فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمید سعیدنیا، محمد بابامیری، علیرضا مرتضی پور، امید کلات پور*، علیرضا سلطانیان صفحات 1-9
    مقدمه
    آتش نشانی شغلی استرس زا و نیازمند فعالیت های جسمی و روحی بالایی می باشد. وجود عدم توازن بین ادراک از توازن تلاش-پاداش و نیاز به بازیابی از خستگی می تواند پیامدهای جدی در این رسته شغلی ایجاد نماید. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تاثیر متغیرهای فردی آتش نشان ها صنعتی بر ادراک از عدم توازن تلاش-پاداش و نیاز به بازیابی (از خستگی) می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی در 107 آتش نشان صنعتی در سال96 انجام شد. از پرسشنامه عدم توازن تلاش-پاداش، مقیاس نیاز به بازیابی (از خستگی) و چک لیست اطلاعات فردی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده های با آزمون رگرسیون دوگانه و خطی ساده توسط نرم افزار spss نسخه 16 و در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    بیش از 70 درصد افراد حاضر در مطالعه از لحاظ ادراک از توازن تلاش-پاداش و مقیاس نیاز به بازیابی، وضعیت مطلوبی را گزارش نمودند. نتایج مدل رگرسیون نشان می دهد که تفاوت معناداری بین متغیرهای سمت شغلی و وضعیت قرارداد با مقیاس نیاز به بازیابی وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین متغیرهای نوع قرارداد، اختلال در خواب، سابقه بیماری و مصرف داروهای خواب آور با تعهد افراطی وجود داشت. اما برای ادراک از توازن تلاش- پاداش تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان دهنده وضعیت نسبتا مطلوبی از لحاظ پارامترهای ادراک از توازن تلاش- پاداش و نیاز به بازیابی (از خستگی) می باشد. ولی برای داشتن شرایط شغلی مطلوب تر، می توان با توجه به متغیرهای فردی برنامه های مداخله ای مناسب داشت.
    کلیدواژگان: عدم توازن تلاش-پاداش، نیاز به بازیابی، تعهد افراطی، آتش نشان
  • محدثه دشتی، فائزه رازقی مقدم، زهرا شریفی، فاطمه ابارشی*، صدیقه رستاقی، مجید فلاحی صفحات 10-16
    مقدمه
    کاشت ناخن جزء مشاغلی است که به تازگی وارد ایران شده و به سرعت در حال گسترش است. کار در سالن های کاشت ناخن با توجه به ابزار مورد استفاده و وضعیت های بدنی نامناسب، تکنسین های ناخن را با عوامل زیان آور ارگونومیکی در محیط کار روبرو می سازد. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت ارگونومیک ناخن کاران شاغل در سطح شهر سبزوار انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی در بین 80 ناخن کار صورت پذیرفت. جهت تعیین شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی از پرسشنامه نوردیک و به منظور ارزیابی وضعیت بدن در حین کار از روش Novel Ergonomic Pos tural Assessment (NERPA) استفاده گردید. همچنین روشنایی موضعی سطح کار، به منظور بررسی ارتباط آن با بروز اختلالات اسکلتی عضلانی، اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS 17 انجام شد.
    یافته ها
    میزان شیوع درد به ترتیب در نواحی گردن (63/8٪)، فوقانی پشت (51/3٪)، کمر (42/5٪)، شانه (41/3٪) و مچ دست (37/6٪) بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده است. ارزیابی وضعیت بدنی ناخن کاران به روش NERPA نیز نشان داد در تمام موارد (100٪) نمره نهایی در بالاترین مقدار (نمره 7 و نیاز به تغییرات فوری) بدست آمد.
    نتیجه گیری
    نا شناخته بودن این شغل و در نتیجه فقدان نظارت کافی از سوی بازرسین بهداشت حرفه ای منجر به شیوع بالای اختلالات اسکلتی عصلانی در ناخن کاران شده است. لذا شایسته است جهت کاهش عوارض مذکور توجه بیشتری از سوی سازمان های بهداشتی جهت وضع قوانین و استاندارد های مربوطه صورت پذیرد.
    کلیدواژگان: ارگونومی، اختلالات اسکلتی عضلانی، ناخن کاران، روشنایی موضعی، روش ارزیابی نوین وضعیت بدنی
  • علی مظفر*، عبدالکاظم نیسی، نسرین ارشدی صفحات 17-24
    مقدمه
    حوادث ناشی از کار به عنوان یکی از مهمترین فاکتورهای مهم بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی در جوامع صنعتی و در حال توسعه مطرح شده و به عنوان سومین عامل مرگ و میر در جهان به شمار می رود در راستای کاهش این حوادث، پژوهش حاضر با هدف بررسی نارسایی شناختی، هوشیاری ایمنی و خستگی به عنوان پیش بین های حادثه دیدگی کارکنان صف شرکت ملی حفاری ایران انجام شد.
    روش بررسی
    طرح پژوهش حاضر همبستگی از نوع پیش بین است که با هدف پیش بینی عضویت گروهی کارکنان (حادثه دیده و حادثه ندیده) و دست یابی به معادله ممیز طراحی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارگران صف شرکت ملی حفاری ایران واقع در اهواز بود. 260 نفر از افراد با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. متغیرها به وسیله پرسشنامه های نارسایی شناختی (برادبنت، 1982)، هوشیاری ایمنی (وستیبی و لی، 2003) و خستگی (چالدر و همکاران، 1993) مورد سنجش قرار گرفتند.
    یافته ها
    داده ها از طریق روش تحلیل ممیز و با استفاده از نرم افزار SPSS-16 تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای نارسایی شناختی، هوشیاری ایمنی و خستگی به ترتیب در سطح 0/011P<، 0/001P< و 0/011P< معنادار می باشند و هر سه متغیر می تواند امکان حادثه دیدگی کارکنان را پیش بینی نمایند.
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود به منظور کاهش میزان حادثه دیدگی کارکنان، متغیرهایی همچون نارسایی شناختی، هوشیاری ایمنی و خستگی در کارکنان مورد آزمون و بررسی قرار گرفته و در محیط های کاری حادثه زا از کارکنانی با نمرات نارسایی شناختی و خستگی کمتر و هوشیاری ایمنی بالاتر استفاده گردد.
    کلیدواژگان: حادثه دیدگی، نارسایی شناختی، هوشیاری ایمنی، خستگی
  • سمیه بهبهانی، سولماز دشتی* صفحات 25-34
    مقدمه
    صنعت فولادسازی و ریخته گری یکی از پرمخاطره ترین صنایع موجود می باشد زیرا کارگران با توجه به ماهیت کار با بسیاری از خطرات مواجه هستند.این پژوهش در واحد فولادسازی گروه ملی صنعتی فولاد ایران درسال 1396 با هدف ارزیابی ریسک های ایمنی، بهداشت و محیط زیست در جهت کنترل خطرات احتمالی انجام پذیرفت. مواد و
    روش
    به منظور شناسایی خطرات از تکنیک ETBA استفاده شد. در فرایند جمع آوری اطلاعات از روش های مشاهده، مصاحبه با کارگران و کارشناسان، پرسشنامه، سوابق حوادث ثبت شده در واحد ایمنی استفاده گردید ‍. با انجام مقایسات زوجی احتمال وقوع ریسک ها به روش FAHP وزن دهی شدند و این وزن به عنوان نمره احتمال وقوع ریسک منظور گردید. شدت پیامد و سیستم های کنترل موجود نیز در پرسشنامه ها نمره دهی گردید. سپس ریسک ها بر اساس سه شاخص (شدت اثر، احتمال وقوع و سیستم های کنترل و نظارت) با روش TOPSIS اولویت بندی شدند.
    نتایج
    27 خطر در سه گروه ریسک های ایمنی، بهداشت و محیط زیست مشخص گردید. که پرتاب مذاب با ضریب نزدیکی 0/9001 در اولویت اول و مصرف گاز با ضریب نزدیکی 0/0268 در اولویت آخر قرارگرفت. سپس نتایج در 4 سطح (زیاد، جدی، متوسط و کم) دسته بندی گردید که 44% آن ها جزء ریسک های زیاد و جدی، 41% متوسط و 15% کم بودند.
    نتیجه گیری
    این تحقیق نشان می دهد، مهم ترین انرژی های موجود در واحد فولادسازی، انرژی شیمیایی، گرمایی و پتانسیل می باشند و همچنین ارزیابی ریسک ها نشان می دهد که ریسک های ایمنی موجود در کارخانه فولادسازی در اولویت بالاتری نسبت به ریسک های بهداشتی و زیست محیطی قرار دارند. در نهایت راهکارهای مدیریتی جهت کنترل و کاهش ریسک ها ارائه شد.
    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک، ETBA، FAHP، TOPSIS، فولادسازی
  • فاطمه فرخی، ابوالفضل قهرمانی، محمد حاج اقازاده* صفحات 35-44
    مقدمه
    شرایط کار پرستاران و تکنسین های آزمایشگاه می تواند منجر به ایجاد اختلالات اسکلتی- عضلانی گردد. هدف پژوهش حاضر مطالعه وضعیت های کاری پرستاران دو بخش داخلی و جراحی زنان و تکنسین های آزمایشگاه در یک بیمارستان بود.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی به روش مقطعی بود که در سال 1395 در یکی از بیمارستان های شهر تبریز انجام گرفت. در این مطالعه 32 پرستار و 20 تکنسین آزمایشگاه شرکت کردند. از پرسشنامه نوردیک و روش ارزیابی سریع تمام بدن (REBA) با الگوریتم جدید امتیازدهی برای ارزیابی استفاده شد. برای هر شغل امتیازهای نیمه فوقانی، چهارگانه فوقانی، نیمه تحتانی و درصد زمان کار سپری شده با پوسچرهای پراسترس محاسبه گردید. از آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و تی مستقل برای آنالیز آماری استفاده گردید.
    یافته ها
    علایم اسکلتی-عضلانی گردن (63/5%) و کمر (55/8%) بیشترین شیوع را داشت. میانگین امتیازهای نیمه فوقانی، چهارگانه فوقانی و نیمه تحتانی بترتیب 8/16، 11/01، 9/59 بدست آمد. فقط امتیاز نیمه تحتانی در بین 3 گروه شغلی تفاوت معنی داری داشت که مربوط به تفاوت امتیاز پرسنل آزمایشگاه با بخش های پرستاری بود. پرستاران بخش داخلی 11% و تکنسین های آزمایشگاه 8% از زمان کاری شان را به ترتیب با پوسچرهای پراسترس نیمه فوقانی و نیمه تحتانی مشغول بکار بودند .
    نتیجه گیری
    روش REBA با الگوریتم جدید امتیازدهی در محل کار پرستاران و تکنسین های آزمایشگاه براحتی اجرا شد. پرستاران بخش داخلی نسبت به پرستاران بخش جراحی عمومی استرس بیومکانیکی بیشتری را بویژه در نیمه فوقانی تجربه می کنند. به منظور کاهش پوسچرهای کاری پراسترس، اجرای مداخلات ارگونومی برای بهبود پوسچرهای نیمه فوقانی پرستاران و نیمه تحتانی تکنسین های آزمایشگاه پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: ارگونومی، پرستاران، تکنسین های آزمایشگاه، اختلالات اسکلتی-عضلانی، REBA
  • احسان آسیوندزاده، زینب جمالی زاده* صفحات 45-52
    مقدمه
    اعتقاد بر این است که آموزش مسائل ایمنی به عنوان یکی از اقدامات ایمنی پیشگام در زمینه بهبود جو ایمنی و عملکرد ایمنی در سازمان می باشد. هدف از مطالعه حاضر، تعیین تاثیر مداخلات آموزشی و فنی جهت فراهم آوردن محیط کاری با جو ایمنی سالم می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه مداخله ای، 480 کارگر از مشاغل مختلف وارد مطالعه شدند. اطلاعات زمینه ای، جو ایمنی و عملکرد ایمنی از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. پرسشنامه ها در سه مرحله تکمیل و جمع آوری شدند: مرحله قبل از مداخله، یک ماه بعد از اولین مداخله و یک ماه بعد از دومین مداخله (چهار ماه بعد از اولین مداخله). داده ها با استفاده از آزمون های تی زوجی، آنالیز واریانس یکطرفه و تعدیل بونفرونی در محیط نرم افزار SPSS نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    یافته های مطالعه حاضر نشان دهنده تاثیر چشمگیر آموزش ایمنی بر تمام مولفه های جو ایمنی و بهبود عملکرد ایمنی کارگران بود. همچنین می توان نتیجه گرفت که بهبود چشمگیر در جو ایمنی نشان دهنده نقش بسزای مداخلات آموزشی بهمراه مداخلات فنی به عنوان عوامل اساسی در بهبود وضعیت ایمنی کارگران در سازمان می باشد.
    نتیجه گیری
    به طور کلی نتایج مطالعه حاضر درصدد ارتقاء درک ما نسبت به اثرات آموزش ایمنی بر جو ایمنی بویژه در رابطه با بهبود عملکرد ایمنی می باشد. تلاش درجهت انجام پژوهش های بیشتر در راستای بررسی اثربخشی مداخلات آموزش ایمنی با افزودن عوامل انگیزشی و تاثیر آن بر جو ایمنی در صنایع مختلف ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: مداخله آموزشی، مداخله فنی، جو ایمنی، عملکرد ایمنی، صنعت ساخت و ساز
  • مهدی جهان گیری، سیامک عباس پور، میلاد درخشان جزری، تهمینه بهادری، مهدی ملکوتی خواه* صفحات 53-62
    مقدمه
    به منظور انجام اقدامات کنترلی برای حفاظت از سلامت کارکنان در برابر عوامل زیان آور شغلی، ارزیابی ریسک های بهداشت حرفه ای ضروری است. هدف از این مطالعه ارائه یک روش جامع برای ارزیابی ریسک جامع مخاطرات بهداشت حرفه ای در یک صنعت پتروشیمی بود.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی مشاغل عملیاتی و اداری در یکی از پتروشیمی های جنوب کشور انجام شد. برای ارزیابی ریسک خطرات بهداشت شغلی از روش " ارزیابی ریسک جامع مخاطرات بهداشت حرفه ای (COHRA) " استفاده شد. برای این منظور درجه مواجهه (ER) و درجه خطر (HR) هر کدام از خطرات به ترتیب بر اساس نتایج اندازه گیری مواجهه و خطرات بهداشتی تعیین گردید. در نهایت ریسک خطرات بهداشت حرفه ای از حاصل ضرب درجه خطر در درجه مواجهه محاسبه و مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    سطح ریسک مخاطرات بهداشت حرفه ای در 13/6 درصد مشاغل مورد بررسی در سطح بالا ارزیابی شد. در بین مخاطرات بهداشت حرفه ای ریسک صدا و روشنایی در سطح بالا و ریسک مواجهه با بنزن و عوامل ارگونومیک در سطح متوسط ارزیابی گردید. ریسک مخاطرات بهداشت حرفه ای به غیر از عوامل ارگونومیک در مشاغل عملیاتی بیشتر از مشاغل اداری بود.
    نتیجه گیری
    با استفاده از روش ارزیابی ریسک جامع خطرات بهداشت حرفه ای می توان عوامل زیان آور محیط کار را از نظر درجه ریسک اولویت بندی و از نتایج آن در اختصاص منابع و انجام اقدامات کنترلی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک بهداشتی، مخاطرات شغلی، صنعت پتروشیمی
  • زهرا نجفی، شیرازه ارقامی* صفحات 63-75
    مقدمه
    امروزه تصادفات و خسارات ناشی از آن یکی از مشکلات عمده حمل ونقل جاده ای در کشور است. در پدید آمدن تصادفات رانندگی، چهار عامل انسان، جاده، وسیله نقلیه و محیط تاثیر دارند. در این میان عامل انسان (راننده)70 تا 90درصد نقش دارد. بنابراین مطالعه حاضر به منظور شناسایی و ارزیابی خطاهای راننده با استفاده از روش Cognitive Reliability Error Analysis Method (CREAM) انجام گرفت.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر، یک مطالعه توصیفی- مقطعی است که برای یک سناریوی مشخص از وظایف رانندگی اجرا گردید. در این مطالعه ابتدا با استفاده از روش واکاوی سلسله مراتبی(HTA) وظایف شغلی رانندگی برای سناریوی مورد نظر واکاوی شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج سناریوی مورد نظر، برای نه وظیفه راننده در بردارنده بستن کمربند ایمنی، کنترل نشانگرها، شروع حرکت، تغییر شتاب، تغییر مسیر، تنظیم فاصله، توقف خودرو، خاموش کردن، باز کردن کمربند ایمنی نوع سبک کنترل تاکتیکی تعیین گردید و بر اساس نتایج روش گسترده CREAM میزان خطای اجرا (17/87درصد)، خطای مشاهده (18/75درصد) و خطای تفسیر (9/38درصد) تعیین گردید.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر مطابق با روش اولیه CREAM چهارمورد شرایط کاهنده عملکرد شناسایی شد، عامل شرایط کار با یک مورد و انجام دو یا چند کار بطور هم زمان با سه مورد به عنوان موثرترین عوامل کاهنده عملکرد شناسایی شدند که می توان با کاهش آنها موجب کاهش احتمال خطای راننده شد. همچنین مطابق با روش گسترده CREAM 32 خطا برای راننده شناسایی شد. بیشترین خطاهای شناختی دربردارنده خطای اجرا و مشاهده می باشد که با توجه به کنترل های پیشنهادشده می توان زمینه کاهش احتمال خطای انسانی را فراهم آورد.
    کلیدواژگان: خطای انسانی، اعتمادپذیری عملکرد، تکنیک CREAM، ایمنی ترافیک، راننده
|
  • Hamid Saeidnia, Mohammad Babamiri, Alireza Mortezapour, Omid Kalatpour*, Alireza Soltanian Pages 1-9
    Introduction
    Firefighting is a stressful job with great degree of physical and psychological demands. The effort-reward imbalance and fatigue need for recovery in this occupational group can lead to the serious consequences. The present study tries to assess the influences of the personal variables on the effort-reward imbalance and fatigue need for recovery.  
    Methods
    In this cross sectional study, 107 industrial firefighter were recruited in 2018. The effort-reward imbalance and fatigue need for recovery questionnaire were used to collect the required information. The data analyzed by multiple linear regression with SPSS 16 and statistical significance level was less than 0.05.
    Results
    More than 70 percent of the population study reported a desirable level of effort-reward imbalance and fatigue need for recovery status. The results of regression analysis revealed a meaningful relation among personal variables and contractual status with need for recovery index. In addition, a meaningful relation was found between the type of contractual status, sleep disorders and hypnotic drug with over-commitment. However, there was no meaningful relation for effort-reward imbalance. 
    Conclusion
    The results showed a relative desirable status for effort-reward imbalance and need for recovery in the study group. It is recommended to intervene in working condition to obtaining more precise results.
    Keywords: effort-reward imbalance, need for recovery, over-commitment, firefighter
  • Mohhadese Dashti, Faeze Razeghi Moghadam, Zahra Sharifi, Fateme Abareshi*, Sedighe Rastaghi, Majid Fallahi Pages 10-16
    Introduction
    Nail extension is a profession which is entered Iran recently and is expanding vastly. Every profession has its own harmful effects therefore working in nail salons regarding to awkward posture while nail services and equipment and tools which use in this profession makes nail technician face to Ergonomic risk factors. This study was conducted to evaluate the ergonomic status of nail workers in Sabzevar
    Methods
    This descriptive-analytic study was done among nail workers in beauty salons. Nordic questionnaire was used to determine incidence of muscoloskeletal disorders and novel Ergonomic Pos-tural Assessment (NERPA) method utilize in order to evaluate body posture. Also local lighting of the work surface was measured to determine its association with muscoloskeletal disorders. Data were analysed using SPSS 17.
    Results
    The prevalence of pain in neck (63.8%), upper back (51.3%), waist (42.5%), shoulder (41.3%) and wrist (6.37%) has the highest value Body posture assessment using NERPA method also showed in all cases (100%), the final score was reached at the highest level (score 7 and the need for immediate change). In addition the intensity of local lighting was lower than the mandatory OEL level of Iran (53.19%)
    Conclusion
    As the finding indicated, nail services as a unknown job and therefore lack of knowledge about this profession and also inadequate monitoring by occupational hygiene inspectors cause high incidence of muscoloskeletal disorders among nail workers, therefore in order to reduce these complications, health care organizations should pay more attention to establish roles and standards.
    Keywords: Ergonomics, Muscoloskeletal disorders, Nail workers, Local Lighting, NERPA
  • Ali Mozaffar*, Abdolkazem Neisi, Nasrin Arshadi Pages 17-24
    Introduction
    In the industrial and developing societies, work-related accidents are considered as one of the most important factors that negative impacts on health persons, general public and economy and they are considered as the third cause of mortality in the world. In order to reduce these incidents, the aim of the present study was to examine cognitive failure, safety consciousness and fatigue as the predictors of accidents happening in line employees of National Iranian Drilling Company.
    Methods
    The present research uses a correlation method, type of predicator to predict the membership of a group of employees (both injured and health people) and   obtains an audit risk. The population of the study is consisted of the whole employees working in NIDC, that out of which 260 people were selected by simple random sampling method as a sample and they  were measured by Cognitive Failure (Broadbent et al, 1983), Safety Consciousness (Westaby & Lee, 2003) and Fatigue (Chalder et al, 1993) questionnaires.
    Results
    through audit analysis the data were analyzed by SPSS-16 software. The results showed that cognitive deficits, safety consciousness and fatigue variables were significant at P <0.05, P <0.001 and P = 0.11 levels, respectively, and all three variables could predict the possibility of accidents in workplaces.
    Conclusion
    . Given the obtained results, it is recommended that to reduce the rate of the accidents, the variables as Cognitive Failure, Safety Consciousness and fatigue in workers should be studied and tested and those workers  are employed in the accident-prone workplace that have  high  scores in Safety Consciousness and have low scores in both  cognitive failure and fatigue.
    Keywords: Keywords: Accident–Involvement, Cognitive Failure, Safety Consciousness, Fatigue
  • Somayeh Behbahani, Soolmaz Dashti* Pages 25-34
    Introduction
    Steel manufacturing industry is one of the most challenging industries in the world because the employees are vulnerable to a big deal of dangers regarding to the job's nature. The study evaluated the risk levels in the steel manufacturing unit of Iran National Steel Industrial Group in 2017. Method and Materials: Interviews with professionals as well as ETBA method to manage the risk analysis of the steel manufacturing unit. The risks were compared two by two with the software "Fuzzy AHP Solver" to get weighed (this weight was considered as the risk occurrence probability value). The incident intensity and also the controlling systems were evaluated by the experts. Then the risks were prioritized based on the three factors (incident intensity, occurrence probability and controlling systems) by using the software "BT TOPSIS Solver.
    Results and discussion
    27 risk factors were specified under the categories of safety, health and environment. The melted inflection with the weight of 0.9018 and the gas consumption with the weight of 0.0263 were placed first and last priorities respectively. Then the results were categorized under four levels (high, serious, medium and low) where 44% were high and serious risks,41% were medium and 15%were low risks.
    Conclusion
    This study shows the most important safety risks are the melted inflection and the collision with parts and tools and that the safety risks are of higher priority than the health and environment risks in the steel manufacturing factory. At last, administrative solutions were produced to control and reduce the risks.
    Keywords: Risk Assessment, ETBA, Steel making Process, Fussy AHP, TOPSIS
  • Fatemeh Farrokhi, Abolfazl Ghahramani, Mohammad Hahaghazadeh* Pages 35-44
    Introduction
    The work conditions of nurses and laboratory technicians can lead to musculoskeletal disorders. The aim of the present study was to study the working conditions of nurses in internal and surgical wards and laboratory technicians in a hospital.
    Methods
    This was a descriptive cross-sectional study which was conducted in a hospital in Tabriz in 2016. Thirty-two nurses and 20 laboratory technicians were participated in the study. The Nordic questionnaire and REBA method with a new scoring algorithm were used for ergonomic evaluation. For each occupation, the scores of upper body, upper quadrant, lower body, and the percentage of work-time spent with high-strain postures were calculated. One-way ANOVA was used for statistical analysis.
    Results
    The musculoskeletal disorders in neck(63.5%) and waist(55.8%) were prevalent. The mean scores of upper body, upper quadrant, and lower body were 8.16, 11.01, and 9.59, respectively. Only the score of lower body was statistically different among three occupational groups due to the difference in the score of the lower body of technicians with nurses. Internal nurses in 11% of and laboratory technicians in 8% of their work shift worked with high-strain postures of upper and lower body, respectively.
    Conclusion
    The REBA method was easily accomplished in the workplace of nurses and laboratory technicians. The internal nurses experience more biomechanical stress than general surgery nurses, especially in upper body. To reduce the high strain postures, the implementation of ergonomic interventions are recommended to improve the postures of upper body of nurses and lower body of laboratory technicians.
    Keywords: Ergonomics, nurses, laboratory technicians, musculoskeletal disorders, REBA
  • Ehsan Asivandzadeh, Zeynab Jamalizadeh* Pages 45-52
    Introduction
    Safety training, as one of the safety interventions, is believed to be an antecedent of safety climate and safety performance improvement within organizations. The aim of this study is to assess the impact of training and technical interventions to provide healthy safety climate in the workplace.
    Materials and Methods
    In this interventional study, 480 workers of different job groups in construction Company were entered the study. Data were collected using demographic, safety climate and safety performance questionnaires. Questionnaires were completed at three stages including before the intervention, one month after the first intervention and one month after the second intervention (four months after the first intervention). Data were analyzed by paired t-test, one-way analysis of variance and bonferroni test using SPSS23 software.
    Results
    The findings of this study revealed that there was a significant improvement in all safety training impact subscales indicating that employees promoted their safety performance. The findings of this study also revealed significant improvements in the safety climate, indicating that the training role has been viewed as crucial in improving and supporting employees’ and organization’s safety.
    Conclusion
    Overall, the current study has gone some way towards enhancing our understanding of safety training impacts and its influence on safety climate, particularly with regard to the improvement of safety performance. The need for further research to investigate the effectiveness of specific safety training intervention with the addition of motivational factors, and its relation to safety climate over a period of time in various industries, remain crucial.
    Keywords: Training Intervention, Technical Intervention, Safety Climate, Safety Performance, Construction Industry
  • Mehdi Jahangiri, Siamak Abaspour, Milad Derakhshan Jazari, Tahmine Bahadori, Mahdi Malakoutikhah* Pages 53-62
    Introduction
    In order to take control measures to protect the health of employees against occupational hazardous agents, assessing occupational health risks is essential. The purpose of this study was to develop a method for occupational health risk assessment in a petrochemical industry.
    Methods
    This cross-sectional study was carried out among operational and administrative occupational groups in one of the petrochemicals plants in south of Iran. The “comprehensive occupational health risk assessment (COHRA)” method was used to assess the risks of occupational hazards. For this purpose, the exposure rate (ER) and hazard rate (HR) for all hazards were determined based on the results of exposure measurements and health hazards data, respectively. Finally, the risk of occupational health hazards was calculated by multiplying the ER by HR and evaluated.
    Results
    The level of risk in 13.6% of studied occupational groups was evaluated as high. Among occupational health hazards, the risk of exposure to noise and inappropriate lighting, benzene and ergonomic factors were assessed at high and moderate level, respectively. The risk of all occupational health hazards, except for ergonomic factors, were higher among operational compared to administrative jobs.
    Conclusions
    Comprehensive occupational health risk assessment could be used for prioritizing the occupational health hazards and deciding about resource allocation and required control measures.
    Keywords: Health Risk Assessment, Occupational hazards, Workers, Petrochemical industry
  • Zahra Najafi, Shirazeh Arghami* Pages 63-75
    Introduction
    Road accidents are among the major problems of road transportation in Iran. There are four factors involved in road accidents, including human, road, vehicle, and environment. Among these, human (driver) error has an important role in 70-90% of the accidents. Therefore, the present study was aimed at identifying and examining driver errors using the Cognitive Reliability Error Analysis Method.
    Methods
    A descriptive, cross-sectional design was used to examine a specific scenario involving driving tasks. First, using the Hierarchical task analysis, the driving tasks for the scenario were analyzed. Then, using the primary and broad CREAM techniques, possible driver controls and cognitive errors were determined for the tasks.
    Results
    Analysis of the scenario using the primary CREAM technique revealed nine diver tasks, including wearing a seat-belt, controlling the indicators, acceleration changing, direction changing, adjusting the distance, stopping the car, turning off the car, unbuckling the seat belt, and the light type of tactical control. Then, using the broad CREAM technique, the execution (71.87%), observation (18.75), and Interpretation (9.38%) errors were determined.
    Conclusion
    Using the primary technique, four cases of performance-reducing conditions were identified. In General, according to the broad CREAM technique, 32 driver errors were identified. The most common cognitive errors included execution and observation errors. It can be concluded that based on the proposed controls, the risk of human error can be reduced for the analyzed subtasks.
    Keywords: Human error, performance reliability, CREAM technique, Road traffic safety, Driver