فهرست مطالب

  • سال بیست و یکم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • فرض الله مصطفایی، محمد ابراهیم نوریان سرور*، محمد معینی صفحات 1-10
    در این مطالعه تاثیر پساب تقطیری ملاس خشک شده با سبوس بر عملکرد رشد، فراسنجه های تخمیر شکمبه، جمعیت پروتوزوآ و برخی فراسنجه های بیوشیمیایی خون بره های پرواری با استفاده از 21 راس بره نر چهار ماهه نژاد مهربان (میانگین وزن 5/0±35) در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تیمار به مدت 74 روز (14 روز سازگاری و 60 روز آزمایش) بررسی شد. جیره های آزمایشی شامل جیره شاهد (فاقد پساب تقطیر ملاس)؛ جیره حاوی 25درصد بخش کنسانتره پساب تقطیری خشک شده با سبوس و جیره حاوی50 درصد بخش کنسانتره حاوی پساب ملاس خشک شده با سبوس بود. وزن بره ها به طور هفتگی اندازه گیری شد و در پایان روزهای 30 و 60 پرواربندی از آنها خون گیری شد. در پایان روز 60 پرواربندی مایع شکمبه بره ها نمونه تهیه شد. نتایج نشان داد در ماه دوم تحقیق و در کل دوره آزمایش ماده خشک مصرفی بره هایی که در جیره 25 و 50 درصد بخش کنسانتره پساب ملاس دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه شاهد کاهش داشت (002/0=P) افزودن پساب ملاس در سطح 25 درصد (تیمار اول)؛ نسبت به گروه شاهد غلظت نیتروژن را 35/10 درصد (054/0=P) واسیدهای چرب فرار کل را 46 درصد افزایش داد (016/0=P). کل جمعیت پروتوزوآ تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفت. قیمت هر کیلوگرم جیره تیمارهای 25 و 50درصد پساب تقطیری نسبت به گروه شاهد به ترتیب 74 و 155 تومان کاهش داشت. نتایج کلی این مطالعه نشان داد پساب تقطیری ملاس خشک شده با سبوس ضمن کاهش قیمت تمام شده خوراک می تواند تا سطح50 درصد کنسانتره استفاده شود.
    کلیدواژگان: بره پرواری، پساب تقطیری ملاس، سبوس، فراسنجه های تخمیر، متابولیت های خونی
  • اسماء آبسالان، گلناز تاسلی*، شهریار کارگر، فرشید فتاح نیا، زهره کوثر، علی داد بوستانی صفحات 11-22
    این پژوهش به منظور مطالعه اثر سطوح مولتی آنزیم و سطوح افزودنی باکتریایی بر ترکیب شیمیاییو برخی فراسنجه های تخمیر برون تنی سیلاژ جو انجام شد. مولتی آنزیم روابیو در سه سطح صفر، 500 و1000 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم ماده خشک و افزودنی باکتریایی پروسیج (مخلوطی از باکتری های لاکتوباسیلوس پلانتاروم، لاکتوباسیلوس بوچنری، انتروکوکوس فائوسیوم و پروپیونوباکتریوم اسیدوفیلوس) در سه سطح صفر، پنج و 10 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم ماده خشک سیلاژ جو استفاده شد. ترکیب شیمیایی، فراسنجه های تولید گاز و جمعیت پروتوزوآ در شرایط برون تنی و بخش های مختلف پروتئین خام سیلاژهای آزمایشی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که افزودن مولتی آنزیم باعث کاهش الیاف نامحلول در شوینده خنثی (05/0>P) pH، خاکستر، پروتئین قابل حل در شوینده خنثی و پروتئین غیرقابل دسترس (01/0>P) و افزایش نیتروژن غیرپروتئینی و پروتئین غیرقابل حل در شوینده خنثی (01/0>P) نسبت به سیلاژ شاهد شد. سیلاژ جو حاوی 5 میلی گرم افزودنی باکتریایی ماده خشک، pH و پروتئین قابل حل در شوینده خنثی بیش تر (01/0>P) و پروتئین غیرقابل دسترس کمتری (01/0>P) در مقایسه با سیلاژ شاهد و سیلاژ جو حاوی 10 میلی گرم افزودنی باکتریایی داشت. جمعیت پروتوزوآ، غلظت نیتروژن آمونیاکی، انرژی قابل متابولیسم، اسیدهای چرب کوتاه زنجیر و قابلیت هضم ماده آلی با روش برون تنی تحت تاثیر قرار نگرفت (05/0<P). بر اساس نتایج این آزمایش استفاده از افزودنی باکتریایی و مولتی آنزیم در تهیه سیلاژ جو پژمرده شده به خاطر بار مالی که می تواند ایجاد کند، توصیه نمی شود.‎
    کلیدواژگان: افزودنی باکتریایی، بخش های پروتئین خام، سیلاژ جو، فراسنجه های تخمیر، مولتی آنزیم
  • توکل اخوان گیگلو، فردین هژبری*، منوچهر سوری صفحات 23-35
    تعداد 24 راس بره نر و ماده سنجابی شیرخوار با میانگین وزن 2/4 کیلوگرم از زمان تولد در یک دوره 90 روزه در قالب طرح بلوک کامل تصادفی جهت بررسی دو آنتی اکسیدان خوراکی مورد استفاده قرارگرفتند. بره ها از هفته دوم علوفه و کنسانتره علاوه بر شیر مادر دریافت نمودند. جیره های آزمایشی شامل جیره شاهد (جیره آغازین و شیر)، جیره شاهد + 10 درصد گیاه بادرنجبویه (Melissa officinalis) و جیره شاهد + یک کپسول حاوی30 میلی گرم کوآنزیم Q10 بودند. جهت اندازه گیری برخی فراسنجه های خون و آنزیمی هر 30 روز یک بار از سیاهرگ گردنی خون گیری شد. تفاوت معنی داری بین تیمارهای آزمایشی از لحاظ مصرف شیر و خوراک روزانه بره ها و فراسنجه های عملکردی مشاهده نشد. هماتوکریت تحت تاثیر بادرنجبویه قرار نگرفت ولی کوآنزیم سبب افزایش آن شد (05/0>P). جیره های حاوی آنتی اکسیدان، سبب افزایش کل گلبول های سفید خون نسبت به گروه شاهد شدند (05/0>P)؛ ولی تغییری در مونوسیت و بازوفیل ایجاد نشد. بادرنجبویه باعث کاهش لنفوسیت و افزایش نوتروفیل شد (05/0>P) ولی کوآنزیم تاثیری بر این دو فراسنجه نداشت. ائوزینوفیل خون بره های دریافت کننده بادرنجبویه یا کوآنزیم بیش تر از گروه شاهد بود (05/0>P). غلظت گلوتاتیون پراکسیداز، ایمونوگلوبولین جی و ظرفیت کل آنتی اکسیدانی تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفتند، ولی مکمل بادرنجبویه سبب کاهش شاخص مالون دی آلدهید شد (05/0>P). نتایج این آزمایش نشان داد، استفاده از گیاه بادرنجبویه در سطح 10 درصد جیره و همچنین 30 میلی گرم در روز کوآنزیم Q10 در جیره بره‏های شیرخوار باعث بهبود سیستم ایمنی ‏شد هرچند تغییری در عملکرد بره ها مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: بادرنجبویه، سیستم ایمنی، ظرفیت آنتی اکسیدانی، کوآنزیم کیوتن، گلبول های خون
  • سعید رحیمیان، نصرالله پیرانی*، عبدالناصر محبی، فیبرز خواج علی صفحات 37-48
    به منظور اندازه گیری برخی از فراسنجه های بیوشیمیایی سرم خون در شرایط طبیعی و تعیین ارتباط آن ها با وزن بدن و اجزای لاشه و همچنین بررسی اثر جنس بر فراسنجه های بیوشیمیایی خون در مرغ بومی اصفهان، آزمایشی با تعداد 200 قطعه جوجه یک روزه بومی انجام شد. جوجه ها به مدت 12 هفته در شرایط کاملا یکسان، پرورش داده شدند. در پایان هفته دوازدهم بعد از اعمال شش ساعت گرسنگی، کشتار و وزن بدن و اجزای مختلف لاشه هر یک از جوجه ها اندازه گیری شد. غلظت کلسترول، تری گلیسرید، پروتئین کل، آلبومین، اسید اوریک، کلسیم، فسفر، مالون دی آلدئید، لیپوپروتئین با چگالی بالا و گلوکز با استفاده از کیت های تجاری اندازه گیری شدند. مقدار گلوبولین از اختلاف پروتئین کل و آلبومین به دست آمد. نتایج نشان دادند که بیشترین همبستگی مثبت معنی دار (05/0>P) بین کلسترول با وزن بدن و وزن ران (21/0) و بالاترین همبستگی منفی معنی دار بین غلظت اسید اوریک و وزن کبد و بین کلسیم و وزن سینه (24/0-) مشاهده شد. تجزیه رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که می توان از فراسنجه های کلسترول، گلوبولین و فسفر برای پیش بینی وزن بدن و سینه و نیز از سطوح کلسترول و گلوبولین برای پیش بینی وزن لاشه و ران استفاده کرد. به علاوه بین دو جنس نر و ماده تفاوت معنی داری از نظر هیچ یک از فراسنجه های بیوشیمیایی اندازه گیری شده، وجود نداشت. با توجه به نتایج این آزمایش می توان از فراسنجه های خون برای پیش بینی برخی از خصوصیات لاشه در مرغ بومی اصفهان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اجزای لاشه، رگرسیون خطی، فراسنجه های خون، مرغ بومی، همبستگی فنوتیپی
  • ذبیح اله نعمتی*، مقصود بشارتی، امیر کریمی صفحات 49-60
    این پژوهش به منظور بررسی تاثیر افزودن پودر زغال اخته، پودر سیر و اسانس ترکیبی پوسته بادام هندی و دانه کرچک بر عملکرد، کیفیت تخم مرغ و برخی فراسنجه های خون در مرغ های تخم گذار تجاری انجام شد. تعداد 128 قطعه مرغ تخم گذار سویه لوهمن لایت در سن 58 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و هشت پرنده در هر تکرار استفاده شدند. جیره های آزمایشی شامل 1- جیره پایه (شاهد)، 2- شاهد + یک درصد پودر سیر، 3- شاهد + یک درصد پودر زغال اخته و 4- شاهد + 15/0 درصد اسانس ترکیبی دانه کرچک و پوسته بادام هندی بودند. جیره های آزمایشی از هفته 59 الی63 تغذیه شد. عملکرد مرغ ها در سنین 61 و 63 هفتگی و میزان فراسنجه های خون و زرده تخم مرغ در پایان دوره آزمایش، اندازه گیری شدند. عملکرد مرغ های تخم گذار در بین تیمار های آزمایشی اختلاف معنی داری نداشت. زغال اخته باعث افزایش ارتفاع و واحد هاو سفیده تخم مرغ در مقایسه با شاهد شد (05/0P<). غلظت کلسترول، HDL، تری گلیسرید و آنزیم های آسپارتات آمینوترانسفراز و آلانین آمینوترانسفراز خون در بین تیمارهای آزمایشی، تفاوت معنی داری نداشت. مکمل کردن جیره غذایی با پودر سیر و زغال اخته سبب کاهش معنی دار غلظت کلسترول زرده تخم مرغ شد (05/0P<) اما غلظت کلسترول زرده تخم مرغ تحت تاثیر معنی دار اسانس گیاهی قرار نگرفت. براساس نتایج این آزمایش، می توان نتیجه گرفت افزودن پودر زغال اخته و یا سیر به جیره مرغ تخم گذار کیفیت داخلی تخم مرغ را بهبود داده و کلسترول زرده را نیز کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: پوسته بادام هندی، تخم مرغ، زرده تخم مرغ، زغال اخته، سیر، کرچگ
  • مجید عباسی*، محمد رضا عابدینی، ناصر موسوی صفحات 61-71
    تاثیر تراکم گله و نوع ماده استفاده شده به عنوان بستر، بر عملکرد تولید و فراسنجه های اقتصادی جوجه های گوشتی، با استفاده از تعداد 2016 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308، در یک آزمایش فاکتوریل 2×3 با سه سطح تراکم جوجه ریزی ]10 (شاهد)، 14 و 18 قطعه پرنده در مترمربع[ و دو نوع ماده بستری ]تراشه های چوب (شاهد) و مقوای بستر[ در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با شش تیمار و چهار تکرار بررسی شد. نتایج نشان داد که مصرف خوراک و افزایش وزن پرندگان در جوجه ریزی با تراکم 10 قطعه پرنده در مترمربع بیشتر از تراکم های 18 و 14 قطعه پرنده بود (05/0>P). ضریب تبدیل غذایی پرندگانی که روی بستر تراشه چوب پرورش یافتند، کمتر از پرندگان پرورش یافته روی بستر مقوا بود (05/0>P). بالاترین میزان شاخص های اقتصادی (نسبت درآمد به هزینه و حاشیه سود) در تراکم های 14 و سپس 18 قطعه پرنده در واحد سطح مشاهده شدند که هر دو با تراکم 10 قطعه جوجه تفاوت معنی داری داشتند (01/0>P). براساس نتایج این پژوهش، جوجه ریزی در تراکم 14 قطعه پرنده در مترمربع نسبت به دیگر سطوح تراکم گله، با کاستن از هزینه های ثابت تولید و همچنین بهبود عددی ضریب تبدیل خوراک می تواند سود بیشتر را برای واحدهای پرورش دهنده جوجه های گوشتی به دنبال داشته باشد و مقوای بستر به دلیل اثر منفی بر بازده استفاده از خوراک نمی تواند جایگزینی مناسب برای تراشه های چوب باشد.
    کلیدواژگان: بهره وری، حاشیه ی سود، رشد، شاخص اقتصادی، مدیریت پرورش، نسبت درآمد به هزینه
  • محمدرضا نهیرات، سمیه سالاری*، محمدرضا قربانی صفحات 73-86
    به منظور مقایسه تاثیر منابع مختلف فیبر و پری بیوتیک بر عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیکی جوجه های گوشتی، آزمایشی با استفاده از 320 قطعه جوجه گوشتی در قالب طرح کاملا تصادفی با هشت تیمار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره شاهد (ذرت- کنجاله سویا)، جیره شاهد به همراه پری بیوتیک (بیولکس MB40) و منابع مختلف فیبر (سبوس گندم، پوسته سویا و پودر هسته خرما) بودند. منابع مختلف فیبر در سطوح 5/1 و سه درصد و پری‎بیوتیک به مقدار دو گرم در کیلوگرم به جیره‎ های آزمایشی اضافه شدند. تیمار دارای 5/1 درصد پودر هسته خرما، بهترین ضریب تبدیل خوراک را در مقایسه با سایر تیمارها به جز تیمار دارای سه درصد پودر هسته خرما و شاهد داشت (05/0>P). چربی حفره بطنی در پرندگان دریافت کننده منابع مختلف فیبر در مقایسه با تیمار شاهد کاهش یافت (05/0>P). قابلیت هضم ایلئومی ظاهری ماده آلی و پروتئین خام در جیره حاوی سه درصد پودر هسته خرما افزایش یافت (05/0>P). قابلیت هضم ایلئومی ظاهری چربی خام، در پرندگان مصرف کننده پودر هسته خرما به طور معنی داری نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت (05/0>P). استفاده از منابع مختلف فیبر سبب کاهش معنی‎دار تری‎گلیسرید و کلسترول سرم خون در مقایسه با تیمار شاهد شد (05/0>P). نتایج نشان داد که افزودن پودر هسته خرما به جیره غذایی جوجه‎های گوشتی سبب بهبود عملکرد، کاهش چربی محوطه شکمی و جمعیت‎های میکروبی ایکولای و کلی فرم و افزایش قابلیت هضم پروتئین خام و جمعیت میکروبی لاکتوباسیل‎ها در سکوم جوجه های گوشتی گردید.
    کلیدواژگان: پری بیوتیک، جمعیت میکروبی، جوجه گوشتی، منابع فیبر، عملکرد
  • عمران آذرباد، حسن کرمانشاهی*، امیر میمندی پور، اکبر یعقوب فر صفحات 87-97
    به منظور تعیین اثرات افزودن سطوح مختلف اسانس مرزه خوزستانی در دو شکل رایج و میکروکپسوله شده در جیره بر عملکرد، پاسخ ایمنی، فراسنجه های بیوشیمیایی خون و ریخت شناسی روده باریک جوجه های گوشتی، آزمایشی با استفاده از تعداد400 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308 (مخلوط دو جنس)، در پنج تیمار، چهار تکرار و 20 قطعه جوجه در هر تکرار، در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل: جیره شاهد (بدون افزودنی)، جیره های حاوی سطوح 400 و 500 میلی گرم در کیلوگرم اسانس مرزه و جیره های حاوی سطوح 5/0 و یک درصد اسانس کپسوله شده مرزه بودند. افزودن سطوح مختلف اسانس مرزه خوزستانی در دو شکل رایج و میکروکپسوله شده به جیره جوجه های گوشتی، تاثیری بر مقدار مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی، پاسخ ایمنی و تعداد گلبول های سفید و قرمز نداشت. اما تیمارهای آزمایشی حاوی اسانس مرزه رایج و میکروکپسوله شده نسبت به تیمار شاهد سبب کاهش معنی دار وزن زنده بدن پرندگان گردید. میزان هورمون های تیروئیدی (T3 و T4) و فراسنجه های بیوشیمیایی خون (کلسترول، تری گلیسرید، HDL و LDL) تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. با این که صفات بافت شناسی روده باریک مانند عرض پرز، عمق کریپت و نسبت طول پرز به عمق کریپت تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت، ولی سطح 5/0 درصد اسانس کپسوله شده مرزه سبب کاهش نسبت طول به عرض پرز به صورت معنی داری گردید (05/0P<). با توجه به نتایج آزمایش حاضر، استفاده از دو شکل رایج و میکروکپسوله شده اسانس مرزه، اثری بر عملکرد، فراسنجه های بیوشیمیایی خون و پاسخ ایمنی جوجه های گوشتی ندارد.
    کلیدواژگان: اسانس، مرزه، بافت شناسی روده، جوجه، گوشتی، فراسنجه های، خون
  • سمیه دیمه*، نظر افضلی، سیدجواد حسینی واشان صفحات 99-112
    به منظور مطالعه اثر پودر میوه عناب ضایعاتی با و بدون آنزیم روابیو بر عملکرد رشد، صفات لاشه و ریخت شناسی ایلئوم روده جوجه های گوشتی، تعداد320 قطعه جوجه یک روزه نر راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با آزمایش فاکتوریل 4×2 با هشت تیمار، چهار تکرار و 10 قطعه پرنده در هر تکرار توزیع شد. تیمارها شامل چهار سطح ضایعات عناب (صفر، چهار، هفت و10 درصد) و دو سطح مولتی آنزیم (صفر و 1/0 درصد) بودند. نتایج نشان داد، پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 10درصد عناب و آنزیم در مقایسه با شاهد (تیمار بدون عناب و آنزیم)، میانگین مصرف خوراک بالاتری در دوره رشد، پایانی و کل دوره داشتند (05/0>P). اثرات اصلی و متقابل آنزیم و عناب بر میانگین افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک تاثیر نداشت به جز در دوره آغازین که تیمار 10درصد عناب و آنزیم افزایش وزن بالاتری در مقایسه با شاهد نشان داد (05/0>P). استفاده از سطح چهار درصد ضایعات عناب و آنزیم موجب افزایش درصد سینه و سطح هفت درصد عناب و آنزیم باعث کاهش درصد چربی محوطه شکمی در مقایسه با شاهد گردید (05/0>P). بیشترین ارتفاع پرز و کم ترین عرض پرز مربوط به تیمار 10 درصد عناب به همراه آنزیم بود (05/0>P). در مقایسه با شاهد، تیمار حاوی آنزیم (بدون عناب) نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت بالاتری داشت (05/0>P). بنابراین، افزودن 10درصد پودر میوه عناب ضایعاتی به جیره جوجه های گوشتی و مکمل کردن آن با آنزیم باعث بهبود عملکرد رشد و کیفیت گوشت می گردد.
    کلیدواژگان: ارتفاع پرز، بورس فابرسیوس، چربی محوطه شکمی، روده باریک، ضریب تبدیل
  • مهرداد نفیسی*، منصور رضائی، سید عبداله حسینی، محمد کاظمی فرد صفحات 113-125
    به منظور تعیین اثر منابع مختلف عناصر منگنز، روی و مس (سولفات، آلی خارجی و آلی داخلی) و سطوح (100 و 50 درصد نیاز) بر عملکرد و پاسخ ایمنی، آزمایشی با استفاده از 480 قطعه جوجه گوشتی سویه کاب 500، در قالب طرح کاملا تصادفی به روش فاکتوریل 2×3 انجام شد. وزن زنده و خوراک مصرفی به صورت هفتگی اندازه گیری و ضریب تبدیل محاسبه شد. در پایان دوره، خون گیری از جوجه ها انجام و عیار تولید پادتن علیه گلبول قرمز گوسفندی، پاسخ به ویروس بیماری نیوکاسل و شمارش تفریقی گلبول های سفید اندازه گیری شد. نتایج نشان داد نوع منبع مواد معدنی تاثیری بر عملکرد رشد جوجه گوشتی نداشت. اثر نوع مکمل معدنیمنگنز، روی و مس بر درصد ماندگاری معنی دار بود (05/0 P<) و تیمارهای نوع آلی داخلی و خارجی بیشترین ماندگاری را داشتند. نوع آلی داخلی منگنز، روی و مس سبب پاسخ بیشتری به تیتر آنتی بادی علیه گلبول قرمز گوسفند شد (05/0 P<). علاوه بر این سطح 100 درصد نیاز این عناصر سبب افزایش وزن زنده (05/0 P<)، شاخص کارایی (05/0 P<) و بهبود ضریب تبدیل (05/0 P<) شد. پرندگان تغذیه شده به مقدار 50 درصد نیاز مکمل معدنی واکنش بیشتری به عیار پادتن علیه گلبول قرمز گوسفند نشان دادند (05/0 P<). براساس نتایج این تحقیق، شکل آلی سه عنصر منگنز، روی و مس تولیدشده در ایران، می تواند به صورت همزمان احتیاجات جوجه های گوشتی به این عناصر را تامین نموده و جایگزین شکل سولفات و آلی خارجی شود. علاوه بر این، سطح 100 درصد نیاز عناصر منگنز، روی و مس، بدون در نظر گرفتن منبع، برای عملکرد رشد و سطح 50 درصد نیاز برای عملکرد بهتر سیستم ایمنی توصیه می شوند.
    کلیدواژگان: پاسخ ایمنی، جوجه گوشتی، شکل آلی مواد معدنی، شکل غیر آلی مواد معدنی، عملکرد
  • میثم پورطاهری، مهران مهری*، فرزاد باقرزاده کاسمانی، محمود قزاقی صفحات 127-137
    به منظور بررسی اثرات افزودن سطوح مختلف منابع نمک معدنی، کیلات و نانو آهن به جیره بر عملکرد، ذخیره آهن در بافت ها و کیفیت گوشت بلدرچین ژاپنی، آزمایشی با تعداد 400 قطعه بلدرچین ژاپنی نر در قالب طرح کاملا تصادفی با 10 تیمار آزمایشی و چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل یک جیره پایه فاقد مکمل آهن (شاهد) و جیره های پایه مکمل شده با سطوح 60، 90 و120 میلی گرم در کیلوگرم سولفات، کیلات و نانو آهن بودند. پرندگانی که با مقدار 120 میلی گرم در کیلوگرم کیلات آهن تغذیه شدند، افزایش وزن بیشتری نسبت به گروه های شاهد، 60 و 120 میلی گرم سولفات داشتند )05/0>(P. تغذیه 90 و 120 میلی گرم نانو آهن باعث بهبود ضریب تبدیل خوراک در مقایسه با گروه های شاهد، سولفات و 60 میلی گرم کیلات آهن شد )05/0>(P. پرندگانی که با 90 و 120 میلی گرم در کیلوگرم کیلات و 120 میلی گرم نانو آهن تغذیه شدند، دارای آهن بیشتری در گوشت سینه نسبت به گروه های سولفات و شاهد بودند )05/0>(P. گروه 120 میلی گرم در کیلوگرم کیلات آهن ظرفیت نگهداری آب بیشتری را نسبت به تیمارهای شاهد، 60 و 90 میلی گرم سولفات، 60 میلی گرم کیلات و 90 میلی گرم نانو آهن و مقدار مالون دی آلدهید کمتر از گروه شاهد و 60 میلی گرم سولفات آهن داشت )05/0>(P. گروه 120 میلی گرم نانو آهن، میزان آهن کبد و سرم خون بیشتر و افت ناشی از پخت کمتر در مقایسه با تیمار شاهد داشت )05/0>(P. در پژوهش حاضر، اشکال و سطوح مختلف آهن، بر پارامترهای مورد بررسی، اثر متغیری داشتند.
    کلیدواژگان: بلدرچین، کیفیت گوشت، کیلات، منابع آهن، نانو
  • منصور سراوانی، کمال شجاعیان*، مهران مهری، فرزاد باقرزاده کاسمانی صفحات 139-150
    به منظور مطالعه اثر سطوح مختلف تعادل الکترولیتی و کلسیم جیره بر عملکرد، ترکیب استخوان و ویژگی های لاشه بلدرچین ژاپنی، تعداد 720 قطعه جوجه بلدرچین در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×3 شامل سه سطح تعادل الکترولیتی (150، 250 و 350 میلی اکی والان در کیلوگرم) و سه سطح کلسیم (4/0، 8/0 و 6/1 درصد) در نه تیمار، پنج تکرار و 16 قطعه پرنده در هر تکرار از سن 14 تا 35 روزگی، مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد که پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 4/0 درصد کلسیم و تعادل الکترولیتی 250 میلی اکی والان در کیلوگرم، بیشترین مقدار مصرف خوراک را داشتند (05/0P<). تیمارهای آزمایشی بر ضریب تبدیل خوراک اثری نداشتند. در دو سطح 4/0 و 8/0 درصد کلسیم جیره، بیشترین مقدار کلسیم استخوان در تعادل الکترولیتی 150 میلی اکی والان در کیلوگرم مشاهده شد (05/0P<). کمترین وزن کلیه در تیمار حاوی 6/1 درصد کلسیم و تعادل الکترولیتی 150 میلی اکی والان در کیلوگرم و بیشترین وزن نسبی ران و سینه در تیمار حاوی 8/0 درصد کلسیم و تعادل الکترولیتی 150 میلی اکی والان در کیلوگرم، مشاهده شد (05/0P<). براساس نتایج پژوهش حاضر، اثر متقابل کلسیم و تعادل الکترولیتی جیره می تواند به عنوان یک محدودیت مهم در جیره نویسی برای بلدرچین ژاپنی در حال رشد، در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: املاح معدنی استخوان، بلدرچین ژاپنی، تعادل اسید-باز، عملکرد، ویژگی های لاشه
  • حسن شیرزادی*، حسین ناصرمنش، علی خطیب جو، کامران طاهرپور، محمد اکبری قرایی صفحات 151-163
    تاثیر اسانس درمنه خزری و باکتری لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بر عملکرد، میکروبیولوژی، مورفولوژی و قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی در بلدرچین های تخم گذار ژاپنی با استفاده از تعداد 180 قطعه بلدرچین تخم گذار 46 روزه در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار (نه قطعه جوجه در هر تکرار) بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه به عنوان گروه شاهد (فاقد افزودنی)، جیره پایه+ اکسی تتراسایکلین (200 میلی گرم در کیلوگرم)، جیره پایه+ اسانس درمنه خزری (250 میلی گرم در کیلوگرم) و جیره پایه+ لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس (cfu 1011×02/4 در کیلوگرم جیره) بودند. نتایج نشان داد که استفاده از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس در مقایسه با تیمارهای شاهد و اسانس درمنه خزری سبب افزایش توده تخم بر اساس مرغ خانه شد (05/0P<). همچنین استفاده از تیمارهای لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و اسانس درمنه خزری در مقایسه با تیمار شاهد سبب افزایش لاکتوباسیل های موجود در محتویات ایلئوم پرندگان شد (05/0P<). افزون بر این، پرندگان تغذیه شده با جیره های حاوی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و اکسی تتراسایکلین از نظر صفات ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در مقایسه با گروه شاهد افزایش معنی داری را نشان دادند (05/0P<). نتیجه گیری می شود که استفاده از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس به عنوان یک جایگزین برای آنتی بیوتیک مناسب تر از اسانس درمنه خزری است.
    کلیدواژگان: اسانس درمنه خزری، بلدرچین تخمگذار، قابلیت هضم ایلئومی، لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس، مورفولوژی، میکروبیولوژی
|
  • Farzo Allah Mostafaei, Mohammad Ebrahim Nooriyan Soroor *, Mohammad Moeini Pages 1-10
    This study was conducted to determine the effect of adding of dried Molasses Distillers Condensed Soluble with bran (MDCS+B) to diets on growth performance, fermentation parameters, protozoa population and some blood biochemical parameters of fattening lambs. Twenty-one Mehraban male lambs (Weight average 35 ± 0.5) and 4 month age old were used in 3 treatments for 74 (14 days adaptation and 60 days experiment) days in randomized completely design. Lambs were offered either MDCS+B (control, CON) or the concentrate supplemented with 25 % MDCS+B; or 50% MDCS+B. Lambs were weighed at weekly intervals and blood samples were collected on days 30 and 60 .The rumen fluid samples were collected on days 60 during the fattening period. The results showed that dry matter intake were not different between dietary treatments at second month and total period of experiment as compared to the control group. The addition of MDCS + B at level of 25% increased ruminal ammonia concentration by 10.35% (P=0.054) and total rumen volatile fatty acids concentration increased by 46 % as compared to the control group (P= 0.016). The total protozoa population were not influence by MDCS+B. The price of each kilogram of ration for 25 and 50% MDCS + B were 74 and 155 Tomans respectively, when compared with the control group. The overall results of this study showed that the use of MDCS + B reducing feed costs and can be used up to 50% of concentrate.
    Keywords: Blood Metabolites, Bran, Distillation of Molasses, fermentation parameters, Fattening lamb
  • Asma Absalan, Golnaz Taasoli *, Shahryar Kargar, Farshid Fatahnia, Zohre Kowsar, Alidad Boostani Pages 11-22
    This experiment was aimed to study the effect of multi enzyme and bacterial inoculant on chemical composition and fermentation parameters of barley silage. Robovio multi enzyme was added at three levels, 0, 500 and 1000 mg/kg of barley dry matter (DM) and Prosage bacterial inoculant (a mixture of Lactobacillus buchneri,Lactobacillus plantarum, Enterococcus faecium and Propionibacterium acidophilus) was added at three levels, 0, 5 and 10 mg/kg of silage DM. Chemical composition, in vitro gas production, protozoa population and protein fractions of experimental silages were measured. Results showed that multi enzyme addition decreased NDF (P<0.05), pH, ash, B2 and C fractions (P<0.01) and increased A and B3 fractions (P<0.01) compared to the control. Barley silage containing 5 mg bacterial inoculant had greater DM, pH and B2 fraction (P<0.01) and lower C fraction compared to the control and silage containing 10 mg of bacterial inoculant. Protozoa population, N-ammonia concentration, estimated metabolizable energy, short chain fatty acids and in vitro organic matter digestibility were not affected (P>0.05).  Based on these results use of bacterial and multi enzyme additives for the preparation of wilted barley silage is not recommended due to their costs.
    Keywords: Bacterial additive, Barley silage, fermentation parameters, Multi enzyme, Protein fractions
  • Tavakol Akhavan Gigloo, Fardin Hozhabri *, Manouchehr Souri Pages 23-35
    A total of 24 male and female Sanjabi suckling lambs with an average weight of 4.2 kg at birth day were used in a 90-day trial period using randomized complete block design for evaluation of two dietary antioxidants. The lambs were received forage and concentrate from the second week of birth in addition to maternal milk. The experimental diets included control (milk and starter), control + 10% lemon balm (Melissa officinalis) and control + one tablet CoQ10 (30 mg). Every 30 day of experiment blood samples were drawn from jugular vein to measure some hematological and enzymatic parameters. No significant difference was observed among treatments for daily milk, dry matter intake and performance of lambs. Hematocrit was not affected due to lemon balm but it was increased (P<0.05) by CoQ10. Diets containing antioxidants increased the total white blood cells compared to control (P<0.05); but monocytes and basophils did not alter these parameters. Lemon balm reduced the lymphocytes and increased neutrophils while CoQ10 did not influence these two parameters. Eosinophil in blood samples of lambs received Lemon balm or CoQ10 were more than that of control (P<0.05). The concentrations of glutathione peroxidase, immunoglobulin-G and total antioxidant capacity were not affected by treatments, but lemon balm supplementation decreased (P<0.05) malondialdehyde index. The results of this experiment showed, the use of lemon balm in 10% of diet as well as 30 mg/day of coQ10 in suckling lambs’ diet improved immune system, however no significant changes observed in the performance of the lambs.
    Keywords: Antioxidant capacity, Blood cells, Coenzyme Q10, Immune system, Lemon balm
  • Saeed Rahimian, Nasrollah Pirany *, F Khajali, Abdolnaser Mohebi Pages 37-48
    In order to measure some of the blood serum biochemical parameters in normal rearing conditions and determination of their relationship with body weight and carcass components and also the examination of sex effect on blood biochemical parameters in Isfahan native chicken, an experiment was conducted using 200 one-day-old native chickens. The chicks were reared in completely identical conditions for 12 weeks. At the end of week 12 and after six hours of fasting, the chicks were slaughtered, and their body weight and various carcass components were measured. The cholesterol, triglyceride, total protein, albumin, uric acid, calcium, phosphorus, malondialdehyde, high density lipoprotein and glucose concentrations were measured using commercial kits. The amount of globulin was calculated as the difference of total protein and albumin. The results showed that the highest significant positive correlation (P<0.05) was observed between cholesterol with body weight and thigh weight (0.21) and the highest significant negative correlation was observed between uric acid concentration and liver weight, and between calcium and breast weight (-0.24). The multiple regression analysis showed that cholesterol, globulin and phosphorus parameters could be used to predict body and breast weights, as well as cholesterol and globulin levels for predicting of carcass and thigh weights. In addition, there was no significant difference between two sexes in any of the measured biochemical parameters. According to the results of this experiment, blood parameters could be used to predict some carcass characteristics in Isfahan native chicken.
    Keywords: Blood parameters, carcass components, linear regression, native chicken, phenotypic correlation
  • Zabihollah Nemati *, Magsoud Besharati, Amir Karimi Pages 49-60
    The current research was designed to evaluate the effect of dietary addition of garlic powder, Cornerian cherry fruit powder (CH) and a mixture essential oil of castor and cashew nut shell (EO) on performance, egg quality and some blood parameters in commercial laying hens. One hundred and twenty-eight 58-wk-old LSL laying hens were used in 4 treatments with 4 replicates and 8 birds per each in a completely randomized design. The experimental diets included: 1) Basal diet; 2) Basal diet +1% garlic powder; 3) Basal diet+1% CH and 4) Basal diet+0.15 percent EO. The experimental diets were fed from 59 to 63 weeks of age. The productive performance was recorded from 61 to 63 weeks of age and blood and egg yolk parameters measured at the end of the experimental period. There were no significant differences in laying hen performance among all treatments. Albumen height and Haugh unit was increased in CH compared to the control group (p<0.05). The blood cholesterol, HDL, triglyceride and aspartate aminotransferase and alanine aminotransferase enzymes did not show any significant difference among treatments. The garlic and CH powders significantly decreased egg yolk cholesterol concentration (p<0.05), however it was not significantly affected by the EO. Finally, it was concluded that addition of CH and garlic powder in the diet of laying hens could improve the egg quality and reduce yolk cholesterol concentrations.
    Keywords: Cornerian cherry, egg quality, egg yolk, garlic powder, herbal essential oil, performance
  • Majid Abasi *, Mohammad Reza Abedini, Naser Mousavi Pages 61-71
    Effects of stocking density and the type of material used as litter on production performance and economic parameters of broilers were investigated by using 2,016 day-old Ross-308 broiler chicks in a 3×2 factorial arrangement with three levels of birds placement density [PD; 10 (control), 14, and 18 birds per square meter], and two types of bedding material [BM; wood shavings (control), and cardboard roll] based on a randomized complete block design with six treatments and four replications. The results showed that feed intake and weight gain of broilers with 10 birds density were significantly higher compared to 18, and 14 birds/m2 (P < 0.05). The feed conversion ratio of the birds that were raised on wood shavings was lower significantly in comparison with the birds grown on cardboard roll (P < 0.05). The highest values of economic indicators (benefit to cost ratio, and profit margin) were observed in PD 14 and then 18 birds/m2, both of which indicated a significant difference with the density of 10 birds/m2 (P < 0.01). Based on the results of current study, PD 14 birds/m2 in comparison with other PDs, by reducing the fixed costs of production, as well as numerical improvement in feed conversion can provide broiler farmers with more profit; moreover, cardboard roll with regard to its negative effect on feed efficiency cannot be used as an appropriate alternative for wood shavings.
    Keywords: Benefit-cost ratio, Economic index, Growth, Production Management, Productivity, Profit margin
  • Mohammad Reza Nehirat, Somayyeh Salari *, Mohammad Reza Ghorbani Pages 73-86
    In order to compare the effect of prebiotic and various types of fibers on performance and some physiological parameters of broiler chickens, an experiment was performed with 320 chicks with eight treatments in a completely randomized design. Dietary treatments were basal diet (corn-soybean meal), basal diet with prebiotic (Biolex, MB40), and various sources of fiber (wheat bran (WB), soybean hull (SH), and palm kernel meal (PKM)). Different types of fiber and prebiotics were added to the diet at 1.5,3% and 2 g/kg, respectively. The birds that consumed 1.5% of PKM had the best feed conversion ratio compared to the other treatments except 3% of PKM and control diet (P<0.05). Abdominal fat pad significantly decreased in birds that consumed various types of fiber compared to the control diet (P<0.05). Apparent ileal digestibility of organic matter and crude protein increased in birds that consumed 3% palm kernel meal (P<0.05). The apparent ileal digestibility of ether extract decreased in birds that consumed PKM compared to the control diet (P<0.05). Dietary inclusion of various types of fiber caused a significant decrease in plasma cholesterol and triglycerides compared to the control diet (P<0.05). The results showed that dietary inclusion of PKM improved performance, decreased abdominal fat pad and E.coli and coliform population of cecum and increased digestability of crude protein and population of Lactobacillus of cecum in broiler chickens.
    Keywords: Broiler chicken, Fiber sources, Microbial population, performance, Prebiotic
  • EMRAN AZARBAD, Hassan Kermansh *, Akbar Yaghobfar, Amir Meimandipour Pages 87-97
    In order to determine the effects of adding different levels of Satureja khuzistanica essential oilin two conventional and microcapsulated forms into the diet on performance, immune response, blood biochemical parameters and intestinal morphology of broiler chickens, an exprement was conducted using 400 Ross 308 (mixed sex) broiler chickens, in five treatments, four replicates and 20 chickens per each replicate. The expriment was done in a completely randomized design. Treatments included control (no additive), dietary containing levels of 400 and 500 mg/kg Satureja essential oil and dietary containing levels of 0.5 and 1.00 percent capsulated Satureja essential oil. Adding different levels of Satureja khuzistanica essential oil in conventional and microcapsulated forms to diet of broiler chickens had no effect on feed intake,FCR, immune response and the number of white and red blood cells. However, experimental treatments containing conventional and microcapsulatedformof Satureja essential oil caused a significant decrease in body weight of the birds relative to than the control treatment. The level of thyroid hormones (T3 and T4) and blood biochemical parameters (cholesterol, triglyceride, HDL and LDL) were not affected by the experimental treatments. Although small intestin histologhy traits like width of villi, depth of crypt and length of villi to depth of crypt ratio were not affected by the experimental treatments, the level of 0.5 percent capsulated Satureja essential oil caused a significant decrease in length to width of villi ratio (P<0/05). Acccording to the results of the present experiment, using of two common and microcapsulated Satureja essential oil forms,  have not any  effect on performance, blood biochemical parameters and immune response.
    Keywords: Blood, Parameters, Broiler, Cell, Count, Intestinal, Histology, Satureja, Essential, Oil
  • Somayeh Daymeh *, Nazar Afzali, Seyyed Javad Hosseini, Vashan Pages 99-112
    In order to investigate the effect of surplus jujube meal with or without Rovabio enzyme on growth performance, carcass traits and ileum morphology in broiler chicken; 320 male broiler chicks of Ross 308 were assigned to eight treatments, four replicates and 10 birds per each. The treatments included four levels of surplus jujube meal (0, 4, 7 and 10 percent) and two levels of Rovabio multi-enzyme (0 and 0.1 percent). The data were analyzed based on completely randomized design in factorial arrangement (2×4). The results showed that the birds fed diet containing 10% jujube with enzyme had a higher feed intake in the grower, finisher and whole periods as compared to control (no jujube and enzyme treatment; P<0.05). The main effect and interactions of enzymes and jujube had no effect on weight gain and feed conversion ratio. However, in the starter period when the birds fed diet contained 10% jujube along with enzyme, a higher weight gain than control was observed (P<0.05). Supplementation of 4% Jujube with enzyme increased the percentage of breast and the level of 7% jujube reduced abdominal fat compared to control (P<0.05). Compared to control, the birds fed diets containing 10% jujube with the enzyme had higher and lower villus height and width respectively (P<0.05). The ratio of villus height to crypt depth was the highest in birds fed enzyme (P<0.05). It is concluded that adding 10% of jujube to the diet of broiler chickens and supplementing it with enzyme could improve the performance and meat quality of broiler chicken.
    Keywords: fat, Bursa of fabricus, Feed conversion ratio, Small intestine, Villus height
  • Mehrdad Nafisi *, Mansour Rezaei, Sayed Abdoullah Hosseini, Mohamad Kazemifard Pages 113-125
    In order to determine effect of various sources of manganese, zinc and copper (Sulfate, foreign and Internal organic) and requirement levels (100, 50% requirement) on performance and immune response of broilers, an expriment was conducted using 480 commercial CAB 500 hybrid broilers in a 2×3 factorial arrangement with completely randomized design. During the experiment, live body weight (LBW), feed intake (FI) and feed conversion ratio (FCR) were measured. At the end of the experiment, blood sampling was done and total antibody titer against sheep's red blood cell (SRBC), antibody titer against Newcastle Disease virus (ND) and differential count of white blood cells (WBC) were measured. The results showed that mineral sources did not affect the performance of broilers. The sources of minerals had a significant effect on livability percentage (P<0.05) and the highest livability was observed for organic (foreign and local) treatments. Usage of local organic manganese, zinc and copper caused a better response to sheep's red blood cell (SRBC) (P<0.05) relative to foreign form. Moreover, there was significant difference among the treatments in terms of weight (P<0.05), feed conversion (P<0.05) and production index (P<0.05) and treatment with 100% requirement level had maximum impact. The birds fed with 50 % requirement showed a better response to SRBC (P<0.05). According to the results of this experiment, the organic forms of the three manganese, zinc and copper produced in Iran can simultaneously, meet the needs of broilers and can be replaced with inorganic and the foreign sources. In addition, the 100 % requirement level of manganese, zinc and copper, regardless of source, is recommended to achieve the maximum growth performance and 50 % requirement level is recommended for better immune function.
    Keywords: Broiler, Immune response, Inorganic mineral, Organic mineral, performance
  • Meysam Pourtaheri, Mehran Mehri *, Farzad Bagherzadeh Kasmani, Mahmoud Ghazaghi Pages 127-137
    In order to evaluate the effects of different levels of mineral salts, chelates and nano iron resources supplementation to diet on performance, tissue iron reserves and meat quality of Japanese quails, an experiment was carried out using 400 Japanese quails in a completely randomized design with 10 experimental treatments and 4 replicates. The experimental treatments consisted of one basal diet without iron supplement (control) and basal diets supplemented with levels of 60, 90 and 120 mg/kg of sulfate, chelate and nano iron. Birds fed 120 mg chelate of iron had more weight gain than control, 60 and 120 mg sulfate (P<0.05). Nutrition of 90 and 120 mg Nano iron improved feed conversion ratio compared to controls, sulfate and 60 mg chelate iron. Birds fed with diet containing 90 and 120  mg chelate and 120  mg nano iron had more iron accumulation in breast meat than sulfate and control groups (P<0.05). The group of 120 mg chelate iron had higher water holding capacity than control, 60 mg and 90 mg sulfate, 60 mg chelate and 90 mg nano iron treatments, and lower amount of malondialdehyde than control and 60 mg sulfate iron groups. The group of 120 mg nano iron had higher iron in the liver and blood serum, and lower cooking loss compared to the control (P<0.05). Effect of experimental treatments on feed cost were not significant. In this study, various forms and levels of iron had a variable effect on the studied parameters.
    Keywords: Chelate, Iron resources, Meat quality, Nano, performance, Quail
  • Mansor Saravani, Kamal Shojaeian *, Mehran Mehri, Farzad Bagherzadeh Kasmani Pages 139-150
    In order to study the effect of different levels of dietary electrolyte balance (DEB) and calcium on performance, bone composition and carcass characteristics of Japanese quail, a total of 720 quail chicks were used in a 3×3 factorial arrangement with completely randomized design including three levels of DEB (150, 250 and 350 mEq/kg) and three levels of dietary calcium (0.4, 0.8, and 1.6%) in 9 treatments, 5 replications and 16 birds per each replicate from 14 to 35 days of age. The results showed that the birds fed diet containing 0.4% calcium and 250 mEq/kg DEB had the highest feed intake (P<0.05). Experimental treatments had no effect on feed conversion ratio. At both 0.4 and 0.8% of dietary calcium level, the highest bone calcium content was observed at 150 mEq/kg DEB (P<0.05). The minimum kidney weight was observed in treatment containing 1.6% calcium and 150 mEg/kg DEB and the maximum thigh and breast relative weights were observed in treatment containing 0.8% calcium and 150 mEq/kg DEB (P<0.05). In conclusion, the interaction of dietary calcium and DEB could be considered as an important limitation in the feed formulation of growing Japanese quail.
    Keywords: Acid-base balance, bone minerals, carcass characteristics, Japanese quail, performance
  • Hassan Shirzadi*, Hossein Nasermanesh, Ali Khatibjoo, Kamran Taherpour, Mohammadi Akbari Gharaei Pages 151-163
    The effect of sweet wormwood essence (SWE) and Lactobacillus acidophilus on performance, ileal microbiology, ileal morphology and ileal nutrient digestibility of laying Japanese quails was investigated in 180 46-d-old female Japanese quail that were randomly allocated to 4 dietary treatments in a completely random design with 4 replicates and 9 birds per each. The experimental diets were as follows: basal diet as control group (without additive), basal diet plus Oxytetracycline (200mg/kg), basal diet plus SWE (250mg/kg), and basal diet plus lactobacillus acidophilus (4 cfu per kg diet). Results showed that the use of Lactobacillus acidophilus increased the egg mass per hen-housed compared to control and SWE treatments (P<0.05). The number of lactobacilli in the ileal digest was also significantly increased by Lactobacillus acidophilus and SWE treatments, when compared with control treatment (P<0.05). In addition, birds fed with diets containing Lactobacillus acidophilus and Oxytetracycline showed a significant increase in villous height and villous height:crypt depth, when compared with those on the control diet (P<0.05). It can be concluded that the use of Lactobacillus acidophilus as an alternative to antibiotics is more appropriate than SWE.
    Keywords: ileal digestibility, lactobacillus acidophilus, laying quail, microbiology, morphology, sweet wormwood essence