فهرست مطالب

  • سال چهل و سوم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نریمان مصفا*، هدی رحمانی، سمیه صادقی، محسن روشنی، امانی امانی، طوبی غضنفری صفحات 1-7
    سابقه و هدف
    آلودگی هوای شهر تهران یک معضل ملی محسوب می شود و با توجه به آثار سوء بر سلامتی انسان، مورد توجه پزشکان و افراد فعال در حوزه سلامت قرار گرفته است. با افزایش روزافزون ذرات معلق جامد ) PM (، در شهرهای بزرگ و آلوده صنعتی بسیاری از مطالعه ها به بررسی اثر این ذرات بر سلامتی انسان متمرکز شده است. مطالعه های اپیدمیولوژیک ارتباط افزایش غلظت ذرات معلق و افزایش بیماری های تنفسی و قلبی- عروقی و مرگ و میر ناشی از آن را نشان می دهد. در مقایسه با آثار مخرب این ذرات بر دستگاه تنفسی، کمتر به بررسی آثار آن در سیستم گوارش پرداخته شده است. در حالی که گزارش های مبنی بر افزایش مراجعه به اورژانس به دلیل دردهای شکمی و تهوع در روزهایی که آلودگی هوا بیشتر است، وجود دارد. علاوه بر این بروز بیماری های گوارشی از قبیل التهاب آپاندیس، سرطا نهای کولورکتال و سندرم روده تحریک پذیر در نواحی آلوده صنعتی بیشتر است. مواد و رو شها: ما در این مطالعه تجربی به اثر ذرات با قطر ایرودینامیک کمتر از 2.5 میکرون و ذرات با قطر کمتر از 10 میکرون بر سلو لهای سیستم ایمنی محوطه صفاقی- شکمی در مدل موشی تجربی پرداختیم. به این منظور از فیلترهای جم عآوری PM 2.5 و PM 10 مربوط به ایستگاه های مختلف از شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران استفاده شد تا ذرات معلق از آن ها استحصال شود. ذرات معلق بر ماکروفاژهای پریتونئال موش نژاد C57BL/6 اثر داده شد. توسط آزمون بررسی حیات سلولی) MTT ( میزان فعالیت حیاتی سلو لها اندازه گیری شد.
    یافته ها
    ذرات معلق با قطر 10 میکرون، پس از 24 ساعت تیمار، در غلظت 10 میکروگرم در میلی لیتر در مقایسه با گروه کنترل به طور قابل توجهی فعالیت حیاتی ماکروفاژهای پریتونئال را افزایش داده است( P =0.00 ). بیشترین میزان افزایش فعالیت حیاتی ماکروفاژهای پریتونئال مربوط به PM 2.5 با غلظت 10 میکروگرم در میلی لیتر بود( P =0.00 ). میزان فعالیت حیاتی ماکروفاژهای پریتونئال تیمار شده با غلظ تهای 5 میکروگرم در میلی لیتر در دو سایز ذرات با قطر 2.5 میکرون و 10 میکرون نیز نسبت به گروه کنترل افزایش یافت اما فقط در مورد ذرات PM10 از نظر آماری معنادار بود( (P <0.05 نتیج هگیری: ذرات معلق هوای شهر تهران در مقایسه با گزار شهایی که از سایر پژوه شهای مشابه در دست است سبب تحریک فعالیت حیاتی ماکروفاژها شدکه می تواند ناشی از افزایش تولید سایتوکاین های التهابی و القای فنوتیپ التهابی در این سلول ها باشد. از این رو می توان دلیل بسیاری از عوارض بالینی ناشی از تماس با ذرات معلق در انسان را با این پدیده مرتبط دانست. بررسی چگونگی وقوع این فعالیت در زمینه تولید سیتوکای نهای التهابی، مکانیس مهای تاثیر آن ها را برسلول های دفاعی مشخص می کند.
    کلیدواژگان: سیستم ایمنی، ماکروفاژ، پریتونئال، ذرات معلق، آلودگی هوا
  • کلثوم افسرده، روح الله رنجبر*، علی اکبر علی زاده صفحات 8-14
    سابقه و هدف
    کبد چرب یکی از رای جترین بیماری های کبدی قرن حاضر است که در آن تعادل لیپیدهای خون به هم می خورد. هدف از مطالعه کنونی تعیین تاثیر تمرینات هوازی و مکمل ویتامین D بر کبد چرب و نیمرخ لیپیدی است که در زمستان سال 1395 در شهر دهلران انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی 40 زن دارای کبد چرب درجه I تا III در شهر دهلران به طور تصادفی به گرو ه های 10 نفره با میانگین وزن ( 8/ 5± 5/ 81 ) و BMI≥ 30 در چهار گروه؛ تمرین هوازی و مکمل ویتامین D )گروه ترکیبی(، گروه تمرین هوازی، گروه مکمل ویتامین D و گروه کنترل تقسیم شدند. گرو ه های ورزشی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته تمرین هوازی بر روی نوار گردان با 60 درصد ضربان قلب بیشینه به مدت 45 دقیقه پرداختند. گروه های مکمل هر هفته 50 هزار واحد بین المللی ویتامین D دریافت کردند. نمونه های خون برای اندازه گیری نیمرخ لیپیدی و آنزیم های کبدی و سونوگرافی برای اندازه گیری پارانشیم کبدی 48 ساعت قبل و بعد از برنامه تمرین در دو مرحله پیش و پس آزمون به عمل آمد. از آمار توصیفی برای تعیین میانگین و انحراف معیار هر متغیر و از آزمون شاپیرو-ویلکز، برای تعیین توزیع طبیعی داده ها استفاده شد. برای بررسی تغییرات بین گروهی از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد و در صورت معنا داری برای مقایسه دوبه دو گروه ها از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافت ه ها: آنزیم های کبدی در گروه ترکیبی و گروه تمرین هوازی به طور معنا داری نسبت به گروه های کنترل و مکمل ویتامین D تفاوت داشت P<0/05) (ALP=0/001, ALT=0/014, AST=0/000) )با وجود این، بین دو گروه ترکیبی و تمرین تفاوت معناداری مشاهده نشد( 05 / P›0 ). پارانشیم کبد در گروه ترکیبی به طور معنا داری نسبت به سایر گرو ه ها کاهش یافت ( 05 / P=0/000) (P<0 ). مقادیر تری گلیسیرید و LDL گروه ترکیبی نسبت به سایر گرو ه ها کاهش معنا داری پیدا کرد( 05 / LDL=0/011, TG=0/015) )(P<0 ). با این حال، در شاخص HDL و کلسترول اختلافی بین گروه ها مشاهده نشد ( 05 / .(HDL= 0/148, COLE=0/591) (P>0 نتیج هگیری: مکمل یاری ویتامین D همراه با تمرین هوازی می تواند تاثیر مضاعفی بر سطوح آنزیم های کبدی، پارانشیم کبد و همچنین شاخص های تری گلیسیرید و LDL زنان مبتلابه کبد چرب داشته باشد.
    کلیدواژگان: ورزش هوازی، ویتامین D، کبد چرب، آنزیم های کبدی، پروفایل لیپیدی
  • زهرا نام ورپور، عبدالله امینی*، رضا ماستری فراهانی، محمد ناصحی صفحات 15-22
    سابقه وهدف
    تیمروزال یکی از مواد نگه دارنده مهم و ارزان قیمت در بسیاری از فرآورده های دارویی و بهداشتی است. در مورد تاثیر این ماده در رشد و تکامل جنین اطلاعات بسیار متناقض و کمی وجود دارد. این مطالعه برای تعیین اثر تیمروزال در بدو تولد بر رفتارها و بافت هایی مانند مخچه که نقش مهمی در حرکت و تعادل و یکپارچه سازی حسی دارند و در طیف اوتیستیک دچار آسیب م یشوند، طراحی شد.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی از 40 سر نوزاد موش صحرایی با نژاد ویستار که به طور تصادفی و به چهار گروه 10 سری شامل 1-کنترل نر 2-گروه کنترل ماده 3- گروه تجربی نر 1و 4- گروه تجربی ماده تقسیم شدند، استفاده شد. گرو ه های تجربی یک و دو، تیمروزال را با دوز 300μg/kg در روزهای 7،9،11،15 پس از تولد به صورت تزریق عضلانی دریافت کردهاند. مطالعه های رفتاری شامل آزمو نهای Open Filed در هفته چهارم و Social Interaction Test درهفته هشتم پس از تولد انجام شد. پس از اتمام مطالع ه های رفتاری، بررس ی های بافتی انجام شد. یافت ه ها: موش های نر و ماده دریافت کننده تیمورسال علایمی از اختلال در فعالیت های حرکتی نشان دادند و میزان اجتماعی شدن، حافظه و ترجیح اجتماعی کاهش یافته بود ) p<0.001 . در حالی که طول مدت رفتارهای کلیشه ای و تکرار شونده به شکل چشمگیری افزایش یافته بود. ( p<0.05 ) نتایج حاصل از مطالع ه های بافتی نیز نشان داد که تعداد سلول های پورکنژ به میزان قابل توجهی در گروه تیمار شده با تیمروزال نسبت به کنترل در هر دو جنس کاهش م ییابد ( .(p<0.001 نتیج هگیری: این مطالعه نشان داد که شاید قرارگیری در معرض تیمروزال موجود در واکس نها، طی دوره تکوینی می تواند باعث آثار سوءرفتاری و بافتی شده و منجر به اختلال های تکامل عصبی در آینده شود.
    کلیدواژگان: تیمروزال، آسیبهای رفتاری، اختلالات تکامل عصبی، مخچه
  • سید حسین حسینی مهر*، مهرداد عنبریان صفحات 23-27
    سابقه و هدف
    ریتم اسکاپولوهومرال به عنوان یک سند کینماتیکی، نشا ندهنده وضعیت حرکت مفصل شانه است. مطالعه های مختلفی به بررسی عوامل مختلف روی ریتم اسکاپولوهومرال پرداخته اند. در این مطالعه هدف ما تعیین تاثیر سطح حرکتی برمیزان چرخش بالایی کتف و نسبت ریتم اسکاپولوهومرال در زوایای مختلف ابداکشن شانه است. این تحقیق در سال 1397 در دانشگاه کردستان انجام شد. مواد و رو شها: در این تحقیق تجربی، تعداد 35 آزمودنی مرد سالم به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. از دو اینکلینومتر برای اندازه گیری ابداکشن شانه و میزان چرخش بالایی کتف در پوزیشن استراحت کتف، 45 ، 90 و 135 درجه ابداکشن شانه استفاده شد. آزمودنی ها عمل ابداکشن بازو را با دست برتر در سطوح فرونتال، ساجیتال و اسکاپولا انجام می دادند. ریتم اسکاپولوهومرال از تقسیم میزان ابداکشن گلنوهومرال بر چرخش بالایی کتف از پوزیشن استراحت کتف تا 45 ، 90 و 135 درجه ابداکشن شانه در سطوح مختلف محاسبه شد و مورد قضاوت آماری قرار گرفتند.
    یافته ها
    در 45 درجه ابداکشن شانه، تقاوت معنا داری در میزان چرخش بالایی کتف ) 07 / p =0 ( و ریتم اسکاپولوهومرال ) 48 / p =0 ( بین سطوح حرکتی فرونتال، ساجیتال و اسکاپولا وجود نداشت اما در 90 درجه ابداکشن شانه، میزان چرخش بالایی کتف در سطح فرونتال بیشتر از سطح ساجیتال ) 05 / p <0 ( و در 135 درجه ابداکشن شانه، میزان چرخش بالایی کتف در سطح فرونتال بیشتر از دو سطح دیگر بود ) 5درصد> p(. از طرف دیگر نتایج مطالعه نشان داد که نسبت ریتم اسکاپولوهومرال از صفر تا 90 درجه در سطح ساجیتال بیشتر از سطح فرونتال بود در حالی که نسبت ریتم اسکاپولوهومرال از صفر تا 135 درجه ابداکشن شانه در سطح ساجیتال بیشتر از دو سطح دیگر بود ) 5درصد> .)p نتیج هگیری: به نظر می رسد که میزان چرخش بالایی کتف و نسبت ریتم اسکاپولوهومرال حین ابداکشن بازو در سطوح فرونتال، ساجیتال و اسکاپولا متفاوت است. این نتایج می تواند در ارزیاب ی های کلینیکی و مطالعه های پژوهشی استفاده شود.
    کلیدواژگان: چرخش بالایی کتف، سطح فرونتال، سطح ساجیتال، سطح اسکاپولا، ریتم اسکاپولوهومرال
  • مریم کلاهدوز*، نسترن کشاورز محمدی، محمد حضوری صفحات 28-33
    سابقه و هدف
    از آنجا که آموزش رژیم غذایی و تغذیه به عنوان یک عامل کنترل دیابت شناخته شده است، در این تحقیق تاثیر آموزش تغذیه بیماران دیابتی به همراه یکی از اعضای خانواده آنها بر روی دانش، نگرش و عملکرد این افراد بررسی می شود.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی، پس از هماهنگی لازم از بین مراجعان به مرکز بهداشتی -درمانی شماره 7 نیشابور، تعداد 60 نفر افراد دیابتیک ازداخل دفتر ثبت نام مرکزانتخاب شدند و پرسشنامه مربوط به آگاهی نگرش و عملکرد ) ) KAP توسط محقق برای همه افراد تکمیل شد. سپس به صورت تصادفی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. آموزش به صورت چهره به چهره و آموزش گروهی به مدت دو ماه و هر دو هفته ی کباربرای گروه مداخله و حداقل یکی از اعضای خانواده آن ها انجام شد. پس از پایان دو ماه، پرسشنامه دوباره تکمیل شد. در گروه کنترل هیچ آموزش جدیدی داده نشد. اطلاعات به نرم افزار SPSS 20 وارد شد و در قسمت آمارتوصیفی از فراوانی، درصد، میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد و در آمار استنباطی برای تحلیل داده های پژوهش، از آزمو نهای آماری کای دو، تی مستقل، تی زوجی ، رگرسیون لجستیک و آنکوا استفاده شد. نتایج ابتدای مطالعه و در پایان برنامه آموزشی دو ماهه مقایسه شد.
    یافته ها
    آموزش بیماران مبتلا به دیابت به همراه حداقل یک نفر از خانواده، در مقایسه با گروهی که آموزشی دریافت نکرده بودند، بهبود معناداری در دانش، نگرش و عملکرد تغذیه ای آنان داشت( p <0.001 ). گرچه آموزش بیماران مبتلا به دیابت با حداقل یک نفر در خانواده آن ها منجر به کاهش قابل توجه BMI شد p=0/01( ( و میزان قند خون ناشتا ) 08 / p=0 ( را نیزکاهش داد، ولی این کاهش از نظر آماری معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    با وجودی که آموزش بیماران دیابتی در ارتقای دانش، نگرش و عملکرد آنان موثر است، اما آموزش حداقل یک نفر در خانواده آن ها، نقش مهمی در بهبود این ارتقا دارد. از سوی دیگر، بین فقدان دانش در مورد گرو ه های غذایی و خطر ابتلا به دیابت تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، نگرش، دانش و عملکرد تغذیه ای، آموزش تغذیه
  • رفیع بهاورنیا، بهزاد برادران*، جبیب عنصری صفحات 34-39
    سابقه وهدف
    با وجود پیشرفتهای زیاد در زمینه سرطان، هنوزسرطان کولورکتال ) CRC ( به عنوان سومین سرطان شایع بالاترین میزان مرگ و میر را دارد. با توجه به شیوع بالای آن در سنین پایین و مراحل پیشرفته تر غربالگری و درمان این سرطان با روش های مولکولی ضروری است. مطالعه ها نشان داد هاند که ژن HOTAIR در سرطان های مختلف نقش مهمی دارد. هدف ما در این مطالعه بررسی بیان ژن HOTAIR در نمونه های توموری و حاشیه توموری بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال به روش Real-Time PCR است. مواد و
    روش بررسی
    در این مطالعه مورد - شاهدی 47 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا )ع( شهر تبریز از اردیبهشت تا اسفند 1395 بررسی شدند. بعد از تا یید پاتولوژ کیی نمونه ها واستخراج RNA ، بیان ژن HOTAIR به روش Real time-PCR اندازهگیری و با نرم افزار Graph pad Prism آنالیزشد.
    یافته ها
    سطح بیان ژن HOTAIR در نمونه های توموری نسبت به نمونه های مارژینال حدود 7 برابر بیشتر بود) 0009 / p = 0 (. همچنین با افزایش درجه تمایز تومور میزان بیان ژن HOTAIR کاهش میی ابد) .)p=0.023 نتیج هگیری: نتایج ما نشان می دهد که ژن HOTAIR در پاتوژنز سرطان کولورکتال دخالت دارد و استفاده از آنالیز بیانی این ژن به عنوان بیومارکر می تواند درتشخیص، درمان و پیش آگهی این بیماران مفید باشد، هرچند برای تا یید این ادعا به مطالعه ها و بررس ی های بیشتری نیاز است.
    کلیدواژگان: HOTAIRʻ Real time PCR، سرطان کولورکتال، Non coding RNA
  • افشین مرادی*، مهسا احدی، آرش دهقان، النا جمالی، تهمینه ملاشریفی، بهرنگ کاظمی نژاد، یلدا نیلی پور، هانیه ژام، فرشته علی اکبری صفحات 40-44
    سابقه وهدف
    تومورهای مخچه از انواع مهم نئوپلاس مهای داخل جمجمه ای هستند که شناخت انواع و الگوی اپیدمیولوژیک آن ها از اهمیت به سزایی برخوردار است. بنابراین این مطالعه برای تعیین شیوع انواع تومورهای مخچه و تفکیک انواع آن در بیمارستان شهدای تجریش در سا لهای 85 تا 93 انجام شده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه داده های موجود از گزارش های پاتولوژی 105 تومور مغز در بخش پاتولوژی بیمارستان شهدای تجریش بین سا لهای 85 تا 93 بررسی شدند و میزان شیوع انواع تومورهای مخچه و توزیع سنی، جنسی و علایم بالینی آن ها بررسی شد.
    یافته ها
    شایع ترین تومورهای مشاهده شده مدولوبلاستوما ) 1/ 18 درصد(، همانژیوبلاستوما ) 2/ 15 درصد(، آستروسایتومای پیلوسیتیک ) 3/ 13 درصد(، شوانوما ) 12/4 درصد( و مننژیوما ) 5/ 9درصد( بودند. سن با نوع تومور ارتباط داشت ( P=0.0001 ) و مننژیوما بالاترین میانگین سنی وتومور پاپیلومای شبکه کورویید کمترین میانگین سنی را داشتند. جنسیت و علایم بالینی با نوع تومور ارتباط نداشت ( .(P > 0.05 نتیج هگیری: به نظر می رسد که که شیوع تومورهای مخچه و انواع آن مشابه سایر مقاله های منتشره در سایر نقاط جهان است.
    کلیدواژگان: تومور مغز، شیوع، تومور مخچه، ایران
  • گیتا اسلامی*، دنیا تقی زاده ملکی، زهره قلاوند، بهرام نیک منش، علی هاشمی، هیوا کدخدا صفحات 45-50
     
    سابقه وهدف
    استافیلوکوکوس اورئوس باکتری بیماری زای فرصت طلب بوده که با ترشح سموم مختلف شرایط تهاجم به میزبان را فراهم می کند و در ایجاد عفونت های پوستی مانند جوش، کفگیرک و زخم نقش دارد. امروزه یکی از معضلات پزشکی درمان ایزوله های استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به دارو است.
    هدف
    از مطالعه حاضر شناسایی ویرولانس فاکتورها و مقاومت آنتی بیوتیکی در بین ایزوله های جدا شده از نمونه های زخم کودکان مراجعه کننده به بیمارستان مرکز طبی کودکان تهران 1396 - 97 است.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر، تعداد 59 ایزوله استافیلوکوکوس اورئوس از عفونت زخم طی یک سال جمع آوری شد. ابتدا با استفاده از تست های بیوشیمیایی، باکتری استافیلوکوکوس اورئوس تشخیص داده شد. سپس تست حساسیت آنتی بیوتیکی با استفاده از دیسک های آنتی بیوتیکی ) Mast ، انگلستان(، طبق دستورالعمل CLSI سال 2017 انجام شد. حضور ژ نهای nuc ،mecA ، tsst-1،hla، hlb،hld ، eta،etb ، etd با استفاده از PCR بررسی و محصولات آن ها تعیین توالی شد.
    یافته ها
    بیشترین حساسیت به ونکومایسین و لینزولید با 100 درصد حساسیت و بالاترین مقاومت مربوط به پنی سیلین با 3/ 98 درصد بود. توزیع فراوانی ژن ها از قبیل hla ، hlb، hld ،eta ،etb ، etd ،1-mecA ، tsst به ترتیب شامل: 3 / 59 ، 7/ 37،2 / 71 ، 6/ 57 ، 6/ 96 ، 100 ، 9/ 11 ، 1/ 27 درصد بود. نتیج هگیری: آنتی بیوتیک های ونکومایسین و لینزولید با 100 درصد حساسیت برای درمان عفونت های زخم ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس کاندیدا هستند. با توجه به اینکه همه ایزوله های استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده از زخم کودکان دارای ژن اکسفولیاتیو A هستند، تدابیر کنترل و ضدعفونی زخم در بین کودکان برای پیشگیری از انتشار ایزوله هایی با پتانسیل توکسین زایی اهمیت م ییابد.
    کلیدواژگان: استافیلوکوک اورئوس، همولیزین ها، اکسفولیاتیو توکسین، عفونت زخم
|
  • Nariman Mosaffa*, Hoda Rahmani, Somaieh Sadeghi, Mohsen Roshani, Davar Amani, Tooba Ghazanfari Pages 1-7
    Background
    Urban air pollution represents a challenge in Tehran. Health care organs and physicians pay much attention because of health effect on mankind. Nowadays, a majority of air pollution related articles focus on particulate matter adverse effects on human health. Epidemiologic studies show the direct correlation between ambient particulate matter and risk of respiratory system and cardiovascular disease. However, little attention has been given to the effects of air pollution on the gastrointestinal system. Emergency system visit increases on polluted days. Recent studies have shown high incidence of susceptibility to inflammatory bowel diseases (IBD), appendicitis, and colorectal cancer in the polluted ar eas.
    Materials and Methods
    We investigated the effect of Particulate matter in two aerodynamic diameters (PM2.5 and PM10) on peritoneal immune system cells. PM filters of different stations were purchased from Tehran Air Quality Standard Agency. After harvesting the particles from corresponding filters, the PMs were cultured with C57BL/6 inbred mice peritoneal macrophages. MTT test was performed to define the stimulatory and toxic effects of PMs on macrophages.
    Results
    The results of MTT test showed stimulation of macrophages by PMs. PM2.5 was more potent in increasing MTT test absorbance. Also, both particles stimulated macrophages in 10μg/ml concentration in comparison to 5 μg/ml concentration.
    Conclusion
    These results show particles stimulate macrophages and this stimulation can result in production of inflammatory cytokines and other macrophage function. In further studies, we will continue our investigation by evaluating PM effects on pr oducing cytokines and gene expression. Keywords: Immune system; Macrophage; Peritoneal; Suspended particles of air pollution
    Keywords: Immune system, PM2.5, PM10, macrophage, viability
  • Kolsoum Afsordeh, Rouhollah Ranjbar*, Aliakbar Alizadeh Pages 8-14
    Backgrond:Fatty liver, which impairs the balance of blood lipids, is one of the most common liver diseases in the present century. The purpose of the present study was to investigate the effect of aerobic exercise and vitamin D supplementation on fatty liver and lipid profiles.
    Materials and Methods
    In this semi-experimental study, conducted in the winter of 1395 in the city of Dehloran, 40 women (weight: 81.5±8.8 and BMI: ≥30) who had Fatty Liver, grades I to III, were randomly divided into aerobic exercise and vitamin D supplement (combined), aerobic training, Vitamin D Supplementation, and control groups (n=10). The exercise groups performed 45 minutes of exercise on treadmill with 60% maximum heart rate for 8 weeks and 3 sessions per week. Supplementary groups received 50,000 units of vitamin D every week. Blood samples were used to measure lipid profiles and liver enzymes and ultrasound to measure liver parenchyma in pretest and posttest (48 hours after the latest session of aerobic training). Descriptive statistics were used to determine the mean and standard deviation of each variable and Shapiro-Wilkes test to determine the natural distribution of data. Also, covariance analysis was used to examine the changes between groups. In order to compare the two groups, Bonferron’s post hoc test was used.
    Results
    The hepatic enzymes in the combined group and the aerobic training group were significantly different compared with the control and vitamin D supplementation groups (p<0.05) (ALP=0/001, ALT=0/014, AST=0/000. However, it was not found to be statistically different between combined and aerobic training in the hepatic enzymes. The liver parenchyma was significantly decreased in the combined group compared with other groups (p<0.05) (P=0/000). In addition, Triglyceride and LDL levels decreased significantly in the combined group as compared with other groups (p<0.05) (LDL=0/011, TG=0/015). However, there was no statistically significant difference in the HDL and cholesterol between the groups (p>0.05) (HDL= 0/148, COLE=0/591).
    Conclusion
    Vitamin D supplementation with aerobic exercise can have more effects on the levels of liver enzymes, liver parenchyma, as well as triglyceride and LDL in women with fatty liver. Keywords: Aerobic exercise; Vitamin D; Fatty liver; Liver enzymes; Lipid pr ofiles
    Keywords: Aerobic exercise, vitamin D, fatty liver, liver enzymes, lipid profiles
  • Zahra Namvarpour, Abdollah Amini* Pages 15-22
    Background
    Thimerosal (THIM) is one of the most important and inexpensive preservatives in many pharmaceutical and health products. The current knowledge on the impact of this substance on fetal neurodevelopment and incidence of behavioral and tissue defects is very controversial. Here we investigated neonatal administration of THIM on behaviors and cerebellar tissue, which are important in movement, balance, and sensory integration and which are more typically altered in Autism spectrum disorder (ASD) ASD.
    Methods
    The experiments were directed on 40 young adult male and female Wistar rats, in groups of 10, which were randomly divided into four groups: groups 2 & 1: male and female experimental groups (which received THIM (300μg Hg/kg), Intramuscular injections (im) on postnatal days (15 ,11 ,9 ,7) and groups 3 4 &: male and female control groups (which received saline in the same pattern). On the fourth week after birth, rats were examined with open field test and in the 8th post natal week, three-chamber paradigm test was conducted on the animals. After the end of the behavioral tests, histological studies wer e perfromed.
    Results
    Adult male and female rats, which were exposed to THIM, demonstrated impairments of locomotors activity and their social affiliation, social memory, and novelity reduced (p<0.001). During freezing, grooming, as the stereotyped behavior, increased significantly (p<0.05). The results of histological studies showed a significant decrease in the number of purkinje cells in the groups treated with THIM (p<0.001).
    Conclusion
    These data document that probably the early postnatal THIM administration causes lasting neurobehavioral and histological impairments and these conditions could contribute to neurodevelopmental disorders.
    Keywords: Thimerosal, Behavioral Impairments, Neurodevelopmental Disorders, Cerebellum
  • Seyed Hossein Hosseinimehr*, Mehrdad Anbarian Pages 23-27
    Backgroundm: Scapulohumeral rhythm (SHR) has been established as the kinematic hallmark indicating motion of the shoulder joint. Numerous studies have investigated the effect of different factors on SHR. The purpose of the present study was to determine the scapular upward rotation and scapulohumeral rhythm ratio among frontal, sagittal, and scapular planes in different humeral abduction angles.
    Materials and Methods
    In the curremnt experimental study, conducted at the University of Kurdistan in 2018, 35 healthy male individuals participated. Two inclinometers were used to measure humeral abduction
    and scapular upward rotation in scapular rest position, 45°, 90°, and 135° shoulder abduction in frontal, sagittal, and scapular planes. Participants performed humeral abduction with dominant shoulder in different planes. The scapular motility rhythm was calculated from the distribution of glenohumeral abduction rate on the upper scapular rotation from the rest position of the scapula to 45, 90 and 135 degrees of shoulder abduction at different levels.
    Results
    No significant difference was found in scapular upward rotation (p=0.07) and scapulohumeral rhythm (p=0.48) among frontal, sagittal, and scapular planes in 45° humeral abduction, but the scapula had more upward rotation in 90° humeral abduction in frontal plane compared with sagittal plane (p<0.05). Also, the scapula had more upward rotation in 135° humeral abduction in frontal plane compared with scapular and sagittal planes (p<0.05). On the other hand, findings showed that scapulohumaral rhythm ratio from scapular rest position to 45°, 90°, and 135° humeral abduction in frontal plane was less compared with that of sagittal and scapular planes (p<0.05). On the other hand, findings showed that scapulohumaral rhythm ratio from scapular rest position to 90° humeral abduction in sagittal plane was more as compared with frontal plane while scapulohumaral rhythm ratio from scapular rest position to 135° humeral abduction in sagittal plane was more than those of the two other planes (p<0.05). Conclusion It seems that there are significant differences in scapular upward rotation and scapulohumaral
    rhythm ratio among frontal, sagittal, and scapular planes. These findings can be useful in clinical assessments and future studies.
    Keywords: Scapular upward rotation, Frontal plane, Sagittal plane, Scapular plane, Scapulohumeral rhythm
  • Maryam Kolahdooz*, Nastaran Keshavarz Mohammadi, Mohammad Hozoori Pages 28-33
    Background
    Since diet and nutrition education is known as a control agent for diabetes, in this research we investigated the effect of nutrition education on diabetic patients together with one of their family members on knowledge attitude and practice of these individuals.
    Materials and methods
    In the current experimental study, 60 diabetic patients were selected from the Registry Office who refered to Neyshaboor Health Center. A questionnaire on Attitude and Practice (KAP) was completed by the researcher for all participants, and then they were randolmy divided into two groups of case and controls. The case and control groups were taught face to face training and group training for two months and once every two weeks for the intervention group and at least one of their family members. At the end of two months, the questionnaire was completed again. No new training was given in the control group. Data were entered into SPSS, v. 20, and descriptive statistics of frequency, percentage, mean, and standard deviation were used. Inferential statistics were used to analyze the data, using Chi-square, independent t-test, paired t-test, logistic regression, and ANCOVA. Next, the results of the beginning of the study and the twomonth training program were compared.
    Results
    Diabetic Patients Training with at least one person in their family had a significant improvement in knowledge, attitude, and nutritional function (001/0>p). Diabetic Patients Training with at least one person in their family led to a significant reduction in their BMI (p = 0.01) and it reduced the fasting blood glucose levels (p = 0.08), but this decrease was not statistically significant.
    Discussion
    Although diabetic patients training has a significant role in promoting their knowledge, attitudes and, practice, Diabetic Patients Training with at least one person in their family plays a more effective role in this improvement. On the other hand, there is a significant relationship between lack of knowledge about food groups and the risk of diabetes, indicating that planned and trained training can be very effective in reducing the risk of developing type 2 diabetes. Key Words: Type 2 Diabetes, Nutritional attitude, Knowledge and Performance, Nutrition Education   materials and methods This study is an experimental study. 60 diabetic patients were selected from the Registry Office between who refers to Neyshaboor Health Center, after coordination they divided into case and control groups in a completely randomized way  Face to face education and group training for 2 months for the case group and at least one of their family members and after the end of two months, the questionnaire was completed again. There was no new training in the control group. Information was entered into the spss software and analyzed. The results of the beginning of the study and at the end of the two month were compared
    Result
    Diabetic Patients Training with at least one person in their family had a significant improvement in knowledge, attitude and nutritional function (001/0>p). Diabetic Patients Training with at least one person in their family led to a significant reduction in their BMI and it reduced the fasting blood glucose levels, but this decrease was not statistically significant.
    Discussion
    Although diabetic patients training have a significant role in promoting their knowledge, attitudes and, practice but Diabetic Patients Training with at least one person in their family, plays a more effective role in this improvement. On the other hand, there is a significant relationship between lack of knowledge about food groups and the risk of diabetes, indicating that planned and trained training can be very effective in reducing the risk of developing type 2 diabetes
    Keywords: Type 2 Diabetes, Nutritional attitude, Knowledge, Performance, Nutrition Education
  • Rafi Bahavarnia, Behzad Baradaran*, Habib Onsori Pages 34-39
     
    Background
    Despite advances in cancer studies, colorectal cancer, as the third most common cancer, has the highest mortality rate worldwide. Due to its high prevalence in the younger ages and advanced stages, screening of this cancer with molecular methods is necessary. Studies have shown that HOTAIR gene plays an important role in cancers. Our aim in the present study was to determine the expression of HOTAIR gene in tumor and tumor margins of patients with colorectal cancer using Real-Time PCR.
    Materials and method
    In the present case-control study, 47 colorectal cancer patients who had referred to Imam Reza Hospital in Tabriz from May to March 2011 were evaluated. Samples were subjected to extraction of RNA after confirmation by the pathologist, and then the HOTAIR gene expression was measured and analyzed using Real Time-PCR and Graph Pad Prism, respectively.
    Findings
    The expression level of HOTAIR in tumor samples was about seven times higher than that of marginal samples (p = 0.0009). Also, by increasing the degree of tumor differentiation, the expression of HOTAIR gene decreased (p = 0.023).
    Conclusion
    HOTAIR gene is involved in the pathogenesis of colorectal cancer, and the use of expression analysis of this gene as a biomarker can be helpful in diagnosis, treatment, and prognosis of patients, although more studies are needed to verify this claim. Keywords: HOTAIR; Real time PCR; Colorectal cancer; lncRNAd.
    Keywords: HOTAIR, Real time PCR, Colorectal cancer, lncRNA
  • Afshin Moradi*, Mahsa Ahadi, Elena Jamali, Tahmineh Mollasharifi, Behrang Kazeminejad, Yalda Nilipoor, Hanieh Zham, Fereshte Aliakbari Pages 40-44
    Background
    Cerebellar tumors are considered as clinically significant intracranial neoplasms and acknowledgment of their epidemiological characteristics tends to be essential. The present study was conducted in order to determine the prevalence and types of their cerebellar tumors in Shohada-e-Tajrish Hospital between 2006-2014.
    Materials and Methods
    In the current observational descriptive study, 105 patients with brain cerebellar tumor in Shohada-e-Tajrish Hospital from 2006 to 2014 were included in the study and prevalence and types of their cerebellar tumors were determined.
    Findings
    According to the results, hemangioblastoma (15.2%), schwannoma (12.4%), pilocytic astrocytoma (13.3%), medulloblastoma (18.1%), and meningioma (9.5%) were the most common cerebellar tumor types. Age correlated with tumor’s type (P=0.0001). Meningioma was more common among older patients, while choroid plexus tumors were more seen among younger patients. The gender and clinical symptoms did not have any correlation with tumor type (P > 0.05).
    Conclusion
    It can be concluded that prevalence and types of cerebellar tumors in our center are similar to the worldwide incidence trend
    Keywords: brain tumor, Cerebellar tumor, Epidemiology, Iran
  • Gita Eslami*, Donya Taghizadeh Maleki, Zohreh Ghalavand, Bahram Nikmanesh, Ali Hashemi, Hiva Kadkhoda Pages 45-50
    Background
    Staphylococcus aureus is an opportunistic pathogenic bacterium that can provide invasive conditions by secreting various toxins. It is involved in the development of skin infections, such as swollen and ulcers. Today, one of the main problems is the treatment of Staphylococcus aureus resistant strains. The aim of the current study was to detect virulence factors and antibiotic resistance among strains isolated from wound infections of children who referred to Tehran Children’s Medical Hospital in 1396-97.
    Materials and Methods
    A total of 59 strains of Staphylococcus aureus isolated from wound infection were collected during one year. Staphylococcus aureus was detected using biochemical tests. For antibiotic susceptibility test, antibiotic disks (Mast، UK) were used according to the CLSI 2017. For detection of virulance genes, including nuc، mecA، tsst-1، hla، hlb، hld، eta، etb، etc, PCR method was used.
    Results
    Vancomycin and linezolid were sensitives for all isolates and the highest resistance antibiotic was penicillin with 98.3%. The frequency distribution of genes s mecA، tsst-1، hla، hlb، hld، eta، etb، and etd were 59.3%, 37.7%, 71.2%, 57.6%, 96.6%, 100%, 11.9%, 27.1%, respectively.
    Conclusion
    All isolates were sensitive to vancomycin and linezolid, and these antibiotics were the best choices for the first line of treatment for staphylococcus aureus strains. Since all isolates of Staphylococcus aureus were obtained from children wound infections and all of them contained oxfolitic A gene, control and disinfection measures seem to be important among children, because these strains have the potential to spread this gene among hospitalized patients.
    Keywords: Staphylococcus aureus, Hemolysins, Exfoliation, Wound infection