فهرست مطالب

بوم شناسی آبزیان - سال هشتم شماره 2 (پاییز 1397)
  • سال هشتم شماره 2 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/09
  • تعداد عناوین: 15
|
  • کامران رضایی توابع*، غلامرضا رفیعی، کیوان الحاقی، علیرضا میرواقفی، آرش جوانشیر صفحات 1-13

    این مطالعه با هدف بررسی اثرات مزمن تحت استرسی غلظت‏های مختلف پساب خروجی از تصفیه خانه فاضلاب شهری به مدت دو ماه بر هورمون استرسی کورتیزول، شاخص‏های خون‏شناسی و بافت‏ های کبد و آب شش ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) انجام گرفت. برای انجام این تحقیق، تعداد 120 قطعه ماهی کپور معمولی با وزن متوسط 5±120 گرم در 5 تیمار و سه تکرار در غلظت‏های 0% (شاهد)، 25%، 50%، 75% و 100% فاضلاب خروجی از تصفیه خانه در مخازن 60 لیتری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت فاضلاب در تیمارها، میزان هورمون کورتیزول به طور معنی‏داری در بدن ماهیان افزایش می یابد. نتایج شاخص‏های خون شناسی شامل گلبول سفید (WBC)، گلبول قرمز (RBC)، هماتوکریت (HCT)، هموگلوبین (Hb) و متوسط حجم گلبولی (MCV) با افزایش درصد غلظت فاضلاب به طور معنی داری افزایش نشان دادند، اما در سایر شاخص‏های خونی اختلاف معنی‏داری مشاهده نشد. همچنین نتایج بافت شناسی نشان داد که با افزایش غلظت فاضلاب، تغییرات و آسیب های بافتی نظیر هایپرتروفی و تورم ابری در هر دو بافت کبد و آب شش مشاهده گردید. به طورکلی بر اساس نتایج تلفات ماهی، غلظت هورمون استرسی کورتیزول، شاخص‏های خون شناسی و نتایج بافت شناسی در تیمارهای 75% و 100% فاضلاب، برای مباحث مدیریتی پرورش ماهی کپور معمولی با استفاده از فاضلاب شهری و سلامت زیستی این ماهی، تیمار 50% فاضلاب (50% فاضلاب و 50% آب معمولی) برای پرورش پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: بافت شناسی، پساب، شاخص های خونی، ماهی کپور معمولی، هورمون کورتیزول
  • منصوره پاک نژادی*، فاطمه ملک احمدی، ندا سلطانی صفحات 14-30

    امروزه بیودیزل به دلیل مزیت های محیطی و پتانسیل تجدید پذیری شان، به عنوان یک سوخت مفید در دنیا مورد توجه قرار گرفته است. در این رابطه، ریز جلبک ها (سیانوباکتریها) به دلیل ترکیبات لیپیدی خود، به عنوان منابع مناسبی جهت تولید بیودیزل معرفی شده اند. هدف از این مطالعه، بررسی پتانسیل یک گونه از ریز جلبک ها به نام اسپیرولینا ماژور به عنوان یک تولیدکننده مناسب مواد خام بیودیزل می باشد. در این تحقیق، نمونه ها بعد از مرحله خالص سازی، در محیط کشت Zarrouk با دمای ◦C30، نور دائمی و 7 pH=نگهداری شدند. سپس تحت تاثیر مقادیر مختلف دو فاکتور محیطی نیتروژن (g/L5/1-25/0 (NaNO3= و pH (5 تا 8) تیمار شدند. نتایج نشان داد که میزان رشد و تولید ترکیبات مختلف به وسیله اسپیرولینا ماژور، با مقادیر دو فاکتور محیطی ارتباط دارند. غلظت پایین نیتروژن ( g/L25/0) و 5/7 pH= به عنوان بهترین شرایط برای افزایش میزان نرخ رشد، فتوسنتز، تولید اسیدهای چرب و سایر پارامترهای فیزیولوژیک ازجمله فیکوبیلی پروتئین ها و کلروفیل در نظر گرفته شدند (به استثناء کارتنوئیدها که به غلظت بالایی از نیتروژن نیاز دارند). به علاوه، آنالیز لیپیدها نشان داد که 80% اسیدهای چرب از نوع اشباع و غیراشباع با یک پیوند دوگانه بودند. همچنین پالمیتیک اسید و اولئیک اسید مهم ترین اسیدهای چرب جداسازی شده می باشند؛ بنابراین اسپیرولینا ماژور به دلیل تولید بالاترین و بهترین محتوای لیپیدی می تواند به عنوان یک کاندید مناسب برای سوخت بیودیزل معرفی گردد.

    کلیدواژگان: اسپیرولینا، بیودیزل، پارامترهای فیزیولوژیک، فاکتورهای محیطی، قزل آلای رنگین کمان
  • آلتی وجان، سکینه علی جانپور، رحمان پاتیمار*، عیسی جرجانی، ارسلان بهلکه صفحات 31-40

    پارامترهای پویایی جمعیت P. adspersus معروف به میگوی دریای بالتیک در سواحل جنوب شرقی دریای خزر (خلیج گرگان) از فروردین تا مهرماه 1395 مورد بررسی قرار گرفت. نمونه ها با استفاده از تور پرسی مخصوص صید کیلکا ماهیان (لاکش) با چشمه 5 میلی متر و در مجموع 434 عدد میگو (163 ماده و 271 نر) صید شدند. بیش ترین طول کل، طول کاراپاس و وزن کل در جنس ماده به ترتیب 20/76 میلی متر، 27/18 میلی متر و 621/5 گرم و در جنس نر به ترتیب 69/62 میلی متر، 06/14 میلی متر و 306/2 گرم به دست آمد. بیش ترین درصد فراوانی طولی برای میگوهای ماده در دامنه 69 -65 میلی متر و برای میگوهای نر در دامنه 49 - 45 میلی متر قرار داشت. نسبت جنسی میگوهای جمع آوری شده 62 درصد نر و 38 درصد ماده بود. معادله رشد فون برتالانفی برای نرها Lt=66.15[1-e-0/71(t+0.18)]، برای ماده ها Lt=78.75[1-e-1/10(t+0.36)] و برای مجموع نر و ماده Lt=78.75[1-e-0/79(t+0.51)] به دست آمد. شاخص عملکرد رشد (′) در جنس ماده (88/3) بزرگ تر از جنس نر (49/3) بود. حداکثر سن برای ماده ها 37/2 و برای نرها 05/4 سال محاسبه شد. ضرایب مرگ و میر کل (Z)، طبیعی (M) و صیادی (F) برای جنس ماده به ترتیب 74/3، 36/1 و 38/2 سال، برای جنس نر به ترتیب 88/2، 08/1 و 80/1 سال محاسبه شد. میزان ضریب بهره برداری (E) برای جنس نر و ماده به ترتیب 63/0 و 64/0 محاسبه شد.

    کلیدواژگان: ضرایب مرگ و میر، خلیج گرگان، معادله رشد، Palaemon adspersus
  • علی اصغر خانی پور، مهرنوش امینی، احمد نوری*، احسان کامرانی، احمد قانع صفحات 41-50

    رابطه طول- وزن، فاکتور وضعیت و ترکیب فراوانی طولی4190 قطعه میگوی بزرگ آب شیرین Macrobrachium nipponense در بخش غربی تالاب انزلی در تیر، مرداد و شهریور ماه سال 1394 ارزیابی شد. نمونه برداری به وسیله تله های کوزه ای، استوانه ای و نیم کروی انجام گردید. بعد از استقرار تله ها در ایستگاه های مختلف در تالاب انزلی، هر 24 ساعت یک بار تله ها بازبینی و از میگوهای صید شده نمونه برداری شد. نتایج نشان داد که مقدار ضریب همبستگی در رابطه طول- وزن برای جنس نر 93/0 و جنس ماده 89/0 بود. مقدار عددی b برای جنس نر 16/3 و جنس ماده 86/2 بود. با توجه به تفاوت مقدار b محاسبه شده از عدد 3 با کمک تست پائولی مشخص شد که الگوی رشد در هر دو جنس آلومتریک بود. مقایسه ترکیب فراوانی طولی نمونه های صید شده نشان داد که بین میگوهای صید شده در تله استوانه ای و تله نیم کروی اختلاف معنی دار وجود دارد، اما بین تله های کوزه ای و نیم کروی و همچنین کوزه ای و استوانه ای اختلاف معنی داری مشاهده نشد. فاکتور وضعیت نمونه های صید شده توسط سه نوع تله اختلاف معنی داری با هم داشت. نتایج این تحقیق بیان می کند که تله نیم کروی میگوهایی در دسته های طولی بزرگ تر (24-26) و همچنین ضریب چاقی بیشتر (3/1) را صید نموده است.

    کلیدواژگان: تالاب انزلی، رابطه طولی- وزنی، ضریب چاقی، میگوی ماکروبراکیوم
  • عرفان اکبری نرگسی، بهرام فالاحتکار*، میرمسعود سجادی صفحات 51-60

    آزمایش حاضر به منظور تعیین اثر پروبیوتیک بر پارامترهای رشد و شاخص های خونی مولدین ماده قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) انجام شد. بدین منظور مولدین با میانگین وزن اولیه 86/54 ± 41/2267 گرم (میانگین ± خطای استاندارد) به مدت 8 هفته با جیره های حاوی صفر (شاهد)، 5/0، 1 و 2 گرم در کیلوگرم پروبیوتیک بیوآکوا تغذیه شدند. پارامترهای رشد و شاخص های خونی در پایان دوره مورد ارزیابی قرار گرفتند. با توجه به نتایج، در میانگین وزن نهایی اختلاف معنی داری بین تیمار 2 گرم در کیلوگرم جیره و تیمار شاهد مشاهده شد (05/0P<). همچنین نرخ رشد ویژه و درصد افزایش وزن بدن تیمار 2 گرم در کیلوگرم جیره تفاوت معنی داری با تیمار 5/0 گرم در کیلوگرم جیره و شاهد نشان داد (05/0P<). اختلاف معنی داری در ضریب تبدیل غذایی بین تیمار 2 گرم در کیلوگرم جیره و سایر تیمارها مشاهده گردید (05/0P<). اختلاف معنی داری در فاکتور وضعیت بین تیمارها دیده نشد (05/0P>). همچنین در شاخص های خونی اختلاف معنی داری در بین تیمارها مشاهده نشد (05/0P>). نتایج حاصل از پژوهش حاضر بیانگر قابلیت تاثیرگذاری مناسب پروبیوتیک بیوآکوا بر پارامترهای رشد مولدین قزل آلا رنگین کمان می باشد. بر همین اساس میزان 2 گرم به ازای هر کیلوگرم جیره مناسب ترین مقدار پیشنهادی برای استفاده در جیره غذایی مولدین ماده قزل آلای رنگین کمان می باشد.آزمایش حاضر به منظور تعیین اثر پروبیوتیک بر پارامترهای رشد و شاخص های خونی مولدین ماده قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) انجام شد. بدین منظور مولدین با میانگین وزن اولیه 86/54 ± 41/2267 گرم (میانگین ± خطای استاندارد) به مدت 8 هفته با جیره های حاوی صفر (شاهد)، 5/0، 1 و 2 گرم در کیلوگرم پروبیوتیک بیوآکوا تغذیه شدند. پارامترهای رشد و شاخص های خونی در پایان دوره مورد ارزیابی قرار گرفتند. با توجه به نتایج، در میانگین وزن نهایی اختلاف معنی داری بین تیمار 2 گرم در کیلوگرم جیره و تیمار شاهد مشاهده شد (05/0P<). همچنین نرخ رشد ویژه و درصد افزایش وزن بدن تیمار 2 گرم در کیلوگرم جیره تفاوت معنی داری با تیمار 5/0 گرم در کیلوگرم جیره و شاهد نشان داد (05/0P<). اختلاف معنی داری در ضریب تبدیل غذایی بین تیمار 2 گرم در کیلوگرم جیره و سایر تیمارها مشاهده گردید (05/0P<). اختلاف معنی داری در فاکتور وضعیت بین تیمارها دیده نشد (05/0P>). همچنین در شاخص های خونی اختلاف معنی داری در بین تیمارها مشاهده نشد (05/0P>). نتایج حاصل از پژوهش حاضر بیانگر قابلیت تاثیرگذاری مناسب پروبیوتیک بیوآکوا بر پارامترهای رشد مولدین قزل آلا رنگین کمان می باشد. بر همین اساس میزان 2 گرم به ازای هر کیلوگرم جیره مناسب ترین مقدار پیشنهادی برای استفاده در جیره غذایی مولدین ماده قزل آلای رنگین کمان می باشد.

    کلیدواژگان: آزاد ماهیان، باکتری زیست یار، بیوآکوا، تغذیه، خون شناسی
  • مجتبی نادری*، سید عباس حسینی، سید علی اکبر هدایتی، جمیله پازوکی، ماریانو لاسترا صفحات 61-73

    دو شکلی جنسی و خصوصیات رشد خرچنگ Ocypode rotundata از بهمن 1393 تا دی 1394 در سواحل جنوب غربی جزیره قشم مورد مطالعه قرار گرفت. از 736 عدد خرچنگ جمع آوری شده، 392 عدد جنس نر (میانگین پهنای کاراپاس 23/35 میلی متر) و 344 عدد جنس ماده (میانگین پهنای کاراپاس 94/32 میلی متر) بودند. تمام خصوصیات ریخت سنجی اندازه گیری شده به استثنای نسبت ارتفاع بدن، تفاوت معنی داری را بین دو جنس نشان دادند (05/0 > P). الگوی رشد برای هر دو جنس به صورت آلومتریک به دست آمد. میزان فاکتور وضعیت در جنس نر 051/0 و در جنس ماده 05/0 به دست آمد. همچنین فاکتور وضعیت با روند تغییرات درجه حرارت همسو بود و کمترین میزان آن در زمستان مشاهده شد. در این مطالعه عرض کاراپاس مجانب (CW∞)، ضریب رشد (k)، طول عمر و سن در طول صفر برای جنس نر 2/60 میلیمتر، 73/0 در سال، 4 سال، 035/0- و برای جنس ماده 54 میلیمتر، 2/1 در سال، 5/2 سال، 01/0- برآورد گردید. بر اساس نتایج، پارامترهای رشد مورد بررسی بین دو جنس نر و ماده متفاوت بود. همچنین صفات ریخت سنجی نسبی متفاوت بین دو جنس نر و ماده نشان دهنده دوشکلی جنسی در این گونه خرچنگ می باشد. روند فاکتور وضعیت در ماه های مختلف تحت تاثیر تغییرات درجه حرارت بود. نتایج حاصل از این مطالعه می تواند برای حفاظت و مدیریت این گونه با هدف حفظ تنوع زیستی مفید باشد.

    کلیدواژگان: پارامترهای رشد، فاکتور وضعیت، قشم، Ocypode rotundata
  • عالی حسینی*، ابراهیم ستوده، مهدی محمدی، اکبر عباس زاده صفحات 74-84

    جنگل حرای بردخون با 22 هکتار مساحت، یکی از زیستگاه های حیاتی سواحل استان بوشهر به شمار می رود که در موقعیت جغرافیایی 51 درجه و 57 دقیقه طول شرقی و 27 درجه و 84 دقیقه عرض شمالی واقع شده است. این باریکه اکوسیستم جنگلی حدود 80 تا 100 متر عرض دارد و یک کانال مورب نسبت به خط ساحلی از وسط آن عبور می کند که پراکندگی درختان حرا در قسمت غربی آن بیشتر است. در مطالعه حاضر برخی از ویژگی های فیزیکوشیمیایی، تنوع زیستی و فراوانی ماکرو بنتوزهای جنگل حرای، منطقه مل گنزه (بردخون) در طی چهار فصل سال 1389 بررسی گردید. به منظور پوشش تمام منطقه از 8 ایستگاه در 4 ترانسکت نمونه برداری شد. در بین ایستگاه های نمونه برداری شده 6 ایستگاه دارای بافت گلی و 2 ایستگاه بافت ماسه ای داشت. در بین گونه های جانوری 24 گونه ماکروفون متعلق به 4 رده ی شکم پایان، سخت پوستان عالی (مالاکوستراکا)، پرتاران و دوکفه ای ها شناسایی شد که 8 گونه غالب در تمام فصول حضور داشتند. گونه های Paphia galus و Cerithidea cingulata به ترتیب از رده های دوکفه ای ها و شکم پایان بیشترین فراوانی داشتند. فاکتورهای فیزیکوشیمیایی با تنوع و تراکم ماکروفون ها رابطه ی مستقیمی نشان دادند. در مجموع نتایج نشان داد که تراکم، فراوانی و تنوع گونه ای ماکروبنتوزها در جنگل حرا مل گنزه دارای تغییرات فصلی و ناحیه ای است.

    کلیدواژگان: بنتوز، تنوع زیستی، خلیج فارس، مانگرو
  • سیامک باقری*، یعقوبعلی زحمتکش، حجت الله محسن پور صفحات 85-94

    این مطالعه برای شناسایی فیتوپلانکتون و بررسی فراوانی و ارتباط پارامترهای زیستی و غیر زیستی در رودخانه کن در 3 ایستگاه در سال 1393 انجام گردید. در این مطالعه 19 گروه فیتوپلانکتونی شامل دیاتوم ها (13 جنس)، کلروفیتا (4 جنس) و سیانوفیتا (2 جنس) شناسایی گردیدند. یافته ها نشان دادند که دیاتوم ها با میانگین فراوانی 390000 ± 1068000 سلول در لیتر غالب فیتوپلانکتون (97 درصد فراوانی) رودخانه کن بوده است. کمترین میانگین فراوانی را شاخه کلروفیتا با میزان 30000 ± 12700 سلول در لیتر تشکیل می دهد. میانگین فراوانی سالانه فیتوپلانکتون 1075000 سلول در لیتر با بیشترین میزان در اردیبهشت (1420000 سلول در لیتر) بود. آنالیزPCA نشان داد که جنس های Cocconeis، Achnanthes، Navicula و Gomphonema از شاخه دیاتوم ها کمترین واریانس و غالبیت جنس ها را در اجتماعات فیتوپلانکون به خود اختصاص می دهند. همچنین بر اساس آنالیزCCA فسفر کل، نیتروژن کل و دمای آب از مهم ترین پارامترهای غیر زیستی در افزایش تراکم سیانوفیتا و کلروفیتا است. نتایج حاصل از گروه های فیتوپلانکتون نشان داد، رودخانه کن با میزان شاخص تنوع زیستی بین 8/1 و 2 در رده آب های نیمه پاکیزه قرارگرفته است. جهت حفاظت و توسعه پایدار این اکوسیستم آبی، مطالعات پایش لیمنولوژیک و ارزیابی آلودگی های محیطی در رودخانه کن توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: تنوع، رودخانه کن، فیتوپلانکتون
  • مرضیه رئیسی*، حمید رضا پورخباز، مهدی بنایی، علیرضا پورخباز، سعیده جوانمردی صفحات 95-104

    پریمیکاب، آفت کش کارباماته، بی تورین، آفت کش زیستی و فلز سرب به عنوان متداول ترین آلاینده های محیطی طبقه بندی می شوند که ممکن است اثرات مختلفی بر یکدیگر و بر ارگانیسم های آبزی داشته باشند. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی اثرات سینرژیک و آنتاگونیستی آفت کش های پریمیکارب و بی-تورین بر تجمع زیستی سرب در حلزون آب شیرین (Lymnaea truncatula) است. حلزون ها در قالب یک طرح کاملا تصادفی در معرض غلظت های مختلف تحت کشنده پریمیکارب (0/0، 5/0 و 1 میلی گرم در لیتر) و بی تورین (0/0، 5/0 و 1 میلی لیتر در لیتر) به تنهایی و توام با سرب (0/0 ، 1/0 و 2/0 میلی-گرم در لیتر) به مدت 8 روز قرار گرفتند. با افزایش غلظت پریمیکارب از 5/0 به 1 میلی گرم در لیتر تجمع سرب در بافت حلزون ها افزایش یافت اما با افزایش غلظت بی تورین از 5/0 به 1 میلی لیتر در لیتر تجمع سرب در بافت حلزون ها نسبت به حلزون های قرارگرفته در معرض سرب به تنهایی افزایش معنی-داری را نشان نداند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که اثرات سینرژیک پریمیکارب بر تجمع زیستی سرب در بافت حلزون، به شدت غلظت این آفت کش در آب بستگی دارد اما آفت کش زیستی بی تورین در غلظت بالای سرب اثر سینرژیک بر تجمع زیستی سرب دارد. همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد که حلزون (Lymnaea truncatula) می تواند به عنوان شاخص زیستی مفیدی برای ارزیابی و پایش محیط زیست به خصوص اکوسیستم های آبی آلوده به فلزات سنگین و آفت کش ها مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: بی تورین، پریمیکارب، تجمع زیستی، سرب، شاخص زیستی
  • هادی دهقانی، مهدی فاضلی*، حمید رجائیان، سعید حسین زاده، محبوبه اشرافی صفحات 105-114

    حلزون‏های مخروطی گوشت خوارانی کم تحرک هستند که برای شکار از زهری بسیار قوی استفاده می‏کنند. این زهر ترکیبی از سموم متفاوتی از خانواده‏ی کونوتوکسین‏ها است. این تحقیق به شناسایی گونه Conus pennaceus quasimagnificus از حلزون‏های مخروطی دریایی در ساحل شیب‏دراز در بخش جنوبی جزیره‏ی قشم می‏پردازد. در این تحقیق پس از نمونه‏برداری از حلزون، زهر آن با استفاده از بافر و انجام سانتریفیوژ جداسازی شد. سپس آزمون قدرت کشندگی آن بر موش، آنالیز و کونوتوکسین‏های مختلف موجود در آن شناسایی شد. برای اولین بار وجود کونوتوکسینی تحت عنوان alpha-conotoxin-like از کونوتوکسین‏های فوق‏خانواده-A در زهر نمونه‏های جمع‏آوری شده مشخص شد. اثر ضدباکتریایی این پپتید پس از ساخته شدن، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از آنالیز DNA جدا شده نشان داد که گونه‏ی مورد مطالعه C. pennaceus است و در ادامه آزمون‏های توالی یابی مشخص کردند که نزدیک‏ترین فاصله را به زیرگونه C. pennaceus quasimagnificus دارد. زهر این حلزون مخروطی قدرت کشندگی (LD50) معادل 500 میلی‏گرم بر کیلوگرم نشان داد. این پپتید بر روی سویه‏های مختلف باکتریایی اثری نداشت. با این وجود، با توجه به اثر قوی آن در مهار گیرنده‏های نیکوتینی استیل کولینی (nAChR) می‏تواند در تحقیقات آینده اثرات ضد درد آن مد نظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: حلزون مخروطی، کونوتوکسین، طیف سنجی جرمی، فیلوژنی، خلیج فارس
  • گیلان عطاران فریمان*، مهران لقمانی، اسلم میرکازهی ریگی صفحات 115-123

    بررسی تغییرات تنوع و فراوانی دیاتومه ها در دو فصل زمستان و بهار 95-1394 از رسوبات 9 ایستگاه واقع در سه منطقه (گواتر، آب شیرین کن در دریای عمان و منطقه سیریک در خلیج فارس) انجام گردید. فاکتورهای محیطی مانند شوری، pH، دانه بندی و میزان مواد آلی مورد بررسی قرار گرفت. طبق نتایج در این بررسی 38 جنس و 72 گونه از دیاتومه ها شناسایی گردید. فراوانی کل دیاتومه ها در فصل زمستان 2961+23258 و در بهار 1206+16030 عدد در 100 گرم رسوب بود. دامنه تغییرات شاخص های زیستی مارگالف، شانون و برگرپارکر به ترتیب 72/3-30/1، 89/2-28/1، 40/0-09/0 بود طبق آنالیز واریانس دو طرفه اختلاف فراوانی دیاتومه ها بین ایستگاه های مختلف معنی دار بود (0.05>P)؛ ولی طبق آزمون T-test فراوانی بین دو فصل اختلاف معنی داری نشان نداد (P>0.05). نوع دانه بندی، شوری و میزان مواد آلی در رسوبات همبستگی مثبت و معنی داری با تنوع و فراوانی دیاتومه ها نشان داد. ایستگاه 9 در منطقه گواتر با داشتن بیشترین درصد سیلت- رس، مواد آلی و شوری بالا دارای بیشترین تنوع و فراوانی بود. نتایج نشان داد تنوع و فراوانی دیاتومه های موجود در رسوبات وابسته به دانه بندی، میزان مواد آلی و شوری می باشد.

    کلیدواژگان: تنوع، دریای عمان، خلیج فارس، رسوبات، دیاتومه (Bacillariophyceae)
  • میلاد کبیر*، سید عباس حسینی، رسول قربانی، حدیثه کشیری صفحات 124-133

    در این تحقیق اثر ریز جلبک سندسموس ابلیگوس در کاهش بار آلودگی مزارع پرورش میگو گمیشان مورد بررسی قرار گرفت. ترکیبات سمی نیترات و فسفات از سیستم های پرورش به خصوص پرورش متراکم حاصل می شود. برای ارزیابی اثرات استفاده از این ریز جلبک، ابتدا گونه های ذکر شده از مزارع پرورش میگوی گمیشان تهیه و خالص سازی شد. سپس پساب خروجی مزارع تهیه و فاکتورهای فیزیکو شیمیایی آب، فسفات و نیترات قبل و بعد از مواجه شدن پساب با جلبک، در هر 24 ساعت به مدت 10 روز اندازه گیری گردید. همچنین شاخص های زیستی و تولیدی جلبک شامل تراکم، کلروفیلa و زیست توده خشک اندازه گیری شد. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان ماده خشک و کلروفیل در طول دوره افزایش معنی داری پیدا نموده است (01/0≥p) و میزان فسفات P و PO4 کاهش معنی داری در طول دوره از خود بروز داده اند (05/0≥p). اما تاثیر معنی داری بر نیترات N و NO3 نداشته اند (05/0≤p). از جهت دیگر تعداد سلول جلبک و میزان نرخ رشد ویژه نیز تغییر معنی داری در طول دوره داشته اند (05/0≥p). نتایج این تحقیق نشان داد ریز جلبک سندسموس ابلیگوس قابلیت بالایی در زمینه زیست و حذف ترکیبات فسفاته پساب مزارع پرورش میگو را دارد.

    کلیدواژگان: پرورش میگو، پساب، ریزجلبک، کلروفیل a
  • عارف پیربیگی*، سید عباس حسینی، رسول قربانی، حسن رضایی، وینسه اردگ صفحات 134-146

    ورود مواد مغذی به محیط می تواند سبب یوتریفیکاسیون اکوسیستم های آبی گردد. از اینرو مطالعه حاضر در پاییز سال 1394 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان به منظور بررسی تاثیر غلظت های اولیه نیتروژن و فسفر بر روی نرخ جداسازی مواد مغذی توسط جلبک Chlorella vulgaris انجام شد. برای این منظور، با افزودن آب مقطر به پساب، چهار تیمار آزمایشی تهیه شد (0%، 25%، 50% و 75%). مقدار مشخصی از سلول های کلرلا به هر یک از تیمارها که شامل پساب با مقادیر اشاره شده بودند اضافه شد و تغییرات در مقادیر فسفات، نیترات، آمونیوم، pH، COD، BOD و تعداد سلول ها طی یک دوره آزمایشی 28 روزه پایش گردید (دو روز یکبار). طی مدت آزمایش، دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی و دمای ثابت 1±24 درجه سانتی گراد اعمال گردید. نتایج نشان داد که تیمار با رقت 50% بهترین کارایی را در حذف فسفات (4/94%) و تیمار با رقت 75% بهترین کارایی را در حذف نیترات (84/99%) داشتند. COD، BOD و آمونیوم در پایان کاهش ولی مقادیر کلروفیل a، تعداد سلول ها و pH افزایش یافتند. می توان نتیجه گرفت کلرلا می تواند نقش موثری در حذف مواد مغذی پساب شهری داشته باشد.

    کلیدواژگان: پساب شهری، تصفیه، سیستم متوالی، کلرلاوولگاریس، نیترات
  • حمید رضا رنجبر، محمد اسدی*، مرتضی یوسف زادی، سعید نخل پیمای جهرمی، ساجده مزارعی، Nasibeh Darvishi صفحات 147-154
    امروزه اهمیت استفاده از مواد طبیعی و جایگزینی آن ها با مواد شیمیایی پرخطر در آبزی پروری به جهت تولید غذای سالم، کاملا آشکار به نظر می رسد. این مطالعه با هدف، تعیین غلظت کشنده (LC50) شیرابه گیاه سدابی (Haplophyllum virgatum) روی ماهی گورخری معمولی (Aphanius dispar) انجام شد. این آزمایش شامل 5 تیمار و 3 تکرار بر اساس روش استاندارد O.E.C.D و به صورت ساکن طی مدت زمان 96 ساعت انجام شد. 150 قطعه ماهی با میانگین وزنی 18/0±61/0 گرم پس از سازش پذیری در معرض غلظت های مختلف شیرابه گیاه سدابی (0، 50، 100، 200 و 300 میلی گرم در لیتر) قرار گرفتند و تغییرات رفتاری در مدت آزمایش ثبت گردید. جهت تعیین غلظت کشندگی (LC50) شیرابه گیاه سدابی از نرم افزار Minitab و روش آماری Probit analysis استفاده شد. نتایج نشان داد که غلظت کشنده گیاه سدابی طی مدت زمان 96 ساعت برای ماهی گورخری معمولی، 996/57 میلی گرم در لیتر و حداکثر غلظت مجاز سمیت و حداقل غلظت موثر به ترتیب 7996/5 و 269/25 میلی گرم در لیتر می باشد.
    کلیدواژگان: آفانیوس گورخری، سمیت حاد، شیرابه گیاهی، گیاه سدابی
  • فاطمه دارابی تبار*، علی اکبر هدایتی، امیرپرویز سلاطی، حسین حسینی فر صفحات 155-160
    نانوذرات اکسید روی می توانند از طریق تنفس، پوست و تغذیه وارد بدن آبزیان شده و عملکرد فیزیولوژی بدن را دچار اختلال کند که آسکوربیک اسید می تواند به عنوان یک آنتی اکسیدان قوی از اثرات منفی حاصل از این نانوذرات جلوگیری نماید. در مطالعه حاضر، تعداد 170 قطعه ماهی با میانگین وزنی 170 گرم در تانک های 70 لیتری قرار گرفت. ماهیان در غلظت های 40 و 80 میلی گرم بر لیتر نانو اکسید روی و 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم ویتامین C قرار داده شدند. فعالیت آنزیم های کبدی بعد از 10 روز در تیمارهای80 میلی گرم بر لیتر نانواکسید روی و 800 میلی گرم بر کیلوگرم ویتامین C نسبت به سایر تیمارها  کاهش معنی داری نشان داد. ویتامین C در روش خوراکی قادر است باعث بهبود شاخص های آنزیمی شود و اثرات تخریبی ناشی از نانو ذرات اکسید روی بر فعالیت آنزیم های کبدی را نیز کاهش دهد.
    کلیدواژگان: آنزیم های کبدی، نانو اکسید روی، ویتامین C