فهرست مطالب

امامت پژوهی - پیاپی 21 (بهار و تابستان 1396)
  • پیاپی 21 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/04/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمدتقی یارمحمدیان * صفحات 7-34
    ازدیاد علم امام، از مفاهیمی است که در میان احادیث مربوط به علم امام، مورد اهتمام ائمه اطهار(ع) قرار گرفته است. هدف این نوشتار آن است که با استناد آموزه ازدیاد علم امام به آیات قرآن، این باور حدیثی شیعه را از قرآن استخراج و به آن استحکام بخشد. این نوشتار کوشیده است تا با رویکردی درون مذهبی و با روش تحلیل آیات، «خانواده احادیث ازدیاد علم امام»را به پنج گروه از آیات، مستند کند. حاصل این پژوهش نشان می دهد که هرچند در قرآن کریم بر ازدیاد علم امام تصریح نشده است، اما شواهدی از قرآن، این باور حدیثی را تایید می کند.
    کلیدواژگان: امامت، شناخت امام، علم امام، ازدیاد، شب قدر
  • سید احمد نقی زاده * صفحات 35-66
    درک اغلب دین مداران از ضرورت وجود حجت بر روی زمین آن است که، در نبود وی، زمین و اهل آن نابود می شود. هرچند این مطلب به درستی یکی از اساسی ترین ابعاد این موضوع به شمار می رود، ولی این، تنها وجهی از وجوه گوناگون این موضوع است؛ در این میان، زوایای مهم دیگری نیز وجود دارند که غالبا مورد غفلت قرار می گیرند. جایگاه و اهمیت این موضوع، می طلبد که آن زوایا، شکافته شده و این موضوع از جوانب متفاوت، مورد توجه قرار گیرد تا به تدریج به عقیده ای راسخ در میان دین مداران تبدیل شود. ازاین رو امامان(ع)، موضوع اضطرار به حجت های الهی را ضمن مجموعه ای عظیم از روایات و در قالب وجوهی مختلف بیان فرموده اند. ارائه چندین وجه برای این موضوع، علاوه بر تاثیر ژرف در ارتقای سطح معرفت مخاطبان نسبت به حجج الهی و عمق بخشیدن به آن، آثار دیگری را نیز در پی دارد. نوشتار پیش رو، با روشی توصیفی - تحلیلی این موضوع را در روایات کافی شریف و دیگر مصادر حدیثی کهن مورد کنکاش و جستجو قرار داده و با معرفی شش وجه و بعد گوناگون برای موضوع اضطرار به حجت الهی، سعی دارد میزان اهتمام و تاکید اولیای دین(ع) به این موضوع را بیان کند.
    کلیدواژگان: اضطرار به حجت، سلسله حجت ها، حجت ناطق، اسوه الهی، تفسیر دین، بقای زمین
  • سیدعبدالکریم حسن پور * صفحات 67-88
    امامت در اندیشه امامیه، همچون نبوت منصبی الهی است؛ بر همین اساس، انتخاب و انتصاب امام را مانند انتخاب و انتصاب نبی، منحصر در جعل و اراده خداوند می دانند. امروزه گروهی از نواندیشان شیعی با ادعای «مطالعه تاریخ اندیشه امامیه»، باور به «نصب الهی امامان» را فاقد پیشینه و پشتوانه تاریخی در عصر ائمه نخستین دانسته و آن را نتیجه تطورات امامت شیعی قلمداد می کنند که در خلال حوادث و اقتضائات تاریخی، بر اصول فکری شیعه افزوده شده است. تحقیق حاضر تلاش دارد تا با روش توصیفی - تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، با تکیه بر سیره و سخنان حضرت زهرا(س) نشان دهد که آموزه «نصب الهی امامان» همچون دیگر معارف اصیل اسلامی، ریشه در قرآن و سنت نبوی دارد؛ این آموزه، در عصر حضور اهل بیت(ع)، با ملاحظه شرایط هر دوره و متناسب با فهم جامعه مخاطب، توسط ایشان، بدون کمترین تغییری در محتوا، تبیین می شد.
    کلیدواژگان: نصب الهی، امامت، وصایت، خلافت، حضرت زهرا(س)
  • رسول رضوی *، علی پناهی صفحات 89-114
    تبری و تقیه دو آموزه مقبول امامیه می باشند که از حوزه اعتقادی، آغاز و به بعد رفتاری، ختم می شوند؛ این دو آموزه، دارای دو نتیجه متفاوت اند: تقیه، مومنان را به رفتار محافظه کارانه و حفظ شرایط موجود فرا می خواند، اما تبری، صراحت در ابراز عقاید و بیان حقایق را به شیعیان پیشنهاد می دهد. این دو، شیعیان امامی را به دو جهت مخالف سوق می دهند. بررسی آیات و روایات مربوط به تبری و تقیه، در نگاه نخست نشان از تقابل آنها دارد؛ ولی با دقت در دلالت این منقولات و توجه به اقسام تقیه و تبری، درمی یابیم که نه تنها تقابل واقعی میان آنها وجود ندارد، بلکه به شرط رعایت اهم و مهم در به کارگیری، در مسیر تحقق هدف شارع مقدس - حفظ، تقویت و ترویج دین حق و هدایت مستضعفان- هماهنگی دارند.
    کلیدواژگان: تبری، تقیه، بغض فی الله، تقابل
  • طاهره سادات طباطبائی امین *، زهره اخوان مقدم، فریبا شهیدی فر صفحات 115-147
    تفسیر صحیح سوره «عادیات»، یکی از فضائل امیرالمومنین(ع) را ثابت می کند. پژوهش حاضر می کوشد تا اختلاف های تفسیری سوره «عادیات» را حل کند. بدین منظور، براساس تفاسیر و سایر منابع فریقین که این واقعه را گزارش کرده اند، به مطالعه واژه ها و رفع تعارض روایات اسباب نزول این سوره پرداخته است. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، با بررسی تطبیقی تفاسیر فریقین، به بررسی دیدگاه های موجود درباره مصداق واژه «عادیات» پرداخته و به دنبال یافتن راه حل تعارض روایات اهل سنت، در زمینه اسباب نزول سوره عادیات و نیز رفع اختلاف منابع تاریخی فریقین در شرح «غزوه ذات السلاسل» می باشد. نتایج نشان می دهد، درباره مصداق واژه «عادیات»، مفسران چهار احتمال داده اند: شترهای حاجیان، اسب ها به طور کلی، اسب جنگی و اسب ها در یک جهاد ویژه. نظریه چهارم، هم با فضا و سیاق و تفسیر بلاغی - بیانی سوره سازگار است، و هم با اصول ادبی و لغت شناسی واژه های «ضبح» و «قدح»، و هم با روایات اسباب نزول. سوره عادیات، درپی جهاد مسلمانان، به فرماندهی حضرت علی(ع) و پیروزی ایشان در غزوه «ذات السلاسل» در مدینه نازل شده است. از آن جا که قبل از نزول سوره، خطر مهمی پیامبر(ص) را تهدید می کرده و سه نفر از صحابه، نتوانستند به نتیجه لازم در دفع دشمنان برسند، این سوره مکی شمرده شده تا این که برخی حقایق، پنهان بماند. روایات اسباب نزول در منابع اهل سنت، به علت اضطراب و تعارض فراوان و عدم هماهنگی با واژه ها و فضای سوره، مورد تردید قرار گرفته و کاستی منابع تاریخی آنها نیز، در شرح «غزوه ذات السلاسل» تبیین شده است .این منابع با حذف بخش مربوط به فرماندهی حضرت علی(ع)، آن را به عمروعاص مرتبط می دانند که بخش کوچکی از ماجرای جنگ است.
    کلیدواژگان: قرآن، سوره عادیات، آیات مکی، آیات مدنی، غزوه ذات السلاسل، امام علی(ع)، فریقین
  • آسیه استادی*، سید مجید نبوی صفحات 149-177
    محمدبن خلیل مقدسی، از علمای شافعی قرن نهم هجری، در کتاب« الرد علی الرافضه»، با رد افضلیت حضرت علی(ع) نسبت به دیگر صحابه، اشکالاتی بر«حدیث منزلت» وارد کرده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی صحت گفتار او با تاکید بر کتب اهل سنت می باشد. بررسی منابع مختلف نشان می دهد، مقدسی نتوانسته صحت سندی «حدیث منزلت» را انکار کند؛ او به احادیثی مشابه این روایت، جهت فضیلت تراشی برای خلیفه اول و دوم استناد کرده که جعلی بودن آنها قابل اثبات است. با توجه به بیان مطلق منزلت هارون نسبت به موسی(ع)، حضرت علی(ع) تمام شئون هارون نسبت به حضرت موسی(ع) - به غیر از نبوت- را نسبت به پیامبر(ص) دارد. هم چنین از حدیث منزلت، افضلیت حضرت علی(ع) بر سایر صحابه اثبات می شود؛ زیرا هارون برترین شخص در امت حضرت موسی(ع) بود؛ بنابراین واجب است که حضرت علی(ع) در امت پیامبر(ص) برترین باشد.
    کلیدواژگان: محمدبن خلیل مقدسی، کتاب الرد علی الرافضه، حدیث منزلت، علی(ع)
|
  • Mohammad Taghi Yarmohammadian * Pages 7-34
    Among the hadiths related to the science of the Imam, the enlightenment of Imam is one of the concepts which have been endorsed by all the Imams (AS). The present study seeks to extract and support this Shi’a hadith from the Qur’an by citing the teachings of the Enlightenment of the Imam to the verses of the Qur’an. In this regard, by analyzing the verses, “the family of hadiths of the Enlightenment of Imam” has been documented in groups. The tradition of the God in the granting of the sciences to the previous messengers has been examined, so long as this tradition about them is fixed in an incremental way, it is also hypothised to be true about Khatam-Al-Anbia and his family. Also, the verses directly referring to “The Enlightenment of the Imams (AS)” are  also reviewed. The findings show that, although the Enlightenment of  the Imams is not mentioned in the Quran, there is some evidence in  Quran which confirms this hadith belief. Even the details of Imamiyya  thoughts can be proved to be true by the Quran. The collection of the  verses of “Laylat al-Qadr” refers to the enlightenment of Imam; the  angels are sent down to the Imam by the God in the night of Qadr,  and they enlighten the Imam from the Lord, and since the night of  Qadr and the descent of the angels in this night is continuous, such an  enlightenment will continue until the Day of Resurrection
    Keywords: Imamah, Enlightenment of Imam, Laylat al-Qadr, Quran
  • Seyed Ahmad Naghizadeh * Pages 35-66
    Imams (AS) have expressed the issue of urgency in divine authorities in a large collection of narratives and in various forms. The present study aims to investigate the issue of “urgency for divine authority” in the narratives by “Kitab al-Kafi” and other ancient Hadiths narrators, and to study the amount of attention and emphasis of the religious authorities on this issue, using a descriptive-analytical method. In this regard, the present study seeks to provide the following aspects and dimensions of the urgency of divine authorities by examining the narratives of Imams (AS) and referring to the implications and prerequisites of their words:the necessity of the existence of authority for the survival of the Earth, the expression of religion and the religious orders, the possibility of following, the elimination of human disagreement, the preservation of religion and the heavenly books of distortion, interpretation and explanation, the acceptance of obedience. An examination of each of the aforementioned aspects showed that the destruction of the earth in the absence of divine authority was not violated by the ascension of Jesus (AS) or the ascension of the Prophet (PBUH). The narrations that emphasize the necessity of the existence of the authority for the introduction of the Ancillaries of the Faith, and halal and haram, do not mean the need for direct access and immediate access to them, but these narratives seek to introduce the correct path of access to the knowledge; Although this can be performed due to the trust towards knowledgeable people and sahabah, this trustworthy quotes and narratives of hadiths of Ahlul-Bayt (AS) has been approved. The necessity of being an Oswah of divine authority is not its sensual and superficial existence. Except for the urgency of authority for the survival of the Earth that is a genetic need; other aspects of urgency are a dignity of the authority and its non-obligatory duties.
    Keywords: divine authority, Orator Authority, Divine Oswah, Interpretation of Religion, Heavenly Books, Survival of Earth, Imam
  • Sayed Abdolkarim Hassanpour * Pages 67-88
    In the thought of Imamiyya, Imamah is a divine appointment like Prophethood. Accordingly, the selection and appointment of the Imam is considered to be exclusive to the ignorance and will of God, like the selection and appointment of the prophet. The present study seeks to demonstrate that the “divine appointment of the Imams” like other authentic Islamic knowledge is rooted in the Qur’an and prophetic tradition, by studying the library and the descriptive-analytical method, relying on biography and the words of Hazrat Zahra (SA). Thefindingsshow that Hazrat Zahra (SA) considered the event of Saqifa as a deviation from the prescribed path of God and the Sunnah of the Prophet (PBUH). In order to confront this deviation and in the defense of the Amir al-Mu’minin (PBUH), she has placed the center of reasoning and arguments and even his complaints in the divine position of Imamh. The result is that “the idea of  the divine appointment of the Imams”, as the basis of the theory of the Shi’ite Imamah, has been raised since the early days of the Prophet’s revelation until the last moments of his life, despite what is claimed by the critics of the theory of Imamah.
    Keywords: Divine Appointment, Verdict of Imam, Imamah, Saqifa Event, Prophet Mohammad (PBUH), Hazrat Zahra (SA)
  • Rasoul Razavi *, Ali Panahi Pages 89-114
    Tabarra and Taqiyah are the two accepted teachings of the Imamiyya, which begin from the domains of belief and ends in the behavioral aspect; these two teachings have two different results, and lead the Shiites of Imami into opposite direction. In this regard, the purpose of this study is to investigate the confrontation between the Tabarra and the Taqiyah and its results based on verses and narrations. The results indicate that although Tabarra and Taqiyah have two different perspectives, they do not confront each other, but complement each other's activities in preserving, promoting and promoting religion. Tabarra and Taqiyah are two doctrines that are in harmony with each other and for the attainment of a single goal at the lowest cost, but the way believers behave depends on social conditions in any time. The believers have to properly evaluate the conditions and subsequently, selection of a proper behavior in accordance with existing conditions. This positioning can prevent the surrendering of wisdom and insistence on a clear Tabarra in all circumstances, as well as the fear and expression of untimely weakness, as Taqiyah, and unites the believers of every age to take advantage of the most effective method of religion.
    Keywords: Tabarra, Taqiyah
  • Tahereh Sadat Tabatabai Amin *, Zohreh Akhavan Moqadam, Fariba Shahidifar Pages 115-147
    The correct interpretation of the Surah “Al-Adiyat” proves one of the virtues of Amir al-Momenin (AS). The present research tries to resolve the interpretive differences of the Surah “Al-Adiyat”. To this end, according to the interpretations and other sources of the Shiite and the Sunni who reported this incident, we studied the words and resolved the narratives’ conflict regarding the cause behind surrendering of this Sura. Using a descriptive-analytical method, this paper performs a comparative study of the interpretations of the Shiite and the Sunni to examine the perspectives on the use of the term "Adiyat" and to seek solutions to the conflict between the narratives of the Sunni people in the context of the cause behind surrendering of the Surah Al-Adiyat, and the elimination of the difference in historical sources of the Shiite and the Sunni in explaining "Ghazw of Zatol-Salasel". The results show that, as for the meaning of the term "Adiyat" the commentators have presented four probabilities: Hajjis’ camels, horses in general, army horse, and horses in a special jihad. The fourth theory is consistent with both atmosphere and context, and rhetorical and statement interpretation of the Sura, and as well as with the literary principles and terminology of the words "Dhabihah" and "Ghadah", as well as with the narratives behind surrendering of this Sura. The surah al- Adiyat has been surrendered in Medina after the Muslim’s Jihad, led by Imam Ali (AS) and their victory in the Ghazw of "Zatol-Salasel". Since before the surrendering of the Sura, something important was threatening the Prophet (PBUH), and three of the Sahabah did not succeed in delivering the necessary results in defeating the enemies, this is considered to be a Meccan sura so keep some certain truth hidden. The narratives behind surrendering of this Sura in Sunni sources have been questioned due to the many anxieties and conflicts and lack of harmony with the words and atmosphere of the surah, and the shortcomings of their historical sources have been explained in the description of the "Ghazw of Zatol-Salasel." By deleting the parts related to the command of Imam Ali (as), they associate it with 'Amr ibn al-'As who plays a smart part in what happens in this war.
    Keywords: Quran, Surah Al-Adiyat, Meccan Verses, Medinan Verses, Ghazw of Zatol-Salasel, Imam Ali (AS), the Shiite, the Sunni
  • Asie Ostadi *, Seyyed Majid Nabavi Pages 149-177
    Mohammad bin Khalil Moghaddasi, from the Shafi‘i scholars of the ninth century AH, in the book "Al-rad Ali al-Rafiza" (Denying the rejectors), rejects Imam Ali’s (as) sovereignty against other Sahabah and finds some problems with the “Hadith of Position.” The purpose of this study was to investigate the accuracy of his speech with an emphasis on Sunni books. A review of various sources suggests that Moghaddasi has not been able to deny the authenticity of the "Hadith of Position"; He cites narratives that are similar to this narrative to find some virtue for the first and second caliphs, which their falseness is verifiable. Given the absolute expression of Aaron's position compared to Moses (as), Imam Ali (as) has all of A'aron's positions towards toward the Prophet (s) - apart from prophecy – as compared with A'aron' towards Moses (as). Also, the Hadith of Position proves the sovereignty of Imam Ali (pbuh) against other Sahabah since A'aron' was the supreme person among the people of Moses (as); so it is imperative that Imam Ali (AS) be superior among the people of the Prophet (pbuh).
    Keywords: Mohammad bin Khalil Moghaddasi, Book of Al-rad Ali al-Rafiza, Hadith of Position, Imam Ali (AS)