فهرست مطالب

شناخت - سال دهم شماره 1 (پیاپی 76، بهار و تابستان 1396)
  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 76، بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید محمدحسن آیت الله زاده شیرازی* صفحات 7-21
    این مقاله متمرکز بر استفاده آرمسترانگ از متافیزیک بکستر در تبیین تحقق کلیات در جزییات است. برای آرمسترانگ صادق ساز گزاره های ضروری این همانی های جزیی هستند. آرمسترانگ گمان میکند که بر مبنای این همانی جزیی، آنطور که در متافیزیک بکستر بین کلیات و جزییات رخ می دهد، نه تنها میتوان تحقق کلیات در جزییات را توضیح داد، بلکه حتی میتوان ضرورت تحقق کلیات در جزییات صحبت کرد. به نظر نگارنده این استفاده مختل است. زیرا 1) کلیات و جزییات، آنچنان که در متافیزیک آرمسترانگ طرح میشود، دارای اجزاء (فورمال) نیستند، و لذا نمیتوانند این همانی جزیی را تقویم کنند و 2) این همانی جزیی، آنچنان که در متافیزیک بکستر طرح میشود، مفاد بین شمارش دارد که اساسا با فهم آرمسترانگی از این همانی جزیی در تقابل است.
    کلیدواژگان: این همانی جزیی، متافیزیک، بکستر، آرمسترانگ
  • مجتبی بنواری نژاد*، محمد اصغری صفحات 23-37
    در این مقاله سعی داریم ادغام تاریخ گرایی هگلی و طبیعت گرایی داروینی در تلقی دیویی از تجربه را نشان دهیم. جان دیویی با استفاده از رویکردی تاریخ گرایانه به توصیفی طبیعت گرایانه از تجربه می رسد که در آن بر تعامل، پویایی و تحول و همچنین رویکرد علمی و عینی نسبت به تجربه تاکید می کند. وی با بررسی نقش تجربه نزد فیلسوفان یونان باستان و تجربه گرایان قرون هفدهم و هجدهم در یک زمینه فرهنگی و انتقاد از آن ها، بر تاریخی بودن این مفهوم تاکیده کرده و درصدد ارائه بدیل هایی متناسب با روح زمانه خویش برمی آید. به این منظور دیویی با گنجاندن زیست شناسی داروینی در بطن برخی ایده های هگل، سعی دارد تفسیری طبیعی شده از هگل با تمرکز بر مفهوم تجربه ارائه دهد. در این مقاله هم گرایی نگاه تاریخی گرایانه و طبیعت گرایانه دیویی در تلقی وی از مفهوم تجربه نشان داده می شود.
    کلیدواژگان: دیویی، تجربه، تاریخ گرایی، طبیعت گرایی، هگل، داروین
  • عباس جمالی*، حمیدرضا محبوبی آرانی صفحات 39-59
    جورجو آگامبن فیلسوف معاصر ایتالیایی، بنابر گفته خودش در پی تکمیل پروژه «فلسفه آینده» والتر بنیامین از مسیر نوعی اندیشه دیرینه شناختی است. آگامبن معتقد است که کانت پیش از فوکو به «دیرینه شناسی فلسفی» راه برده اما آن را به انجام نرسانده است. خود او نیز در همین مسیر گام برداشته است، اما به دلیل تاثیراتی که از فلسفه هایدگر پذیرفته به شیوه ای طی طریق می کند که از امثال فوکو فاصله گرفته و راه به برخوردی با کلمات و نفس زبان می برد که آن را «دیرینه شناسی مفاهیم» می نامیم. دیرینه شناسی مفاهیم کاربرد دیرینه شناسی فلسفی در نسبت با زبان و جایگاهی است که کلمات در مواجهه آدمی به مثابه موجودی گشوده به هستی با هستی دارند. مفهوم، آبستن فهمی خاص و زمان مند و آبستن «آرخه ای» است که تنها با دیرینه شناسی می توان بدان راه یافت. لیکن از نگاه ما فهم درست روش شناسی فلسفی آگامبن نیازمند درکی روشن از مفهومی بسیار اساسی در کل فلسفه او است که آن را وامدار ارسطو است: «توانش». توانش گشاینده راهی به آرخه امور است. لذا دیرینه شناسی در بنیاد خود بر توانش استوار است. این مفهوم برای آگامبن امکان مواجهه ای متفاوت با مسائل دیرین و امروزین فلسفه و انسان را به طور کلی فراهم می سازد؛ و در قلب این مسائل نیز مسئله هایدگری هستی و زبان قرار دارد.
    کلیدواژگان: دیرینه شناسی فلسفی، دیرینه شناسی مفاهیم، توانش، آرخه، زبان، روش شناسی
  • غلام عباس جمالی* صفحات 61-85
    چرخش زبانی نقش محوری و بنیادی در ظهور منطق جدید و فلسفه تحلیلی بازی کرد. این چرخش به طور ساده در نگاه نخست بر پایه این ایده استوار گشت که تبیین چیستی یک اندیشه از طریق جمله بیان کننده آن ساده تر و مطمئن تر است. اما در پیشرفت های بعدی، این دیدگاه تصریح و تثبیت شد که تبیین اندیشه ها جز از طریق حکایت گری زبان ناممکن است. معنای این سخن این است که اندیشه یا معنا تنها به اعتبار نحو عبارت و نسبتش با ارجاع و صدق تحصیل می شود. فرگه هنگام تالیف بنیادهای حساب عملا شیوه دوم را پیش برد، چنانکه مبادی و اصل های تئوریک این ایده را در جلد اول آن کتاب ارایه کرد و در جلد دوم شیوه ها و روش های مختلف استدلال را بر اساس مبانی نظری جلد اول ارائه کرد. در مقابل، دیدگاه هوسرل از منطق نه تنها نسبت زبان با اندیشه در معنای مذکور را بر نمی تابد، بلکه زبان را تنها وسیله انتقال معنا یا اندیشه لحاظ می کند. این دیدگاه ناشی از این ایده است که معنا مقدم بر اعیان و زبان است. در بیانی مختص ، هوسرل در پرولگومنا و در سطحی گسترده تر در پژوهش های منطقی، نخست نسبت میان مقولات محض (به مثابه تئوری های محض معنا) را با یکدیگر تبیین می کند که آن را تئوری صورت محض کثرات به مثابه صورت محض منیفلد نامید و سپس به اعتبار چنین تئوری، تئوری میدانی از اعیان را تبیین می کند. بنابراین، شیوه تبیین فرگه از منطق به طور بنیادی و ریشه ای از هوسرل متمایز می شود. در نتیجه، بر خلاف ادعای دامت این دو جریان از همان آغاز مسیری کاملا متفاوت در پیش گرفتند و بر خلاف ادعای ودروف اسمیت، تفسیر فرگه ای از تئوری هوسرل از معنا ناممکن است.
    کلیدواژگان: منطق صوری، منطق ریاضی، عبارت، ارجاع، معنا، هستی شناسی صوری، منطق اپوفنتیک
  • مهدی جنگجو گورچین قلعه*، حسن عرب صفحات 87-108
    فرگه یکی از نخستین منتقدان جدی روان شناسی گرایی در منطق و سمانتیک محسوب می شود. در این مقاله، نخست به بررسی انتقادات وی به نظریه ایده انگارانه معنا می پردازیم. این انتقادات در چارچوب کلی پروژه فکری فرگه، یعنی لوجیسیزم، و اصل اول مبانی علم حساب یعنی تمایز امر ابژکتیو/منطقی و امر سوبژکتیو/روانشناختی صورت می گیرد. از دید فرگه، چنین نظریه ای نه تنها صدق را به خطر می اندازد، بلکه معنا و لذا امکان مفاهمه را نیز با چالش مواجه می کند. سپس برخی وجوه این انتقاد فرگه را با استدلال ویتگنشتاین متاخر علیه زبان خصوصی مقایسه می کنیم. کاوش در جزئیات تحلیل فرگه از مفهوم ایده نشان می دهد که وی فروضی در مورد رابطه واژه های زبان عمومی و جهان خصوصی اید ه های ذهنی دارد که مستعد نقد هستند؛ بررسی مفهوم زبان خصوصی و استدلال ویتگنشتاین علیه آن (و طرح مباحثی چون تعریف خصوصی نشانه، پیروی از قاعده و معیار این همانی) واسطه ای خواهد بود تا به این فروض پی ببریم و آن ها را نقد کنیم.
    کلیدواژگان: نظریه ی ایده انگارانه ی معنا، ایده، استدلال علیه زبان خصوصی، تعریف نشانه، جهان درونی، این همانی
  • خسرو ظفرنوایی* صفحات 109-125
    شیخ شهاب الدین سهروردی در شکل دادن به حکمت اشر اقی خود، تحت تاثیر افکار یونیان و ایرانیان باستان پیش از اسلام و نیز اندیشه های دوره اسلامی به ویژه آثار صوفیه و فلسفه مشائی بوده است. از منابع پیش از اسلام یونانی می توان مکتب های فیثاغورسی و افلاطونی را نام برد و از منابع ایرانی می توان به سلسله حکمای باستانی اشاره کرد که برخی از ایشان حکیمان و شاه کاهنان داستانی همچون کیخسرو، کیومرث، فریدون و جمشید بودند. سهروردی با دسترسی به منابع زرتشتی و تعمق در حکمت ایرانی و یونانی، حکمت ایرانیان را احیاء نموده و ضمن برقراری پیوند میان تعالیم بنیادی این دو گرایش شرقی و غربی و عرفان اسلامی، با به کار گیری برخی از اصطلاحات زرتشتی و ایران باستان، حکمت فهلویون را به تصویر کشیده و در بیان حکمت اشراقی خویش از آن ها بهره برده است. در پژوهش حاضر تلاش بر این است که به بازشناسی و بررسی برخی از این نمادها و اصطلاحات رمزآمیز و نقش و جایگاه آنها در فلسفه سهروردی پرداخته شود.
    کلیدواژگان: سهروردی، اصطلاحات زرتشتی، حکمت فهلویون، حکمت اشراق، ایرانیان باستان
  • اکبر فایدئی* صفحات 127-145
    شناخت اندیشه های منطقی، فخرالدین محمد رازی، در فهم آرای منطق دانان قرن هفتم و هشتم، اهمیت به سزایی دارد. نقش او در رشد و بالندگی منطق نگاری دوبخشی مکتب منطقی سینوی و طرح چالش های نوین در این دانش، انکارناپذیر است. مرکب انگاری تصدیق، بدیهی انگاری همه تصورات، بسط و توسعه انواع تعریف و رویکرد خاص به تعریف اسمی، تلازم طرفینی دلالت مطابقه و التزام، انواع ششگانه کلی و اعرفیت آن نسبت به جزئی، حمل ناپذیری مفهوم جزئی، دیدگاه حداقل گرایانه در شرائط تناقض میان قضایا، تمایز میان قضیه حقیقیه و خارجیه، جهت در شرطیات، شرایط انتاج و حکم انتاج شکل چهارم قیاس اقترانی از آرای منطقی فخر رازی است که ما در این نوشتار به ذکر و بررسی آنها می پردازیم.
    کلیدواژگان: بداهت، تصور، تصدیق، دلالت، موجهات
  • مهدی قنبری* صفحات 147-167
    ارزیابی جایگاه خاص مرلوپونتی در جنبش پدیدارشناسی به واسطه ایضاح نقش «دیالکتیک» در پی ریزی مبانی پدیدارشناسی توسط او ممکن می گردد. در این مقاله می کوشیم با روشن ساختن دریافت مرلوپونتی از «دیالکتیک» نشان دهیم که چگونه وی به واسطه این عنصر، پدیدارشناسی را بر مبنایی جدید استوار می کند. مرلوپونتی جنبش پدیدارشناسی زمان خود را دچار چندپارگی ها و تعارضاتی در مبنا و روش می دید و می کوشید تا با اتخاذ رویکردی دیالکتیکی این تعارضات را مرتفع سازد. تنها به کمک «تفکر دیالکتیکی» می توان پدیدارشناسی را به مثابه یک «پژوهش فلسفی» پایه گذاری کرد. پس از مرلوپونتی، نه قلمرو پژوهش فلسفی صرفا بر پایه «آگاهی محض» مشخص می گردد و نه روش آن با «توصیف محض». در هم آمیختگی و «دست اندازی» آگاهی و جهان، از یک سو، و توصیف و تبیین از سوی دیگر، اجازه نمی دهد که پژوهش پدیدارشناختی را بر پایه ایده «جوهریت» یک قلمرو محدود و محصور پی گیری کنیم.
    کلیدواژگان: دیالکتیک، قلمرو پدیدارشناسی، تبیین، توصیف، علم تجربی، مرلوپونتی
  • سیدعلی کلانتری* صفحات 169-188
    نظریه اینهمانی نوعی، حالات ذهنی را با حالات مغزی اینهمان می داند. در مقابل نظریه کارکردگرایی ذهن حالات ذهنی را بر اساس کارکردهای مربوط به آن حالات در ساختار عصبی موجودات زنده تعریف می کند. نظریه اینهمانی نوعی، از زوایای مختلفی در ادبیات فلسفی مورد نقد قرار گرفته که یکی از مهمترین این نقدها ناظر به مسئله تحقق چندگانه است. مسئله تحقق چندگانه بیان می دارد که حالات مغزی متفاوت علیرغم تنوع در آرایش مادی می توانند محقق کننده حالات ذهنی یکسانی باشند؛ این بدین معنا است که موجودات گوناگون، علی رغم تفاوت فاحش در ساختار مغزی می توانند دارای حالات ذهنی یکسانی باشند. انتقاد اصلی کارکردگرایان به نظریه اینهمانی نوعی آن است که این نظریه، بر خلاف نظریه کارکردگرایی، تبیین قانع کننده ای از مسئله تحقق چندگانه ارائه نمی دهد. مدعای کلیدی این مقاله آن است که نظریه کارکردگرایی نیز با اشکال و اتهام مشابهی روبرو است. برای بیان این مطلب ابتدا نسخه ای جدید از مسئله تحقق چندگانه را تشریح کرده و سپس استدلال خواهیم کرد که نظریه کارکردگرایی، تبیین قانع کننده ای از مسئله مذکور ارائه نمیدهد. در انتها نتیجه خواهیم گرفت که، بر خلاف نظر فلاسفه کارکردگرا، نظریه کارکردگرایی از حیث تبیین پدیده تحقق چندگانه مزیتی نسبت به نظریه رقیب آن یعنی نظریه اینهمانی ندارد و لذا از این حیث دلیل موجهی برای ترجیح نظریه کارکردگرایی نسبت به نظریه اینهمانی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: حالت ذهنی، اینهمانی، کارکردگرایی، تحقق چندگانه
  • نفیسه مصطفوی* صفحات 189-206
    بر اساس تصور رایج، تحولات در نظریه های علمی و فیزیکی در مواضع فلسفی تاثیر گذار بوده و اما در برخی مسائل، فلسفه پیشگام بوده است. یکی از موارد تقدم فلسفه بر علم، بحث حرکت جوهری و نتایج آن است. ملاصدرا (سده15م) حرکت جوهری در درون اشیاء را در زمانی به اثبات رساند که هنوز آشکار سازها اتم و ذرات زیر اتم را آشکار نکرده و انواع اتم و تبدیل آن ها به یکدیگر در فیزیک کوانتوم به اثبات نرسیده بود. صدرا، با اثبات حرکت جوهری نتیجه گرفت که زمان، موجود مستقلی نیست، بلکه وجودش در حرکت است و هریک از اشیاء با حرکت جوهری خود، زمان مخصوص به خود دارند. از آنجایی که هدف حکمت متعالیه و فلسفه بیان کمی نبود در همین جا متوقف ماند. بیش از چهار سده گذشت تا ساختار فیزیک کلاسیک مبنی بر زمان و مکان مطلق فروپاشید و در فیزیک نسبیت، نسبت زمان و ابعاد با سرعت حرکت محاسبه شد. این پژوهش، از دستاوردهای فیزیک نسبیت در ادامه بحث زمان و ابعاد در عالم مثال استفاده کرده و از انبساط زمان و انقباض ابعاد (انقباض لورنتس) در متحرک های سریع، برای تبیین کندی زمان در عالم مثال و انبساط ابعاد زمینی برای موجودات مثالی بهره جسته است و نتایج آن را همسو با منابع نقلی و روایی یافته است.
    کلیدواژگان: عالم مثال، ترکیب اتحادی، اتساع زمان، انقباض لورنتس
  • علی اصغر مصلح*، حامده راستایی صفحات 207-220
    در پهنه جهان اسلام، در ساحات گوناگون عرفان و علوم باطنی، حکمت و دانش های عقلی، اخلاق نظری، کلام و معارف عقیدتی، قرآن، فقه و حدیث و علوم نقلی و حتی دانش تاریخ می توان از «دیگری» سخن گفت و موضع اندیشمندان مسلمان را در این موضوع در هر حیطه به طور جداگانه به نظاره نشست. آنچه در این مقاله مطرح است، بررسی مسئله «دیگری» در ساحت دیگر شرایع از نظرگاه محیی الدین ابن عربی است. بدین منظور، پرسش از حقانیت یا عدم حقانیت ادیان به آثار ابن عربی عرضه گردیده و مبنای فکری او در برابر مسئله دیگر شرایع مورد بررسی قرار گرفته است. پرسشی که هرچند برای خود او به عنوان مسئله مطرح نبوده است اما بررسی آن، رویکرد ابن عربی را به عنوان یک عارف مسلمان در مواجهه با دیگر شرایع نشان می دهد و از جمله فروع دیدگاه او در برابر مقوله عام «دیگری» به شمار می آید.
    کلیدواژگان: ابن عربی، دیگری، دیگر شرایع، شریعت محمدی، نسخ
  • محمود مقدسی* صفحات 223-250
    در ادبیات فلسفی معاصر، عمل عامدانه و آزادانه فرد برخلاف داوری بهترش همزمان با عناوین آکراسیا و ضعف اراده شناخته می شود و بحث ها در این حوزه بر سر امکان و تبیین چنین عملی است. اما ریچارد هولتون مدعی است فیلسوفان در یکی دانستن آکراسیا و ضعف اراده مرتکب خطا شده اند. به عقیده او کاربران معمول زبان، ضعف اراده را وصف تغییر ناموجه تصمیم فرد می دانند و تعبیر «عمل خلاف داوری بهتر فرد» معنای مفهوم برساخته فیلسوفان یعنی آکراسیا است. به همین دلیل او معتقد است پیش فرضی نادرست در بحث های درباره ضعف اراده وجود دارد. آلفرد ملی کوشید با توسل به روش های فلسفه های تجربی نشان دهد عقل سلیم مدعای هولتون را تایید نمی کند. نقد او با پاسخ هولتون و می همراه بود. در این مقاله می کوشیم ضمن بازخوانی بحث های دامنه دار انجام شده درباره این موضوع نشان دهیم چرا هولتون چنین مدعایی را مطرح می کند، چرا این بحث به فلسفه تجربی کشیده شده است و لوازم طرح بحث در چنین فضایی کدام است؟ و در پایان پس از ارزیابی دیدگاه های معرفی شده، تعریفی از ضعف اراده ارائه می کنیم که اولا تا حد امکان به درک عقل سلیم از این مفهوم نزدیک باشد و ثانیا موضوعیت مسئله سنتی ضعف اراده (تببین امکان آن) را از میان نبرد.
    کلیدواژگان: ضعف اراده، آکراسیا، تصمیم، داوری بهتر، عمل، هولتون، ملی
|
  • S.M. Hassan Ayatollahzade Shirazi* Pages 7-21
    This paper investigates and elaborates the way Armstrong has concerned himself with Baxter’s metaphysics. For Armstrong, the truthmakers for necessary truths are partial identities. He believes that Baxter’s partial identity between universals and particulars is perfectly matched with this idea where they can jointly make some necessary propositions about the instantiation of universal in particulars, true. To me, this is flawed at least for two reasons. First, particulars and universals, as explained in Armstrong’s metaphysics, have no parts, and thus they do not constitute any partial identity. Second, partial identity in Baxterian sense can be only understood if cross-count identity has already been established. But this latter concept has no place in Armstrong’s metaphysics.
    Keywords: Partial identity, Metaphysics, Baxter, Armstrong
  • Mojtaba Bonvari*, Muhammad Asghari Pages 23-37
    This paper is an attempt to illustrate the integration of Hegelian historicism with Darwinian naturalism in Dewey’s conception of experience. Using a historic approach, John Dewey reaches a naturalistic description of experience in which he emphasizes the interaction, the agency and the transformation of experience. He goes on to emphasize a scientific and objective approach toward experience. Following a critical examination of the role of experience in Greek philosophy and in 17th and 18th-century empiricism in a particular cultural context, Dewey emphasizes this historic concept and tries to introduce proper alternatives suitable for his own era. Therefore, by embodying Darwinian biology in some Hegelian ideas, and by focusing on the concept of experience, Dewey tries to give a naturalized explanation of Hegel. In this paper, the convergence of Dewey’s historic and naturalistic views in his conception of experience is discussed.
    Keywords: Dewey, Experience, Historicism, Naturalism, Hegel, Darwin
  • Abbas jamali*, Hamidreza Mahboobi Arani Pages 39-59
    Giorgio Agamben is one of the leading thinkers of our time. He aspires to bring Walter Benjamin's project of future philosophy to completion through a complicated sort of archeological thinking. He believed that Kant had thought of philosophical archeology before Foucault did, and that he did not bring this thought to fruition. Taking the path of philosophical archeology, Agamben's approach is distinguished from that of Foucault due to His debt to Heidegger. This has led to his new treatment of words and the nature of language that can be introduced as an "archeology of concepts." An archeology of concepts involves the application of philosophical archeology to the examination of language and the function of words when man encounters Being as an opened-up being towards Being. The concept is fraught with a particular temporal understanding, in turn loaded with an "arche" which can merely be approached by archeology. This article shows that understanding Agamben's philosophical methodology requires an appropriate conception of an influential concept in his philosophy, namely that of "potentiality". Potentiality paves the way for attaining the arche of things. That is why archeology is fundamentally based on potentiality. This concept has made Agamben's philosophy face new and old problems of man and philosophy in a differentlight. The most significant of these problems is Heidegger's relation of Being and language.
    Keywords: philosophical arcaeology, arcaeology of concepts, potentiality, arche, language, methodology
  • Golamabbas Jamali* Pages 61-85
    The linguistic turn has played the central role in the rise of analytic philosophy. It was simply based on the idea that although a thought is explained through sentences, it will be more simple and reliable. But by after procedures, this view was specified and settled that thoughts cannot be explicated before being uttered in language. It means that the thought or the meaning cannot be grasped other than in terms of the syntax of expression and its relationship to the reference and the truth. Frege practically furthered the latter idea when he laid the foundations of arithmetics. He presented the theoretical principles of the idea in the first volume of his book, introducing different ways of reasoning in the second volume based on what he had in the First volume as the theoretical principles of the idea. On the contrary, Husserl’s view of logic not only did not reflect the relation between language and thought, but it considered language as merely something that can pass on the meaning to others. The view is based on the idea that meaning may be considered priority language and object. Simply, by Prolegomena and Logical investigations, Husserl first explains the relation between the pure categories ( as the pure theories of senses ) together, as he called it the theory of pure form of pluralities as pure form of manifold, and then explains the theory of the field of objects in terms of the early. Therefore, Frege’s way of explaining logic is radically different from that of Husserl. Accordingly, contrary to Dummett’s claim, each of these philosophical thoughts has a different origin, and contrary to Smith, woodruff‘s calm the “Fregean” interpretation of Husserl’s theory of sense cannot be possible.
    Keywords: Formal logic, mathematical logic, expression, reference, sense, formal ontology, apophantic logic
  • Mahdi Jangju*, Hassan Arab Pages 87-108
    Gottlobe Frege is considered as one of the first incisive critics of psychologism in logic and semantics. In this article, Frege's criticism of Ideational Theory of Meaning is discussed. According to Frege, this theory invalidates truth, but also problematizes meaning and the possibility of communication as well. These critiques are framed through Frege's main conceptual frameworks, namely, that of logisim and the first theorem of Grundlage der Arithmetik, by which he distinguishes between the objective/logical and the subjective/psychological. These critiques are then compared with later Wittgenstein's Private Language Argument (PLA). We argue that a detailed account of Frege's concept of idea illustrates that his assumptions about the relation between the inner world (Innenwelt) and language could be criticized. Through discussing "private definition of a sign'', ''following a rule'' and ''criteria of the identity'', Wittgenstein's definition of the Private Language and his arguments against it are analyzed so that we can critically study these assumptions.
    Keywords: Ideational Theory of Meaning, Idea, PLA, defining a sign, the inner world, identity
  • Khosro Zafarnavaei* Pages 109-125
    Sheikh Shahabuddin Suhrawardi’s ideological wisdom has been influenced by ancient Greek and Iranian ideas, as well as the thoughts of the Islamic period, especially the works of Sufism and Persian philosophy. From pre-Islamic Greek sources, one can name the Pythagorean and Platonic schools and referred to Iranian archaeologists from a number of ancient scholars, some of whom were wise men and storytellers such as Keykhosro, Kiyomars, Fereydoun and Jamshid. Suhrawardi’s thought can be regarded as a revival of Iranian wisdom. He has been able to link the basic teachings of these two oriental orientations to wisdom and Islamic mysticism with access to Zoroastrian resources and contemplation in the wisdom of Iran and Greece, and through the use of symbolic roles Some of Zoroastrian and Ancient Persians have depicted the wisdom of Fahlvion and also used them in expressing their illogical wisdom. The innovative aspect of Suhrawardi's philosophy lies in the fact that he has expressed his Philosophy of Illumination in the codification function of these symbols and expressions.The present study seeks to identify and examine some of these terms and their role and place in Suhrawardi's philosophy.
    Keywords: Suhrawardi, Zoroastrian terms, Wisdom Fahlvion Hikma Eshraq, Ancient Iranians
  • Akbar Faydei* Pages 127-145
    Understanding Fakhr al-Razi’s logical thoughts is very important in understanding the views of seventh and eighth-century logicians. His role in the development of Avicennan logic and his new challenges to this logic are undeniable. Composite of judgment, believe in all concepts are self-evident, expansion and development of a variety of definitions and specific approach to the nominal definition, the mutual implication of concordance and obligation signification, six kinds of universal and to be clear than the particular, unpredicatablity of the partial concept, minimalistic view in the conditions of contradiction between the theorems, differentiation between categorical propositions and real propositions, modality of conditionals, extraction result of the forth syllogism and determining valid mood and valid conditions in fourth figure of Syllogism are Fakhr al-Razi’s logical innovations. This paper is an attempt to explain such innovations.
    Keywords: Obvious, Consept, Judgment, Implication, Modal proposition
  • Mahdi Ghanbari* Pages 147-167
    Merleau-Ponty’s place in the phenomenological movement, established by Edmund Husserl, can be determined only by considering the important role of “dialectic” in his thought. Using a dialectical method, he opens up a new path toward a “dialectical phenomenology” to release phenomenology, as understood in his time, from the antinomies into which it was entrapped. By adopting a dialectical strategy, Merleau-Ponty no longer defines the scope of phenomenology as “pure consciousness.” The encroachment of the “consciousness” and the “world” upon each other does not allow defining the scope of phenomenological investigation in terms of “substantiality of a domain.” Therefore, contrary to Husserl and Heidegger who delineated the phenomenological investigation against sciences, Merleau-Ponty, choosing a Hegelian approach, tries to overcome the ontic/ontological duality and widens the phenomenology’s scope of investigation.
    Keywords: dialectic, domain of phenomenology, science, description, explanation, Merleau-Ponty
  • Seyed Ali Kalantari* Pages 169-188
    According to the type identity theory of the mind, mental states are identical to brain states. The functionalist theory of the mind, on the other hand, defines mental states on the basis of their functional role in our neurological systems. The type identity theory has been criticized in the literature on various grounds, the most important of which concerns the idea of multiple realizability. According to the multiple realizability theory, different brain states, although they may have different physical structure, can realize the same mental states. This means that differentbeings, despite being radically different in terms of their brain structure, can have the same mental states. The main criticism of functionalists of the type identity theory concerns the idea of multiple realizability, namely, that the type identity theory cannot give a plausible account of multiple realizability. The main claim in this paper is that the functional account falls prey to the same pitfall. In order to substantiate the claim, I will first propose a new version of the multiple realizability theory, followed by the argument that the functional account cannot explain the new version of multiple realizability. It is concluded that in terms of explaining the idea of multiple realizability, the functionalist account does not enjoy any particular advantage over its rival, namely the type identity theory.
    Keywords: mental states- identity- functionalism- multiple realizability
  • Nafise Mostafavi* Pages 189-206
    According to the prevailing notion, developments in scientific and physical theories have influenced philosophical views, but philosophy has taken the leading some issues. One of the areas in which philosophy precedes science is the discussion of the substantial motion and its results. Mulla Sadra (15th century) proved the substantial motion at a time when detectors had not yet been discovered, the atom and subatomic particles and types of atoms and their conversion to each other in quantum physics had not been demonstrated. Proving the substantial motion, Sadra concluded that time is not an independent entity, but its existence is in motion and each object has its own time with its substantial motion. Since the goal of his transcendental philosophy was not the expression of quantity, he has entered into quantitative debates. More than four centuries passed before the classical physics structure based on absolute time and space collapsed and time and dimensions were calculated based on the speed of movement in relativity physics. This study uses the achievements of relativity physics in the discussion of time and dimensions in the world of imagination, focusing on the principles of time expansion and contraction of dimensions (Lorentz contraction) in quick moves to explain the slowness of time in the Imagination world and the expansion of the earth's dimensions for Imagination beings. The results are consistent with Islamic narrative sources.
    Keywords: Imagination world, union Combination, Time extension, Lorentz contraction
  • Ali Asghar Mosleh*, Hamedeh Rastaei Pages 207-220
    The concept of the 'Other' may be discussed in diverse disciplines of Islamic world, such as Gnosticism and occult sciences, wisdom and intellectual knowledge, ethics, theology, jurisprudence, tradition, traditional sciences, and even the science of history. The opinions of Muslim thinkers in this regard then can be considered separately. In the present paper, the problem of 'other' in the debate of other positive religions according to Muhyiddin Ibn al-Arabi is discussed. Therefore the question of legitimacy of religions is presented to Ibn al-Arabi's works, and his principles regarding other literal religions will be under debate. However the question has not been posed to Ibn al-Arabi himself, its consideration will show Ibn al-Arabi's approach in encountering with other positive religions as a Muslim mystic. It may be also one of the branches of the general category of 'other'.
    Keywords: Ibn al-Arabi, 'other', positive religions, Muhammadiyan literal religion, abolition
  • Mahmoud Moghaddasi* Pages 223-250
    In contemporary philosophical literature, acting against one's better (all things considered) judgment is referred to as akrasia as well as "weakness of will". But the possibility of such an action and the way one can explain this possibility, is debatable. However, the debate has gone further and the very definition of the term "weakness of will" appears to be questionable. Richard Holton, claimed that when we look at discussions on "weakness of will", we see something other than what is supposed to be. He continues that common sense takes "weakness of will" to be something other than acting against one's better judgment. According to Holton, people attribute "weakness of will" to over-readily revising a resolution and failure to act on one's intention. He argues that philosophical debate is on akrasia (acting against one's better judgment) rather than weakness of will and there is a misconception here. Since he declares something about common sense, his claim would be experimentally falsifiable. Alfred Mele tried to examine the Holton's claim using the methods of experimental philosophy. Finally, Mele found that neither Holton nor the philosophical literature is correct. He proposed a disjunctive model for the attribution of 'weakness of will'. Then Holton and May criticized Mele's model and proposed a new model based on various experiments. Since then there is an ongoing debate on this issue. In this article I try to make a critical review of this current debate and to examine why Holton made such a claim, what are the implications of claiming that? Finally I propose a Hybrid model which covers the findings of experiments and reserves the importance of classical problem of "weakness of will" (i.e. the explanation of such an action) as discussed by philosophers.
    Keywords: weakness of will, akrasia, resolution, better judgmentaction, Holton, Mele