فهرست مطالب

  • پیاپی 68 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/11
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فرامرز آسنجرانی*، رضوان السادات جزایری، مریم فاتحی زاده، عذرا اعتمادی، یان دو مول صفحات 4-21
    هدف
    این پژوهش به بررسی اثر بخشی برنامه مداخله ای اجتماع محور بازسازی زندگی بر سازگاری پس از طلاق زنان مطلقه می پردازد.
    روش
    جامعه این پژوهش را تمامی زنان مطلقه ای تشکیل می داد که در سال 1395 حد اکثر 5 سال از طلاق آنها گذشته باشد و در طول این مدت ازدواج دائم یا موقت نداشته اند. با توجه به ویژگی های نمونه، از نمونه گیری در دسترس استفاده شد و از میان متقاضیان تعداد 34 نفر به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. از هر دو گروه خواسته شد تا مقیاس سازگاری پس از طلاق  فیشر (2004) را به عنوان پیش آزمون تکمیل کنند. سپس برای گروه آزمایش 10 جلسه برنامه مداخله ای اجتماع محور بر اساس محتوای نور و همکاران (2016) به اجرا در آمد. در انتها نیز پس آزمون برای هر دو گروه به اجرا درآمد و نتایج با آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان می دهد که برنامه مداخله ای اجتماع محور بر تمامی خرده مقیاس های سازگاری پس از طلاق جز خشم و اعتماد اجتماعی تاثیرات معنادار آماری را نشان می دهد. همچنین این مداخله در گروه آزمایش  افزایش معناداری را بر نمره کل سازگاری پس از طلاق ایجاد کرده است.
    نتیجه گیری
    در این پژوهش مشخص شد که برنامه مداخله ای اجتماع محور می تواند سازگاری پس از طلاق زنان مطلقه را بهبود بخشد و بدین ترتیب، می توان از آن به عنوان مداخله در بهبود کیفیت زندگی و سازگاری زنان مطلقه استفاده کرد.
    کلیدواژگان: سازگاری طلاق، مقیاس فیشر، زنان مطلقه، مداخله اجتماع محور
  • پریسا دوستانی، احمد صادقی* صفحات 22-43
    هدف
    فاصله با هدف مسیرشغلی شکافی است بین جایگاه فعلی و جایگاه مطلوبی که فرد برای آینده شغلی اش در نظر گرفته است. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی فاصله با هدف مسیرشغلی بر اساس استرس مسیرشغلی، بازخورد در مورد هدف مسیرشغلی و رشته تحصیلی دانش آموزان بود؛
    روش
    جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم دبیرستان شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 بود. از این جامعه، نمونه ای به حجم 450 دانش آموز (225 پسر و 225 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شد. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس فاصله با هدف مسیرشغلی (کرید و هود، 2015)، پرسش نامه استرس مسیرشغلی (چوی و همکاران، 2011) و مقیاس بازخورد در مورد هدف مسیرشغلی (هو، کرید و هود، 2016) استفاده شد. روش پژوهش همبستگی بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و آماره رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین استرس مسیرشغلی، بازخورد منفی در مورد پیشرفت، بازخورد منفی در مورد مناسب بودن هدف، بازخورد منفی در مورد ارتقاء و رشته تحصیلی با فاصله با هدف مسیرشغلی رابطه مثبت معنی داری وجود داشت. در مجموع متغیرهای استرس مسیرشغلی، بازخورد منفی در مورد مناسب بودن هدف بازخورد منفی در مورد پیشرفت و رشته تحصیلی 63/0 واریانس متغیر ملاک یعنی فاصله با هدف مسیرشغلی را تبیین می کرد؛ در نتیجه می توان فاصله با هدف مسیرشغلی دانش آموزان را به کمک استرس مسیرشغلی، بازخورد در مورد هدف مسیرشغلی و رشته تحصیلی پیش بینی کرد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش، ضروری است که مشاوران مدارس، والدین و سایر اطرافیان مهم به دانش آموزان کمک کنند تا در مورد جایگاه فعلی شان از نظر تحصیلی و جایگاه ایده آل شان برای آینده تامل کنند؛ هم چنین آن ها را یاری کنند تا فاصله بین این دو را بررسی کنند و در نهایت فنون و اقداماتی را به آن ها آموزش دهند تا در راستای کاهش این فاصله بکوشند.
    کلیدواژگان: ففاصله با هدف مسیرشغلی، استرس مسیرشغلی، بازخورد در مورد هدف مسیرشغلی، رشته تحصیلی
  • فاطمه جعفری، منصوره حاج حسینی*، باقر غباری بناب صفحات 44-73
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر الگوی مشاوره هیجان مدار مبتنی بر آموزه های اسلامی بر صمیمیت زوج های ناسازگار صورت پذیرفت.
    روش
    روش پژوهش در مرحله اول به شیوه کیفی به استخراج مضامین اسلامی در باب تنظیم هیجان و ارزیابی روایی محتوایی آن از طریق نظرسنجی از متخصصان پرداخت. در مرحله دوم روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه زوج های درگیر تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره یارا در شهرستان ساوه در شش ماهه دوم سال 1395 بود که از بین آن ها 30 زوج داوطلب شرکت در جلسات مشاوره انتخاب شد و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای گرداوری اطلاعات مقیاس صمیمیت تامپسون و واکر (1983) و پرسشنامه نیازهای صمیمیت باگاروزی (MINQ) بودند. برنامه به مدت 10 جلسه مشاوره گروهی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد اما گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از آن بود که الگوی طراحی شده از روایی مناسب(0.7125CVR=) برخوردار بوده و موجب افزایش معنادار صمیمیت زناشویی و ابعاد آن یعنی صمیمیت عاطفی، عقلانی، روانشناختی، معنوی، زیباشناختی و تفریحی-اجتماعی شد اما تاثیر معناداری بر دو بعد جنسی و فیزیکی نداشته است.
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت الگوی مشاوره هیجان مدار مبتنی بر آموزه های اسلامی به عنوان یک روش کاربردی و موثر می تواند زوج های ناسازگار را در تنظیم بهترهیجانات یاری داده و به صمیمیت بیشتر سوق دهد.
    کلیدواژگان: رویکرد هیجان مدار، مشاوره هیجان مدار، آموزه های اسلامی، صمیمیت های زناشویی
  • سید علی دربانی، فرح لطفی کاشانی، پگاه فرخ زاد* صفحات 74-100
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف تعیین و مقایسه اثربخشی تحلیل رفتار متقابل با خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت بر تعارض های زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره شرکت مهندسی و توسعه نفت تهران انجام شد.
    روش
    پژوهش حاضر نیمه تجربی با گروه های آزمایش، گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زوج های مراجعه کننده به مرکز مشاوره شرکت مهندسی و توسعه نفت است که از میان آن ها تعداد 45 زوج که به دلیل داشتن مشکلات زناشویی و خانوادگی به این مرکز مراجعه کرده بودند؛ پس از همتاسازی آزمودنی ها، ملاک های ورود و خروج پژوهش به شیوه هدفمند 30 زوج انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه که دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه است گمارش شدند. در این پژوهش 10 زوج (20 نفر) در گروه درمانی به روش تحلیل رفتار متقابل؛ 10 زوج (20 نفر) در گروه درمانی به شیوه راهبردی کوتاه مدت و 10 زوج (20 نفر) در گروه گواه قرار گرفتند. دو گروه آزمایشی پس از اجرای پیش آزمون به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان دریافت کردند؛ اما گروه گواه پس از انجام پیش آزمون، هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. هر سه گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه به وسیله پرسشنامه های مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و از نرم افزار SPSS نسخه بیست و دوم استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تحلیل رفتار متقابل و خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت هر دو بر بهبود تعارضات زوج های شرکت کننده در پس آزمون و پیگیری (92/5=F، 005/0=p) اثر داشته است.
    نتیجه گیری
    به طور کلی می توان نتیجه گرفت که مداخلات با روش تحلیل رفتار متقابل و خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت بر کاهش تعارضات زناشویی تاثیر دارد و باعث کاهش تعارضات در بین زوج ها می شود. واژه های کلیدی: تحلیل رفتار متقابل، تعارض، خانواده درمانی راهبردی
    کلیدواژگان: تحلیل رفتار متقابل، تعارض، خانواده درمانی راهبردی
  • فاطمه زارع مهرجردی، فاطمه سمیعی*، محمدرضا عابدی صفحات 101-127
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر مشاوره پویایی اجتماعی بر هویت شغلی دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان انجام شد.
    روش
    این پژوهش، یک پژوهش نیمه تجربی با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان در سال 1395-1394در مقطع کارشناسی بودند که از طریق نمونه گیری داوطلبانه 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت مشاوره پویایی اجتماعی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه وضعیت شغلی من گردآوری شد و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه های تکرارشونده تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که مشاوره پویایی اجتماعی بر هویت شغلی دانشجویان در مرحله پس آزمون و پیگیری تاثیر معناداری داشته است (05/0 p<). همچنین نتایج حاکی از این بود که این نوع مشاوره بر درک نیاز به اطلاعات شغلی و درک موانع محیطی و شخصی هم تاثیر معناداری داشت (05/0 p<).
    نتیجه گیری
    مشاوره پویایی اجتماعی می تواند به ایجاد هویت شغلی در دانشجویان کمک نماید.
    کلیدواژگان: مشاوره پویایی اجتماعی، هویت شغلی، اطلاعات شغلی، موانع محیطی و شخصی
  • سحر ضمدی کاشان*، فاطمه جعفری، عبدالباسط محمود پور، سوگند قاسم زاده صفحات 128-151
    هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق بر اساس سبک های دلبستگی با توجه به نقش میانجی گری خودمتمایزسازی بود.
    روش
    پژوهش حاضر توصیفی و طرح آن از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر است. جامعه پژوهش شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق بوده اند که در بازه زمانی مرداد ماه تا پایان آبان ماه 1395 به شعب 6 و 7 و 8 دادسرای شهر ری و شعبه اجرای احکام مراجعه داشتند. نمونه ای به حجم 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس احساس تنهایی (راسل، 1996)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورن و اسمیت، 2003)، مقیاس میل  به طلاق (جانسون و مورو، 1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال (کولینز و رید، 1990) بودند. تحلیل یافته ها با استفاده تحلیل معادلات ساختاری انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین خودمتمایزسازی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. در نهایت سبک های دلبستگی به واسطه خودمتمایزسازی، قادر به پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق است.
    بحث و نتیجه گیری
    داده های پژوهش با الگوی پیشنهادی برازش کامل دارد به طوری که خودمتمایزسازی، در رابطه بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق، نقش واسطه ای معنی داری را ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق بر اساس سبک های دلبستگی با توجه به نقش میانجی گری خودمتمایزسازی بود.
    روش
    پژوهش حاضر توصیفی و طرح آن از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر است. جامعه پژوهش شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق بوده اند که در بازه زمانی مرداد ماه تا پایان آبان ماه 1395 به شعب 6 و 7 و 8 دادسرای شهر ری و شعبه اجرای احکام مراجعه داشتند. نمونه ای به حجم 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس احساس تنهایی (راسل، 1996)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورن و اسمیت، 2003)، مقیاس میل  به طلاق (جانسون و مورو، 1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال (کولینز و رید، 1990) بودند. تحلیل یافته ها با استفاده تحلیل معادلات ساختاری انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین خودمتمایزسازی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. در نهایت سبک های دلبستگی به واسطه خودمتمایزسازی، قادر به پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق است.
    بحث و نتیجه گیری
    داده های پژوهش با الگوی پیشنهادی برازش کامل دارد به طوری که خودمتمایزسازی، در رابطه بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق، نقش واسطه ای معنی داری را ایفا می کند.
    کلیدواژگان: احساس تنهایی، سبک های دلبستگی، خودمتمایزسازی، طلاق
  • منیژه قنائیان، مریم طهرانی زاده*، رقیه حاجی رستم لو صفحات 152-171
    هدف
    این مطالعه با هدف بررسی رابطه امنیت شغلی و عدالت سازمانی با فرسودگی شغلی در کارکنان کمیته امداد انجام شد.
    روش
    این پژوهش از نوع توصیفی، طرح همبستگی بود و جامعه آماری شامل تمامی کارکنان کمیته امداد استان تهران(14000 نفر) در سال 95-1394 بود که از این میان 220 نفر نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های امنیت شغلی نیسی(1381)، پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلچ و جکسون(1981) و پرسشنامه عدالت سازمانی نیهوف و مورمن(1993) استفاده شد. داده ها با آزمون تحلیل رگرسیون چند متغیری و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین سطوح امنیت شغلی و فرسودگی شغلی رابطه مثبت ومعنادار وجود دارد(05/0> P). ابعاد عدالت سازمانی، عدالت توزیعی و عدالت رویه ای (05/0>P) فقط برخی ابعاد فرسودگی شغلی را پیش بینی کردند.
    نتیجه گیری
    با ایجاد امنیت شغلی می توان فرسودگی شغلی را در کارکنان کمیته امداد کاهش داد وبا ایجاد عدالت سازمانی می توان میزان پیشرفت و موفقیت را در بین کارکنان افزایش داد.
    کلیدواژگان: امنیت شغلی، عدالت سازمانی، فرسودگی شغلی، کمیته امداد
  • کیمیا واعظی* صفحات 172-191
    هدف
    هدف این مطالعه، بررسی راهبردهای مقابله ای زنان مطلقه با شرایط پس ازطلاق است.
    روش
    مطالعه کیفی حاضر با روش تحلیل تماتیک و از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با شرکت 21 زن مطلقه ساکن شهرستان بانه انجام گرفت. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت.
    یافته ها
    تحلیل داده های کیفی حاکی از دو نوع راهبرد مقابله ای شامل راهبردهای سازگارانه و راهبردهای ناسازگارانه در مقابله با شرایط پس از طلاق در میان زنان مطلقه بود.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کاربرد راهبردهای مقابله ای در زنان مطلقه با توجه به توان فردی، حمایت خانوادگی و اجتماعی و نیز سرمایه اقتصادی- اجتماعی ای که در اختیار دارند، متفاوت است. شناخت راهبردهای مقابله ای زنان با شرایط پس از طلاق درک جامعتری از نیازهای آنان به دست می آورد، بر همین اساس توانمندسازی زنان مطلقه، آموزش شیوه های سازگاری، تقویت زمینه های حمایت خانوادگی و فرصت های اجتماعی از جمله اقداماتی است که منجر به افزایش سازگاری زنان با شرایط پس از طلاق خواهد شد.
    کلیدواژگان: راهبردهای مقابله ای، طلاق، زنان مطلقه
  • مریم کریمی*، نسرین فاطمی صفحات 192-210
    پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه کیفیت تعامل والد- فرزندی و تفکر انتقادی با مولفه های سلامت روان در بین دختران نوجوان انجام شد. به این منظور تعداد 319 نفر از نوجوانان دختر دوره دوم دبیرستان شهر یزد به شیوه تصادفی خوشه ای چندمرحله ای جهت شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای به کاررفته در پژوهش شامل پرسشنامه رابطه والد فرزندی (PCRS) ، پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس(2003) و پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی کلدبرگ (GHQ-28) بود. به منظور تحلیل داده های پژوهش از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین کیفیت تعامل والد-فرزند با سلامت روان و گرایش های تفکر انتقادی نوجوانان دختر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین گرایش به تفکر انتقادی و سلامت روان رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل  رگرسیون نشان داد که کیفیت ارتباط با پدر  به طور معناداری پیش بینی کننده  سلامت روان و گرایش به تفکر انتقادی در نوجوانان دختر می باشد.
    کلیدواژگان: سلامت روان، روابط والد- فرزند، تفکر انتقادی
|
  • Faramarz Asanjarani*, Rezvan Sadat Jazayeri, Maryam Fateghizade, Ozra Etemadi, Jan Demol Pages 4-21
    Purpose
    This study investigates the effectiveness community based intervention on post-divorce adjustment of divorced women.
    Method
    The statistical populations of this study were all divorced women in Arak city, Iran, who have been divorce for less than 5 years in 2017. 34 women were recruited using convenience sampling and were divided into control and experimental groups (N=17).  Fisher’s divorce adjustment scale (FDAS) (2004) was administered as pre- and post – test for both groups. Experimental group participated in 10 sessions – 2 hours each – community based intervention while control group did not received any treatment.
    Results
    Results show that community-based program was effective on divorce adjustment except for anger and social trust subscale  (p> 0.05).
    Conclusion
    This study shows that community based intervention is effective on divorce adjustment and therefore, can be used as a reliable intervention for divorced women.
    Keywords: adjustment to divorce, divorced women, community based program
  • Parisa Doostani, Ahmad Sadeghi* Pages 22-43
    Purpose
    Career goal discrepancy is the perceived gap between the current state and future state that the person considers for his or her career future. The purpose of the study was to predict career goal discrepancy by career-related stress, career goal feedback, and field of study in students.
    Methods
    The statistical population of the study includes all senior students in Isfahan during 2016-2017. From this population, 450 students (225 male & 225 female) were selected through random stratified sampling. Career Goal Discrepancy Scale (Creed & Hood, 2015), Career-Related Stress Inventory (Choi et al, 2011), and Career Goal Feedback Scale (Hu, Creed & Hood, 2016) were used for data collection in this  correlational study. Data were analyzed using correlational and multiple-regression methods.
    Findings
    Results showed a positive and meaningful correlation between career-related stress, negative feedback about progress, negative feedback about goal suitability, and field of study with career goal discrepancy. Also, career-related stress, career goal feedback, and field of study predicted career goal discrepancy with  coefficient of determination of 0/63. This means that career goal discrepancy can be predicted by career-related stress, career goal feedback, and field of study.
    Results
    It is necessary that school counselors, parents, and other people important to the students think about their current academic state and their ideal state into the future; then help them in order to evaluate the discrepancy between these two, and eventually teach them techniques and actions to reduce this gap.
    Keywords: career goal discrepancy, career-related stress, career goal feedback, field of study
  • Fateme Jafari, Mansoureh Hsjhosseini*, Bagher Ghobari Bonab Pages 44-73
    Purpose
    The aim of this study was to evaluate the impact of emotion-focused counseling model based on Islamic teachings on the level of intimacy in incompatible couples.
    Methods
    In the first stage, the research methodology was used in a qualitative way to extract the Islamic themes about emotion regulation and assess its content validity through a survey of experts in the field. For the second stage, the experimental research method  was conducted in the framework of a pseudo-experimental design, utilizing a pre-test and post-test type, with a control group. The statistical population was selected from among 30 volunteers who had been selected from all married clients experiencing marital conflicts and referring to Yara counseling center in city of Saveh in the second half of the year 2017. They were randomly assigned to two experimental and control groups. The toolds for gathering information included Thompson & Walker's Intimacy Scale (1983) and the Bagarozzi Marital Intimacy Needs (MINQ) Questionnaire. The program was run for 10 sessions of 90-minute group counseling for the experimental group, and the control group did not receive any training. Multivariate covariance analysis was used for data analysis.
    Findings
    The research results indicated that the designed model had an appropriate validity (CVR =0.7125) and significantly increased the marital intimacy and its dimensions: emotional intimacy, psychological, intellectual, spiritual, aesthetic, and social-recreational, but it has no significant effect on the two dimensions, sexual and physical.
    Conclusions
    It can be concluded that an emotion-focused counseling based on Islamic teachings model can help inconsistent couples gain more emotional control and more intimacy as an effective way.
    Keywords: emotion-focused approach, emotion-focused counseling, Islamic teachings, intimacy
  • Seyed Ali Darbani, Peghah Farokhzad*, Farah Lotfi Kashani Pages 74-100
    Purpose
    Current study was conducted to determine and compare the effectiveness of transactional analysis with short-term strategic family therapy on marital conflicts in couples who had referred to petroleum engineering organization’s counseling center.
    Methods
    This was a quasi-experimental research with experimental and control groups, plus pre and post tests, and a follow-up after 2 months. The study population included couples who had referred to the mentioned counseling center, from which 45 couples were selected based on similar criteria. Moreover, 30 couples were chosen and randomly placed into two experimental and one control group. In this research 10 couples (20 individuals) received transactional analysis while 10 others received short-term strategic family therapy, and the third 10 participants were assigned to the control group. The two experimental groups received eight 90-minute therapy; but the control group was only administered the pre-test, but not received any therapy. All three groups received a post-test and the follow-up test after 2 months. For data analysis, repeated variance analysis and SPSS-22 software were used.
    Findings
    Results showed that both transactional analysis and short-term strategic family therapy had influenced the level of conflict in participating couples in post-test and follow-up (p=0/005, F=5/92).
    Conclusions
    Overall, it can be concluded that intervention with the two methods influences lowering marital conflicts.
    Keywords: transactional analysis, conflicts, strategic family therapy
  • Fatemeh Zaree, Fatemeh Samiee*, Mohammadreza Abedi Pages 101-127
    Purpose
    The present study aimed to investigate the effect of socio-dynamic counseling on the vocational identity of Isfahan university students.
    Methods
    For this study, quasi-experimental method, with pretest-posttest and follow-up design, and a control group were used. The study population included all of the students at Isfahan university who were studying for their bachelor’s degree during the year 2015-2016. In this study, 30 subjects were randomly selected through voluntary sampling and were divided into two experimental and control groups (15 subjects in each group). The experimental group underwent socio dynamic counseling, but the control group did not receive any interventions. Data were collected using My Vocational Identity Scale (MVS) of Holland, Digger and Power (1980) and analyzed using SPSS-22 and analysis of variance through repeated measures.
    Findings
    The results showed that socio-dynamic counseling had a significant effect on the vocational identity of students in post-test and follow-up stages (p0.05). The results also showed that socio-dynamic counseling had a significant effect on the vocational information and environmental and personal barriers (p0.05).
    Conclusions
    The results suggested that socio-dynamic counseling could be used as an auxiliary process in career counseling and education.
    Keywords: socio-dynamic counseling, vocational identity, vocational information, environmental, personal barriers
  • Sahar Samadikashan*, Fateme Jafari, Abdul Baset Mahmodpour, Sogand Ghasemzadeh Pages 128-151
    The aim of this study was to predict the feeling of loneliness and tendency to divorce based on attachment styles according to the role of mediation self-differentiation. This study is of descriptive method and the design is correlational based on path analysis. The study population included all divorce-seeking couples referring to branches 6, 7 and 8 and enforcement branch of family court in Shahre rey, Tehran in 2016. Using available sampling method, 200 subjects were selected. The data were collected using four questionnaires: The UCLA Loneliness Scale (Russell, 1996) Differentiation of Self Inventory (Skowron & Smith, 2003), Divorce Tendency Scale (Rusbult, 1986), and Adult Attachment Scale (Colins & Read, 1990). The results of the analysis were analyzed using structural equation analysis.
    Results
    The results showed that there is a significant relationship between attachment styles with loneliness and tendency to divorce. There is also a significant relationship between self-differentiation with loneliness and tendency to divorce. Finally, attachment styles through self-differentiation can predict loneliness and tendency to divorce. Discussion and
    Conclusion
    The research data with the proposed model has a perfect fit, so self-differentiation plays a significant mediator role in the relationship between attachment styles with loneliness and tendency to divorce.
    Keywords: feeling of loneliness, attachment styles, self-differentiation, divorce
  • Manizheh Qanaian, Maryam Tehranizadeh*, Roghieh Haji Rostamloo Pages 152-171
    Purpose
    This study aimed to determine the relationship between job security and organizational justice with job burnout in Emdad committee staff.
    Method
    This study was  of descriptive-correlational type, with research population including  all of the staff at Emdad committee in Tehran in the year 2015-2016, that corresponded to  14,000 people. Random cluster  sampling was used, and the 220 participating sample filled the job security questionnaire (Nisi, 1381), job burnout questionnaire (Meslash & Jackson ,1981), and organizational justice questionnaire (Niehoff, B.R., Moorman, 1993). The statistical analysis used in this study included  regression analysis and Pearson correlation coefficient, and SPSS-18 software was also utilized for data analysis.
    Findings
    The results showed that there was a  positive significant relationship between levels of job security and job burnout (p<0.05). However, some of the dimension of the organizational justice can predict some of the dimension of job burnout (p<0.05).
    Conclusions
    With job security, job burnout can be reduced in Emdad committee staff, and thorough increasing organizational justice, the rate of progress and success among employees also increased.
    Keywords: job security, organizational justice, job burnout, Emdad committee staff
  • Kimia Vaezi* Pages 172-191
    Purpose
    In Iranian culture, divorce is considered to be an undesirable phenomenon that brings with it a lot of consequences and serious challenges and concerns for people, especially women. In order to deal with the phenomenon of divorce and the subsequent stigma, divorced women often have to consider coping strategies. The aim of the present study is to clarify the coping strategies of women after divorce.
    Methods
    The present qualitative study was conducted using thematic analysis through semi-structured interviews, with 21 divorced women living in the city of Baneh, Iran. Purposive sampling was used and the data collection process continued until data saturation was achieved.
    Results
    The analysis of qualitative data revealed two types of strategies which included adaptable and maladaptive strategies of coping with conditions after divorce.
    Discussion
    The results of the present study revealed that the use of coping strategies among divorced women is different depending on the personal ability, family and social support, and social capital at their disposal. Identifying strategies used by women to deal with conditions of divorce would give a more comprehensive understanding of their needs. Accordingly, empowering divorced women, teaching  them coping strategies, strengthening family support, and providing social opportunities are some measures that results in the enhancement of the coping strategies of divorced women in post-divorce situation.
    Keywords: coping strategies, divorce, divorced women
  • Maryam Karimi*, Ibrahim Naeimi Pages 192-210
    The purpose of this study was to investigate the relationship between the quality of parent-child interaction and critical thinking disposition with mental health components among adolescent girls.For this purpose, 319 girls from second grade of high school students in Yazd city were selected randomly in a multi-stage cluster sampling method. The instruments used in the research included the Parent-Child Relationship Questionnaire (PCRS), the Ricketts Critical Thinking Disposition Inventory (CTDI) and General Health Questionnaire (GHQ-28).For data  analysis , Pearson correlation and regression analysis were used. The results of this study showed that there is a positive and significant relationship between the quality of parent-child interaction with mental health and critical thinking patterns of adolescent  girls. There is also a positive and significant  relationship between the tendency to critical thinking and mental health. The results of regression analysis showed  that quality of communication with father significantly predicted mental health and tendency to critical thinking in female adolescents.
    Keywords: Mental Health, Parent-Child relationship, Critical Thinking