فهرست مطالب

جاویدان خرد - سال پانزدهم شماره 34 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال پانزدهم شماره 34 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/28
  • تعداد عناوین: 13
|
  • حسین احمدی*، محمد کریمی صفحات 5-24
    فرااخلاق به مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق می پردازد. یکی از موضوعات فرااخلاقی، مباحث منطقی است که به استنتاج مفاهیم و گرازه های اخلاقی می پردازد؛ بنابراین، رابطه باید و هست در دیدگاه علامه طباطبایی در زمره مباحث منطقی فرااخلاق است که نوشته ای به روش این مقاله به آن نپرداخته است. نویسنده در این مقاله درصدد است تا دیدگاه علامه طباطبایی درباره ارتباط جمله های اخلاقی را در تمام جوانب تبیین و بررسی کند. ایشان جمله های اخلاقی را اعتباری، اخباری و استنتاج پذیر و آن استنتاج را جدل می داند. اما به نظر می رسد بیانی برهانی از جمله های اخلاقی بر طبق نظریه علامه امکان داشته باشد و اشکال های طرح شده در بیان علامه طباطبایی بر برهان پذیری جمله های اخلاقی قابلیت پاسخ را دارند. به هر حال ایشان جدل در جمله های اخلاقی را قبول دارد و جمله های اخلاقی را بر پایه واقعیت نامتغیر استوار می داند؛ بنابراین ایشان نسبی گرایی اخلاقی را نمی پذیرد و با شکاف باید و هست مخالفت می کند.
    کلیدواژگان: فرااخلاق، جمله اخلاقی، مساله بایدو هست، علامه طباطبایی
  • علی افضلی* صفحات 25-38
    از مسلمات تعالیم اسلامی، و به ویژه شیعی، اعتقاد به رجعت، به معنای عام آن است، یعنی زنده شدن برخی مردگان و بازگشت آنان به حیات دنیوی. از سوی دیگر، مبانی فیلسوفان مسلمان، و به ویژه مرحوم صدرالمتالهین، در باب موضوعاتی همچون نفس، تعریف و مراتب تجرد، معیار نقص و کمال که به مادیت و تجرد بازمی گردد نحوه وقوع مرگ طبیعی و... لوازمی به دنبال دارد که به نظر می رسد با برخی آموزه های دینی تعارض داشته باشد. یکی از این آموزه ها رجعت است. مقاله حاضر به این موضوع می پردازد که اولا دیدگاه ملاصدرا درباره رجعت چیست؟ آیا آن را در مورد همه انسان ها می پذیرد، یا یکسره آن را انکار می کند و یا قائل به تفکیک می شود و آن را در مورد برخی انسان ها ممکن و در مورد برخی دیگر محال می داند؛ و در چنین صورتی معیار این تفکیک چیست؟ ثانیا نظریات صدرالمتالهین در این مباحث چه قدر با هم سازگار است؟ و ثالثا این نظریات از سویی تا چه اندازه مطابق با موازین عقلی است و از سوی دیگر آیا با ظواهر و نصوص صریح قرآن و حدیث همخوانی دارد یا خیر
    کلیدواژگان: صدرالمتالهین(ملاصدرا)، رجعت، نفس، مرگ طبیعی و غیر طبیعی، کمال و نقص
  • منیره پلنگی، زینب محمدنژاد* صفحات 39-56
    سهروردی ادراک خیالی را اضافه اشراقی بی واسطه نور اسپهبد نفس با صور معلقه عالم خیال مستقل از نفس می داند و در این فرآیند برای هیچ امری حتی صور ادراکی، حیثیت وساطت قائل نیست. بنابراین با حذف مدخلیت صور ذهنی در ادراک خیالی، بحث مطابقت صور ذهنی با متعلق خارجی جای طرح نمی یابد. از نظر سهروردی آنچه در ادراک خیالی به عنوان امر جدیدی برای انسان حادث می شود، اضافه اشراقی خاصی است که پیش از این ادراک خاص، فاقد آن بود. در اضافه اشراقی نفس با عالم خیال، حضور بی واسطه صور معلقه در مشهد نفس را می توان جنبه انفعالی نفس و توجه نفس به این حضور را می توان جنبه فعال بودن نفس به شمار آورد و ادراک خیالی از دید سهروردی را آمیزه ای از فعل و انفعال نفس دانست. از نظر سهروردی خیال انسان با عالم خیال رابطه ای دوسویه دارد. از یک سو ادراک خیالی در ارتباط نفس با عالم خیال محقق می شود و از سوی دیگر نفس می تواند صور معلقه خیالی، در عالم خیال مستقل از خود بیافریند. صور خیالی ذهنی با اینکه از دید سهروردی مدخلیتی در ادراک خیالی ندارند، می توانند ابزار نفس برای خلق صور معلقه خیالی و تصرف در عالم خیال که متعلق ادراک خیالی همه نفوس است، باشند. رابطه دو سویه نفس با عالم خیال مبین مسائل فکری بسیاری از آفرینش هنری تا حشر جسمانی است.
    کلیدواژگان: سهروردی، ادراک خیالی، مطابقت، خلاقیت خیال، خالقیت خیال
  • میثم زنجیرزن حسینی* صفحات 57-72
    بحث تشکیک یکی از مهمترین مسائل فلسفی است که در نظامات فلسفی بدان پرداخته شده است. صدرالمتالهین قائل به تشکیک در وجود بوده و با تفتیش در نظام مشایین، ایشان را نیز قائل به تشکیک خاصی میداند. ولیکن قرائت صدرا و اتباع ایشان از تشکیک در نظام اشراقی، تشکیک ماهوی است. زیرا صدرا، اعتباریت وجود را در نظام فلسفی شیخ اشراق به معنای معقول ثانی منطقی پنداشته فلذا شیخ اشراق را اصالت ماهوی دانسته و مباحث تشکیکی ایشان را در ساحت ماهیت معنا کرده است. نگارنده قائل است که اولا: اعتباریت وجود در نظام اشراقی به معنای معقول ثانی منطقی نیست تا اینکه شیخ اشراق را اصالت ماهوی بدانیم بلکه وی قائل به عینیت وجود است و اعتباریت به معنای معقول ثانی فلسفی است. و ثانیا: شیخ اشراق فقط مباحث تشکیک را در ماهیت مطرح ننموده بلکه تمایز تشکیکی را در ساحت وجود نیز طرح نموده است. و ثالثا: اگر ایشان قائل به تشکیک ماهوی است به جهت این است که وجود و ماهیت را در عالم خارج منحاز از یکدیگر نمیداند فلذا تشکیک وجود منجر به تشکیک ماهیت خارجیه نیز می شود.
    کلیدواژگان: اشراق، تشکیک وجود، تشکیک ماهیت، اصالت ماهیت، معقول ثانی
  • حسام الدین شریفی* صفحات 73-88
    به اعتقاد ملاصدرا، حقیقت مطلق وجود، محض هستی و تحقق در خارج است. این حقیقت با وسعت و بساطتی که دارد، برای موجودات دیگر تحققی باقی نمی گذارد. در عین حال ملاصدرا، به وجود هایی که مقید هستند نیز قائل است. ملاصدرا، معتقد است حقیقت مطلق، می تواند خود را به صورت هستی هایی مقید و محدود تنزل دهد. با این تنزل موجودات دیگر محقق می شوند. نسبت این موجودات با هستی مطلق، نسبت مقسم با اقسام است. زیرا وجود مطلق با اطلاق مقسمی، تمام اقسام وجود را شامل می شود از جمله وجودهای به شرط شیء که همان موجودات مقید هستند. ضمن آنکه موجودات مقید، دارای متن و وجودی مختص خود هستند؛ مستقل و جدای از وجود مطلق نیستند. وجود مطلق است که به صورت مقید جلوه گر شده است. هر وجود مقیدی به یک لحاظ همان واجب الوجود است که مقید شده است و به لحاظ آنکه مقداری از حقیقت وجود را متجلی می سازد دارای نقصان و فقدان و غیر از واجب الوجود است..
    کلیدواژگان: وجود مطلق، وجود مقید، واجب الوجود، حقیقت وجود، تشکیک، تشکیک، وجود مطلق، وجود مقید، واجب الوجود، حقیقت وجود
  • مریم اسدیان*، بابک عالیخانی صفحات 89-112
    در همه سنت های معنوی که طریق رسیدن به کمال حقیقی انسان را نمودار می کنند، کم و بیش از دو مقام سخن رفته است: مقام «کرامت» که مقام پاکی و ظهور نور فطرت آغازین است و مقام «کمال» که سوختن در آتش عشق است و رسیدن به خویشتن خویش. مقام نخست متعلق به «انسان قدیم» یا انسان راستین است و مقام دوم متعلق به «انسان کامل». در شاهنامه فردوسی این دو مقام را می توان به سیاوش و کیخسرو نسبت داد که اولی (پدر) نمونه انسان قدیم و دومی (پسر) نمونه انسان کامل است.در این مقاله، با رویکرد جاویدان خرد، از تعلیم سنتی دائویی در تحلیل بخشی از مقام معنوی سیاوش در شاهنامه بهره خواهیم برد. در تعلیم دائویی انسان قدیم دارای خصائصی همچون بی فعلی، بساطت و سادگی، صلح کل و... است که این ویژگی ها در شخصیت معنوی سیاوش نیز به چشم می خورد. بر این اساس، با توجه به ارتباط سیاوش با رمز «ماه» و پیوند او با نور فطرت انسانی و نیز مقام «قلب» نشان خواهیم داد که او در میان مقامات سلوکی، صاحب مقام متوسط یعنی صاحب نور سکینه است و مظهر انسان قدیم به شمار می رود.
    کلیدواژگان: انسان قدیم، نور فطرت، تعلیم دائویی
  • اسدالله فلاحی* صفحات 113-134
    شمس الدین سمرقندی که در بحث قیاس شرطی دیدگاهی نو در برابر ابن سینا پیش نهاده است، از 19 ضرب منتج سینوی 12 ضرب را نامعتبر می داند. در مقاله دیگری نشان داده ایم که اگر تنها «کیفیت» گزاره ها را در نظر بگیریم میان قیاس های سمرقندی و منطق ربط مطابقت شگفت انگیزی وجود دارد. در این مقاله، اما، نشان می دهیم که اگر «کمیت» گزاره ها را نیز در نظر آوریم این مطابقت از میان می رود. دلیل این مسئله آن است که در بحث از سورهای جزئی شرطی، سمرقندی مانند ابن سینا دچار این اشتباه شده است که می توان تحلیلی از «لزومی جزئی» ارائه کرد که متمایز از لزومی کلی و اتفاقی جزئی باشد. هر تحلیلی که تا کنون از لزومی جزئی ارائه شده است به «همیشه صادق» شدن آن انجامیده و نه سمرقندی، نه ابن سینا و نه هیچ منطق دان دیگری تا کنون نتوانسته است از این ایراد بگریزد.
    کلیدواژگان: منطق ربط، قیاس اقترانی شرطی، شمس الدین سمرقندی، کمیت
  • حسین ثقفی هیر*، مهدی گلشنی صفحات 135-147
    افزایش شواهد موید نظریه مه بانگ نه تنها منجر به مرگ و کنار راندن نظریات رقیب مانند حالت پایدار گردید، بلکه بار دیگر جدال قدیمی میان فلاسفه و متکلمین بر سر حدوث و قدم عالم از سر گرفته شد. ولی این بار حامیان متکلم نظریه مه بانگ مسلح به قوانین فیزیک کوانتوم و نظریه نسبیت هستند. لذا ما نیز در این مقاله قصد داریم یافته های جدید اخترفیزیک دانان را با عقاید فلاسفه اسلامی نقد و بررسی کنیم؛ آن چه که در این مقاله به آن پرداخته ایم نقد و بررسی مباحث فلسفی مطرح شده از طریق یافته های اخترفیزیک دانان است که خلاصه آن به شرح زیر است:کلید واژه ها: انبساط عالم، ثابت هابل، امواج ریزموجCMB، عقل فعال، علل اربعه، حرکت جوهری.
    کلیدواژگان: انبساط عالم، ثابت هابل، امواج ریزموجCMB، عقل فعال، علل اربعه
  • سید رحمان مرتضوی باباحیدری* صفحات 149-159
    مارتین لینگز به عنوان یکی از نمایندگان برجسته سنت گرایی متاخر، ادامه دهنده و تکمیل کننده کار اسلاف خود بوده و برخی از زمینه های ناکاویده سنت را مورد تحقیق و تحلیل قرار داده است؛ یکی از مهم ترین این زمینه ها، ادبیات نمایشی و نمایش است.
    پیش از لینگز، توجهی جدی از سوی محققان هنر قدسی به نمایش دیده نمی شد و پس از او نیز چندان مورد اعتنا واقع نشد؛ و او تا حد زیادی در کار خود درون جریان سنت گرایی، یگانه محسوب می شود. او در «شکسپیر در پرتو هنر عرفانی»، تلاش می کند زمینه های لازم برای خوانش قدسی – بخوانید درست – متون شکسپیر را فراهم آورد و الزامات عملی یک «اجرای موفق» از نمایشنامه هایی این چنینی را نشان دهد.
    بر این مبنا «مارتین لینگز و هنر نمایش: به سوی بوطیقای نمایش عرفانی» تلاشی در جهت نشان دادن ابعاد و دلالت های نظری و عملی خوانش نمایشنامه هایی با صبغه عرفانی توسط مارتین لینگز خواهد بود.
    کلیدواژگان: مارتین لینگز، نمایش عرفانی، سنت گرایی، هنر
  • مصطفی مومنی* صفحات 161-178
    مفهوم «فطرت» از مفاهیمی است که در زبان فلاسفه اسلامی و غربی بیان شده است. در منابع اسلامی نیز در خصوص رابطه انسان با دین در آیات قرآن و روایات نیز آمده است. پیرو کاربرد اخیر، نظریه فطرت در اندیشه متاخرین از جمله مطهری به نحوی مطرح و پرداخته شده که در اندیشه فلسفی مسبوق به سابقه نیست. در فلسفه غرب در قالب اندیشه «ادراکات فطری» بیان شده است. هر چند در اندیشه فلاسفه اسلامی از جمله ابن سینا مکرر «فطرت» به کار رفته است ولی بر هیچکدام از دو معنای فوق دلالت ندارد. این مقاله ضمن بیان معنا و کاربرد فطرت در تفکر سینوی به رد این انگاره که وی قائل به ادراکات فطری- اعم از تصوری و تصدیقی- است پرداخته است. فطرت در عبارات شیخ به معنای نوعی استعداد و نیز طبیعت هر قوه ادراکی که استعداد خاص خود را داشته و مشوب به هیچ مدرکی غیر خود نگشته است، اطلاق شده است؛ او از «فطرت عقل» و «فطرت وهم» نام می برد. فطرت به معنایی که متاخرین، معطوف به گرایش دینی انسان، مطرح نمودند در ابن سینا و فلاسفه متقدم اسلامی مطرح نیست. در عبارات ابن سینا نیز شواهد و دلایل زیادی بر نفی هر گونه معرفت فطری، به معنی دکارتی آن، وجود دارد. علم انسان از معرفت حسی شروع می-شود و هیچ گونه ادراکی قبل از محسوسات در ذهن و لوح ضمیر انسان منقوش نیست.
    کلیدواژگان: ابن سینا، فطرت، تجربه، معرفت حسی، ادراکات فطری، ابن سینا، فطرت، تجربه، معرفت حسی، ادراکات فطری
  • اسماعیل رادپور* صفحات 179-191
    دو تعلیم طریقتی در دو سنت شرق دور و اسلام، یعنی آیین دائویی و تصوف، درباره معانی تمثیلی آب تعالیم قابل قیاس بسیاری دارند. اگرچه با اتخاذ نظرگاه های مختلف، جوانب متفاوت این تمثیل را لحاظ کرده اند، تعالیم مذکور پیرامون مفهوم حیات، به مقاصد قریب و اشارات متناظر می رسند. آب اولا نمودار منبع حیات است که معا و علی السویه مشتمل است بر همه مقدورات ظهور و بذر حیات همه چیز. در این معنی رمز آب به عنصر اعظم و عرش حیات در تعلیم ابن عربی اشاره می کند که همسنگ است با مرتبه غرقه گاه محجوب (هوئن لوئن) آب در مقام نخستین تجلی واحدیت بزرگ (تای یی) در تعلیم دائویی. این آب ازلی مرتبه لاظهور در مراتب ظهور نیز با همان کیفیت متجلی است. در این نوشته، پس از نگاهی مختصر به وجوه تمثیلی مختلف آب در تصوف و تبیین جایگاه حیات در آیین دائویی، از نظرگاه تصوف به معانی عمده تمثیل آب در تعلیم دائویی می پردازیم.
    کلیدواژگان: آب، تمثیل، تصوف، تعلیم دائویی، حیات
  • حمید رضا هاشمی* صفحات 203-230
    مفهوم زمان علیرغم اینکه مفهومی ساده و روشن به نظر می رسد در عرصه تاملات عقلانی از مقولاتی پیچیده و نزاع بر انگیز بوده است. آیا تنها با حضور آدمی است که زمان مطرح می گردد و در نتیجه زمان تنها در ذهن آدمی وجود دارد ؟ به فرض وجود زمان در جهان خارج آیا وجودی جدا از دیگر موجودات دارد و یا از اوصاف آنهاست؟ در همان فرض آیا زمان به بعضی از مراتب هستی مربوط می شود یا همه آنها را در بر می گیرد؟ پرسش هایی از این دست در نظریه پردازی فیلسوفان و متکلمان و عارفان پاسخ های گوناگونی یافته است. "زمان " دردیدگاه برجسته ترین عارف مسلمان؛ محیی الدین ابن عربی، تصویری دیگر یافته است. وی بر اساس روش خاصی که در کشف حقیقت برگزیده است و با تکیه به برخی از پیش فرض های هستی شناسانه ،با سرلوحه قرار دادن برخی از آیات قرآن و سخنان نبوی بر این باور است که زمان یا دهر همان تجلیات بی پایان خداوند در قالب اسماء الاهی است که لحظه به لحظه به صورت سلسله مراتبی در تمامی مراتب هستی می گسترد. هدف اصلی مقاله حاضر ارایه "روایتی توصیفی- تحلیلی" از دیدگاه ابن عربی است که بر محور آنچه که در کتاب الفتوحات المکیه آورده تنظیم گردیده است .
    کلیدواژگان: زمان، دهر، وحدت وجود، ایام الاهی، ابن عربی
  • احد نژاد ابراهیمی*، مینو قره بگلو، سید مسعود وفائی صفحات 283-306
    نشانه شناسی دانشی با هدف چگونگی معنایابی نشانه ای است و خود نمود عینی از مفهوم یا پدیده ای غایب جهت برقراری ارتباط با مخاطب می باشد. رومن یاکوبسن و امبرتو اکو نشانه شناسی را برآمده از زبان می دانستند؛ یاکوبسن نشانه شناسی را فرایند معنی دار شدن بر اساس متن و اکو نشانه شناسی معماری را پدیده ای فرهنگی و ابزاری برای برقراری ارتباط معرفی کرده اند؛ شهرها در جوامع اسلامی نشانه هایی دارند و مسجد شاخص ترین نمود معماری در این شهرها می باشد و استفاده از عناصر کالبدی آن باعث شده است تا به عنوان ابزار ارتباط با ذهن مخاطب شناخته شود، به گونه ای که با دربرداشتن این نشانه ها برای ساکنان قابل درک هستند. هدف این پژوهش تحلیل عناصری در معماری مساجد است که درگذر زمان تبدیل به نشانه ارتباطی در شهرها شده اند تا به این سوال پاسخ داده شود: عناصر کالبدی معماری با چه مولفه هایی ابزار برقراری ارتباط معنایی شده اند؟ تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی بر پایه تحلیل مولفه های نظریه ارتباط کلامی یاکوبسن شامل موضوع، پیام، فرستنده، گیرنده، مجرای ارتباطی و رمزگان در نشانه شناسی و تطبیق آن ها با دیدگاه اکو در نشانه شناسی معماری پژوهش شده است و این عوامل در نشانه های به کاررفته در مسجد کبود تبریز به عنوان نمونه موردی جهت استخراج چگونگی برقراری ارتباط موردمطالعه قرار گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که با تعمیم نظریه یاکوبسن، عوامل موثر بر ارتباط شامل زمینه فرهنگی و اجتماعی، کارکرد نمادین، رمزگان های معماری، کاربرد صریح، ابزار برقراری ارتباط و رمزگان های فرامعماری میباشند. با بررسی این عوامل در مسجد کبود می توان به رابطه مستقیم عوامل یاد شده با ایجاد ارتباط نزد مخاطبان پی برد.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی و معماری، نشانه شناسی و ارتباط، نشانه شناسی مسجد، مسجد کبود، تبریز
|
  • Hossein Ahmadi *, Mohammad Karimi Pages 5-24
    Ethics reviews conceptive and statement basic of morality. Ethics include four part: moral analytic, moral epistemology, moral ontology and logical discussion. One of the issues in Ethics is logical discussion that reviews deduction of moral conception and statement and moral false reasoning, therefor logical discussion reviews relation between “Is” and “Ought To” in the view of Allameh Tabatabai that hasn’t been critic up to now like this way. The author tries to critics the view of Allameh Tabatabai in this problem in all aspect. Allameh Tabatabai argues that moral statements are reductive, predicative and also logically. He calls it debate. But it is possible to certainty and we are capable to answer problems to certainty. In any way he believes debate for moral statement and it is based on reality. However Allameh Tabatabai don’t accept moral relativism and he reductive relation between “Is” and “Ought To” to “is” and “is”.
    Keywords: Meta, Ethics, moral statement, Is Ought to problem, Allameh Tabatabai
  • Monireh Palangi, Zeynab Mohamadnejad * Pages 39-56
    Suhrawardi considers the imaginal perception as the illuminated adjoining of the lightning soul with the suspended forms in the imaginal world free from man's soul. in this process he does not consider any mediation even for the perceptual forms. Thus by eliminating the involvement of mental forms in the imaginal perception the discussion on mental forms is irrelevant with the external matters. A new thing that happens in imaginal perception as a new matter is the pure illumination adjoining that the perception was devoid of before. In illumination adjoining of the soul with imaginal world the immediate presence of the suspended forms in the soul’s conscience is the passive aspect of the soul and the attention of the soul to this presence is the active side of the soul. The imaginal perception is a combination of the soul’s interactions. Suhrawardi believes that human imagination has the bilateral relationship with the imaginal world. On the one hand the imaginal perception is realized in the relationship between soul and imaginal world. On the other hand the soul could create suspended forms in the imaginal world independent of himself. According to Suhrawardi though mental forms never interferes in the imaginal perception They could be used by soul as tool to create suspended forms and possess in the non – contiguous imaginal world with all souls are its subjects. The bilateral relationship between the soul and imaginal world can explain a great deal of mental problems ranging from the artistic creation to corporeal resurrection.
    Keywords: Suhrawardi, imaginal perception, conformity, imaginal creativity, imaginal creation
  • Meysam Zanjirzan Hosseyni * Pages 57-72
    Contemplation is one of the most important philosophical issues discussed in philosophical systems. Sadr al-Mota'alahin believes in being in existence and by inspecting the system of the Muslims, he also considers them to be special. However, the reading of Sadrà and his citizens is irrelevant in the context of the Illuminationist system. Because Sadra considered the validity of existence in the philosophical system of the Sheikh of Ishraq as a reasonable rational second, therefore, Sheikh Ishraq is considered as a material origin, and has conveyed its artistic arguments in the nature of nature.The author believes that, firstly, the validity of existence in the system of ishraqi is not reasonable in the sense of the Secondary, until Sheikh Ishraq is considered to be the material origin, but he believes in the objectivity of existence, and credibility is a reasonable mean of philosophical second. And secondly: Sheikh Ishraq has not only raised the issues in the nature, but has also made a distinct distinction in the field of existenceAnd thirdly: if he believes in the material creation, it is because of the fact that he does not distinguish between existence and nature in the external world, and thus the existence of existence leads to the appearance of the external nature.
    Keywords: Ishraq, the appearance of existence, the formation of nature, the originality of nature, reasonable second
  • Maryam Asadian *, Babak Alikhani Pages 89-112
    In various metaphysical spiritual traditions, especially in Taoism and Tasawwuf , two phases for a way-farer (sālik) has been described. An instance of this doctrine can be found in Shāhnamah. In this epical masterpiece, Syāwash owns the gnostic position of the primordial man (true man in Taoism) which is considered as the first phase of human’s perfection, so that his son, Key-khosraw, has attained the final position (universal man or Al-insān al-kāmil in Tasawwuf). This paper is aimed not only to analyze the story of Syāwash according to Shāhnāmah, but also to illustrate the spiritual state and virtues of Syāwash.
    Keywords: Sh?hn?mah- Sy?wash, The primordial man, futuwwah, the primordial nature (Al-fitrah)
  • Asadolah Falahi * Pages 113-134
    Shams al-Din al-Samarqandi, who has proposed a modern point of view in opposition of Avicenna on hypothetical syllogism, claimed that 12 of 19 moods of Avicennan valid hypothetical syllogism is indeed invalid. in another paper, I showed that if we consider only quality of propositions there emerges a surprising correspondence between his valid syllogisms and those of relevance logic. In this paper, however, I’ll show that if we consider quantity of propositions too, this correspondence disappears. This is because discussing particular conditionals, Samarqandi held, as Avicenna did, that particular implicational conditionals can be analyzed as distinct both from universal implicational and from particular contingent (or accidental) conditionals. No analyses of particular implicational conditionals so far proposed could escape this objection.Relevance logic, Hypothetical syllogism, Shams al-Din al-Samarqandi, quantity
    Keywords: Relevance logic, Hypothetical syllogism, Shams al-Din al-Samarqandi, quantity
  • Hosein Saghafi Hir *, Mehdi Golshani Pages 135-147
    As the theory of the Big bang is being supported increasingly by experimental evidences other competitor theories, like steady state, was set aside. Also the ancient debate namely Hodooth and Eternity, was started again. But this time theologians support the Hodooth theory by quantum and relativity theory. In this paper we try to study the Bigbang theory from Islamic philosophy and we will:Keywords: expanding universe, Hubble constant, CMB, Active Intellect, fourth causes, substantial motion.
    Keywords: expanding universe, Hubble constant, CMB, active intellect, fourth causes
  • Seyed Rahman Mortazavi * Pages 149-159
    Martin lings as one of the most important thinkers of late traditionalism, is the extender and completer of its predecessors and analyses some undeveloped spheres of the tradition; one of these spheres is the dram and dramatic literature.
    Before Lings, there were hardly any attention to the dram as a sacred art and so after him; great traditionalists as Genon, Schuon and Coomaraswamy paid attention to literature but not to dramatic literature; and he is from this point of view, in most part, unique in traditionalism. He attempts in "Shakespeare in the light of sacred art' to prepare necessary grounds for a sacred reading- read proper reading -of Shakespeare texts and to show practical and theoretical necessities of such texts.
    So " Martin lings and theatre: toward a Poetics of mystic dram" will be an attempt to show dimensions and implications for reading dramas with mystic themes.
    Keywords: Martin Lings, mystic dram, Traditionalism, art
  • Mostafa Momeni * Pages 161-178
  • Esmaeil Radpour * Pages 179-191
    On the symbolism of water, two esoteric doctrines of the Far-Eastern and Islamic traditions, i.e. Daoism and Sufism, have many comparable teachings. Although different points of view would take different aspects of the symbol into account, the teachings in question come to interesting analogous points around the life-giving aspect of the symbol. Above all, water represent the source of life equally and simultaneously containing all the possibilities of manifestation and seeds of life of everything. In thins meaning, water represents the Great Element of the Throne of Life in Ibn 'Arabī's teachings, equivalent to the state of the Submerging Cloak (hunlun) or Water as the first epiphany of the Great One (taiyi) in Daoism. This pre-eternal water of the unmanifested state is also manifested with the same quality in the states of the Being. This paper first takes a short survey of different symbolical aspects of water in Sufism, and after explaining the place of the idea of life in Daoism, it presents major connotations of the symbol in Daoism from a Sufi point of view.
    Keywords: Water, Symbolism, Sufism, Daoism, Life
  • Hamid Reza Hashemi * Pages 203-230
    Time as a concept despite its simplicity and clarity seems to be one of the most complicated and controversial categories in intellectual area. Whether it is only due to the presence of human being that time turns questionable and thus it only exists in human mind? Given the existence of time in the outside world does it have an independent existence of other creature or should be understood as their features? Given the aforementioned point is time related to certain cosmological levels or it embraces the whole hierarchy? Questions like these have been answered in various ways by philosophers, theologians and mystics. Time as conceived by the greatest Muslim mystic Muhy al-Din Ibn Arabi is of different depiction. According to his own particular method of discovery of truth and relying on certain ontological hypotheses and grounding his arguments on a number of verses of Quran and prophetic traditions, Ibn Arabi seeks to demonstrate that time or Dahr (eternity) is the endless manifestation of God through Divine Names that are continuously revealed in a hierarchical fashion. The chief goal of current essay is providing a “descriptive-analytic narrative” of Ibn Arabi’s view focusing on what has been presented through Al-Futuhat al-Makkyya.
    Keywords: time, Dahr (eternity), unity of existence, Divine Imitation, Ibn Arabi
  • Ahad Nejad Ebrahimi *, Minoo Gharehbeiglu, Seyyed Masoud Vafaei Pages 283-306
    Semiotics is a knowledge that its purpose is how to find meaning of sign and it is an objective presentation of an absent concept or phenomenon to communicate with the audience. Roman Jakobson and Umberto Eco attribute the semiotics as an outcome of language; Jakobson has introduced semiotics as a process of meaningfulness based on texture and Eco has recommended Architecture semiotics as a cultural phenomenon and a tool for communication; Cities in Islamic societies have signs and the mosque is the most significant architectural representation in them, and the use of its physical elements has made it known as a means of communication with the mind of the audience, in such a way that they are comprehensible for inhabitants by having these signs. The purpose of this research is to analyze the elements in the architecture of the mosques that have become a sign of communication in the cities over time to answer this question: what component of the physical elements of architecture have been changed to communication tools? This research has been investigated by descriptive-analytic method based on the analysis of the elements of the Jakobson verbal communication theory including context, message, sender, receiver, channel and codes in semiotics and their adaptation to the ECO’s view in architectural semiotics and these factors has been studied in the signs which are used in Tabriz Kabood mosque as a case study for realizing how to communicate
    Keywords: Semiotics, Architecture, Semiotics, Communication, Semiotics of Mosque, Kabood mosque, Tabriz