فهرست مطالب

مشاوره و روان درمانی خانواده - سال هشتم شماره 2 (پیاپی 26، پاییز و زمستان 1397)
  • سال هشتم شماره 2 (پیاپی 26، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • بختیار ملکاری، کیومرث فرحبخش*، نورعلی فرخی، عبدالله معتمدی صفحات 1-24
    جنگ بخشی جدانشدنی از زندگی اجتماعی آدم ها است و همواره در طول تاریخ وجود داشته و صدمات جبران ناپذیری بر جنبه های گوناگون سلامت بدنی، روانی و خانوادگی آدم ها وارد کرده است. پژوهش حاضر، به منظور تفحص کیفی برای تشخیص اختلالات کژکارکردی های جنسی و تاثیر آن بر کارکرد خانواده در آسیب دیدگان بمباران شیمیایی سردشت انجام گرفته است. پژوهش حاضر یک بررسی کیفی پدیدارشناسی - توصیفی می باشد و جامعه آماری آن همه آسیب دیدگان بمباران شیمیایی سردشت بودند که در تاریخ 7 تیرماه 1366 توسط رژیم بعث عراق موردحمله بمباران شیمیایی قرار گرفتند که تعداد جامعه 223 نفر (130 مرد و 93 زن) بودند. نمونه پژوهش 60 نفر، دربرگیرنده 30 مرد و 30 زن بودند که بر پایه اشباع در هنگام انجام پژوهش و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در آغاز برای غربالگری آسیب دیدگان مصاحبه بالینی صورت گرفت و بعد، از افراد شناسایی شده نمونه، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. در تحلیل داده ها نیز از الگوی هفت مرحله ای کلایزی بهره گرفته شد. برآیندها نشان می دهد که شکایت های اختلالات کژکارکردی های جنسی دربرگیرنده اختلال میل جنسی، اختلال برانگیختگی جنسی، اختلال ارگاسم، اختلال بیزاری جنسی و اختلال درد بخش تناسلی در هر دو جنس وجود داشت. همچنین شکایت های؛ اختلال نعوظ، انزال زودرس و انزال دیررس ویژه مردان و شکایت؛ درد آمیزش ویژه زنان بودند. در ارتباط با شکایت های کارکرد خانواده؛ شکست در ازدواج، ناخشنودی از روابط زناشویی، نبود خوشنودی از روابط خانوادگی، نبود خوشنودی از نقش والدینی و ارتباط ناسالم با خویشاوندان و همسایگان؛ در طیف گسترده ای از آسیب دیدگان گزارش شده است. بمباران شیمیایی به طور گسترده باعث به وجود آمدن مشکلات و اختلالات کژکارکردی های جنسی در آسیب دیدگان شیمیایی شده است و این اختلالات تاثیر سوء و منفی بر کارکرد خانواده آسیب دیدگان داشته است و بنیاد خانواده و کارکرد خانواده را با چالش های فراوان روبرو کرده است؛ بنابراین مشاورین خانواده می توانند با برگزاری جلسات و کارگاه های مشاوره خانواده درمانی به خانواده و فرد آسیب دیده کمک بکنند.
    کلیدواژگان: اختلالات کژکارکردی های جنسی، بمباران شیمیایی، آسیب دیدگان، کارکرد خانواده
  • سیده زهرا علوی، عباس امان الهی*، یوسفعلی عطاری، امین کرایی صفحات 25-46
    زوج درمانی متمرکز بر هیجان رویکردی کوتاه مدت و ساختاریافته برای درمان و بهبود روابط آشفته است که بر چرخه های منفی تعاملی پایدار، در اثر آسیب پذیری هیجانی عمیق توجه دارد و بر کاهش آشفتگی زوجی از راه مداخله در سطح هیجانی به ویژه پاسخ های هیجانی دل بستگی محور کوشش می نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان بر صمیمیت هیجانی و جنسی زوج های ناسازگار انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده 100 زوج از زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز (مهرآوران، ندای زندگی و مرکز تحقیقات علوم رفتاری دانشگاه شهید چمران اهواز) در فصل پاییز 1396 بود. نمونه پژوهش دربرگیرنده 3 زوج (6 نفر) از زوج های مراجعه کننده به این مراکز بودند که با توجه به نتایج پرسشنامه سازش یافتگی زوجی (اسپانیر، 1976) با خط برش 101 و با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش از طرح آزمایشی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهم زمان استفاده شد. برای سنجش صمیمیت هیجانی و جنسی زوج ها از خرده مقیاس های صمیمیت هیجانی و صمیمیت جنسی، مقیاس ارزیابی شخصی صمیمیت شافر و السون (1981) استفاده شد. پروتکل زوج درمانی متمرکز بر هیجان در سه مرحله خط پایه، مداخله ی 10 جلسه ای به صورت هفتگی (نشست های 90 دقیقه ای) و پیگیری 2 ماهه اجرا گردید. داده ها به روش های ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها نشان داد که زوج ها در مرحله درمان در صمیمیت هیجانی (82/33%) و صمیمیت جنسی (88/34%) بهبود را تجربه کردند؛ بنابراین یافته های پژوهش روشنگر این است که زوج درمانی متمرکز بر هیجان با تغییر چرخه های تعاملی منفی بر افزایش صمیمیت هیجانی و جنسی زوج های موردبررسی تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: زوج ها، هیجانی، جنسی، صمیمیت، ناسازگار، هیجان
  • حمزه امینی، سیدعلی کیمیایی*، محمد جواد اصغری ابراهیم آباد صفحات 47-68
    مهارگری می تواند تاثیری شایان در رابطه ناسازگار خانواده ها مخصوصا روابط زناشویی داشته باشد. این پژوهش با هدف شناسایی روش های مهارگری در روابط زناشویی و ساخت سنجه مهارگری زناشویی، تعیین روایی و پایایی آن در زوج های ایرانی انجام گرفت. پژوهش حاضر از دید هدف، پژوهشی توسعه ای و از دید شیوه اجرا توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش همه افراد متاهل شهر مشهد در سال 1396 را شامل می شد که با به کارگیری روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تعداد 310 نفر (155F= و 155M=) به سنجه 52 سوالی مهارگری زناشویی پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از روایی صوری و محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی ، همسانی درونی و روایی ملاکی استفاده گردید. داده ها با استفاده از دو نرم افزار Spss-21 و Amos-24 مورد تحلیل قرار گرفت. با انجام تحلیل عاملی اکتشافی و با استفاده از چرخش واریماکس پنج عامل شناسایی شد که مقدار ویژه هر عامل بالاتر از یک بود. از 37 گویه باقی مانده، برای تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. مدل ساختاری مهارگری زناشویی با 21 گویه پس از اعمال پیش فرض های تحلیل عاملی تاییدی و اصلاح مدل با پنج عامل مهارگری هیجانی، مهارگری از طریق بی توجهی، مهارگری از طریق خشونت کلامی، مهارگری از طریق انزوا و مهارگری از طریق پنهان کاری تائید شد. همچنین روایی همگرای این سنجه با خرده سنجه سلطه-اطاعت شانزده عاملی کتل رابطه مثبت معنی دار0٫24 به دست آمد (0٫001p<). 0٫933=α و مقدار ضریب اسپیرمن-براون و گاتمن به ترتیب 0٫894 و 0٫886 است که نشان می دهد سنجه نهایی دارای روایی همگرا و واگرا است و از پایایی برخوردار است. نتیجه، سنجه مهارگری زناشویی با پنج عامل پایا و روا برای زوج های ایرانی و پژوهش های حوزه خانواده و زناشویی در جامعه ایرانی است.
    کلیدواژگان: مهارگری، روابط زناشویی، ویژگی های روان سنجی
  • فیضاللهپورسردار، مسعود صادقی*، کورش گودرزی، مهدی روزبهانی صفحات 69-96
    زوج درمانی متمرکز بر هیجان و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر از جمله درمان های یکپارچه نگر هستند که بر چرخه های منفی تعاملی پایدار در اثر آسیب پذیری هیجانی عمیق توجه دارند. پژوهش حاضر با هدف هم سنجی اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر بر تسهیل بخشش زوج های متعارض به انجام رسید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوج های مراجعه کننده به کلینیک روانشناختی مهرآوران شهر اهواز بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند که شامل 6 زوج(12 نفر) از افراد مراجعه کننده به این کلینیک بودند که با توجه به نمره پرسشنامه سازگاری زناشویی جزء زوج های پریشان قرار می گرفتند. در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهمزمان استفاده شد. پروتکل درمانی زوج درمانی متمرکز بر هیجان و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در دو تا چهار مرحله خط پایه، 16 جلسه مداخله 60 دقیقه ای و پیگیری دو ماهه اجرا گردید و آزمودنی ها به مقیاس بخشش رنجش خاص زناشویی(پالیری، فینچام و رگیالیا،2009) پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد زوج درمانی متمرکز بر هیجان، نسبت به زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در متغیر بخشش کارایی بیشتری داشت. میزان بهبودی در متغیر بخشش در گروه متمرکز بر هیجان در مرحله پس از درمان و پیگیری 14/47 و 94/48 درصد و در گروه رفتاری یکپارچه نگر در مرحله پس از درمان و پیگیری 40/35 و 92/35 درصد بود. تبیین یافته ها حاکی از این بود که زوج درمانی متمرکز بر هیجان نسبت به زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر از نظر اندازه تغییر، کلیت و ثبات ارجحیت دارد.
    کلیدواژگان: تعارض، بخشایشگری، متمرکز بر هیجان، رفتاری یکپارچه نگر
  • ذبیحاللهعباس پور*، سمیه صالحی، عسگر چوبداری صفحات 97-114
    پژوهش های اخیر نشان گر کاهش سلامت روانی زوجین پس از زایش فرزند نخست است. بااین وجود، سلامت روانی زوجین همبستگی مثبت معنی داری با گرایش زوجین به فرزند بیشتر داشتن و زایش فرزند پس ازآن دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی زوج درمانی یکپارچه نگر به روش دایمند بر هماهنگی زناشویی و شایستگی والدگری پس از زایش نخستین فرزند زوجین شهرستان اهواز در سال 1397 بود. بر این اساس، سه زوج که دارای تک فرزند کمتر از فرزند سه ساله بودند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش از طرح آزمایشی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه استفاده شد. زوج درمانی یکپارچه نگر به روش دایمند در سه مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری انجام شد و زوجین به سنجه هماهنگی زناشویی و سنجه شایستگی والدگری پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شناسه تغییر پایا (RCI) و فرمول درصد بهبود تحلیل شدند. زوج درمانی یکپارچه نگر به روش دایمند مایه افزایش معنی دار هماهنگی زناشویی (48/26 درصد بهبود) و احساس شایستگی والدگری (02/30 درصد بهبود) زوجین شد.برآیندهای این پژوهش نشان داد زوج درمانی یکپارچه نگر به روش دایمند می تواند برای انتقال به مرحله والدگری کارساز باشد و خانواده درمانگران می توانند از این روش درمانی برای بهبود روابط زناشویی زوجین ایرانی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: زوج درمانی تلفیقی، روش دایمند، هماهنگی زناشویی، شایستگی والدگری، زایش نخستین فرزند
  • علی مقدم زاده*، طاهره سادات علوی، محمد علی مظاهری، الهه حجازی موغاری، کیوان صالحی، غلامعلی افروز صفحات 115-146
    افزایش احتمال بروز طلاق از شوم ترین واقعیت ها و مخاطره آمیزترین پدیده هایی است که می تواند پویایی و سلامت هر جامعه ای را با تهدیدهای جدی همراه نماید، بدین منظور پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بازنمایی شناسه های فردی اثرگذار در احتمال آسیب طلاق انجام شده است که با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی انجام شده است. میدان پژوهش دربرگیرنده همه زوج های در شرف ازدواج مراجعه کننده به مرکز بهداشت استان خراسان رضوی و همه درخواست کنندگان طلاق مراجعه کننده به مراکز مداخله بهزیستی است. شرکت کنندگان دربرگیرنده 15 زوج در شرف ازدواج، 20 زوج درخواست کننده طلاق که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. ملاک های ورود به این پژوهش در درخواست کنندگان ازدواج عبارت بود از: سن میان 18 سال تا 40 سال، تحصیلات سوم راهنمایی به بالا، ازدواج نخست و تمایل به مشارکت در پژوهش؛ در افراد درخواست کننده طلاق، افزون بر موارد فوق مدت زندگی زناشویی حداکثر 10 سال نیز لحاظ گردید. از فن مصاحبه، عمیق و نیمه ساختاریافته به منظور گردآوری داده ها استفاده شد. مصاحبه ها در یک دوره شش ماهه جمع آوری، ثبت و با به کارگیری راهبرد هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد که سرانجام به شناسایی 579 کد اولیه، 25 مقوله فرعی و هفت مقوله اصلی اثرگذار در افزایش احتمال آسیب طلاق دربرگیرنده: خلق وخو، بلوغ فکری و روانی، مهارت های فردی، باورهای فردی، شیوه زندگی، مسائل شخصیتی و ویژگی ظاهری منتج گردید.
    کلیدواژگان: طلاق، پدیدارشناسی، در شرف ازدواج، فردی، درخواست کننده طلاق
  • مجید ضرغام حاجبی* صفحات 147-164
    با توجه به نقش عوامل فردی و خانوادگی در وابستگی به مصرف مواد روان گردان، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش طرح واره های ناسازگار نخستین و کارکردهای خانواده در آمادگی برای وابستگی به مصرف مواد روان گردان انجام شد. جامعه آماری دربرگیرنده دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم در سال تحصیلی 95-96 که 12050 نفر بود و از میان آن ها با به کارگیری فرمول کوکران 300 نفر به شکل نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده دربرگیرنده پیش بینی گرایش به اعتیاد (وید و همکاران،1992)، کارکردهای خانواده (کیتنرو همکاران،1996)و طرح واره های ناسازگار نخستین (یانگ و همکاران،1995) بودند. تحلیل داده های پژوهش با به کارگیری روش همبستگی پیرسون، آزمون تی گروه های مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. برآیندها نشان دادند که مقیاس اصلی آمادگی برای وابستگی به مصرف مواد روان گردان با طرح واره های رهاشدگی/ بی ثباتی (141/0r=، P<./01)، وابستگی/ بی کفایتی (143/0 r=،P<./01) و آسیب پذیری در برابر زیان و بیماری (173/0r=،، P<./01) همبستگی معنی دار دارد. کارکردهای خانواده تنها با مقیاس اعتراف به اعتیاد همبستگی معنی دار داشت (178/0 r=، P<./01) و با مقیاس اعتراف به اعتیاد و الکلیسم همبستگی معنی داری ندارد. طرح واره آسیب پذیری در برابر زیان و بیماری و طرح واره ایثارگری تنها 5 درصد تغییرات آمادگی برای وابستگی به مصرف مواد روان گردان را تبیین کردند. با توجه به یافته های پژوهش به مشاوران و روان شناسان پیشنهاد می شود هر دو متغیر کارکردهای خانواده و طرح واره های ناسازگار نخستین در ارتباط با پیشگیری در وابستگی به مصرف مواد روان گردان موردتوجه قرار دهند.
    کلیدواژگان: طرح واره های ناسازگار نخستین، کارکردهای خانواده، آمادگی برای وابستگی به مصرف مواد روان گردان
  • مهران علی پور، فیروزه سپهریان آذر*، اسماعیل سلیمانی، فریبرز مکاریان صفحات 165-190
    سرطان پستان و جراحی آن می تواند وضعیت های روان شناختی متعارضی را به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش هم سنجی اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش بهبود مهارت های رویارویی زوجی بر بدریختی انگاری بدن و بهزیستی ذهنی زنان دچار سرطان پستان بود. این پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه پژوهش بیماران زن دچار سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان سیدالشهدا اصفهان در سال 1396 بود. از میان آن ها 45 نفر از داوطلبین به روش نمونه گیری هدفمند پس از بررسی ملاک های ورود انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارش شدند. مداخلات طی 9 نشست 90 دقیقه ای اجرا شد، گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. داده ها با ابزارهای نگرانی از تصویر بدن لیتلتون و همکاران (2005) و بهزیستی ذهنی کی یز و ماگیارمو (2003) گردآوری شد. برآیندهای تحلیل واریانس اندازه های مکرر نشان داد که میان گروه های آزمایش با گروه گواه در بدریختی انگاری بدن و بهزیستی ذهنی تفاوت معنی داری وجود دارد و آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد اثرات بیشتری را در سنجش با آموزش مهارت های رویارویی زوجی بر بهزیستی ذهنی داشته است (05/0p<). بر پایه یافته ها، آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب فراگیری راهکارهای کارآمد در مدیریت هیجانات، احساسات منفی و عمل متعهدانه شده و آموزش مهارت های رویارویی زوجی می تواند منجر به بالا رفتن توانمندی در مدیریت فشار روانی برآمده از بیماری شود. مداخلاتی که در کنار کاهش علائم بدریختی انگاری بدن، می توانند بهزیستی ذهنی زنان دچار سرطان پستان را ارتقا دهند.
    کلیدواژگان: پذیرش و تعهد، مهارت های رویارویی زوجی، بدریختی انگاری بدن، بهزیستی ذهنی، سرطان پستان
  • فریبا سعیدپور، فرهاد اصغری*، علی صیادی صفحات 191-214
    پژوهش حاضر با هدف هم سنجی اثربخشی خانواده درمانی بوئن و مک مستر بر بی آلایشی، تنظیم شناختی هیجان و کارکرد خانواده در زوجین درخواست کننده طلاق صورت گرفت. روش پژوهش، نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری دربرگیرنده همه زوجین درخواست کننده طلاق ارجاع داده شده از سوی دادگاه خانواده به مراکز مشاوره شهر رشت در سال 1396 بودند. از این جامعه 48 نفر از زوجین با داشتن ملاک های ورود به پژوهش، به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در سه گروه 16 نفره قرار گرفتند؛ ولی به دلیل افت آزمودنی ها، تعداد نفرات هر گروه به 10 نفر رسید. دو رویکرد خانواده درمانی بوئن و مک مستر در گروه های آزمایش به مدت 8 نشست 2 ساعته اجرا شد و گروه گواه، درمانی دریافت نکرد. پس از پایان نشست ها، از هر سه گروه پس آزمون و پیگیری سه ماهه گرفته شد. ابزارهای مورداستفاده مقیاس بی آلایشی واکر و تامپسون، تنظیم هیجان شناختی گارنفسکی و سنجش کارکرد خانواده اپشتاین بودند. برآیندهای تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد خانواده درمانی بوئن و مک مستر بر بی آلایشی، تنظیم شناختی هیجان و کارکرد خانواده تاثیر معنی داری داشته است (001/0>P). همچنین، برآیندهای آزمون تعقیبی نشان داد میان اثربخشی رویکرد بوئن و مک مستر، بر بی آلایشی، تنظیم شناختی هیجان و کارکرد خانواده تفاوت معنی داری وجود ندارد. با توجه به یافته های پژوهش به مشاوران و روانشناسان پیشنهاد می شود متغیرهای بی آلایشی، تنظیم شناختی هیجان و کارکرد خانواده را در کار با زوجین درخواست کننده طلاق موردتوجه قرار دهند.
    کلیدواژگان: بوئن، مک مستر، بی آلایشی، تنظیم شناختی هیجان، کارکرد خانواده
  • ریحانه رضاپور فریدیان، هاجر فلاح زاده*، پریساسادات سیدموسوی، لیلی پناغی صفحات 215-241
    یکی از تکالیف تحولی باارزش در دوره بزرگ سالی، برقراری و حفظ روابط صمیمانه است، که به وسیله سه نظام دل بستگی، مراقبت و جنسی هدایت می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ابعاد مراقبت در رابطه میان ابعاد دل بستگی و رضایت جنسی زوجین در چرخه های زندگی خانواده انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری دربرگیرنده زوج های ساکن تهران در سال 96-1395 بود؛ که دست کم یکی از آن ها تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. تعداد 244 زوج (488 نفر) به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی از دانشگاه شهید بهشتی و خوابگاه های متاهلی دانشگاه های شهید بهشتی، امام صادق (ع)، تربیت مدرس و امیرکبیر انتخاب و پرسشنامه رضایت جنسی (لارسون، و همکاران 1998)، پرسشنامه مراقبت (کانس و شاور، 1994)، و پرسشنامه مقیاس های رابطه (گریفین و بارثولومیو، 1994) را تکمیل کردند. داده ها با به کارگیری نرخ همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها نشان داد روابط معنی دار (P<0.01) متفاوتی میان این متغیرها در چرخه های زندگی خانواده، دربرگیرنده آشنایی، زوج بدون فرزند و خانواده دارای کودک، دیده می شود. یافته ها همچنین حاکی از بیشترین تعداد روابط معنی دار (P<0.01) در چرخه زوج بدون فرزند بود. بنابراین متغیر چرخه های زندگی خانواده می تواند رابطه میان این سه نظام را تحت تاثیر قرار دهد، و به وسیله آن بخشی از ناهم سویی پژوهش های پیشین در زمینه رابطه میان این سه نظام تبیین می شود. بنابراین ضروری است زوج درمانگران در طراحی مداخلات خود به منظور بهبود رضایتمندی جنسی، مراقبت موثر، و دل بستگی ایمن میان زوج ها، مرحله کنونی چرخه زندگی خانواده را در نظر گیرند.
    کلیدواژگان: چرخه های زندگی خانواده، دل بستگی، رضایتمندی جنسی، مراقبت
|
  • Bakhtiar Melkari, Kiiumars Farahbakhsh *, Noorali Farrokhi, Abdullah Motamedi Pages 1-24
    War is an inseparable part of the social life of humans and has always existed throughout history, causing irreparable harm to various aspects of the physical, physical, and family health of human beings. The present study was to Qualitative investigation for the diagnosis of sexual dysfunction disorders and its effect on family function in Sardasht chemical bombardment injured. The present study is a qualitative phenomenological-descriptive research. And the statistical community included all those injured in Sardasht chemical bombardment, which was attacked by chemical bombing by the Ba'ath regime on June 28, 1987, the total population was 223 people (130 men and 93 women). A research sample of 60 people, including 30 men and 30 women, which were selected based on saturation during research and available sampling. Initially, a clinical interview was conducted for screening the injured, and then semi-structured interviews were conducted from sampled individuals. In the analysis of data, a colaizzi seven-step cluster pattern was used. The results show that complaints of sexual dysfunction disorders include: sexual dysfunction desire, sexual arousal disorder, orgasmic disorder, disorder distaste sexual, and genital pain disorder in both sexes in both sexes. Also complaints were erectile dysfunction, premature ejaculation, and late ejaculation for men and complaints; sexual Intercourse pain was specific to women. In relation to family functioning complaints; failure of marriage, dissatisfaction with marital relationships, dissatisfaction with family relationships, dissatisfaction with the role of parents and unhealthy relationships with relatives and neighbors, It has been reported in a wide range of injuries. Chemical bombardment has caused widespread sexual dysfunctions and disturbances in chemical injured patients, which has had a negative and negative impact on the functioning of the injured family And faces the family foundation and family function with many challenges. Therefore, family counselors can help families and the injured person by organizing family therapy counseling sessions and workshops.
    Keywords: sexual dysfunction disorders, chemical bombardment, injured, family function
  • Seyedeh Zahra Alavi, Abbas Amanelahi *, Yousefali Attari, Amin Koraei Pages 25-46
    Emotionally focused couple therapy is a short-term and structured approach for treatment and improves the distressed relationship that focuses on stable interactive negative cycles which caused by deep emotional vulnerability and attempts to reduce couple’s emotional distress through intervention in emotional level, especially attachment-based emotional responses. The current study was administered aimed to investigate the effectiveness of emotionally focused couple therapy on emotional and sexual intimacy in incompatible couples. The statistical population consisted of 100 couples among couples referred to Ahvaz counseling centers (Mehravaran, Neday Zendegi, and research center of behavioral sciences of Shahid Chamran University of Ahvaz) during the fall of 2017. The sample research consisted of 3 couples (6 individuals) among couples referred to these counseling centers that were selectedaccording to the results of the Dyadic Adjustment Scale (Spanier, 1976) with cut of point of 101 and with purposeful sampling method. In this research, a single-case experimental design, type of non-concurrent multiple baseline designs was used. To evaluate the couples’ emotional and sexual intimacy, the sub-scales of emotional and sexual intimacy of Schaefer & Olson’ Scale (1981) of Personal Assessment of Intimacy were used. The protocol of emotionally focused couple therapy was carried out in three phases of basic lines, intervention of 10 weekly sessions (90 minutes each session), and two months follow-up. The data were analyzed using visual drawing, the reliable change index (RCI) and the formula of improvement percentage. The findings indicated that in the treatment phase the couples experienced 33.82% improvement in emotional intimacy and 34.88% in sexual intimacy. Therefore, the research findings illustrated that emotionally focused couple therapy is effective on the increasing of emotional and sexual intimacy of the couples under studied by changing the negative interactive cycles.
    Keywords: couples, emotional, sexual, intimacy, incompatible, emotion
  • Hamze Amini, Seyed Ali Kimiaei *, Mohammad Javad Asghari Ebrahim Abad Pages 47-68
    Controlling can have a serious impact on the unhealthy relationships of families, especially marital relationships. The purpose of this study was to identify the controlling methods in marital relations and making the marital controlling scale, and determine its validity and reliability in Iranian couples. The present research based on the aim of the research is a descriptive-survey research and in term of developmental research. The statistical population of the study included all married people in Mashhad in 2017 that were selected using available sampling method. 310 subjects ( F =155 and M =155) responded to marital controlling 52 questionnaire.for analyzing the data, face and content validity, exploratory factor analysis, confirmatory factor analysis, internal consistency and criterion validity were used. Data was analyzed using two SPSS-21 and Amos-24 software. Using exploratory factor analysis and using Varimax rotation, five factors were identified that the eigenvalue of each factor was higher than one. 37 questions remained that was used for confirmatory factor analysis. The structural model of marital controlling with 21 questions after exerting of assumptions and modification of the model with five factors of emotional control, control through disregarding, control through verbal violence, control through isolation and control through secrecy were confirmed. Also, the convergent validity of this scale with a subset of hegemony-obedience of the sixteenth factor of Kettle had a significant positive correlation of 0.240 (p <0.001). α=0, 933 and the Spearman-Brown and Gutman coefficients are 0.894 and 0.886, respectively, indicating that the final scale has a convergent and divergent validity and is reliable. The result of this marital control scale is five factors for Iranian couples and family and marital research in Iranian society.
    Keywords: controlling, marital relationships, psychometric properties
  • Fezallah Poursardar, Masoud Sadeghi *, Cyrus Goodarzi, Mahdi Roozbehani Pages 69-96
    Emotion focused couple Therapy and therapyIntegrative behavioral couple therapy are Integrative treatments that has a focused on the negative cycles of interaction caused from deep emotional vulnerability. The current research administrated aim to Comparison of the Effectiveness of Approaches TherapyEmotionally focused couple therapy and TherapyIntegrative behavioral couple therapy in forgiveness in Couples with marital conflict. The statistical population of the study included all couples referring to Ahvaz city Mehrvaran Psychological Clinic. The research sample was selected using purposeful sampling method, which included 6 couples (12 persons) from the Couples referred to the clinic, which according to the marital adjustment questionnaire score were distributed among the distracted couples. Non-congruent multiple baseline experimental single case study was used as the method of the present study. The emotion focused couple Therapy and TherapyIntegrative behavioral couple therapy Protocol was carried out Two to four stages of the base line of intervention, 16 session treatment of 60 minutes and 2 month follow-up by using the Marital offence-specific Forgiveness Scale(Paleari, Fincham,Regalia,2009) evaluated. Data analyzed with visuals inspection, improvement percentage and reliable change index (RCI) strategies. Results showed that emotion focused couple Therapy efficacy more than TherapyIntegrative behavioral couple therapy on the Forgiveness variables. The rate of improvement of the conflicting couples's emotion focused group in the Forgiveness variable in the post-treatment and follow-up stage was 47.14 and 48.94 and in the Integrative Behavioral group in the post-treatment and follow-up stages of 35.40 and 35.92 percent. The explanation of the findings suggests that emotion focused couple Therapy efficacy more than TherapyIntegrative behavioral couple therapy in Magnitude, Universally and stability of changes.
    Keywords: conflict, forgiveness, emotion focused, integrative behavioral
  • Zabihollah Abbaspour *, Somaieh Salehi, Asgar Choobdari Pages 97-114
    Recent studies have suggested a decline in mental health after the birth of a first child. Yet parents’ mental health is linked positively to wanting and to having additional children. The aim of present study was the effectiveness of Integrative Couple Therapy via Diamond method on marital harmony and parenting competence after the birth of first child in couples of Ahvaz in 2018. Three couples with single child less than 3 years were selected using purposeful sampling. Multiple baseline experimental single case study was used as the method of the present study. Integrative couple therapy via Diamond method was carried out in three phase of baseline, intervention and follow-up and participants completed the marital harmony scale and parenting competence scale. Data analyzed with visuals inspection, reliable change index (RCI) strategies and improvement percentage. The integrative couple therapy via Diamond method had significant effect in increasing of marital harmony (%26.48 improvement) and parenting competence (%30.02 improvement). Results showed that the Integrative Couple Therapy via Diamond method can be effective in transition to parenthood and family therapists can use this intervention to improve marital relationship in Iranian`s couples
    Keywords: integrative couple therapy, diamond method, marital harmony parenting competence, birth of first child
  • Ali Moghaddamzadeh *, Tahereh Sadat Alavi, Mohammad Ali Mazaheri, Elaheh Hejazi Moghari, Keyvan Salehi, Gholamali Afrooz Pages 115-146
    Increasing the probability of getting divorce is one of the most ominous facts and most dangerous things that can really damage the health of each society. Therefore, the present study aims to identify and represent individual indicators affecting the probability of harming divorce, which in a descriptive and qualitative phenomenological method is used. The research sample includes all marriage couples referring to Khorasan Razavi Health Center and all divorce applicants referring to welfare intervention centers. Participants included 15 engaged couples, 20 couples applying for divorce, selected by targeted sampling method. The criteria for entering the study for marriage applicants were: aged 18 to 40 years old, upper secondary education, first marriage and Tend to participation in research, and in divorced applicants, in addition to the above, the duration of marital life was considered to be a maximum of 10 years. In- depth and semi-structured interviews were used to collect data. The interviews were collected and recorded in a 6-month period and analyzed using the seven-step strategy that resulted to analysis of 579 primary codes, 25 sub-components and 7 main components affecting the probability of harming divorce including temperament, intellectual and psychological maturity, individual skills, individual beliefs, lifestyle, personality disorders, and characteristics appearance.
    Keywords: divorce, phenomenological, engaged couples, individual, divorce applicants
  • Majid Zargham Hajebi * Pages 147-164
    Regarding the role of individual and family factors in drug dependence, this study was conducted to study the role of early maladaptive schemas and family functions in the preparation for drug dependence. The statistical population consisted of students of Islamic Azad University, Qom, in the academic year of 1995-96, which was 12050 people. Among them, 300 people were selected by multi-stage cluster sampling using Cochran's formula. Data collection tools consisted of prediction of addiction tendency (Wade et al, 1992), family function (Keitner et al., 1983), and early maladaptive schemas (Yang et al., 1995). Data were analyzed by Pearson correlation, T test, one-way variance analysis and multiple regression.
    Findings
    The results showed that the main scales of readiness for drug dependence have significant correlation with the patterns of emancipation/ instability(r=.141 P<0,01)،dependence / incompetence (r=.143 P<0,01) and vulnerability to harm and disease(r=.174 P<0,01).family function was significantly correlated with the extent of admission to addiction(r=.178 P<0,01) And with the scale of admission to addiction and alcoholism does not have a significant correlation. The vulnerability to harm and disease and the self-sacrificing schema only accounted for 5% of the change in addiction tendency. According to the findings of the research, it is recommended that counselors and psychologists consider both variables of family functions and early maladaptive schemas in relation to prevention of drug dependence.
    Keywords: early maladaptive schemas, family function, Readiness for drug dependence
  • Mehran Alipour, Firouzeh Sepehrian Azar *, Esmaeil Soleimani, Fariborz Mokarian Pages 165-190
    Breast cancer and its surgery can lead to conflicting psychological conditions. The purpose of this study was to compare the efficacy of Acceptance and Commitment training and Groups Training of Couples Coping Skills Enhancement on body dysmorphic and Subjective Well-Being in women with breast cancer. This study was a semi-experimental study with pre-test, post-test and control groups with 3 months follow-up. The study population consisted of female patients with breast cancer who referred to Isfahan's Seyed Alshohada Hospital in 2017. Among them, 45 volunteers were selected through Purposive sampling after checking the inclusion criteria and randomly assigned to experimental and control groups. Experimental groups were treated for 90 minutes in 9 sessions while the control group did not reseive any treatment. The data were collected using Littleton et al Body Image Concern Inventory (2005) and Keez and Magharmo Subject Well-Being Scale (2003). The results of repeated measurements analysis showed that there was a significant difference in body dysmorphic and subjective Well-Being between experimental groups and control group. Moreover Acceptance and Commitment training was more effective than Training of Couples Coping Skills Enhancement on mental well-being (p<0.05). Findings indicate that Acceptance and Commitment training results in achievement of effective strategies for management of emotions, negative emotions, and committed action, and Training couple skills can lead to the improvement of the ability to manage disease-caused stress. The mentioned interventions not only could reduce body dysmorphic symptoms, but also could improve the Subjective Well-Being in women with breast cancer.
    Keywords: acceptance, commitment, couples coping skills, body dysmorphic, subjective well-being, breast cancer
  • Fariba Saeedpoor, Farhad Asghari *, Ali Sayadi Pages 191-214
    The purpose of this study was comparing the effectiveness of McMaster and Bowen family therapy on intimacy, cognitive emotion regulation and family function in couples who exposed to divorce. This study had a quasi-experimental method including pre-test - post-test with control group and three-month follow up. The statistical population consisted of all couples applying for divorce who referred by family court to counseling centers of Rasht city in 1396. From this community, 48 couples with the criteria for entering the research were selected through available sampling and were randomly assigned to three groups of 16 people. But due to the drop in the number of subjects, the number of people in each group reached 10. Two methods of McMaster and Bowen family therapy approaches were performed for 8 sessions of 2 hours and the control group did not receive any treatment. After completing the sessions, three groups were subjected to post-test and follow-up trials. Instruments included Walker and Thompson intimacy scale, Garnefski cognitive emotion regulation and Epstein family assessment. The results of multivariable analysis of covariance showed that McMaster and Bowen family therapy had a significant effect on intimacy, cognitive emotion regulation and family function (P <0.001). Also, the results of follow-up test showed that there is no significant difference between the effectiveness of Bowen and McMaster family therapy on intimacy, cognitive emotion regulation and family function. According to the findings, considering Intimacy, cognitive emotion regulation and family functioning variables in working with couples who applying for divorce recommended to counselors and psychologists.
    Keywords: Bowen, McMaster, intimacy, cognitive emotion regulation, family function
  • Reyhane Rezapour Faridian, Hajar Falahzade *, Parisa Sadat Sayed Mosavi, Lili Panaghi Pages 215-241
    Establish and keeping intimate relations, is one of the significant developmental tasks in adulthood that governed by systems: attachment, caregiving, and sex. The present study aimed to investigate the mediating role of caregiving dimensions in relationship between attachment dimensions and sexual satisfaction in couples, during the family life cycles. In this descriptive correlational study, a sample of 244 couples (488 people) who at least one of them had academicals education, and they dwelled in Tehran in 2017, were selected by Accessible and Snowball Sampling Method from Shahid Beheshti University and marrieds’ dormitory of Shahid Beheshti, Imam Sadiq, Tarbiat Modares and Amir Kabir Universities and completed Caregiving Questionnaire (Kunce & shaver, 1994), Larson’s Sexual Satisfaction Questionnaire (Larson, Anderson, Holman, & Niemann, 1998), and Relationship Scales Questionnaire (Griffin & Bartholomew, 1994). The data analyzed by Pearson Correlation Coefficient and Path Analysis. The results showed different meaningful relationships (P<0.01) between sexual satisfaction, attachment dimensions and caregiving dimensions in 3 stages of family life cycles including Initiate, New Couple (without children) and Families with Young Children. Results also indicated the most significant relationships (P<0.01) in New Couples (without children) Cycle. Therefore, it can be concluded that the family life cycles can affect the relationship between attachment, caregiving, and sexual systems. Then a part of differences exists in previous findings could be explained with it. Therefore, couple therapists need to pay attention to current family life cycle in designing their interventions to improve sexual satisfaction, efficient caregiving, and secure attachment.
    Keywords: attachment, caregiving, family life cycles, sexual satisfaction