فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 2 (پیاپی 28، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/22
  • تعداد عناوین: 14
|
  • لادن رضی کردمحله*، جواد حاتمی، سید محمد شبیری، امید نوروزی صفحات 1-19
    آموزش محیط زیست به کشاورزان، اولین گام در دستیابی به ایمنی غذایی و تولید محصول سالم است و سیاست ‏گذاری آموزشی ساز و کارهای ورود کشاورزان به سیستم کنترل مواد غذایی را تقویت نموده و در تحقق همه جانبه و فراگیر ایمنی غذایی موثر است و به همین دلیل از روش سیاست‏ پژوهی مدل ماژرزاک استفاده گردید. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش نمونه گیری هدفمند به شیوه گلوله برفی گردآوری شد. مصاحبه با 40 نفر از مدیران دارای حداقل ده سال تجربه سیاست گذاری محیط زیست و ایمنی غذایی تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. داده ها از طریق روش تحقیق گرندد تئوری در نرم افزار MAXQDA.v2010 تحلیل گردیدند. بر اساس نتایج، برایسیاست گذاری آموزش محیط زیست در کشاورزی، بایستی از مداخله سیاسی مکمل با مقوله های رویکرد جامع سیاست‏ گذاری در آموزش محیط زیست و خلق محیط پشتیبان آموزش به عنوان زمینه، مشارکت کشاورزان در مدیریت محیط زیست برای تولید ایمن غذا به عنوان پدیده، استقرار نظام آموزش های ترویجی زیست محورانه و تولید پایدار به عنوان شرایط علی، برآورده ساختن نیازهای منابع به عنوان استراتژی عملیاتی، مداخله انگیزشی و اعتمادسازی به عنوان شرایط واسطه ای و تولید محصول سالم در مزرعه به عنوان پیامد، استفاده شود.
    کلیدواژگان: آموزش، محیط زیست، ایمنی غذایی، سیاست ‏پژوهی، گرندد تئوری
  • ندا علی زاده*، حسن علی پور، علی رضا نیکویی، سید داود حاجی میررحیمی، آرمان بخشی جهرمی، بهروز حسن پور صفحات 21-35
    نظام ترویج کشاورزی ایران به عنوان یکی از مولفه های اصلی توسعه کشاورزی، طی دو دهه گذشته با چالش هایی مواجه بوده است؛ طوری که سبب شده است تا این نظام از سوی مسئولین، کارفرمایان و روستاییان مورد انتقاد باشد. به منظور حل مشکلات این نظام، طرح اصلاح ساختار نظام ترویج کشاورزی، در قالب رهیافت نوین ترویج، با هدف احیای خدمات ترویجی و انتقال مناسب یافته های تحقیقاتی و فناوری، مطرح شد؛ اما پس از گذشت حدود چهار سال از اجرای این طرح، نتایج بررسی های متنوع، نشان دهنده فاصله زیاد میان وضع موجود و وضع مطلوب است. از این رو، هدف کلی این تحقیق، شناسایی چالش ها و الزامات ترویج کشاورزی ایران و آسیب شناسی نظام نوین ترویج است که با استفاده از یک رویکرد کیفی در دو مرحله انجام شده است. مرحله اول با استفاده از تکنیک دلفای به شناسایی چالش ها و الزامات نظام ترویج کشاورزی ایران پرداخته است. جامعه آماری در این مرحله شامل اعضای هیات علمی رشته ترویج کشاورزی سراسر کشور (138= N1)، کارشناسان ترویج کشاورزی شهرستان ها و کارشناسان پهنه در پنج استان مازندران، فارس، ‏کهگیلویه و بویر احمد، اصفهان و البرز (1300= N2)، همچنین مدیران و کارشناسان سازمان تحقیقات کشاورزی در سطح ستاد سازمان (10= N3)، است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. نتایج این مرحله، باعث شناسایی 33 چالش اصلی در قالب 6 طبقه و 17 الزام مورد نیاز نظام ترویج کشاورزی شد. مرحله دوم تحقیق با روش پدیدار شناختی انجام شد. در این مرحله، تجربه صاحب نظران نظام ترویج کشاورزی کشور در مورد دستاوردهای نظام نوین ترویج و چالش های پیش روی این نظام، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مرحله مشخص نمود که این نظام در زمینه های مدیریت دانش، ارتباطات و توانمندسازی کارکنان موفق بوده ولی در زمینه های زیرساختی و نیروی انسانی ضعف داشته است.
    کلیدواژگان: ترویج کشاورزی، نظام نوین ترویج کشاورزی، چالش ها، الزامات
  • طاهره ملکی*، حسین کوهستانی عین الدین، شاپور ظریفیان، کیومرث زرافشانی صفحات 37-53
    خشک شدن و تخریب دریاچه ارومیه مشکلات اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی بسیاری را در ایران به وجود آورده است. در این میان، بخش کشاورزی و مناطق روستایی حوضه دریاچه ارومیه در برابر این بحران توان سازگاری کمتری دارند. در این راستا، پژوهش حاضر به‏ منظور سنجش توان سازگاری دهستان های حوضه شرقیدریاچه ارومیه نسبت به بحران آب صورت گرفت (68 دهستان). داده ‏های مورد نیاز، در دو بخش اسنادی و میدانی جمع آوری شد و توان سازگاری بر اساس متوسط سرمایه پنج گانه هریک از دهستان ها به دست آمد. بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش، توان سازگاری دهستان های حوضه شرقی در سه طبقه کم، متوسط و زیاد قرار گرفت.اکثر دهستان های حوضه شرقی توان سازگاری کمی داشته و تنها سه دهستان دارای توان سازگاری بالایی در برابر بحران آب دریاچه ارومیه بودند. هم چنین، بر اساس یافته های پژوهش، تمام متغیرهای سرمایه فیزیکی و طبیعی سبب تفاوت در توان سازگاری گروه ‏های سه گانه شده بودند. دستاوردهای حاصل از این پژوهش، پیشنهاد هایی را برای کارگروه ملی و استانی احیای دریاچه ارومیه در جهت تقویت توان سازگاری و حرکت در جهت توسعه پایدار مناطق مورد مطالعه ارائه می کند.
    کلیدواژگان: استان آذربایجان شرقی، توان سازگاری، دریاچه ارومیه
  • حسین شعبان علی فمی، امیر علم بیگی*، سعیده عزیزی صفحات 55-64
    تغییر شیوه معاش یکی از راهکارهای سازگاری کشاورزان با خشکسالی محسوب می شود. در این رابطه، تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش ادراک کشاورزان نسبت به آسیب پذیری و اتخاذ راهکار تغییر شیوه معاش انجام شد. تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ‏ها، میدانی و پیمایشی می‏ باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر متشکل از خانوار های روستایی ساکن در شهرستان کمیجان بود که طی 10سال گذشته در معرض خشکسالی قرار داشتند (1000=N). حجم نمونه برابر 200 خانوار با استفاده از فرمول دانیل تعیین شد که سرپرست های این خانوارها به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. روش اصلی تحلیل داده ها، رگرسیون لجیستیک دو وجهی بود. متغیرهای ادراک کشاورزان از آسیب پذیری و مشکلات احتمالی تغییر شیوه معاش به عنوان متغیر مستقل مورد توجه قرار گرفتند. متغیر دو وجهی تصمیم به تغییر شیوه معاش نیز متغیر وابسته تحقیق بود. تابع لجیت به دست آمده برای تفکیک دو سطح متغیر وابسته تحقیق، درستی تفکیکی در حد 69/2 درصد را نشان داد. بر اساس تابع به دست آمده مشخص شد که افزایش آسیب پذیری درک شده به کاهش تمایل به تغییر شیوه معاش منجر شده و سبب اتخاذ راهبرد انفعالی (باقی ماندن در شرایط فعلی) شده است. همچنین آگاهی کشاورزان از مشکلات مالی احتمالی، مانع تغییر شیوه معاش نیست. این در حالی است که فقدان حمایت های آموزشی مانع تغییر شیوه معاش شده است.
    کلیدواژگان: خشک سالی، تغییر روش معیشت، ادراک کشاورزان، شهرستان کمیجان
  • حلیمه رزمی، علی شمس* صفحات 65-81
    پرورش طیور محلی ضمن ایجاد تنوع معیشتی سهم مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی خانوارهای فقیر روستایی کشورهای درحال توسعه دارد. شناسایی وضعیت این نظام بهره برداری و تلاش در برنامه ریزی بهبود جایگاه آن، نیاز به مطالعه عمیق و کیفی این نظام دارد. این تحقیق کیفی با هدف شناسایی و تبیین نقش نظام پرورش طیور محلی در معیشت خانوارهای روستایی صورت گرفت. از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب نمونه ها استفاده و فرایند انتخاب زنان تا رسیدن به اشباع نظری منجر به مطالعه 17 نفر از آن ها شد. روش جمع آوری داده ها به صورت مصاحبه عمیق و حضوری بود که از ابزارهای یادداشت برداری و ضبط صوت استفاده شد. همچنین با اجرای هفت مصاحبه گروهی متمرکز (گروه های 8-5 نفره)، اطلاعات لازم جمع آوری شد. نتایج نشان داد که پرورش طیور محلی، چهار مولفه مورد نیاز برای تامین امنیت غذایی با ثبات را دارد و با ایجاد امنیت غذایی برای روستاییان نقش مهمی در سلامت آن ها ایفا می کند. همچنین نتایج نشان داد که پرورش طیور محلی در کمک به اقتصاد خانواده، ارتقای جایگاه اجتماعی خانواده، بهبود دارایی های انسانی، افزایش توانمندی و مهارت زنان و کودکان، افزایش حس رضایت و آرامش روانی و استفاده پایدار از منابع طبیعی موثر بوده و سبب تامین بخشی از معیشت خانوارهای روستایی می شود.
    کلیدواژگان: خانوارهای روستایی، طیور محلی، نظام بهره برداری، معیشت، شهرستان مراغه
  • فریبا ملایی، سید محمود حسینی*، سید یوسف حجازی، سید احمدرضا پیش بین صفحات 83-105
    بخش کشاورزی که رسالت تامین و ارتقای امنیت غذایی کشور را دارا‏ست، با تهدیدهای جدی و متعددی همانند محدود بودن منابع آب و زمین زراعی مطلوب و بعضا تجدید ناپذیر بودن آن ها و تغییرات شدید اقلیمی روبروست. یکی از مشکلات عمده بخش کشاورزی، افزایش گازهای گلخانه ای است که اغلب ناشی از فعالیت های بشری بوده و تغییر اقلیم را سبب می شود. لذا ابتدا باید اثرات تغییر اقلیم بر کشاورزی واکاوی شده و سپس راهبردهای سازگاری بررسی شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، تبیین راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم با استفاده از روش تئوری بنیانی در استان خراسان جنوبی بوده است. جامعه آماری این تحقیق 90 نفر از خبرگان، مطلعین و صاحب‏ نظران بوده و نمونه گیری به روش گلوله برفی و به صورت هدفمند شروع شد و تا رسیدن به اشباع به صورت نظری ادامه یافت و داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه نیمه ساختاریافته و یادداشت های عرصه، جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مقایسه ‏ای استفاده شد و راهکارهای استخراج شده در پنج طبقه مجزا شامل اقتصادی و مالی، آموزشی و ترویجی، مدیریتی، نهادی و زیرساختی، فنی و زراعی دسته بندی گردید. ضمن تفسیر هر یک از بخش ها و مفاهیم تشکیل شده، توصیه ها و پیشنهاد‏های مناسبی ارائه شده است.
    کلیدواژگان: پیامدهای تغییر اقلیم، سازگاری، تئوری بنیانی
  • مرضیه کشاورز* صفحات 107-123
    بخش کشاورزی نقش مهمی در تامین امنیت غذایی و کاهش فقر دارد اما تغییر اقلیم، این بخش را با چالشی اساسی مواجه ساخته است. پیش بینی ها نیز نشانگر تشدید روند تغییر اقلیم در مناطق خشک و نیمه خشک ایران است؛ بنابراین افزایش ظرفیت سازگاری و رویکرد به راهبردهای کاهنده تغییر اقلیم ضروری است. این پژوهش با هدف بررسی میزان انطباق راهبردهای مدیریت کشاورزی با تغییر اقلیم و شناخت موانع انطباق راهبردها با کشاورزی اقلیم-هوشمند انجام شده است. داده های مورد نیاز این پژوهش پیمایشی از طریق نمونه گیری طبقه ای تصادفی چند مرحله ای با تخصیص متناسب گردآوری شد. در این راستا، نسبت به انجام مصاحبه حضوری با کشاورزان استان فارس و تکمیل 251 پرسشنامه اقدام شد. روایی صوری پرسشنامه توسط چند تن از متخصصان موضوعی تایید گردید و برای تعیین پایایی از مطالعه راهنما استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میزان بهره گیری کشاورزان از راهبردهای افزاینده سازگاری و کاهنده تغییر اقلیم یکسان نبوده و راهبردهای مبتنی بر سازگاری به میزان بیشتری مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنین میزان انطباق بهره برداران با کشاورزی اقلیم-هوشمند یکسان نمی باشد و بر اساس ظرفیت سازگاری و کاهش گازهای گلخانه ای، می توان کشاورزان را به سه گروه دارای انطباق کم، متوسط و زیاد با کشاورزی اقلیم-هوشمند تقسیم بندی نمود. بر اساس یافته ها، موانع فیزیکی-زیست محیطی، مالی، طبیعی و دانشی-اطلاعاتی، کشاورزان را از دستیابی به کشاورزی اقلیم-هوشمند بازداشته اند. بر مبنای یافته های پژوهش، توصیه هایی برای تحقق کشاورزی اقلیم-هوشمند ارائه شده است.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، کشاورزی اقلیم-هوشمند، انتشار گازهای گلخانه ای، سازگاری و تسکین، موانع تلفیق راهبردهای سازگاری و تسکین
  • منتهی بوعذار، مسعود یزدان پناه*، عباس عبدشاهی صفحات 125-141
    امروزه کمبود آب بزرگ ترین معضل جهان است و بحران ناشی از کمبود آب شیرین تهدیدی جدی برای توسعه پایدار به شمار می آید. با توجه به اینکه کشاورزی عمده ترین مصرف کننده ی آب بوده و برنج یکی از آب برترین محصولات کشاورزی است؛ لذا تغییر الگوی کشت برنج در ایران به شدت توسط سیاست گذاران ایرانی تشویق می شود، اما پذیرش این طرح در میان کشاورزان بسیار محدود است. به این ترتیب، شناخت عواملی که می توانند کشاورزان را به سمت تغییر الگوی کشت پیش ببرند مهم است. در این مطالعه، به منظور بررسی عوامل موثر بر نیت تغییر الگوی کشت برنج در شهرستان شوشتر واقع در استان خوزستان، از دو مدل رفتاربین فردی و مدل اعتقادات سلامت استفاده گردید. جامعه ی آماری پژوهش را کشاورزان برنج کار شهرستان شوشتر (N=1870) تشکیل داده و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، نمونه ای به حجم 250 نفر تعیین و از روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای تصادفی، زارعین نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از مدل بین فردی نشان داد که متغیر هنجار اخلاقی و احساسات، تاثیر مستقیم مثبت و معنی داری بر نیت کشاورزان جهت تغییر الگوی کشت دارد. نتایج مدل اعتقادات سلامت نیز نشان داد که منافع درک شده، تاثیر مستقیم مثبت و معنی داری بر نیت دارد. لذا هر دو مدل، پتانسیل پیش بینی کنندگی نیت برنج کاران نسبت به تغییر الگوی کشت برنج را دارند؛ اما با توجه به اینکه تئوری بین فردی قادر است 50 درصد از تغییرات متغیر نیت را پیش بینی نماید و مدل اعتقادات سلامت قادر است 27 درصد از این تغییرات را تبیین نماید لذا، قدرت پیش بینی تئوری بین فردی قوی تر از مدل اعتقادات سلامت می باشد.
    کلیدواژگان: کشت برنج، تئوری رفتار بین فردی، مدل اعتقادات سلامت، نیت تغییر الگوی کشت
  • رحیم کاظمی، جعفر یعقوبی، امیر نعیمی* صفحات 143-159
    امروزه توانمندسازیزنانیکیازاهدافتوسعهاستوبهمعنایافزایش شناخت،قابلیتاعتماد،حقانتخاب،مهارتوقدرتکنترلبه وسیلهآنان می باشد. بنابراین، این مطالعه با هدف تحلیل تاثیر سرمایه اجتماعی بر روی توانمندسازی روان شناختی زنان روستایی شهرستان سلماس انجام گرفت. روش تحقیق این مطالعه، توصیفی همبستگی بود. تعداد جامعه آماری این پژوهش، 31996 زن روستایی بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 382 نفر به دست آمد. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری خوشه ا ی چند مرحله ای استفاده شد. ابزار تحقیق، پرسشنامه بود که روایی ظاهری و محتوایی آن با استفاده از نظرسنجی از متخصصان مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه، از طریق محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. یافته های به دست آمده از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سرمایه اجتماعی اثر مثبت و معنی داری بر روی توانمندسازی روان شناختی زنان روستایی مورد مطالعه داشت، به طوری که این متغیر 34 درصد از تغییرات توانمندسازی روان شناختی زنان روستایی را تبیین نمود.
    کلیدواژگان: زنان روستایی، توان مندسازی روان شناختی، سرمایه اجتماعی
  • ابوالمحمد بندری، اصغر باقری*، مجتبی سوختانلو صفحات 161-183
    امروزه،استفاده از سموم شیمیایی در جهان به عنوان موثرترین، سریع ترین و ارزان ترین روش کنترل آفات محسوب می گردد. اگرچه سموم شیمیایی از اجزاء ضروری کشاورزی مدرن است، اما یکی از منابع مهم آلودگی محیط زیست نیز محسوب شده و قرار گرفتن در معرض آن‏ها یکی از شایع ‏ترین و جدی‏ترین خطرات ایمنی-بهداشتی است که کشاورزان با آن مواجه می شوند. هدف این پژوهش، تحلیل رفتار ایمنی-بهداشتی میان کشاورزان دشت مغان در بکارگیری سموم شیمیایی بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کشاورزان دارای کشت آبی مناطق بیله سوار، پارس آباد و گرمی در سال زراعی 1396 1395 بود (9996=N). حجم نمونه به روش نمونه گیری چندمرحله ای و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به تعداد 400 نفر تعیین شد. روایی محتوایی ابزار تحقیق با بهره ‏گیری از اعضای هیات علمیو پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. مطابق یافته ‏ها، 34 درصد از کشاورزان نگرش نسبتا مثبتی در بکارگیری سموم شیمیایی داشتند. همچنین کشاورزان دارای رضایت شغلی بالا از کشاورزی، شغل دوم و دارای تحصیلات بالاتر، رفتار ایمنی- بهداشتی سالم تری نسبت به به کارگیری سموم شیمیایی داشتند. بر اساس نتایج به دست آمده از مدل معادلات ساختاری، متغیرهای دانش در بکارگیری سموم شیمیایی (به عنوان مهم‏ترین متغیر)، نگرش و سابقه مسمومیت سموم شیمیایی، 88 درصد از تغییرات عوامل موثر بر رفتار ایمنی- بهداشتی کشاورزان در بکارگیری سموم شیمیایی را پیش بینی کرده‏اند.
    کلیدواژگان: رفتار ایمنی - بهداشتی، دشت مغان، سموم شیمیایی، مدل معادلات ساختاری
  • صدیقه قاسمی تزنگی، مصطفی احمدوند*، عزت اله کرمی صفحات 185-200
    هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر ادراک ریسک اجتماعی در دانشجویان کشاورزی نسبت به ‏محصولات تراریخت بود که با روش پیمایش انجام شد. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته های بیوتکنولوژی کشاورزی و اصلاح نباتات در دانشگاه های دولتی ایران بودند (429=N) که حجم نمونه 210 نفر تعیین و به شیوه نمونه گیری طبقه ای دو مرحله ای و بر اساس سطح دانشگاه و رشته تحصیلی در بین دانشگاه های منتخب توزیع گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای بود که روایی ظاهری و محتوایی آن توسط متخصصان موضوعی و پایایی آن با استفاده از مطالعه راهنما و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. یافته ها نشان داد، ادراک دانشجویان مورد مطالعه نسبت به ریسک های اجتماعی مرتبط با مصرف محصولات تراریخت در سطح متوسطی بود. با استفاده از تحلیل خوشه ای و بر اساس میزان ادراک ریسک اجتماعی، دانشجویان مورد مطالعه به سه گروه (ادراک ریسک اجتماعی زیاد، متوسط و کم) تفکیک شدند. یافته ها نشان داد، دانشجویان با سطح بالای ادراک ریسک اجتماعی محصولات تراریخت، منافع کمتر و ریسک روانشناختی بیشتری را برای این محصولات قائل اند و نگرش منفی تری نسبت به بکارگیری فن آوری های جدید داشته و تولید محصولات تراریخت را غیر اخلاقی دانسته اند. همچنین به منظور بررسی توانایی هر یک از متغیرهای مستقل تحقیق در تبیین ادراک ریسک اجتماعی دانشجویان در خوشه های سه گانه، از رگرسیون ترتیبی استفاده شد. یافته ها نشان داد، این متغیرهای مستقل توانسته اند در مجموع 20 درصد از واریانس ادراک ریسک اجتماعی دانشجویان مورد مطالعه را تبیین نمایند.
    کلیدواژگان: ادراک ریسک اجتماعی، ریسک سلامت، ریسک اخلاقی- اجتماعی، محصولات تراریخت
  • مجتبی پالوج* صفحات 201-217
    یکی از مهم ترین راه حل های مشکلات کشاورزی توجه به مسائل درون بخش کشاورزی و سالم سازی روابط درونی و برونی بخش در قالب نظام های بهره ‏برداری و چگونگی عملکردهای درونی آن ها و ارتباطاتشان با مسائل پیرامونی است. در همین راستا، هدف تحقیق حاضر، آسیب شناسی نظام بهره برداری کشت و صنعت ها و ارائه راهکارهای پیشنهادی است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، از تحلیل SWOT و تکنیک های تسهیلگری و گروه های متمرکز با برگزاری جلسات مصاحبه گروهی نیمه ساختارمند استفاده گردید.نظر به ماهیت موضوع مورد بررسی و ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فنی موضوع تحقیق، از گروه تسهیلگر چند تخصصی استفاده شد. بر اساس نتایج، ضعیف ترین عملکرد کشت و صنعت ها در زمینه های ارتباط شبکه ای با سایر کشت و صنعت ها و تعاونی ها، حضور در بازارهای منطقه ای و بین المللی، مشارکت در سرمایه گذاری مالی، ایجاد کارخانه ها و کارگاه های صنایع روستایی و صادرات محصولات تولیدی به خارج از کشور است. نتایج تحلیل SWOT نشان داد که داشتن نظام تصمیم گیری کارآمد، مهم ترین نقطه قوت کشت و صنعت ها می باشد. همچنین مهم ترین نقطه ضعف کشت و صنعت ها، خروج مستمر نیروهای انسانی کارآمد می باشد. عدم کفایت محصولات تولیدی و وجود تقاضا در بازار برای محصولات تولیدی نیز به عنوان مهم ترین فرصت پیش روی این شرکت ها شناخته شد. مهم ترین تهدید پیش روی کشت و صنعت ها نیز عدم دقت در خصوصی سازی ذکر شده است. بر اساس نتایج تحلیل SWOT، مناسب ترین راهکارها برای توسعه فعالیت های کشت و صنعت ها؛ انجاممطالعات و تدوین الگوی کشت، مشخص نمودن اولویت ها برای اجرای برنامه های زراعی،باغی و دامی، توانمندسازی منابع انسانی از بعد مشارکتی و انگیزشی، نوسازی و بازسازی ماشین آلات و ساختمان های واحدهای تولیدی و تامین اعتبارات با سود کم و انجام برنامه ‏ریزی راهبردی می باشد. نقش حمایتی دولت در توسعه فعالیت های کشت و صنعت ها نیز بسیار حائز اهمیت است.
    کلیدواژگان: کشت و صنعت، کشاورزی، نظام‏ بهره ‏برداری، توسعه کشاورزی
  • نسیم ایزدی، حشمت اله سعدی*، داریوش حیاتی صفحات 219-234
    رشد جمعیت، نیاز به انرژی، کمبود و آلایندگی منابع انرژی فسیلی و دسترسی محدود به منابع انرژی در روستاها، بکارگیری انرژی های پاک و تجدید پذیر را در کشور اجتناب ناپذیر کرده است. یکی از انرژی های تجدید‏پذیر که در ایران پتانسیل بکارگیری بالایی در جوامع روستایی دارد، بیوگاز است. هدف این پژوهش، بررسی سازه‏ های موثر بر قصد بکارگیری بیوگاز در بین دامداران سنتی مناطق روستایی ایران بوده است. برای سنجش این سازه‏ ها، در یک پیمایش از مدل جامع تشخیص عمل که مدل سنجش قصد و رفتار اکولوژیک می باشد، استفاده شده است. جامعه آماری، دامداران سنتی ایران بودند که حجم نمونه آن به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 383 دامدار محاسبه گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی ظاهری و محتوایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن با انجام آزمون راهنما، تایید گردید. مقدار آلفای کرونباخ نشان دهنده پایایی مناسب پرسشنامه در سنجش متغیرها بود. یافته های این مطالعه نشان داد که مدل جامع تشخیص عمل، قادر است به عنوان یک مدل مطلوب به منظور بررسی قصد اجرای بیوگاز به خوبی عوامل موثر برقصد را مشخص نماید تا به کمک آن ها، نظام ترویج بتواند به منظور ارتقاء قصد بکارگیری بیوگاز در بین دامداران، راهبردهای مناسبی را بکار گیرد. همچنین، یافته ها نشان دادند که متغیرهای هنجار اجتماعی، دیدگاه، موقعیت دامداری، محدودیت ها، آگاهی از نیاز و پیامدها، ارتباطات سازمانی و الگوهای ذهنی از عوامل تعیین کننده قصد بکارگیری بیوگاز توسط دامداران بودند.
    کلیدواژگان: بیوگاز، دامداران سنتی، مدل جامع تشخیص عمل، انرژی‏ های تجدید پذیر
  • لیلا فتوح آبادی، غلام حسین زمانی* صفحات 235-247
    خشکسالی، بسیاری از خانوارهای روستایی را به سمت شهرها سوق می دهد. پیامدهای منفی ناشی از این مهاجرت در شهرها و همچنین روستاها ازجمله حاشیه نشینی، توسعه‏ی نامتوازن و آسیب به کشاورزی این پدیده را به یک بحران در کشور تبدیل کرده است. هدف این پژوهش، ترسیم مدل عوامل موثر بر تمایل کشاورزان منطقه‏ ی زرقان به مهاجرت در شرایط خشکسالی بود که با رهیافت توصیفی و با استفاده از روش پیمایش انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد که روایی صوری آن به وسیله ‏ی متخصصان دانشگاهی و پایایی آن به وسیله‏ ی مطالعه‏ ی راهنما و محاسبه‏ ی ضرایب آلفای کرونباخ تایید گردید. نتایج تحلیل مسیر نشان داد نگرش به مهاجرت مهم ترین تعیین کننده‏ تمایل به مهاجرت است. سایر عوامل مهم موثر بر متغیر وابسته به ترتیب عبارت از احساس نیاز به مهاجرت، انگیزه ‏ی آرمانی، تحصیلات، نگرش به آینده‏ ی کشاورزی، پیوند اجتماعی، تعداد اعضای بیکار خانوار، دیدگاه به سهولت مهاجرت، استفاده از رسانه، درآمد فرد، ضعف حمایت دولت در شرایط خشکسالی و بهره گیری از خدمات ترویجی بودند. با اعمال سیاست های حمایتی دولت در ایجاد مشاغل غیر کشاورزی، گسترش تعاونی های روستایی و استفاده از رسانهدر بهبود خدمات ترویجی می توان از شتاب مهاجرت کاست.
    کلیدواژگان: تمایل کشاورزان، مهاجرت، شرایط خشک سالی، انگیزه ‏ی مهاجرت
|
  • Ladan Razikordmahaleh *, Javad Hatami, S.Mohammad Shobeiri, Omid Noroozi Pages 1-19
    Environmental education to farmers is the first step in achieving food safety and production of healthy crops and education policy has strengthened the mechanisms of public entry into the food control system and it is effective in comprehensive of food safety in the community, so Mazhrzak model was used to analyze. To collect data an interview tool through in-semi-depth interviews was used. A purposeful sampling method was used to select samples during the snowball procedure. Data were theoretically saturated by interviewing with 40 managers with at least 10 years of policy experience about environment and food safety. Data analyzing was proceed with grounded theory in MAXQDA2010. Results showed that a complementary political intervention should be used in the public policy of education of environmental in agriculture that themes include comprehensive approach of environmental education policy making and creating a supportive macroenvironment as contex. Farmers’ participation in environmental management for safe food production as phenomenon, establishment of a biomedical extension training system and sustainable production as causal conditions, fulfilling  resource needs as action strategies , motivational intervention and trust building as intervening conditions and healthy crops production in the farm as consequences.
    Keywords: Education, Environment, Food safety, Policy Research, Grounded theory
  • Neda Alizadeh *, Hasan Alipour, Alireza Nikooei, S.Davood Hajimirrahimi, Arman Bakhshi, Jahromi, Behrouz Hasanpour Pages 21-35
    Iran’s agricultural extension system, as one of the main component of agricultural development, has faced different challenges during the past two decades, which has caused the system to be criticized by the authorities, employers and villagers. In order to solve the problems of this system, it was proposed to reform the structure of the agricultural extension system in the framework of a new extension approach with the aim of revitalizing extension services and appropriate transfer of research and technology. However, after about four years from the implementation of this project, the results of various studies indicate a large gap between the current situation and the desired situation. Hence, the purpose of this research is to identify the main challenges and requirements of the Iranian agricultural extension and the pathology of the new agricultural extension system, which has been carried out in two stages using a qualitative approach. The first phase, using the Delphi technique, identifies the challenges and requirements of the Iranian agricultural extension system. The statistical population of this stage consists of faculty members of the field of agricultural extension in all over the country (N1= 138), experts of agricultural extension of cities and experts in the area in five provinces of Mazandaran, Fars, Kohgiluyeh and Boyer Ahmad, Esfahan and Alborz (N2= 1300). Also, managers and experts of the agricultural research organization at the headquarters of the organization (N3= 10) have been selected using a purposeful sampling method. The results of this phase identified 33 main challenges in the form of 6 categories and 17 requirements for the agricultural extension system. The second stage of the research was carried out using the phenomenological method. At this stage, the experience of the experts of the system of extension on the achievements of the new system and the challenges facing this system was evaluated. The results of this phase revealed that this system was successful in knowledge management, communication and staff empowerment, but was weak in the fields of infrastructure and human resources.
    Keywords: Agricultural Extension, New Agricultural Extension System, Challenges, Implications
  • Tahere Maleki *, Hosein Kuhestani, Eynodin, Shapour Zarifian, Kiomars Zarafshani Pages 37-53
    Destruction of Urmia Lake (UL) has caused a lot of social-economic and environmental problems in Iran. It should be considered that agricultural sector and rural regions have low adaptive capacity to this crisis.Therefore, this study was designed to assess adaptive capacity of Eastern regions of Lake Urmia basin to Water Crisis (68 regions). Data were collected using documentary and survey research methods and adaptive capacity of eastern regions was calculated based on average of five capitals. Results revealed that adaptive capacity of eastern regions were divided into three classes: low, moderate and high. Also, most regions had low adaptive capacity and only three regions had high adaptive capacity to water crisis. The results also showed all variables of physical and natural capitals made a significant difference in the adaptive capacity of three groups. This study provides recommendation to national and regional Lake Urmia Restoration program for adaptive capacity building and sustainable development in the study regions.
    Keywords: East Azerbaijan province, Adaptive Capacity, Lake Urmia
  • Hosein Shabanali Fami, Amir Alambeigi *, Saeideh Azizi Pages 55-64
    Changing livelihoods is one of the strategies for farmers' adaptation to drought. In this regard, current empirical research was conducted to investigate the role of farmer's perception of vulnerability and adopt livelihood change strategy. This applied research was conducted as a survey research. The statistical population is comprised of thousands of rural households living in the Komijan County, which have been subjected to drought over the past ten years. Which of them, 200 households were randomly selected using Daniel's sampling formula. The main statistical method was the logistic regression. Farmers' perception of vulnerability and the problems caused by changing livelihoods was independent variables and dichotomous variable, decision to change livelihood, were the dependent variable of the research. Estimated logit function showed 69.2% classification accuracy. Based on the mentioned function, it was found that the upper limit of the perceived vulnerability could result in reduction in the tendency to change livelihoods and to adopt a passive strategy (remaining in the current situation). It was also found that farmers' awareness of potential financial risks in the process of changing livelihoods is not an obstacle. It was also found that the lack of educational support for changing livelihoods prevented the change in livelihoods.
    Keywords: Drought, Change in Livelihood, Farmer Perception, Komijan County
  • Halimeh Razmi, Ali Shams* Pages 65-81
    Local family poultry husbandry has a major contribution to improving the economic situation of poor rural households in developing countries. Identifying the status of this production system and attempting to plan its improvement requires a deep and qualitative study of this system. This qualitative research was conducted to identify and explain the role of local poultry farming system in rural household livelihoods. The purposeful sampling method for selecting samples and the process of selecting women to achieve theoretical saturation led to the study of 17 units. The method of data collection was in-depth interviews and in-person interviews using the technique of taking note and recording the voice of rural women. Also, by implementing seven focused group interviews (groups of 5-8 people), the necessary information was gathered. The results showed that local family poultry farming has four main components needed for sustainable food security and this system has an important role in providing of food security for the health of vulnerable rural populations. As well, the results showed that family poultry husbandry has been effective in helping to family economy, promoting social status of the family, improving human assets, increasing the ability and skills of women and children, increasing the sense of satisfaction and mental relaxation and sustainable use of natural resources. As a final result it was concluded that a part of household livelihoods is provided by this productive system.
    Keywords: Rural Households, Local Family Poultry, Production System, Livelihood, Maragheh Township
  • Fariba Mollaie, Seyed Mahmood Hosseini *, S.Yosof Hejazi, S.Ahmadreza Pishbin Pages 83-105
    The agricultural section, which has the mission of supplying and enhancing food security in the country, faces several serious threats such as limited water resources and favorable farming lands, and sometimes their non-renewability and severe climate change. One of the major problems of the agricultural section is the increase in the amount of greenhouse gases, which is mostly due to human activities causing climate change. Therefore, first of all, the effects of climate change on agriculture should be investigated and then, the adaptation strategies should be considered. The purpose of this article is to explain the adaptation strategies to climate change using the grounded theory method in South Khorasan province. The statistical population of this research is 90 experts, informed people, and pundits. The snowball sampling was started purposefully, and it was continued up to saturation in theoretical form, and data were collected by semi-structured interview, observation, and field notes. For data analysis, the comparative analysis method was used and the extracted strategies were classified in 5 distinct categories including economic and financial, education and extensional, managerial, institutional and infrastructural, technical and agricultural. Moreover, all sections and concepts are interpreted, and recommendations and suggestions are provided.
    Keywords: Climate Change Consequences, Adaptability, Grounded theory
  • Marzieh Keshavarz * Pages 107-123
    Agriculture sector plays an important role in provision of food security and poverty alleviation. However, climate change has created substantial challenges for this sector. It is while climate change is projected to exacerbate in the arid and semi-arid regions of Iran. On the other hand, addressing various challenges of climate change requires enhancing the adaptive capacity and mitigation potential of agricultural systems and farm households. Therefore, this survey aimed to investigate the efforts of farmers regarding climate change mitigation and adaptation. The paper also identified the barriers to achieving climate smart agriculture. A multistage stratified random sampling method was used to collect the data set and a total of 251 Fars farmers were interviewed using a questionnaire. A panel of experts verified face validity and a pilot study was used to assess the reliability of the measuring instrument. The results indicated that there were significant differences in the choice of climate change mitigation and adaptation strategies and adaptation measures were adopted more by farmers. Also, the findings revealed different levels of contribution towards climate smart agriculture, specifically the low, moderate and high, which were principally distinguished by various degrees of mitigation and adaptive capacity. Moreover, climate smartness of different farmers was determined by a variety of physical-environmental, financial, natural and knowledge-information barriers. Some recommendations and policy implications are offered to acquire climate smart agriculture.
    Keywords: Climate change, Climate Smart Agriculture, Greenhouse gas emissions, Adaptation, Mitigation, Barriers to Integrating Adaptation, Mitigation Strategies
  • Montaha Boazar, Masoud Yazdanpanah *, Abbas Abdeshahi Pages 125-141
    Today, the crisis of freshwater scarcity is a serious threat to the environment, health and human welfare. Agriculture as the main consumer of water and rice is one of the most water-using agricultural products. Therefore, it is necessary to change the crop pattern of rice to crops with less water requirement. In this study, two models of interpersonal behavior and health belief model were used to investigate rice producers` views and attitudes of Shushtar region in relation to changing the pattern of rice cultivation to a crop with less water requirement. The statistical population was Shushtar rice farmers, and a sample of 250 individuals was determined using Krejcie and Morgan table. Random multistage cluster sampling was used to select the sample farmers. The results of interpersonal behavior indicated that the moral norm had a positive and significant effect on the farmers' attitudes to change the pattern of cultivation. Also, the emotion had a positive and significant effect on their intention. The results of the health belief model also showed that the perceived benefit had a positive and significant effect on the intention. Therefore, both models have high potential to predict the attitudes and intentions of rice producers to change the cultivation pattern. Interpersonal behavior theory can predict 50 percent of the intent variable, and the health belief model is only able to explain 27percent of those changes. Therefore, the prediction power of interpersonal behavior model is stronger than the health belief model.
    Keywords: Rice Cultivation, Interpersonal Behavior Theory, Health Belief Model, Intention of Changing in Cultivation Pattern
  • Rahim Kazemi, Jafar Yaghoubi, Amir Naeimi* Pages 143-159
    Nowaday, women's empowerment is one of the goals of development and it means increasing awareness, reliability, choice, skill and control power by them.  Therefore, this study was conducted to analyze the effect of social capital on the psychological empowerment of rural women in Salmas township. The research method was descriptive and correlation.The statistical population consisted of rural women in Salmas township located at West Azarbaijan. The statistical population of this study was 31996 rural women. The sample size calculated 382 via Krejcie and Morgan table. A multistage cluster sampling method was used to select the samples. The research instrument was a questionnaire which its face and content validity were confirmed by a panel of experts. The reliability of the questionnaire was confirmed via calculating the Cronbach's and the composite reliability coefficients. The findings of structural equation modeling (SEM) showed that social capital had positive and significant effect on the psychological empowerment of rural women. So that, this variable explained 34 percent of the variance in rural women's psychological empowerment.
    Keywords: Rural Women, Psychological empowerment, Social Capital
  • Abolmohammad Bondori, Asghar Bagheri *, Mojtaba Sookhtanlou Pages 161-183
    Today, the use of chemical pesticides in the world is considered to be the most effective, fastest and cheapest pest control method. Although, chemical pesticides are essential components of modern agriculture, it is also considered one of the most important sources of environmental pollution and its exposure is one of the most common and serious health-safety hazards faced by farmers. The purpose of this study was to analyze the health-safety behavior on the use of chemical pesticides among farmers of Moghan plain. The statistical population of this study was farmers of water crops in Bilesavar, Parsabad, Germi counties in the years of 2017-2018 (N = 9996). The sample size was determined by multi-stage sampling method and using Kerjesi and Morgan table (1970), (n= 400). The content validity of the research tool was confirmed by panel of faculty members and its reliability was confirmed using Cronbach's alpha. According to the findings, the attitude of the majority of farmers (34%) was relatively positive on the use of chemical pesticides. Also, farmers with a job satisfaction from agriculture, lacking a second job and higher education, had higher health- safety behaviors than using chemical pesticides. Based on the results of the structural equation model, variables of knowledge (the most important variable), attitude and experience of poisoning by chemical pesticides have predicted 88 percent of the changes affecting the health effects of farmers on the use of pesticides.
    Keywords: Health-safety Behavior, Moghan Plain, Chemical Pesticides, Structural Equation Model
  • Sedigheh Ghasemi Tazangi, Mostafa Ahmadvand *, Ezat Allah Karami Pages 185-200
    The main purpose of present study was to identify the social risk perception of agricultural students toward GM crops and factors affecting it. This study used a survey research to collect data from a sample of the population of biotechnology and plant breeding graduate students of public agricultural colleges of Iran (N = 429). Using a two-stage stratified random sampling 210 students were selected for the study. A questionnaire was used to collect data. The face validity and reliability of the questionnaire were confirmed by experts and calculating Cronbach’s alpha coefficient. Results revealed that respondents had moderate perception of GM crops' social risks. Using cluster analysis, respondents were divided to three groups, high, moderate, and low social risk perceivers. Regression analysis results showed that high-risk perceivers of GM crops had lower perceived benefits, more psychological risk, and had higher level of negative attitude toward the use of new technologies and believed in immorality of producing GM crops. Ordinal regression analysis revealed that 20 percent of variation in dependent variable was predicted by independent variables. Finally, some suggestions for promotion of GM crops were provided.
    Keywords: Social Risk Perception, Health Risks, Socio-ethical Risks, Genetically Modified Crops
  • Mojtaba Paluj* Pages 201-217
    The purpose of this research was to investigate the pathology of agro-industrial exploitation system and provide proposed solutions. For this purpose, SWOT analysis and facilitating techniques and focused groups with semi-structured group interviews were used. Considering the nature of the subject and the social, economic, and technical aspects of the research, the multi-disciplinary facilitation group was used. According to the results, the weakest performance of agro-industrial exploitation is in the field of network communication with other cultivations and industries and cooperatives, participation in regional and international markets, participation in financial investment, the establishment of factories and factories of rural industries and the export of manufactured products. The results of SWOT analysis showed that efficient decision-making system is the main strength of agro-industrial exploitation. Also, the most important weakness of agro-industrial exploitation is the withdrawal of efficient human resources. The inadequacy of manufactured products and the presence of demand in the market for manufactured products was also recognized as the most important opportunity for these companies. The most important threat of agro-industrial exploitationis the lack of precision in privatization. According to SWOT analysis, the most appropriate strategies for development of agro-industrial exploitation are conducting studies and determine the cultivate pattern and identifying the priorities for the implementation of agronomic, horticultural and livestock programs, empowerment of human resources from the participatory and motivational dimension, modernization and rebuilding of machinery and buildings of production units, provide the credit with low profit, and doing strategic plan. The role of government support in development of agro-industrialactivities is also very important.
    Keywords: Agro-industry, Agriculture, Agricultural Production System, Agricultural Development
  • Nasim Izadi, Heshmatallah Saadi *, Dariush Hayati Pages 219-234
    Population growth, energy need, scarcity and contamination fossil energy resources in rural area make using clean and renewable energies unavoidable all over the country. Biogas is one of those renewable energies with a high potential to use, among Iranian rural communities. The main object of this study was to investigate factors affecting biogas usage intention among traditional ranchers in Iran. In order to measure those factors, Comprehensive Action Determination Model, which is a model for measuring ecological intention and behavior, was examined. Iranian ranchers were the statistical population of the study and 383 ranchers were selected as sample group using stratified random sampling method. Data collection instrument was a questionnaire which its face and content validity was confirmed by a panel of agricultural extension and education experts and its reliability was estimated by implementing a pilot study. The Cronbach's alpha value confirmed the reliability of the questionnaire towards measuring variables. Findings revealed comprehensive action determination model could assess the intension determinants, appropriately, so that extension system could consider them towards developing biogas usage among traditional ranchers. Besides, findings showed that social norms, attitude, animal husbandry situation, constraints, awareness of needs and consequences, amount of communication with local organizations, and subjective schemata were determinant factors in relation to biogas usage intention by ranchers.
    Keywords: Biogas, Traditional Ranchers, Comprehensive Action Determination Model, Renewable Energies
  • Laila Fotohabadi, Gholam Hossein Zamani * Pages 235-247
    The drought drives many rural households into cities. The negative consequences of this migration in cities and villages, including marginalization, uneven development and agricultural damage, have transformed this phenomenon into a crisis in the country. The purpose of this study was to design a model of factors affecting  the Zarqan farmers’ intention to migrate under drought condition. This study was conducted using Descriptive method and survey. Data was gathered using a questionnaire which its face validity was confirmed by Shiraz University professors, and its reliability was obtained through a pilot test and Calculate the Cronbach’s alphas. Path analysis results showed that attitude toward migration was the most important determinant of intention to migrate. Other factors affecting independent variable include feeling the need to migrate, idealistic motivation, education, attitude toward agriculture and social link, the number of unemployed members in family, perspective to the ease of migration, using media, income, government weak support in drought condition, and accessibility to extension services. Therefore, Migration can be accelerated by applying government support policies to non-farm businesses, expanding rural cooperatives, and using the media to improve its extension services.
    Keywords: Farmers’ Intention, migration, Drought Conditions, The Motivation of Migration