فهرست مطالب

باغ نظر - پیاپی 71 (اردیبهشت 1398)
  • پیاپی 71 (اردیبهشت 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/27
  • تعداد عناوین: 6
|
  • کیانوش ذاکرحقیقی* صفحات 5-18
    بیان مسئله
     امروزه با فراگیر شدن سبک زندگی مدرن، توجه به جنبه های جامعه شناسی محیطی در شهرها بیش از هر زمان دیگری موردتوجه برنامه ریزان و طراحان شهری قرار گرفته است. این امر سبب شده که شهرها و فضاهای شهری موجود در آنها فراتر از کالبد موجود در آنها و سازه های نسبتا عظیمی که در آنها احداث شده است، موردتوجه قرار گیرند. در فضاهای شهری، به عامل سرزندگی نسبت به دیگر عوامل جامعه شناختی توجه ویژه شده است. این امر به سبب انتظارات و توقعاتی است که بلافاصله بعد از مطرح شدن نام فضای شهری در اذهان شهروندان شکل می گیرد. در واقع، یکی از برجسته ترین توقعاتی که افراد از فضاهای شهری دارند، پویایی و نشاط آن فضاهاست که در قالب مفهوم سرزندگی شهری معنا می شود.
    هدف
    به نظر می رسد عاملی که نقش حیاتی در ایجاد این سرزندگی ایفا می کند، وجود فعالیت هایی است که در متن فضاهای شهری وجود دارد. تحقیق حاضر، با هدف بررسی تاثیر و نقش الگوهای فعالیتی موجود بر میزان سرزندگی فضاهای شهری شکل گرفته است. چهارراه ولی عصر تهران بر اساس مطالعات صورت گرفته به عنوان نقطه ای کلیدی در قلب شهر تهران و در ساختار شهر تهران شناسایی شده و به عنوان یک فضای (سطحی) کاملا شهری سرشار از الگوهای فعالیتی متفاوت است، اما تحقیقات پیشین نشان می دهد که سرزندگی در این فضا در سطح مطلوبی قرار ندارد. به همین دلیل بررسی میزان سرزندگی مبتنی بر الگوهای فعالیتی موجود در این فضای مهم شهری مورد پرسش قرار گرفت.
    روش تحقیق
    روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است که در بخش تحلیل، پس از تدوین پرسش نامه بر اساس مدل مفهومی تحقیق و توزیع آن، روش رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS19 برای بررسی رابطه میان متغیرهای عملکردی و تاثیر آن بر میزان تعاملات اجتماعی به کار گرفته شد.
    نتایج
    نتایج نشان دادند که متغیر ابعاد عملکردی در جهات چهارگانه چهارراه به عنوان متغیری حیاتی در تعیین میزان تعاملات اجتماعی و در نتیجه ایجاد سرزندگی در چهارراه ولی عصر ایفای نقش می کند. این در حالیست که به نظر می رسد غفلت از برنامه ریزی خردمقیاس مبتنی بر دو عامل ایستایی/پویایی در هر دو جبهه شمالی و جنوبی و تنوع در الگوی فعالیتی به خصوص در جبهه جنوبی چهارراه ولی عصر به عنوان عوامل تضعیف کننده تعاملات اجتماعی و سرزندگی شهری عمل می کنند.
    کلیدواژگان: سرزندگی شهری، الگوی فعالیتی، تعاملات اجتماعی، فضای شهری، چهارراه ولی عصر
  • محمدرضا یزدان پناه شاه آبادی، حسن سجادزاده*، مجتبی رفیعیان صفحات 19-34
    طرح مسئله
    برندسازی مکان در راستای امکان رقابت میان مکان ها برای جذب سرمایه های مالی و انسانی مورد توجه سیاست گذاران شهری قرار گرفته است. این مفهوم در رشته های مختلف (نظیر علوم محیطی، اقتصاد، علوم اجتماعی و رفتاری) مطرح شده و در هر رشته رویکرد متفاوتی جهت تحقق آن در نظر گرفته شده است. پژوهش حاضر سعی دارد گامی جهت روشن ترشدن ابعاد این مفهوم برداشته و با بررسی سیر تحول آن به مفهوم پردازی ابعاد آن بپردازد.
    هدف پژوهش
    هدف کلی فراتحلیل حاضر ارائه زمینه و اساس نظری در خصوص «برندسازی مکان» در قالب مدلی مفهوم پردازی شده به وسیله تجزیه وتحلیل عمیق در ادبیات نظری این حوزه است.
    روش پژوهش
    پژوهش حاضر از روش فراتحلیل بهره گرفته است.
    نتایج
    علی رغم گستردگی ادبیات نظری برندسازی مکان، در خصوص ابعاد آن هنوز اجماع وجود ندارد. این پژوهش، سه دوره زمانی را برای برندسازی مکان تصویر کرده است. در این دوره های زمانی با تحول در مفهوم سازی این پدیده شاهد حرکت مفهوم برند مکان از پدیده ای تک وجهی، مبتنی بر ابعاد بصری و ملموس، دارای فرایندی نخبه گرا و متکی بر تقاضای بازار به سمت مفهومی چندوجهی، میان رشته ای، تعاملی و مشارکتی هستیم. در این سیر تحول، ماهیت برند مکان از ابزاری جهت بازاریابی به رویکردی جهت مواجهه با ابعاد مختلف برنامه ریزی و مدیریت مکان تغییر پیدا کرده است. با پالایش مفاهیم مستخرج از پژوهش، مدل نظری مفهوم پردازی برند مکان ارائه شد. این مدل، لایه های مختلف مفهومی و راهبردی، همچنین الزامات و شرایط زمینه ای موثر در آن را دربر دارد. هویت برند به عنوان مولفه محوری در لایه مفهومی مطرح می شود. هویتی که با انباشت تجربه برند، تصویر برند مکان را شکل می دهد. این تصویر که به دنبال تعریف ویژگی خاصی از مکان در ذهن مخاطبان است، به تدریج ارزش ویژه برند را شکل می دهد. این ارزش ویژه، عنصری کلیدی در ایجاد وفاداری به برند و تکمیل زنجیره توسعه همه جانبه مکان است. بدین ترتیب برندسازی مکان به عنوان رویکردی میان رشته ای، تعاملی، چندوجهی، زمینه گرا و مبتنی بر دارایی های مکان، در برنامه ریزی و بازآفرینی مکان به کار گرفته می شود.
    کلیدواژگان: برند مکان، برندسازی مکان، بازاریابی مکان، مفهوم پردازی، مدل مفهومی برندسازی مکان
  • وحید حیدر نتاج*، میترا مقصودی صفحات 35-50
    در میان تمام ملت ها گیاهان و عناصر گیاهی از تقدس ویژه ای برخوردارند و این موضوع سبب شده است که مفاهیم آشکار و نهفته موجود در آنها در هنر و معماری ملل مختلف بروز و ظهور داشته باشد. در ایران باستان نیز جلوه هایی از عناصر و نقش مایه های گیاهی را می توان در تزیینات معماری مشاهده کرد که الگوی سایر ملل نیز شده است.
    بیان مسئله و هدف
    پژوهش حاضر در پی استخراج مفاهیم نهفته در نقوش گیاهی به کاررفته در معماری ایران پیش از اسلام و بررسی اثرپذیری معماری دوره های امویان و عباسیان از معماری پیش از اسلام ایران است. به این منظور مفاهیم نمادین و اسطوره ای گیاهانی از جمله گل نیلوفر آبی، گیاه کنگر (آکانتوس) و درختانی مانند نخل و مو که به طور مشترک در معماری پیش از اسلام ایران و دوران اسلامی استفاده می شده، مورد بررسی قرارگرفته اند.
    روش
    در این پژوهش تلاش شده است که دوام تاثیر این گیاهان در اندیشه و سپس در معماری دو دوره تفسیر شده و دلایل انتقال این نقوش از معماری پیش از اسلام ایران به دوران اسلامی بررسی شود. بنابراین با استفاده از روش مطالعه میان موردی نقش مایه های گیاهی بناهای شاخص معماری پیش از اسلام ایران در دوره های هخامنشیان (تخت جمشید) و ساسانیان (کاخ تیسفون، طاق بستان و کاخ بیشاپور) با نقوش گیاهی به کاررفته در بناهای دوره امویان از جمله مسجد قبه الصخره، قصرالحیر، قصرالمشتی و کاخ خربه المفجر و تزیینات نقوش گیاهی بناها و کاخ ها در دوره عباسیان از جمله کاخ بلکورا و مسجد سیمره مقایسه شد و با استفاده از تفسیر تاریخی بناها و مراجعه به متون مختلف، مضامین مشترک استخراج شده و نمود آن در معماری هر دو دوره تاریخی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
    نتیجه
    نتایج حاصل نشان می دهد که وجود مفاهیم والایی چون پاکی، خلوص و نیروی مقدس حیات، دانش و معرفت در بطن این گیاهان سبب استفاده از آنها در معماری شده و این ویژگی به طور مشترک در معماری هر دو دوره وجود دارد. نتایج بررسی ها نشان می دهد وجود برگ های نخل و گل نیلوفر در قصر الحیر و کاخ خربه المفجر و همچنین برگ های تاک و خوشه های انگور در بنای قبه الصخره در کنار بهره گیری از فرم های مثلث و دایره در قصرالمشتی و سایر نقوش به کاررفته، همه نشان از حضور معماری و هنر ایرانی در معماری دوره اموی و عباسی دارند. همچنین هم جواری جغرافیایی، تعلقات به آرمان های یکسان، زبان، هنر و شراکت در ایجاد و پرورش مکاتب علمی از دیگر دلایل انتقال نقوش از معماری و فرهنگ ایرانی به معماری دوره اسلامی به طور خاص دوره اموی و عباسی است.
    کلیدواژگان: گیاهان مقدس، نقوش گیاهی، گل نیلوفر، برگ نخل، معماری ایران، معماری اسلامی
  • سارا رحمانی*، حمید ندیمی صفحات 51-60
    مسیر کیفیت بخشی به محیط با تلاش برای ارتقاء معنی آن گره خورده است. عوامل معناشناسانه برای ارزیابی کیفیت محیط به کار می روند و شاخص های دو تصور «کیفیت» و «معنی» دارای هم پوشانی هستند، اما تنوع زاویه دید نظریه پردازان به این دو تصور موجب شده که برخی معنی را یکی از شاخص های کیفیت برشمارند، در حالی که دیگران کیفیت را فقط برونداد وجه ظاهری معنی بخوانند. این موارد باعث ایجاد ابهام در تعیین رابطه بین وجوه این دو مفهوم شده و توافق روی آنچه بدان معنی یا کیفیت اطلاق می شود را دشوار کرده است. هدف این پژوهش، روشن کردن نقاط افتراق و اشتراک وجوه و عوامل دو تصور معنی و کیفیت و تعیین رابطه و نسبت آن دو با هم است تا بتوان در نظریه پردازی و روند نقد معماری روی این دو مفهوم پایه ای به تفاهم رسید. پژوهش با روش استدلال منطقی، چهارچوب کلی واحدی را بر اساس روند مواجهه انسان با محیط تعریف می کند که در آن، جایگاه هر یک از دو تصور معنی و کیفیت تبیین می شود. همچنین با روش تحلیل متن و کدگذاری ادبیات، وجوه شناختی محیط طبقه بندی می شود که پایه تطبیق و مقایسه وجوه این دو تصور می شود. این دو قالب، پایه ای برای جستجو و پاسخ دهی به ابهامات موجود در مورد رابطه این دو تصور خواهند شد که در نهایت به ارائه بیانیه می انجامد. در روند مواجهه با محیط، معنی در مرحله ادارک و شناخت، اما کیفیت در مرحله قضاوت و ارزیابی قرار می گیرد. آنچه به عنوان کیفیت محیط ارزشیابی می شود، ظهور بیرونی و نتیجه نهایی شناخت وجوه سه گانه معنی محیط شامل معنی عملکردی، فراعملکردی و واکنشی است. زمانی که معنی محیط در سطح واکنشی منجر به قضاوت مثبت مخاطب شده و بار عاطفی و ارزشیابانه آن به سمت خوبی میل می کند، محیط، باکیفیت یا دارای کیفیت خوب خوانده می شود.
    کلیدواژگان: کیفیت، معنی، ادارک، شناخت، ارزیابی
  • مهدخت کیایی، حسین سلطان زاده*، علی اکبر حیدری صفحات 61-76
    هر نظام فضایی با برخورداری از قابلیت تغییرات درونی، می تواند پاسخگوی تعداد بیشتری از نیازهای کاربران آن در زمان های گوناگون باشد و بدین ترتیب کارکرد مطلوب تری نسبت به نظام های فضایی تک عملکردی داشته باشد. دستیابی به قابلیت تغییرات در نظام های فضایی از زیرشاخه های مبحث انعطاف پذیری فضا است. هدف اصلی انجام این پژوهش، سنجش انعطاف پذیری نظام فضایی خانه ها در سه الگوی سنتی، سنتی-معاصر و معاصر در شهر قزوین است که این کار با استفاده از ابزار چیدمان فضا صورت پذیرفت. برای رسیدن به این هدف، با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، از یک سو نمودهای گوناگون انعطاف پذیری نظام فضایی خانه و از سوی دیگر ویژگی های چیدمان فضا از میان کتاب ها و مقالات معتبر شناسایی شد. در ادامه، امکان وجود رابطه ای میان نمودهای گوناگون انعطاف پذیری و برخی مفاهیم معماری مرتبط با چیدمان فضا مشخص شد. این ارتباط که به وسیله استدلال منطقی تحلیل شد، بیان می کند که انعطاف پذیری نظام فضایی خانه، می تواند به وسیله برخی ویژگی های چیدمان فضا ارزیابی شود. در ادامه جهت پیاده کردن این نتیجه بر روی نمونه های موردی حقیقی، خانه ها در سه الگوی سنتی، سنتی-معاصر و معاصر در شهر قزوین انتخاب شدند. سپس با استفاده از ابزار سنجش چیدمان فضا (نرم افزار دپث مپ)، داده هایی حاصل آمد که با استفاده از نمودارهای توجیهی منتج از آنها، انعطاف پذیری نظام فضایی خانه های یادشده ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان دادند که تاثیر نظام فضایی در ایجاد انعطاف پذیری خانه های سنتی، بسیار بیشتر از خانه های سنتی-معاصر و معاصر است. همچنین عموم خانه های معاصر با هر مساحتی، از انعطاف پذیری یکسانی در نظام فضایی خود بهره مند هستند، حال آنکه در خانه های دوره سنتی و سنتی-معاصر با تغییر مساحت، برخی انعطاف پذیری بیشتر و برخی انعطاف پذیری کمتری دارند. به علاوه در میان نمودهای انعطاف پذیری خانه، در حالی که هر سه دوره زمانی، قابلیت تغییرپذیری دارند، اما تنوع پذیری و تطبیق پذیری آنها در برخی دوره ها بیشتر و در برخی کمتر است.
    کلیدواژگان: نظام فضایی خانه، نمودهای انعطاف پذیری، شاخص های چیدمان فضا، خانه های قزوین
  • بابک داریوش*، حشمت الله متدین صفحات 77-86
    کوه در اندیشه های اساطیری، جایگاه خدایان و در ادیان مهم محل وحی و گفت وگوی خداوند با پیامبران است، اما در فلات ایران به دلیل جغرافیای خاص این سرزمین که کوه منبع وجود آب بوده است، اهمیت بیشتری دارد. در کتاب دین زرتشت، اوستا، بارها از کوه به نیکی یاد شده و در قرآن هم بارها بر اهمیت آن تاکید شده است. از طرف دیگر و چنان که در بیان مسئله مطرح می شود، وجود منابع آب عامل اصلی و اولیه قرارگیری اغلب شهرها و روستاهای ایران بر دامنه کوه ها بوده است، البته عوامل مهم دیگری همچون وجود هوای مناسب دامنه کوه، نقش دفاعی کوه در برابر بلایای طبیعی و انسانی و وجود ظرفیت های معیشتی و... نیز بر شکل گیری این سکونتگاه ها و استمرار قرارگیری آنها در دامنه کوه تاثیرگذار بوده است. این کارکردها سبب شده تا کوه در ذهن ایرانیان اهمیت بسیاری داشته باشد، اما در گذر زمان و به دلایل مختلف، به خصوص ورود مدرنیته و تکنولوژی اهمیت کوه برای مردم کاهش یافته و لذا معنای کوه در ذهن مردم به عنوان یک عنصر حیاتی تغییر کرده است. با درنظرگرفتن این مسئله، هدف از نگارش این مقاله آن است تا با روش کیفی مطالعه اسناد تاریخی و از طریق بررسی تاریخی نمونه هایی از اشعار شاعرانی که جایگاه برجسته ای در ساخت زبان و ذهن ایرانیان داشته اند، جایگاه کوه در گذر زمان در ادبیات ایران را ارزیابی کنیم و ببینیم رویکرد شعرا به کوه چه تغییراتی داشته است؟ همان طور که در بیان مسئله گفته شد، نظر به اهمیت ورود مدرنیته بر جایگاه ذهنی مردم بررسی می کنیم که مدرنیته تا چه اندازه ای بر معنای کوه در شعر تاثیر گذاشته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که جایگاه معنایی کوه در گذر زمان در ذهن شعرا، به خصوص در شعر نو که برآمده از ورود مدرنیته به ایران است، تغییر یافته است. رویکرد عمده شعرای شعر نو به کوه، رویکردی عینی است. همچنین بررسی ها نشان می دهد عامل موثر دیگری پیش از ورود مدرنیته به شعر معاصر، بر تغییر معانی طبیعت و کوه وجود داشته که شاید از خود مدرنیته مهم تر باشد و آن هم دل زدگی شعرا و روشنفکران از دوران قاجار و صفوی به دلیل کاهش قدرت زایش فرهنگی و واپس گرایی نادرست اندیشه های معنوی است.
    کلیدواژگان: ایران، ادبیات، شعر، کوه، مدرنیته
|
  • Kianoosh Zakerhaghighi* Pages 5-18
    Nowadays, the sociology of urban space has been the focus of researchers in urban planning and design fields. This has caused the cities and urban spaces within these cities to be considered more than the bodies in them and the relatively large structures in which they were built. In comparison with other sociological factors, vitality in urban spaces is a factor that has been given special attention. This kind of expectations would arise immediately after the introduction of the urban space in the minds of citizens. In fact, one of the most promising expectations of people from urban spaces is the dynamism and liveliness of that space, which is understood as the concept of urban vitality. It seems that the factor that plays a vital role in creating this vitality is the existence of activities in the context of urban spaces. The research tries to investigate the effect of existing activity patterns on the vitality of urban spaces. The Vali Asr Crossroad in Tehran have been identified as a key point in the heart of Tehran and in the structure of Tehran, and It is a totally urban space full of activity patterns, but studies show that vitality in this space is not at the optimal level. For this reason, the study of vitality based on activity patterns in this important urban space is investigated. In the analytical section, a questionnaire based on a conceptual model was designed and then a regression model was used to analyze the results.The results show that the factor of performance as a vital variable in promoting social interactions and as a result of creating vitality at the Vali Asr crossroad plays an important role. Meanwhile, the two factors of static / dynamic activity and diversity at Vali Asr crossroad are factors weakening social interactions and urban vitality.
    Keywords: urban vitality, activity pattern, Social Interaction, Urban Space, Vali Asr Crossroad
  • Mohammad Reza Yazdanpanah Shahabadi, Hasan Sajadzadeh *, Mojtaba Rafieian Pages 19-34
    Place branding has been adopted by policymakers and decision makers since 1990s to promote the place competition forattracting financial and human capital . This concept is discussed in various scientific disciplines. Each field has conceptualized this concept in a different way. Thus, the present study attempts to clarify the dimensions of this concept with a step-by-step approach. The aim of this study is to provide a background and theoretical basis for the concept of «place brand" and "place branding» in a conceptual model which clarify the different dimensions of place branding. Therefore, in this study a depth analysis will be done in the literature to explain the concepts, approaches, models, scales and methods of assessment. Descriptive-analytic research method was used in this present study. The results showed that despite extensive theoretical literature about place brand and place branding, yet there is no consensus on it. The variety of disciplines involved in this topic (such as economics and marketing, social sciences, political science, environmental sciences) reflects the various dimensions that have been added to the concept of place branding. In this research, three periods for place brand is depicted: past, present and future. In this progress, the concept of place branding has evolved from a marketing tool to an approach to involving various dimensions of urban planning and management. In these periods, place branding has changed from a monotonic phenomenon which is based on visual and tangible dimensions and a top-down process to the multifaceted, interdisciplinary, interactive, and collaborative concept. Finally, by summarizing the concepts which is explored and refined, the theoretical and conceptual model for place branding is presented.
    Keywords: Place brand, place branding, Place marketing, conceptualization, Conceptual Model of Place Branding
  • Vahid Haidar Nattaj *, Mitra Maghsoudy Pages 35-50
    The sacredness of plants and plant elements in all nations has led to the implicit and explicit implications of these elements in the arts and architecture of various nations. In ancient Iran, the impacts of these plant elements and plant motifs can be seen in the architectural ornamentation, which is also prevalent in other nations.
    Problem statement and research aim
    The current study seeks to find the implicit concepts of plant motifs used in the pre-Islamic Iranian architecture and to understand the impacts of pre-Islamic architecture on the architecture of Umayyad and Abbasid periods. In this regard, the symbolic and mythological concepts of plants such as lotus flowers, acanthus, and various trees such as palm and vine, which are commonly used in pre-Islamic Iranian architecture and Islamic architecture, have been deeply scrutinized. Research
    Method
    This research aims at interpreting the perpetual influence of these plants on the common beliefs and the architecture of the two aforementioned periods and it tries to seek the reasons for conveyance of these motifs from pre-Islamic architecture to Islamic era. Therefore, using the interdisciplinary study methodology, this study aims at comparing the motifs of prominent pre-Islamic buildings of the Achaemenid period (Persepolis) and the Sassanid period (Ctesiphon palace, Taq-e Bostan and Bishapur Palace) with those of Umayyad period (such as Qobbat Al-Sakherah mosque, Al-Hayr palace, Al-Mshatta palace, and Kherbat Al-Mafjar palace), and Abbasid period (including the Belkoura palace and Seymareh Mosque). H After interpreting the buildings historically by referring to various texts, the common implications of plant motifs were revealed and their manifestations in the architecture of both historical periods are deeply analyzed and discussed. The sacredness of plants among nations has led to the apparent and latent implications of these elements in the arts and architecture of various nations. In ancient Persia, the impacts of plant motifs can be seen in the architectural ornamentation, which is also prevalent in other nations. Problem statement and research
    aim
    The current study pursues to find the inherent concepts of plant motifs used in the pre-Islamic Iran architecture and to understand the impacts of pre-Islamic architecture on the architecture of Umayyad and Abbasid periods. In this regard, the symbolic and mythological concepts of plants such as lotus flowers, acanthus, and various trees such as palm and vine, which are commonly used in pre-Islamic Iranian architecture and Islamic architecture, have been deeply scrutinized. Research
    Method
    This research aims at interpreting the perpetual influence of these plants on the common beliefs and the architecture of the two aforementioned periods and it tries to seek the reasons for conveyance of these motifs from pre-Islamic architecture to Islamic era. Therefore, using the interdisciplinary study methodology, this study aims at comparing the motifs of prominent pre-Islamic buildings of the Achaemenid period (Persepolis) and the Sassanid period (Ctesiphon palace, Taq-e Bostan and Bishapur Palace) with those of Umayyad period (such as Qobbat Al-Sakherah mosque, Al-Hayr palace, Al-Mshatta palace, and Kherbat Al-Mafjar palace), and Abbasid period (including the Belkoura palace, Seymareh mosque and Noh Gonbad mosque). After interpreting the buildings historically by referring to various texts, the common implications of plant motifs were revealed and their manifestations in the architecture of both historical periods are deeply analyzed and discussed.
    Conclusion
    The results show that the existence of noble concepts such as purity, clarity and sacred force of life, knowledge and wisdom observed at plant motifs is the main reason for their use in architecture, which convey the same implications in the architecture of both periods. Moreover, it is deduced that the use of different motifs such as palmette (palm leaves), lotus leaves in Al-Hayr palace and Kherbat al-mafjar palace, the vine leaves and grape clusters in Qobbat Al-Sakhreh, as well as the triangular and circular forms in Al-Mshatta palace indicate the presence of Iranian art and architecture in the architecture of Umayyad and Abbasid periods. In addition, the geographical adjacency, believing in the same ideals, language, art and partnership in the creation and instructions of scientific schools are other reasons for the conveyance of motifs from Iranian architecture and culture to the Islamic architecture, especially Umayyad and Abbasid periods.
    Keywords: Sacred Plants, Plant Motifs, Lotus, Flower, Palm leaves, Iranian architecture, Islamic architecture
  • Sarah Rahmani *, Hamid Nadimi Pages 51-60
    Improving environmental quality is interwoven with enhancing its meaning. Semantic factors are applied to evaluate quality and the indicators of the two concepts of quality and meaning overlap. However, theorists’ viewpoints toward these two concepts are diverse so that some consider meaning as a quality indicator, while others refer to quality merely as the outcome of the presentational aspect of meaning. This has led to an ambiguity in determining the relationship between the aspects of these two concepts and, as a result, made it difficult to consent to what is implied as meaning or quality. The current study aims at clarifying the differences and the common points of the aspects and factors of the two concepts of meaning and quality, and determining their relationship, so that an agreement could be reached on these two fundamental concepts in both architecture hypothesis and criticism. Applying logical reasoning, this research defines a coherent general framework based on human-environment interaction, in which the position of each of the two concepts of meaning and quality is explained. Also, cognitive aspects of the environment, using the method of content analysis and literature coding, are categorized as the basis for matching and comparing the aspects of the two concepts. These two frameworks would function as the basis for search of and response to the ambiguities in the relationship between these two which, ultimately, would lead to the statement. In human-environment interaction, meaning undergoes perception and cognition, while quality is judged and evaluated. What is evaluated as the quality is the presentation and the final result of the cognition of the threefold aspects of the meaning, including functional, social and responsive. If the responsive meaning of an environment bears a positive affective load, the environment is considered to possess a good quality.
    Keywords: Quality, Meaning, Perception, cognition, evaluation
  • Mahdokht Kiaee, Hossein Soltanzadeh *, Aliakbar Heidari Pages 61-76
    Any spatial organization with the ability to make internal changes can answer extra demands of its users at different times. Therefore, it can possess a better performance than to the performance of single-functional spatial organizations. The main purpose of this research is to measure the flexibility of spatial system of houses using the space syntax in three traditional, traditional- contemporary and contemporary patterns in Qazvin. To achieve this goal, on the one hand, various manifestations of the flexibility of the spatial system of the house and, on the other hand, features of the space syntax were identified based on valid books and papers; Subsequently, flexibility expressions were evaluated and analyzed with a number of architectural concepts related to space syntax through descriptive - analytical and logical research method. In the present research and in this theory, the measurement tools are the justification Charts, the DEPTH MAP software and the data extracted from these two. Results of the research indicated that the influence of the spatial system on the development of the traditional houses was much higher than traditional - contemporary and contemporary instances. Also, most of contemporary houses, regardless of their construction area, possess the equal rate of flexibility in their spatial system. However, with a change in construction area in houses of traditional and traditional- contemporary era, the flexibility will face change.
    Keywords: Houses spatial system, Flexibility manifestations, Space syntax indicators, Qazvin houses
  • Babak Dariush *, Heshmatollah Motedayen Pages 77-86
    Mountain is the place of gods in mythical thoughts and it is a place for revelations and conversations of the God with the prophets in important religions. But mountain itself is of utmost importance in Iran plateau due to the geographical condition of this territory and the fact that mountain has been the source of water. In Avesta, the book of the Zoroastrianism, the term mountain has been repeatedly used respectfully and the holy Quran has often highlighted its importance . As it is mentioned in the statement of the problem section of this article, the existence of water resources have been the main and preliminary factor for the establishment of the majority of Iranian cities and villages on the hillsides and mountain slopes but there have been other important influential factors like the pleasant weather of the mountain, the defensive role of the mountain against the natural and human disasters and the existence of the livelihood capacities as well as an array of the other factors that heavily affected the formation of these residential places and the continuation of their construction in the mountain sides.These functions have intensified the importance of mountains in Iranian lives. However, the significance of mountain has declined in the course of time for various reasons, especially because of the advent of modernity and technology; which accordingly, the meaning of mountain which was once a vital element, has been changed. Considering the current issue, the aim of the present study was to investigate the importance of the mountain in the course of the time in Iranian literature using a qualitative method for studying the historical documents through historical investigations of those poetic samples of poets who had had a brilliant position in the construction of Iranian language and memory. Later on, changes in the poets’ approaches and attitudes toward mountain were explored. As it is mentioned in the statement of the problem section of the present study, considering the importance of modernity’s entry to the mental position of people, the extent of the modernity's effect on the meaning of the mountain in poetry was also under investigation. The results of the study indicate- that the semantic position of the mountain has been changed during the time in the poets’ minds, especially in blank poems that are stemmed from the modernity’s entry into Iran.The substantial approach adopted by the blank verse poets toward mountain is mostly objective.Moreover, the investigations are reflective of the idea that there is another factor influencing the changes in the meaning of the nature and mountain before the entry of modernity into the contemporary poetry that might be even more important than the modernity itself, which is the poets and intellectuals’ repugnance of the Qajar and the Safaviyya eras due to the decline of the power of cultural generation and inappropriate retrospectively of the spiritual thoughts.
    Keywords: Iran, Literature, poetry, Mountain, modernity