فهرست مطالب

پژوهش در سلامت روانشناختی - سال دوازدهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • سال دوازدهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/18
  • تعداد عناوین: 7
|
  • اعظم منصوری نیک*، ایران داودی، عبدالکاظم نیسی، مهناز مهرابی زاده هنرمند، محمدرضا تمنایی فر صفحات 1-15

    ادراک ناهمخوانی بین بدن واقعی و بدن آرمانی در افراد باعث می شود آنها راهبردهای مقابله ای را برای مدیریت تجارب پریشان کننده تصویر بدن شان به کار برند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ناهمخوانی بدن با راهبردهای مقابله ای غیر انطباقی تصویر بدن (اجتناب تجربه ای و ترمیم ظاهر) با میانجیگری شفقت به خود و شرم از بدن در دانشجویان دختر انجام گرفت. اعضای نمونه را 300 دانشجوی دختر دانشگاه شهید چمران اهواز که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند، تشکیل می دادند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ایده آل های تصویر بدن، مقیاس آگاهی از بدن شی انگاشته، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای تصویر بدن و مقیاس شفقت به خود (فرم کوتاه) استفاده شد. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج نشان داد مسیر مستقیم ناهمخوانی بدن به اجتناب تجربه ای معنی دار نبود در حالیکه مسیر مستقیم ناهمخوانی بدن به ترمیم ظاهر معنی دار بود. علاوه بر این، مسیر شفقت به خود به شرم از بدن معنی دار بود. همچنین مسیر غیر مستقیم ناهمخوانی بدن به راهبردهای مقابله ای غیر انطباقی تصویر بدن از طریق شفقت به خود و شرم از بدن معنی دار بود. این مطالعه همسو با مدل درمان مبتنی بر شفقت نشان میدهد، شرم و شفقت، ابعاد هیجانی نارضایتی از تصویر بدنی محسوب می شوند.

    کلیدواژگان: ناهمخوانی بدن، راهبردهای مقابله ای غیر انطباقی تصویر بدن، شفقت به خود، شرم از بدن
  • سید اسماعیل حسینی*، محمد پویان، علیرضا ولیزاده، علیرضا مرادی صفحات 16-27

    مطالعه ی دوره های افسردگی اساسی و عوامل موثر بر آن ها، برای درک ماهیت این اختلال و تدوین راهبرد درمانی موثرتر، ضروری است. مدت زمان تقریبی دیرش یک دوره اختلال افسردگی اساسی به صورت متوسط بین 3 تا 12 ماه است؛ درحالی که این نسبت برای دوره های مزمن تا 24 ماه طول می کشد. هدف این پژوهش، مدل سازی دینامیکی نحوه ی تاثیر داروهای ضد افسردگی و درمان های شناختی رفتاری موج سوم، بر دوره‏ های اختلال افسردگی، با استفاده از مدل دینامیکی مرتبه دوم بود. با استفاده از برنامه نویسی متلب و تغییر پارامترهای مدل، که هر کدام بیانگر یک عامل موثر در اختلال افسردگی است، نحوه ی تاثیر درمان ها، بر روی دوره ‏های افسردگی بیماران، در بازه ی زمانی یک عمر طبیعی 64 ساله، مدل سازی شد. دوره های افسردگی اساسی، قبل و بعد از درمان با داروهای ضد افسردگی نظیر ایمی پرامین ویا معادل آن و درمان به روش تعهد و پذیرش مبتنی بر توجه آگاهی و رفتار درمانی دیالکتیکی، برای بیمارانی، که به مدت 14 هفته خدمات درمانی، دریافت کردند، به دست آمد. یافته ها نشان داد، برای بیشتر افراد دارای اختلال افسردگی اساسی، عود پس از بهبودی، پدیده ای رایج است. مدت زمان بهبودی از افسردگی، در شرایط عدم دریافت درمان، بیش از 144 ماه، با دریافت داروهای ضد افسردگی 71 ماه، با رفتاردرمانی دیالکتیکی 68 ماه، و برای ترکیب مداخله داروهای ضد افسردگی و رفتار درمانی دیالکتیکی 59 ماه، است. نتایج مدل سازی دینامیکی نشان داد، که ترکیب دو مداخله، روش تعهد و پذیرش همراه با رفتار درمانی دیالکتیکی و درمان دارویی، نتایج بهتری در درمان افسردگی و پیشگیری از عود دارد. این روش ترکیبی، در حدود 10 ماه، مدت زمان لازم برای بهبودی از افسردگی را کاهش می دهد.

    کلیدواژگان: اختلال افسردگی اساسی، مدل سیستم های دینامیکی، داروهای ضد افسردگی، درمان شناختی رفتاری موج سوم
  • فاطمه شاهی صدرآبادی*، زهره خسروی، شکوه السادات بنی جمالی، لیلا چراغ ملایی صفحات 28-47

    آشفتگی هیجانی به عنوان یک ویژگی مرکزی آسیب شناسی در اختلال های گوناگون به ویژه اختلال وسواس اجباری مطرح است. خشم یکی از این هیجان های اصلی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته و همین یافته های اندک نیز تناقض های متعدد و آشفتگی زیادی دارند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته خشم در این افراد صورت گرفت. این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. شرکت کنندگان 29 نفر از افراد مبتلا به اختلال وسواس اجباری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات نیز از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، مصاحبه روایتی و تصویرسازی ذهنی صورت گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از اصول تحلیل تفسیری پدیدارشناختی استفاده شد. نتایج پژوهش شامل 7 مضمون بود. مضامین شامل کنترل گری، نفرت، کینه، درماندگی، هم آمیزی خشم -نفرت، ناراحتی و کنترل ناپذیری بودند. نتایج نشان می دهند تجربه هیجان خشم در اختلال وسواس اجباری دارای طیف گسترده ای است که می تواند نشانگر ناهمگونی این اختلال نیز باشد. از آن جا که دو مضمون اصلی مربوط به تجربه نفرت بود یافته ها بیانگر نقش کلیدی نفرت در این اختلال هستند. رابطه بین خشم و نفرت را نیز می توان دقیق تر در این اختلال مورد بررسی قرار داد. اما ارتباط هرکدام از مضامین با برخی از ویژگی های این اختلال می تواند مطالعات را به سمت تقسیم بندی دیگری برحسب کیفیت تجربه هیجانی نیز سوق دهد. به این معنی که تجربه های هیجانی بارز و اختصاصی در هر دسته می تواند دلالت بر آسیب شناسی متفاوت و در نتیجه رویکرد درمانی متفاوت برای درمان اختلال داشته باشد. علاوه بر این مقایسه معنای تجربه خشم و دیگر هیجان های اصلی با اختلال های اضطرابی و اختلال های طیف وسواس نیز می تواند در شناخت و متمایز سازی این اختلال از سایر اختلالات موثر باشد.

    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، خشم، نفرت، اختلال وسواس اجباری
  • مهناز شریفیان، مجید صفاری نیا*، سوسن علیزاده فرد صفحات 48-65

    هدف پژوهش حاضر بررسی مدل ساختاری رابطه بین سازگاری زناشویی، خودابرازگری جنسی و اضطراب رابطه جنسی در اختلال واژینیسموس با میانجیگری سبک های تبادل اجتماعی بود. جامعه شامل کلیه زنان مراجعه کننده به کلینیک های مرتبط با درمان اختلالات جنسی در شهر تهران بود. اعضای نمونه 220 نفر از زنان با اختلال واژینیسموس بودند. در پژوهش حاضر از مقیاس های سازگاری زناشویی، پرسشنامه اضطراب ارتباط جنسی، مقیاس خودابرازگری جنسی، ابزار زنانه چندوجهی اختلال دخول واژینال و پرسشنامه تبادل اجتماعی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش نسبتا خوب مدل بود. همچنین نتایج نشان داد که تمام مسیرهای بین متغیرهای پژوهش از لحاظ آماری معنی دار است. طبق نتایج، رابطه غیرمستقیم خودابرازگری جنسی، سازگاری زناشویی و اضطراب رابطه جنسی با میانجیگری سبک های تبادل اجتماعی معنی دار به دست نیامد. با اینکه سازگاری زناشویی و اضطراب رابطه جنسی به صورت مستقیم، شدت نشانه های اختلال واژینیسموس را پیش بینی می کرد؛ اما اثر غیرمستقیم این مولفه ها بر روی شدت اختلال واژینیسموس از طریق مسیر سبک های تبادل اجتماعی معنی دار نبود. بنابراین اضطراب جنسی و سازگاری زناشویی مولفه های مهمی در پیش بینی اختلال واژینیسموس هستند و باید به عنوان یکی از اهداف اصلی درمان در زنان با اختلال واژینیموس مورد توجه قرار بگیرند.

    کلیدواژگان: سازگاری زناشویی، خودابرازگری جنسی، اضطراب رابطه جنسی، تبادل اجتماعی، واژینیسموس
  • جواد کریمی*، عاطفه همایونی، فرشته همایونی صفحات 66-79

    خودبیمارانگاری یا اضطراب سلامت اختلالی است که با اضطراب و ترس فراوان در مورد داشتن یک بیماری جدی مشخص می شود. هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه ی بین حساس بودن به علائم اضطراب و اجتناب تجربی با اضطراب سلامت بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه ی آماری آن شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه ملایر بود که از میان آنان 388 نفر (138 نفر مرد و 250 نفر زن) بر اساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه حساس بودن به علائم اضطراب، پرسش نامه پذیرش و عمل و فرم کوتاه پرسش نامه اضطراب سلامت استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه ی گام به گام انجام شد. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین ابعاد حساس بودن به علائم اضطراب و اجتناب تجربی با اضطراب سلامت رابطه ی مثبت معنی داری وجود دارد. علاوه براین، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که اضطراب سلامت به ترتیب از طریق حساس بودن به علائم اضطراب و اجتناب تجربی قابل پیش بینی است. این متغیرها می توانند 24 درصد از پراکندگی های اضطراب سلامت را به صورت معنادار پیش بینی نمایند. بر این اساس، حساس بودن به علائم اضطراب و اجتناب تجربی توان پیش بینی اضطراب سلامت را داراد و می توان گفت که با کاهش حساس بودن به علائم اضطراب و اجتناب تجربی می توان اضطراب سلامت را کاهش داد.

    کلیدواژگان: حساسیت به اضطراب، باورهای ناکارآمد ناکارآمد، اجتناب تجربی، اضطراب سلامت
  • کاشانکی، فاطمه دهقانی آرانی*، طیبه فردوسی صفحات 80-93

    سرطان می تواند زمینه ساز مشکلات روانی متعددی باشد. تاکنون در اغلب پژوهش های حوزه روانشناسی سلامت، به رخدادهای بعد از ابتلا به سرطان پرداخته شده است؛ اما پژوهش حاضر با هدف فهم فرایندهای طبیعی و کژکار شخصیتی که احتمالا در سرطان نقش دارند، انجام شده است. این پژوهش با روش مورد پژوهی بالینی براساس الگوی زیستی روانی اجتماعی سلامت و مدل پویشی از شخصیت انجام شده است. با استفاده از آزمون ارزیابی شدلر و وستن یا آزمون سوآپ (SWAP)، شخصیت بیمار و الگوهای شخصیتی طبیعی و کژکار احتمالی اثرگذار در سرطان در بیمار ارزیابی شده است. نتایج آزمون سواپ با نیمرخ ویژگی های طبیعی و کژکار شخصیتی این بیمار همخوان بود. به عبارتی دیگر، الگوی اختلال شخصیت وسواسی- اجباری، و اختلال شخصیت وابسته در این بیمار با خودشناسی پایین، خودشیفتگی بالا، ماکیاولیسم پایین، ضد اجتماعی پایین، ارزش خود پایین، ساختارگرایی بالا، سرکوب بالا، بهوشیاری و شفقت خود پایین و جامعه پسندی بالا هماهنگ بود. یافته های این پژوهش مدلی جدید از ویژگی های شخصیتی همبسته با سرطان خون ارائه داده است. شناسایی وبرنامه ریزی برای مدیریت اثرات این ویژگی های شخصیتی می تواند غنای برنامه های رواندرمانی را برای بیماران با سرطان خون بالا ببرد و راهبردهای روانشناختی را برای افزایش متابعت درمانی در این گروه از افراد به دست دهد.

    کلیدواژگان: سرطان، اختلال شخصیت، مورد پژوهی
  • سعید اکبری زردخانه*، نادر منصور کیمیایی، علی محمد زنگانه، مجتبی مهدوی، شیرین اوسانلو، محسن جلالت دانش، سیامک طهماسبی گرمتانی، مسعود زارعیان، سید عین الله طیموری فرد صفحات 94-109

    در هر جامعه ای سلامت روان نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و تامین بهداشت روانی به آنان کمک می کند تا از نظر روانی و جسمی سالم و نقش اجتماعی خود را بهتر ایفا کنند. هدف از پژوهش حاضر، ساخت مقیاس خودگزارشی مشکلات سلامت روان شناختی دانش آموزان متوسطه دوم بود. برای این منظور خزانه آیتمی با 200 آیتم تهیه شد و پس از ویرایش اولیه، 119 آیتم جهت قرار گرفتن در نسخه مقدماتی مقیاس انتخاب شد. جامعه آماری در این پژوهش دانش آموزان مدارس متوسطه دوم شش استان البرز، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، سیستان و بلوچستان، فارس و خراسان رضوی بود. نمونه دربرگیرنده 642 نفر از دانش آموزان بودند که به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس نشان داد بهترین راه حل عاملی هماهنگ با چهارچوب نظری برای این مقیاس، شش مولفه ای است. دامنه ضرایب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) مولفه های استخراجی در نسخه مقدماتی مقیاس سلامت روان شناختی کودکان بین 63 /0 (رفتارهای ایذایی) تا 85 /0 (نقص در انجام تکالیف تحصیلی، خودگردانی، نقص توجه و بیش فعالی، و خودآسیب رسانی) است. در مجموع، مقیاس خودگزارشی مشکلات سلامت روان شناختی دانش آموزان متوسطه دوم، از شایستگی های روان سنجی نسبی برخوردار است و می توان از آن برای سنجش مشکلات هیجانی نوجوانان ایرانی با اهداف بالینی و پژوهشی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سلامت روان شناختی، دانش آموزان، ابزار سازی
|
  • Azam Mansourinik*, Iran Davoudi, Abdolkazem Neisi, Mahnaz Mehrabizadeh Honarmand, Mohammad Reza Tamannaeifar Pages 1-15

    Understanding the actual - ideal body discrepancy in individuals makes them use coping strategies to manage the distracting experiences of their body image. The purpose of this study was to investigate the relationship of body discrepancy with body image maladaptive coping strategies (experiential avoidance and appearance fixation) with the mediating role of self-compassion and body shame. Sample consisted of 300 female undergraduate students of Shahid Chamran University of Ahvaz who were selected by multi -stage random sampling. In order to collect information, we used the body-image ideals questionnaire, objectified body cnsciousness scale, body image coping strategies inventory, self-compassion scale (short form). The conceptual model of the present study was analyzed using path analysis method. The results indicated that the path coefficient of body discrepancy to experiential avoidance was not significant, but the path coefficient of body discrepancy to appearance fixation was significant. Furthermore, the path coefficient of self -compassion to body shame was significant. Also, indirect path of body discrepancy to body image maladaptive coping strategies through self-compassion and body shame was significant. Finding of this study is consistent with compassion focused therapy showed the role of shame and compassion as emotional aspect of body image disturbance.

    Keywords: Body discrepancy, body image maladaptive coping strategies, self -compassion, body shame
  • Seyed Esmaeil Hosseini*, Mohammad Pooyan, Alireza Valizadeh, Alireza Moradi Pages 16-27

    Studying major depressive disorders and related factors is necessary to understand the nature of this disorder and to formulate more effective therapeutic strategies. Approximate duration of one episode of major depressive disorder is averagely between 3 to 12 months; however, in chronic types, the ratio would be prolonged to 24 months. The aime of this research which performed through second-order dynamic model was to investigate the effectiveness of antidepressants and third wave cognitive-behavioral therapies on the duration of any episode of major depressive disorder. Through MATLAB programming and changing the model parameters, we investigate the effectiveness of treatments on duration of episode in major depressive disorder. The average age of any participants were considered  64 years old. Outcomes before and after 14 weeks treatment with antidepressants drugs (as imipramine or its equivalent of therapeutic services) and psychotherapies (included mindfulness-based acceptance and commitment therapty [ACT] and  dialectical behavior therapy [DBT]) were obtained. According to the findings, for most of people suffering from major depressive disorder, relapses are prevalent phenomena. Depression relapse time durations have been 144, 71, 68, and 59 months respectively under following conditions: receiving no treatment; receiving untidepressants; receiving dialectical behavior therapy; and, receiving a combination of antidepressants and dialectical behavior therapy. The results from dynamic modeling showed that combined method of ACT, DBT, and using antidepressant (or its equivalant) drugs provides better outcomes in treatment for depression and relapse prevention. This combined method reduced the duration of recovery from depression by 10 months.

    Keywords: Major Depressive Disorder, Dynamic Systems Model, Antidepressants Drugs, Third Wave Cognitive Behavioral Therapy
  • Fatemeh Shahisadrabadi*, Zohreh Khosravi, Shokooalsadat Banijamali, Leyla Cheraghmolaee Pages 28-47

    Emotional disturbance is a central attribute of pathology in various disorders, in particular OCD. Anger is one of the main emotions that has been neglected and these few findings have many contradictions and a lot of turmoil. Therefore, the present study was conducted to explore the lived experience of anger in these individuals. This research was qualitative research and was the kind of interperetative phenomenological analysis. Participants were 29 individuals with OCD who were selected by purposeful sampling and snowball sampling. Also Data collection was through semi-structured interviews, narrative interviews and imagery. In order to analyze, the data were used the principles of Interpretative Phenomenological Analysis. The results of the study included 7 themes. Themes included control, disgust, revenge, helplessness, combating anger, disgust, discomfort and uncontrollability. The results indicate that the experience of anger in an OCD has a wide range that can indicate the heterogeneity of this disorder. Since the two main themes related to the experience of disgust, the findings reveal the key role of disgust in the disorder. The relationship between anger and disgust can also be looked at more precisely in this disorder. However, the association of each of the themes with some of the features of this disorder can lead to studies shifting to another according to the quality of emotional experience. That means exceptional and clear emotional experiences in each category can mean different pathologies, resulting in a different therapeutic approach to treatment of the disorder. In addition, the comparison of the meaning of anger and other major emotion with anxiety disorders and OCD can also be effective in identifying and delimiting this disorder.

    Keywords: Phenomenology, Anger, Disgust, Obsessive-compulsive disorder
  • Mahnaz Sharifain, Majid Saffarinia*, Susan Alizadeh Fard Pages 48-65

    The purpose of this study was  to evaluate the structural model of the relationship between marital adjustment, sexual self-disclosure and sexual anxiety in vaginismus disorder by mediating social exchange styles. Population was composed of all women who referred to sexual disorder treatmernt centers in Tehran. Sample consisted of 220 women with vaginismus disorder. The research tool included marital adjustment scale, sexual anxiety questionnaires, sexual self-disclosure scale, multidimensional vaginal penetration disorder questionnaire and social exchange questionnaire.The results of structural equation modeling showed a rather good fit for the model. In addition, the results showed that all paths between the variables were statistically significant. According to the results, the indirect relationship of sexual self- disclosure, marital adjustment and sexual anxiety through mediation of social exchange styles was not statistically significant. However, marital adjustment and sexual anxiety directly predict the severity of  vaginismus disorder, but thire indirect effects through social exchange styles on vaginismus was not significiant. Therefore, sexual anxiety and marital adjustment are important components in predicting vaginismus disorder and should be considered as one of the main goals of treatment in women with vaginismus disorder.

    Keywords: Marital Adjustment, Sexual self-disclosure, Sexual Anxiety, Social Exchange, Vaginismus
  • Javad Karimi*, Atefe Homayouni, Fereshteh Homayouni Pages 66-79

    Hypochondriasis or health anxiety disorder is characterized by abundant anxiety and fear about having a serious illness. The purpose of this study was to determine the relationship between anxiety sensitivity and experiential avoidance with health anxiety. The population included all students of Malayer University, from whom 388 students (138 males and 250 females) were selected through convenient sampling method. Data were gathered using Anxiety Sensitivity Index (ASI-3), acceptance and action questionnaire, and Short Health Anxiety Inventory (SHAI). Data were analyzed using Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis (stepwise method). Pearson correlation analysis results showed that there is a significant positive relationship between dimensions of anxiety Sensitivity and experiential avoidance with health anxiety. Moreover, Multiple regression analysis results revealed that anxiety sensitivity and experiential avoidance were able to predict health anxiety, respectively.These variables can predict 24 percentages of the total variance of health anxiety. Based on these findings, anxiety sensitivity and experiential avoidance are capable to predict health anxiety. It could be concluded that reducing anxiety sensitivity and experiential avoidance could be one of the main mechanism for reducing the health anxiety.

    Keywords: Anxiety Sensitivity, Dysfunctional Beliefs, Experiential Avoidance, Health Anxiety
  • Hamed Kashanaki, Fatemeh Dehghani Arani*, Tayebeh Ferdosi Pages 80-93

    Cancer can cause many psychological problems. Up to now, most of the research has focused on post-cancer problems, while this study has been done with the purpose of understanding the normal and abnormal personality patterns which would have a role in cancer. The aime of this study was to  clarify the normal and abnormal personality patterns in a patients with leukemia. This study is based on the  biopsychosocial model of health and dynamic model of personality. Shedler and Westsen's Assessment Procedure (SWAP) was used for evaluating the patient's normal/abnormal personality patterns. The diagnosis which obtained from conducting  SWAP were consistent with the patient's normal/abnormal personality patterns. In other words, the dependent and obsessive-compulsive personality disorder patterns in the patient was consistent with low self-knowledge, high narcissism, low machiavelism, low psychopathy, low self-esteem, high fundamentalism, high repression, low mindfulness, low self-compassion, and high social desirability. Findings of this study explored the main normal and abnormal personality charachteristics associated with leukemia. Identifying and planning for managing the effects of these kind of personality patterns could empower psychotherapeutic protocols and also increase therapeutic compliance in patients with lukemia.

    Keywords: Cancer, Personality Disorder, Case Study
  • Saeed Akbari Zardkhaneh*, Nader Mansurkiaie, Alimohammad Zanganeh, Mojtaba Mahdavi, Shirin Osanloo, Mohsen JallalatDanesh, Siamak Tahmasbi Garmtani, Masoud Zarei, Seyyed Eynollah Teymourifard Pages 94-109

    Adolescents’ mental health is important in any society and protecting their mental health help them to be mentally and physically healthy adult who can play their social role as they should. The present study aimed to develop a self-report scale for high school student’s mental health. A pool item of 200 items was developed and after the first edition, 119 items were selected for preliminary scale. The target population of the present study was high school students of Alborz, Kermanshah, Eastern Azerbaijan, Sistan & Baluchestan, Fars, and Khorasan Razavi in 2016-17. The sample includes 642 students who were selected by random sampling. Explanatory Factor analysis with varimax rotation indicated six-factor structure as the simplest factorial solution which consisted with theoretical background. In addition, all the subscale had good reliability which ranged between 0.63 (for disruptive behavior) to 0.85 (for academic achievement deficit, self-regulation, attention deficit/hyperactivity disorder, and self-harm). In general, results showed good psychometric properties for this mental health scale among high school students. This scale could be used for assessing behavioral and emotional problems for clinical, or research aims among adolescents in Iran.

    Keywords: psychological health, students, test development