فهرست مطالب

پژوهشنامه حکمت و فلسفه اسلامی - سال پنجم شماره 9 (پاییز و زمستان 1396)
  • سال پنجم شماره 9 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حسن رضایی، محمدمهدی گرجیان عربی صفحات 5-20
    ازجمله مباحث مهم در معرفت شناسی دینی، مسئله توجیه باور دینی است. ملاصدرا، بنیانگذار حکمت متعالیه و ویلیام آلستون، از چهره های موثر در فلسفه دین معاصر، راهکار ی نو برای توجیه باورهای دینی ارائه کرده اند؛ براین اساس برخی باورهای دینی می تواند به منزله باوری پایه، و مبنایی برای توجیه و اثبات برخی دیگر از معارف دینی قرار گیرد. ملاصدر ا در آثار خود در کنار ادله عقلی، از ادله نقلی اعم از آیات و روایات و نیز کشف و شهود استفاده گسترده ای کرده است. تلقی رایج از فلسفه، استفاده از این دو دسته دلیل را در مباحث فلسفی برنمی تابد و همین مسئله باعث ایجاد اختلاف نظر عمیقی در مورد نقش این دو دلیل در نظام فلسفی ملاصدرا شده است. بر اساس یکی از دیدگاه ها ، ملاصدر ا از برخی ادله نقلی و نیز شهود به منزله حد وسط قی اس برهانی و دو مقدمه در استدلال برها نی بهره می برد ؛ ، معصوم براین اساس قیاسی که حد وسط آن از این دو دلیل تشکیل شده باشد، درصورت برخورداری از بعضی شرایط، استدلالی برهانی خواهد بود و نتیجه آن یقینی است و می تو ان از آن در اثبات و ارزیابی مدعیات هستی شناسی بهره برد. آلستون نیز از برخی باورهای جلوه بنیاد همچون حس حضور خدا و حس تکلم با خدا، که از راه تجربه دینی و عرفانی عمومی دینداران حاصل شده است، استفاده می کند و آنها را به منزله توجیه بعضی باورهای دینی می پذیرد. این دو دیدگاه درکنار آثار و نتایج معرفتی و الهیاتی، تفاوت ها و شباهت هایی دارند که در پژوهش حاضر بدان پرداخته خواهد شد.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، آلستون، توجیه باور دینی، روش شناسی ملاصدرا
  • حسن عباسی حسین آبادی صفحات 21-34
    ابن سینا در تعریف نفس، کمال را به جای صورت برگزید و آن را اعم از صورت دانست. او در مثال کشتی بان و کشتی، کشتی بان را کمال کشتی دانست. این مثال برهانی بر ای جوهری تنفس است که قابلیت وجود فی نفسه بدون بدن را دارد و به برهان انسان معلق مشهور است. کمال برای ابن سینا صورت نیست که همراه با ماده باشد، بلکه حقیقت مجرده است که با علم حضوری درک می شود. ازسوی دیگر کمال، فعلیت و مبدا فعل و آثار است. پرسش اینکه آیا می توان باتوجه به حقیقت مجرددانستن نفس و نیز مبدا فعل و آثاربودن آن، کمال در تعریف نفس را کمال وجودی دانست؟ اگر پاسخ مثبت است، چه دلایلی می توان بر این مسئله ارائه کرد؟ کمال وجودی چه مولفه هایی دارد؟ در نوشتار حاضر با تعریف نفس و تمایز معانی کمال اول و ثانی و باتوجه به برهان معل ق، به تحلیل و بررسی این مسئله پرداختیم که کمال نزد ابن سینا در تعریف نفس، کمال وجود ی است و دلایلی نیز برای آن بیان کردیم.
    کلیدواژگان: نفس، صورت، کمال اول، کمال ثانی، کمال وجودی
  • مصطفی عزیزی علویجه* صفحات 35-50
  • محسن اکبری، ناصر جعفری پور صفحات 51-64
    یکی از مهم ترین و معروف ترین قواعد فلسفی، قاعده الواحد است. گرچه همواره برخی متکلمان با این قاعده سرناسازگاری داشته اند، ولی حکمای اسلامی اعم از مشاء ، اشراق و متعالیه، به قاعده مذکور با دید تسالم نگریسته اند. قاعده الواحد میان حکمای اسلامی مسئله ای مبرهن است؛ بنابراین اصل آن مسلم می باشد؛ هرچند اختلافاتی در مفاد آن دیده می شود. حکما معتقدند اگر مبادی تصوری مسئله درست تصور شود، تصدیق به آن امری ضروری خواهد بود. کسانی که توانسته اند مبادی تصوری آن را به درستی تبیین کنند، این مسئله را روشن یا دست کم نزدیک به بداهت دانسته اند؛ یعنی باید سه مفهوم بسیط، معیت و صدور، درست تبیین شود. البته در چگونگی تبیین قاعده الواحد و مفاد آن اختلاف هایی میان آنها ملاحظه می شود ، ولی اصل قاعده مورد قبول همه آنهاست. در مقاله حاضر برآنیم نظر دو حکیم عصر حاضر، علامه جوادی آملی و علامه مصباح یزدی را با اختلاف نظرهایی که میان ایشان دراین باره هست، تبیین کنیم.
    کلیدواژگان: قاعده الواحد، قاعده سنخیت، معیت، جوادی آملی، مصباح یزدی
  • محمدجواد پاشایی صفحات 65-82
    علم حضوری از ناب ترین مفاهیم فلسفی است که با عیار آن می توان در دو حوزه معرفت شناختی و هستی شناختی به سنجش نشست و با آن به بررسی مهم ترین مسائل هستی پرداخت. علم حضوری شناختی است که در آن، مشهود، حقیقت شیء بوده، آنچه نزد عالم حاضر می شود ، واقعیت خود معلوم است؛ بی آنکه واسطه ای حایل شده باشد. ملاک علم حضور ی نیز تحقق حضور است که با علاقه ذاتی حاصل میان دو موجود مجرد پدید می آید. رهایش از محذوره ای دور و تسلسل، از دلایلی است که مآل هر علم حصولی را به علم حضوری برمی گرداند و آن را به نحو هلیه بسیطه اثبات می کند. ،« علم حضوری علت به معلول » ،« علم حضوری ذات به ذات » ، « علم حضوری معلول به معلول » و « علم حضوری معلول به علت » از مواردی است که نویسنده آنها را در نوشتار حاضر به مثابه اقسام چهارگانه علم حضور ی ازمنظر حکمت متعالیه مورد پژوهش قرار داده است.
    کلیدواژگان: علم حضوری، ملاک علم حضوری، حضور، اقسام علم حضوری، حکمت متعالیه
  • محمد غفوری نژاد *، احد فرامرز قراملکی صفحات 83-100
    از منطقیان برجسته اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم، جایگاه والایی در تار یخ  علامه حلی علم منطق دارد. برجستگی وی در دانش های دیگر به خصوص علوم دینی، بر منزلت و ی در دانش منطق سایه افکنده است. آثار منطقی علامه به بیست اثر بالغ می گردد که بعضی از آنها رساله هایی کوتاه، برخی مشتمل بر علوم سه گانه منطق، طبیعیات و الهیات و بعضی شرح ، تلخیص یا نقد آثار دیگران است. نوآوری ها و پژوهش های منطقی علامه حلی فراوان است. این کثرت را می توان این گونه تبیین کرد که وی به عنوان متکلمی که دغدغه اند یشه دینی دارد، منطق گریزی شخصیت هایی چون ابن تیمیه حرانی را آغاز قشری گری و ورود افکار سخیف و خرافی در ساحت اندیشه دینی می دانست و از ای ن رو منطق گرایی را همچون سدی دربرابر قشری گری که همچون سیلی بنیان کن، اندیشه دینی را تهدید می کرد توسعه داد. بیشتر آثار منطقی علامه حلی در سنت منطق گرایی دوبخشی نگارش یافته که از الإشارات والتنبیهات ابن سینا الگو گرفته است.
    کلیدواژگان: علامه حلی، منطق نگاری دوبخشی، ابن تیمیه، قضیه عامه، قضیه طبیعیه