the titanium dioxide nanoparticles compared with other treatments.
    Keywords: histopathology, Gill filament, Nanomaterials, Titanium dioxide, hepatocytes, Intestine tissue
  • Amin Mokhles Abady, Salar Dorafshan *, Fatemeh Paykan Heyrati Pages 407-414
    The aim of this study was improving hematological factors of Blood parrot fish during starvation periods. For this purpose, 200 Blood parrot fish (average weight 25.5±26 g and length 6.34± 0.43 cm( were distributed in three different treatments (two replicates) including 33 fish individuals in each, including control (basic diet), astaxanthin treatment (4g/kg) and astaxanthin-sodium taurocholate, ST (as bile salt) treatment (diet enriched with 4g and 1200 mg/kg of astaxanthin and sodium taurocholate respectively) fed for 90 days and then subjected to starvation for 7 days. Blood were collected at the end of feeding and experimental starvation periods and some haematological parameters were checked. Results showed that main hematological factors (white blood cells counts as exception which increased significantly in fish fed on astaxanthin alone or in combination with ST) were not affected by nutritional treatments at the end of feeding period (P>0.05). After starvation period, Significant decrease in red blood cells counts were observed in fish fed on diet containing astaxanthin alone or in combination with ST  (P<0.05). While starvation could significantly reduce WBC only in control fish (P<0.05). Generally, it could be concluded that using astaxanthin alone or in combination with ST as a bile salt in the diet of Blood parrot could not affect hematological parameters the fish after starvation.
    Keywords: Blood Parrot fish, Astaxanthin, Sodium taurocholate, starvation
  • Razie Nazari, Mirmasoud Sajjadi *, Bahram Falahatkar Pages 415-422
    This study was carried out to evaluate the effects of different levels of dietary curcumin on growth performance and skin color of Oscar fish (Astronotus ocellatus). A total of 150 Oscar fish with initial average weight of 5.1 ± 0.25 g were randomly distributed in 15 aquariums and fed with 5 different levels of curcumin including control group without any curcumin (C0), 5(C5), 10(C10), 15(C15) and 20(C20) g  curcumin kg-1 diet for 56 days. Fish fed with 5 g kg-1 diet showed significantly higher final body weight and specific growth rate compared to those fed the control treatment (P<0.05). Fish fed with 5 g kg -1 curcumin had significantly lower FCR than the control treatment (P<0.05). There were significant different in protein and lipid efficiency ratio between C0 and C20 treatment (P<0.05). curcumin concentration of skin in fish fed C20 treatment was significantly higher than fish fed C0 treatment (P<0.05). The results of the present study showed that 5 g curcumin kg-1 diet improves growth performance and 15 g curcumin kg-1 diet significantly enhances skin color in Oscar fish.
    Keywords: curcumin, growth, Coloration, Oscar fish, Astronotus ocellatus
  • Mohammad Javad Imeni, Saeed Mohammadzadeh Namin *, Masoumeh Mahdavi Ortakand Pages 423-428
    The Lauxaniidae with about 1800 described species are one of the large and diverse families of order Diptera. Most species are found in forests, on shrubs, trees, and leaves. Larvae of lauxaniids are saprophagous, having been found in decaying vegetation such as fallen leaves, rotting wood, and bird nests. Before this study 32 species of lauxaniid flies have been recorded from Iran and little information was available on the fauna of Lauxaniidae of Taleghan region. During field studies on lauxaniid flies’ fauna in Taleghan region (Alburz and Qazvin provinces) in 2016–2017 season, a total of 10 species belonging to five genera (Homoneura sp., Minettia fasciata, M. hyrcanica, M. bulgarica, Calliopum caucasicum, Sapromyza afghanica, S. biordinata, S. hermonensis, Eusapromyza martineki and E. multipunctata) are found to occur in this region. Sapromyza hermonensis is recorded for the first time for Iranian fauna. The diagnostic characters of the new record and geographical distribution of the studied species are given.
    Keywords: Diptera, Lauxaniidae, Fauna, Taleghan region
  • Mohammad Abbasi, Javad Mirzaei *, Majid Mirabbalou Pages 429-434
    The present study was carried out during a one year period in 2016-2017 in order to investigation of population fluctuation and biodiversity of soil mesofauna including myripods (Arthropoda: Myriapoda) of forests in Ilam region (Ilam Province, west of Iran). For this purpose, soil samplings were performed from three regions located at different altitudes of Gachan, Manesht and Ghalarang Mountains during different seasons of the year. Soil samples were transferred to the laboratory and myripods were extracted using the Berlese funnel. Totally, 730 specimens of centipedes and millipedes were collected and counted, all belonging to three families Dignathodontidae (Henia sp.), Scolopendridae (Scolopendra cingulata) and Julidae (Cylindroiulus sp. and Amblyiulus sp.). The maximum density of soil myripods in all three areas was observed in the spring; and their population density was higher in Gachan Mountain (147 centipedes / m2, 136 millipedes / m2) than in Manesht (111 centipedes / m2, 128 millipedes / m2) and Ghalarang (92 centipedes / m2, 131 millipedes / m2). In late autumn, population density decreased significantly in all three areas. Based on the results of analysis of variance, the effect of different seasons on population density of myripods in all three regions was significant at 1% level. Given the diverse vegetation in this area, the Shannon-Weiner and Simpson indices were high and optimal in all three areas. The results of Shannon's evenness index also showed that the value of this indicator for millipedes was higher than centipedes in all the three sampled areas. According to this study, myripods are potentially one of the main factors in food chain in Zagros forests and our results show the importance of biodiversity conservation and management of natural resources of this area.
    Keywords: population density, Centipedes, Millipedes, Zagros forests, Ilam
  • Somayeh Esmaeili, Rineh * Pages 435-442
    The members of the subterranean genus Niphargus Schiödte, 1849 live in subterranean waters or waters related to subterranean environments, such as springs. This group is one of the most species-rich genera (more than 300 species and subspecies) among freshwater amphipods in the world, distributed in the Western Palearctic. Iran has been recognized as the easternmost border of the genus Niphargus. Until now, there have been 17 species recorded from Iran; of these only one species was found outside Iran (N. valachicus), all other species are endemic to the country. In this study, the diversity and distribution of the Iranian niphargids are surveyed and contributions are made to diagnostic characters for each species and one new record of N. hosseiniei in Bilvar village in Kermanshah Province is reported. The distribution map of species localities were created using Arc GIs. Noteworthy, most of the Iranian species were described during the past five years and additional species descriptions can be expected to the subterranean fauna of Iran in a near future.
    Keywords: Biodiversity, Niphargus, Groundwater, new record, Iran
  • Reza Asadi *, Abdolsamad Keramat Amiri, Hossein Oragi, Seyed Vali Hosseini Pages 443-450
    The effects of Microcapsulation oil on growth factor and body proximate composition of the giant fresh water prawn and some physical qualitative factors of its pellet were investigated. For this purpose, 6 pellet treatments with isoproteic 33 percent were prepared. Three level of fat 6, 9 and 12 percent were considered that tow diets made at each fat level. In one of the diet (1, 3 and 5) oil was not microcapsulated and microcapsulated in other diet (2, 4 and 6). In 12 percent lipid level, weight gain and feed conversion ratio were significantly different (P< 0.05) in treatment without microcapsultion oil (5) and microcapsulated oil treatment (6). Also specific growth rate and protein efficiency ratio was significantly (P< 0.05) higher in 6 diet  than to 1 and 2 diets. In growth factor, effect of lipid level was significant but microcapsule effect and interaction were not significant. The microcapsulation in diet 12 percent lipid level cased to significant (P< 0.05) increase in fillet fat and also in effect of lipid level and microcapsule effect. In physical qualities of pellet like durability, fat leaching, density and sinking velocity were significantly (P< 0.05) influenced to microcapsulation, especially in diets with 9 and 12 percent fat level. In conclusion oil microcapsulatin in 6 percent lipid level was not significant on growth factor, fillet fat and physical qualities of pellet.
    Keywords: Fillet fat, Diet lipid level, Pellet durability, Pellet fat leaching
  • Hadi Raeisi *, Amin Danayi, Rahman Patimar Pages 451-460
    The oriental river prawn (Macrobrachium nipponense) is a widely distributed non-indigenous species to southern Caspian basin-northern Iran. This research aimed to study its growth and mortality characteristics using 860 specimens in Boustan Dam Lake located in south-eastern Caspian Sea form February to September 2016. Male to female ratio was 1:1.11. Differences in shrimp abundance and total weight were significant among various months (p<0.05). The range of total length and weight were 11.7-74.94 mm and 0.04-4.51 g respectively. Mean length and weight of males (40.24 mm and 0.81 g) was less than those of females (41.7 mm and 1.01 g). The relationship between length and weight of males and females was significant in Boustan Dam Lake, both genders had an isometric growth pattern. Growth parameters were estimated as L∞=86.63 mm and K=0.79 for males, and L∞=76 mm and K=1 for females. Natural mortality of males was 1.08 and that of females 1.17. Based on the results of the present work it seems that Boustan Dam Lake has suitable condition for growth of M. nipponense.
    Keywords: M. nipponense, growth, mortality, Boustan Dam Lake, Caspian Sea
  • Mitra Ghafourian, Mohsen Safaie *, Fereshteh Saraji Pages 461-466
    This study was conducted for understanding Food and feeding of Parapenaeopsis styliferain the coastal waters of Hormuzgan province. Sampling was done monthly with shrimp bottom trawl net from July2016 to June2017. The intestine contents of 363 shrimps, ranging from 12 to 33 mm carapace length, were analyzed. Their contents appeared to consist of mainly large quantities crustaceans(84%), plant fibers (7%), diatomaceous(6%), foraminifera (stomach)(1%), Nematod worms(0/57), Ciliophora(0/28%) and Gastropod(0/28%). The C.V. index varied significantly in both sexes that was higher in males than females. While that was not significantly in different length classes. The results of this study showed that the frequency of crustacean was highest in the intestine contents of both sexes, while the FP index did not significantly in different length classes.Based on the major food groups were observed in different of ovary stages, the crustaceans was the most dominant in overall stages.
    Keywords: Parapenaeopsis stylifera, Feeding, Persian Gulf
  • Akbar Abbaszadeh *, Vahid Yavari, Seyed Javad Hoseini, Mahmoud Nafisi Bahabadi Pages 467-476
    Cathepsins represent a major component of the lysosomal proteolytic system and, as such, are responsible for intracellular protein degradation. The aim of this study was to evaluate the cathepsin-L (CTSL) gene expression changes and growth factors in Litopenaeus vannamei  under various biofloc systems (BFT) and different protein levels. Four bioflocs were used: BFT fed diets of 25% CP and spoilage palm date extract (P25), diets of 25% CP and molasses (M25), diets of 15% CP and spoilage palm date extract (P15), diets of 15% CP and molasses (M15) and clear water without biofloc fed with 38% CP (Control) that were performed in triplicate. A 35-day study was conducted with 35 juvenile (average 5.37±0.33 g) shrimp randomly stocked in fifteen 300 L tanks at a stocking density of 175 shrimp m−3.  Real time PCR technique was used to estimate the effect of biofloc on the CTSL gene expression in shrimp hepatopancreas and Beta actin gene was used as an internal control gene. In all the biofloc treatments, a significant increase in the expression of CTSL gene was observed (P <0.05), although P25 had the highest expression (P> 0.05). Moreover the highest growth parameters (weight gain, better feed conversion ratio (FCR), growth rate and survival) was showed in P25 and the lowest in the control (P <0.05). The results showed that there were no significant differences in the expression of CTSL gene in change of carbon sources or dietary protein in the biofloc treatments (P> 0.05). It seems the biofloc technology with its positive effects on digestion and immunity provides the basis of increasing the CTSL gene expression in this species.
    Keywords: Litopenaeus vannamei, Genetic, Biofloc, Date palm extract, Molasses, growth
  • Parisa Taban, Asghar Abdoli *, Nematollah Khorasani, Jaber Aazami Pages 477-488
    In this study, the identification and biodiversity of macrobenthos of Jajrood and Karaj protected rivers which provide a large portion of Tehran's drinking water, have been studied simultaneously for three consecutive years. Physicochemical and macrobenthos samples were collected with three replications, during three consecutive years from 19 stations with a Surber sampler. Statistical analyses were done by SPSS, Past and R softwares. In Jajrood River, 6667 macrobenthos in 22 families and in Karaj River, 13,246 macrobenthos in 24 families were identified respectively .The highest abundance and diversity of macrobenthos and the most appropriate time for sampling was in summer. The results of CCA showed that physicochemical parameters TSS, EC , DO and pH had the highest effect on the distribution of macrobenthos. In Jajrood River, Baetide and in Karaj River Simullidae are the most dominant families. The Simpson dominance index in both rivers tends to one and indicating the high frequency of one or more families compared to the others. The mean values ​​of Shannon-Wiener (H) index varied in the four sampling periods in Karaj River between 2.04± 0.11 to 2.5 ± 0.06 and in Jajrood River between 1.4 ± 0.22 to 2.4± 0.42. Both Rivers are similar in terms of macrobenthos fauna and biodiversity. Results of biodiversity indices showed that human activities affect macrobenthos communities and the most negative effect on the ecosystem of the two rivers is due to tourism activities, Recreational use and land use changes.
    Keywords: Karaj, Jajrood, Biodiversity index, Macrobenthos, Environmental Factors
  • Niloufar Norouzi *, Rasul Ghorbani, Abbas Hosseini, Seyeyd Aliakbar Hedayati, Rahmat Naddafi Pages 489-498
    Ongoing ecological study of the Caspian Sea, in particular distribution, identifying the species composition and regional variations, seems to be necessary before any study. In order to, in present study, the replacement of benthic groups in the Gorgan Bay and southeastern basin of the Caspian Sea (Golestan province) was studied and compared with the results obtained in previous studies. The results of the study of benthoses showed that the polychaete worms, oligochaete worms, nematodes, chironomidae worms, bivalvias and amphipoda crustaceans constitute the main benthic founa of the ecosystem. These results indicate a very inadequate quality status in the studied areas. The results of the comparison with other previous studies also showed that factors such as the input of organic and inorganic pollutants, inappropriate disposal of wastes, the closure of the main channels of the Caspian Sea and the lack of ventilation of the ecosystem, the construction of inappropriate fishing facilities and etc. caused the hypertrophy conditions and a significant reduction in density and diversity of benthoses in these areas.
    Keywords: Caspian Sea, Gorgan bay, Trophy status, Benthic substitution
  • Fakhrieh Shirood Mirzaie *, Rasul Ghorbani, Seyed Abbas Hosseini, Farrokh Parafkandeh, Hasan Nasrollahzadeh Saravi Pages 499-510
    Aquaculture is one of the human activities in which uncontrolled development has negative effects on the environment and biomonitoring can be used to explore it. In this study, the environmental impacts of shrimp farms effluents on macroinvertebrate communities in Gomishan Wetland were investigated. Sampling was performed from six stations monthly for one year and five biological indices were used to investigate the quality status. The results showed that the average density of macroinvertebrate communities was 31934 individual/m2 and the most frequent family was Pyrgulidae. The maximum density among stations was observed in Gorganrood River mouth station. The comparison of density in different months showed that in the first three months of the year, the it was higher than the others; Then, the frequency decreased in summer. Along with the depletion of shrimp farms effluents into the Gomishan Wetland in August, the average abundance of macroinvertebrates increased, but it reduced again in the last four months of the year. The Margalf and Shannon-Weiner indices in different months and stations indicated pollution in this wetland. By calculating the Simpson index, it was found that by increasing the pollution, along with the reduction of water volume, the distribution of macroinvertebrates became more uniform. Pielou index with the mean of 0.4 showed no significant differences between different stations and months. Also, the study of distribution index confirmed the clumped distribution. The water quality in Gomishan Wetland was undesirable, indicating the necessity of effective management policies to improve the water quality in this international wetland.
    Keywords: Environmental Impact, Effluent, aquaculture, macroinvertebrate, Gomishan Wetland
  • Shadi Khatami *, Tooraj Valinassab, Farhad Kaymaram Pages 511-518
    In this study, a discriminant analysis was carried out to compare the morphological variation among the Indian squid (Uroteuthis duvaucelii) collected from four regions in the Persian Gulf and Oman Sea (two regions in the Persian Gulf (Bushehr waters and Western Strait of Hormoz) and two regions in the Oman Sea (Sistan and Balochestan waters and Eastern Strait of Hormoz). The most important variables were investigated factor analysis with principle component analysis (PCA). Indian squids were sampled by stern bottom trawlers and further 21 morphological factors were investigated. The results indicated that in the main component analysis, two components were formed, the first and second components contains 54.24  and 81.50 % of the total variance respectively. The second component consists of four arms in the U.duvaucelii. Investigating the difference between groups by discriminant analysis method showed that three functions were formed (P<0.05) and based on  U.duvaucelii from the four regions can be divided into three groups, two inhabiting in the Persian Gulf, and one group in the Oman Sea.
    Keywords: Indian squid, discriminant Analysis, PCA, Oman Sea, Persian Gulf
  • Elahe Ali Asgari, Ali Mashinchian Moradi *, Fariborz Ehteshami, Shahla Jamili, Mohammad Rabani Pages 519-530
    The aim of this study was to measure the concentration of the acetylcholinesterase (AChE), glutathione S-transferase and catalase as biomarkers of heavy metal contamination in pearl oyster Pinctada radiata and their mechanism in aquatic ecosystems. Heavy metals lead, cadmium and nickel were measured in soft tissue and studied stations in two seasons. Samples were collected seasonally in Lavan stations, Hendurabi and Nakhilo (in the northern Persian Gulf) from spring 2013 to winter of that year by scuba diving. Pearl oysters are divided according to their shells size; shells separated from soft tissues and were transferred to the laboratory for analysis of heavy metals and enzymes. Moopam standard method were used for measuring the concentration of heavy metals and for analyzing tissue concentrations of glutathione S-transferase in Clam the method recommended by Habig et al In 1974 were used. For measuring acetylcholinesterase Ellman method were used. Catalase contamination in pearl oyster in the supernatant obtained from the study based on the method homogeate soft tissue of mussels which Abeiwere evaluated. The concentration analysis of heavy metals nickel, cadmium and lead in the soft tissue of Pinctada radiata in all three stations, respectively 0/12 ± 0/58 and 1/86 ± 0/04 and 1/94 ± 0/30 in parts per millionThe, concentration of acetylcholinesterase at several stations, in large and small sizes and in the seasons had no significant difference. Variations of catalase, and glutathione S-transferase were almost similar to each other and parameters, station and seasons were significantly different in the concentrations of these enzymes. Seasonal changes in antioxidant enzymes related to (assuming a constant in salinity and oxygen) to age, reproductive cycle, and availability of food and water temperature. With increasing temperature at warm season, antioxidant enzymes were increase, with increasing temperature and abundance of food in the environment the amount of antioxidant enzymes may increase. The presence of the enzyme concentration may indicate that the higher levels of the enzyme to eliminate ROS activities to be any healthier situation. At the time of gonads maturation and spawning season catalase activity increases. This study also indicates that catalase was significantly higher in the warm season. Due to low pollutants of heavy metals in the study area, a lower level of contaminants were observed in shellfish tissue incidents of international standards and strong correlation between the amount of heavy metal contamination in pearl oyster tissue and enzymes was not observed, Therefore, we can say that the pearl oyster remains in a healthy condition and the amount of enzyme is normal.
    Keywords: Pinctada radiata, Persian Gulf, Heavy metal, Acetylcholinesterase, Catalase, Glutathione S transferase
  • Omid Rowshan *, Nasrin Sakhaei, Hossein Zolgharnein, Hamed Paknezhad, Mehrshad Taheri Pages 531-536
    Polychaetes assemblages were studied in the south Caspian Sea shallow waters. The sediment samples collected by a Van-Veen grab (0.0625 m2) from Gomishan, Gorgan bay, Tonekabon, Kiashahr and Astara coastal areas (Depts 1, 3 and 5 m) in winter & summer, 2017. The sediments were screened by sieves (mesh sizes: 0.5, 1 and 2 mm), and the worm specimens were fixed in glutaraldehyde 4% solution. The morphological investigation was showed the presence of Capitella sp. (Capitelidae) populations in Gomishan, Gorgan bay and Tonekabon. The Capitellid worms, had no branchia and eyes; prostomium was short and conic; thorax was consisted of a pristomium lacking any appendages, accompanied to nine chaetigers with capillary chaetae. Also, the thoracic chaertigers 1-7, 1-8 or all of them had several capillary chaetae. But, abdomen was only equipped to hooded hooks. Pygidium lacking any appendages. Genital spines of males and genital pore of females were between the thoracic segments 8-9. This is the first report of the genus Capitella and the family Capitellidae from the Caspian Sea.
    Keywords: Polychaetes, invasive species, Alien species
  • Meysam Tavol Koteri, Seyed Mohammad Reza Fatemi, Rezvan Mmousavi Nadushan *, Mohammad Khoda Bakhshi Pages 537-548
    Nais variabilis is cosmopolitan oligochaete worm and is common to fresh and brackish water habitats. This species has not been reported from Iran freshwater fauna and South Caspian Sea before and it was found while investigating limnology of Cheshmehkileh and Sardabroud rivers and estuaries alongside the Iranian coasts. Nais variabilis was collected bimonthly from November 2014 to September 2015 using a Van Veen grab (0.03 m2) and Surber (0.1 m2, 0.2 mm-mesh size) with three replicates at 6 stations. Results of temporal distribution showed that the highest and lowest density and biomass of this species were in November (118.8 ±79.8 ind/m2 and 0.075 ± 0.034 gr/m2) and in September (26.5 ±9.8 ind/m2 and 0.015 ± 0.005 gr/m2) respectively which were significantly different (P<0.05). Among sampling stations, freshwater stations (S1) within the river showed higher density and biomass (139.4 ± 83.3 ind/m2 and 0.08 ± 0.029 gr/m2) than brackish stations (S2) (21 ±10.6 ind/m2 and 0.015 ± 0.006 gr/m2) and marine stations (S3) (0 ±0 ind/m2 and 0 ± 0 gr/m2) which were significantly different (P<0.05). Density and biomass of this species in Cheshmehkileh River and estuary was more than Sardabroud. A significant correlation (P<0.05) between the density and biomass of N. variabilis and environmental variables were found.
    Keywords: First record, Nais variabilis, Cheshmehkileh, Sardabroud, Caspian Sea
  • Mahmood Sinaei *, Mehdi Blouki Pages 549-558
    Climate change and human activities have, over the years, resulted in the loss and reduction of the level of coral ecosystem coverage and the reduction of the effectiveness of conservation and rehabitation projects.  So, it is necessary to use technologies such as biorock to increase the growth and survival rate of corals. In this regard, the effects of using biorock method on the growth and survival of coral (Acropora calthrata) in the Chabahar Bay were evaluated. Coral pieces were placed on steel structures under a 6V electric field in the biorock process. The coral growth, growth performance and survival rates of corals during the twenty-eight weeks were studied. The mean coral growth  in the biorock structure was 12 ± 0.29cm and the mean coral growth was 5.25 ± 0.23 cm in the non biorock structure. The results show a significant difference between coral growth in the biorock with non biorock structures (p <0.05). The results of this survey on the growth rate of Coral (A. calthrata) in the biorock structure compared to the control structures showed a two-fold increase in growth and a higher  survival  rate. The results of this study indicated that stimulation of coral (A. calthrata) growth by biorock  method could be use biorock technology to stimulate coral growth and survival in protection and rehabitation program.
    Keywords: Coral, Chabahar Bay, Biorock, Acropora calthrata
  • Mandana Zarei *, Marziye Jahedi Pages 559-566
    The presence of a large number of microorganisms has been proven in many species of sponges. The purpose of this study was to determine the antifungal properties of sponge associated bacteria, which so far has not been reported in Iran. For this aim, the mesohyle tissue of Haliclonia simulanse sponge obtained from coastal waters of Bushehr Province was inoculated with appropriate dilutions in culture media. At primary screening, eight strains were obtained. To determine the antifungal properties of isolated bacteria, two methods consist of diffusion of disk and disk agar against 3 strains of fungi Rhizoctonia solani, Penicillium italicum and Fusarium oxysporum were used. In order to determine the compounds in methanol extract of strain number 4 GC-MS was performed. The molecular identification of strains 4 and 7, which had the highest antifungal properties, indicated that strain 4 had the most similarity of 98% with Bacillus sp. (With a genetic distance of 0/004) and strain 7 has the highest similarity of 95% with Staphylococcus haemolyticus (with a genetic distance of 0.02). Strains 4 and 7 were registered at NCBI with access numbers KY31376 and KY71394, respectively. In disk agar method, the highest antifungal effect belongs to Bacillus sp.  that produced a no-growth field with a diameter of 28.38 mm against R.solani. Staphylococcus haemolyticus showed the highest antifungal effect against F. oxysporum with the creation of an inhibition zone with a diameter of 27.41 mm. In the disc diffusion method, methanol extracts of Bacillus sp and Staphylococcus haemolyticus had the most anti-fungal effects.
    Keywords: Molecular identification, Methanolic extract, Mesohyl, Bushehr
  • Mahya Shahrabi, Sahar Honarmand *, Roozbeh Yalfani Pages 567-574
    One of the problems with Pseudomonas aeruginosa-related infections is prevalence of Multiple-Drug Resistant isolates. Bacterial efflux pumps are capable of a wide range of antibiotics and detergents to efflux out of the cell. The aim of study was determining efflux pumps activity in fluoroquinolones resistant MDR strains of Pseudomonas aeruginosa. 50 strains ofPseudomonas aeruginosa were isolated from clinical specimens of patients were admitted to Milad hospital and diagnosed by biochemical tests. Antibiotic susceptibility was determined by disc diffusion method according to CLSI. After determining the MDR isolates, for evaluation of efflux pump activity the MIC of ciprofloxacin, levofloxacin was determined before and after treatment by CCCP inhibitor. 17(34%) MDR strains of Pseudomonas aeruginosa that were resistant to more than two classes of antibiotics were detected. Among flouroqinolon MDR strains of Pseudomonas aeruginosa 2 (11.8%) and 3(17.64%) had MIC reduction of at least 4 times and more for ciprofloxacin and lovofloxacin after carbonyl cyanide-m-chlorophenyl hydrazone (CCCP) effect, respectively. The frequency of MDRPseudomonas aeruginosa are low. Only 4 isolates among MDR bacteria had efflux pump activity. So the efflux pump is not major mechanism for resistance to ciprofloxacin and lovofloxacin among these isolates and further studies about other resistance mechanism is recommended.
    Keywords: Efflux pumps, Pseudomonas aeruginosa, MDR, CCCP
  • Shaahin Zayeri, Fatemeh Noorbakhsh *, Fahimeh Baghbani Arani Pages 575-580
    Acinetobacter baumannii is the important cause of nosocomial infections worldwide due to its propensity to rapidly acquire resistance determinants to a wide range of antibiotics and is the major of Multidrug resistant bacteria. There are many different mechanisms for occurrence of MDR in A. baumannii isolates that efflux pumps, beta-lactamases, integrons, insertion sequence(IS) and structural proteins. 79 strains of Acinetobacter baumannii wereisolated from clinical specimens of patients were admitted to Hearth Tehran hospital and diagnosed by biochemical tests. Antibiotic susceptibility of isolates was determined by disc diffusion method according to CLSI 2015. Finally, DNA were extracted and presence of adeA, adeB and adeC genes was evaluated by PCR. The resistance to amikacin, ceftazidime, ciprofloxacin, meropenem, imipenem, tetracycline and trimetoprim were 83.75%,86.25%,82.5%,86.25%,91.25%, 58.75%t 93.75%   respectively. The frequency of adeA,adeB was similar 96.2%  and for adeC gene the frequency was 91.1 % .There was a significant relationship between imipenem and meropenem resistance and frequency of efflux pump genes. According to high prevalence of AdeABC efflux system genes may be play an important role in antibiotic resistance of A. baumannii clinicalisolates specially imipenem and meropenem resistace. Althouth it must be mentioned the role of efflux pumps gene expression in antibiotic resistance.
    Keywords: A. baumannii, Efflux Pump, adeABC genes, Antibiotic Resistance
  • Behrang Ekrami * Pages 581-584
    Caspian red deer or maral (Cervus elaphus maral) is a ruminant from the family of cervidae. Maintenance and protection of maral requires knowing the behavioral, physiological, environmental characteristics and factors harmful to this species. In this article, reproductive and behavioral traits of this species in both sexes are presented based on observations and the available records of protected deer in Wildlife Refuge of Semeskande, Sari from 2006 to 2011. Hart characteristics including sexual behavior, apparent changes during reproductive season and reproductive physiology; and hind characteristics including of ovulation, reproductive cycle, mating, pregnancy and parturition, have been evaluated. Identification of maral reproductive characteristics in Wildlife Refuge of Semeskande, Sari is one of the most important information requirements to preserve and breed this species and will open up new routes for performing new methods of reproduction of this species in Iran wildlife parks or other refuge areas.
    Keywords: Caspian red deer, Reproduction, Behavior, Physiology, Iran