فهرست مطالب

حدیث حوزه - پیاپی 17 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 17 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/29
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمد مرادی * صفحات 5-34
    این نوشته، در پی بررسی جایگاه تاویل در فهم دقیق حدیث و نیز حفظ جایگاه آن به عنوان سندی معتبر در متون دینی است؛ ازآنجایی که حدیث، منبعی مهم و غیرقابل چشم پوشی در معرفت دین است، کاوش در ابعاد و رسیدن به حقیقت آن، از نیازهای بنیادین علم حدیث است؛ چنانکه از گذشته‏ های دور، این رویکرد در میان عالمان اسلامی وجود داشته است؛ واقعیت این است که در لا به ‏لای احادیث، سخنان و گزاره‏ هایی وجود دارد که با قرآن، حدیث و عقل ناسازگارند؛ برای حل این ناسازگاری، راهکارهایی اندیشیده و ارائه شده است. این پژوهش توصیفی تحلیلی، با استفاده از دیدگاه های شارحان حدیث و نیز دانشیان اصول فقه، کوشیده است، مسئله تاویل حدیث و اعتبارسنجی آن را بررسی کند. نتیجه این نگاشته، تبیین این نکته است که تاویل، علاوه بر فهم عمیق ‏تر حدیث، در اعتباربخشی به آن، نقشی غیرقابل چشم پوشی دارد.
    کلیدواژگان: فهم حدیث، اعتبارسنجی حدیث، تاویل حدیث، اسناد حدیث
  • علی راد * صفحات 35-56
    یکی از مسائل مهم در نبوت شناسی ابراهیم علیه السلام تمارض ایشان در ابتلای به مرض خاص جسمی به عنوان عذری برای حاضر نشدن در عیدگاه ستاره پرستان است که به شبهه تمارض شهرت دارد. این شبهه برآیند تبیین های خاص از ظاهر آیه «فنظر نظره فی ٱلنجوم فقال إنی سقیم» و مستند به برخی از متون روایی و اقوال تابعان است. پژوهه حاضر با محوریت این شبهه به دنبال پاسخ به این مسائل است: مهم ترین رهیافت های رایج در توجیه تمارض ابراهیم علیه السلام چیست؟ چه نقدهایی بر این رهیافت ها وارد است؟ رهیافت معیار بر پایه احادیث امامیه در پاسخ به شبهه تمارض ابراهیم علیه السلام کدام است؟ نتایج پژوهش نشان داد که پنج رهیافت مهم در توجیه تمارض ابراهیم علیه السلام میان دانشوران مسلمان شکل گرفته است: دروغ مصلحتی، اخبار منجمانه، بیماری کوچک، تاویل سقیم به مرگ، شبه کذب. هر یک از این رهیافت ها دچار آسیب های مبنایی، روشی و منبعی است و در رفع شبهه تمارض ابراهیم علیه السلام ناتوان و ناتمام هستند. رهیافت معیار با استناد به گوهر معنایی سقیم، توجه به سیاق و قرائن درون متنی و روایات امامیه و پرهیز از تاویل گرایی عقلی و ادبی، سقیم بودن ابراهیم علیه السلام در آیه مذکور را به گونهای تبیین می کند که مستلزم اسناد کذب به ابراهیم علیه السلام نیست و از شمول حیل نیز خارج است؛ پس راه هر نوع تردید در عصمت ابراهیم علیه السلام را نیز مسدود می‏ نماید.
    کلیدواژگان: تمارض ابراهیم علیه السلام، دروغ مصلحتی، اخبار منجمانه، توریه، روایات امامیه
  • محمدصادق شجاعی، جعفر جدیری، محمد امین انواری نسب * صفحات 57-86
    نگرش و تغییر نگرش یکی ‏از موضوعات مهم در حوزه روانشناسی است که ارتباط تنگاتنگی با رفتار افراد دارد. ازآنجاکه اهل بیت علیه السلام به عنوان هادیان بشریت دارای بهترین روش ها در شیوه ارتباطی و تغییر نگرش افراد هستند؛ این پژوهش به سراغ سبک های ارتباطی ایشان رفته است. هدف بررسی سبک های ارتباطی اهل‏ بیت علیه السلام، در تغییر نگرش مخاطبان است و روش به کاررفته در این پژوهش توصیفی تحلیلی است؛ بدین منظور، ابتدا آموزه های مربوط به سبک های تربیتی اهل‏ بیت علیه السلام از منابع اسلامی استخراج و باتوجه به هدف پژوهش مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد اهل‏ بیت علیه السلام در تغییر نگرش مخاطبان از پنج سبک انگیزش محور، اقناعی، تاکیدی، عینی سازی و واکنشی استفاده می کردند. معصومان علیه السلام در سبک انگیزش محور از تقویت کننده های مثبت، تنبیه، الگو و طرح پرسش و در سبک عینی سازی از روش های بلاغی، داستانی و نمایشی، در سبک اقناعی از روش های استدلال، ایجاد جذابیت، در سبک تاکیدی از روش تکرار محتوا و هیئت تاکیدی در قالب های مختلف و در سبک واکنشی از واکنش آرام، ارعابی، خطابی و نظامی استفاده می کردند.
    کلیدواژگان: سبک های ارتباطی، مخاطب شناسی، اقناع مخاطب، سبک های تربیتی
  • احسان سرخه ای *، سید محسن میرغفاری صفحات 87-118
    ابن ابی ‏عمیر از راویان برجسته اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم و از طبقه سوم اصحاب اجماع است. وی محضر امام کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام را درک کرده و یکی از راویان شاخص در نقل و انتقال منابع حدیثی به شاگردانش بوده است. احمد بن محمد بن عیسی اشعری از برجسته ترین شاگردان وی به شمار می رود. بنابر گزارش شیخ طوسی، احمد اشعری آثار صد نفر از اصحاب امام صادق علیه السلام را از طریق ابن ابی ‏عمیر روایت کرده است؛ این نوشتار برآن است تا با استناد به فهارس برجای مانده و شواهد موجود، این گزارش را مورد ارزیابی و راستی آزمایی قرار دهد؛ باتوجه به مستندات موجود می توان حدس زد این عدد تقریبی و نزدیک به واقعیت بوده است.
    کلیدواژگان: ابن ابی ‏عمیر، احمد اشعری، فهرست، روایت، منابع حدیثی
  • مجتبی وظیفه دوست صفحات 119-146
    عمار بن موسی ساباطی از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام است که فراوان روایت از ایشان نقل می کند. احادیث وی در فقه بسیار تاثیرگذار است، ولی تعارض ها و منفرداتی دارد؛ همین امر سبب شده شخصیت و روایات او به چالش کشیده شود. برخی او را ضعیف دانسته، مذهب اش را دلیل رد روایات ساباطی می دانند. نوشتار پیش رو می کوشد با تکیه بر اقوال رجالیان و شواهد تاریخی، وثاقت و مذهب ساباطی را موردبررسی قرار دهد. در این مقاله وثاقت ساباطی باتوجه به شهادت نجاشی و سخن شیخ طوسی و قرائن دیگری چون کلمات عیاشی و مفید، نقل اجلاء و اکثار روایت به اثبات می رسد؛ مشهور نیز این نظر را قبول دارند. مذهب او نیز مورد اختلاف رجالیان است؛ آیا ساباطی تا آخر فطحی ماند یا از آن بازگشت؟ مشهور باتوجه به کلمات رجالیانی مانند عیاشی، کشی، شیخ طوسی و حدیث هشام بن سالم نظر نخست را قبول کرده اند؛ در مقابل برخی باتوجه به حدیث استیهاب، ظاهر توصیف نجاشی، ظاهر کلام مفید و قرارگرفتن در میان اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهما السلام بازگشت به مذهب امامی را برگزیده اند؛ این دلایل به ضمیمه شواهدی دیگر صحیح المذهب بودن او را ثابت می کند.
    کلیدواژگان: عمار بن موسی، الساباطی، فطحیه، فساد مذهب، توثیق و تضعیف
  • سمیرا قلی ئی *، سید قاسم حسینی صفحات 147-168
    کتاب «کمال ‏الدین و تمام‏ النعمه» نگاشته شیخ صدوق (311-381 ق) از کتاب‏ های معتبر و متقدم در نقل روایات مهدویت محسوب می‏ شود؛ پژوهش حاضر به مصداق‏ یابی روایات تفسیری مهدویت در این کتاب پرداخته است؛ دستاورد این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده، نشانگر آن است که گونه های روایات تفسیری کمال ‏الدین در حوزه تعیین مصداق، به گونه های مختلف قابل تقسیم است، گونه اول، روایاتی است که امام عصرعج با سایر معصومان علیهم السلام در مصداق مشترک است؛ گونه دوم، روایاتی است که مصداق «غیب» را امام مهدی عج و اصحاب ایشان می داند و گونه سوم، روایاتی است که مصداق «بقیه الله» به‏ صورت مصداق عینی بر امام عصر عج و ظهور ایشان متعین می داند و بخش دیگر روایاتی است که نفخ صور با ظهور را مصداق باطنی روایات تفسیری کمال ‏الدین در حوزه مهدویت می داند؛ بنابراین در این کتاب چهار گونه روایات تفسیری در حوزه تعیین مصداق بازشناسی شده است.
    کلیدواژگان: شیخ صدوق، غیبت، ظهور، کمال الدین، روایات تفسیری
  • مهدی غلامعلی صفحات 169-180
    از دیرباز برخی نویسندگان اهل سنت بامطالعه متون روایی شیعه به نقد روایات شیعی پرداخته اند. در سال های اخیر حجم نگارش های این چنینی نسبت به قبل افزایش یافته است. در این مقاله با سه اثر جدید از کتاب های منتشرشده در اردن آشنا می شویم که هر یک از زاویه ای به احادیث امامیه توجه کرده اند. کتاب های «کافی السنه من کافی الشیعه» و «صریح الإمامه» هر دو اثر محمد الصالح الضاوی است. نویسنده در کتاب اول مجموعه احادیث نبوی در اصول کافی را ارزیابی می کند و در کتاب دوم احادیث مربوط به اثبات امامت را نقد کرده است. کتاب «دراسات فی طرق الحدیث عن الائمه» اثر سودد الالوسی به ارزیابی طرق روایات اهل بیت پرداخته و گمان کرده که بسیاری از راویان اهل بیت انسان های فاسد و غیرقابل اعتماد هستند. هر سه کتاب از پژوهش ضعیف نویسندگان، بیگانه بودن ایشان با شیوه های ارزیابی شیعه و عدم تتبع کافی حکایت دارد. مولفان بیشتر به منابع اینترنتی یا واسطه اعتماد کرده و به نظرمی رسد این آثار تنها قابل استفاده برای جوانان عامه ای است که امکان مطالعه منابع شیعی را ندارند.
    کلیدواژگان: نویسندگان اهل سنت، نقد احادیث امامیه، کافی السنه من کافی الشیعه، صریح الإمامه، دراسات فی طرق الحدیث عن الائمه، محمد الصالح الضاوی، سودد الالوسی
|
  • Muhammad Moradi * Pages 5-34
    The present article seeks to study the status of interpretation in accurate understanding the hadith and preserving its status as a valid document in the religious texts. Since the hadith is an important and indisputable source in the knowledge of religion, exploring its dimensions and gaining its truth, is of the fundamental needs of science of Hadith. As in the past, this approach has existed among Islamic scholars; the fact is that there are words and propositions in the context of hadiths that are incompatible with the Quran, hadith and reason. Some thoughts and ideas have been presented in order to resolve this incompatibility. This descriptive-analytic study, using the views of the hadith commentators and scholars of jurisprudence, has tried to examine the issue of hadith interpretation and validation. The result indicates that interpretation, in addition to a deeper understanding of the hadith, has an unexplained role in accrediting it.
    Keywords: Hadith Understanding, Hadith Validation, Hadith Interpretation, Hadith Documents
  • Ali Rad* Pages 35-56
    One of the important issues about Abraham's prophecy is his pretense to a particular physical illness as an excuse for not being present at the Celebration of the star-worshipers, which is known as doubt of pretense. This doubt is the consequent for certain explanations of the appearance of the verse, "" which is authorized by some traditional texts and followers' words. The current research centered on this question aims to answer the following questions: What are the commonly used approaches to justify Abraham's pretense? How could these approaches be criticized? Which approach is the standard one based on traditions of Imamiyyah in response to the doubt of Abraham's pretense? The results of the research indicate that five important approaches as a response to the doubt of Abraham's pretense have been formed among Muslim scholars: white lie, astronomical news, small illness, inadequate interpretation to death, pseudo-falsehood. Each of these approaches suffers from basic, methodological and source damages, and is unable about eliminating the doubts of Abraham's pretense. The standard approach explains Abraham's being Saqim based on the semantic substance of the word "deceased" -Saqim-, the attention to the context and intangible evidence, the traditions of Imamiyah, and avoidance of rational and literary interpretation. This explanation is done in a way that we don't require to associate false documents to Abraham, and it is not also related to the religious tricks; therefore, the path of any doubt in the infallibility of Abraham is hindered.
    Keywords: Abraham’s pretense, White lie, astronomical news, Tawria, Traditions of Imamiyyah
  • Muhammad Sadiq Shojai, Ja’far Jodeiri, Muhammad Amin Anvarinasab * Pages 57-86
    Attitude and change of attitude is one of the important issues in the field of psychology, which is closely related to the behavior of people. Since Ahl al-bayt (AS) are the best leaders of humanity, they possess the best methods and practices in communicating and changing attitudes. The present research has considered their communication styles. The aim of the research is to investigate the communication styles of Ahl al-Bayt (AS), in changing the attitude of the audience, and the method used in this research is descriptive-analytic. In this regard, firstly, the teachings of Ahl al-bayt's educational styles were extracted from Islamic sources with respect to the purpose of the research. Findings of the research indicate that Ahl al-bayt (AS) used five motivational, persuasive, emphatic, objective, and reactive styles in order to change the attitude of the audience. The infallibles (AS) used positive reinforcements, punishment, pattern and questioning in the motivational-oriented style, and rhetorical, narrative and dramatic methods in the style of objectification, and reasoning methods and creating attractiveness in the persuasive style, and content repetition and emphasis in various formats in the emphatic style, and they used quiet, intimidation, fidelity, and military reaction In the reactionary style.
    Keywords: Communication styles, knowing Audience, Audiencepersuasion, Educational styles
  • Ehsan Sorkhei *, Sayyed Mohsen Mirqaffari Pages 87-118
    Ibn abi Umair was one of the prominent narrators lived in the late second and early third centuries who was from the third generation of the people of consensus. He was blessed with meeting of Imam Kazdhim(AS), Imam Rezda(AS) And Imam Jawad(AS). Also he was one of the most famous narrators in the transmission of Hadith sources to his disciples. Ahmad ibn Muhammad bin Isa Ash'ari has been one of his most distinguished students. According to Shaykh Tῡsi, Ahmad Ash'ari has narrated the works of hundreds of Imam Sadiq's companions via Ibn abi Umair. The present paper aims to evaluate this report, based on available evidence and available documentation and indexes. It can be estimated that the mentioned number is approximate and close to reality.
    Keywords: Ibn abi Umair, Ahmad Ash’ari, Index, Narrative, Hadith Resources
  • Mujtaba Vazifehdoust * Pages 119-146
    Ammar bin Musa Sabati who narrated a large amount of Hadith, was of the companions of Imam Sadiq(AS) and Imam Kazdhim(AS). His traditions are very influential in jurisprudence, but there are conflicts and disputes in his ahadith. This fact has caused his personality and narratives to be challenged. Some consider him weak and they reject his narratives for the sake of his religion. The present paper tries to study the religion and patriotism with the help of Rijal words and historical evidence. In this article, the authenticity of Sabati is verified with regard to the testimony of Najashi and the words of Sheikh Tusi, and other indications such as the sayings of Ayyashi and Sheykh Mofid, quotations of the great people and majority of the narrative. The well-known people also accept this viewpoint. His religion is also a matter of dispute between the Rijaliun. Did Sabati stay Fathi or he returned? The well-known people have accepted the first idea based on the words of the Rijaliun such as the Ayyashi, kashi, Sheykh Tusi and Hisham bin Salem. On the contrary, some have chosen the idea that he has returned to the religion of Imamiyyah according to the Hadith of Istihab, the appearance of Najashi's description, the appearance of words of Sheykh Mofid and Sabati's being placed among the companions of Imam Kazdhim(AS) and Imam Reza(AS). The mentioned and some other evidence prove his right religion.
    Keywords: Ammar ibn Musa, Al-Sabati, Fathiyah, Religious Corruption, authenticating, weakening
  • Samira Qoli’ei *, Sayyed Qasim Huseini Pages 147-168
    The book "Kamal al-Din and Tamam al-Namah" which is written by Sheykh Saduq (311-381 AH) has been counted as of the original and authentic books in the narrating the traditions of Mahdiism. The present paper is a case study research that deals with the recitation of the exegetical traditions of Mahdism in this book; the results of this research, which have been written by descriptive-analytic method, indicate that the exegetical traditions kamal al-Din in the domain of the determination of the case are categorized in different ways. The first type is the traditions in which Imam Mahdi is the common case with other infallibles (AS). The second type is the traditions in which "unseen" refers to Imam Mahdi (AS) And his companions, and the third type is the traditions in which the case of "Baqiyyatu'Allah" is as an objective example of the Imam Mahdi (AS) and his upraise. The other part is related to the traditions that states that the trumpet blowing and upraise of Imam Mahdi (AS) are the internal example of exegetical traditions of Kamal al-Dīn in the domain of Mahdism; Therefore, in this book, we deal with four types of exegetical traditions in the field of case determination.
    Keywords: Sheikh Saduq, absence, upraise, Kamal al-Din, exegeticaltraditions
  • Mehdi Gholamali * Pages 169-180
    Some Sunni writers have long been studying and analyzing Shi'a narrative texts. In the recent years, the volume of such writings has increased in comparison with the past. In the present article, we introduce three new works of the books published in Jordan, each of which focuses on Imāmī traditions from different angels. The both books of "Kafi al-Sunn'at min Kafi-al-Shi'a" and "Sarih al-Imamat" are works of Muhammed al-Salah al-Zdawi. In the first book the author evaluates the collection of prophetic traditions in the book Usul al-Kafi, and in the second book, he criticizes the traditions related to the proofs of Imamate. The book "Derasat Phi Toroq al-Hadith an al-A'emmah" by Sawdad al-Alusi has evaluated the ways of Ahlulbat's traditions and he has supposed that many narrators of Ahlulbayt are corrupt and unreliable people. All three books indicate poor authorship, their alienation with the evaluative methods of Shi'a and lack of adequate narration. The authors rely heavily on internet resources or intermediaries, and it seems that these works are only used by the general youth who are not able to study Shiite sources.
    Keywords: Sunni writers, critique of the traditions of Imamiyah, Kafi al-Sunnah min Kafi al-Shi’a, Sarih al-Imamah, Derasat Phi Toroqal-Hadith an al-A’emmah, Mohammed al-Sa’al al-Dawi, Sawdadal-Alusi