فهرست مطالب

فنآوری تولیدات گیاهی - سال هجدهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال هجدهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • سیده فاطمه برقعی، علی عزیزی* صفحات 1-16
    بادرشبو (Dracocephalum moldavica L.) گیاهی است معطر و دارویی که در شمال غرب ایران کشت شده، به صورت سبزی هم مصرف می شود. در بیشتر برنامه های به نژادی گیاهان دارویی، بررسی میزان تنوع ژنتیکی در ذخایر توارثی گیاهی به عنوان یکی از مهم ترین مراحل پیشبرد کار محسوب می شود. در پژوهش حاضر تنوع بین هفت جمعیت کشت شونده بومی از شمال غرب ایران، دو استان آذربایجان غربی و شرقی، براساس 11 صفت اگرومورفولوژی و ویژگی های فیتوشیمیایی اسانس مورد بررسی قرار گرفت. جمعیت ها متعلق به مناطقی شامل نقده، کشتیبان، توپراق قلعه، باغچاچوق، حکم آباد، جهانگیر و روستای شیراز بود. بذور جمعیت های موردنظر جمع آوری شدند و تحت شرایط زراعی، در منطقه همدان کشت شدند. نتایج نشان داد که جمعیت ها از نظر صفات اگرومورفولوژی، دارای تفاوت معنی دار آماری (p<0.05) بودند. میزان اسانس جمعیت ها نیز بین 03/0 تا 12/0% بر مبنای وزن خشک برگ، متغیر بود. بادرشبو متعلق به منطقه حکم آباد دارای بالاترین میزان اسانس بود. در ارزیابی ترکیبات شیمیایی اسانس جمعیت ها با استفاده از کروماتوگرافی گازی همراه با طیف سنج جرمی (GC-MS)، 27 ترکیب شناسایی شدند. ترکیب ژرانیل استات با دامنه تغییرات 58/45%-85/19%، ترکیب غالب در بین اسانس همه جمعیت ها بود. نتایج تجزیه خوشه ایهفت جمعیت بادرشبو با استفاده از صفات اگرومورفولوژی و هم چنین براساس ویژگی های شیمیایی اسانس، جمعیت ها را در دو گروه مجزا قرار داد ولی این دو نوع خوشه بندی، انطباق قابل توجهی با هم نداشتند. از بین صفات اگرومورفولوژی، صفت قطر ساقه دارای همبستگی مثبت و معنی دار با درصد اسانس بود. یافته های این پژوهش می تواند در بهره برداری بهتر زراعی و هم چنین در به نژادی گیاه بادرشبو مفید واقع شوند.
    کلیدواژگان: تنوع فنوتیپی، اسانس، همبستگی، نعناعیان، کروماتوگرافی
  • رویا کرمیان *، فاطمه آراوند، حسین جهانیان نجف آبادی، رامتین پاکزاد صفحات 17-29
    جنس عسلک (Onosma L.) یکی از جنس های مهم تیره گاوزبان (Boraginaceae) است. در فلور ایرانیکا برای این جنس 55 گونه معرفی شده است که 17 گونه آن انحصاری ایران هستند. گونه های این جنس حاوی متابولیت های ثانویه ای هستند که فعالیت آنتی اکسیدانی و آنتی بیوتیکی نشان می دهند. در این مطالعه محتوای فنل، فلاونوئید، پروآنتوسیانیدین و آلکالوئید کل و نیز پتانسیل آنتی اکسیدانی عصاره متانولی بخش های هوایی سه گونه از جنس  OnosmaشاملOnosma pachypoda L.، Onosma sericea L. وOnasma microcarpa DC.  از فلور ایران ارزیابی شد. نتایج نشان داد که گونه Onosma microcarpa بیش ترین محتوای فنل کل و گونه های Onosma sericea و Onosma pachypoda بیش ترین محتوای فلاونوئید کل را دارا هستند. بیش ترین محتوای آلکالوئید و پروآنتوسیانیدین کل به ترتیب در دو گونه Onosma sericea و Onosma pachypoda مشاهده شد. تمام گونه های موردمطالعه پتانسیل آنتی اکسیدانی قوی از خود نشان دادند و در بین آن ها گونه  Onosma sericea با کم ترین میزان IC50، بیش ترین پتانسیل آنتی اکسیدانی را به خود اختصاص داد .به نظر می رسد که ترکیبات فنلی نقش قابل توجهی در ارائه فعالیت آنتی اکسیدانی گونه های موردمطالعه دارند.
    کلیدواژگان: مهار رادیکال آزاد DPPH، بتاکاروتن- لینولئیک اسید، محتوای فیتوشیمیایی، فلور ایران
  • سید سعید موسوی*، محمدرضا عبداللهی، فریبرز قنبری، همایون کانونی صفحات 31-44
    وجود تنوع و انجام گزینش، لازمه و اساس برنامه های به نژادی می باشند. اهداف این پژوهش شامل ارزیابی تنوع ژنتیکی، گروه بندی لاین های نخود، شناسایی صفات مرتبط با عملکرد دانه و برآورد وراثت پذیری آن ها بود. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 92 - 1391 انجام شد. ژنوتیپ ها از نظر کلیه صفات دارای تفاوت معنی دار (p<0.05) بودند و در هر چهار ناحیه بای پلات توزیع شدند که این بیانگر وجود تنوع ژنتیکی بالا در بین آن ها می باشد. وراثت پذیری عمومی صفات از 17/60 درصد، برای صفت ارتفاع بوته، تا 80/94 درصد، برای صفت وزن صد دانه، برآورد شد. سه مولفه اول، دوم و سوم به ترتیب به عنوان "مولفه عملکرد و اجزاء عملکرد"، "مولفه رشد رویشی یا بنیه گیاه" و "مولفه توانایی حفظ آب در گیاه" نام گذاری شدند که در مجموع 3/73 درصد از تغییرات کل داده ها را توجیه نمودند. چهار عامل اصلی نیز به ترتیب تحت عنوان "عامل عملکرد و اجزاء عملکرد"، "عامل افزایش طول دوره زایشی"، "عامل توانایی حفظ آب در گیاه" و "عامل افزایش طول دوره رویشی"، در مجموع 9/80 درصد از تغییرات کل داده ها را توجیه کردند. تجزیه خوشه لاین ها را در چهار گروه مجزا قرار داد به طوری که این گروه بندی به طور صد در صد توسط تجزیه تابع تشخیص نیز تایید شد. لاین های خوشه اول و سوم از نظر صفات عملکرد و اجزاء عملکرد، به ترتیب کم ترین و بیش ترین میانگین را به خود اختصاص دادند که می توان از تلاقی این لاین ها، جهت ایجاد تنوع در ژرم پلاسم جدید استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تجزیه تابع تشخیص، تجزیه خوشه ای، تجزیه به عامل ها، تجزیه به مولفه های اصلی، عملکرد
  • خسرو پرویزی*، شیرحسین فضلی صفحات 45-56
    در این تحقیق اثر غلظت های مختلف پاکلوبوترازول (0 ،200 ،300 و400 میلی گرم درلیتر) و زمان های مختلف استفاده از آن ( شروع غده زایی، 10، 20 و 30 روز پس از غده زایی) بر خصوصیات کمی و کیفی سیب زمینی رقم سانته به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی درسه تکرار موردبررسی قرار گرفت. پاکلوبوترازول (سوسپانسیون تجاری کولتار با 250 گرم در لیتر ماده موثره) به صورت محلول پاشی بر روی برگ های سیب زمینی پاشیده شد. با نتایج تجزیه واریانس مشخص شد که اثرات زمان محلول پاشی با پاکلوبوترازول بر تعداد غده خوراکی، بذری و ریز در سطح 1 درصد معنی دار شد. اثر غلظت پاکلوبوترازول بر درصد ماده خشک غده، تعداد غده خوراکی، بذری، ریز، تعداد کل غده، تعداد غده در بوته و متوسط وزن غده معنی دار شد. مقایسه میانگین ها نشان داد که کاربرد پاکلوبوترازول با غلظت های 300 و400 میلی گرم در لیتر، سبب افزایش تعداد کل غده در بوته و هم چنین تعداد غده های بذری به ترتیب به میزان 8/9 درصد و 2/13 درصد در بوته سیب زمینی شد. با کاربرد پاکلوبوترازول اگرچه متوسط تعداد غده در بوته افزایش معنی دار داشت اما تاثیر معنی داری در عملکرد کل نسبت به تیمار شاهد ایجاد نکرد. براساس نتایج این پژوهش مشخص شد که با استفاده از پاکلوبوترازول و به شکل محلول پاشی در مزارع تولید بذر می توان به صورت قابل توجهی درصد غده های تولیدی در اندازه بذری را بالا برده و در نتیجه راندمان تولید تعداد غده در واحد سطح را افزایش داد.
    کلیدواژگان: تعداد غده، غده زایی، محلول پاشی، مواد کندکننده رشد
  • محمد میرزاخانی *، محمدرضا داوری صفحات 57-68
    استفاده از روش های تغذیه تلفیقی گیاهان می تواند باعث افزایش کمیت و کیفیت محصولات زراعی گردد. به منظور بررسی کاربرد میکروارگانیسم های موثر بر عملکرد روغن آفتابگردان در سال 1392 آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل روش های مختلف تغذیه در چهار سطح: N1: مصرف300 کیلوگرم کود اوره (شاهد)، N2: 150 کیلوگرم کود اوره + 15 تن کود دامی در هکتار، N3: 15 تن کود دامی + کاشت لوبیا بالارونده جهت تثبیت نیتروژن، N4: 150 کیلوگرم کود اوره + کاشت لوبیا بالارونده جهت تثبیت نیتروژن و محلول پاشی محرک های رشد گیاهی در چهار سطح: B1: مصرف ورمی واش، B2: ورمی واش غنی شده، B3: بیوفرمنت و B4: استفاده از میکروارگانیسم های موثر+ محلول حاوی تخم بلدرچین بود. نتایج نشان داد که تیمار محلول پاشی محرک های زیستی تغییر معنی داری در برخی صفات مانند تعداد برگ سبز در گیاه، کل بیوماس خشک، شاخص برداشت طبق، عملکرد روغن دانه، وزن هکتولیتر و کار آیی مصرف نیتروژن ایجاد کرد. با مقایسه میانگین ها مشخص گردید که تیمار (50 درصد تغذیه با کود دامی + 50 درصد تغذیه با گیاه لگوم) با میانگین 72/16 درصد بیش ترین و تیمار (50 درصد تغذیه با کود شیمیایی اوره + 50 درصد تغذیه با کود دامی) با میانگین 02/11 درصد کم ترین مقدار کارآیی مصرف نیتروژن را داشتند. هم چنین در بین سطوح تیمار محرک های زیستی هم بیش ترین کارآیی مصرف نیتروژن با میانگین 46/15 درصد مربوط به تیمار (محلول پاشی میکروارگانیسم های موثر + محلول حاوی تخم بلدرچین) و کم ترین آن با میانگین 59/12 درصد مربوط به تیمار محلول پاشی ورمی واش غنی شده بود.
    کلیدواژگان: روش های تغذیه، کارآیی مصرف نیتروژن، کود دامی، محرک های زیستی
  • لیلا جعفری، علیرضا یدوی*، محسن موحدی دهنوی، حمیدرضا بلوچی، عیسی مقصودی صفحات 69-80
    به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف آسکوربیک اسید و سالیسیلیک اسید بر خصوصیات فیزیولوژیک گلرنگ رقم صفه تحت تنش شوری یک آزمایش گلدانی در گلخانه تحقیقاتی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشگاه یاسوج در سال 1391 انجام شد. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. عامل اول شامل شوری با 3 سطح (صفر، 90 و 180 میلی مولار NaCl) و عامل دوم شامل محلول پاشی با پنج سطح (سالیسیلیک اسید 5/0 میلی مولار، سالیسیلیک اسید 1 میلی مولار، آسکوربیک اسید 200 پی پی ام، آسکوربیک اسید 400 پی پی ام و شاهد یا عدم محلول پاشی) بودند. نتایج نشان داد که افزایش غلظت نمک (کلرید سدیم) موجب کاهش میزان کلروفیل کل، محتوای نسبی آب و پتاسیم برگ و افزایش پرولین، قندهای محلول، نشت الکترولیت ها، میزان مالون دی آلدهید و سدیم برگ شد. محلول پاشی با آسکوربیک اسید 400 پی پی ام و سالیسیلیک اسید 5/0 و 1 میلی مولار موجب افزایش میزان پرولین، قندهای محلول، کلروفیل و پتاسیم برگ و کاهش میزان نشت الکترولیت ها، مالون دی آلدهید و سدیم برگ شد ولی تاثیری بر محتوی نسبی آب برگ نداشت. براساس نتایج به دست آمده می توان اظهار داشت که محلول پاشی با سالیسیلیک اسید و آسکوربیک اسید از طریق افزایش میزان پرولین و قندهای محلول و هم چنین کاهش میزان نشت الکترولیت ها و میزان سدیم برگ موجب تعدیل اثرات سوء تنش شوری بر گلرنگ می شود.
    کلیدواژگان: پتاسیم، پرولین، سدیم، کلروفیل، محتوای آب نسبی
  • فرزانه بهادری*، داریوش قربانیان صفحات 81-91
    به منظور بررسی اثر کودهای زیستی بر گیاه دارویی آویشن باغی، آزمایشی در سال های 1387 تا 1389 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی شهرستان سمنان انجام شد. تیمارها در چهار سطح شامل: (1. قارچ میکوریز آربسکولار Glomus intraradices، 2. ورمی کمپوست (5 تن در هکتار)، 3. ورمی کمپوست (10 تن در هکتار) و 4. تیمار شاهد (عدم کاربرد کود) بودند. ویژگی های موردبررسی شامل: وزن خشک اندام رویشی، عملکرد وزن خشک در هکتار، درصد و عملکرد اسانس در هکتار و اندازه گیری میزان عناصر NPK در اندام های رویشی و هم چنین ارزیابی میزان ترکیبات فنلی و فلاونوئید کل برگ بود. مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که بیش ترین عملکرد خشک اندام هوایی با 47/2877 کیلوگرم در هکتار، مربوط به کاربرد ده تن در هکتار ورمی کمپوست بود که نسبت به گیاهان شاهد، 87 درصد افزایش نشان داد. بیش ترین عملکرد اسانس نیز به ترتیب با 72/56 و 81/53 کیلوگرم در هکتار، مربوط به کاربرد ده تن در هکتار ورمی کمپوست و تیمار با قارچ میکوریز بود که نسبت به گیاهان شاهد، 179 و 164 درصد افزایش معنی دار نشان دادند. بیش ترین جذب ازت برگی در اثر تیمار ده تن در هکتار ورمی کمپوست مشاهده گردید. بالاترین مقدار فسفر گیاه به ترتیب مربوط به تیمارهای ده تن در هکتار ورمی کمپوست و قارچ میکوریز بود. کاهش معنی دار فلاونوئید برگی در اثر کاربرد ده تن در هکتار ورمی کمپوست و قارچ میکوریز مشاهده شد. یافته های این پژوهش کارآیی ورمی کمپوست و هم چنین قارچ Glomus intraradices در تولید پایدار آویشن باغی را نشان داد.
    کلیدواژگان: کود زیستی، جذب عناصر، اسانس، کشاورزی پایدار
  • علی قربانی، احمد اسماعیلی*، فرهاد نظریان فیروز ابادی، سیده زهرا حسینی صفحات 93-105
    یکی از مهم ترین گیاهان داروئی، جهت تولید آلکالوئیدهای داروئی، گیاه دولپه ای خشخاش Papaver somniferum L. می باشد. این گیاه تاکنون تنهاترین منبع تجاری برای داروهای ضددرد مورفینان، ضدسرفه کدئین، ضدمیکروب نوسکاپین و تبائین است. آگروباکتری باعث ایجاد بیماری ریشه موئین در محل زخم گیاهان می شود و بهینه سازی شرایط کشت ریشه موئین می تواند باعث افزایش مقدار آلکالوئیدهایی شود که به طور طبیعی در ریشه گیاهان تولید می شوند. در این تحقیق به منظور بهینه سازی شرایط با راندمان بالاتر تحریک تولید ریشه موئین، دو آزمایش فاکتوریل مجزا برای دو نوع ریزنمونه اندام هوایی و هیپوکوتیل در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار اجرا گردید. در هرکدام از این آزمایش های فاکتوریل، سه نوع فاکتور شامل اثر سه نوع سویه آگروباکتری رایزوژنسیس، دو نوع محیط کشت پایه (محیط B5و B52/1) و دو شرایط نوری (48 ساعت تاریکی کامل و 16 ساعت تاریکی/ 8 ساعت روشنایی) موردبررسی قرار گرفت. نتایج آزمایش ریزنمونه اندام هوایی نشان داد که سویه AR15834 بیش ترین درصد القاء ریشه موئین را داشت و برای صفت تعداد شاخه جانبی در یک سانتی متر طول ریشه موئین، بیش ترین انشعابات فرعی در تیمار باکتری AR15834 و محیط B52/1 مشاهده شد. نتایج آزمایش ریزنمونه هیپوکوتیل نشان داد که مقدار تحریک تولید ریشه موئین نسبت به ریزنمونه اندام هوایی بسیار کمتر بود و سویه AR15834 با شرایط 48 ساعت تاریکی کامل بهترین تیمار است. درمجموع، نتایج این دو آزمایش نشان داد که ریزنمونه اندام هوایی پاسخ بهتری نسبت به ریزنمونه هیپوکوتیل دارد و در این ریزنمونه محیط B52/1 و سویه AR15834 بیش ترین مقدار تولید ریشه موئین را داشت.
    کلیدواژگان: محیط B5، آلکالوئید، مورفنیان، نوسکاپین، تبائین
  • فاطمه مرادی پور*، جمالعلی الفتی، یوسف حمید اغلی، بهمن زاهدی، عاطفه صبوری صفحات 107-120
    ارزیابی ترکیب پذیری عمومی و خصوص، هتروزیس و نحوه عمل ژن ها برای صفات زمان تا ظهور اولین گل ماده، زمان تا اولین برداشت، تعداد میوه در شاخه اصلی و طول بوته تا اولین میوه در قالب آزمایش دی آلل ناقص 7×7 با استفاده از روش دوم و چهارم در مدل ثابت گریفینک برای تعدادی از لاین های خیار در سال 1393 صورت گرفت. میانگین مربعات ترکیب پذیری عمومی و خصوصی برای تمامی صفات معنی دار بود که بیانگر اهمیت هر دو اثرات افزایشی و غالبیت ژن ها در توارث این صفات می باشد. میزان ترکیب پذیری خصوصی زمان تا ظهور اولین گل ماده و تعداد میوه در شاخه اصلی از ترکیب پذیری عمومی آن ها بیشتر بود که نشان دهنده غالب بودن عمل غیرافزایشی ژن ها بود. در صفت روز از کاشت تا اولین برداشت و طول بوته تا اولین میوه با توجه به ترکیب پذیری عمومی بالا توسط عمل افزایشی ژن ها کنترل می شوند. لاین های B12 و B10 باتوجه به ترکیب پذیری عمومی و خصوصی بالا برای تولید بذر هیبرید خیار مطلوب بوده و توصیه می گردند.
    کلیدواژگان: گریفینگ، واریانس افزایشی، وراثت پذیری، گل ماده
  • سیدجواد موسوی زاده، محمدرضا حسندخت*، عبدالکریم کاشی صفحات 121-133
    هدف تحقیق حاضر ارزیابی ارزش غذایی اسپیر (ساقه خوراکی گیاه) مارچوبه های بومی ایران از نظر عناصر پرمصرف نیتروژن، فسفر و پتاسیم و تعیین ارتباط آن با عوامل محیطی و خاکی با استفاده از تجزیه همبستگی کانونیک می باشد. بدین منظور اسپیرهای مارچوبه از 12 منطقه مختلف ایران جمع آوری گردیدند. نتایج مشخص کرد که جنس Asparagus در اکثر اقلیم های ایران شامل اقلیم های مرطوب و معتدل شمال، بیابانی جنوب، سرد و خشک غرب، گرم و خشک مرکز، معتدل کوهستانی و نیز مدیترانه ای پراکنده است. خصوصیات کیفی اسپیر نشان داد که میانگین وزن تر یک اسپیر در پایه های نر 57/6 گرم و در پایه های ماده 42/7 گرم است. درصد ماده خشک در پایه های نر (56/16 درصد) بیشتر از پایه های ماده (63/14 درصد) بود. با توجه به آزمون t تفاوت بین پایه های نر و ماده از نظر درصد فسفر، نیتروژن و پتاسیم اسپیر معنی دار نبود. مقادیر ضرایب کانونیک استاندارد در اولین متغیر کانونیک عوامل محیطی، حاکی از تاثیر میانگین دمای سالانه و میانگین حداقل دمای سالانه بر نیتروژن و فسفر اسپیر می باشد. طبق نتایج بارهای کانونیک، به طورکلی اسپیرهای دارای فسفر بالاتر (بیشتر از 7/0 درصد) در مناطقی با pH پایین تر (کمتر از 2/8 و نزدیک خنثی) رشد کردند، در همین شرایط میزان پتاسیم اسپیرها، روند کاهشی (تا 98/2 درصد) داشت. هم چنین اسپیرهای دارای پتاسیم بالا (بیشتر از 8 درصد) در مناطق با بارندگی پایین تر (متوسط سالانه 154 میلی متر) و ارتفاع بالاتر (1600 متر) رشد داشتند. کاهش بارندگی و افزایش ارتفاع از سطح دریا باعث کاهش میزان نیتروژن (کمتر از 84/0 درصد) اسپیر شد.
    کلیدواژگان: پایه نر، پایه ماده، عناصر غذایی، وزن تر، ماده خشک
  • حسین زینلی، لیلی صفایی*، پریناز منافی، سعید دوازده امامی صفحات 135-143
    سرخارگل (Echinacea purpurea L.) گیاهی داروئی و چندساله از خانواده گل ستاره ای ها می باشد که در داروسازی جهت تهیه داروهای تقویت کننده سیستم ایمنی کاربرد دارد. به منظور بررسی عملکرد اندام هوایی، ریشه و اسیدکلروژنیک این گیاه، بذور آن در قالب طرح اسپلیت پلات و بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان کشت و اثر سطوح مختلف کود اوره (صفر، 75، 150 و 225 کیلوگرم در هکتار) به عنوان فاکتور اصلی و تراکم کاشت (11، 17 و 33 بوته در مترمربع)، به عنوان فاکتور فرعی طی دو سال زراعی بررسی شد. نتایج نشان داد که برهمکنش ازت در تراکم در سال بر صفات وزن خشک اندام هوایی و ریشه تک بوته، عملکرد خشک اندام هوایی و ریشه در هکتار و هم چنین عملکرد اسید کلروژنیک اندام هوایی و ریشه معنی دار بود. بیش ترین وزن خشک اندام هوایی و ریشه تک بوته (به ترتیب 6/67 و 7/57 گرم) در تیمار 225 کیلوگرم در هکتار کود ازت و تراکم کاشت 11 بوته در مترمربع و بالاترین عملکرد خشک اندام هوایی و ریشه در هکتار (به ترتیب 19127 و 6342 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد اسید کلروژنیک اندام هوایی و ریشه (به ترتیب 2/293 و 4/63 گرم در هکتار) در تیمار 225 کیلوگرم در هکتار کود ازت و تراکم کاشت 33 بوته در مترمربع به دست آمد. همبستگی مثبت و معنی داری بین عملکرد خشک اندام هوایی در هکتار با عملکرد خشک ریشه در هکتار و عملکرد اسید کلروژنیک اندام هوایی و ریشه مشاهده شد.
    کلیدواژگان: وزن خشک اندام هوائی، وزن خشک ریشه، همبستگی، گل ستاره ای
  • محمد جواد مصطفوی*، مهدی نصیری محلاتی، علیرضا کوچکی صفحات 145-156
    به منظور مطالعه همبستگی اجزای عملکرد و عملکرد دانه کنجد و تعیین روابط بین ارتفاع ساقه، تعداد کپسول در بوته، تعداد بذر در کپسول، وزن هزاردانه، عملکرد زیست توده و شاخص برداشت و هم چنین تعیین مدلی برای تشریح عملکرد دانه، آزمایشی در سال 1392 در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با ده تیمار (شامل کودهای مختلف زیستی و شیمیایی) در دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. نتایج نشان داد که هرچند همبستگی مثبت و معنی داری بین عملکرد دانه و ارتفاع ساقه وجود داشت اما عمده اثر ارتفاع ساقه بر عملکرد دانه به وسیله اثر غیرمستقیم آن از طریق تاثیر بر تعداد کپسول در بوته بود. عملکرد زیست توده و عملکرد دانه همبستگی مثبت و معنی داری (به ترتیب 81/0 و 87/0) با تعداد کپسول در بوته داشت. بیش ترین اثر مستقیم صفات با عملکرد دانه به تعداد کپسول در بوته تعلق داشت و کم ترین آن اثر مستقیم طول ساقه بر عملکرد دانه بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که صفات تعداد کپسول در بوته و عملکرد زیست توده مهم ترین اجزای عملکرد بودند و ضرایب رگرسیون جزئی آن ها به ترتیب 7/10 و 134/0 به دست آمد. ضرایب رگرسیون جزئی دو صفت اخیر نشان دهنده اولویت عملکرد زیست توده در مقایسه با تعداد کپسول در بوته بود. معادله عملکرد که تابعی از تعداد کپسول در بوته و عملکرد زیست توده بود نیز با ضریب تبیین 96/0 بخش اعظمی از عملکرد دانه را توجیه می کرد. بنابراین عملکرد زیست توده و تعداد کپسول در بوته مهم ترین صفاتی بودند که می توانند موردتوجه محققین قرار گیرند. هم چنین می توان معادله عملکرد را پس از واسنجی، جهت تخمین محصول کنجد مورداستفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: آنالیز مسیر، همبستگی، کپسول، طول ساقه
  • فاطمه جعفرآبادی، شهاب مداح حسینی*، اصغر رحیمی، احمد تاج آبادی پور صفحات 157-167
    به منظور بررسی اثر ترکیبات کودی مختلف به عنوان آغازگر بر صفات رویشی دو رقم لوبیای قرمز، آزمایشی دو عاملی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه پژوهشی دانشگاه ولی‏عصر رفسنجان انجام شد. عامل اول ترکیب های کودی در چهار سطح شامل نیتروژن + فسفر (شاهد آغازگر)، نیتروژن + فسفر + روی، نیتروژن + فسفر + روی + مولیبدن و نیتروژن + فسفر + روی + مولیبدن + کود دامی و عامل دوم دو رقم لوبیا (اختر و درخشان) بود. نتایج نشان داد که افزودن روی، مولیبدن و یا کود دامی به سطح شاهد آغازگر سبب کاهش معنی دار وزن خشک کل، وزن خشک ساقه، وزن خشک و حجم ریشه و سطح برگ در زمان پدیدار شدن گل شد اما این اثر بازدارنده در مرحله پیدایش نیام تا حد زیادی از بین رفت. در این مورد تفاوت معنی داری بین دو رقم وجود نداشت. از سوی دیگر نتایج اندازه گیری غلظت عناصر اندام های هوایی نشان داد که غلظت فسفر، روی و منگنز تحت تاثیر ترکیب کودی نیتروژن+ فسفر+ روی+ مولیبدن+ کود دامی و غلظت کلسیم و سدیم در ترکیب نیتروژن + فسفر + روی بیش از دیگر تیمارها بود. نتایج نشان داد که افزودن روی، مولیبدن و کود دامی به سطح شاهد آغازگر اگرچه سبب افزایش تجمع برخی عناصر در گیاهچه های لوبیا می شوند؛ اما احتمالا به سبب افزایش محتوای سدیم و کلسیم در اثر این دو عنصر رشد رویشی این گیاه کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: روی، مولیبدن، فسفر، نیتروژن
  • زهرا عابدی*، جلال صبا صفحات 169-177
    به منظور گزینش مقدماتی لاین های پرمحصول و سازگار گندم برای شرایط دیم، تعداد 165 لاین اینبرد گندم به همراه 4 رقم شاهد در قالب طرح لاتیس مربع (13 × 13) با دو تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان در سال زراعی 90 -1389 موردبررسی قرار گرفتند. صفات مورد ارزیابی شامل روز تا پنجه دهی، روز تا ساقه دهی، روز تا ظهور برگ پرچم، روز تا سنبله دهی، روز تا گل دهی، ارتفاع بوته، طول سنبله، وزن هزاردانه، عملکرد دانه، زیست توده و شاخص برداشت بودند. نتایج نشان داد که لاین ها از نظر کلیه صفات اختلاف معنی داری داشتند. بر اساس نتایج تجزیه خوشه ایبه روش Ward، لاین ها در سه خوشه مجزا گروه بندی شدند. نتایج تجزیه به مولفه های اصلی و رسم بای پلات ها نیز هم خوانی نسبتا زیادی با گروه بندی حاصل از تجزیه خوشه ایداشت. باتوجه به نتایج گروه بندی ها و درجه اهمیت صفات در مقاومت به خشکی و عملکرد دانه تحت شرایط تنش لاین های گروه سوم که لاین های پابلند، زودرس و با ویژگی های عملکردی خیلی مطلوب بودند، به عنوان بهترین لاین ها در میان 169 لاین مورد ارزیابی معرفی شده و استفاده از آن ها در برنامه های به نژادی آتی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: مولفه اصلی، بای پلات، تجزیه خوشه ای، تنش خشکی، گروه بندی
  • حمید عبداللهی*، مصطفی محمدی گرمارودی صفحات 179-190
    باغ های گلابی کشور اغلب با استفاده از پایه های بذری احداث شده که دارای تنوع بوده و پابلند می باشند. استفاده از پایه های نیمه پاکوتاه کننده کوئینس به دلیل حساسیت به تنش ها موفق نبوده و لذا استفاده از پایه نیمه پاکوتاه کننده نظیر پیرودوارف مدنظر بوده است. به منظور بررسی تاثیر این پایه، در طی یک تحقیق سه ساله (91 تا 93) تاثیر آن روی رشد و آغاز باردهی نهال های چهار رقم مهم تجاری گلابی کشور شامل درگزی، اسپادونا، لوئیزبون و بیروتی موردارزیابی قرار گرفت. درختان با تراکم 333 درخت در هکتار کشت و به فرم محور مرکزی تغییریافته هرس شدند. نتایج بیانگر بیش ترین رشد قطری پایه، رقم، ارتفاع درخت، تعداد شاخه فرعی و رشد سالیانه در ترکیب پایه پیرودوارف با رقم اسپادونا و سپس در ارقام درگزی و لوئیزبون بود. کلیه نهال های تولیدی در مقایسه با استاندارد نهال بذری قطر بیش تر و ارتفاع کم تری داشتند. هم چنین رقم بیروتی بر روی این پایه با کم ترین قطر پایه و رقم در مقایسه با رقم اسپادونا کوتاه ترین ترکیب پیوندی بود. کلیه ارقام روی این پایه در سال دوم تولید شکوفه و درسال سوم باردهی داشتند، به صورتی که بیش ترین تراکم شکوفه و نسبت اسپور به سطح مقطع تنه در رقم درگزی و بیش ترین تراکم اسپور در طول شاخه در رقم بیروتی دیده شد. بر این اساس، پایه پیرودوارف با کاهش ارتفاع حدود 30% ارتفاع درخت و آغازش گل و میوه به ترتیب در سال دوم و سوم پس از کاشت، می تواند به عنوان گزینه ای مطلوب برای درختان نیمه پاکوتاه گلابی باشد.
    کلیدواژگان: درگزی، اسپادونا، لوئیزبون، بیروتی
  • یعقوب حسینی* صفحات 191-205
    در بسیاری از باغات مرکبات کشور کیفیت میوه، همچون عملکرد آن، از شرایط مطلوبی برخوردار نیست. شاید یکی از علل این امر به روش تغذیه درختان مرکبات، به ویژه در شرایطی که اغلب خاک های کشور آهکی می باشند، مربوط می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی کاربرد عناصر آهن، روی، مس و منگنز به صورت محلول پاشی بر عملکرد، کیفیت میوه و عناصر غذایی در برگ لیموترش رقم مکزیکن بود. عناصر به صورت مجزا و یا تلفیقی از منبع سولفاتی آن ها و با غلظت های مشخص (3 تا 5 در هزار) در قبل و بعد از گل دهی روی شاخ و برگ درختان محلول پاشی شدند. برخی از پارامترهای کیفی میوه مانند pH و ضخامت پوست تحت تاثیر قرار گرفتند؛ به طوری که کاربرد سولفات آهن و روی به طور جداگانه کاهش معنی دار pH میوه را در پی داشت و محلول پاشی هم زمان سولفات روی و منگنز سبب افزایش ضخامت پوست میوه گردید. استفاده از سولفات مس و منگنز به صورت محلول پاشی به ترتیب باعث افزایش معنی دار غلظت مس و منگنز برگ شدند. اگرچه تغذیه درختان لیموترش با عناصر کم مصرف به روش محلول پاشی تاثیری معنی دار بر عملکرد نداشت اما سبب بهبود برخی از صفات کیفی میوه گردید؛ به طوری که pH آب میوه با محلول پاشی سولفات آهن و روی به ترتیب با غلظت 5 و 3 در هزار به طوری معنی دارکاهش یافت (به ترتیب 181/2 و 186/2) و محلول پاشی سولفات منگنز با غلظت 5 در هزار سبب افزایش معنی دار آب میوه گردید (37/53 درصد). بنابراین کاربرد سولفات آهن و منگنز به صورت محلول پاشی با غلظت 5 در هزار و سولفات روی با غلظت 3 در هزار برای افزایش کیفیت میوه لیموترش توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: تغذیه برگی، سولفات، ویژگی کیفی، pH آب میوه
|
  • Seyedeh Fatemeh Borghei, Ali Azizi * Pages 1-16
    Dracocephalum moldavica L. (Moldavian Balm) is a medicinal and aromatic plant which is consumed as an edible vegetable in Northwest of Iran. The present study was carried out to assess the diversity among 7 landraces (Cultivated populations) of D. moldavica, originated from east and west Azerbaijan provinces (Northwest Iran), based on 11 agromorphologic traits and phytochemical characteristics of essential oil. Populations including Naghadeh, Keshtiban, Topragh-Ghalae, Baghchajogh, Hokm-Abad, Jahangir and Shiraz-Valley were evaluated. Seeds of seven populations were cultivated in a field condition of Hamedan. The results from the assessment of the agro-morphological traits showed significant differences among populations in ten traits studied. The essential oil contents, obtained from the plants, ranged from 0.03% to 0.12% based on leaf dry weight (w/w%). The highest essential oil percentage (0.12%) was determined for Hokm-Abad. In all, 27 compounds were identified in essential oils Gas Chromatography Mass Spectrometry (GC-MS) in 7 populations. Geranyl acetate (19.85%-45.58%) was found to be the dominant component for all essential oils extracted from populations. Two grouping pattern resulted from two clustering analysis based on 11 agromorphologic traits and the compositions of essential oil. They divided the populations into two distinct groups but they did not match. The results of correlation analysis, based on agromorphologic traits and major compounds of essential oils, showed that the stem diameter, as the only morphological trait, was positively correlated with essential oil content. The findings of this research provide information that could be useful for better exploration and breeding programs of D. moldavica.
    Keywords: Phenotype diversity, Essential oil, Correlation, Lamiaceae, Chromatography
  • Roya Karamian *, Fatemeh Aravand, Hossein Jahanian Najafabadi, Ramtin Pakzad Pages 17-29
    The genus Onosma L. is one of the important genera of the family Boraginaceae. In flora Iranica, the genus comprises 55 species, of which 17 are endemic to Iran. Onosma species contain secondary metabolits that represent antioxidant and antibiotic activities. Methanolic extracts of three Onosma species, namely Onosma pachypoda L., Onosma sericea L.and Onasma microcarpa DC. from flora of Iran were in vitro screened for their total phenol, flavonoid, proanthocynidin and alkaloid contents and also their possible antioxidant activities by different tests. Results showed that the methanolic extract of Onasma microcarpa contained the highest amount of total phenols. Onosma pachypoda and Onosma sericea represented the highest flavonoid content. Results also showed the highest amount of alkaloid and proanthocyanidin in Onosma sericea and Onosma pachypoda, respectively. In addition, methanolic extracts of the three Onosma species showed strong antioxidant activity and Onosma microcarpa represented the lowest IC50. It seems that phenolic compounds are the substances that play an important role in antioxidant activity.
    Keywords: DPPH free radical scavenging, ?-carotene, linoleic acid, Phythochemical composition, Flora Iranica
  • Sayyed Saeed Moosavi *, Mohammad Reza Abdolahi, Fariborz Ghanbari, Homayoun Kanouni Pages 31-44
    High diversity and selection are base of each breeding program. The objectives of this research were assessing genetic diversity and clustering chickpea lines, estimating heritability and identification of the related traits to grain yield. The experiment carried out based on RCBD with three replications during 2012-13 growing season. The genotypes showed significant difference (p<0.05) for all traits and they distributed in four areas of bi-plot. The above results indicate that the lines had high genetic diversity. The broad sense heritability of traits varied from 60.17, for plant height, to 94.80, for 100-kernel weight. Three first main components recognized as "yield and yield component”, “plant growth or vigor component “and "water retain component” respectively and explained 73.3 percent of total data variance. The four main factors were respectively named as "yield and yield components factor", "increasing generative period factor”, "water retain factor” and "increasing growing period factor”. Above-mentioned factors explained 80.90 percent of total data variance. Cluster analysis grouped the lines in four clusters and discrimination function analysis confirmed the cluster analysis results. The lines of first and third clusters, had minimum and maximum yield and yield components respectively. Therefore, crossing between first and there clusters can be useful for creating new divers genotypes.
    Keywords: Discriminate faction analysis, Cluster analysis, Factor analysis, Principal component analysis, Yield
  • Khosro Parvizi *, Shir Hossein Fazli Pages 45-56
    In this research, the effect of different concentrations of Paclobutrazol (0, 200, 300, 400mg.L-1) and different application times of paclobutrazol (beginning of tuberization, 10, 20 and 30 days after tuberization) on some qualitative and quantitative traits of ‘Sante’ potato cultivar were investigated. Test was performed in a factorial experiment based on randomized complete blocks design with two factors by 3 replications. Paclobutrazol (Culture commercial suspension with 250gr.L-1 active ingredient of PBZ) was used as foliar spray on potato plants. Conclusion of analysis variances demonstrated that effect of paclobutrazol application time was significant (p≤0.01) on large, small and seed tuber size production. The effect of Paclobutrazol concentration showed significant difference on tuber dry matter percentage, large, small, potato seed tuber, total number, mean weight of tuber and tuber number per plant. Comparison means results showed that use of poclobutrazol with concentrations of 300 and 400mg. L-1 increased amount of tuber in potato plants. As a result, number of total tubers per plant and number of tuber seeds have been increased by 9.8% and 13.2% respectively. Although application of paclobutrazol in these two levels significantly increased mean number of tuber per plant but had no significant effect on total yield comparison with control treatment. By results of this experiment we can conclude that application of paclobutrazol on potato plant will be considerably able to increase percentage of seed tuber size. Consequently, this situation leads to more efficiency of tuber production per area unit in potato seed farms.
    Keywords: Tuber number, Tuberization, Foliar application, Plant growth retardant
  • Mohammad Mirzakhani *, Mohammad Reza Davari Pages 57-68
    Use of integrated plant nutrition methods could improve the quantity and quality of crops. This study was carried out in order to study of effects of effective microorganisms and enriched vermiwash with different methods of plant nutrition on sunflower yield in during 2013. The experiment was done as a factorial arrangement of treatments, in a randomized complete blocks design with three replications. Treatments consisted of different nutrition methods [N1= 300kg ha-1 Urea (Control), N2= 50% of nutrition by Urea + 50% of nutrition by FAM (15ton ha-1), N3= 50% of nutrition by FAM + 50% of nutrition by nitrogen fixation of Phaseolus sp.), N4= 50% of nutrition by Urea + 50% of nutrition by nitrogen fixation of Phaseolus sp.) and foliar spray of plant bio-stimulants (B1= Foliar with vermiwash, B2= Foliar with enrich vermiwash, B3= Foliar with bioferment, B4= Foliar with effective microorganisms + quail egg). The results indicated that the foliar spray of plant bio-stimulants caused marked changes in characteristics such as number of green leaf, dry biomass, harvest index of head, oil yield, hectoliter weight and nitrogen use efficiency. The maximum and minimum of nitrogen use efficiency (16.72 and 11.02%) were obtained with the (50% of nutrition by animal manure + 50% of nutrition by nitrogen fixation of phaseolus) and (50% of nutrition by animal manure + 50% of nutrition by 150kg ha-1 Urea) treatments, respectively. Furthermore, in the treatments of bio-stimulat levels, the most and least amounts of nitrogen use efficiency with averages of 15.46 and 12.59% were obtained with foliar spray of (effective microorganism + quail egg) and enriched vermiwash, respectively.
    Keywords: Nutrition methods, Nitrogen use efficiency, Animal manure, Bio-stimulant
  • Leila Jafari, Alireza Yadavi *, Mohsen Movahedi Dehnavi, Hamidreza Balouchi, Eisa Maghsoudi Pages 69-80
    In order to investigate the effect of different levels of ascorbic acid and salicylic acid on physiological characteristics of safflower (Sofeh cv.) under salinity stress, a pot experiment was conducted in research greenhouse of agronomy and plant breeding department of Yasouj university in 2012. This experiment was carried out as a factorial in based on completely randomized design with three replications. Experimental factors consisted of salinity with three levels (0, 90 and 180mM NaCl) and foliar application with five levels including salicylic acid (0.5 and 1mM), ascorbic acid (200 and 400ppm)and control (without foliar application). The results indicated that increasing the salt concentration (Sodium chloride) lead to decreased total chlorophyll content, relative water content and potassium of leaf and increased prolin, soluble carbohydrate, electrolyte leakage, malondialdehid and sodium of leaf. Foliar application of 400 ppm ascorbic acid and 0.5 and 1mM salicylic acid increased prolin, soluble carbohydrate, chlorophyll and potassium of leaf and decreased electrolyte leakage, malondialdehid and sodium of leaf significantly but it had not effect on relative water content of leaf. Based on obtained result can stated that foliar by salicylic acid and ascorbic acid via increasing prolin and soluble carbohydrate and also decresed electrolyte leakage and sodium of leaf caused moderate the adverse effects of salinity stress on the safflower.
    Keywords: Potassium, Prolin, Sodium, Chlorophyll, Relative water content
  • Farzaneh Bahadori *, Dariush Ghorbanian Pages 81-91
    In order to study on the effects of vermicompost and arbuscular mycorrhizal fungi (Glomus intraradices) on the morphological and biochemical factors of Thymus vulgaris an experiment was carried out on randomized complete block design with three replications. This experiment was done during growing season of 2008 to 2010 at Semnan Agricultural and Natural Resources research station. Treatments were included: the mycorrhizal inoculums (Glomus intraradices), 5 and 10ton.ha-1 of vermicompost and control treatment. Results showed that the vermicompost (10ton.ha-1) applications enhanced dry herb yield by 87% and stimulated essential oil yield by 166% in T. vulgaris plants with respect to controls. The uptake of N concentration significantly increased in 10ton.ha-1 vermicompost applications. The Mycorrhizal inoculation increased dry herb yield by 49%, enhanced essential oil yield by 149% and increased P uptake by 36% in T. vulgaris plants with respect to controls. Our findings confirm that applied the appropriate biofertilizer, can produce the highest quality thymus plants that should be able to show higher quantitative and qualitative production in organic systems compare to control plants.
    Keywords: Biofertilizer, Nutrient uptake, Essential oil, Sustainable agriculture
  • Ali Ghorbani, Ahmad Ismaili *, Farhad Nazarian Firouzabadi, Seyedeh Zahra Hosseini Pages 93-105
    One of the most important medicinal plants to produce alkaloid is the dicot Poppies plant. This plant is the only commercial source of some important drugs such as Morphinan, antitussive codeine, antimicrobial Noscapine and Thebaine until now. The Agrobacterium rhizogenesis causes hairy root disease in plant wounds and optimization of hairy root cultures can increase the amount of alkaloids which are produced naturally in plants roots. In this study, in order to optimization of hairy roots induction with higher efficiency, two distinct factorial experiment for excised shoot and hypocotyl explants was conducted based on completely randomized design with 4 replications. In both of these factorial experiments, 3 factors was studied included Agrobacterium rhizogenesis (3 strain types), basal medium (B5 and 1/2B5) and light condition (48h dark and 16h dark/8h light). Results of excised shoot explant experiment showed that AR15834 strain induced highest percentage of hairy roots and about lateral branches in 1 cm length of hairy roots, the most lateral branches were observed by AR15834 strain in 1/2B5 medium. Results of hypocotyl explant experiment showed that amount of hairy root induction by this explant very lower than excised shoot explant experiment and AR15834 strain with 48h darkness was the best treatment. Totally, results of these two experiments showed that excised shoot explants had better response than hypocotyl explant and for excised shoot explant, 1/2B5 medium and AR15834 strain had the highest induced hairy roots.
    Keywords: B5 medium, Alkaloid, Morphinan, Noscapine, Thebaine
  • Fateme Moradipour *, Jamalali Olfati, Yusef Hamid Oghli, Bahman Zahedi, Atefe Saburi Pages 107-120
    Assessment of general and specific combining , heterosis and genes action for traits until the advention of the first female flower, time to first harvest, the number of fruit branch main and plant height up to first fruit the were experiment half diallel 7×7 second and fourth Griffing method using a fixed model for a number cucumber lines in 2014. Result of variance analysis showed significant differences among genotypes. Mean squares of general combining and specific combining revealed significant differences for all traits. These reflects the importance of both addative and dominance effects genes of inheritance traits. Specific combining for traits until the advention of the first female flower and number of fruit branch main was futher general combining which reflects the non - addative genes action. For traits time to first harvest and fruit plant height up to first fruit due to the high general combining controlled by addative and non -addative genes action. Line B10 and B12 due to general and specific combining ability for seed production of hybrid cucumber is desirable and recommended.
    Keywords: Grifing, Variance addative, Heritability, Female flower
  • Seyed Javad Mousavizadeh, Mohammad Reza Hassandokhot *, Abdulkarim Kashi Pages 121-133
    The aim of this study was to evaluate the spear (edible part of asparagus) nutritional value of Iranian asparagus species in terms of macronutrients nitrogen, phosphorus and potassium and assessment of its relationship with soil and environmental factors by Canonical correlation analysis. Spears were collected from 12 regions of Iran. By noticed to our results, wild Asparagus species in Iran are distributed in different climates as wet.warm temperate in the north, dry.desertic in the south, cold and dry in the west, warm and dry in the center and cool with mediterranean conditions. The results revealed that the average fresh weight of one spear in male was 6.57g and in female was 7.42g. Dry matter in male gender (16.56%) was obtained more than in female gender (14.63%). According to the t test difference between male and female genders were not significant in term of phosphorus, nitrogen and potassium. Standard canonical coefficients in the first canonical variable environmental factors showed the effects of AminT and AT on spear nitrogen and phosphorus content. Canonical loadings result clear that spears with high phosphorus (more than 0.7%) were produced in areas with low pH (less than 8.2 and next to 7), while in this condition potassium level was reduced (to 2.98%). Spears with high potassium (more than 8%) were obtained in areas with low rainfall (annually 154mm) and high altitude (1600m). Reduction rainfall and increasing altitude had caused reducing amount of spear nitrogen (less than 0.84%).
    Keywords: Female gender, Male gender, Nutrients, Spear, Fresh weight, Dry matter
  • Hossien Zeinali, Leili Safaei *, Parinaz Manafi, Saeid Davazdah Emami Pages 135-143
    Purple coneflower(Echinacea purpurea L.) is a perennial medicine plant that belongs to Asteraceae family. It is using as immune system stimulant in medicinal industries. This study was done to evaluating root yield, aerial yield and chlorogenic acid yield under different levels of N fertilizer and plant density. The experiment was conducted at Agricultural and Natural Resource Research Center of Isfahan in a split plot experiment based on randomized complete block design with three replication, during 2009- 2010. The N fertilizer (0, 75, 150, 225kg/ha) was as main factor and different densities (11, 17 and 33 plant per m2) were sub factors. Based on the results the interaction of N levels × different densities × year were significant for aerial dry weight, root dry weight, aerial and root dry yield per hectare and chlorogenic acid yield per hectare. The highest dry weight of aerial and root plant (67.6 and 57.7, respectively) were observed at 225kg/ha N fertilizer and 11 plant per m2 densities. The aerial and root dry yield per hectare (19127 and 6342kg/ha, respectively) and chlorogenic acid yield in aerial and root plant (293.2 and 63.4gr/ha, respectively) were obtained in 225kg/ha N fertilizer and 33 plant per m2 densities. A significant positive correlation was observed between aerial dry yield per hectare with root dry yield and chlorogenic acid yield of plant.
    Keywords: Aerial dry weight, Root dry weight, Correlation, Asteraceae
  • Mohammad Javad Mostafavi *, Mahdi Nassiri Mahallati, Ali Reza Koocheki Pages 145-156
    In order to study the correlation between yield component and seed yield of sesame and to determine the relationships between shoot length, capsules per plant, seeds per capsule, 1000-seed weight, biological yield and harvest index, in 2013 an experiment was conducted based on RCBD design with ten treatments (including different biological and chemical fertilizers) in experimental field of Ferdowsi university of Mashhad. Results showed that there was a positive and significant correlation between seed yield and plant height, but much of the efficacy of plant height on seed yield was by influencing capsules per plant. Biological and seed yield had a positive and significant correlation (0.81 and 0.87, respectively) with capsules per plant. The highest direct effect of components on seed yield was belonged to “capsules per plant” and the least belonged to “plant height”. Analysis of regression showed that capsules per plant and biological yield had the most effect on seed yield and their partial regression coefficient was 10.7 and 0.134, respectively. The partial regression coefficient for standardized data of these two traits showed the priority of biological yield in comparison with capsules per plant. Yield function that is a function of capsules per plant and biological yield, with the coefficient of determination of 0.96 justified a large part of seed yield. So biological yield and capsules per plant were the most important traits of sesame that can be considered by researchers. Also, after calibration of yield function, it can be used for estimating the production of sesame.
    Keywords: Path analysis, Correlation, Capsules, Plant height
  • Fatemeh Jafarabadi, Shahab Maddah Hosseini *, Asghar Rahimi, Ahmad Tajabadipoor Pages 157-167
    In order to study the effects of different fertilizer compounds on vegetative growth of red bean (Phaseoulous vulgaris L.), a two factorial experiment in complete randomized block design with two factors and three replications was conducted in research glasshouse of Vali-e-Asr University of Rafsanjan. The first factor was fertilizer compounds consisted in four levels as: nitrogen + phosphorus (starter control), nitrogen + phosphorus + zinc, nitrogen + phosphorus+ zinc+ molybdenum and nitrogen+ phosphorus+ zinc+ molybdenum+ cattle manure. The second factor included two cultivars Akhtar and Derakhshan. Results showed that adding Zinc, Molybdenum or cattle manure to starter control significantly decreased total shoot dry mass, stem dry mass, roots weight and volume and leaf area at flowering emergence, however this effect disappeared considerably at pod emergence. There was no significant difference between genotypes. On the other hand, shoot assay for some elements concentration showed that P, Zn and Mn content was the highest in N+ P+ Zn+ Mo+ cattle manure compound and Ca and Na content was the highest in N + P + Zn compound. Results suggested that although adding Zn, Mo and cattle manure to starter control may lead to increased concentration of some macro and micro nutrients in red bean seedlings but decreases vegetative growth probably due to increased concentration of Na and Ca.
    Keywords: Zinc, Molybdenum, Phosphorus, Nitrogen
  • Zahra Abedi *, Jalal Saba Pages 169-177
    In order to primary select high yielding and adapted wheat lines for rainfed conditions, 165 inbred lines of wheat with four controls were examined in a 13 × 13 square lattice design with two replications in the agricultural research station Zanjan university in 2011- 12. Days to tillering, days to stem elongation, days to booting, days to heading, days to anthesis, plant height, awn length, 1000- grain weight, grain yield, biomass and harvest index were evaluated. The result showed that the lines have significant differences. The results of cluster analysis by Ward method, categorized lines into three distinct groups. The results of principal component analysis and biplat have relatively large computability with the grouping of lines, too. This grouping was relatively consistent with grouping of cluster analysis. According to the results of grouping and importance of traits in drought resistance and yield under stress conditions, third group lines that were early lines with very favorable yield characteristics, tall and earlyness as the best lines among the 169 lines is introduced and using these lines is recommended for future breeding programs.
    Keywords: Principal component, Biplot, Cluster analysis, Drought stress, Groupin
  • Hamid Abdollahi *, Mostafa Mohammadi Gramaroudi Pages 179-190
    Pear seedlings are the most predominant rootstocks for pear trees in Iran that are vigorous and show diversities. In addition, the use of semi-dwarfing clonal quince rootstocks is limited due to their susceptibilities to stresses. Based on these, Pyrodwarf pear rootstock could be considered as a new choice for intensive orchards, therefore, in this research growth and bearing of four important commercial pear cultivars including Beyrouti, Dargazi, Louise Bonne and Spadona cultivars were evaluated on this rootstock from 2012-2014. The orchard was established with 333 trees/hec and modified leader training form. The highest diametric growth of rootstocks, trunk diameters, tree heights, number of lateral shoots and annual growths were observed in the Spadona, Dargazi and Louise Bonne cultivars, respectively. All pear cultivars at the first year demonstrated higher diametric growth and lower height comparing to the standards of pear trees on the seedling rootstocks. In addition, cultivar Beyrouti with the lowest diameters of the stock and scion, and reduced 30% of growth was the most dwarf combination. All cultivars bloomed at the second years and had small quantities of fruit bearing at the subsequent year, but the highest bloom density and rate of spur/trunk surface area were observed in Dargazi, while the highest spur density along the branches observed in cultivar Beyrouti. According to the results, Pyrodwarf rootstock with dwarfing effects about 30%, early bloom initiation and bearing in the second and third years of cultivation could be considered as a promising choice for establishment of semi-dwarfing pear orchards.
    Keywords: Dargazi, Spadona, Louise Bonne, Beyrouti
  • Yaghoob Hosseini * Pages 191-205
    In many citrus orchards fruit quality, such as yield, is not in appropriate status. Perhaps one of the reasons is related to nutrition method of citrus trees, particularly in situations where most soils of country are calcareous. Main purpose of this expriment was the evaluation of iron, zinc, copper and manganese foliar application on yield, fruit quality and nutrient lime leaves. The elements (in sulfate forms) as single or to gether and with detemined concentration (3 to 5 part per thousand) before and after tree flowering were sprayed on the foliage. Some fruit quality parameters were affected by the treatments so that the use of ferrous sulfate and zinc, separately, led to a significant reduction in fruit pH and spraying zinc and manganese substantially increased the thickness of the skin of the fruit.. In general, though nutrition lime trees by spraying with micronutrients did not have significant effect on yield but was improved some fruit quality characteristics; So that the pH of fruit with foliar application of ferrous sulfate and zinc sulfate with concentration of 5 and 3 per thousand, respectively, was decreased significantly (2.181 and 2.186 respectively) and manganese sulfate treatment with concentration of 5 per thousand significantly increased fruit juice (53.37%). Thus the use of iron and manganese sulfate as a concentration of 5 per thousand and spraying zinc sulfate as a concentration of 3 per thousand to increase fruit quality lime is recommended.
    Keywords: Foliar nutrition, Sulfat, Quality property, Fruit pH