فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 21، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/25
  • تعداد عناوین: 6
|
  • ابوذر تشکری صالح، محمود رجبی* صفحات 5-20

    مسئله امکان رقابت هوش مصنوعی با ذهن انسان سال هاست به عنوان موضوعی جذاب در فلسفه ذهن مطرح است. از طریق بررسی آیات و استنباط مبانی انسان شناختی قرآن می توان میزان مطابقت نظریه هوش مصنوعی را با نگاه کلی مکتب اسلام به انسان مشخص کرد. هدف این مقاله مقایسه میان مبانی انسان شناختی قرآن با اصول کلی نظریه هوش مصنوعی است. بر اساس این مقایسه روشن می شود میان نگاهی که قرآن به ابعاد وجودی انسان، استعدادها و قابلیت های او و معارف ویژه بشری دارد، با رویکرد قوی به نظریه هوش مصنوعی ناسازگاری جدی وجود دارد. قرآن انسان را خلیفه الله می داند که به روح او وحی می شود و استعداد رسیدن به مقام قرب الهی را دارد؛ درحالی که نظریه هوش مصنوعی، انسان و ذهن او را تماما مادی می پندارد و با استناد همه فعالیت های ذهنی به مغز، امکان تقلید تحرکات مغزی توسط یک ماشین را کاملا ممکن می داند.

    کلیدواژگان: ذهن، هوش مصنوعی، روح، استعدادهای انسان، معارف بشری
  • علی راد* صفحات 21-40

    تبیین رویکرد قرآن به تفضیل پیامبران با محوریت گونه شناسی اسلوب بیانی آیات، زمینه پژوهی چرایی طرح تفضیل پیامبران در قرآن، رهیافت شناسی مفسران در مواجهه با این مسئله و تعیین مصداق پیامبر افضل از نگاه قرآن، مسائل محوری این پژوهش هستند که ضمن نقد نظریه رقیب، به اقتراح در هر یک از مسائل محوری پرداخته است. نتایج پژوهش نشان داد که آموزه تفضیل پیامبران در آیات متعدد مکی و مدنی قرآن با دو اسلوب تصریح و تلویح و در گونه های ارجاع، استشهاد و احتجاج بیان شده است. طرح و بسط این آموزه، از فرایند اجمال در مکه و تفصیل در مدینه برخوردار بوده است. سه زمینه اخلاقی، تبلیغی و معرفتی برای پاسخ به چرایی ورود قرآن به این آموزه قابل ارائه است. دو رهیافت «سکوت» و «تبیین» در تحلیل ماهیت تفضیل پیامبران رایج است. برابر رهیافت تبیین، سه فرضیه تاریخی بودن، اعطایی بودن و اعطایی- اقتضایی بودن فضایل پیامبران محتمل است. نگارنده فرضیه سوم را به دلیل امتیازات آن به عنوان دیدگاه معیار پذیرفته است. هرچند قرآن بر وجود نوعی تفاضل میان بعضی از پیامبران تصریح دارد، ولی آیه ای صریح در تفضیل و افضیلت پیامبری خاص بر سایر پیامبران به دست نیامد؛ لکن در روایات اسلامی بر افضلیت محمد صلی الله علیه و آله وسلم بر پیامبران پیشین تاکید و از سوی متکلمان و محدثان ادعای اجماع شده است؛ همچنین برخی از نظریه های تفسیری نیز دلالت آیه «ورفع بعضهم درجات» بر افضلیت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را پذیرفته اند.

    کلیدواژگان: تفضیل، فضایل، پیامبران، حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم
  • فتح الله نجارزادگان، علی رضازاده جویباری* صفحات 41-62

    مربیان و فرهنگ سازان در فرایند تبلیغ، تعلیم و تربیت ناگزیرند برای نهادینه سازی فرهنگ قرآن، به گرایش های فطری بشر توجه ویژه کنند؛ چون قرآن کلام خداوند فطرت آفرین، و زبان قرآن هماهنگ با فطرت آدمیان است. این نوشته درصدد تدوین راهبردهایی تربیتی است که از گرایش فطری انسان به زیبایی و کمال استنتاج می شود و نیز بر آن است تا با کشف روش های مناسب برای اجرای این راهبردها، جهان بینی، باورها و ارزش های قرآنی را در مخاطبین قرآن نهادینه کند. در این پژوهش، برای استنتاج هر راهبرد و روش های مربوط به آن، از الگوی منطقی «فرانکنا» استفاده شده و شواهد قرآنی و روایی نیز برای مبانی، اصول و روش های مورد بحث ارائه شده است. در این زمینه بر مبنای «عشق به کمال مطلق»، راهبردهای «تبیین کمال بخشی فرهنگ قرآن»، «معرفی کمالات قرآن و فرهنگ قرآن» و «تقویت و ارتقای حس کمال خواهی» و بر مبنای «گرایش به زیبایی»، راهبردهای «رعایت زیبایی و آراستگی در نهادینه سازی»، «برجسته سازی زیبایی های قرآن» و «تقویت و اعتلای ذائقه زیبایی شناختی» استخراج شده و مجموعا 24 روش نیز برای اجرای این راهبردها ارائه شده است.

    کلیدواژگان: قرآن، فرهنگ قرآن، گرایش فطری، کمال، زیبایی، نهادینه سازی، روش های نهادینه سازی
  • علی اوسط باقری* صفحات 63-80

    در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، کاربرد واژه های «وجوه» و «نظائر» در کتاب های وجوه و نظائر پیگیری، سخنان زرکشی در تعریف «وجوه و نظائر» و نقد وی بر تعریف ابن جوزی بررسی و تعریف ابن جوزی تایید شده است. همچنین برداشت نادرست برخی محققان از بیان زرکشی در تعریف نظائر روشن و نیز اقسامی که آیت الله معرفت برای وجوه و نظائر ذکر کرده اند، بررسی شده است.
    طبق تعریف ابن جوزی «نظائر» واژه های همسانی است که در قرآن در معانی گوناگون استعمال شده است؛ و وجوه، معانی آنهاست. زرکشی به غلط، هم وجوه و هم نظائر را وصف الفاظ می داند. آیت الله معرفت و برخی دیگر در برداشتی نادرست از کلام زرکشی، نظائر را به الفاظ مترادف معنا کرده اند.
    «وجوه و نظائر» و «محکم و متشابه» دو مبحث مستقل علوم قرآن هستند و خلط آنها به یکدیگر خطا و خروج از اصطلاح است. در وجوه و نظائر، کاربردهای مختلف یک کلمه در قرآن مد نظر است؛ ولی متشابه به معانی محتمل یک آیه معطوف می باشد. از اقسام چهارگانه ای که آیت الله معرفت برای وجوه و نظائر برشمرده، سه قسم هیچ ارتباطی به وجوه و نظائر ندارد و برخی مثال هایی که برای قسم دیگر ذکر کرده، مربوط به محکم و متشابه است.
    کلیدواژه ها: وجوه و نظائر، محکم و متشابه، آیت الله معرفت، البرهان فی علوم القرآن، ابن جوزی، زرکشی، الفاظ مترادف، الفاظ مشترک.

    کلیدواژگان: bagheri@qabas.net
  • علی فقیه*، اسماعیل سلطانی بیرامی صفحات 81-97


    در درگیری واقع شده بین فردی از فرعونیان و فردی از بنی اسرائیل که حضرت موسی علیه السلام به کمک اسرائیلی (سبطی) شتافت و دفع فرعونی (قبطی) توسط ایشان منتهی به مرگ وی شد، جای طرح این پرسش است که آیا می توان تعابیر نقل شده از حضرت موسی علیه السلام بعد از قتل قبطی را با عصمت جمع کرد؟ تعابیری که موهم شبهه معصیت یا ترک اولی است، عبارت اند از: «هذا من عمل الشیطان»؛ «قال رب إنی ظلمت نفسی‏ فاغفرلی»؛ «قال فعلتها إذا وانا من الضالین».
    تا آنجا که بررسی شد، همه مفسران شیعه این قتل را ترک اولی و همه مفسران اهل تسنن (به جز فخررازی) آن را گناه برشمرده اند. این نوشتار به روش توصیف و تحلیل، به بررسی شبهه پرداخته و به این نتیجه رسیده است که قتل قبطی توسط آن حضرت، نه تنها گناه نبود؛ بلکه ترک اولی هم نبوده است. ضمیر «هذا» در آیه نخست به اقتتال و درگیری میان سبطی و قبطی برمی گردد. واژه «ظلم» و «غفران» در آیه دوم نیز در معنای لغوی به کار رفته است؛ در نتیجه چنین معنا می شود: با ورود به این شهر، خود را در جایی که نباید می بودم قرار دادم؛ پس مرا از دشمنان بپوشان. جمله «فعلتها إذا وانا من الضالین» نیز در مقام توریه بیان شده است.

    کلیدواژگان: حضرت موسی علیه السلام، عصمت موسی، قتل قبطی، گناه، ترک اولی
  • علی صیادانی*، ژیلا حسین زاده خان میری صفحات 99-116

    توجه به ارتباط معنایی واژگان با یکدیگر، تاثیر بسیاری در دقت و صحت ترجمه دارد؛ ولی غالب ترجمه ها به دلیل بی توجهی به این نکته، معادل های نادرستی برای اساطیرالاولین و امی ارائه کرده اند. اساطیرالاولین خواندن کلام الهی از سوی مشرکان، در نه آیه شریفه نکوهش شده است. از سوی دیگر، بی سواد بودن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به عنوان آورنده کلام الهی نیز آماج نقدهای مستشرقان قرار گرفته است. با وجود پژوهش های بسیاری که درباره این دو واژه به طور مستقل صورت گرفته، آنچه از دید صاحب نظران این عرصه پنهان مانده، ارتباط معنایی و هدفمند این واژگان با همدیگر است. بررسی هم زمان این دو واژه، ازآن رو ضرورت دارد که دقیقا در راستای پاسخ به شبهه اقتباس قرآن از عهدین است. در همین راستا در پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، ابتدا معانی مختلف هر یک از دو واژه در آرای لغویان، مترجمان و مفسران مطرح شده؛ سپس ضمن نقد آرای نادرست، معنای درست واژه در خود قرآن واکاوی و ارتباط معنایی آنها در قرآن بررسی گردید. در نهایت، چند مورد از ترجمه های فارسی قرآن کریم، از نظر دقت در نحوه گزینش معادل های معنایی و همچنین میزان انعکاس ارتباط معنایی دو واژه یادشده در ترجمه، ارزیابی شدند. در خلال پژوهش روشن شد که بیشتر ترجمه ها، هم در معادل یابی دقیق و هم در انعکاس ارتباط معنایی این دو واژه، توفیق چندانی نداشته اند.

    کلیدواژگان: اساطیرالاولین، امی، امانی، کتاب، ترجمه های فارسی قرآن
|
  • Mahmoud Rajabi* Pages 5-20

    For many years, the ability of artificial intelligence to compete with the human mind has been a fascinating subject in philosophy of mind. By examining the verses and deducing the anthropological principles of the Qur'an, one can determine the extent of the conformity of the theory of artificial intelligence with the general view of the school of Islam about man. The purpose of this paper is to compare the anthropological principles of the Qur'an with the general principles of the theory of artificial intelligence. Based on this comparison, it is made clear that there is a serious mismatch between the perspective of the Qur'an about the dimensions of human existence, his talents, capabilities, human- specific knowledge and the strong version of the theory of artificial intelligence. The Qur'an calls man the “vicegerent of Allah”, whose soul receives divine revelations and has the ability to reach the station of Divine Nearness, while the theory of artificial intelligence considers human and his mind entirely material and, based on all mental activities in the brain, regards the imitation of all the brain activities by a machine as quite possible.

    Keywords: mind, artificial intelligence, soul, human talents, human knowledge
  • Ali Rad* Pages 21-40

    Explaining the approach of the Qur'an to the supremacy of prophets, with emphasis on the typology of the expression method of the Qur’anic verses, studying the reason for the supremacy and superiority of the prophets in the Qur'an, studying the approach of the commentators in dealing with this issue, and determining the example of the supreme prophet from the Qur'an's perspective are the central issues of the present study that criticizes the rival theory and scrutinizing .the core issues. The results of the study showed that the doctrine of the supremacy of prophets is expressed in various Quranic verses in two explicit and implicit methods and the forms of references, providing evidences and argumentation. The development and process of this doctrine has been non-detailed in Mecca and detailed in Medina. There are three ethical, propagational and epistemological grounds for answering the question of the Qur'an’s dealing with this doctrine. The two approaches of "silence" and "explanation" are common in the analysis of the nature of the supremacy of prophets. Against the explanatory approach, t three hypotheses are probable: prophets’ supremacy is historical, is granted and is granted-exigent. The author has accepted the third hypothesis for its advantages as a criterion viewpoint. Although the Qur'an stipulates the existence of a kind of superiority among some of the prophets, there is no clear indication of the supremacy and prominence of a particular prophet compared to other prophets; however, in Islamic narrations, Prophet Mohammad's supremacy is emphasized over the previous prophets, and theologians and traditionalists have claimed consensus in this regard. Also, some of the interpretive theories have accepted that the verse "«ورفع بعضهم درجات» " implies the supremacy of Prophet Muhammad.

    Keywords: supremacy, virtues, prophets, Prophet Muhammad
  • Ali Rezazadeh Juibari * Pages 41-62

    In order to institutionalize the Qur'anic culture, teachers and culture makers have to pay special attention to the natural tendencies of human beings in the process of propagation and education, because the Qur'an is a word of God, the Creator of innate nature, and the language of the Quran is in harmony with the innate nature of human beings. This paper seeks to formulate educational strategies derived from human’s innate tendency to beauty and perfection. Through discovering the appropriate methods for implementing these strategies, it also seeks to institutionalize the Qur'anic worldviews, beliefs and values in the Qur'an's audience. In this research, Frankena’s logical model is used to derive the strategies and their related methods, and provide Qur'anic and narrative proofs for the discussed principles and methods. In this regard, based on "love for absolute perfection", the strategies of "explaining the perfection-creating culture of the Quran", "introducing the perfections of the Qur'an and the culture of the Quran" and "strengthening and enhancing the sense of perfection-seeking" and based on "the tendency toward beauty," the strategies of "observance of beauty and adornment in institutionalization "," highlighting the beauties of the Qur'an "and" enhancement of the Aesthetic tastes "have been extracted, and a total of 24 methods have been presented to implement these strategies.

    Keywords: the Qur'an, the Qur'anic culture, innate tendency, perfection, beauty, institutionalization, institutionalization methods
  • Ali Osat Bagheri * Pages 63-80

     

    Using a descriptive-analytical method, this paper studies the use of the terms "Vojuh" and "Naza’er" in the books on Vojuh (different meanings of a word) and Naza’er (similar words with different meanings). It investigates the words of Zarkashi in defining the terms "Vojuh" and "Naza’er” and his critique of the definition offered by Ibn Jozi, and approves the definition given by Ibn Jozi. Moreover, the misconception of some scholars about Zarkashi's words on defining Nazae'r has been made clear, and the types that Ayatollah Ma'refat had mentioned for Vojuh and Naza’er have been studied.

    According to the definition given by Ibn Jozi, "Naza'er" are terms which are used in the Qur'an for a variety of meanings; and “Vojuh” refer to their meanings. Zarkeshi mistakenly regards both Vojuh and Naza’er as description of terms. Due to an incorrect interpretation of the words of Zarkeshi, Ayatollah Ma’refat and some others have defined Naza’er as synonymous words.

    "Vojuh and Naza’er "and "Mohkam and Motashabeh” (the Clear and Unclear verses) are two independent topics in the Quranic sciences, and their confusion is a mistake and characterized as vague. In Vojuh and Naza’er, different uses of a word in the Qur'an are considered, but “Motashabeh” refers to the possible meanings of a verse. Of the four kinds mentioned by Ayatollah Ma’refat for Vojuh and Naza’er, three kinds have nothing to do with Vojuh and Naza’er, and some of the examples mentioned for the other kind are related to Mohkam and Motashabeh.

    Keywords: Vojuh, Naza’er, Mohkam, Motashabeh, Ayatollah Ma'refat, Alborhan Fi Olum al-Qur'an, Ibn Jozi, Zarkeshi, synonyms, common words
  • Ali Faqih Pages 81-97


    In the fighting between a Pharaonic and an Israelite, Prophet Moses helped the Israelite, and his pushing away the Pharaonic (Coptic) led to his death. The question that arises in this regard is whether the statements quoted from prophet Moses after killing the Coptic be reconciled with his infallibility? The verses that raise the doubt of sin or abandoning the better action.
    are: «هذا من عمل الشیطان»؛ «قال رب إنی ظلمت نفسی‏ فاغفرلی»؛ «قال فعلتها إذا وانا من الضالین»
    Studies show that all Shiite commentators have regarded this murder as Tark-e- ula (abandoning the better action), and all Sunni commentators (except Fakhr Razi) have considered it a sin. Using the descriptive - analytical method, this paper has dealt with this doubt and concluded that the murder of Coptic by the Prophet was neither a sin; nor abandoning the better action. The pronoun "Hadha" in the first verse refers to the fight between Sebti and Coptic. The word "oppression" and "forgiveness" in the second verse are also used in the literal meaning; therefore, it means: By entering this city, I placed myself where I should not be; then cover me from enemies. Moreover, the sentence «فعلتها إذا وانا من الضالین» is used for dissimulation.

    Keywords: Prophet Moses, Moses’s infallibility, murder of a Coptic man, sin, abandoning the better action
  • Ali Sayadani Pages 99-116

    Paying attention to the semantic relationship of vocabularies with each other has a great influence on the accuracy of the translation, but most of the translations have given incorrect equivalents for Asatir al-Awwalin and Ommi due to ignoring this point. Asatir al-Awwalin, i.e. reciting the divine word by pagans, has been condemned in nine verses of the holy Qur'an. On the other hand, the illiteracy of the prophet of Islam as the source of Divine Word is also targeted by orientalists. Despite many studies that have been carried out on these two terms independently, from the viewpoint of the experts in this field, the semantic and purposeful relation of these words with each other are disregarded. The simultaneous examination of these two words is necessary because it is precisely in response to the doubt about the Qur'an's adoption from the Testaments. Using a descriptive-analytical method, this paper firstly investigated the different meanings of each of these two words from the viewpoint of lexicographers, translators and commentators; then, while criticizing the wrong views, the correct meaning of the word was analyzed, and their semantic relation was studied in the Quran. Finally, some of the Persian translations of the holy Qur'an were evaluated in terms of accuracy in the way in which semantic equivalents were selected, as well as the level of reflection of the semantic relation between the two terms mentioned in the translation. During the study, it became clear that most of the translations did not succeed much neither in finding exact equivalences nor in reflecting the semantic relationship between two words.

    Keywords: Asatir al-Awwalin, ommi, ommani, book, Persian translations of the Qur'an