فهرست مطالب

  • پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد رحیمی خویگانی*، عسگر علی کرمی، حمید باقری دهبارز صفحات 9-32

    این پژوهش در نظر دارد تا انتخاب های واژگانی ترجمه محمد دشتی از نهج البلاغه امام علی(ع) را بر اساس سطح معنایی لغوی الگوی ارزیابی ترجمه گارسس بررسی و نقد نماید. برای این منظور، ابتدا سطح معنایی لغوی گارسس در حیطه ارزیابی ترجمه توضیح داده می شود و آنگاه با کمک نمونه گیری تصادفی، نمونه های قابل کاربست این نظریه به عنوان داده های مقاله ارائه می شود. این پژوهش روشن می کند که دشتی در انتخاب های واژگانی خود، بیش از هر چیز به بسط واژگانی در قالب های مختلف و از همه مهم تر، به بسط تفسیری و ایدئولوژیک روی آورده است. او ابهام های واژگانی کلام امام علی(ع) را به کلی از میان برده، یا تفسیر به رای کرده است و تلاش داشته هیچ واژه مبهمی در ترجمه اش وجود نداشته باشد.

    کلیدواژگان: نهج البلاغه، محمد دشتی، ترجمه، الگوی گارسس، واژگان
  • مهدی مقدسی نیا* صفحات 57-33
    مترجم همچون هر انسان دیگری، به حکم وابستگی های گفتمانی خود، رفتارهای خاص فرهنگی و اجتماعی از خویش نشان می دهد. دغدغه اصلی این پژوهش، تلاش برای کشف تاثیری است که وابستگی های گفتمانی یک مترجم بر ترجمه اش دارد و برای این هدف، ترجمه نصرالله منشی از بخش «الاسد والثور» کلیله و دمنه به عنوان پیکره مورد مطالعه انتخاب شده، مورد تطبیق قرار گرفته است. نتیجه این تحقیق که با تکیه بر روش تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است، نشان از آن دارد که مترجم به سبب هویت درباری خود سعی می کند تا هر عبارتی را که به ویژگی های منفی پادشاه، اعم از سست رایی، هواپرستی و ضعف اشاره دارد، حذف کند و آن را با عبارت هایی دیگر تغییر دهد. در واقع، این امر بازتاب گزاره های اصلی گفتمان درباری است که بر اساس آن، پادشاه سایه خدا به شمار می رفت و کسی اجازه اشاره به ضعف او را نداشت. همچنین، این تحقیق نشان می دهد که مترجم به حکم درباری بودنش، از هر گونه عبارتی که متضمن تعریض به نزدیکان پادشاه است، اجتناب می ورزد و سعی می کند تا در راستای «مخلص نمایی» آنان حرکت کند.
    کلیدواژگان: کلیله و دمنه، نصرالله منشی، نقد ترجمه، وابستگی گفتمانی مترجم، گفتمان درباری
  • عبدالباسط عرب یوسف آبادی*، فرشته افضلی صفحات 80-57
    با گسترش روابط زبانی میان ملت ها، تاثیر و تاثر فرهنگی امری طبیعی جلوه می کند و این امر سبب ایجاد رابطه ای دوسویه میان زبان و فرهنگ می گردد. در این حالت، زبانی که بیش از همه تحت تاثیر قرار می گیرد، می تواند بیشتر در معرض ورود واژگان و تعابیر زبان فرادست قرار گیرد. بنابراین، نقش مترجم به عنوان عامل انتقال فرهنگ مبدا به زبان مقصد حائز اهمیت است. در برخی از آثار زبان عربی، واژه ها و ساختارهایی وجود دارد که در جامعه ما، تابو محسوب می شود و مترجم باید مناسب ترین راهکار را به کار گیرد تا از یک سو، از بار معنایی منفی تابو بکاهد و از سوی دیگر، در ترجمه اش امانت داری کرده باشد. به نظر می رسد حسن تعبیر، راهکاری مناسب برای ترجمه تابوها باشد. در پژوهش پیش رو، تلاش بر آن است با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی تابوهای رمان الهوی (2007م.) از هیفا بیطار بررسی شود و با استناد به ابزارهای زبانی حسن تعبیر، مناسب ترین ترجمه برای آن ها ارائه گردد. نتایج نشان از آن دارد که شگرد حسن تعبیر در ترجمه تابوهای رمان، در حفظ و تقویت خودانگاره اجتماعی مخاطب فارسی زبان بسیار موثر است. همچنین، استلزام معنایی (23%)، گسترش معنایی (20%) و مجاز (18%) پربسامدترین سازوکار حسن تعبیر در ترجمه پیشنهادی تابوهای رمان به شمار می آید.
    کلیدواژگان: تابو، حسن تعبیر، استلزام معنایی، گسترش معنایی، رمان الهوی، هیفا بیطار
  • علی اکبر نورسیده*، مسعود سلمانی حقیقی صفحات 108-81
    «انسجام» یک مفهوم معنایی است که به روابط معنایی موجود در متن اشاره دارد و آن را به عنوان یک متن از غیر متن متمایز و مشخص می نماید. انسجام بالقوه در ابزارهای نظام زبانی، همچون ارجاع، حذف، جانشینی و... نهفته است که در خود زبان قرار دارد. نظر به ضرورت اصل تعادل و برابری در فرایند ترجمه، بازتاب هر یک از عوامل فوق در ترجمه، در راستای حرکت همسو با متن اصلی اهمیت بسزایی دارد. از آنجا که صحیفه سجادیه به عنوان متنی منسجم شامل گونه های مختلف انسجام بخش است، انتظار می رود ترجمه های موجود از آن نیز این عناصر انسجام بخش را در خود بازتاب دهند. این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی و تطبیق مولفه های انسجام دستوری غیرساختاری در متن دعای دوازدهم صحیفه سجادیه و چهار ترجمه می پردازد. در این جستار، میزان پایبندی مترجمان به بازتاب این مولفه های انسجام بخش بررسی و این نتیجه حاصل شد که در میان انبوه مولفه های یادشده، برخی از مترجمان در سایه حرکت هم ارز و برابر با متن اصلی و نیز با گزینش برابرنهادهایی مناسب، انسجام موجود در متن اصلی را به طور کامل در ترجمه های خود انعکاس داده اند. در مواردی نیز مترجمان از این اصل غافل مانده اند که این غفلت می تواند ناشی از عواملی چون سبک خاص مترجم و ظرفیت زبانی دستوری متن مقصد باشد.
    کلیدواژگان: انسجام، انسجام دستوری غیر ساختاری، صحیفه سجادیه، دعای دوازدهم
  • علیرضا نظری*، لیلا جلالی حبیب آبادی صفحات 134-109
    متون داستانی از معدود انواع ادبی است که بیش از انواع دیگر حاوی عناصر فرهنگی و بومی است و این امر جایگاه خاصی در پژوهش های ترجمه از منظر نظریه پردازی و راهکارهای ترجمه یافته است. از جمله متون ادبی، رمان بوف کور یکی از آثار ادبیات معاصر فارسی است که مولفه های فرهنگی بسیاری را در جای جای آن می توان دید که در امر ترجمه، مترجم را با چالش های فراوانی روبه رو می کند. این رمان برجسته در سال 1976 میلادی به قلم ابراهیم الدسوقی به زبان عربی ترجمه شد. «ایویر» از جمله نظریه پردازانی است که برای ترجمه عناصر فرهنگی، رویکرد خاص خود را ارائه کرده است که شامل وام گیری، تعریف، ترجمه تحت اللفظی، جایگزینی، واژه سازی، حذف و اضافه کردن می شود. در این پژوهش، قصد داریم با روش توصیفی تحلیلی، شیوه های ترجمه عناصر فرهنگی رمان بوف کور را به زبان عربی با تکیه بر رویکرد ایویر بررسی کنیم. با تحلیل شیوه ترجمه بوف کور مشخص می شود که مترجم در بیشتر موارد فرهنگی ترجیح داده است با شیوه جایگزینی به معادل یابی بپردازد که در برخی موارد با کاستی همراه بوده است و صرفا زمانی توفیق یافته است که از روش تلفیقی، به ویژه در افزودن به پاورقی بهره جسته است.
    کلیدواژگان: ترجمه، ایویر، عناصر فرهنگی، بوف کور، صادق هدایت، ابراهیم الدسوقی
  • قادر پریز* صفحات 152-135
    معادل یابی به معنای یافتن واژگان، قالب های بیانی و نقش های دستوری مانوس در زبان مقصد برای واژه ها و ساخت های دستوری جمله های متن مبدا است. نظر به اهمیت این مسئله، مقاله حاضر با دقت در معادل یابی برای برخی نقش های دستوری از جمله ساخت هایی که متمم در آن ها به کار رفته است، می کوشد تا چالش ها و تفاوت ها را در ترجمه از فارسی به عربی بررسی کند و مشکلات را نشان دهد. در این راستا، اغلب مثال ها از دو رمان کلاسیک فارسی، یعنی مدیر مدرسه از جلال آل احمد و چشم هایش از بزرگ علوی انتخاب شده است که می توان گفت از مصادیق زبان معیار به شمار می آیند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی بر آن است تا فرایند ترجمه، معادل یابی دستوری و تغییر بیان را بر اساس نظریه تغییرات صوری کتفورد بررسی نماید و بر اساس داده ها به این نتیجه می رسد که مترجم نباید به دنبال یافتن نقش دستوری مشابه در زبان مقصد باشد، بلکه باید یک رابطه معنایی را بین دو یا چند واژه در جمله فارسی تشخیص دهد، سپس به دنبال همان رابطه معنایی میان واژه ها در زبان عربی بگردد که نظریه کتفورد نیز همین تفاوت نقش های دستوری را تایید می کند.
    کلیدواژگان: برابریابی، تعریب، ساخت دستوری، نظریه کتفورد
|
  • Mohammad Rahimi Khoigani *, Askarali Karami, Hamid Bagheri Dehbarz Pages 9-32

    This research aims at studying and criticizing Mohammad Dashtee’s selections in his translation from Nahjolbalaghe according to meaning and terminology level of Garces translation assessment. For this purpose, Garces thesis has been introduced, then the elements that were applicable to Dashtee’s translation had been explained in details. The main findings of this research based on analytical-descriptive approach show that Dashtee in his lexical selecting is relying usually on the lexical extension at different models and above all on interpretive and ideological explanation. He has removed lexical ambiguities of Emam Ali’s speech or interpreted them according to his opinion, and tried not to be any ambiguous words in his work.

    Keywords: Nahjolbalagha, Mohammad Dashtee, translation, Garces model, terminology
  • Mehdi Moghadasinia * Pages 57-33
    Like any other individuals, a translator has his affiliations and shows his particular cultural and social behaviors. The primary concern of this study is to discover the impact of the political position of a translator on his translation. For this purpose, the Persian translation of Kalila and Dimna (Translated by Nasr-Allah Monshi) has been selected and adapted as the corpus. The result of this research, based on critical discourse analysis, indicates that the translator Nasr-Allah Monshi, who has an important position in the court of Bahram-Shah, He knows that no one allowed to point to or mention the King s weaknesses. Therefore, he tries to remove any negative personality traits such as capriciousness and wishy-washiness attributed to the lion (as a symbol of King). As an official member of the court, the translator never did anything to offend the face of relatives and friends of the King therefor he pictures them as efficient and deserving persons who achieved their positions in the court with hard work and effort while the writer of Kalila and Dimna, Ibn al-Muqaffaʿ pictures them as persons who achieved their positions in the court with chance. This, in fact, reflects the effect of court discourse.
    Keywords: Kalila, Dimna, Nasr-Allah Monshi, Translation Criticism, translator, Discourse dependence, Court discourse
  • Abdul Basat Arab Yousef Abadi *, Fereshteh Afzali Pages 80-57
    With the expansion of linguistic relationships among nations, the cultural impact has a natural effect and causes the creation of a mutual relationship between language and culture. Considering this case the most affected language can be more exposed to the entrance of vocabularies and language interpretations. So the role of the translator as the agent of transferring the culture of the source language to the target one is salient. In some Arabic works, there are words and structures which are considered as cultural taboo. Moreover, the translator should apply the most appropriate strategies that on the one hand can reduce the negative meaning of the taboo and on another hand can be loyal to the source language. It seems that euphemism is a good way for translation of taboo. This research tries to investigate taboos in the novel "alhava" written by "hayfa baytar" based on the descriptive analytical method and provides the most suitable translation for them relying on euphemism linguistic tools. The results indicate that by applying euphemism for translating taboos in the of novel effects on preserving and strengthening of social self-concept contact of the Persian audience. The furthermore respectively semantic implication (23%) semantic extension (20%) and metonymy (18%) are the most frequent mechanism in translation taboo words.
    Keywords: taboo, Euphemism, Semantic implication, Semantic extension, Alhava the novel, Hayfa Baytar
  • Aliakbar Noreside *, Masood Salmani Haghighi Pages 108-81
    Coherence is a semantic concept that refers to semantic relations in the text and distinguishes it as a text from non-text. Cohesion potentially lies in the language system tools, such as referral, removal, succession, etc., within the language itself. Given the necessity of the principle of equilibrium and equality in the translation process, the reflection of each of the above factors in translating is important in the direction of moving in line with the original text. Since Sahifeh Sajjadieh, as a coherent text, includes various types of coherence, it is expected that the translations made will reflect these elements of coherence. This paper uses a descriptive-analytical approach to study and adapt the components of non-structural grammatical coherence in the text of the Twelve Sufi Sajjadiyah prayers and four translations. From this study, the degree of adherence of the translators to the reflection of these components of the coherence section was examined. Finally, the result of this study was that among the massive components of some translators, in the shadow of the movement, the equivalents and equal to the original text, and the selection of appropriate equivalents, the original has been fully reflected in its translations, in some cases the translators have overlooked this principle, which can be attributed to factors such as the particular style of the translator and the grammatical capacity of the target text.
    Keywords: Coherence, non-structural grammatical coherence, Sahife Sajjadiyeh, twelfth Prayer
  • Alireza Nazari *, Leila Jalali Habib Abadi Pages 134-109
    Narrative work is one of the literary types that have more cultural and indigenous elements than other literary forms, and this plays a key role in the translation research, from the theory of translation and translation strategies. ‘The Blind Owl’ is one of the masterpieces of contemporary Persian literature, which has many cultural components in many places, so that translators are faced with many challenges in translating it into other languages. This prominent novel was translated into Arabic by Ibrahim El Desouki. Ivir is one of the theorists who have presented his own approach to translating cultural elements, which includes transcription, definition, literal translation, substitution, lexical creation, omission, and addition. The present study aims to investigate translation methods of cultural elements of the Blind Owl in Arabic based on Ivir’s approach using the descriptive-analytical method. By analyzing the translation method of the Blind Owl, it is evident that in most cultural cases the translator has preferred to use the mixed method, whether in the combination of replacement and definition, and/or borrowing and definition, and even addition and definition in the footnotes. By analyzing the method of translating the Blind Owl, it is clear that in most cultural cases the translator has preferred to address equivalence by substitution method, although such an approach has some problems. In cases where the translator has succeeded in the translation, it is because he has used footnotes to explicate the cultural elements.
    Keywords: translation, Ivir, cultural elements, The Blind Owl, Sadegh Hedayat
  • Ghader Pariz * Pages 152-135
    Equivalence means the search for expressions and expression templates and the commanding roles of the target language for the words and constructs of the sentence of the source text. Considering the importance of this issue, the present article carefully evaluates the equivalence of some of the grammatical roles, including the structures used in it, to examine the challenges and differences in the translation from Persian to Arabic. Slow and show problems. In this regard, most examples are from two classic Persian novels, "The Director of the School" from Jalal Al-Ahmad and his "Ayes" from the Bozorg Alawi, which can be said to be indicative of the standard language. This paper, by descriptive-analytic method, examines the process of translation and equivalence of grammar and change of expression based on the theory of formal change of Katford, and it is based on the data that the interpreter should not seek to find a grammatical role Similar to the target language, it should also identify a semantic relation between two or more words in the Persian language. Then, follow the same semantic relation between the words in the Arabic language, which the theory of Katford also confirms the same difference in grammatical roles.
    Keywords: equivalence, translation from Persian to Arabic, constructing, the theory of Katford