فهرست مطالب

  • سال بیست و دوم شماره 1 (پیاپی 42، بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نعمت الله فاضلی* صفحات 1-37
    مقاله حاضر مبتنی است بر پژوهشی مسئله محور حول مسئله نوشتار و سواد دانشگاهی در ایران؛ و بر اساس روش «تحلیل ثانویه» و «مرور نظام مند» انجام شده است. «نظریه تحصلی شناختی» و «نظریه سواد آکادمیک» در زمینه نوشتار دانشگاهی را در اینجا صورت بندی کرده ام و کاستی های رویکرد تحصلی شناختی را شرح داده ام. سپس رویکرد سواد دانشگاهی را به صورت رویکرد کارآمد و بدیل برای ارتقای نوشتار دانشگاهی در ایران معرفی و در انتها نیز راهبردهایی برای بهبود نوشتار دانشگاهی براساس رویکرد سواد دانشگاهی ارائه کرده ام. این مقاله از «مقدمه»، «جمع بندی» و چهار بخش اصلی تشکیل شده است؛ در «مقدمه» اهمیت موضوع و روش شناسی را توضیح داده ام: 1) مسئله نوشتار دانشگاهی در ایران و ویژگی های رویکرد شناختی و نوشتار تحصلی؛ 2) چالش های نوشتار دانشگاهی در ایران با تکیه بر داده های تحقیقاتی و دیدگاه های نظری؛ 3) تبیین چالش های نوشتار دانشگاهی؛ و 4) سواد دانشگاهی به عنوان نظریه ای نو برای فهم پذیرکردن و مواجهه با مسئله نوشتار دانشگاهی. نهایتا در«جمع بندی» دلالت های نظریه سواد دانشگاهی را برای سیاست نوشتار دانشگاهی در ایران معرفی کرده ام.
    کلیدواژگان: نظریه سواد دانشگاهی، نظریه نوشتار تحصلی، نوشتار دانشگاهی، راهبردهای ارتقای سواد دانشگاهی
  • علیرضا عبدی نسب، عصمت مومنی*، سید مهدی طاهری صفحات 38-77
    هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی مقیاس سنجش کتاب های درسی دانشگاهی با استفاده از متن کاوی متون تخصصی و سازمان دهی الگوریتم نرم افزاری بوده است. با استفاده از کارکردهای هم رخدادی واژگان (وابستگی) و خوشه بندی متن، سیاهه وارسی برای ارزیابی کتاب های درسی دانشگاهی تهیه شده است. روش تحلیل هم رخدادی واژگان و به دنبال آن خوشه بندی این امکان را فراهم می آورد که ساختار روابط موضوعی در یک حوزه را درک نمود، و مصورسازی آن به درک شمای کلی این حوزه کمک می کند. پژوهش حاضر از نظر نوع، کاربردی است و به روش تحلیل محتوا اجرا شده است. روش گردآوری داده ها، روش اسنادی (کتابخانه ای) و ابزار آن، سیاهه وارسی بوده است. سطح پردازش در این پژوهش تحلیلی است و به صورت خاص از روش تحلیل محتوای واژگان (هم رخدادی واژگان) و خوشه بندی سلسله مراتبی استفاده شده است. نمونه در این پژوهش برابر با جامعه آماری و شامل مقالات پژوهشی منتشر شده به زبان‎ انگلیسی موجود در پایگاه های اسکوپوس، ابسکو و ساینس دایرکت در حوزه موضوعی نگارش کتاب های دانشگاهی است که در مجموع 10000 مقاله انگلیسی بررسی شد و شبکه هم رخدادی واژگان با استفاده از نرم افزارهای وی او اس ویور، اس پی اس اس و پاژک ترسیم شده است. برای طراحی الگوی سیستم نرم افزاری اعتباریابی کتاب های دانشگاهی مبتنی بر متن کاوی با استفاده از هم رخدادی واژگان و تحلیل متون، 4 شاخص تعیین شد که عبارت اند از: گفتمان علمی، ارزیابی نگارش، نوشتار دانشگاهی، اصول نوشتار دانشگاهی؛ و با استفاده از هم رخدادی واژگان و خوشه بندی متن، 14 مولفه سواد علمی، عبارات نوشتاری در گفتمان، دستورالعمل عبارات نوشتاری در گفتمان علمی، اجزای دستورالعمل عبارات نوشتاری در گفتمان علمی، ابزارهای ارزیابی نوشتار دانشگاهی، یادگیری مهارت نوشتار، ارزیابی مهارت نوشتاری، بازبینی و بازنگری، مهارت نوشتار دانشگاهی، مشخصات جمعیت شناختی نوشتار آکادمیک، مشخصات فیزیکی ارزیابی نگارش، اصول نوشتار دانشگاهی، ارزیابی اصول نوشتار دانشگاهی، نتیجه ارزیابی اصول نوشتار دانشگاهی و تاثیر ارزیابی اصول نوشتار دانشگاهی شناسایی شدند. با استفاده از ترسیم نقشه علمی می توان روابط بین مفاهیم در متون را کشف نمود و مبانی جدیدی را استخراج کرد که در این پژوهش با استفاده از ترسیم نقشه علمی مقالات حوزه نوشتار دانشگاهی، شاخص ها و مولفه های ارزیابی متون درسی تعیین شدند.
    کلیدواژگان: ارزیابی، کتاب های درسی دانشگاهی، نوشتار دانشگاهی، طراحی الگو، سیستم نرم افزاری اعتباریابی، متن کاوی
  • محمدرضا ارشادی نیا* صفحات 78-96
    بهره وری کتاب های درسی به رعایت شاخص های علمی و فنی در تالیف و تدوین بستگی تام دارد. نیل به این هدف نیازمند کارگروهی در تدوین و ارزیابی و نقد مستمر و تلاش برای از بین بردن کاستی های بارز و پنهان آن ها پس از نشر است. این شاخص ها متنوع و فراوان است و صاحب نظران با نگاه اجمالی و تفصیلی، گونه ها و شمار متعددی از آن ها را برشمرده اند. این نگاشته در نظر دارد کتاب مبانی عرفان نظری تالیف دکتر سعید رحیمیان را که به عنوان کتاب درسی دانشگاهی از سوی سازمان مطالعه و تدوین (سمت) منتشر و معرفی شده است ارزیابی کند. ملاک ارزیابی معطوف به شاخص های محتوایی و روشی است. محک زدن این متن درسی با این ملاک ها نمایان می سازد این متن در برابر این شاخص ها دچار کمبودهای بسیاری است و نمی تواند زمینه های عاطفی، شناختی و مهارتی دانشجویان را با توجه به میزان آگاهی و آمادگی ذهنی و همچنین ویژگی های شخصیتی و روانی و علایق آنان تامین کند و تا تحقق بخشی اهداف آموزشی فاصله بسیار دارد.
    کلیدواژگان: شاخصه های کتاب درسی دانشگاهی، ارزشیابی متون آموزش عالی، کارایی و ثمربخشی نگارش، روش و اهداف آموزشی
  • شیلان شفیعی، منصور توکلی*، حسین وحید دستجردی صفحات 103-128
    مقاله حاضر ضمن اشاره به نواقص آموزش ترجمه شفاهی در مقطع کارشناسی تربیت مترجم زبان انگلیسی، به ارائه طرحی برای مراحل ابتدایی آموزش ترجمه شفاهی از طریق معرفی فن ترجمه دیداری و خرده مهارت های آن می پردازد. رویکرد تکلیف محور به دلیل دارا بودن قابلیت هایی چون فراگیر محور بودن و تعامل همه جانبه مدرس و فراگیر دارای قابلیت های لازم برای آموزش ترجمه دیداری است. از این رو پژوهشگران با بهره گیری از این رویکرد آموزش زبان و تلفیق آن با نظریه و عمل در ترجمه شفاهی و نیازهای این دوره، طرحی برای ساماندهی آموزش ترجمه شفاهی پیشنهاد داده اند. همچنین راهبردهای متنوع ترجمه دیداری با بهره گیری از تکالیف مختلفی که به کنش موفق در دیگر شیوه های ترجمه شفاهی از قبیل ترجمه پیاپی و هم زمان نیز می انجامد ارائه شده است. پژوهش پیش رو به مثابه یک بسته آموزشی برای مدرسان و برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران آموزشی و متولیان طراحی دروس کارشناسی زبان انگلیسی به ویژه واحدهای درسی ترجمه شفاهی خواهد بود.
    کلیدواژگان: ترجمه شفاهی، ترجمه دیداری، آموزش زبان تکلیف محور
  • علی بشیری* صفحات 129-149
    با توجه به اینکه نقد ادبی یکی از مهم ترین دروس رشته زبان و ادبیات عربی است و کتاب های بسیاری در این زمینه نگاشته شده است که شاید بتواند نقشه راه مناسبی باشد برای آموزش نقد ادبی؛ این مقاله به بررسی کتابی می پردازد که مناهج النقد الادبی العربی المعاصر (عملی تطبیقی) نام دارد؛ نویسنده این کتاب حمید احمدیان است و در سازمان مطالعه و تدوین (سمت) به چاپ رسیده است. نگارنده مقاله به موضوعاتی چون: عنوان کتاب، ساختار کتاب، مقدمه و تقسیم بندی فصول، انسجام، منابع مورد استفاده، و در بررسی محتوا به شیوه های نقد ادبی که کتاب از آن ها سخن به میان آورده است می پردازد؛ شیوه هایی چون تاریخی، جامعه شناختی، روان شناختی، فرمالیستی و ساختارگرا. در بسیاری از شیوه های نقد ادبی که نویسنده کتاب از آن سخن می گوید، کمتر نشانی از انسجام و یکدستی در ارائه آراء، اندیشه ها و معرفی ناقدان معروف هر یک از این شیوه ها وجود دارد؛ همچنین نارسایی هایی در توضیح بسیاری از مفاهیم و موضوعات شیوه های نقد ادبی در این کتاب به چشم می خورد.
    کلیدواژگان: نقد ادبی، شیوه های نقد ادبی، کتاب مناهج النقد الادبی العربی المعاصر (عملی تطبیقی)
  • عیسی متقی زاده*، خلیل پروینی، سید رضا موسوی صفحات 150-172
    مهارت خواندن از مهارت های مهم زبان است که در یادگیری زبان دوم نقش ویژه ای ایفا می کند و از شروط موفقیت در یاددهی آن، توجه اساتید به تدریس آن با استفاده از روش ها و راهبردهای تدریس مناسب است. این مهارت، درس مخصوصی در رشته زبان و ادبیات عربی ندارد و معمولا در دروس متون ادبی به تدریس آن توجه می شود؛ با وجود این ملاحظه می شود که تدریس آن به خوبی صورت نمی گیرد و دانشجویان، این مهارت را به خوبی کسب نمی کنند. از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و روش پیمایشی به بررسی نقاط ضعف تدریس مهارت خواندن در گروه های زبان و ادبیات عربی دانشگاه های دولتی ایران در مقطع کارشناسی می پردازد و راهکارهایی را به منظور آموزش بهتر این مهارت ارائه می دهد. نمونه آماری پژوهش را 22 استاد (کلاس) متون ادبی، و 124 دانشجوی ترم آخر کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی در 12 دانشگاه دولتی ایران تشکیل می دهند؛ ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات، مشاهده، مصاحبه و آزمون است که مشاهده و مصاحبه به منظور گردآوری داده های مربوط به تدریس مهارت خواندن، و آزمون به منظور ارزیابی توانمندی دانشجویان در مهارت خواندن به کار گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که از نقاط ضعف تدریس مهارت خواندن، کم توجهی اساتید دروس متون ادبی به استفاده از روش تدریس مناسب برای آموزش این مهارت، همچنین کم توجهی آن ها به استفاده از راهبردهای نوین تدریس است و بین هریک از این موارد و توانمندی دانشجویان در مهارت خواندن رابطه ای معنادار وجود دارد که بیانگر تاثیر هر یک از آن ها بر ضعف دانشجویان در مهارت خواندن است.
    کلیدواژگان: مهارت خواندن، تدریس، راهبردهای تدریس، زبان و ادبیات عربی
  • مالک شجاعی جشوقانی* صفحات 173-190
    اگر این استعاره نسبتا مشهور و البته تا حدی قابل دفاع را بپذیریم که «فلسفه، مادر علوم است» و علوم در بسط تاریخی خود آهسته از فلسفه جدا شده و عزم سلوک تخصصی کرده اند، می توان به نوعی از تقدم معرفتی، تاریخی، ارزشی و حتی سیاست گذارانه فلسفه نسبت به سایر علوم انسانی مدرن، سخن گفت. به نظر می‎رسد نوع نگاه پیشگامان طراحی آموزش فلسفه غربی در ایران به این حوزه معرفتی و انتظارات و تلقی های بعضا متفاوت و گاه متعارضی که از ماهیت و کارکرد علمی معرفتی و گفتمانی فلسفه جدید غربی داشته اند در برخی حوزه ها هم چون شیوه سیاست گذاری این رشته، تاثیر آن در شکل دهی به جریان های فکری فرهنگی و حتی سیاسی اجتماعی ایران معاصر جدی بوده است. اگر چه در خاستگاه های اولیه ورود فلسفه غربی (دانشکده ادبیات و نه الهیات) به دانشگاه تهران، لزوما نوعی خودآگاهی انتقادی در نسبت ما و این حوزه معرفتی نداشته است اما آهسته در مسیر توسعه رشته و به ویژه در اواخر دهه چهل و با شکل گیری زمینه های انقلاب اسلامی ایران و به ویژه پس از انقلاب این وضعیت متفاوت شده است. این مقاله ضمن تاکید بر تحولات برنامه ریزی آموزش فلسفه در ایران، تحلیلی انتقادی از سیر تحولات برنامه ریزی آموزش فلسفه و منابع درسی آن ارائه می دهد.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی آموزشی، فلسفه، دانشگاه ایرانی، منابع درسی، ایران معاصر