فهرست مطالب

  • پیاپی 7 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مجید علائی*، محمد راسخ مهند، مهدی تهرانی دوست صفحات 7-51
    حرکت نحوی که طی آن تغییراتی در ترتیب سازه ها ایجاد می شود، با هدف اقناع اصول بهره وری صورت می گیرد. طول سازه ها به عنوان عاملی صوری نقش اثرگذاری در عملکرد قواعد حرکت دارد. آرایش ساختار نهایی با سهولت پردازشی همبستگی دارد. این پژوهش با بهره گیری از الگوی ردیاب چشمی به بررسی رفتار چشم در واکنش به سطح پردازشی جملات با ساختارهای نحوی متفاوت می پردازد، و شواهدی رفتاری برای تاثیر طول در عملکرد حرکت دستوری در صورت های متناظر در زبان فارسی ارائه می دهد. در چارچوب الگوی ردیاب چشمی، دو نوع حرکت (خروج بند موصولی و پسایندسازی) در دو مجموعه ی چهل جمله ای، در دو سطح طولی (کوتاه و بلند) بررسی شد. سپس، رفتارهای چشمی نظیر تعداد و دیرش تثبیت، واپسگرد ثبت و داده های خروجی در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. در رابطه با الگوی تعداد و دیرش تثبیت، زمانی که طول سازه مورد مطالعه کوتاه بود، تفاوت چندانی میان قبل و بعد عملکرد قاعده ی حرکت دیده نشد و در حالتی که قاعده حرکت عمل نکرده، میانگین تعداد و دیرش تثبیت کمتر بود. افزایش طول سازه منجر به وارونگی الگوی تثبیت ها و تفاوتی معنادارشد. با افزایش طول سازه، تعداد واپسگردها پس از عملکرد حرکت کاهش یافت. از آن جا که مولفه های پیش گفته در تحلیل پایش گر چشمی، الگویی کارآمد در سنجش سطح پردازشی جملات است، می توان نتیجه گرفت، عملکرد قواعد حرکت نحوی با طول سازه ها مرتبط است و در راستای تسهیل پردازش انجام می شود. حرکت به جایگاه پسافعلی، با افزایش طول محتمل تر است و با انگیزش افزایش بهره وری پردازشی صورت می گیرد.
    کلیدواژگان: حرکت نحوی، تحلیل ردیاب چشمی، بار پردازشی، تاثیر طول، رفتار چشمی
  • گلناز مدرسی قوامی*، سهند الهامی خراسانی صفحات 53-87
    رویکرد شباهت گریزی پایه اصلی شکل گیری واج آرایی زبان های بشری را ادراک پذیری می داند. در این رویکرد، همخوان های انسدادی به دلیل ضعف ذاتی در سرنخ های ادراکیشان، بخصوص درجایگاه پایانی، گزینه های اصلی برای حذف هستند. مقاله حاضر با این رویکرد و در قالب نظریه بهینگی به بررسی رابطه میان امکان حذف انسدادی پایانی در خوشه های همخوانی زبان فارسی، براساس میزان شباهت میان دو عضو خوشه همخوانی می پردازد. بدین منظور، کلیه خوشه های همخوانی پایانی در زبان فارسی که عضو دوم آنها یک همخوان انسدادی است، گردآوری و میزان شباهت اعضای خوشه بر اساس سه مشخصه واک، جایگاه و شیوه تولید بررسی شد. تحلیل داده ها نشان داد که در خوشه های همخوانی مختوم به همخوان انسدادی، هرچه میزان شباهت انسدادی پایانی به همخوان پیشین در خوشه بیشتر باشد، احتمال حذف آن بیشتر است و هر سه عامل واک، جایگاه و شیوه تولید در این زمینه دخالت دارند. الگوهای حذف همخوان انسدادی در خوشه های همخوانی براساس شباهت گریزی در قالب محدودیت های نظریه بهینگی با پایه ادراکی صورت بندی شد. در این رویکرد، محدودیت های نشانداری علیه برونداد ی که به اندازه کافی ادراک پذیر نیستند، عمل می کنند و محدودیت های وفاداری از اعمال تغییر بر دروندادی که به لحاظ ادراکی برجسته است، جلوگیری می کنند.
    کلیدواژگان: حذف همخوان انسدادی، خوشه های همخوانی، نظریه بهینگی، شباهت گریزی، واج آرایی زبان فارسی
  • الهام ثباتی* صفحات 89-107
    مقاله حاضر به بررسی فرایند کشش جبرانی واکه در گونه های کردی ایلامی با تکیه بر تحلیل مورایی می پردازد. در نظریه مورایی، این فرایند به دلیل حذف واحدی از لایه واجی و آزاد ماندن مورای آن در لایه مورایی صورت می گیرد. کشش جبرانی در این گونه ها تنها به دلیل حذف همخوان رخ می دهد و همخوان های /?/ , /j/ , /h/ همخوان های مورایی هستند که در پی حذف آنها کشش واکه اتفاق می افتد. بدین منظور، بیست گویشور انتخاب شده و از طریق پرسشنامه با آن ها مصاحبه به عمل آمده است. به علاوه، نگارنده نیز خود گویشور گونه کردی فیلی و آشنا به سایر گونه هاست. بر این اساس، پژوهش حاضر در مجموع ششصد داده را مورد بررسی قرار داده است که با توجه به محدودیت حجم مقاله داده های بارز را به عنوان نمونه ارائه کرده است. داده های مورد بررسی بر مبنای الفبای آوانگار بین المللی آوانویسی شده اند. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی تحلیلی است. برخی از مهم ترین دستاوردهای پژوهش عبارتند از: 1. انگیزه اصلی فرایند کشش جبرانی حفظ وزن مورایی کلمه است که تحلیل خطی در نشان دادن آن ناتوان عمل کرده و در تحلیل غیرخطی مورایی، این لایه ها به خوبی نشان داده شده اند. بنابراین، می توان گفت نظریه مورایی از کارایی کافی برای توصیف فرایند کشش جبرانی در داده های کردی ایلامی برخوردار است؛ 2. تنها سه همخوان /x/ ، /φ/ ، /h/حامل وزن هجایی هستند که حذف آنها منجر به کشش جبرانی واکه می شود؛ 3. هجاهای گونه های کردی ایلامی حداکثر می توانند سه مورایی باشند. 4. در گونه های کردی ایلامی، حذف همخوان های مورایی بعد از واکه های کشیده سبب تغییر ماهیت واکه می شود.
    کلیدواژگان: کشش جبرانی، گونه های کردی ایلامی، نظریه مورایی، وزن هجایی
  • قدرت جاودانی* صفحات 109-133
    بنا بر یکی از فرضیه های الگوی نظارت کراشن (1982)، فراگیری ساختارهای دستوری زبان دوم نیز، همانند زبان اول، با ترتیب خاصی صورت می گیرد. تحقیقات متعدد انجام شده در این زمینه بیانگر وجود مراحل معینی طی فراگیری برخی ساختارهای دستوری زبان دوم است. در این پژوهش، به بررسی ترتیب فراگیری جهت های زبان فارسی توسط غیرفارسی زبانان پرداخته شده است. یافتن ترتیب فراگیری این مقوله توسط غیرفارسی زبانان و مقایسه آن با الگوی ثبت شده از کودکان فارسی آموز، از جمله اهداف پژوهش حاضر است. به علاوه، قیاس عملکرد زنان و مردان فارسی آموز هم در دستور کار پژوهش قرار گرفته است. برای این کار، یک پرسشنامه حاوی پانزده جفت جمله هم معنی، طراحی و میان فارسی آموزان غیرفارسی زبان در سطوح زبانی مختلف توزیع شده، سپس از آنان درخواست شده است تا بدون توجه به ترتیب دروس کتب آموزشی خود، نمونه جملاتی را که زودتر یاد گرفته و از آنها استفاده کرده اند، تعیین نمایند. واکاوی داده ها نشان داد که تقریبا تمام غیرفارسی زبانان نیز همچون کودکان فارسی آموز، ابتدا جهت معلوم را می آموزند.
    کلیدواژگان: ترتیب فراگیری، جهت های زبان فارسی، غیرفارسی زبانان
  • محمد احمدی* صفحات 135-167
    در این مقاله تاریخ تطور نظریه رتوریکی از حدود چهارصد قبل از میلاد تا نخستین قرن میلادی بررسی می شود. در این پانصد سال چهارچوب های نظری رتوریک سنتی پی ریزی شده و این اصول تا قرن ها بدون تغییر یا با اندک تغییری استمرار یافته است. نخستین اندیشمندی که با رویکردی منطقی مباحث رتوریک را در کتابی مستقل مطرح کرده، ارسطو است، به همین دلیل در این سیر تاریخی نظریه رتوریکی ارسطو با دقت نظر بیشتری بررسی شده است. مباحثی که ارسطو در کتاب خطابه مطرح کرده است، بعدها با تفاوت های فاحش و گاه با تفاوت های اندکی بسط و تفصیل یافته است و مدرسان خطابه در روم از جمله سیسرون و کوئینتیلیان نظریه رتوریک سنتی را به نوبه خود گسترش داده اند. پس از بررسی نظریه ارسطو، نظریه رتوریکی مدرسان خطابه در روم ارزیابی و تفاوت های آن با نظریه ارسطو یادآوری شده است. مجموعه مباحثی که تحت عنوان نظریه رتوریکی ارسطو و نظریه رتوریکی مدرسان خطابه در روم، مطرح می شود، چهارچوب های نظریه رتوریک سنتی به شمار می آید. در این مقاله شباهت ها و تفاوت هایی نظریه رتوریکی ارسطو با نظریه رتوریکی معلمان خطابه در روم بررسی می شود و مشخص می گردد رومیان بر میراث ارسطو چه افزوده اند.
    کلیدواژگان: رتوریک سنتی، نظریه رتوریکی، خطابه، ارسطو، نظریه پردازان خطابه در روم
  • وحید صادقی*، بنفشه مردان صفحات 169-197
    غلت نرمکامی [w] بر خلاف غلت سختکامی [j] در نظام آوایی زبان فارسی نقش تمایزدهندگی ندارد زیرا توزیع آن در مواضع واجی ناقص است؛ یعنی تنها در تعداد معدودی از کلمات فارسی آن هم فقط بعد از واکه [o] ظاهر می شود (مانند "شوق"، "حول"، "دور"). به همین دلیل، [w] در فارسی صرفا به عنوان واج گونه ای از واج /v/ در نظر گرفته شده است. همچنین، فرض شده است که غلت نرمکامی [w] در روساخت آوایی کلمات مورد نظر، گاه به کلی از زنجیره آوایی حذف شده و به جبران آن واکه /o/ قبل از آن کشیده می شود که در این حالت توالی آوایی [ow] به صورت [où] تلفظ می شود. در تحقیق حاضر میزان اعتبار فرضیه های واجی مطرح شده در پیشینه مطالعات فارسی درباره ی صورت آوایی کلمات حاوی غلت نرمکامی [w] را در یک مطالعه آزمایشگاهی بررسی کردیم. نتایج تحلیل های فرکانس، دامنه انرژی و دیرش زنجیره های آوایی هدف نشان داد که [w] بعد از واکه [o] در کلمات مربوطه تظاهر آوایی دارد، ولی تظاهر آن به صورت یک گونه تضعیف شده است. با کاهش فعالیت [w] در توالی آوایی [ow]، شکل هندسی حفره دهان و الگوی واک سازی حنجره تغییر می کند که باعث می شود (1) دامنه انرژی برای فرکانس ها تا حدود قابل توجهی تقویت می شود؛ (2) مقادیر فرکانس سازه ها تا حدی افزایش یابد و (3) پهنای نوار سازه ها تا حدی باریک تر شود. برایند تمامی این تغییرات صوتی، شباهت آوایی بیشتر غلت [w] به واکه [o] و در نتیجه دیرش بیشتر واکه [o] است.
    کلیدواژگان: غلت نرمکامی، توزیع واجی، تغییرات صوتی، دیرش، تضعیف
  • بشارت فتحی* صفحات 198-221
    جامعه شناسی اصطلاحات رویکردی گفتمان-محور است که اصطلاحات را در بافت واقعی آنها مورد ارزیابی قرار می دهد. در این رویکرد، به منظور سنجش درستی انتخاب معادل های استانداردسازی شده، با در نظر گرفتن عوامل زمانی در جاافتادن اصطلاحات، یک یا چند معادل معیار با معادل های دیگر موجود و اصطلاحات مرتبط بررسی و مقایسه می شوند. مقاله حاضر با این رویکرد و در چهارچوب مطالعات برنامه ریزی زبان، به بررسی و مطالعه رابطه بین "اصطلاح شناسی" و "واژه گزینی"، با استناد بر متن اصول و ضوابط فرهنگستان زبان و ادب فارسی به عنوان منبع تخصصی معیار می پردازد. در مرحله نخست، تمامی اصطلاحاتی که ترکیبی از "واژه گزینی" هستند و یا به طور مستقیم با این لفظ در ارتباط هستند استخراج شده اند. در مرحله دوم، تعاریف و دامنه کاربردی الفاظ مورد مطالعه قرار گرفته و اشتراکات معنایی آنها با تعاریف "اصطلاح شناسی" مقایسه شده اند. تحلیل داده ها نشان می دهد که لفظ واژه گزینی در دو مفهوم ساخت اصطلاح (term formation) و استانداردسازی به کار رفته است. به همین منظور تمایز آن از علم اصطلاح شناسی (terminology) امری ضروری به نظر می رسد. همچنین واژه های وابسته به واژه گزینی مانند "معادل یابی" و "شیوه های واژه گزینی" دشواری هایی را در دریافت مفهوم واژه گزینی ایجاد کرده اند که نیاز به بازبینی دارند. در این مقاله نمونه ای پیشنهادی از هماهنگ سازی اصطلاحات به کار رفته در متن اصول و ضوابط واژه گزینی همراه با اصطلاح انگلیسی متناظر با آنها ارائه شده است. روش به کار رفته در این پژوهش می تواند دستیابی به معادل گذاری روشمند در زبان فارسی را تسهیل کرده و گسست مفهومی در ارتباطات تخصصی در حوزه اصطلاح شناسی را تا حد امکان کاهش دهد.
    کلیدواژگان: اصطلاح شناسی، واژه گزینی، اصول و ضوابط واژه گزینی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، جامعه شناسی اصطلاحات
|
  • Majid Alaee *, Mohammad Rasekh, Mahand, Mahdi Tehrani Doost Pages 7-51
    constituent ordering, is not arbitrary; rather, it is aimed at fulfilling efficiency principles. Length effect- as a formal characteristic- is a significant determinant in the occurrence of movement rules. The ultimate structural configuration of sentences is interwoven with processing ease. Adopting eye movement registration technique, the current research study aims to explore eye behavior in response to processing difficulty of syntactically different but semantically identical sentences and provide behavioral evidence for the effect of length on the occurrence of movement in structural sentence pairs in Persian. Encompassing two syntactic movements (relative clause extraposition and postposing) through 2 sets of 40 sentence pairs in two length levels (short and long), some eye behavior such as fixation count/duration and regression were registered and analyzed using SPSS. Regarding the patterns of fixation, when the constituents under study were short, there was either no significant difference before and after the occurrence of syntactic movement, or the mean of fixation count and duration was lower in sentences with canonical constituent ordering; however, the patterns appeared to be reversed and hence a significant difference was spotted by the increase of constituent length. Regarding regressions, the mean regressions declined after the post-verbal movement of constituents by the increase of length. It can be concluded that syntactic movement is weight-sensitive and aimed at easing processing difficulty. Also, the likelihood of post-verbal movement in extraposition and scrambling increases by the rise of length and driven by the incentive of increase of processing efficiency.
    Keywords: syntactic movement, Eye-tracking analysis, processing load, length effect, eye behavior
  • Golnaz Modarresi Ghavami *, Sahand Elhami Khorasani Pages 53-87
    Similarity avoidance- as a perceptual factor- is the basis of the phonotactics of a variety of languages. Stop consonants are considered to be ideal candidates for deletion as they have intrinsically weak perceptual cues, especially in final position. The present research study sought to explore the relationship between the probability of final stop deletion in consonantal clusters and the degree of similarity between such stops and the other member of the cluster in Persian. To do so, all final consonantal clusters were analyzed considering the degree of similarity in voicing, place, and manner of articulation between the two consonants of the cluster. Data analysis demonstrated that the chance for the deletion of final stops increases as the similarity between the stop and the previous consonant in the cluster increases and that all three parameters of voicing, place, and manner are important in this regard. Patterns of final stop deletion in final clusters of Persian were analyzed using a perception-based approach within Optimality Theory framework, where markedness constraints rule out outputs that are perceptually weak and faithfulness constraints prevent any change in a perceptually strong input.
    Keywords: Stop consonant deletion, Consonant clusters, Optimality Theory, Similarity avoidance, Persian phonotactics
  • Elham Sobati * Pages 89-107
    The present study focuses on compensatory lengthening of vowel in Ilami Kurdish variants on the basis of Moraic Theory. In Moraic Theory, one segment is removed from phonological layer but its mora remains in moraic layer. In the above-mentioned variants compensatory lengthening occurs following deleting consonants like /?/, /j/ and /h/ and a vowel is lengthened following their deletion. In current study, the researcher, being a native speaker of Ilami Kurdish variant (Feily) and familiar with other Ilami Kurdish variants, collected data from 20 informants by interviewing with them. A descriptive-analytic approach was adopted in the study. Some of the most remarkable results of this research study are as follows: (1) The main motivation behind compensatory lengthening is maintaining moraic weight of word which was demonstrated through non-linear analysis; thus, Moraic Theory can efficiently describe the compensatory lengthening in Ilami Kurdish variants; (2) Only three consonants, namely /h/, /j/ and /x/, have syllable weight, whose deletion leads to compensatory lengthening of vowel; (3) The maximum mora in Ilami Kurdish variants is three; (4) In Ilami Kurdish varients, the nature of the long vowels are changed as a result of deletion of moraic consonants following them.
    Keywords: Compensatory lengthening, Ilami Kurdish variants, Moraic Syllable weight.Theory
  • Qodrat Javdani * Pages 109-133
    According to Krashen’s Natural Order Hypothesis (1982), the grammatical structures of second languages are acquired in a pre-determined natural order. Previous research studies have corroborated the stages during acquisition of some grammatical structures of second languages. In an attempt to explore the acquisition order of Persian voices by speakers of other languages, the researcher designed 15 pairs of paraphrases and distributed them among the participants at different linguistic levels. The participants were asked to select sample sentences they had learned and used first regardless of the order present in their textbooks. The data were analyzed in terms of those obtained by examining Persian-acquiring children. Analysis of data showed that like Persian-acquiring children, almost all speakers of other languages acquire active voice structure first in order.
    Keywords: acquisition order, Persian voices, speakers of other languages
  • Mohammad Ahmadi * Pages 135-167
    In the current article, the history of rhetoric from 400 B.C. to 100 A.D. is reviewed. During this 500 years, the theoretical basis of classical rhetoric was established and has remained almost the same throughout the centuries. The first sage who established theoretical basis for rhetoric with a logical approach was Aristotle. Aristotle’s views on rhetoric are very carefully and precisely analyzed in this article. Following Aristotle, Roman teachers of rhetoric such as Cicero and Quintilian added more to the theory of rhetoric. The Roman’s theory of rhetoric is also reviewed in the article. The current article seeks to show the differences and similarities of Aristotle’s theory of rhetoric as well as the Romans perception of it.
    Keywords: classical rhetoric, rhetorical theory, Oratory, Aristotle, theoreticians of rhetoric in Rome
  • Vahid Sadeghi *, Banafshe Mardan Pages 169-197
    Persian velar glide [w], unlike the palatal glide [j], does not serve a contrastive function in Persian phonology since it has incomplete distribution, occurring only in few words after the mid back vowel /o/. Thus, [w] is described as an allophone of the phoneme /v/. Furthermore, it has been assumed that [w] in [ow] may be deleted in connected speech giving rise to the compensatory lengthening of the preceding [o] vowel. In the present research, we examined the phonetic realization [w] in Persian words in an experimental study. The results suggested that [w] is acoustically present in the target words but is reduced or weakened to different degrees. As [w] is reduced in [ow], the shape of the vocal tract as well as the phonation type changes, resulting in (1) increase of overall intensity of the spectrum; (2) increase in the formant frequencies; and (3) decrease in bandwidths of the formant frequencies. All these systematic acoustic variations cause the vowel [o] in [ow] to be produced and perceived as longer than an ordinary [o] vowel
    Keywords: velar glide [w], phonological distribution, acoustic variations, duration, weakening
  • Besharat Fathi * Pages 198-221
    Socioterminology is a discourse-based approach that evaluates the terms in their real contexts. In this approach, for measuring the accuracy of standardized equivalents, considering the time factor in implantation function, one or more standardized equivalents can be compared with other existing equivalents and their related terms. This paper, adopting this approach in the framework of language planning, aims to study the relationship between terminology and “vadjeh-gozini” in the context of the “Terminology Guideline”, approved and published by the Academy of Persian Language and Literature, as the standard manual for Persian term standardization. For this purpose, first, the terms composed of “vadjeh-gozini” or directly related terms to this concept are extracted. Second, the application of the terms and their semantic references are studied, and their meanings are compared with the definitions of terminology. The results show that “vadjeh-gozoini” is a polysemous term, referring to term formation and standardization. Since, differentiating it from terminology is necessary. Besides, its related terms such as “equivalent selection” and “vadjeh-gozini methods” have brought about some difficulties in comprehension of the concept of “vadjeh-gozini”. Therefore, a revision is suggested. In this paper, the author has suggested a sample of conceptual harmonization between “vadjeh-gozini” and some of its related terms in Persian, including their corresponding English terms. The methodology used in this article paves the way for the systematic decision making in Persian terminology, and simultaneously, intends to reduce the conceptual gaps of professional communications in terminology domain.
    Keywords: terminology, conceptual harmonization, terminology policies, Academy of Persian Language, Literature, socioterminology