فهرست مطالب

  • سال بیست و ششم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عباس علی نوری صادق، رضا اولادی*، کامبیز پورطهماسی، وحید اعتماد صفحات 447-458
    با توجه به اهمیت ممرز (L. Carpinus betulus)در جنگل های هیرکانی، بررسی فعالیت کامبیوم و تشکیل حلقه رویش در طبقه های قطری مختلف این گونه درختی می تواند اطلاعات بیشتری در مورد مقدار و چگونگی رشد آن فراهم کند. در این راستا، زمان آغاز، پایان و طول دوره فعالیت کامبیوم (دوره رویش) و نیز نرخ رشد قطری در سه طبقه قطری مختلف (25 تا 35، 36 تا 50 و 60 تا 90 سانتی متر) در جنگل خیرود نوشهر طی فصل رویشی 1395 مطالعه شد. شیوه مورد استفاده در این پژوهش، انتخاب 1080 ریز نمونه از ارتفاع قطر برابر سینه درختان و بررسی میکروسکوپی بود. نتایج نشان داد که فعالیت کامبیوم در طبقه قطری نخست و دوم در اوایل اردیبهشت ماه آغاز شد و به ترتیب تا اواخر و اواسط مهرماه ادامه داشت. در طبقه قطری سوم، فعالیت کامبیوم با تاخیر قابل ملاحظه ای نسبت به طبقه های قطری نخست و دوم آغاز شد (اواخر اردیبهشت ماه) و زودتر از آن ها (در اوایل مهرماه) به پایان رسید. علاوه براین، رشد قطری طبقه سوم به مراتب کمتر از دو طبقه دیگر بود. در بین درختان جوان و کم قطر ، هماهنگی و رفتار مشابهی از نظر مقدار رشد روزانه مشاهده شد و با افزایش سن درخت و نزدیک شدن به سن دیرزیستی، همگنی رشد درون توده جنگلی کاهش یافت. در مجموع به نظر می رسد که درختان طبقه قطری نخست و دوم در مرحله بلوغ بودند و در نتیجه زمان بندی رویش آن ها به هم شبیه بود، اما درختان طبقه قطری سوم که نزدیک به سن دیرزیستی بودند، تفاوت قابل ملاحظه ای با دو طبقه قطری دیگر داشتند.
    کلیدواژگان: تابع گومپرتز، جنگل های هیرکانی، رشد سالانه، طبقه قطری
  • حامد آقاجانی، سید محمد حجتی*، محمدعلی تاجیک قنبری، محمدرضا پورمجیدیان، علی برهانی صفحات 459-470
    با توجه به نقش مثبت قارچ های اکتومیکوریز در جذب آب و مواد غذایی و انتقال به درختان، شناسایی آن ها از اهمیت زیادی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط تنوع قارچ های اکتومیکوریز شناسایی شده با برخی ویژگی های شیمی خاک در سری فلورد جنگل های فریم استان مازندران انجام شد. در سه دامنه ارتفاعی 300 متری (1200 تا 1500، 1500 تا 1800 و 1800 تا 2100)، 45 درخت راش (Fagus orientalis Lipsky) (در هر طبقه ارتفاعی 15 درخت) انتخاب و نمونه برداری از ریزریشه های آن ها به عمق 10 سانتی متر انجام شد. در کنار محل مورد نظر برای برداشت ریشه، یک نمونه به عمق 10 سانتی متر برای بررسی ویژگی های شیمیایی خاک نیز برداشت شد. نمونه های ریشه در آزمایشگاه قارچ شناسی از طریق استخراج DNA ناحیه ITS nrDNA با استفاده از زوج آغازگر های ITS1F و ITS4B یا ITS4 تکثیر و توالی یابی شده و با نرم افزار BioEdit اصلاح و در NCBI بررسی شدند. نمونه های خاک نیز پس از انتقال به آزمایشگاه، به مدت دو هفته در هوای آزاد خشک شده و پس از عبور از الک های دو میلی متری، مشخصه های شیمی خاک بررسی شدند. بر اساس نتایج بررسی همزیستی اکتومیکوریزی، 10 خانواده مختلف شناسایی شدند و بیشترین همزیستی مربوط به Russulaceae و Cortinariaceae بود. مقدار مشخصه های خاک مانند pH، نیتروژن، فسفر، پتاسیم و کربن در طبقه ارتفاعی اول بیشتر از دو طبقه دیگر بود. همچنین، نتایج تجزیه واریانس و مقایسه های میانگین متغیرهای خاکی در منطقه مورد مطالعه نشان داد که بین طبقه های ارتفاعی از نظر مقدار فسفر، پتاسیم و اسیدیته تفاوت معنی داری وجود داشت. یافته های این پژوهش موید آن است که شرایط رویشگاهی و تنوع گونه ای توده های جنگلی می توانند بر ویژگی های خاک و غنای گونه ای اکتومیکوریزها و پیرو آن، پویایی بوم سازگان جنگل موثر باشند.
    کلیدواژگان: اسیدیته خاک، اکولوژی گیاهی، پتاسیم، جنگل های هیرکانی، سلامت جنگل، فسفر
  • فرهاد جهان پور، آرش دریکوندی، پروین رامک*، رفعتاللهقاسمی، محسن کلاگری، رضا کرمیان صفحات 471-482
    به منظور دست یابی به کلن های پرمحصول و سازگار با شرایط آب وهوایی خرم آباد و معرفی آن ها برای کشت و تولید انبوه، 10 کلن صنوبر (Populus nigra L.) تاج بسته در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و فاصله کاشت 3×3 متر در ایستگاه باغ کشاورزی خرم آباد در یک دوره پنج ساله (1393-1389) ارزیابی شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر عامل های سال و کلن بر صفات رویش جاری ارتفاع، رویش جاری قطر برابر سینه و رویش جاری حجم در هکتارمعنی دار بود. مقایسه میانگین ها نشان داد که بیشترین (2/05 متر) و کمترین رویش ارتفاعی (0/14 متر) به ترتیب به P. nigra 135/63 در سال چهارم آزمایش و P. nigra 48/56 در سال دوم آزمایش اختصاص داشت. همچنین، P. nigra 135/63 دارای بیشترین رویش قطر برابر سینه (2/57 سانتی متر) در سال پنجم و P. nigra 48/56 دارای کمترین رویش قطر برابر سینه (0/26 سانتی متر) در سال دوم آزمایش بودند. P. nigra 135/63 و P. nigra 154/62 نیز در سال پنجم آزمایش به ترتیب بیشترین (7/17 متر مکعب در هکتار) و کمترین مقدار رویش جاری حجم (0/4 متر مکعب در هکتار) را داشتند. بررسی کیفی کلن های مختلف صنوبر نشان داد که به استثنای P. nigra 72/56 و P. nigra 23/49 که به ترتیب دارای انحنای تنه کم و متوسط بودند، کلن های دیگر، تنه صاف و مستقیم داشتند.
    کلیدواژگان: استان لرستان، رویش، سازگاری، کلن مناسب، Populus nigra
  • علی مقیمی بنادکوکی، مریم دهستانی اردکانی*، مصطفی شیرمردی، علی مومن پور صفحات 483-495
    درختچه پر (Cotinus coggygria Scop.) از گونه های جذاب زینتی است که خواص دارویی فراوانی دارد. در پژوهش پیش رو، اثر سطوح مختلف شوری بر رشد این گیاه و تاثیر کود گاوی و ورمی کمپوست بر افزایش مقاومت به شوری گیاه به صورت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی، شامل سه سطح مواد اصلاحی به صورت 1) خاک زراعی، 2) 80 درصد خاک زراعی + 20 درصد ورمی کمپوست و 3) 80 درصد خاک زراعی + 20 درصد کود گاوی کاملا پوسیده و شوری آب آبیاری در سه سطح (یک، چهار و هفت دسی زیمنس بر متر) در سه تکرار بررسی شد. در این آزمایش، بستر بدون کود به عنوان شاهد درنظر گرفته شد. نتایج نشان داد که با افزایش سطح شوری، شاخص های رشد و زی توده تر و خشک گیاه به طور معنی داری کاهش یافتند. بیشترین ارتفاع و قطر در گیاهان شاهد و در سطح شوری یک دسی زیمنس بر متر به دست آمد. تیمار ورمی کمپوست بهتر از شاهد و کود گاوی منجر به افزایش زی توده تر و خشک ساقه شد. بیشترین زی توده تر و خشک ساقه به ترتیب با 230/8 و 123/36 گرم در بیشترین سطح شوری (هفت دسی زیمنس بر متر) و در تیمار ورمی کمپوست به دست آمد. در سطوح متوسط و زیاد شوری (چهار و هفت دسی زیمنس بر متر) کود ورمی کمپوست بهتر از کود گاوی منجر به افزایش سطح برگ شد. استفاده از کود دامی و ورمی کمپوست توانست سدیم و کلر برگ را نسبت به شاهد کاهش دهد و باعث افزایش مقدار پتاسیم شود. به طور کلی، استفاده از کود گاوی و ورمی کمپوست توانست ویژگی های رشدی درختچه پر و جذب عناصر غذایی را در شرایط شور نسبت به شاهد بهبود دهد.
    کلیدواژگان: درختچه زینتی، سدیم، کلر، نکروزگی
  • وحید حسینی*، کیومرث محمدی سمانی، لیلا مراد میروانی صفحات 496-505
    آتش منجر به تجمع خاکستر در خاک سطحی می شود که می تواند اثرات عمیقی بر چرخه بیوشیمیایی عناصر در بوم سازگان برجای بگذارد. هدف این پژوهش، بررسی برخی ویژگی های شیمیایی خاکستر لاشریزه درختی و پوشش علفی حاصل از آتش سوزی در کف جنگل و تعیین روند تغییرات این ویژگی ها از زیر تاج درختان برودار (Querucs brantii Lindl.) به سمت خارج تاج بود. برای این منظور، بلافاصله پس از رخداد آتش در تابستان سال 1395 در منطقه دره وران شهرستان مریوان، از خاکستر به جای مانده نمونه برداری شد. خط نمونه ای به طول 300 متر در روی خط تراز پیاده شد و در هر 30 متر، نزدیک ترین درخت برودار انتخاب شد. در مورد هر درخت انتخابی، سه نمونه خاکستر به ترتیب در فاصله 1/5 متری از تنه، مرز تاج و پنج متری تاج (در جایی که بین درختان قرار می گرفت) برداشت و پس از انتقال به آزمایشگاه، ویژگی های شیمیایی آن ها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که با افزایش فاصله از تنه درخت، مقدار کربن، نیتروژن و فسفر خاکستر به طور معنی داری افزایش یافت. کلسیم و منیزیم خاکستر با حرکت به سمت فضای بین درختان، کاهشی معنی دار داشتند، اما پتاسیم به طور معنی داری افزایش یافت. هدایت الکتریکی و اسیدیته خاکستر نیز از سمت تنه به خارج تاج درختان کاهش پیدا کرد. به طور کلی، می توان گفت که به دلیل تفاوت در مقدار بقایای گیاهی تجمع یافته، با حرکت از تنه درخت به سمت فضای بین درختان، شدت آتش رخداده کمتر شده و در نتیجه اثرات متفاوتی بر ویژگی های خاکستر به جای گذاشته است.
    کلیدواژگان: آتش، استان کردستان، جنگل های زاگرس شمالی، کلسیم، منیزیم
  • ایرج امیری، حمید سودایی زاده*، اصغر مصلح آرانی، جواد طایی سمیرمی، محمدعلی حکیم زاده صفحات 506-519
    در پژوهش پیش رو، پس از مشخص کردن محدوده رویشگاه های درخت انارشیطان (Tecomella undulate (Roxb.) Seem.)درسه استان کرمان، هرمزگان و بوشهر، شش رویشگاه انتخاب شدند. هدف از این پژوهش، تعیین و شناسایی نیازهای بوم شناختی، ویژگی های جنگل شناسی، ساختار زمین شناسی، ویژگی های خاک و اقلیمی و تعیین جدول نیازهای بوم شناختی گونه مذکور بود. نتایج نشان داد که انارشیطان در نواحی گرم جنوب ایران از نزدیکی ساحل دریا (ارتفاع 10 متری از سطح دریا) در مغدان بوشهر تا ارتفاع 1612 متری از سطح دریا در اسفندقه جیرفت با میانگین بارندگی سالانه 100 تا 200 میلی متر و درجه حرارت سالانه پنج تا 55 درجه سانتیگراد پراکنش داشت. بافت خاک در بیشتر رویشگاه ها، سبک تا متوسط و شنی تا شنی - لومی بود. خاک رویشگاه ها از نظر پتاسیم غنی، اما از نظر نیتروژن و ماده آلی بسیار فقیر بود. میانگین اسیدیته گل اشباع بین 6/72 تا 7/61 و هدایت الکتریکی آن 0/5 میلی موس بر متر بود که بیشتر بر روی رسوبات دوران کواترنری و ترشیاری حضور داشتند. متوسط تراکم توده های انارشیطان در شش رویشگاه مورد مطالعه، 75 پایه در هکتار، بیشترین ارتفاع 10/2 متر، متوسط قطر تنه 47/35 سانتی متر و میانگین سطح تاج 9/6 متر مربع محاسبه شد. زمان گل دهی در بیشتر رویشگاه ها از اواخر اسفند ماه تا نیمه اردیبهشت ماه بود. زمان رسیدن بذرها در تنها رویشگاه بذرده کشور (دشت کوچ جیرفت) از ابتدا تا اواخر اردیبهشت ماه ثبت شد. تکثیر طبیعی انارشیطان از طریق بذر و ریشه جوش انجام می شود. نتایج این پژوهش اطلاعات سودمندی را در مورد آت اکولوژی انارشیطان ارائه داد.
    کلیدواژگان: بافت خاک، بلوغ بذر، تکثیر طبیعی، صحارا- سندی، فنولوژی
  • رامین منصورسمایی، زهره خلیلی اردلی*، یداله رسانه صفحات 520-529
    تجدید حجم به روش 3P به منظور کاهش کار میدانی و کاهش هزینه ها، جایگزین تجدید حجم صددرصد شده است. هدف از این پژوهش، مقایسه روش تجدید حجم 3P با روش صددرصد، شناخت بهتر و ارائه روش مناسب در بخش اجرا است. برای این منظور، در طرح جنگل داری پرچیوا در استان مازندران، 1184 اصله درخت از گونه های افرا، انجیلی، توسکای ییلاقی، راش و ممرز بررسی شد. حجم درختان ابتدا به روش تجدید حجم صددرصد، سپس به تفکیک حجم صنعتی، هیزمی و کل بر اساس شیوه نامه روش 3P اندازه گیری شد. برآورد حجم درختان از طریق تجدید حجم 3P در 10 تکرار انجام شد. نتایج آزمون t جفتی نشان داد که در حجم برآوردشده برای افرا، انجیلی و توسکای ییلاقی، تفاوت معنی داری در سطح اطمینان 95 درصد بین روش تجدید حجم صددرصد و روش 3P وجود داشت، در حالی که این اختلاف برای راش و ممرز، معنی داری نبود. همچنین، آزمون t مستقل نشان داد که برآورد حجم به روش 3P در دو حالت بیشترین خطا و کمترین خطا با مقادیر واقعی، تفاوت معنی داری در سطح اطمینان 95 درصد نداشت. با توجه به نتایج این پژوهش مشخص شد که تجدید حجم به روش 3P نسبت به روش صددرصد روشی کم هزینه است و زمان کمتری را می طلبد.
    کلیدواژگان: استان مازندران، حجم صنعتی، حجم هیزمی، روش تجدید حجم
  • حمیدرضا میرداودی*، یونس عصری، جعفر حسین زاده، ماشااله محمدپور صفحات 530-541
    در دانش بوم شناسی، مطالعه جوامع گیاهی و تجزیه و تحلیل روابط بین گیاهان و عوامل محیطی حائز اهمیت فراوانی است. در این رابطه، پوشش گیاهی پارک دالاب در منطقه حفاظت شده مانشت و قلارنگ در استان ایلام با استفاده از روش براون- بلانکه مطالعه شد. داده های جامعه شناسی از 44 قطعه نمونه جمع آوری شد. برای رسته بندی از روش تجزیه و تحلیل ارتباط های عاملی و برای طبقه بندی از روش تحلیل خوشه بندی استفاده شد. نتایج تحلیل های جدولی جامعه شناختی به روش براون- بلانکه منجر به معرفی جوامع Teucrio polii-Quercetum brantii، Aceri monspesulani-Quercetum brantii، Quercetum brantii، Acantholimono blakelochkii-Astragaletum veri و Celtido tournefortii-Aceretum monspesulani در منطقه مورد مطالعه شد. این جوامع گیاهی به راسته Quercetalia persicae و رده Quercetea persicae تعلق دارند. تجزیه و تحلیل متغیرهای محیطی در جوامع گیاهی نشان داد که عوامل خاکی (درصد رس و شن، درصد آهک، فسفر، پتاسیم و اسیدیته)، عوامل توپوگرافی (ارتفاع از سطح دریا و درصد شیب) و نیز درصد پوشش تاجی طبقه های فوقانی جنگل، در پراکنش جوامع گیاهی در منطقه موثر بودند.
    کلیدواژگان: براون- بلانکه، جنگل های بلوط، رشته کوه زاگرس، عوامل بوم شناختی
  • مینا کوه جانی گرجی*، محمد ابراهیم فراشیانی، سمیرا فراهانی، فرزانه کازرانی، یزدان فر آهنگران صفحات 542-550
    شب پره شمشاد با نام علمی Cydalima perspectalis Walker (Lep.: Crambidae) به عنوان مهم ترین آفت گیاهان جنس شمشاد در جهان معرفی شده است. این آفت از زمان ورود به ایران در سال 1395، به طور بسیار تهاجمی و مخرب بر روی شمشاد های جنگل های هیرکانی فعالیت می کند. هدف از پژوهش پیش رو، ارزیابی اثر آفت کش گیاهی آزادیراختین (نیم آزال®) به تنهایی و در اختلاط با پودر حنا (به عنوان سینرژیست) برای کنترل شب پره شمشاد بود. آزمایش ها در قالب طرح کامل تصادفی بر روی لاروهای سن دوم C. perspectalis در شرایط آزمایشگاهی (°C1±27، 10±60 درصد رطوبت نسبی، 16 ساعت روشنایی و هشت ساعت تاریکی) انجام شد. در ابتدا میزان مرگ ومیر در سه غلظت از ترکیب گیاهی نیم آزال (1500، 1000 و 250 پی پی ام) به همراه تیمار شاهد (آب) در شش تکرار ارزیابی شد. سپس میزان مرگ ومیر لارو سن دوم این آفت با سه غلظت از نیم آزالدر ترکیب با پودر حنا در سه تکرار بررسی شد. مرگ ومیر لاروها پس از 24، 48 و 72 ساعت ثبت شد. نتایج نشان داد که اگر پودر حنا که ماده گیاهی ارزان قیمت و در دسترس است، به عنوان ماده همراه به سم پاش حاوی نیم اضافه شود، می تواند غلظت پیشنهادی نیم آزالرا تا 50 درصد کاهش دهد تا استفاده از این ترکیب برای کنترل شب پره شمشاد مقرون به صرفه شود. این اثر سینرژیستی مشابه با زمانی بود که غلظت این آفت کش به میزان دو برابر استفاده شد.
    کلیدواژگان: آفت کش های گیاهی، جنگل های هیرکانی، مرگ ومیر، نیم آزال
  • مرتضی تشکری قوژدی*، مازیار حیدری، علی معصومیان کلشتری صفحات 551-564
    با توجه به اهمیت جنگل های زاگرس و لزوم پایداری آن ها، ضرورت دارد تا نمایه ها و نشانگرهای مدیریت پایدار متناسب با این جنگل ها معرفی شوند. برای اجرای این پژوهش، جنگل های بخش فیروزآباد در محدوده شهرستان کرمانشاه انتخاب شد. منطقه مورد مطالعه به روش علت- معلولی دیپیسیر (DPSIR) پیمایش و تحلیل شد تا شناخت کامل تری از روابط پدیده ها و موضوعات به دست آید. سپس، بر اساس روش بالا به پایین، سری های نمایه ها و نشانگرهای موجود در مناطق مختلف جهان بررسی شد و از فرآیند IRENA در طراحی نمایه ها و نشانگرهای مدیریت پایدار استفاده شد. لیست اولیه نمایه ها و نشانگرها در اختیار 30 نفر از دست اندرکاران حوزه منابع طبیعی و محیط زیست قرار گرفت و نشانگرها بر اساس مقیاس لیکرت امتیازدهی شدند. پس از محاسبه میانگین و وزن نسبی امتیازات، لیست نهایی نمایه ها و نشانگرها تهیه شد. نتایج فرآیند دیپیسیر نشان داد که مهم ترین نیروهای پیش ران در جنگل های مورد مطالعه به ترتیب عبارت بودند از فقر، ناکافی بودن فرصت های شغلی و عدم دسترسی به دانش و فناوری های جدید. در این پژوهش، پنج نمایه و 30 نشانگر معرفی شدند. نتایج امتیازدهی دست اندرکاران نشان داد که مهم ترین و کم اهمیت ترین نمایه ها به ترتیب چهارچوب های قانونی، تشکیلاتی و عرفی برای مدیریت جنگل ها (با وزن نسبی 0/819) و وسعت و درصد سطح بوم سازگان های منطقه (با وزن نسبی 0/65) بودند. مهم ترین نشانگرهای منطقه در نمایه پنج (مهمترین نمایه)، وجود راه کارهایی برای رفع اختلافات بین بهره برداران در مورد چرای دام، برداشت محصولات غیرچوبی و غیره، میزان پیروی از عرف و رسوم محلی در بهره برداری از زمین ها و منابع طبیعی منطقه بودند.
    کلیدواژگان: دست اندرکاران، دیپیسیر، روش بالا به پایین، زاگرس میانی، مقیاس لیکرت
  • مسعود امین املشی* صفحات 565-576
    کاشت و توسعه نهال های تندرشد صنوبر که علاوه بر ویژگی های مناسب چوبی در برابر عوامل خسارت زای زنده نیز مقاومت نشان دهند، گامی مهم در تولید چوب و فراورده های چوبی است. فراهم کردن بستر مناسب برای تغذیه نهال ها در خزانه، گام بعدی است که با حاصلخیز کردن خاک تحقق می یابد. هدف از پژوهش پیش رو، مشخص کردن مقدار مناسب کود شیمیایی موردنیاز خزانه های صنوبر بود که به دو صورت کامل (NPK) و ناقص (N) و با بررسی صفات رویشی و نیز مقاومت نهال ها در برابر عوامل خسارت زای زنده در پایان فصل رویش ارزیابی شد. این پژوهش در یکی از نهالستان های شهرستان کیاشهر در مورد 663 نهال از کلن Populus deltoides 69/55 در قالب بلوک های کامل تصادفی در پنج تیمار انجام شد. براساس نتایج، کوددهی به رغم افزایش رشد ارتفاعی نهال ها، سبب افزایش شیوع بیماری لکه برگی نیز شده بود. در مورد شیوع آفات نیز هیچ گونه اختلافی بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد، بنابراین با توجه به عواقب نامناسب مصرف بی رویه کود شیمیایی، کودپاشی در چنین نهالستان هایی توصیه نمی شود.
    کلیدواژگان: استان گیلان، حاصلخیزی خاک، خسارت زیستی، درختان تندرشد
  • محبوبه محبی بیجارپسی*، تیمور رستمی شاه راجی، حبیب الله سمیع زاده لاهیجی صفحات 577-590
    ارزیابی تغییرات صفات کاربردی گیاه در طول گرادیان ارتفاعی برای درک سازگاری جوامع و پاسخ آن ها به تغییرات اقلیمی بسیار مفید است. به منظور بررسی تاثیر این تغییرات بر پاسخ های ریخت شناسی و فیزیولوژیکی راش (Fagus orientalisLipsky)، نمونه برداری برگ در نیمی از جهت های شمالی و جنوبی تاج درختان این گونه در سه ارتفاع 700، 1200 و 1700 متری از سطح دریا در جنگل های ماسال استان گیلان انجام شد. نتایج نشان داد که ویژگی های ریخت شناسی برگ در بین جمعیت ها و ویژگی های فیزیولوژیکی برگ در بین و درون جمعیت ها، اختلاف معنی داری داشتند. با افزایش ارتفاع از سطح دریا، مقدار سطح برگ، سطح ویژه برگ و محتوای آب نسبی نمونه های جمع آوری شده از دو نیمه تاج درختان افزایش یافت، اما از ارتفاع دوم به بعد، از مقدار این ویژگی ها کاسته شد. مقدار کلروفیل a، b، کلروفیل کل و کاروتنوئید در سه ارتفاع مختلف در نیمه شمالی تاج درختان از نیمه جنوبی بیشتر بود. مقدار کاروتنوئید نیز با افزایش ارتفاع (از ارتفاع پایین تا ارتفاع بالا) در هر دو نیمه تاج درختان افزایش یافت. میانگین بیشترین تاثیرپذیری از محیط برای ویژگی های فیزیولوژیکی در نیمه شمالی به کاروتنوئید (0/6) و در نیمه جنوبی به نسبت کلروفیل a/b (0/84) اختصاص یافت. در بین ویژگی های ریخت شناسی، بیشترین میانگین تاثیرپذیری از محیط در نیمه های شمالی و جنوبی تاج درختان در محتوای آب نسبی مشاهده شد (به ترتیب 0/81 و 0/9). میانگین تاثیرپذیری ویژگی های فیزیولوژیکی در طول گرادیان ارتفاعی، روند افزایشی داشت و نیز مقدار بیشتری نسبت به ویژگی های ریخت شناسی نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که جمعیت های راش با تغییر در ویژگی های برگ در ارتفاعات مختلف به تغییرات محیطی پاسخ می دهند.
    کلیدواژگان: تاثیرپذیری از محیط، سازگاری، کلروفیل، گرادیان ارتفاعی، گیلان، ویژگی های برگ
|
  • Abbas Ali Nourisadegh, Reza Oladi *, Kambiz Pourtahmasi, Vahid Etemad Pages 447-458
    According to the importance of hornbeam (Carpinus betulus L.) in Hyrcanian forests, studying cambium activity and tree-ring growth of this species with respect to different tree diameter classes can present information about the growth of these trees. Therefore, the beginning, the end, and the duration of cambium activity (growth period) as well as growth rate were studied in three different breath height diameter classes i.e. 25-35, 36-50 and 60-90 cm in 2016 growing season in Kheiroud forest. The study method was consecutive extracting of 1080 micro-cores from trees and further microscopic investigations. Results showed that the cambium activity of trees belonging to the first and second diameter classes started in late April and, respectively, continued until early and mid-October. In the third diameter class, cambium activity began with a significant delay compared to the first and second ones (late May) and ended earlier (late September). In addition, this class had the shortest duration of growth among classes resulting in much narrower tree rings. Younger trees (class one) showed a higher synchronization in the terms of daily growth rate while with increasing age and reaching the longevity, homogeneity in growth decreased. Overall, it seems that trees in the first and second diameter class were in the phase of maturity and thus the timing of their growth were similar, but old trees of the third diameter class, reaching the longevity of hornbeam, were very different from two other ones.
    Keywords: Annual growth, diameter class, Gompertz function, Hyrcanian forests
  • Hamed Aghajani, Seyyed Mohammad Hodjati *, Mohammad Ali Tajick, Ghanbari, Mohammad Reza Pourmajidian, Ali Borhani Pages 459-470
    According to the positive role and symbiosis of ectomycorrhizal fungi for absorbing water and nutrition and transferring to trees, identification of them are of great importance. The aim of this study was to investigate the relationship between recognized ectomycorrhizal fungi and some soil chemical properties in the Flourd series of Farim forests, Mazandaran province. Forty five beech trees were measured in three elevation classes (1200-1500, 1500-1800, and 1800-2100m a.s.l.) and samples were taken from the root tips at a depth of 10 cm. ITS nrDNA was replicated and sequenced using ITS1F and ITS4B or ITS4 primer pairs, then was corrected by BioEdit software and studied in NCBI. After specified the desired tree for sampling root tips, a sample was taken next to the same tree at a depth of 10 cm to examine of soil chemical properties. The results of this study showed that 10 different families were identified that the most symbiosis was in the Russulaceae and Cortinariaceae families. The results showed that edaphic factors such as soil pH, N, P, K, and C in the first elevation were higher than two other elevations. Moreover, the results of statistical analysis showed that P, K, and pH had a significant difference. Our results suggested that forest site conditions and tree diversity can influence on soil properties and the richness of ectomycorrhizal fungi and consequently on forest ecosystem dynamic.
    Keywords: Forest health, Hyrcanian forests, phosphor, plant ecology, potassium, soil pH
  • Farhad Jahanpour, Arash Derikvandi, Parvin Ramak *, Rafat Allah Ghasemi, Mohsen Calagari, Reza Karamian Pages 471-482
    In order to identify the most productive and adaptable clones to local climate and introduce them to people for mass wood production, ten clones of Populus nigra L. were selected and were planted in Khorram Abad Agricultural Garden Station for five years (2010-2014). Variance analysis showed that the year and cologne factors had a significant impact on height, diameter, and volume increment. The result of mean comparisons showed that the highest (2.05 m) and lowest (0.14 m) of height increment were dedicated to P. nigra 63/135 clone in the fourth year and P. nigra 56/48 clone in the second year, respectively. Also the P. nigra 63/135 clone had the maximum diameter increment (2.57 cm) in the fifth year (2014) and P. nigra 56/48 clone had the minimum diameter increment in the second year. The P. nigra 63/135 and P. nigra 62/154 clones had the highest (7.18 cm) and lowest (0.4 cm) of volume increment in the fifth year, respectively. The qualitative study of different P. nigra clones showed that except for the P. nigra 56/72 and P. nigra 49/23clones which had low and moderate curved trunks, respectively, the other clones had smooth and straight trunks.
    Keywords: Adaptation, growth, Lorestan province, Populus nigra, suitable clone
  • Ali Moghimi Banadkooki, Maryam Dehestani Ardakani *, Mostafa Shirmardi, Ali Momenpour Pages 483-495
    Smoke tree (Cotinus coggygria Scop.) is an attractive ornamental species that has medicinal properties. In this study, the effects of different levels of salt on plant growth and cow manure and vermicompost on increasing the salt tolerance of plant were investigated. In a factorial experiment and completely randomized design (CRD), three levels of organic amendments (1- soil, 2- 80% v/v soil + 20% v/v vermicompost, 3- 80% v/v soil + 20% v/v cow manure) and three levels of salinity (1, 4 and 7 dS.m-1) with three replications per treatments were applied. In this experiment, media without organic amendment was considered as control. Results showed that increasing soil salinity levels progressively decreased the growth characteristics and fresh and dry weight of plant. The highest height and diameter were observed in control plants and in 1 dS.m-1 salinity. Vermicompost treatment better than control and cow manure increased fresh and dry weight of shoot. The highest fresh and dry weight of shoots by 230.8 and 123.36 g respectively, were obtained in the highest salinity level (7 dS.m-1) and vermicompost treatment. In moderate and high levels of salt stress (4 and 7 dS.m-1) vermicompost better than cow manure could increase leaf area. Cow manure and vermicompost could reduce sodium and chloride of leaf to control and increase its potassium. Generally, the use of cow manure and vermicompost could improve the growth characteristics and nutrient absorption of plant under salt condition compare to the control.
    Keywords: Chlorine, necrosis, ornamental shrub, sodium
  • Vahid Hosseini *, Kiomars Mohammadi Samani, Leila Morad Mirvani Pages 496-505
    Wildfire leads to accumulation of ash in the surface soil, which it can have effect on the biochemical cycle of elements in the ecosystem. The goal of this study was to investigate some ash chemical properties of wildfire in litter of the Brant`s oak (Quercus brantii Lindl.) and vegetation of forest floor and determination gradiant from beneath of tree crown to the outside of the tree crown. Ash samples were collected immediately after forest wildfire in the summer 2016 in the Darehvaran area in Marivan. One transect was installed on a couner line with 300 m long on burnt slope. Ten Brant`s oak trees were selected at 30 meters intervals. Three samples of ash were collected in each tree. The 3 positions of ash samples including: at a distance of 1.5 meters from the base trunk, tree crown border and five-meters far from tree crown. Chemical properties of ash samples were measured in laboratory. The results showed that the content of C, N and P of ash increased significantly with movement from tree trunk to outside. The content of Ca and Mg of ash decreased signifcanly by moving from tree trunks toward the spaces between them, but the amount of K increased signifcantly. The EC and the pH of the ash decreased from the trunk side to the outside of the tree crown. In general, it seems that intensity of the wildfire decreased by moving from the tree trunk to the space between the trees because of the difference in the amount of litter accumulated.
    Keywords: Calsium, fire, Kurdistan province, magnesium, Northern Zagros forests
  • Iraj Amiri, Hamid Sodaiezade *, Asghar Mosleh Arani, Javad Taie Semiromi, Mohammad Ali Hakimzade Pages 506-519
    This study aimed to identify the silvicultural characteristics, geological structure, soil and climatic characteristics, and to form a table for the ecological needs of the Tecomella undulata (Roxb.) Seem.. Six T. undulata habitats in southern Iran were selected following specification of their range of occurrence. The results indicated the distribution of T. undulata in warm and southern Iran, from the coast of Persian Gulf at a height of 10 meters a.s.l in Moqdan (Bushehr) to 1612 meters a.s.l in Esfandaghe (Jiroft). Annual rainfall of the study area is 100 to 200 mm with an average annual temperature of 5 to 50 °C. The habitats had mostly light to moderate and more sandy to loamy sandy soil texture with low water storage capacity. The soil was rich in potassium, yet very poor in nitrogen and organic matter, the average acidity of saturated sand was 7 to 8 and its conductivity was 0.5 mm/m, which predominantly lie on sediments of the Quaternary and Tertiary periods. The average density of T. undulata per ha in the six habitats was 75. In addition, results showed the maximum height of 10.2 m and the mean diameter of 47.35 cm. The mean canopy area was 13.2 m2 (ranging between 1 and 20.5 m2). The flowering stage of T. undulata species usually starts in late march to the middle of May. Furthermore, seed ripening occurs in late June and early May in the habitats associated with the best acorn production (Dasht-e kooch- Jiroft).  Natural propagation of T. undulata is carried out through the seeds and roots sprouts. The results of this study provided useful information about autecology of T. undulata.
    Keywords: Natural regeneration, phenology, Saharo-sindian, seed maturation, soil texture
  • Ramin Mansour Samaei, Zohreh Khalili Ardali *, Yadollah Resaneh Pages 520-529
    Renewal of wood volume by 3P method has been suggested to replace the 100% renewal method to reduce field work and costs. In this method and following selection of sample trees from marked trees, the volume of industrial trunks and firewood in trees are field-measured. In order to evaluate and compare the full and 3P renewal methods in the Parchiva forestry plan in Mazandaran province, 1184 maple, ironwood, alder, beech and hornbeam were selected. The trees were first measured by 100% renewal method, followed by separate allocation of actual volume to industrial, cordwood and total volumes according to the procedure of 3P method. Estimation of tree volume was done by 3P method in 10 replications. The results of paired samples t-test showed a significant difference between 100% and 3P renewal methods for maple, ironwood and alder, while no significant difference was observed for beech and hornbeam (p < 0.05). An independent samples t-test also showed that volume estimation by 3P method did not reveal any significant difference on maximum and minimum error levels. The results of this study suggested the 3P method as a cost- and time-effective alternative to the full renewal method.
    Keywords: Cordwood volume, industrial volume, Mazandaran province, volume renewal method
  • Hamid Reza Mirdavoudi *, Yunes Asri, Jafar Hosseinzadeh, Mashaallah Mohamadpour Pages 530-541
    Study of plant communities and analysis of the relationship between plants and environmental factors has always been considered as a fundamental issue in ecological studies. The vegetation of Dalab Park in the protected area of Manesht and Qalarang in Ilam province was studied using the Braun-Blanquet method. The study of the plant communities was carried out based on 44 phytosociological relevés. Data collection was analyzed by Factorielle Correspondence Analysis (FCA) and Cluster Analysis (CA) methods. In general, there were five different plant associations, including: Teucrio polii-Quercetum brantii, Aceri monspesulani-Quercetum brantii, Quercetum brantii, Acantholimono blakelochkii-Astragaletum veri and Celtido tournefortii-Aceretum monspesulani. These plant associations belong to Quercetea persica class and Quercetalia persica order. Analysis of environmental variables in vegetation communities showed that soil factors (clay%, sand%, T.N.V%, phosphorus, potassium and pH), topographic factors (altitude and percentage of slope), as well as the percentage of cover in the overstory of the forest were explained most variation in plant communities in this area.
    Keywords: Braun-Blanquet, ecological factors, oak forests, Zagros Mountains
  • Mina Kouhjani, Gorji *, Mohammad Ebrahim Farashiani, Samira Farahani, Farzaneh Kazerani, Yazdanfar Ahangaran Pages 542-550
    The bux moth, Cydalima perspectalis Walker (Lep.: Crambidae), has been identified as the most important pest of the genus Buxus in the world. This pest was introduced into Iran in 2016 and became highly invasive and destructive on Buxus hyrcana Pojark in the Northern Forests of Iran. The aim of this study was the evaluation of botanical pesticide Azadirachtin (Neem Azal®) to control of the bux moth and its combination with Henna as a synergist. Experiments were performed in a completely randomized design and were evaluated on second instar larvae of C. perspectalis under laboratory conditions (27±1°C, 65±10 R.H. and 16:8 L:D). At first, the mortality rate of the three concentrations of the Azadirachtin (1500, 1000 and 250 ppm) with control (water) was analyzed in six replications, then the effect of combination of three concentrations of Neem Azal® + Henna powder were investigated with three replications. The mortality was recorded after 24, 48 and 72 h. Our findings indicated that the application of Neem Azal® + Henna powder as an inexpensive and available adjuvant compound in spray tank could reduce the recommended concentration up to 50% and become more affordable to control C. perspectalis. This synergistic effect was similar when the dose of insecticide becomes doubles.
    Keywords: Botanical pesticide, Hyrcanian forests, mortality, Neem Azal
  • Morteza Tashakori Ghoozhdi *, Maziar Heidari, Ali Masoumian Kaleshtari Pages 551-564
    According to the importance of Zagros forests and their sustainability, it is necessary to introduce sustainability management indicators being appropriate to these forests. For this purpose, forests of Firoozabad district belonging to Kermanshah were selected. The study area was screened and analyzed by DPSIR method to obtain a complete understanding of the relationship between phenomena and subjects. Then, based on the TOP Down method, the series of criteria and markers in different regions of the world were investigated. Indicator Reporting on the Integration of Environmental Concerns into Agricultural Policy (IRENA) was used to design the criteria and markers for sustainable management of Zagros forests. The initial list of markers and criteria was prepared by local stakeholders (A total of 30 people) using Likert scale. After calculating the mean and relative weight of scores, the final list of criteria and markers was prepared. The results of DPSIR process showed that the most important driving forces in the studied area were: poverty, inadequate job opportunities and loss of access to new knowledge and technologies. In our study, 5 criteria and 30 markers were introduced. Results showed the most important and the least important criteria in study area were legal and customary frameworks for forest management (with relative weight of 0.819) and extent and area percent of regional ecosystems (with relative weight of 0.65). The most important markers of the 5th criteria (the most important criteria) were the existence of solutions for eliminating disparities between farmers regarding grazing livestock, harvesting non-wood products and the rate of compliance with local customs in the exploitation of land and natural resources in the area.
    Keywords: Middle Zagros, Likert scale, TOP Down method, DPSIR, Stakeholders
  • Masoud Amin Amlashi * Pages 565-576
    In addition to industrially-compatible wood characteristics and resistance to pests and other threatening factors, plantation and development of the poplar saplings is important for production of wood products. Providing a suitable bed for feeding saplings is the next step that will be commonly achieved by fertilization in the nurseries. The purpose of this study was to determine the amount of chemical fertilizer needed for poplar nurseries, which was evaluated in complete (NPK) and incomplete (N) forms and by examining vegetative traits, as well as their resistance and sensitivity to biological disturbance agents at the end of the growth season. For this purpose, the study investigated 663 individuals of Populus deltoides 69/55 clone in randomized complete block design by five treatments in a nursery in Kiashahr, Guilan province. Statistical analysis showed that despite increasing sapling growth, fertilizer also increased the incidence of leaf spot disease. There was no disagreement on the prevalence of pests as a result of the use of fertilizers. Therefore, given the adverse consequences of the use of fertilizer, fertilizer in those nurseries is not recommended.
    Keywords: Biological damage, fast growing trees, Guilan province, soil fertility
  • Mahboubeh Mohebi Bijarpasi *, Teimour Rostami Shahraji, Habibollah Samizadeh Lahiji Pages 577-590
    Assessing the changes in plant functional traits along the gradients is useful to understand their adaptation and response to the global and local environmental drivers. In order to determine the effect of elevation on morphological and physiological responses of oriental beech (Fagus orientalis Lipsky), samples of leaves were collected from southern and northern parts of trees crown at 700 m, 1200 m and 1700 m a.s.l in Masal forests of Guilan province. Analysis of variance showed a significant difference among the morphological and physiological characteristics between the populations (p < 0.05). The results also showed that the leaf area, specific leaf area and relative water content of the samples collected from the two parts of crowns increased with the increasing elevation and decreased from 1200m to 1700m. Furthermore, Chlorophyll a, chlorophyll b, total chlorophyll and carotenoid content in three different altitudes were higher in northern part of the crown of the trees. The results of the mean comparison of carotenoid contents showed that with increasing altitude (from low to high altitude), the amount of carotenoid in both parts of the crown increased. Moreover, the plasticity in northern and southern directions of the crowns suggested that highest plasticity on the northern direction was observed for carotenoids (0.6), whereas it was 0.84 in the southern half for the ratio of Chl a/Chl b. In terms of morphological properties, the highest average impact of the plasticity in the northern and southern parts of the crown were observed in the relative water content (respectively, 0.81 and 0.9). The average physiological plasticity increased among elevation gradients and showed higher values than morphological traits. Conclusively, the results of this study showed that beach populations respond to environmental changes by changing in leaf traits at different altitudes.
    Keywords: Adaptation, clorophyll, elevation gradient, Guilan, leaf traits, plasticity